سخنی با اسلامگرایان مصر؛ انتخاب با خودتان است
البته این اسلامگرایان در برابر حمایت های بی دریغ یک دهه گذشته ایران و حزب الله از حماس سنی، ترجیح می دهند که سکوت کنند.
عصرایران ؛ علی قادری - دکتر
علی یاسر سخنگوی نهاد ریاست جمهوری مصر اعلام کرده است که در دیدار محمد
مرسی با رئیس جمهور ایران بحثی از عادی سازی روابط دو جانبه و بازگشایی
سفارت ها در دو کشور نشده و محور اصلی گفتگوها بر ضرورت حل بحران سوریه
استوار بوده است. بدون اینکه بخواهیم در شرایط کنونی از ارزش دیپلماتیک دیدار رئیس جمهور مصر از ایران و شرکت در نشست سران عدم تعهد در تهران بکاهیم باید اعتراف کرد که با وجود باز بودن کانال های ارتباطی میان ایران و مصر، بهبود روابط دو جانبه با موانع جدی روبرو است که بحران سوریه فقط یکی از آنهاست.
در طی هفته گذشته توپخانه سلفی ها حتی در استان مطروح، زادگاه مرسی نیز از کار نایستاد و شیخ علی غلاب امام گروه "الدعوه السلفی" در مراسم نماز جمعه، رئیس جمهور مصر را به خاطر دیدار از "طهران" به خیانت به خون انقلابیون سوریه متهم کرد.
دکتر احمد خلیل عضو هیئت عالی حزب سلفی "النور" که اصلی ترین هم پیمان سیاسی اخوان المسلمین در مصر به شمار می آید نیز با انتقاد شدید از دیدار مرسی از تهران، اظهار داشت که نزدیکی ایران و مصر منجر به موجی از خشم سلفی ها علیه اخوان المسلمین خواهد شد.
به گزارش روزنامه الاخبار چاپ بیروت، خلیل در مصاحبه مطبوعاتی با اعلام خشم سلفی ها از چنین دیداری، اظهار کرده بود که قابل قبول نیست که مصر اقدام به برقراری رابطه با کشوری می نماید که حامی نظامی است که خون مردم سنی سوریه را می ریزد. این عضو ارشد سلفی، در ایران ستیزی تا جایی پیش رفت که حتی از نظام مبارک به خاطر عدم برقراری روابط دیپلماتیک با تهران قدردانی نمود.
در هر صورت، آتش سلفی ها کافی بود تا مرسی پیش از رسیدن به تهران، در مصاحبه با خبرگزاری رویترز، راه حل بحران سوریه را فقط در کنار رفتن نظام این کشور معرفی کند و به این ترتیب میخ تابوت طرح مشترک ایران و مصر برای حل بحران سوریه را پیش از رسیدن به تهران، بکوبد.
سخنان دکتر مرسی در افتتاحیه این نشست، به وضوح نشان دهنده حساسیت های مذهبی طرف مصری بود. از نحوه آغاز سخنرانی مشخص بود که رئیس جمهور مرسی، تلاش دارد با ذکر خیر خلفای راشدین و "جمیع صحابه" حضرت رسول(ص)، هویت سنی خویش را در تهران مطرح کند تا در داخل مصر پیامش دریافت شود. علت این حال و هوای مذهبی مرسی را باید در این "تصور" رئیس جمهور مصر جستجو کرد که او در حال حاضر در پایتخت کشوری سخنرانی می کند که پرچم توسعه طلبی شیعی و سنی ستیزی(!) را در دست گرفته است.
شاید چنین تحلیلی بسیاری از مخاطبان ایرانی عجیب باشد اما واقعیت این است که این تصور، نه تنها در میان سلفی ها، جماعت اسلامی و بسیاری از اعضای اخوان المسلمین در مصر -که اتفاقا دکتر مرسی یکی از این اعضاء است- وجود دارد بلکه همتایان اسلامگرای این گروه ها در سایر کشورهای عربی نیز چنین برداشتی را در قبال ایران دارند.
البته این اسلامگرایان در برابر حمایت های بی دریغ یک دهه گذشته ایران و حزب الله از حماس سنی، ترجیح می دهند که سکوت کنند. حتی برخی از این ها به زودی فراموش می کنند که چگونه در جریان عملیاتی که در زمان سقوط مبارک، منجر به خروج سامی شهاب از مصر گردید، برخی از هم قطاران اسلامگرای سنی مذهب آنها نیز از زندان های رژیم گذشته آزاد شدند!
