چرا به امام جواد(ع) و نسل آن حضرت «ابن الرضا» میگفتند
چرا به امام جواد(ع) و نسل آن حضرت «ابن الرضا» میگفتند
امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهمالسلام در دوران بنی عباس به عنوان «ابن الرضا» نامیده و معروف شدند. حتی موسی المبرقع، فرزند امام جواد(ع) که مزارش در قم است نیز بدین عنوان نامیده میشود.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، پس از امام رضا (ع) چند تن از ائمه ـ علیهمالسّلام ـ به «ابنالرضا» معروف بودند. یکی از امامانی که معروف به ابنالرضا بوده است امام جواد ـ علیهالسّلام ـ فرزند بزرگوار امام رضا ـ علیهالسّلام ـ است. (1)

بیشتر بنی عباس، ائمه را با این اسم این یاد میکردند. در منابع نیز اینگونه گفته شده (2) که امام جواد ـ علیهالسّلام ـ و امام هادی و امام عسکری ـ علیهمالسّلام ـ در دوران بنی عباس به این عنوان، نامیده و معروف شدهاند. حتی موسی المبرقع، فرزند امام جواد که قبرش در قم است نیز بدین عنوان نامیده شده است. (3)
برخی بر این باورند این مساله به این خاطر بوده است که چون امام رضا ـ علیهالسّلام ـ مدتی ولایت عهدی را در زمان مأمون قبول کرد و شهرت امام با لقبشان که (الرضا) است، سبب شد فرزندانش بعد از آن به ابن الرضا معروف باشند، چنان که تصریحاً در بحار چنین آمده است: «و کان هُوَ و ابوه و جدّهُ یُعرَف کلّ منهم فی زمانه بابن الرضا» (4) یعنی امام عسکری و پدرش امام هادی و جدش امام جواد همهشان در زمان خود معروف به ابن الرضا ـ علیهالسّلام ـ بودند.
و شاید علت این معروفیت به خاطر این بوده است که علویان از شاخههای مختلف بودهاند و سادات جلیلالقدر متعدد بودند که به خاطر مشخص شدن آنها و حساسیت موقعیت آنها از لحاظ سیاسی برای دستگاه خلافت، معروف به ابن الرضا شده بودند.
حضرت آیتالله شبیری زنجانی میفرمود: مرحوم آیت الله حجت ـ رضوان الله تعالی علیه ـ احتمال دادهاند که اینها (بنی عباس) خواستهاند با این لقب نشان بدهند که چون امام رضا ـ علیهالسّلام ـ ولایتعهدی را قبول نمود، به دنیا گرایش داشت (یعنی فرزندان امام رضا ـ علیهالسّلام ـ نیز گرایش به دنیا دارند)، فلذا بیشتر بنی عباس این طور میگفتند.
البته آیتالله شبیری بر این نظر است که چون امام رضا ـ علیهالسّلام ـ با تمام فرقههای مذهبی و علمی و کلامی مناظره نموده و در میان تمام فرقهها مشهور شد، فلذا شهرت امام رضا ـ علیهالسّلام ـ در بین تمام فرقهها به خاطر مقام رفیع علمیشان سبب شده بود که فرزندان آن حضرت به این عنوان «ابن الرضا» مشهور و به این عنوان شناخته شوند.
چون ائمه در بین شیعیان و علمای شیعه و مسلمانان شناخته شده بودند و بنی عباس هم آنها را به عنوان علویان، میشناختند لذا این فرقههای دیگر مذهبی و علمی بودند که بعد از مناظرات علمی با امام رضا ـ علیهالسّلام ـ آشنا شدند و تحت تأثیر مقام علمی و معنوی امام قرار گرفتند لذا فرزندان آن حضرت به «ابنالرضا» معروف شدند. (5)
پاورقی
1. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، قم، آل البیت، 1414، ص 28.
2. همان و مجلسی، بحار، ج 50، ص 74.
3. مجلسی، بحار، ج 50، اسلامیه، تهران، چاپ سوم، 68، ص 3 و همان، ج 149، که درباره امام هادی گفته شده است.
