وىژه نامه در باره غدير خم
اسناد تصوىري در باره غدير خم (وىژه نامه)
نرم افزار "برکه" ویژه عید غدیر خم +دانلود
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگارن، نرم افزار برکه، کاری از نرم افزاری مریم، به طور ویژه برای واقعه غدیر خم طراحی و تولید شده و تلاشی برای آشناسازی با این رویداد مهم می باشد.
بخش های متنوع این نرم افزار واقعه تاریخی غدیر را بطور زیبا و کامل بیان می کنند. این بخش ها شامل خطبه صوتی و متنی غدیر، صحنه روز غدیر، چهل حدیث غدیر، احیاگر غدیر، نوای غدیر، اشعار غدیر، آداب عید غدیر، اینترنت و غدیر، مسابقه غدیر...

با کپی کردن فایل ها روی سی دی و امکان پخش خودکار این نرم افزار پس از قرار گرفتن در دستگاه، برکه را به دوستان خود هدیه دهید!
حجم فایل: 142 مگابایت
لینک دانلود: مستقیم
رمز: www.aboutorab.com
منبع: ghadir.ca
چرا در فاصله كوتاه غدير تا رحلت پيامبر (ص) مردم حادثه غدير را از ياد بردند و آن حوادث بعد از رحلت پي
چرا در فاصله كوتاه غدير تا رحلت پيامبر (ص) مردم حادثه غدير را از ياد بردند و آن حوادث بعد از رحلت پيامبر (ص) پيش آمد؟
-
چرا در فاصله كوتاه غدير تا رحلت پيامبر (ص) مردم حادثه غدير را از ياد بردند و آن حوادث بعد از رحلت پيامبر (ص) پيش آمد؟
-
اگر ماجراي غدير خم از نظر تاريخي واقعيت دارد، چرا پس از ماجراي سقيفه شركت كنندگان در آن محفل و نيز مردم مدينه سخني كه نشانه يادآوري اين ماجرا باشد، بر زبان نياوردند؟
پاسخ:
به نظر ميرسد اين پرسشها يكي از چالشهاي جدّي فرا روي شيعه است؛ زيرا شيعه:
الف) با بهرهگيري
از منابع معتبر خود و اهل سنت به اثبات اصل ماجراي غدير ميپردازد؛ منابعي
كه در آن صدها صحابي و تابعي شناخته شده وجود دارد (الغدير في الكتاب و
السنة و الادب، علامه اميني، ج 1، ص 14 – 73. او اين حديث را از يكصدو ده
نفر صحابي و هشتاد و چهار تابعي نقل ميكند).
ب) با دليلهاي
متقن و شواهد مستحكم لغوي، قرآني، سنتي و تاريخي واژه ولايت موجود در روايت
غدير را به معناي سرپرستي و به دست گرفتن امور جامعه مسلمانان ميداند نه
دوستي (همان، ص 362 – 370).
ج) اثبات ميكند
پيامبر اكرم (ص) در اين ماجرا بر اساس دستور خداوند در پي تعيين جانشين بود
نه معرفي كانديداي خلافت (همان، ص 370 – 378).
با اين همه در گزارشهاي تاريخي – جز چند منبع كه در اعتبار آنها سخن
فراوان است – از واكنش شديد مردم و ياد آوري ماجراي غدير خم كمتر سخن به
ميان آمده است. با آنكه قطعاً بيشتر مردم مدينه در ماجراي غدير حضور
داشتند، چرا پس از حدود 70 يا 84 روز (ماجراي غدير خم در روز 18 ذي حجه
واقع شد و وفات پيامبر اكرم (ص) و ماجراي سقيفه در 28 صفر يا 12 ربيع
الاول) از اين ماجرا آن را فراموش كردند؟
البته احتمال اعتراض عدهاي از مردم و ياد كرد ماجراي غدير به وسيله آنها و
مخفي ماندن اين واكنش، به سبب سياست ممنوعيت نقل و تدوين حديث، وجود دارد؛
ولي در عدم گستردگي اين اعتراضها ترديد نيست.
با توجّه به ماجراي غدير و تأكيد پيامبر اكرم (ص) بر تعيين جانشين، انتظار
اعتراض گسترده نامعقول نمينمايد. بنابراين، واكنشي چنين محدود چگونه توجيه
ميشود؟
براي يافتن سرنخهاي تاريخي اين مشكل بايد موقعيت زماني اين قطعه از تاريخ و نيز سير جريانهاي سياسي و اجتماعي از زمان واقعه تا وفات پيامبر اكرم (ص) به دقت بررسي شود. بر اين اساس، پيگيري بحث در محورهاي زير ضرورت دارد:
1. قبل از تشكيل دولت مدينه به دست پيامبر اكرم (ص)، مردم شهرهاي بزرگ حجاز و باديهها تحت نظام قبيلهاي به سر ميبُردند.
در اين نظام سرآمد بودن در صفاتي چون سنّ، سخاوت، شجاعت، بردباري و شرافت
معيار گزينش رهبر به شمار ميآمد و رهبر قبيله حق نداشت از ميان فرزندان و
خويشانش جانشين برگزيند.
2. پيامبر اكرم (ص) نخستين كسي بود كه در اين سرزمين نهادي به نام دولت پديد آورد و ارزشهاي فرا قبيلهاي ارائه داد.
آن حضرت (ص) توانست قبايل مختلف شهرها و باديههاي منطقه را تحت يك نظام
واحد متمركز سازد. مردم كه وي را پيامبري آسماني ميدانستند، تشكيل دولت از
سوي او را امري الهي به شمار آوردند و در برابر آن مقاومتي قابل توجّه
نشان ندادند.
3. پيش از فتح مكه اسلام به گونهاي روز افزون در ميان مردم شهرها و باديهها گسترش يافت تا جايي كه سال بعد (سال نهم هجرت) عام الوفود (سال هيأتها) نام گرفت؛ يعني سالي كه مردم دسته دسته در قالب هيئتهاي مختلف نزد پيامبر اكرم (ص) ميشتافتند و اسلام خويش را آشكار ميساختند. ناگفته پيدا است، انگيزه همه اين هيأتها معنوي نبود و همه تازه مسلمانان ايمان قلبي نداشتند.
4. يكي از آموزههاي اسلامي كه پذيرش آن براي مردم دشوار مينمود، مسأله تعيين جانشين بود؛ زيرا:
الف) مردم فقط
پيامبر (ص) را داراي بُعد الهي ميدانستند و حكومت فرا قبيلهاياش را
ميپذيرفتند. در نگاه آنان، جانشين پيامبر از چنين ويژگياي برخوردار نبود
(براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به: تاريخ تحول دولت و خلافت از بر آمدن
اسلام تا برافتادن سفيانيان، رسول جعفريان، ص 27 به بعد).
ب) هنوز بسياري از
مردم خود را به اطاعت محض از دستورهاي دنيوي آن حضرت مقيّد نميدانستند؛
چنان كه در مواردي چون صلح حديبيه (المغازي، محمد بن عمر واقدي، تحقيق
مارسدن جونس، ج 1، ص 606 و 607. در اين كتاب پس از نقل اعتراض عُمر از وي
چنين نقل كرده است: «من [عمر] چنان در شك افتادم كه از آغاز اسلام خود تا
آن هنگام در چنين شكي فرو نرفته بودم») و تقسيم غنايم حنين (الكامل في
التاريخ، به ابن اثير، تحقيق علي شيري، ج 1، ص 631) واكنش اعتراضآميز نشان
دادند.
ج) بسياري از مردم
اطاعت از فرمانهاي دنيوي مربوط به بعد از زندگاني رسول خدا را
نميپذيرفتند؛ زيرا هنوز از آموزههاي جاهلي كه به رئيس قبيله اجازه تعيين
جانشين نميدهد، دل نبريده بودند؛ و طبيعي بود كه مسأله رياست دولت را از
رياست يك قبيله مهمتر بدانند.
د) هنوز بعضي از
قريشيان تازه مسلمان چنان ميپنداشتند كه حضرت (ص) در راستاي رقابت
قبيلهاي مسأله نبوت را مطرح كرده است. اين گروه با توجّه به اقبال عمومي
مردم به آن حضرت (ص) جرأت مخالفت نداشتند؛ ولي با تعيين جانشين به ويژه از
تيره بني هاشم، لب به اعتراض گشادند و با بهرهگيري از پشتوانه فرهنگ
قبيلهاي مردم اعتراض خويش را روشنتر بيان كردند.
