چرا عربستان شجره خبیثه است؟

قران پیش از اشاره به کلمه خبیثه به کلمه طیبه ( کلمه پاک ) اشاره می کند و هر دو را به درختی تشبیه می کند که هر کدام ویژگی های خود را دارد.زیبایی این واژه زمانی است که درک کنیم منظور از "کلمه"در هر دو واژه (خبیثه و طیبه) یک صف بندی و اردوگاه است.
 به گزارش مشرق، مفهوم ارزشمند قرآنی که رهبری انقلاب در سخنان خود با عنوان "شجره خبیثه" برای سعودی ها بکار بردند، تفسیری دقیق و تعریفی عمیق از وضعیت و رفتار سیاسی این روزهای عربستان سعودی است.

بی تردید باید گفت "شجره خبیثه" واژه ارزشمندی است که آگاهی از مفاهیم و مصداق های درونی آن ، می تواند عمق نآآرامی،‌ ناپاکی و رفتارهای نابخردانه سعودی را نشان دهد. در اینجا نگارنده هیچ تلاش و نیتی برای تفسیر این آیه ندارد اما به یقین ، با توضیح معنا و تلاش می شود تا از آن بعنوان یک عنصر تبیین کننده در تحلیل چرایی اشاره به شجره خبیثه بهره گرفت. چرا که شناخت مصداق های این مفهوم عنصری مهم در تحلیل و بررسی رویکرد آن بشمار می رود.

در آغاز نوشتار باید گفت که قران پیش از اشاره به کلمه خبیثه به کلمه طیبه ( کلمه پاک ) اشاره می کند و هر دو را( کلمه) به درختی تشبیه می کند که هر کدام ویژگی های خود را دارد. زیبایی این واژه زمانی بیشتر می شود که درک کنیم منظور از "کلمه" در هر دو واژه (کلمه خبیثه و کلمه طیبه) یک صف بندی و اردوگاه است . اردوگاه پاکی و حق در برابر اردوگاه شرک.

أَلَم تَرَ کَیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصلُها ثابِتٌ وَفَرعُها فِی السَّماءِ( آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرد که ریشه آن در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟

وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الارْضِ مَالَهَا مِنْ قَرَارٍ.

شجره خبیثه ، تشبیهی برای کلمه خبیثه ( ناپاک )‌است که خداوند کلمه ناپاک را به درخت ناپاک تشبیه کرد که هیچ ثباتی ندارد و از ریشه از زمین کنده شده است .

نکته مهم همان صف آرایی اردوگاه شرک و حق است که در این ایه با واژه های قابل درک بیشتری مطرح شده است. به راستی کدام واژه را می توان توانمند تر از " شجره خبیثه برای اشاره به ذات ناپاک سعودی و رفتارهای سیاسی و ویژگی های پادشاهان آن دانست .

عربستان سعودی هیچ ثبات و آرامش سیاسی ندارد. یک ساختار پادشاهی فرتوت و بی ریشه است که نفت ، تنها عنصر تضمین حیات سیاسی و پایداری آن را تشکیل می دهد . آنچه که 60 سال است با عنوان امنیت در ازای نفت ، توانسته است پادشاهان سعودی را ماندگاری موقتی بخشد.

شکست و درماندگی سیاست های ریاض در یمن و بحرین نمونه همین بی ثباتی است. نگرانی از گسترش انقلاب های عربی و اردوگاه طیبه، آنان را در تصمیم گیری های سیاسی سرگردان و شتاب زده کرد و بدون داشتن فهم و درک از شرایط منطقه و ارزیابی مناسب از رویدادهای بیداری اسلامی به تقابل با انقلاب های اسلامی منطقه روی آوردند.

بیشترین نگرانی سعودی ها ، قدرت گرفتن محور مقاومت با تکیه به آموزه های اسلام واقعی در برابر مدل دروغین اسلام وهابیت است، بویژه اینکه ضلع دیگری از این محور در کنار مرزهای وهابیت با قدرت در حال شکل گیری است .

سعودی ها امروز تمام توان خود را برای به نتیجه نرسیدن انقلاب های عربی بکار گرفتند که در هر کشوری با توجه به حوزه نفوذ خود و نیز نیازهای آمریکا رفتار کردند . لشکرکشی به بحرین و جنایت جنگی در یمن ، حمایت های سیاسی و مالی و اعتقادی از داعش در سوریه و عراق ، مدیریت تروریست ها در تونس ، مصر و رشوه به جریان های سیاسی لبنان ( مخالف مقاومت ) که همه با تکیه به عنصر نفت و حمایت آمریکایی ها انجام گرفت از اقداماتی است که آنان برای احیای نقش از دست رفته خود و تاثیرگذاری بر رویدادهای منطقه و نیز جلب نظر آمریکایی ها انجام دادند. آنان با استفاده از برگه داعش تلاش می کنند تا نقش ، تاثیرگذاری و بازی گری خود در تحولات منطقه را برای امریکایی ها ثابت کنند.

اما همچنان این درخت ناپاک با دخالت در هررویداد منطقه ای به ریشه کن شدن خود کمک می کند و بی ثبات تر خواهد شد . و در حالی که اردوگاه مقاومت همچون کلمه طیبه ای پایدار خواهد ماند که ریشه آن در زمین ثابت است و شاخه های آن در آسمان پراکنده خواهد بود و هرزمان به اراده پرودرگار ثمره و میوه خود را خواهد داد.
 
مهدی عزیزی دستگردی 
منبع: فارس
مطالب مرتبط

فاجعه منا سند بی‌لیاقتی آل سعود/ ریشه‌های فاسد «شجره خبیثه»

اکنون که یک سال از فاجعه غمناک منا و جان باختن شمار زیادی از حجاج می‌گذرد، این فاجعه به سندی غیرقابل مناقشه بر بی‌لیاقتی حکام سعودی در اداره مناسک حج تبدیل شده است.
به گزارش مشرق، اولین سالگرد وقوع فاجعه غمناک و دردناک منا در حالی فرا رسیده است که طی یک سال گذشته و علی رغم حجم وسیع فاجعه، حکام سعودی به عنوان مسئول اصلی وقوع آن نه تنها یک عذرخواهی ساده از مسلمانان جهان و خانواده های قربانیان نکردند، بلکه همچنان بر کفایت و شایستگی خود برای اداره مناسک حج اصرار ورزیده و می ورزند.
 
فاجعه منا؛ حادثه ای که عید مسلمانان را به عزا تبدیل کرد
 
در جریان فاجعه خون‌بار مِنا حدود ۵۰۰ نفر از حاجیان ایرانی که برای زیارت خانه خدا عازم مکه مکرمه شده بودند، مظلومانه جان باختند. در میان جان‌باختگان این فاجعه نام «غضنفر رکن آبادی» سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در لبنان نیز به چشم می خورد؛ کسی که سعودیها از بیخ و بُن، منکر حتی حضور وی در مکه مکرمه شده بودند.
 
اندکی پیش از این فاجعه غمناک منا نیز شاهد سقوط جرثقیل بر سَر زائران خانه خدا در مسجدالحرام بودیم؛ حادثه ای که در نهایت به جان باختن بیش از ۱۰۰ زائر و زخمی شدن بیش از ۲۰۰ تَن دیگر منجر شد. پس از این دو حادثه دردناک که سعودیها هنوز هم پاسخ قانع کننده‌ای در خصوص علت وقوع آنها به مسلمانان جهان نداده اند، حدود دو ماه پیش وزارت بهداشت عربستان سعودی با صدور بیانیه ای اعلام کرد که ازدحام جمعیت در منطقه الحرم در نزدیکی هتل «دار التوحید» مکه باعث زخمی شدن دست کم ۱۸ نفر شده است.
 
در حال حاضر بیش از ۱۰۰ سال است که حکام سعودی مسئولیت اداره مناسک حج را بر عهده دارند، با این حال آنها هیچگاه از اتفاقات رخ داده برای حجاج در طول این سالها به منظور جلوگیری از وقوع حوادث مشابه، عبرت نگرفته اند. وقوع حوادث و فجایع پی در پی برای حجاج بیت الله الحرام طی سالهای گذشته تنها یک پیام را مخابره می کند و آن چیزی جز «بی کفایتی» خاندان سعودی در اداره مناسک حج نیست.
 
بی کفایتی رژیم سعودی در اداره مناسک حج به قیمت جان بیش از هفت هزار نفر از مسلمانان تمام شد؛ مسلمانانی که مظلومانه در گرمای شدید هوا و با لب تشنه جان باختند. با این حال، نکته قابل تأمل این است که سعودیها همچنان خود را شایسته اداره فریضه الهی حج می‌دانند.
 
نمونه هایی از حوادث رخ داده برای حجاج بیت الله الحرام در موسم حج؛  
 
*در سال ۱۹۸۷ زمانی که حجاج ایرانی شعار برائت از مشرکین را سر می‌دادند با هجوم مسلحانه نیروهای امنیتی عربستان مواجه شدند. در این حادثه ۴۰۲ نفر از جمله ۲۷۵ ایرانی کشته و ۶۴۹ نفر از جمله ۳۰۳ ایرانی زخمی شدند. گرچه عربستان ادعا کرده بود که خشونت از سوی کاروان حجاج ایرانی آغاز شده اما شمار بالای زنان ایرانی در میان قربانیان نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی عربستان به راحتی به سوی حجاج بی دفاع آتش گشوده اند.
 
*در سال ۱۹۹۰ دست کم ۱۴۲۶ حاجی به دنبال ازدحام در تونل منتهی به محل رمی جمرات جان باختند.
 
*در سال ۱۹۹۴ در پی ازدحام جمعیت برای رمی جمرات ۲۷۰ نفر جان باختند.
 
*در سال ۱۹۹۷ در پی آتش‌سوزی در خیمه‌های نصب شده برای حجاج در سرزمین منا ۳۴۳ حاجی کشته و ۱۵۰۰ نفر مجروح شدند.  
 
*در سال ۱۹۹۸ دست کم ۱۱۸ بر اثر ازدحام جمعیت جان باختند.  
 
*در سال ۲۰۰۱ باز هم ازدحام جمعیت ۳۵ نفر از حجاج را به کام مرگ کشاند.
 
*در سال ۲۰۰۴  دست کم ۲۵۱ نفر به دلیل ازدحام جمعیت جان باختند.  
 
*در سال ۲۰۰۶ بیش از ۳۴۰ نفر در مراسم رمی جمرات جان باختند.  
 
همانگونه که اشاره شد، آخرین فجایع برای حجاج به موسم حج سال گذشته بازمی‌گردد که ابتدا شاهد سقوط جرثقیل بر روی سَر حجاج در مسجد الحرام بودیم و پس از آن نیز فاجعه منا که به دنبال آن بیش از هفت هزار نفر از حجاج مظلومانه جان باختند، رخ داد. طبق آمار موجود، فاجعه منا فجیع‌ترین حادثه ای است که تاکنون برای حجاج در سرزمین وحی اتفاق افتاده است؛ فاجعه ای که

سکوت سنگین جامعه جهانی و همچنین شیخ‌نشینان عرب بر آن سایه افکنده است.
 
هرچند که فاجعه منا در نتیجه بی‌کفایتی رژیم سعودی در اداره امور حج اتفاق افتاد، اما این مسأله نمی تواند مانع طرح تعداد زیادی پرسش از مقامات این رژیم در خصوص چگونگی وقوع این فاجعه گردد. فاجعه منا به دنبال بسته شدن یکی از مسیرهای پرجمعیت صحرای منا برای عبور خودروی حامل «محمد بن سلمان» جانشین ولیعهد سعودی اتفاق افتاد. حجاج در خیابان ۲۰۴ منا بودند که به ناگهان راه خروج آنها از این خیابان به کلی مسدود  شد و تراکم جمعیت از یک سو و گرمای شدید هوا از سوی دیگر، لحظه به لحظه آنها را بی‌رمق‌تر کرد.
 
طبق آنچه که در گزارش های موجود در خصوص علت مسدود شدن راه‌های خروجی از خیابان ۲۰۴ آمده است، «محمد بن سلمان» جانشین ولیعهد با یک کاروان چند صد نفره به بهانه شرکت در مراسم رمی جمرات، بر خلاف مسیر حجاج حرکت می کنند و همین مسأله سبب می‌شود تا نظامیان سعودی به منظور سهولت عبور این شاهزاده مغرور و کاروان همراه وی، راه را بر حجاج مسدود کنند.
 
پس از مسدود شدن خیابان ۲۰۴ حجاجی که در صفوف اول در حال حرکت بودند در جای خود می ایستند و صف های پشت سر آنها نیز متوقف می شوند تا اینکه ازدحام جمعیت به حدی می رسد که دیگر حجاج نمی توانند خود را کنترل کنند و بدین ترتیب یکی پس از دیگری نقش زمین شده و روی هم می افتند. بسیاری از حجاج بر اثر خفگی ناشی از تراکم و ازدحام جمعیت جان باختند. اما این پایان ماجرا نبود.
 
«تعمدی بودن» فاجعه منا؛ فرضیه ای که همچنان مطرح است
 
پس از وقوع فاجعه، شمار زیادی از حجاج همچنان نیمه جان و در قید حیات بودند و در صورتی که امدادرسانی به موقع برای آنها صورت می گرفت، می توانستند از مرگ نجات یابند. با این حال، نظامیان رژیم سعودی و همچنین کمیته های امدادرسانی مستقر در صحرای منا کوچکترین اقدامی را در راستای نجات حجاج نیمه‌جان انجام ندادند تا بدین ترتیب، شمار قربانیان بیش از پیش افزایش یابد.
 
سوالی که در این زمینه مطرح می شود این است که چرا مقامات سعودی ساعتها حجاجی را که نقش بر زمین بر روی یکدیگر افتاده بودند، به حال خود رها و از امدادرسانی به آنها خودداری کردند. طبق اعلام صریح شاهدان عینی و حجاج نجات یافته از فاجعه، افراد حادثه دیده حدود ۳ ساعت بر روی زمین ماندند اما سعودیها از هرگونه امدادرسانی به آنها خودداری کردند. علاوه بر این، برخی دیگر از شاهدان عینی اعلام کردند که نیروهای امنتی رژیم سعودی پس از مشاهده ورود نیروهای امدادی وابسته به جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای دیگر برای نجات حجاج نیمه جان، مانع از امدادرسانی آنها شدند.
 
چرا با وجود دو مرکز دفاع مدنی در مجاورت خیابان ۲۰۴ که مجهز به آب‌پاش هم بودند، داخل جمعیت آب پاشی نشد؟ اقدامی که می توانست از شمار قربانیان فاجعه منا را بدون شک کاهش دهد. چرا بلافاصله با حضور امدادگران بعثه کشورها و نظم دهی آنها اجساد شناسایی و جداسازی نشد و به مجروحین که با کمی آب قابلیت احیا داشتند، کمک نشد؟

اینها همه مسائل و شبهاتی است که فرضیه تعمدی بودن فاجعه منا را بیش از پیش تقویت می کند.
 
با وجود گذشت یک سال از وقوع فاجعه منا همچنان پاسخ به این سؤال، مجهول مانده است که چگونه «محمد بن سلمان»، صحرای منا را با میدان جنگ اشتباه گرفت و به همراه کاروانی متشکل از چندصد نفر بر خلاف مسیر حرکت حجاج، به حرکت درآمد؟ با توجه به اینکه در آن برهه «محمد بن نایف بن عبدالعزیز» متولی اصلی اداره امور حج بود، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که «محمد بن سلمان» با یک برنامه از پیش تعیین شده به صورت کاملا تعمّدی وارد صحرای منا شده تا با رقم زدن یک فاجعه بزرگ، بن نایف را بی کفایت جلوه داده تا بدین ترتیب در مسیر تصاحب قدرت،  او را از میان بردارد.
 
از سوی دیگر، این سؤال نیز به ذهن نیز متبادر می شود که چگونه علی رغم وجود دوربین‌های مداربسته در خیابان های واقع در صحرای منا، ازدحام جمعیت بی‌سابقه در خیابان ۲۰۴ در این دوربین‌ها رؤیت و سپس گزارش نشدند؟ مگر مأموران رژیم سعودی برای کنترل امنیت حج، این دوربین ها را زیر نظر نداشتند؟چگونه ممکن است ازدحام جمعیت آن هم طی ساعات طولانی و با وجود ده ها دوربین مدار بسته مشاهده نشود؟
 
مقامات رژیم سعودی طی یک سال گذشته نه به سؤال مطرح شده در خصوص علت حضور «محمد بن سلمان» در صحرای منا و حرکت وی بر خلاف مسیر حرکت حجاج پاسخ دادند و نه پاسخی برای ناپدید شدن دوربین های مداربسته در صحرای منا پس از وقوع این فاجعه غمناک، داشته اند. از سوی دیگر، عربستان سعودی سال‌ها تجربه اداره حج با مشارکت ۴ و یا ۵ میلیون حاجی در صحرای منا را داشته است. بنابراین چگونه ممکن است در سالی که جمعیتی حدود ۳ میلیون در موسم حج شرکت کردند، چنین فاجعه بی سابقه‌ای رخ دهد؟
 
بر همین اساس، تا زمانی که به تمامی سؤالات مطرح شده پاسخ قانع کننده داده نشود، مسلمانان جهان این حق را برای خود قائل هستند که فرضیه تعمدی بودن فاجعه سال گذشته در صحرای منا را تا زمان آشکار شدن حقیقت همچنان مطرح سازند.
 
آل‌سعود؛ «شجره ملعونه»‌ای که از ارتکاب جنایت ابایی ندارد
 
البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که جنایت های روزمره حکام سفّاک سعودی در یمن، خود به تنهایی می تواند گواهی بر تعمدی بودن وقوع فاجعه منا باشد، چراکه این جنایتها نشان می دهند که خاندان سعودی به قتل و کشتار مردم بی گناه از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان عادت کرده و این جنایتها را با خونسردی تمام مرتکب می شوند. بدون شک کسانی که با آسودگی خاطر هزاران نفر از مردم بی گناه در یمن را به خاک و خون می کشند، شیعیان بحرین را قتل عام می کنند و با حمایت از تروریست های تکفیری در سوریه و عراق، به کشتار مردم بی گناه آنها می پردازند، هیچ ابایی از کشتار بیش از ۴ هزار حاجی نخواهند داشت. در واقع «قتل و غارت» سبک و شیوه حکمرانی «شجره ملعونه» آل‌سعود است؛ شیوه‌ای که برای این خاندان تفاوتی ندارد در یمن، سوریه، عراق و بحرین و یا در صحرای منا پیاده سازی شود.
 
