سئوالات دروس 6 تا آخر کتاب دین و زندگی 4
 باسمه تعالی
 درس 6
1-آیا قوانین الهی منحصر به قوانین طبیعی می باشند؟
2-سنتهای الهی را تعریف کنید؟
3-شناخت قوانین جهان چه فایده ای دارد؟
4-شناخت قوانین حاکم بر زندگی انسان چه فایده ای دارد؟
5-سنت امتحان و ابتلاء را توضیح دهید.
6-سنت ابتلاء مربوط به چیست؟
7-سنت امتحان سبب چیست؟
8-اگر در سنت امتحان پیروز شویم یا شکست بخوریم چه نتایجی برای ما دارد؟
9-سنت امداد را تعریف کنید.
10-کسی که راه حق را بر می گزیند مورد چه چیزی قرار می گیرد؟
11-کسی که برای اهداف دنیای تلاش می کنند در قیامت چگونه خواهند بود؟
12-سنت توفیق الهی را توضیح دهید.
13-یکی از جلوه های سنت توفیق الهی را بنویسید.
14-انسان حق گرا چگونه انسانی است.مثالی از قرآن بزنید.
15-سنت املاء را تعریف کنید.
16-سنت استدراج را تعریف کنید.
17-یکی از سنتهای حاکم بر زندگی گنه کاران را بنویسید.
18-سنت تفاوت در جزا و پاداش را توضیح دهید.
19-سنت تاثیر نیکی بر بدی را توضیح دهید.
20-یکی از سنتهای اجتماعی را نام ببیرد.
21-جامعه ای که در مسیر الهی گام بر می دارد چه نتیجه می بیند؟
22-جامعه ای که به سوی گناه گام بر می دارد چه نتیجه ای می بیند؟
23-حضرت علی (ع) با چه پاسخی برداشت ناصحیح یکی از یاران خود را اصلاح فرمود؟
24-اگر خداوند از قبل سرنوشت مرا می داند تلاش و اراده من چه نقشی دارد؟
25-اگر علم الهی را با علم خود مقایسه کنیم چه اشکالی پیش می آید؟
26-تفاوت علم خداوند با علم انسان را بنویسید.
 
 
 
بسمه تعالی
درس هفت
1-چه جمله ای باعث شد که بشر بن حارث از زمره اشراف زادگان بیرون و به سلک مردان پرهیز کار در آید؟
2-تفاوت عمده انسان با سایر موجودات در چیست؟
3-توانایی انقلاب علیه خود چه کاربردی دارد و در کجا می توان از آن استفاده کرد؟
4-آرزوی ما و مقصد و ماوای ما چیست؟
5-کوچکترین همت ما توسط خداوند چگونه پاسخ داده می شود؟
6-چه زمانی آدمی حرمت خدای خود را می شکند؟
7-چه زمانی چراغ عقل و فطرت خاموش می شود؟
8-چه زمانی جهت الهی زندگی انسان عوض می شود؟
9-چه عواملی از پرتگاههای خطرناک سقوط در وادی ضلالت است؟
10-آیا میزان تاثیر گناهان یکسان است؟
11-گناهان بزرگ چه ویژگی دارند؟چندمورد را نام ببرید.
12-آثار گناهان بزرگ در زندگی امروز و آینده فرد چیست؟
13-در مورد گناه تلخ تر و رنج آورتر چیست؟
14-حدیث امام صادق (ع) در مورد نگاه خداوند را بنویسید.
15-منظور از حقیقت توبه چیست؟
16-توبه را تعریف کنید.
17-توبه انسان و توبه خداوند را توضیح دهید.
18-تخلیه و پیرایش به چه معنی است؟
19-حدیثی از پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) در مورد توبه بنویسید.
20-در چه صورتی گناهان به حسنات تبدیل می شود؟
21-مراحل توبه را نام ببرید.
22-مرحله اول توبه چیست؟ آن را توضیح دهید.
23-در چه صورتی توبه آغاز می شود؟
24-منظور از ادعای پشیمانی چیست؟
25-قدم دوم در توبه چیست؟
26-چه کاری استغفار را بی خاصیت می کند؟
27-حدیث امام رضا (ع) در مورد سوال بالا را بنویسید.
28-مرحله سوم توبه چیست؟
29-چه عواملی سبب از بین رفتن عادت به گناه می شود؟
30-آیا حقوق مردم منحصر به حقوق مادی است؟توضیح دهید.
31-مرحله چهارم از توبه چیست؟توضیح دهید.
32-در چه صورتی خداوند مهربان کوتاهی های بنده در عبادت را جبران می کند؟
33-توبه اجتماعی چیست؟
34-اگر جامعه ای از مسیر توبه خارج شود نیازمند چیست؟
35-اگر انحرافهای اولیه اجتماعی در همان مراحل اولیه درمان نشود چه خواهد شد؟
36-راه اصلاح و معالجه جامعه از بیماری های اجتماعی چیست؟
37-در چه صورت مردم به آسانی می توانند مشکلات اجتماعی را بهبودی بخشند؟
38-اگر انحراف از حق ریشه بدواند جامعه برای اصلاح نیازمند چیست؟
39-مثالی از تاریخ اسلام در مورد سوال 38 بنویسید.
40-تا چه زمانی برای توبه فرصت داریم؟
41-بهترین زمان توبه چه زمانی است؟
42-بین دوران جوانی و پیری در مورد ریشه کنی گناهان چه تفاوت و تشابهه ای وجود دارد؟
43-حیله خطر ناک شیطان در دوران جوانی چیست؟
44-فریبا بزرگ شیطان چیست؟
45-خداوند برنامه زندگی مومنان را چگونه تنظیم نموده؟
 
 
 
بسمه تعالی
 درس 8-
 
1-گذر از عصر جاهلیت به عصر اسلام نیازمند چیست؟
2-رسالت بزرگ پیامبر (ص) از کجا آغاز شد؟ و پایه های تمدن او در چه شهری پی ریزی شد؟
3- پیامبر (ص) در اولین روز دعوت خود چه فرمود؟
4-محور رسالت پیامبر (ص) چیست؟
5- پیامبر (ص) در کنار دعوت به توحید چه کرد؟
6-اعتقاد به توحید و آخرت چه نتیجه ای در بر داشت؟
7-رسول خدا (ص) در مورد نظام اجتماعی چه وظیفه ای بر عهده داشتند؟
8-جایگاه خانواده از نظر پیامبر (ص) چگونه بود؟
9-برنامه پیامبر (ص) برای تبیین جایگاه خانواده چه بود؟
10-با گرویدن مردم به اسلام زن چه جایگاهی یافت؟
11-از نظر اسلام خانواده کانون چیست؟
12-اقدام مهم رسول خدا (ص)که موجب تحول بین ملتها گردید چه بود؟
13-رسول خدا(ص)کدام صف بندی و جبهه گیری را مردود اعلام نمود؟
14-جبهه حق دارای چه ویژگی هایی است؟
15-جبهه باطل دارای چه ویژگی هایی است؟
16-ولایت الهی دارای چه ویژگی هایی است؟
17-ولایت طاغوت دارای چه ویژگی هایی است؟
18-رسول خدا(ص)از مسلمانان می خواهد با هم کیشان خود چگونه باشند؟
19-رسول خدا(ص) تلاش نمود (در مورد مواجهه با دنیا و آخرت)چگونه انسانهایی تربیت کند؟
20-از نظر رسول خدا (ص) وسیله رستگاری چیست؟
21- رسول خدا (ص) چه کسانی را سخت مورد نکوهش قرار می داد؟
22- رسول خدا (ص) چه کسانی را هوا پرست می شمرد؟
23- رسول خدا (ص) دعوت خود را از چه جامعه ای آغاز کرد؟
34- رسول خدا (ص) در مورد آداب جاهلی چه نظری داشت و چه چیز را باید جایگزین آن نمود؟
25-چه عواملی باعث شد سد جاهلیت و خرافه گرایی بشکند؟
26-نظر رسول خدا (ص) در مورد کسب علم چیست؟
27-جامعه عالت محور از نظر پیامبر اکرم (ص) چگونه جامعه ای است؟
28-یکی از جنبه های عدالت خواهی رسول خدا(ص) را بنویسید.
 
 
درس  نهم  
 
1-دو تجربه موفق و زیبای تاریخ معاصر را بنویسید.
2-دو تجربه مطرح شده در سوال 1 چه نتایجی برای مردم دنیا در بر داشته؟(5 مورد)
3-در مسیر تکاملی این ملت چه چیز به ما منتقل شده؟
4-پدران و مادران ما نگران و منتظر چه چیزی هستند؟
5-منظور از هدف بزرگ چیست؟
6-برنامه ای که بتواند مسئولیت بزرگ را به نتیجه برساند چه ویژگی باید داشته باشد؟
7-جمله ای از اما خمینی بنویسید که در مورد ارتباط عظمت آرمانها با مشکلات آن باشد.
8-حوزه اول چیست و چه برنامه هایی برای آن پیشنهاد شده؟
9-اولین قدم حوزه اول چیست؟
10-گذشته در بر دارنده چیست؟
11-چرا شناخت دنیای جدید ضروری و لازم است؟
12-مشارکت در اقدام بزرگ(تقویت عزم و اراده)نیازمند چیست؟(5 مورد)
13-مواظبت و حراست از بنیان خانواده چه نتایجی به دنبال دارد؟
14-حوزه سوم چیست؟
15-حضور فعال در جهان و تاثیر گذاری آن با چه اقداماتی میسر نیست؟
16-جامعه اسوه و نمونه چه جامعه ای است؟
17-همراه کردن دیگران با خود را توضیح دهید.
18-تلاش برای پیشگام شدن در علم و فن آوری را توضیح دهید.
19-از نظر مقام معظم رهبری چرا نمی توان علم را از دیگران گدایی کرد؟
20-استحکام بخشیدن به نظام اسلامی را توضیح دهید.
21-مهمترین عامل برای حضور فعال و کار آمد در عرصه جهانی چیست؟
22- مهمترین عوامل استحکام نظام اسلامی را بنویسید.(6 مورد)
23-تقویت عزت نفس عمومی را توضیح دهید.
24-ایمان و باور به اینکه ما می توانیمچه نتایجی در بر دارد؟
25-خودباوری که پیامبر(ص) در یاران اندک خود بوجود آورد چه کرد؟
26-حوزه چهارم چیست؟
27-برای انتقال پیام چه چیزی اهمیت دارد؟
28-لازمه بکارگیری روشهای پیشنهادی قرآن برای گفتگو با مردم چیست؟
29-استفاده از بهترین و کارآمد ترین ابزارها برای رساندن پیام را توضیح دهید.
30-سخت ترین هماوردی حق و باطل در کجا جریان دارد؟
31-مبارزه با ستمگران و تقویت فرهنگ جهاد و شهادت و صبر را توضیح دهید.
32-ویژگی های اصلی گروه باطل را بنویسید.
33-برای اینکه دعوت به حق و عدالت منحصر به صحبت و شعار نباشد چه باید بکنیم؟
34-نمونه بارز زورگویی و حق ستیزی در عرصه جهانی کیست؟
35-با اقتدا به امام خمینی چه باید بکنیم؟
 
