مبارزه نرم با داعش؛ از هنرنمایی رمبو تا سنگ تمام خانم خواننده + فیلم و عکس

شرکت کنندگان در مراسم زمانی غافلگیر شدند که چند مرد نقابدار را دیدند که شمشیر به دست عروس و داماد را به همراه پخش این سرود در یک قفس که پیشتر تدارک دیده شده بود، حبس کردند و عروس و داماد در قفس به رقص و پایکوبی پرداختند.
چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد
گروه بین‌الملل مشرق - با وجود اینکه موضع رسمی اغلب کشورهای جهان موضعی خصمانه علیه گروه تروریستی تکفیری «داعش» است و علیه آن اعلام جنگ کرده است، اما این گروه تکفیری درحال توسعه و گسترش نفوذ خود در شرق و غرب جهان است و به نام گذاری مناطقی که تصرف کرده، تحت عنوان ولایت های مختلف و جدید ادامه می دهد، گویی «ابو بکر البغدادی» سرکرده این گروه درحال افتتاح یکی از شعبه های رستوان معروف و مشهور «کنتاکی» است.

بسیاری از هنرمندان و منتقدان بر این باورند که رسانه و هنر می تواند، نقش بارز و مهمی در جنگ علیه این گروه تروریستی تکفیری دارد و در این خصوص به اهمیت تهیه و ارائه کارهای هنری اشاره می کنند که در بطن خود پیام بسیج مردمی علیه تهدید و خطر داعش بر وحدت و انسجام کشورها و ملت هایی که آنها را هدف قرار می دهد، را بدهد و موجب تحکیم و تقویت صفوف و اتحاد و همبستگی آنها شود.

جنگی که هم اکنون جامعه بین المللی علیه داعش دست به آن زده است، تنها بعد نظامی را شامل نمی شود، بلکه ابعاد دیگری مانند اقتصاد، سیاست، رسانه ها، تبلیغات و هنر را هم در برمی گیرد که در این مطلب تلاش می شود، در 4 مقوله مورد بررسی قرار گیرد.


1- به سخره گرفتن داعش
بسیاری از فعالان شبکه های اجتماعی اینترنتی چه در جهان عرب و چه در کشورهای غربی کلیپ های ویدئویی در پایگاه های مختلف اینترنتی منتشر کردند که در آنها داعش به سخره گرفته شده است.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

موضوع به سخره گرفتن داعش در آمریکا به صورت پخش تئاتری کمدی از برنامه مشهور Saturday Night Live صورت گرفت که بیش از یک میلیون بیننده آن را مشاهده کردند و در آن عناصر داعش به سخره گرفته شده بودند.

ازدواجی به سبک و شیوه داعش
کاربران صفحات اجتماعی اینترنتی در مصر، اقدام به پخش ویدئو کلیپ هایی کردند که عملیات اعدامی را نشان می دادند که به واسطه داعش به اجرا گذاشته می شد. بی تردید یکی از مشهورترین این ویدئو کلیپ ها دامادی به نام «احمد الشحات» را نشان می داد که در زمان همراعی عروس خود اقدام به پخش سرودی معروف از داعش به نام «صليل الصوارم» کرد.

شرکت کنندگان در مراسم زمانی غافلگیر شدند که چند مرد نقابدار را دیدند که شمشیر به دست عروس و داماد را به همراه پخش این سرود در یک قفس که پیشتر تدارک دیده شده بود، حبس کردند و عروس و داماد در قفس به رقص و پایکوبی پرداختند.
این کلیپ ویدئو توجه شمار زیادی از کاربران شبکه های اجتماعی را به خود جلب و درحالی که برخی آن را مورد انتقاد قرار دادند، برخی دیگر از آن شگفت زده و متعجب شده بودند.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

افزون بر آن بسیاری از کاربران شبکه های اینترنتی اقدام به پخش ویدئو کلیپ های تمسخر آمیز درباره داعش کردند که در آن صحنه های ذبح اسرایی که داعش آنها را کافر و مرتد می نامد، به سخره گرفته شده بود.

2- سریال ها و فیلم های «سلفی – وهابی»
 اقدامات و گام های برداشته شده برای کاستن از تاثیر داعش بر آگاهی و بیداری جوامع بشری به نحوه دیگری نیز ادامه یافت و بارزترین آنها سریالی بود که «ناصر القصبی»، کارگردان و بازیگر مشهور عربستانی در سریالی چهار قسمتی به نام «سلفی – وهابی» تهیه و تدوین کرد.

در این سریال این کارگردان و بازیگر عربستانی به این نکته اشاره می کند که بسیاری از عناصر داعش اصلا به این گروه ایمان و باور ندارند و تنها برای رهایی و خلاص شدن از زندگی تلخی که در کشورشان داشتند و یا به طمع کسب پول بیشتر راهی سوریه و عراق شدند.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

همچنین در بخش دیگری از این سریال به زیر پا گذاشته شدن آیین شرع و اسلام توسط داعش به تصویر کشیده می شود که در کشتن نا حق افراد، تجاوز به زنان و کودکان و ایجاد بازاری برای فروش زنان و بردگان نمود پیدا می کند.

همچنین در صحنه ای نشان داده می شود که عناصر داعش از ذبح کردن و کشتن هیچ موجود زنده ای واهمه ندارند، تنها کافی است، به دستور «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش صورت گرفته باشد.

این سریال با این صحنه پایان می یابد که نشان می دهد، جوانی گردن پدرش را تنها به دلیل روی گردانی از افکار و اندیشه های افراط گرایانه داعش از تن جدا می کند. صحنه ایی که بیش از یک میلیون بیننده را جذب خود کرد.

سریال هایی که علیه داعش و در تمسخر این گروه ساخته شدند، ادامه می یابند و در یکی از آنها تحت عنوان «دولت خرافات» به جای «دولت اسلامی» که داعش خود را به این نام می خواند، به میزان رعب و وحشتی که داخل این گروه تکفیری حاکم است، پرداخته می شود.  

سریال دولت خرافات در 30 قسمت تهیه شد و در آن زندگی روزمره، اقدامات و تعامل های داعش در مناطق تحت تصرفش و همچنین بین عناصر این گروه تکفیری را به سخره می گیرد.
البته بازیگران این سریال بیم و هراس بسیاری داشتند که با پخش آن، از سوی داعش مورد تعدی و تعرض قرار گیرند و جان آنها به خطر بیفتد.

در این راستا «سیلوستر استلونه»، بازیگر معروف آمریکایی و مشهور به «رامبو» اعلام کرد که خود را برای فیلمبرداری بخش پنجم و آخر مجموعه فیلم های «رامبو» آماده می کند که در آن وی به تنهایی به مبارزه با گروه های تروریستی می رود.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

استلونه وعده داد که بخش آخر این مجموعه فیلم ها تحت عنوان «لست بلاد» واقع ‌گرایانه تر از قسمت های دیگر مجموعه فیلم های رامبویش باشد. وی گفت که شرکت سازنده و تولید کننده فیلم هایش افرادی را به سوریه فرستاده تا از شرایط و وضعیت حاکم بر این کشور با مشاهده اوضاع و گفتگو با ساکنان محلی اطلاعات جامعی به دست آورند.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

وی خاطر نشان کرد که توسط گروه هایی ویژه مشروح و تفاصیل نبردهای جاری در سوریه علیه داعش را دنبال رصد می کند تا در این فیلم آماده تر و واقعی تر از همیشه جلوه دهد.
همچنین «عماد الفراجین»، بازیگر و کارگردان فلسطینی چند قسمت از سریالش تحت عنوان «وطن روی گدازه آتش» را به نحوه قتل و کشتار داعش و ریختن خون ها توسط این گروه تکفیری اختصاص داد.

3- آهنگ و سرود
اجازه دهید، به ستاره جدید و عجیب کُردی بپردازیم که مبارزه با داعش را یکی از وظایف خود می داند، اما نه با سلاح که با صدایش!!

«هیلان عبدالله»، خواننده پاپ فنلاندی کُرد تبار نگاه بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی اینترنتی را با کلیپ‌های خود که در آنها به مبارزه با داعش می پردازد به خود جلب کرد.

جدیدترین آهنگ وی که تحت عنوان «انقلاب» در شبکه های اجتماعی اینترنتی پخش شده، بیش از هشت میلیون بازدید کننده در یوتیوب داشت که باید آن را حاوی پیامی بزرگ برای داعش به شمار آورد.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

هیلان عبد الله متولد شهر ارومیه در 16 نوامبر 1988 میلادی یعنی در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که خانه و کاشانه خود را طی بمباران های رژیم بعث از دست می دهد و به همراه خانواده به ترکیه پناهنده می شود.

پس از گذراندن چند سالی در اردوگاه های آوارگان کُرد در ترکیه به فنلاند مهاجرت می کند و تابعیت این کشور را به دست می آورد. وی که هم اکنون 26 سال دارد، کودکی سختی را در فنلاند سپری کرد، چون خانواده اش از جمله اولین گروه مهاجرانی بودند که به این کشور پناهنده شدند.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

وی سال گذشته پس از پخش ویدئو کلیپش در خیابان های اربیل، کردستان عراق در روستای مهجور و متروکه ای در نزدیکی شهر موصل اهالیش با داعش مبارزه کرده بودند، توسط این گروه تروریستی تکفیری تهدید شد.

در سال 2006 هیلان در حالی که 18 سال بیشتر نداشت، با خانواده اش راهی لس آنجلس در آمریکا شد، تا در آنجا به ستاره پاپ تبدیل شود و امروزه وی از خوانندگان مهم در عرصه مبارزه با داعش است.

چگونه می توان بدون سلاح با «داعش» مبارزه کرد

صرف نظر از نحوه اجرای این آهنگ ها و ظهور این خواننده روی سن، شیوه وی در مبارزه با داعش، شیوه جدیدی شمرده می شود.

در این عرصه همچنین می توان به «حسام البيضاني»، خواننده عراقی اشاره کرد که آهنگی در تمسخر ابو بکر البغدادی، سرکرده این گروه و حامیان وی و اینکه بطور حتم با شکست مواجه خواهند بود، خوانده و پخش کرده است.


4- ایجاد قید و بندهایی علیه داعش در رسانه ها و شبکه های اینترنتی

مبارزه با داعش به اینجا منتهی نمی شود، بلکه بسیاری از کشورها، پایگاه ها و صفحات شبکه های اجتماعی اینترنتی که حامی داعش شمرده می شود و اشاعه دهنده و ترویج کننده افکار و اندیشه های افراط گرایانه این گروه تکفیری است، را مسدود کرده اند.

همچنین بسیاری از پایگاه های اجتماعی شبکه اینترنتی حساب و صفحات کاربرانی که از داعش حمایت می کنند، را مسدود می کنند. حتی یوتیوب فیلم ها و کلیپ هایی را که شرایط و قوانین آن را در اشاعه خشونت و حمایت از آن نقض می کند، لغو می کند.

در این ارتباط پلیس اتحادیه اروپا معروف به یورو پل اقدام به تشکیل یگانی به نام EU IRU کرده و هدف از تشکیل این یگان رصد و از بین بردن مطالب و فیلم ها و تصاویر منتسب به داعش در پایگاه ها و شبکه های اینترنتی است. این یگان همچنین تلاش می کند، 90 هزار حساب کاربری منتسب به داعش را در شبکه اینترنت مسدود کند.


مطالب مرتبط

نظام آل سعود؛ عوامل و نشانه‌های فروپاشی

اردین بررسی کرد؛

نشریات و مطبوعات غربی و آمریکایی در خصوص بحران سیاسی موجود در عربستان سعودی مطالبی می نویسند و این بار نشریه انگلیسی گاردین از بحران در خاندان سعودی نوشته است.

به گزارش مشرق، هراز چندگاهی نشریات و مطبوعات غربی و آمریکایی با گزارش ها و تحلیل هایی به قلم معروف ترین نویسندگان و مقاله نویسانشان همچون سیمون هرش و ریدل و فریدمان و افراد قلم به دست دیگری در خصوص اوضاع جاری و آتی عربستان سعودی می نویسند، و از بحران های موجود در این کشور و خطرهایی که در کمین آل سعود نشسته پرده بر می دارند، خطرهایی که می رود تا ماهیت این نظام سعودی را تهدید کند، هم اکنون به عنوان نمونه به یکی از این خطرها و تهدیدهایی که نشریه انگلیسی گاردین به ان اشاره کرده می پردازیم.

در گزارش نشریه گاردین چنین آمده است: در یک اقدام بی سابقه شاهزاده سلطان بن ترکی بن عبدالعزیز طی یک دعوای قضایی که آن را به دادگاه جنایی سوئیس ارائه داده، وی برضد عموی خود یعنی شاهزاده عبدالعزیز بن فهد بن عبدالعزیز آل سعود شکایت کرده است، وی همچنین برضد صالح الشیخ وزیر کنونی امور اسلامی در دولت عربستان سعودی اقامه دعوا کرده است.

شاهزاده بن ترکی در این دعوای قضایی و شکایت خود اعلام کرده که در سال 2003 در یک ماجرای آدم ربایی قرار گرفته است، و بنا به گفته وکیل شاهزاده سلطان دادستان کل سوئیس دستور انجام بازرسی های لازم را در این رابطه صادر کرده است و از این رو شکوائیه ای هم با همین مضمون از شاهزاده سعودی در ژنو به جریان افتاده است.

نشریه گاردین طی چندین نوبت سعی داشته تا در این رابطه با هر یک از شاهزاده عبدالعزیز و الشیخ وزیر دولت عربستان سعودی مکالمه ای داشته باشد و اصل ماجرا را از آنها جویا شود، همچنین به منظور دریافت پاسخی از سفارت خانه عربستان سعودی در لندن و ژنو در خواست توضیح ارسال کرده است، حتی این نشریه برای به دست آوردن پاسخی در این رابطه به دفتر شاهزاده عبدالعزیز در هتل جورج پنجم در پاریس تلاش کرد، و نامه ای را به این دفتر ارسال کرد، اما پاسخی دریافت نشد، تنها پاسخی که گاردین در این باره دریافت کرد از مشاور رسانه ای سفارت عربستان سعودی در لندن بود، که در این پاسخ چنین نوشته شده است، ما خواسته شما را به مراجع ذیربط برای دریافت پاسخ مناسب ارسال کردیم، همچنین در ادامه پاسخ چنین آمده است، پاسخ به این پرسش شما از عهده سفارت عربستان در انگلیس و وزارت امور خارجه عربستان سعودی خارج است، چرا که این موضع یک امر داخلی مربوط به خود شاهزاده های سعودی است.

اما در بخش مربوط به جزئیات ماجرای ربایش شاهزاده سلطان در این گزارش آمده است که در آن سال شاهزاده عبدالعزیز بن فهد و صالح الشیخ وزیر دولت امور اسلامی عربستان سعودی تشخیص داده بودند که شاهزاده سلطان در حال رسوا کردن خاندان آل سعود است از این رو تصمیم گرفتن وی را ساکت نمایند به همین دلیل تصمیم مربوط به ربودنش گرفته شد، چرا که وی را دیگر فردی یاغی بر پادشاهی عربستان سعودی تشخیص دادند.

گاردین در این رابطه نوشته است: به نظر می رسد یک بحران جدی و بزرگ در داخل خاندان سعودی به وجود آمده است، و این بحران رفته رفته می رود تا علنی شود، چرا که شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز علنا عاملان ربایش خود و بیهوش کردنش و اعزام با توسل به زور وی از سوئیس به عربستان سعودی را نام برده و فاش کرده است.

اسرائیل از فروپاشی نظام های دوست عرب خود در هراس است!

عوفر یسرائیلی مشاور امنیت داخلی اسرائیل در مرکز چند بعدی هرتزلیا در دانشگاه حیفا طی مقاله ای که در نشریه اسرائیل امروز در شماره 17 ماه جاری میلادی به چاپ رسیده، چنین نوشته است: حمله بسیار بزرگی که سازمان ولایت سینا مرتبط به سازمان تروریستی داعش برعهده گرفته نشان از حصول تحولی بسیار بزرگ در رابطه با خاورمیانه دارد، این کارشناس مسائل امنیتی اسرائیلی در این مقاله خود بین انفجار و حمله تروریستی در سینا و فروپاشی نظام های پادشاهی و فروپاشی در دولت های عرب حوزه خلیج فارس ارتباط قائل شده است، چرا که به عقیده وی این حادثه بزرگ ترین رویداد در بیرون از دایره سیطره داعش در عراق و سوریه روی داده است،‌و این امر بیانگر توسعه یافتن سازمان تروریستی داعش است، از این رو وی پیش بینی کرده است این توسعه باعث ایجاد تغییرات گسترده ای در خاورمیانه ای که عملا نا آرام هم هست گردد.

وی بعد از بررسی گسترده این تهدیدها در گزارش خود از دولت آمریکا و اسرائیل خواسته است تا برای مقابله با تروریست ها در کنار ارتش مصر در سینا وارد کارزار شوند، وی در این رابطه حتی نوشته است، تعلل و درنگ آمریکا در این رابطه حتی می تواند باعث شود تا کشورهایی نظیر عربستان سعودی و مغرب و اردن و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هم با چنین چالش های مشابهی روبه رو شوند، چالش هایی که می تواند در پایان کار باعث فروپاشی نظام ها در این کشورها گردد.

اگر چه این گزارش ها که در چهارسال قبل همزمان با آغاز بهار عربی در کشورهای منطقه به صورت پراکنده و کم رنگ جلوه گر می شدند، اما در این ماه های اخیر این گزارش ها کمی از شدت و حدت بیشتری در بیان واقعیت ها برخوردار شدند، و جرات و رک گویی بیشتری در بیان اوضاع داخلی عربستان سعودی و بحران های موجود در داخل خاندان سعودی پرده برداشته اند.

برخی از تحلیلگران بخصوص آنهایی که در خندق آل سعود در داخل و خارج از جهان عرب قرار دارند، و حتی برخی از خارجی ها مدعی هستند گزارش های منتشره در خصوص واقعیت عربستان سعودی صحت ندارد، از این رو آنها معتقدند این قبیل گزارش ها بیشتر ناشی از حسادت برخی از تحلیلگران در قبال ثروت عربستان سعودی مطرح می شود، وحتی برخی دیگر معتقد هستند این گزارش ها تلاش هایی از سوی برخی از کشورهای غربی و حتی از جانب دولتمردان آمریکایی برای سوء استفاده کردن از ریاض از طریق اطلاعات درز یافته است، اما این سخنان این گروه از تحلیلگران نمی تواند صحت داشته باشد چرا که در آخرین اسناد کشف شده از سوی پایگاه ویکی لیکس فاش شده است نظام سعودی برای درز نیافتن مشکلات داخلی ریاض و سکوت این نشریات به بسیاری از نشریات غربی و عربی مبالغی را پرداخته است، حتی مبالغی هم پول پرداخته تا برای بهبود چهره عربستان سعودی تلاش هایی را در این نشریات به عمل آورند، از این رو گفته می شود هرگاه عربستان سعودی در پرداخت این مبالغ تعلل یا کاستی نشان دهد، این نشریات هم مبادرت به چاپ بخشی از این رسوایی های داخلی نظام سعودی می نمایند.

اما در مقابل برخی دیگر از تحلیلگران و ناظران مسائل سیاسی بر این باورند که درست است که بخشی از این گزارش ها برای سوء استفاده برخی از کشورها از عربستان سعودی مطرح می شوند، اما در عین حال اگر این گزارش ها صحیح نبودند هرگز دولت عربستان سعودی برای توجیه آنها این همه بها نمی داد، یا این همه به این قبیل گزارش ها حساسیت نشان نمی داد، حتی در قبال برخی از این گزارش ها نظام سعودی خشم خود را نشان داده است، و مسئولان این نظام بی پروا به صراحت نسبت به آنها موضع گیری هم کرده اند.