ه) در زمان جاهليت
تنها اشرافي به مجلس مشورتي قريش (دارالندوه) راه مييافتند كه به چهل
سالگي رسيده باشند (تاريخ سياسي اسلام (1) سيرة رسول خدا (ص)، رسول
جعفريان، ص 98). بر اين بنياد، پذيرش جانشين رسول خدا، به ويژه اگر آن فرد
داماد پيامبر (ص) بود و كمتر از چهل سال داشت(حضرت علي (ع) در آن هنگام
طبق قول مشهور 33 سال داشت) بسيار دشوارتر ميشد.
5. دو نكته ديگر، پذيرش جانشيني امام علي (ع) را دشوار ميساخت:
الف) حضرت علي (ع)
نزد قريشيان، به سبب دلاوري هايش در جنگهايي مانند بدر و اُحُد و به خاك و
خون كشيدن بزرگان قريش، چهره منفي داشت. اين پديده سبب شد به تبليغات
گسترده روي آورند و چهره علي (ع) را نزد همه اعراب زشت جلوه دهند (عمر در
اين باره ميگويد: «قوم شما (قريش) به شما مانند نگاه گاو به كشندهاش
مينگرند». (شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 12، ص 9)
ب) مردم قبايل
مختلف اين نكته را درك كرده بودند كه با توجّه به لياقتها و استعدادهاي
تيره بني هاشم، اگر مسأله جانشيني در ميان آنها تثبيت شود، هرگز از آن
خاندان برون نخواهد آمد.
6.
نگاه پيامبر اكرم (ص) به جانشيني حضرت علي (ع) الهي و از روابط قبيلهاي و
خويشاوندي بسيار فراتر است؛ زيرا آن حضرت (ص) به حفظ آيين وحي ميانديشيد و
طبيعي است كه آشناترين فرد به كتاب و سنت و شجاعترين و كوشاترين فرد در
راه گسترش اسلام را برگزيند. البته پيامبر اكرم (ص) با وضعيت جامعه آشنا
بود. از اين رو، از آغاز رسالت، در موقعيتهاي گوناگون، به بهانههاي مختلف
و با بيانهاي متفاوت ويژگيهاي حضرت علي (ع) را ياد آور ميشد و از
جانشينياش سخن به ميان ميآورد (براي اطلاع از اين موارد، ر. ك: موسوعة
الامام علي بن ابي طالب في الكتاب و السنة و التاريخ، محمدي ري شهري و
همكاران، ج 2) آن بزرگوار، سرانجام از سوي خداوند مأمور شد در بزرگترين
اجتماع مسلمانان كه برخي شمار آنها را بيش از يكصد هزار تن دانستهاند،
آشكارا اين مسأله را اعلام كند (الغدير، ج1، ص 214) و دغدغه مخالفت جامعه
را ناديده بگيرد. فرازي از آيه 67 سوره مائده كه از اين دغدغه پيامبر پرده
بر ميدارد و به وي ايمني ميبخشد، چنين است: «… واللّه يَعْصمك مِنَ
النّاسِ؛ خداوند تو را از [شرّ ]مردم نگاه ميدارد.»
در اين عبارت، دو واژه «عصمت» و «ناس» بسيار راهگشا است. خداوند پيامبر (ص) را از چه چيزي حفظ ميكرد؟ و اين «ناس» چه كساني بودند؟
با توجّه به واقعيت خارجي و ايمن نماندن پيامبر(ص) از شرّ زبان مردم و نيز
با توجّه به اينكه سرانجام مسأله جانشيني امام علي(ع) به سامان نرسيد،
بعيد نمينمايد كه مراد از واژه «يعصمك» نگهداري پيامبر (ص) از هجوم فيزيكي
و يكباره مردم باشد؛ چنان كه واژه «ناس» بر مردم عادي دلالت دارد و با
توجّه به اكثريت نو مسلمان آن زمان، به حمل اين لفظ بر خلاف ظاهر نيازمند
نيستيم.
7.
تاريخ درباره بسياري از حوادثِ مقطع زماني بين غدير و وفات پيامبراكرم (ص)
ساكت مانده است؛ امّا كالبد شكافي دو پديده مهم آن عصر ما را با شدت
اهتمام پيامبر اكرم (ص) بر گزينش جانشين و گستره تلاشهاي مخالفان آن حضرت
آشنا ميسازد. اين پديدهها عبارت است از: سپاه اسامه و مخالفت با نگارش
وصيت مهم رسول خدا.
1. سپاه اسامه
پيامبر اكرم در واپسين روزهاي زندگياش فرمان داد لشكري عظيم به فرماندهي
جواني نورس به نام اسامة بن زيد سمت دورترين مرزهاي كشور اسلامي (مرزهاي
روم) رهسپار شود (طبقات، محمد بن سعد كاتب واقدي، ترجمه محمود مهدوي
دامغاني، ج 4، ص 54 – 58).
كالبد شكافي دقيق اين جريان نشان ميدهد رسول خدا (ص) در راستاي تثبيت جانشيني حضرت علي (ع) به چنين اقدامي دست يازيد؛ زيرا:
الف) در آن هنگام و
در آستانه وفات پيامبر اكرم (ص) خالي كردن مركز حكومت از نيروهاي نظامي و
ارسال آن به دورترين نقاط به صلاح جامعه نبود؛ چون احتمال داشت پس از وفات
پيامبر اكرم (ص) بسياري از نومسلمانان قبايل اطراف سر به شورش بردارند و
كيان جامعه اسلامي در معرض تهديد قرار گيرد. آنچه اين تصميمگيري را در نظر
پيامبر اكرم (ص) منطقي جلوه ميداد، دور ساختن مخالفان جانشيني حضرت علي
(ع) از مدينه بود.
ب) انتصاب جواني 18
ساله (همان، ص 55) به مقام فرماندهي لشكر و عدم توجّه به اعتراضات اصحاب
جز از كار انداختن مهمترين (همان، ص 54 و 56) دستاويز مخالفان جانشيني علي
(ع) هيچ توجيهي نداشت؛ زيرا اسامة بن زيد كه از جهاتي چون سابقه مسلماني،
شرافت، شجاعت و كارداني سر آمد اصحاب به شمار نميآمد و از نظر سني حدود 15
سال از علي (ع) كوچكتر بود – با توجّه به آنكه در بسياري از ويژگيها با
حضرت علي (ع) قابل مقايسه نمينمود – در مقام فرماندهي سپاهي عظيم و متشكل
از بزرگان صحابه مانند ابوبكر، عمر، ابو عبيده جراح، عثمان، طلحه، زبير،
عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابي وقاص قرار گرفت.
ج) دقّت در تركيب
سپاه اسامه نشان ميدهد تمام كساني كه احتمال داشت با جانشيني حضرت علي (ع)
مخالفت ورزند، ملزم بودند در اين سپاه شركت جويند (السقيفه، محمد رضا
مظفر، ص 81 و 77). و كساني كه به بهانه بيماري پيامبر اكرم (ص) از اردوگاه
به مدينه باز ميگشتند، با جمله تأكيدي «لعن الله من تخلف عن جيش
اسامة»(الملل و النحل، محمد بن عبدالكريم شهرستاني، تصحيح شيخ احمد فهمي
محمد، ج 1، ص 14) روبه رو ميشدند. در مقابل، ياران و موافقان جانشيني حضرت
علي (ع) چون عمار، مقداد و سلمان از حضور در اين سپاه معاف گشتند و ملزم
شدند در مدينه به سر برند(السقيفه، ص 81).
2. پيشگيري از نگارش وصيت
اين پديده در واپسين روزهاي حيات پيامبر اكرم (ص) تحقّق يافت. در آن روزها،
پيامبراكرم (ص) كه احتمالاً با بالاگرفتن زمزمههاي مخالفت با جانشيني
حضرت علي (ع) به شدت نگران اوضاع شده بود، دستور داد ابزار نوشتن آماده
سازند تا سندي صريح و ماندگار برجاي گذارد و از گمراهي امت جلوگيري كند.