 
بسمه تعالی
درس دهم
 
1-تنها شیوه مطمئن زندگی و روش قابل اعتماد در مواجهه با مسائل چیست؟
2-چه کارهایی باعث قرار دادن خود بر لبه پرتگاه است؟
3-هر یک از دستورات خداوند دارای علت خاصی است یعنی چه؟
4-اگر ما علت برخی از احکام را درک نکردیم چه باید بکنیم؟
5-در چه صورت بازی یا ورزش مستحب است؟
6-چه کسانی در بازی های گروهی از پاداش اخروی برخوردار خواهند شد؟
7-شرط بندی در چه صورتی حرام است؟
8-حکم اسلام درباره قمار چیست؟
9-دادن جایزه به ورزشکاران چه حکمی دارد؟توضیح دهید.
10-در چه صورتی فراهم کردن امکانات ورزش و بازی های ورزشی واجب کفایی است؟
11-بازی با ابزار قمار از طریق کامپیوتر چه حکمی دارد؟
12-تولید فیلمهای سینمایی و تلویزیونی در چه صورتی مستحب و یا واجب کفایی است؟
13-تولید سایتها در شبکه اینترنتی در چه صورت مستحب است؟
14-تولید و توزیع لوحهای فشرده و انواع آثار هنری در چه صورتی پاداش اخروی دارد؟
15-حکم ابزارهای مشترک برای مسلمانان چیست؟
16-خرید و نگهداری از ماهواره در چه صورت حرام نیست؟
17-در مورد ماهواره نظر کدام قانوا لازم الاجراست؟
18-موسیقی لهوی چه موسیقی است و چه حکمی دارد؟
19-به کارگیری آلات موسیقی در چه صورت اشکال ندارد؟
20-آیا صرف شرکت د رمجالس عروسی حرام است؟در چه صورت اشکال ندارد؟
21-حکم فیلم برداری از مجالس زنان و مردان برای زنان و مردان چه حکمی دارد؟
22- در مورد چاپ و تکثیر بدون اجازه ناشر یا تولید کننده فیلم حکم چیست؟
23-در چه صورتی باید از خرید کالاهای وارداتی اجتناب کرد؟
24-حکم تجارتی که به نفع دولت غاصب صهیونیستی است چه حکمی دارد؟
25-خرید و پوشیدن لباسهایی که تولید کشورهای استعماری است چه حکمی دارد؟چرا؟
26-نظر اسلام در مورد مدهایی که در غرب تولید می شوند چیست؟
 http://arta-dini.blogfa.com/post/177
  + نوشته شده در ساعت توسط معصومه بامداد | نظر بدهید
سوالات و پاسخ نامه تشریحی دین و زندگی پیش دانشگاهی شش درس اول کتاب جدیدالتالیف چاپ 91
سوالات و پاسخ نامه
تشریحی
دین و زندگی پیش دانشگاهی
شش درس اول
کتاب جدیدالتالیف چاپ 91
 
 
 زرین کلاه
37  81   703   0917
 
 
درس اول : هستی بخش
1- ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنویسید .
الف) یا ایها الناس -  ای مردم       ب) والله هو الغنی الحمید - خداوند بی نیاز و ستوده است     ج)و یات بخلق جدید - و خلقتی جدید می آورد
2) برترین حق و حقیقت چیست ؟چرا؟
 خدا - چون همه موجودات حق بودن خود را از او می گویند
3) هرموجودی حق بودن خود را از چه کسی می گیرد؟  خدا
4) قرآن کریم برای معرفت عمیق تر به خداوند چه راهی را معرفی نموده است ؟
  درک نیازمندی جهان به خدا
5)حقیقت وجود وهستی مخلوقات جهان چگونه است ؟
  همه ی موجودات  در هستی  خود  وابسته به ذات حق هستند
6) اگر چیزی وجودش ازخودش نباشد چگونه موجود می شود ؟
 بایستی موجود دیگری به او وجود و هستی ببخشد
7) درچه صورتی یک موجود برای موجود شدن به دیگری نیازمند نیست ؟
درصورتی که ذاتش با هستی و وجود مساوی باشد
8) معیارو ملاک نیازمندی موجودات به هستی بخش چیست ؟
متکی نبودن آنها به خودشان  (فقر ذاتی )
9) برای اثبات نیازمندی جهان هستی به خداوند یک استدلال بنویسید .
مقدمه اول : هیچ یک موجودات جهان به خود متکی نیست و همه وابسته اند
مقدمه دوم : هرموجودی که وجودش درخودش نباشد برای بوجود آمدن به دیگری نیازمند است (ذات نایافته ازهستی بخش    کی تواند که شود هستی بخش )
نتیجه : پس تمام موجودات جهان برای پیدایش و بوجود آمدن محتاج خدا هستند .
10) آیا نیازمندی موجودات به خداوند تنها درمرحله ای (به وجود آمدن ) است ؟چرا؟
 خیر چون موجودات جهان دربقا و ماندگاری نیزوابسته به ذات حق هستند
11) رابطه خدا با مخلوقات چگونه رابطه ای است ؟
مانند رابطه شعاع نورو منبع نور
12)منظوراز عبارت (خداوند نور هستی ) چیست ؟
 نور وجود درجهان وابسته به خداست
13) کدام معرفت برتر و عمیق تر نسبت به خداست که برای جوانان در دسترس و امکان پذیر است ؟    این که انسان در پشت پرده ظاهر و در وراء هر چیزی خدا را ببیند
نکات
ü      چون خداوند غنای ذاتی دارد. هیچ کس نمی تواند وجود او را بگیرد
ü      برترین حق و حقیقت خداست و هر موجودی حق بودن خود  را از او می گیرد.
ü       تنها موجودی برای بوجود آمدن  نیازمند نیست که خودش و ذاتش ، با وجود مساوی باشد. و نیستی در او راه نداشته باشد در این صورت آن موجود دیگر پدیده نیست که نیازمند پدید آورنده باشد .
/=Mz5nir="rtl" style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; line-height: 21.600000381469727px; background-color: rgb(255, 255, 255);">ü       آفریننده این جهان مستقل، قائم به ذات است و هستی از او جدا نمی شود.
ü      انسان هر چه در مراتب کمال پیش رود باز هم نسبت به خدا فقیر است.
ü      درک نیازمندی جهان به خدا به معرفتی عمیق  محتاج است  به خاطر همین قرآن راه های مختلف را نشان می دهد
ü      هر موجودی پیش از آنکه نمایشگر خود باشد ، نمایش دهنده ذات خالق خویش است.
ü       تجلی خداوند و مشهود بودن او ، بوسیله موجودات است         
ü      یار  به  پرده   از  در  و  دیوار        در تجلی است یا اولی الابصار                            
ü       به صحرا بنگرم صحرا تو بینم        به  دریا  بنگرم  دریا  تو بینم                          
ü       این همه عکس می و نقش نگارین که نمود     یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
ü      امام علی (ع)  می فرماید : ما رَایت%:/.دلی کز معرفت نور و صفا دید          به هر چیزی که دید اول خدا دید.   )                                                                                                                                                                                                                                                                                                                       
-         خدا را از پشت پرده ظواهر دیدن  نیازمند معرفتی عمیق است و هدفی است امکان پذیر بخصوص برای جوانان    ( تو مگو ما را بدان شه بار نیست         با کریمان کار ها دشوار نیست)
-         در پیش گرفتن مسیر معرفت  معلول دوری از گناه  و انجام عمل نیک است  انسان را به این نتیجه می رساند که :
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود    یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
-         یکی از راه های کسب معرفت عمیق تر نسبت به خدا ، درک نیازمندی جهان در هستی خود به خداست .
-         همه ماوجود خدا را در خود می یابیم(یعنی فطرتاً و ذاتاً قادر به درک خدا هستیم .
-         بستر اصلی حرکت به سوی معرفت الهی ، پاکی و صفای فطری قلب است .
 
 
درس دوم : یگانه بی همتا
1.        معنای توحید چیست ؟ و اعتقاد به توحید به چه معناست ؟
یگانگی -   اعتقاد به یگانگی خدا
2.       مراتب توحید را فقط نام ببرید .
توحید در خالقیت -  توحید در ربوبیت – توحید عملی
3.       توحید در خالقیت  را تعریف کنید :
خداوند تنها مبدا و خالق  جهان است  - او در کار آفرینش شریک و همتایی ندارد – جهان  از اصل های متعدد پدید نیامده بلکه از یک اصل  و  مبدا پیدی امده است
4.       منظور از شرک خالقی  چیست ؟ با مثال بنویسید
اعتقاد به دویا چند خدای مستقل برای خلقت  جهان -   اعتقاد به خدای باران ، باد ، نور ، ظلمت  اعتقاد به چند خدای متعدد که ذات آن ها از هم جداست - اعتقاد به خدای خیر و شر
5.       منظور از توحید ربوبی  چیست ؟
جهان یک صاحب اختیار دارد – تدبیر همه امور هستی به دست اوست – تدبیر و پرورش همه موجودات به دست اوست -  او جهان را اداره می کند  و به سوی مقصدی که برای آن تعیین کرده  هدایت می کند 
6.       منظور از شرک ربوبی چیست ؟
اعتقادبه اینکه انسان ها در تدبیر امور و  کارها مستقل از خدا هستند  اگر انسان در کنار ربوبیت خدا برای خود یا سایر مخلوقات حسابی جدا گانه باز کند  و فکر کندکه می تواند  مستقل از خدا امور را تدبیر کند .
7.       آیا  اگر کسی شفای مریض خود را  از پیامبر  یا سایر اولیا دین  بخواهد دچار شرک نشده است ؟ دلیل خود را ذکر کنید   صفحه 17
8 – چند نکته در مورد توحید بنویسید
توحید : یعنی یگانگی و بی همتایی و اعتقاد به توحید  یعنی اعتقاد به یگانگی  خدا و قائل نشدن شریک برای اوست
ü      توحید مهم ترین اعقاد دینی و پایه و اساس دین است و بدون آن هیج اعتقاد دیگری  اعتبار ندارد
ü      نگرش توحیدی بر تمام آیات قرآن سایه افکنده و مانند روحی در پیکره دین  و معرفت دینی حضور داشته و به تمام معارفِ دین حیات بخشیده است
ü      توحید ، محور و روح زندگی دینی است ( و شرک  ، محور و روح زندگی غیر دینی است)
 
