روانشناسی
یك
گروه از محققان زیباییهای ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه
عدد 10 بهترین و كاملترین ظاهر را نشان میداد. تقریبا در یكسوم زوجها،
زیبایی زنها بیشتر بوده، در یكسوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوجها
ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.
شما
دخترخانم جوان! برای ازدواجتان چه معیارهایی دارید؟ آیا ویژگیهای ظاهری
خواستگارتان برایتان اهمیت زیادی دارد؟ اگر جوابتان به این سؤال مثبت است و
فكر میكنید حتما باید با مردی زیبا و خوشتیپ ازدواج كنید توصیه میكنیم
حتما این مطلب را بخوانید.روانشناسان با تحقیق روی روابط زوجهای جوان به این نتیجه رسیدهاند مردانی كه چهرهای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی كنند و نسبت به زندگی زناشوییشان چندان احساس خوبی نداشته باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشتهباشند.
راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، كمی تردید كردیم و گمان بردیم كه احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با كمی جستوجو به این نتیجه رسیدیم كه موضوع علمی است تا حدی كه مقالههایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیدهاست. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین كردیم.
در واقع در همه آنها دانشمندان متفقالقول بودند كه در یك ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یك حد باشند اما بیگمان دلایل آنها خواندنی است.
تاریخ شهادت میدهد
در زوجهایی كه خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگیشان خرسندتر هستند. این نتیجه پژوهشی است كه در ژورنال روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده است كه طی تاریخ و فرایند تكاملی بشر نیز خانمها هنگام انتخاب همسر كمتر به ظاهر او توجه میكردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها بهدنبال همسری میگشتند كه بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالمتر و زیباتر شوند.
البته یكبار دیگر در سال 1979 روانشناسی به نام دكتر هوك نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواجهایی كه خانم زیباتر از مرد است احتمال شكست كمتر است البته این به این معنا نیست كه اگر مرد خوشتیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سالهای اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تكرار كردهاند.
زیبایی سلیقهای هم استاندارد دارد
شاید در مرحله اول بگویید زیبا دیدن تنها یك امر سلیقهای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یك نفر را زیبا میبیند یا زشت اما به هر صورت نمیتوان منكر وجود برخی از استانداردهای رایج شد، استاندارهایی كه در همه دنیا بهعنوان معیارهای زیبایی تعریف میشوند مثل چشمان درشت، صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب كه همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و...
ازدواج با زنان بسیار زیبا یعنی...
گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیورپول 100عكس از زنان را بررسی كردهاند؛ بعضی از این زوجها تنها چند ماه با هم زندگی كرده بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگیهای ظاهری هركدام از این زنها و مردها را به ترتیب فهرست كردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه كنند. migna.ir نتیجه به دست آمده از تحقیقات در ژورنال علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد كه در آن آمدهاست اگر مرد خیلی خوشتیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی كه زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت.
زنهای خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند كه به راحتی ازدواجها را ترك كنند.
ازدواج موفق یعنی همسانگزینی
گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمركز كردهاند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بودهاست كه آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر بهدنبال کسانی هستند كه شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام كردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج كنند و حتی با این نتیجه، ازدواجهای آنجلینا جولی را توضیح میدهند، آنها میگویند به همین دلیل است كه ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار كوتاه و كمتر 2 سال بوده است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یكی از معروفترین چهرههای حال حاضر دنیا بیشتر از 6 سال است كه دوام پیدا كرده است.
واقعا زیبایی چقدر مهم است؟
این تحقیقات نشان میدهد كه انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب میشوند و وقتی با هم ازدواج میكنند، زندگی خانوادگیشان بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا كه این تحقیقات بیشتر روی زوجهای جوان انجام شده است میتواند نشاندهنده این باشد كه زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یك راز است. البته یك تحقیق جدید نشان میدهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت.
عمر ازدواج آنها کوتاه است
در تحقیق ذكر شده زوجهایی كه مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایتكننده نبودند. یكی از محققان این تحقیق میگوید كه زنها معمولا درجه حمایتی كه از طرف مرد دریافت میكنند را بهخود او منعكس میكنند. مردی كه ظاهر پایینتری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را میكند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی كه ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممكن است باعث كمتر بودن عمر ازدواج آنها شود.
تفاوت معیارهای خانمها و آقایان
از آنجا كه خانمها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممكن است كسی را انتخاب كنند كه از نظر ظاهری پایینتر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان میدهد كه ازدواجهایی كه در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوامتر و مثبتتر است.
تصور محققان از دلیل آن، این است كه مردها اهمیت زیادی به زیبایی میدهند و به زیبایی زن بسیار سریع واكنش نشان میدهند در حالی كه خانمها بیشتر میخواهند همسری داشته باشند كه به خوبی از آنها حمایت كند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشتهباشد.
محققان قبول دارند كه مسئله زیبایی بسیار شخصی و نسبی است اما تحقیقات نشان میدهد كه استانداردهای عمومی برای زیبایی وجود دارد مثل چشمان درشت، داشتن صورت متقارن و بینی كوچك و...
روند تحقیق چگونه بود؟
این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالاتمتحده روی گروهی از زوجهای همان كشور انجام شده است.
انتخاب زوجها بر چه اساس بوده است؟
تیم تحقیقاتی روی 82 زوج كار كردند؛ زوجهایی كه طی 6 ماه قبل ازدواج كرده و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده بودند. شركتكنندههای تحقیق بین 20 تا 25 سال داشتند. محققان گفتوگوی هر زوج در مورد یك مشكل شخصی را بهمدت 10 دقیقه فیلمبرداری كردند. migna.ir فیلمها بعدا از این جهت ارزیابی شد كه آیا زوجها درمورد مشكلشان یكدیگر را حمایت میكردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشكلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالمتر،شروع یك كار جدید و ورزش بیشتر را شامل میشد.
رتبهبندی زوجها
یك شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشكل توست و خودت باید حلش كنی. اما یك شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، كاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟
یك گروه از محققان زیباییهای ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه عدد 10 بهترین و كاملترین ظاهر را نشان میداد. تقریبا در یكسوم زوجها، زیبایی زنها بیشتر بوده، در یكسوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوجها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند.
نتیجه تحقیق
بهطور كلی، در مواردی كه زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبتتر رفتار میكردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی بهنظر میرسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان میدهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانمها دارند و زنها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت میدهند.
تقریبا
در جامعه ما همه با منابع محدودو گاهی هم بدون سرمایه، دست به کار می
شوند. تقریبا تمام درآمد افراد، ابتدا با فروش خدمات شخصی حاصل می شود.
تمام افرادی که امروزه در اوج هستند، زمانی در پایین ترین جایگاه بوده اند و
بارها و بارها شکست خورده اند و به جایگاه های پایین تر نزول کرده اند.
تناسب
ذهنی همانند تناسب اندام است. با آموزش و تمرین می توانید خودباوری و نگرش
ذهنی مثبت بسیار بالایی را در خود پرورش دهید.برای اینکه شخص کاملا مثبت
اندیشی شوید هفت کلید وجود داردبرایان تریسی حدود دو ماه پیش کتاب جنجالی جدیدی به نام «قورباغه را ببوس!» عرضه کرد. این کتاب سال 2012 توسط برایان و دخترش کریستینا نوشته شده، درباره روش های کنار گذاشتن احساسات منفی و داشتن شخصیتی شاد و با انگیزه صحبت می کند.
