بانک سوال دین و زندگی 2 بانک سوال دین و زندگی 2

چند نمونه سوال مستمر از درس 1تا3دین و زندگی 3
نمونه سوالات مستمر دین و زندگی 2و3 و 4 دبیرستان نمونه دولتی مهر آبان 94
نمونه سوال مستمر دین و زندگی3
نمونه سوال مستمر دین و زندگی 2
نمونه سوال مستمر دین وزندگی 4
| پاسخنامه «كتاب فلسفه چهارم انسانی چاپ94»، فایل ضمیمه را بارگیری نمایید: | |
| فایل ضمیمه | |
با تشکر از همکار محترم سركارخانم نرگس آموسا( سایت سرکار خانم داودی )
جهت اطلاع به داوطلبان کنکور
.................................................................................................................................................................
1) آیه شریفه « قل هو الله احد » دلالت بر اصل توحید دارد.
2) در آیه شریفه «ایاک نعبد و ایا ک نستعین » هر دو قسمت آیه دلالت بر توحید عملی (عبادی) دارد .
3) آیه شریفه «الحمد لله رب العالمین » دلالت بر توحید عبادی دارد. زیرا در این آیه، حمد را که از مصداق های عبادت است ، منحصر برای خداوند قرار داده است. عبارت « رب العالمین » توضیح و توصیف الله است و یکی از صفات ثبوتیه خداوند می باشد. لذا نیازی نیست به توحید افعالی اشاره شود.
4) آیه شریفه « ما لهم من دونه من ولیٍّ » بر توحید در ولایت که از اقسام توحید افعالی است اشاره دارد .
5) آیه شریفه « لایشرک فی حکمه احداً » بر توحید در ولایت که از اقسام توحید افعالی است اشاره دارد .
6) توحید ذاتی و افعالی و صفاتی از اقسام توحید نظری است .(هرچند در کتاب به عبارت توحید ذاتی و توحید صفاتی مستقیما اشاره نشده )
7) کلمه « یگانگی و یکتایی » به معنی توحید است. بنابراین، این دو کلمه به تنهایی هیچ یک از اقسام توحید را نمی رسانند. اما اگر بگوییم « یگانه در ذات است » می شود توحید ذاتی. اما اگر بگوییم « یگانه در صفات است » می شود توحید صفاتی . اما اگر بگوییم « یگانه در افعال است » می شود توحید افعالی .
پس اگر سؤالی طرح شود به این صورت که « عبارت خداوند یکتاست، بر کدام یک از اقسام توحید دلالت دارد؟» غلط است. زیرا مربوط به همه اقسام توحید است.
8) آیه شریفه « و لم یکن له کفواً احد » دلالت براصل توحید دارد .
9) آیه شریفه « لیس کمثله شی ء » دلالت براصل توحید دارد.
10) ثانی داشتن ، بیانگراصل شرک است .
11) اعتقاد به تثلیث ، دلالت براصل شرک است.
12) اعتقاد به این که جهان دارای یک اصل یا مبدأ است دلالت براصل توحید دارد .
13) اعتقاد به چند مبدأ و خدا که خودشان مخلوق نیستند، مانند اعتقاد به ثنویت و تثلیث، دلالت بربراصل شرک دارد.
14) نسبت دادن کارها و افعال مخلوقات به خداوند و عدم استقلال مخلوقات در کارهای خود، بر توحید افعالی اشاره دارد.
15) عبارت « لا حول و لا قوّة الا بالله العلی العظیم » بر توحید افعالی اشاره دارد .
16) عبارت « بحول الله و قوته اَقومُ و اَقعُد » بر توحید افعالی اشاره دارد .
17) توحید در مالکیت و توحید در ولایت و توحید در ربوبیت از توحید افعالی است .
18) اعتقاد به این که تدبیر و پرورش مخلوقات فقط به دست خداست، بیانگر توحید در ربوبیت است .
19) آیه شریفه «اَفَرَأیتُم ما تحرثون. اَاَنتم تزرعونه اَم نحن الزارعون » دلالت بر توحید ربوبیت دارد که از اقسام توحید افعالی است. بنابراین، می توان گفت این آیه هم دلالت بر توحید ربوبیت دارد و هم دلالت بر توحید افعالی.
20) آیه شریفه « اَفَرَأیتُم النارَ التی تورون . اَاَنتم اَنشأتُم شجرتها... » دلالت بر توحید ربوبیت دارد که از اقسام توحید افعالی است.
21) کسانی که معتقدند مخلوقات جهان در آثار و افعال خود مستقل از خدا هستند، گرفتار شرک افعالی شده اند.
22) اگر شفابخشی رسول خدا (ص) و اولیای دین را مستقل از خدا تلقی کنیم ، اشاره به شرک افعالی دارد.