همین تحلیلگران در این باره می گویند: اگر این اطلاعات صحت نداشتند و اگر واقعا جنبه کار نداشتند هرگز در گزارش ها به عنوان بستری مناسب تلقی نمی شدند، و از آنها برای ضربه زدن به عربستان سعودی استفاده نمی کردند، از این رو حتما باید جنبه حقیقی دذاشته باشند تا به هدف مورد نظر برسند.
حتی فراتر از این باید گفت هم اکنون تمام تحلیلگران به این باور و درک رسیده اند که نشانه ها و عوامل موجود همه حکایت از تجزیه و سقوط و از هم پاشیدگی نزدیک نظام آل سعود دارد، و اگر این نظام بخواهد به رویه و سیاست فعلی خود ادامه دهد چنین سرنوشتی برای ریاض دور از ذهن نخواهد بود، چرا که همین سیاست کنونی است که عربستان را با دست اندازهای بسیار بزرگی روبه رو کرده است، چرا که عربستان سعودی به دلیل تابعیت از همین خط مشی سیاسی غلط و نادرستی که در پیش گرفته در منطقه و در عرصه بین المللی دچار دردسرهای فراوانی شده که به عنوان مثال می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

اول: ترس و نگرانی و اضطراب خاندان آل سعود در قبال انقلاب هایی که در برخی از کشورهای عربی و در شمال قاره آفریقا روی داد، آن چه باعث شد این نگرانی و ترس آل سعود در قبال این تحولات تشدید شود، شروع زمزمه هایی در داخل عربستان و در برخی از مناطق این کشور برای قیام بودند، چرا که ملت در این کشور پادشاهی در تمام بخش ها و قومیت هایش در یک جو مملو از خفقان به سر می برند، و نسبت به نظام مستبد حاکم بر خود ابراز انزجار می کنند، و از طاغوتیان آل سعود به ستوه آمده اند، این خاندان کشور را به بازیچه تبدیل کرده و حقوق ملت را پایمال ساخته است.

به دلیل همین ترس و نگرانی و اضطراب خاندان آل سعود بود، که آنها با تمام توان و قدرتشان و به صورت بسیار بی پرده برای تخریب این انقلاب ها و منحرف ساختنشان اقدام کردند، آنها سعی کردند این انقلاب ها را بعد از تخریب و منحرف ساختنشان به یک جهنم واقعی برای مردمان این کشورها مبدل سازند، از این رو داستان دخالت های عربستان سعودی و قطر و ترکیه در لیبی و تونس و مصر و دیگر کشورهای عربی برکسی پوشیده نیست، و اکنون هم همه قادریم ببینیم سرنوشت این انقلاب ها در این کشورهای یاد شده چگونه شده است، اوضاع در این کشورها به گونه ای شده که ملت هایی که در کشورهایشان شاهد حصول انقلاب بودند، اکنون می گویند اوضاع قبل از انقلاب در کشورهایشان و با وجود حضور دیکتاتورها بسیار بهتر از اوضاع کنونی بوده است.

تمام این تلاش ها با این هدف صورت می گیرد، تا عربستان سعودی به ملت خود این مساله را بقبولاند که سرنوشت و ماحصل آن انقلاب ها برای ملت کشورهای انقلابی ناگوار بوده است، از این رو سرنوشت ملت لیبی و تونس و دیگر کشورها به عنوان مثال زده می شود، این همان نقشی است که عربستان سعودی برای خود در نظر گرفته تا انقلاب های دیگر کشورها را به گونه ای نادرست نشان دهد و ماحصل این انقلاب ها را ویرانگر و خللی در آنها متصور شود، و به عبارتی اکنون عربستان سعودی سعی دارد این انقلاب ها را دور بزند، اما اکنون زمانه دگرگون شده است و حقایق ناگفته بسیاری در باره خاندان آل سعود برای ملت عربستان که برخی از این حقایق همواره پوشیده بودند، اکنون فاش شده است، این مساله باعث شده میزان درک و بیداری ملت عربستان سعودی در قبال واقعیت و ماهیت این خاندان افزایش یابد، از این رو ارکان قدرت در عربستان سعودی به لرزه افتاده است.

روابط صمیمانه بین آل صهیون و آل سعود

دوم: نگرانی و ترس باعث شده است تا نظام سعودی به صورت علنی به محور و پروژه آمریکایی غربی و صهیونیستی ملحق شود، این نقش عربستان در مبارزه این محور با مقاومت و بیداری امت ها قابل مشاهده و ملاحظه است، این محور تلاش دارد با دامن زدن به نزاع های مذهبی و طایفه ای و قبیله ای و منطقه ای و نژادی و دیگر نزاع ها مقاومت را با این مسائل درگیر سازد.

نظام حاکم بر عربستان و به اتفاق آن نظام قطری و ترکی اکنون تمام امکانات و توانایی های خود را به خدمت گرفته اند تا با اموال و سلاح و رسانه ها و در پوشش دینی علمای وهابی و دیگر امکانات این پروژه را محقق سازند، این داستان اکنون در خصوص آن چه در سوریه جریان دارد دیگر برکسی پوشیده نیست، و این اوضاع را ما در لبنان و عراق و مصر و حتی تونس شاهد هستیم، اما این پیوستن عربستان سعودی به پروژه مذکور نه تنها مصونیتی برای ریاض به دنبال نداشته بلکه در داخل و خارج از عربستان اعتراض هایی را هم در پی داشته است، این مساله همچنین حتی در نشریه های عربی و غربی هم واکنش داشته به گونه ای که این نشریات سرنوشت عربستان سعودی را در هاله ای از ابهام دیده اند.

سوم: یکی از دیگر دلایلی که باعث شده آل سعود نسبت به آینده خود اطمینان نداشته باشند، و در باره جدی بودن آمریکا در دفاع از منافع عربستان شک و تردید جدی کنند، مساله مذاکرات آمریکا با ایران در باره پرونده هسته ای است، مذاکراتی که آمریکا عربستان را در آن کاملا نادیده تلقی کرد، همین امر باعث شد تا سعودی ها به تلافی این موضع آمریکا خود را به اسرائیل نزدیک سازند، و در کنار این رژیم صف بندی کنند، و با تل آویو هماهنگی لازم را برقرار کنند، این درحالی است که در پس پرده هماهنگی های بیشتری بین ریاض و تل آویو جریان دارد.

اگرچه زمانی که مقامات صهیونیستی هز از چندگاهی از وجود این همکاری و هماهنگی با سعودی ها برده بر می دارند، و سعودی ها هم بلافاصله وجود چنین هماهنگی ها را تکذیب می کنند، اما خوانندگان عزیز و پیگیران روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی به خوبی آگاه هستند که طی مدت اخیر سطح روابط و هماهنگی ها و دیدارهای دو جانبه بین مقامات آل صهیون و آل سعود بسیار افزایش یافته است، این مساله را حتی برخی از شاهزادگان سعودی و مقامات اسرائیلی تاکید کرده اند، و در راس آنها می توان از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اشاره کرد، البته برای یاد آوری لازم است به این نکته اشاره کنیم که دهها مقاله و تحلیل در این مدت در این خصوص نگارش یافته و منتشر شده است، و همگی بر روابط بسیار گرم و دوستانه و علنی و غیر علنی و همکاری ها و هماهنگی ها بین صهیونیست ها و آل سعود تاکید دارند.

به عنوان مثال باید گفت که آل سعود تکفیری ها را به خدمت می گیرند، و به آنها آموزش می دهند و به آنها سلاح می دهند و پول لازم را در اختیارشان قرار می دهند، سپس آنها را عازم سوریه می کنند، بعد از این نوبت به اسرائیل می رسد، این رژیم حمایت های لوجستیکی و اطلاعاتی لازم را از آنها به عمل می آورد و زمانی هم که زخمی می شوند در بیمارستان های خود تحت پوشش قرار می دهد، از این رو باید گفت بسیار واضح بود که هم پیمانی با دشمن امت اسلامی می تواند پیامدهای داخلی و خارجی سنگینی را برای آل سعود به دنبال داشته باشد، با مشاهده چنین واقعیت هایی امت اسلامی هم تصمیم گرفت در قبال چنین روابطی سکوت نکند و رویارویی خود را با دشمنان امت برای مقابله با گروه های تبهکار صهیونیسم زده جدی تر شود.

تجاوز عربستان سعودی به یمن باعث عیان شدن مشکلات آل سعود شد

چهارم: جنگ ظالمانه ای آل سعود برضد ملت محروم یمن، این تجاوز غیر قابل توجیه عربستان سعودی برضد کشور فقیر یمن حتما پیامدهای ناگواری برای سران آل سعود به دنبال می داشت، این پیامدها بر ثبات عربستان نیز تاثیر گذار است، چرا که این نظام آل سعود با به راه انداختن این تجاوز به یمن واقعیت خود را برای جهانیان عیان ساخت، با این جنگ تمام نقاب هایی را که رسانه ها برای عربستان سعودی به دروغ ساخته بودند از میان رفتند و دروغ و پوشالی بودن چهره ساختگی سران آل سعود برملا شد، نظام سعودی در طول مدت این تجاوز به خاک یمن دست به فجیع ترین جنایات زد، جنایاتی که برضد ملت محروم یمن روا داشت، ثابت کرد نظام سعودی در تمام ابعاد از اسلام و ارزش های اسلامی به دور است، بلکه حتی ثابت شد این نظام از خود صهیونیست ها هم بدتر و بی رحم تر است، و در قتل و جنایت و به کارگیری شیوه های تروریستی فجیع تر است.

عربستان سعودی در حالی تجاوز به خاک یمن و ملت بی دفاع در این کشور را آغاز کرد که از ابتدا انتظار داشت این جنگ برق آسا و تنها ده روز به طول بینجامد، اما اکنون این تجاوز سعودی به یمن وارد ماه پنجم خود شده است،‌و هنوز هم برای پایان یافتن این نزاع هیچ امیدی در افق دور دست قابل تصور نیست،  علاوه بر این هنوز هم سعودی ها از این جنگ نتوانسته اند به هیچ یک از اهداف اعلام شده خود دست یابند، که یکی از مهم ترین این اهداف بازگرداندن عبدربه منصور هادی به قدرت در یمن است، حتی هم تیمی های او را هم نتوانسته اند به خاک یمن بازگردانند، حتی نتوانسته اند حوثی ها را در صنعاء نابود کنند یا در بخش های دیگر یمن شکست دهند، از این رو هیچ یک از این اهداف محقق نشدند، البته اکنون باید گفت نه تنها هیچ یک از این اهداف محقق نشده اند بلکه باید گفت دامنه جنگ حتی به داخل خاک عربستان سعودی هم کشیده شده است، هم اکنون به صورت روزانه پایگاه های نظام آل سعود در جیزان و عسیر و نجران هدف حملات موشکی و راکتی ارتش یمن و انصار الله قرار دارند.

هم اکنون جنگ و نبرد در مناطق مرزی با عربستان سعودی وارد مرحله تازه ای شده است، چرا که انصار الله و ارتش یمن بر خلاف گذشته که تنها به پایگاه های مرزی حمله می کردند و مجددا به داخل خاک یمن باز می گشتند اکنون علاوه بر انهدام این پایگاه ها و از بین بردن نیروهای دشمن مستقر در این پایگاه ها علاوه بر به دست آوردن غنایم جنگی در این پایگاه ها مستقر می شوند، و هرگز آنها را ترک نمی کنند.

همه این موارد باعث پیامدهای بسیاری در داخل عربستان سعودی شده است، از یک سو این رویدادها به موضوع شکاف در داخل خاندان آل سعود دامن زده و از طرفی دیگر ارکان ثبات امنیتی در داخل عربستان سعودی به لرزه در آمده است، از این رو می توان نفوذ و رخنه زاید الوصف داعش در سیستم امنیتی عربستان سعودی شاهد بود، حتی علمیات مربوط به هدف قرار گرفتن نیروهای امنیتی سعودی در داخل شهرهای سعودی هم افزایش یافته است.

اوج گیری اختلافات در جناح های مختلف خاندان حاکم سعودی  

پنجم: یکی از مهم ترین عوامل و نشانه های دال بر نزدیکی فروپاشی نظام خاندان آل سعود، شدت یافتن و اوج گیری اختلافات در جناح های متفاوت در بین آل سعود است، چرا که بعد از کودتای ملک سلمان بر بازماندگان برادر فقیدش ملک عبدالله و کنارگذاشتن مقرن بن عبدالعزیز از ولایتعهدی و قرار دادن شاهزاده محمد بن نایف در این مسند، و بعد از آن کنار گذاشتن متعب بن عبدالله بن عبدالعزیز از جانشینی ولایتعهدی و جایگزین کردن فرزندش محمد به جای وی خود نشان از اوج گیری اختلافات است، حتی در این مدت صدای اعتراض شاهزادگان مرد و زن در این خاندان بلند شده است، صدای همه آنها برضد سلمان و تیم وی به گوش می رسد، آنها وی را متهم به بی ارزش کردن سازمان بیعت کرده اند و خوانندگان عزیز اگر سخنان چند روز قبل شاهزاده طلال بن عبدالعزیز که به صورت پیوسته به مناسبت های مختلف تکرار شده را به یاد داشته باشند، می دانند وی همواه نسبت به انتصاب های اخیر اعتراض داشته است،‌ و این اقدامات و انتصاب ها را برای خاندان سعودی و آینده آنها خطرناک دانسته است، البته در این بین باید به سخنان شاهزاده سعود بن سیف النصر آل سعود هم اشاره کرد، وی خواستار تعیین شاهزاده احمد بن عبدالعزیز به عنوان ولیعهد شده بود، وی همچنین از عملکرد شاهزاده محمد بن سلمان انتقاد کرد و وی را به کم سن و سال بودن متهم کرد و گفت بی تجربه بودن این شاهزاده عربستان را به سوی تباهی سوق خواهد داد.

علاوه بر این باید گفت سخنان و مواضع اخیر شاهزاده بسمه و شاهزاده سعود و دیگران همه از وجود شکاف و چند دستگی در داخل خاندان آل سعود دلالت دارد، و این اختلافات گویا ریشه دار شده است، به گونه ای که دیگر صبر همه لبریز شده است،‌ و در بسیاری از احیان جنبه علنی به خود گرفته است، این علاوه بر ان مطالبی هستند که شخصیت های گم نامی همچون مجتهد و بن جمال در صفحات توئیتر خود منتشر می سازند، همگی از وجود نزاع در داخل خاندان حاکم سعودی سخن می گویند، این شخصیت ها به گفته تحلیلگران غربی و عربی شاهزادگان و شخصیت های نا راضی در داخل خاندان حاکم سعودی هستند، البته در این بین برخی از تحلیلگران بر این باور هستند که این اسامی نمادی از سرویس های اطلاعاتی بین المللی هستند که به صورت دقیق از آن چه در درون خاندان حاکم سعودی می گذرد اطلاعات لازم را دارند، و هر از چندگاهی برخی از ماجراهای داخلی خاندان سعودی را به بیرون درز می دهند تا از این طریق بر خاندان سعودی برای به دست آوردن منافعی فشار وارد آورند، اما در هر دو حالت اینها همه از عوامل و نشانه های دال بر وجود شکاف و جدایی در داخل خاندان حاکم آل سعود هستند، و نشان می دهند، جناح های مختلف در این خاندان دچار اختلاف بسیاری شده اند.

ششم: جمود فکری و بسته بودن نظام سعودی نیز از دیگر دلایل موجود مبنی بر نزدیکی فروپاشی آن است،‌ نظام سعودی هموراه حاضر نبوده است به خواسته های عصر حاضر تن دهد،‌ از این رو این نظام حاضر نیست همراه با دوران و پویایی ملت ها به پیش برود، ملت ها بیدار شده اند و تغییرات اجتماعی و سیاسی در این نظام لازم است، چرا که منطقه هم در حال پویایی است و کشورهای جهان هم در کنار ملت های خود در حال تحول و دگرگونی هستند،‌ حتی باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در این باره اخیرا به عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس گفته است تهدیدی واقعی برای این نظام های سیاسی استبداد آنهاست و این خطر جدی به دلیل سرکوب آزادی ملت ها در این کشورهاست و ایران خطری برای آنها به شمار نمی آید.

تمام این عوامل و نشانه های یاد شده همه باهم حکایت از فروپاشی نزدیک نظام سعودی دارد، این عوامل باعث شده اند تا تحلیلگران غربی و دیگران از قربانیان این فروپاشی سخن بگویند.

منبع: العالم

چرا اروپایی‌ها به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر

داعش با وعده‌های رنگارنگی از جمله امکانات مالی، خشونت و لذت‌های جنسی و ... نسبت به جذب اروپاییان برای پیوستن به این گروه تروریستی مبادرت می‌ورزد.
به گزارش مشرق، امروز جمعیت داعش قریب به 30 تا 200 هزار نفر در آمار غربی و عربی تخمین زده می‌شود. این که چقدر از این جمعیت از اروپا و آمریکا هستند در نمودارها و منابع مختلف مطرح شده است.

بر اساس آمار در اروپا داعش نمایندگانی از بلژیک، فرانسه، سوئیس، ایتالیا، اتریش، سوئد آلمان، فنلاند، نروژ، آلبانی، کوزوو، بوسنی، اکراین، فدراسیون روسیه، قزاقستان، ترکیه و... دارد.

چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر


*** بیش از 4 هزار نفر در اروپا عضو داعشند؟!

این جمعیت که بر اساس آمار بیش از 4 هزار نفر در کشورهای اروپایی به داعش پیوسته‌اند که به نظر دلایل مختلفی برابر عضویت آن‌ها مطرح می‌گردد. دلایلی که ذهن هر مخاطب را در وهله اول به خود مشغول می‌کند، تبلیغات سایبری داعش، مشکلات مالی، جذب جوانان به اقدامات تحریک آمیز، وعده تحویل پول و... است.

*** چه دلایلی برای عضویت در داعش وجود دارد؟

برای پیدا کردن علت‌های عضویت داعش در اروپا دلایل مختلفی مطرح می‌شود که از جمله آن‌ها لذت‌جویی و خشونت‌طلبی آزاد، القا میل به جاه‌طلبی در اعضا داعش، امکانات گسترده و تسلیحات سنگین و مدرن، اختیار تام در خشونت با زنان از جمله دلایلی است که اروپایی‌ها را مجاب می‌کند تا به گروه تروریستی داعش بپیوندند.

*** سازوکار عضویت در داعش چیست؟

تروریست‌های داعش در شبکه‌های اجتماعی به خصوص توئیتر و فیس‌بوک برای پیوستن به این گروه تبلیغاتی را انجام می‌دهند و با وعده‌های مختلف از جمله پول و امکانات مادی پروسه عضوگیری را تکمیل می‌کنند که البته پس از پیوستن اعضا اروپایی به داعش آن‌ها متوجه می‌شوند که بهشت مطرح شده با واقعیت چقدر تفاوت دارد و این موضوع در قضاوت شخص متبادر می‌شود.

*** دلایل پیوستن به داعش چیست؟
** 1- لذت‌جویی و خشونت‌طلبی

نکته اولی که باعث جذب تروریست‌ها از نقاط مختلف دنیا و به خصوص اروپا به داعش به ذهن می‌رسد. تبلیغات خشونت‌طلبی و لذت‌جویانه داعش بوده که باعث می‌شود اعضا مجذوب شوند. برای مثال هنگامی که در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از سر بریدن ، کشتار دسته جمعی و یا خشونت ضد اعضای یک خانواده را با دلایلی همچون مشرک بودن و مسلمان نبودن یا ظالم بودن و شعارهای آزادی‌خواهانه سر می‌دهند ناخودآگاه عده‌ای تمامیت‌خواه عضو خواهند شد.



چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر


** 2- امکانات و تجهیزات مدرن نظامی

استفاده از امکانات نظامی و تجهیزات نظامی و تجهیزات دفاعی برای افرادی که به این حوزه علاقمند هستند، افرادی را برای تروریست‌های داعش تدارک خواهد دید. این افراد به سلاح‌های سبک و سنگین و تجهیزات پیشرفته علاقمندند و لذا به داعش هم علاقمند می‌گردند.


چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر


چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر



چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر

چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر

** 3- خشونت‌ها و لذت‌های جنسی

چون تروریست‌های تکفیری داعش در عراق و سوریه زنان و دختران زیادی را در سیطره خود دارند، لذا به لذت‌جویی و خشونت و تجاوز جنسی مبادرت می‌کنند و این یکی از دلایلی است که برای پیوستن اروپایی‌ها مطرح می‌شود.