در این کتاب به 12 روش خارق العاده برای تبدیل شرایط ناخوشایند به شرایط مثبت و مفید صحبت شده است. چند روز قبل ترجمه این کتاب را به پایان رساندم و به زودی چاپ خواهد شد. فکر کردم دوستان خوب مجله موفقیت، قبل از دیگران و قبل از چاپ کتاب، بخشی از مطالب آن را بخوانند، امیدوارم لذت ببرید.
رژیم جسمانی، نقش بسزایی در میزان سلامت و انرژی شما دارد. با خوردن خوراکی های متنوع تازه، سالم و با کیفیت و اجتناب از خوراکی های مضر، انرژی بیشتری خواهید داشت، مقاومت عمومی بدنتان در برابر بیماری ها افزایش می یابد، بهتر می خوابید و احساس سلامتی و شادمانی بیشتر می کنید.
همینطور رژیم ذهنی، تعیین کننده شخصیت، منش و تقریبا تمام اتفاقات زندگیتان است. اگر ذهن را با دیدگاه ها، اطلاعات، کتاب ها، گفت و گوها، برنامه های شنیداری و اندیشه های مثبت تغذیه کنید، شخصیت مثبت تر و موثرتری را پرورش خواهید داد. تاثیرگذاری و استدلال شما بهبود می یابد و اعتماد به نفس و خودباوری بالاتری خواهید داشت.
افرادی که با کامپیوتر سروکار دارند، اصطلاح «ورودی بی ارزش، خروجی بی ارزش تولید می کند» را استفاده می کنند. عکس این موضوع نیز صدق می کند، «ورودی خوب، خروجی خوب ایجاد می کند».
وقتی صریح و شفاف تصمیم می گیرید که بر ذهن کاملا مسلط شوید، تفکرات و احساسات منفی و محدودکننده را دور بریزید و شخصی کاملا مثبت اندیش شوید، اینجاست که می توانید شخصیت خود را متحول کنید.
بهترین فرد ممکن باشید
تناسب ذهنی همانند تناسب اندام است. با آموزش و تمرین می توانید خودباوری و نگرش ذهنی مثبت بسیار بالایی را در خود پرورش دهید.برای اینکه شخص کاملا مثبت اندیشی شوید هفت کلید وجود دارد:
1) گفت و گوی درونی مثبت
با خودتان مثبت صحبت کنید و گفت و گوهای درونی خود را کنترل کنید. از عبارات تاکیدی مثبت، اول شخص و در زمان حال مانند «من خودم را دوست دارم»، «من می توانم!»، «من احساس فوق العاده خوبی دارم!» و «من مسوول هستم!» استفاده کنید.
ما معتقدیم که 95 درصد احساسات شما با گفت و گوهای درونی خودتان، در طول روز شکل می گیرد. واقعیت تلخ این است که اگر عمدا و آگاهانه با خودتان، مثبت و سازنده صحبت نکنید، ناخودآگاه به چیزهای ناراحت کننده که باعث نگرانی و عصبانیت می شود، فکر می کنید.
همانطور که قبلا گفته شد، ذهن شما مثل یک باغچه است، اگر در آن گل نکارید و از آن مراقبت نکنید، علف های هرز بدون هیچ تلاشی رشد می کنند.
2) تجسم مثبت
شاید قدرتمندترین توانایی شما، توانایی «تجسم» و دیدن اهدافتان است، به طوری که انگار همین الان به تحقق رسیده اند.
تصویری هیجان انگیز و واضح از اهداف و زندگی ایده آل تان بسازید و بارها و بارها آن را در ذهن مرور کنید. تمام پیشرفت های شما در زندگی، با بهبود بخشیدن به تصویرهای ذهنی شروع می شوند.هر چه خود را در درونتان ببینید، در دنیای خارج همان خواهید بود.
3) افراد مثبت اندیش
انتخاب درست کسانی که با آنها زندگی می کنید، کار می کنید و تعامل دارید، بیشتر از هر عامل دیگری بر احساسات و موفقیت شما تاثیر می گذارد. همین امروز تصمیم بگیری که با افراد برنده، مثبت، شاد، خوشبین و کسانی که در زندگی اهداف بزرگی دارند معاشرت کنید.
به هر قیمتی از افراد منفی دوری کنید. این افراد، سرچشمه اصلی بیشتر ناراحتی های زندگی هستند. مصمم شوید که از هم اکنون، دیگر افراد منفی و اضطراب آور را به زندگی تان راه ندهید.
4) خوراک ذهنی مثبت
سلامتی شما دقیقا به همان مقداری است که مواد غذایی سالم بخورید و به خودتان برسید. همینطور سلامت ذهنی و روانی شما به همان اندازه ای است که ذهن خود را به جای «شیرینی های ذهنی» با «پروتئین های ذهنی» تغذیه کنید.
کتاب ها، مجلات و مقالات آموزنده، الهام بخش و انگیزه دهنده بخوانید. ذهن را با اطلاعات و ایده هایی که موجب تعالی و شادمانی می شوند و شما را نسبت به خود و آرزوهایتان مطمئن می سازند، تغذیه کنید.
هنگام رانندگی به مطالب شنیداری سازنده و مثبت گوش دهید. پیوسته به ذهن پیام های مثبت وارد کنید که باعث می شوند بهتر بیندیشید و بهتر عمل کنید و در رشته کاری خود تواناتر و کارآمدتر باشید.
فیلم ها و برنامه های تلویزیونی آموزشی و مثبت تماشا کنید ودر دوره های آنلاین شرکت کنید و مطالبی بخوانید که به دانشتان بیفزاید و به شما حس بهتری نسبت به خود و زندگی بدهد.
5) آموزش و پیشرفت درست
تقریبا در جامعه ما همه با منابع محدودو گاهی هم بدون سرمایه، دست به کار می شوند. تقریبا تمام درآمد افراد، ابتدا با فروش خدمات شخصی حاصل می شود. تمام افرادی که امروزه در اوج هستند، زمانی در پایین ترین جایگاه بوده اند و بارها و بارها شکست خورده اند و به جایگاه های پایین تر نزول کرده اند.
معجزه آموزش و پیشرفت شخصی درازمدت این است که شما را از فرش به عرش، از فقر به ثروت و ا زشکست به موفقیت و استقلال مالی می رساند. همانطورکه جیم ران می گوید: «تحصیلات رسمی کمک می کند امرار معاش کنید، ولی آموزش های شخصی شما را ثروتمند می کند.»
وقتی خود را به یادگیری، رشد، بهتر شدن در افکار و فعالیت ها متعهد می کنید، کاملا بر زندگی خود مسلط می شوید و سرعت رسیدن به اوج را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهید.
6) عادت های سلامتی مفید
از سلامت جسمانی خود حداکثر مراقبت را بکنید. همین امروز تصمیم بگیرید که تا سن 80، 90 یا حتی 100 سالگی زندگی کنید و حتی در آن سن هم شاد و پرتحرک باشید.
غذاهای خوب، سالم و مغذی بخورید. کم و متعادل بخورید. یک رژیم غذایی عالی، تاثیری مثبت و فوری بر احساسات و تفکرات شما خواهد داشت.
تصمیم بگیرید به طور منظم ورزش کنید. حداقل 200 دقیقه در هفته را به پیاده روی، دو، شنا، دوچرخه سواری یا کار با دستگاه های ورزشی بپردازید. وقتی با برنامه و منهظم ورزش می کنید، احساس شادمانی و سلامتی بیشتری دارید و نسبت به فردی که تمام بعدازظهر را روی کاناپه می نشیند و تلویزیون تماشا می کند، خستگی و فشار روانی کمتری خواهید داشت.
به اندازه کافی، استراحت کنید. لازم است به طور منظم و به ویژه در زمان هایی که زیر فشار روانی و سختی هستید، باتری های انرژی خود را شارژ کنید. وینس لومباردی می گوید: «خستگی، همه ما را ترسو می کند.»