23) این که عسل شفابخش است منافات با توحید افعالی ندارد.
24) آیه شریفه « نحن جعلناها تذکرة و متاعاً للمقوّین... با ترجمه اش » دلالت بر توحید ربوبیت دارد که از اقسام توحید افعالی است.
25) آیه شریفه « و اعلموا اَنَّ اللهَ غنیٌ حمیدٌ » - و بدانید که خداوند بی نیاز و حمید است - و می دانیم که بی نیاز یکی است و آن فقط خداست. بنابراین، دلالت بر اصل توحید دارد.
26) آیه شریفه « و لله ما فی السماوات و الارض و الی الله ترجع الامور » دلالت بر توحید مالکیت دارد و این موضوع از کلمه « لِلّهِ » به دست می آید که به معنای « برای خدا - مال خدا » است. و قسمت آخر آیه ( الی الله ترجع الامور ) فقط به خاطر کامل شدن آیه آمده است و مربوط به بازگشت امور به خدا است.
27) آیه شریفه « و لم یکن له شریکٌ فی المُلک » دلالت بر توحید در پادشاهی دارد که شاخه ای از توحید در ولایت است. و از کتاب درسی حذف شده است.
28) عبارت « تنها وجود مستقل و به خود متکی خداست » دلالت بر اصل توحید دارد.
29) از ابیاتی که در کتاب درسی وجود دارد به گونه ای سؤال طرح می شود که فقط مربوط به کاربرد اصلی آن شعر در آن درس است.
30) آیه شریفه « فاعبدوه هذا صراطً مستقیمً » دلالت بر توحید عبادی دارد.
31) آیه شریفه « اِتَّخَذوا اَحبارَهُم و رُهبانَهُم اَرباباً من دونِ اللهِ » از دیدگاه کسانی حکایت می کند که انسان ها را به جای خدا سرپرست و حاکم خود گرفته بودند و از آنها اطاعت می کردند و در نتیجه ، گرفتار شرک در عبادت شده بودند. و این شر ک، هم شامل شرک خفی و هم شامل شرک جلی می شود و هم به شرک فردی و هم به شرک اجتماعی مربوط است. پس کافی است که بگوییم اشاره به شرک در عبادت دارد.
32) آیه شریفه « اِنَّ اللهُ ربّی و ربُّکُم » بر توحید در ربوبیت از شاخه های توحید افعالی، اشاره دارد. و عبارت « فاعبدوه هذا صراطٌ مستقیمٌ » دلالت بر توحید عبادی (عملی) دارد.
33) آیه شریفه 31 توبه « و ما اُمِروا اِلّا لِیَعبُدوا اِلهاً واحداً » دلالت بر توحید عبادی دارد.
34) عبارت « لا اله اِلّا الله » و « لا اله اِلّا هو » هر چند که ناظر بر یکی از اقسام توحید ذاتی و عبادی است، امّا برای این که دانش آموزان دچار خطا نشوند باید بگوییم: « این کلمه گرچه بر همه ابعاد توحید دلالت دارد امّا بیش از هر چیز ناظر بر توحید عملی و دعوت کننده به آن است.»
35) عبارت « ... اَنِ اعبُدوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطاغوتَ ...» دلالت بر توحید عبادی (عملی) دارد. و نفی کننده شرک در دو بعد فردی و اجتماعی است.
36) عبارت « وَ مَن یُسلِم وجهَهُ الی الله ...» دلالت بر توحید عبادی (عملی) دارد.
37) در عبارت « خالقُ کلِّ شیءٍ فاعبدوه » قسمت اوّل دلالت بر توحید در خالقیت دارد و قسمت دوم دلالت بر توحید عبادی. لازم به تذکر است که اعتقاد به این که جهان دارای یک اصل ، یک مبدأ ، یک علّت یا یک خالق است، به معنای آن است که یک ذات آفریننده جهان است و دلالت بر توحیددر خالقیت دارد. امّا ثَنَویون و اهل تثلیث که معتقدند دو یا سه ذات قدیم آفریننده موجودات جهان هستند، گرفتار شرک می باشند.
38) عبارت « اِن تقوموا لِلّهِ مَثنی و فُرادی » دلالت بر توحید عملی ( عبادی) دارد.
39) عبارت « فاعبد اللهَ » دلالت بر توحید عبادی (عملی) دارد.
40) عبارت « لاتَعبُدوا الشّیطانَ » مردم را از شرک در عبادت نهی می کند.
41) آیه شریفه « وَ اَنِ اعبُدونی » مردم را دعوت به توحید عبادی (عملی) می کند.