درس سوم : حقیقت بندگی
1.                      هریک از عبارات زیر به کدام یک از انواع توحید اشاره دارد؟
الف- سرچشمه ی خوبی ها و زیبایی هاخداست   :ذاتی  
  ب- تنها وجود مستقل خداست : افعالی
ج- انسان خدا را به یگانگی می شناسد : ذاتی      
  د- تنها مدیر و مالک و سرپرست جهان خداست : افعالی
2.                     با درک کدام اعتقادات انسان به این نتیجه می رسد که تنها باید خدا را اطاعت کند؟
اعتقاد به توحید نظری
3.                      اگر اطاعت از غیر خدا نابجا و غلط است چگونه می توان از پیامبر (ص) و جانشینان بزرگوار آن حضرت اطاعت کرد؟
اطاعت از پیامبر همان اطاعت از خداست
4.                     چرا اطاعت از رسول خدا و جانشینان بزرگورا آن حضرت لازمه ی توحید عملی است ؟
زیرا حکم و فرمان الهی از طریق رسول خدا و جانشینان بزرگوار آن حضرت به مردم می رسدو بدون اطاعت از معصومین نمی توان از خدا اطاعت کرد
5.                      منظوراز توحید عملی چیست ؟(مقصود ازتوحید درعبادت چیست ؟)
ü                    انسان فقط خدای یگانه را پرستش کند و کارها و رفتارهای خودرا به قصد اطاعت از او و برای کسب رضایت او انجام دهد .
6- انسان موحِّد کیست ؟ و دارای چگونه شخصیتی است ؟
 انسان موحِّد کسی است که تلاش می کند فقط خدارا بپرستد و از او اطاعت نماید  او می کوشد کشش ها و تمایلات درونی و تصمیم ها و فعالیت های خودرا به گونه ای سامان دهد که دریک هماهنگی مناسب سمت و سوی خدایی بگیرند و برمحور بندگی او باشند .
7-  تفاوت شرک جلی با شرک خفی درچیست ؟
شرک خفی - 1) تبعیت انسان از غیر خدا 2)پیروی فرد ازهوای نفس 3) کسب رضایت دیگران به جای خدا 
شرک جلی-  شخص آشکارا خدای دیگری غیراز الله بپرستد دوانسان موحِِّد و مشرک را با یکدیگر مقایسه کنید ؟
انسان مشرک  : از آنجا که انسان مشرک تحت سلطه تمایلات و خواسته های متضاد نفسانی خود و دیگران قرار دارد  و فردی است چند شخصیتی با جهت گیری متفرق و سمت و سوهای پراکنده و درخدمت معبودهای گوناگون که هرکدام از این معبود ها او را به سویی می کشد و در درونش ستیزه پایان ناپذیر به وجود می آورد و آرامشش را سلب می کند
انسان موحِّد  :  کسی است که تلاش می کند فقط خدارا بپرستد و از او اطاعت نماید  او می کوشد کشش ها و تمایلات درونی و تصمیم ها و فعالیت های خود را به گونه ای سامان دهد که دریک هماهنگی مناسب سمت و سوی خدایی بگیرند و برمحور بندگی او باشند .
9. منظور از توحید عملی دربُعد اجتماعی آن چیست ؟
یگانه و یکپارچه شدن نظام اجتماعی درجهت خداوند و اطاعت همه جانبه او
10. بُعد اجتماعی توحید عملی چگونه تحقق می یابد ؟
اگر افراد بکوشند که در روابط خود با یکدیگر به جای خواسته ها و تمایلات خود فرمان الهی را حاکم کنند و مناسبات سیاسی و اقتصادی وروابط فرهنگی و مبتنی  براحکام الهی و درجهت رضای او تنظیم نمایند بُعد اجتماعی توحید عملی تحقق می یابد .
11. منظور از شرک اجتماعی چیست ؟ و چه پیامدهایی دارد ؟
  هریک از افراد تمایلات دنیای خودرا دنبال کنند منافع فرد محور فعالیت های اجتماعی قرار می گیرد تفرقه و تضاد جامعه را فرا می گیرد و امکان رشد و تعالی از بین می رود  -  این نوع شرک یعنی حاکمیت طاغوت ودستورات طاغوت
12 – تشابه و تناسب  توحید عملی در بعد فردی و اجتماعی را بنویسید
 
 
12. تفاوت میان  توحید نظری با توحید عملی در چیست ؟
توحید نظری ( توحید  در خالقیت و در ربوبیت ) بیانگر نظر و اعتقاد یک انسان متعهد درباره خداوند است به همین دلیل همه آن ها از نوع توحید نظری هستند اما توحید درعبادت مربوط به جلوه توحید دراعمال و رفتار ماست از این رو توحید عملی نیز نامیده شده است
13. چرا توحید درعبادت توحید عملی نامیده می شود ؟
توحید درعبادت مربوط به جلوه توحید دراعمال و رفتار ماست از این رو توحید عملی نیز نامیده شده است
14. به چه جهت کلمه لا اله الا الله دژدربرابر گناه است ؟
 چون ایمان قوی تر نسبت به این کلمه باعث دوری از گناه می شود
15. عبارت لا اله الا الله دربردارنده ی چه چیزهایی است ؟
دربردارنده تمام مراتب توحید و همه ابعاد شخصیتی یک انسان موحد است
16-چه چیزهایی سبب شده که انسان امروز درعین پذیرش توحید ازخدا غافل باشد؟
بشرامروز سرگرم هیجان های کاذب و بدون پشتوانه شده است
17. چگونه می توان از توحید نظری به توحید عملی رسید ؟
هنگامی که از مرحله ی شناخت ذهنی به ایمان قلبی برسد
18. فقدان فرصت تامل درجهان خلقت چه تاثیری در افراد دارد؟
سبب شده است که انسان ها همواره از خداوند غافل باشند و خدا در قلب آنها جایگاهی نیافته باشد
19 – معیارهای شرک در دنیای امروز را بنویسید
ü      داشتن ارباب های بجز خداوند و روی آوردن به جهتی غیر از جهت خدا
ü      پذیرش سرپرستی و عبودیت کسانی بجز خدا
ü      خارج کردن خداوند از محوریت زندگی
 
20  -  ریشه بت پرستی و شرک در دنیای جدید را بنویسید
ü      وارد نشدن دین در متن زندگی افراد
ü      اصل قرار دادن تمایلات دنیای و نفسانی
درس چهارم :درمسیر اخلاص
1.        زندگی انسان صحنه ی نزاع و انتخاب بین چه جهت هایی است ؟ درخواست خداوند از انسان درنزاع همیشگی وی درزندگی چیست ؟
انسان همواره برسردوراهی بندگی خداوند یا بندگی هوای نفس و شیطان قرار دارد.
خداوند از ما  می خواهد از عبادت شیطان دور شویم و به بندگی خدا در آییم
1.        خواست خداوند از انسان دربندگی کردن چگونه دروجود او نهاده شده است ؟
این خواست را خداوند به صورت یک گرایش در خلقت و فطرت ما قرار داده و به وسیله پیامبر الهی وکتاب های آسمانی ما را به سوی آن راهنمایی نموده است .
2.       اخلاص دربندگی به چه معناست؟
اخلاص دربندگی به معنای یگانه شدن انسان برای خداست -  جهت گیری های انسان سمت و سوی الهی پیدا کند -  همه کار ها  فقط برای رضای خدا و تقرب به او  انجام پذیرد و هوای نفس و شیطان در آن راه نداشته باشد
3.       میزان اخلاص انسان چه تاثیر ونتیجه ای برای او دارد ؟
به هر میزان که درجه اخلاص انسان بیشتر باشد مقامش نزد خدا گرامی تر و درجه اش در بهشت بالاتر است
4.       حُسن فاعلی و حُسن فعلی  را با مثال توضیح دهید . 
درانجام هر عمل هم باید نیت خالص الهی داشت و هم باید مطابق با شکلی که خدا فرمان داده است انجام شود شرط اول را حُسن فاعلی و شرط دوم را حُسن فعلی می نامند .
حسن فعلی و حسن فاعلی به چه چیز هایی تشبیه شده است  ؟
 
