دریافت نرم افزار جدید و رایگان «خورشید نینوا»

دریافت نرم افزار جدید و رایگان «خورشید نینوا»

درباره نرم افزار
اين نرم افزار که در مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم تهیه شده است شامل حدود 200 پرسش و پاسخ در 13 موضوع بوده و در موضوع چهاردهم آن با پاسخ به دهها پرسش، به احکام عزاداری پرداخته شده است. مجموعه ي حاضر پس از بازبینی صدها پرسش و پاسخ به محور واقعه محرم انتخاب شده و بعد از اصلاح براي استفاده در نرم افزار آماده شده است.


ویژگی های علمی:
1. پاسخ هاي تخصصي: مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات با حضور محققان و کارشناسان توانمند و تشکيل گروه هاي علمي - تخصصي سعي مي کند، پاسخي جامع و متقن به سؤالات و شبهات پرسشگران ارائه کند.
2. اتقان پاسخ ها: پس از ارجاع سؤال به کارشناس، وي پاسخ مناسب را تهيه مي کند. اين پاسخ، پس از نظارت مدير گروه و تأييد او، براي بازبيني به ناظر گروه سپرده مي شود. در نهايت، معاون پژوهش، قبل از ارسال پاسخ براي پرسشگر، آن را کنترل مي کند. وجود سه مرحله نظارت، سبب مي شود امکان هرگونه خطا يا اشتباه در پاسخ دهي به حداقل ممکن برسد. در خصوص پاسخ هاي نرم افزار، نظارت چهارم هم اعمال مي شود تا پاسخ ها از کيفيت برتري بهره مند شوند.
3. تفصيل پاسخ ها: پاسخ هاي ارائه شده، با ميانگين 3 صفحه، از گستره ي مطلوبي برخوردار بوده، سعي محققان بر اين است که پاسخ هايشان، تمام جوانب سؤال را پوشش دهد؛ به نحوي که ابهامي براي پرسشگر باقي نماند.
4. معرفي منابع: در پايان هر پاسخ، منابعي مرتبط با سؤال، براي استفاده ي پرسشگر معرفي شده است.
5. مستند بودن پاسخ ها: پاسخ تهيه شده، از منابع دست اول و معتبر است که تماماً به صورت مستند ارائه شده است.


قابلیت های نرم افزار:
1- حجم کم.
2- گرافیک زیبا.
3- عدم نیاز به نصب.
4- حذف صفحات متوالی.
5- دسته بندی سوالات.
6- نمايش پاورقي مربوط به پاسخ ها.
7- معرفي منابع بيشتر براي هر پاسخ.
8- نمايش پاسخ مربوط به هر سؤال با ساختاري مناسب.
جهت

 

دریافت نرم افزار جدید و رایگان «خورشید نینوا»

درباره نرم افزار نمایش صحیح، حداقل Internet Explorer 7 مورد نیاز است.

دریافت نرم افزار جدید و رایگان «خورشید نینوا (2)»

 

اعتبار سند زیارت عاشورا

اعتبار سند زیارت عاشورا

زيارت عاشورا با مجموع درسهاي عقيدتي، سياسي، فكري و انزجار از دشمنان اهل بيت عصمت و طهارت كه در حكم محك و معياري است كه سَره را از ناسره جدا مي كند و تقدم تبرّي است بر تولّي دعا و نيايش به درگاه خداوند و درخواست توفيق انتقام از دشمنان و باز تمنّاي اوست كه هر كدام از آن ارزشهايي را ارائه مي دهد و سر فصلهاي غير قابل ترديدي را فرا راه انسان مي گشايد و مي تواند آدمي را در پيمودن راه راست و رسيدن به حقيقت راسخ و استوار نمايد.
اين زيارتنامه توسط امام باقر ـ عليه السّلام ـ به شيعيان تعليم داده شده است و تنها يك زيارتنامه جهت عرض ادب ظاهري به محضر امام حسين ـ عليه السّلام ـ و ياران ايشان نبوده بلكه خود منشوري است كه از هر جهت نوري از آن جلوه گر است چرا كه اين صحيفه بهانه اي است براي بيان مختصر امّا كامل از اسلام شناسي، معرفت‌شناسي، امام شناسي، جامعه شناسي و انسان شناسي.
زيارت حسين بن علي ـ عليهما السّلام ـ در كتابهاي ادعيه و مزار وارد شده است و در طول سيزده قرن علما و دانشمندان بر خواندن آن در روز عاشورا بلكه در طول سال عنايت خاصّي داشته و همگان را به آن سفارش كرده اند.
اكنون اسناد اين زيارت را كه عمدتاً از نوشتار استاد آيت الله سبحاني است مي آوريم.[1]
1. شيخ طوسي (385 ـ 460 ه‍.ق) در كتاب «مصباح المتهجد و سلاح المتعبد»[2] آن را به سه طريق نقل كرده جز اين كه طريق نخست مربوط به بيان ثواب زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي باشد و ارتباطي به نصّ زيارت معروف ندارد ولي دو سند ديگر مربوط به زيارت رايج است و ما به بررسي اين دو سند بسنده مي كنيم. شيخ در كتاب مصباح المتهجد زيارت عاشورا را با سند ياد شده در زير نقل مي كند كه همه اين مشايخ از ثقات مي باشند. وثاقت آنها مورد پذيرش تمام علماء رجال مي باشد. افرادي كه در سلسله سند شيخ واقع شده اند عبارتند از: محمد بن اسماعيل بن بزيع و او از صالح بن عقبه و سيف بن عميرة و او از علقمه بن محمد حضرمي و او از امام باقر ـ عليه السّلام ـ.
علقمه به امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي گويد: امروز دعايي (مقصود كيفيت زيارت امام حسين ـ عليه السّلام ـ است) ياد من بده كه هر موقع خواستم آن حضرت را از نزديك زيارت كنم آنرا بخوانم و دعايي ياد من بده كه هر موقع خواستم آن حضرت را از دور و از خانه ام زيارت كنم، بخوانم. علقمه مي گويد: امام ـ عليه السّلام ـ به من گفت هر موقع دو ركعت نماز گزاردي ... .
در مورد معتبر و ثقه بودن افرادي كه شيخ طوسي در سند خود از آنها نام برده مي توان به كتب رجالي مراجعه كرد.[3]

سند دوم شيخ طوسي بدين صورت است:
وي روايت را از كتاب محمد بن خالد طيالسي گرفته است. آية الله سبحاني در اين باره مي فرمايد: سند شيخ طوسي به كتاب طيالسي در غايت اتقان و صحت است.[4] چرا كه بزرگان حديث از او نقل روايت نموده و بر او اعتماد كرده اند.[5] و محمد بن خالد طيالسي از سيف بن عميرة و او از صفوان بن مهران جمّال كه هر دوي اينها نيز به تصريح نجاشي ثقه مي‌باشند[6] اين زيارت را نقل كرده اند. با بررسي مختصري كه از اسناد شيخ طوسي به عمل آمد اين نتيجه حاصل شد كه سند زيارت عاشورا كه از طريق شيخ نقل شده كاملاً صحيح و معتبر است.
2. سند دوم زيارت عاشورا سندي است كه در كامل الزيارات[7] جعفر بن محمد بن قولويه (م 367 ه‍.ق) نقل شده‌است.

ابن قولويه به دو سند آنرا نقل كرده كه عبارتند از:
الف ـ حكيم بن داود، كه از مشايخ بلاواسطه ابن قولويه بود و به تصريح وي ثقه است. وي از محمد بن موسي همداني كه جرحي درباره او وارد نشده و سپس او از محمد بن خالد طيالسي و او از سيف بن عميره و او از علقمه بن محمد حضرمي كه قبلاً ثابت شده كه همگي از ثقات اند.
پس نخستين سند كامل الزيارات سند معتبري مي باشد.
ب ـ سند دوم از طريق محمد بن اسماعيل و او از صالح بن عقبه و او از مالك جهني است، دربارة دو شخصيت نخست بيان شد كه اولي از اكابره مشايخ شيعه و دومي از راويان مقبول الرواية است اما درباره مالك جهني هر چند در كتب رجالي توثيق خصوصي وارد نشده است ولي شخصيت هايي مانند: علي بن ابراهيم و يونس بن عبدالرحمان و عبدالله بن مسكان با واسطه يا بي واسطه به نقل روايت از او پرداخته اند و شيخ مفيد در ارشاد ابياتي از او در مدح امام باقر ـ عليه السّلام ـ نقل كرده كه حاكي از ولاء خاص او به خاندان رسالت مي باشد.[8]
با توجه به اين قرائن مي توان او را فرد مقبول الرواية خواند.

از اين بحث نتيجه مي گيريم:
1. سندهاي چهار يا پنچگانه هر يك ديگري را تأييد كرده و ماية اطمينان مي گردند زيرا چه بسا سندي به تنهايي اطمينان آفرين نباشد امّا آنگاه كه در كنار سندهاي ديگر قرار گرفت از قوت بيشتري برخوردار مي شود.
2. مواظبت علماء شيعه بر خواندن زيارت عاشورا در طول اين قرون خود مي تواند ماية قوت حديث گردد زيرا چنين اتفاقي از علما و دانشمندان بدون يك مدرك قطعي امكان پذير نيست و شايد در اين ميان اسانيد ديگري نيز بوده كه به دست ما نرسيده است.
3. مضمون زيارت عاشورا به طور اجمال در ديگر زيارات نيز وارد شده همگي از يك اسلوب و يك نگرش به دشمنان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ حكايت مي كند.
در پايان ياد آوري اين نكته لازم است كه برخي عظمت زيارت عاشورا را در حدّي دانسته اند كه آن را از احاديث قدسيه بر شمرده اند. يكي از علماي معاصر در اين باره نوشته است: در اينكه زيارت عاشورا از احاديث قدسيه بوده و سلسلة اسناد آن به گفتار خدا و (قال الله) منتهي مي گردد شكي در آن نيست و امعان نظر در اين مطلب اهميت زيارت عاشورا را بيش از پيش روشن مي سازد كه كلام خداست و سخن عادي نيست.[9]

منابع بيشتر براي مطالعه:
1. شرح زيارت عاشورا، علي اصغر عزيزي تهراني.
2. حماسة عاشورا به بيان حضرت مهدي (عج)، جلال برنجيان.
3. شرح زيارت عاشورا، ميرزا محمد علي چهاردهي.
-----------------
[1] . ر.ك: سيماي فرزانگان، مؤسسة امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، چ اول، قم، 1380، ج 3، ص 459 به بعد.
[2] . مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، چ اول، مؤسسة فقه الشيعه، بيروت، 1411 ه‍، ص 772.
[3] . شيخ طوسي، الفهرست، مكتبه المرتضويه، نجف، ص 78 و 85 و 139، نجاشي، رجال نجاشي، دار الاضواء، چ اول، بيروت 1408 ه‍، ج 1، ص 425 و 444 و ج 2 ص 214.
[4] . سيماي فرزانگان، مؤسسة امام صادق ـ عليه السّلام ـ ، چ اول، قم، 1380، ج 2، ص 501.
[5] . ابوالقاسم خوئي، معجم رجال الحديث، چ سوم، بيروت، 1403 ه‍، ج 16، ص 69.
[6] . نجاشي، همان، ص 425 و 440.
[7] . كامل الزيارات، تحقيق جواد قيومي، مؤسسة نشر الفقاهه، چ اول، قم، 1417 ه‍، ص 325، باب 71.
[8] . الارشاد، تحقيق مؤسسة آل البيت ـ عليهم السّلام ـ ، چ اول، المؤتمر العالمي لألفيه الشيخ المفيد، قم، 1413 ه‍، ج 2، ص 157.
[9] . تهراني، ميرزا ابوالفضل، شفاء الصدور في شرح زيارة العاشورا، تحقيق علي موحد ابطحي، چ سوم، قم، 1407 ه‍، ص 8 و 124 ـ 125.