یکی از عوامل زمینه ساز احساسات منفی، عادت های مضر سلامتی؛ خستگی، نرمش نکردن و کار و تلاش بی رویه است. در زندگی به دنبال تعادل باشید.
7) انتظارات مثبت
داشتن انتظارات مثبت یکی از تکنیک های بسیار قوی است که با به کارگیری آن می توانید شخصی مثبت اندیش شوید و زندگیج مثبت تر و بهتری را تضمین کنید.
انتظارات شما، پیشگویی های شما از آینده خودتان است. یعنی آنچه شما با اطمینان منتظرش هستید، به احتمال زیاد به دست خواهد آمد.
از آنجا که خودتان انتظارات را انتخاب می کنید، همیشه بهترین ها را بخواهید و انتظار موفقیت داشته باشید. هنگام ملاقات با افراد جدید، انتظار محبوبیت داشته باشید. انتظار دستیابی به اهداف عالی و خلق زندگی شگفت انگیز برای خودتان داشته باشید. وقتی پیوسته در انتظار اتفاقات خوب باشید، به ندرت ناامید می شوید.
منبع: موفقیت
شما
چند بار سعی کرده اید که به کودک خود جدول ضرب یا پرتاب کردن توپ را یاد
دهید اما وقتی می بینید هنوز یاد نگرفته فورا نگویید «نفهمیدی؟» چون کودک
اگر چیزی را یاد بگیرد خودش دوست دارد با انجام آن والدینش را خوشحال کند.
یک
جمله ساده ناامیدکننده از سوی والدین می تواند ذهن کودک را مدت ها درگیر
کرده و او را سرخورده کند. این نکته را در ذهن داشته باشید که واژگانی که
آزاردهنده هستند هرگز از ذهن پاک نمی شوند و جبران آن سخت است.والدین باید به نحوه رفتار و ارتباط خود با فرزندانشان توجه بیشتری نشان بدهند. آنها باید در انتخاب کلمات و نحوه بیان آنها دقت کنند و بدانند حرف هایشان مستقیم روی فرزندان تاثیر می گذارد.
یک جمله ساده ناامیدکننده از سوی والدین می تواند ذهن کودک را مدت ها درگیر کرده و او را سرخورده کند. این نکته را در ذهن داشته باشید که واژگانی که آزاردهنده هستند هرگز از ذهن پاک نمی شوند و جبران آن سخت است.
درست است که گاهی مشکلات زندگی باعث می شود کنترل اعصاب خود را از دست بدهید و به رفتار و کلماتی که بر زبان می آورید توجه نداشته باشید اما سعی کنید هوشیارانه و با شکیبایی با فرزندان خود رفتار کنید.
گاهی ساکت ماندن بهتر از گفتن یک کلمه یا واژه آزاردهنده است. در واقع با این نحوه عملکرد به فرزند خود یاد می دهید چگونه در موقعیت مشابه با شما رفتار کند. سعی کنید الگوی مناسبی باشید به خصوص در لحظات سخت و پرچالش زندگی. والدین با نگفتن این جملات می توانند موقعیت های ناامیدکننده و نامطلوب را به یک وضعیت مناسب تبدیل کنند.
من اهمیت نمی دهم
بچه های کوچک دوست دارند جزییات مکالمات و گفت و گوهایی را که حین بازی با دوستان خود داشته اند، مو به مو بازگو کنند اما گاهی خارج از حوصله والدین است و آنها نمی خواهند جزییات را بشوند اما مواظب باشید که نگویید «برای من مهم نیست» یا «به من چه مربوط؟» چون با گفتن این جمله صحبت کودک خودرا قطع کرده اید و ناخودآگاه به او گفته اید به چیزهایی که برای او مهم است اهمیت نمی دهید. اکثر پدر و مادرهایی که بچه های بالغ دارند گله مند هستند که چرا فرزندشان با آنها صحبت نمی کند، علت این رفتار برمی گردد به نحوه برخورد و ارتباط والدین که در کودکی با آنها داشته اند. آیا در دوران کودکی به حرف های آنها خوب گوش کرده و شنونده خوبی بوده اید.
زمانی که وقت کافی برای شنیدن حرف هایشان ندارید به آنها بگویید الان نمی توانید روی حرف هایش تمرکز کنید. می توانید زمانی را تعیین کنید که حرف هایش را با شما در میان بگذارد. بچه ها نیاز دارند با والدینشان صحبت کنند پس سعی کنید این فرصت را برای آنها ایجاد کنید و حتی یک روز را هم از آنها نگیرید.
مطابق سن خودت رفتار کن
دختر شما هفت سال سن دارد اما فکر می کنید مثل یک دختر سه ساله رفتار می کند. روانشناسان کودک می گویند در واقع این عکس العمل والدین به رفتار بچه برنمی گردد بلکه والدین سعی دارند وضعیت ناامیدکننده خود را کنترل کنند.
بچه ممکن است مطابق سنش رفتار کند ولی ما با گفتن این جمله می خواهیم خودمان احساس بهتری داشته باشیم. بچه هایی که انتقاد والدین را می شنوند سعی می کنند با کارهای غیرمعمول توجه آنها را جلب کنند.
وقتی احساس می کنید عصبی شده اید سعی کنید فقط آرام و بی حرکت بایستید و کاری نکنید. این کار باعث می شود آدرنالین شما پایین بیاید و به جای اینکه قسمت هیجانی مغز عمل کند قسمت منطقی و عقلانی آن به کار بیفتد.
عذرخواهی کن
بچه پیش دبستانی شما اسباب بازی یکی از همبازی هایش را برداشته و باعث شده او گریه کند. به جای این که از او بخواهید عذرخواهی کند به او یاد دهید با محبت و دلسوز باشد، کاری که بسیار ستودنی است.
با اجبار کردن کودک برای عذرخواهی کاری پیش نمی رود، مهارت اجتماعی بودن و با محبت بودن چیزی است که او نیاز دارد یاد بگیرد. شاید مفهوم عذرخواهی برای خیلی از بچه ها هنوز گنگ باشد پس چه بهتر است خودتان به جای او عذرخواهی کنید چون شما الگوی او هستید و او ناخودآگاه یاد می گیرد که در چنین موقعیت هایی چه کار کند.
نفهمیدی؟
شما چند بار سعی کرده اید که به کودک خود جدول ضرب یا پرتاب کردن توپ را یاد دهید اما وقتی می بینید هنوز یاد نگرفته فورا نگویید «نفهمیدی؟» چون کودک اگر چیزی را یاد بگیرد خودش دوست دارد با انجام آن والدینش را خوشحال کند.
گفتن این کلمه یک نوع قضاوت عجولانه است و پرسیدن اینکه چرا نفهمیدی یک نوع احساس سرخوردگی به کودک دست می دهد پس با گفتن این کله پیغام ناخوشایندی را منتقل نکنید. به جای آن می توانید کمی استراحت کرده و دوباره قدم به قدم آموزش را شروع کنید، شاید تغییر نحوه آموزش بیشتر به یادگیری او کمک کند.
می روم و تنهایت می گذارم
تصور کنید به یک محوطه بازی یا پارک رفته اید و بعد از یک ساعت مجبورید آنجا را به خاطر یک قرار کاری ترک کنید اما کودک شما نمی آید؛ نباید بگویید: «من رفتم تو اینجا تنها بمان». بچه این حرف شما را جدی می گیرد و می ترسد او را رها کنید اما چه اتفاقی می افتد وقتی ببیند شما هنوز آنجا هستید و تهدید شما دروغ بوده؟ ما می خواهیم او حرف ما را باور کند پس چیزی را که حقیقت ندارد به او نگویید.