منظور حدیث « نیه المومن خیر  من عمله » چیست؟
 
5.       اولین ثمره ی اخلاص چیست ؟با مثال توضیح دهید ؟
عدم نفوذ شیطان درانسان و  یاس او از فرد با اخلاص است مثل داستان حضرت یوسف و زلیخا همسر عزیز مصر
6.       شیطان توان فریب چه کسانی را ندارد ؟
شیطان نیز در پیشگاه خداوند اقرارکرده که توانایی فریب مومنان با اخلاص را ندارد
7.        شش مورد از ثمرات اولیه اخلاص دربندگی را نام ببرید.
 1-احساس اطمینان و آرامش درونی         2- زندگی سالم و به دور از فساد
 3- احساس لذت واقعی از زندگی خود      4- نجات از دغدغه ها و اضطراب ها
 5- کسب زیبایی های معنوی درعین بهره مند مطلوب از لذت های دنیا
-   ثمرات عالیِ اطاعت  خالصانه از خدا  را بنویسید
ü      بی نیازی کامل نسبت به غیر خدا     
ü      زندگی جاویدان بدون مرگ معنوی       
ü      قدرت معنوی بیکران  
8.      بنا به فرمایش رسول خدا  (ص) در  ازای بندگی به فرزندان آدم چه وعده ای داده است ؟ ( ثمرات عالی اخلاص )
           الف- بی نیاز ی از دیگران  ب- عدم مرگ معنوی  ج- قدرت معنویت  بیکران
9.       بالاترین ثمره اخلاص دربنــدگی چیست ؟
       دیدار محبوب حقیقی و تقرب به پیشگاه کسی است که معبود عالمیان است
     -    راه های رسیدن به اخلاص و تقویت آن را نام ببرید
•         تقویت روحیه حق پذیری
•         افزایش معرفت به خداوند
•         راز و نیاز با خدا
•         یاد معاد و روز قیامت
•         اهتمام به عمل صالح
10.      تقویت روحیه حق پذیری را به عنوان عاملی برای تقویت اخلاص بررسی نمایید .
اولین قدم برای ورود به بندگی و اخلاص حق پذیری است کسی که درمقابل حق تسلیم و خاضع است به آسانی وارد مسیربندگی می شود وبه سرعت راه موفقیت را می پیماید
11.      افراد حق پذیر را با پیروان هوی و هوس مقایسه کنید .
افراد حق پذیرتابع دلیل هستند ووقتی عقل آنان حقیقی راه یافت به دنبال آن می روند اما کسانی که به جای پیروی از عقل ازهوی و هوس پیروی می کنند وقتی خیرخواهی اطرافیان و دوستان را می شوند دست به افکار می زنند و می گویند دلم نمی خواهد
12.     دوندایی که دل را به سوی خود دعوت می کند چیست ؟
ندایی از عقل  - ندایی از هوس
13.    افزایش معرفت به خداوند را به عنوان عاملی برای تقویت اخلاص بررسی کنید ؟
به هرمیزان که معرفت و ایمان ما به خداوند بیش تر شود و اورا عمیق تر بشناسیم انگیزه ی ما برای عبودیت وبندگی نیز افزایش می یابد. دعوت قرآن کریم به تفکر و تعقل درآیات و نشانه های الهی به همین مقصود است
14.    قرآن کریم به منظور افزایش معرفت به خداوند چه توصیه ای دارد ؟
تفکر و تعقل درآیات و نشانه های الهی
15.    رازو نیاز با خداوند وکمک خواستن از او را به عنوان عاملی برای تقویت اخلاص بررسی نمایید
نیایش با خداو عرض نیاز به پیشگاه او محبت خداوند را درقلب تقویت میکند غفلت را کنار می زند و انسان را از امدادهای او بهره مند می کند درمیان مناجات ها ودعاها نماز جایگاه ویژه دارد نماز عبادتی است که خداوند خود به ما آموزش داده است و از ما خواسته که با او این گونه سخن بگوییم
16.     نیایش با خدا وعرض نیاز به پیشگاه او چه ثمرات و نتایجی دارد ؟
       نیایش با خدا و عرض نیاز به پیشگاه او  ، محبت خداوند را درقلب تقویت میکند – غفلت را کنار می زند و انسان را از امدادهای او بهره مند می سازد
17.    هدف های برپایی نماز را بنویسید ؟
مداوم مارا به یاد خدا می اندازد وحضور اورا درزندگی ما تقویت میکند
18.    یاد معاد وروز حساب را به عنوان عاملی برای تقویت اخلاص بررسی نمایید.
یکی از راه های بسیار موثر برای تقویت عبودیت و  ا خلاص توجه به این حقیقت است که همه ما حیات جاودانه ای در پیش داریم که کیفیت و چگونگی آن درهمین جهان و به دست خود ما تعیین می شود
19.     انجام عمل صالح را به عنوان عاملی برا ی تقویت اخلاص بررسی نمایید .
اهتمام به عمل صالح : قرآن کریم غالبا ایمان را قرین عمل صالح معرفی نموده و این بدان معناست که انسان وقتی مسیرحق و حقیقت را شناخت  پای درمیدان عمل می گذارد و با هیچ گاه بهانه ای دست از کار و تلاش و مجاهدت برنمی دارد عمل صالح انسان را پرورش میدهد و وجودش را خالص می سازد خداوند نیز ادامه مسیر را به او نشان می دهد و هدایتش می کند
20.     با توجه به آیه ی والذین جاهدوا فینا لَنَهدِیَنَْهُم سُبُلَنا و ان الله لَمَعَ المُحسِنینَ) بگویید اگر کسی اهل عمل باشد چه عنایتی به او می شود
- تلاش در راه موفقیت باعث باز شدن دروازه های پیشرفت به روی انسان می شود                    
درس پنجم :قدرت پرواز
1.        حقیقت اختیار چیست ؟ آیا این حقیقت قابل انکار است؟ توضیح دهید
توانایی انتخاب و گزینش – قرار گرقتن در برابر چندین کار  و چندین راه – توانایی بر انجام  و ترک یک کار
اختیار یک حقیقت وجدانی و مشهود  و غیرقابل انکار است که هرکسی آن را در خود دارد حتی انکار کننده ، در مقام بحث از آن بهره می برد
2.       نشانه های وجود اختیار را نام ببرید .
1-تفکر و تامل  - اندیشه کردن در کار ها  و سنجش  و دچار تردید شدن   و گزینش یکی از راه ها
2-احساس رضایت  و خرسندی پس از انجام کار و گاهی  احساس پشیمانی از انجام کار  نشانه ی  اراده و  تصمیم عاقلانه و اختیاری است
4-مسئولیت پذیری – مورد تشویق یا کیفر قرار گرفتن -  برقراری  عهد نامه ها  و شکننده عهد و پیمان را مستحق مجازات دانستن
همه ی  این موارد نشانه وجود اختیار و قدرت انتخاب در انسان است
3.       فواید آگاهی و توجه ما به اختیار را بنویسید (4مورد)
       1 -   احساس هویت     2-اعتمادبه نفس خودباوری بالا     3-احساس مسئولیت        4-در صدد جبران اشتباهات برآمدن جبران
 
4.       این پندارکه سرنوشت انسان بدون اختیار رقم می خورد و اراده انسان جایگاهی ندارد(اعتقاد بر جبر)چه پیامدهایی  دارد ؟
مانند ویروس فلج ، تحرک و سازندگی و نشاط را ازجامعه می گیرد ، فرصت رابرای زورگویان و تجاوزکاران فراهم میکند که قدرت و ثروت بدست آمده را موهبت الهی ( سرنوشت و تقدیر )  معرفی می کنند  و  مظلومان و محرومان هم به خود حق اعتراض نمی دهند چون می پندارند  اعتراض به  خواست الهی و تقدیر است
5.        اختیار به معنای آزادی مطلق که پنداری ویرانگر است را توضیح دهید ونتایج آن را بنویسید .
 اعتقاد به آزادی مطلق یعنی محور قرار دادن خواست خود بدون توجه به عواقب آن  و حتی نادیده گرفتن قوانین طبیعت است ، و باعث تخریب شخصیت خود و نابسامانی اجتماعی و آسیب به طبیعت می شود
6.       زمینه ساز شکوفایی اختیار چیست و دو گام برای رسیدن به این معرفت کدامند ؟
دوری پندارهای نادرست (جبر  و اختیار مطلق )  و درک صحیح از نظام حاکم برجهان خلقت
الف )  اعتقاد به خداوند حکیم – مهمترین گام  این است که بدانیم  خدا با حکمت خود جهان را خلق کرده و آن را تدبیر می کند  و همه حوادث جهان  در یک چهارچوب  سامان دهی شده  و قانون مند اتفاق می افتد  و هر حادثه ای با هدف معین اتفاق می افتد   -  این اعتقاد همچنان به انسان اطمینان می بخشد که کشتی جهان دارای ناخدایی است که   با علم و قدرت خود  آن را اداره می کند  و احتمال نابودی آن نیست
ب )   قانون مند بودن جهان  -  انسان باشناخت  قانون مندی های جهان  می تواند  نیاز های خود را  برطرف کند  و با  فعلیت  و شکوفایی استعداد ها  پله های کمال را  بپیماید
7.       معانی هریک از واژه های (قضا ) و (تقدیر) را بنویسید
قضا : انجام دادن .پایان دادن – حکم کردن – حقیقت بخشیدن    قدر: اندازه گرفتن ، حدود چیزی را معین کردن
8.      موجودات جهان از کدام جهات قضا و قدر الهی محسوب می شوند ؟
قضا  :  تمام موجودات جهان با حکم الهی حتمیَّت می یابند و ایجاد می شوند
قدر  :  خداوند حدود و اندازه ویژه گی موقعیت مکانی وزمانی همه موجودات را تعیین می کند .
9.       منظور امیرالمومنین از این جمله که (از قضای الهی به قدرالهی پناه می برم )چیست ؟
حرکت علی (ع) از زیر دیوار کج و زیر دیوار سالم نشستن نشان پناه بردن از قضای حتمی به قَدَر اوست  ،  ریختن دیوار کج براساس قضای الهی است که با تقدیر خاص آن دیوار (  کج  بودن ) متناسب است اگر تقدیر دیوار ، مستقیم و محکم باشد قضای دیگری برآن مترتب می باشد
10.      نقشه ی جهان خلقت و خلق موجودات را ازنظر ارتباط با قدر الهی بررسی کیند
- جهان خلقت و ریزه  کاری ها و  قانون مندی ها یش  نقشه حساب شده دارد ( قدر)
- جایگاه و نقش هر موجود درنظام خلقت ویژگی و حدود مربوط به تقدیر الهی است  ( قدر )
11.      آیه شریفه ی (انا کل شی خلقناه بقدر)قمر/49) خلقت موجودات را برچه اساسی دانسته است ؟
خلقت هر موجودی براساس تقدیر است
12.     شناخت بیشتر تقدیرات الهی چه کمکی به انسان می کند ؟
هرچه انسان تقدیرات الهی را بهتر بشناسد انجام فعالیت های اختیار ی او توسعه می یابد و برقدرت پروازش افزوده می شود
13.    علت هایی که در پیدایش یک پدیده دخالت می کنند برچند دسته اند ؟نام ببرید
دودسته  : علل عرضی و علل طولی
14.    علل عرضی را با ذکر یک مثال توضیح دهید .
در پیدایش هر پدیده ممکن است چند عامل به صورت مجموعه و با همکاری یکدیگر دخالت کنند مثلا برای رویش یک گل مجموعه ای چون باغبان ، خاک ، آب ، نور و حرارت دست به هم می دهند و با مشارکت یکدیگر گل را پدید می آورند این گونه علل را علل عرضی می گویند .مثال هرعامل به طور مستقیم نقشی به عهده داردکه با نقش دیگری متفاوت است .
15.    علل طولی را با ذکر یک :/. ثال توضیح دهید .
گاهی تاثیر چند عامل در پیدایش یک پدیده این گونه است که مثلا یک عامل در عامل دیگر اثر می گذارد و آن عامل دوم در عامل سوم تاثیر می کند تا اثر عامل اول را به معلول منتقل کند برای مثال وقتی شما قلم به دست می گیرد و نامه می نویسید چند عامل درطول هم در انجام این کار دخالت دارند .
16.     با توجه به علل طولی و ، رابطه اختیار انسان با ارده خدا را توضیح دهید .
وجود اختیار و اراده در انسان به علت اراده الهی و خواست اوست خداوند اراده کرده است که انسان موجودی مختار و دارای اراده باشد در فعل اختیاری تازمانی که انسان به انجام فعلی اراده نکند آن فعل انجام نمی گیرد اما درعین حال ما  اراده ما و عملی که از ما سرمی زند همگی وابسته به اراده خداوند است یعنی اراده انسان در طول اراده خداست و با آن منافات ندارد .
17.    قانونمندی نظام هستی به انسان چه امکانی داده است؟
تاریخ علم نشان می دهد که همین نظام قانون مند  زمینه ساز  عروج و صعود انسان به سمت قله های کمال  گردیده  و  به انسان امکان داده است تا دروازه های علم را بگشاید پهنه دریاهارا بشکافد اعماق اقیانوس هارا بجوید و فضای کهکشان هارا درنوردد و ابزارهای گوناگونی برای زندگی خود بسازد
البته انسان باید برای  استفاده  از جهان طبیعت باید قانون مندی های آن را بشناسد  و متناسب با آین قانون مندی ها  ابزار ها و وسایل و ماشین های مختلف بسازد  و استفاده کند
 
