درهاي بهشت و جهنم چند تا هست؟ چرا؟ با ذكر نام آنها؟
در كتب تفسير واحاديث روايات زيادي از پيامبر (ص) وائمه معصومين(ع) آمده كه در آنها اشاره به درهاي بهشت شده كه نشان مي دهد بهشت هشت تا در دارد و جهنم طبق آيه قرآن هفت در دارد.
پيامبر (ص) مي فرمايد:
بهشت داراي هشت در است.<< بحار الانوار.ج 8. ص 922و129>>
جهنم هفت در دارد و براي هر دري گروه معيني از آنها تقسيم شده اند.<<حجر/44>>
امام صادق(ع) از پدرش از جدش، از امير المومنين علي (ع) نقل مي كند كه فرمود:
<< بهشت داراي هشت در است، دري است كه از آن پيامبران و صديقان وارد مي شوند، و در ديگري است كه از آن شهيدان و صالحان وارد ميشوند و از پنج در ديگر شيعيان و دوستان، وارد ميشوند و من همواره بر صراط ايستاده دعا مي كنم و ميگويم: خدايا! شيعيان و دوستان و ياران و كسانيكه در دنيا مرا دوست مي داشتند سالم و از خطر دور بگردان>>
در اين هنگام از دل عرش ندايي مي رسد كه : دعايت را مستجاب كردم و شفاعتت را در حق پيروانت پذيرفتم، آنگاه هر فردي از شيعيان و دوستان و يارانم و آنهايي كه با دشمنانم با گفتار و كردار مبارزه كرده اند، مي توانند هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانشان را شفاعت كنند. و از در هشتم ساير مسلمين از كساني كه به لااله الا الله شهادت مي دهند و در دلشان ذره اي از دشمني ما اهلبيت وجود ندارد، داخل بهشت خواهند شد. مطابق آيات قرآن بهشت هشت نام دارد و شايد نام درهاي بهشت را كه به عدد هشت خواندند از آن بابت باشد.
نامهاي بهشت
1و2- جنتان(دو بهشت)
3-جنات النعيم
4-جنات عدن
5-جنات الماوي
6-جنه الخلد
7-جنات الفردوس
8-جنت عاليه
اين تفاوتها شايد به خاطر اعمال افراد است كه بر اساس عدل الهي هر كسي در درجه اي قرار مي گيرند چنانكه
امام صادق (ع) مي فرمايد: <<نگوييد بهشت يكي است، زيرا خداوند مي فرمايد: پايين ترين از آن ، دو بهشت ديگر است و نگوييد يك درجه است، چرا كه خداوند مي فرمايد: درجاتي است بعضي بالاتر از بعضي ديگر، واين تفاوت به خاطر اعمال آنها است.>> تفسير مجمع البيان، ج9،و10، ص210
از روايات مي توان فهميد كه مردم از لحاظ ارزش كارهايي كه كرده اند، داراي موقعيتهاي مخصوصي هستند كه از درهاي معيني كه تناسب با اعمال آنها دارد، وارد بهشت مي شوند و آن عبارتند از:
1-باب المجاهدين
2-باب المصلين(در نماز گزاران)
3-باب الصائمين(روزه داران)
4-باب الصابرين(صبر كنندگان)
5-باب الشاكرين(شكر گزاران)
6-باب الذاكرين(ياد آوران خدا)
7-باب الحاجين(حج كنندگان)
8-باب اهل المعروف كه امام صادق(ع) در اين مورد مي فرمايد: <<در كارهاي نيك با برادرانتان رقابت كنيد و از اهل معروف باشيد، زيرا براي بهشت دري است كه به آن در معروف مي گويند و داخل آن نمي روند و مگر كسي كه در دنيا كارهاي نيك انجام داده است>>نور الثقلين ، ج4،ص506
در بياني امام محمد باقر -عليه السلام- نامهاي درهاي جهنم را چنين بازگو مي فرمايد:
1- در اعلي جهنم، جحيم نام دارد.
2- لظي (پوست بدنت و صورت را مي برد).
3- سقر (آتش داغ).
4- حطمه (آتش افروخته).
5- هاويه (آتش سوزان).
6- سعير (سوزان).
7- جهنم(همان ص471 ح2904؛ گفتني است كه تمام اين اسامي به ترتيب
در سوره هاي مائده آيه 10 و معراج آيه 15 و مدثر آيه 42 و همزه آيه 5 و قارعه آيه 9 و حج آيه 4 و مانند آن آمده است).