در این میان، رفتار مقامات رژیم سعودی پس از وقوع فاجعه منا نیز بسیار قابل تأمل است. «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه رژیم عربستان نه تنها از وقوع این فاجعه عذرخواهی نکرد، بلکه از ولیعهد خود و تمامی دست اندرکاران برگزاری کنگره حج در سال گذشته تقدیر و احساسات میلیون ها مسلمان داغدار در سراسران جهان را جریحه دار ساخت. اقدام ملک سلمان، نهایت گستاخی خاندان سعودی را برای افکار عمومی منطقه و جهان به نمایش گذاشت.
 
در همین ارتباط، «محمد امین حطیط» تحلیگر سیاسی لبنانی می گوید: «این را بدانید که اگر عربستان سعودی مسئول اصلی وقوع فاجعه منا نبود، تا به حال نسبت به آنچه که رخ داده است، عذرخواهی کرده بود. عدم عذرخواهی مسئولان ریاض به دنبال وقوع این فاجعه و پافشاری آنها بر موفقیت خود در اداره امور حج، خود به تنهایی حاکی از آن است که مسئولیت اصلی این جنایت بر دوش خودشان است».
 
وقتی «شجره ملعونه» کمر به خصومت با خداوند می بندد
 
عربستان سعودی حتی پس از وقوع فاجعه منا، مجوز تشکیل یک کمیته حقیقت یاب به منظور تحقیق درباره علل اصلی وقوع این فاجعه را صادر نکرد. همین مسأله خود به تنهایی حاکی از آن است که سعودیها از برملا شدن علل اصلی فاجعه سال گذشته در صحرای منا در هراس هستند، در غیر این صورت گامی در راستای احقاق حقوق پایمال شده هزاران مسلمان که مظلومانه در صحرای منا جان باختند، صورت می دادند.
 
با تمام این‌ها، حکام رژیم سعودی در اقدامی که به نظر می رسد «فرار رو به جلو» باشد، شرط و شروط سختی را در مقابل جمهوری اسلامی ایران به منظور ممانعت از مشارکت ایرانی‌ها در موسم حج امسال قرار دادند. این در حالی است که بیشترین شمار قربانیان فاجعه سال گذشته متعلق به اتباع ایرانی است.

سعودیها با هدف شانه خالی کردن از مسئولیت خود برای پاسخگویی، ضمن سیاسی کردن فریضه حج، با طرح شرط و شروط ذلیلانه مانع از حضور ایرانی‌ها در موسم حج سال جاری شدند.
 
مقامات رژیم سعودی با جلوگیری از مشارکت اتباع ایرانی در موسم حج امسال، دامنه درگیری ها و منازعات سیاسی خود در عرصه تحولات منطقه را به مرزهای فریضه الهی حج گسترش دادند و این فریضه الهی را دستخوش انتقام جویی های سیاسی قرار دادند. این درست همان اقدامی است که در ارتباط با اتباع یمن و سوریه نیز صورت داده و آنها را نیز به مانند ایرانی ها از مشارکت در موسم حج محروم ساختند. پیش از این نیز اتباع ۳ کشور لیبی، فلسطین، عراق از ادای این فریضه محروم بودند.
 
در همین ارتباط، «محمد امین الحطیط» کارشناس مسائل سیاسی تصریح می کند: «الحج مطلوب لمن إستطاع إلیه سبیلا» (حج بر کسی واجب است که شرایط انجام آن را داشته باشد) و خداوند هیچگاه نفرموده است که «اگر سعودیها اجازه دهند، حج واجب می‌شود». بر همین اساس سعودیها با تعیین اینکه مسلمانان کدامیک از کشورها باید در حج شرکت و کدامیک شرکت نکنند، کمر به خصومت با خداوند بسته اند.
 
در هر صورت آنچه که امروز موجب گستاخ‌تر شدن مقامات رژیم سعودی شده به گونه ای که مسلمانان برخی کشورها را از ادای فریضه الهی حج محروم سازند، بدون شک سکوت سران کشورهای اسلامی در برابر آنهاست. اگر کشورهای جهان اسلامی با وحدت کلمه در برابر خاندان سلطنت طلب سعودی می ایستادند، امروز این شجره ملعونه و خبیثه به خود اجازه نمی داد پس از ضربه ای که سال گذشته بر پیکره مسلمانان جهان وارد آورد، اکنون اینگونه طلبکارانه رفتار کند.

منبع: مهر
مطالب مرتبط

نشانه های جدی بر عمدی بودن فاجعه منا

کارشناس ارشد مسائل حقوق بین الملل با تاکید براینکه عمدی بودن فاجعه منا محرز است، گفت: ایران می‌تواند در دادگاه های بین المللی کشورهایی همچون اسپانیا و بلژیک طرح دعوی فاجعه منا را دنبال کند.
به گزارش مشرق، اکنون نزدیک یکسال از فاجعه منا می گذرد، حادثه ای که در آن چند هزار نفر در لباس احرام جان باختند؛ فاجعه ای که نگاه دادگاه ها و دیوان های حقوقی و بین المللی را برای احقاق حقوق جانباختگان به سوی خود متوجه ساخت، بررسی ابعاد حقوقی این حادثه و نتایج به دست آمده از تلاش های ایران در این زمینه و پیام اخیر مقام معظم رهبری به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیت الله الحرام ما را بر آن داشت تا با «مسعود اخوان فرد» کارشناس ارشد حقوق بین الملل که پیش از این رئیس سازمان بسیج حقوقدانان بوده و سابقه معاونت پارلمانی و برنامه ریزی سازمان انرژی اتمی را داشته است، به گفتگو بپردازیم. موضوع الحاق ایران به FATF از دیگر محورهای این گفتگو بود.

در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:

نظر شما درباره ابعاد حقوقی جان باختگان فاجعه منا و جبران خسارت های وارده به حجاج از سوی عربستان چیست؟

حادثه و فاجعه غمبار منا قلب جهان اسلام را به درد آورد، این نخستین بار نبود که شاهد بی لیاقتی سعودی ها در حفظ و امنیت حجاج هستیم، حوادثی که در تونل منا، آتش سوزی منا و در سال ۶۶ پیش آمد از جمله حوادثی است که بسیاری از حجاج ایرانی و دیگر کشورها در آن به شهادت رسیدند.

فاجعه منا با این حجم زیاد از قربانیان، بی تدبیری و به نوعی عمدی بودن آن را از سوی آل سعود می رساند که دارای حواشی زیادی بود که به این فاجعه بیشتر دامن زد.

اما موضوع حقوقی منا می تواند از نگاه کارشناسان و سازمان های بین المللی دنبال شود؛ چراکه بر اساس کنوانسیون های بین المللی ۱۹۶۳، معاهدات ۱۹۴۹ ژنو، معاهده رفع تبعیض ۱۹۶۹ و دیگر منشورهای حقوقی، کسی که وارد کشور دیگری می شود حق حیات آن فرد باید توسط کشور میزبان تامین شود مگر در شرایط استثنایی، چه برسد به حرم امن الهی که اینها مسلمان و مهمان خانه خدا هستند و طبعا حقوق بیشتری دارند.

فاجعه منا با این حجم زیاد از قربانیان، بی تدبیری و به نوعی عمدی بودن آن را از سوی آل سعود می رساند منظورتان از حواشی که به این حادثه دامن زده است، چیست؟

بسیاری از شهدای فاجعه منا با بدن های تکه پاره تحویل خانواده هایشان شدند، برخی از این قربانیان قلب، برخی ریه و یا برخی دیگر از قطعات داخل بدن را نداشتند و برخی هم مثل شهید رکن آبادی زنده بودند که بعد به عنوان شهید تحویل دادند یا دکتر حاتمی که در حادثه سقوط دکل مسجدالحرام پس از مجروحیت با خانواده اش تماس می گیرد و بعد به شهادت می رسد.

حتی می توان به حبس زنده حجاج اشاره کرد که مجروحان را با قربانیان در یک کانتینر قرار دادند که همه مجروحان در این شرایط خفه شدند، یا در بخش دیگر می بینیم که دولت سعودی بدون اجازه خانواده قربانیان کشته شدگان را با همان شیوه بربریت دفن کرد و حتی اجازه ای از خانواده قربانیان برای تدفین اینها نگرفتند. این مسائل پیش آمده این ظن را ایجاد می کند که فاجعه منا با برنامه ریزی صورت گرفته است. پیشگیری و پیش بینی از جمله تمهیداتی است که کشور عربستان باید برای حجاج در نظر می‌گرفت، کشوری که سال هاست میزبان میلیون ها حجاج است باید این موارد را در نظر بگیرد اما عربستان نه تنها پیش بینی و یا پیشگیری نکرده بلکه دلجویی و خسارت را هم لحاظ نکرده است. ما هیچ حرکتی از سوی سعودی ها برای فاجعه منا نمی بینیم.

سعودی ها می دانستند که با بسته شدن یک کوچه و یا یک مسیر، ترافیک انسانی به وجود می آید اما برای اینکه آقازاده سعودی و شاهزاده بی تجربه آنها از این مسیر عبور کند خیابان شماره ۲۴ را می بندند و تراکم به وجود آمده این فاجعه تلخ را در سرزمین منا رقم می زند.

فاجعه انسانی منا کوتاهی عربستان را نشان می دهد که نه تنها به نجات قربانیان نپرداختند بلکه ( با کمک نرساندن) به تشدید این حادثه، دامن زدند. ممانعت از امداد رسانی، تبعیض رفتاری و عدم رعایت کرامت انسانی از دلایل تشدید این حادثه بود که آمار قربانیان را لحظه به لحظه افزایش داد.

آیا می توان برای رسیدگی به فاجعه منا، عربستان سعودی را از طریق دادگاه های بین المللی تحت تعقیب قرار دارد؟

بله، یقینا می توان این کار را کرد، زمانی که جنگ صرب ها پیش آمد، شاهد تشکیل یک دادگاه ویژه برای رسیدگی به ابعاد جنایات صورت گرفته در این جنگ بودیم، در خصوص ابعاد حقوقی جنگ جهانی دوم هم شاهد دادگاه نورنبرگ هستیم؛ اکنون که کشورهایی مثل اسپانیا یا بلژیک دارای دادگاه های بین المللی هستند و جنایات صهیونیست ها در کشتار فلسطینی ها را دادگاهی کردند ما هم می توانیم در همین کشورهای طرح دعوی فاجعه منا را دنبال کنیم.

یعنی تاکنون دولت جمهوری اسلامی ایران برای احقاق حقوق جان باختگان فاجعه منا، طرح دعوایی در دادگاه های بین المللی مطرح نکرده است؟

تا جایی که من اطلاع دارم خیر، نه سازمان حج و زیارت و نه دولت محترم اقدامات حقوقی بین المللی در خصوص فاجعه منا انجام نداده اند و گفته می شود به خاطر روابط سیاسی، باید کوتاه بیاییم و این در حالی است که این موضوع مربوط به قربانیان است و آنها می توانند در عرصه بین المللی اقامه دعوی کنند.

جالب است اشاره کنم به ماجرای آزادی جیسون رضاییان جاسوس دو تابعیتی در ایران، یکی از شرط های اجرای برجام توسط آمریکا آزادی وی عنوان شده بود و تا زمانی که این جاسوس به کشور ثالثی نرفت و مصاحبه نکرد، موضوع حل نشد. ما هم باید در خصوص منا همین قدر قاطعیت به خرج دهیم و دولت برای قربانیان اقدامی بین المللی انجام دهد.

چرا عربستان به معاهده مودت خود که با ایران امضا کرده پایبند نیست؟

عربستان با وجود اینکه ۱۹ دیماه ۱۳۰۸ معاهده مودت با ایران را به امضا رسانده ولی تعهدات حقوقی نسبت به این معاهده را هم رعایت نمی کند؛ حتی توجهی به اعلامیه های حقوق بشر، اعلامیه قاهره، معاهده وین و دیگر کنوانسیون های رفع تبعیض ندارد.

در دنیا یک کشور وجود دارد که به صورت قبیله ای اداره می شود و این امر نشان دهنده بربریت و جهالت عربستان است.

آل سعود با رفتاری که با زن‌ها و کودکان غیر اعراب (زوار دیگر کشورها) در زمان حج به خصوص در فاجعه منا از خود نشان دادند، جهالت و در بربریت بودنشان را نشان دادند، آل سعود در این فاجعه انسانی به مجروحان غیر عرب کمک نمی کردند و آنها را نجات نمی دادند؛ فراموش کردند که ارزش انسان ها در میزان تقوایشان است نه عرب بودنشان.

تخلفات حقوقی عربستان در فاجعه منا و مناسک حج را در چه چیزهایی می توان برشمرد؟

از حیث اسلامی می توان به شکستن حریم امن الهی اشاره کرد، جایی که هیچ کس حق ندارد موجودی را آزار دهد، سعودی ها در حق حجاج ظلم و در نجات آنها کوتاهی کردند. جلوگیری کردن از شرکت حجاج ایران در مناسک حج یکی دیگر از تخلفات سعودی هاست که امسال صورت گرفت، مسجد الحرام خاک اسلامی است و به یک و نیم میلیارد مسلمان تعلق دارد و ربطی به آل سعود ندارد که صد عن سبیل الله می کند.

نکته قابل تامل دیگر این است که نبود تسهیلات قضایی در عربستان برای ارایه شکایت از سوی خانواده های قربانیان مانع از رسیدگی به فاجعه منا شده است و عربستان باید شرایطی را فراهم کند تا اولیای دم بتوانند با داشتن وکیل پیگیر از دست دادن حجاج خود شوند.

مقام معظم رهبری در پیام اخیرشان به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیت الله الحرام؛ آل سعود را به شجره ملعونه تشبیه کردند و فرمودند حکام سعودی گمراهان روسیاهند که از هیچ خیانتی روی گردان نیستند؛ تحلیل شما از این پیام چیست؟

تلاش های بریتانیا در قرن حاضر در عربستان به گونه ای پیش رفت که قبیله ای دست نشانده به نام آل سعود بر سر کار بیاید و دیگر قبایل را تحت کنترل و تبعیت خود درآورد. دولت بریتانیا آل سعود را بر سر کار آورد و از آنها خواست در هیچ قضیه بین المللی ادعای حق و حقوقی نداشته باشند و بر علیه منافع بریتانیا هم اقدام نکنند. این یعنی تبعیت محض که عربستان آن را انجام داد و اکنون هم آنرا دنبال می کند.

آل سعود ارتباط و پیوندی به صدر اسلام ندارند و از لحاظ عملکرد و ریشه ملعون استاما شجره آل سعود به دلایل مختلفی ملعونه است. آل سعود ارتباط و پیوندی به صدر اسلام ندارند و از لحاظ عملکرد و ریشه ملعون هستند.از منظر قرآنی و روایی ظاهرا شجره ملعونه به بنی امیه اطلاق می شود که بسان بوزینه هایی از منبر رسول الله (ص) بالا میروند، فلذا با توجه به جنایاتی که سعودی‌ها و تکفیری‌ها علیه قبور مطهر امامان شیعه در کربلا، سامرا و مدینه مرتکب شده اند عملا پا جای بنی امیه و معاویه و یزید گذاشته اند و در زمره شجره ملعونه قرار می گیرند.

اخیراً از سوی برخی کشورهای اسلامی موضوع شورایی کردن برگزاری مناسک حج عنوان شده است؛ ابعادحقوقی این موضوع را چگونه می بینید؟

با اثبات عدم کفایت آل سعود در اداره حج که بارها شاهد حوادثی در زمان برگزاری آن بودیم این اصل مطرح شد که برخی از متفکران و اندیشمندان جهان اسلام خواستار شورایی کردن برگزاری مناسب حج شدند.

این اندیشمندان معتقدند که برخی از مشکلات و حوادث پیش آمده در روزهای مناسک حج می توانست با یک اقدام ساده جلوگیری شود؛ مثلاً ایجاد خط مترو برای رفت و برگشت حجاج در سرزمین منا کمک خوبی است که از ازدحام جلوگیری می کند.

مدتی است موضوع FATF در رسانه های جمعی کشور مطرح شده است، ضمن توضیح این قرارداد، ابعاد حقوقی پیوستن به این نهاد بین المللی را بیان کنید؟

FATF یک نهاد اقتصادی بین المللی است، زیرمجموعه گروه هفت یا جی سون است (فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا، کانادا، ژاپن و آمریکا) توجیهی برای ایجاد ادبیات مبارزه با تروریسم مالی به ویژه در عرصه پولشویی است که سابقه آن به دهه ۱۹۷۰ هم می رسد؛ اما فعالیت عمده اش از حادثه مشکوک ۱۱ سپتامبر شکل می گیرد که می توان گفت عمده فعالیت آن در قرن بیستم است. این نهاد به ظاهر اقتصادی در عرصه تراکنش های بانکی و با توجیه ایجاد شفافیت در فعالیت های مالی و بانکی با ظاهر عمده پولشویی فعالیت می کند.

FATF کشورها را از منظر خودش به چهار دسته تقسیم می کند. ۱-کشورهایی که استانداردهای این نهاد اقتصادی را انجام می دهند. ۲- کشورهای در حال پیشرفت ۳-کشورهای غیرهمکار ۴-کشورهایی که در مقابل آنها اقدامات سختگیرانه انجام می دهند که در حال حاضر تنها ایران و کره شمالی در دستور کار آنهاست.

غربی ها به بهانه مبارزه با تروریسم بین المللی که مصداق آن را فلسطین، حزب الله لبنان و کشورهای حامی آنها می دانند، اقداماتی خاص شروع کردند و میزان تحریم ها را از درجه یک به درجه دو تسری دادند یا به نوعی دیگر، تحریم ها را به اولیه و ثانویه تقسیم کردند.

حتی در زمانی که فتنه ۸۸ را شاهد بودیم تحریم ها تشدید یافت و می توان گفت بیشترین تحریم ها علیه ایران را در همین سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۸) داریم که از سوی دول غربی اعمال شد.

در حال حاضر ۳۵ کشور عضو گروه FATF هستند و جالب است بدانیم که کشوری مثل عربستان و رژیم صهیونیستی عضو این گروه نیستند و هیچ وقت هم از سوی این نهاد تهدید نشدند و به عنوان عضو ناظر حضور دارنداین نهاد اقتصادی توصیه هایی هم به ایران کرده است که بسیار نرم است مثل عنوان به کار گیری «تمهیدات اصلاح‌گرایانه» که اسم ملایم است ولی اهدافش براندازی است.

