پاورپوینت

شما چنانچه به این پاورپوینت دقت کنید درمی یابید که در شهر مشهد و اطراف آن مانند شهرستان های اطراف چه مکان هایی وجود دارد و تنها حرم مطهر امام رضا (ع) نیست. لطفا برای دانلود این پاورپوینت روی لینک زیر کلیک کنید.

دانلود

کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر علی اکبر ولایتی گردآوری و بویازخوانی حسین اسی و علی رجبی   

کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر علی اکبر ولایتی گردآوری و بویازخوانی حسین اسی و علی رجبی
 

کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی دکتر ولایتی

 

پاورپینت بخش اول کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی

 

پاورپینت بخش دوم کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی


پاورپینت بخش سوم طبقه بندی علوم و ریاضیات


پاورپینت ریاضیات و نجوم


پاورپینت فیزیک و مکانیک و شیمی


پاورپینت جغرافیای اسلامی


پاورپینت بخش چهارم هنر اسلامی


پاورپینت بخش پنجم سازمان های اداری


پاورپینت بخش ششم علل درونی و بیرونی رکود تمدن اسلامی


پاورپینت بخش هفتم خیزش مجدد جهان اسلام

 

پاوپینت بخش هشتم علل متأخر رکود تمدن اسلامی



منبع:http://ovicy.blogfa.com

 http://mohammadsadeghi65.mihanblog.com/post/186

مشروح سخنان سیدحسن نصرالله + محورهای کلیدی پهپاد به پرواز درآمده در اسراییل ایرانی بود و متعلق به حز

مشروح سخنان سیدحسن نصرالله + محورهای کلیدی
ادامه نوشته

تصاویر/کارنامه فرهنگی مسوولان را ببینید!

تصاویر/کارنامه فرهنگی مسوولان را ببینید!

ادامه نوشته

زندگی رویایی در دامنه کوههای آلپ(+تصاویر)  

 
 
 
 
 

بقیع؛ بهشت خاکی شیعیان +جدیدترین تصاویر

بقیع؛ بهشت خاکی شیعیان +جدیدترین تصاویر

ادامه نوشته

اینفوگرافی: همه سفرهای استانی رهبر انقلاب

برای دیدن اینفوگرافی در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید

دحو الارض را از دست ندهیم !

دحو الارض را از دست ندهیم !


دحوالارض

دحو الارض، مطابق با بیست و پنجم ماه ذوالقعده، روزی است که خداوند با نظر به کره زمین، به جهان خاکی حیات بخشید.

به نظر برخی از مفسران، آیه 30 سوره نازعات (والارض بعد ذلک دحاها) به همین واقعه اشاره دارد.

گذشته از واقعه دحوالارض، رویدادهای دیگری نیز در این روز رخ داده اند که اهمیت آنرا دوچندان نموده اند؛ از جمله:

• میلاد ابوالانبیاء حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام .

• میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام .

• خروج رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس امیرالمۆمنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و نیز تمامی همسران و بسیاری از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.

• در روایتی نیز آمده است که قائم(عج) در همین روز قیام خواهد کرد.

روز دحوالارض از چهار روزی است كه در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است كه روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است ؛ و در روایت دیگر كفاره هفتاد سال است و هر كه این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود ؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى كسی كه در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌كنند

اعمال شب و روز دحو الارض

1- روزه

روز دحوالارض از چهار روزی است كه در تمام سال به فضیلت روزه گرفتن، ممتاز است و در روایتى آمده است كه روزه‏اش مثل روزه هفتاد سال است؛ و در روایت دیگر كفاره هفتاد سال است و هر كه این روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود؛ و هر چه در میان آسمان و زمین وجود دارد براى كسی كه در این روز روزه‏دار باشد استغفار می‌كنند. و این روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گردیده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز اجر بسیارى است و از براى این روز به غیر از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دو عمل وارد است.

 

2- نماز

و آن دو ركعت در وقت چاشت است. به این ترتیب که :

نمازى كه در كتب شیعه قُمیّین روایت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره وَالشَّمْسِ بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ

جنبش و نیروئى نیست جز به خداى والاى بزرگ

پس دعا كند و بخواند:یا مُقیلَ العَثَراتِ اَقِلْنى عَثْرَتى یا مُجیبَ

اى نادیده گیر لغزشها، نادیده گیر لغزشم را اى اجابت كننده

الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتى یا سامِعَ الاْصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتى

دعاها اجابت كن دعایم را اى شنواى صداها بشنو صدایم را

وَارْحَمْنى وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى وَما عِنْدى یا ذَاالْجَلالِ وَالاْكْرامِ

و به من رحم كن و از گناهانم و آنچه بدى دارم درگذر اى صاحب جلالت و بزرگوارى .(مفاتیح الجنان)

 

نماز یک شنبه ماه ذی القعده را هم فراموش نکنید!

سیدبن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست و در وقت شدت و در روز یکشنبه این ماه نمازی است با فضیلت بسیار از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که خلاصه اش این است هر کس بجا آورد توبه اش مقبول، گناهانش آمرزیده شود .

با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود، قبرش گشاده و نورانی گردد، والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال او و والدین و ذریه اش گردد.

توسعه رزق پیدا کند، ملک الموت هنگام مردن با او مدارا کند.

روز یکشنبه غسل کند و چهار رکعت نماز گزارد:

در هر رکعت حمد یک مرتبه و قل هو الله احد سه مرتبه و معوذتین یک مرتبه پس استغفار کند هفتاد مرتبه

و ختم کند استغفار را به لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

وبگوید یا عزیز یا غفار اغفرلی ذنوبی وذنوب المومنین والمومنات فانه لا یغفرالذنوب الا انت 

زیارت حضرت امام رضا علیه السلام

كه بهترین و با فضیلت‌ترین عمل مستحبی این روز است.

 

3- انجام غسل به نیت روز دحو الارض

 

 

کلام آخر

فرصت‌های معنوی در زندگی بشر ، نعمت هایی هستند که جسم و روح آنان را نوازش می دهدو موجبات شادمانی و ارامش را فراهم می سازد. دحو الارض نیز از همین گونه است. پس قدر این فرصت طلایی را بدانیم که رسول خدا فرمود : 

" اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَها اَبداً "  همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. هان! خود را در معرض آنها قرار دهید، باشد که چنین نسیمی سبب شود که برای همیشه بدبختی از شما دور بماند. " (سیوطی، جامع الصغیر، ج 1، ص 95)


منابع :

سایت حوزه

سایت اندیشه قم

سایت صراط مستقیم

همه چیز در مورد احضار ارواح

همه چیز در مورد احضار ارواح

مقدمه

آیا احضار ارواح امکان پذیر است؟ گاهی در برخی نشریات وکتب می خوانیم که روح بعضی از مطرودین درگاه الهی احضار شد و چنین جواب داد، یا افرادی وجود دارند که ادعا می کنند روح احضار می کنند؛ آیا می توان به گفتار این افراد اعتماد کرد؟

 

شرایط احضارکننده ارواح

فردی که احضار روح می کند باید واجد شرایط شود، زیرا روح با قالب مثالی یا ملکوتی حاضر می شود. قالب مثالی یا ملکوتی را دیدگان ظاهری نمی توانند مشاهده نمایند، لذا احضارکننده باید به مقامی از اتصال برسد و جسمش تا حدی تبدیل به قالب ملکوتی شود. فردی که واجد شرایط باشد، پس از آنکه در اثر اتصال، کالبد جسمانی او حالت ملکوتی به خود گرفت تا حدی که مجاز باشد، می تواند سۆال نماید و آن روح نیز اسراری که مجاز است می رساند نه همه اسرار را.

 

زمان احضار روح

ارواحی که متنعم هستند، روح بعضی از آنها را فقط در شب و روز جمعه می توان احضار کرد. در غیر از این روزها، احضار متنعمین عالم ادنای برزخ امکانپذیر نیست. اما آنهایی که در مرتبه اعلای عالم جنت سیر می کنند، احضار ارواح آنها در کلیه لیالی و ایام متبرکه امکانپذیر است. آنان نیز در مقام احضار در لباس ملکوتی یا جنتی مشاهده می شوند و فردی که می خواهد از این اسرار با خبر شود، باید کالبد جسمانی اش حال ملکوتی بگیرد.

فردی که واجد شرایط باشد،پس از آنکه در اثر اتصال، کالبد جسمانی او حالت ملکوتی به خود گرفت تا حدی که مجاز باشد، می تواند سۆال نماید وآن روح نیز اسراری که مجاز است می رساند نه همه اسرار را

افرادی که در عالی ترین مرتبه عالم جنت برزخ هستند، روح آنها همیشه آزاد است. اکثر اوقات فرد حائز شرایط می تواند با آنها تماس بگیرد و آنان نیز می توانند در قالب مثالی و بالاتر از آن، در کالبد جسمانی هم تشریف آورند. بطور کلی حضرات انبیاء بالاخص حضرات معصومین(علیهم السلام) با وجود اینکه سالها است که از دنیا رفته اند، می توانند هم در کالبد جسمانی و هم در کالبد مثالی تشریف بیاورند، و فردی که حائز شرایط باشد می تواند آنها را هم در قالب مثالی و هم در قالب جسمانی مشاهده کند.

حال آیا محبوسین و یا متنعمین، اگر خودشان بخواهند می توانند تماس بگیرند؟ محبوسین همانطور که احضار آنها محال است، خود آنها هم نمی توانند تماس بگیرند. اما آنهایی که در عالم ادنای جنت برزخی هستند، در اوقات معین هر موقع اراده کنند، می توانند در همان قالب مثالی بیایند و فرد مورد نظرشان را ببینند،اما فردی که مورد نظر است،امکان دارد آنها را نبیند بلکه با اشاراتی متوجه حضور آنها شود. ارواحی که در عالم اعلای جنت برزخ هستند، در هر موقع می توانند هم در قالب مثالی و هم در قالب جسمانی با سایرین تماس بگیرند مگر در موارد استثنایی.

 

نمونه هایی از احضار ارواح

 در پاره‏اى از روایات گاهى بعضى از ائمّه طاهرین علیهم السلام در بیدارى با ارواح گذشتگان ارتباط داشته‏اند و با آنان سخن گفته‏اند و گاهى این ارتباط براى افراد غیر معصوم نیز دست داده و در حال بیدارى با روح مرده سخن گفته‏اند در اینجا براى نمونه به دو مورد اشاره مى‏شود:

حضرت محمد

 

حبّه عُرَنى كه یكى از اصحاب امیرالمۆمنین علیه السلام است مى‏گوید: در معیّت امام به خارج كوفه رفتم حضرت در قبرستان وادى السلام توقّف نمود مانند كسى كه در مقابل مردى براى مكالمه ایستاده است.

من نیز با قیام آن حضرت ایستادم تا خسته شدم، ناچار نشستم مدّتى گذشت از نشستن نیز آزرده شدم دوباره به پا خاستم و آن قدر ایستادم كه مثل بار اوّل دچار خستگى شدم مجدداً نشستم پس از مدّتى برخاستم عبا را از دوش برداشتم و به على علیه السلام عرض كردم من از این همه سر پا ایستادن بر شما مى‏ترسم، ساعتى استراحت كنید و عباى خود را گستردم تا حضرت بنشیند. به من فرمود: اى حبّه این توقّف من چیزى جز گفتگو و انس با مۆمن نیست . عرض كردم آیا آن‏ها هم با یكدیگر انس و الفت دارند و گفتگو مى‏كنند فرمود: آرى، اگر پرده برداشته شود مى‏بینى كه حلقه حلقه گرد هم آمده‏اند با یكدیگر سخن مى‏گویند، پرسیدم: اینان اجسامند یا ارواح؟ پاسخ داد: ارواحند. سپس فرمود: هیچ مۆمنى نیست كه در نقطه‏اى از نقاط زمین بمیرد، مگر آن كه به روحش گفته مى‏شود به وادى السلام ملحق شود كه این وادى خود قطعه‏اى از قطعات بهشت است‏. (1)

اصبغ ابن نباته مى‏گوید: روزى سلمان متوجّه من شد و فرمود: اى اصبغ! با رسول خدا قرارى داشتم او به من فرموده: موقعى كه مرگت نزدیك مى‏شود میّتى با تو سخن مى‏گوید، میل دارم بدانم آیا مرگم نزدیك شده یا نه طبق دستور سلمان با چند نفر دیگر سلمان را در تابوتى گذاشتند و به قبرستان بردند او را متوجّه قبله كردند آن گاه با صداى بلند گفت: سلام بر شما اى ساكنان وادى ابتلا! سلام بر شما اى روپوشیدگان از دنیا! جوابى نشنید دوباره به آن‏ها سلام كرد و گفت: شما را به خداوند بزرگ و پیامبر كریم مى‏خوانم كه یك نفر از شما مرا پاسخ گوید من سلمان فارسى صحابى پیامبرم و او به من فرموده بود وقتى مرگت نزدیك مى‏شود مرده‏اى با تو سخن مى‏گوید مى‏خواهم بدانم اجلم رسیده یا نه؟سلمان از روح مرده‏اى پاسخ گرفت، جواب سلامش را داد و گفت:‏

ارواحی که در عالم اعلای جنت برزخ هستند،در هر موقع می توانند هم در قالب مثالی وهم در قالب جسمانی با سایرین تماس بگیرند مگر در موارد استثنایی

سخنانت را مى‏شنویم هر چه مى‏خواهى سۆال كن. سلمان پرسید: آیا از اهل بهشتى یا اهل دوزخ؟ گفت از كسانى هستم كه خداوند مرا مشمول عفو و رحمت خود قرار داده و بهشتى هستم .سلمان درباره چگونگى مرگ و همچنین از اوضاع و احوال بعد از مرگش سۆالاتى نمود و همه را جواب گفت. پس از پایان گفتگو به دستور سلمان او را از تابوت بیرون آوردند و روى زمین گذاردند آنگاه متوجّه حضرت حق شد و گفت:

"اى آن كه در دستش خزاین هر چیز است و به سوى او برگشتن همه، و او است كه افراد را از بلا و عذاب مصون مى‏دارد و كسى قادر نیست مانع عذاب وى شود به تو ایمان آوردم و از پیامبرت پیروى نمودم و كتاب مقدّست را تصدیق كردم هم اكنون وعده‏اى كه داده‏اى فرا رسیده است اى آن كه خلف وعده نمى‏كنى. روح مرا بگیر و به رحمتت ملحق فرما و در خانه فضل و كرمت فرود آور "(2)سپس شهادتین به زبان جارى كرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود.

حقیقت این است كه با میزگردان و رمّالى و طالع بینى نمى‏توان با عالم برزخ و ارواح گذشتگان ارتباط ایجاد كرد. (طهارت روح و تهذیب نفس در این امر بسیار موثّر است).