همان طو ر كه اشاره شد جهنم داراي هفت در بوده و مطابق روايات(خصال صدوق ج2 ص408 باب الثمانيه ح6) بهشت داراي هشت در مي باشد اين تفاوت بيانگر آن است كه راههاي نيل به بهشت بيش از جهنم است زيرا رحمت خداوند بر غضبش پيشي دارد (يا من سبقت رحمته غضبه)(دعاي جوشن كبير)
نكته آخر، اسامي درهاي جهنم و بهشت منحصر به آنجه ذكر شد نيست بلكه اسمهاي ديگري نيز گفته اند و حتي اين كه كدام در از بهشت و يا جهنم مخصوص چه افراد يا گروهي است ياد شده است.
- براي مطالعه بيشتر ر.ك: خصال صدوق 2، باب السبعه، ص361، و باب الثمانيه ص408.
نوشته های روی درهای بهشت و جهنم
در روایت مربوط به شب معراج پيامبر اكرم (ص) چنین آمده که
پیامبر (ص) فرمود:
در شب معراج همراه جبرییل به دیدار بهشت و دوزخ شتافتم ،
دیدنی ها و شنیدنی های آنجا را از نزدیک مشاهده کردم ، بهشت
دارای هشت در بود و دوزخ دارای هفت در ، بر روی آن درها پس از
ذکر یکتایی خدا و رسالت پیامبر و ولایت علی(ع) جملاتی نوشته شده
بود که جبرییل امین آنها را برای من توضیح داد.
بر روی درِب اول بهشت نوشته شده بود:
برای هر چیزی چاره ای هست و چاره زندگی سالم و بی تنش ،
انجام چهارخصلت است:
۱- قناعت 2- دوری از کینه 3-ترک حسادت
4- همنشینی با انسان های نیک
بر روی درِب دوم بهشت چنین نوشته شده بود:
برای هر چیز چاره ای است و چاره شادمانی در آخرت ، انجام چهار
خصلت است :
1- دستِ مهربانی بر سر یتیمان کشیدن
2-مهربانی با بیوه زنان
3-سعی و تلاش در انجام نیازهای مسلمانان
4- دلجویی از مستمندان و تهیدستان
برروی درِب سوم بهشت چنین نوشته شده بود:
برای هر چیزی چاره ای است و چاره سلامتی و عافیت در دنیا ،
چهار چیز است: ۱- کم سخن گفتن 2- کم خوابیدن 3- کم خوردن
4- زیاد روزه گرفتن
برروی درِب چهارم بهشت چنین نوشته شده بود:
کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد مهمانش را گرامی میدارد
کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد ، همسایه اش را گرامی میدارد
کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد ، پدر و مادرش را گرامی میدارد
کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد یا سخن نیک می گوید
یاسکوت می کند.
برروی درب پنجم بهشت چنین نوشته شده بود:
کسی که می خواهد فحش داده نشود ، خودش به کسی فحش ندهد
کسی که می خواهد ذلیل نگردد، کسی را ذلیل نکند
کسی که می خواهد به او ظلم نشود ، خودش ظلم نکند
کسی که می خواهد به دستگیره محکم در دنیا دست بزند، بگوید
معبودی جزخدای یکتا نیست ، محمد(ص) رسول خداست و
علی (ع) ولی خداست .
برروی درب ششم بهشت چنین نوشته شده بود:
کسی که دوست دارد قبرش وسیع و جا دار گردد ، به ساختن و تعمیر
مساجد بپردازد .کسی که می خواهد کرم ها در قبر ، بدنش را نخورند،
در مسجدها رفت و آمد کندو مدتی از شبانه روزش را در مسجدها بگذراند
کسی که می خواهد بدنش تازه و شاداب باشد ، مسجدها را فرش کند
کسی که دوست دارد مقام خود دربهشت را بنگرد ، با مسجدها انس و
الفت داشته باشد.
برروی درِب هفتم بهشت چنین نوشته شده بود:
سفیدی و نورانیت قلب درچهار خصلت است :
۱- عیادت بیماران
2- تشییع جنازه ها
3- خریداری کفن
4- برگرداندن قرض ها به صاحبانش
برروی درِب هشتم بهشت چنین نوشته شده بود:
کسی که می خواهد از همه درهای هشتگانه ی بهشت وارد بهشت
شود ، به چهار خصلت متمسک شود و دارای این چهار صفت باشد :
۱- صدقه دادن
۲- سخاوت ورزیدن
3- نیک خلقی
4- دوری از آزار به بندگان خدا

بر روی درِب اول دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
1-کسی که امید به خدا داشته باشد ، سعادتمند گردد
۲-کسی که از خدا بترسد ایمن می شود
3-انسان هلاک شده و مغرور کسی است که به غیر خدا امیدوار باشد
و از غیر او بترسد.