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم

روزه گرفتن درکدام روزهای محرم مستحب است

در روایتی حضرت صادق علیه السلام، از روزه کامل در روز عاشورا نهی کرده اما به پرهیز از خوردن و نوشیدن تا بعداز ظهر این روز توصیه نموده‌اند.
 به گزارش مشرق، یکی از اعمالی که در ایام محرم به آن توصیه شده، روزه گرفتن است البته در خصوص روز تاسوعا و عاشورا، دستور به ترک روزه این دو روز شده است.

رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: لِمَنْ أَمْکَنَهُ صَوْمُ الْمُحَرَّمِ، فَإِنَّهُ یَعْصِمُ صَائِمَهُ مِنْ کُلِّ سَیِّئَهٍ.[1]
حضرت صادق علیه السلام فرمود: کسی که می تواند، محرّم را روزه بگیرد، زیرا روزه دار را از هر بدی حفظ می کند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: إِنَّ أَفْضَلَ الصَّوْمِ بَعْدَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ صَوْمُ شَهْرِ اللَّهِ الَّذِی یَدْعُونَهُ الْمُحَرَّمَ.[2]
رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: همانا برترین روزه بعد از روزه ماه رمضان، روزه ماه خداست که به آن محرّم می گویند.

عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله لِرَجُلٍ: إِنْ کُنْتَ صَائِماً بَعْدَ شَهْرِ رَمَضَانَ فَصُمِ الْمُحَرَّمَ، فَإِنَّهُ شَهْرٌ تَابَ اللَّهُ فِیهِ عَلَى قَوْمٍ، وَ یَتُوبُ اللَّهُ تَعَالَى فِیهِ عَلَى آخَرِینَ.[3]
امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلّی الله علیه وآله نقل می کند که به فردی فرمودند: اگر بعد از ماه رمضان خواستی روزه بگیری، در ماه محرّم روزه بگیر، زیرا محرّم ماهی است که خداوند توبه قومی را پذیرفت و خداوند تعالی در این ماه توبه دیگران را نیز می پذیرد.

روزه یک روز از ماه محرّم

عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه وآله قَالَ: مَنْ صَامَ یَوْماً مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَهُ بِکُلِّ یَوْمٍ ثَلَاثُونَ یَوْماً.[4]
رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هرکس یک روز از ماه محرّم روزه بگیرد، به ازای هر روز، سی روز در نظر گرفته می شود.

رُوِیَ عَنهُمْ علیهم السلام: أَنَّ مَنْ صَامَ یَوْماً مِنَ الْمُحَرَّمِ مُحْتَسِباً جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ جَهَنَّمَ جُنَّهً کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.[5]
از معصومین علیهم السلام نقل شده است که فرمودند: هرکس یک روز از ماه محرّم را با اخلاص روزه بگیرد، خداوند بین او و جهنّم سپری قرار می دهد، همانگونه که بین آسمان و زمین قرار داده است.

روزه روز اول ماه محرّم

عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ شَبِیبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام فِی أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ لِی: إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی دَعَا فِیهِ زَکَرِیَّا علیه السلام رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ: «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ» فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِکَهَ فَنَادَتْ زَکَرِیَّا وَ هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرابِ: أَنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْیى‏، فَمَنْ صَامَ هَذَا الْیَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ کَمَا اسْتَجَابَ لِزَکَرِیَّا علیه السلام.[6]
ریّان بن شبیب گوید: در اوّلین روز محرّم به خدمت امام رضا علیه السّلام رسیدم، حضرت فرمودند: امروز، روزى است که زکریّا علیه السّلام پروردگارش را خواند و گفت: «پروردگارا! فرزندى پاک به من مرحمت فرما، همانا تو دعاى بندگان را میشنوى» و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریّا- که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده مى‏دهد. پس هر کس این روز را روزه بگیرد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعاى زکریّا را مستجاب کرد، دعاى او را نیز مستجاب خواهد کرد.

روزه روز سوّم ماه محرّم

قَالَ الْمُفِیدُ فِی الْحَدَائِقِ: الْیَوْمُ الثَّالِثُ مِنَ الْمُحَرَّمِ یَوْمٌ مُبَارَکٌ، کَانَ فِیهِ خَلَاصُ یُوسُفَ علیه السلام مِنَ الْجُبِّ، فَمَنْ صَامَهُ یَسَّرَ اللَّهُ لَهُ الصَّعْبَ وَ فَرَّجَ عَنْهُ الْکَرْبَ.[7]
شیخ مفید در حدائق می نویسد: روز سوم ماه محرّم، روز مبارکی است. این روز، روز رهایی حضرت یوسف علیه السلام از چاه است. هرکس این روز را روزه بگیرد، خداوند برای وی هر سختی را آسان کرده و اندوه را از وی برطرف می سازد.

عَنِ النَّبِیِّ صلّی الله علیه وآله قال: إنَّ مَنْ صَامَ الْیَوْمَ الثَّالِثَ مِنَ الْمُحَرَّمِ اسْتُجِیبَتْ دَعْوَتُهُ.[8]
رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: همانا هرکس روز سوم محرّم را روزه بگیرد، دعایش مستجاب می شود.

دستور به ترک روزه روز تاسوعا و عاشورا

در موضوع روزه روز عاشورا (و تاسوعا) دو دسته روایات مشاهده می شود. در بعضی از روایات، استحباب و ترغیب به روزه عاشورا مطرح است و در بعضی از روایات، تحریم یا کراهت این روزه بیان شده است. برای مثال روایت زیر حاکی از استحباب روزه این دو روز می باشد:

عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ علیهماالسلام أَنَّ عَلِیّاً علیه السلام قَالَ: صُومُوا مِنْ عَاشُورَاءَ التَّاسِعَ وَ الْعَاشِرَ فَإِنَّهُ یُکَفِّرُ ذُنُوبَ سَنَهٍ.[9]
حضرت صادق از حضرت باقر علیهماالسلام از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند که فرمود: دو روز نهم و دهم محرم را روزه بگیرید، زیرا کفّاره گناه یک سال است.

مرحوم سید بن طاووس نیز در اقبال الاعمال به همین نکته اشاره می کند:

بدان که روایات متظافری در تحریم روزه روز عاشورا (اگر با نیت خوشحالی از فعل بنی امیّۀ باشد) وارد شده است و اهل دین از این مسئله آگاهی دارند. همچنین در روایات زیادی به روزه این روز ترغیب شده است.[10]

روایاتی که به ترک روزه روز عاشورا دلالت می کنند، عبارتند از:

مرحوم سید بن طاووس از کتاب تاریخ حاکم نیشابوری در معرّفی نصر بن عبدالله نیشابوری روایتی را از سعید بن مسیِّب نقل می کند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله در عاشورا روزه نمی گرفتند.[11]

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ صَوْمِ تَاسُوعَاءَ وَ عَاشُورَاءَ مِنْ شَهْرِ الْمُحَرَّمِ، فَقَالَ: تَاسُوعَاءُ یَوْمٌ حُوصِرَ فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام وَ أَصْحَابُهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ بِکَرْبَلَاءَ، وَ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ خَیْلُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنَاخُوا عَلَیْهِ، وَ فَرِحَ ابْنُ مَرْجَانَهَ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ بِتَوَافُرِ الْخَیْلِ وَ کَثْرَتِهَا، وَ اسْتَضْعَفُوا فِیهِ الْحُسَیْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ أَصْحَابَهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ، وَ أَیْقَنُوا أَنْ لَا یَأْتِیَ الْحُسَیْنَ علیه السلام نَاصِرٌ وَ لَا یُمِدَّهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ، بِأَبِی الْمُسْتَضْعَفُ الْغَرِیبُ. ثُمَّ قَالَ: وَ أَمَّا یَوْمُ عَاشُورَاءَ فَیَوْمٌ أُصِیبَ فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام صَرِیعاً بَیْنَ أَصْحَابِهِ، وَ أَصْحَابُهُ صَرْعَى حَوْلَهُ عُرَاهً، أَ فَصَوْمٌ یَکُونُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ؟ کَلَّا وَ رَبِّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ، مَا هُوَ یَوْمَ صَوْمٍ، وَ مَا هُوَ إِلَّا یَوْمُ حُزْنٍ وَ مُصِیبَهٍ دَخَلَتْ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ جَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ یَوْمُ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ لِابْنِ مَرْجَانَهَ وَ آلِ زِیَادٍ وَ أَهْلِ الشَّامِ، غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَى ذُرِّیَّاتِهِمْ، وَ ذَلِکَ یَوْمٌ بَکَتْ عَلَیْهِ جَمِیعُ بِقَاعِ الْأَرْضِ خَلَا بُقْعَهِ الشَّامِ، فَمَنْ صَامَهُ أَوْ تَبَرَّکَ بِهِ حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ آلِ زِیَادٍ مَمْسُوخُ الْقَلْبِ مَسْخُوطٌ عَلَیْهِ، وَ مَنِ ادَّخَرَ إِلَى مَنْزِلِهِ ذَخِیرَهً أَعْقَبَهُ اللَّهُ تَعَالَى نِفَاقاً فِی قَلْبِهِ إِلَى یَوْمِ یَلْقَاهُ، وَ انْتَزَعَ الْبَرَکَهَ عَنْهُ وَ عَنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ وُلْدِهِ، وَ شَارَکَهُ الشَّیْطَانُ فِی جَمِیعِ ذَلِکَ.[12]
عبد الملک گفت: از حضرت صادق علیه السلام از روزه روز تاسوعا و عاشورا سؤال کردم، فرمود: تاسوعا روزى بود که در آن روز، حسین و اصحابش رضى الله عنهم را در کربلا محاصره کردند، لشکر شام برای جنگیدن با آن حضرت اجتماع نمودند و ابن مرجانه و عمر بن سعد به دلیل بسیاری لشکر مسرور شدند و حسین بن علی علیه السلام و یارانش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری برای آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را یاری نخواهند کرد. پس حضرت فرمود: پدرم فدای آن کسی که او را ضعیف شمرده و غریب و تنها گذاشتند. سپس حضرتش فرمود: امّا روز عاشورا، روزى بود که حسین بن علی علیه السّلام میان یارانش به شهادت رسید و اصحابش اطراف او عریان بر زمین افتاده بودند. آیا در چنین روزی، روزه گرفته می شود؟ هرگز، به مالک خانه خدا قسم که این روز، روز روزه نیست؛ این روز، جز روز حزن و مصیبت نیست، حزن و مصیبتی که بر اهل آسمان و زمین و همه مؤمنین وارد شد. این روز، روز فرح و شادی ابن مرجانۀ و آل زیاد و اهل شام بود که خدای بر آنها و ذرّیّه ایشان خشم نماید. این روز، روزی بود که همه بقعه های زمین به جز شام، بر حسین بن علی علیه السلام گریستند. لذا هرکس این روز را روزه گیرد یا به آن تبرّک جوید، خداوند او را با قلبی مسخ شده به همراه آل زیاد محشور می کند و بر او خشمناک خواهد بود. کسی که در این روز، برای منزلش چیزی ذخیره کند، در قلبش تا روز قیامت نفاق جای گیرد و برکت از او و خانواده و فرزندانش گرفته می شود و شیطان در همه این موارد با او همراهی و مشارکت خواهد کرد.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَیْبٍ النَّیْسَابُورِیِّ عَنْ یَاسِینَ الضَّرِیرِ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهماالسلام قَالَا: لَا تَصُمْ فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ.[13]
زراره از حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام نقل می کند که فرمودند: روز عاشورا، روزه نگیر.