مخالفان كه اين دستور را با نقشههاي چند ماهه خويش ناسازگار ميديدند، به
شدت نگران شدند و با هزيان گو خواندن كسي كه جز وحي چيزي بر زبان نميراند،
از نگارش اين سند جلوگيري كردند.
تاريخ در اينجا تنها از يك تن نام ميبَرد (من حياة الخليفة، عمربن
الخطاب، عبدالرحمن احمد البكري، تعليق سيد مرتضي رضوي ص 101 – 107).
امّا آشكار است كه تنها يك نفر – بي آنكه جرياني نيرومند پشتيبانش باشد –
نميتواند با رسول خدا (ص) مقابله كند. از اين رو، بعضي از نصوص گوينده اين
عبارت را جمع دانسته، از كلمه «قالوا» استفاده كردهاند(همان، ص 104).
8.
نخستين تشكيل دهندگان اين جلسه كه با هدف تعيين خليفهاي جز حضرت علي (ع)
در سقيفه گرد آمدند، انصار به شمار ميآمدند. آن هم انصاري كه در همه جا به
پيروي محض از پيامبر اكرم (ص) زبانزد بودند و دوستي شان با خاندان آن حضرت
(ص) به ويژه حضرت علي (ع) بر همگان ثابت شده است.
راستي چرا انصار؟ و چرا با اين عجله، آن هم در حالي كه هنوز بدن پيامبر
اكرم(ص) غسل داده نشده است؟ شواهد تاريخي، نشان ميدهد انصار هرگز از
جانشيني شخصيتي مانند حضرت علي (ع) هراسناك نبودند و او را ادامه دهنده راه
پيامبر اكرم (ص) ميدانستند.
اقدام عجولانه آنها در درك نكتهاي حياتي ريشه دارد. آنها با تيز بيني
دريافته بودند كه شانسي براي به قدرت رسيدن حضرت علي (ع) وجود ندارد.
مخالفت ياران بزرگ پيامبر اكرم (ص) با راه افتادن سپاه اسامه و نيز مخالفت
آنان با نگارش وصيت از سوي پيامبر اكرم(ص) و به احتمال فراوان، حوادث ديگري
كه تاريخ ما را از آن بي خبر گذاشته است، انصار را به اين نتيجه رسانده
بود كه مهاجران انديشه به دست گرفتن حكومت در سر ميپرورانند و احتمال دارد
قريشياني كه سرانشان در نبرد با نيروهاي انصار حامي پيامبر به قتل رسيدند،
با بهرهگيري از پيوند نزديك قريش و مهاجران در پي انتقام بر آيند.
بنابراين، به سقيفه شتافتند تا طرفداران غصب حق علي (ع) را دست كم از به
دست گرفتن كامل قدرت باز دارند و به منظور حفظ جامعه انصار از توطئههاي
آتي، سهمي از قدرت به دست آورند.
پس انصار و مردم مدينه همگان حادثه غدير را به ياد داشتند و دلالت آن بر
تعيين جانشين را مسلم ميدانستند؛ امّا مشاهده تلاشهاي كساني كه در جهت
مخالفت علني با غدير گام بر ميداشتند و حركت طرفداران آن واقعه آسماني را
به شديدترين روش ممكن سركوب ميكردند، آنها را از هرگونه تلاش در جهت
احياي ياد غدير باز ميداشت.
بنابراين، طبيعي است كه در اين زمان شاهد اعتراض مردم مؤمن و استدلال آنها
به اين حادثه مهم تاريخي نباشيم. آنها، با توجّه به زمينههاي قبلي، تلاش
و استدلال خود را آب در هاون كوفتن ميديدند. چنان كه، بر اساس نصوص
تاريخي، حضرت علي (ع) نيز در آن زمان به اين جريان مهم استدلال نكرد. به
نظر ميرسد، در آن موقعيت، استدلال گسترده مردم به واقعه غدير پرسش برانگيز
است نه عدم استدلال؛ زيرا چنين استدلالي نمايانگر پذيرش يكباره جريان
مخالف با فرمان پيامبر (ص) از سوي مردم معتقد به غدير است و با شواهد
تاريخي سازگاري ندارد.
دوازده سؤال عبد الله حيدري از شيعيان و دوازده سؤال ما از او فهرست مطالب دانلود کل فايل به صورت pdf
پاور پوينتهاي سايت جهاني سنت
13)غدیر (30سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیرمستقیم
12)خیبر (21سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیرمستقیم
11) آیه تطهیر (27سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیرمستقیم
10)علی منی و انا منه (25سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیرمستقیم
9)امام خوبی ها (10سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیرمستقیم
8)حدیث ثقلین (27سند) مستقیم غیرمستقیم قورشرد غیر مستقیم
7)صدیق اکبر (18سند) مستقیم غیر مستقیم فورشرد غیرمستقیم
6)امام مهدی(عج)در اهل سنت (14سند) مستقیم غیر مستقیم فورشرد غیر مستقیم
5) آیه مباهله (27سند) مستقیم غیر مستقیم فورشرد غیرمستقیم
4)بستن دربهای مسجدالنبی (17سند) مستقیم غیر مستقیم فورشرد غیرمستقیم
3)لولا علی لهلک عمر (11سند) مستقیم غیر مستقیم فورشرد غیر مستقیم
2)حدیث طیر مشوی (16سند) مستقیم غیرمستقیم فورشرد غیر مستقیم
1)كل الناس افقه من عمر (17 سند) مستقیم غیر مستقیم فور شرد غیر مستقیم
مقالات غدير
چند سوال پیرامون امامت
مجموعه مقالات و مطالب غدیر
مجموعه مقالات و مطالب غدیر
در این مطلب قصد دارم مجموعه ای از مقالات و مطالب پیرامون غدیر را جهت استفاده شما مخاطبین گرامی بر روی سایت قرار دهم. امیدوارم مورد استفاده شما قرار بگیرد
بخش های این مجموعه:
الف: پاسخ به شبهات غدیر
ب: چهل حدیث در اثبات امامت و ولایت
ج: بخش مقالات سایت
این بخش دارای دو بخش اصلی می باشد
بخش اول: امامت در آیات
بخش دوم: امامت در روایات
**انشالله بخش کتابخانه غدیر هم اضافه خواهد شد**
تواتر حديث غدير از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
شرح حال ذهبي
2 . ابن حجر عسقلاني (متوفاي 852 هـ )
شرح حال ابن حجر عسقلاني
3 . ابن حجر الهيثمي (متوفاي974هـ)
شرح حال ابن حجر هيثمي
4 . جلال الدين سيوطي (متوفاي 911هـ)
شرح حال سيوطي
5 . أبو حامد غزالي (متوفاي505هـ)
شرح حال أبو حامد غزالي
6 . ملا علي قاري (متوفاي1014هـ)
شرح حال ملا علي قاري
7 . علامه شمس الدين الجزري الشافعي (متوفاي833هـ)
شرح حال علامه جزري
8 . سبط بن جوزي (متوفاي 654هـ)
شرح حال ابن جوزي
9 . علامه اسماعيل بن محمد العجلوني الجراحي (متوفاي 1162هـ)
شرح حال العجلوني
10 . محمد بن اسماعيل صنعاني (متوفاي1182هـ)
شرح حال صنعاني
11 . محمد بن جعفر الكتاني (متوفاي1345هـ)
12 . محمد ناصر الباني (1332هـ . 1914م ؛ 1420هـ - 1999م)
شرح حال الباني
13 . شعيب الأرنؤوط (معاصر)
2 . ابن ماجه قزويني از سعد بن أبي وقاص
3 . ابن ماجه قزويني از براء بن عازب
4 . ابن حجر عسقلاني از امير مؤمنان عليه السلام
5 . احمد بن حنبل از رياح بن الحرث
6 . احمد بن حنبل از أبي طفيل
7 . احمد بن حنبل از سعيد بن وهب و زيد بن يسع
8 . نسائي از زيد بن أرقم
9 . نسائي از سعد بن أبي وقاص
10 . حاكم نيشابوري از زيد بن أرقم
11 . بزار از زيد بن يثيع
12 . بزار از سعد بن أبي وقاص
13 . ابن أبي عاصم از امير مؤمنان عليه السلام
14 . طبراني از زيد بن أرقم
2 . أبو العباس ابن عقده (333هـ)
3 . شمس الدين ذهبي (متوفاي 748هـ)
نتيجه
دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام
2 . الفراء ، يحيي بن زياد ، (متوفاي 207هـ)
3 . أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ)
4 . الزجاج ، أبو اسحاق ، (متوفاي 311هـ)
5 . أبو بكر الأنباري (متوفاي 328هـ)
6 . أبو القاسم صاحب بن عُبّاد الطالقاني (متوفاي 385هـ)
7 . الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ)
8 . إبن منظور الأفريقي (متوفاي 711هـ)
9 . أبو البقاء الكفوي (متوفاي 1094هـ)
10 . الحسيني الزبيدي (متوفاي 1205هـ)
2 . أبو عبد الرحمن سلمي (متوفاي 412هـ)
3 . أبو القاسم القشيري (متوفاي 465هـ)
4 . علي بن احمد واحدي (متوفاي 468هـ)
5 . محمد بن فتوح حميدي (متوفاي 488هـ)