4. همان، ج 50، 236 و شیخ مفید نیز در کتاب خود مکرراً این عنوان «ابن الرضا» را آورده است، آنچه مسلم است این است که آن حضرات معروف به ابن الرضا ـ علیهالسّلام ـ بودند.
5. به نقل از حضرت آیتالله شبیری زنجانی/ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم
ماجرای درخواست شفاعت بیمار از جوادالائمه(ع)+صوت حجتالاسلام انصاریان
لحظات آخر عمرش بود، دلنگران در بستر بیماری افتاده بود، خانوادهاش خبر دادند حضرت جواد الائمه(ع) به دیدارش آمده است، چشمش به جمال مبارک امام افتاد، گریه امانش را برید تا اینکه جملهای از امام شنید، دیگر قطرات اشک از چشمانش نیامد!

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آخرین روز ماه ذیالقعده سال 220 هجری قمری یادآور سالروز شهادت امام همامی است که در عنفوان جوانی با ظلم و ستم خلیفه عباسی شربت شهادت را نوشید و دعوت حق را لبیک گفت.
در شب شهادت آن حضرت ماجرایی از شفاعت ایشان از زبان حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان نقل میشود:
*ماجرای درخواست شفاعت مریض برای بعد از مرگ
یک کسی مریض بود، وجود مبارک جواد الائمه(ع) امام نهم برای عیادت آمدند، زن و بچهاش به او گفتند: خوشحال باش! میدانی چه کسی به دیدنت آمده است؟! جگرگوشه امام رضا(ع) است، امام زمان است، امام عصر است.
به محض اینکه حضرت جواد(ع) در اتاق را باز کردند و چشم مریض در بستر به امام افتاد، مریض زار زار شروع به گریه کرد.
امام جواد(ع) با یک دنیا محبت نشستند و فرمودند: برای چی وقتی چشمت به من افتاد، گریه کردی! مگه خوشحال نیستی که ما را میبینی، برای چی گریه میکنی؟!
گفت: یا بن رسول الله! علم دارم از این بستر بلند نمیشوم، یقین صد در صدی دارم که من مردنی هستم، آخه! یا بن رسول الله! ما مثل شما تر تمیز نیستیم، بالاخره در طول عمومان کژیها و لغزشهایی داشتیم، حالا گر چه پشیمان شدم، ولی از مردن میترسم، این نهایت حرف من است، از مردن میترسم!
امام جواد فرمود: از مایی! جانم فدای شما!
آخر اول این مسأله باید تحقق پیدا کند، از آنها باشید، همه چیز حل است!
فرمود: از مایی؟
گفت: بله!
فرمود: من هم قبول دارم که تو از مایی، خوش به حالت! خوش به حالت! خوش به حال ما! امام جواد قبولت کرده، ما از شماییم، شما ما را قبول کردید، اگر ما را قبول نکرده بودید، والله! ما گمراه شده بودیم و رفته بودیم، ما از شماییم و شما هم ما را قبول کردید!
امام جواد فرمود: بیماری عدسه را شنیدی؟
(آن بیماری است که سر تا نوک پا پوست آبله میاندازد، چرک و خون جمع میشود، چرک و خون تولید آبله میکند، هر آبله که بترکد، تولید زخم بدی میکند)
فرمود: چنین بیماری را شنیدی، دیدی! گفت: دوا ندارد، عرض کرد: بله! دوا ندارد، حال کسی که گرفتار چنین بیماری شده، این را حضرت امام جواد(ع) فرمود: اگر بیایند و بگویند که یک حمامی افتتاح شده، باید داخل آن حمام بروند و شیر آب را باز کنند، پوست بدنتان مثل روز تولد از مادر میشود، مریض چه حالی دارد؟!
گفت: خوشحالی مریض غیرقابل وصف است!
فرمود: شما شیعیان ما که میخواهید بمیرید،اگر چرکی، کمبودی و عیبی برای شما مانده بود، مردن شما را میشورد، باز گریه میکنی؟!
عرض کرد: یا ابن رسول الله! دیگر گریه نمیکنم.
برای شنیدن ماجرای «درخواست شفاعت مریض برای بعد از مردنش از جوادالائمه(ع)» به روایت حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان از لینک زیر اقدام کنید:
اشعار ژولیده در رثای امام جواد(ع)
منبع: عقیق