بر روی درِب دوم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
1-کسی که می خواهد درقیامت ، عریان نگردد ، باید در دنیا برهنگان
مستمند را بپوشاند . ۲-کسی که می خواهد در قیامت ، تشنه نشود
باید در دنیا به تشنگان آب برساند. 3- کسی که می خواهد در قیامت،
گرسنه نماند ، باید در دنیا به گرسنگان غذا برساند.
بر روی درِب سوم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
۱- خداوند دروغگویان را لعنت کند .
۲- خداوند بخیلان را لعنت کند .
۳– خداوند ستمگران را لعنت کند .
بر روی درِب چهارم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
1- خداوند ذلیل کند کسی را که به اسلام اهانت نماید
2- خداوند خوار کند کسی را که به خاندان نبوت (ع) اهانت نماید
3- خداوند ذلیل کند کسی را که ظالمان را در ظلمشان بر مردم کمک نماید
بر روی درِب پنجم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
1- از هوا هوس پیروی نکن که نتیجه آن دوری از ایمان است
2- در امور بی هدف زیاد سخن نگو که نتیجه اش سقوط از رحمت خداست
3- یار و یاور ستمگران نباش
بر روی درِب ششم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
۱- من بر شب زنده داران عابدحرام هستم
۲– من بر صدقه دهندگان حرام هستم
۳- من بر روزه داران حرام هستم
بر روی درِب هفتم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:
1-قبل از آنکه شما را به حساب رسی بکشند، خود را به حساب بکشید
۲- قبل از آنکه شما را سرزنش کنند ، خود را سرزنش کنید
3- قبل از آنکه بر خدا وارد گردید و قدرت دعا کردن نداشته باشید ،
هم اکنون دعا کنید و به درگاه الهی به راز و نیاز بپردازید .
نقل از احقاق الحق ج 4 ،ص128تا130
درهای هفتگانه جهنم برای چیست؟
درهای هفتگانه دوزخ که هر یک شخص تازه وارد را به یک دَرک خاصّی می برد، بر اساس اختلاف حجاب های واردین و تفاوت مراتب توغّل در کثرات باشد؛ چون هر چه نسبت به امور اعتباریه دنیویه فانیه و کثرات اوهامیه اعتنا بیشتر شود، منزله دوزخ که آنرا درک گویند شدیدتر است و بالعکس.
خداوند در قرآن جهنم را نیز مانند بهشت دارای در می داند و می فرماید: همان دوزخى که هفت در دارد، و براى هر درى گروهى از پیروان شیطان تقسیم شده اند «لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ هفت در دارد و براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده اند» (حجر/44).
این در، در حقیقت درهاى گناهانى است که به وسیله آن، افراد وارد دوزخ مى شوند، هر گروهى بوسیله ارتکاب گناهى و از درى، همان گونه که درهاى بهشت، طاعات و اعمال صالح و مجاهدتهایى است که بوسیله آن بهشتیان وارد بهشت مى شوند. جهنم هفت در دارد (بعید نیست عدد هفت در اینجا عدد تکثیر باشد، یعنى درهاى بسیار و فراوان دارد، همانگونه که در آیه 27 سوره لقمان نیز عدد هفت به همین معنى آمده است).
ولى واضح است این تعدد درها (مانند تعدد درهاى بهشت) نه به خاطر کثرت واردان است به طورى که از یک در کوچک نتوانند وارد شوند، و نه جنبه تشریفاتى دارد، بلکه در حقیقت اشاره به عوامل گوناگونى است که انسان را به جهنم مى کشاند، هر نوع از گناهان درى محسوب مى شود.
در خطبه جهاد در نهج البلاغه مى خوانیم «ان الجهاد باب من ابواب الجنة، فتحه اللَّه لخاصة اولیائه؛ جهاد درى از درهاى بهشت است که آن را به روى بندگان خاصش گشوده است» (خطبه 27 ) و در حدیث معروف مى خوانیم «ان السیوف مقالید الجنة؛ شمشیرها کلیدهاى بهشتند». این گونه تعبیرات به خوبى منظور از درهاى متعدد بهشت و دوزخ را روشن مى سازد. قابل توجه اینکه درحدیث امام باقر( علیه السلام ) مى خوانیم بهشت، هشت در دارد (خصال صدوق، ابواب الثمانیة) در حالى که آیات فوق مى گوید: جهنم هفت در دارد، این تفاوت اشاره به این است که هر چند درهاى ورود به بدبختى و عذاب فراوان باشد، ولى با این حال درهاى وصول به سعادت و خوشبختى از آن افزونتر است.