6 . ابن عطيه اندلسي (متوفاي 546هـ)
7 . بيضاوي (متوفاي 685هـ)
8 . أبو عبد الله قرطبي (متوفاي 671هـ)
9. نسفي (متوفاي 710هـ)
10 . علاء الدين خازن (متوفاي 725هـ)
11 . سعد الدين تفتازاني (متوفاي791هـ)
12 . فيروز آبادي ، متوفاي 817هـ)
13 . ابن عادل حنبلي (متوفاي880هـ)
14 . جلال الدين محمد بن احمد المحلي (متوفاي 854هـ)
15 . محمد علي شوكاني (متوفاي 1250هـ)
نتيجه
2 . ابوبكر خود را «ولي امر مسلمين» ميدانست
3 . انتصاب عمر به عنوان ولي
4 . عمر ، خود را «ولي امر مسلمين» ميدانست
5 . آرزويهاي عمر براي تعيين جانشين
6 . عمر ، ولايت بعد از خودش را به شوري واگذار كرد
7 . عبد الملك بن مروان ؛ عمر و عثمان را «ولي امر مسلمانان» ميدانست
8 . انتصاب فرمانداران به عنوان والي
تفسير« النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِم» از نگاه مفسران اهل سنت
شاهد دوم : نزول آيه بلاغ قبل از قضيه غدير
شاهد سوم : نزول آيه اكمال ، بعد از قضيه غدير
شاهد چهارم : تبريك و تهنيت مردم به امير مؤمنان عليه السلام
شاهد پنجم : استدلال امير مؤمنان به حديث غدير
شاهد ششم : استدلال فاطمه زهرا (س) به حديث غدير
شاهد هفتم : حديث ثقلين در سياق حديث غدير
شاهد هشتم : اهتمام خدا و رسول او (ص) به حديث غدير
شاهد نُهم : جمله «اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»
بررسي شبهات مربوط به حديث غدير
بررسي شبهات مربوط به حديث غدير
*ایرادات بر حدیث غدیر و پاسخ آنها:
اغلب علمای اهل سنت مانند شیعیان در صحت حدیث غدیر تردید نمیکنند. نام چهل تن از ایشان را امینی در الغدیر با اقوال و شرح احوالشان ثبت کرده است.(الغدیر (1/294) ولی آنان به دلایلی که در کتب خود آورده و بیشتر آنها تقلیدی است این حدیث را برای اثبات ولایت و خلافت بلافصل کافی نمیدانند براي روشن شدن موارد اختلاف توضیحات ذیل نوشته میشود:
از قرن پنجم هجری که تعصبات و صف¬آرائیهای مذهبی شدت یافت بعضی مانند ابن حزم اندلسی (م 438 ق) و بعد از او ابن تیمیه (م 622 ق) به دلیل آنکه حدیث غدیر در صحیح بخاری و صحیح مسلم نيامده و جز در مسند ابن حنبل در سایر صحاح نیامده ، آن را ضعیف شمردند. ملا سعد تفتازانی و قاضی عضد ایجی و ملا علی قوشچی و میر سید شریف جرجانی و نظایر ایشان نیز همین سخنان را تکرار و برای نظر خود شاهد آوردند که ابوداوود و ابوحاتم سجستانی نیز صحت این حدیث را مورد طعن قرار دادهاند.
شیعیان در پاسخ ایشان میگویند:
اولا) احادیث صحیح به مندرجات دو کتاب بخاری و مسلم منحصر نیست. به همین سبب حاکم نیشابوری (م 405 ق) کتاب المستدرک علی الصحیحین را نوشته بود تا احادیث صحیحِ از قلم افتاده را در آن جمع کند و حدیث غدیر از آن جمله است؛
ثانیا) حدیث غدیر در صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و سنن دارقطنی و مسند ابن حنبل که هر چهار از منابع معتبر اهل سنت به شمار میرود مسطور است (فضائل الخمسه، 349) ؛
ثالثا) در طرق حدیث غدیر سی تن از اساتيدِ بخاری و مسلم (الغدیر، 1/320) مذکورند که اگر در اعتبار ایشان شکی باشد اعتبار احادیث بخاری و مسلم نیز زیر سؤال میرود؛
رابعا) حدیث غدیر را صد و ده تن از صحابه و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و ده محدث روایت کردهاند. چنین حدیث متواتری را چگونه مي¬توان ضعیف خواند؟!
خامسا) عبارت من کنت مولاه فعلی مولاه که در حدیث غدیر آمده در سایر احادیث صحیح نیز آمده است. مانند حدیث بریدة بن الحصیب و حدیث اعمش و حدیث ابن عباس (المستدرک علی الصحیحین، 3/110؛ فیض القدیر، 6/218؛ حلیة الاولیاء، 6/4 و 23؛ مسند، ابن حنبل، 5/358؛ کنز العمال، 6/152؛ ذخائر العقبی، 1، 86؛ مجمع الزوائد، 9/119) ؛ 2)
درباره دلالت حدیث غدیر بر امامت و پيشوايي علی(ع) :
درباره دلالت حدیث غدیر بر امامت و پيشوايي علی(ع) ، همه علمای شیعه اتفاق نظر و اجماع دارند. شواهد بسیار از کلام فحول شعراء و لغویین عرب که قولشان در عربیت حجت است ثابت میکند که مولی به معنی «اَولی به نفس» و ولیِّ واجب الاطاعة است و چنانکه گذشت ابوبکر و عمر ، علی را «مولی کل مؤمن و مؤمنة» خواندند که معلوم است به معنی ولی واجب الاطاعة است؛
در فرهنگهای عربی مولی به بیست و هفت معنی آمده است: پروردگار، انعام دهنده، انعام داده شده، آزاد کننده، آزاد شده، پسر، عمو، پسر عمو، خواهرزاده، شریک، بنده، مالک بنده، هم سوگند، یار، تابع، همسایه، مهمان، ولی، ناصر، داماد، عهدهدار امر، سزاوارتر، خویشاوند، آقا، متولی، فقید و دوستدار . علمای اهل سنت مولی را در حدیث غدیر دوستدار و یاور معنی میکنند و میگویند مولی به معنی اَولی یا ولی نیست چون وزن مَفعَل در زبان عرب به معنی افعل یا فعیل نیامده است. بنابراین به این حدیث بر ولایت مطلقه و خلافت علی نمیشود استناد کرد . شیعیان این استدلال را نادرست میدانند و دلايل بسیار اقامه میکنند که مفعل به معنی افعل و فعیل هر دو آمده است (فضائل الخمسة، 1/391 به بعد؛ الغدیر، 1/344 به بعد) . به علاوه یاری کردن و دوست داشتن پیغمبر(ص) به حکم قرآن بر هر مسلمان واجب است. توصیه یاری کردن و محبت علی(ع) هم مسأله چنان مهمی نبود که به خاطر آن کنگره اسلامی تشکیل شود زيرا این امر در دهها حدیث دیگر ابلاغ شده بود و تشریفات و بیعت کردن و تاج پوشی لازم نداشت؛
زيرا يکي از معاني ولاء ارتباط هم پيماني بين عرب و عجم است به همين خاطر معمولاً يک فرد عجمي به عربهاي هم پيمان خود مولی مي گفت و برعکس. اما اگر دو نفر هر دو عرب باشند و يکي به ديگري مولی بگويد اين ديگر به معناي هم پيماني نمي تواند باشداحمد بن حنبل و سایر ائمه حدیث آوردهاند که چند تن از انصار از جمله ابو ایوب انصاری در رحبه (مکاني در کوفه) نزد علی آمدند و هنگام سخن گفتن او را مولی خطاب کردند. علی عمداً فرمود چرا به من مولی میگویید حال آنکه شما عرب هستيد و من مولای شما چگونه توانم بود؟ گفتند: ما در روز غدیر خم حضور داشتیم و شنیدیم که رسول الله ترا مولای ما خواند از این رو بر خود لازم میبینیم ترا مولی خطاب کنیم (الغدیر، 1/187 .( اين حدیث دلیل است بر آنکه معنی مولی در حدیث غدیر بالاتر از دوست و یاور و به معنی ولی امر است؛
همچنين در رسوم عرب اگر شخصي برده اي را مالک مي شد و سپس او را آزاد مي کرد مولاي آن برده خوانده مي شد.برخي از علمای اهل سنت گفته اند که حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را رسول الله (ص) به اسامة بن زید فرمود. او ضمن گفتگو با علی گفت: مولای من رسول الله است. تو که مرا آزاد نکردهای. پیغمبر به اسامه فرمود: هر که را من آزاد کنندهام علی آزاد کننده اوست. بعضی هم گویند مخاطب این حدیث در روز غدیر زید بن حارثه پدر اسامه بوده است. شیعیان این قول را به هر دو احتمال باطل میدانند زیرا اسامة بن زید آزاد کرده¬ي پیغمبر نبود بلکه پدرش زيد را رسول الله (ص) آزاد کرده بود و اسامه آزاد به دنیا آمده و هرگز برده نبوده. در مورد زید بن حارثه نیز این سخن صادق نیست چون او در جمادی الاولی سال هفتم در جنگ موته شهید شده بود و طبعا نمیتوانست در روز غدیر حضور داشته باشد. مأمون عباسی با همین استدلال چهل تن از محدثین اهل سنت را مُجاب نمود (اعیان الشیعة، 1/363) ؛ 6)