یكى از راه‏هاى ارتباط با ارواح مردگان و شناخت عالم برزخ، كه مورد تأیید عقل و شرع قرار دارد رۆیاى صادقه است. این قبیل رۆیاها خود دلیل واضحى بر بقاى روح و حیات بعد از مرگ است و این خواب‏ها پاره‏اى از واقعیّت‏هاى پنهان را آشكار مى‏سازد. (3)

 

نتیجه

از آنچه که ذكر شد روشن مى‏شود كه از نظر دینى ارتباط با ارواح اموات، در حال بیدارى، امرى ممكن و قابل وقوع است ولى این بدان معنا نیست كه هر كس بخواهد بتواند هر روحى را كه مایل باشد احضار كند و رابطه پرسش و پاسخ برقرار نماید. و اصولاً احضار ارواح محبوسین در هر رتبه ای باشند، امکانپذیر نیست.

 

پی نوشتها:

1- بحار الانوار: ج6،ص 268 ؛ الكافى: ج3،ص243.

2- بحار الانوار: ج22،ص374.

3- معاد از نظر روح و جسم و گفتار فلسفى:ج 1،ص 305- 318.

 

 


  

منبع:

1 - پرسشها وپاسخها،استاد انصاریان

2 - مبدأ ومعاد ازلیت وابدیت،علی اللهوردیخانی

علامه طباطبایی و نشانه های آخرالزّمان

علامه طباطبایی و نشانه های آخرالزّمان

علامه طباطبایی

 

علاّمه طباطبایی ذیل بعضی از آیات، پس از مطرح کردن تفسیر عقلی خود، با توجه به روایات متناسب، مواردی از علائم ظهور را از باب جری(1) تطبیق بر آن آیات، منطبق می کند؛ برای نمونه، در آیه 54 سوره ی سبأ خداوند فرموده است:

«وَ حِیلَ بَینَهُم وَ بَینَ ما یَشتَهونَ کَما فُعِلَ بِأشیاعِهِم مِن قَبلُ»

سرانجام میان آنها و خواسته هایشان جدایی افکنده شد؛ همان گونه که از پیش با پیروان آنها عمل شد».

وی، معنای آیه را فاصله افتادن بین مشرکان و خواسته ها و آمال دنیوی آنان - که آنها را پناهگاه خود تصور می کردند - می داند. سپس با اشاره به روایات مستفیضه از شیعه و سنی، جریان خسف بیداء( فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء) را از باب جری، به این آیه مرتبط می داند و از تفاسیر اهل سنت، به « درالمنثور» سیوطی اشاره می کند و می گوید که در روایتی از اهل سنت ذیل آیه، جریان سفیانی را از قول پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل می کنند: « خداوند سفیانی و همراهانش را وقتی به بیداء می رسد، در زمین فرو می برد، پس هیچ کدام از آنها نجات نمی یابند، جز یکی که این خبر را برای انسان ها نقل می کند».

می توان گفت که مرحوم علامه، در بحث علائم ظهور نیز مانند مباحث دیگر، روایات مستفیض و قابل اعتماد را مطرح می کند و به طور قطع و یقین - مانند بعضی از مفسران - آیات را بر آن وقایع یا علائم، حمل نمی کند؛ اما چون قرآن، در همه ی زمان ها جاری است، در زمان متّصل به ظهور امام مهدی(عج) نیز این گونه آیات، با وقوع آن علایم، جریان دارد و مصداق می یابد.

در واقع، نگاه کلی نگر علامه، باعث می شود نوعی سنت الهی درباره ی مشرکان و اغراض و آمال آنها را مطرح و در زمان های خاص نیز آن سنت ها را جاری بداند .

از قول امام صادق(علیه السلام) به گروهی اشاره می شود که قبل از قیام قائم(عج)، توسط خدا برانگیخته می شوند و مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) را شناسایی و دستگیر می کنند. علامه با اشاره به روایات دیگر، اساس این وقایع را تکرار حوادث بنی اسرائیل در امت اسلام می داند؛ بدین معنا که شبیه این وعده ها و حوادث، در قوم بنی اسرائیل واقع شده است

برای نمونه، در تفسیر آیه ی 5 سوره اسراء، بیان می نماید که احتمالاتی در تحقق این وعده ی الهی داده شده است و در « تفسیر البرهان» از قول امام صادق(علیه السلام) به گروهی اشاره می شود که قبل از قیام قائم(عج)، توسط خدا برانگیخته می شوند و مخالفان اهل بیت(علیهم السلام) را شناسایی و دستگیر می کنند. علامه با اشاره به روایات دیگر، اساس این وقایع را تکرار حوادث بنی اسرائیل در امت اسلام می داند؛ بدین معنا که شبیه این وعده ها و حوادث، در قوم بنی اسرائیل واقع شده است.

خیانت در امانت، تصدیق دروغگو، تشبّه زنان به مردان و برعکس، گسترش آلات لهو ولعب، امر به منکر و نهی از معروف، ذلّت مۆمنان، گسترش ربا و رشوه، کاهش و نامنظم شدن باران را علاّمه از نشانه های آخرالزمان می داند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1 - جری: جاری شدن و سرایت کردن مفاهیم به دست آمده از آیات به موارد مشابه.

گزارش تصویری/ استقبال مردم خراسان شمالی از رهبری

گزارش تصویری/ استقبال مردم خراسان شمالی از رهبری

ادامه نوشته

مسجد جمکران در کلام آیت‏الله بهجت

مسجد جمکران در کلام آیت‏الله بهجت

آیت الله بهجت

 

خود این مسجد افراد را راهنمایی می کند، کسانی که آنجا (مسجد جمکران) می روند مسجد خودش آنها را راهنمایی می کند.

 

«پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» عنوان کتابی است که به سۆالات گوناگون در زمینه‌های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، عرفانی و ... از زبان آیت‌الله بهجت پاسخ می‌گوید. اینک در نظر داریم به تناسب، نکاتی را برای علاقه‌مندان ذکر کنیم.

 

نظر آیت‌الله بهجت(ره) درباره اهانت‌کنندگان به ساحت پیامبر‏(ص)

 

آیت‌الله العظمی بهجت(ره) درباره اهانت‌کنندگان به پیامبر اکرم(ص) و دین اسلام فرموده است:

کسانی که واضحات دین را انکار می‌کنند، انسان نیستند؛ و جنگ امروز جنگ بین انسان و لا انسان است.

 

ما اگرچه از سلاح خارجیم ولی از دعا که اعظم‌السلاحات است الحمدلله خارج نیستیم. همین دعا بود که سید بن طاوس نقل می‌کند:

 

در حرم حضرت امیر علیه‌السلام یک حاکم ظالم را نفرین کردم و در همین حال احساس کردم سه روز بعد هلاک می‌شود و سه روز بعد هم از دنیا رفت.

 

برخی اهمیت و تأثیر دعا را نمی‌فهمند و این دعای امام صادق علیه‌السلام دعای امروز ما و برای حفظ دین در عصر غیبت است.

«یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک»

معنای «ثبت قلبی علی دینک» این است که: خدایا! همان مرتبه‌ای را که مطلوب تو است ما را به همان درجه برسان و بر آن نگه دار.

 

باید مرتب این دعا را بخوانیم و این مرتبه از حفظ دین مربوط به بصائر و مقلب القلوب است نه ابصار؛ به همین جهت وقتی از حضرت می‌پرسند که ما در این دعا «والابصار» را اضافه می‌کنیم حضرت می‌فرمایند: همان طور که ما گفتیم، همان طور دعا را بخوانید.

 

 این اهانت‌کنندگان نه نصرانی‌اند و نه یهودی، بلکه در عمل با همه ادیان مخالفند و تا این‌ها با هم متحدند هیچ‌گاه به گسترش اسلام راضی نخواهند بود. ما باید با تمسک به دعا، خود را از انحرافات دور کنیم گرچه دعا مستحب است اما برای حفظ دین و خارج نشدن از آن واجب.

 

سۆالاتی در خصوص مسجد مقدس جمکران و پاسخ‌های آیت‌الله بهجت

 

حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) به سۆالاتی در خصوص مسجد مقدس جمکران پاسخ گفته است که مطالب آن به اختصار برای علاقه‌مندان بیان می‌شود.

 

1- اگر کسی حاجت و یا مشکلی داشته باشد آیا صحیح است که به مسجد مقدس جمکران برود و در این مکان به امام زمان علیه‌السلام متوسل شود؟

 

- عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب(عج) سۆال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند، و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را نیز می‌شوند!

 

آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟!

 

2- آیا آن حضرت خودشان هم به مسجد مقدس جمکران تشریف می‌آورند؟!

- آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمود: به دل سوخته‌گان ما بگو برای ما دعا کنند! بعد یک مرتبه از نظر غایب شد! نه این که راه برود و کم کم از نظرم غایب شود! همین آقا، هفته قبل از آن هم حضرت را در خواب دیده بود.

 

یکی از سادات که عمامه هم ندارد و روضه می‌خواند و مسئله می‌گوید، اخیرا هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می‌کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می‌شوند.

 

3- اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان(ع) چه بخواهیم؟ راهنمایی بفرمائید.

 

- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

 

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

 

4- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) هستم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم؟

 

- زیاد صلوات اهدای وجود مقدسش کنید، مقرون با دعای تعجیل فرجش «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

 

5- اگر درباره مسجد مقدس جمکران نظری دارید بفرمائید؟

 

- ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند.[2]

 

اهمیت مسجد مقدس جمکران در کلام آیت الله بهجت(ره)

 

‎*‎مسجد جمکران نزد من از مسجد سهله کمتر نیست‎.‎

‎*‎مسجد جمکران مورد عنایت است، بنابراین شایسته است مۆمنان آن را غنیمت بشمارند.

 

‎*‎این سند مسجد جمکران می گویند یک خواب است. آقای بهجت فرمودند: اولا خواب نیست بلکه در بیداری حسن مثله جمکرانی آمد و علائم را دید که امام زمان (عج) علامت گذاری کرده و بعد با حضرت حرف زده. ثانیا اینقدر در مسجد جمکران شفا حاصل شده، حاجتها روا شده و ملاقاتها با امام زمان(عج) واقع شده که از حد تواتر هم گذشته است‎.

 


 

پی نوشت:

[1] ملاقات برادران امور فرهنگی مسجد مقدّس جمکران با آیت الله بهجت(ره) در مورخه 6/8/78، در بیت معظم له‎

[2] امام زمان در کلام اولیای ربانی، ص 64

منابع:

کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت»

خبرگزاری فارس

پایگاه حوزه

پایگاه اطلاع رسانی تبیان نیوز

پایگاه مسجد مقدس جمکران

 

دَحوالارض چه روزی است + اعمال

از امیر مومنان حضرت علی(ع) روایت است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روز دحوالارض بوده است. و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صد‌ساله رسیده است؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است.
مشرق - روز 25 ذیقعده دَحوالارض یعنی زمان گسترش یافتن زمین است، ‌در این روز آبها و ناهمواریهای بسیار زمین به گونه‌ای خشک و هموار شد تا برای سکونت مهیا شود.

*****
در آغاز، تمام چهره زمين را آب فرا گرفته بود. همه جا آب بود؛ بي حتي يک تکه کوچک خشکي؛ بي هيچ ارتفاع و پستي و بلندي. صاف، يکدست و شفاف. يک اقيانوس يکپارچه بود و ديگر هيچ.

پس چون خداوند اراده فرمود تا خشکي را بيافريند به بادها فرمان داد بر صورت آب کوبند تا موجها از آن برخيزد. پس موجهايي بزرگ پديد آمد. موجهاي بزرگ، بلند بلند، سرفراز کردند و کف بر دهان آوردند و غريو ترسناک خروششان در فضاي تهي پيرامونشان طنين افکند.
پس به اراده او، کوهي از کف، در محل کعبه بر هم آمد و خشکي از پاي آن گستردانيده شد و بدين سان، نخستين رحمت الهي بر زمين نازل گشت. و اولين نقطه اي که از زير آب سر بيرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بيت الله الحرام بود . اين واقعه نشان دهنده اهميت اين نقطه و مرکزيت آن براي همه عالميان است.

و خداوند خشکي را از محل کعبه تا «منا» گستراند و آن را تا «عرفات» پيش برد و اين چنين بود که زمين چهره نماياند.
و زمين اين چنين پاک و مطهر بود که آدم ابو البشر (ع) پا بر آن نهاد.
پس سالها و قرنها بگذشت و بشر قدر نعمت ندانست و خداوند بر او خشم گرفت و زمين بار ديگر چهره در نقاب آب کشيد و به اراده او، از ناپاکيها تن شست و آغوش خويش را بر ياران نوح (ع) گشود.

و در همين روز بود که خليل خدا، ابراهيم (ع)، چشم بر جهان گشود و زمين را به قدم خويش پربرکت ساخت. و شگفت آنکه ابراهيم مولود روز «دحو الارض» به نقطه سرآغاز «دحو الارض» فرستاده شد تا خانه کعبه، اولين خانه مبارک هدايت و رحمت و برکت را بنا کند.
و باز در چنين روزي بود که روح خدا، عيسي مسيح (ع) به قدرت الهي از مريم دوشيزه، زاده شد. و در زمان رسول مکرم اسلام صلی الله عليه و آله خروج ایشان از مدینه به همراه هزاران حاجی به سوی مکه، به قصد حجة الوداع. در این سفر وجود مقدس اميرالمؤمنين علی (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نیز تمامی همسران و بسياري از اصحاب پیامبر (صل الله علیه وآله و سلّم) نیز ایشان را همراهی می‌کردند.پس می رسیم به وقت آخرالزمان. در روایتی نیز آمده است که قائم (عج) در همین روز قیام خواهد کرد... .

معنای دحوالارض

"دَحو" به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب فراگرفته بود.

این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین های مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، "دَحو الارض" نامگذاری می شود.

دحوالارض روزیست که زمینها از زیر خانه خدا کشیده شده و پهن گردیده است چون اول جایى که از زمین خلق شد، موضع خانه کعبه بود و لذا کعبه را أُمُّ القُرى مى گویند.(وقایع الایام، صفحه 101)

«دحو الارض» نیز از آن‌گونه نسیم‌هایی است، که سالی تنها یک‌بار می‌وزد. تکرار دوباره این نسیم روح‌بخش برای آنان‌که جان خویش را از عطر آن آکنده نساختند، نامعلوم است. پس این فرصت طلایی را دریابیم؛ که رسول خدا (ص) فرمود:

«اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَها اَبداً؛ همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. هان! خود را در معرض آنها قرار دهید، باشد که چنین نسیمی سبب شود که برای همیشه بدبختی از شما دور ماند». [سیوطی، جامع الصغیر، ج ۱، ص ۹۵]

پس با این همه اوصاف ارزش این روز بس زیاد است لذا با توجه به توصیه های معصومین، با در نظر داشتن این روز و در صورت توانایی انجام اعمال آن خود را در جایگاه افرادی قرار دهیم که راه صد ساله را یک شبه می پیمایند.