عَن نَجَبَهِ بْنِ الْحَارِثِ الْعَطَّارُ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ، فَقَالَ: صَوْمٌ مَتْرُوکٌ بِنُزُولِ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ الْمَتْرُوکُ بِدْعَهٌ. قَالَ نَجَبَهُ: فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِنْ بَعْدِ أَبِیهِ علیه السلام عَنْ ذَلِکَ فَأَجَابَنِی بِمِثْلِ جَوَابِ أَبِیهِ، ثُمَّ قَالَ: أَمَا إِنَّهُ صَوْمُ یَوْمٍ مَا نَزَلَ بِهِ کِتَابٌ، وَ لَا جَرَتْ بِهِ سُنَّهٌ إِلَّا سُنَّهُ آلِ زِیَادٍ بِقَتْلِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا.[14]
نجبۀ گفت: از حضرت باقر علیه السّلام از روزه روز عاشورا پرسیدم. فرمود: روزه روز عاشورا، روزه‏اى است که با نزول روزه ماه رمضان ترک شد و انجام هر ترک شده ای بدعت است. نجبۀ گفت: بعد از حضرت باقر علیه السلام، همین سؤال را از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم و حضرتش همچون پدرش پاسخ داد. آنگاه فرمود: آگاه باش که این روزه، روزه‏اى است که نه کتابى نسبت به آن نازل شده و نه سنّتى بر آن جاری شده است، جز سنّت آل زیاد که به واسطه قتل حسین بن على علیهما السّلام این روزه را رواج دادند.

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عِیسَى قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ صَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ مَا یَقُولُ النَّاسُ فِیهِ، فَقَالَ: عَنْ صَوْمِ ابْنِ مَرْجَانَهَ تَسْأَلُنِی؟! ذَلِکَ یَوْمٌ صَامَهُ الْأَدْعِیَاءُ مِنْ آلِ زِیَادٍ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ هُوَ یَوْمٌ یَتَشَأَّمُ بِهِ آلُ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه وآله، وَ یَتَشَأَّمُ بِهِ أَهْلُ الْإِسْلَامِ، وَ الْیَوْمُ الَّذِی یَتَشَأَّمُ بِهِ أَهْلُ الْإِسْلَامِ لَا یُصَامُ وَ لَا یُتَبَرَّکُ بِهِ، وَ یَوْمُ الْإِثْنَیْنِ یَوْمُ نَحْسٌ، قَبَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ نَبِیَّهُ، وَ مَا أُصِیبَ آلُ مُحَمَّدٍ إِلَّا فِی یَوْمِ الْإِثْنَیْنِ، فَتَشَأَّمْنَا بِهِ وَ تَبَرَّکَ بِهِ عَدُوُّنَا، وَ یَوْمُ عَاشُورَاءَ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ تَبَرَّکَ‏ بِهِ ابْنُ مَرْجَانَهَ وَ تَشَأَّمَ بِهِ آلُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ، فَمَنْ صَامَهُمَا أَوْ تَبَرَّکَ بِهِمَا لَقِیَ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَمْسُوخَ الْقَلْبِ وَ کَانَ حَشْرُهُ مَعَ الَّذِینَ سَنُّوا صَوْمَهُمَا وَ التَّبَرُّکَ بِهِمَا.[15]
جعفر بن عیسى یقطینى می گوید: از حضرت رضا علیه السّلام درباره روزه روز عاشورا و آنچه عامّۀ در این مورد می گویند سؤال کردم. فرمود: از روزه ابن مرجانه از من سؤال مى‏کنى؟! آن روز، روزى است که حرامزادگان آل زیاد به خاطر قتل حسین بن علی علیه السلام روزه گرفتند. آن روز، روزی است که آل محمد صلّی الله علیه وآله آن را شوم می دانند. آن روز، روزی است که اهل اسلام آن را شوم می دانند و روزی که اهل اسلام آن را شوم بدانند نباید روزه گرفت و نباید به آن تبرّک جست. روز دوشنبه نیز روز نحسی است، زیرا خداوند در این روز پیامبر خویش را قبض روح کرد و مصیبتی به آل محمّد وارد نشد جز در روز دوشنبه. لذا ما دوشنبه را شوم دانسته، درحالیکه دشمنان ما به آن تبرّک می جویند. روز عاشورا روزى است که حسین بن علی در آن روز کشته شد و ابن مرجانۀ به آن تبرک جست و آل محمد آن را شوم دانستند. پس هر کس این دو روز (روز عاشورا و روز دوشنبه) را روزه گیرد یا به آن دو روز تبرّک جوید، خداوند را ملاقات می کند در حالتى که قلبش مسخ شده است و خداوند وی را با کسانی که روزه و تبرّک به این دو روز را سنّت نمودند، محشور می نماید.

عَنْ زَیْدٍ النَّرْسِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ عُبَیْدَ بْنَ زُرَارَهَ یَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَاشُورَاءَ، فَقَالَ: مَنْ صَامَهُ کَانَ حَظُّهُ مِنْ صِیَامِ ذَلِکَ الْیَوْمِ حَظَّ ابْنِ مَرْجَانَهَ وَ آلِ زِیَادٍ. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا کَانَ حَظُّهُمْ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ؟ قَالَ: النَّارُ، أَعَاذَنَا اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ عَمَلٍ یُقَرِّبُ مِنَ النَّارِ.[16]
عبید بن زرارۀ از حضرت صادق علیه السّلام درباره روزه روز عاشورا پرسش می کند. حضرت پاسخ می دهند: هرکس روز عاشورا را روزه بگیرد، بهره اش از این روزه، بهره ابن مرجانۀ و آل زیاد خواهد بود. عبید می گوید: پرسیدم: بهره آنها از آن روز چه بوده است؟ فرمود: آتش جهنم؛ خداوند به ما از آتش جهنم پناه دهد و از عملی که ما را به آتش نزدیک می سازد نگاه دارد.

عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی غُنْدَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَوْمِ یَوْمِ عَرَفَهَ، فَقَالَ: عِیدٌ مِنْ أَعْیَادِ الْمُسْلِمِینَ وَ یَوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَهٍ، قُلْتُ: فَصَوْمُ عَاشُورَاءَ؟ قَالَ: ذَاکَ یَوْمٌ قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ علیه السلام، فَإِنْ کُنْتَ شَامِتاً فَصُمْ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ آلَ أُمَیَّهَ نَذَرُوا نَذْراً إِنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ علیه السلام أَنْ یَتَّخِذُوا ذَلِکَ الْیَوْمَ عِیداً لَهُمْ، یَصُومُونَ فِیهِ شُکْراً وَ یُفَرِّحُونَ أَوْلَادَهُمْ. فَصَارَتْ فِی آلِ أَبِی سُفْیَانَ سُنَّهً إِلَى الْیَوْمِ، فَلِذَلِکَ یَصُومُونَهُ وَ یُدْخِلُونَ عَلَى عِیَالَاتِهِمْ وَ أَهَالِیهِمُ الْفَرَحَ ذَلِکَ الْیَوْمَ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الصَّوْمَ لَا یَکُونُ لِلْمُصِیبَهِ، وَ لَا یَکُونُ إِلَّا شُکْراً لِلسَّلَامَهِ، وَ إِنَّ الْحُسَیْنَ علیه السلام أُصِیبَ یَوْمَ عَاشُورَاءَ، فَإِنْ کُنْتَ فِیمَنْ أُصِیبَ بِهِ فَلَا تَصُمْ، وَ إِنْ کُنْتَ شَامِتاً مِمَّنْ سَرَّهُ سَلَامَهُ بَنِی أُمَیَّهَ فَصُمْ شُکْراً لِلَّهِ تَعَالَى.[17]
ابى غُندَر می گوید: از حضرت صادق علیه السلام از روزه روز عرفۀ پرسیدم. فرمود: عرفۀ، از اعیاد مسلمین و روز دعا و درخواست است. سپس از روزه روز عاشورا پرسیدم. فرمود: عاشورا روزى است که حسین بن علی علیه السلام کشته شد. پس اگر تو در زمره کسانی هستی که به واسطه کشته شدن حسین بن علی علیه السلام شاد می باشند، روزه بگیر. آنگاه فرمود: همانا خاندان امیّه نذر کردند که اگر حسین بن علی علیه السلام کشته شود آن روز را عید قرار دهند و به شکر این نعمت روزه گیرند و فرزندان خود را شاد نمایند. این امر تا امروز در بین خاندان ابوسفیان سنّت شد و از این روى در این روز، روزه گرفته و بر اهل و عیال خود شادی وارد می کنند. سپس فرمود: مصیبت، عاملِ روزه گرفتن نیست و لذا روزه جز برای شکر سلامتی نمی باشد. در روز عاشورا حسین بن علی علیه السلام کشته شد. حال اگرتو از مصیبت زدگان او هستى روزه مگیر، امّا اگر از کشته شدن وی شاد شده ای و از آنانى که به سلامتی بنى امیّه مسرور شدند، به خاطر شکر خداى تعالى در روز عاشورا روزه بگیر.