درس ششم -  سنت های الهی
1-      اقسام سنت های الهی  در چه مواردی است  نکات مربوط به هر کدام را بنویسید
1ـ برخی اوقات سنتهای الهی مربوط به ظاهر  پدیده ها است که کشف آنها بوسیله علوم تجربی میسر است و  سبب پیدایش علوم تجربی می شود. و شناخت آنها به تسلط انسان بر طبیعت کمک میکند
2ـ برخی سنتها مربوط به حیات  معنوی انسانها و جوامع بشری است که توجه انسانها را به آسایش همگانی زیاد می کند.  و  توجه به دیگران جای نفع پرستی و خود محوری را می گیرد. 
 انسان وقتی به سنتها آشنا باشد می تواند مسیر صعود به قله های کمال را پیدا کند و به راحتی به منزل مقصود برسد. و در نهایت  به تسلط انسان  در خویش کمک می کند. ـ به تنظیم رابطه انسان با خدا می انجامد
2-     سنتهای معنوی جاری در زندگی انسان را نام ببرید
1ـ سنت امتحان2ـ سنت امداد الهی3ـ سنت توفیق الهی4ـ سنت املاء5- استدراج 6ـ تفاوت  در جزاء و پاداش
3-     سنت امتحان  و ابتلاء را توضیح دهید
1ـ این سنت مربوط به چگونگی و فرایند رشد و تکامل انسان است.
2ـ عامل ظهور و بروز استعدادهاست
3ـ هر انسان انتخابگری همواره در معرض امتحان است.
4ـ آزمایشات سبب ساخته شدن انسان می شود.
5ـ امتحان یا با تکامل همراه است و یا با خسران و عقب ماندگی  و انسان های خوب و بد هم  به همین ترتیب از هم جدا می کنند
6ـ هر چه انسان کاملتر می شود امتحانات او ظریفتر و دشوارتر است ـ انما المومن بمنزله کفه المیزان کُلَّما زَیَدَ فی ایمانه زید فی بلائه
4-     سنت امداد الهی مربوط به چه کسانی است توضیح دهید .
 این سنت  هم شامل گناهکاران می شود و هم انسانهای نیکوکار یعنی  هر کس با اراده خودراهی را برمی گزیند که در همان راه از امداد الهی بهره مند می شود. انسانی که راه باطل را برگزیده مطابق سنت خدا به حال خودرها می شود تا خود را از الطاف خدا دور کند  و  برای انسان های درست کار راه هموار می شود تا به مراتب کمال برسند
5-                   سنت توفیق الهی مخصوص چه کسانی است ؟
-  این سنت مخصوص کسانی است که با نیت پاک قدم در مسیر حق نهاده اند و  نصرت الهی  به دنبال تلاش و مجاهدت افراد  است
-  فراهم شدن شرایط و اسباب برای رسیدن به مقصد.
-  این توفیق اراده ی  اهل ایمان را تقویت می کند.
-  این سنت هم به شکل فردی       و       هم اجتماعی جلوه گر می شود.
-  بر اساس این سنت است که یک قدم انسان مومن صدها قدم نتیجه می دهد. 
-  این سنت نتیجه هماهنگی شخص  حق گرا  با کل نظام هستی است که شخص از نظام جهانی برای رسیدن به مقصد کمک می گیرد.
6-                   سنت املاء یا امهال چیست ؟
ـ مهلت خداوند به گناهکاران و قرار دادن امکانات در اختیار آنها.
      ـ امکانات  به صورت بلای الهی در زندگی شخص جلوه گر می شود.
      ـ این سنت حاکم بر زندگی گناهکاران است.
   ـ قرار دادن نعمت در اختیار گناهکاران برای افزودن بار گناه.
6-منظور از استدراج چیست  ؟  توضیح دهید .
1ـ قرار دادن امکانات برای گناهکاران برای سقوط و هلاکت تدریجی.
2ـ فاصله گرفتن قدم به قدم از انسانیت.
3ـ حرکت تدریجی به سمت هلاکت ابدی.
4ـ حرکت تدریجی به سوی عذاب الهی  با استفاده از امکانات خدادادی.
5ـ آیه: و الذین کذبوا بایاتنا سنستدرجهم من حیث لا یعلمون
7-تفاوت  در جزاء و پاداش را به عنوان یکی از سنت های الهی در زندگی انسان توضیح دهید
فضل خداوند باعث می شود که کار خوب را چند برابر پاداش و کار بد را به اندازه خودش جزا می دهد.
     آیه ــــ من جاء بالحسنه فله عشر امثالها : پاداش عمل نیک 10 برابر.
      من جاء بالسئیه فلا یجزی الا مثلها : جزای  گناه  یک برابر.
8-تأثیر نیکی ها و بدی ها در سرنوشت ها یکی از سنت های الهی است  آن را توضیح دهید  .
 زندگی انسان به شدت تحت تأثیر رفتار های ماست.  مثلا نیکوکاری و گناه از جمله عوامل موثر بر طول عمر هستند. و دعا سبب بسیاری از خوبی هاست و مانع بلا.  فرد  یا  جامعه ای که در مسیر خوبی ها گام بردارد درهای رحمت الهی را به سوی خودمی گشاید. ( و لو کان اهل تقوی امنو و اتقوا لفتحنا علیهم برکات السماء و الارض)  و فرد یا جامعه ی که  آلوده به گناه شود به عذاب دچار می شود.
9-امام علی (ع) در پاسخ به شخصی که تمام فعالیت ها و جهاد  مسلمانان  در جنگ صفین  را   به خاطر این که بر اساس قضا و قدر الهی بود   عاری  از هرگونه  پاداش می دانست  چه فرمودند ؟
خداوند به همه مسلمانان  به خاطر رفتن به جهاد و حضور در جبهه و بازگشت  از جبهه ها را  پاداش  مناسب خواهد داد چون همه این کار ها با اراده و اختیار خود آن ها انجام شده بود  -  ایشان توضیح دادند که کار های انسان بر اساس قضا و قدر  حتمی و جبری الهی نبود  ( اراده و اختیار انسان هم یکی از مظاهر قضا و قدر الهی است  - یعنی خداوند اراده کرده است که انسان اختیار داشته باشد )
10  - پاسخ اشکال زیر را بنویسید .
« اگر خداوند سرنوشت و آینده و نتیجه ی  همه کار های ما را  می داند  پس ما در کار های خود مطابق علمِ قبلیِ خدا رفتار می کنیم پس هیچ گونه اختیاری  در کار های خود نداریم  و ما چه تلاش کنیم و چه تلاش نکنیم به همان نتیجه ای می رسیم که خدا از قبل می دانسته است »
این اشکال ناشی از مقایسه خداوند با انسان و کار های اوست  -   خداوند متعال همانطور که به نتیجه ی کار ما  اگاهی دارد به تمام فرایند  و حوادث و کار های ما  برای انجام یک کار هم علم دارد و تمام اتفاقات و تصمیم گیری های طول فرایند را هم  می بیند  پس علم خدا منحصر به نتیجه نیست  و نسبت به تمام  تصمیم ها  و عوامل  دیگرِ موثر  در آن فرایند  و حتی تغییر در تصمیم ها  ، جدیت یا کاهلی  ما در انجام آن ها را هم می داند و علم او به تمام جزدیات است  نه پیش بینی یک نتیجه . ( نکته دیگر اینکه ما در هر مرحله از فرایند انجام کار ها اراده و اختیار خود را به وضوح حس می کنیم  و از علم  خداوند هم هیچ گونه اطلاعی نداریم پس علم  قبلی خدا اختیار را از ما سلب نمی کندhttp://arhami.blogsky.com/1392/07/08/post-187/     
 