زیرا :
از امیر مومنان حضرت علی(ع) روایت است که فرمودند: «نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده، روز دحوالارض بوده است. و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد، به پاداش عبادت صد‌ساله رسیده است؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است. و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نود و نه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت».[مراقبات، صص ۱۸۶ و ۱۸۷]

برای اهل مراقبت و سیر وسلوک ، طاعت وعبادت در این شب اهمیت ویژه ای دارد زیرا نسبت به دیگر ایام مشهور مورد توجه عامه مردم نیست و آنها کمتر در این ایام به طاعت خدا مشغول می گردند ، لذا دحوالارض می تواند از ایام ممتاز سال باشد زیرا توجه در زمان غفلت عموم از مراقبات مهم باعث سرعت اجابت است واعمال نزد حضرت حق بزرگتر وبه قبول نزدیکتر و اجر بیشتری دارد.

اعمال شب و روز دحوالارض:

تمام اعمال شب و روز آن در کتاب مفاتیح الجنان صفحه 450 (مولف شیخ عباس قمی) بیان شده است ولی ما آن را به اختصار بیان می کنیم:

1. غسل در اوایل این شب

2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.

3. روزه گرفتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

4 . ذکر فراوان خدا

5. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت:

در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره "الشّمس" بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلیّ العظیم» و سپس این دعا را بخواند:

«یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیّئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَا الْجَلالِ وَ الْاِکْرام.» [شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۴۵۱]

6. خواندن دعایی که با این عبارت شروع می‌شود: «اللّهمّ یا داحِی الْکعبهَ وَ فالِقَ الْحَبَّه» [مفاتیح الجنان، ص ۴۵۱ بخش اعمال مربوط به دحوالارض] ...

در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالارض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».


دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا؛ و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حل معما نه تو دانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

نمونه سوال ذین و زندگی 1

نمونه سوال ذین و زندگی 1

دریافت فایل

نمونه سؤال ـ دین و زندگی 2 دی ماه 89

نمونه سؤال ـ دین و زندگی 2 دی ماه  89

دریافت فایل


نمونه سؤال ـ دين و زندگي 3 دي ماه 89

نمونه سؤال ـ دين و زندگي 3 دي ماه 89

دریافت فایل

سؤالات تشريحي دين و زندگي پيش دانشگاهي

سؤالات تشريحي دين و زندگي پيش دانشگاهي

دریافت فایل

نمونه سوالات نهائي دين و زندگي3

نمونه سوالات نهائي دين و زندگي3

دریافت فایل



نمونه سوال دین و زندگی 1و2 بر اساس بارم بندی سال تحصیلی 91خرداد

 نمونه سوال دین و زندگی 1و2 بر اساس بارم بندی سال تحصیلی 91خرداد

دریافت فایل

مفردات قرآن کریم

سال دوم رشته علوم و معارف اسلامی دوره متوسطه

تهیه و تدوین : کریم رجاوند

به تفکیک دروس

درس های 1 تا 5

درس های 6 تا 10

درس های 11 تا 15

درس های 16 تا 18



سوالات دین و زندگی یک به صورت مفهومی طبقه بندی شده و استاندارد

 سوالات دین و زندگی یک به صورت مفهومی طبقه بندی شده و استاندارد

دریافت فایل

 

فلسفه و منطق

عنوانمالکدسته بندیتاریخ ویرایشسایز (KB) 
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی شهریور901390/06/17244.44دانلود
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی خرداد901390/06/17203.54دانلود
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی شهریور 891390/06/17306.18دانلود
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی دی901391/03/04197.90دانلود
نمونه سؤالات فلسفه و منطق فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریگروه فلسفه استان خوزستان1390/06/17214.25دانلود
نمونه سؤالات فلسفه پیش دانشگاهی فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریدبیرخانه راهبری فلسفه و منطق کشور1390/06/17142.21دانلود
نمونه سؤال فلسفه ومنطق فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریگروه فلسفه آذربایجان شرقی1390/06/173,346.33دانلود
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی خرداد891390/06/17302.08دانلود
سؤالات تستی المپیاد فلسفه و منطق آذربایجان شرقی 90فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظری گروه فلسفه استان آذربایجان شرقی1390/12/26953.89دانلود
بانک سؤال استاندارد فلسفه چهارمفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریاردیبهشت 911391/02/03487.46دانلود
فلسفه و منطق سوم فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی دی 891390/06/173,592.89دانلود
سؤالات تستی المپیاد فلسفه و منطق دبیرخانه کشوری اردیبهشت90فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریدبیرخانه کشوری فلسفه و منطق(زنجان)1390/12/26172.14دانلود
فلسفه و منطق سومفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظرینهایی دی 881390/06/174,448.26دانلود
سؤالات حیطه بندی شده چهارمفلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریگروه فلسفه و منطق استان آذربایجان شرقی1391/03/04242.67دانلود
سؤالات تستی المپیاد فلسفه و منطق سایر استان ها90فلسفه و منطق متوسطه نظری فلسفه و منطق متوسطه نظریسایر استان ها1390/12/26432.59دانلود

بارم بندي کتاب دين و زندگي


دوره متوسطه


بارم بندي کتاب دين و زندگي پيش دانشگاهي
سال 91
15 مهر 1391


بارم بندي کتاب دين و زندگي سال اول، دوم و سوم
سال 91
15 مهر 1391


منابع ديني كنكور 92
03 مهر 1391
كليك كنيد

بخشنامه مربوط به شيوه اجراي دوره سالي ـ واحدي
پيش دانشگاهي
28 آذر 1390


بخشنامه مربوط به بارم بندي دروس دوره پيش دانشگاهي
دوره پيش دانشگاهي
28 آذر 1390


نقد سوالات دين و زندگي
كنكور 90
14 شهريور 1390


گزارش تصویری/ رزمندگان کوچک «حزب‌الله» لبنان

گزارش تصویری/ رزمندگان کوچک «حزب‌الله» لبنان

ادامه نوشته

تصاویر/ عظمت آفرینش

تصاویر/ عظمت آفرینش

ادامه نوشته

«فتنه آخرالزمان» از زبان آیت‌الله بهجت

بارها شنیده‌ایم که بزرگان دین به ما فرموده‌اند برای در امان ماندن از فتنه‌های آخرالزمان دعا کنید. مگر در آخرالزمان چه فتنه‌ای سراغ مؤمنان خواهد آمد؟ آیت‌الله العظمی بهجت(ره) به این سؤال پاسخ داده است.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به پرسش‌هایی از قبیل چرایی غیبت امام زمان علیه‌السلام، فتنه آخرالزمان و نحوه مقابله با آن پاسخ گفته‌اند که مشروح آن در پی می‌آید:

1- چرا امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه غایب هستند و ما از فیض حضورشان محرومیم؟

- سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! وگرنه اگر ظاهر شود چه کسی او را می‌کشد؟ آیا جن آن حضرت را می‌کشد؟ یا قاتل او انسان است؟!

ما از پیش، امتحان خود را پس داده‌ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می‌کنیم، و یا این که او را به قتل می‌رسانیم! انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح (ع) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آن‌ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: «وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» یعنی یک روز، آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، و روزی که آب چاه را می‌خورد در عوض به آنها شیر می‌داد!

آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط، مردم، حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند، دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی‌دینی بود! آیا الان دیگر آن طور نیست؟!...

2- این «فتنه آخر الزمان» که می‌شنویم چگونه فتنه‌ای است؟

- خدا کند ولو با تقیه کردن از طریقه اهل حق و اهل بیت (ع) مخذول نشویم. گرفته شدن ایمان از اهل ایمان، از کشته شدن آنها بدتر است. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید «فتن کقطع اللیل المظلم» فتنه‌هایی همانند پاره‌های شب تاریک!

ما این همه ابتلائات را می‌بینم و می‌گویید آیا «فتن کقطع اللیل المظلم» است یا نه؟! و آیا - نعوذ بالله - طریقه حقه اهل بیت(ع) حق است یا باطل؟! با این همه رخدادها که می‌بینیم و برای ما پیش‌بینی و پیشگویی کرده‌اند، باز شک و تردید داریم!

3- این ابتلائات و گرفتاری‌ها تا چه اندازه است لطفا بیشتر توضیح دهید؟

- ائمه ما (ع) هزار سال پیش خبر داده‌اند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج می‌شوند!

4- در عصر غیبت مسلمانان با گرفتاری‌ها و بلاهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند شما فکر می‌کنید که باید چه کار کنند و چه چاره‌ای بیندیشند؟

- خدا می‌داند که چه بلاهایی بدتر از این در زمان غیبت آن حضرت بر سر مسلمان‌ها آمد و می‌آید! آلمان در مدت کوتاه، چهارده کشور اروپایی را شکست داد که بزرگترین آن‌ها یونان بود و سقوط آن بیست و پنج روز طول کشید!

بنابراین، ممالک اسلامیه در نزد آن‌ها، هر کدام یک لقمه است! ولی پیشرفت به سرعت، لازمه‌اش غفلت از دشمن پشت‌سر است که خداوند هر کدام از قدرت‌های شرق و غرب را معذب و رقیب دشمن مقابل خود قرار داده است و ظاهر این است که تا قیام حضرت حجت (عج) اسم اسلام باقی است:

«لا یبقی من الاسلام الا اسمه» از اسلام به جز نام آن باقی نمی‌ماند.

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با یکدیگر در حال جنگ باشند و یک فرد از این دو گروه را پیدا می‌کرد و رئیس گروه دیگر را می‌ربود، گروه بی‌رئیس یکی از دو راه را دارند: یا باید تسلیم شوند و یا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند. حال ما مسلمانان با کفار تقریبا همین طور است...

آیا نباید مواظبت و محافظت کنیم؟

ماجرای جنجالی خواننده زن و شاه بحرین

تعرض پادشاه بحرین به خواننده معروف لبنانی و واکنش وی به این اقدام و دخالت نخست وزیر قطر در این ماجرا، جنجال‌برانگیز شد.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، روزنامه الدیار لبنان خبر داد که دخالت «شیخ حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی» ضرب و شتم «هیفاء وهبی» خواننده معروف لبنانی توسط محافظان پادشاه بحرین را متوقف کرد.

این روزنامه لبنانی در گزارش روز سه‌شنبه خود نوشت بعد از مشکلی که میان هیفاء وهبی و پادشاه بحرین بوجود آمد، وی با یکی از خبرگزاری‌های خارجی تماس گرفت و از تعرض پادشاه بحرین به وی زمانی که با او در کشتی تفریحی‌اش بود، خبر داد.

بر اساس نوشته این روزنامه لبنانی، پس از این حادثه، حاکم دبی بلافاصله کشتی تفریحی خود را ارسال کرد و هیفا از کشتی پادشاه بحرین به کشتی وی منتقل شد.

الدیار نوشت هیفا و حاکم دبی از 9 سال پیش با یکدیگر در ارتباط بوده و برای شش ماه روابط عاشقانه‌ای با یکدیگر داشتند به گونه‌ای که هیفا حدود دو ماه در قصر وی ساکن بوده و هیفا بارها از شخصیت حاکم دبی سخن گفته است.

روزنامه الدیار نوشت پادشاه بحرین این خبر را تکذیب کرده و مدعی شده که هیفاء قصد دارد با این موضوع، شهرت خود را بیافزاید.

 

 

حمد بن عیسی، پادشاه بحرین

بر اساس گزارش روزنامه الدیار، هیفاء تا 3 روز در کشتی تفریحی حاکم دبی استراحت خواهد کرد و پس از آن به قطر خواهد رفت و مدتی را در قصری که نخست وزیر قطر به وی هدیه کرده، اقامت خواهد داشت.

الدیار لبنان نوشت پس از ماجرای تعرض پادشاه بحرین به هیفا، وی بلافاصله با نخست وزیر قطر تماس می‌گیرد و شیخ حمد بن جاسم پس از گفت‌وگو با پادشاه بحرین، زمینه را برای انتقال هیفاء به کشتی حاکم دبی فراهم می‌کند.

این روزنامه لبنانی نوشت هیفاء قصد دارد علیه پادشاه بحرین شکایت کند اما نخست وزیر قطر در حال میانجی‌گری برای متقاعد کردن هیفاء در انصراف از شکایت است.

الدیار اضافه کرد پادشاه بحرین به هیفاء پیشنهاد کرده در مقابل صرفنظرا از شکایت، مقادیر قابل توجهی طلا دریافت کند که قیمت آن بالغ بر 6 میلیون دلار است.

البته روزنامه مصری الیوم السابع نوشت وکیل هیفاء وهبی قصد دارد از روزنامه الدیار به دلیل انتشار این خبر شکایت کند و اعلام کرده که خبر منتشر شده صحت ندارد. انتشار خبر رسوایی شاه بحرین بازتاب گسترده‌ای در رسانه های منطقه داشته است.

مواضع متناقض مرسي از كجا نشأت مي‌گيرد

تحليلی بر مواضع رئیس جمهور مصر ؛
مرسي که به واسطه بيداري اسلامي مردم مصر و در نتيجه يک انتخابات پر سر و صدا و با نوعي شگفتي آفريني به رياست جمهوري مصر رسيده است با مواضع نا همگون و گاه متعارضي که دارد باعث شده است که تحليل‌هاي مختلف و گاه متعارضي از شخصيت و عملکرد او ارائه شود.
به گزارش مشرق، محمد مرسي رئيس جمهور مصر، کشوري که تازه از تحت حکومت فرعون خارج شده است در مواضع و عملکرد خود خط مستقيمي را نمي‌پيمايد. مواضع زيگزاگي اين رئيس جمهور جديد باعث شده است که تحليل‌ها و نظرات مختلفي در باب چرايي عملکرد وي ارائه شود. متن حاضر در پي بررسي برخي از سناريوهاي مطرح شده در تحليل عملکردهاي وي است.

 

مواضع متناقض مرسی سبب شده است که تحليل‌ها و نظرات مختلفي در باب چرايي عملکرد وي ارائه شود

نگاهي به برخي از مواضع:

  • محمد مرسي رئيس جمهوري مصر در مصاحبه با شبکه آمريکايي pbs در سوالي در مورد فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، بيان مي‌دارد که  مصر از حق کشورها برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حمایت می کند، این حق ملتهاست که کسی نمی تواند آن را سلب کند و تعجب آورتر اين که رئیس جمهور مصر همچنین در این گفتگو با رد دخالت خارجی در امور سوریه بر لزوم همکاری با جمهوری اسلامی ایران در راستای حل بحران سوریه تاکید ورزید.
  • مرسي با ارسال سفير به اسرائيل باعث تعجب بسياري از افرادي که منتظر حرکت‌هاي انقلابي از مصر پس از فرعون سابق آن بودند شد. مطابق گزارش‌ها مرسي عاطف الاهل، دیپلمات باسابقه مصری را به عنوان سفير جديد مصر در اسرائيل تعيين کرد.
  • مرسي در سخنراني خود در افتتاحيه اجلاس سران عدم تعهد در تهران با حمله شديد اللحن به سوريه زمينه تبلیغات فراوان ضد ايراني را در جهان فراهم نمود.
  • مرسي اعلام کرد که در مصر حکومت ديني ايجاد نخواهد شد
  • مرسی درباره سوریه اعلام کرد: اعلام همبستگی با مردم سوریه در مقابل حکومتی که مشروعیت خود را از دست داده است ، وظیفه اخلاقی است.
  • مرسی در مصاحبه با شبکه pbs آمریکا و با دخالت آشکار در مسائل داخلی سوریه گفت: رئيس‌جمهوري سوريه راهي جز رفتن ندارد و تغييرات سياسي در سوريه ديگر كارساز نيست زيرا تغيير آن چيزيست كه مردم مي‌خواهند و خواست و اراده آنها قابل احترام است
  • مرسی درباره رابطه با رزیم صهیونیستی گفت: به همه توافق نامه هاي رسمی سابق با رژيم صهيونيستي طبق منافع مردم مصر احترام می گذارد
    و....