شاید برخی والدین بگویند خوب مجبوریم در آن لحظه آنها را تهدید کنیم، اما تهدید شما نباید توخالی و غیرواقعی باشد. به جای اینکه بگویید تنهایت می گذارم، راه خود بگیرید و بروید و نیازی به تهدید نیست، مطمئن باشید خودش دنبال شما راه می افتد.
منبع: موفقیت
برعكس
برای سمعی ها کیفیت های شنیداری (كلام، آهنگ صدا و...) مهمتر است. یعنی
افراد این گروه به چیزهایی كه شنیده اند بیشتر توجه می نمایند و از شنیده
هایشان بیشتر سخن می گویند.سمعی ها معمولاً آهسته صحبت می کنند و سعی
دارند بیانشان برای دیگران شیوا و رسا باشد.
اگر
قصد دارید ازدواج كنید و حتماً هم در ازدواجتان موفق باشید. اگر می خواهید
همسرتان از همه نظر به شما نزدیك و شبیه باشد بهتر است ابتدا خود را خوب
بشناسید. بدانید كه هستید و چه می خواهید.یكی از زوایای مهم خودشناسی، شناخت شخصیت است. شخصیت به مجموعه ویژگی های فردی گفته می شود که می توان با شناخت آنها رفتار، عادات و طرز برخورد فرد با دیگران را در شرایط گوناگون پیش بینی نمود. به همین دلیل اگر فرد اول شخصیت خود را به درستی بشناسد و بعد براساس شخصیتش به دنبال فردی بگردد که با وی سازگار است یقیناً در ازدواجش موفقتر خواهد بود.
شخصیت افراد از چند دیدگاه قابل دسته بندی و بررسی است.
-دسته بندی اول: درون گرا و برون گرا
افراد درون گرا، تمایلی به حضور در جمع ندارند و بیشتر از تنهایی لذت می برند. به همین دلیل است كه این گروه معمولاً خود را درگیر مسائل به محیط پیرامونی شان نمی كنند.
در مقابل افرادی که شخصیت برون گرا دارند، از حضور در جمع و اظهار نظر در آن لذت می برند. آنها مدام تلاش می كنند كه با محیط اطراف شان رد تعامل باشند.
بهترین ازدواج در این دسته بندی ازدواج هر فرد با همگروه خود است . اما باید توجه داشت كه در غیر این صورت معمولاً ازدواج یك درون گرای افراطی با یك برون گرای افراطی با شكست مواجه می شود.
-دسته بندی دوم: بصری، سمعی، لمسی و جنبشی
بصری ها به کیفیت های دیداری توجه دارند. یعنی تصاویر بیشتر برایشان مهم است و در ذهنشان می ماند. این افراد سریع سخن می گویند و در حین صحبت از حرکات دست بسیار استفاده می کنند. آنها دیده هایشان را چنان توصیف می كنند كه مخاطب می تواند تصویر آن به راحتی در ذهن خود تجسم نماید.
برعكس برای سمعی ها کیفیت های شنیداری (كلام، آهنگ صدا و...) مهمتر است. یعنی افراد این گروه به چیزهایی كه شنیده اند بیشتر توجه می نمایند و از شنیده هایشان بیشتر سخن می گویند.سمعی ها معمولاً آهسته صحبت می کنند و سعی دارند بیانشان برای دیگران شیوا و رسا باشد.
لمسی ها، پر احساسترین و رمانتیکترین افراد هستند. آنها معمولاً از چیزهایی كه لمس کرده اند سخن می گویند. بسیارآرام اند و گاه حتی این آرامی به سوی نوعی رخوت و سستی در آنها پیش می رود.
گروه چهارم جنبشی ها هستند كه پر جنب و جوش و هیجانی اند. آرام و قرار نداشته و پر تحرک اند.
موفقترین ازدواج در این دسته بندی این است که هر فردی با هم گروه خود ازدواج کند.
علاوه بر این، سمعی ها می توانند با بصری ها ازدواج کنند.
بصری ها در گام اول با جنبشی ها و در گام دوم با سمعی ها موفقترند.
جنبشی ها هم با بصری ها بهترین حالات ازدواج را دارند.
اما لمسی ها با هیچ گروهی مگر با هم گروه خود خوشبخت نمی شوند.
- دسته بندی سوم
* افراد جستجوگر، ماجراجو و مخاطره طلب: افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. آنها بسیار کنجکاو، خود انگیخته، خلاق و پر انرژی اند و ترسی از برهم زدن قوانین و عادت ها ندارند.
* افراد ملاحظه گر: ذاتاً بسیار محتاط و هوشیارند. از اعمال نابهنگام و ریسك پذیر اجتناب می نمایند و همیشه طبق قوانین و مقررات عمل می نمایند.
* افراد رهبر: آنها با مسایل بسیار منطقی و واقع بینانه برخورد می کنند. در تصمیمات و اهدافشان قاطع و استوارند و عاشق رقابت و جاه طلبی هستند.
* افراد سازگار: خصوصیت اصلی این گروه کنار آمدن و سازش با اطرافیان است و كاملاً انعطاف پذیر می باشند.
* فردگراها: آنها همیشه به صورت مستقل عمل می نمایند و به خود، فكر و تصمیمشان اعتماد كامل دارند. معمولاً برای این افراد مشورت و مشاوره بی معنا است. این گروه شخصیتی کنجکاو، مملو از شگفتی و مسائل غیر منتظره هستند.
* افراد قهرمان: این افراد ذاتاً همیشه برنده اند به همین دلیل دارای اعتماد به نفس بالایی هستند و از افراد ضعیف و بدون اعتماد به نفس به شدت دوری می جویند.
منبع: تبیان
آنچه
به عنوان الگوی درست روابط فرزندان و والدین عنوان میشود، جمله «نه
والدینسالاری و نه فرزندسالاری» است.این روزها همه میدانیم كه خردمندی و
هوشمندی لزوما در سن و سال و جنس تعریف نمیشود.
برخی
معتقدند فرزندسالاری دقیقا از وقتی شروع شد كه برخی پدر و مادرها تصمیم
گرفتند جای صمیمت و احترام را در خانواده با بگو و بخند و ارتباط نادرست
عوض كنند.والدینی كه در خانوادههای بسیار سنتی بزرگ شدهاند، اگر نخواهند به همان سبك و سیاق پدر یا مادرسالاری ادامه بدهند، به شكل افراطی سعی میكنند تجربه گذشته خود را در فرزندسالاری جبران كنند.در اغلب خانوادههای سنتی معمولا پدر حرف اول را میزند و در دوران قدیم كه ابهت و قدرت پدرها در سختگیری و كمی خشونت تعریف میشد، رابطهها رسمی و كمی غیرصمیمانه بود.كسی جلوی پدر شوخی و خنده نمیكرد، اولین كسی كه غذا میكشید، پدر بود و خلاصه همه چیز در تصمیمات پدر خانواده خلاصه میشد. در خانوادههای مادرسالار نیز همین نقش در قالب مادر تعریف میشود و فرزندان در خانوادههای والدینسالار به گونهای رشد میكنند كه باید با سلیقه و نظر آنها تصمیم بگیرند.
فرزندانی كه در این خانوادهها رشد پیدا كرده بودند، وقتی خودشان در نقش والدین قرار گرفتند ترجیح میدادند كه روابط از آن حالت خشك و رسمی خارج شود، اما تنها راهی كه به ذهنشان میرسید، الگوی مقابل همان والدینسالاری خشك و رسمی بود. نتیجه به اینجا ختم میشد كه فرزندان جایگاه والدین را با دوست و همكلاسی مدرسهشان اشتباه میگرفتند و روابط فرزندان و والدین بیشتر به زورگویی و اعتراض فرزندان میرسید.