در توصیه ۳۸ آن آمده است: نهاد مبارزه با پولشویی برای بلوکه کردن پول های یک کشور از اختیاراتی برخوردار است و می تواند این اختیارات را در اختیار یک گروه قرار دهد یعنی اگر یک شاکی خارجی مثل انگلیس داشته باشیم همه پول های ما را می توانند بلوکه کنند.

همچنین در توصیه شماره ۳۹ این نهاد، تعریفی از جرم آمده که تروریست را مجرم می نامد و از منظر آنها، مبارزان فلسطینی، یمنی، عراقی و حزب الله تروریست هستند. می توان اینگونه عنوان کرد؛ تروریسم از نگاه آنها یعنی حمایت از مظلومان جهان.

در حال حاضر ۳۵ کشور عضو گروه FATF هستند و جالب است بدانیم که کشوری مثل عربستان و رژیم صهیونیستی عضو این گروه نیستند و هیچ وقت هم از سوی این نهاد تهدید نشدند و به عنوان عضو ناظر حضور دارند. ایران در سال ۲۰۰۸ به عنوان کشور غیرهمکار در این نهاد معرفی شد و در سال ۲۰۱۰ به دلیل برنامه های هسته ای در لیست سیاه قرار گرفت.

FATF یا همان نهاد اقتصادی بین المللی که به تعبیری نهاد پولشویی است، در کدام کشور مستقر است؟

سوئیس، اتریش، فرانسه، هلند و عمدتا کشورهای ثالث محل استقرار این نهادها هستند. تلاش می کنند در یک جا نباشند و بیشتر کنترل کنند.

متاسفانه برخی از بانک های ایرانی در داخل به برخی نهادهای حکومتی دست رد زدند.

هر بانکی در هر کشوری که هست ملزم است از قوانین و مقررات حاکمیتی آن کشور تبعیت کند فرضا یکی از شعبه های بانک ملی ایران در لندن هم موظف است از مقررات حاکمیتی انگلستان تبعیت کند.حال چه می شود که یک بانک ایرانی درداخل خود خاک ایران که سابقه نخستین بانک ایرانی را هم دارد با پیروی از FATF برخی از نهادهای داخلی از جمله نیروهای مسلح را تحریم می کند.

FATF شبیه نوعی کاپیتولاسیون است و می توان گفت خودزنی است، پس از این هم باید منتظر گام های بعدی دشمن در عرصه فرهنگی باشیم تحلیل حقوقی من این است بانک ایرانی ملزم است از قانون اساسی و قوانین بالادستی تبعیت کند.

این بانک یا باید جبران امنیت کند و یا اگر اتفاقی بیفتد، خودش مسئول است. دستورالعمل بانک مرکزی در ذیل قوانین بالادستی (مجلس و قانون اساسی) قرار می گیرد.

بر اساس قانون اساسی FATF باید در مجلس به تصویب مجلس برسد.

آیا این طرح با قانون اساسی و اسناد بالادستی کشور مغایر است و با اصول و سیاست های اقتصاد مقاومتی هم مغایر است؟

محرمانه بودن این توافق خیلی عجیب است. بودجه بانک مرکزی متعلق به عموم مردم است و باید شفاف باشد و این یک خودزنی متعارف و غیرمعمول است.

وقتی بحث برجام مطرح شد، طرف‌های خارجی از برجام ۱، ۲، ۳ و ۴ نام بردند و برخی در داخل این را تکرار کردند. FATF نوعی کاپیتولاسیون است و می توان گفت خودزنی است، پس از این هم باید منتظر گام های بعدی دشمن در عرصه فرهنگی باشیم.
منبع: مهر
مطالب مرتبط

هدف سعودی ها از مجوس خواندن ایرانیان چیست؟

نامسلمان خواندن ایرانیان می تواند به عربستان کمک کند که دیگر مسلمانان را برای جنگ، آشکارا و پنهان، با ایران به کمک بطلبد.
 به گزارش مشرق، اخیرا عبدالعزیز الشیخ، مفتی اعظم عربستان سعودی گفته که ایرانیان مجوس هستند. این نامی است که اعراب ایرانیان زرتشتی را به آن می خواندند، کسانی که اکثریت ساکنان ایران زمین را در زمان حمله اعراب به این کشور در قرن هفتم میلادی تشکیل می دادند. مفتی اعظم سعودی با انتشار بیانیه ای مدعی شده بود که ایرانیان مسلمان نیستند.

این باور نه چیز جدیدی است و نه به سعودی ها یا وهابیون محدود می شود. با این حال تا جایی که به یاد دارم تا کنون هیچ رهبر مسلمانی آشکارا ایرانیان را غیرمسلمان نخوانده بود. البته برخی از شخصیت های سکولار پیشتر این کار را کرده بودند. برای مثال، در جریان جنگ ایران و عراق، صدام حسین مرتبا ایرانیان را مجوس می نامید و حتی بدتر این که، ایرانیان را حشراتی می خواند که باید با آفت کش از میان بروند. در واقع صدام با استفاده از تسلیحات شیمیایی در طول جنگ این تهدید خود را عملی هم کرد.

این باور اعراب مبنی بر این که ایرانیان مسلمان نیستند از این فرض نشات می گیرد که "ایرانیان هرگز به طور کامل به اسلام نگرویدند؛ در عوض، شیعه را توسعه داده اند که همان دین قدیمی شان است با پوشش نازکی از اسلام." علاوه براین، اعراب اعتقاد دارند که ایرانیان با هدف واژگون کردن و تضعیف اسلام واقعی و ناب این کار را انجام دادند. چندین سال پیش در کتابفروشی در قاهره و نزدیکی دانشگاه الازهر، کتابی با عنوان "شیعه توطئه ای علیه اسلام" را دیدم. سال های زیادی است که شخصیت هایی مذهبی در عربستان سعودی و قطر ـ از جمله شیخ یوسف القرضاوی ـ از انتشار کتاب هایی با موضوع "تهدید تشیع برای اسلام" و "طرح های ایران برای تغییر دین سنی ها به شیعه" حمایت می کنند.

البته این ایده که تشیع ساخته دست ایرانیان است هیچ اعتبار تاریخی ندارد. این انشعاب در جامعه مسلمانان عرب بلافاصله پس از رحلت پیامبر (ص) رخ داده است که در نهایت به شکاف سنی ـ شیعه منجر شد. بنابراین شکاف سنی ـ شیعه یک پدیده صرفا عربی و مربوط به پیش از دوران فتح ایران به دست مسلمانان بود. بعدها برخی ایرانیان ممکن است که در تشیع رگه هایی از تصوف را دیده باشند که بازتاب دهنده برخی از ارزش ها و مراسم های باستانی آنان بود؛ اما قطعا ایرانیان (آن طور که امروز مفتی های سعودی مدعی هستند) مخترع تشیع نبودند. اولین انگیزه ایرانیان برای گرایش به امام علی (ع)، پس از حمله اعراب و سیاست تبعیض قومی حاکمان جدید عرب در آغاز خلافت عمر بود. در این دوره به رغم شعار برابری قومی و نژادی تبعیض بسیاری علیه ایرانیان وجود داشت. گرچه ایرانیان مسلمان نقش بسیار زیادی در پیروزی خلافت عباسیان بر سلسه اموی داشتند اما سیاست تبعیض قومی و نژادی علیه آنان (از سوی عباسیان نیز) همچنان ادامه داشت.

(اما هدف سعودی ها از این که ایرانیان را نامسلمان می خوانند، چیست؟) از نظر آنان، وقتی ایرانیان مسلمان نیستند پس حکم اسلام مبنی بر این که مسلمانان نباید با مسلمانان دیگر مبارزه کنند درباره آنها صدق نمی کند؛ بنابراین می توانند ایرانیان شیعه را مانند هر کافر دیگری بدون هیچ عذاب وجدانی از میان ببرند. به همین دلیل است که در فضای متشنج فعلی میان عربستان سعودی و ایران، دامن زدن به این (ادعای واهی) که ایرانیان مسلمان نیستند پیامدهای سیاسی قابل توجهی خواهد داشت. برای مثال، این کار می تواند به عربستان سعودی کمک کند که دیگر مسلمانان را برای جنگ، آشکارا و پنهان، با ایران به کمک بطلبد. همین حالا هم این دیدگاه عربستان در گروه هایی مانند طالبان، داعش و القاعده درونی شده و ایرانیان را به عنوان کافر نگاه می کنند.

نقش ایرانیان در تمدن اسلامی

به رغم مخالفت هایی که وجود دارد ایرانیان در ایجاد و شکل دادن به تمدن اسلامی نقش زیادی داشته اند. مسلمانان برای 300 سال از سیستم مالیات عصر ساسانی و دیگر شگردهای حکومتداری این عصر برای مقاصد اداری خود استفاده می کردند. قوانین و مقررات دادگاه ها و روش های حکومتداری دولت ساسانی به الگویی برای خلفای اسلامی و بعدها حاکمان ترک از سلجوقی گرفته تا عثمانی تبدیل شد. کتاب اردشیر بابکان، بنیانگذار عصر ساسانی، با عنوان "کارنامه اردشیر بابکان" الگوی بیشتر کتاب های پس از اسلام در حوزه سیاست ـ مانند سیاستنامه خواجه نظام الملک، وزیر ملکشاه، سلطان سلجوقی ـ و کتاب های بعدی بود. ایرانیان بسیاری مانند خاندان برمکی وزارت خلفای عباسی و پس از آن حاکمان ترک را برعهده داشتند.

دار الحکیم بغداد به سبک "خانه دانش ساسانی" بنا شد. هنر ایرانیان در نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی، هنر اسلامی از بین النهرین تا هند را تشکیل می داد. همان طور که پروفسور رومن گیرشمن گفته، وارث واقعی هنر ساسانی، اسلام است که این هنر را با خود به هرجایی که رفت بُرد. پروفسور "آدا بوزه مان" این نفوذ را فتح ایران می خواند. سیبویه ایرانی بود که نخستین دستور زبان عربی را نوشت و ایرانیان به همراه مسیحیان کلمات یونانی را به عربی ترجمه کردند. به همین دلیل گذشته از مصلحت های سیاسی، هیچ عجیب نیست که مفتی اعظم سعودی ایرانیان را مجوس بخواند، اما غم انگیز این است که به ایرانیان امروز این لقب را می دهد.

منبع: دیپلماسی ایرانی
مطالب مرتبط

چرا اهل سنت وهابیون را نماینده خود نمی‌دانند؟

تحریم وهابیون در کنفرانس علمای اهل سنت در چچن به مثابه ضربه قدرتمند به تلاش‌های گسترده آل سعود است که از چندین دهه پیش درصدد معرفی خود به عنوان رهبر سیاسی اهل سنت و معرفی وهابیت به عنوان مذهبی که نماینده اسلام صحیح از نظر وهابیون است، قلمداد می‌شود.
چرا اهل سنت وهابیون را نماینده خود نمی‌دانند

به گزارش مشرق، خشم و نارضایتی وهابیون اعم از شیوخ و مقامات و رسانه‌هایشان از کنفرانس اخیر علمای مطرح اهل سنت در چچن همچنان ادامه دارد،‌هفته گذشته کنفرانسی با حضور علمای مطرح اهل‌سنت در گروزنی پایتخت چچن برگزار شد که شرکت‌کنندگان در بیانیه پایانی بر برائت خود از فرقه جعلی وهابیت و سلفی‌گری تکفیری تأکید کردند و آن را خارج از مذهب اهل‌سنت و باعث خدشه‌‌دار شدن وجهه اسلام ناب محمدی دانستند.

این کنفرانس با هدف شناسایی و معرفی هویت اهل سنت و جماعت، با حضور شمار زیادی از علمای اهل سنت به‌ویژه احمد الطیب شیخ الازهر مصر به‌میزبانی گروزنی پایتخت چچن و با حضور علما و اندیشمندان ارشد اهل سنت جهان اسلام از مصر،‌ سوریه، اردن، سودان و اروپا برگزار شد که این کنفرانس سه‌روزه روز شنبه ششم شهریور(27 آگوست) با صدور بیانیه‌ای به کار خود پایان داد. شیخ شوقی علام مفتی اهل سنت مصر، شیخ  اسامه الزهری مشاور رئیس جمهور مصر و معاون کمیسیون دینی پارلمان این کشور، شیخ علی جمعه مفتی سابق مصر، شیخ عبدالفتاح البزم مفتی دمشق از جمله شخصیت‌های مهم شرکت کننده در این کنفرانس بودند.

مهمترین نتیجه این کنفرانس، خروج وهابیت از دایره اهل سنت بود: «اهل سنت و جماعت در اعتقاد و مذاهب کلامی اشاعره و ماتریدیه، و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت در فقه (حنبلی، حنفی، شافعی و مالکی) و اهل تصوف هستند».

در پی برگزاری این کنفرانس، هجمه رسانه‌ای آل سعود با حمایت مؤسسه‌های دینی و سیاسی رژیم آغاز شد، به‌طوری که شیخ  عبدالعزیز آل الشیخ مفتی آل سعود و رئیس تشکل علمای درباری موسوم به هیئت کبار العلماء مدعی شد آنچه در کنفرانس چچن و تقسیم‌بندی اهل سنت و جماعت به اشاعره، ماتریدیه، مذاهب اربعه در فقه و اهل تصوف در علم و اخلاق و  تزکیه، مغالطات و تقسیم بد و تلاش‌هایی برای مخدوش کردن وجهه اسلام و تفرقه در میان مسلمانان است.

وی با نقل اظهارات شیخ بن باز مفتی سابق آل سعود، وهابیون را جزء اهل سنت خواند که به زعم وی به حق تمسک می‌جویند و درباره آن متحد می‌شوند.

علوی السقاف مسئول مؤسسه الدرر السنیه گفته بود بیانیه کنفرانس چچن، خفت‌بار است، زیرا سبب پراکنده شدن جماعت به‌خاطر خارج کردن وهابیت از مذهب اهل سنت و جماعت شده است. السقاف به رمضان قدیروف رئیس جمهور چچن هم حمله کرد.

عادل الکلبانی خطیب سابق مسجد ملک خالد ریاض در صفحه شخصی خود در توئیتر چنین نوشت: «کنفرانس چچن باید هشداری برایمان باشد که جهان برای سوزاندن ما هیزم جمع کرده است».

عالی‌ترین نهاد وهابیون که به هیئت کبار العلمای سعودی معروف است، با ابراز خشم شدید از این کنفرانس در بیانیه‌ای آن را به‌زعم خود در چارچوب شعله‌ور کردن آتش تعصب و درگیری میان فرقه‌های اسلامی قلمداد کرد.

محمد آل الشیخ از خاندان شیخ محمدبن عبدالوهاب مؤسس فرقه جعلی وهابیت با حمله به این کنفرانس و شرکت‌کنندگان آن به‌ویژه شیخ  الازهر در توئیتی نوشت: «مشارکت شیخ الازهر در کنفرانس گروزنی که پادشاهی سعودی را از عناوین اهل سنت کنار گذاشت، این مسئله را بر ما ضروری می‌کند تا در تعامل خود با مصر تغییر ایجاد کنیم، وطن برای ما مهمتر است، مصر السیسی باید ویران شود».

آنچه خشم علمای سعودی رسمی و غیررسمی و همپیمانان آنها از جمله شیخ یوسف قرضاوی را بیشتر کرده، عدم دعوت از آنها برای مشارکت در این کنفرانس بوده است.

محمد بن السعیدی از شیوخ وهابی و استاد دانشگاه ام‌القری در عربستان ادعا کرده است: «کنفرانس گروزنی،‌ توطئه‌ای علیه جهان اسلام به‌ویژه عربستان سعودی و با هدف بازگرداندن عقل مسلمان به خرافه‌گری و پرده‌داری قبور است».

شیخ محمد البراک دیگر شیخ وهابی هم با توهین به علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس چچن گفته است: «در کنفرانس چچن،‌ توطئه‌گران می‌خواستند اهل سنت را اخراج کنند که خود را اخراج کردند».

کنفرانس اخیر در چچن از این نظر مهم بود که 200 عالم اهل سنت از کشورهای مختلف عربی و اسلامی و علمای ساکن کشورهای اروپایی حاضر شدند در حالی که علمای وهابیت و سلفی تکفیری به این کنفرانس دعوت نشدند. شرکت کنندگان در این کنفرانس خواستار گرفتن فرصت از گروه‌های تروریستی‌ای شدند که با شیوه‌های ویرانگر خود به وجهه اسلام ضربه می‌زنند.

عبدالباری عطوان تحلیلگر مطرح عرب درباره کنفرانس گروزنی چنین گفته است: «کنفرانس گروزنی گام بزرگی برای گرفتن مرجعیت اهل سنت از سعودی و افزایش انزوای آن در جهان اسلام و اثبات تروریستی بودن فکر وهابی است...».

عالم برجسته اهل سنت لبنان : کنفرانس چچن واکنشی به وهابیون بود

شیخ ماهر حمود از علمای برجسته اهل سنت لبنان و دبیرکل اتحاد علمای مقاومت، کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در جمهوری چچن را پاسخی به وهابیون دانست و گفت کلمه اهل حدیث اعم از آن است که سلفیت آن را به انحصار خود درآورد یا آن را بیان کنند.

وی افزود: کنفرانس چچن واکنشی به تلاش‌های مستمر وهابیت بود که مدت‌های زیادی است تفسیر خاص خود از اسلام را ارائه می‌کنند و می‌خواهند آن را به انحصار خود درآورند، این کنفرانس واکنشی به تروریسم تکفیری معاصر بود که بخش اعظم انحرافاتش مبتنی بر فکر وهابی است.

عالم برجسته اهل سنت لبنان با بیان اینکه، سلفیت معاصر تحت نفوذ آمریکا از طریق نفوذ این کشور بر آل سعود و دیگران است، درباره هجمه شیخ یوسف القرضاوی پدر معنوی تروریست‌های تکفیری به کنفرانس چچن هم گفت نمی‌توان بر اقوال و دیدگاه‌های شیخ قرضاوی به خاطر انحرافات فراوانش تکیه و اعتماد کرد، حرف‌هایش هیچ ارزشی ندارد، چرا که وی به صراحت فتوا داده است هر کس طرفدار دولت سوریه باشد حتی علما را باید کشت، ما نمی‌توانیم انحرافات این فرد را بشماریم.

تاکید یکی از شیوخ الازهر بر این‌که وهابیت اساس و پایه فتنه‌هاست

شیخ احمد کریمه استاد شریعت اسلامی دانشگاه الازهر مصر تاکید کرده است اگر جهان به دنبال خشکاندن منابع تروریسم است، باید با قاطعیت و جدیت با وهابیت که اساس و پایه تمام فتنه‌ها و ناآرامی‌هاست، مقابله کند.