مرسي اعلام کرد که در مصر حکومت ديني ايجاد نخواهد شد

آنچه ذکر شد تنها برخي از اظهارات و عملکردهاي مرسي به عنوان رئيس جمهوري جديد مصر است که باعث شده است نوعي سردرگمي در تحليل عملکرد و شخصيت او ايجاد شود. مرسي که به واسطه بيداري اسلامي مردم مصر و در نتيجه يک انتخابات پر سر و صدا و با نوعي شگفتي آفريني به رياست جمهوري مصر رسيده است با مواضع نا همگون و گاه متعارضي که دارد باعث شده است که تحليل‌هاي مختلف و گاه متعارضي از شخصيت و عملکرد او ارائه شود. آنچه در پي مي‌آيد بيان اختصاري چند سناريوي تحليلي مختلف در تحليل عملکرد مرسي و بررسي مختصرتر هريک از اين سناريو‌هاست:


سناريوها:


1 - سردرگمي: اولين سناريو در تحليل عملکرد مرسي آن است که مرسي يک سياستمدار کهنه‌کار و ورزيده نيست و به واسطه قرار گرفتن در شرايط بغرنج کنوني، خود نيز سردرگم است. ناپختگي و ناتواني شخصي و حزبي او در اداره و رهبري مصر انقلابي، در اين تحليل اصلي‌ترين عامل محسوب مي‌شود، خصوصا که بايد توجه داشت که مرسي حتي کانديداي اصلي حزب خودش يعني اخوان المسلمين براي رياست جمهوري مصر نبود و در اثر يک سير اقتضائي و به واسطه تتابع اتفاقات به جايگاه کنوني رسيد. به اين ترتيب اين تحليل علت اصلي عملکرد متعارض مرسي را ناپختگي و ناتواني وي مي داند.

بنابر بعضی اظهار نظرها مرسی یک سیاستمدار با تجربه و کهنه کار نیست


2 - توطئه آمريکايي: سناريوي تحليلي ديگر اين است که تصور شود که هم در منطقه به صورت کلان آن و هم در مصر به صورت جزئي آن و هم در عملکرد مرسي به صورت جزئي‌تر آن، توطئه‌اي آمريکايي در کار است و از اول هم انقلاب و بيداري اسلامي‌ در مصر در کار نبوده است و آمريکايي‌ها با يک طرح از پيش تعيين شده يک مهره وابسته به خود را که در آمريکا تحصيل کرده و پرورش يافته است و اسلامي سکولار و آمريکايي را ارائه مي‌نمايد در مصر به جاي ديکتاتور سرکوبگر سابق آن بر سر کار آورده‌اند. در اين تحليل مواضع مرسي ناشي از يک توطئه آمريکايي و کاملا ضدبيداري اسلامي تحليل مي‌شود.

3 - رياست جمهوري تحت فشار: سومين سناريوي تحليلي آن است که گفته شود مرسي يک شخصيت کاريزماتيک و يک رهبر مسلط انقلابي نيست اما در پي يک انقلاب مردمي و بيداري اسلامي (و به علت فقدان يک رهبر برجسته در اين انقلاب) و بر اثر اتفاقات حاصل از آن در جايگاه رهبري مصر قرار گرفته است. به اين ترتيب مرسي از چند سو تحت فشار است. هم از سوي مردمي که براي بيداري اسلامي کشته داده‌اند و هم از سوي مخالفان اين حرکت و هم از سوي عناصر خارجي و قدرت‌هاي بين المللي.

عربستان یکی از جریان هایی است که حکومت مرسی با آن چالش دارد


4 - مرسي سياستمدار: سناريوي تحليلي ديگر آن است که گفته شود که مرسي نه تنها يک فرد ساده و ناتوان نيست بلکه يک شخصيت پيچيده و يک سياستمدار است و آنچه ما مواضع متعارض و ناهمگون او مشاهده مي‌کنيم در حقيقت طراحي‌هاي پيچيده و چند وجهي شخص او به همراه حزب و گروهش است و به عبارت ديگر مرسي در حال پيش‌برد بازي مورد نظر خويش است. اين سناريو نيز قائلاني دارد که معتقدند: "سيري در سخنراني ها، مصاحبه‌ها و ديد و بازديدهاي محمد مرسي در مقام رياست جمهوري نشان مي‌دهد كه رئيس جمهور جديد مصر بيش از اين كه يك حاكم اسلامگرا باشد، مي‌خواهد يك سياستمدار كلاسيك خاورميانه اي باشد؛ او تا همين جا نشان داده است كه براي تامين نظر احزاب و گروه ها، به حداقل‌هايي از احياي شريعت هم قانع است و بسياري از مواضع اخير او چندان تفاوتي با حسني مبارك، جمال عبدالناصر و حتي انور سادات ندارد.»

سناريوهاي ديگري را نيز مي‌توان طرح و بيان کرد "مانند این مسئله که مصر کنونی با سه جریان درگیر است. جریان اول امریکا و رژیم صهیونیستی است که به واسطه نیرو و تجهیزاتی که در آنجا دارند بر تحولات مصر سایه انداخته اند. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به خصوص عربستان که خود را ام القرا و پدرخوانده می داند. ضد انقلابیون مصری و عناصر رژیم مبارک در داخل کشور هم جریان سوم هستند." اما به نظر مي‌رسد که اصلي‌ترين تحليل‌هاي موجود در همين چند دسته قابل بيان هستند.

حکومت مرسی با سه جریان غربی - صهیونیستی، عربی و مخالفین داخلی چالش جدی دارد

بررسي سناريو‌ها


1 - سناريوي سردرگمي چندان قابل قبول به نظر نمي‌رسد. هم شخصيت مرسي و هم حزب صاحب قدمت اخوان المسلمين و حضور چندين دهه‌اي آنها در سياست مصر باعث مي‌شود که از پذيرش چنين سناريو‌يي خودداري کنيم. البته شايد بتوان پذيرفت که همان‌قدر که اوضاع پيچيده و انقلابي مصر باعث سردرگمي هر سياست‌مدار ديگري مي‌شود (چنان که حتي کشورهاي مانند آمريکا را نيز دچار سردرگمي‌هايي کرده است) مرسي و حزب او نيز دچار سردرگمي شده‌اند. اما اين ميزان نمي‌تواند مبناي تحليل سياسي عملکرد متعارض مرسي شود.

2 - اين سناريو بيش از حد بدبينانه و متکي بر تصورات (دائي‌جان ناپلئوني)‌ است. اين تصور که آمريکا با برنامه‌ريزي از قبل و طي يک توطئه مبارک را کنار زد و مرسي را که دست آموز خودشان است بر سر کار آورد با شواهد قطعي فراواني از جمله نارضايتي آمريکايي‌ها از کنار زده شدن مبارک و ضرر کردن آنها از حرکت بيداري اسلامي در مصر و ... ناسازگار است. البته به طور قطع آمريکايي‌ها نيز همانند ديگر عناصر دخيل در تحولات جاري تلاش مي‌کنند تا سير تحولات مطابق خواست و منفعت آنها پيش برود اما اين تصور که همه کارها به يد قدرت آمريکاست تصوري ناسازگار با شواهد قطعي است.

سناریوی روی کار آمدن مرسی توسط غرب و آمریکا با توجه به شواهد بسیار دور از واقع است

3 - اين سناريو بيش از همه به واقعيت موجود نزديک جلوه مي‌کند. مصر در اثر بيداري اسلامي ملت آن دستخوش تحولاتي بنيادين شده است. اما همه چيز مطابق خواست انقلابيون مصري پيش نمي‌رود و حتي در برخي از مسائل انقلابيون مصري تصور واحد و دقيقي از آنچه مي‌خواهند ندارند. خلاء رهبري انقلابي که بتواند خواسته‌ها را هدايت و برنامه‌ها را تعيين کند به وضوح مشاهده مي‌شود و از اين رو مرسي و همراهان او در شرايطي اقتضائي و تحت فشارهاي چندجانبه دچار رفتارهاي زيگزاگي شده‌اند. اين تحليل از آن رو جامع‌تر و دقيق‌تر جلوه مي‌کند که در آن به نقش و جايگاه دو تحليل قبلي نيز در حد معقول آن توجه شده است. يعني هم مي‌پذيرد که مرسي ضعف‌هايي دارد و هم قبول مي‌کند که آمريکايي‌ها برنامه‌ها و ابزارهاي فشاري دارند. اما همه چيز را در اين عناصر خلاصه نمي‌کند. 

4 - سناريوي چهارم نيز ضعف هايي دارد. اگر مرسي را سياستمدار توانمندي که  همه برنامه‌ها را با دقت طراحي کرده است و يک تنه بر آنچه بر مصر مي‌گذرد مسلط بدانيم و نقش او را در تحولات مصر مانند نقشي حسني مبارک در دوران سابق معرفي کنيم به طور قطع دچار اغراق شده‌ايم. البته مي‌توان اين عامل را نيز به سناريوي سوم اضافه کرد که مرسي در تحولات مصر برنامه‌هايي از آن خود و حزبش دارد که با برنامه‌هاي هيچ يک از ديگر اثرگذاران در اين ماجرا از جمله آمريکا و اسلام‌گرايان و ... کاملا يکسان نيست.


جمع بندي:

به اين ترتيب به نظر مي‌رسد که در ميان سناريوهاي موجود سناريوي سوم کارآمدي و توان‌مندي تحليلي بالاتري دارد و بايد پذيرفت که مرسي به عنوان يک سياستمدار مصري که چندان نيز براوضاع مصر انقلابي تسلط نيافته است در اثر فشارها و قدرت‌هاي مختلف دخيل در صحنه در حال انجام اعمالي است که چون اين فشارها در زمان‌هاي مختلف شدت و ضعف مي‌يابند و گاه بر يکديگر غلبه مي‌کنند مواضع مرسي را نيز دچار نوسان و حرکت زيگزاگي کرده‌اند که البته تداوم اين روند و يا شدت يافتن آن براي آينده انقلاب مصرچندان خوب نخواهد بود. انقلابی که به اذعان بسیاری انقلاب ناتمام است.

تداوم تناقضات در مواضع رئیس جمهور مصر برای اینده مصر انقلابی یا انقلاب ناتمام مصر چندان مثبت قلمداد نمی شود
 دیدبان

آشنایی با پدرخوانده دولت اردوغان؛ آیا «گولن»دولت ترکیه را در پشت پرده هدایت می کند+عکس

آشنایی با پدرخوانده دولت اردوغان؛
ادامه نوشته

دمشق در آخرالزمان

دمشق در آخرالزمان

دمشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیة دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دورة حاکمیت هزارسالة غربيان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود.

 

دمشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیة دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دورة حاکمیت هزارسالة غربيان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود.

دربارة وجه تسمیه دمشق برخی گفته‌اند به اسم بانی آن نامیده شده است که «دماشق بن ارم بن سام بن نوح» می‌باشد و نیز گفته‌اند که آن را جیرون بن سعدبن عادبن ارم بن سام بن نوح بنا کرد و «ارم ذات العماد» نامید. و روایت کرده‌اند که دمشق محل خانة حضرت نوح بود و او چوب‌های کشتی خود را از کوه لبنان فراهم می‌آورد.

در مورد فتنه‌ها و علائم ظهور و آنچه در دمشق اتفاق می‌افتد، روایات بسیاری از شورش‌ها، جنگ‌ها و زلزله‌ها در شام و دمشق، خبر می‌دهد. امّا از آنجا که سفیانی از دمشق خروج می‌کند، نقش آنجا پررنگ‌تر می‌شود. در برخی از روایات سفیانی از «وادی یابس» (مرز بین سوریه و اردن) ظهور می‌کند و در برخی دیگر از دمشق می‌آید.

در «غیبت» نعمانی به نقل از امام باقر (ع) آمده است:
«منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهانی از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست».1 در مورد حوادث زمینه‌ساز خروج سفیانی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «هنگامی که کافری در شام به هلاکت رسد، اصهب کافر قیام می‌کند و تسخیر مرکز، بر او سخت می‌شود و طولی نمی‌کشد که او نیز کشته می‌شود ...»2 کامل سلیمان نویسندة کتاب «یوم الخلاص» می‌گوید، مراد از مرکز در این حدیث دمشق است که اصهب در آنجا توسط سفیانی به هلاکت می‌رسد. همچنین در حدیث دیگری آمده است: «هنگامی که آسیاب بنی‌عباس بچرخد و پرچمداران پرچم خود را بر زیتون‌های شام بیاویزند، خداوند اصهب را هلاک می‌کند و همة سپاهیانش را به دست آنها [سپاه سفیانی] نابود می‌سازد و آنگاه پسر هند جگر خواره بر فراز منبر دمشق می‌نشیند».3
منظور از پسر هند جگر خواره، سفیانی است که از نسل ابوسفیان است.

در مورد اولین سرزمینی که سفیانی اشغال می‌کند، در روایات به نقل از امیرمؤمنان، علی(ع) چنین آمده است: «[سفیانی] روز جمعه خروج می‌کند و بر فراز منبر دمشق، قرار می‌گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می‌کند، خطبه می‌خواند، و مردم را به جهاد فرمان می‌دهد، و از آنها بیعت می‌گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه مطابق میلشان باشد چه نباشد».4

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می‌گذارد، و قبایل عرب بر گرد او می‌آیند؛ ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می‌شورند ولی سفیانی بر آنها غلبه می‌کند، و بر شام سیطره می‌یابد».5

رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه (کُوَر خمس): دمشق، حَمْص، حلب، اردن، قنّسرین تسلط بیابد، نه ماه برای او بشمارید».6

در احادیث آمده است که سپاه سفیانی، پس از ظهور امام زمان(ع)، به فرمان خداوند در بیابانی به نام بیداء فرو می‌روند و تنها دو نفر از آنها باقی می‌ماند که فرشته‌ای به آنها سیلی می زند و چهرة هر دو به پشت برمی‌گردد، یکی را نزد دشمنان حضرت مهدی(ع) می‌فرستد که به آنها انذار بدهد، و دیگری با نام «بشیر» نزد سپاه امام می‌رود و نابودی سپاه سفیانی را به امام بشارت می‌دهد. امام علی(ع) دربارة پایان کار سفیانی این‌گونه می‌فرمایند: «... ساعتی نمی‌گذرد که تمام سپاهیانش (سفیانی) نابود می‌شود، پس مهدی(ع) او (سفیانی) را گرفته و در زیر درخت پرباری که شاخه هایش به دریاچة طبریه متمایل شده سر می‌برد و شهر دمشق را به تصرف خویش در می‌آورد».7

همچنین امام علی(ع) می‌فرمایند: «برای مصر منبری می‌سازم، دمشق را سنگ به سنگ ویران می‌کنم. یهود را از همة سرزمین‌های عربی بیرون می‌نمایم، و جامعة عرب را با این عصایم می‌رانم، همة اینها را مردی از تبار من انجام می‌دهد».8

همچنین در حدیثی آمده است که حضرت عیسی(ع) از شرق دمشق از آسمان فرود می‌آید.9
بنابراین همان گونه که مشاهده شد، دمشق یکی از کُوَر خمس است که سفیانی آن را تصرف می‌کند و همچنین در وقایع آخرالزّمان نقش به سزایی دارد.