دستور یا توصیه به پرهیز از خوردن و نوشیدن بدون نیّت روزه در روز عاشورا

در روایتی حضرت صادق علیه السلام، از روزه کامل در روز عاشورا نهی کرده، به پرهیز از خوردن و نوشیدن تا بعداز ظهر این روز توصیه نموده اند:

رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ، قُلْتُ: یَا سَیِّدِی فَمَا قَوْلُکَ فِی صَوْمِهِ؟ فَقَالَ لِی: صُمْهُ مِنْ غَیْرِ تَبْیِیتٍ، وَ أَفْطِرْهُ مِنْ غَیْرِ تَشْمِیتٍ، وَ لَا تَجْعَلْهُ یَوْمَ صَوْمٍ کَمَلًا، وَ لْیَکُنْ إِفْطَارُکَ بَعْدَ صَلَاهِ الْعَصْرِ بِسَاعَهٍ عَلَى شَرْبَهٍ مِنْ مَاءٍ، فَإِنَّهُ فِی مِثْلِ ذَلِکَ الْوَقْتِ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ تَجَلَّتِ الْهَیْجَاءُ عَنْ آلِ‏رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله وَ انْکَشَفَتِ الْمَلْحَمَهُ عَنْهُمْ، وَ فِی الْأَرْضِ مِنْهُمْ ثَلَاثُونَ صَرِیعاً فِی مَوَالِیهِمْ، یَعِزُّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله مَصْرَعُهُمْ، وَ لَوْ کَانَ فِی الدُّنْیَا یَوْمَئِذٍ حَیّاً لَکَانَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ هُوَ الْمُعَزَّى بِهِمْ.[18]
عبدالله بن سِنان نقل می‏کند که در روز عاشورا به خدمت سیّد و آقایم حضرت صادق علیه‏السّلام شرفیاب شدم. عرض کردم: ای آقای من، درباره روزه‏ این روز چه می‏فرمایید؟ حضرت فرمودند: روزه بگیر بدون آنکه در شب، نیّت روزه کرده باشی؛ و افطار کن بدون آنکه خوشحال باشی؛ و اینگونه نباشد که یک روزِ تمام چیزی نخوری، بلکه ساعتی بعد از نمازِ عصر شربتی از آب بنوش، زیرا در این ساعت بود که جنگ از خاندانِ رسول خدا صلّی ‏الله‏ علیه ‏وآله برطرف شد، در حالیکه سی نفر از اهل بیت و موالیانشان روی زمین افتاده بودند؛ کسانی که اگر رسول‏ خدا صلّی ‏الله‏ علیه ‏وآله در آن روز در دنیا بود، صاحب تعزیه هر یک از آنها می شد.

مرحوم سید بن طاووس در اقبال الاعمال می نویسد:

بعد از پایان زمان مصیبت، آن هنگام که خواستی غذا و نوشیدنی بخوری، به خداوند متعال عرضه بدار: بار الها، تو خودت در قرآن کریم فرموده ای: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» و لذا حسین بن علی علیه السلام و یارانش هم اکنون نزد تو به خوردن و نوشیدن مشغول هستند. ما نیز در خوردن این غذا و نوشیدنی به ایشان اقتدا می کنیم.[19]

پی نوشت ها:
[1] - بحارالأنوار، ج 98، ص 334 به نقل از اقبال الاعمال
[2] - بحارالأنوار، ج 98، ص 335 به نقل از اقبال الاعمال
[3] - وسائل‏الشیعه، ج 10، ص 469 به نقل از المقنعه
[4] - وسائل‏الشیعه، ج 10، ص 470 به نقل از اقبال الاعمال
[5] - وسائل‏الشیعه، ج 10، ص 470 به نقل از اقبال الاعمال
[6] - بحارالأنوار، ج 101، ص 102-103 به نقل از امالی صدوق
[7] - بحارالأنوار، ج 98، ص 335 به نقل از اقبال الاعمال
[8] - بحارالأنوار، ج 98، ص 335 به نقل از اقبال الاعمال
[9] - بحارالأنوار، ج 98، ص 341 به نقل از اقبال الاعمال/ تهذیب‏الأحکام، ج 4، ص 299
[10] - بحارالأنوار، ج 98، ص 340 به نقل از اقبال الاعمال
[11] - بحارالأنوار، ج 98، ص 341
[12] - الکافی، ج 4، ص 147
[13] - الکافی، ج 4، ص 146
[14] - الکافی، ج 4، ص 146
[15] - الکافی، ج 4، ص 146-147
[16] - الکافی، ج 4، ص 147
[17] - وسائل‏الشیعه، ج 10، ص 462- 463 به نقل از امالی طوسی
[18] - بحارالأنوار، ج 101، ص 303-304 به نقل از مصباح المتهجد
[19] - بحارالأنوار، ج 98، ص 344 به نقل از اقبال الاعمال
مطالب مرتبط

سپاهیان عمر سعد چند نفر بوده‌اند؟

شهر کوفه به دستور خلیفه دوم برای اسکان فاتحان و جنگجویان قادسیه شکل گرفت. عمر که قصد داشت این گروه را برای فتوحات بعدی آماده نگه دارد به سعد بن ابی وقاص،‌ فرمانده قادسیه،‌ دستور داد سرزمینی مناسب برای اسکان آنها بیابد.
به گزارش گروه تاریخ مشرق؛ در مورد تعداد سپاهیان عمر،‌ بین تاریخ نویسان اختلاف زیادی دیده می‌شود. تعداد آنها را 6 هزار، ‌12 هزار، 16 هزار،‌ 20 هزار،‌ 22 هزار،‌ 30 هزار،‌ 35 هزار،‌ 40 هزار،‌ 70 هزار،‌ 80 هزار، و بیشتر از آن تا 100،‌ 200 و 800 هزار ذکر کرده‌اند.

عده‌ای با استناد به روایاتی از دو امام معصوم، اباعبدالله،‌ جعفر بن محمد(ع) و علی بن الحسین، زین‌العابدین(ع)،‌ 30 هزار نفر را صحیح دانسته‌اند.

این تعداد را ابن زیاد بتدریج به سرپرستی فرماندهانی نامدار یا ناشناخته به سوی کربلا می‌فرستاد. آنچه پس از بررسی در آثار مورخان در مورد نام فرماندهان و شمار سپاهیانشان یافتیم به شرح زیر است:

شمر بن‌ ذی‌الجوشن ضبابی با 4000 تن

(مورخان شمر را اولین کسی دانسته‌اند که پس از فرود آمدن ابن سعد در کربلا به  او پیوسته است. البته در روایاتی دیگر، روز ورود او نهم محرم ذکر شده و علت آن بازگشت او به کوفه و بازگشت دوباره وی است که شرح آن خواهد آمد.

یزید بن رکاب کلبی با 2000 تن

حصین‌بن نمیر سکونی(تمیمی) با 4000 تن

مضاهیر بن رهینه مازنی با 3000 تن

نصر بن حرشه با 2000 تن

تا اینجا با 4000 تن سپاه عمر بن سعد و 1000 نفر نیروهای حر بن یزید ریاحی،‌ تعداد آنها به 20 هزار تن می‌رسد.

شبث بن ربعی با 1000 تن

حجار بن ابجر با 1000 تن

یزید بن حارث بن رویم با 1000 تن

محمد بن اشعث بن قیس با 1000 تن

کعب بن طلحه با 3000 تن

سنان‌بن انس نخعی با 4000 تن

خولی بن یزید اصبحی با 4000 تن

عروة بن قیس خثعمی با 4000 تن

عبدالله بن حصین تمیمی با 1000 تن

مجموع این آمار رقمی حدود 40000 تن را به ما نشان می‌دهد. البته ممکن است این آمار یا آمار بیشتر از 30 هزار تن به تعدادی مربوط باشد که از کوفه حرکت کرده ولی به کربلا نرسیده‌اند؛‌ چنانکه برخی از مورخان آورده‌اند مردم از جنگیدن با حسین بن‌علی (ع) اکراه داشتند. ابن زیاد هر فرماندهی را با تعداد نیرو می‌فرستاد،‌ جز عده کمی از آنها به کربلا نمی‌رسید.

بلاذری می‌نویسد فرماندهی با 1000 نفر فرستاده می‌شد ولی وقتی می‌رسید‌، 300، 400 تن یا کمتر از آن،‌ همراه او بودند. ابن زیاد دیده‌بان‌هایی بر شهر کوفه گماشت که کسی از سپاه رویگردان نشود و اگر کسی قصد پیوستن به امام (ع) را داشت،‌ آنها مانع شوند. فرمانده این نیروها زخر بن‌ قیس جعفی بود.

از سوی دیگر به سوید بن عبدالرحمن منقری مأموریت داد که با تعدادی در کوفه بچرخد و هر کس را از پیوستن به سپاه تخلف کرد بیاورد. او یک مرد شامی را که برای طلب میراثش به کوفه بود، یافت و آورد. این زیاد دستور داد گردن او را بزنند.

این تدابیر کارگر افتاد و لشگر عظیمی به اختیار یا اجبار در کربلا مستقر شد که برخی چون «ابن چوزی» و «قندوزی» معتقدند تمامی آنها اهل کوفه بودند. «قندوزی» نوشته است بین لشگر عمر سعد هیچ‌کس از اهالی شام و حجاز و بصره وجود نداشت؛ همه اهل کوفه بودند.

اما «ابن شهرآشوب» معتقد است لشگر چهار هزار نفری شمر،‌ شامی بودند. قزوینی نظر ابن شهر آشوب را با امان نامه‌ای که شامیان برای علی‌بن الحسین(ع) آوردند، تأیید می‌کند.

حتی اگر بر اساس روایت دو امام معصوم (ع) آمار 30 هزار نفری لشگر ابن سعد را صحیح بدانیم، این نکته مطرح می‌شود که آیا کوفه در آن زمان دارای چنان جمعیتی بود که مردان جنگجوی آن تعدادی در حدود 30 هزار نفر را رقم بزنند؟

پاسخ این سؤال در علت‌های شکل‌گیری و تعداد تقریبی ساکنان اولیه شهر کوفه نهفته است.

شهر کوفه به دستور خلیفه دوم برای اسکان فاتحان و جنگجویان قادسیه شکل گرفت. عمر که قصد داشت این گروه را برای فتوحات بعدی آماده نگه دارد به سعد بن ابی وقاص،‌ فرمانده قادسیه،‌ دستور داد سرزمینی مناسب برای اسکان آنها بیابد.