فرزندسالاری در 70 درصد از خانوادههای ایرانی
براساس تحقیقات صورت گرفته در مركز پژوهش دانشگاه شهید بهشتی 70 درصد خانوادههای ایرانی فرزندسالار هستند. خانوادهها سعی میكنند نیازها و انتظارات فرزندان را مقدم برتمامی سلسله فعالیتهای خانواده قرار دهند و فرزندان در اینگونه خانوادهها ارجحیت پیدا كرده و برای اینكه اختلالات رفتاری و خلقی در آنان ایجاد نشود، سعی میكنند انعطاف بیشتری با فرزندانشان داشته باشند.
در خانوادههای فرزندسالار پس از گذشت مدتی فرزند، خود را محور و مركز تمام فعل و انفعالات خانواده میداند و براین اساس، خواستههای خود را در اولویت خواست خانواده تلقی میكند و خانواده با هر مشكلی كه دارد، سعی میكند آن را برآورده كند.
غلامرضا علیزاده، روانشناس در این خصوص به خبرگزاری مهر میگوید: فرزندسالاری مقولهای است كه در خانوادههای متوسط و بالای شهری ایجاد شده و در حال حاضر افزایش یافته است. اكثر این والدین در كودكی در خانوادههای پدرسالار رشد كردهاند، به همین دلیل احساس میكنند كه آن شیوه رفتاری را نباید در مورد فرزندان خود بازتولید كنند و به نوعی میكوشند فضای لازم را برای تحقق خواستههای فرزندان فراهم كنند.
كودكان خانوادههای فرزندسالار همان انتظاری را كه از خانواده خود دارند، از جامعه نیز دارند؛ به همین دلیل پس از ورود به جامعه دچار یاس و ناامیدی و دلمردگی شده و همچنین شكننده و دچار آسیب میشوند و این مساله باعث میشود ارتباط خود را با جامعه قطع كنند كه عوارض و عواقبی را به دنبال دارد
چرا فرزندسالاری پسندیده نیست؟
كارشناسان معتقدند فرزندسالاری ظلم بزرگی به فرزندان است، چون باعث میشود كودكان به بلوغ اجتماعی دست نیابند و به دلیل اینكه خواستههایشان بسرعت برآورده میشود و در عین حال برای اینكه فرزندان رنجش نداشته باشند، خانوادهها همه مسئولیتها را به عهده میگیرند و در این موارد هیچ عرصهای برای تمرین و تجربهاندوزی برای فرزندان به وجود نمیآید و كسب مهارتهای زندگی برای آنها ایجاد نمیشود.
علیزاده ادامه میدهد: كودكان خانوادههای فرزندسالار همان انتظاری را كه از خانواده خود دارند، از جامعه نیز دارند؛ به همین دلیل پس از ورود به جامعه دچار یاس و ناامیدی و دلمردگی شده و همچنین شكننده و دچار آسیب میشوند و این مساله باعث میشود ارتباط خود را با جامعه قطع كنند كه عوارض و عواقبی را به دنبال دارد.
به اعتقاد او، این درحالی است كه در خانوادههای روستایی فرزندانسالاری حاكم نیست و رابطه سنتی وجود دارد. این فرزندان مهارتهای زندگی را میآموزند و احساس مفید بودن میكنند و چون با سهولت چیزی را به دست نمیآورند، از به دست آوردن آن احساس خوشحالی و شادی میكنند، اما فرزندان شهری اینگونه نیستند. مطالعات نشان میدهد روستاییان احساس خوشبختی بیشتری نسبت به شهرنشینان دارند.
چرا والدین به فرزندسالاری رو میآورند؟
دلیل والدین برای ابراز بیش از حد محبت به فرزندشان این است كه احساس میكنند جامعه و محیطهای مختلفی كه وجود دارد، برای فرزندشان خطرناك شده و میترسند مبادا كودكانشان در انجام وظایف خود و حضور در اجتماع شكست بخورند. والدین به اشتباه تصور میكنند با محبت زیاد و اولویتدهی به نیازهای آنها سبب میشوند فرزندشان از مسیر درست منحرف نشود و گرفتار دوستان ناباب و آسیبهای اجتماعی نشود، این در حالی است كه فرزندسالاری حتی میتواند به بروز آسیبهایی در فرزندان منجر شود. دلیل دیگر نیز این است كه والدین تصور میكنند اگر بچهها مستقل شوند و كارهایشان را خودشان انجام بدهند، از آنها بینیاز شده و تنهایشان میگذارند.در گذشته والدین برای بچهها محدویت اعمال میكردند. حالا پدر و مادرهای امروز، چون در آن سیستم تربیتی پرورش یافتهاند، میخواهند به گونه دیگری عمل كنند و كودكان خود را كاملا آزاد میگذارند.
فرزندسالاری نوین
فرزندسالاری نوین اما در خانوادههایی شروع شد كه لزوما سنتی نبودند، بلكه بیشتر قصد داشتند مدرن باشند و مفهوم مدرن بودن برایشان در این تعریف میشد كه فرزندانشان باید در همه امور خانواده یعنی از چه بخوریم و چه بپوشیم تا با چه كسانی رفت و آمد داشته باشیم، نظر بدهند.در این خانوادهها فرزندسالاری از همان دوران كودكی فرزندان شروع میشود. روحیه كودكان در به دست آوردن و خواستن همه چیز، والدین را تسلیم میكند و همین روش تا بزرگسالی فرزندان ادامه پیدا میكند و كار به جایی میرسد كه والدین اعتماد به نفس اظهار نظری خلاف فرزندانشان را از دست میدهند و به اشتباه میاندیشند كه حتما حق با فرزندشان است.در خانوادههای تكفرزندی نیز این مساله میتواند بروز بیشتری داشته باشد.
الگوی درست روابط فرزندان و والدین
آنچه به عنوان الگوی درست روابط فرزندان و والدین عنوان میشود، جمله «نه والدینسالاری و نه فرزندسالاری» است.این روزها همه میدانیم كه خردمندی و هوشمندی لزوما در سن و سال و جنس تعریف نمیشود. از طرفی خردمندی نمیتواند به همه مسائل و تنها در یك شخص تعریف شود.اگر شما راهنمای خوبی برای خرید خودرو محسوب میشوید، لزوما نمیتوانید در خصوص روانشناسی دوستیابی هم راهنمای خوبی شوید. اگر شما در كار با رایانه موفق و زبانزد هستید، توقعی وجود ندارد كه بتوانید همه خوب و بدهای زندگی را هم تشخیص دهید.
به گفته محمد جمال نژاد مشاور خانواده، والدینسالاری سبب میشود فرزندان بدون اعتماد به نفس و نامهربان با جامعه روبهرو شوند و میتواند اثرات منفی و جبرانناپذیری بر آینده فرزندان بگذارد. از طرف دیگر، فرزندسالاری اعتماد به نفسی كاذب را در فرزندان به وجود میآورد كه نتیجهاش عدم موفقیت در زندگی خواهد بود
بر همین اساس، محمد جمالنژاد، مشاور خانواده میگوید: خانواده خوب، خانوادهای معتدل است.او در تعریف خانوادهای كه اعتدال را رعایت میكند، ادامه میدهد: همه اعضای خانواده میتوانند در امور خانواده مشاركت داشته باشند و هیچوقت نمیتوان یكی از شیوههای فرزندسالاری یا والدینسالاری به عنوان شیوه مناسب برای داشتن خانوادهای گرم را تعریف كرد.به گفته این مشاور خانواده، والدینسالاری سبب میشود فرزندان بدون اعتماد به نفس و نامهربان با جامعه روبهرو شوند و میتواند اثرات منفی و جبرانناپذیری بر آینده فرزندان بگذارد. از طرف دیگر، فرزندسالاری اعتماد به نفسی كاذب را در فرزندان به وجود میآورد كه نتیجهاش عدم موفقیت در زندگی خواهد بود.