ماهنامه موعود شماره 99
..............................
پی‌نوشت‌ها:
1. غیبت نعمانی، ص 149 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1106.
2. روزگار رهایی، ج2، ص 992.
3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص 141به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 995.
4. الزام الناصب، ص 198 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1088.
5. روزگار رهایی، ج2، ص 1116.
6. غیبت نعمانی، ص 163به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1129.
7. الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 471.
8. بحارالانوار، ج53، ص60به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 472.
9. روزگار رهایی، ج1، ص552.

عاشورا سه‌شنبه بود، ۲۰ مهر ۵۹ شمسی

عاشورا سه‌شنبه بود، ۲۰ مهر ۵۹ شمسی

به گزارش شیعه آنلاین، انطباق دقیق رویدادهای تقویم هجری قمری و شمسی کار سختی است؛ اما با استفاده از نرم‌افزارهای رویت هلال مشخص می‌شود که عاشورای 61 هجری قمری در روز سه‌شنبه 20 مهر یا چهارشنبه 21 مهر اتفاق افتاده است.

امیرحسن‌زاده در سایت خبرآنلاین نوشت: تقویم رسمی کشور بر اساس هجری خورشیدی است. همان‌طور که از نام آن بر می‌آید، مبداء آن هجرت پیامبر اسلام (صلی‌ا... علیه و آله و سلم) از مکّه به مدینه است و طول سال آن، مدت زمان بین دو عبور متوالی مرکز خورشید از نقطه اعتدال بهاری است که به طور متوسط 365.242198 شبانه‌روز یا 365 شبانه‌روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه حساب شده است.

برخلاف تصور عموم، تقویمی که امروز از آن استفاده می‌کنیم، از سال 1304 هجری خورشیدی به عنوان تقویم رسمی کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ اما تقویم هجری قمری برای ثبت بسیاری از وقایع تاریخی مورد استفاده مورخان بوده است. ضمن آن‌که بسیاری از مناسبت‌ها و اعیاد تقویم بر پایه هجری قمری است. بنابراین مسئله انطباق تاریخ های تقویم هجری قمری و شمسی همواره مورد توجه منجمین و مورخین بوده است. یکی از این موارد انطباق واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) با تقویم هجری شمسی است. برای وارد شدن به این بحث، ابتدا نگاهی دقیق‌تر به تقویم هجری قمری می‌اندازیم.

مبنای تقویم هجری قمری

تقویم هجری قمری هلالی، تقویم دینی مسلمانان جهان است. مبدأ این تقویم، اول محرم سالی است که پیامبر اکرم (صلی‌ا... علیه و آله و سلم) از مکة معظمه به مدینة منوره هجرت فرمود. این مبدأ در اغلب کشورهای اسلامی ، روز جمعه 1 محرم سال 1 هجری‌قمری، مطابق 27 تیر 1 هجری‌شمسی و مطابق 16 ژوئیة 622 میلادی (ژولینی) اختیار شده است. سال‌های این تقویم شامل 12 ماه قمری هلالی است که به ترتیب عبارتند از: محرم ،صفر، ربیع‌الاول، ربیع‌الثانی، جمادی‌الاول، جمادی‌الثانی، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذی‌القعده و ذی‌الحجه.

طول ماه هلالی، مدت زمان بین دو لحظة ماه نوی نجومی متوالی است. مقدار متوسط طول ماه هلالی حدود 29.530589 شبانه‌روز یا معادل 29 شبانه‌روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3 ثانیه است. بنابراین به طور متوسط طول سال قمری برابر با 354.367068 شبانه‌روز = 29.530589 × 12 است. این تقویم به دو شکل هلالی و قراردادی مورد استفاده قرار می گیرد.

تقویم هجری قمری هلالی

در این نوع تقویم که در کشورهای اسلامی به منظور تعیین اعیاد و مناسبت‌های مذهبی استفاده می‌شود، تاریخ اول هر ماه با رؤیت هلال ماه نو در شامگاه روز بیست‌ونهم یا سی‌اُم ماه قبل، تعیین می‌شود. در نتیجه، تعداد شبانه‌روزهای هر ماه قمری برابر با مدت زمان بین دو رؤیت متوالی هلال ماه نو است. این نوع روش آغاز ماه، پیش از اسلام به ویژه در بین اقوام سومری، بابلی و یهودی نیز رایج و سابقه‌ی طولانی داشته است.

پیش‌بینی وضعیت رؤیت هلال ماه‌های قمری به مقادیر مشخصه‌های ماه و خورشید و موقعیت جغرافیایی رصدگر در لحظه غروب خورشیدِ روز بیست‌ونهم ماه قبل بستگی دارد. در واقع در این تقویم کارشناسان با محاسبه مشخصه‌های ماه و خورشید در زمان غروب خورشید روز بیست‌ونهم ماه قمری و مقایسه آن با معیارها و رکوردها، وضعیت رؤیت‌پذیری هلال ماه را پیش بینی می‌کنند.

این امکان وجود دارد که هلال ماه نو در مکانی بر روی کره زمین، دقایقی بعد از غروب خورشید روز بیست‌و‌نهم رؤیت شود و در مکان دیگری رؤیت نشود که این اختلافِ یک شبانه‌روزی در رؤیت هلال ماه‌های قمری، اختلاف یک شبانه‌روزی را در تقویم هجری قمری هلالی کشورهای اسلامی سبب می‌شود.

مطابق حکم شرعی اگر هلال ماه در شامگاه بیست‌ونهم ماه رؤیت شود، آن ماه به پایان رسیده و فردا اول ماه بعد است؛ ولی اگر هلال ماه در شامگاه روز بیست‌ونهم رویت نشد، ماه 30 روزه می‌شود. بنابراین ماه قمری نمی‌تواند 28 روزه یا 31 روزه باشد. ضمن آن‌که در تقویم هجری قمری هلالی، برای توالی ماه‌های 29 و 30 روزه نظم و قاعده مشخصی وجود ندارد. از این رو ممکن است چند ماه متوالی 29 روزه یا 30 روزه وجود داشته باشد.

تقویم هجری قمری قراردادی

تاریخ‌نویسان و سایر پژوهشگران برای سهولت در محاسبات روزمره‌ تقویم هجری قمری و بر طرف کردن اشکالات ناشی از اختلاف در تقویم هجری قمری هلالی در کشورهای اسلامی، از تقویمی به نام«تقویم هجری قمری قراردادی» استفاده می کنند. البته این نوع تقویم در تعیین اول ماه‌های قمری کاربردی ندارد.

مبداء تقویم و نام ماه‌های این تقویم همانند تقویم هجری قمری هلالی است. اما تعداد شبانه‌روز ماه‌های این تقویم، متناوباً 30 و 29 شبانه‌روز است. یعنی ماه محرّم 30 شبانه‌روز، ماه صفر 29 شبانه‌روز و همین‌طور تا آخر در نظر گرفته می‌شود. البته همان‌طور که ذکر شد، این نوع تقویم در تعیین اول ماه‌های قمری تقویم کشورهای اسلامی کاربردی ندارد.

محاسبه عددی تاریخ واقعه عاشورا

همان‌طور که ذکر شد، مبدا هر دو این تقویم ها یکی است اما طول سال آنها با یکدیگر متفاوت است. در واقع طول سال قمری به طور متوسط 10.87513 شبانه‌روز کمتر از سال شمسی است و همین باعت اختلاف 43 ساله بین این دو تقویم شده است (43= 1389-1432). بسیاری از مردم، این مسئله را با جابه جایی ماه مبارک رمضان در بین فصول سال تجربه کرده‌اند.

یک روش به دست آوردن تاریخ هجری شمسی واقعه عاشورا استفاده از همین مقادیر متوسط طول سال شمسی و قمری است. امسال اول محرم 1432 مصادف با سه‌شنبه 16 آذر 1389 بود. با توجه به این‌که از اول محرم سال 61 هجری به اندازه 1371 سال قمری گذشته، پس از آن روز به اندازه 485837.25 شبانه‌روز طی شده است که اگر این عدد را بر طول متوسط سال شمسی تقسیم کنیم به 1330 سال و 65 روز می‌رسیم. این بدان معنی است که اگر از 16 آذر 1389 به این اندازه به عقب برویم به 11 مهر 59 هجری شمسی می‌رسیم که مقارن با اول محرم سال 61 هجری قمری است. بنابراین با این محاسبه ساده درخواهیم یافت که 10 محرم (عاشورا) سال 61 هجری قمری مقارن با 20 مهر سال 59 هجری شمسی است.

محاسبه تاریخ واقعه عاشورا بر اساس رویت هلال

با استفاده از تطبیق تقویم هجری قراردادی با میلادی (به کمک نرم‌افزارهایی مانند (Accurate Times مشخص می‌شود که اول محرم 61 هجری قمری برابر 1 اکتبر 680 میلادی (ژولی) است و بنابراین عاشورا مقارن با 10 اکتبر 680 میلادی (ژولی) یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی است. البته به دلیل استفاده از تقویم قراردادی این تاریخ می‌تواند یک یا دو روز با تاریخ واقعی اختلاف داشته باشد.

حال با مراجعه به نرم‌افزارهایی مانندMoon Calculator مشخص می‌شود که مقارنه ماه و خورشید (ماه نو) در محرم سال 61 هجری در ساعت 17:11 به وقت محلی روز 28 سپتامبر 680 میلادی اتفاق افتاده و در شامگاه فردای آن روز، 29 سپتامبر، هلال ماه در کربلا به جدایی بیش از 11 درجه از خورشید رسیده و در زمان غروب خورشید، ارتفاع ماه بیش از 8 درجه است. رویت چنین هلالی با چشم غیرمسلح ممکن است؛ بنابراین پیش‌بینی می‌شود که 30 سپتامبر 680 میلادی مقارن با اول محرم 61 هجری قمری باشد. بنابراین 10 محرم مقارن با 9 اکتبر 680 میلادی یا سه‌شنبه 20 مهر 59 هجری شمسی می‌شود.

مطابق این بررسی نتیجه می‌شود که واقعه عاشورا (10 محرم 61 هجری قمری) در روز سه‌شنبه 20 یا چهارشنبه 21 مهر 59 هجری شمسی اتفاق افتاده است.

بهشت آدم و حوا در کلام امام صادق

بهشت آدم و حوا در کلام امام صادق عليه السلام

مدیر قرآن و حدیث مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم با اشاره به نظرات مختلف درباره مکان بهشت حضرت آدم(ع) و حوا، بیان داشت: به یقین بهشتی که حضرت آدم(ع)در آن سکونت داشته، بهشت اُخروی نبوده است.

به گزارش فارس، در شبکه‌های اجتماعی مدتی است که شبهه‌ای را مطرک کردند که مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ پس چگونه شیطان توانسته دوباره وارد بهشت شود و آدم و حوا را فریب دهد؟!

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن‌رضا رضایی، مدیر قرآن و حدیث مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم این گونه به این شبهه پاسخ می‌دهد:

به یقین شیطان یا همان ابلیس، رجیم و رانده شده است؛ چنان‌که در قرآن در سوره «حجر» آیه 24 و سوره «ص» آیه 78، آمده :«قال فاخرج فانّک رجیم»؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی، معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملکوت رانده شده است و به یقین تا ابد هم در بهشت راه ندارد.

پس: شیطان قبلاً در بهشت نبود؛ بلکه در درگاه الهی و در جمع مقربان درگاه خداوند بود؛ در حالی که بهشت جایگاه مؤمنان و بندگان مطیع خداوند در آخرت است و اخراج او به معنای اخراج از بهشت نیست، در حقیقت اخراج شیطان به معنی تنزل مقام و مرتبه شیطان بود، از جایگاه بلندی که در نزد خداوند یافته بود، نه اخراج از مکان معین و مشخص، این همان حقیقتی است که در قرآن در تحت عنوان «هبوط» بیان شده است.

خداوند در مورد واقعه اخراج ابلیس می‌فرماید: «قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرین» (1)؛ گفت: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تکبّر کنى! بیرون رو که تو از افراد پست و کوچکى‏ .

علامه طباطبایی در توضیح این آیه می فرماید: جمله «فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ» تاکید است براى جمله «فَاهْبِطْ مِنْها»، براى اینکه «هبوط» همان خروج است و تفاوتش با خروج تنها در این است که هبوط خروج از مقامى و نزول به درجه پایین‏تر است و همین معنا خود دلیل بر این است که مقصود از هبوط فرود آمدن از مکان بلند نیست، بلکه مراد فرود آمدن از مقام و مرتبه بلند است.

و این مؤید ادعاى ما است که گفتیم ضمیر در«منها» و «فیها» به «منزلت» بر مى‏گردد نه به آسمان و یا بهشت و شاید کسانى هم که گفته‏اند مرجع ضمیر، آسمان و یا بهشت است، مقصودشان همان منزلت باشد، بنابراین، معناى آیه چنین مى‏شود که خداى تعالى فرمود: به جرم اینکه هنگامى که تو را امر کردم سجده نکردى، باید از مقامت فرود آیى، چون مقام تو مقام خضوع و فرمانبرى بود و تو نمى‏بایستى در چنین مقامى تکبر کنى، پس برون شو که تو از خوارشدگانى(2) اما در هر حال روشن است که شیطان بعد از این اخراج، دیگر نمی‌توانست به بهشت هم راه یابد، حال باید پرسید که چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت شود؟

گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتی است، ولی مراد از بهشت محل سکونت آنها همان بهشت موعود نیست، زیرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد؛ اما سؤال این است که آن بهشت موقت و محل سکونت ایشان کجا بود و چه حقیقتی داشت؟

در این خصوص در بین علما اختلاف نظری وجود دارد که برخی از این نظریات را بیان می کنیم:

1- باغ آسمانی: بعضى از مفسرین معتقدند که: این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه «سماء» به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است. (3)

2-باغ زمینی:

برخى از مفسران هم نوشته‏اند: این بهشت یکى از باغ‌هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله «اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پایین بیایید، بلکه به معنى انتقال آن‌ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به نقطه دیگر زمین است.