42) آیه شریفه « لا اله اِلّا هو خالق کل شیءٍ فاعبدوه » به سه عبارت: « لا اله اِلّا هو - خالق کل شیءٍ - فاعبدوه » تجزیه می شود. که در بندهای قبل دلالت آن ها بر هر کدام از اقسام توحید مشخص شده است.
43) مفهوم و محتوای کتاب درسی خیلی مهم است .
تذکر: از آنجایی که آیاتی که در کتاب درسی ترجمه شده است حفظ آن به عهده دانش آموز نمی باشد، لذا توجه به ترجمه در طرح سوال ضروری است.
یكى گفت: من. گفت: از چه راهی به سراغش می روى؟ پاسخ داد: از راه زنها.
شیطان گفت: تو حریف او نیستى، چون او زنان را نیازموده (و لذتى از آنها نبرده كه گول بخورد). دیگرى گفت: من.
پرسید: تو از چه راهی گولش می زنى؟ گفت: از راه بادهگسارى و خوشی ها. بدو گفت: تو هم مرد این كار نیستى چون او اهل اینها نیست.
سومى گفت: من او را گمراه می كنم، پرسید: از چه راهی؟ گفت: از راه كار خیر.
شیطان گفت: برو كه تو حریف او هستى.
شیطانك بیامد و در برابر او جایى را انتخاب و شروع به نماز خواندن كرد.
و آن عابد چنان بود كه شبانهروز قدرى می خوابید و استراحت می كرد، ولى شیطانك هیچ نمی خوابید و استراحت نداشت و یكسره نماز می خواند.
آن مرد عابد كه خود را در برابر او كم ارزش دید و عبادتش را كوچك شمرد، به نزد آن شیطانك رفت و بدو گفت: اى بنده خدا چه چیز تو را بر این همه نماز خواندن نیرو داده است؟
پاسخش را نداد.
بار دوم پرسید، باز هم پاسخش را نداد. تا بار سوم كه پرسید گفت: اى بنده خدا من گناهى كردهام
و از آن توبه نمودهام و هر گاه آن گناه را به خاطر مىآورم به نماز خواندن نیرو می گیرم.
مرد عابد گفت: آن گناه را به من هم بگو تا انجام دهم و دنبالش توبه كنم و در نتیجه (مانند تو) بر خواندن نماز نیرو بگیرم. شیطانك بدو گفت:
به شهر برو و سراغ فلان زن فاحشه را بگیر و دو درهم به او بده و با او درآویز و كام خود برگیر (و سپس توبه كن تا مانند من بر عبادت نیرو بگیرى).
عابد گفت: دو درهم را از كجا بیاورم؟ من كه نمی دانم درهم چیست؟ شیطان از زیر پاى خود دو درهم بیرون آورده به او داد. عابد برخاست و با همان جامه و لباس خود كه در آن عبادت می كرد به شهر درآمد و سراغ منزل آن زن را گرفت، مردم او را به خانه آن زن راهنمائى كردند و گمان كردند براى موعظه او آمده است.
عابد به نزد آن زن رفت و دو درهم را پیش او انداخت و بدو گفت: برخیز. زن برخاست و به درون اطاق خود رفت و به مرد عابد گفت: داخل شو.
عابد به درون اطاق رفت. آن زن بدو گفت: اى مرد تو در وضع و لباسى به خانه من آمدهاى كه معمولا كسى با این وضع و لباس نزد من نمی آید، شرح حال خود را براى من بگو، عابد سرگذشت خود (و شیطان) را براى آن زن تعریف كرد.
زن گفت: اى بنده خدا ترك گناه آسانتر از توبه كردن است، و چنان نیست كه هر كس توبه كند بدان برسد (و توبهاش پذیرفته گردد)، به نظر می رسد كه آن كس (كه این راه را پیش پاى تو گذارده) شیطانى بوده در نظرت مجسم شده (تا تو را از راه به در كند) اكنون بازگرد كسى را (در آنجا) نخواهى دید. عابد برگشت و آن زن همان شب از این جهان رفت، و چون صبح شد دیدند بر در خانه اش نوشته شده: بر سر جنازه این زن (براى دفن و كفن او) حاضر شوید كه او از اهل بهشت است. مردم همه در شك و تردید فرو رفتند، و به خاطر همان تردیدى كه در كار او پیدا كرده بودند تا سه روز جنازهاش را به خاك نسپردند، خداى ـ عز و جل ـ به پیغمبر آن زمان وحى فرمود: بالاى جنازه فلان زن برو و بر آن نماز بخوان و به مردم بگو: بر او نماز بخوانند كه من او را آمرزیدم و بهشت را بر او واجب كردم چون فلان بنده مرا از گناه و نافرمانى من باز داشت.
منبع: کتاب روضه کافی، شیخ کلینی، ترجمه آیت الله رسولی محلاتی، ج 2 ص 242