البته خداى سبحان نه در این آیه ( آیه 44 سوره حجر) و نه در هیچ جاى کلام خود، بیان ننموده که مراد از این ابواب(درها) چیست. آیا مانند درهاى خانه و چهار دیوارى است که در آنجا داخل مى شوند و همه واردین را در یک عرصه جمع مى کند و یا طبقات و درکات مختلفى است که از نظر نوع عذاب و شدت آن با هم تفاوت دارند. استعمال کلمه " باب" در هر دو معنا متداول است و چه بسا امورى را که در نوع مختلفند، هر نوعش را یک باب مى گویند، مثلا گفته مى شود: "ابواب خیر"، " ابواب شر" و "ابواب رحمة" و قرآن فرموده: «فَتَحْنا عَلَیهِمْ أَبْوابَ کلِّ شَئٍ ؛ درهای همه چیز را (برای امتحان) بر آنان گشودیم» (سوره انعام/ آیه 44) و چه بسا که اسباب رسیدن به چیزى و راههاى رسیدن به آن را نیز ابواب مى گویند، مانند "ابواب رزق" که مقصود از آن انواع معاملات است. و بعید نیست از آیات متفرقه در قرآن که در باره آتش دوزخ آمده معناى دومى استفاده شود، مانند آیه: «وَ سِیقَ الَّذِینَ کفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها؛ و کسانی که کافر شدند، گروه گروه به سوی جهنم رانده شوند. تا چون بدان جا رسند، درهای آن (به رویشان) گشوده شود» تا آنجا که مى فرماید: «قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها؛ گفته مى شود براى همیشه به درهاى جهنم درآیید» ( سوره زمر، آیه 71 و 72).
و آیه «إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْک الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ؛ منافقان در طبقه پائین تر جهنمند» ( سوره نساء/ آیه 145) «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیونٍ* ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِینَ؛ یعنى ایشان مستقر در بهشت ها و چشمه سارهایند. (به ایشان گفته مى شود) بدانجا درآیید با سلامى وصف ناپذیر، سلامى که نمى توان کنه وصفش را بیان نمود، درآید در حالى که از هر شر و ضررى ایمن هستید» (حجر/45 و 46).
شاید درهای هفتگانه دوزخ که هر یک شخص تازه وارد را به یک دَرک خاصّی می برد، بر اساس اختلاف حجاب های واردین و تفاوت مراتب توغّل در کثرات باشد؛ چون هر چه نسبت به امور اعتباریه دنیویه فانیه و کثرات اوهامیه اعتنا بیشتر شود، منزله دوزخ که آنرا درک گویند شدیدتر است و بالعکس.
در «خصال» صدوق روایت می کند از أحمد بن حسن قَطّان از أحمد بن یحیی بن زکریای قَطّان از بَکر بن عبدالله بن حَبیب از محمّد ابن عبیدالله از علی بن حَکم از أبان بن عثمان از محمّد بن فُضَیل زرقی، از حضرت صادق علیه السّلام، از پدرش از جدّش علیهماالسّلام که: جهنّم هفت در دارد: از یک در فرعون و هامان و قارون داخل می شوند، و از یک در مشرکین و کافرینی که به قدر یک چشم بر هم زدن ایمان نیاورده اند، و از یک در بنو امیه وارد می شوند که اختصاص به آنان دارد و کسی در آن در با آنها شریک نیست؛ و آن باب لَظَی و باب سَقَر و باب هاویه است. و چون وارد آن در شوند، آن در آنها را هفتاد سال راه پائین می برد، و هر بار که آنها را هفتاد سال به پائین ببرد آتش چنان فورانی کند که شعله و شراره اش آنها را به طبقات بالا تا هفتاد سال راه پرتاب کند، و هم چنین باز آنها را هفتاد سال راه پائین می برد؛ و پیوسته به همین طرز هستند أبداً و به طور جاودانی و خلود می مانند.
و از یک در آن، دشمنان ما و مبغضان ما و خوارکنندگان ما وارد می شوند، و آن در بزرگترین در است و آتش آن نیز شدیدتر است. («خصال» طبع سنگی، ج 2، ص 12؛ و از طبع حروفی، ص 361؛ «بحار الانوار» طبع حروفی، ج 8، ص 285). به هر حال جهنّم محلّ صُدور و ورود قبائح است و هر کس به هر مقدار و به هر صورت از زشتیها، چه در مرحله عقائد، و چه در مرحله ملکات و اخلاق و صفات و چه در مرحله اعمال و رفتار، و حتّی در مرحله مجرّدِ نیت و خواسته های درونی؛ اگر با خود قبح و زشتی و شرک و عناد و کجروی و انحراف از حقّ داشته باشد، در صورتی که در مراحل و منازل بین راه تا قیامت، از مصائب دنیویه، و سکرات مرگ، و عذاب قبر و روز رستاخیز، و توبه و شفاعت، و غیرها پاک نشود باید با آتش قرین و توأم باشد و لذا درهای جهنّم هر کدام نمایشگر یک نوع انحراف و تعدّی در یکی از این مراحل است.