ابن کثیر شامی در تاریخ دمشق (به روایت اعیان الشیعة) آورده است که اجتماع غدیر خم و حدیث غدیر در شأن علی بدان سبب بود که پس از بازگشت وی از فتح یمن چند تن از ناراضیان او را به خشونت و عدم رعایت عدالت در تقسیم غنایم متهم کردند، پيامبر(ص) برای اثبات بيگناهي علی و رفع شبهه ها، اجتماع غدیر را ترتیب داد و آن سخنان را در فضائل علی بیان نمود. علمای شیعی این قصه را نیز بي¬ارتباط با موضوع میدانند زیرا به اتفاق مورخین شکایت ناراضیان و پاسخ رسول الله در مکه در حضور حاجیان بود اما حدیث غدیر مربوط به روز هجدهم ذیحجه بعد از خروج از مکه و بعد از مناسک حج است و نبايد بين اين دو موضوع خلط نمود. در ايام حج موضوع جديد و نارضايتي جديدي پيش نيامده بود که لازم باشد رسول الله (ص) چنان کنگره عظیمی را برای پاسخگویی ترتیب دهد. ضمناً ناراضيان در بازگشت از يمن عده اي محدود و اندک بودند و پيامبر(ص) در مکه پاسخ آنها را داده بود و نياز نبود در روز هجدهم ذيحجه در جمع عمومي با آن تشريفات مسأله را مطرح کند.
در پايان چند منبع مرتبط با موضوع غدیر و تشیع معرفي مي شود :
1. ترجمه المراجعات سيد عبدالحسين شرف الدين ( اين کتاب چند ترجمه دارد و شايد بهترين آنها ترجمه محمد جعفر امامي باشد با عنوان امامت و رهبري امام علي(ع) )
2. اهل بيت(ع) دکتر محمد تيجاني(تونسي)
3. سقيفه علامه سيد مرتضی عسکري تلفنهاي فروش : 8976198 و 2847035 و 6480026 و 7521836
4. فريب دکتر صالح الورداني(مصري)
5. شيعه در اسلام علامه سيد محمدحسين طباطبايي(ره)
6. اهل سنت واقعي دکتر محمد تيجاني(تونسي)
7. ويژگيهاي اميرالمومنين(ع) مؤلف:امام نَسائي(از علماي طراز اول اهل سنت و صاحب يکي از کتب ستّه) مترجم : دکتر فتح الله نجارزادگان
8. شیعه پاسخ می دهد حسینی نسب ¬درباره¬ی تشیع و تسنن
9. آیین وهابیت جعفر سبحانی (نگاهی به عقاید و عملکرد فرقه ی وهّابی)
برخي از منابع فوق و نيز برخي منابع جيبي عربي درباره اين موضوعات را از انتشارات مشعر واقع در ساختمان سازمان حج و زيارت طبقه همکف مي توانيد خريداري فرماييد.
بخش عمده اين مطالب برگرفته از مقاله آقاي مشايخ فريدني در دايرة المعارف تشيع ج 6 است.
منبع: وب اسلام وبرادری
دلایل اهمیت حدیث غدير
بعضی دلائل اهمیت حدیث غدیر به شرح ذیل است:
1) هیچ یک از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمیرسد. سخنان رسول الله (ص) و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی که تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگزار گردید. امیرالمؤمنین (ع) در دوران خلافت واقعه غدیر را مکررا در محاجّه با مخالفان در محضر مسلمانان یادآوری کرد و هر بار جمعی از صحابه که در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند.(المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری(سني)، 3/371؛ مسند، ابن حنبل(سني)، 1/118، 5/366؛ خصائص امیرالمؤمنین (ع)، نسائی(سني)، 93؛ البدایة و النهایة، ابن کثیر شامی(سني)، 5/208)
2) حدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی (ع) است . به استناد همین حدیث است که خلافت را موهبتی الهی میدانند نه مقامی که مردم انتخاب کنند؛
3) به شهادت دو آیه از سوره مائده که گذشت تشکیل کنگره اسلامی غدیر بزرگترین و مهمترین و حساسترین قسمت از وظائف رسالت پیامبر (ص) بود. به دستور او همه مسلمانان که توانایی سفر داشتند در حجة الوداع همراه شده بودند و معلوم بود برنامه مهمی در پیش است که باید در آن کنگره اجرا شود. زمان و مکان آن نیز بهترین و مناسبترین بود چون بعد از حج همه از جحفه میگذشتند و با اشاراتی که پیامبر فرموده بود برای بیشتر آنان آخرین فرصتی بود که سعادت دیدار رسول الله (ص) دست میداد. نزول وحی در آن محل و وصیت رسول الله (ص) در آخر خطبه که باید این پیام را حاضران به غایبان و نسلها به یکدیگر ابلاغ نمایند همه شاهد اهمیت فوق العاده حدیث غدیر است؛
4) اسناد حدیث غدیر نیز بر سایر احادیث نبوی برتری و امتیاز دارد. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت کردهاند (الغدیر، 1/14). راویان مشهور غدیر از صحابه: امیرالمؤمنین علی، فاطمه زهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، عباس بن عبدالمطلب، عبدالله بن عباس، عایشه و ام سلمه همسران پیغمبر، اسماء بنت عمیس همسر ابوبکر و سپس علی، ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف (از عشرة مبشرة) ابوهریره، اسامة بن زید، ابی بن کعب، جابر بن عبدالله، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، خالد بن الولید، عمار بن یاسر و عمر بن العاص... بودند. نام تمامی ایشان و نام تابعین و راویانی که حدیث غدیر را روایت کردهاند با شرح احوال و روایات ایشان در دو مجلد کتاب عبقات الانوار، تألیف میر حامد حسین لکنهویی نیشابوری در 1008 صفحه همراه با صد و پنجاه تن از محدثین و علمای مشهور که این حدیث را روایت کردهاند مسطور است. منهج اول و منهج دوم این اثر بینظیر و مجلدات دوازدهگانه منهج دوم که در شرح حدیث غدیر و یازده حدیث متواتر دیگر شیعه تألیف شده است اثر بینظیری است که اهمیت حدیث غدیر را نشان میدهد (الذریعة الی تصانیف الشیعة، آقا بزرگ تهرانی، 15/214) ؛
5) علاوه بر علمای شیعی که از عهد شیخ صدوق و شیخ مفید و شیخ طوسی گرفته تا زمان حاضر کتب بسیار در اثبات صحت و تواتر سند و وضوح دلالت آن بر ولایت و خلافت علی تألیف کردهاند بسیاری از علمای اهل سنت نیز کتب و رسالات ویژهای به مسأله ولایت و حدیث غدیر اختصاص دادهاند که امینی در الغدیر از بیست و شش تن ایشان نام برده است (1/152) مشهورترین ایشان عبارتند از:
ابوجعفر محمد بن جریر طبری (م 310 ق) مفسر و مورخ مشهور سنّي که کتاب "الولایه فی طریق حدیث الغدیر" را در دو مجلد تألیف و طرق و الفاظ این حدیث را جمع آورده است.( ابن کثیر شامی، البدایة و النهایة، 5/208؛ ابوجعفر طوسی در الفهرست به نقل الغدیر، 1/153)
ابن عقده احمد بن سعید همدانی (م 333 ق) نيز کتاب الولایة فی طریق حدیث الغدیر را تألیف و حدیث غدیر را از صد و پنج طریق روایت کرده که ابن اثیر در الاصابة فی تمییز الصحابه و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب از آن بسیار نقل کردهاند. در تهذیب التهذیب آمده است که ابن عقده حدیث غدیر را از هفتاد صحابی روایت کرده و آن را صحیح میداند.( تهذیب التهذیب(مؤلف: ابن حجر عسقلاني(سنّي)) ج7/337)
ابوبکر جغانی (م 355 ق) کتاب" مَن روی حدیثَ غدیر خم" را تألیف کرده. وی حدیث غدیر را از 125 طریق روایت کرده است.(مناقب، ابن شهر آشوب، 1/529) ابوطالب عبیدالله بن احمد انباری واسطی(متوفاي356هـ) کتاب "طریق حدیث الغدیر" را تألیف کرده.(رجال نجاشی، 368 به روایت الغدیر، 1/154)
ابوالفضل محمد بن عبدالله شیبانی (م 372 ق) کتاب مَن روی حدیث غدیر خم را تألیف کرده.(رجال نجاشی، 368 به روایت الغدیر، 1/154)؛
حافظ کنجی شافعي در کتاب کفایة الطالب (15) آورده است که علی بن عمر دارقطنی بغدادی (م 385 ق) حدیث غدیر را در جزوهای جمع آورده است .