وی همچنین به فتوایی از سوی الازهر اشاره کرد که بر اساس این فتوا، هر یک از نظامیان ائتلاف عربی تجاوز به یمن به سرکردگی آل سعود در صورتی که در این جنگ ویرانگر به هلاکت برسند، به جهنم خواهند رفت، زیرا ظالم و طغیانگر هستند.

وی درباره پیام‌های کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در گروزنی، وهابیون را خوارج زمانه خواند که علاوه بر شیعیان، اهل سنت مخالف شان را هم تکفیر می‌کنند، وهابیون به این دلیل به کنفرانس گروزنی حمله می‌کنند، زیرا این کنفرانس هیچ کسی را تکفیر نکرد، بلکه خواستار گفت‌وگو شد.

به گفته وی، کشورهای آسیای میانی از فکر وهابی متضرر شده‌اند که جوانان آنها را سوخت عملیات تروریستی قرار داده است. فکر وهابی اساس تروریسم در جهان است.

وی به تشکیل مدارسی با پول‌های آل سعود در تاجیکستان اشاره کرد که شیعیان و اهل سنت را آشکارا تکفیر می‌کنند و جوانانی که در این مدارس عقاید وهابی را فرا می‌گیرند به گروه‌های تروریستی تکفیری می‌پیوندند.

برخی تحلیلگران بر این باورند که کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در گروزنی به معنای انتقال مرجعیت اهل سنت از عربستان به مصر و موضع احمد الطیب شیخ الازهر در این کنفرانس نقطه عطفی در موضع‌گیری‌ها علیه وهابیت است.

شیخ الازهر این بار به‌ صورت علنی جعلی بودن گرایش‌های وهابی را اعلام کرد و اهل سنت را از حرکتهای جریانهای تکفیری و گروهک‌های تروریستی تکفیری مبرا دانست. وی عدم همراهی و ارتباط اهل سنت با گروه‌های وابسته به وهابیت را که همسو با جریان‌های صهیونیستی و آمریکایی حرکت می‌کنند، اعلام داشت.

دلایل دعوت نشدن شیوخ وهابی به کنفرانس گروزنی از نگاه یک تحلیلگر سعودی

یک تحلیلگر سعودی درباره دلایل دعوت نشدن شیوخ وهابی به نشست علمای اهل سنت در گروزنی چچن گفته است : ما باید «عدم دعوت از گفتمان دینی عربستان» به چنین کنفرانسی را مورد نقد داخلی قرار داده و آن را با جسارت علمی بازبینی کنیم تا دیگر خود را در حاشیه میدانی نیابیم که زمانی رهبری و سیادت آن را بر عهده داشته‌ایم.

وی افزود: آنها به این دلیل ما را دعوت نکردند، زیرا گفتمان دینی ما غرق در برچسب زدن، طرد و نارسیسم وخود برتربینی است، زیرا از خیل کثیر اهل سنت تنها عده اندکی را به رسمیت شناختیم و بقیه را متخلف و دارای گرایش‌های عقیدتی و اسلوب شبهه ناک و شک برانگیز می‌دانیم.سؤال اینجاست: آیا حتی شده یک نفر از علما و مبلغان گفتمان دینی ما، از انبوه محکومیت و تردید و انکار سر برون کند تا ما را به یک گفت‌وگوی سازنده و انگیزشی هدایت کند با محوریت این پرسش که: چرا ما را از اهل سنت استثنا کرده و برای کنفرانس دعوتمان نکردند؟

در پاسخ به این سؤال، تا جای ممکن و در حد اختیارات خود به مطالب ذیل اشاره می‌کنم؛ اول اینکه آیا واقعا ما در ارزیابی واکنش‌ها نسبت به گفتمانمان تا حدی جدی هستیم که میزان پذیرش، استقبال و محبوبیتمان را در چچن، بوسنی، آبخاز، افغانستان و یا حتی داخل جوامع سنی عراق و سوریه بسنجیم؟! با توجه به ادبیات مخوفی که در جوامع مذکور، تبعات زیانباری برای گفتمان سلفی محلی داشته و همچنان پیامدهای ناگواری در بردارد.

آیا ما در ریشه کن کردن جوانب افراط و تحجر در گفتمان خود موفق عمل کرده‌ایم؟ افراطی که لکه‌ای سیاه بر پیشانی گفتمان ما زده است؟ آیا ما حتی شده در برابر خودمان، به این اقرار کنیم که کار این گفتمان غیر منعطف –و نمونه‌های تکثیر شده آن- به تقسیم جامعه درونی عربستان رسیده و بهترین مثال این است که به خطبه جمعه یا سخنرانی یکی از بزرگترین و محبوب ترین سخنران‌های سعودی حاضر شویم.

ثانیاً شما را به مقاله روزنامه نگار و نویسنده بزرگ عربستان "زیاد الدریس" ارجاع می‌دهم آنجا که صراحتاً عنوان می‌کند «انتخاب گزینشی، طرد کردن و تبعیضی که از معایب کنفرانس چچن قلمداد می‌کنیم از گروزنی شروع نشده بلکه در سالهای گذشته خود ما ریشه دارد؛ زمانی که یکی از دانشگاه‌های ما کنفرانسی درباره سلفیت برگزار کرد و به آن صفت "کنفرانس جهانی" داد، اما از ده‌ها فرقه و مذهب اسلامی که با ما تفاوت دارند، حتی یک سخنران هم دعوت نکرد تا مبادا نظر مخالفی بشنوند و این روند گزینشی را دیگر دانشگاه‌های محلی نیز در پیش گرفتند و هنوز هم مدارک این همایش‌ها موجود است و می‌توان در آنها، تمامی خصوصیاتی که به کنفرانس گروزنی نسبت می‌دهیم را بیابیم از جمله محدود کردن چارچوب تعریف اهل سنت و جماعت.

شاید اتهام زدن تا حدودی کینه ما از دعوت نشدن را التیام بخشد، اما هرگز کمکی به تشریح دلایل بنیادی و اصلی نخواهد کرد. عقل می‌گوید: انکار کورکورانه دشمن بصیرت و بینش منطقی است و من بیش از این اجازه بسط سخن در این رابطه را ندارم.

آل سعود لشکر شیوخ وهابی را برای پاسخ به کنفرانس علمای اهل سنت در چچن به صف کرد

حکومت آل سعود که نتوانست نتایج و پیامدهای کنفرانس مهم علمای اهل سنت در چچن را تحمل کند، با سوء‌استفاده از موسم حج، با کنفرانس شیوخ وابسته به خود در مشعر منا به طور عملی به آن واکنش نشان داد.

این رژیم با برگزاری کنفرانسی با شعار فریبنده«اسلام، پیام صلح و اعتدال» که طی آن طرد وهابیت از کنفرانس علمای اهل سنت در چچن محکوم شد،‌نشان داد همچنان از پیامدهای این کنفرانس نگران است.

اما کسانی که در کنفرانس برگزار شده از سوی رژیم سعودی در مشعر منا شرکت کردند، اعضای تشکل وابسته به این رژیم موسوم به الهیئه العالمیه للعلماء‌المسلمین بودند که همچون تشکل شیوخ دربار موسوم به هیئت کبار العلماء وظیفه مشروعیت بخشی به جنایات آل سعود و تروریست‌های وهابی تکفیری را برعهده دارد.

شرکت کنندگان در این نشست، با ابراز خشم شدید خود از نتایج کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در گروزنی مدعی شدند که وهابیت مدرسه و مکتب علمی و آکادمیک است که به زعم آنها نمی‌توان آن را از شیوه‌های آموزش شرعیت خارج کرد.

اتهام زنی شرکت کنندگان در این نشست به اصطلاح علمایی به جمهوری اسلامی ایران و تکرار ادعای بی‌اساس آل سعود علیه کشورمان مبنی بر دخالت در امور حج جایی شکی درباره سوء‌استفاده سیاسی حکومت آل سعود از موسم حج و فریضه بزرگ الهی حج باقی نمی‌گذارد. شیوخ وهابی در نشست خود در مشعر منا، مدعی شدند که ایران، مردم خود را از ادای فریضه حج محروم کرده و در امور حج دخالت می‌کند، اتهام بی‌اساسی که بارها از سوی مقامات و رسانه‌ها و شیوخ وهابی تکرار شده است.

مقالات متعدد رسانه‌های سعودی در محکومیت کنفرانس علمای اهل سنت در چچن

روزنامه عکاظ پیشتاز انتشار مقالات و گزارش‌هایی در محکومیت کنفرانس علمای اهل سنت در چچن است که با وجود گذشت سه هفته از این کنفرانس همچنان به انتقاد از آن ادامه می‌دهد.

این رسانه سعودی در مقاله‌ای با عنوان »مؤتمر الشیشان..» علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس چچن را به ارتکاب اشتباهات و برتری‌جویی و تعیین نقشه‌های انحصارطلبی دینی مذهبی متهم کرد.

این روزنامه به طور خاص از تحریم شیوخ وهابی در این کنفرانس و نیز برگزار نشدن آن در عربستان با حضور سعودی‌ها انتقاد کرده است.

دیگر روزنامه سعودی یعنی الوطن هم در مقاله‌ای با عنوان «مؤتمر الشیشان حشفا وسوء کیلة»، علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس گروزنی را به باد انتقاد گرفت و آنها را مدعیان انتساب به  اهل سنت و جماعت توصیف کرد. رسانه سعودی همچنین شرکت کنندگان در این کنفرانس مهم را اهل بدعت و کسانی خواند که در مسیر اسلافشان که از نظر این روزنامه اهل بدعت بودند،‌حرکت می‌کنند.

الوطن علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس گروزنی همچون مفتی اهل سنت مصر و شیخ الازهر را انسان‌هایی دانست که راهنمایشان، تخیلات و اوهامشان است. این رسانه سعودی با ابراز خشم شدید خود از دعوت نشدن شیوخ وهابی به این کنفرانس، شرکت کنندگان آن را انسان‌های منحرف، مشرک و بت‌پرست توصیف کرد.

اعتراف تکان دهنده رسانه سعودی به انحصارطلبی و سیاست حذفی وهابیون علیه اهل سنت

روزنامه الوطن سعودی در عین حال در مقاله‌ای با عنوان «أیها السلفیون: قل هو من عند أنفسکم»،‌ سلفی‌ها(که مهمترین مصداق و نماینده آنها وهابیت و وهابیون است)را در برگزاری کنفرانس علمای اهل سنت در گروزنی مقصر خوانده و با اذعان به رویکرد حذفی و انحصارطلبی سلفی‌ها و ادعای رهبری خود بر اهل سنت تنها راه در برابر وهابیون را دست برداشتن از رویکرد حذفی و انحصارطلبی و پذیرش تعدد مذاهب خوانده است.

 

الوطن نوشته است :«دور کردن سلفیت از کنفرانس گروزنی، نباید عجیب و غریب دانسته شود، چرا که قابل پیش بینی بود به خاطر حذف و به حاشیه راندن گسترده مذاهب دیگر(از سوی وهابیون)، چرا باید از این مسئله به تنگ آییم چرا که هر عملی را بر اساس قانون سوم نیوتن عکس‌العملی است...»

این رسانه سعودی اعتراف کرده است که« تریبون‌های علمی و تبلیغی در عربستان چه رسمی و چه غیر رسمی، رویکرد حذف فکری مخالفان و خارج کردن آنها از دایره اهل سنت را در پیش گرفته‌اند، بنابراین ما(وهابیون) نباید توقع داشته باشیم که دیگران، رویکرد حذفی و انحصارطلبی ما را با استقبال و تقدیر پاسخ دهند...»

الوطن در ادامه اعتراف به انحصارطلبی و سیاست حذفی وهابیون علیه اهل سنت نوشته است:«عجیب است که ما با وجودی که اعتراف می‌کنیم پیروان مذاهب عقیده‌ای همچون اشعریه و ماتریدیه،صوفیه، زیدیه و دیگران در دایره اهل سنت و جماعت قرار دارند، اما آنها را مبرا از عیب و نقص نمی‌دانیم و در فهرست طولانی اهل بدعت و ضلالت می‌گنجانیم و تلاش‌های خود را برای ایجاد خصومت‌های جدید حتی با کسانی که با ما در زمینه اعتقادی و فقهی اتفاق نظر دارند،‌تقویت می‌کنیم

رسانه سعودی مصیبت بزرگ وهابیون را بی‌اعتنایی به دیگر فِرَق اهل سنت دانسته و می‌نویسد : مصیبت بزرگ ما آنجاست که هیچ ارزشی برای مذاهب بزرگ ارزشی قائل نیستیم و هیچ توجهی به اکثریت مخالف نداریم، با وجودی که برخی از این مذاهب، عنصر اصلی اهل سنت هستند به ویژه اشاعره(در معنای عام، اشاعره‌ به‌ سنت‌ گرایان‌ یا اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ گفته‌ می‌شود، یعنی‌ آنان‌ که‌ در برابر خردگرایان‌ معتزلی‌، بر نقل‌ تاکید می‌کنند) که اکثریت را در توزیع بافت جمعیتی جهان اسلام تشکیل می‌‌دهند در نتیجه فکر رایج در اینجا(عربستان)،‌در جهان اسلام به عنوان اقلیت قلمداد می‌شود.

«ما نه تنها از کسانی که با ما مخالف هستند، بدگویی می‌کنیم، بلکه با قرار دادن خودمان به عنوان معیار حق و باطل، بر هنر ایجاد مخالفان جدید پافشاری می‌کنیم و دیگران را بر اساس این معیار می‌سنجیم، شاید جهان اسلام خیلی از اقدامات حذفی ما را فراموش کند،‌ولی هرگز اظهارات یکی از اساتید یک دانشگاه اسلامی در کشورمان را فراموش نخواهد کرد که ادعا کرده بود تنها گروه نجات‌بخش، علمای ما، اهل نجد و پیروان آنها(یعنی وهابیون، چرا که وهابیت از نجد آغاز شد)، هر چند این فرد پس از فشارهایی که بر وی اعمال شد، از این حرف خود عذرخواهی کرد».

الوطن با اشاره به اقدامات انحصارطلبانه و حذفی وهابیون علیه اهل سنت تاکید می‌کند:«در پایان باید اعلام کنیم که در مقابل سلفیت(که وهابیت مهمترین شاخص آن است) یک راه بیشتر وجود ندارد و آن این‌که از اصل حذف کردن دیگران که امروز خودش تلخی‌ آن را چشیده،‌دست بردارد و نسبت به پذیرش تعدد مذاهب انعطاف‌پذیری داشته باشد، معنایش ضرورتا وحدت درباره یک مذهب نیست، تعدد یک مزیت است نه عیب یا نقص».

الوطن همچنین در مقاله دیگری با متهم کردن علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس گروزنی به انحصارطلبی می‌نویسد: واکنش‌های ضد و نقیض به کنفرانس چچن یا آنچه به کنفرانس اهل سنت و جماعت موسوم شد و با حضور شمار زیادی از علمای مسلمان از طوایف مختلف در اواخر آگوست برگزار شد، این کنفرانس خشم بسیاری از علما و نویسندگان پادشاهی سعودی را برانگیخته است.این کنفرانس در حالی برگزار شد که ما به ایجاد فضای دیگری از درگیری سُنی‌سُنی نیاز نداشتیم.

این رسانه در عین حال به رویکرد انحصارطلبانه و حذفی وهابیون علیه اهل سنت اذعان کرده و از این افراد می‌خواهد از نظریه‌پردازی رویایی خود خارج شده و واقعیت دردناک را بپذیرند و پیش از آنکه دیگران(منظور علمای اهل سنت شرکت کننده در کنفرانس گروزنی) را به انحصارطلبی و حذف دیگران متهم کنند، بیندیشند که آیا قبلا کسی را به حاشیه رانده‌اند؟

این روزنامه همچنین در مقاله‌ دیگری با عنوان السلفیون والإقصاء،‌کنفرانس علمای اهل سنت در گروزنی را به زعم خود نمونه آشکاری از حذف عمدی در بدترین شکل(منظور بیرون راندن وهابیت از دایره اهل سنت) چه در شیوه آماده‌سازی برای آن یا اداره جلسات و نتایج آن دانست. این روزنامه برگزاری کنفرانس علمای اهل سنت در چچن را توطئه‌چینی علیه دعوت سلفی(وهابیت شاخص اصلی آن) قلمداد کرد.

الوطن با تمجید از ابن تیمیه پدر فکری محمد عبدالوهاب موسس وهابیت به تطهیر این فرقه ضاله و منحرف پرداخت و مدعی شد که ابن تیمیه در معرض تروریسم فکری اشاعره(از تقسیم‌های بندی‌های اهل سنت) قرار گرفته بود.

این روزنامه به اقدامات وهابی‌های سلفی در قتل و ویرانگری و مصادره اراضی و حذف مخالفان خود در جریان سیطره بر شبه جزیره عربستان اعتراف کرد و نوشت سلفی‌ها(وهابی‌ها) امروز بر دو مجمع از بزرگترین مجامع فقه اسلامی در جهان در مکه و جده سیطره دارند.

الوطن مدعی شده است که دو مجمع وهابی یاد‌شده دو تریبون برای تفرقه نیستند بر خلاف آنچه در کنفرانس گروزنی رخ دد

الوطن به نفرت علمای اهل سنت از فرقه وهابیت اذعان کرده می‌نویسد: «آنچه باعث تاسف فراوان است، این است که شمار کمی از اساتید اشاعری و صوفی به محض پایان یافتن قراردادهایشان با دانشگاه‌های ما(دانشگاه‌های وهابیون در عربستان) به کشورهایشان برمی‌گردند تا در فعالیت‌های ضد سعودی و ضد دعوت سلفی(وهابی) مشارکت کنند که دو نفر از این افراد که در دانشکده الدعوه دانشگاه ام القری تدریس می‌کردند، پنج سال پیش یا کمی بیشتر ازاین مدت در کنفرانسی در مصر با عنوان سلفیت و صهیونیسم شرکت کرد، کنفرانسی که یکی از شاخه‌های صوفی برپا کرد که شیخ آن در کنفرانس اخیر گروزنی هم شرکت کرده بود. در بیانیه پایانی آن کنفرانس(در مصر) آمده بود که سلفیت(وهابیت) از صهیونیستم خطرناک‌تر است، نکته مهم درباره الازهر است که موضع خاصی در قبال این کنفرانس و شرکت کنندگان گرفت، آیا سکوت علامت رضاست، آیا از ما می‌خواهند که تجاوز مخالفانمان بر ضد خود را بپذیریم و در مقابل آنها سکوت کنیم و از عقیده خود(منظور وهابیت) دست برداریم، هرگز این کار را نخواهیم کرد».