شاید بعد از جهاد نکاح اعضای داعش با زنان پیوسته به این گروه، مساله ای که داعش را به راه انداختن حرمسرا تشویق کرد، جایزه ای بود که اعضای آن از ابوبکر البغدادی خلیفه خودخوانده خود دریافت کردند. به گزارش ناظر حقوق بشر در سوریه روز 30 آگوست (8 شهریور 1393) البغدادی 300 زن و دختر اسیر ایزدی را به جنگجویان خود در سوریه تحت نام غنیمت جنگی هدیه کرد و این خود انگیزه ای برای عضویت در داعش خواهد بود.



چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر

چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر



چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر

** 4- وعده پول و امکانات مالی

در تبلیغات سایبری وعده پول و امکانات مادی و مالی به اعضایی که قصد عضویت دارند، ارائه می‌شود که این وعده‌ها هم دلیلی بر عضویت تروریست‌های داعش است. "ماجد غماس"  در خصوص وضعیت پرداختی های داعش به نیروهایش می گوید: «البته طبیعی است که نمی توان عدد دقیقی در این رابطه گفت و اطلاع موثقی از آن در دست نیست. اما آنچه منتشر و شایع شده حاکی از این است این گروه برای نیروهای عراقی خود ماهانه ۷۰۰ دلار و برای اعضای غیر عراقی اش ۱۲۰۰ دلار پرداخت می کند.»

 
این سیاستمدار عراقی همچنین با اشاره به تاثیرگذاری عوامل اقتصادی در جذب نیروی داعش می افزاید: «با توجه به اوضاع بحرانی اقتصادی در جهان عرب طبیعی است که این مبالغ برای شهروندان کشورهای مختلف عربی به ویژه آنها که مشکلات اقتصادی جدی تری دارند، جذاب است. به ویژه که این گروه از خانواده مبارزان خود هم حمایت می کند و ساپورت های مالی از آنها ادامه دارد.»
 
مسئول سیاسی جریان حکیم در تهران در خصوص شیوه های عضو گیری داعش می گوید: «جریان های تکفیری  و القاعده و داعش در مساجد و خانه های تیمی خود در نقاط مختلف جهان عرب و جهان روند عضوگیری خود را پی می گیرند. آنها با سوار شدن بر باورهای اندیشه ای و همچنین وسوسه مالی می توانند افراد مختلف را جذب نمایند. ما حتی شنیده ایم در لیبی اهالی چندین روستا به طور کامل برای به عراق آمده اند و به داعش پیوسته اند».



چرا اروپاییان به داعش می‌پیوندند؟ + تصاویر



در مجموع وجود زنان و دختران بسیار برای تجاوز در این گروه تروریستی، وعده پول و امکانات مالی، خشونت‌طلبی و تمامیت‌خواهی در تبلیغات، وجود امکانات پیشرفته نظامی در داعش و ...  از جمله عوامل پیوستن اروپایی‌ها به این گروه تروریستی است. آماری که رسانه‌ها و سازمان‌های جاسوسی غربی منتشر می‌کننده می‌گوید سالیانه 1000 نفر به گروه تروریستی داعش در سوریه ملحق می‌شوند که بعید نیست با توجه به دلایل مطرح شده بخش بزرگی از آن‌ها از اروپا به سوریه گسیل شوند.
مطالب مرتبط

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان + تصاویر و فیلم

در تمام زندگی ملاعمر، تنها سه عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. جانشین او ملااختر هم از این حیث، شرایطی مشابه فرمانده سابق خود دارد.

سرویس گزارش ویژه - اعلام خبر مرگ ملاعمر، رهبر اسرارآمیز طالبان که زمانی نامش مترادف خشونت و تروریسم بود، بار دیگر گروه طالبان را در سرخط اخبار رسانه‌های جهان قرار داد. نکته قابل تأمل این که اعلام رسمی مرگ او بعد از دوسال و درست در آستانه دور دوم مذاکرات صلح دولت افغانستان و طالبان، به میزبانی دولت پاکستان، انجام گرفت. مذاکراتی که بیش از پیش ورود این گروه را ساختار سیاسی رسمی افغانستان محقق می‌سازد و به واقع مهر تأییدی بر حذف‌ناپذیری طالبان از عرصه سیاسی این کشور به حساب می‌آید. با تأیید رسمی مرگ(یا قتل؟!) او توسط طالبان، بلافاصله فردی به نام ملا اختر منصور به عنوان جانشین او معرفی شد تا جلوی هرگونه انشعاب و انشقاق عمده در ساختار طالبان گرفته شود. در سطور پیش رو ضمن معرفی ملاعمر، رهبر شبح‌واره و شبه اسطوره‌ای طالبان، گریزی هم به معرفی رهبر جدید و معادلات کنونی درون طالبان خواهیم زد.


این دو تصویر، تنها تصاویر منتسب به سرکرده طالبان است که در رسانه‌ها منتشر شده است

بی‌تصویر‌ترین رهبر دنیا

ملامحمدعمر، متولد 1960 در روستای چاه همت در ولسوالی خاکریز ولایت قندهار (زادگاه و مرکزیت اصلی گروه طالبان) در جنوب افغانستان، و از طایفه تومزی از قبیله هوتک از قبایل اصلی قوم پشتون بود.

پدرش مولوی «غلام نبی» از شخصیت‌های مورد احترام و فاضل منطقه بود که حدودا 5 سال پس از تولد ملاعمر از دنیا رفت. خانواده او بعد از مرگش به ولایت اوروزگان نقل مکان کردند. بنا به گزارش‌های متعدد، او در مدرسه «دارالعلوم حقانی» در حومه شهر پیشاور پاکستان درس خواند، همان جایی که بسیاری از شخصیت‌های مهم جهادی افغانستان در آن جا تحصیل کرده‌اند. ظاهرا ملاعمر، بعد از اتمام درس در پیشاور، در اوایل دهه 20 زندگی، به منطقه سنگسار در ولسوالی قندهار بازگشت و در آن جا یک مدرسه دینی کوچک ایجاد کرد و خود ملای آن شد. بعد از مدتی، او به حزب اسلامی گلبدین حکمت‌یار پیوست که یکی از هفت گروه مجاهدین مستقر در مرز پاکستان بود.

«ملا محمد عمر»؛
گلبدین حکمت‌یار

هدف این گروه‌ها در وهله نخست، جنگیدن با اشغالگران اتحاد شوروی بود که به حمایت از حکومت حزب کمونیستی دموکراتیک خلق افغانستان، در 1979 این کشور را اشغال کرده بود. گویی ملاعمر به طور جدی از 1983 وارد جنگ با اتحاد شوروی و حکومت دست‌نشانده شوروی به ریاست دکتر محمد نجیب الله شد. او در این جنگ چهار بار مجروح شد و یکی از چشمان خود را بر اثر ترکش از دست داد. در شرح حال ملاعمر که اخیرا توسط طالبان منتشر شده، سلاح مورد علاقه او «آرپی جی7» ذکر شده است. بر اساس این منبع، او استاد به کارگیری آرپی‌جی7 بود و تعداد زیادی تانک ارتش شوروی توسط او منهدم شد.

«ملا محمد عمر»؛
محمد نجیب‌الله، هفتمین رئیس جمهور افغانستان در جمهوری دموکراتیک خلق که به دست طالبان اعدام شد.

با سقوط حکومت محمد نجیب الله در آوریل 1992، افغانستان عملا میان فرماندهان جهادی دوران مبارزه با شوروی، موسوم به «جنگ سالاران» تقسیم شد. مردم افغانستان ظلم‌ها و آزارهای فراوانی از ضعف قدرت مرکزی و دست باز جنگ سالاران در حوزه‌های نفوذ ایشان دیدند. به واقع بعد از حدود 9 سال اشغال نظامی این کشور و جنگ با قدرت خارجی، جنگ داخلی میان گروه‌های مجاهدین، عملا افغانستان را به ویرانه تبدیل کرده و روح و جسم ملت افغانستان را فرسوده ساخته بود. در اواخر سال 1993، شماری از مجاهدین ولایت اورزگان به هم پیوستند تا علیه ظلم و آزار جنگ سالاران قیام کنند. گروه‌های دیگری نیز به این هسته اولیه پیوستند و گروه «تحریک طالبان» شکل گرفت. تقریبا همه اعضای این گروه، از طلبه‌های افغان مدارس دینی پیشاور بودند. برخی داستان‌های محلی هم حول به وجود آمدن گروه وجود دارد، از جمله این که در بهار 1994، ملاعمر که شنید دو دختر نوجوان از یکی از روستاهای اطراف شهر قندهار دزدیده شده و به اردوی یکی از جنگسالاران محلی برده شده‌اند، خونش به جوش آمد و به همراه شماری از مجاهدین همفکر خود، به آن اردو حمله کرده و ضمن نجات آن دو دختر نوجوان، جنگ سالار مزبور را از لوله تانک دار زدند. البته گزارش‌های قابل تأمل‌تری هم وجود دارد که نشان می‌دهد اطلاعات ارتش پاکستان - آی اس آی که پیش‌تر در گزارش مشرق معرفی شده است (اینجا) - به فرمان نخست وزیر وقت، بی‌نظیر بوتو، از خلأ قدرت مرکزی در افغانستان استفاده کرد تا با تشکیل یک گروه قدرتمند از طلاب افغان مدارس دینی پاکستان، نفوذ پاکستان را در افغانستان تثبیت کند. گویی اولین اعلام وجود تحریک طالبان، در همان اوایل سال 94، در عملیات آزادسازی کاروانی از کامیون‌های ارسالی از پاکستان به ترکمنستان، انجام گرفت که این کاروان توسط یکی از جنگ سالاران محلی توقیف شده بود. داستان دار زدن از لوله تانک درباره همین جنگ سالار هم وجود دارد.

«ملا محمد عمر»؛
بی‌نظیر بوتو

به هر حال، در اکتبر 1994، ملاعمر و گروهی 200 نفره از افراد تحت امرش، یک پست مرزبانی، به همراه یک انبار اسلحه، را به تصرف درآوردند. در دسامبر 1994، گروهی حدودا 12هزار نفره از طلاب افغان مدارس پاکستان، به همراه شماری از داوطلبان پاکستانی به گروه ملاعمر پیوستند که به ناگهان معادلات قوا را به نفع این گروه به هم زد (بسیج نیرویی که باز نقش پاکستان را در قضیه پررنگ می‌کند). طالبان در همان ماه، بدون تقریبا هیچ مزاحمتی، ولایت قندهار را به تصرف خود در آورد. این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت: از جمله بستن مدارس دخترانه، منع کار زنان در بیرون از خانه، نابود کردن تلویزیون‌ها و اجباری کردن محاسن بلند برای مردان. لازم به ذکر است که بخش عمده مردم افغانستان که به شدت از آشفتگی‌ها و بی‌سامانی‌های جنگ داخلی خسته و پژمرده بودند، در برابر تسلط طالبان مقاومتی نکردند و حتی بعضا به آن‌ها یاری رساندند.

«ملا محمد عمر»؛
این گروه بر هر منطقه‌ای که تسلط می‌یافت، قوانین خاص خود از شریعت را به کار می‌گرفت

ظرف سه ماه، آنان بر 12 ولایت از 31 ولایت کشور سلطه یافتند. در اوایل 1995، برای اولین بار گروه قصد حمله به کابل کرد. این حمله اما توسط نیروهای رییس جمهور برهان الدین ربانی، به فرماندهی فرمانده مشهور ازبک، احمدشاه مسعود، دفع شد. این شکست باعث شد که که تعداد ولایات تحت کنترل طالبان به 8 برسد. این جا بود که سیلی از حدود 20هزار طلبه افغان (و تعداد کم‌تری پاکستانی) از ایالات شمالی پاکستان (وزیرستان) به سوی قندهار جاری شد. خیلی زود، با سازماندهی دوباره و تجدید و تقویت نیروها، طالبان در ماه می کنترل شهر مهم هرات را به دست گرفت.

«ملا محمد عمر»؛
برهان‌الدین ربانی در کنفرانس بیداری اسلامی
وی در اوج مذاکرات صلح با طالبان و در جلسه‌ای با حضور فرستادگان طالبان، توسط عامل انتحاری این گروه به شهادت رسید

در بهار 1996، با فراخوان ملاعمر، یک شورا از حدود 1200 ملای پشتون تشکیل شد که بعد از حدود دو هفته بحث شبانه روزی، او را به عنوان امیرالمؤمنین انتخاب کرد. در نهایت، در 16 سپتامبر 1996، بعد از چند بار حمله به کابل، طالبان موفق به ورود به کابل شدند. در حالی که هنوز نیروهای در حال عقب نشینی ربانی-مسعود در شمال کابل می‌جنگیدند، طالبان در اقدامی وحشیانه، دکتر محمد نجیب الله رییس جمهور سابق این کشور و برادرش را که در مقر سازمان ملل در کابل پناه گرفته بودند، کشتند و جنازه آن دو را از پلی در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری آویختند. آن‌ها دو سال بعد، چنین جنایتی را در شهر مزارشریف و در برابر دیپلمات‌های ایرانی تکرار کردند که تفصیل آن در این جا نمی‌گنجد (البته بعدها شواهدی آشکار شد که کشتن دیپلمات‌ها و خبرنگار جمهوری اسلامی یک برنامه پیچیده اطلاعاتی-امنیتی برای درگیر کردن ایران در باتلاق افغانستان بود که توسط اطلاعات ارتش پاکستان و بدون اطلاع مقامات اصلی طالبان انجام گرفت).

«ملا محمد عمر»؛
طالبان پس از ورود به کابل بلافاصله نجیب‌الله رئیس جمهور را که در مقر سازمان ملل پناه گرفته بود، به دار آویخت

به هر روی، تقریبا بلافاصله بعد از تسلط بر کابل، ملاعمر یک شورای موقت 6 نفره برای اداره امور و اِعمال قوانین شریعت تشکیل داد. طولی نکشید که استادیوم فوتبال کابل برای اعدام‌های عمومی توسط طالبان مورد استفاده قرار گرفت. عمدتا زنان و مردانی که از سوی حکومت «امارت اسلامی افغانستان» به عنوان زناکار شناخته می‌شدند، در این استادیوم و با شلیک کلاشینکف از پشت سر اعدام می‌شدند و البته در موارد زیادی سنگسار هم توسط این گروه انجام گرفت. نکته قابل تأمل این که، بعدها گزارش‌ها موثق بسیاری از تجارت و برده‌گی جنسی توسط فرماندهان طالبان منتشر شد. یعنی از یک سو زنان به جرم زنا سنگسار، از سوی دیگر به عنوان پاداش جهاد و عملیات‌های مورد نظر، در اختیار اعضا قرار داده می‌شدند!

ساختار سازمانی این گروه چندان پیچیده نبوده و نیست و بنا به گزارش‌ها از یک شورای رهبری، قوه قضاییه و 9 کمیسیون اجرایی، و یک شورای فرماندهان نظامی، تشکیل شده است. در زمانی امارت ملاعمر بر افغانستان، قندهار مرکز اصلی حکومت طالبان بود. با این حال این به اصطلاح امیرالمؤمنین، حتی در زمان اوج قدرت خود هم چندان از سایه بیرون نیامد، و هیچ گاه سوژه عکس‌ها و فیلم های خبری نشد. در دوره حکومت طالبان (2001-1996)، چهره رسانه‌ای و فرد جلوی صحنه گروه، «وکیل احمد متوکل» مسؤول امور خارجی و دیپلماتیک و به واقع وزیر خارجه طالبان بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر
وکیل احمد متوکل وزیر خارجه طالبان بود

در کل زندگی ملاعمر، تنها 3 عکس از او منتشر شد که تأیید 100 درصدی اصالت این عکس‌ها هم هیچ گاه میسر نشد. یکی از دلایل این بی‌تصویری را حرمت شدیدی می‌دانند که طالبان برای تصویربرداری قایلند. محمد حسین جعفریان، یکی از معدود (شاید دو سه نفر) خبرنگاران در کل جهان است که ملاعمر را به چشم دیده است. این خبرنگار و مستندساز برجسته جنگ، به همراه همکارش رضا برجی، در زمان سلطه طالبان، به این کشور سفر کرده بود و به طور اتفاقی ملاعمر، رهبر اسرارآمیز و مخوف طالبان، را در جاده دید. به گفته جعفریان او مردی بسیار بلندقد (حدودا دو متری) را با یک چشم و یک پای آسیب دیده، دید که به تنهایی در یک لندکروز دوکابینه تردد می‌کرد، بدون حتی یک محافظ.

 

منابع نزدیک به طالبان که او را از نزدیک دیده بودند، او را رهبری به شدت کاریزماتیک و خونسرد معرفی می‌کردند. کسی که با احترام بسیار به سخن افراد تحت فرمانش گوش می‌داد و تقریبا هیچ گاه از کوره در نمی‌رفت. به علاوه او را در زمینه نظامی یک تاکتیک‌پرداز ماهر می‌دانستند که به امور نظامی و اطلاعاتی تسلط بالایی داشت. البته همین که حدود 15 سال در کمال ناشناسی و در سایه تشکیلاتی به گستردگی طالبان را (که تقریبا به طور کامل از جنگ سالاران و جنگجویان بدوی و محلی تشکیل شده است) اداره کرده بود، این تسلط را به خوبی نشان می‌داد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
از ملا عمر تنها سه عکس تأییدنشده وجود دارد

در سپتامبر 1997، وقتی کمیسونر اروپا «اِما بونینو» و 19 خبرنگار - از جمله کریستین امانپور خبرنگار معروف سی‌ان‌ان- و امدادگران غربی توسط طالبان بازداشت شدند، موج انتقادات رسانه‌های غربی علیه طالبان به پاخاست. حتی دولت کلینتون که در اوایل روی کار آمدن طالبان، نسبت به ایجاد ثبات توسط آن بی‌میل نبود، ناچار به اعتراض شد. در سال 1998، سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا توسط القاعده منفجر شد که حدود 330 کشته و 4000 مجروح در پی داشت. آمریکا با موشک‌های کروز اردوگاه‌های القاعده در افغانستان را هدف قرار داد. اما ملاعمر با بیان این که اسامه بن لادن مهمان افغان‌هاست، از تحویل دادن او خودداری کرد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
اِما بونینو هم اکنون وزیر خارجه ایتالیاست

در مجموع، در این برهه رسانه‌های جهانی سه ایراد عمده را به عملکرد ملاعمر در رهبری طالبان وارد می‌کردند: 1. پناه دادن به اسامه بن لادن و سایر گروه‌های تروریستی 2. پلیس مخوف امر به معروف و نهی از منکر طالبان که بر اساس تفاسیر افراطی وهابی بسیار خشن عمل می‌کرد 3.دستورگیری مستقیم از پاکستان (در واقع اطلاعات ارتش پاکستان)

در پی واقع 11 سپتامبر 2001، و حمله نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده، خانه ملاعمر در قندهار هدف حملات هوایی قرار گرفت که طی آن پسر 13 ساله و ناپدری ملاعمر کشته شدند. از آن زمان، به ارتفاعات صعب العبور مرز پاکستان-افغانستان گریخت و دوره دوم رهبری او بر طالبان به عنوان بزرگ‌ترین گروه شورشی مخالف دولت مرکزی آغاز شد.

محمودشاه، از افسران سابق آی اس آی پاکستان در مناطق قبیله‌نشین شمال غربی این کشور، درباره نفوذ طالبان چنین می‌گوید:

" طالبان بدوا توسط مردم افغانستان مورد استقبال قرار گرفتند، چرا که جنگ داخلی 4 ساله را پایان دادند. ولی وقتی آن ها شروع به اعمال قوانین سخت گیرانه شریعت کردند مردم از آن‌ها رویگردان شدند....مردم به آمریکایی‌ها خوشامد گفتند چرا که آن‌ها را رهایی‌بخش خود می‌دیدند. در آینده نزدیک جایی برای طالبان در صحنه سیاست افغانستان نخواهد بود."