به روایت شیخ سلیمان حنفی در کتاب ینابیع المودة، امام الحرمین ابوالمعالی جوینی استاد غزالی گفته است: در بغداد بیست و هشتمین جلدِ کتابی را در دست صحافی دیدم که روایات حدیث غدیر را در لفظ من کنت مولاه فعلی مولاه جمع آورده و در انتهای آن نوشته شده بود: بقیه در جزء بیست و نهم خواهد آمد.
علوی الهدار الحداد در کتاب القول الفصل (1/445 به روایت الغدیر، 1/158) آورده است که حافظ ابوالعلاء عطار همدانی گفت: حدیث غدیر را به دویست و پنجاه طریق روایت میکنم.
منبع : دايرة المعارف تشيع ج 6 مقاله استاد مشايخ فريدني
مشروح حدیث غدیر ( من كنت مولاه فهذا علی مولاه )
خواستگاری به نام پسر به کام پدر!
چهل روايت صحيح در اثبات امامت از کتابهاي شيعه و سني
برنامه الازهر برای مقابله با گسترش شیعه در مصر
به گزارش عصرایران به نقل از روزنامه الیوم السابع چاپ قاهره، برخی از کارشناسان گفته اند این اقدامات الازهر با فعالیت این مرکز در راستای تقریب میان مذاهب اسلامی، در تضاد است.
این اقدامات جدید براساس تصمیم کمیته مقابله با موج شیعه گرایی، انجام می شوند. الازهر پس از ملاقات هایی با سلفی ها، اخوان المسلمین و جریان های صوفی، کمیته ای برای مقابله با گسترش شیعه گرایی در مصر تشکیل داد.
الازهر همچنین به تازگی نشست های سخنرانی را برای شماری از روحانیون و مبلغان اسلامی زیرمجموعه وزارت اوقاف مصر برگزار کرده است تا به گفته آنان "عقاید و نقشه سیاسی معاصر شیعه" بیان شود.
پس از این مرحله، روحانیون و سخنرانان فعال در این جلسات، به مکان های عمومی و در میان مردم فرستاده می شوند تا با آنها صحبت کنند.
در این جلسات سخنرانی علمای ارشد الازهر، سلفی ها و صوفی ها از جمله دکتر علی جمعه مفتی ارشد حکومت مصر، دکتر محمد المختار المهدی رئیس کل مجمع شرعی مصر، دکتر محمد عماره عضو هیئت علمای ارشد، دکتر احمد عمر هاشم عضو شورای عالی طریقت های صوفیانه، دکتر علی السالوس از جریان سلفی ها، دکتر محمد کمال ابوالمجد و دکتر احمد معبد عبدالکریم از علمای اسلامی مصر سخنرانی می کنند.
سفری تصویری به بارگاه امام هادی (ع)




چگونه اعداد را در Word فارسی کنیم؟
چگونه اعداد ورد ( Microsoft Word ) را فارسی کنیم ؟
در اینجا با انجام مراحل ذکر شده چگونگی حل مشکل تایپ اعداد فارسی در MS Word 2003 و MS Word 2007 آموزش داده شده است.
- چگونگی حل مشکل تایپ اعداد فارسی در MS Word 2003 :
اگر هنوز از نسخه قدیمی ورد ( Word 2003 ) برای تایپ کردن نامه و نوشته های خود استفاده می کنید برای هماهنگ کردن اعداد با متن نوشته کافی است که از منوی Tools به قسمت Options بروید . در پنجره باز شده بر روی زبانه Complex Scripts کلیک نمایید . حالا همانگونه که در عکس زیر مشاهده می کنید ، در قسمت General و از کادر کشویی روبروی عبارت Numeral ، گزینه Context را انتخاب کنید. این کار باعث می شود تا اعداد در نوشته های شما با همان زبانی که تایپ کرده اید نشان داده شوند. هیچ تغییر دیگری لازم نیست. در تمام پنجره ها بر روی OK کلیک کنید تا به صفحه اصلی برگردید و از تایپ کردن اعداد فارسی خود در نوشته های فارسی خود به صورت خودکار و در نوشته های انگلیسی شما اعداد به همان صورت انگلیسی نمایش داده شوند لذت ببرید.

- چگونگی حل مشکل تایپ فارسی اعداد در MS Word 2007 و نسخه های جدیدتر :
در نسخه ۲۰۰۷ و بالاتر مانند ورد ۲۰۱۰ به خاطر تغییرات ظاهری و منوها شما باید راهی دیگر را برای تایپ فارسی اعداد در پیش بگیرید. برای این مسئله در ابتدا شما برروی File کلیک می کنید (در نسخه ۲۰۰۷ آرم MS) سپس بر روی Word Options کنید.
بعد از انتخاب گزینه Word Options ، پنجره Word Options باز می شود، در این پنجره قسمت Advanced را انتخاب می کنید و سپس قسمت Show Document Content را پیدا می کنید. در این قسمت شما به دنبال عبارت Numeral بگردید، پس از پیدا کردن این عبارت مقدار آن را به Contex تغییر بدهید.

جولان تروریستهای افغان و چچنی در سوریه
به گزارش مشرق به نقل از فارس ، نیروهای ارتش سوریه هر روز پیروزیها و موفقیتهای جدیدی را علیه عناصر گروهکهای تروریستی و افراد مسلح در مناطق مختلف شهر حلب و ریف آن به خصوص در منطقه «سیف الدوله» و «الاذاعه» احراز و بر گروهی و شماری از آنها غلبه میکنند.
در این راستا در سفری به حلب، با گشت و گذار در منطقه «سیف الدوله» با شماری از سربازان و نظامیان ارتش سوریه که در این منطقه مستقر هستند، به گفتوگو نشست.
در این ارتباط یکی از سربازان ارتش سوریه گفت: با همت و عزم و اراده ارتش قهرمان سوریه مقابل تروریستهای مسلح ایستادهایم و به مبارزه خود با آنها ادامه میدهیم و توانستیم در چندین مورد مانع نفوذ تروریستهای مسلح به مناطق سیف الدوله و الاذاعه شویم و پس از کشتن شماری از آنها و مصادره سلاحهایشان مابقی را وادار به فرار از این مناطق کنیم.