الوطن البته روز چهارشنبه 24 شهریور هم در مقاله‌ای با عنوان «مؤتمر الشیشان: لماذا لم یدعونا؟» پرسید چرا ما(وهابیون) را به کنفرانس چچن دعوت نکردند؟ این رسانه با سرخوردگی و ناامیدی از دعوت نشدن شیوخ وهابی به این کنفرانس و نتایج نهایی آن که همان ابراز برائت از وهابیت بود، از منزوی شدن وهابیت در میان اهل سنت ابراز نگرانی کرد.

این روزنامه اذعان کرد به این دلیل ما(وهابیون) را به کنفرانس چچن دعوت نکردند، زیرا گفتمان محلی ما(در عربستان) غرق در طبقه‌بندی، حذف کردن و منزوی کردن است.

الوطن این سئوال را مطرح کرده است که« آیا حتی یک نفر در میان ما(وهابیون) پیدا می‌شود که به جای محکومیت و مخالفت و ابراز تشکیک در کنفرانس چچن به بررسی سازنده این سئوال بپردازد که چرا ما(وهابیون) را از این کنفرانس کنار گذاشتند و دعوت نکردند».

این رسانه  اذعان کرد :«گزینش، حذف کردن و تبعیضی که ما کنفرانس چچن را به خاطر آن ملامت و سرزنش می‌کنیم، از گروزنی آغاز نشد، بلکه از سال‌ها پیش و زمانی آغاز شد که یکی از دانشگاه‌های ما میزبان کنفرانسی درباره سلفی‌گری بود و سپس واژه جهانی به آن داد، با وجود این‌که حتی یک سخنگوی از ده‌ها فرقه و مذهب اسلامی را دعوت نکردیم تا دیدگاه متفاوتش را بشنویم، این رویکرد و شیوه را دانشگاه‌های دیگری در کشورمان(عربستان) تکرار کردند، شاید اتهام‌زنی کمی از خشم ما به خاطر دعوت نشدن به گروزنی بکاهد، ولی ریشه اسباب و عوامل را برای ما تشریح نخواهد کرد،‌نظریه می‌گوید نپذیرفتن کورکورانه، دشمن دیدن است».

الوطن مقاله‌ دیگری با عنوان «هل مؤتمر الشیشان شمعة تتحدى الظلام» درباره کنفرانس اخیر علمای اهل سنت منتشر کرد و در موضعی منفعلانه به سبب منزوی شدن وهابیت نوشت راه حل در تعیین این‌که، اهل سنت چه کسانی هستند، نیست، بلکه راه حل در گسترش دایره اهل سنت نه محدود کردن آن است.

این رسانه سعودی در مطلب  دیگری با عنوان «السلفیة النقدیة» به دفاع از عقاید و افکار افراطی، انحرافی و التقاطی ابن تیمیه پدر فکری و اعتقادی محمد عبدالوهاب موسس فرقه وهابیت پرداخت .

ابراهیم عیسی فعال رسانه‌ای مصری تاکید کرده است کنفرانس علمای اهل سنت در گروزنی، ضربه دردناکی به وهابیت بود و با وجود مخالفت و مانع‌تراشی سعودی‌ها ، برگزار شد.

وی در یکی از برنامه‌های شبکه ماهواره القاهره و الناس گفت کنفرانس گروزنی به مثابه فرصتی بود تا جهان بداند که چیزی به نام وهابیت در مذهب اهل سنت و جماعت وجود ندارد.

 

به گفته وی، در این کنفرانس از هیچ وهابی یا سلفی به خاطر افراط‌گرایی و تکفیر که ریشه اعتقادی آنها را تشکیل می‌دهد،‌دعوت نشد و نیز به خاطر شر و بدی پادشاهی سعودی برای جهان به عنوان حامی تروریسم از آنها دعوت نشد،‌وهابیون به سبب این کنفرانس عصبانی شدند به ویژه با توجه به این‌که در بیانیه پایانی این کنفرانس تاکید شد که وهابیون جزو اهل سنت و جماعت نیستند.

عیسی با لهجه مصری، با حالت تمسخر درباره آل سعود اظهار داشت : عربستان گفت چگونه یک همایش اسلامی برگزار می‌شود،بدون اینکه پول آن را عربستان پرداخته باشد! این امر جدیدی است و صراحتا برای عربستان دردناک است. چگونه این گونه همایشی علی رغم میل دلارهای نفتی برگزار می‌شود» 

یک پژوهشگر برای اثبات این موضوع که وهابیت همه را تکفیر می‌کند، نیاز نیست خیلی خود را به سختی بیندازد، کنفرانس گروزنی با خارج کردن وهابیت از دایره اهل سنت،‌کار درستی انجام داد، چه بسا یک پژوهشگر نیاز داشته باشد نگاهی به کتاب‌های وهابیت که در سطح وسیعی پخش شده،‌بیندازد تا از رویکرد حذفی و انحصارطلبانه وهابیت نسبت به دیگر فرق و مذاهب اسلامی مطمئن شود.

با نگاهی به نوع واکنش رسانه‌ها، تحلیلگران، شیوخ وهابی و حتی مقامات رژیم به کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در گروزنی می‌بینیم که تقریبا همه آنها به این کنفرانس حمله‌ور شده و اتهامات وارده به آنها مبنی بر تکفیر همه مذاهب و فرق اسلامی را انکار کرده و خود را موحدین واقعی و نمایندگان انحصاری اهل سنت و جماعت قلمداد می‌کنند، اما واکنش مفتی وهابیون(شیخ عبدالعزیز آل الشیخ) به پیام مهم امام خامنه‌ای به حجاج بیت الله الحرام در موسم حج امسال این مسئله یعنی رویکرد حذفی و انحصاری وهابیون و تکفیر دیگران از سوی آنها را مورد تاکید قرار داد، در حالی که رهبر معظم انقلاب تنها به طرح دغدغه‌های واقعی امت اسلام درباره وهابیت و نحوه مدیریت موسم حج از سوی پادشاهی آل سعود پرداخته بودند، واکنش وهابیون به این بیانات مهم، تکفیر ایرانی‌ها بود با گفتن این ادعا که «ایرانی‌ها مسلمان نیستند و فرزندان مجوس هستند».

حتی اگر اظهارات نفرت‌انگیز و طایفه‌ای مفتی آل سعود را کنار بگذاریم،‌مطالب و مقالات و تحلیل‌های رسانه‌های سعودی درباره کنفرانس اهل سنت در چچن کافی است تا اتهامات وارده علیه وهابیت را مورد تاکید قرار دهیم.

دیدگاه وهابیون درباره اهل سنت : وهابیون عقیده اشعریه و ماتریدیه(اهل سنت) را عقاید انحرافی و اهل تصوف را اهل بدعت و خرافات می‌خوانند و رفتار تحقیرآمیزی هم با مذاهب فقهی اهل سنت(حنبلی، حنفی، مالکی و شافعی) دارند و هر کس را که با نظرات و دیدگاه‌ها و عقاید ابن تیمیه(پدر فکری موسس وهابیت و وهابیون) مخالفت کند، تکفیر می‌کنند.

دیدگاه وهابیون درباره غیر اهل سنت: وهابیون غیر سنی‌ها را با اتهاماتی همچون گمراه بودن، زندیق، رافضی و مجوسی تکفیر می‌کنند.

وهابیون به صراحت هر نظر و دیدگاه مخالف خود را نمی‌پذیرند و هر کس را که مخالف آنها باشد، متهم به کفر یا گمراهی می‌کنند و پول‌های هنگفتی در راه تبلیغ عقاید انحرافی خود خرج می‌کنند، اما خطرناک‌ترین مسئله این است که آنها مفهوم اهل سنت و جماعت را در انحصار خود قرار داده‌اند و کنفرانس اخیر گروزنی از این نظر مهم بود که علمای اهل سنت، وهابیت را از دایره اهل سنت خارج دانستند.

محمد بن عبدالوهاب موسس فرقه انحرافی و ضاله وهابیت، 10 دلایل را برای تکفیر دیگران از نظر خود مطرح کرده که وهابیون با تکیه بر همین دلایل به تکفیر دیگران می‌پردازند.

شیخ صالح الفوزان از شیوخ وهابیت و عضو کمیته دائمی فتوا و هیئت موسوم به کبارالعلماء‌پادشاهی آل سعود در کتاب خود نوشته است نواقض اسلام، مفسدات و مبطلات آن است،‌هر کس اسلام آورد و لا‌اله الاالله و اشهد ان محمدا رسول الله گفت، اسلام و توحیدش را با یکی از  این نواقض(نقض‌کننده‌ها) نقض می‌کند و او دانسته یا ندانسته مرتد شده و در زمره کفار قرار می‌گیرد. بنابراین از نگاه وهابیون،‌نواقض مد نظر آنها، اسلام ما را باطل کرده و ما را از دایره اسلام به دایره کفر منتقل می‌کند، مشخص است که توحید یک مسئله محوری در گفتمان محمد بن عبدالوهاب است و هر چیزی که بر خلاف مفهوم و برداشت خاص وی از توحید باشد، نقض کننده اسلام از نگاه وی و در نتیجه مجوزی از سوی وهابیون برای تکفیر دیگران باشد. وهابیون زیارت مراقد مقدسه امامان معصوم و جانشینان برحق پیامبر اسلام حضرت محمد(ره) و ابراز ارادت به آستانشان را شرک و کفر دانسته و از زیارت مراقد مقدسه از جمله حرم مطهر امام حسین(ع) با وجود تاکید صریح پیامبر(ص) بر زیارت آنها منع می‌کنند.

از نظر وهابیون هر کس به شفاعت اعتراف کند، کافر است این در حالی است که حتی اهل سنت هم معتقدند که فرشتگان و پیامبران و صالحین روز قیامت شفاعت می‌کنند.

یکی از مهمترین تناقضات وهابیت و وهابیون در این است که بر اساس افکار و عقاید آنها،‌اظهار دوستی و محبت نسبت به کفار یا تشببه به آنها یا تبعیت از آنها یا نزدیک شدن به آنها مجوزی برای کفر است، این در حالی است که شیوخ وهابی نه تنها با روابط بسیار گسترده و حسنه رژیم آل سعود با دشمنان سرسخت امت اسلام یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی مخالفت نمی‌کنند بلکه تمام سیاست‌های ویرانگر این رژیم و ارتباطات گسترده و همه جانبه آنها با آمریکا و تحرکات پرشتاب برای عادی‌سازی روابط با غاصبان قبله نخست اسلام یعنی رژیم صهیونیستی را مشروع جلوه می‌دهند تا ثابت شود شیوخ وهابیت هیچ ارزشی برای اسلام ناب محمدی و مسلمانان و خطراتی که در نتیجه روابط گسترده آل سعود با دشمنان امت اسلام یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جهان اسلام را تهدید می‌کند، ندارند.

عبدالله بن یس از  الجزائر گفته است فرقه وهابیت در حالت احتضار بوده و نفس‌های آخرش را می‌کشد و تیر خلاص هم از خود نظام سعودی بر آن شلیک خواهد شد، وهابیتی که مرکب آل سعود برای رسیدن به حکومت جزیره العرب است.

در پایان باید گفت پادشاهی آل سعود که خود را نماینده واقعی اسلام و مرجع اهل سنت و جماعت به زعم خود می‌داند،‌همه مسلمانانی را که با عقاید انحرافی و گمراه‌کننده محمد عبدالوهاب مخالفت کنند،از دایره اسلام مد نظر خود خارج می‌دانند،‌شاید علت واقعی خشم پادشاهی آل سعود و وهابیون از کنفرانس اخیر علمای اهل سنت در چچن به این خاطر باشد که عدم دعوت از وهابیون به مثابه ضربه قدرتمند به تلاش‌های گسترده آل سعود است که از چندین دهه پیش به دنبال این است که خود را به عنوان پایه و اساس و رهبر سیاسی جهان اهل سنت و وهابیت را به عنوان مذهبی که نماینده اسلام صحیح به زعم وهابیون معرفی کنند. از لحظه صدور بیانیه پایانی کنفرانس چچن، امپراطور رسانه‌ای پادشاهی بنی‌سعود احساس کرده است که برای اولین بار از همان جام سمّ کشنده‌ای نوشیده که خود را آن با تبحر ایجاد کرده و آن را به دیگران می‌چشانید، و آن سم، سم حذف و به حاشیه راندن، به رسمیت نشناختن و تکفیر است.

دلایلی که اهل سنت، وهابیت و وهابیون را نماینده خود و اسلام نمی‌دانند و از حاکمان مسلط بر حجاز برائت می‌جویند به این شرح است:

-اهل سنت و جماعت نمی‌پذیرند که وهابیت و حکومت آل سعود که در حال عادی سازی روابط با صهیونیست‌ها و تابع و دنباله‌رو آمریکایی‌ها و استعمارگران غربی هستند.

-اهل سنت چه از نظر شرعی و چه تاریخی و اصولی مخالف تسلیم و سرسپردگی در برابر آمریکا هستند، اما آل سعود و وهابیون به این مسئله اعتقادی ندارند.

-اهل سنت به ضرورت آزادسازی تمام فلسطین از اشغال صهیونیست‌ها ایمان دارند، آل سعود و وهابیون این‌گونه نیستند.

-اهل سنت هرگز با طایفه‌گری و جنگ‌افروزی میان امت اسلام موافق نیستند، اما آل سعود دقیقا در این راستا حرکت می‌کند.

-اهل سنت با وجود پایگاه‌های نظامی آمریکایی صهیونیستی در شبه جزیره عربی مخالف هستند، اما آل سعود اجازه احداث پایگاه و حضور نظامی را به دشمنان قسم‌خورده امت اسلام داده‌اند.

-اهل سنت حامی تروریسم و کشتار در لیبی، سوریه،عراق، یمن، سومالی و مناطق دیگر نیستند، اما آل سعود به طور گسترده از تروریسم و کشتار و ویرانگری در جهان اسلام در راستای منافع اربابان آمریکایی و صهیونیست‌ها حمایت می‌کنند.

-اهل سنت با جنایتکاران رژیم جعلی صهیونیستی مصافحه و خوش و بش نمی‌کنند، اما مقامات سعودی مدعی رهبری جهان اسلام از دست دادن و مصافحه با غاصبان قبله نخست اسلام ابایی ندارند.

-اهل سنت واقعی منتظر کنفرانس‌ها و نشست‌های بیشتری برای برقراری وحدت در میان امت اسلام اعم از شیعه و سنی و محکومیت جنایات آل سعود و وهابیت و دیگر جریان‌های تکفیری سلفی هستند که فقط به طرح‌های آمریکایی صهیونیستی در منطقه خدمت می‌کنند.

منبع: تسنیم
مطالب مرتبط

مشخصات منجی ادیان در خطبه غدیریه پیامبر (ص) / تجلّی آیات غدیر در عصر ظهور + اینفوگرافی

دین اسلام، دارای سه مرحله اساسی آغاز، کمال و پیروزی است. اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز می شود.
به گزارش مشرق، واقعه غدیر، فقط یک حادثه خاص تاریخی نیست که در زمان خود واقع شده باشد، بلکه تعیین سرنوشت تمام انسانها در طول تاریخ است. به مناسبت فرارسیدن عید غدیر خم، عید ولایت و امامت امیرالمومنین، ایام جشن و سرور اهل بیت پیامبر، در این نوشتار، گوشه های از پیوند ناگسستنی و امتداد امامت از غدیر تا ظهور، امامت اولین و آخرین حجت الهی، تقدیم اهل ولاء، شیعیان و محبین امیرالمومنین علی بن ابیطالب، می گردد.
 

معرفی اولین و آخرین امام توسط پیامبر در خطبه غدیر

در عید غدیر، خطّ روشن رسالت و بعثت نبوی به ولایت و امامت علوی کمال یافت و خداوند اسلام، را به عنوان دین رضایت داده شده، برگزید:

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا.    [1]: امروز دین تان را کامل و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و رضا دادم که آئین تان، اسلام باشد.

عيد غدير خم، روز سرنوشت ساز تاريخ اسلام تا هنگامه قيامت بوده و هست. روز معرفي سلسله هادياني كه نگاهداران و نگاهبانان پيام جاويد پروردگارند. روز نااميدي طمع‌كاراني كه به اميد روزهاي پس از رسول نشسته بودند و روز تعيين مصاديق رهبران امت. سراسر خطبه غدير پیامبر اسلام، مملو از اين حقيقت است. پیامبر، پس از هر چند جمله‌اي كه مي‌فرمودند، اين نكته را گوشزد مي‌شدند. مثلاً فرمودند: «فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ وَلِيُّكُمْ وَ إِلَهُكُمْ ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُكُمْ مُحَمَّدٌ وَلِيُّكُمْ وَ الْقَائِمُ الْمُخَاطِبُ لَكُمْ ثُمَّ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمَامُكُمْ بِأَمْرِ اللهِ رَبِّكُمْ ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِي ذُرِّيَّتِي مِنْ وُلْدِهِ إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ وَ رَسُولُه‏؛ پس همانا خداي عزيز و جليل ولي و پروردگارتان است و پس از او پيامبرتان محمد صلي الله عليه و آله و سلم ولي شماست كه در مقابل شما به پاخاسته و به شما خطاب مي‌كند. سپس بعد از من علي عليه السلام ولي شما و امامتان به امر خدا و پروردگارتان خواهد بود و امامت در نسل من از فرزندان علي عليه السلام است تا روزي كه خداي عزيز و رسولش را ملاقات كنيد» و یا: «نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبِيٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِيٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ مَعَاشِرَ النَّاسِ ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِيٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِی؛‏ پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندانش بهترين اوصيا هستند. اي مردم! ذريه هر پيامبري از صلب و فرزندان اوست و ذريه من از فرزندان علي است. در چندين مورد نيز به صراحت از حضرت مهدي، اسم برده شده است: «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ ثُمَّ فِي عَلِيٍّ ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا؛ اى مردمان، اين نور از حضرت واهب منان به من و على، عطا و احسان گرديد تا آنكه در خاتم الاوصيا قائم آل محمد الحجة بن الحسن المهدى مودع و محتوم گردد؛ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَلَا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِيٌّ هَادٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي نَبِيٌّ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ اى مردم! بدانيد كه من انذاركننده و على هدايت‏كننده است، اى مردم! من نبى و على وصى است. بدانيد كه خاتم امامان: قائم مهدى، از ما است، بدانيد كه او مسلّط و قاهر در دين است. بدانيد، او از ستمكاران انتقام خواهد گرفت. ‏».[2]

از اینرو، می توان عصاره و چکیده خطبه غدیریه پیامبر را چنین بیان کرد: غدیر، روز تجلّی توحید و نبوت محمد(ص)؛ و معرفی امامت و ولایت علی(ع) و ذکر دوازده معصوم(ع). بویژه خاتم الائمه، قائم آل محمد، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، است؛ در خطبه غدیر، دین اسلام، به سه مرحله اساسی، تقسیم گردید: مرحله آغاز، مرحله کمال و مرحله پیروزی؛ که اولین مرحله با «بعثت» پیامبر اعظم(ص) آغاز گردید. مرحله دوم نیز با «ولایت» حضرت علی(ع) شروع شد و تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامه می‏یابد. و در نهایت مرحله سوم با «ظهور امام عصر» آغاز می شود و در دوران ایشان، حاکمیت جهانی اسلام، به سرانجام می رسد.