با وجود این، در سال‌های پس از سقوط امارت اسلامی افغانستان، در پی جنایات جنگی آمریکایی‌ها و ناکارآمدی دولت مرکزی و همچنین وجود بسترهای فرهنگی، طالبان توانستند نفوذ خود را دوباره در ولایاتی چون زابل و هلمند برقرار سازند. آن‌ها حتی در سال 2008 به مناطق اطراف کابل هم نفوذ کردند. یکی دیگر از عوامل این نفوذ را، تمرکز آمریکایی ها بر سرکوب نظامی طالبان و کندی در روند ایجاد ثبات و توسعه در این کشور دانسته‌اند. مضاف بر این که، بعد از حمله امریکا به عراق، تمرکز نظامی آن‌ها از افغانستان به عراق متنتقل شد. کندی بازسازی آثار سال‌های طولانی جنگ و فساد شدید و آزاردهنده مقامات دولتی افغان و همزمان بازگشت ده‌ها هزار آواره و پناهنده افغان از ایران و پاکستان هم پتانسیل شورش را به شدت بالا برد. در این میان نقش پاکستان هم در این سال‌ها بیشتر مخرب بود تا سازنده. اصولا بسیاری از تحلیلگران، ریشه شورش‌های امروز افغانستان را در منطقه وزیرستان شمالی پاکستان می‌دانند.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
وزیرستان شمالی همواره از منشأهای شورش در پاکستان و افغانستان بوده است

در همه این سال‌ها، علی رغم حضور پررنگ نظامیان ائتلاف به رهبری آمریکا و عملیات شناسایی پهپادهای آمریکایی، ملاعمر به صورت روتین به رهبری تشکیلات خود ادامه می‌داد. حتی جایزه 10 میلیون دلاری دولت آمریکا برای اطلاعات منجر به دستگیری این رهبر اسرارآمیز، نتوانست اطلاعات بیشتری را از مکان استقرار و شیوه‌های عملیاتی او آشکار کند. البته این مسأله، به گمانه‌زنی‌ها درباره چتر حمایتی اطلاعات ارتش پاکستان به دور ملاعمر مهر تأیید می‌زد.

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست، در گزارشی در سال 2011، خبر داد که رییس وقت سیا، لئون پانتا، در دیدار با آصف علی زرداری، رییس جمهور وقت پاکستان، به او گفت که آمریکا از حضور ملاعمر در شهر کراچی پاکستان آگاه است. گویی زرداری هم در گفتگو با پانتا تایید کرد که ملاعمر در بیمارستان دانشگاه آغاخان کراچی بستری بوده است. در همین سال، روزنامه آمریکایی «اکسپرس تریبیون» گزارش داد که ایالات متحده ارتباطاتی را با ملاعمر برقرار کرده و کانال این ارتباط فردی به نام دکتر محمد حنیف، از سخنگویان سابق طالبان بوده است.

در اواخر 2011، برخی روزنامه‌های غربی گزارش دادند که ژنرال حمید گل، رییس سابق آی اس آی، پیام دولت پاکستان را به ملاعمر رسانده است که از کویته خارج شود. دلیل این تقاضا، فشار فزاینده آمریکا و جامعه جهانی خوانده شد و گویی ژنرال گل به ملاعمر گفت که بعد از چند ماه می‌تواند به کویته بازگردد و از این بابت از دست دولت پاکستان دلخور نباشد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ژنرال حمید گل رئیس سابق سازمان اطلاعات نظامی پاکستان

به نظر «وحید مژده»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان امور طالبان، ملاعمر در سال‌های پایانی زندگی تحت حفاظت یک گروه خاص از محافظان به سرپرستی "قوماندان - فرمانده- جبار" بوده است.

امرالله صالح، رییس پیشین اداره اطلاعات افغانستان، نظری جالب در این زمینه دارد. به باور او ملاعمر پس از سقوط حکومت طالبان در 2001، عملا نقش موثری در رهبری طالبان نداشت. پس از 11 سپتامبر از همان لایه مبهم و تخیلی به دور ملاعمر استفاده شد، ولی خود او به عنوان یک استراتژیست و فرمانده عملیاتی هیچ گاه نقش نداشت، بلکه تنها از نام او استفاده می‌شد، ولی امروز با مرگش همان لایه ابهام هم از بین رفت. به گفته مژده، برای مردم افغانستان معلوم شد که طرف آن‌ها نه ملاعمر که همان ارتش پاکستان است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
امرالله صالح

عمر داوود زی، وزیر کشور سابق افغانستان (2014-2013) معتقد است که اگر از سال 2001 به این سو هیچ توفیقی در دستگیری یا اطلاع موثق از کمین‌گاه ملاعمر به دست نیاورده به این علت است که آمریکایی‌ها اصلا اراده ای برای این کار نداشتند:

«این احساس را داشتم که آمریکایی‌ها خیلی به رده‌های بالای رهبری طالبان علاقه‌مند نیستند. آن‌ها بیشتر به دنبال فرماندهان میدانی هستند، چرا که در میدان نبرد، سر و کار آن ها با فرماندهان میدانی است."

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عمر داوود زی

به هر حال، از سال 2001 به این سو، مرد اسرارآمیز طالبان، حتی بیشتر از قبل به سایه رفت و هیچ عکس، ویدئو یا صوتی، کمافی السابق، از او منتشر نشد. حتی خبرهای مرتبط با او هم بسیار کم تر شد. در این 5 سال اخیر تنها یک نفر، یعنی «ملا اختر محمد منصور» در ارتباط نزدیک با او قرار داشت و تنها کانال ارتباطی با او محسوب می‌شد.

 

خبر مرگش!

بعد از این که خبر مرگ ملاعمر در شبکه‌های اجتماعی پیچید، بلاخره دفتر ریاست جمهوری افغانستان در تاریخ 7 مرداد، خبر مرگ او را تأیید کرد. بنا به اطلاعیه دفتر اشرف غنی، منابع موثق نشان می‌دهند که ملا محمد عمر، رهبر طالبان، حدود دو سال قبل، در سال 2013 درگذشته است. به فاصله اندکی، خبر مرگ او توسط کاخ سفید هم مورد تأیید قرار گرفت. حسیب صدیقی، سخنگوی اداره امنیت ملی افغانستان در مصاحبه با خبرگزای فرانسه، گفت که ملاعمر در شرایطی مرموز، در بیمارستانی در شهر کراچی پاکستان در گذشت. در نهایت، با بیانیه‌ای که گروه طالبان در وبسایت‌های نزدیک به خود از قبیل «ژمن» و «طالب نیوز» منتشر کرد، قطعیت مرگ او معلوم شد، گرچه در بیانیه این گروه مرگ ملاعمر مربوط به دو سه هفته اخیر اعلام شده شده است. در همین بیانیه خبر انتخاب «ملا اختر منصور»، معاون ملاعمر و نفر شماره دو طالبان به عنوان جانشین او نیز اعلام شد. بنا به خبری به نقل از خانواده ملاعمر، او وصیت کرده بود که «ملا عبدالحکیم»، رییس دارالافتای طالبان بر جنازه‌اش نماز بخواند (فردی که در بازداشت آی اس آی است).

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ملا عبدالحکیم

با مرگ ملاعمر، رهبر کاریزماتیک و مقتدر طالبان، احتمال بروز اختلاف و انشعاب، به ویژه در لایه‌های میانی و پایین این گروه افزایش یافت. در یکی از اولین نشانه‌های این اختلاف، برخی جناح‌های درون طالبان، از اعلام انتخاب ملااختر منصور ابراز نارضایتی کردند که شاخص‌ترین این اعتراضات توسط ملایعقوب، پسر ملاعمر، و ملا عبدالمنان، برادر او، صورت گرفته است. حتی شاخه‌ای از طالبان به نام «محاذ فدایی»، که از تندروترین زیرمجموعه‌های طالبان است، در بیانیه‌ای که توسط سخنگوی آن قاری حمزه، منتشر شد، ملااختر منصور را متهم کرده است که به فرمان آمریکا و پاکستان، از طریق زهری که به جای دارو برای ملاعمر تهیه می‌کرد، او را به کشتن داد. جدای از این فرضیه که محل تردید است، گزارش‌هایی از اختلافات میان ملاعمر و ملامنصور وجود دارد که از جمله آن‌ها مخالفت ملاعمر با طرح ملامنصور برای بازگشایی دفتر سیاسی طالبان در قطر بود.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
ملا یعقوب پسر ملاعمر که پس از خبر مرگ ملاعمر خبرهایی از کشته‌شدن او نیز، منتشر شد

با این حال اظهارنظرهای منابع نزدیک به طالبان، بر حسب این که به کدام جناح درون طالبان نزدیک باشند، متفاوت است. برخی معتقدند که بیشتر اعضای رده بالای شورای کویته (شورای رهبری طالبان) با ملا اختر مخالفند. مثلا مولوی حسن رحمانی، از اعضای شاخص شورای کویته معتقد است که شایستگی جانشینی از آن پسر ملاعمر، یعنی ملایعقوب است و ملااختر در برنامه‌های اخیر طالبان نقش ویژه‌ای نداشته است. به گفته او بیشتر اعضای شورای کویته با نصب ملااختر به عنوان رهبر طالبان مخالفند. همفکران او در میان گروه‌های تندروتر طالبان که مخالف مصالحه با دولت هستند، دست کم به دو دلیل ملا اختر منصور را زیر سوال می‌برند: یک، مخفی نگاه داشتن خبر مرگ ملاعمر به مدت دو سال و دو، احتمال دست داشتن او در مرگ ملاعمر.

برخی دیگر بر این نظرند که اتفاقا رهبران بالای طالبان با انتخاب اختر منصور موافق هستند و این فرماندهان میانی و محلی طالبان هستند که از این انتخاب ناراضی‌اند. به نظر می‌رسد که دست کم سه مدعی اصلی بالقوه برای رهبری طالبان وجود دارد: 1.ملا اختر منصور 2.ملایعقوب 3.دفتر سیاسی مستقر در قطر به ریاست طیب آغا

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
طیب آغا رئیس دفتر سیاسی طالبان در قطر که اخیر گفته‌شد به تهران سفر کرده است

از سوی دیگر، دولت پاکستان هم در اطلاعیه‌ای، دور دوم مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و طالبان را با توجه به اعلام خبر مرگ ملاعمر به تأخیر انداخته است. «عطا الله لودین» (معاون شورای صلح افغانستان) بر این نظر است که:

«این یک برنامه‌ای بود که اعلان مرگ ملاعمر در تاریخی انجام بگیرد که فردای آن مذاکرات است. این اصلا هدف دولت پاکستان بود تا دور دوم مذاکرات اصلا صورت نگیرد.»

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عطا الله لودین

کارشناسان افغانِ مخالف نفوذ پاکستان عمدتا بر این نظرند که پاکستان برای تثبیت هر چه بیشتر نفوذ خود در رهبری جدید طالبان از هیچ اقدامی فروگذار نخواهد کرد. به باور این دسته از کارشناسان، پاکستان با وجود داشتن سلاح هسته‌ای، کشوری فقیر و عقب مانده است، و از یک سو با در اختیار گذاشتن آسمان خود برای مبارزه با تروریسم از آمریکا پول می‌گیرد، و از سوی دیگر با نقش آفرینی و مداخله در روند صلح، قصد باج‌گیری از دولت‌های ذینفع در مذاکرات را دارد.

گرچه اعلام سریع خبر انتخاب ملا اختر منصور به رهبری طالبان، نشان از تلاش این گروه برای جلوگیری از انشقاق و اختلاف دارد، اما سربازکردن چنین اختلافاتی، بعد از نزدیک به دست کم دو دهه رهبری واقعی و اسمی ملاعمر بر طالبان قابل انتظار و طبیعی به نظر می‌رسد. خبرگزاری جمهور افغانستان از دست کم هشت گروه اصلی در درون طالبان خبر می‌دهد که عبارتند از:

-گروه محاذ فدایی به رهبری نجیب الله وردک.

-شورای جهادی مجاهدین برای اتحاد و تفاهم.

-گروه معتصم آغاجان.

-شورای کویته.

-دسته کُنر شامل عبدالوهاب، عبدالستار، علیشاه و آقای احمدی.

گروه اکبرآغا.

-شبکه حقانی.

-گروهی مخالف موروثی شدن رهبری به ریاست ملا ذاکر.

لازم به ذکر است که طالبان ساختار متمرکزی چون یک دولت یا ارتش ندارد و به شدت متکی به نفوذ فرماندهان محلی خود است. نبود یک تشکیلات سازمانی مدرن و سرباز کردن اختلافات راهبردی و تاکتیکی رهبران طالبان (که ارشدیت سازمانی مشخصی برهم ندارند)، در غیاب یک رهبر مقتدر پس از دو دهه، می‌تواند به طرز قابل توجهی این گروه را متأثر سازد. مضاف بر این که گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام (داعش)، به شدت بر فعالیت‌های خود در افغانستان افزوده است و حتما با اعلام خبر مرگ رهبر طالبان، این فعالیت‌ها بیش از پیش هم خواهد شد. در میان واحدهای جنگجوی محلی طالبان، هدف اصلی جهاد با نیروهای خارجی و دولت مرکزی است و هر گروهی که این جهاد را به لحاظ مالی تأمین و به تحقق این هدف یاری برساند، می‌تواند روی جذب بخش زیادی از اعضای طالبان حساب کند. همچنین، در صورتی که طبق گزارش‌ها، ملا اختر و حلقه او، علاقه‌مند به ادامه مذاکرات صلح باشند، آن گاه باید منتظر یک پوست اندازی ایدئولوژیک در طالبان بود، چرا که آن گاه طالبان نه یک گروه شورشی مسلح ضدحکومت، که بخشی از ساختار آن خواهد بود. این مساله قطعا بخش بزرگی از جنگجویان قبیله‌ای و بدوی‌تر گروه را که از سواد و بینش ضعیف‌تری برخوردارند، دچار بحران هویت خواهد کرد. این امری است که در صورت عدم مدیریت از جانب رهبری طالبان، به نفع داعش تمام خواهد شد.

ملا اخترکیست؟

طبق معمول، آن چه که درباره فرماندهان و رهبران گروه های تروریستی و تکفیری وجود دارد عمدتا مجموعه‌ای از واقعیات، حدسیات، گزارش‌های غیرقابل تأیید و شایعات است. رهبر جدید طالبان هم از این قاعده مستثنی نیست (طبیعی است که معاون شخصیت مرموزی چون ملاعمر دست کم تا حدی شبیه به او از کار در بیاید). با این حال تقریبا همه آن چه که تاکنون درباره او انتشار یافته، به شرح زیر است.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم

ملااختر محمد منصور، متولد سال‌های آغازین دهه 1960 میلادی و اهل روستایی در ولسوالی قندهار است. او از طایفه «درّانی» قوم پشتون و مانند ملاعمر تحصیل کرده مدرسه «دارالعلوم حقانی» در پیشاور پاکستان است. ملا اختر سال‌ها معاون و قائم مقام مرد گریزپای طالبان، ملاعمر، بود می‌توان گفت که دست کم از 2010 به این سو، دسترسی به ملاعمر تنها از طریق او صورت می‌گرفت. از همین رو، اعلام بلافاصله جانشینی او، موجب غافلگیری کسی نشد. گرچه انتخاب او از هم اکنون مخالفان سرسختی هم دارد. برخی فرماندهان طالبان که در جلسه هیات انتخاب شورای کویته حضور داشتند، به رویترز گفتند که ملایعقوب و ملا عبدالمنان، پسر و برادر رهبر قبلی طالبان، به اعتراض جلسه انتخاب را ترک کردند. خود ملا اختر اما در اولین بیانیه خود به عنوان رهبر جدید گفت که "‌دشمن نمی تواند ما را شکست دهد، اگر که دست اتحاد بدهیم. من همه توان خود را به کار خواهم گرفت تا ماموریت ملاعمر فقیدمان را دنبال کنم. ما باید صبور باشیم." او در ادامه انشقاق در صفوف طالبان را تنها پروپاگاندای غربی ها خواند و قسم خورد که جنگیدن برای حصول به حکومت شریعت و راه ملاعمر را ادامه خواهد داد.

درباره او بیشتر دو خصلت «صبوری» و «عملگرایی» را به کار می‌برند. او یکی از مهم‌ترین مدافعان ادامه مذاکرات صلح در میان چهره‌های برجسته طالبان است. ملااختر را میانه‌روترین فرمانده حال حاضر طالبان هم دانسته‌اند. گویی یکی از مهم‌ترین اقدامات او در زمان معاونت ملاعمر، تشکیل دفتر سیاسی گروه در قطر است که نشان از تمایل او به گشودن باب روابط طالبان با کشورهای دیگر دارد. یکی از مقامات طالبان در گفتگو با شبکه «ان بی سی» ملااختر منصور را چنین معرفی می‌کند:

«او به طرز فوق العاده‌ای صبور است .....به دقت به حرف هر کسی گوش می‌دهد بدون آن که نشانی از خشم در چهره‌اش ظاهر شود.»

منصور در سال 2010، در پی دستگیری «عبدالغنی برادر»، فرمانده ارشد و نفر دوم طالبان در شهر کراچی توسط آی اس آی، به عنوان نفر دوم گروه ارتقاء یافت. تاکنون نام سراج الدین حقانی و هیبت الله آخوندی به عنوان معاونان او اعلام شده است. انتخاب سراج الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی، خطرناک‌ترین و خشن‌ترین گروه زیر پرچم طالبان، نشان از برجا بودن اتحاد میان این دو گروه دارد.

«ملا محمد عمر»؛ ناشناخته‌ترین سرکرده تروریست‌های جهان//طالبان +تصاویر و فیلم
عبدالغنی برادر

ملا اختر یکی از اولین اعضای هسته نخستین طالبان بود و در سال 1997، در جریان حمله طالبان به مزار شریف، یکی دو ماهی در اسارت نیروهای احمدشاه مسعود به سر برد تا این که توسط نیروهای ملاعمر آزاد شد. در زمان امارت اسلامی افغانستان، او مسؤول فرودگاه قندهار و در واقع وزیر هوانوردی طالبان بود. در یکی دو سال آخر حکومت طالبان فرمانداری قندهار را هم به عهده داشت. در سال 2001، با حمله نیروهای ائتلاف، او به قصد گرفتن امان‌نامه، خود را تسلیم حامد کرزی می‌کند. او توسط رییس جمهور بخشیده شد و به ولایت خود بازگشت، اما نیروهای آمریکایی که تسلیم‌شدن او و سایر رهبران طالبان را باور نداشتند در چند نوبت محل استقرار او را مورد حمله هوایی قرار دادند. او در پی این حملات به ارتفاعات مرزی با پاکستان گریخت و در کنار ملاعمر، مسؤولیت سازماندهی مجدد طالبان را به عهده گرفت.

وحید مژده، کارشناس زبده طالبان، در مصاحبه با دویچه وله، او را نسبت به سلف خود عملگراتر می‌داند. به گفته مژده، او بود که ملاعمر را را به بازگشایی دفتر سیاسی در قطر قانع کرد. همچنین او را سازمان‌د‌هنده اصلی سفر اعضای طالبان به کشورهای مختلف، از جمله به ایران، می‌دانند.

زیگفرید وولف، محقق مرکز پژوهشی«مجمع جنوب آسیا» درباره او چنین می‌نویسد:

«او با استراتژی دوگانه جا به جایی افراد وفادار به خود در صفوف طالبان و همچنین از بین بردن فرماندهان رقیب، محیلانه شبکه و قدرت خود را گستراند.»

محمد سعیدی، تحلیل‌گر مسایل افغانستان معتقد است که ملااختر هرگز نمی‌تواند خلاء ایجاد شده مرگ ملاعمر را برای گروه پر کند: «ملاعمر یک چهره اسطوره‌ای برای طالبان در 12 سال گذشته بود و توسط بیش از هزار تن از علمای دینی به عنوان امیرالمؤمنین شناخته شد. چیزی که ملامنصور ندارد.»

زیگفرید وولف هم در تحلیل خود بر این نظر است که برخی گروه‌های قوی در درون طالبان هستند که زیر نفوذ مستقیم پاکستان عمل می‌کنند و قصد دارند از طریق مذاکرات صلح بخشی از قدرت را در افغانستان شکل دهند. "این‌ها رقبای اصلی منصورند و از این رو احتمال انشعاب در طالبان می‌رود."