على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می‌نگارد: از امام جعفر صادق علیه‌السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می‌کرد، اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.(4)

3-بهشت برزخی:

عده‌ایی نیز معتقدند که منظور از این بهشت، بهشت برزخی بوده، نه بهشت زمینی دنیایی؛ علامه طباطبایی در دفاع از این نظر و در توجیه روایاتی مربوطه، می‌فرماید: مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است، این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل‌بیت(ع)‏ رسیده است، روشن می‌شود، چرا که در بعضى از قسمت‌هاى این روایات آمده است که آدم بر صفا و حوا بر مروه، هبوط کرد و از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد، پس در زمین بودن (دنیایی بودن) این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد.(5)

در مجموع این نظرات می‌توان به این نتیجه رسید که به یقین بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته‌اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نیست، آن جا محدوده‌ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد، خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست، از سوی دیگر، کسی که به جنت خلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد.

نتیجه

پس این بهشت اخروی نبوده و شیطان -که مترصد اغوای انسان‌ها است- توانسته در آن موقعیت حاضر شده و به نوعی، آدم(ع) را فریب دهد.

پی نوشت‌ها:

1 . اعراف (7) آیه 13.

2 .طباطبایى سید محمد حسین‏ ،المیزان فى تفسیر القرآن‏ ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1417 ق‏، ج 8 ص 29.

.3 مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 186، دارالکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

.4 ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374 ش.

5 .آیت‌الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337 نشر موسسه اسراء، قم.


بررسی ریشه های اختلاف اسد و اردوغان/ چرا ترکیه و سوریه از «متحدان استراتژیک» به «دشمنان خونی» تبدیل

دمشق در ماراتن پس از انتخابات پارلمانی عراق، در نهایت به آن طرف خط رفت. با وجود اختلافات عمیق میان بشار اسد و نوری مالکی که منجر به حمایت دمشق از ایاد علاوی در آن انتخابات شده بود، سوریه در نهایت پشت ترکیه، عربستان و قطر را خالی کرد.
عصرایران ؛ علی قادری - زمانی که "اردوغان و اسد" دستان همدیگر را در استانبول به عنوان "متحدین استراتژیک" به گرمی می فشردند کمتر کسی پیش بینی می کرد روزی فرا برسد که نخست وزیر ترکیه، همسایه جنوبی خویش را تهدید به تهاجم نظامی کند.

ساده ترین تحلیل این است که تصور کنیم ورود شراره های انقلاب های عربی به سرزمین شام و جانبداری از مطالبات مردم این سرزمین، عامل اصلی تیرگی بی سابقه در روابط دو کشور است چه اینکه آتش این انقلاب ها در خرمن دولت هایی با ساختاری به مراتب صلب تر از نظام سوریه نیز افتاده اما نخست وزیر اردوغان ترجیح داده است تا اصل بحران را انکار کند؛ در بحرین خبری نیست همانگونه که در سوریه!

ناخشنودی طیب از بشار بی دلیل نیست: رئیس جمهور سوریه در دو مقطع تاریخی تا پیش از آغاز بحران در کشورش، انتظارات نخست وزیر ترکیه را برآورده نکرده است:
دمشق در ماراتن پس از انتخابات پارلمانی عراق، در نهایت به آن طرف خط رفت. با وجود اختلافات عمیق میان بشار اسد و نوری مالکی که منجر به حمایت دمشق از ایاد علاوی در آن انتخابات شده بود، سوریه در نهایت پشت ترکیه، عربستان و قطر را خالی کرد و در کنار ایران ایستاد. 

جاخالی بشار اسد در پرونده عراق به زعم اردوغان اولین ضربدر در کارنامه رئیس جمهور سوریه بود علامت منفی که در پی بی اعتنایی دمشق به تحولات لبنان که منجر به سقوط سعد حریری شد، پررنگ تر گشت.

آنکارا و دوحه انتظار داشتند که سوریه از نفوذ خویش بر حزب الله استفاده کند و سید حسن نصرالله را قانع کند تا طرح میانجیگرانه ترکیه-قطر برای پایان دادن به اختلافات ناشی از دادگاه بین المللی پرونده ترور رفیق حریری در لبنان را بپذیرد.

این طرح متضمن بقای سعد حریری در قدرت و پاک شدن حزب الله از ردیف متهمین پرونده بود پیشنهادی که نه تنها دبیر کل حزب الله آن را رد کرد بلکه با واکنش مشابه میشل عون و نبیه بری مواجه شد.

با این حال سوریه ترجیح داد تا برای اولین بار در امور داخلی لبنان دخالت نکند و بدون وارد آوردن فشار به متحدین لبنانی اش، تصمیم گیری درباره سرنوشت بحران سیاسی بوجود آمده در کشورشان را به خود آنها واگذار نماید. 

رفتار بشار اسد در این دو پرونده برای اردوغان به عنوان یک راست آزمایی در روابط به اصطلاح استراتژیک ترکیه-سوریه به شمار می آمد؛ رفتاری که باعث شد نخست وزیر ترکیه، رئیس جمهور سوریه را به "دروغگویی" متهم کند و پس از آغاز بحران سوریه، وعده های او برای ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی در کشورش را باور نکند. 

البته پذیرش این امر نیز که اردوغان، قاضی بحران سوریه شده است نیز دشوار به نظر می رسد چراکه دولت کنونی ترکیه در این بحران به اندازه ای وارد شده است که در حال حاضر، خود یک طرف دعوا به شمار می آید. بر کسی پوشیده نیست که مرزهای مشترک دو کشور تبدیل به عرصه ای برای ورود مسلحینی شده است که از اقصی نقاط جهان خود را برای «ادای فریضه جهاد» به بلاد شام رسانده اند و دستگاه امنیتی ترکیه(میت) نیز هدایت اطلاعاتی و لجستیکی ارتش آزاد سوریه را بر عهده گرفته که به اعتقاد دکتر هیثم مناع(رئیس هیئت هماهنگی مخالفان نظام سوریه) دست پرورده همین سرویس اطلاعاتی است. 

کافی است خطابه های کنونی اردوغان را با چند سال پیش مقایسه کنید آنگاه خواهید دید که نخست وزیر تا چه اندازه ستیزه جو شده است: «به زودی در مسجد امویان در دمشق نماز جماعت خواهیم خواند و بر مزار صلاح الدین ایوبی فاتحه تلاوت خواهم کرد.»

 نخست وزیر در کنفرانس سراسری حزب عدالت و پیشرفت اظهار داشت: «ما در همان راهی گام برمی داریم که نیاکان پیروزمان همانند سلطان آلپ ارسلان و سلطان محمد فاتح گام برداشته اند.»

این جمله از خطابه آتشین اخیر اردوغان در این کنفرانس بود که نشان می دهد نخست وزیر تا چه اندازه در حال و هوای دوران طلایی امپراتوری عثمانی و احیای آن در عصر کنونی است. 

طرح اردوغان، تقابل «دموکراسی ترک» و «دیکتاتوری عرب» نیست. نخست وزیر ترکیه بر اساس نگرش نوعثمانی خویش، همانگونه که سوریه را ملک انحصاری ترکیه می داند عراق را نیز میراث امپراتوری عثمانی قلمداد می نماید. 

به این ترتیب زمانی که سیاست خارجی ترکیه نتوانست ابتکار عمل تشکیل دولت در عراق را به دست گیرد لحن گفتگوی نخست وزیر نیز با همتای عراقی اش تغییر کرد.
با وجود اینکه شرکت های ترک بی شماری در صحنه اقتصادی عراق فعال هستند اما روابط سیاسی دو کشور به شدت در حال تیره شدن است. 

دولت عراق، ترکیه را متهم می کند که در امور داخلی اش مداخله می کند و حاکمیت ملی اش را زیر پا گذاشته است. به عنوان مثال احمد داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه بدون هماهنگی با دولت عراق وارد اقلیم کردستان شد و در کرکوک با مسعود بارزانی دیدار و گفتگو کرد و یا مجلس ترکیه به طارق الهاشمی، معاون سابق رئیس جمهور عراق که از سوی دادگاه عالی عراق به جرم دخالت در انفجارهای این کشور تحت تعقیب است پناه داد.
حتی دولت عراق معتقد است برخی از کارمندان شرکت های ترک که در این کشور مشغول به کارند افسران سرویس امنیتی ترکیه هستند که در پوشش این شرکت ها به فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی می پردازند.

نتیجه چنین رویکرد در سیاست خارجی اردوغان، پایانی است بر سیاست معروف "صفر کردن مشکلات با همسایگان"ی که اکنون همگی با ترکیه دچار بحران شده اند. ترکیه دیگر در فاصله مساوی با طرفین بحران های منطقه ای قرار ندارد.

البته طرح نخست وزیر در داخل ترکیه با استقبال افکار عمومی مردم این کشور مواجه نشده است حتی برخی از احزاب مخالف دولت ، آشکارا از بشار اسد در برابر اردوغان حمایت کرده اند تا جایی که اردوغان این احزاب را به خاطر آنچه  حمایت از دمشق نامید به "خیانت" متهم کرد.

بر اساس نظر سنجی که اخیرا بنیاد امریکایی مارشال در ترکیه انجام داده است بیش از 80 درصد مردم این کشور معتقدند که ترکیه نمی بایست تا این اندازه خود را درگیر بحران سوریه می کرد چرا که کشور مشکلات جدی تری دارد.
به عنوان مثال پس از بالا گرفتن اختلافات دو کشور، اقتصاد ترکیه در حدود 10 درصد دچار ضرر و زیان شده است. صنعت نساجی این کشور یکی از صنایعی است که در نتیجه وضع کنونی دچار آسیب جدی شده است. به ویژه پس از محدودیت های شدیدی که ایران بر قاچاق پوشاک از ترکیه اعمال کرده است آثار این آسیب ها در بازارهای عمده پوشاک در استانبول به وضوح قابل مشاهده است.

در عراق نیز دولت نوری مالکی تصمیم گرفته است که در مناسبات سیاسی و اقتصادی با همسایه شمالی خویش تجدید نظر کلی اعمال نماید که این امر برای اقتصاد ترکیه، بدون هزینه نخواهد بود.

تنش با همسایگان، تاثیرات سوء امنیتی نیز برای ترکیه به همراه آورده است. آنکارا، سوریه و حتی ایران را متهم می کند که از شورشیان کرد این کشور حمایت می کنند. اینکه این ادعا تا چه اندازه صحیح است اهمیت زیادی ندارد ، آنچه واقعیت دارد این است که نا امنی های جنوب این کشور در مقایسه با یک سال گذشته چند برابر شده است و حتی این خطر وجود دارد که حملات شورشیان، شهرهای بزرگ این کشور را نیز در برگیرد.

برخی معتقدند که سوریه و ایران به واسطه سیاست های اردوغان در منطقه، تعهد خویش به امنیت ترکیه را از دست داده اند و محدودیت های گذشته خویش علیه پ.ک.ک را برداشته اند.

تنش های اخیر در مرز با سوریه که در نتیجه سقوط خمپاره در روستای "آقچه قلعه" ترکیه بین آنکارا و دمشق ایجاد شد تا حدود زیادی نشان دهنده بخشی از آشفتگی های سیاست خارجی ترکیه در منطقه است.

حتی این تصور در داخل ترکیه و خارج آن وجود دارد که این تنش با هدایت سرویس امنیتی ترکیه به وجود آمده است که گروه های مسلح را در داخل سوریه فرماندهی می کند.

روزنامه یورت چاپ آنکارا گزارش کرده است که حملات خمپاره ای به خاک ترکیه از سوی گروه های مسلحی انجام شده است که میت سلاح و تجهیزات در اختیار آنها قرار می دهد. 

با وجود اینکه پارلمان ترکیه مجوز مشروط دخالت نظامی ارتش این کشور را در خاک سوریه را صادر کرد اما نه در داخل ترکیه و نه در خارج این کشور این تهدید با استقبال مواجه نشد.

تظاهرات هزاران نفر در آنکارا و استانبول در مخالفت با جنگ که به خشونت نیز کشانده شد و دهها تن از دانشجویان آنکارا در اعتراض به بازدید اردوغان از دانشگاهشان بازداشت شدند. برخورد سرد ناتو و شورای امنیت با چنین تصمیمی نشان داد که سیاست های اردوغان در محیط بین المللی نیز با چالش های جدی روبرو است. 

اینکه ترکیه تا چه زمانی خواهد توانست هزینه های ناشی از عبور سیاست تنش صفر با همسایگان اش را تحمل کند پرسشی است که عثمانی های جدید در نهایت مجبور هستند که به آن پاسخ دهند. ترکیه، عربستان نیست و ترک ها به عنوان مردم واقع نگر ، افرادی نیستند که در رویا زندگی کنند.

بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان

بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان

 
امام زمان(عج)

 

 

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».

اشاره:

در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال می‌پردازیم.

 

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.

ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «...بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4

 

امام زمان (عج)

2. دجّال در روایات

با نگاهی اجمالی به مجموعه روایت‌هایی که در زمینة خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوع‌ها و سرفصل‌های متعدّدی روبه‌رو می شویم که بررسی کامل همة آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوع‌ها و سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم.

الف) حتمی بودن خروج دجّال: در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانه‌های قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند، می‌خوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و...».6

در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی علیه‌السلام دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله می‌توان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است».7

ب) بزرگی فتنة دجّال: در بسیاری روایات بر این موضوع تأکید شده که فتنة دجّال، فتنه‌ای بزرگ و بی‌مانند است. براساس یکی از این روایات، پیامبر اعظم در یکی از خطبه‌های خود می‌فرماید:

«ای مردم! بر روی زمین فتنه‌ای بزرگ‌تر از فتنه دجّال نبوده است، خدای تعالی هیچ پیامبری را برانگیخته، مگر اینکه امّتش را از او برحذر داشته است».8

در روایت دیگری، در همین زمینه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین روایت شده است: «از آفرینش آدم ـ درود خدا بر او باد ـ تا برپایی قیامت، امری بزرگ‌تر از دجّال نبوده است».9

ج) هشدار همة پیامبران دربارة خروج دجّال: خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10

واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

د) ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ دجّال: در روایات فراوانی بر ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ فتنة دجّال سفارش شده است. از جمله در روایتی، از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین نقل شده است: «هر یک از شما هنگامی که از تشهّد پایانی فارغ شدید، باید که از چهار چیز [به خدا] پناه برید: از عذاب جهنّم، از عذاب قبر، از فتنه زمان زندگی و مرگ و از شرّ مسیح دجّال».11

در برخی روایات نیز توصیه‌هایی برای در امان ماندن از شرّ فتنه دجّال شده است، از جمله در یکی از روایات نبوی می‌خوانیم: «هر کس ده آیة ابتدایی سورة کهف را حفظ کند، از فتنة دجّال در امان می‌ماند.12

ه‍) آثار شیعی دجال ندارند : پیش از بررسی ویژگی‌هایی که در روایات برای دجّال برشمرده شده، لازم است یادآور شویم که در منابع روایی شیعه برخلاف منابع اهل سنّت، کمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است تا آنجا که در کتاب‌هایی مانند «الکافی» ثقةالاسلام کلینی رحمه‌الله، کتاب «الغیبة» نعمانی رحمه‌الله و «الإرشاد» شیخ مفید رحمه‌الله که در آنها روایات فراوانی در مورد نشانه‌های ظهور نقل شده، حتی یک روایت هم دربارة دجّال نیامده است و مجموع روایاتی که در «کمال‌الدّین و تمام النّعمه» شیخ صدوق رحمه‌الله و کتاب «الغیبة» شیخ طوسی رحمه‌الله دراین‌باره نقل شده است، به ده مورد هم نمی‌رسد. افزون بر این، بیشتر روایت‌هایی که از طریق اهل سنّت دربارة دجّال و ویژگی‌های او نقل شده گرفتار ضعف سند یا افسانه پردازی و بیان مطالب عجیب و غریب و دور از ذهن است.