سقیفه، مانع تحقق غدیر تا ظهور امام عصر

برنامه الهی که در روز غدیر به همه بشریت تقدیم شد و هدیه پروردگار به بندگانش بود، اما ضربه هولناکی را از سوی اصحاب سقیفه تجربه کرد، و نگون بختیِ واقعی را برای انسان ها به ارمغان آورد. با جمله «حَسبُنا کِتابُ اللَّهِ»[3] که به معنای کنار گذاشتن امامِ تعیین شده از سوی خداوند بود، طعم شیرینِ غدیر در رسیدن به آرزوهای بشر، تلخ شد. سقیفه، درهای رحمتِ گشوده در غدیر را بست. با حاکمیت سقیفه، از یک سو امامانِ معصوم، نتوانستند غدیرِ از دست رفته را به کام زندگی مردم باز گردانند؛ و از سوی دیگر با کنار گذاشتن غدیر در سقیفه، بشر به سوی تفرقه و اختلاف پیش رفت. غدیر، فصل تازه ای از دین بعد از بعثت بود که اما در پرده ظلمت سقیفه، پنهان شد. این ظلمت تا زمان ظهور امام عصر، ادامه خواهد یافت.

لکن، پیامبر با هوشمندی الهی و آگاهی از این حوادث، نقشه ترسیمی بشریت و اسلام را که با امیرالمومنین، آغاز گردیده بود، در خطبه روز غدیر، با معرفی امام عصر و مهدویت به پایان رسانید. سیمای منجی  و موعود ادیان، در بیست فراز از خطبه غدیر توسط پیامبر، ترسیم شده است. به عبارت دیگر، در غدیر، دو حکومت با یک محور، توسط پیامبر طراحی شد: حکومت علوی و حکومت مهدوی؛ که البته با سقیفه، قدر اوّلی، دانسته نشد، اما حکومت مهدوی را با زمینه هایی که خطبه غدیر برای پی ریزی حکومت واحد جهانی بر اساس عدالت به دست حضرت مهدی آماده کرده، بشرت قطعا درک خواهد کرد. به عبارت دیگر، حکومت جهانی امام مهدی، روز ظهور حقائق پنهان غدیر خواهد بود. غدیر که تدریس نظری پیرامون بزرگی حکومت انسان کامل است، در روز ظهور عملاً به نمایش در می آید؛ در آن روز «لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ»[4] و «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِه‏»[5] اجرا می گردد.

 

مشخصات منجی ادیان در خبطه غدیر

پس در غدیر، تصویر دو حکومت با یک محور، طراحی شده است. گویی پیامبر اسلام، از نیّت منافقان و کافران خبر داشت که چه توطئه ای در سر دارند، و نخواهند گذاشت سنّت نبوی به امامت علوی اتصال یابد. گویی می بیند که چگونه سنّتش به بدعت تبدیل شده و ظلم و ستم جایگزین، عدل و قسط خواهد شد؛ و چه ستم و ظلمی که شعله آتش آن تا ظهور، زبانه خواهد کشید، و کسی جز حضرت مهدی علیه السلام نخواهد توانست این آتش شعله گرفته از سقیفه را، با آب عدالت مهدوی خاموش کند، چرا که:

أَنَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ... سَارَ بِسِيرَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏.[6]

هنگامی که قائم آل محمد، حضرت مهدی ظهور کند به مانند سیره امام علی علیه السلام رفتار می نماید.

خبر دادن از منجی اسلام و ادیان، مهدی موعود برای آن مردمی که قبول ولایت امیر المؤمنین برایشان سخت بود، بیانگر آینده نگری پیامبر اسلام و برنامه بلندمدت دین الهی برای مسلمین و تمام مردم بوده است. اگرچه برخی با آنکه آن روز با علی بن ابی طالب علیه السلام بیعت کردند، پیمان شکستند. ولی حقایق در طول زمان برای نسل ها روشن گشت، و از آنجا که کارها به دست خداوند است، روزی امر و حکومت اهل بیت علیهم السلام توسط امام عصر، آشکار و ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشین واقعی پیامبر سپرده می شود. از اینرو، در خطبه غدیر، توسط پیامبر اسلام، حدود 20 جمله درباره حضرت مهدی و توصیف ویژگی های حاکمیتی وی، ذکر شده است:

اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَئِمَّهِ مِنَّا القائِمُ المَهدِیُّ. بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست.

اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ. آگاه باشید که او غالب بر ادیان است.

اَلا اِنَّهُ المُنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. بدانید که او انتقام گیرنده از ظالمین است.

اَلا اِنَّهُ فاتِحُ الحُصونِ وَ هادِمُها. آگاه باشید که او فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنهاست.

اَلا اِنَّه غالِبُ کُلِّ قَبیلَهٍ مِن اَهلِ الشِّرکِ وَ هادیها. آگاه باشید که او پیروز بر هر قبیله ای از اهل شرک و هدایت کننده آنان است.

اَلا اِنَّهُ المُدرِکُ بِکُلِّ ثارٍ ِلاَولِیاءِ اللَّهِ. بدانید که او گیرنده انتقام همه خون های اولیای خداست.

اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللَّهِ. بدانید که او یاری دهنده دین خداست.

اَلا اِنَّهُ الغَرّافُ مِن بَحرٍ عَمیقٍ. بدانید که او استفاده کننده از دریای عمیق است.

اَلا اِنَّهُ یَسِمُ کُلَّ ذی فَضلٍ بِفَضلِهِ وَ کُلَّ ذی جَهلٍ بِجَهلِهِ. بدانید اوست که هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به قدر جهلش نشانه می دهد.

اَلا اِنَّهُ خِیَرَهُ اللَّهِ وَ مُختارُهُ. آگاه باشید که او انتخاب شده و اختیار شده خداوند است.

اَلا اِنَّهُ وارِثُ کُلِّ عِلمٍ وَ المُحیطُ بِکُلِّ فَهمٍ. آگاه باشید که او وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی است.

اَلا اِنَّهُ المُخبِرُ عَن رَبِّهِ تَعالی وَ المُشَیِّدُ ِلاَمرِ آیاتِهِ. اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آیات الهی.

اَلا اِنَّهُ الرَّشید السَّدید. آگاه باشید که او هدایت یافته محکم بنیان است.

اَلا اِنَّهُ المُفَوَّضُ اِلَیهِ. بدانید که اوست که کارها به او سپرده شده است.

اَلا اِنَّهُ قَد بَشَّرَ بِهِ مَن سَلَفَ مِنَ القُرونِ بَینَ یَدَیهِ. آگاه باشید اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند.

اَلا اِنَّهُ الباقی حُجَّهً وَ لا حُجَّهَ بَعدَهُ وَ لا حَقَّ اِلاّ مَعَهُ وَ لا نورَ اِلاّ عِندَهُ. آگاه باشید که او به عنوان حجّت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست. اوست که هیچ حقّی نیست مگر همراه او و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنصورَ عَلَیهِ. او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او یاری نمی شود.

الا انَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فی اَرضِهِ وَ حَکَمُهُ فی خَلقِهِ وَ اَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ. آگاه باشید که اوست ولیّ خدا در زمینش و حاکم او در میان خلقش و امین او در نهان و آشکارش.[7]

غدیر و رابطه آن با بعثت و مهدویت

حال سوالی که مطرح می شود، اینکه: دین اسلام که آورنده آن پیامبر اکرم(ص) بوده است و طبق خطبه غدیر، توسط منجی اسلام، امام مهدی بر سایر ادیان چیره می شود، باید به دلیل آیه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُم»[8]، قبل از تحقق این آیه، بایستی کامل شده و به مقام رضایت خداوند رسیده باشد. که در آیه اکمال دین، به ان تصرح شده است و از اینجا است که، حلقه اتصال میان بعثت و مهدویت و حکومت جهانی امام مهدی، جایگاه واقعی خود را باز می یابد.

توضیح اینکه: خداوند منّان سه تعبیر درباره "بعثت و غدیر و ظهور" در قرآن آورده که این روند را به خوبی ترسیم می نماید: بعثت را منت خود بر خلق شمرده و فرموده: «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَی المؤمنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولاً»[9]؛ و غدیر را کمال دین خود اعلام کرده و فرموده: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم»[10]؛ و ظهور امام عصر را تابشِ نور الهی به حساب آورده و فرموده: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ ربِّها»[11]. این مسیر از آغاز خلقت تا بعثت و از بعثت تا غدیر، مسیر خود را طی کرد تا به دوران بعد از پیامبر رسید. در واقع غدیر وصیتنامه اجرائی پیامبر بود که باید بعد از آن حضرت عملی می شد؛ و اوجب واجبات در روزگار فقدان نبی، امامت بود که معنای دقیق جانشینی و خلافت به حساب می آمد. یعنی در غدیر، مُبیِّن دین همانند مؤسِّس آن معرفی شد که مقام عصمت است. اکنون که پیامبر از دنیا رفته باید این روند تا قُلّه خود پیش رود و اوج گیرد و هیچ مانعی، نخواهد توانست مانع این پایه گذاریِ خلقت شود. و اگر در مدت زمانی، فتنه های سقیفه، مغزها و افکار بشر را از راه راست و صراط مستقیم، منحرف کرد و امتحان الهی تحقق یافت؛ امّا در نهایت، اراده پروردگار بر اجرای امر خود درباره غدیر، پشتوانه ای است که در زمان ظهور خود را نشان خواهد داد آنجا که فرموده: «کَتَبَ اللَّهُ َلاَغلِبَنَّ اَنَا وَ رُسُلی»[12] و «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»[13].

اکنون می توان به آن پرسش، پاسخ گفت: ظهور امام عصر، انتهای تفصیلی صراط مستقیمِ غدیر و تجلّی کاملِ تعالیِ بشر است. اسلام بدون غدیر و غدیر بدون ظهور، متجلی نمی شود. آن کمالِ اعلام شده در دین و آن نعمتِ به اوج رسیده در ولایت و آن مُهرِ رضایت ربّ در غدیر، جز با ظهور عملی نخواهد شد. بنابراین طبق آیه اکمال دین، الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا و تصریح خطبه غدیریه پیامبر اسلام، تنها و فقط دینی مورد قبول و مرضی خداوند خواهد بود که امامت امام على تا امام مهدى عليه السّلام را در بر گیرد.

حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان بسپارند

اکنون، وظیفه چیست؟ آیا اين فرمايشات و فرامين پیامبر اسلام، فقط براي مخاطبان آن روز بود؟ فقط تكليف آنان را معين مي‌كرد كه بدانند بعد از رسول گرامي‌اسلام به چه كسي مراجعه كنند؟ خیر؛ بلكه براي هر جوياي حق، براي هر مدعي پيروي از پيامبر، پيام داشت و تعيين كننده بود. بنابراین، در چنين فضايي بايد اين پيام ماندگار بماند. بايد به گوش همگان برسد. فرداي قيامت كسي نگويد نبوديم و به گوشمان هم نرسيد. بايد راه حق نمايانده شود تا آدمي ‌بتواند آن را انتخاب كند. از همين جهت، همانطور كه پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير بسيار دقت داشتند تا پيام و كلامشان به گوش همه حضار برسد ـ و لذا تمام جزئيات برگزاري آن مراسم با شكوه را در آن منطقه، در آن روز و ساعت و با آن شرائط خاص، قدم به قدم و به بهترين شكل تنظيم نمودند ـ و نيز همانگونه كه در لابلاي خطبه و فرمايشاتشان، جملاتي هست كه نشان مي‌دهد حضرت مي‌خواسته‌اند صدا به همه برسد و توجه داشته‌اند كه مبادا كلامشان براي كسي يا بخشي از جمعيت، مبهم و غير واضح باشد، به خوبي به اين نكته هم دقت داشته‌اند كه ديگراني كه در آن زمان و در آن جمعيت با شكوه شركت نداشته‌اند هم مخاطب اين كلام هستند. حتي ديگراني كه هنوز مسلمان نيستند و يا اصلاً متولد نشده‌اند. چرا كه هر كس در هر زماني كه زندگي مي‌كند هم بايد حجت و وليّ زمان خود را بشناسد و هم به ولايت اولياي قبل اعتقاد و التزام داشته باشد.

حضرت راهكاري را تعيين فرموده و به اين ترتيب كلامشان را تا ابد به همه مخاطبانشان رسانده‌اند والبته اين راه كار را هم تكليف كرده‌اند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ حُجَّةً عَلَى كُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ يُولَدْ فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛ اي مردم! همانا من، امامت و وراثت را تا روز قيامت در فرزندانم به جا گذاشتم و قطعاً آن چيزي را كه مأمور به ابلاغش بودم، رساندم تا حجت و سندي باشد بر هر حاضر و غائبي و بر هر كسي كه شاهد است يا نيست، متولد شده است يا نه؛ پس حاضران به غائبان برسانند و پدران به فرزندان تا روز قيامت».

غدير، سند حقانيت عقيده شيعه و مدال افتخار او براي عمل به سفارش نبي گرامي ‌اسلام در پذيرش ولايت همه ائمه معصومين عليهم السلام است. بماند كه عده‌اي حتي ولايت مصداق بارز اين گروه، يعني حضرت علي عليه السلام ـ كه در آن روز رسماً معرفي شدند و با دست نشان داده شدند ـ را هم نپذيرفتند تا چه رسد به ائمه بعدي عليهم السلام! پس من و شما كه به تشيع مفتخريم بايد بدانيم كه يكي از وظائف مان، رساندن پيام غدير به ديگران و نسل‌هاي بعد است. منتظر امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف حقانيت مولاي غريبش را از غدير تا به امروز فرياد مي‌كشد و سينه به سينه، نسل به نسل مي‌گويد و مي‌نويسد و مي‌سرايد و مي‌خواند. به فرزندانش مي‌گويد كه داستان غدير چه بود و در آن، چه مطالبي گذشت. هم وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام را مي‌گويد و هم ولايت ديگر ائمه عليهم السلام را در زمان‌هاي بعد. به فرزندانش سفارش مي‌كند كه: عزيز جانم! تو هم به فرزندانت بگو و سفارش كن كه آنها هم بگويند. منتظر، خود را در امروز مخاطب آن روز رسول گرامي مي‌بيند و امام زمانش و پدران بزرگوارشان عليهم السلام را از همان روز مي‌شناسد و مي‌شناساند. من و شما صداي رسول را شنيديم و مي‌دانيم كه دين ايشان، خاتم اديان بود و دامنه ولايتشان تا قيامت. مي‌دانيم كه همه انسان‌‌هاي معاصر ما در دوره رسالت ايشان هستند و مي‌دانيم كه حضرت فرمودند: به گوش ديگران هم برسانيد كه اوصياي من چه كساني هستند. چه مسئوليت بزرگي و البته چه افتخاري بالاتر از اين كه در اين امر خطير، پيام رسان نداي حق ايشان براي ديگران باشيم!

مخاطب پیامبر اکرم فقط حاضران نبودند و فقط نسل موجود نبود، بلکه این اطلاع رسانی تا روز قیامت و به طور طبیعی تا عصر ظهور ادامه دارد. افراد ناآگاه خیال می کنند مسئله امامت یک موضوع تاریخی است و در زمان ما نیازی به بازگو کردن ندارد، در حالی که رسول عالمیان به همه جهانیان امر فرموده که هر نسلی آن را به نسل بعدی ابلاغ نماید. رسول اکرم در مورد لزوم تبلیغ خطبه غدیر، خطاب به حاضران فرمود:

فَلیُبَلِّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الوَلَدَ اِلی یَومِ القِیامَهِ.

حاضران به غایبان خبر دهند و هر پدری تا روز قیامت به فرزند خود تبلیغ نماید.

آداب روز عید غدیر

ثواب روزه عید غدیر برابر با عمر دنیا

يكى از اعمال مستحب در اين روز شريف، روزه گرفتن است كه در روايات فراوانى به اين عمل تأكيد شده و ثواب بسيارى برابر "عمر دنیا"، به آن اختصاص يافته است:

سمعت ابا عبداللّه الصّادق عليه السّلام يقول: صيام يوم غدير خمّ يعدل صيام عمر الدّنيا. لو عاش انسان ثمّ صام ما عمّرت الدّنيا لكان له ثواب ذلك، و صيامه يعدل عند اللّه عزّ و جلّ فى كلّ عام مأة حجّة و مأة عمرة مبرورات منقبلات، و هو عيد اللّه الاكبر ... .[14]

از امام صادق شنيدم كه مى‌فرمود: (ثواب) روزۀ روز غدير خم با (ثواب) روزۀ عمر دنيا برابر است. اگر انسان به اندازۀ عمر دنيا زندگى كند و روزه بگيرد؛ (ثواب آن) معادل (ثواب) روزۀ غدير است. روزۀ روز غدير نزد خداى عزّ و جلّ برابر است با ثواب يكصد حجّ و يكصد عمرۀ مقبول. و آن بزرگترين عيد خداست ... .