بخش عمده تروریستها از افغانستان، چچن، لیبی، عربستان و قطر هستند
همچنین یکی دیگر از نظامیان ارتش سوریه گفت که در جریان درگیری با یک گروهک تروریستی دیدیم که بخش قابل توجهی از اعضای این گروهک را مزدورانی از افغانستان و چچن و برخی از کشورهای همجوار مانند قطر و عربستان سعودی تشکیل میدادند.
از سوی دیگر یکی دیگر از نظامیان سوری نیز در گفتوگو با فارس افزود: گروهکهای تروریستی افرادی از تابعیتهای مختلف افغانی و لیبیایی و چچنی به همراه مزدوران سوری هستند که به مقابله با آنها در منطقه سیف الدوله پرداختیم و شماری از آنها را به قتل رساندیم.

نظامیان اسرائیلی در سیفالدوله با لباسهای تفنگداران دریایی میجنگند
یک نظامی دیگر سوری نیز گفت که وی حتی نظامیان اسرائیلی را در منطقه سیف الدوله دیده که لباسهای تفنگداران دریایی را به تن کرده بودند و ارتش سوریه موفق شد، شماری از آنها را به قتل رسانده و شمار دیگری را دستگیر کنند.
وی تاکید کرد که ما همواره پاسدار کشور و مردم سوریه و «بشار اسد» رئیس جمهوری آن باقی خواهیم ماند.

فرزند ديكتاتور بحرين در غزه چه ميخواهد؟
به گزارش مشرق به نقل از ايران آباد، رهبران حماس مانند خالد مشعل – كه ديگر هيچ عنواني در اين جنبش ندارد – اسماعيل هنيه، صلاح البردويل و موسي ابومرزوق ماههاست كه با قرار گرفتن در خط ترور و آشوب وابسته به تركيه، قطر و عربستان براي «مردم» سوريه سينه چاك ميكنند و از لزوم پايان خونريزي در اين كشور توسط نظام حاكم ميگويند، اما خود به صورت رسمي ميزبان فرزند يكي از ديكتاتورهاي قهار منطقه است كه از بد حادثه با دستان خود به شكنجه مردم معترض و بدون سلاح پرداخته است.
بر اساس اين گزارش، درحالي که وضعيت ساکنان منطقه العکر بحرين به دليل ادامه محاصره توسط نيروهاي امنيتي آل خليفه رو به وخامت گذاشته؛ فرزند حاكم مجمعالجزاير بحرين در سفري نمايشي قصد دارد از منطقه غزه که همچنان تحت محاصره رژيم صهيونيستي است، بازديد کند.
طاهر النونو سخنگوي دولت حماس در غزه تأکيد کرد، هيأتي از مسئولان ارشد به رياست "شيخ ناصر بن حمد بن عيسي" فرزند حاكم بحرين اواخر اين هفته به غزه سفر ميکنند. ناصر بن حمد با استناد به تصاوير و مدارك موجود متهم به دست داشتن در شکنجه و سرکوب مردم بحرين است.
حدود يک هفته پيش نيز حمد بن خليفه آل ثاني امير قطر به همراه همسرش موزه در اقدامي مشابه به غزه سفر کرد.
حال بايد ديد رهبران «دمكرات» و «آزاديخواه» غزه كه براي مردم سوريه در هر مجال و مقالي كه شده دادن سخن ميدهند، چه پاسخي براي ميزباني از فرزند يك ديكتاتور تمام عيار دارند و اصولاً اين جنبش چگونه ميتواند ميزبان فردي باشد كه دستش به خون مردم بحرين آلوده است.
بدون شك تاريخ در اين مورد قضاوتهاي خود را خواهد كرد، اما ما نيز يك قضاوت آشكار در اين مورد خواهيم داشت و آن هم اين است كه رهبران حماس نيز مانند ديگر مقامات عربي انسانهاي به شدت منفعتطلبي هستند كه سياست دوگانه، مخدوش و ويرانگري را دنبال ميكنند كه دودش به چشم خود آنها خواهد رفت.
آيا ايران منطقه را به آتش خواهد کشيد؟

ايران چگونه رژیم اسرائيل را نابود خواهد کرد+ فيلم
به گزارش گروه بينالملل مشرق، فيلم مستند "لبه پرتگاه"
که قسمت نخست آن، چندي پيش از شبکه تلويزيوني "الميادين" لبنان پخش شد
اکنون به يکي از پربينندهترين مستندهاي پخششده از شبکههاي تلويزيوني
عربي تبديل شده است.اين مستند، طبق گزارشهاي دريافتي از رسانههاي خارجي، جنجال گستردهاي را در دواير سياسي، نظامي، اطلاعاتي و امنيتي کشورهاي غربي و بهويژه رژيم صهيونيستي برانگيخته و به علت دقت، کدهاي فراوان و اطلاعات وسيع استفادهشده در تحقيقات اوليه ساخت آن، بازتاب فراواني در ميان کارشناسان و تحليلگران داشته است.
در اين مستند، علاوه بر مصاحبه با مقامات درجهيک نظامي و امنيتي رژيم صهيونيستي، آمريکا، سوريه، لبنان، مصر و جمهوري اسلامي ايران، تصاويري واقعي و نيز پويانماهاي سهبعدي درباره حمله احتمالي آمريکا و رژيم صهيونيستي به اماکن حساس سياسي، نظامي، امنيتي، هستهاي و رسانهاي کشورمان به تصوير کشيده شده و اخبار و سخنرانيها و پيامدهاي احتمالي اين حملات و نيز واکنش سهمگين موشکي، زميني، هوايي، دريايي و الکترونيک نيروهاي مسلح ايران و نيروهاي عضو محور مقاومت در منطقه از جمله سوريه و حزبالله لبنان مورد بررسي قرار ميگيرد.
مشرق، شما را به تماشا و بارگذاري قسمت نخست اين مستند از طريق چهار پنجره زير دعوت ميکند و در آینده نزدیک نیز قسمت دوم این مستند را منتشر خواهد کرد.




از خمینی آذربایجان چه می دانید؟
فقر مزمن آمریکا شناسی در ایران
"ميدانيد الان مشكل آنها چيست؟ مشکلشان فروپاشی آمریکاست، زمزمه اعلام استقلال ایالتها به گوش ميرسد. این زمزمه یک دفعه محقق می شود، جلوی چشمهای شما! مثل شوروی که یک دفعه و یک شبه منحل شد. عملیات فروپاشی انجام نمیگیرد، انجام نمیگیرد، تا یک دفعه میگیرد و تمام میکند و میرود و هرکسی باید زود خودش را جمع کند تا میتواند از آن یکی بگیرد و ببرد؛ فرسایشی نخواهد بود." (حجت الاسلام علیرضا پناهیان، رجانیوز، 30 مهر 91)
"متأسفانه برخلاف آن تصويري كه رسانههاي ما در ايران تبليغ ميكنند، امروز تمدن غالب در جهان تمدن غرب است و پايتخت اين تمدن هم در آمريكاست. آمريكا جايي است كه ما بايد تكليف خودمان را با آن روشن كنيم. درست است كه ما امروز از تمدن اسلامي مدرن صحبت ميكنيم كه در حال زايش است، اما مطمئن باشيد در ديگر كشورها و فرهنگ و تمدنها نيز چنين بحثهايي مطرح است، مثلا تمدن بودايي مدرن، تمدن هندويي مدرن و... اما اينها هيچكدام به منصه ظهور نرسيدهاند و هيچيك هم تمدن غالب نيستند. همه ما يكسري تمدنهاي مغلوب هستيم در برابر اين تمدن غالب؛ با اين فرض بايد تكليف خود را با اين تمدن غالب روشن كنيم...آمريكا يكي از پيچيدهترين مكانيزمهاي فرهنگسازي در دنيا را دارد. چراكه از ملتهاي مختلف دنيا پذيرفته و توانسته است آنها را در خود هضم كند. خودشان اصطلاحا به آن ميگويند ملت ملتها. همين ايده است كه به آنها اجازه ميدهد تا در مورد ديگر فرهنگها به اظهارنظر بپردازند. چراكه مدل اصلي را در كشور خود ساختهاند و حالا مشغول جهانيسازي آن هستند. ما هنوز در بسياري از ايالتها و شهرهاي بزرگ آمريكا، شهر چينيها را داريم كه شاهد نسلهاي سوم چينيهاي آمريكا ميتوان بود، نسلي كه هنوز به چيني حرف ميزند، روي ماشينهاي پليس چيني نوشته شده است، در ايستگاهها به زبان چيني نوشته و نشاني از زبان انگليسي نيست. آنها در اين مناطق چيني حرف ميزنند اما شهروند آمريكا هستند." (مصاحبه هفته نامه پنجره با رضا امیرخانی/ بهمن 88)
***********
آخرین مناظره میت رامنی و باراک اوباما که به حوزه سیاست خارجی اختصاص داشت، شاهد آن بود که دو کاندیدای جمهوریخواه و دموکرات بیش از 45 بار نام ایران را بر زبان جاری کنند. در شرایطی که براساس سند امنیت ملی ایالات متحده، ایران یکی از مهمترین تهدیدات امنیت ملی این کشور محسوب می شود هنوز در داخل ایران "آمریکا پژوهی" یا "آمریکا شناسی" به عنوان یک دیسپلین که تمام اجزاء جامعه و سیاست و فرهنگ آمریکایی را بکاود و تعداد متخصصین این حوزه متناسب با شعارهایی شود که هر روز علیه آمریکا سر داده می شود، پدیده ای مظلوم و غریب است.