در نقطه مقابل «یحیی غانم»، خبرنگاری که سال‌هاست اخبار طالبان را پوشش می‌دهد، به الجزیره گفت:

«او عملیات اطلاعاتی بسیاری را رهبری کرده است، عملیات بسیار مهم و اساسی، که در آن‌ها توانست بزرگ‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی جهان را مغلوب کند.»

غانم سابقه امنیتی و همچنین فرمانداری او در قندهار را مهم‌ترین برگ برنده ملااختر منصور می‌داند. یکی از مهم‌ترین معضلاتی که او به عنوان رهبر جدید طالبان با آن رو به روست، موضعی است که باید در برابر نفوذ داعش اتخاذ کند. گروهی که منابع مالی خوبی در اختیار دارد و با ایدئولوژی بسیار خشن و افراطی خود به خوبی میل جنگجویی اعضای جوان‌تر طالبان را ارضا می‌کند. اتخاذ موضعی مناسب در برابر داعش، نه تنها بر روابط طالبان با دولت افغانستان تاثیر عمده‌ای دارد، که به واسطه تاثیری که بر امنیت همسایگان افغانستان، به ویژه ایران، می‌گذارد، روابط این گروه با دولت‌های منطقه را هم متأثر خواهد ساخت. باید دید که آیا رهبر جدید طالبان، راهبردی را که با فرستادن هیأت نمایندگی به ایران در پیش گرفته بود، ادامه خواهد داد، یا معادلات پشت پرده و اعمال نفوذ پاکستان و حتی عربستان سعودی، مسیر دیگری را رقم خواهد زد.

 

منابع:

http://www.thestar.com/news/world/2015/07/29/taliban-leader-mullah-omar-is-dead.html

http://darzab.blogfa.com/post/95

http://edition.cnn.com/2012/12/30/world/meast/mullah-mohammed-omar---fast-facts

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/446651

http://www.khaama.com/persian/archives/28964

http://www.tolonews.com/fa/afghanistan/20683-senior-taliban-members-oppose-mansour-as-new-leader

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26232

http://jomhornews.com/doc/news/fa/68938

http://jomhornews.com/doc/article/fa/68986

http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2015/07/dead-alive-mullah-omar-matter-150731112725448.html

http://www.roushd.com/newsIn.php?id=26225

http://www.tabnak.ir/fa/news/520895

http://www.presstv.ir/DetailFa/2015/07/30/422563/Afghanistan-Taliban-Mullah-Omar

http://www.ana.ir/news/44510

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/1560492/How-to-be-a-jihadi-Talibans-training-secrets.html

http://www.rferl.org/content/afghanistan-taliban-reveals-secret-life-mullah-omar/26943516.html

http://www.nbcnews.com/news/world/new-taliban-leader-mullah-akhtar-mohammad-mansour-vows-continued-insurgency-n402231

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/asia/afghanistan/11773559/Who-is-new-Taliban-leader-Mullah-Akhtar-Mansoor.html

http://www.ibtimes.com/who-mullah-akhtar-mansoor-new-afghan-taliban-chief-succeed-mullah-omar-following-2031549

http://www.mlive.com/news/us-world/index.ssf/2015/07/taliban_leader_who_is_mullah_m.html

http://arynews.tv/en/who-is-mullah-akhtar-mansoor

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رهبران معنوی داعش چه کسانی هستند؟ + تصاویر

مفتیانی که روی دست بزرگان خود بلند شدند؛
با وجود این که البغدادی در رأس شورای شریعت قرار دارد، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل، ترمذی-. در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند.

گروه گزارش ویژه مشرق - ابو عمر البغدادی (ابوعبدالله الرشید البغدادی، هلاکت2010)، که بنا به سوابق موجود، بنیان گذار «دولت اسلامی عراق و شام» محسوب می‌شود، ساختار کنونی اداره داعش را طرح‌ریزی کرد. او که بنا به گزارش‌ها، به سان بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، جزو افسران ارتش بعث عراق بود، مجموعه‌ای از شوراها را به عنوان ساختار سازمانی معین کرد که به این قرارند: شورای رهبری، شورای شریعت، شورای «شورا»[1] (منظور مجمع مشورتی است) شورای نظامی، شورای امنیتی و تروئیکای شریعت (مفتی‌های سه گانه). البته لازم به ذکر است که در سال‌های پس از هلاکت ابوعمر البغدادی، و ارتقاء و گسترش گروه «دولت اسلامی عراق و شام»(داعش)، به لحاظ کمی و کیفی این شوراها دچار تغییراتی شدند( به ویژه از بعد از فتح 4 استان عراق در تابستان گذشته). اکنون بر اساس قراین و گمانه‌زنی‌ها، شورای مالی، شورای قضایی، شورای رسانه، شورای امور اطلاعاتی، شورای امداد جنگنجویان به ساختار قبلی اضافه شده‌اند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابوعمر البغدادی

شورای شریعت: بنا به گمانه‌زنی‌ها، خود ابوبکر البغدادی شخصا در رأس این شورا قرار دارد. دارای 6 عضو است که با تشبه به «شورای 6 نفره» تعیین خلیفه ایجاد شده است، که عمر ابن خطاب، در بستر مرگ شکل داده بود. دو کارویژه اصلی آن، یکی نظارت بر انطباق عملکرد شوراهای دیگر با شریعت، و دومی انتخاب خلیفه در صورت مرگ خلیفه کنونی است. به تعبیر بسیاری از کارشناسان غربی، شورای شریعت با وجود سهم کم‌تری که در اخبار مربوط به داعش دارد، حیاتی‌ترین بخش این گروه است. نظارت بر خطابه‌های خود به اصطلاح «خلیفه ابراهیم» (ابوبکر البغدادی)، و سایر چهره‌های کلیدی داعش، ابلاغ مجازات‌ها، مواعظ، حکمیت، نظارت بر رسانه‌های گروه، تدوین مواد آموزشی برای نیروهای تازه جذب‌شده و مشاوره به خلیفه برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت گروگان‌های گروه، از جمله کارکردهای دیگر شورای شریعت به حساب می‌آید.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
شورای شریعت حیاتی‌ترین بخش داعش است

توصیه‌هایی چون آتش زدن معاذ الکساسبه (خلبان اردنی) و سربریدن جیمز فولی آمریکایی، از توصیه‌های آن بوده است. یکی از مفتی‌های جداشده از داعش، در مصاحبه با روزنامه الاخبار، گزارش داد که علاوه بر شورای اصلی، شوراهای کوچک‌تری در هر ناحیه وجود دارد که با هماهنگی با شورای اصلی، درباره امور همان ناحیه تصمیم‌گیری می‌کند. به گفته او، شورای اصلی دارای دو مفتی اصلی است که مفتی عراق و مفتی سوریه هستند. همین منبع، از فردی به نام «ابوعبدالله الکردی» به عنوان مفتی عراق نام برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
مواردی مانند توصیه به سربریدن جیمز فولی آمریکایی و آتش‌زدن معاذ الکساسبه خلبان اردنی از سوی شورای شریعت انجام می‌شود

یکی دیگر از به اصطلاح علمای سابق داعش، در مصاحبه‌ای که به صورت ناشناس با الشرق الاوسط انجام داده، روابط حاکم بر شورای شریعت را این گونه توضیح می‌دهد:

"با وجود این که البغدادی در رأس شوراست، ولی همیشه نظر مفتی‌ها را جویا می‌شود. همه مفتی‌‌ها، از علمای برجسته هستند که درک عمیقی از دین دارند. همگی حافظ قرآن هستند و این درباره منابع اصلی حدیث هم صدق می‌کند - صحیح بخاری، صحیح مسلم، مسند ابن حنبل- ترمذی و ...- تنها برجسته‌ترین‌ها به شورا راه می‌یابند . در واقع آن‌ها هستند که حکومت می‌کنند."

البته همین مسأله باعث شده که تنش‌ها و چالش‌هایی هم میان اعضای خود این شورا، یا میان این شورای با سایر بخش‌های داعش به وجود بیاید. به ویژه آن جا که این به اصطلاح علما هم نمی‌توانند برای پاره‌ای اعمال داعش توجیه شرعی پیدا کنند! یا زمانی که به توصیه‌های آن‌ها به عنوان روحانیون برجسته از سوی سایر بخش‌ها یا حتی خود مثلا خلیفه ترتیب اثر داده نمی‌شود. «هشام الهاشمی»، یکی از برجسته‌ترین کارشناسان مسایل داعش و نویسنده کتاب «دنیای داعش» از برخی شیوخ شناخته شده دولت اسلامی نام می‌برد که در سال 2014، بر سر همین مسایل از گروه فاصله گرفتند: ابوشعیب المصری، ابوسلیمان العتیبی، احمد المطیری، منیعه المنیعه و ابوهمام الشامی.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
هشام الهاشمی

حتی به گفته هاشمی، برخی از آن‌ها با نفس اعلام خلیفه از سوی گروه مخالف بوده و هستند، چرا که به اصطلاح حجت شرعی برای اعلام خلیفه نمی‌بینند. البته برخی روایت‌ها حاکی از آن است که انتخاب البغدادی، بدون مشورت با شورای شریعت انجام گرفت. گرچه نیاز به یادآوری نیست که چنین اختلافاتی اگر وجود داشته باشد، بیشتر بر سر حدود قدرت و وزن کشی اختیارات در درون خود گروه است و وجه سیاسی دارد، وگرنه بسیاری از اعمال سبعانه و مخوف داعش از قبیل ذبح انسان‌ها، مصلوب کردن، مثله کردن، به بردگی گرفتن و آتش زدن انسان‌های زنده همگی با مهر تایید همین شورای شریعت انجام گرفته است. گویی اصولا برای سایر اعمال یک گروه خونخوار و شقی و قسی حجت شرعی و توجیهات منصوص وجود دارد، و اختلاف بر سر پاره‌ای اعمال سلایق در اجراست!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

به هر حال، خود این شورا از چند کمیته تشکیل شده است که شامل کمیته‌های فتاوا، تحقیق، مدارس مذهبی، امر به معروف و نهی از منکر، مساجد و قضاوت می‌شود. مثلا کمیته مدارس مذهبی مسؤول ارایه درس به نیروهای تازه وارد، آموزش قضات و امامان مساجد است. گرچه روحانیونی از ملیت‌های مختلف در این شورا حضور دارند، ولی دست بالا از آن عراقی‌هاست. از معروف ترین روحانیون شورای شریعت می توان به ابو بکر القحطانی، عثمان النازح و ترکی البنعلی اشاره کرد که موسوم به تروئیکای شریعت هستند(گزارش‌های تاییدشده از هلاکت عثمان النازح در محاصره عین العرب وجود دارد). علاوه بر کتب معتبر حدیث در نزد اهل سنت (صحاح سته)، کتاب هایی چون «فقه جهاد»[2](14 درسگفتار فردی به نام ابوعبدالله مهاجر) هم مورد استفاده شوراست. به علاوه کتاب «مدیریت وحشی‌گری»(اداره التوحش) نوشته یکی از استراتژیست‌های القاعده به نام مستعار ابوبکر ناجی (محمد حسن خلیل الحکیم یا ابوجهاد مصری) در زمینه مسایل راهبردی مورد استناد آن هاست.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عثمان النازح معدوم - از مفتیان شورای شریعت

به نظر می آید که داعش، با به دست آوردن قلمرو بیشتر روی زمین و قرار دادن تعداد بیشتری از اهالی عراق و سوریه تحت سلطه خود، اکنون به دنبال ایجاد یک نوع سامان سیاسی-اجتماعی بر مبنای نسخه داعشی از اسلام است. به بیان دیگر، با گذشت چهار سال از ظهور طوفانی داعش به عنوان یک جنبش انقلابی که نظم موجود در عراق و سوریه را به چالش کشید، حالا این گروه تروریستی خونریز به دنبال تثبیت خود به عنوان یک حکومت در سرزمین‌های تاکنون غصب کرده است. در این میان، تدوین و اجرای احکام «شریعه» (قرائت وهابی-تکفیری از اسلام) در قالب «فتاوا»، مهم‌ترین ابزار داعش برای حکومت درازمدت است، چرا که داعش به ساختار پارلمان و دستگاه قانون‌گذاری مدرن اعتقادی ندارد. مسلم است که برای اجرای چنین پروژه‌ای، علمای داعش که به عنوان «مفتی» شناخته می‌شوند و رهبران معنوی آن به حساب می‌آیند، نقشی اساسی برای این گروه ایفا می‌کنند. در یک کلام، شورای شریعت، نقش یک مجلس قانونگذار را برای داعش بازی می‌کند. در ادامه به معرفی چند تن از مهم‌ترین مفتیان داعشی می‌پردازیم.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
کتاب اداره التوحش نوشته ابوبکر الناجی

ترکی البنعلی

ترکی البنعلی، با نام اصلی ترکی بن مبارک بن عبدالله (معروف به ابوضرغام و ابوهمام الاثری، کنیه: ابوسفیان سلمی،1984) روحانی 31 ساله متولد بحرین، به عنوان رسانه‌ای‌ترین ایدئولوگ داعش شناخته می‌شود. او به طور مرتب در انظار حضور به هم می‌رساند، سخنرانی می‌کند، وارد مباحثات فعال اینترنتی با حامیان و منقدان خود می‌شود و در کل، به ویترین معنوی داعش تبدیل شده است. او با ریش و موهای بلند سیاهرنگ و مرتب شانه شده، لباس‌های سفیدرنگ آراسته و عینک ظریفی که به چشم می‌زند، تلاش می کند چهره یک روحانی تندروی جوان و جذاب را به نمایش بگذارد. بر خلاف بسیاری از چهره‌های کلیدی داعش، فضای مجازی پر از عکس‌ها و ویدیوهای این ایدئولوگ داعشی است و این نشان می‌دهد که تشکیلات داعش روی بعد تبلیغی کار او، حساب زیادی گشوده است. هشام الهاشمی، کارشناس خبره مسایل داعش، او را "مثل حصاری می داند که از ایدئولوژی داعش در برابر نفوذ، محافظت می‌کند."

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

اخباری وجود دارد که او نویسنده "شرح حال رسمی" خلیفه خودخوانده داعش، ابوبکر البغدادی است. بیانیه‌ها و سخنرانی‌های این روحانی جوان و فوق-تندرو در مقیاس وسیع در مناطق تحت کنترل داعش تکثیر و توزیع می‌شود. بنا به زندگینامه‌ مختصری که از او در سایت‌های جهادی وجود دارد، او در یک خانواده سرشناس بحرینی به دنیا آمد و پرورش پیدا کرد. برای تحصیل علوم دینی به کالج مطالعات عربی و اسلامی دبی رفت، ولی بعد از مدتی به دلیل ایدئولوژی افراطی خود از دبی اخراج شد. او تحصیلات دینی خود را در مدارس اسلامی بحرین و بیروت تکمیل کرد و خیلی زود به چهره برجسته جامعه کوچک سلفی‌های فوق-محافظه‌کار در کشورهای حوزه خلیج فارس تبدیل شد. او اوایل سال گذشته میلادی به سوریه رفت و به داعش پیوست. نوع اسلامی که بن علی ارایه می‌دهد، حال به جایی رسیده که نه تنها از سوی علمای سنت‌گرای منطقه زیر سوال رفته، که حتی بسیاری از علمای جهادی هم او را به خاطر تندروی مورد نکوهش قرار داده‌اند. از جمله «ابومحمد المقدسی» (عسام البرقاوی) روحانی تندروی اردنی که گویی زمانی مرشد ابومصعب الزرقاوی و البته استاد همین البنعلی بود، و همچنین «ابوقتاده الفلسطینی»، دیگر روحانی تندروی فلسطینی، این نوع اسلام را وحشیانه معرفی کرده و پیروان آن را مشتی جنایتکار خواندند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابوقتاده روحانی افراطی فلسطینی و از سرکردگان القائده، اسلام ترکی البنعلی را وحشیانه و حامیان آن را جنایتکار می‌خواند

ترکی البنعلی، یکی از نظریه‌پردازان ذبح «کفار» است. همچنین او کسی است که برای حراج زنان ایزدی برای بردگی، توجیه شرعی ارایه کرد. در یک تالار گفت‌وگوی اینترنتی در یکی از پایگاه‌های وابسته به داعش، او با استناد به نظر «ابن تیمیه» (نیای فکری وهابیت)، بردگی زنان جنگجویان کافر را مجاز دانست. در این جا تذکر این نکته لازم است که، گویی یک نوع بده بستان میان به اصطلاح علمای داعشی و جنگجویان جوان این گروه برای دادن فتاوای باب میل به وجود آمده است. به این مفهوم که، داعش به مانند سلف خود القاعده، با کنار گذاشتن روحانیت سنتی، ادعای رجوع بی‌واسطه به قرآن و حدیث را دارد. اصولا از دید جهادی‌ها، روحانیت سنتی در جهان عرب چیزی بیش از آلت دست حکام خودکامه کشورهای منطقه نیستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ترکی البنعلی

نوجوانان و جوانانی هم که به داعش می پیوندند، چندان آگاهی عمیقی از اسلام ندارند. آن‌ها در اوج شهوات و خواسته‌های جوانی، عمدتا به قصد آزادسازی تکانه‌های جنسی و خشونت خود، آن هم در لوای جهاد، وارد میدان‌های نبرد در سوریه و عراق می‌شوند، و در آن‌جا، روحانیتی هست که خود جوان است، در علوم دینی چندان عقبه و تجربه‌ای ندارد، ولی فتاوای برانگیزاننده و باب میل این جوانان می‌دهد (آخرین مورد از چنین شاهکارهایی برگزاری مسابقات قرآن با هدیه یک زن اسیر به برنده مسابقه بود!). ایمن التمیمی، از تحلیلگران مسایل جهادی‌ها در سوریه و عراق، معتقد است:

«قطعا یک مساله شکاف نسلی در این جا وجود دارد. دولت اسلامی متفکران و جنگجویان جوان را جذب می‌کند.»

در همین راستا، روزنامه لبنانی الاخبار، در گزارشی از هشدار البنعلی به رهبری داعش خبر داد. بر مبنای این گزارش، بن علی به البغدادی گفته است که گروه با "فروپاشی آرام" رو به رو خواهد شد، مگر این که موفق به ارایه روحانیون جوان و افراطی جدید شود. گویا با چراغ سبز رهبری داعش، کار جذب دانشجویان افراط گرای مدارس اسلامی در سعودی، اردن، یمن و مراکش شروع شده است.

 

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
جلسات موعظه ترکی البنعلی در شهر سرت لیبی، از جمله شهرهای اشغال‌شده توسط تروریست‌های داعش

در اردیبهشت ماه دو سال پیش، وقتی ابوبکر البغدادی، شروع گسترش امارت خود را به سوی سوریه اعلام کرد، البنعلی اولین کسی بود که تک نگاره‌ای با عنوان "دست‌ها را برای بیعت با البغدادی دراز کنید" نوشت.، و از همه مسلمانان مجاور امارت البغدادی خواست که با امیر او بیعت کنند. عجیب این که در همان تک نگاره، خلیفه شدن البغدادی را پیش‌گویی می‌کند: " از خدا می‌خواهیم روزی را که شیخ خود را بر بالای کرسی خلافت ببینیم." به علاوه، او در شرح حالی که برای البغدادی نگاشت، نسب او را به حضرت محمد(ص) رساند تا شرط قریشی بودن خلیفه تأمین شود!