ثواب افطاری دادن به پیامبران و صدیقین

از كارهاى مستحب در روز غدير، افطارى دادن به مؤمنان روزه‌دار است. افطارى دادن ثواب زيادى دارد و خوشبختانه يكى از آداب پسنديده ميان مؤمنان مى‌باشد. امّا همان‌طورى كه بسيارى از اعمال مستحب در روز غدير ثواب بيشترى دارند، افطارى دادن در اين روز نيز از ثواب فزون‌ترى برخوردار است. امام صادق فرموده است:

من فطّر فيه مؤمنا كان كمن اطعم فئاما و فئاما و فئاما. فلم يزل يعدّ الى ان عقد بيده عشرا. ثمّ قال: اتدرى كم الفئام؟ قلت: لا؛ قال: مأة الف كلّ فئام، كان له ثواب من اطعم بعددها من النّبيّين و الصّدّيقين و الشّهداء فى حرم اللّه عزّ و جلّ و سقاهم فى يوم ذى مسغبة ... .[15]

هر كس مؤمنى را در آن روز افطارى دهد مثل كسى است كه گروه، گروه، گروه و همينطور مى‌شمرد تا وقتى كه عدد آن با دست مباركش به ده رسيد، را اطعام كرده باشد. سپس فرمود آيا مى‌دانى تعداد هر گروه چقدر است؟ عرض كردم: نه! فرمود: هر گروه، يكصد هزار نفر است. ثواب كسى كه يك مؤمن را در روز غدير افطارى دهد به اندازۀ ثواب كسى است كه اين تعداد، از پيامبران و صدّيقين و شهيدان را در روز گرسنگى در حرم خداوند، اطعام و سيراب كرده باشد ... .

روش تبریک عید غدیر هنگام ملاقات

شایسته است، مومنین و شیعیان امیرالمومنین علی بن ابیطالب، هنگام ملاقات یکدیگر در روز عید غدیر، خویشتن را به درک این روز بزرگ و عید الله اکبر، تهنیت گفته و ذكر شريف و با فضيلتى كه بنا به فرمايش پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مستحب است در روز عيد غدیر گفته شود، را زمزمه نمایند:

ألحمد للّه الّذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أمير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام.[16]

سپاس خداى را كه كمال دين و تمام نعمتش را در ولايت حضرت امير المؤمنين، علىّ بن ابى طالب عليه السّلام قرار داد.

دیگر آداب عید غدیر

آراستگی و زنیت در روز غدیر

آراستگى و خوشبويى موجب رضاى خدا و از آداب ويژۀ مؤمنان است كه از جانب پيشوايان معصوم عليهم السّلام مورد تأكيد قرار گرفته است. امام رضا در اين‌باره فرموده است:

... و هو يوم الزّينة فمن تزيّن ليوم الغدير غفر اللّه له كلّ خطيئة عملها، صغيرة و كبيرة و بعث اللّه اليه ملائكة يكتبون له الحسنات، و يرفعون له الدّرجات الى قابل مثل ذلك اليوم فان مات، مات شهيدا، و ان عاش، عاش سعيدا ... .[17]

... و آن، روز آراستن است. هركس براى روز غدير زينت كند، خداوند خطاهاى او را مى‌بخشد، كوچك باشد يا بزرگ، و فرشتگانى را به سويش مى‌فرستد تا برايش ثواب بنويسند و درجات او را بالا ببرند، تا روز غدير سال بعد. اگر بميرد، شهيد مرده است و اگر زنده بماند، به نيكبختى روزگار را سپرى خواهد كرد ... .

عيدى دادن و مهمانی مومنان

عيدى دادن در اين روز بزرگ نشانه آن است كه عطاكننده از واقعه روز غدير بسيار خرسند بوده و حاضر است به شكرانه آن، بخشى از مال خود را ميان مؤمنان تقسيم نمايد. امام جعفر صادق عليه السّلام در این باره، فرموده است:

الدّرهم فيه، بالف الف درهم ... .[18]

عیدی يك درهم در روز عید غدیر، معادل هزار هزار درهم است ... .

همچنین، دعوت کردن و مهمانی برادران و خواهران ايمانى در روز غدير و اطعام آنان، نشانه‌اى براى جشن و شادى است. امام باقر عليه السّلام به نقل از رسول گرامى فرموده است:

من أطعم ثلاثة نفر من المسلمين أطعمه اللّه من ثلاث جنان فى ملكوت السّماوات، الفردوس و جنّة عدن و طوبى ... .

هركس سه تن از مسلمانان را غذا دهد خداوند او را از سه بهشت، در ملكوت آسمان‌ها غذا خواهد داد، فردوس، بهشت عدن و طوبى ... .

 و نیز امام رضا عليه السّلام فرموده است:

و من أطعم مؤمنا كان كمن أطعم جميع الانبياء و الصّدّيقين.[19]

هركس مؤمنى را در روز عید غدیر، اطعام دهد مانند آن است كه همه پيامبران و صدّيقين را اطعام کرده است.

در سیره عملی امام رضا نیز چنین امده است که در روز عيد غدير در حضور امام رضا، جماعتى از اصحاب خاصّ شیعیان بودند. امام آنان را براى افطار روزه عید غدیر، در منزل خویش نگه داشته و سپس برای منازل آنها، نیز هدایای اعم از انگشتر و مواد غذایی، فرستاده بودند:

أنه شهد أبا الحسن علي بن موسى الرضا ع في يوم الغدير و بحضرته جماعة من خاصته قد احتبسهم للإفطار و قد قدم إلى منازلهم الطعام و البر و الصلات و الكسوة حتى الخواتيم و النعال و قد غير من أحوالهم و أحوال حاشيته و جددت له آلة غير الآلة التي جرى الرسم بابتذالها قبل يومه ... .[20]

راوی گوید: امام رضا در روز غدیر، که جمعی از خواص در محضر او بودند، حضرت آنها را برای افطار نگه داشته بود و به منازل آنها [برای اهل و عیالشان] طعام، صله ها، لباس و حتی انگشترها و کفشهایی فرستاده بود و احوال آنها و اطرافیان خودش را تغییر داده بود. حتی اسباب و وسایلی که قبلاً حضرت استفاده می شد، تغییر یافته بود ...

 
 

برای مشاهده در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید

 

*مصطفی امیری - فرهنگ نیوز

 


[1] . سوره مائده، آیه 3.

[2] . طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 55-76.

[3] . شیخ مفید، الامالی، ص 36.

[4] . سوره توبه، آیه 33.

[5] . سوره صف، آیه 8.

[6] . کلینی، الکافی، ج 6، ص 444.

[7] . طبرسی، الاحتجاج، ج 1، ص 63-64.

[8] . سوره نور، آیه 55.

[9] . سوره آل عمران، آیه 164.

[10] . سوره مائده، آیه 3.

[11] . سوره زمر، آیه 69.

[12] . سوره مجادله، آیه 21.

[13] . سوره نور، آیه 55.

[14] . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3، ص 143.

[15] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 89.

[16] . مجلسی، بحارالانوار، ج 95، ص 321.

[17] . مجلسی، زاد المعاد، ص 204.

[18] . شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج 3، ص 143.

[19] . سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، ص 465.

[20] . شیخ طوسی، المصبح المتهجد، ج 2، ص 752.

 

 
مطالب مرتبط

راهکارهایی برای همنشینی کمتر با تلگرام

راهکارهایی برای همنشینی کمتر با تلگرام

اینکه تلگرام ابزار قدرتمند و کار راه اندازی است، چیزی نیست که بشود انکارش کرد، اما از آنجا که هر پدیده ای در کنار محاسنش، معایبی هم دارد، می شود این نقد را به تلگرام وارد دانست که زمان زیادی از کاربرانش می گیرد.

پنج، شش سال پیش را به یاد بیاورید؛ زمانی كه هنوز استفاده از تلفن های هوشمند فراگیر نشده بود. آن روزها چقدر حال پدر و مادرتان را می پرسیدید؟ چقدر به جای صورت گوشی به صورت مهربان اعضای خانواده تان می نگرستید؟ با همسرتان چقدر وقت می گذراندید؟ چقدر با فرزندتان بازی می كردید و ساعات خانه بودن تان را چطور سپری می كردید؟

تلفن های هوشمند به خاطر جذابیت های فراوان شان و البته خدماتی كه در اختیارمان گذاشته اند، این روزها به جزیی حذف نشدنی از زندگی مان تبدیل شده اند. مدام مشغول گشت و گذار در تلگرام هستیم؛ نرم افزاری که بعد از کند شدن وایبر، جایگاه خودش را در گوشی های ما تثبیت کرد و با فرار از خطر فیلترینگ، همچنان دارد می تازد.
در این مطلب می خواهیم پیشنهادهایی برای بهینه سازی استفاده از این شبکه اجتماعی پرطرفدار بدهیم.

برنامه ریزی برای حضور در خانه
برای خودتان یک زمانبندی مشخص برای حضور در تلگرام داشته باشید و در صورتی که به آن عمل نکردید، جریمه در نظر بگیرید. یک جریمه متعادل که نه آن قدر آبکی باشد که با کمال میل و در شوق رسیدن به گوشی آن را ادا کنید، نه آن قدر سنگین که از حد توانتان خارج باشد.
چت در گروه ممنوع

در یک گروه دوستانه، غیر از شما حداقل ۲۰-۱۰ نفر دیگر هم هستند و به همان اندازه ای مخاطب یک پیام محسوب می شوند که شما هستید. پس دلیلی ندارد وقتی بیکاری به یک نفر فشار آورده و می خواهد یک گپ و گفت راه بیندازد، شما اولین کسی باشید که جوابش را می دهید. تجربه نشان داده صحبت های این چنین هیچ آورده ای برای طرفین ندارند و بعد از گذشت چند دقیقه به همان جای اول می رسد. تازه ممکن است آخرش مدیر گروه جلوی همه بی آبرویتان کند و با جذبه خاص خودش بنویسد: «چت= حذف». بهتر است به جای چت در فضای مجازی به گفت و گو در فضای خانواده بپردازید.

دوباره کاری نکنید

کلا گروه ها و کانال های جوک سر و ته یک کرباسند. چند روز پس و پیش بالاخره پست های همدیگر را کپی می کنند. بنابراین اگر چند جا مشتری جوک های تلگرامی هستید، با یک مشاهده دقیق بهترینش را انتخاب کنید و مابقی را بفرستید قاتی باقالی ها. البته اگر لطیفه ی جالبی که در فضای مجازی دیدید که در جو خانواده بتوان گفت حتما آن را بلند برای همه بخوانید.

تمام کننده بازی صورتک باشید

 در چت های دونفره اگر بخواهید بعد از هر تشکری یک «خواهش می کنم» تحویل بدهید و در جواب هر شوخی اسمایلی خنده گریه آلود بگذارید، باید تا صبح چت کنید. هر جا حس کردید ادامه پیدا کردن صحبت سودی ندارد، یک سکوت طولانی کنید یا از بحث های قبلی یک جمع بندی انجام دهید و چت را تمام کنید.
شروع تلگرام

مخفی بمانید

یاهومسنجر قابلیتی داشت به نام invisible که کاربر را از نظرها پنهان می کرد. حالا تلگرام هم با last seen recently این امکان را به شما می دهد که حریم شخصی ایمن تری تجربه کنید و از کنجکاوی دیگران در مورد رفت و آمدهای مجازیتان در امان باشید. از این مهم تر، وقتی دیگران نبینند شما آنلاین هستید، احتمال اینکه بخواهند یک گفت و گوی طولانی را با شما آغاز کنند بسیار کمتر است. هر چه در این فضا ها بیشتر مخفی بمانید در خانواده بیشتر ظاهر می شوید.

نیازی نیست همه جا باشید

نگاهی به فهرست گروه هایی كه در تلگرام عضو شان شده اید، بیندازید. گروه همكلاسی های مدرسه، بچه های دانشگاه، كارمندان اداره، خانواده، دخترخاله ها، بچه های محله و… . شاید به خودتان بگویید هر روز باخبر شدن از  حال همه این آدم های دور، لطفی است كه تلگرام در حق تان كرده اما بهتر است از خودتان بپرسید برای باخبر شدن از آدم هایی كه شاید هفته ای یك بار و سالی یكبار از آنها خبر می گرفتید، هر روز چند ساعت وقت صرف می كنید؟

شاید اولین قدم برای اینكه به تلگرام اجازه ندهید خوشبختی را از خانواده شما دور كند، این باشد كه با یك عذرخواهی ساده گروه هایی را كه فكر می كنید حضور در آنها چیزی به شما اضافه نمی كند یا احساس بهتری به شما نمی دهد ترك كنید. دلیلی ندارد از گروه خرید اجناس از تركیه تا گروه آخرین اخبار سینمایی، در همه عضو باشید. پس برای شروع تلگرام تان را كمی پاكسازی كنید.

صدا خفه كن و راحتی جان

حالا شما مانده اید و گروه هایی كه دل تان نیامده از آنها دل بكنید. بهتر است این گروه ها را هم در ذهن تان اولویت بندی كنید. مثلا به خودتان بگویید دوست دارم در همان لحظه كه در گروه خواهر هایم پیامی به من می رسد، جواب پیام آمده را بدهم اما از دخترخاله ها اگر هفته ای یك بار هم با خبر شوم، ایرادی ندارد. پس می توانید بر اساس این دسته بندی ذهنی، صدا یا نوتیفیكیشن برخی گروه هایی را كه در آنها عضو شده اید، قطع كنید و به جای اینكه برای دیدن پیام شان هر لحظه سراغ تلفن هوشمندتان بروید، هر چند روز یكبار وقت خالی تان را با خواندن پیام های شان پر كنید.

قانون تلگرامی برای خودتان بنویسید

یكی از این قانون ها می تواند مربوط به مكان ها و موقعیت هایی شود كه در آنها حق استفاده از تلفن هوشمند یا اینترنت تلفن همراه را ندارید. برای مثال وقتی سر میز غذا هستید، وقتی به  مهمانی رفته اید یا  مهمان دارید، وقتی با هم روی نیمكت پارك نشسته اید و خلاصه وقتی كه شما و همسرتان برای داشتن یك تجربه آرامش بخش و گذراندن وقت دو نفره یا خانوادگی برنامه ریزی كرده اید، نباید حتی خیال بیرون آوردن تلفن همراه از كیف تان هم به سرتان بزند.

به جای اینكه هر پنج دقیقه یك بار سراغ گوشی تان بروید و به پیام هایی كه دریافت كرده اید، پاسخ دهید، زمان مشخصی را به تلگرام و اینستاگرام بازی تان اختصاص دهید.

بیماریهای ناشی از بازیهای رایانه ای

آکادمی جراحان ارتوپدی آمریکا می‌گویند انجام بازی‌های کامپیوتری برای ساعت‌های طولانی، می‌تواند صدمات ناشی از ضربه یا تکرار استرس را افزایش دهد.

نگه داشتن کنترل‌های بازی یا موس کامپیوتر در دست می‌تواند باعث التهاب تاندون‌های دست، درد کمر و گردن شود.

در نوع مشخص، پدیده‌ای به نام ” گیمرز تامپ” که طی آن شخص از درد و گرفتگی‌های سخت در شست خود شکایت می‌کند، از پیامدهای استفاده مکرر از موس و متعلقات دستی کامپیوتر محسوب می‌شود. درد به وجود آمده ناشی از التهاب تاندون متصل‌کننده مچ به شست است.

بر اساس گزارش پایگاه خبری UPI، جراحان این آکادمی برای جلوگیری از بروز این پدیده راهکارهای ساده‌ای را عنوان داشته‌اند:

– از نرم‌افزارهای هشداردهنده‌ای استفاده کنید که زمان زیاد کار با موس و کامپیوتر را آگاهی می‌دهد.

– در زمان‌های استراحت، به مدت ۱۰ بار شست خود را خم و راست کنید و کمی آن را بکشید؛ این کار را به مدت ۲۰ الی ۶۰ ثانیه انجام دهید.

– دستان خود را روی میزی بگذارید و سعی کنید که شست خود را بالا بکشید؛ این کار را به مدت ۱۰ ثانیه و برای ۱۰ بار انجام دهید.

– برای جلوگیری از گوژپشتی و درد کمر و بالاتنه، ظاهر بدنی خود را هنگام کار با کامپیوتر زیر نظر بگیرید تا بتوانید در اصلاح آن بهتر عمل کنید.

– دوچرخه‌سواری، دویدن و شنا می‌تواند خطر دردهای ناشی از استفاده از کامپیوتر را کاهش دهد.

 

«فضای مجازی محل امتحان‎‎ها و تکلیف‎‎های جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایش‎‎های انسان در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است. همچون تمام امتحانات دنیا، نه می‎توان کاملا آن را کنار گذاشت و نه می‎توان به راحتی از آسیب‎هایش در امان بود».
به گزارش مشرق، «فضای مجازی» موضوعی مهم و تاثیرگذاری است که به سرعت جای خود را حتی فراتر از آنچه باید، در زندگی مردم ایران باز کرده است. اتفاقی که به قول حجت‎الاسلام پناهیان نه می‎توان قیدش را زد و نه می‎توان نسبت به آسیب‎‎های مختلف آن بی‎تفاوت بود.
 
اما به واقع فعالیت در فضای مجازی، چه تغییراتی در زندگی ایرانیان به‎ وجود آورده است؟ و این تغییرات به بروز چه رفتار‎هایی خواهد شد؟ در برابر تاثیر شگرف این فضا بر جوانان و نوجوانان ایرانی، چه راهکار‎هایی اندیشیده شده است و آینده سازان ایران اسلامی در چه فضایی رشد می‎کنند و تربیت می‎شوند؟ این موارد تنها بخشی از دغدغه‎‎های امروز ما در برابر فضای نامتناهی فضای مجازی است که گرچه ایجاد‎کننده فرصت‎‎های مثبت مختلفی بوده است اما، در صورت نادیده گرفتن تهدید‎های آن بی‎شک در آینده با مشکلات بزرگی در سبک زندگی و تعامالات اجتماعی جامعه ایرانی خواهیم بود.  
 
سرمشق «تفرد» برای جوان ایرانی

حقیقت آن است که جوان ایرانی، امروز در بحبوحه حضور خود در فضای مجازی تفرد را مشق می‎کند، رمقی برای پذیرش مسئولیت‎‎های اجتماعی ندارد و با تصوری سطحی از مسائل مختلف، تمام تلاش خود برای تغییر را با فریاد‎‎های تلگرامی و اینستاگرامی خود بروز می‎دهد، درحالی‎که خبری از حرکت‎‎های موثر در فضای اجتماعی نیست. این را به راحتی می‎توان در فضای فعالیت‎‎های دانش آموزی و دانشجویی یافت، آنچنان‎که بسیاری از دانشجویان امروز تحت تاثیر فضای مجازی، نهایت اثرگذاری خود را به بحث‎‎های بی‎نتیجه در شبکه‎‎های اجتماعی متوقف کرده‎اند.  
 