خلیفه دوم پس از آگاهی یافتن از اسکان جنگجویان در کوفه برای ترغیب مردم دیگر شهرها برای پیوستن به جنگجویان کوفی،‌ مقرری خاصی برای آنها تعیین کرد که فقط به آنها و کسانی که به آنها ملحق می‌شدند،‌ اختصاص می‌یافت و این خود انگیزه‌ای قوی در مردم برای سکونت در کوفه ایجاد می‌کرد.

«بلاذری» ساکنان اولیه شهر کوفه را،‌ که از قبایل مختلف اعراب عدنانی و قحطانی (یمانی و نزاری) تشکیل شده بودند، 20 هزار تن دانسته است.

«حموی» نوشته است خلیفه دوم به سعد بن ابی وقاص دستور داد مسجد کوفه را به گونه‌ای بسازد که گنجایش 40 هزار سرباز را داشته باشد. وی در ادامه می‌نویسد هنگامی که زیاد حاکم کوفه شد، مسجد کوفه را برای جمعیت 60 هزار نفری توسعه داد.

طبری در مورد جمعیت کوفه نوشته است،‌ این شهر برای اسکان 100 هزار جنگجوی طراحی شده بود. هم او نام اولین گروه‌های قبایل اسکان یافته در کوفه و محل اسکان آنها را در شهر، یاد کرده است. او از قبایلی چون سلیم، ثقیف‌،‌ همدان،‌ بجلیه،‌ تیم،‌ تغلب، بنی اسد،‌ نخع،‌ کنده،‌ ازد، مزینه،‌ تمیم،‌ محارب،‌ اسد، عامر،‌ بجاله، جدیله، جهینه نام می‌برد.

البته اینها ساکنان اولیه این شهر بودند. بعدها قبایل دیگری به آنها پیوستند و جمعیت این قبایل نیز رو به افزایش گذاشت؛ به همین دلیل خلیفه دوم به سعد دستور داد آنها را در هفت گروه تنظیم کند. این تقسیم‌بندی تا روزگار زیاد ادامه داشت. زیاد آنها را در چهار گروه جای داد. پس از او،‌ امام علی(ع) دوباره آنها را در هفت گروه (با تغییراتی) تنظیم کرد.

اگر گزارش بلاذری را با توجه به تعداد سپاهیان قادسیه نزدیک به واقعیت بدانیم، طبیعی است که پس از چندین سال،‌ این آمار با توجه به مهاجرت‌های پی در پی و زاد و ولد قبایل ساکن کوفه به حدی برسد که جنگجویان آن در حدود 100 هزار تن تخمین شده شوند.

علاوه بر اینها نگاهی به تعداد سربازان مختار بن ابی عبید ثقفی که به خونخواهی امام حسین‌بن علی(ع) قیام کرد، صحت تقریبی آمار 30 هزار نفری لشگر عمر سعد را می‌نمایاند. بر اساس گزارش دینوری،‌ مختار لشگری 60 هزار نفری به فرماندهی احمد بن سلیط برای دستگیری شمر فرستاد.

منبع: اولین روز‌شمار جامع تاریخ عاشورا
مطالب مرتبط

مجموعه کامل ادعیه و زیارات عاشورایی

مجموعه ای کامل از ادعیه و زیارات
صوت/نجواهای عاشقانه

سرویس دین مشرق -
در این بخش صوت ادعیه و زیارات عاشورایی همچون زیارت عاشورا، زیارت وارث، زیارت حضرت رسول صلی الله علیه و آله از بعید، زیارت اربعین، دعای جامعه کبیره، دعای توسل و دعای عرفه با نواهای ماندگار برجسته ترین ذاکرین کشور به شما تقدیم شده است. امیدواریم مورد استفاده شما قرار گیرد؛ التماس دعا.

لطفا برای دیدن مجموعه های ادعیه و زیارت روی آیکون مربوط به آنها کلیک کنید.

 صوت/نجواهای عاشقانه   صوت/نجواهای عاشقانه   صوت/نجواهای عاشقانه   صوت/نجواهای عاشقانه   صوت/نجواهای عاشقانهصوت/نجواهای عاشقانه   صوت/ادعیه و زیارات عاشورایی   صوت/ادعیه و زیارات عاشورایی   صوت/ادعیه و زیارات عاشورایی   صوت/نجواهای عاشقانه

  صوت/نجواهای عاشقانه


مطالب مرتبط

نزار القطری در مداحی‌ها از شهدای مظلوم منا بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

نزار القطری در گفت‌وگو با مشرق:
نزار القطری مداحی که با نوحه فارسی - عربی "أنا مظلوم حسین" در ایران مشهور شد در گفت‌وگو با مشرق، از سفرهایش به قاره‌های مختلف، قطعاتی که علیه داعش خوانده و جزئیات فعالیت‌هایش سخن گفت.

گروه فرهنگی مشرق- "نزار القطری" مداحی که با نوحه فارسی - عربی " أنا مظلوم حسین" در ایران مشهور شد اخیرا آلبوم جدیدی را به نام "و یبقی الحسین" منتشر کرده است که در اين آلبوم، چهار شعر از  عمر فاروق البدراوی، شاعر جوان و با استعداد عراقي و اشعاری از حیدر ترکی الکربلائی، علی السقای، احسان حلمی و کریم الحاج فلیج، استفاده کرده است. همچنين اشعار فارسي "ثأرك يا غائب" سروده خودش  است.

عشق و علاقه القطری به جمهوری اسلامی ایران، محور مقاومت و رهبر معظم انقلاب در میان مداحان عرب‌زبان، مثال‌زدنی است.

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

شعرخوانی حماسی نزار القطری در محضر رهبر انقلاب

 

او که طی یک سال اخیر و پس از تجاوز گروه تروریستی داعش به کشور عراق و صدور فتوای جهاد از سوی مرجعیت شیعه، هر از چندی مسلحانه و با لباس رزم در میادین جنگ حضور می‌یابد، در جریان دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) با رهبر انقلاب، به محض ورود حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به حسینیه امام خمینی(ره)، برخاست و شعری فصیح و حماسی به زبان عربی را در مدح ایشان قرائت کرد که با استقبال حضار و تفقد مقام معظم رهبری مواجه شد که متن آن بدین شرح است:

 

یا شمس دولة عزّنا و ضحاها
یا ایها القمر الذي تلاها

تاهَ الضمیر بکنه ذاتك انّه
من ذات حیدرة وعزة طه

واحترت من این الوصول لسرّه
اذ لم أجد لجلاله اشباها

حین استَخَرتُ من الکتاب أجابني
«لنولینّك قبلة ترضاها»

یا صانعَ الامجادِ في اوطاننا
یا قاهر الاعداء في بوغاها

یا رهبرَ الاسلام ارهبتَ العدی
بك لم تذق طعمَ الكری عیناها

ایرانُ انت صنعتَ مجدَ بلادها
واحتار اهل الخافقین ازاها

حتی غدوتَ القائدَ المقدامَ لا
ارضٌ و الاّ انت سرُّ علاها

شمس المقاومة الشریفة انتَ یا
من وجهه سُحبُ الضلال جلاها

لبنانُ.. لم تخفق بها رایاتنا
لولاك، یا قطبا یدیر رحاها

قبر العقیلةِ من سواك حمیً له؟
یا وقفة عباس لن ینساها

اما الحسینُ فانت حارسُ ارضه
لولاك دنّست الیهود ثراها

یا خامنائي الصمود تحیةً
من کل قلب في هواك تباهی

لبیك لن نرضی بغیرك قائداً
و جباهُنا، قدماك تحت وطاها


ترجمه:

ای آن که دولت از تو رسد آفتاب را
آورده ای ز پرده برون، ماهتاب را

اندیشه کی رسیده به ژرفای وصفتان؟
طه و حیدری شده ای، انتساب را

سرگشته ام، چگونه به راز تو پی برم؟
با جلوه ای که رد شده حدّ و حساب را

«رو کن به قبله ای‌ که پسندی»، چنین نوشت؛
در استخاره، باز، چو کردم کتاب را

سازندۀ شُکوهِ وطن‌های ما تویی
بر دشمنان، نشان زده ای اضطراب را

ای «رهبر»ی که وحشت دشمن ز خشم تو
چشمان او ندیده دگر طعم خواب را

ایران اگر رسیده به اینجا، تو کرده ای
کاری که حیرت آمده اهل کتاب را

هرجا که ملتی به بلندی رسیده است،
از برکتت قرین شده راهِ صواب را

خورشید پایداری و شرفی، نورِ چهره ات
از پشت ابر هم زده حدّ نصاب را!

لبنانِ ما که حامل اسلام و پرچم است
گردانده با اشارتِ تو، آسیاب را

بهر دفاع مرقد زینب (س) شتافتی
عباس (ع)، خود جزا بدهد این شتاب را

تنها تویی که حافظ خاک حسین (ع) شد
بی تو، یهود قبضه کند خاک و آب را

ای استوار! بر تو سلام و درود ما
از قلب ها، که واله شده انقلاب را

لبیک رهبرم، که به هرجا قدم نهی
ساییده ام به روی جبین، آن تراب را

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

نزار القطری در گفتگو با خبرنگار فرهنگی مشرق می گوید که همان‌طور که شهید مطهری اشاره کردند، مردم شمر زمان خود را بشناسند و مداحان می‌تواند در این کار مؤثر باشند. وی در آلبوم جدید خود قطعه‌ای را نیز درباره نیروهای مردمی عراق که علیه داعش مبارزه می‌کنند خوانده که صوت آن از طریق لینک‌های زیر قابل دریافت است.

*** آلبوم مداحی جدیدی از شما منتشر شده است. لطفا بفرمایید که این آلبوم در کجا تولید شده است و آیا فارسی نیز در آن کار شده است یا خیر و آیا در ایران نیز توزیع خواهد شد یا خیر؟

آلبوم اخیر من "و یبقی الحسین(ع)" که 8 تِرک دارد و یکی از این تِرک‌ها مربوط می‌شود به نیروهای مردمی عراق که دارند علیه داعش مبارزه می‌کنند. بقیه هم نوحه‌های عام هست درباره اما حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع)، حضرت رقیه(ع) و درباره حب امام حسین(ع). این آلبوم را برای اولین بار در عمرم، خارج از کویت، و در بغداد توسط یک شرکت متخصص عراقی انجام دادم. ان‌شاءالله این آلبوم مورد قبول خداوند قرار بگیرد. درباره توزیع آن در ایران باید بگویم که در ایران قانون حق انتشار رعایت نمی‌شود و نوحه‌های من بدون اجازه‌ام تکثیر می‌شود و فروخته می‌شود که البته از نظر من هیچ مانعی ندارد. این آلبوم جدید هم نهایتاً به دست ایرانی‌ها می‌رسد و در این کشور هم پخش می‌شود. من به دنبال چیزی جز اجر معنوی کارهایم نیستم.