به اعتقاد این كارشناس، والدین در جایگاهی هستند كه میتوانند خیر و صلاح خانواده را تعیین كنند، اما در عین حال فرزندان نیز حق اظهارنظر دارند و دستكم در مسائل خانواده اجازه حضور دارند، اما این حضور نباید به اندازهای پررنگ باشد كه فرزندان صاحبنظر اصلی باشند.
جمالنژاد درخصوص مضرات فرزندسالاری در خانوادهها میگوید: فرزندسالاری در هیچ كجای دنیا پسندیده نیست، فرزندان مسلما دارای جایگاه ویژه در هر خانواده هستند، اما این جایگاه نباید همعرض با جایگاه والدین باشد، بلكه جایگاه آنها در طول جایگاه و نظرات والدین است، بها دادن بیش از حد به فرزندان هم در خانواده سبب میشود آنها دچار اشتباه شده و همین جایگاه نادرست را در میان جمع دوستان، مدرسه، دانشگاه و محیطهای مشابه برای خود متصور شوند.
چه باید كرد؟
مهمترین كاری كه والدین باید انجام بدهند، این است كه روشهای تربیتی خود را اصلاح كنند. اگر والدین تربیت فرزند خود را به همین سبك و سیاق، ندانمكاریها، افراط در محبت و درك نادرست از تربیت پی بگیرند، جامعه روز به روز بیشتر به سمت انحراف حركت میكند.روانشناسان معتقدند تربیت مانند موم است كه هر قدر زمان میگذرد، تغییر شكلش دشوار و دشوارتر میشود. زمانی كه فرصتهای دوران كودكی را برای تربیت بچهها با ترویج این عقیده كه «باید بگذاریم بچه آزاد باشد»، از دست میدهیم، دیگر برای اصلاح این رفتارها در زمان نوجوانی دیر میشود.
منابع: جام جم / تبیان
رابطه
زن و شوهری عمیق خود را به بچه ها نشان دهید. به آنها بفهمانید که ازدواج
تان مهمترین و بهترین اتفاق زندگی بوده است. عشق و علاقه شما به همسرتان
علاوه بر ایجاد خاطرات مثبت در ذهن بچه ها، یک الگو و مدل عالی برای زندگی
آینده آنها است.
اعضای
یک خانواده خوشحال، سالم و سرخوش، همگی به یک اندازه در این شادی نقش
دارند. اما اگر تصور میکنید خانواده تان به اندازه کافی شاد نیست،اعضای یک خانواده خوشحال، سالم و سرخوش، همگی به یک اندازه در این شادی نقش دارند. اما اگر تصور میکنید خانواده تان به اندازه کافی شاد نیست، در اینجا چند اصل پایه در این خصوص، که توسط کارشناسان توصیه شده را مطالعه و سعی کنید آنها را در محیط خانه و خانواده خود اجرا کنید.
۱- زمان های بیشتری را برای بودن با یکدیگر بگذرانید. نه به این معنا که بیشتر در خانه باشید و اوقاتتان را پای تلویزیون و اینترنت تلف کنید! بلکه منظور، صحبت کردن، بازی کردن، نوازش کردن و برگزاری جلسات خانوادگی در جهت برنامه ریزی جمعی برای آینده است. این نوع تماس، به فرزندان احساس امنیت در محیط خانه و خانواده می دهد و برای والدین سرشار از حس های مثبت و شادی آور خواهد بود.
۲- با هم آواز بخوانید. آواز خواندن افراد خانواده در کنار یکدیگر به مثابه یک سرمایه گذاری پُر سود در بورس است. می توانید کلمات خود را بسازید و در کلمات ترانه هایی که با هم می خوانید، جایگزین کنید. همچنین از موسیقی هم غافل نشوید. با کمک یک موسیقی آرامبخش یا پرانرژی می توانید در امور خانه بازدهی جمع را افزایش دهید.
۳- به دکوراسیون خانه توجه کنید. اتاق ها را طوری دکور و رنگ آمیزی کنید که حس شادی و انرژی را در افراد خانه ایجاد کنند.طراحی و رنگ ها باید طوری باشند که تنش و اضطراب ایجاد نکنند. در چنین فضایی انجام اموری مانند بازی، جلسات خانوادگی و یا حتی آشپزی لذت بخش خواهد بود.
۴- ورزش جمعی را فراموش نکنید. با فرزندان خود به دوچرخه سواری بروید. اوقاتی را برای پیاده روی و نرمش در نزدیک ترین پارک بگذراید.
۵- عادات سالم ایجاد کنید. سعی کنید عاداتی مانند اضافه کردن نمک و شکر اضافی به غذاها را با مصرف غذاهای سالم و پر از میوه و سبزیجات، جایگزین کنید.
۶- همه را در آشپزی مشارکت دهید. یکی از راه هایی که می توانید بچه ها را به مصرف غذاهای سالم عادت دهید، شریک کردن آنها در تهیه غذاست. با همکاری اعضای خانواده در آماده کردن غذا، آنها را برای فعالیت مثبت و کار تیمی، تشویق می کنید.
۷- برای رفتارهای خوب پاداش در نظر بگیرید. پاداش دادن به بچه ها می تواند انجام رفتارهای خوب را در آنها تقویت کند. گردش های خارج از شهر، بازدید از باغ وحش، رفتن به سینما و موارد مشابه، می توانند پاداش های خوبی به حساب آیند.
۸- مطالعه کتاب و شنیدن کتاب های صوتی را در امور هفتگی جای دهید. خواندن کتاب با صدای بلند برای بچه ها تاثیر گذار است. همچنین ترغیب کردن آنها به نوشتن خاطرات روزانه و یا داستان های کوتاه نیز توصیه می شود.
۹- با بچه ها پیوند یک به یک داشته باشید. والدینی که بیش از یک فرزند دارند توجه کنند که باید برای همه بچه ها یک زمان مساوی در روز اختصاص دهند. حتی اگر مشغله دارید، حداقل روزی ۱۰ دقیقه را با بچه ها بگذرانید.
۱۰- بعضی موارد مثبت روزانه را به اعمال روتین تبدیل کنید. با روی روال افتادن بعضی امور، بچه ها به صورت خودکار اعمالی که باید انجام دهند را می دانند. این مساله از بروز سوء رفتارها پیشگیری می کند. برای مثال سعی کنید برای بچه ها جا بیاندازید که زمان خواب باید دندان ها را مسواک کرده و در صورت لزوم پس از شنیدن داستانی که هر شب در رختخواب برایشان می خوانید، به خواب روند. و یا اموری که صبح ها باید انجام دهند را برایشان روتین کنید تا صبح ها سر وقت بیدار شوند و کارها با سرعت بیشتر و سر و صدای کمتری انجام شوند.
۱۱- قدردانی از یکدیگر را فراموش نکنید. راه های مختلف را برای نشان دادن ارزش و احترامی که برای یکدیگر قائل هستید، امتحان کنید. رقص و شادی و رفتارهای مثبت و متقابل فرزندان و والدین در این مساله بسیار موثرند.
۱۲- ابراز تاسف و ناراحتی کافی نیست. وقتی دو نفر از اعضای خانه (برای مثال خواهر و برادر) به یکدیگر یا وسایل شان صدمه میزنند، باید بدانند که عذرخواهی پایان قضیه نیست. برای مثال بچه ها باید بدانند اگر به اسباب بازی خواهر یا برادرشان آسیبی وارد کردند، باید به نحوی این خسارت را جبران کنند. مثلاً باید توجیه شوند که در این صورت باید اسباب بازی شان را در اختیار برادر یا خواهرشان بگذارند.