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در اواخر آوریل 2014، البنعلی مقاله دیگری نوشت که در آن اعلان عمومی خلافت دولت اسلامی را در 29 ژوئن 2014 (1رمضان1435) پیش‌گویی کرد. در این مکتوب، بنعلی، پیش از کسب قابلیت سیاسی کامل توسط داعش برای اعلام خلافت، همان استدلال حقوقی و شواهد برآمده از نصوصی را به کار برد که اندکی بعدتر، سخنگوی رسمی داعش در اعلان خلافت ماه رمضان خود به کار برد (و این نشان از نفوذ بالای البنعلی در این گروه تروریستی دارد) -عمده این استدلالات برگرفته از تفسیر معروف «ابوعبدالله قرطبی» (فقیه و مفسر،متوفی 671هجری) موسوم به «تفسیر قرطبی» گرفته شده است. بنعلی خلافت داعش را به عنوان " هسته آن خلافت پیش‌گویی شده و مبتنی بر مشیت الهی" دانست. او دولت اسلامی عراق و شام را واجد آن حدی از قدرت و قابلیت سیاسی دانست که مقدمه یک خلافت اسلامی است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

در سوابق البنعلی چند نوبت بازداشت در کشورهای مختلف به دلیل اتهاماتی چون اشاعه تفکرات خشونت‌گرا، از راه به در کردن جوانان و ایدئولوژی انحرافی دیده می‌شود و پیش از پیوستن به داعش، او را از ورود به کشورهای امارات متحده، کویت، مصر و قطر منع کرده بودند. البنعلی شاگرد «ابومحمد المقدیسی»، معروف‌ترین روحانی تکفیری زنده دنیا و پدر معنوی القاعده هم بوده است. بررسی مکتوبات و سخنرانی‌های این دو، نشان از بعضی خطوط ذهنی مشترک و همفکری و تعاملات میان این دو به اصطلاح متفکر تکفیری دارد. پیش از پیوستن بنعلی به داعش، او در چند کتاب خود به تحسین استادش پرداخت و از اندیشه اش دفاع کرد. المقدسی هم در جواب، دانش دینی شاگرد خود را گواهی کرد. به این ترتیب که به او «اجازه کلی» برای تدریس تمام آثار او (المقدیسی) را داد. المقدیسی در مقدمه‌ای که برای یکی از کتاب‌های بنعلی در سال 2009 نگاشت، چنین از او یاد کرد:

"‌وقتی شور فوق‌العاده و حمایتش از دین، توحید، جهاد و مجاهدین را دیدم، به او اجازه تدریس همه کتاب‌هایم را دادم....اگر شیخی حق بالیدن به شاگردش را داشته باشد، من به این برادر عزیزم می‌بالم."

وقتی المقدسی یک «شورای شریعت» در وبسایت خود ایجاد کرد (پاییز 2009) ، بنعلی را یکی از مفتی‌های آن تعیین کرد و حتی زمانی که خود در زندان بود، به او اجازه صدور فتوا به جای خود را داد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد المقدیسی

بنعلی از نام‌های مستعار زیادی استفاده کرده است تا به قول خود از شر "جباران و سرکوبگران کشورهای عربی" در امان بماند. با قدرت‌گیری داعش از اوایل 2014، او در سوریه مستقر شد و از آن موقع به بعد بیشتر نام واقعی خود را به کار می‌برد (برخی اسامی مستعار او: ابوخذیفه البحرینی، ابوحزم السلفی، ابوبکر ابن عبدالعزیز الاثری). هنگامی که دولت بحرین تهدید کرد که شهروندی بحرینی‌هایی را که در سوریه می‌جنگند، باطل خواهد کرد، مگر این که ظرف دو هفته به بحرین برگردند، او با نوشتن شعری، ضمن دست انداختن مفهوم شهروندی، چنین پاسخ داد: "‌آیا منطقی است حالا که تازه به شام، سرزمین نبردهای حماسی رسیده‌ایم، بازگردیم؟....سرزمینی که در آن اسلام حاکم است، سرزمین من است؛ این جا سکونتگاه من است و به آن تعلق دارم."

با جاگیرشدن البنعلی در قلمرو غصب‌شده داعش در سوریه و دست بالا یافتن این گروه میان گروه‌های تروریستی-تکفیری دیگر منطقه، او کم کم قلم خود را علیه چهره‌های مذهبی سایر گروه‌ها تیز کرد. مهم‌ترین این گروه‌های رقیب داعش، جبهه النصره و مجمع شورای حرکت احرار الشام هستند. او با انتقاد از روحانیون تکفیری شناخته شده‌ای چون «ایاد قنیبی»، «ابوبصیر الطرطوسی»، «ابومحمد الجولانی» و «عدنان العرعور» شروع کرد و اکنون خود «ایمن الظواهری» و البته استاد سابق یعنی «ابومحمد المقدیسی» و «ابوقتاده فلسطینی»زیر ضرب حملات کلامی این ایدئولوگ داعش قرار دارند. حمله به استاد سابق البته از همه مهم‌تر است و نشان از تعمیق شکاف نسلی میان جبهه تکفیر دارد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد المقدیسی و ابوقتاده که از سوی دست‌پرورده خود، بنعلی، تکفیر شدند

المقدیسی در بیانیه‌ای در اوایل 2014، از شیخ‌های جوان جهادی انتقاد کرد که حرمت پیران را نگه نمی‌دارند (مانند ظواهری و ابوقتاده). او آن‌ها را متهم کرد که بر شانه‌های بهترین‌ها و درخشان‌ترین‌ها (!) ایستاده‌اند و همزمان تفکر آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کنند. چند روزی پیش از آن، بنعلی در بیانیه‌ای، سن و سال بالای امثال ابوقتاده را عامل آشفتگی ذهنی و عدم درک آن‌ها نسبت به داعش دانست. به واقع این بیانیه، اظهار مخالفت آشکار سران داعش با مفهوم «اسبقیت» به عنوان فاکتور برتری میان گروه‌های تکفیری بود؛ امری که بعدتر در نبردهای خونین میان النصره و داعش خود را نشان داد. البته با توجه به سن نسبتا کم خود البنعلی، طبیعی است که او و چهره‌هایی شبیه به او به دنبال سرنگونی تخت اهل فتوای سالخورده‌تر و جاافتاده‌تر تکفیری باشد، تا اینگونه به جایگاه خود استحکام دهند و نقش خود را بر تارک تفکر سلفی-جهادی حک کنند.

به نظر می‌رسد پروژه البنعلی برای ایجاد یک نسل از رهبران مذهبی جوان فوق افراطی و آشنا با دستگاه‌های تبلیغی مدرن، یکی از ستون‌های برنامه گروه‌های تروریستی داعش، در سال‌های آتی باشد. به هر حال، پس از شخص به اصطلاح خلیفه ابراهیم، ظاهرا ترکی البنعلی مهم‌ترین چهره اصطلاحا معنوی داعش باشد.

ابومحمد العدنانی

ابومحمد العدنانی الشامی، با نام اصلی «طاها صبحی فلاحه»، سخنگوی رسمی گروه دولت اسلامی عراق و شام (داعش) است. او در سال 1977 در شهر «بنش» از استان ادلب سوریه به دنیا آمد. البته او بیشترین دوران عمر خود را در شهر حدیثه در استان الانبار عراق زندگی کرد و جزو اولین جنگجویانی بود که نبرد با نیروهای ائتلاف را در عراق آغاز کرد. در سال 2005، با نام جعلی «یاسر خلف حسین الراوی» توسط آمریکایی‌ها دستگیر و 5 سال بعد در 2010 آزاد شد. به گفته مقامات امنیتی عراق او از نام‌های مستعاری چون طاها البنشی، جابر طاها فلاح، ابوبکر الخطاب و ابوصادق الراوری بهره می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
ابومحمد العدنانی

در 15 آگوست 2014، شورای امنیت نام او را به فهرست تحریم مالی و تسلیحاتی افراد و موجودیت‌های مرتبط با القاعده اضافه کرد. در 18 آگوست 2014، وزارت خارجه ایالات متحده هم او را به عنوان «تروریست جهانی ویژه» معرفی و جایزه‌ای تا سقف 5 میلیون دلار را برای اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین کرد. در 22 سپتامبر 2014، یک سخنرانی به شدت تحریک‌کننده با عنوان "‌به راستی که خداوند شما همواره ناظر است" از او منتشر شد، که بسیاری از ناظران آن را نخستین دستور رسمی داعش به پیروان این گروه، برای کشتن «کافران» در کشورهای غربی تلقی کرده‌اند:

«اگر می‌توانید یک کافر آمریکایی و اروپایی را بکشید - به ویژه فرانسوی‌های خبیث و پلید- یا یک کانادایی، یا یک استرالیایی، یا هر کسی از جبهه کفار، از جمله شهروندان کشورهایی که وارد ائتلاف جنگی با دولت اسلامی شده‌اند، پس به الله توکل کنید، و او را به هر شیوه و راهی که می‌توانید بکشید؛ سرش را با سنگ متلاشی کنید، با چاقو بکشید، یا با ماشین از رویش رد شوید، یا از بلندی پرتابش کنید، یا خفه‌اش کنید، یا مسموش کنید.»

مطبوعات غربی این شیوه مورد تشویق از سوی العدنانی را اشاره به قتل یک سرباز بریتانیایی به نام «لی ریگبای» دانستند که در می 2013، توسط دو جوان بریتانیایی با تفکر تکفیری در خیابانی در لندن کشته شد. هم سر اورا به زمین کوبیدند و هم با ضربات متعدد چاقو مورد اصابت قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
قاتلان لی ریگبای، افسر بریتانیایی که توسط دو نیجریه‌ای تازه مسلمان‌شده ابتدا با خودرو زیر گرفته شد و سپس با ضربات چاقو و کوبیدن سرش به زمین، به قتل رسید

العدنانی که در سخنرانی‌هایی که به طور مرتب منتشر می‌کند به " صلیبی‌های" غربی نسبت به ورود به جنگ با داعش هشدار می‌دهد، در پیامی خطاب به اوباما، مداخله نیروهای ائتلاف را "آخرین کارزار صلیبیون" خواند و آن را محکوم به شکست دانست، کما این که به زعم او صلیبیون همواره شکست خورده‌اند.

العدنانی همان کسی بود که در شب اول ماه رمضان سال گذشته، تشکیل خلافت اسلامی را رسما اعلام کرد: «این امیدی است که در دل هر مجاهد موحدی پرمی‌کشد....این خلافت است. این خلافت است؛ واجب کنار گذاشته شده دوران ما...برای همه مسلمین روشن می‌کنیم که با این اعلام خلافت، بر همه مسلمین فرض است که بیعت خود را با خلیفه (البغدادی) اعلام کنند.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

عدنانی در سخنانی که به عنوان مواضع رسمی داعش منتشر می‌کند، به مسایلی چون بیعت گروه‌های تروریستی جدید با خلیفه داعش در سرتاسر منطقه می‌پردازد. برای مثال در پیام 30 دقیقه‌ای صوتی که در 22 ژوئن سال جاری از او منتشر شد، العدنانی خبر انشعاب بخشی از تروریست‌های «امارت اسلامی قفقاز» که در بیعت با القاعده بودند و پیوستن آن‌ها به داعش را اعلام کرد. او به تروریست‌های قفقازی مژده داد که خلیفه البغدادی بیعت آنان را پذیرفته است. این مسأله از این رو حایز اهمیت است که بخشی از زبده‌ترین نیروهای تروریستی و تکفیری در این منطقه (به ویژه داغستان) زندگی می‌کنند که ورود آن‌ها به نبرد میدانی، موجب تقویت نیروی رزم داعش می‌شود. العدنانی از طرف خلیفه، کسی به نام «محمد القدری» را به عنوان امیر داعش در قفقاز منصوب کرد و از همه مجاهدین قفقاز خواست که به کاروان القدری بپیوندند و با او بیعت کنند و در همه چیز جز گناهان پیرو او باشند.

بخش عمده اوقات العدنانی، به مانند ترکی بن العلی، مصروف مقابله کلامی با گروه‌های تکفیری رقیب داعش می‌شود. او به ویژه جدل‌های بسیاری با ایمن الظواهری، رهبر فعلی القاعده داشته است که خواهان مصالحه و آشتی زیرشاخه پیشین القاعده (یعنی داعش) با بدنه اصلی سازمان است. در حالی که داعش با سرزمین‌هایی که در عراق و سوریه غصب کرده است، ادعای بالادستی و مشروعیت انحصاری در میان همه گروه‌های جهادی دارد. به نظر عدنانی همه تروریست‌هایی که در گروه‌هایی به جز داعش می‌جنگند، در مسیر باطل قرار دارند و تنها مسیر صحیح جهاد با کفار، پیوستن به داعش و بیعت با ابوبکر البغدادی است. او در بیانیه‌ای که علیه نیروهای سنی معارض داعش در سوریه و لیبی صادر کرد، خطاب به انان چنین می‌گوید:

«ما هم دعوت خود را از سربازانی که در دار و دسته‌های سوریه و لیبی می‌جنگند، تجدید می‌کنیم...ما از ایشان می‌خواهیم که قبل از شروع جنگ علیه داعش (که همان حکم الله را اجرا می‌کند) مدتی طولانی فکر کنند."

در همین جمله، میزان تمامیت‌خواهی گروهی تروریستی آشکار است، که هنوز هیچ هویت و مشروعیت تثبیت شده‌ای نداشته، خود را یگانه مسیر رستگاری می‌داند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عکسی نادر از سه مفتی داعش؛ از راست: البنعلی، القحطانی و النازح

یکی دیگر از خطوط اصلی که العدنانی در پیام‌های خود دنبال می‌کند، شعله‌ور کردن یک جنگ فرقه‌ای تمام عیار میان مسلمانان است. شیعیان که در بین تکفیری‌های عراق به عنوان «صفوی‌ها» شناخته می‌شوند، هدف اصلی این تحریکات مذهبی هستند. حتی قبل از اعلام خلافت در تابستان سال گذشته، العدنانی این خط را با شدت دنبال می‌کرد. فراز زیر از یکی از پیام‌های صوتی او به تاریخ 17 ژوئن 2013، این حقیقت را آشکار می‌کند. او خطاب به سنی‌های سرتاسر منطقه چنین توصیه‌ای می‌کند:

«اگر (در برابر شیعیان) حفاظت می‌خواهید، باید سلاح بردارید. نسبت به پذیرفتن هر نوع طرحی آگاه باشید، چرا که پذیرش هر طرحی، به معنای فریب خوردن دوباره از شیعیان است. به خداوند شما راه دیگری جز شمشیر ندارید، و هر چه زودتر به سراغش بروید، پیروزی بیشتری از آن شماست، و تأخیر مساوی با باخت خواهد بود."

 

عبدالله الجنابی

عبدالله الجنابی، متولد 1951 در شهر فلوجه عراق، یک روحانی محلی بود که نام او اول بار در جریان شورش‌های فلوجه علیه نیروهای ائتلاف در عراق بر سر زبان افتاد. گرچه از زمان صدام حسین هم به عنوان امام مسجد سعد ابن ابی وقاص، نماز جمعه برگزار می‌کرد. اما در سال 1998، به دلیل برخی انتقادات آشکار از دولت عراق، از امامت مسجد کنار گذاشته شد. با این حال با سقوط صدام، او به جایگاهش در این مسجد بازگشت، و این بار تیغ تیز انتقادات او متوجه نیروهای آمریکایی شد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
عبدالله الجنابی

در «نبرد اول فلوجه» (آوریل 2004) و محاصره نافرجام این شهر توسط آمریکایی‌ها، عبدالله جنابی در کنار عمر حدید، معاون ابومصعب الزرقاوی، نقش اصلی را در مقاومت شورشی‌های فلوجه در برابر آمریکاییان داشت. گرچه در جریان «نبرد دوم فلوجه» در سپتامبر همان سال و اشغال شهر توسط نیروهای آمریکایی، الجنابی از شهر فرار کرد، ولی مدتی بعد دوباره بازگشت و در رأس گروهی فراگیر از مبارزان ضد دولت عرق، موسوم به شورای مجاهدین عراق (نزدیک به القاعده) قرار گرفت.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
نبرد فلوجه

«خون روی دست همه پلیس‌هاست. ساختمان‌های پلیس برای شکنجه و اعتراف‌گیری استفاده می‌شد...و باید نظافت شود».

این بخشی از یکی از سخنرانی‌های معروف او به عنوان امام مسجد سعد بن ابی وقاص در فلوجه، در دوران سلطه القاعده بر شهر بود.

«به خداوند قادر و خون شهیدان سوگند می‌خوریم که ارتش صفوی‌ها وارد شهر نخواهد شد، مگر این که از روی جنازه‌های ما گذر کند.»

تا زمان قدرت‌گیری القاعده در اواخر 2013، الجنابی به طور متناوب در مناطق مختلف تحت کنترل القاعده تردد داشت. اما در اوایل 2014 به فلوجه بازگشت و دوباره مواعظ پرحرارت خود را علیه دولت عراق، شیعیان و نیروهای خارجی از سر گرفت. بنا به گزارش‌های نیروهای امنیتی عراق، در هنگام برگزاری نماز جمعه توسط جنابی، حدود 200 مرد مسلح نقابدار مسجد و اطراف آن را قرق می‌کنند و همه حاضران در مسجد، پیش از ورود بازرسی بدنی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

الجنابی از نیروهای برجسته القاعده در عراق محسوب می‌شد و اتحادی راهبردی با معاون مصعب الزرقاوی، عمر حدید، برای اداره فلوجه برقرار کرده بود. از همان زمان با راه انداختن محاکم شرعی و تشکیلات امر به معروف و نهی از منکر، روی طالبان را هم سفید کرد. در زمان سلطه او و عمر الحدید، فلوجه دژ تروریست‌های جهادی از ملیت‌های مختلف در عراق بود. با اعلام امارت اسلامی توسط ابوبکر البغدادی، او جزو اولین فرماندهان القاعده بود که با او بیعت کرد و اکنون به عنوان امیر داعش در فلوجه شناخته می‌شود. به علاوه، او یکی از اعضای شورای شریعت این گروه هم هست.نکته جالب توجه در مورد الجنابی این که، او جزو رهبران مذهبی صوفی مشرب فلوجه به حساب می‌آید. گرچه در حال حاضر به نظر می‌رسد هیچ اثری از مشی ملایم و معتدل صوفیانه در او نمانده است و یکسره جامه سلفی‌گری بر تن کرده است.

احمد موسی جبرئیل

جبرئیل یک روحانی و واعظ 43 ساله اهل میشیگان ایالات متحده است. او در خانواده‌ای فلسطینی به دنیا آمد و در کودکی، به واسطه تحصیل پدرش در دانشگاه اسلامی مدینه، 3 سال در مدینه زندگی کرد. نوجوانی را دوباره در آمریکا گذراند، تا این که برای تحصیل دانشگاهی راه پدر را در پیش گرفت و به دانشگاه اسلامی مدینه رفت. او تحصیات تکمیلی خود را در رشته حقوق از دانشگاهی در ایالت میشیگان دریافت کرد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
احمد موسی جبرئیل

در سال 2006، او به اتهام کلاهبرداری‌های مالی مختلف، پولشویی، فریب شرکت‌های بیمه و فرار مالیاتی به مبلغ 400000 دلار، به 6.5 زندان محکوم شد. در مارس 2012، با قید «تحت نظارت 3 ساله دادگاه» از زندان آزاد شد و تنها دو سه هفته بعد، اولین پیام‌ها و موعظه‌های اینترنتی او در دفاع از تروریست‌ها در سوریه، منتشر شد. او که ساکن شهر «دیربورن» ایالت میشیگان ساکن است، در نخستین پیام خود خطاب به مریدانش، بعد از آزادی در مارس 2012، چنین نوشت:

«وقتی برادران شما در سوریه سخن می‌گویند، همگی باید دهان خود را ببندند و گوش دهند، چرا که آن‌ها ثابت کرده‌اند که مردان واقعی هستند.»