  نقد دین و زندگی دبیرستان
نظر دهید  
● مقدمه :
قطعا هر کاری را هدفی است و ارائه یک ماده درسی در یک نظام آموزشی ارزشی از این قاعده مستثنی نیست درس تعلیم و تربیت اسلامی یا تعلیمات دینی و قرآن که در تمامی مقاطع تحصیلی مدارس و حتی به عنوان یک درس عمومی تحت عنوان معارف اسلامی 1و2دانشگاه ها در تمامی رشته تدریس می شود هدفی مهم را دنبال می کند و آن تربیت انسان هایی با اعتقادات و باورهای دینی است که این باورها و اعتقادات را در تمامی مراحل زندگی در جسم و جان خود داشته و بر اساس آن عمل کنند و حال این سوال مطرح است آیا دانش آموزانی که دوران تحصیلی خود را به اتمام می رسانند و سالها تعلیم و تربیت دینی می خوانند به این باورها و اعتقادات رسیده اند یا نه ؟ و اگر رسیده اند چند درصد ؟بی شک جواب چندان رضایت بخش و قانع کننده نیست و دلیل این امر نیز ناشی از عوامل گوناگونی است که یکی از این عوامل کتب درسی و شیوه تدریس و ارزشیابی تعلیمات دینی مقاطع مختلف تحصیلی است و این کتب نقد و بررسی بسیاری را می طلبد لذا انتقاداتی که به طور اجمالی بر این کتب می توان وارد ساخت از قرار زیر است:
۱) متفاوت بودن نام این درس در دوره های تحصیلی مختلف ،به گونه ای که در مقطع ابتدائی (هدیه های آسمان ) در مقطع راهنمایی (تعلیمات دینی )و در مقطع متوسطه (دین و زندگی ) و در دانشگاه ها (معارف اسلامی ۲ ۱)باعث گردیده است دانش آموزان و حتی اولیا چنین تصور کنند که این کتابها ربطی به همدیگر ندارند حال آن که این تعدد اسم تعدد هدف را به دنبال ندارد.
2) وجود برخی تصاویر هنری مبهم در جلد کتاب ها یا صفحات اول درسها یا متن درسها که این امر در دوره ی متوسطه بیشتر می باشد هر چند این تصاویر به عقیده ی تصویر گران آن دارای پیام هایی می باشد ولی دانش آموزان و حتی در بیشتر موارد دبیران از درک پیام موجود در تصاویر بی بهره اند و چنین به نظر می رسد که فقط مولفان خواسته اند صفحات سفید نباشند (رجوع شود به کتابهای دین و زندگی دوره دبیرستان
3) در دوره ی متوسطه کتاب دین و زندگی (۱) در هر هفته چهار ساعت و دین و زندگی ۲و۳در هر هفته سه ساعت تدریس می شود حال آنکه مطالب موجود در دین و زندگی ۲و۳بسیار بیشتر و مهم تر از مطالب دین و زندگی (۱) می باشد.
4 ) کتابهای دوره ی متوسطه بیشتر در جهت ایجاد ایمان گرایی است تا عمل گرایی .
5) در کتابهای دینی موارد کمتری از مواجه شدن دانش آموزان با واقعیات تلخ زندگی بیان شده است .
6) امکان تدریس دروس دوره متوسطه به روش فعال به دلیل حجم زیاد مطالب کتاب ها عملا امکان پذیر نیست.
7) در کتابهای دینی بحثی از فرهنگ ایرانی و اسلامی به میان نیامده است.
8) به سیره ی عملی پیامبر اکرم (ص) و ائمه توجه چندانی نشده است.
9) برخی از درسها به دلیل حجم زیاد مطالب در یک جلسه قابل ارائه نیستند و گسسته شدن موضوع در دو جلسه به تدریس و آموزش ضربه های اساسی می زند.
۱0) کتاب ها بیشتر حالت تئوری به خود گرفته اند تا حالت عملی لذا جای مصاحبه با افراد موفق و متدین که تاثیر عمیقی روی دانش آموزان داشته باشدکاملا خالی به نظر می رسد.
۱1) در برخی از درس ها قسمت((برای مطالعه )) از مباحث خود درس جذاب تر و ارزشمند تر است .
۱2) با توجه به اهمیت احسان و نیکی به والدین وبزرگان در زندگی در دوره ی متوسطه فقط یک درس به این موضوع پرداخته است.
۱3) کتاب های دوره ی متوسطه بیشتر به مباحث فردی مسلمانی می پردازد و کاری با جنبه اجتماعی مسلمانی ندارد.
۱4) در بیان مطالب دینی از امثال و حکم و داستانهای جالب و........ استفاده کافی نشده است.
۱5) کتابهای دینی مخصوصا در دوره ی راهنمایی و متوسطه به گونه ای تالیف شده اند که درس خواندن و حفظ کردن درس جای دل بستن به درس را گرفته است.
۱6) نبود امکانات آموزشی مرتبط با این درس از قبیل فیلم ، اسلاید ،کتاب های منبع،...
موضوعی که امروزه اغلب دبیران را آزار می دهداین است که مسولان نظام آموزشی کشورما معلمان را معجزه گرو یا جادوگر می دانند و بر این باورند که معلمان حتما باید معجزه بکنند و آن این که همه معلمان رشته های مختلف اعم از: فیزیک،شیمی،ریاضی،زیست شناسی،زبان خارجی،زبان عربی،دینی ، .......... تمامی مطالب را باید با گچ و تخته به دانش آموزان بیاموزند و بیچاره دانش آموزان که چه عذابی باید در طول ده ها سال در مدرسه و با نشستن روی صندلی ها تحمل کنند و همه علوم را از دریچه تخته کلاس یاد بگیرند شاید در جواب بگویند معلمان می توانند از روشهای نوین و امکانات جدید استفاده کنند و کسی به معلم نگفته که فقط از تخته و گچ استفاده نماید ولی همه می دانیم که استفاده از روشهای نوین آموزشهای خاص و امکانات و تکنولوژی روز و هزینه های مربوط را می طلبد و آیا این امر صرفا با توصیه و امر و نهی و ارسال بخش نامه امکان پذیر است؟
17) روش ارزشیابی درس دینی درست به نظر نمی رسد چرا که هرگز نباید درس دینی را با سایر دروس در یک ردیف قرار داد به عنوان مثال در درس ریاضی و یا فیزیک هدف آموزش یک سری فرمول ها ، اصطلاحات تعاریف، و استفاده از آن ها در حل مسائل مربوط به آن علم است اما هدف درس دینی را در محور اساسی می دانیم محور اول آشنایی دانش آموز با یک سری تعاریف و اصطلاحات و وقایع تاریخی و مذهبی است.و محور دوم به کار بستن این تعاریف و اصطلاحات و وقایع در زندگی و به عبارت دیگر تبدیل آن تعاریف و دانسته ها به اعتقادات و باورها در زندگی فردی و اجتماعی روزمره است درس دینی در محور اول با سایر علوم مشترک است اما محور دوم مختص این درس است لذا اگر فردی همه تعاریف و اصطلاحات دینی را بداند ولی اعتقاد و اعتنایی به آن ها در زندگی روزمره نداشته باشد قطعا یک انسان با تعلیم و تربیت دینی نخواهد بود .
در حال حاضر در مدارس ارزشیابی دینی فقط از محور اول به عمل می آید و محور دوم کاملا نادیده گرفته شده است لذا پیشنهاد می گردد که ارزشیابی این درس متناسب با دو محور فوق به صورت عملی و نظری باشد . محور نظری همانند روش فعلی توسط دبیر مربوطه صورت گیرد و محور عملی توسط اولیا –مدیر و معاون – سایر دبیران که با دانش آموز مربوطه ارتباط دارند با در نظر گرفتن رفتارها و اعمال وی در خانه و مدرسه ارزشیابی شود . تا مشخص شود آیا این فرد آموخته های خود را در مرحله عمل بکارمی بندد یا خیر
 