۱۳- رابطه زن و شوهری عمیق خود را به بچه ها نشان دهید. به آنها بفهمانید که ازدواج تان مهمترین و بهترین اتفاق زندگی بوده است. عشق و علاقه شما به همسرتان علاوه بر ایجاد خاطرات مثبت در ذهن بچه ها، یک الگو و مدل عالی برای زندگی آینده آنها است.
***
اجرای اغلب این امور زیاد سخت نیست. برای داشتن یک خانواده شاد، سالم و البته موفق، سعی کنید در سال جدید به عنوان پدر، مادر و یا حتی فرزند، حداقل برخی از این ها را به زندگی خانوادگی خود اضافه کنید. مطمئن باشید تاثیرش بسیار بیشتر از شادی و سلامت سایر اعضای خانواده عزیزتان است.
در
ارتباط با دلایل افزایش سن ازدواج، آمارها نشان میدهند که در ایران و
بسیاری دیگر از کشورها فاصله سنی زوجین در حال ازدواج و همچنین پراكندگی یا
انحراف معیار سن زنان در هنگام ازدواج در حال كاهش است. از سوی دیگر
ازدواج زودرس در سالهای اخیر سیری نزولی داشته است.
زن
و مرد، دو موجودی هستند که مهمترین تقسیم بندی در میان آفریدگان محسوب می
شوند. شاید به همین خاطر است که هر امری که به نوعی مربوط به تلاقی این دو
باشد، موضوعی مهم و قابل توجه است.انچه مسلم است اینکه تلاقی این دو جنس با امر ازدواج صورت می گیرد و تشکیل خانواده برای هر فردی با ازدواج، رخ می دهد. ازدواج همانطور که گفته شد امری مقدس و مهم است که در تمامی ادیان نسبت به آن توجه خاصی شده است. چرا که پایه تداوم نسل ها با ازدواج گذاشته شده است و تمایل به ازدواج به طور فطری و ذاتی در وجود تمامی انسانها قرار دارد.
با توجه به نکات مذکور می توان اینطور بیان کرد که ازدواج رفتاری فردی و اجتماعی است که در بعد فردی، در جهت تکمیل مادی و معنوی هر دو جنس مذکر و مونث، صورت می گیرد و در بعد اجتماعی در جهت حفظ سلامت روحی جامعه و بقاء نسل ها صورت می گیرد. از طرف دیگر اهمیت امر ازدواج به این خاطر است که می تواند مقدمه ای برای پرورش و تربیت نسلی باشد که آینده هر جامعه ای را رقم می زنند.
با توجه به وقوع تغییرات فرهنگی و اجتماعی که در هر جامعه ای ممکن است رخ دهند، شرایط ازدواج هم دستخوش تغییراتی می شود. چرا که رفتارها و هنجارهای اجتماعی در بطن جامعه و در ارتباط با تمامی نهادهای جامعه هستند و به همین خاطر، وقوع تغییر در برخی از نهادها منجر به تغییر در دیگر نهادها خواهد شد و این به خاطر پیوندی است که در میان نهادهای یک جامعه وجود دارد. از این رو وقتی در طی یک دوره زمانی در یک جامعه، تغییرات فرهنگی و اجتماعی مختلفی رخ می دهد، بر نحوه رفتار و مناسبات افراد ان جامعه تاثیر گذار است.
با توجه به نکات مذکور می توان به این مسئله اشاره کرد که ازدواج یک امر اجتماعی است که در پیوند با محیط زندگی و شرایط اجتماعی و فردی افراد، قرار دارد. آنچه مهم است این که بر اساس برخی از شواهد موجود در جامعه ما، سن ازدواج در میان جوانان جامعه بالا رفته است. این شواهد با استناد به برخی از تحقیقات میدانی و کتابخانه ای به دست آمده است و در قالب گزارش ها و مستندهای رسانه ای هم درآمده است. از آنجا که این موضوع از گستردگی زیادی برخوردار است و در این نوشتار، مجال پرداختن همه جانبه به این موضوع وجود ندارد، تنها به برخی از عوامل موثر بر افزایش سن ازدواج در میان دختران، اشاره می کنیم.
پرداختن به این موضوع از آن جهت مهم و ضروری است که افزایش سن ازدواج به طور کلی، موجب وقوع مشکلاتی در جوانان می شود.مشکلاتی همچون افسردگی و از بین رفتن نشاط در جوانان، مبتلا شدن به وسواس زیاد در انتخاب همسر، مشکل آفرینی فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزایش اضطراب و نگرانی خصوصاً در دختران، حالت بلاتکلیفی، از دست رفتن طراوت و زیبایی، ناامیدی و تصمیم به عدم ازدواج به خاطر کاهش میل به ازدواج، بی دقتی در انتخاب همسر خصوصاً در دختران، احتمال افزایش انحرافات، احساس سربار بودن در خانواده و ده ها مشکل از این قبیل که جوانان ما را که گران بها ترین ذخیره های کشورمان هستند، به چالش انداخته است.
در ارتباط با دلایل افزایش سن ازدواج، آمارها نشان میدهند که در ایران و بسیاری دیگر از کشورها فاصله سنی زوجین در حال ازدواج و همچنین پراكندگی یا انحراف معیار سن زنان در هنگام ازدواج در حال كاهش است. از سوی دیگر ازدواج زودرس در سالهای اخیر سیری نزولی داشته است.
برخی از کارشناسان مسائل زنان با بیان اینكه نگاه مادیگرایانه دختران، سن ازدواج آنها را افزایش داده است، این موضوع را یکی از عوامل بالا رفتن سن ازدواج در دختران می دانند. این نگرش موجب ایجاد توقعات و انتظاراتی در دختران نسبت به همسر آینده شان می شود و عدم تطابق این معیارها با مردان و پسرانی که خواستگار انها هستند، موجب می شود تا از ازدواج سرباز زنند
برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، درصد زندگی مشترك خارج از ازدواج به هر دلیل در ایران بالا نیست. همچنین، میزان سقط جنین بسیار کم است و نرخ رشد جمعیت نیز در ایران مثبت بوده یعنی نیاز به اقداماتی برای افزایش جمعیت در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر، نرخ تجرد قطعی در کشور ما در مقایسه با سایر كشورها چندان بالا نیست. اما، نگرانیهایی در حوزه مناسبات بین دو جنس وجود دارد.
در تحقیقات، ارزشها و نگرشهای ایرانیان در سالهای 80 و 82، میانگین سن مناسب برای ازدواج مردان، از نظر پاسخگویان، 25 سال و برای زنان 20.9 سال شناخته شده است. همچنین، در بین حدود 4500 نفر از شهروندان ایرانی، حدود 52 درصد با اولویت ازدواج فامیلی مخالف بودهاند. در مورد معاشرت پسر و دختر قبل از ازدواج، حدود 38 درصد اعلام موافقت کرده و حدود 29 درصد از افراد جامعه در مورد خواستگاری دختر از پسر برای ازدواج گزینه موافق را انتخاب كردهاند. حدود 92 درصد نیز مخالف تعدد زوجات بودهاند.migna.ir این آمارها همچنین نشان میدهند که نگرشهای مربوط به كار زنان در خارج از خانه نیز بسیار متحول شده است. به همین نسبت 46 درصد افراد مساله طلاق و 56 درصد روابط نامشروع را به عنوان مسایل جدی اجتماعی میشناسند.
ذکر این آمارها برای پی بردن به شرایط کلی ازدواج در جامعه می باشد و در ادامه این مطلب می توان به برخی از عوامل که افزایش سن ازدواج در دختران را موجب می شوند، اشاره کرد.