اگرچه چند سالی است دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران به این مهم همت گمارده است اما خروجی این دانشکده و تاثیرگذاری آن نیز چیزی نزدیک به صفر است به ویژه آنکه عمده محققان این حوزه صرفا باتوجه به مختصات درگیری آمریکا با منطقه خاورمیانه به سیاست خارجی ایالات متحده علاقه نشان می دهند و برای مثال تاریخ و فرهنگ و اجزاء لایتجزی سیاست آمریکایی همچون کنگره شناسی و... از قلم می افتد. درخصوص تلاش های آکادمیک در حوزه آمریکا پژوهی در ایران به جز آثار تنها یک محقق* که آن هم عمدتا به سیاست خارجی ایالات متحده اختصاص دارد تلاش چندانی مشاهده نمی شود.
این فقر مزمن درحالی است که بارها از زمان مسئولان ایرانی شنیده ایم که برای مثال در آمریکا و اسرائیل تلاش های فراوانی برای شیعه پژوهی و شیعه شناسی صورت می گیرد تا با شناخت این پدیده راه های مقابله با آن نیز کشف شود. حال اما شگفت انگیز است که چنین تلاشی درداخل کشور در راستای شناسایی ماهیت پدیده ای به نام آمریکا به عنوان مهمترین قدرت نظام بین الملل قابل مشاهده نیست.
از ادبیات فروپاشی تا تداوم حیرت نامه نویسی
در سال های اخیر به ویژه از زمان آغاز دولت نهم، ادبیات موسوم به فروپاشی ایالات متحده به ویژه در نزد بسیاری از اصولگرایان بسیار باب بوده است. سخنانی چون؛ "11 سپتامبر کار خود آمریکایی ها بود"، "به عراق و افغانستان حمله کردند تا سرمایه داری از بحران نجات پیدا کند"، "فروپاشی و تلاشی آمریکا عنقریب است چرا که هزاران میلیارد بدهی دارند"، "حذف دلار از مبادلات جهانی" و نیز استنادات بسیار به تحرکات محدودی چون جنبش وال استریت که عمدتا بدون پشتوانه های نظری بر زبان جاری شده و می شوند نه تنها گره ای از فقر آمریکا شناسی ما باز نمی کنند که تبیین ماهیت پدیده ای به نام آمریکا را سخت تر کرده و در لفافه ها و حب و بغض های سیاسی فرو می برند.
در فقدان این جهد و تلاش آکادمیک، یا ادبیات سطحی و غیرتاریخی فروپاشی قوت می گیرد(مدل رئیس دولت های نهم و دهم و نیز اصولگرایانی همچون علیرضا پناهیان) یا در ادامه سنت سفرنامه نویسی دوران قاجاریه، ادبیات حیرت نامه نویسی تداوم می یابد (مدل سفرنامه رضا امیرخانی و یا سفرنامه اخیرا طبع یافته "هاروارد مک دونالد"). آنچه در این میان البته مغفول می ماند شناخت صحیح و عمیق از پدیده ایالات متحده و درک توامان همه ابعاد و وجوه آن از جمله نقص ها و تناقض های آن است.
تکلیف ما با آمریکا
هنوز با گذشت 33 سال از انقلاب اسلامی که آمریکاستیزی یکی از ستون های اصلی این انقلاب است اثری جامع به فارسی درباره پدیده مذهب و اقسام کلیسا در آمریکا و تفاوت ها و شباهت های آن با مذهب و سکولاریسم در سایر صفحات مغرب زمین مشاهده نمی شود. از این دست مثال ها البته فراوان است.
فهم کنش های سیاست خارجی آمریکا در زمان جنگ سرد و پس از آن(عطف به مقولاتی چون حقوق بشر، فهم تفاوت های رفتاری آمریکا در خاورمیانه و سایر نقاط جهان و..) فهم رابطه پیچیده اقتصادی و سیاسی ایالات متحده با چین (که در انتخابات پیش روی آمریکا و به ویژه در نزد کاندیدای جمهوری خواهان از اولویتی اساسی برخوردار است)، شناخت تاریخ جنگ ها و استقلال ایالات متحده، قانون اساسی و مساله حمل سلاح در آمریکا، نظام قضایی فدرال و محلی و نیز کنگره فدرال و مجالس محلی، چرخش های اجتماعی و سیاسی ایالت ها در انتخابات مختلف و ظهور و بروز تحولات اجتماعی در ایالات مختلف، فروشگاه های زنجیره ای آمریکا به مثابه یکی از عناصر جهانی کردن فرهنگ و اقتصاد آمریکایی، صنایع نظامی و لابی های متصل به آن، اصناف جریان های روشنفکری در آمریکا و تحولاتی که پس از هجرت اندیشمندان و دانشمندان غربی و به ویژه آلمانی به ایالات متحده در اثنای جنگ جهانی دوم رخ داد، پدیده بیش از 5000 دانشگاه و کالج و اسکول در آمریکا، اقتصاد رسانه و ورزش، ماهیت فقر و تبعیض طبقاتی، نهادگرایی، وضعیت چپ گرایی در ایالات متحده، سرمایه داری و لیبرالیسم خشن، پدیده محافظه کاری و پوپولیسم آمریکایی، مبانی و شیوه تکوین اقسام لابی ها در سیاست آمریکایی و اینکه چرا لابی ایرانی با وجود میلیون ها ایرانی شکل نگرفت و.... تنها نمونه هایی از حوزه های مغفول مانده است که با ادبیات موسوم به فروپاشی و تداوم سنت حیرت نامه نویسی دردی را درمان نمی کند و صرفا فهم ما از ایالات متحده را کدرتر و یا درگیر دوگانه های سفید و سیاه می سازد.
درابتدای این نوشته از قول نویسنده ای چون رضا امیرخانی آمد که "باید تکلیف خود را با این تمدن غالب روشن کنیم". همچنین دو روز پیش رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در جریان سفر به اردبیل با ذکر اینکه "در مرحله بسیار حساسی قرار داریم و اگر آمریکایی ها با توجه به اهداف و سیاست هایشان یک مقدار جلو بروند کار سخت می شود" گفت که "باید همین جا و تا دیر نشده تکلیف مان را با آمریکا مشخص کنیم". شاید بتوان تکلیف سیاسی با آمریکا را به خاطر اقتضائات سیاسی مشخص کرد اما با وجود فقدان حتی یک اندیشمند جامع الاطراف در شناخت ماهیت پدیده آمریکا چگونه می توان به شناخت کامل و جامع از این کشور و نحوه تعامل هوشمندانه با آن نائل آمد؟
*محقق مدنظر دکتر حسین دهشیار است که آثار چندی در حوزه سیاست و جامعه آمریکایی منتشر کرده است.

برتري امير مؤمنان (ع) بر صحابه از ديدگاه روايات