و) دجال رمزی: با توجّه به مطالب یاد شده، برخی از نویسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال یا ویژگی‌های او تردید کرده و در نهایت معتقد به رمزی و کنایه‌ای بودن ویژگی‌های دجّال و انطباق نداشتن این ویژگی‌ها بر شخص یا موجود معین و مشخص شده‌اند. سید محمّد صدر، پس از آنکه دوازده ویژگی دجّال را با استفاده از روایات برمی‌شمارد، در بررسی این ویژگی‌ها می‌نویسد: «بی‌تردید در اینکه اگر از مفاهیم رمزی و کنایی این عبارات صرف نظر کنیم هیچ یک از آنها را نمی‌توانیم بپذیریم و نمی‌شود آنها را صحیح دانست؛ زیرا از نظر ضوابط سندی اکثر آنها اخبار واحدی می‌باشند که قابل اعتماد نیستند و اگر از ضوابط سندی نیز صرف نظر کنیم می‌بینم که در این روایات مطالبی اعجاز آمیز به دجال نسبت داده شده است. با اینکه وی شخصی کافر و سرکش و طاغی است و قبلاً گفتیم که صدور معجزه از یک شخص کافر ممکن نیست.... با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است».13

یکی دیگر از نویسندگان معاصر نیز پس از بیان روایات دجّال، درباره آن تردید کرده و می‌نویسد: «ریشة داستان دجّال را باید در کتاب مقدّس و در بیان نصاری پیدا کرد. بعد از آنکه، اکثر احادیث آن و تفصیلاتش در کتب اهل سنّت و به طرق آنهاست. به هر حال، اصل قضیه دجّال به طور اجمال، بعید نیست صحت داشته باشد، لیکن تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده مدرک قابل اعتمادی ندارد. پس بر فرض اینکه اصل قضیة دجّال صحت داشته باشد، اما بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده صورت حقیقی خود را از دست داده است».14

برای مطالعه کامل این نظریه اینجا را کلیک کنید.

امام زمان

ز) ویژگی‌های دجّال: پس از این مقدّمه به بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های ظاهری و رفتاری دجّال می‌پردازیم. براساس روایات، کافر بودن، ادّعای پروردگاری کردن، درنوردیدن سراسر جهان، عمر طولانی داشتن، یک چشم بودن و... از مهم‌ترین ویژگی‌های دجّال است. برای روشن‌تر شدن این ویژگی‌ها، چند روایت را که در این زمینه وارد شده است، بررسی می‌کنیم.

در یکی از احادیث نبوی، دجّال این‌گونه توصیف شده است: «من دربارة دجال با شما سخن گفتم و بیم آن دارم که شما آن درک نکنید. مسیح دجّال مردی کوتاه قد با پاهایی فاصله‌دار و مویی پیچان (مجعّد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور كلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می‌شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی‌بینید تا اینکه از دنیا بروید».16

دراین‌باره همچنین از پیامبر اعظم علیه‌السلام نقل شده است که فرمود: «دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی17 بزرگ است». 18 در روایت نبوی دیگری که در منابع روایی شیعه نیز نقل شده است، دربارة ویژگی‌های دجّال چنین می‌خوانیم: «ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصلة بین دوگوشش یک میل است خروج می‌کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همة کرانه‌های زمین جز مکّه و دو حومة آن و مدینه دو حومة آن درآید.19

دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی بزرگ است

در روایتی که از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده است، آن حضرت در پاسخ «اصبغ بن نباته» که از آن حضرت دربارة ویژگی‌های دجّال پرسیده بود، می‌فرماید:  «دجّال صائد بن صائد [صید] است و بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و نیک بخت کسی است که او را تکذیب نماید. او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه‌ای که او را یهودیه می‌شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است و چشم دیگرش که بر پیشانی اوست آنچنان می‌درخشد که گویی ستارة سحری است و در آن علقه‌ای است که با خون در آمیخته و میان دو چشمش نوشته شده است: «کافر» و هر کاتب و بی‌سوادی آن را می‌خواند و در دریاها فرو می‌رود، آفتاب با او حركت می‌كند و در مقابلش كوهی از دود است و پشت سرش كوه سفیدی است كه مردم آن را طعام پندارند. در قحطی شدیدی در حالی كه بر حمار سپیدی كه فاصله هر گامش یك میل است، سوار شده خروج می‌كند و زمین منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود و بر آبی نگذرد جز آنكه تا روز قیامت فرو رود و با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می‌شنوند، می‌گوید: «ای دوستان من! به نزد من آیید، من کسی هستم که آفرید و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری کرد و راه نمود. من پروردگار والای شما هستم». در حالی که آن دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی‌خورد و راه نمی‌رود و زوالی ندارد».20

ح) سرانجام دجّال: در مورد سرانجام دجّال و اینکه او به دست چه کسی نابود می‌شود، با دو دسته روایت روبه‌رو هستیم. در دسته‌ای از روایات تأکید شده است که دجّال به دست حضرت مهدی علیه‌السلام کشته می‌شود و در دسته‌ای دیگر از روایات از حضرت عیسی علیه‌السلام به عنوان کشندة دجّال یاد شده است.

در نخستین روایت دستة اول كه از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان21 (جامه‌های) سبز (یا یهودیان) هستند. خداوند او را در گردنة «افیق»22 به دست کسی که عیسی بن مریم علیه‌السلام پشت سر او نماز می‌خواند، سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می‌رساند».23

امام زمان(عج)

امام صادق علیه‌السلام نیز دراین‌باره می‌فرماید: «روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز قائم ما اهل بیت و واپسین ولی امر را بر دجّال پیروز می‌گرداند و او را در کناسه کوفه به دار می‌زند».24 در یکی از روایات دستة دوم، به نقل از پیامبر اعظمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین آمده است: «در همین حالت که وی بدین گونه می‌گذارند، خداوند عزّ و جلّ مسیح پسر مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد و او نزد منارة سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می‌شود در حالی که دستش را بر شانه‌های دو فرشته گذاشته است دنبال او می‌رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازة «لدّ»25 شرقی می‌یابد و او را می‌کشد».26

در این زمینه، همچنین از پیامبر گرامی اسلامصلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است که فرمودند: «دجال در امت من خارج میشود و به مدت چهل روز یا چهل سال یا چهل شب یا چهل ماه در میان آنها زندگی می‌کند تا اینکه خداوند عیسی بن مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد ـ در حالی که او مانند بن مسعود ثقفی است ـ و او بر دجال غلبه می‌کند و نابودش می‌سازد».27 با توجّه به روایات یاد شده، اظهار نظر قطعی در مورد چگونگی از بین رفتن دجّال امکان‌پذیر نیست و به ناچار علم آن را به خدا واگذار می‌کنیم.

ط) دجّال و دیگر مدّعیان دروغین: نکتة دیگری که از روایات دربارة دجّال به دست می‌آید این است که پیش از خروج دجّال اصلی، دجّال‌ها یا کذّاب‌های فراوانی خروج می‌کنند که هر یک به نوعی موجب فریب و گمراهی مردم می‌شوند. در روایتی که انس بن مالک از پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده، در این زمینه چنین آمده است: «پیش از خروج آن دجّال، افزون بر هفتاد دجّال خروج می‌کند».28

پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در روایت دیگری دراین‌باره می‌فرماید: «در آخرالزّمان دجّال‌های دروغ‌گویی خواهند آمد. آنها احادیثی را به شما عرضه می‌کنند که نه شما و نه پدرانتان آنها را نشنیده‌اید، پس برحذر باشید که آنها شما را گمراه نکنند و نفریبند».29 همچنین از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «همانا به زودی در امّت من، سی مدّعی دروغین برخواهند خاست که همة آنها گمان می‌کنند، پیامبر است در حالی که من خاتم پیامبرانم و هیچ پیامبری پس از من نیست»30 با توجّه به روایات یاد شده و روایات فراوان دیگری که در این زمینه نقل شده است،31 می‌توان گفت که دجّال با ویژگی‌هایی که در این مقاله برشمردیم یک مصداق بیشتر ندارد و موارد دیگری که در روایات اخیر از آنها تعبیر به دجّال شده، صرفاً از باب همانندی با دجّال واقعی از نظر بیان ادّعاهای خلاف واقع و فریفتن مردم بوده است، نه اینکه واقعاً ده‌ها دجّال با ویژگی‌های منحصر به فردی که در اینجا به آنها اشاره کردیم در آخرالزّمان خروج می‌کند.

 

با توجه به مجموعه مطالبی که در این مقاله بیان شد، درمی‌یابیم که فتنة دجّال فتنه‌ای سهمگین، پیچیده و بسیار گمراه کننده است که باید برای در امان ماندن از آن تنها به خدای بزرگ پناه برد. 33

ابراهیم شفیعی سروستانی

تنظیم و تلخیص: گروه دین و اندیشه - عسگری


1. ر.ک: معجم أحادیث الإمام المهدی علیه‌السلام، ج 2، ص137-5؛ لطف‌الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، صص 103-111.

2. «قطران» مادة رقیق و چسبنده و سیاه رنگی است که با جوشاندن چوب و زغال و مانند آن به دست می‌آید و برای نگهداری چوب از پوسیدگی به کار می‌رود. (فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1649).

3. ر.ک: سیّد محمّد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج 14، ص 228، مادة «دجل»؛ سعید الخوری اشرتونی، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج 1، ص 320؛ فخر الدّین الطریحی، مجمع البحرین، بیروت، مؤسسة الوفا، 1403 ق.، ج 5، ص 369؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه، ج 7، ص 10481.

4. تاج العروس، ج 14، ص 228.

5. محمّد خزائلی، اعلام قرآن، تهران، امیرکبیر، 1378، ص 479.

6. شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص 436، ح 426؛ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 209، ح 48.

7. فرائد السمطین، ج 2، ص 334، ح 585.

8. ابن حماد، الفتن، ج 2، ص 517، ح 1446.

9. همان، ص 518، ح 1450.

10. احمد بن حنبل، مسند، ج 5، ص 221.

11. همان، ج 2،‌ص 237. محمّد بن مسلم، صحیح، ج 1، ص 412، باب 25، ح 588.

12. صحیح مسلم، ج 1، ص 555، ح 809

13. سید محمد صدر، تاریخ غیبت کبرا، ترجمة سیّد حسن افتخارزاده، صص 642ـ643.

14. ابراهیم امینی، دادگستر جهان، صص 225ـ226.

15. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمة علی‌اکبر مهدی‌پور، ج 2، ص 1143.

16. الفتن، ج 2، ص 519، ح 1454.

17. «ناخنك» یك ضایعه گوشتی مثلثی شكل است كه از سفیدی چشم «ملتحمه» روی سیاهی چشم «قرنیه» كشیده می‌شود. این ضایعه در طرف بینی است. (ر.ک: http: //www.daneshnameh.roshd.ir)

18. الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.

19. شیخ صدوق، کمال‌الدّین و تمام النّعمه، ترجمة منصور پهلوان، ج 2، ص 319، بحارالانوار، ج 52، صص 193-194.

20. کمال‌الدّین و تمام النّعمه،ج2، صص 313ـ314.

21. «طیلسان» جمهای است که بدن را احاطه میکند و برای پوشیدن میبافند عاری از تفصیل و دوزندگی و آن پوششی است مدور و سبز بدون دامان که تار یا پود آن از پشم است و خواص از علما و مشایخ آن را پوشند و آن پوشش پارسیان بوده است.(لغتنامه(دهخدا)، ج10، صص 15603-15604.

22.در لغتنامه دهخدا آمده است که «اَفیق» اسم چند محل است: ا. اسم شهری بود که در مرز و بوم یهودا و بن یامین به طرف شمال غربی اورشلیم در نزدیکی سوکوه واقع بود و الان آن را «بلند الفوقه» گویند که در آنجا اسرائیلیان از فلسطینیان شکست یافته... تابوت عهد نیز از ایشان گرفته شد و.... (ر.ک: لغتنامه، ج2، ص 3107.

23. بحارالانوار، ج 52، ص 194.

24. همان، ص 308، ح 84.

25.«لدّ» روستایی در نزدیکی بیتالمقدس، در سرزمین فلسطین است. دروازه لد(باب لد) در برخی روایات محل فرود آمدن حضرت عیسی علیه‌السلام معرفی شده است. مراصدالاطلاع، ج3، ص 1302.)

26. صحیح مسلم، ج 4، ص 2250، ح 7.

27. صحیح مسلم، ج 4، ص 2258، باب 23، ح 2940؛ مستند احمد، ج2، ص 166.

28.. الفتن، ج2، ص 519، ح 1455.

29. صحیح مسلم، ج 1، ص 12، ح 7.

30. مسند احمد، ج 5، ص 278.

31. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: معجم احادیث الامام مهدی علیه‌السلام، ج 2، صص 43-32.

32. تاریخ غیبت کبری، ص 662.

33. برای مطالعه بیشتر در زمینه موضوع دجال ر،ک: سعید ایوب، عقیدة المسیح الدجال فی الادیان (قراءة فیالمستقبل)، چاپ اول: بیروت، دارالهادی، 1411 ق؛ ابن کثیر دمشقی، المسیح الدجال، تحقیق: ابومحمد اشرف ابن عبدالمقصود، چاپ اول: بیروت، مؤسسة الکتب الثقافیه، 1419 ق.

 

آشنایی با آیه ولایت و پاسخ به شبهات!!

آشنایی با آیه ولایت و پاسخ به شبهات!!

ادامه نوشته

پشت پرده "جنگ روانی دلار" چیست؟

رسانه های بیگانه به بهانه بی ثباتی نرخ دلار محورهای تبلیغی خود را علیه عملکرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران افزایش داده اند. رسانه ها بیگانه می کوشد ابعاد این بحران را از حوزه اقتصادی به سایرهای زمینه ها در ایران بسط داده، وجهی امنیتی به این مشکل بدهد . در "جنگ روانی دلار" دشمن و رسانه های آن می کوشند که با انواع تاکتیکهای رسانه ای نه تنها ارزش پول ملی را به پایین ترین حد خود برسانند بلکه در تلاش هستند که زمینه های آرامش و امنیت ملی را با هدف قرار دادن سرمایه ها را از بین ببرند.