او اکنون به قطب طرفدارن داعش در ایالات متحده تبدیل شده است. جبریل به استفاده گسترده از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی برای تبلیغ داعش در آمریکا کاملا واقف است و جالب این که با وجود این که تحت نظارت کامل دولت فدرال ایالات متحده قرار دارد، بی‌محابا در سخنرانی‌های خود نفرت‌پراکنی می‌کند و کفار غیرمسلمان را مستحق مرگ می‌داند. یکی از اهداف ثابت حملات کلامی او، شیعیان هستند که طبق سنت واعظان تندروی وهابی، بعضا از کفار هم بدتر معرفی می‌شوند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
احمد موسی جبرئیل؛ الهام‌بخش جوانان غربی مشتاق داعش

طبق گزارش «مرکز بین المللی برای مطالعه افراط گرایی و خشونت سیاسی»، در ماه می سال گذشته میلادی، احمد موسی جبریل یکی از پرطرفدار ترین روحانیون در میان طرفداران داعش است و به نوعی نقش الهام‌بخش را برای جوانان غربی مشتاق پیوستن به داعش ایجاد می کند. این گزارش با تحلیل محتوای وبسایت‌های طرفدار جبرئیل، نشان می‌دهد که جبرئیل یکسره به تشویق جوانان غربی به گسترش اسلام با شمشیر و آغاز جنگ مقدس و نفرت از غیرمسلمین مشغول است. «پتر نویمن» استاد مطالعات امنیتی کینگ کالج لندن درباره شیوه جبرئیل چنین می‌گوید:

«او همان توجیهات الهیاتی و سیاسی را برای این جوانان فراهم می‌کند که خودشان جویای آن هستند. وجود او برای داعش مهم است. او آن چه را که آن‌ها فکر می‌کنند، صورت‌بندی می‌ند. او خیال آن‌ها را راحت می‌کند.»

این گزارش در یک پویش آماری از 190 جوان جنگجوی عضو گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه، از ایالات متحده، اروپا، کانادا و استرالیا، چنین نتایجی ارایه می‌دهد:

-21 درصد آن ها احمد جبرئیل را د فیسبوک لایک می‌کردند (بالاترین درصد در میان چهره‌های جهادی).

-60 درصد آن‌ها او را در توئیتر دنبال می‌کردند (باز هم بالاترین درصد در توئیتر)

-78 درصد لایک‌های فیسبوک جبرئیل مربوط به اعضای داعش و جبهه النصره بود.

-86 درصد دنبال‌کنندگان توئیتری احمد جبرئیل از اعضای داعش و جبهه النصره بودند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
صفحه احمد جبرئیل در توئیتر

البته گفتنی است که بعد از انتشار چند گزارش از فعالیت‌های احمد جبرئیل در حمایت و تبلیغ برای گروه‌های تروریستی، مقامات دولت فدرال احساس خطر کرده و فشارها را بر او افزودند، به نحوی که از ژانویه 2015، از میزان پست‌های اینترنتی او کاسته شد. لیکن در همین چند ماه سکوت اینترنتی، لایک‌های او در فیس بوک از 217000 به 240000 رسید و گروه‌های طرفدار او که «شیخ احمد» صدایش می‌کنند، با ارسال پیام‌هایی خواستار کاهش فشارها بر او آزادی بیشتر برای فعالیت‌هایش هستند.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

 

موسی سِرانتونیو

رابرت موسی سرانتونیو، متولد 1985 در ملبورن استرالیا، یکی از محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین مبلغان داعش، به ویژه در میان طرفداران غربی این گروه تروریستی است. این به اصطلاح شیخ استرالیایی داعش، سال گذشته، پس از 5 ماه قرار داشتن تحت نظارت پلیس فیلیپین (به دلیل دعوت به خشونت و دیدگاه‌های افراطی)، در جولای گذشته در شهر لاپو لاپوی فیلیپین دستگیر شد. البته بعد از بازجویی توسط مقامات پلیس فدرال استرالیا، خیلی زود آزاد شد. نکته قابل توجه این که، همزمان با این حضور در آپارتمانی در شهر لاپو لاپو، او از طریق توئیتر و فیسبوک خود، به هواداران و پیروانش چنین گزارش می‌داد که در راه سوریه است:

«ان شاالله خیلی زود به شام خواهم رسید. ما را که در حال بستن بار خود هستیم، دعا کنید.»

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

او اندکی قبل‌تر، در زمان اعلام خلافت ابوبکر البغدادی، با چنین واژگانی آن را تهنیت گفته بود:

«الحمدلله استقرار این خلافت در این ماه مبارک، موجی از شادی برای همه مسلمین بود، و شعف زیادی برای هم ما به وجود آورد.»

همین به اصطلاح شیخ، در زمان دستگیری، با 11 خط موبایل، یک ساعت گرانقیمت تگ هویر، و مبالغی وجه نقد، با یک زن فیلیپینی (بعد مدعی شد که همسر مسلمان فیلیپینی اوست)، در آپارتمانش به سر می‌برد.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند
دستگیری سرانتونیو در فرودگاه مانیل فیلیپین

بنا به گزارش ها، او در 17 سالگی به اسلام گروید و تبدیل به یکی از معروف‌ترین مبلغان آنلاین تروریست‌های عراق و سوریه شد. گویا از اوایل 20 سالگی، سرانتونیو در ارتباط نزدیک با «انور الافلاکی»، یکی از فرماندهان اصلی القاعده قرار داشت (که در 2011 به هلاکت رسید). گزارش مرکز بین‌المللی برای مطالعات افراط گرایی (مستقر در لندن)، موسی سرانتونیو را یکی از "مراجع معنوی" جنگجویان خارجی پیرو داعش معرفی می کند، گرچه هیچ مدرک روشنی از نقش مستقیم او در انتقال تروریست های به سوریه و عراق یا ارتباط‌گیری با آن‌ها وجود ندارد.

او معمولا در ویدئوها و سخنرانی‌های اینترنتی خود لحنی پرحرارت، جوان‌پسند و گاه بسیار عامیانه به کار می‌گیرد، در نتیجه روی تازه‌مسلمانان نوجوان و جوان غربی تأثیر بالایی اعمال می‌کند (مثلا او برای اشاره به وزارت خارجه آمریکا از واژه "فاحشه آشغال یانکی" استفاده می‌کند). مثل سایر مبلغان و روحانیون جوان داعشی (به ویژه ترکی البنعلی) این وهابی جوان هم به شدت متکی به شبکه‌های ‌اجتماعی و ظرفیت‌های دنیای مجازی است. صفحه فیسبوک او در میان تروریست‌های اهل دنیای مجازی، سومین صفحه پرلایک است. روزنامه گاردین انگلیس، او را همچون یک «لیدر تماشاگران فوتبال» یا چیرلیدر برای داعش خوانده است.

رهبران معنوی داعش؛مفتیانی که بر سریر خون نشسته‌اند

«واضح است که او چهره مهمی است که پیام‌های سیاسی، اخلاقی و معنوی او برای بخشی از جنگجویان خارجی جذاب است.»

به هر حال، مقامات استرالیایی، به ویژه خود نخست وزیر تونی آبوت که به شدت نگران "رشد خانگی" افراط گرایی و بازگشت تروریست‌ها به خاک کشور، بسیار نگران و آشفته شده‌اند، با این دستگیری و محدودتر کردن امکانات تبلیغی امثال سرانتونیو، قصد دارند این پیام را مخابره کنند که اوضاع فعلا تحت کنترل است.

 

منابع:

http://icsr.info/wp-content/uploads/2014/04/ICSR-Report-Greenbirds-Measuring-Importance-and-Infleunce-in-Syrian-Foreign-Fighter-Networks.pdf

https://www.linkedin.com/grp/post/1271127-5862003346478493697

http://www.longwarjournal.org/archives/2014/07/popular_australian_c.php

http://www.theguardian.com/world/2014/jul/23/radical-preacher-in-melbourne-after-deportation-philippines

http://www.dailytelegraph.com.au/news/opinion/aussie-fake-sheik-musa-cerantonio-was-all-preach-and-no-practise/story-fni0cwl5-1226986651281

https://archive.org/details/MusaCerantonio

http://www.trackingterrorism.org/group/musa-cerantonio-individual-profile

http://www.abc.net.au/news/2014-07-02/musa-cerantonio-travelling-to-syria-in-support-of-isis/5566208

http://www.myfoxdetroit.com/story/28709010/american-born-cleric-an-inspiration-for-isis-militants-takes-protection-with-5th-amendment

http://www.commdiginews.com/news-2/islamic-state-cleric-jibril-has-american-fan-base-27170

http://www.usatoday.com/story/news/nation/2015/03/23/us-funding-cleric-isis/25208189

http://archive.freep.com/article/20140505/NEWS06/305050015/Dearborn-cleric-Syria

http://ahmadjibril.com

http://www.worldreligionnews.com/issues/ahmad-musa-jebril-radical-islamist-preacher-isis-supporter-allowed-back-online

http://en.alalam.ir/news/1669761

http://www.al-monitor.com/pulse/security/2014/06/syria-deir-ez-zor-intra-jihadist-battles-isis-nusra.html

http://warincontext.org/2015/02/23/the-danger-in-denying-that-isis-is-islamic

http://www.victoriacfontan.com/blog/resilience-of-insurgencies-in-iraq-transcript-of-abdullah-janabis-sermon-in-fallujah-friday-january-17th-2014

https://en.wikipedia.org/?title=Islamic_State_of_Iraq#Structure

http://www.nbcnews.com/id/6578062/ns/world_news-mideast_n_africa/t/two-locals-were-core-fallujah-insurgency

http://english.al-akhbar.com/node/22280

http://www.counterextremism.com/extremists/abu-mohammed-al-adnani

http://triceratops.brynmawr.edu/dspace/bitstream/handle/10066/13009/ISI20130617.pdf?sequence=1

http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2014/230676.htm

http://www.longwarjournal.org/archives/2014/05/isis_spokesman_blame.php

http://www.longwarjournal.org/archives/2015/06/islamic-state-spokesman-calls-on-other-factions-to-repent.php

https://en.wikipedia.org/wiki/Abu_Mohammad_al-Adnani

http://www.isn.ethz.ch/Digital-Library/Articles/Detail/?id=182205

http://nypost.com/2015/01/28/meet-isiss-30-year-old-preacher-of-bloody-rampages

https://en.wikipedia.org/wiki/Abdullah_al-Janabi

http://gtrp.haverford.edu/aqsi/aggregator/sources/2

http://securitymiddleeast.com/2014/11/01/isis-government-structure

http://edition.cnn.com/2014/09/18/world/meast/isis-syria-iraq-hierarchy

http://english.al-akhbar.com/node/20599

http://www.spiegel.de/international/world/islamic-state-files-show-structure-of-islamist-terror-group-a-1029274.html

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] Shura council

[2] The Jurisprudence of Jihad

شیعه واقعی چه کسی است +پاسخ رئیس مذهب جعفری

سالروز شهادت امام صادق(ع)؛
امام صادق(ع) فرمود: شیعه ما کسی است که آنچه را نیک می‌شمارند، پیش می‌برد و از آنچه را که زشت می‌داند، خودداری می‌کند، خوبی‌ها را آشکار می‌سازد و از سر شوق و اشتیاق به رحمت خدای بزرگ به کارهای سترگ می‌شتابد.
شیعه واقعی چه کسی است +پاسخ رئیس مذهب جعفری

به گزارش مشرق، از امام صادق(ع) روایتی نقل شده است که شیعه ما را نشناسید، مگر به بر پا داشتن نافله‌های نمازها، اگر کسی نافله‌های نمازش را نخواند شیعه واقعی نیست، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم اینچنین به این شبهه پاسخ می‌دهد:

شیعه در لغت به معنای یاران و پیروان، اتباع و اعوان آمده است بدین معنی که هر گاه فرد و یا گروهی در موردی از فردی متابعت کند، شیعه او هستند.(1)

در قرآن کریم کلمه شیعه به همین مفهوم به کار گرفته شده است. مثلاً آنجا که می‌فرماید: «ان من شیعته لابراهیم»(2) از کسانی که راه او (نوح) را دنبال کردند، ابراهیم بود، اما در مفهوم خاص، شیعه به پیروان و یاران امام علی(ع) گفته می‌شود که پس از پیامبر به امامت او روی آوردند، ابن خلدون می‌گوید: شیعه در عرف فقیهان و متکلمان بر پیروان و اتباع علی و پسران او اطلاق می‌شود.(3)


از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود: از ام سلمه همسر پیامبر درباره علی بن ابیطالب سؤال شد، گفت: از رسول خدا شنیدم که می‌فرماید: علی و شیعیان او همان رستگارانند.(4)


در روایت دیگر از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود: از حسد ورزی مردم نزد رسول خدا نسبت به خودم شکوه کردم، آن حضرت فرمود: ای علی، نخستین چهار نفری که وارد بهشت می‌شوند من هستم و تو و حسن و حسین و پشت سر ما ذریّه ما وارد می‌شوند. و پشت سر ذریه ما دوستان ما و شیعیان ما از سمت راست و چپ ما.(5)


 


*ویژگی‌های شیعه

ویژگی‌های یک شیعه واقعی در روایات اهل بیت(ع) به طور گسترده و مبسوط ذکر شده است و بدون هیچ گونه دخل و تصرف، اصل روایات در مورد شیعه واقعی را نقل می‌کنیم:


از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: شیعیان علی(ع) آنانند که باکشان نیست، در راه خدا مرگ به سراغ آنان آید یا آنان به پیشواز مرگ روند، شیعیان علی آنانند که برادرانشان را بر خود ترجیح دهند، هر چند خود نیازمند باشد و آنانند که خداوند ایشان را در آنجا که نهی کرده است نمی‌بیند و در آنجا که امر کرده است همیشه حاضر می‌بیند، شیعیان علی(ع) آنانند که در گرامیداشت، برادران مؤمن خویش به علی(ع) اقتدا می‌کنند.(6)


امام صادق(ع) در مورد شیعه واقعی فرموده است: شیعیان ما اهل پارسایی و سخت‌کوشی (در عبادت) هستند، اهل وفاداری و امانتداری‌اند، اهل زهد و عبادتند، آنانند که در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می‌گذارند، شب‌ها را به عبادت سپری می‌کنند و روزها را به روزه‌داری و زکات اموال خود را می‌پردازند و به حج می‌روند و از هر حرامی دوری می‌کنند.(7)


و همچنین فرموده است: شیعه ما کسی است که آنچه را نیک می‌شمارند، پیش می‌برد و از آنچه را که زشت می‌داند، خودداری می‌کند، خوبی‌ها را آشکار می‌سازد و از سر شوق و اشتیاق به رحمت خدای بزرگ به کارهای سترگ می‌شتابد، پس او از ماست و رو به سوی ما دارد و هر جا که ما باشیم با ماست.(8)


امام علی(ع) در مورد شیعه واقعی می‌فرماید: به خدا سوگند که شیعیان من مردمانی بردبارند و خدا و دین او را می‌شناسند از خدا اطاعت می‌کنند و فرمانش را می‌برند، به واسطه محبت او راه‌ یافته‌اند، از شب زنده‌داری رنگشان زرد است، بر اثر گریه چشمانشان کم‌سوء و آبریزان است، لباسشان بر اثر ذکر گفتن خشکیده، شکم‌هایشان از گرسنگی به پشت چسپیده است، ربانیت و خداپرستی در رخسارشان معلوم است و پارسایی و خدا ترسی در سیمایشان، چراغ‌های هر تاریکی و ظلمتی هستند، اگر در محفلی حاضر باشند، کسی آن‌ها را نمی‌شناسد و اگر نباشند کسی جویای آنان نمی‌شود، اینان پیروان پاک و برادران ارجمند من هستند، وه که چه شوق به آنان دارم.(9)


همچنین در اوصاف شیعیان می‌فرماید: خدای متعال به زمین نگریست و ما را انتخاب کرد و برای ما پیروانی برگزید که یاریمان کنند و از شادی ما شادمان می‌شوند و از اندوه ما اندوهناک، در راه ما جان و مال خود را نثار می‌کنند، آنان از مایند و رو به سوی ما دارند و در بهشت با ما هستند.(10)


لازم به ذکر است که اینگونه شیعیان که در روایات از اوصاف و ویژگی‌های آن‌ها یاد شده است، جزء خواص هستند و رسیدن به مقام و منزلت آنان بسیار دشوار و مشکل است و اکثر شیعیان را افراد معمولی تشکیل می‌دهند که به ائمه علاقه دارند و از جان و دل به آن‌ها ارادت می‌ورزند و دوست دارند که جزء شیعیان واقعی باشند، اما بر اثر عوامل مختلف نمی‌توانند به آن حد ارتقاء یابند، این دسته نیز جز شیعه اهل بیت(ع) بوده و قطعاً مورد توجه حضرات معصومین(ع) هستند، اما کسانی که برای رسیدن به مقام و پول خودشان را منتسب به آن‌ها دانسته و در حقیقت جزء ارادتمندان آن‌ها نیستند، این گروه از شیعیان مردود و سخت مورد نکوهش ائمه(ع) بوده است.(11)

در نتیجه شیعیان به سه دسته تقسیم می‌شوند:


دسته‌ای که شیعیان واقعی بوده و پا جای پای ائمه(ع) می‌گذارند، این عده جزء خواص هستند و تعداد آن‌ها بسیار اندک است.


گروه دوم که اکثریت شیعیان را تشکیل می‌دهند گرچه به حد دسته اول نیست، ولی سعی دارند که مانند آن‌ها باشند، این گروه نیز مورد توجه ائمه(ع) بوده و ‌إن‌شاءالله شفاعت آن‌ها شامل این دسته خواهد شد.


اما دسته دیگر که از نام ائمه(ع) سوءاستفاده کرده و می‌خواهند از این طریق به نان و نوایی برسد، این گروه مورد ملامت و سرزنش ائمه(ع) هستند.


بنابراین همه باید تلاش کنند که جزو شیعیان حقیقی و واقعی ائمه(ع) محسوب شوند، گرچه رسیدن به آن درجه بسیار دشوار و مشکل است و تعداد اندک می‌توانند به آن مرحله برسند، ولکن هدف آن باشد: آب دریا را اگر نتوان کشید/پس بقدر تشنگی باید چشید

 

*پی‌نوشت‌ها:

1.مصاحب، غلام حسین، دائرة‌المعارف فارسی، ذیل کلمه شیعه.


2. صافات:83.


3. ابن خلدون، مقدمه، بیروت، دارالتراث العربی، چهارم، بی‌تا، ج1، ص276.


4. ری شهری، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، اول، بی‌تا، ج2، ص1545.


5. همان، ج2، ص1538.


6. همان، ج2، ص1539.


7. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 68، ص168.


8. میزان الحکمه، ج2، ص 1538.


9. کراجکی، ابوالفتح، کنزالفوائد، قم، مکتبة المصطفوی، دوم،1410 هـ ، ص33.


10. میزان الحکمة، ج2، ص1353.


11. همان.