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

 

*** شما به کشورهای زیادی برای مداحی اهل بیت(ع) سفر می‌کنید. بفرمایید که در برگزاری مراسم دهه محرم آیا تفاوت هایی میان کشورهای مختلف وجود دارد یا خیر؟

همان طور که فرمودید بنده به کشورهای زیادی مسافرت کرده‌ام؛ شهرها و کشورهایی که شاید خیلی هم شناخته شده نیستند. از شرق آسیا تا آفریقا و آمریکا. آداب و رسوم عزاداری امام حسین(ع) در میان کشورهایی که من به آن‌ها سفر کرده‌ام، تفاوت‌هایی دارد. مثلاً در ایران به کسی مداح می‌گویند که اول روضه می‌خواند، بعد اشعاری را برای سینه‌زنی می‌خواند در صورتی که در کشورهای عربی، روضه‌خوانی با سخنران مراسم است و رادود (مداح) فقط کسی است که نوحه می‌خواند. من با وجود این‌که در هیئت‌های ایرانی می‌خوانم، اصلاً بلد نیستم روضه بخوانم. دلیلش هم این است که زبان فارسی را کامل بلد نیستم. البته شعر برای سینه‌زنی می‌توانم بخوانم، چون این‌ها را از روی کاغذ می‌خوانم.

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

القطری همواره از صادق آهنگران به‌عنوان استاد خود در سبک‌های نوحه‌خوانی یاد می‌کند

 

در سایر آداب و رسوم هم تفاوت هست؛ مثلاً درباره شیوه سینه‌زنی میان کشورهای مختلف و حنتی جاهای مختلف در یک کشور هست. مثلاً در خود ایران، در جنوب نوحه‌های واحد را می‌پسندند، اما در شمال ایران و تهران نوحه سبک دو را بیش‌تر دوست دارند. منطقه لار و لارستان، خودشان یک سبک خاص دارند که امسال در اجلاس پیرغلامان اعلام شد این سبک هم به عنوان یک سبک فرهنگی ثبت شده است. این سبک چند قرن است که به همین شکل باقی مانده و ادامه پیدا کرده است. پاکستانی و هندی‌ها بیش‌تر از سبک شور استفاده می‌کنند. عرب‌های عراق، خیلی کُند و آهسته اما پرمعنی سینه می‌زنند.

مصاحبه با نزار القطری+ دانلود

 

 

*** شهید آیت‌الله مرتضی مطهری در یکی از سخنرانی های معروف خود از لزوم شناخت "شمر زمان" سخن به میان می آورند. به نظر شما هیئت‌های مذهبی و مداحان چه اندازه می‌توانند در شناساندن شمر زمان به مردم مؤثر باشند؟

خدا رحمت کند شهید مطهری را. ایشان واقعاً نظریه‌های خوبی داشتند. ما مداحان تلاش می‌کنیم تا شِمر زمان را به نحوی به مردم بشناسانیم. مداح فقط این نیست که بالای منبر برود و مردم را به گریه بیندازد تا سینه بزنند و بروند خانه. باید در شعرهایش چیزهایی درباره حوادث روز دنیا و اتفاقاتی وجود داشته باشد که در حال اتفاق افتادن است؛ مثلاً شهدای حادثه منا که مظلومانه کشته شدند باید در نوحه‌های امسال درباره آن‌ها چیزی گفته شود.

 

حسین بن علی(ع) کشته شد ولی یزید هنوز هم هست. یزیدها هنوز زنده هستند. ما باید راه امام حسین(ع) را ادامه بدهیم. جسم امام حسین(ع) کشته شد اما پرچم امام حسین(ع) در دستان صاحب‌الامر(عج) است. باید شِمر زمان خود را بشناسیم و در نوحه‌های‌مان روشنگری کنیم تا مردم هم متوجه بشوند یزید و شِمر زمانه کیست.

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

 

*** فکر می‌کنید مراسم محرم باید در انحصار شیعیان بماند یا اینکه داستان عاشورا می‌تواند برای مردم دنیا هم جذابیت داشته باشد؟

امام حسین(ع) منحصر به شیعه نیست. در دنیا داستان‌هایی از نبرد ظالم و مظلوم وجود دارد که شباهت داستان عاشورا با بسیاری از داستان‌های مشابه، پیروزی مظلوم بر ظالم است، هرچند که ممکن است مظلوم کشته شود. این‌ها همان پیروزی خون بر شمشیر است. در سفرهای متعددم به اروپا این را لمس کرده‌ام که مردم اروپا به شدت به دنبال حقیقت هستند. مثلاً اگر روز عاشورا در یک کشور اروپایی راه‌پیمایی داشته باشیم، می‌ایستند و سؤال می‌کنند که دلیل این راه‌پیمایی چیست. وقتی شرح حادثه کربلا را می‌گوییم، بسیار متأثر می‌شوند و سؤال‌های دیگری را می‌پرسند. اگر کمی بیش‌تر برای شناساندن امام حسین(ع) به کشورهای اروپایی تلاش شود و مراکزی به زبان‌های خودشان ایجاد شود و واقعه عاشورا را به آن‌ها برسانیم، این‌ها حقیقت را قبول می‌کنند. متأسفانه مجالسی که در اروپا تشکیل می‌شود، اکثراً به زبان‌های فارسی و عربی هست. کم‌تر پیدا می‌شود که مثلاً به زبان آلمانی یا انگلیسی باشند.

 

در آفریقا هم همین مشکل هست. در نیجریه، تانزانیا، اوگاندا، کنیا. در آفریقا خیلی باید سعی شود تا مراکز اسلامی تأسیس کنیم، چون این‌ها زود ایمان می‌آورند، چون این‌ها هنوز در انتظار یک منجی هستند که هویتش برای‌شان نامشخص است. وقتی نهضت امام حسین(ع) برای‌شان شرح داده شود و به آن‌ها توضیح بدهیم که یکی از فرزندان امام حسین(ع) یعنی حضرت مهدی(عج) اکنون امام و زنده است، خیلی زود ایمان می‌آورند و خیلی زود متأثر می‌شوند. مداحی‌کردن در کشورهایی مانند ایران و عراق، خوب است و مهم است، اما سخنرانی در آمریکا و اروپا و آفریقا و جاهای دیگر، خیلی مهم‌تر است.

باید امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) را با زبان‌های مختلف به دنیا بشناسانیم/ در مداحی‌ها از شهدای منا که مظلومانه کشته شدند بگوییم/ علیه داعش نوحه خوانده‌ام +دانلود

 

مطالب مرتبط

معرفی کتاب/ مَقتَلُ الحُسَین(ع) معروف به مقتل مُقَرَّم + دانلود

کتاب مَقتَلُ الحُسَین (ع) معروف به مقتل مُقَرَّم نوشته عبدالرزاق موسوی مقرم از عالمان شیعه است که به زندگی امام حسین (ع) و بررسی قیام و شهادت آن حضرت و حوادث پس از آن و نتایج واقعه عاشورا پرداخته است.
سرویس دین مشرق،  کتاب مَقتَلُ الحُسَین (ع) معروف به مقتل مُقَرَّم نوشته عبدالرزاق موسوی مقرم از عالمان شیعه است که به زندگی امام حسین (ع) و بررسی قیام و شهادت آن حضرت و حوادث پس از آن و نتایج واقعه عاشورا پرداخته است.

درباره مؤلف
سید عبدالرّزاق بن محمد موسوی مُقَرَّم مشهور به مقرم، (متولد ۱۳۱۶ قمری در نجف اشرف) عالم شیعی قرن چهاردهم هجری است. شهرت او، به خاطر تألیف کتاب‌هایی درباره زندگی خاندان پیامبر (ص) است.

انگیزه تألیف
درباره مقتل امام حسین(ع) کتاب‌هایی تألیف شده است، اما منبع و مأخذ این گونه از مقاتل، مورد اعتماد نیست. ابوالفرج مطالب کتابش را از زبیریان و امویان گرفته است. طبری نیز روایاتش را از مجاهد و سدی اخذ کرده است. دیگران نیز مطالب خود از امثال حمید بن مسلم و دیگران نقل کرده‌اند که شاید خیلی مورد اعتماد نباشد. مقرم سعی کرده است مطالب این کتاب را از منابع مورد اعتماد نقل کند.[۱]

معرفی کتاب/ مَقتَلُ الحُسَین(ع) معروف به مقتل مُقَرَّم + دانلود
محتوای کتاب
به طور کلی کتاب در هفت بخش تنظیم شده است:
بخش اول: مقدمه‌ای درباره نهضت امام حسین(ع).
بخش دوم: داستان کربلا.
بخش سوم: خروج از مدینه.
بخش چهارم: حرکت به سوی عراق.
بخش پنجم: روز عاشورا.
بخش ششم: شهادت اهل بیت.
بخش هفتم: حوادث بعد از عاشورا.[۲]

منابع کتاب

مؤلف در بخش اصلی که مقتل است مطالب خود را از کتب و مقتل‌های مختلفی چون خوارزمی، مثیر الاحزان، نفس المهموم، تذکرة الخواص، تاریخ طبری، ارشاد المفید، لهوف و امالی صدوق جمع آوری کرده و گاه مطالب ضعیف را از کتبی چون اسرار الشهادة نقل می‌کند. در اثنای کتاب نیز اشعار و مراثی شاعران معاصر را ضمیمه کرده است.[۳]

ترجمه و چاپ
این کتاب را مرتضی فهیم کرمانی ترجمه کرده و انتشارات سیدالشهداء در ۵۹۹ صفحه به چاپ رسانده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

این کتاب چندین بار چاپ شده که برخی از چاپ‌های آن از این قرار است:
نسخه انتشارات "دلیل ما" که توسط آقای مهدی انصاری قمی تحقیق گردیده و در سال ۱۳۸۷ شمسی در ۴۹۳ صفحه چاپ شده است.

نسخه انتشارات "شریف رضی" با مقدمه فرزند مؤلف که در سال ۱۳۹۱ قمری در ۴۰۷ صفحه چاپ شده است.[۴]

پی نوشت:
1- مرکز تخصصی ائمه اطهار.
2- فهرست کتاب.
3- ترجمه مقتل مقرم، ص۲۸۲.
4- مرکز تخصصی ائمه اطهار.

منابع
* مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، بیروت، مؤسسة الخرسان، ۱۴۲۶ق.
* مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین(ع)، ترجمه: محمد مهدی عزیز الهی کرمانی، قم، نوید اسلام، ۱۳۸۱ ش.
* کتاب شناخت سیره معصومان، مرکز تحقیقات رایانه‌ای علوم اسلامی نور.