چنین رویکرد اشتباهی در تحلیل بحران سوریه نیز وجود دارد. همانگونه که عنوان شد بسیاری از اسلامگرایان سنی با یک مبنای مذهبی به این بحران نگاه می کنند. از دیدگاه آنها نظام علوی بشار اسد با حمایت ایران شیعی مذهب در حال قتل عام سنی ها در سوریه هستند.
بدون اینکه بخواهیم در ریشه های پیدایش و تداوم بحران سوریه بحث کنیم و یا حمایت بی دریغ ایران از نظام سوریه را انکار کنیم باید گفت که پایه چنین استدلالی از آنجا لنگ است که وزیر دفاع و بسیاری از فرماندهان، افسران و سربازان ارتش سوریه که در حاضر با مخالفین مسلح سوری و غیر سوری در مناطق مختلف این کشور در حال جنگند ، سنی هستند و نه علوی ها یا مسیحیان.
آیا غیر از این است که اکثریت قربانیان بمب گذاری های القاعده در جنوب دمشق و یا در حلب را سنی ها تشکیل می دادند؟ چرا در زمانیکه این بمب ها توسط مجاهدین سنی تبار القاعده منفجر می شد و تعدادی شهروند سنی تبار سوری کشته می شدند، هیچ کدام از این گروه های اسلامگرا در مصر سخنی از سنی کشی القاعده در سوریه بر زبان نیاوردند؟!
با همه انتقاداتی که نسبت به رفتار سیاسی و امنیتی رژیم سوریه وجود دارد یک حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که سیاست های کلان این نظام سکولار و حتی اشتباهاتش نیز فاقد ریشه ها و جهت گیری های مذهبی بود.
به عنوان مثال آیا زمانیکه نظام سوریه بر مبنای استراتژی امنیت ملی خویش موشک های ضد زرهی در اختیار حماس قرار می داد از آنها درباره سنی بودن شان می پرسید؟ آیا این نظام در برخورد پلیسی با مخالفین سیاسی خویش میان هیثم مناع سنی و میشل کیلو مسیحی تبعیض مذهبی قایل می شد؟
هدف ، البته دفاع از رژیم سوریه نیست ، بلکه باید واقعیت ها را همان گونه که هستند دید و از یکجانبه نگری ، چه به نفع اسد و چه به سود مخالفانش اجتناب کرد.
اینکه ریشه این خصومت های مذهبی اسلامگرایان مصر در ریاض است یا تل آویو و یا به قول قدیمی ها لندن ، در اصل ماجرا تفاوت چندانی نمی کند. از کنار سوریه بگذریم که دشمنی طرفین بسیار ریشه دارتر از این بحران است اما در رابطه با ایران بسیاری از اسلامگرایان در مصر از جمله سلفی های النور، الدعوه و اهالی جماعت اسلامی و برخی از اعضا و رهبران اخوان المسلمین دچار یک سوء ظن بزرگ شده اند، سوء ظنی که در سایه فقدان یک گفتمان دو جانبه هر روز عمیق تر می شود.
بدون اینکه بخواهیم اختلافات خویش را با این اسلامگرایان در مصر انکار کنیم باید اظهار داشت که بسیار بعید است که در طرف ایرانی مانعی برای آغاز چنین گفتگوهایی وجود داشته باشد. قطعاً زمانیکه رئیس جمهور مصر وارد ایران می شود یعنی امکان توسعه ارتباطات میان طرفین و از جمله امکان گفتگو با این احزاب اسلامگرا نیز با نظارت دولت مصر وجود خواهد داشت. البته همه این احتمالات منوط به انتخاب این احزاب و چشم انداز آنها نسبت به ایران است که به هیچ وجه سازنده به نظر نمی رسد و بسیار بعید است در کنار فشار های خارجی در رابطه با عدم توسعه روابط ایران و مصر، چنین نگرش هایی منجر به بهبود روابط دوجانبه شود.
زمانی ، بزرگی در جایی خطاب به چنین گروه هایی گفت: انتخاب با خودتان است. اگر بخواهید همدیگر را دوست داشته باشیم ما نیز دوست تان خواهیم داشت، اگر بخواهید فراموش مان کنید ما نیز فراموش تان خواهیم کرد اما اگر بخواهید دشمنی کنید ما نیز دشمنی خواهیم کرد!
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 9:36 توسط گروه دین وزندگی
|