برخی از کارشناسان مسائل زنان با بیان اینكه نگاه مادیگرایانه دختران، سن ازدواج آنها را افزایش داده است، این موضوع را یکی از عوامل بالا رفتن سن ازدواج در دختران می دانند. این نگرش موجب ایجاد توقعات و انتظاراتی در دختران نسبت به همسر آینده شان می شود و عدم تطابق این معیارها با مردان و پسرانی که خواستگار آنها هستند، موجب می شود تا از ازدواج سرباز زنند.
عامل مهم دیگر ارتقای تحصیلی در میان دختران است. تحصیل در دانشگاه موجب آشنایی دختران با جنس مخالف می شود که این شناخت به همراه کسب مدارج تحصیلی می تواند از دیگر عوامل بالا رفتن سن ازدواج باشد.
عامل دیگر ارتقای شغلی دختران است. دخترانی که با داشتن مدارک تحصیلی موفق به کسب مشاغل نسبتا خوب با درآمد می شوند، به نوعی با احساس استقلال مواجه می شوند و کسب احساس خودکفایی می تواند به عنوان دلیلی برای سختگیری در ازدواج و به تاخیر انداختن آن باشد.
از طرفی در دنیای امروز رسانه ها به طور دائمی به نمایش تصویری از زنان می پردازند که این تصویر در بسیاری از موارد برای دختران جامعه ما، الگو بوده است. تصویری که در حال القای مبانی فکری خاصی به دختران می باشد مبنی بر این که، زن موجودی آزاد است و دلیلی ندارد با ازدواج خود را محدود کند و می تواند به طور آزاد و دلخواه با هر کسی زندگی کند.
مشکل دیگر در ارتباط با افزایش سن ازدواج دختران در جامعه را می توان به والدین نسبت داد. والدینی که با فراهم کردن امکانات رفاهی مناسب و امکانات عاطفی و حمایت های بیش از حد خود، فرزندان و خصوصا دخترانی نازپروده و حساس تربیت کرده اند که تصور می کنند طاقت روبرو شدن با مشکلات زندگی زناشویی را ندارند.
منبع: تبیان
فراگیری
موضوعات جنسی مانند سایر درس ها، باید به تدریج و گام به گام باشد گفت وگو
و پاسخ گویی به پرسش های جنسی فرزندان هم باید متناسب با سن، شیوه ی آموزش
و درک آنان باشد.
مادر
و پدر، اعضای تعیین کننده ی خانواده اند که نقشی موثر در پرورش صحیح
رفتارهای جنسی فرزندان شان بر عهده دارند. آنان باید سعی کنند با شناخت
مراحل رشد جنسی کودکان و نوجوانان، واقعیت های ظریف و آداب تربیتی مرسوم
فرهنگ و جامعه ی خود را به فرزندان شان منتقل کنند.آموزش های زود هنگام و ناشیانه ی مسائل جنسی به کودکان و نوجوانان، گاه آنان را چنان دچار دلهره و اضطراب می کند که اصول بهداشت روانی خانواده را خدشه دار می سازد از طرف دیگر، اگر این آموزش ها دیر هنگام. ناکافی و غیرواقعی باشند، نمی توانند مفید واقع گردند.
اگر پدر و مادر بتوانند به پرسش ها و کنجکاوی های جنسی فرزندان خود پاسخ های مناسب و سنجیده بدهند می توانند مانع انحراف فکری، سرکوب جنسی و منفی کاری آنان شوند.
پدر و مادر و مراقبان نزدیک کودکان می توانند با برقراری رابطه ای دوستانه، همراه با اعتماد و احترام، درباره ی مسایل و موضوعات مختلف از جمله امور جنسی، اطلاعات و آگاهی لازم و صحیحی به آنان دهند.
توصیه هایی که والدین به فرزندان شان (چه دختر و چه پسر) می کنند، باید شامل اطلاعات و دانسته هایی درباره ی روابط انسانی، هویت جنسی، رعایت مسائل بهداشتی، مهارت های زندگی، ارزش ها و اخلاقیات انسانی، بیان احساسات و نیازها، تصمیم گیری های مسوولانه و حفظ و افزایش عزت نفس آنان باشد.
کودکان، نیازمند شرایط و موقعیت هایی اند که بتوانند مهارت های اساسی زندگی را براساس اصل احترام گذاشتن به اخلاقیات و دیدگاه های خانوادگی بیاموزند و تجربه کنند پایه ریزی ارزش های سالم اخلاقی در خانواده به بچه ها کمک می کنند در هنگام بلوغ و نوجوانی، بهتر تصمیم بگیرند و مسوولیت زندگی شان را بپذیرند.
فراگیری موضوعات جنسی مانند سایر درس ها، باید به تدریج و گام به گام باشد گفت وگو و پاسخ گویی به پرسش های جنسی فرزندان هم باید متناسب با سن، شیوه ی آموزش و درک آنان باشد.
برخی از پدر و مادران به دلیل عقاید و بینش های خود علاقه ای به صحبت درباره ی مسائل و آموزه های جنسی ندارند زیرا اعتقاد دارند که ارائه ی اطلاعات در این زمینه، موجب بیداری غریزه ی جنسی می شود، در حالی که هر چه اطلاعات در این زمینه، بیش تر و صحیح تر باشد فرزندان، رفتارهای جنسی آگاهانه تری از خود بروز می دهند.
پدر و مادر بهتر است هنگام صحبت در مورد مسائل جنسی، به رفتارهای خود توجه بیشتری داشته باشند با اخم کردن یا عصبانی شدن، موجب نشوند فرزندان شان دیگر رابطه ی صمیمانه ای با آنان نداشته باشند و برای آگاه شدن، از دیگران اطلاعات بگیرند یا در صدد سرکوب سوالات خود برآیند.
تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.
چگونه با سوالات جنسی فرزندان رو به روشویم؟
کودکان
**درباره اعضای مختلف بدن و کارکرد هر یک، توضیحات ساده و قابل فهمی به کودک بدهید.
** کودک را در آغوش بگیرید و اجازه دهید علاقه و محبت شما را از این طریق درک کند.
** به تدریج به فرزندتان تفاوت و خصوصی بودن بعضی از اندام های بدنش را یاد بدهید.
** سعی کنید وقتی درباره ی این اعضا صحبت می کنید، احساس گناه یا شرمساری نداشته باشید.
**کودک را تشویق کنید اگر سوالی در این مورد دارد، از شما یا افراد قابل اطمینان خانواده بپرسد.
نوجوانان:
** در باره ی بلوغ و تغییراتی که نوجوانان در این سن دچار آن می شوند، اطلاعات کافی به فرزندان بدهید و بگویید که این تغییرات، عادی و طبیعی ست.
در این دوره دختران حالات خود را زودتر بروز می دهند اما پسران دچار عصبیت ها و پرخاش گری های شدید می شوند. migna.ir حمایت، ایجاد امنیت روانی و حضور دائم در کنار نوجوانان می تواند مانع بروز بسیاری از انحرافات، کج روی ها، بزهکاری ها و آسیب های اجتماعی شود.
** به حریم خصوصی فرزندتان، در حالی که سعی می کنید رابطه ی نزدیک و صمیمانه ای با او داشته باشید، احترام بگذارید.
**تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.
بیان شفاف و واضح دیدگاه ها و نگرش های خانواده درباره ی اهمیت دادن به موازین و مقررات زندگی مشترک، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرزندان باید بدانند تا زمانی که توانایی تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند و قادر به پذیرش مسوولیت های سنگین خانه و خانواده نیستند، از ازدواج های تا به هنگام و برقراری روابط نزدیک تر با افراد غیر هم جنس خود بپرهیزند.
منبع: اصول برقراری رابطه ی انسانی با کودک و نوجوان
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:42 توسط گروه دین وزندگی
|