دانلود:
 دانلود PDF ترجمه کتاب " مقتل مُقَرَّم"



مطالب مرتبط

نفس المهموم شیخ عباس قمی/ صوت+متن

کتاب صوتی نفس المهموم شیخ عباس قمی
سرویس دین مشرق- نَفَسُ المَهموم فی مصیبة سیدنا الحسین المظلوم، اثر شیخ عباس قمی درباره واقعه کربلا و وقایع پس از آن است که از ولادت امام حسین(ع) آغاز می‌گردد و سپس مناقب حضرت و آنگاه تمام وقایع بیعت تا شهادت ایشان را شرح می‌دهد. میرزا ابوالحسن شعرانی و محمد باقر کمره‌ای این کتاب را به زبان فارسی ترجمه نموده‌اند.
نفس المهموم شیخ عباس قمی+ دانلود
نویسنده:
•    قمی، عباس، ۱۲۵۴ - ۱۳۱۹

زبان:
•    فارسی

درباره مؤلف:
عباس بن محمد رضا قمی (۱۲۹۴-۱۳۵۹ق) مشهور به شیخ عباس قمی و معروف به محدث قمی از علمای شیعه در قرن چهاردهم قمری در زمینه حدیث، تاریخ، وعظ و خطابه است. وی صاحب تألیفات بسیاری در حوزه‌های مختلف است که معروف‌ترین آن‌ها مفاتیح الجنان، سفینة البحار و منتهی الآمال است. محدث قمی در سال ۱۳۵۹ق در نجف درگذشت و در حرم علی بن ابیطالب(ع) دفن گردید.
 
انگیزه نگارش:
شیخ عباس خود در علت تالیف این کتاب می‌گوید:
من پیوسته درصدد بودم تا کتابی مختصر در مقتل سرورمان امام حسین(ع) گرد آورم، و آنچه مورد اعتمادم است و از ثقات به من رسیده و سندم از روایات روات به آن متصل می‌گردد، در سلک نظم کشم. ولی پیوسته موانع و مشاغل از رسیدنم به این مقصود مانع می‌شد، تا اینکه مشرف به زیارت امام رضا(ع) و در روضه شریفه آن حضرت دست به دعا برداشتم تا خداوند عالم مرا موفق بدارد و به آرزویم نائل گردم، زیرا رسیدن به آن منتهای آمال و آرزویم بود.

علت نامگذاری:
نام این کتاب برگرفته از حدیث امام صادق(ع) است که فرمود: «نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همّه لنا عبادة و کتمان سرّنا جهاد فی سبیل الله»[۱] (ترجمه: نَفَس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود تسبیح است، اندوه بر ما عبادت است و کتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.) امام صادق(ع) سپس فرمود: واجب است که این حدیث با طلا نوشته شود.
چون کتاب محدث قمی یادآور مصیبت‌های اهل بیت است، این نام را برای کتابش برگزیده است.

محتوای کتاب:
این کتاب از پنج باب و یک خاتمه تشکیل شده است:
باب اول: از دو فصل تشکیل شده است؛ فصل اول در مورد مناقب امام حسین(ع) و به ترتیب درباره شجاعت، علم، فصاحت، زهد، تواضع و عبادت امام، و در فصل دوم ثواب گریستن در عزای امام حسین و لعن قاتلان وی.
باب دوم: آنچه برای امام حسین(ع) بعد از بیعت کردن مردم با یزید بن معاویه تا شهادت آن حضرت روی داده است؛ این باب مفصل‌ترین باب کتاب و در ۲۰ فصل تنظیم شده است؛ در این باب از کشته‌شدن رشید هجری، حجر بن عدی، عمرو بن حمق خزاعی پیش از واقعه کربلا سخن رفته است.
باب سوم: وقایع بعد از شهادت امام حسین(ع)، برادران، فرزندان و یارانش طی چند فصل.
باب چهارم: آنچه بعد از شهادت امام اتقاق افتاد از قبیل گریستن آسمان، ناله فرشتگان و گریستن جنیان.
باب پنجم: درباره فرزندان و و زنان امام و فضلیت زیارت ایشان، و ستم حاکمان ظالم در تخریب بارگاه حسینی.
در خاتمه کتاب نیز به قیام توابین و قیام مختار پرداخته است.

منابع کتاب:
قبل از تالیف نفس المهموم، مأخذ و مرجع سخنرانان در نقل وقایع جریان کربلا، جلد ده بحارالانوار، مثیر الاحزان اثر ابن نما حلی، مهیج الاحزان نوشته سید عبدالله شبر، لهوف تألیف ابن طاووس، مقتل ابو مخنف و غیره بود. به نظر علی دوانی هیچکدام از این کتاب‌ها عطش طالبان آن حوادث را فرونمی‌نشاند و جامع و کافی نبود.[۲] بدین جهت محدث قمی آنچه از مجموع منابع معتبر آنچه را در طول عمر خود تا آن‌زمان صحیح و معتبر می‌دانست گردآوری کرد.[۳]
شیخ عباس در تالیف این کتاب از منابع زیر استفاده نموده است:
•    ارشاد، تالیف شیخ مفید
•    المهلوف علی قتلی الطفوف نوشته سید بن طاووس این کتاب معروف به لهوف است.
•    تاریخ کامل نوشته ابن اثیر جرزی
•    تاریخ طبری نوشته محمد بن جریر طبری
•    مقاتل الطالبین نوشته ابوالفرج اصفهانی
•    مروج الذهب و معادن الجوهر نوشته علی بن حسین مسعودی
•    تذکرة الخواص نوشته سبط بن جوزی
•    مطالب السئول فی مناقب آل الرسول نوشته محمد بن طلحه شافعی
•    الفصول المهمه فی معرفه الائمه نوشته ابن صباغ مالکی
•    کشف الغُمَّه نوشته علی بن عیسی اربلی
•    العِقد الفَرید نوشته احمد بن محمد قرطبی مالکی
•    الاحتجاج نوشته احمد بن علی طبرسی
•    مناقب ابن شهر آشوب
•    روضة الواعظین نوشته فتال نیشابوری
•    مُثیر الاحزان نوشته ابن نما حلی
•    روضة الصفا نوشته خاوندشاه
•    تسلیة المجالس نوشته محمد بن ابی طالب موسی حسینی.[۴]

تقاضای نویسنده برای حفظ حقوق معنوی کتاب:
نویسنده از خوانندگان کتابش تقاضا کرده در صورتی که مطلبی از این کتاب را در جایی نقل می‌کنند، نام کتاب و نام نویسنده را نیز بیان کنند وی می‌گوید:
دوست دارم که این کتاب شریف در جزء مقاتل محسوب شود و اهل منابر این داعی [شیخ عباس قمی][۵] را در نظر داشته باشند و از دعا فراموشم نفرمایند.
شیخ عباس پس از بیان این مطلب به زشت‌بودن سرقت ادبی پرداخته و آن زشت‌تر از سرقت اموال می‌داند.

ترجمه‌ها:
این کتاب را اولین بار میرزا ابوالحسن شعرانی با عنوان دمع السجوم به فارسی ترجمه کرد. وی در سال ۱۳۹۶ق به تصحیح کتاب نفس المهموم اقدام و یک سال بعد آن را ترجمه نمود. اشکال این ترجمه آن‌ است که وی در کنار ترجمه کتاب، توضیحات و اضافاتی بسیاری را نیز (به نثر و نظم) آورده ولی در چاپ از هم تفکیک نکرده است.
محمد باقر کمره‌ای این کتاب را در سال ۱۳۳۹ شمسی با عنوان رموز الشهاده و در کربلا چه گذشت ترجمه نمود.[۶] وی در این ترجمه، ترجمه کتاب نفثة المصدور شیخ عباس را نیز افزود. زیرا آن را کامل‌کننده نفس المهموم می‌داند،[۷] ویژگی این ترجمه آن است که به جای ترجمه اشعار عربی پایان کتاب، اشعاری به فارسی از محمدحسین اصفهانی و اختر طوسی جایگزین شده است.[۸] علی دوانی این ترجمه را ستوده است.[۹]

تلخیص:
سیدعلی کاشفی خوانساری کتاب نفس المهموم را با عنوان گزیده نفس المهموم تلخیص و بازنویسی نموده است.[۱۰]

پی نوشت:
1- الأمالی (للمفید)، النص، ص۳۳۸
2- مفاخر اسلام، ج۱۱، ص۶۲۴
3- مفاخر اسلام، ج۱۱، ص۶۲۴
4- نفس المهموم، ص۶-۹
5- داعی در اینجا به معنی دعاگو است و اشاره به نویسنده دارد. ایشان در منتهی الآمال و آثار دیگر خود این تعبیر را دربارۀ خود به کار می برند که توأم با نوعی حس احترام به طرف مقابل است، همان طور که در تعارفات روزمره گفته می شود: دعاگوی شما هستم.
6- گزیده نفس المهموم، ص۴۱
7- رموزالشهاده، ص ج
8- رموز شهاده، ص۲۳۶-۲۷۴
9- مفاخر اسلام، ج۱۱، ص۶۳۹
10- سیدعلی کاشفی خوانساری، گزیده نفس المهموم عباس قمی، نشر حوا، ۱۳۸۸
منابع
* دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۱۱، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷.
* قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، منشورات ذوی القربی، ۱۳۷۹ش.
* کاشفی خونساری، سیدعلی، گزیده نفس المهموم، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تهران، ۱۳۸۴ش.
* کمره‌ای، محمدباقر، رموز الشهاده، ترجمه نفس المهموم، انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶.
* مفید، محمد بن محمد(۴۱۳ ق)، الأمالی، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳ ق.

دانلود کتاب صوتی:

دانلود کتاب صوتی مقتل خوانی کتاب نفس المهموم - شیخ عباس قمی
 
دانلود کتاب:

 دانلود کتاب " نفس المهموم" نسخه عربی : چاپ بیروت
 
 دانلود ترجمه کتاب " نفس المهموم" مترجم علامه شعرانی رحمه الله : چاپ بیروت
مطالب مرتبط

چرا باید دشمنان امام حسین(ع) را لعن کنیم؟

با وجود دم زدن از صلح و آشتی؛
اگر «دشمنی» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفتار انسان با آنها دوستانه می شود و بر اثر معاشرت، حرف های آنان را قبول می کند و کم کم شیطان دیگری مثل آنها می شود.
 گروه دین مشرق - چرا بر دشمنان امام حسین علیه السلام لعن می فرستید؟ این کار نوعی خشونت و بدبینی است و این، یک نوع احساسات منفی است و با منش «انسان مدرن» نمی سازد. امروز زمانی است که باید با همه مردم با خوشی و شادی و لبخند رفتار کرد. امروز باید دم از زندگی زد؛ دم از شادی زد؛ دم از صلح و آشتی زد. این روحیه لعن و تبرّی و پشت کردن به دیگران، خشونت هایی است که به هزار و چهارصد سال پیش، یعنی زمانی که امام حسین را کشتند، بر می گردد و با آن زمان مناسبت دارد؛ اما امروز دیگر جامعه و مردم این کارها را نمی پسندند؛ چرا مقید به صد لعن هستید؟
 
همان گونه که سرشت انسان فقط از «شناخت» ساخته نشده است، تنها از احساسات و عواطف «مثبت» هم ساخته نشده است. انسان موجودی است که هم احساس مثبت و هم احساس منفی دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفی دارد؛ همان گونه که شادی در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را این گونه آفریده است.
چرایی لعن بر دشمنان امام حسین(ع)
هیچ انسانی نمی تواند بی غم و یا بی شادی زندگی کند. همچنان که خدا استعداد خندیدن به ما داده، استعداد گریه کردن هم به ما عطا فرموده است. در جای خودش باید خندید و به جای خود هم باید گریست. تعطیل کردن بخشی از وجودمان، به این معناست که از داده های خدا در راه آن چه آفریده شده، استفاده نکنیم.

دلیل این که خدا در ما گریه را قرار داده، این است که در مواردی باید گریه کرد؛ البته باید مورد آن را پیدا کنیم. استعداد گریه در وجود ما لغو و بیهوده نیست. خدا چرا در انسان این احساس را قرار داده است که به واسطه آن، حزن و اندوه پیدا می کند و اشک از دیدگانش جاری می شود؟ معلوم می شود که گریه کردن نیز در زندگی انسان، جای خود را دارد. گریه برای خدا به انگیزه خوف از عذاب یا شوق به لقای الهی و شوق به لقای محبوب، در تکامل انسان نقش دارد. انسان در اثر دل سوزی نسبت به محبوب مصیبت دیده خود، رقت قلب پیدا می کند و بر اثر آن گریه سر می دهد.

خداوند در ما محبت را آفریده است تا نسبت به کسانی که به ما خدمت می کنند و نسبت به کسانی که کمالی دارند، خواه کمال جسمانی یا کمال عقلانی یا روانی یا عاطفی، به ابراز علاقه و محبت بپردازیم.

هنگامی که انسان احساس می کند که در جایی کمالی و یا صاحب کمالی یافت می شود، نسبت به آن کمال و صاحب کمال، محبت پیدا می کند. علاوه بر آن، در وجود انسان نقطه مقابل محبت، یعنی «بغض و دشمنی» قرار داده شده است. همان گونه که فطرت انسان این گونه است که کسی را که به او خدمت می کند، دوست می دارد، همین طور کسی را که به او ضرر می زند، دشمن می داند و نسبت به او نفرت دارد. البته ضررهای مادی دنیوی برای مؤمن اهمیتی ندارد؛ چون اصل دنیا برای او ارزشی ندارد؛ اما دشمنی که دین و سعادت ابدی را از انسان بگیرد، آیا قابل اغماض است؟ قرآن می فرماید: «انّ الشیطان لکم عدوٌ فاتخذوه عدواً؛(1) شیطان دشمن شماست؛ شما هم باید با او دشمنی کنید». با شیطان دیگر نمی شود لبخند زد و کنار آمد وگرنه انسان هم شیطان می شود.

اگر باید با اولیای خدا دوستی کرد، با دشمنان خدا هم باید دشمنی کرد و این فطرت انسانی است و عامل تکامل و سعادت انسانی است. اگر «دشمنی» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفتار انسان با آنها دوستانه می شود و بر اثر معاشرت، رفتار آنها را می پذیرد و حرف های آنان را قبول می کند و کم کم شیطان دیگری مثل آنها می شود.

به عبارت دیگر، دشمنی با دشمنان، سیستمی دفاعی در مقابل ضررها و خطرها ایجاد می کند. بدن انسان، همان گونه که عامل جاذبه ای دارد که مواد مفید را جذب می کند، یک سیستم دفاعی نیز دارد که سموم و میکروب ها را دفع می کند. این سیستم، با میکروب ها مبارزه می کند و آنها را می کشد. کار گلبول های سفید همین است. اگر سیستم دفاعی بدن ضعیف شد، میکروب ها رشد می کنند. رشد میکروب ها، به بیماری انسان منجر می شود و انسان بیمار، ممکن است با مرگ روبه رو شود.

اگر بگوییم ورود میکروب در بدن ایرادی ندارد، به میکروب خوش آمد گفته ایم. آیا در این صورت، بدن سالم می ماند؟

باید میکروب را از بین برد و این یک سنت الهی است که برای هر موجود زنده ای، دو سیستم در نظر گرفته است؛ یک سیستم برای جذب و دیگری برای دفع. همان طور که جذب مواد مورد نیاز، برای رشد هر موجود زنده ای لازم است، دفع سموم و مواد مضر از بدن هم لازم است. اگر انسان سموم را دفع نکند، نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.

موجودات زنده، قوه دافعه دارند. این قوه دافعه، به خصوص در حیوانات و انسان، همین نقش را ایفا می کند. در روح انسان نیز باید چنین استعدادی وجود داشته باشد. باید یک عامل جاذبه روانی داشته باشیم تا از کسانی که برای ما مفید هستند، خوشمان بیاید؛ دوستشان بداریم؛ به آنها نزدیک شویم و از آنان، علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق فرا بگیریم.

چرا انسان باید افراد و امور پسندیده را دوست بدارد؟ برای این که وقتی به آنان نزدیک می شود، از آنها استفاده می کند. نسبت به خوبانی که منشأ کمال هستند و در پیشرفت جامعه مؤثرند، باید ابراز دوستی کرد و در مقابل، باید عملاً با کسانی که برای سرنوشت جامعه مضر هستند، دشمنی کرد؛ «قد کانت لکم اسوة حسنة فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انّا بُرئاء منکم و ممّا تعبدون من دون الله، کفرنا بکم و بدا بیننا و بینکم العداوة و البغضاء ابداً حتی تؤمنوا بالله وحده».(2)

قرآن می فرماید: شما باید به حضرت ابراهیم علیه السلام و یاران او تأسی کنید. می دانید که حضرت ابراهیم علیه السلام در فرهنگ اسلامی جایگاه بسیار رفیعی دارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله هم می فرمود: من تابع ابراهیم هستم.

اسلام هم نامی است که حضرت ابراهیم علیه السلام به این دین و آیین داد؛ «هو سماکم المسلمین من قبل».(3) خداوند می فرماید: شما باید به ابراهیم علیه السلام تأسی کنید. کار ابراهیم علیه السلام چه بود؟ ابراهیم علیه السلام و یارانش به بت پرستانی که با آنها دشمنی کردند و ایشان را از شهر و دیار خود بیرون راندند، گفتند: «انّا برئاء منکم؛ ما از شما بیزاریم» و اعلان برائت کردند. بعد می فرماید: بین ما و شما تا روز قیامت دشمنی و کینه برقرار است؛ مگر این که دست از خیانت کاری خود بردارید.

تنها دوستی دوستان خدا کافی نیست؛ اگر دشمنی با دشمنان خدا نباشد، دوستی دوستان هم از بین خواهد رفت. اگر سیستم دفاعی بدن نباشد، آن سیستم جذب هم نابود خواهد شد. آن چه مهم است، این است که ما جای جذب و دفع را درست بشناسیم. گاهی متأسفانه امور، مشتبه می شود و در موردی که باید جذب کنیم، عملاً به دفع می پردازیم. کسی که از روی نادانی سخنی به اشتباه و خطا گفته و لغزشی برای او پیش آمده و بعد هم پشیمان گردیده است و یا اگر برای او توضیح دهیم، از روی انصاف قبول خواهد کرد، نسبت به چنین کسی، نباید دشمنی کرد. اگر کسی مرتکب گناهی شد، نباید او را از جامعه طرد کرد؛ بلکه باید در صدد اصلاح او برآییم. او بیماری است که باید به پرستاری اش پرداخت. در این مورد جای اظهار دشمنی نیست؛ مگر کسی که تعمد داشته باشد و به طور علنی گناه را در جامعه رواج دهد که این دیگر خیانت است و باید با چنین شخصی دشمنی کرد.

ما می توانیم از برکات حسینی استفاده کنیم؛ مگر این که اول دشمنان او را لعن کنیم و بعد بر او سلام بفرستیم. قرآن هم اول می فرماید: «اشداء علی الکفار»(4) و بعد می فرماید: «رحماء بینهم»؛(5) پس باید در کنار سلام، لعن و در کنار ولایت، تبرّی و اظهار دشمنی نسبت به دشمنان اسلام وجود داشته باشد.

پی نوشت ها:
1. فاطر(35)، آیه 6.
2. ممتحنه(60)، آیه 4.
3. حج(22)، آیه 78.
4. فتح(48)، آیه 29.
5. همان.

منبع: ماهنامه پرسمان
مطالب مرتبط

آرشیو 10 سال گذشته مداحی های حاج عبدالرضا هلالی

آرشیو 10 سال گذشته مداحی های حاج عبدالرضا هلالی

 

 

صوت/آرشیو کامل مداحی های عبالرضا هلالی
سرویس دین مشرق- حاج عبدالرضا هلالی را می توان جزو مداحان شاخص دهه شصت نامید . زندگی ذاکری او اگرچه با فراز و فرودهایی توام بوده ، اما نمی توان از رغبت و اشتیاق نسل نو به سبک مداحی های او چشم پوشی کرد . مداحی که همواره تلاش کرده سبک هایی نو در کارهایش بگنجاند و "شور" را از مدل های دیگر مداحی بیشتر دوست دارد . عبدالرضا همیشه بیشترین سهم در آموخته هایش را به حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان داده است.
 
مداحی های محرم 94 / این بخش به روز می شود
حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
روز تاسوعا
شب عاشورا
روز عاشورا

آرشیو 10 سال گذشته مداحی های حاج عبدالرضا هلالی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
شب عاشورا
روز عاشورا
-

آرشیو کامل مداحی های حاج منصور ارضی+دانلود
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
شب عاشورا
-
-

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
روز تاسوعا
شب عاشورا
-

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
شب عاشورا
-
-

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
روز تاسوعا
شب عاشورا
-

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
روز تاسوعا
شب عاشورا
روز عاشورا

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
شب عاشورا
-
-

آرشیو کامل مراثی و مداحی های حاج منصور ارضی
شب اول
شب دوم
شب سوم
شب چهارم
شب پنجم
شب ششم
شب هفتم
شب هشتم
شب تاسوعا
شب عاشورا
-
-

برای مشاهده تارنمای رسمی حاج عبالرضا هلالی ، می توانید اینجا کلیک کنید .

 

مطالب مرتبط