  توضیح برخی اصطلاحات درس دین وزندگی سال دوم دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۱۰ ب.ظ توضیح برخی اصطلاحات درس دین وزندگی سال دوم   سورهمبارکه احقاف   ***   بسم الله الرحمن الرحیم   مَاخَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍمُّسَمًّى...(3)   ***   ما آسمانها و زمین و آنچه را در میان آن دو هست جز به حق و تا مدتی معین نیافریدیم...   فرق اجل معلّق و مسمّی   مرگی که تأخیر بردار نیست،«اجل مسمّی»نامیده می شود. و مرگی که در اثر بعضی از کارهای خیر، مانند: صدقه دادن، صله رحم، دعای پدر و مادر، به تعویق می افتد ، «اجل معلّق»نام گذاری شده است، بعبارت دیگر " اجل معلق"(مشروط) سر رسیدی است که قابل تغییر و دگرگونی است، و بر اثر اعمال نادرست انسان ممکن است بسیار جلو بیفتد که عذابهای الهی یکی از آنها است و به عکس بر اثر تقوا و نیکو کاری و تدبیر ممکن است بسیار عقب بیفتد.   ولی اجل و سررسید نهایی و " اجل حتمی" (مطلق) قسم اول به هیچوجه قابل دگرگونی نیست   اجل حتمی و اجل مسّمی به یک معنی است، و آن این که پایان یافتن عمر در آن زمان قطعی‏ تفسیر المیزان، ج 7 (ترجمه) ص 11. است. حتمی گفته می‏شود، بدین خاطر که اجل آدمی در آن وقت به طور حتم و صددرصد فرا می‏رسد. مسّمی گفته شده، بدین جهت که پایان اجل در آن هنگام معیّن و نامیده شده است. اجل معلق به معنی اجل مشروط است که اگر شرطش موجود شود، و اگر موجود نباشد، نه، در مقابل اجل حتمی که بالاخره در وقتش می‏آید.. بسیاری از موجودات از جمله انسان از نظر ساختمان طبیعی و ذاتی، استعداد و قابلیت بقا برای مدتی طولانی دارند، ولی در اثنای این مدت ممکن است موانعی ایجاد شود که آن‏ها را از رسیدن به حداکثر عمر طبیعی بازدارد، مثلا. یک چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن ممکن است بیست ساعت استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن سبب می‏شود که عمر آن کوتاه گردد. در این جا اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطره نفت بسوزد، سپس خاموش شود، به اجل حتمی خود رسیده است و اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ گردد، مدت عمر آن را اجل غیر حتمی و "معلق" می‏گوییم. در مورد انسان چنین است. اگر تمام شرایط برای بقای او جمع گردد و موانع برطرف شود، ساختمان و استعداد او ایجاب می‏کند که مدتی طولانی ( هر چند این مدت بالاخره پایان و حدّی دارد) عمر کند، اما ممکن است بر اثر سوءتغذیه یا مبتلا شدن به اعتیادات مختلف و یا خودکشی یا ارتکاب گناهان یا قطع رحم و... خیلی زودتر از آن مدت بمیرد. مرگ را در صورت اول، اجل حتمی و اجل مسمی و در صورت دوم اجل غیر حتمی و اجل معلّق می‏نامند. اجل حتمی در صورتی است که به مجهول شرایط و مقتضیات و رفع موانع و علل تامه بنگریم و اجل غیر حتمی (معلق) در صورتی است که تنها مقتضیات را در نظر بگیریم، اما موانع را در نظر نیاوریم.تفسیر نمونه، ج 5، ص 147. در اجل معلق همان گونه که ممکن است یک عاملی باعث مرگ زودرس شود، ممکن است عامل دیگری جلوی سبب اول را گرفته و از مرگ زودرس جلوگیری کند، مثل این که در روایات آمده که "صدقه بلا را دفع می‏کند و یا صله رحم موجب طول عمر می‏گردد".این شبیه آن است که در مثال چراغ بگوییم باد می‏خواست چراغ را زودتر از موعد مقرر خاموش کند که صاحب چراغ با ایجاد و مانع سبب شد باد به چراغ اصابت نکند   عقل   معنای لغوی و اصطلاحی عقل   عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است ، و مثل عقل بعیر با العقال ، شتر را با پا ی بند نگاه داشته است ، پای اشتر را با ریسمان بند .   عقل در اصطلاح : در اصطلاح از عقل دو معنی مراد است اول قوه که بالفطرهً آماده قبول دانش است که این همان چیزی است که اگر در انسان نباشد، تکلیف از او برداشته می شود. در احادیث و از این معنای عقل تمجید شده است.   دوم : علمی است ، که انسان بوسیله این قوه آن را کسب می کند ، این همان معنایی است ،که در قرآن کافران را به خاطر نداشتن آن مذمت کرده است . بنابراین عقل دوگونه است ،عقل طبیعی ،فطری که قوه کسب دانش است و عقل اکتسابی از مسموعات و تجربه ها است ،با فقدان عقل فطری عقل اکتسابی از کار می افتد ،چنانچه خورشید به چشم کور نور نمی دهد ، چشم کور روشنایی را درک نمی کند ، پیامبر فرموده ( وما خلق الله خلق اکرم علیه من عقل )   خداوند هیچ آفریده ای را گرامی تر از عقل نیافریده اند ، اشاره به عقل فطری است، در عین حال عقل مسموع نقش جدی در زندگی بشر دارد، که در روایتی از پیامبر آمده (ما کسب احدا شیئاً افضل من عقل یهدیه الی هدی اویرده عن ردی )   با فضیلت ترین چیزی که انسان در زندگی اش کسب می کند عقل است، برای راست راهنمای می نماید و از هلاکت باز می دارد؛ و مراد خداوند از عقل در آیه (ما یعقلها الا العالمون ) (عنکبوت/43) غیر از دانشمند ن دیگران به آن تعقل نمی کنند) ، و تعبیر قرآن از کفار به عدم تعقل اشاره به عقل اکتسابی است، نه عقل فطری مثل آیه (وَمَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذِی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلا دُعاءً وَنِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ )(بقره/١٧١)   مثل تو در دعوت کافران مانند کسی است، که بر حیوان زبان بسته ای که جز صدای و ندای نشنود بانگ زند [اینهانیز چنین اند] کرانند و گنگانند و کورانند پس نمی اندیشند.   بنا براین عقل عبارتست از قوه ای که در انسان نهفته است و آدمی را قادر به تحصیل دانش و تجربه و داوری ،تشخیص مصالح ،مفاسد، می سازد ،واین نیروی انسانی نسبت به مدرکات خود به عقل فطری و اکتسابی به نظری و عملی تقسیم می شود و عقل عملی به داوری و وجدان یاد شده است   نفس لوامه   نفس لوامه عبارت است از نفسی که صاحب خود را بر گناهی که از او صادر شده و بر آنچه از منافع حقیقی و کمالات انسانی و درجات اخروی از اوفوت می‎شود ملامت می‎نماید و این از علائم ایمان است که اگر از شخصی گناهی صادر شود و پشیمان نگردد به حکم: [کسی که پشیمان نشود از گناهی که مرتکب شده مؤمن نیست] (اصول کافی و وسایل، باب توبه) و اگر پشیمان شود لازمة آن ملامت و سرزنش نفس است، بر گناهی که از او صادر شده است و نیز در روایت است که مؤمن گناه خود را مانند صخره و سنگ بزرگی می‎بیند که می‎ترسد بر او فرود آید و منافق گناه خود را مثل مگسی می‎بیند که بر بینی او نشسته باشد.و این نفس لوّامه همان نفسی است که در قرآن می‎فرماید:«لا اُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ» [نه سوگند به نفسی که بسیار ملامت کننده است.]به هر حال از روایات و آیات مدح نفس لوّامه استفاده می‎شود و صاحب چنین نفسی باید آن را که علامت بیداری وجدان و آگاهی باطن و ضمیر است، غنیمت بداند و در نیل به مراتب بالاتر تلاش کند.;نفس مطمئنه;نفس مطمئنه یعنی چه؟;نفس مطمئنه نفسی است که صاحب آن به عقاید حقّه و ثواب و عقاب اطمینان یافته و آرامش دارد. چنانکه امیرالمؤمنین(ع) در صفت اهل تقوا می‎فرماید:«فَهُمْ وَ الجَنَّةُ کَمَنْ قَدْرَ آها وَ هُمْ فیها مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النّارُ کَمَنْ قَدْرَ آها وَ هُمْ فیها مُعَذَّبُونَ» (نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 193) [پرهیزگاران نسبت به بهشت مانند کسانی هستند که آن را دیده و به نعمت آن نایل شده باشند و نسبت به آتش مانند کسانی هستند که آن را دیده و در آن معذب شده باشند.] و در روایتی که مربوط به جوانی از انصار است (که بر حسب بعضی روایات «حارثةبن مالک انصاری» نام داشت) نیز نظیر همین جمله هست. این حال اطمینان نفس که از آثار یقین است از شؤون ممتاز نفس است و درجات سعادت بستگی به درجات این اطمینان دارد و از شؤون آن رضا و تسلیم و توکل و تفویض است.این مقام است که به موجب قرآن صاحبش به خطاب«یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ اِرْجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی» فجر/27 – 30[ای نفس قدسی و دل آرام (به یاد خدا) امروز به حضور پروردگات باز آی که تو خشنود (به نعمتهای ابدی او) و او راضی از (اعمال نیک) تو است باز آی و در وصف بندگان خاص من در آی و در بهشت (رضوان) من داخل شو.] سافراز می شود.;معنای نفس;واژة نفس به چه معناست؟;«نفس» در لسان عرب و کتاب و سنت و اشعار و بیانات فارسی و عربی، در معانی متعدد استعمال شده است که از جمله به بعضی از موارد آن اشاره می‏شود.معنی اول این است که نفس گفته می‏شود و از آن، آن حیثیّت و ناحیه وجود انسان قصد می‏شود که اگر کنترل نشود و عقل با کمک نیروی بازدارنده ایمان آن را در حد اعتدال بین افراط و تفریط نگاه ندارد، سبب شقاوت و سقوط انسان می‏گردد؛ باید عقل با نیروی بازدارنده و رانندة ایمان، نفوسی را که سستی و وقوف و عقب ماندگی و تنبلی دارند به پیش براند و نفوس حادّ و سرکش و افراطی را از طغیان باز دارد.این بعد وجود انسان، همان غرائز گوناگون او مثل غریزه شهوت، غضب، حب نفس، حب جاه و سایر میلها و غرائز است که اگر چه همه را تحت سه قوة «شهویه» و «غضبیه» و «واهمه» می‏شمارند، وجود انسان میدان عملیات این غرائز و تنازع آنها است و به این ملاحظه نفس در برابر عقل گفته می‏شود.معنی دوم این است که گاهی نفس گفته می‏شود و از آن یکی از حالات و شؤون مختلف آن قصد می‏شود مانند«نفس امّاره» که صاحب خود را به بدی امر می‏کند.   شیطان   کلمه شیْطان از ماده «شطن» گرفته شده، و «شاطن» به معنای «خبیث و پست» آمده‌است، و شیطان به موجود رانده شده، سرکش و متمرد اطلاق می‌شود و به معنی روح شریر و دور از حق، نیز آمده‌است.   «شیطان» اسم عام (اسم جنس) است، در حالی که «ابلیس» اسم خاص (عَلَم) می‌باشد، و به عبارت دیگر شیطان به هر موجود موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش، خواه انسانی یا غیر انسانی می‌گویند، ونام ابلیس در باورهای اسلامی شیطان، به معنای کسی که ادم را فریب داده‌است.   شیطان به موجود موذی و مضر گفته می‌شود، موجودی که از راه راست بر کنار بوده و در صدد آزار دیگران است، موجودی که سعی می‌کند ایجاد دودستگی نماید، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتی است که در او وجود دارد.   شیطان معانی مختلفی دارد، که یکی از مصداقهای روشن آن ابلیس و مصداق دیگر آن انسان‌های مفسد و منحرف کننده‌است.   