مشرق-  رسانه های بیگانه به بهانه بی ثباتی نرخ دلار محورهای تبلیغی خود را علیه عملکرد نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران افزایش داده اند. رسانه ها بیگانه می کوشد ابعاد این بحران را از حوزه اقتصادی به سایرهای زمینه ها در ایران بسط داده، وجهی امنیتی به این مشکل بدهد . در "جنگ روانی دلار" دشمن و رسانه های آن می کوشند که با انواع تاکتیکهای رسانه ای نه تنها ارزش پول ملی را به پایین ترین حد خود برسانند بلکه در تلاش هستند که زمینه های آرامش و امنیت ملی را با هدف قرار دادن سرمایه ها را از بین ببرند.

در تدوين جريان خبري جنگ رواني دلار وضعیت هایی که مورد توجه قرار گرفته است عبارتند از :

1 ـ از بين بردن اميد نزد مخاطبان با بحرانی نشان دادن و ضعیت اقتصادی 2 ـ بي اعتمادي نسبت به رهبران کشور به خاطر عدم مقابله با بحران اقتصادی 3 ـ شكاف در بين جامعه و ایجاد هرج و مرج اقتصادی 4- اثر گذار نشان دادن فشارهای دشمنان بر اوضاع اقتصادی

درواقع جنگ رواني دلار تلاشي است براي دستكاري افكار عمومي و هدف قرار دادن مردم،مسئولین و نظام در یک خط خبری با استفاده از تكنيك هاي جنگ رواني که از يك سو تمركز مسئولان كشور هدف را بر هم مبزنند و از سوي ديگر افكار عمومي كشور هدف به سمت رويگرداني از نظام حاكم سوق داده شود.

رسانه های خبری و مقامات غربی در جنگ رواني دلار بدنبال این هستند که؛

1) مواضع جمهوري اسلامي ايران در مذاكرات با 1+5تعديل نمایند

2) ممانعت از ميرايي تحريم ها و نافرماني بازيگران رسمي در روند اعمال تحريم ها عليه جمهوري اسلامي ايران

3) خارج ساختن جريان فتنه از انفعال با تعيين و تعريف نقش آفريني براي اين جريان

4) ناموفق نشان دادن الگوی جمهوری اسلامی ایران برای کشورهای منطقه

7) وادار كردن جمهوري اسلامي ايران به بازي در پازل مذاكره با آمريكا

گزاره های تبلیغی بیگانه

در هفته های اخیر با تمسک به اهداف فوق گزاره های تبلیغی ذیل توسط رسانه های غربی تبلیغ و ترویج شده است:

ادعای نگرانی از معیشت مردم : صدای آمریکا از عبارت «دلاریزه شدن اقتصاد ایران» برای توصیف این بحران استفاده می کند و از تاثیر آن بر دو بخش مدیریت دولتی و معیشت مردم سخن می گوید. همچنین رسانه دولتی انگلیس که در بررسی مسائل اقتصادی ایران ( به ویژه با توجه به سر و صدای بازار ارز طی روزها و هفته های اخیر ) همواره اوضاع سخت اقتصادی را به اثرگذاری تحریم ها ربط می دهد، افزایش نرخ کالاهای اساسی و هزینه های عمده دیگر خانوارها در ماههای اخیر را ناشی از کاهش بی‌سابقه قدرت خرید مردم می داند این رسانه که در خود را به ظاهر نگران سفره مردم ایران معرفی می کند در ادامه می افزاید در مجموع سفره کالاهای اساسی هر خانوار ایرانی ها گرانتر شده است.

تقصیر دولت :در مقام تعلیل نوسان نرخ ارز اما بیگانه انگشت اتهام را به سوی دولت نشانه رفته است. بر این اساس ادعا می‌شود دولت احمدی نژاد بدون توجه به پیامدهای دامن زدن به گرانی نرخ ارز بر اقتصاد و معیشت مردم، رویکردی عوامفریبانه درپیش گرفته است و سعی دارد با درآمد حاصل از گرانی نرخ ارز پرداخت های نقدی به مردم را افزایش دهد تا در انتخابات بتواند نظر مردم را جلب کند. بیگانه مدعی است دولت می کوشد از این طریق بخشی از نیازهای ریالی خود را تامین کند: «احمدی نژاد عمدا ارز توزیع نمی کند تا گران شود و بعد مابه التفاوت را به صورت نقدی بین مردم به عنوان یارانه توزیع کند». این تحریض کننده ترین تحلیلی است که بیگانه برای آسیب زدن به اعتماد عمومی به قول مقامات دولتی می تواند ارائه کند. روزنامه دیلی تلگراف ، چاپ انگلیس در این زمینه نوشت: رئیس جمهور ایران رقبای محافظه کار خود را به همدستی در دامن زدن به بحران سقوط ارزش ریال متهم کرد و گفت آنها با راه انداختن تبلیغات علیه وی در به وجود آمدن این وضع سهیم بوده اند. احمدی نژاد انگشت اتهام را به سوی علی لاریجانی رئیس مجلس ایران گرفت و از وی به سبب مصاحبه ای انتقاد کرد که در آن سوءمدیریت را عامل 80 درصد از مشکلات و تحریم ها را ریشه 20 درصد از مشکلات معرفی کرده بود. لاریجانی همچنین سیاست دولت را به «اقتصاد رابین هودی» تشبیه کرده بود. محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس ایران نیز روز سه شنبه گفته بود تنها دشمن دولت «توهم» است. دست کم یکی از نمایندگان مجلس نیز دولت را به دخل و تصرف در ذخایر ارزی خارجی متهم کرد و این در حالی است که گمانه زنی ها حاکی است احمدی نژاد ممکن است برای پاسخگویی به پرسش های نمایندگان به مجلس احضار شود. بیگانه که می کوشد به این ادعای ناکارآمدی ابعاد گسترده تری هم بدهد صرفا تقصیر دولت به عنوان عامل افزایش قیمت ارز را دستمایه فضاسازی تبلیغی قرار نمی دهد. واکنش دولت به این رشد و شیوه های برخورد با آن هم محملی برای فضاسازی علیه دولت تبدیل شده است؛ واکنش ها و شیوه هایی که گفته می شود طیفی از بی تفاوتی تا برخورد پلیسی و امنیتی را در برمی گیرد.

در گیر سازی قوا: رسانه ها بیگانه با سناریوی درگیری قوا به دنبال این هستند که ضمن نا امید کردن مردم از آینده سیاسی کشور فضا را برای اثر گذاری پیامهای بعدی خود فراهم نمایند. این رسانه ها از یک سو مشکلات اقتصادی باعث کشمکش های سیاسی میان طیف های مختلف جریان اصول گرا در دولت و مجلس را پر رنگ می کنند و از دیگر سوی ادعا می شود این جریان ها در پوشش عمل به وظیفه و نظارت بر یکدیگر به تسویه حساب سیاسی با یکدیگر مشغولند؛ به ویژه این که موعد انتخاب ریاست جمهوری نزدیک و نزدیکتر می شود . با این حال بیگانه قصد ندارد همه مشکلات را به پای اختلافات و تسویه حساب سیاسی بگذارد. بی بی سی فارسی در بررسی مسائل اقتصادی کلید واژه همیشگی خود را دارد : « سوء مدیریت مدیران! » ، بر اساس این رویکرد ذهن مخاطب را به این سو سوق می دهد : در داخل حکومت ، دستگاههای دولتی به جای اینکه پیگیر باشند یا به مردم کمک کنند همدیگر را متهم می کنند.

اظهارات محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان در نشست رسانه ای هفته گذشته مورد توجه رسانه های بیگانه قرار گرفت. این رسانه ها در چارچوب اختلاف افکنی میان مسئولان و نهادهای حکومتی و با بهره گیری از تکنیک تبلیغی سیاه نمایی، بخشی ازسخنان وی را بازتاب و تحلیل کرده اند. همچنین به زعم خبرگزاری آسوشیتدپرس پاسخ های احمدی نژاد به سوال های خبرنگاران در این کنفرانس خبری بخشی از تلاش وی برای رد انتقادهایی قلمداد می شود که رقبای سیاسی وی مطرح و سیاست های دولت را عامل کمک کننده به سقوط ارزش ریال معرفی می‌کنند. خبرگزاری رویترز نیز با انعکاس اظهارات محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مبنی بر اینکه ایران توانسته است با تحریم های اقتصادی غرب مقابله کند و بانک مرکزی نیز ارز کافی را برای تامین مالی واردات آنهم در حالیکه این تحریم ها باعث کاهش درآمدهای نفتی کشور شده، فراهم کرده است،‌ نوشت: بسیاری از بازرگانان و مردم عادی در ایران دولت را مسئول بحران ارز در کشور می دانند اما احمدی نژاد دشمنان سیاسی خود را در مجلس در این خصوص مورد انتقاد قرار داد.

تبلیغ نا کار آمدی و بی کفایتی: بی کفایتی و ناکارامدی ادعای دیگری است که در ادبیات تبلیغی بیگانه سهم به سزایی در نابسامانی های اقتصادی و سیاسی ایران دارد و سهمی که رسانه ها به هر یک از طیف های سیاسی جریان اصول گرا در این بی کفایتی می دهند، مساوی است . آسوشیتدپرس هم در خصوص تغییرات قیمت دلار و دیگر ارزهای خارجی در ایران برمحور تضعیف عملکرد مسئولان در عرصه مسایل اقتصادی و ناکارآمد نشان دادن ساز وکارهای اقتصادی کشور استوار بود این خبر گزاری دولتی آمریکا افزود: کاهش ارزش ریال طی یک هفته گذشته شدت گرفته است یعنی پس از آنکه دولت «مرکز مبادله ارز» را به منظور تامین دلار برای واردات برخی کالاهای اساسی راه اندازی کرد و قرار شد در این مرکز دلار کمی پایین تر از بازار آزاد فروخته شود. به زعم بیگانه راه اندازی این مرکز به جای اینکه باعث کاهش نگرانی ها و سهولت دسترسی به دلار شود، باعث افزایش قیمت دلار شده است. در عین حال تلویزیون صدای آمریکا همزمان که ادعای سوء مدیریت دولتی را مستند به اظهار نظرهایی از سوی مقامات و مسئولین داخلی می کند می کوشد ناکارآمدی مدیریتی در مهار و مدیریت بازار ارز را به گستره وسیع تری از حیطه دولت بسط دهد و دامن نهادهای دیگر همچون مجلس و نهاد امنیتی تیز به نوعی در بحران آلوده ‌شود.

تحریم های اقتصادی غرب : رسانه های غربی با انعکاس و تحلیل برخی اخبار منفی و داخلی ایران علاقه دارند، در بخش های خبری خود بازار ارز در ایران و گران شدن قیمت ارزهای خارجی و طلا را مورد توجه قرار داده و سعی فراوان به عمل می آورند تا این وضعیت را به تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران نسبت دهد. تلویزیون العربیه برای توصیف تنش در بازار اقتصادی ایران از عبارت هایی استفاده کرده است که یادآور شکست های بزرک اقتصادی است. استفاده از عبارت سقوط آزاد ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا در بازار آزاد از جمله رویکردهایی است که به ادعای این شبکه موجبات برجای گذاشتن رکورد جدید کاهش هفت درصدی در ایران را بر جای گذاشته است. العربیه در تمامی بخش های خبری خود این وضعیت را صریحا به تاثیر پیامدهای تحریم های غربی بر بخش بانکی و نفتی جمهوری اسلامی نسبت می دهد و مدعی می شود که پول ملی ایران به علت برنامه هسته ای ایران، بیش از شصت درصد ارزش خود را از دست داده است .بی بی سی فارسی نیز در برنامه خبری با استناد به روند صعودی نرخ ارز و طلا به اثبات بحرانی بودن شرایط اقتصادی در ایران کوشید که ادعا دارد نتیجه تحریم‌های خارجی و موجب به مخاطره افتادن زندگی و معیشت در جامعه ایرانی است . از سوی دیگر نیز خبرگزاری رویترز دیروز با تاکید بر افزایش لحظه به لحظه قیمت ارزهای خارجی و طلا در بازار تهران، ضمن برشمردن پیامدهای اعمال تحریم های بین المللی، سوء مدیریت دولتی و نبود سیاست درست اقتصادی را عامل آشفتگی و نابسامانی در بازار ارز و سکه می‌داند و این گونه القاء می‌نماید که مادامی که تنش های بین المللی برسر برنامه هسته ای ایران حل نشود نابسامانی اوضاع اقتصادی کشور نه تنها حل نخواهد شد بلکه شدت می یابد.

ایجاد التهاب اجتماعی: رسانه های بیگانه که پس از ناآرامی‌های خردادماه 88، ناکام از به ثمر رساندن آشوب های اجتماعی در فضای سیاسی علیه نظام اسلامی، برنامه های چالش برانگیز اقتصادی دولت احمدی‌نژاد را فرصت مناسبی برای ایجاد طغیان اجتماعی برضدایران اسلامی در فضای اقتصادی یافته است، اینک در توفیق رویای خویش نوسان های ارز و طلا در بازار کشورمان را پیش آمد مساعدی جهت به انجام رساندن بلوایی عمومی شناسایی کرده که تحققش را از طریق تحریک آستانه تحمل عمومی در ایران اسلامی امکان‌پذیر می‌بیند! راهبردی که تمرکز بیگانه بر پیگیری آن در فضای سیاسی و رسانه‌ای را می‌توان همزمان با موضع گیری های مداخله جویانه مسئولان غربی در خصوص نوسان بازار طلا و ارز کشورمان که از جمله در اظهارات وزیر خارجه امریکا ناشی از اثربخشی تحریم‌های خارجی ادعا شده، همچنین در هیجان بی سابقه (به ویژه) رسانه‌های فارسی غربی برای دامن زدن به فضای روانی شکل گرفته از تلاطم نرخ طلا و ارز برای تشدید التهاب در جامعه ایران ملاحظه کرد. تلویزیون بی بی سی فارسی از جمله این رسانه های خارجی است که روز گذشته با شناسایی نوسان نرخ طلا و ارز در بازار ایران به عنوان سوژه خبری که بخش قابل توجهی از گزاره‌های ادعایی بنگاه های خبرپراکنی فارسی زبان بیگانه علیه ایران اسلامی را در ناتوان معرفی کردن نظام اسلامی تا کارساز دانستن فشارهای خارجی پشتیبانی می‌کند، به تلاش برای بهره برداری تبلیغی از موضوع افزایش نرخ طلا و ارز برای تشدید التهاب اجتماعی در ایران اختصاص داده است.

نتیجه گیری

رسانه های غربی که تا کنون موفق نشده اند اثری از عقب نشینی را در ایران مشاهده کنند اعتراف می نمایند که :هنوز نشانه ای آشکار از این مسئله وجود ندارد که مشکلات اقتصادی در ایران به حدی رسیده باشد که دولت این کشور مجبور به مصالحه برسر برنامه هسته ای خود شود. اما مسئوولین سیاسی و اقتصادی با توجه به القائات و اهداف دشمن از جنگ رواني دلار باید در حل این فتنه اقتصادی تلاش های خود را با همراهی و همدلی به نتیجه برسانند.