منبع: فارس
مطالب مرتبط
روزی پیامبر ـ صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله ـ درباره یکی از انصار که به هنگام مرگ، همه دارائی‌اش را که منحصر به پنج یا شش برده بوده آزاد کرده و کودکان خردسال هم از خود باقی گذاشته بود، فرمود: اگر مرا از این جریان آگاه می‌ساختید نمی‌گذاشتم او را در کنار مسلمانان دفن کنید که او با این کارش بچه‌های گدا و فقیر از خود باقی گذاشته و رفته است.
گروه فرهنگی مشرق؛ روزی سفیان ثوری (از سران و بنیان گذران صوفیه) امام جعفر صادق علیه‌السلا‌م را دیدار کرد و مشاهده نمود که آن حضرت لباسی فاخر و سفید بر تن دارد. گفت: این لباس برازنده شما نیست! حضرت فرمودند: گوش کن، چیزی برایت می‌گویم که اگر بر حق و سنت بمیری نه بر بدعت و گمراهی، برای دنیا و آخرتت مفید و سودمند خواهد بود.
این را بدان که رسول‌اللّه ـ صلی ‌اللّه ‌علیه ‌و آله ـ در عصری زندگی می‌کرد که فقر و نداری بر آن حاکم بود، اما پس از آنکه دوران فقر و تنگدستی جامعه پایان یافت و فراوانی و وفور نعمت پیش آمد، شایسته‌ترین اشخاص برای این نعمت‌ها نیکوکارانند نه بدکاران، مؤمنانند نه منافقان، مسلمانانند نه کافران. پس تو چه می‌گوئی ای سفیان! به خدا سوگند با این‌که می‌بینی این‌گونه لباسی نفیس و سفید پوشیده‌ام، مع ذلک از آن روزی که به حد تکلیف رسیده‌ام، صبح و شامی فرا نرسیده است که در میان اموال و دارائی من حق خدائی بوده باشد و من آن را به جای خود پرداخت نکرده باشم. (کافی/ ج5، ص 65)
روزی دیگر عده‌ای از مردمان صوفی مسلک و متظاهر به زهد که مردم را به مرام و مسلک خود می‌خواندند و می‌خواستند همه مثل آنها ظاهری ژولیده، کثیف و پریشان داشته باشند، نزد امام صادق علیه‌السلا‌م آمدند و گفتند: دوست ما نتوانست با شما حرف بزند و دلا‌یلش آماده نبود و نتوانست مطرح سازد.
امام صادق علیه‌السلا‌م فرمودند: اکنون دلا‌یل خود را مطرح کنید. آنان گفتند: دلا‌یل ما از خود قرآن است.
حضرت فرمودند: بیان کنید که آیه‌های قرآن شایسته‌ترین چیزی است که ما باید از آن پیروی کنیم و برنامه عمل خود قرار دهیم.
گفتند: خداوند تبارک و تعالی درباره قومی از یاران پیامبر چنین می‌گوید: و یوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من یوق شحّ نفسَه فاولئک هم المفلحون (حشر/10)  (آنان بر نفس خود ایثار می‌کنند، هر چند که خود فقیر و نادارند (دیگران را مقدم می‌دارند). و کسانی که جلوی طمع و حرص نفس خویش را می‌گیرند همان رستگارانند.)
و در جای دیگر فرمود: و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیماً و اسیراً (دهر/)9 (آنان طعام و خوراکی را با این‌که به آن علا‌قمند هستند و نیاز دارند به فقیر یتیم و اسیر می‌بخشند.)
همین دو آیه به عنوان دلیل مسلک ما کافی است!
یکی دیگر از آنان هم که در گوشه‌ای نشسته بود معترضانه به امام گفت: ما می‌بینیم شما به خودداری از طعام‌های پاکیزه دعوت می‌کنید مع ذلک خود شما از آنها لذت می برید و بهره‌مند می گردید.!
حضرت فرمودند: این حرف‌های بی‌فایده را کنار بگذارید و به من بگوئید ببینم شناخت شما نسبت به قرآن چگونه است؟ آیا ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را که تمام گمراهی‌ها و تباهی‌ها در میان امت مسلمان از همین نقطه آغاز می‌شود می‌دانید؟ گفتند: قسمتی را آری و نه همه را.
حضرت فرمودند: گرفتاری شما از همین جا شروع می‌شود (که ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن را نمی‌فهمید) و احادیث رسول‌خدا صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله هم همین طور هستند. این ‌که گفتید خداوند برخی یاران پیامبر را ستوده و از عملکرد نیکویشان ما را خبر داده است کار آنان وقتی بوده که نهی و منعی از آن نبوده و پاداشی هم از این نوع ایثار می‌بردند.
بعد خداوند (عز و جل) فرمانی برخلا‌ف فرمان اول صادر کرد. پس این فرمان، آن اولی را از بین برد و این فرمان دوم لطف و رحمتی بود از سوی خداوند در حق مومنان تا خود و خانواده و عیالشان به ضرر و زحمت نیفتند و در خانواده‌ها به بچه‌های کوچک و پیرمردان و پیرزنان ستم نشود که آنان حوصله و تحمل گرسنگی را ندارند (و از طریق زهد نان‌آورشان صدمه و آسیب نبینند).
اگر من که فقط یک قرص نان دارم ایثار کرده و آن را به دیگری بدهم، پس فرزندان من چه بخورند؟ آیا آنها از بین بروند و هلا‌ک شوند؟ لذا رسول خدا فرمود: پنج عدد خرما، گرده نان، دینار و یا درهمی که انسان دارد و می‌خواهد خرج کند، بهترین مورد خرج و انفاق بر پدر و مادر است، بعد اهل و عیال خود آدمی و در مرحله سوم برای خویشاوندان فقیر و نزدیک و بعد برای همسایگان نادار و محتاج و در پنجمین مرحله که پائین ترین درجه و کم ثواب‌ترین همه است، خرج در راه خدا (به طور کلی) می‌باشد.
روزی پیامبر ـ صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله ـ درباره یکی از انصار که به هنگام مرگ، همه دارائی‌اش را که منحصر به پنج یا شش برده بوده آزاد کرده و کودکان خردسال هم از خود باقی گذاشته بود، فرمود: اگر مرا از این جریان آگاه می‌ساختید نمی‌گذاشتم او را در کنار مسلمانان دفن کنید که او با این کارش بچه‌های گدا و فقیر از خود باقی گذاشته و رفته است.
خداوند به پیامبرش یاد داد که چگونه انفاق و خرج کند بدین ترتیب که روزی پیامبر هفت مثقال طلا‌ داشت و دوست نداشت که بخوابد و آن را انفاق و خرج ننماید، لذا شبانه آن را صدقه داد. صبح که شد چیزی برای خود نداشت.
اتفاقاً مرد بینوائی از او کمک خواست، ولی پیامبر چیزی نداشت که به او بدهد. گدا، پیامبر را ملا‌مت کرد و پیامبر از این جریان غمگین شد که چرا چیزی ندارد که به او بدهد، زیرا که پیامبر بسیار دلسوز و مهربان بود. در اینجا خداوند رسولش را ادب فرمود و چنین دستور داد: ولا‌ تَجعلْ یَدک مَغلُولةً الی عُنقکَ ولا‌َ تبسطها کلَّ البسطِ فَتقُعدَ مَلوماً مَحسورا (اسراء/ 29) (دستت را به گردن مبند (زیاد ممسک مباش) وبیش از حد نیز دست خود را مگشای، که مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی). خداوند می‌خواهد به رسول خویش بفرماید که گاهی مردم از تو چیزی می‌خواهند و تو را در ندادن معذور نمی‌دانند، اگر همه آنچه را که داری یک ‌جا خرج کنی و از دارایی بیرون آیی، حسرت می‌خوری.
اینها احادیثی است که قرآن صحت آنها را تایید می‌کند و قرآن هم که مورد تصدیق مؤمنان و مردان خدائی است.
پس از او می‌دانید که سلمان و ابوذر دارای چه فضیلت و ارزشی در اسلا‌م هستند که رضوان خدا بر ایشان باد. روش زندگی سلمان چنان بوده است که وقتی سهم خود را از بیت‌المال می‌گرفت هزینه سالا‌نه‌اش را کنار می‌گذاشت تا سال بعد فرا رسد و دوباره سهم خود را بگیرد.
عده‌ای به سلمان اعتراض کردند که تو با این زهدی که داری، چرا چنین می‌کنی؟ تو از کجا می‌دانی؟ شاید امروز یا فردا بمیری‌!
او در پاسخ گفت: چرا شما امیدی برای زنده ماندن من ندارید همچنان که بیم دارید که من بمیرم؟ ای بی خبران! نمی دانید که نفس انسانی در صورت عدم تامین معیشتش مضطرب و نگران می شود، اما وقتی که هزینه زندگی اش تامین باشد آرامش پیدا می‌کند؟
اما ابوذر! او چندین شتر و گوسفند داشت. شیر آنها را می‌دوشید و موقعی که خانواده‌اش هوس گوشت می‌کردند از آنها سر می‌برید. و نیز هنگامی که مهمانی به او می‌رسید و یا از همشهریانش کسانی احتیاج به گوشت پیدا می‌کردند، شتری نحر می‌کرد و گوشت آن را تقسیم می‌نمود و خود هم سهمی به اندازه دیگران نه کم و نه زیاد بر می‌داشت. پس چه کسی از اینها زاهدتر است؟ اینان کسانی هستند که رسول‌اللّه صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله درباره ‌شان آن‌گونه تعریف کرده است، مع ذلک آنان در زندگی خود روزی نبوده که مالک هیچ چیز نباشند. آیا شما می‌گوئید مردم لوازم زندگی خود را دور بریزند و دیگران را در استفاده از آنها بر خود و خانواده‌شان مقدم بدارند؟
ای جماعت صوفی! شنیدم پدرم به روایت از پدرانش از رسول خدا فرمود: آن‌گونه که من از وضع مؤمن در شگفت می‌مانم، از هیچ چیز دیگر تعجب نمی‌کنم. او اگر در دنیا با قیچی قطعه قطعه شود آن را برای خود خیر می‌داند و اگر مالک همه آنچه میان مشرق و مغرب است باشد آن را نیز برای خود خیر و صلا‌ح می‌داند. به هر حال، هر چه خداوند برایش بخواهد او آن را برای خود خیر و صلا‌ح می‌داند.
ای کاش می‌دانستم که آیا همین اندازه صحبت برای شما کافی است یا بیشتر توضیح دهم؟! .....
به من بگوئید ببینم اگر مردم، زاهد پیشه باشند به آن معنی که شما می‌پندارید پس این همه کفاره‌ها، نذورات و زکات طلا‌ و نقره و خرما و کشمش و دیگر چیزهائی که به عنوان زکات واجب می‌شود مانند شتر، گاو و گوسفند چه کسانی بگیرند؟ چون به نظر شما هیچ‌کس نمی‌تواند مال دنیا را برای خود داشته باشد و هر چند که خود نیازمند و فقیر باشد باید آنرا به دیگری دهد.
پس چه مسلک بدی دارید شما! و چقدر نسبت به قرآن و سنت و احادیث رسول خدا که مورد تصدیق قرآنند، جاهلید! شما در آیه‌های غریب قرآن و در ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و امر و نهی آن دقت نمی‌کنید و به آنها توجه ندارید.
به من بگوئید سلیمان بن داود را چگونه می‌شناسید؟ او از خدا برای خود سلطنت خواست، که سلطنتی پس از او شایسته برای هیچکس نباشد. خداوند هم به او چنین حکومت و سلطنتی داد و او حق می‌گفت و به حقیقت عمل می‌کرد و ما می‌بینیم خداوند این تقاضا و این زندگی را برای او عیب نگرفت و برای هیچ مؤمنی هم آن را عیب و ننگ نمی‌داند. قبل از سلیمان، پدر او داود را در نظر بگیرید که چه حکومت، قدرت و سلطنت محکمی داشت. و هم‌چنین یوسف که به پادشاه مصر گفت: مرا خزانه‌دار خود قرار بده که من مردی امین و دانا هستم. و قدرت او چنان گسترش یافت که تمام کشور مصر را تا سرزمین یمن فرا گرفت و همه در سال‌های خشکی و قحطی، از او طعام می‌گرفتند. او نیز حق می‌گفت و حق عمل می‌کرد و کسی را نمی‌شناسیم که این زندگی را برای او ننگ و عار بداند.
پس ای مدعیان زهد و تصوف! از آداب الهی و اصول تربیتی خدایی درباره مؤمنان، ادب آموزید و به امر و نهی خدا بسنده کنید و امور مشتبه را رها نمائید و چیزی را که نمی‌دانید به اهل آن واگذارید که در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی معذور خواهید بود و پاداش هم خواهید برد و نیز درصدد دانستن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن باشید و حلا‌ل را از حرام بازشناسید که آن، شما را به خداوند نزدیک تر می‌کند و شما را از جهل و نادانی دور می‌سازد و جهالت را به اهل آن واگذارید که جاهل در جهان کم نیست. این اهل علم و دانشند که اندکند و خداوند فرمود: فوق کلّ ذی علم علیم. (تحف العقول/376)
سالى با ايشان به حج رفتم. همين كه سوار بر مركب شد، بعد از احرام، هر چه می خواست لبيك بگويد، صدا در گلويش مي گرفت، به طورى كه نزديك بود از مركب بيفتد...
گروه فرهنگی مشرق؛ شیخ صدوق روایت می کند: مالك بن انس، فقيه مدينه (و امام مذهب مالکی) گفت: من خدمت حضرت صادق ـ علیه السلام ـ مي رسيدم، برايم پشتى مي گذاشت و احترام مي كرد. مي فرمود: مالك، من تو را دوست دارم. من از اين مطلب خوشحال می شدم و خدا را ستايش مي نمودم.
 ایشان پيوسته به يكى از اين سه كار مشغول بود: يا روزه بود، يا به عبادت مشغول بود و يا ذكر مي گفت، و از بزرگترين بندگان خدا و پارسايانى كه از خداوند ـ عز و جل ـ مي ترسند، به شمار مي رفت.
 بسيار حدیث نقل می نمود، خوش مجلس بود و همنشينى با او فایده بسیار داشت.
وقتى مي فرمود قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله (پيغمبر فرمود:...)، گاهى سبز مي شد و گاهى زرد، آن چنان كه دوستان اگر ايشان را مي ديدند نمي شناختند.
سالى با ايشان به حج رفتم. همين كه سوار بر مركب شد، بعد از احرام، هر چه می¬خواست لبيك بگويد، صدا در گلويش مي گرفت، به طورى كه نزديك بود از مركب بيفتد. عرض كردم: ای پسر رسول خدا، لبيك بگویيد، چاره‏اى نيست بايد گفت!. فرمود: ابن ابى عامر! چگونه جرأت کنم و بگويم‏ «لبيك اللهم لبيك»، در حالی که می ترسم‏ خداوند عز و جل بگويد: «لا لبيك و لا سعديك»‏!.
(خصال ص 79، علل الشرایع ص 234، امالی صدوق ص 169، قاضی عیاض این سخن مالک را با تغییری اندک در کتاب خود مدارک ص 212 و ابو زهرة در کتاب مالک ص 28  و خولی نیز در کتاب خود مالک ص 94  حکایت کرده است.)
محسن کاویانی از شاعران کشورمان به مناسبت سالروز شهادت امام ششم شیعیان امام جعفر صادق(ع) شعری سروده است.
به گزارش مشرق، محسن کاویانی از شاعران کشورمان به مناسبت سال‌روز شهادت امام ششم شیعیان امام جعفر صادق(ع) شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:

می‌خواهم امشب رک بگویم دردها را
پس خوش ندارم دیدن نامردها را

هرکس که با نام علی خوش گشته حالش
شیر حلال مادرش باشد حلالش

«می» در رگ ما دائما جاریست ساقی
این مستی ما عین هشیاریست ساقی

شش بار پر کردم سبوی هستی‌ام را
کرده ست کامل نام صادق مستی‌ام را

شکر خدا نام علی ذکر لب ماست
شکر خدا صادق رئیس مذهب ماست

هرچند بین روضه هامان او غریب است
اما مرور حکمت این غم عجیب است

بگذار راحت‌تر بگویم اوج غم را
خاکی شده شعرم بسوزان دفترم را

در «شهر دل» جز سوختن دروازه ای نیست
آتش به درب خانه چیز تازه ای نیست

بال و پرش می‌سوزد از جور زمانه
پای علی هر کس بماند صادقانه

هی باز شد روضه همین که مرد خسته
در کوچه ها گردانده شد با دست بسته

امشب دلم هی می‌رود در کوی زهرا
از بس که دارد داغ صادق بوی زهرا

مهمان که نه یک روضه‌ی ناخوانده دارم
از فاطمیه یک شب جامانده دارم

شاید خودش می‌خواسته که روضه‌هایش
باشد فدای مادرش! جانم فدایش

می‌خواست بر روی سر ما گل بپاشد
رمز گریز روضه سمت کوچه باشد

از روضه‌ی مادر اگرچه سهم برده
شکرخدا شکرخدا سیلی نخورده...!
منبع: فارس
 
 
 

پاورپوینتهای دین و زندگی سوم متوسطه درسهای 12-7  

پاورپوینتهای دین و زندگی سوم متوسطه درسهای 12-7 

برای دانلود برروی لینک زیر کلیک کنید

http://s3.picofile.com/file/8205157550/dini3.rar.html

 

پاورپوینتهای دین و زندگی  متوسطه

پاورپوینتهای دین و زندگی سوم متوسطه جهت استفاده دانش آموزان عزیز و همکاران گرامی

برای دانلود روی لینک مربوط به هر درس کلیک کنید.

درس اول -هدایت الهی

http://s1.picofile.com/file/8101132600/Darse1_DinoZendegi3.ppsx.html

 

درس دوم -هدایت مسنمر

http://s2.picofile.com/file/8101133442/Darse2_DinoZendegi3.ppsx.html

درس سوم -معجزه از نوع کتاب

http://s4.picofile.com/file/8101133834/Darse3_DinoZendegi3.ppsx.html

درس چهارم - گستره رسالت پیامبر

http://s3.picofile.com/file/8101134018/Darse4_DinoZendegi3.ppsx.html

درس پنجم - تداوم رسالت

http://s1.picofile.com/file/8101135384/Darse5_DinoZendegi3.ppsx.html

 

 

 

 

http://bazmian.blogsky.com

پاورپوینت دین و زندگی سال چهارم متوسطه

( پیش دانشگاهی )

درس دوم

درس هفتم

درس نهم

درس دهم

پاورپوینت های دین و زندگی (1)

پاورپوینت درس 9دین و زندگی1 

پاورپوینت درس 10دین و زندگی 1

پا ورپوینت درس 10دین و زندگی1با ترجمه آیات و انجام فعالیت ها و اندیشه وتحقیق

پاورپوینت درس 11دین و زندگی1 

درس 11کلاس اول 2همراه با انجام فعالیت ها

درس 11کلاس اول 1(زیباست با یک کم حجم بیشتر)

درس 12 دین و زندگی 1

درس 13دین و زندگی 1فقط ترجمه آیات

درس 14 دین و زندگی 1

درس 15بدون انجام فعلیت ها

درس 16دین و زندگی 1بدون انجام فعالیت ها

______________

منبع :

http://shagerd20.blogfa.com

 

تلاوت آیات درس 1دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 2 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 3دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 4 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 5 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 6 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 7دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 8 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 9دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 10دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 11دین و زندگی 3

 تلاوت آیات درس 12 دین و زندگی 3

 تلاوت آیات درس 13 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 14 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 15 دین و زندگی 3

تلاوت آیات درس 16دین و زندگی 3

 

پاورپوینت درس 7دین و زندگی1

درس 8دین و زندگی 1با انجام فعالیت ها

پاورپوینت درس 9دین و زندگی1 

پاورپوینت درس 10دین و زندگی 1

پا ورپوینت درس 10دین و زندگی1با ترجمه آیات و انجام فعالیت ها و اندیشه وتحقیق

پاورپوینت درس 11دین و زندگی1 

درس 11کلاس اول 2همراه با انجام فعالیت ها

درس 11کلاس اول 1(زیباست با یک کم حجم بیشتر)

درس 12 دین و زندگی 1

درس 13دین و زندگی 1فقط ترجمه آیات

درس 14 دین و زندگی 1

درس 15بدون انجام فعلیت ها

درس 16دین و زندگی 1بدون انجام فعالیت ها

تلاوت وترجمه و پیام آیات درس 1 تا 3 دین و زندگی2

تلاوت وترجمه و پیام آیات درس  4 تا 6  دین و زندگی2

منبع: با همت و تلاش سرگروه دین و زندگی اردبیل

جزوه ی  سؤالات نهایی دین و زندگی سال چهارم

( پیش دانشگاهی ) متوسطه ی دوم

مهر ماه 92

برای دانلود سؤالات درسهای 1 تا 6 فایل ذیل را دانلود کنید :

دریافت نمایید


برای دانلود سؤالات درسهای 7 تا 10 فایل ذیل را دانلود کنید :

 دریافت نمایید 

 

پاورپوینت دین و زندگی سال چهارم متوسطه

( پیش دانشگاهی )

درس دوم

درس هفتم

درس نهم

درس دهم

دین و زندگی 2 وِیژه ی کنکوری ها !

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

قسمت ششم

قسمت هفت

قسمت هشت تا یازده

نمونه سوالات دین و زندگی 1 (کل کتاب)

برای دریافت فایل روی "دانلود" کلیک کنید!

 

دانلود

 

 

برای دریافت سوالات طبقه بندی شده دین و زندگی پیش دانشگاهی روی عبارت زیر کلیک کنید:

سوالات طبقه بندي شده دين و زندگي پيش دانشگاهي

 

برگرفته از سایت: http://dini.razaviedu.ir

 

برای دریافت سوالات طبقه بندی شده نهایی دین و زندگی۳

به روز شده تا شهریور ۹۱ روی عبارت زیر کلیک کنید:

سوالات طبقه بندی شده نهایی دین و زندگی ۳ به روز شده تا شهریور ۹۱