دوگانگی و بحران شکل‎گیری هویت

حضور در شبکه‎‎های اجتماعی بدون آموزش و سواد حداقلی در مباحث رسانه‌ای، زمینه‎ساز ایجاد دوگانگی‎‎های زیادی در برابر نوجوانان و جوانانی شده است که به اقتضای سن خود، به‎دنبال شناخت هویت هستند. جوانان در این محیط از آسیب‎پذیری بیشتری برخوردارند. از آنجا که فضای مجازی در روزگار ما، صحنه‎ای فرهنگی و اجتماعی است که فرد می‎تواند خود را در موقعیت‎‎‎های متنوع و نیز نقش‎‎ها و سبک‎‎های زندگی مختلفی قرار دهد، این خود زمینه‎ای است برای آسیب‎پذیری شخصیت نوجوان که در نتیجه موجب چند شخصیتی شدن آن خواهد شد.  
 
شکاف بین دونسل در سایه ارتباطات سرد خانوادگی

یکی دیگر از مسائل مورد توجه در همین زمینه شکاف میان نسل‎هاست. حضور تکنولوژی‎‎های جدید در خانه‎‎های ایرانی موجب شده تا زمان‎‎های حداقلی حضور پدر‎ها و مادر‎ها نیز بدون گفت‎وگو با فرزندان سپری شود. این خلاء ارتباطی در میان دو نسل، باعث بروز فاصله‎ای شده که به‎ خاطر وجود عوامل متعدد، روز به روز بیشتر می‎شود.  
 
احساس مثبت و کاذب دانستن!  

از طرفی دیگر برخورد سطحی جوانان با شبکه‎‎های اجتماعی موجب شده تا با اکتفا به مقوله اطلاع‎رسانی و کسب اطلاعات مفید و جدید، احساس مثبت ولی کاذبی را در وجود آنان تقویت می‎کند. در نگاه اول، مطلع شدن از وقایع و حوادث از سر کنجکاوی، چنان اهمیت می‎یابد که، ارزش زمان در این بین فراموش می‎شود و نتیجه ساده آن بی‎نظمی و هدر رفت زمان مفید فعالیت است. اساتید اخلاق عادت به بی‎نظمی و عادت به رفتار منفعلانه را از بدترین عادت‎‎ها که زمینه‎ساز محرومیت‎‎های فراوان از معنویت و عقلانیت می‎شود و استعداد‎های انسان را نابود می‎کند، عنوان نموده‎اند.  

حجم بالای پیام‎‎های تبادل شده در فضای مجازی و سرعت بالای انتقال آن، نه تنها باعث افزایش سطح معلومات و درک افراد نمی‎شود، بلکه باعث نگاه و توجه سطحی نسبت به موضوعات مختلف خواهد شد. وحید یامین پور در این‎باره می‎گوید: «ما مردمی شدیم که اطلاعاتمان ظاهرا زیاد است اما ادراکمان از معانی پیام‎هایی که دریافت می‎کنیم به‎شدت پایین است. وقتی با کوتاه شدگی زمان مواجه می‎شویم زمان دریافت پیام‎ها کوتاه می‎شود، فرصت هضم پیام از بین می‎رود، فرصت درک معانی از بین می‎رود، معانی دیگر در وجود نفوذ نمی‎کنند».
 
خطر دریافت اندیشه‎‎های نو، بدون تحلیل

گرچه آزادی بیان و طرح اندیشه‎‎های متضاد، از اهداف اولیه و به‎ عنوان فرصت‎ها و نکات مثبت فضای مجازی از آن یاد می‎شود اما چنانچه اندیشه‎ای بدون هیچ بنیان و اساس معتبری یا مطلبی بدون منبع و ماخذ درست و روشنی منتشر گردد، با توجه به عدم تحلیل و بررسی مخاطب بدون بررسی و تحقیق در مبانی و زوایای پنهان اندیشه‎‎های نو ظهور و اطلاعات و پیام‎‎های دریافتی، صرفا به ‎خاطر کثرت و رواج بی‎حدوحصر آن در فضای مجازی، تحت تاثیر آن قرار می‎گیرند که این موضوع برای همه مخاطبین به‎ ویژه جوانان مسأله ویژه و با اهمیتی است.  
 
خلوت و انزوا زمینه‎ساز اعتیاد مجازی

تغییر نوع تعامل انسان‎ها با یکدیگر، سوغات مدرنتیه در عصر ما محسوب می‎شود و فرهنگ‎‎های مختلف و بسیاری از رسم و رسوم‎‎های زندگی ایرانی را تغییر داده است. بسیاری از افراد، بیشتر ترجیح می‎دهند در محیطی آرام و خلوت، از اینترنت استفاده کنند. این خلوت را در تعاملات نوجوانان و جوانان به سادگی می‎توان دید اما نکته قابل توجه آن است که خلوت و انزوا به این سبک در طولانی مدت، برخی مشکلات روانی مانند گوشه‎گیری و در نهایت افسردگی را در پی خواهد داشت و شادابی و نشاط را از این قشر موثر جامعه خواهد گرفت. از اعتیاد مجازی نیز به ‎عنوان یکی دیگر از ثمرات انزوا در دراز مدت می‎توان یاد کرد.  
 
دسترسی به محتوای نامناسب، آسان‎تر از همیشه!  

اما در کنار موارد ذکر شده به ‎عنوان آثار حضور و فعالیت در فضای مجازی، محتوای جاری در شبکه‎‎های اجتماعی نیز یکی دیگر از موضوعات در خور توجه است. با ظهور شبکه‎‎های اجتماعی، جلوگیری از دسترسی به محتوای نامناسب به‎ ویژه برای سنین پایین، به مانند گذشته میسر نیست. امروزه محتوای غیر اخلاقی و پیام‎‎های تضعیف‎کننده اعتقادات جوانان به راحتی در دسترس نوجوانان قرار می‎گیرد.
 
منبع: هفته نامه پنجره 
 
مطالب مرتبط

روش مطالعه دین وزندگی

همان طور که می دانید درس دین و زندگی کنکور با ضریب 3، اهمیت ویژه ای دارد و جزء درس های مهم به حساب می آید. کنکوری ها بعد از چندین بار خواندن و مرور کردن و تست زدن، احساس می کنند نمی توانند آن طور که شایسته است درصد بالایی را کسب کنند و اگر بفهمندهم، دیر متوجه شده اند و جمع کردن درس دین و زندگی در روزهای آخر قدری سخت خواهد بود، لذا پیشنهاد می شود داوطلب محترم موارد ذیل را به دقت بخواند و روش خواندن و مرور و تست زدن خود را اصلاح کند:

1- آیات و روایات:

یکی از مباحث خیلی خیلی مهم در کنکور دین و زندگی، آیات و احادیث و روایات است.  چه متن فارسی و چه متن عربی آن    تقریبأ بالای 60 درصد سؤالات کنکوررا شامل میشود و اگر کسی این قسمت را به صورت حرفه ای و دقیق مطالعه نکند بیشترین نمره را از دست داده است. مثلأ در کنکور ریاضی و زبان و هنر 90، 18  سؤال و در کنکور تجربی 15 سؤال و در کنکور انسانی 13 سؤال مربوط به این بخش بوده است. این تعداد بسیارزیاد،اهمیت این موضوع را بیشتر آشکار می کند. در خواندن آیات و روایات به این نکات توجه کنید:

1- موضوع اصلی آیه را بدانید( سرتیتر اصلی درس یا پاراگراف اصلی یا فرعی)

2- این آیه اززبان چه کسی و یا چه کسانی است؟

3- این آیه در باره چه کسی و یا چه کسانی است؟

4- این آیه خطاب به به چه کسی یا چه کسانی است؟

5- این آیه برای چه زمانی است؟ ( قیامت- برزخ- دنیا) = ظرف تحقق آیه کدام است؟

6- کلمات کلیدی آیه کدام است؟

7- با کدام آیه و حدیث و شعر دیگری ارتباط معنایی دارد؟

8- حتمأ پاراگراف بالا یا پایین آیه که با آیه ارتباط دارد مرور شود.

9- آیه با چه کلماتی شروع و با چه کلماتی پایان یافته است؟

10- دانستن ترجمه دقیق آیه

11- آیاتی که در اندیشه و تحقیق آمده است:

# این بخش هم خیلی اهمیت دارد که تقریبأ بیشتر داوطلبان از آن غافل می شوند. در کنکور ریاضی و کنکور تجربی و هنر 90، 4 سؤال و در کنکورانسانی 90، 5 سؤال و در کنکور زبان 90، 3 سؤال آمده است، لذا تأکید می شود حتمأ بخش اندیشه و تحقیق را خوب مرور کنید.

ولی متأسفانه فقط 25 درصد داوطلبان، این بخش را مطالعه می کنند و از این 25 درصد فقط تقریبأ نیمی می توانند به سؤالات این بخش پاسخ بدهند. پس کسانی که می خواهند درصد بالایی را بیاورند باید این بخش را حتمأ حتمأ ودقیق دقیق بخوانند.

2- متن درس: برای به دست آوردن درصدی مناسب از درس دین و زندگی حتمأ باید خط به خط کتاب را جوری بخوانید که تمام کلمات کلیدی، سرتیترها و ………. را حفظ حفظ باشید و بتوانید کتاب را در ذهن داشته باشید( یک نوع حافظه تصویری) مثلأ این سرتیتر است، این آیه است و بعد از آن چه جملاتی و چه کلماتی آمده است، خلاصه این که باید در ذهن شما «ملکه» بشود و به قول امروزی ها تو ذهن «اسکن» بشود.

3- خواندن یا تست زدن:

در درسی مانند «دین و زندگی» خواندن دقیق و مرورهای پی در پی می تواند خیلی کارساز باشد و تست زدن در اولویت بعدی است. یعنی 70 یا 80 درصد خواندن و 20 یا 30 درصد، تست زدن است. خیلی خیلی تأکید می شود که خواندن باید از روی کتاب درسی باشد نه از روی جزوه یا کتاب کمک درسی، یا حداقل ابتدا تسلط کافی روی کتاب درسی داشته باشیم. وسپس از جزوات و یا کتب درسی بهره  بگیریم، بدون تسلط کافی بر کتاب اصلأ مرور جزوات و ……… تأکید نمی شود. برای تست زدن از کتاب خوبی که تست های سراسری داخل وخارج- آزاد- سنجش- آموزش و پرورش و تألیفی های مناسب و همانند سؤالات کنکور دارد استفاده کنید. در تست زدن حتمأ نشان گذار کردن تست ها را فراموش نکنید. تست غلط(غ)– درست- نزده(ن)- تستی که با شک زده اید(ش) و……. تا بتوانید در مطالعه های بعدی آن تست های خاص وعلامت گذاری شده را مرور کنید.

# بعضی از دانش آموزان می گویند که ما وقتی” دین و زندگی” می خوانیم، زود فراموش می کنیم باید چه کار کنیم؟

اولأ درس خواندن به ویژه درس دین و زندگی با یکبار و دوبار خواندن ما را به جایی نمی رساند(شاید بعضی از درس هاراباید ده بار یاحتی بیشتر خواند). خواندن و مرور کردن این درس باید به صورت آهسته و پیوسته باشد.

ثانیا تست زدن،و با علاقه خواندن، وپیدا کردن نقاط ضعف و قوت و ………. می تواند ما را در دقت خواندن و کیفیت مناسب خواندن کمک کند و هیچ وقت ناامید نشوید. با پشتکار بارها مرور کنید تا همه مطالب در ذهن شما ملکه بشود.

4- تجربه هایی در مرور و تست زدن:

الف)علت ومعلول

در این چند سال اخیر تست ها و گزینه هایی را مشاهده می کنید که با تعبیر« علت و معلول» به کار رفته است که باید به معنای این کلمات توجه ویژه ای کرد. « علت» به معنای: سبب- باعث و ……… است و « معلول» به معنای: نتیجه- پیامد- بازتاب – مولود- میوه- ثمره و ……… است.

چند مثال برای معلول:

1- عدم غم و اندوه و حزن معلول ایمان به خدا  آخرت وعمل صالح است.( ص 62 دین و زندگی 2)

2- بازماندن از کاروان فلاح و کمال معلول پرورش دادن ریشه های گناه در خود است. ( ص 46 دین و زندگی 2)

3- پیش بینی عاقبت ازدواج توسط پدر و مادر معلول تجربه و پختگی آنان است.(ص 218 دین و زندگی 3)

4- قوی تر و بیش تر شدن عبودیت انسان در پیشگاه الهی معلول درک بهتر فقر و نیازمندی است.(ص 8 پیش دانشگاهی)

5- باید دقت کنیم همین جملات را می توان با علت بازنویسی کرد:

1- ایمان به خدا و آخرت و عمل صالح علت عدم غم و اندوه و حزن است.

2- پرورش دادن زمینه های گناه در خود علت بازماندن از کاروان فلاح و کمال است.

3- تجربه وپختگی پدر و مادر علت پیش بینی عاقبت ازدواج است.

4- درک بهتر فقر و نیازمندی علت قوی تر و بیش تر شدن عبودیت انسان در پیشگاه الهی است.

# جزوه علت و معلول در سایت موجود است.

# شبیه به الفاظ «علت و معلول» کلماتی مثل«شرط و مشروط» و «تابع و متبوع» تحقق در گرو………. نیز در تست های کنکور دیده شده است که تقریبأ مثل « علت و معلول» است.

مثال برای شرط و مشروط:

مقرب درگاه الهی شدن و مسجود فرشتگان شدن انسان مشروط(معلول) آراسته شدن به کرامت های اخلاقی است.(ص 53 دین و زندگی 2)

# به کلمات اگر در متن فارسی و کلمه “ان”  به معنای” اگر” در متن آیات دقت بیشتری کنید که می تواند به صورت شرط و مشروط بیاید.

مثال برای تابع و متبوع:

توسعه فعالیت های اختیاری انسان تابع معرفت به تقدیر الهی است که برخاسته از حکمت است. (ص 70 پیش) (سؤال 72 کنکور تجربی 90)

مثال برای تحقق …….. در گرو:

تحقق تجلی ایمان و عمل صالح در گرو شنیدن دعوت انبیا است. ( ص 42 دین و زندگی 2)

ب) تقدم و تأخر ( مقدم و مؤخر)

 در بخش هایی از کتاب دین و زندگی تقسیم بندی هایی وجود دارد که « ترتیب » در آن اهمیت دارد یا در آیات کلماتی به ترتیب آمده است که بایستی به آن ها توجه ویژه ای داشت. در این نوع سؤالات از کلمات« تقدم و تأخر» یا« مقدم و مؤخر» استفاده می شود یا در سؤال می آید، به ترتیب کدام صحیح است.( دقت شود)

مثال برای تقدم و تأخر:

از دقت در آیه شریفه……… و منهم من یستمعون الیک ……… به تقدم حجت باطن به حجت ظاهر که عقل وسیله فهم پیام الهی است پی می بریم( ص 20 و 21 و 25 دین و زندگی 3 و سؤال 61 کنکور ریاضی 90) و مانند آن  (سؤآل 61 کنکور زبان 90)

مثال برای مقدم و مؤخر:

 جمله « فاذا هم قیام ینظرون» مرتبط است با « ثم نفخ فیه اخری» و نورانی شدن زمین که بروز واقعیت حوادث گذشته بر زمین است. مقدم بر وضع« کتاب» است.(ص 87 و 88 ، دین و زندگی 2 و سؤال 56 هنر 90)

ج) من- الذین

در آیاتی که کلمات « من – الذین» به کار رفته دقت کنید در باره چه کسانی است(مؤمنان – کافران- متقین و …….) و سرانجام آنان چیست.

مثال:

1- من آمن بالله و الیوم الاخر و عمل صالحأ لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

2- ان الذین لایرجون لقاءنا و رضوا……. اولئک مأواهم النار………

# نمونه های دیگری در صفحه 67 سوم « من یعص الله ……ضلالأ مبینأ و ص 198 سوم« من کان یرید……….. و من تاب ……..(ص 50 و 51 پیش) و ……….

د) کلمات قال- قالوا

# آیاتی که با «قل» آغاز شده معمولأ خطاب به پیامبر(ص) است ولی باید بدانیم« قال» را چه کسی گفته است و « قالوا» را چه کسانی گفته اند و دقت کنیم در کجا گفته اند یا می گویند.

مثال برای قل: قل لا أسألکم ………(خطاب به پیامبر(ص)( ص 119 سوم)

مثال برای قل: قال ربنا الذی اعطی ……..(حضرت موسی گفت در مقابل فرعون)( ص 16 سوم)

مثال برای قالوا: قالوا کنا مستضعفین فی الارض ….. گناهکاران می گویند در برزخ( ص 79 دوم)

ه) ذلک

این عبارت یک حالت نتیجه گیری دارد و باید بدانیم به کدام آیه بر می گردد.

مثال: 1- ذلک تقدیر العزیز العلیم—– و الشمس تجری لمستقر لها(ص 69 پیش)

2- ذلک ادنی ان یعرفن———- یدنین علیهن فی جلابیبهن (ص 14 دوم)

3- مثال ازکی لهم—— یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم (ص 145 دوم)

# و نمونه های دیگر آن نیز در صفحات 68 دوم و ص 119 سوم و…. می باشد.

و)ل به معنای «برای» در آیات حالت نتیجه گیری دارد.

مثال اول: لتعملوا عدد السنین و الحساب ( برای این که شمار سال ها حساب وقت هابدانید که نتیجه آیه« و قدره منازل» است. (ص20 دوم)

مثال دوم: لتبتغوا من فضله ( برای این که از فضل او بجویید) ( ص 171 دوم) که نتیجه آیه« و تری الفلک ….     » است.

مثال سوم: لیعلم الله الذین امنوا……….

که نتیجه« تلک الایام نداولها بین الناس» است. ( ص 106 سوم)

ز)دانستن کلمات مترادف

گاهی در تست به جای آوردن دقیق کلمه کتاب از کلمات مترادف آن بهره می جویند گویی که می خواهند بفهمند که داوطلب کلمات را حفظ کرده است یا مفهوم را فهمیده است.

مثال اول: روح بعد غیر مادی انسان است. در گزینه ها به جای غیر مادی از کلمه «مجرد» استفاده شده است. (سراسری زبان 90) ( درس 4 دوم)

مثال دوم: در بیان آیه «معتد اثیم» متجاوز گناهکار آمده است. گام فراتر نهادن از حدود الهی.( سراسری 87 خارج از کشور ) ( درس ششم دوم)

با تمرین و ممارست و مرور پی در پی و مستمر کم کم می توان روش ایده آل خواند درس دین و زندگی را به دست آورد و در نتیجه تسلط کافی را برای دست یابی به درصدی مطلوب و مناسب به دست آورد.

امیدوارم که این نوشته هر چند کوتاه و مختصر برای شما عزیزان مفید بوده باشد. در انتها از شما عزیزان می خواهم که نظرات خود را با ما مطرح سازید. برایتان آرزوی موفقیت و سربلندی و پیروزی از درگاه احدیت خواهانم.