براساس تفسیرهای قرآن و احادیث ٬شیطان یکی از جن‌ها بود که بر اثر پارسایی زیاد به درجه فرشتگان راه یافت و یکی از فرشتگان مقرب خدا شد، اما برای سجده نکردن به آدم او از درگاه الهی رانده شد در این هنگام شیطان از خداوند برای انحراف انسان تقاضای مهلت کرد و خداوند نیز به او تا روز معین مهلت داد   رویای صادقه   ‌رؤیاهاى انسان اقسام مختلفى دارد؛ از جمله: 1- برخى از رؤیاها بازنمود تصورات افکار و یا خاطرات انباشته در ذهن است. 2- برخى از رؤیاها تجسیم و تصویرى از رازهاى نهان و اسرار باطن آدمى و نمایشگر شخصیت فرد یا گرایش‏ها و تمایلات نفسانى اوست. 3- برخى از رؤیاها بیانگر واقعیاتى است که در آینده رخ مى‏نماید ...   نشانه های رؤیای صادقه چیست؟   «خواب» یکى از نشانه‏هاى الهى است که در خود حکایت‏هاى ناگفته بسیار دارد. اگر کسى از «خودیّت» خود بیرون بیاید و به «خواب»، به عنوان پدیده‏اى که سرى در آن سو، دارد و ما را به آن سو مى‏کشاند، توجه کند؛ حکایت‏ها، اشارت‏ها و هدایت‏هاى بسیارى برایش پدیدار خواهد شد. از همین رو خداوند متعال، علاوه بر آنکه «خ...   از کجا بفهمیم که برخى رؤیاها صادق است و اضغاث احلام نیست؛ براى مثال وقتى کسى امامان معصوم را در خواب...   رؤیاى صادق گاه تعبیر نمى‏خواهد؛ مانند آنچه حضرت ابراهیم(علیه السلام) در مورد ذبح فرزندش مشاهده کرد: «إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ» سوره صافات(37): آیه 102 چنین خوابى تعبیر نمى‏خواهد. گروه دیگرى از خواب‏هاى صادق به تعبیر نیاز دارد؛ یعنى قوه خیال حقیقتى را صورتگرى ...   خواب هایی که می بینیم، از کجا بفهمیم که حقیقت دارد یا نه؟ منظور از رویای صادقه چیست؟ چگونه پی ببریم ...   باید توجه داشت که رؤیاها دارای اقسامی است و به جهات مختلف به اقسام گوناگونی تقسیم می شود. به طور کلى خواب و رؤیا بر سه قسم است، چنان که رسول گرامى اسلام(ص) مى‏فرماید: «الرؤیا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزین من الشیطان، والذین یحدث به الانسان نفسه فیراه فى منامه؛ خواب و رؤیا سه گونه است. رؤیا بر سه قسم است: یکی خوابی که در آن از خداوند بر مؤمنان بشارت است. دوم خوابی ترسناک که از شیطان است و سوم خواب هایی که فکر و خیالات و اوهام است.پس در این حدیث و نظائر آن، خواب را بر سه قسم تقسیم نموده اند که فقط یک قسم از آن رؤیای صادق است   پوچ گرایی ( نیهیلیسم ) – در تشریح دیدگاه منکران معاد   در جریان انسان گرایی رواج یافته در اروپای قرن هجدهم و نوزدهم، اعتقاد به وجود هر گونه مرجع متعالی و ماورای طبیعی، رنگ باخت و تعالیم آسمانی، انکار شد و انسان، بنیان گذار و ارزش گذار اصول و اخلاق، شمرده شد و پس از گذشت اندک زمانی، چون نتوانست با تکیه بر عقل و دانش خود، پاسخ بسیاری از مسائل (بویژه فلسفه حیات) را پیدا کند، وجود خود را پوچ و تهی یافت. چنین بود که فلسفه پوچ گرایی (nihilism)، بنیاد نهاده شد.   مکتب پوچ گرایی   برای مفهوم یابی پوچی در زندگی، باید مفهوم معناداری زندگی، روشن شود. زندگی معنادار، زندگی ای را می گویند که حرکت و سلوک آن بر اساس اهداف و آرمان های فرد باشد. شاید بتوان هدفدار بودن زندگی را معناداری آن در نظر گرفت.   بنا بر این، اگر زندگی، به هدف در نظر گرفته شده برای آن برسد، معنادار خواهد بود و طبعاً پوچی در زندگی، آن است که سلوک انسان، بر اساس اهداف و آرمان ها و به تبعیت از الگوی خاصّی نباشد. بنا بر این، اگر زندگی، بی هدف باشد، پوچی، معنا خواهد یافت.   پوچ گرایی را می توان: نه گرایی، نیست گرایی، هیچ گرایی و بی گرایشی نامید؛ امّا معنای اصطلاحی و معمول شده آن، عبارت است از نفی همه ارزش های ثابت، یا نپذیرفتن راه حل هایی که تا کنون در پاسخ سؤال «چه باید کرد؟» داده شده است. پوچ گرا کسی است که در اثر ناامیدی و سرخوردگی فراوان، به هیچ قدرت و ایینی، سر فرود نمی آورد. در نظر یک انسان پوچ گرا، ارزش ها سقوط می کنند و عظمت ها و پستی ها مخلوط می شوند.   نیچه (فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم) ـ که از بنیان گذاران مؤثّر و مهم این مکتب فلسفی است ـ در تعریف آن می گوید: «بنیان بی ارزش شدن تمام ارزش ها».   به طور کلّی، اساسی ترین ویژگی پوچ گرایی را می توان دگرگون شدن احساس زندگی طبیعی دانست. این نوع تفکّر، نه تنها زندگی را از جوشش می اندازد، بلکه آن را در نظر انسان، به صورت یک جبر تنفّرآور جلوه می دهد و واقعیات و قوانین و روابط حاکم بر آن را در نظر معتقدان به آن، بی ارزش و فاقد هر گونه اعتباری می نمایاند   برزخ   برزخ در لغت، به معنای چیزی است که در میان دو چیز دیگر حایل شودو در اصطلاح علمای اسلام به عالمی (جهانی) گفته می‌شود که مابین این جهان و جهان اخروی(قیامت) است. همچنین به عالم برزخ عالم مثال و خیال نیز می‌گویند   کیفیت عالم برزخ   کیفیت عالم برزخ، مانند عالم نفس مجرد (خالی) مطلق از ماده است، یعنی ماده نیست ولی آثار ماده نظیر کیف و کم و اْین را دارد یعنی دارای اندازه و حدود است و رنگ و شکل و صدا، همانند عالم خواب و رؤیا.   برزخ در قرآن   لفظ برزخ ۳ بار در قرآن در سوره المؤمنون آیه ۱۰۰ و سوره الفرقان آیه ۵۳ و سوره الرحمن آیه ۲۰ آمده است.   فلسفه وجود عالم برزخ   علامه حسن زاده در این باره می‌گوید: که طفره مطلقاً چه در عالم ماده و چه در عالم معنا محال است مثلاً انسان که در هر مرتبه‌ای از مراتب فعلیت باشد تا جمیع مراتب مادونش را نگذرانده و استیفاء نکرده باشد به آن مرتبه از فعلیت نمی‌تواند برسد، در مرتبه بدن، از ماده و طبع گرفته تا آن فعلیت را که داراست.   و همچنین در مرتبه روح، از عقل هیولای گرفته تا آن فعلیت که داراست؛ مثلاً عقل هیولانی به عقل بالفعل نمی‌رسد مگر اینکه عقل بالملکه را گذرانده باشد وگرنه ممکن نیست چون طفره محال است.   بر همین اساس و اصل مسلّم بین حکما و دانشمندان است که نتیجه گرفته می‌شود، هیچ روح انسانی بدون برزخ نمی‌تواند وارد عالم محشر و بهشت یا جهنم ابدی شود؛ زیرا انتقال از محیطی به محیط دیگر که از هر نظر با محیط اول متفاوت است، در صورتی قابل تحمل خواهد بود که مرحله میانه‌ای وجود داشته باشد؛ مرحله‌ای که بعضی از ویژگیهای مرحله اول و پاره‌ای از ویژگیهای مرحله دوم در آن جمع باشد   بهشت و جهنم برزخی   غیر از بهشت و جهنم قیامت، بهشت و جهنم دیگری در عالم برزخ وجود دارد که در آن خلود(جاودانگی) نیست بلکه پایان پذیر است و تا قیامت ادامه دارد. و حتی در این بهشت و جهنم تکامل فرض دارد؛ یعنی ممکن است شخصی در بهشت باشد و درجاتش افزوده شود و یا شخصی از جهنم آزاد شده و یا عذاب او در اثر کارهای خیر بازماندگان تخفیف پیدا کند   نفخ صور   معنای صور صور بمعنای شاخ است ، شاخ گاو یا بُز یا حیوانات دیگر که یک طرف آن باز و طرف دیگرش بسته و جمع است و چه بسا در آن سوراخی می کنند و از آن جا میدمند و از طرف دیگر که باز است صدا بلند و منتشر میگردد، این را میگویند صور که در لسان فارسی به آن بوق میگویند. و با این بوق اعلام مرگ ، و اعلام آماده باش و زندگی می نمایند. در قرآن کریم در ده جا نفخه صور آمده و در سیزده جا صَیحه استعمال شده است . و اما آن صوری که با آن می میرانند، فقط در همین دو آیه است : آیة فزع و آیة صعق که در سوره نمل و زمر است ؛ و در جاهای دیگر نفخ در صور برای احیاء و زنده کردن است . تعبیر طبرسیو شیخ مفید ار نفخ در صور مرحوم شیخ طبرسی و قبل از او شیخ مفید رضوان الله علیهما احتمال داده اند که صور در این آیات جمع «صورت » باشد، وَ نُفِخَ فِی الصورِ یعنی دمیده میشود در صورت ها و بواسطة آن دمیدن ، صورت ها زنده میشوند (زمر/86). همانطور که در رحم مادر جنین را صورت بندی میکنند و بعد از صورت بندی در آن میدمند و آن صورت حیات میگیرد و زنده میشود و حرکت میکند؛ خداوند عز وجل در میان قبر، مردگان را صورت بندی می نماید و در آن صورتها میدمد و آنانرا زنده میکند؛ پس صور جمع صورت است . یا اینکه میتوان گفت : صورتهائی که در عالم برزخ متعلق به افرادی است که از دنیا رفته اند و آن افراد دارای صُوَر برزخی هستند، در آن صورتها دمیده میشود و آدم ها زنده میگردند. بنابراین احتمال ، صور به معنای بوق و اعلام و اعلان موت و حیات نیست . ولی این احتمال صحیح نیست . زیرا اولاً مخالف ظواهر آیات قرآن بلکه صریح آیات است ، چون در نفخة اُولی صورت هائی نیست که در آن بدمند. و ثانیاً این احتمال منافات دارد با مفرد آوردن ضمیر در قول خدای تعالی (زمر/68): ثُم نُفِخَ فِیهِ أُخْرَی '؛ چرا که در صورت صحت این احتمال باید گفت : ثُم نُفِخَ فیها اُخْرَییعنی در آن «صورت ها» دمیده میشود. و ثالثاً این احتمال ایجاب میکند که نصوص صریحة صحیحة وارده از ائمه معصومین علیهم السلام را که در آن صور به معنای بوق است بدون جهت و بدون حاجت طرح کنیم .   معنای حقیقی صوراسرافیل إسرافیل از ملائکة مقرب پروردگار است و فرشتة مأمور حیات و زنده کردن . وجود او تمام عوالم امکان را که نیاز به حیات دارند فراگرفته ، و بوق او قدرت اوست ، و صور او بال های ملکوتی و معنوی اوست . بوق او قابلیت و استعدادی است که حضرت رب جل و علا به او عنایت فرموده است ، و او را بدین تجهیزات خاص مجهز نموده و امکان احیاء و زنده کردن را به او داده است . بوق او سرمایة علمی و قدرت است که در تحت اختیار او بوده ، و اختیار او در تحت اختیار خداست . إسرافیل در بوق خاص خود میدمد، و تمام موجودات هلاک میشوند، چون فرشتة مقرب است . و نیز پس از آن در بوق خاص خود میدمد و تمام مردگان را و هلاک شدگان را زنده میکند. بوق او جسم نیست ، و صورت ندارد؛ شرقی و غربی نیست ؛ تمام آسمانها و زمین و مابینهما را فرا گرفته ؛ و صاحب چنین قدرتی که از طرف پروردگار به او افاضه شده است بر تمام عوالم عِلوی و سِفلی استیلا و احاطه دارد، و هر لحظه به امر پروردگار خود به مأموریت خود عمل میکند. در «تفسیر علی بن ابراهیم » در ذیل آیة «وَ نُفِخَ فِی الصورِ فَصَعِقَمَن فِی السمَـ'وَ'تِ وَ مَن فِی الاْرْضِ؛ و در صور دمیده می شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بی جان افتد. (زمر/68)»، از حضرت سجاد علیه السلام روایت شده و در ضمن روایت حضرت میفرمایند: وَ لِلصورِ رَأْسٌ وَاحِدٌ وَطَرَفَانِ، وَ بَیْنَ طَرَفِ کُل رَأْسٍ مِنْهُمَا مَا بَیْنَ السمَآءِ وَالاْرْضِ؛ «و از برای صور یک سر و دو طرف است ، و میان طرف هر سری از آن دو طرف به اندازه بزرگی آسمانها و زمین است .»