«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با فست‌فود آمریکایی + تصاویر

هنوز امضای وزرای خارجه پای متن برجام خشک نشده، این «زنجیره‌ای کهنسال» بدنبال پذیرایی از ایرانیان با فست‌فود آمریکایی است. در این گزارش نگاهی به اولین مشتری دست به نقد ورود به بازار ایران داریم تا ببینیم مک‌دونالد معروف کیست و بزرگترین رستوران زنجیره‌ای جهان با بیش از شصت‌سال سابقه چگونه به این جایگاه رسیده است.
گروه گزارش ویژه مشرق - پس از به سرانجام رسیدن برجام در مذاکرات جامع وین، حالا همه منتظر تأیید این برنامه جامع در پایتخت‌ها هستند. اما شرکت‌های بزرگ اروپایی و آمریکایی گویا قصد ندارند منتظر تأیید توافق باشند و از حالا برای بازار ایران دندان تیز کرده‌اند. آلمانی‌ها در همان روزهای اول پیش‌دستی کرده و با هیئت اقتصادی‌شان به ریاست وزیر اقتصاد این کشور راهی تهران شدند تا سهم بیشتری از این سفره ببرند. هیئت فرانسوی هم در سطح وزیر خارجه بدسابقه‌شان به تهران آمدند و دیدارهای فشرده‌ سیاسی و اقتصادی انجام دادند.

در این میان خبر درخواست مک‌دونالد برای تأسیس شعبه‌هایش در ایران نیز منتشر شد؛ مک‌دونالد فرم درخواست اعطای نمایندگی در ایران را پس از پایان مذاکرات وین، در وبسایتش قرار داد. اقدامی که در داخل کشور نیز با استقبال و ذوق‌زدگیِ جریان‌های سیاسی تندرو و عجولِ برقراری ارتباط با غرب به هر قیمت و در هر سطحی، همراه شد.

مک‌ دونالد//
فرم ثبت درخواست نمایندگی مک‌دونالد در ایران در سایت این شرکت


مک‌ دونالد//
روزنامه کیهان به تلاش‌های داخلی برای بازکردن پای مک دونالد به ایران واکنش نشان داد

اما اینکه هنوز امضای وزرای خارجه پای متن برجام خشک نشده، این «زنجیره‌ای کهنسال» بدنبال پذیرایی از ایرانیان با فست‌فود آمریکایی است، خود از منظر دیگری نیز قابل بررسی است؛ که چرا سهم ایرانِ تحت تحریم‌های ظالمانه اقلام حیاتی از قبیل دارو و هواپیمای مسافربری، فست‌فود آمریکاست. چرا آمریکایی‌ها و شرکایشان برای ارسال قطعات هواپیماهای مسافربری به ایران پیش‌قدم نشده‌اند؟ آیا برنامه طر‌ف‌های مذاکره‌کننده ایران اشباع‌کردن بازار و مردم ایران از کالاهای مصرفی و برندهای معروف و پرکردن چشم‌ جامعه از این اقلام و ایجاد «بی‌اشتهایی کاذب» برای مطالبه لغو تحریم‌های اساسی در صنعت و بخش نظامی است؟ پاسخ این سؤال‌ها را شاید چند ماه  دیگر بهتر بتوان از لابه‌لای قراردادهای اقتصادی منعقد شده پیدا کرد.

اینجا تنها نگاهی به اولین مشتری دست به نقد ورود به بازار ایران داریم. ببینیم مک‌دونالد معروف کیست و بزرگترین رستوران زنجیره‌ای جهان با بیش از شصت‌سال سابقه، 35هزار و اندی شعبه و درآمدی بیشتر از 22 میلیارد دلار در سال، چگونه و به چه بهایی به جایگاه کنونی رسیده است.

شروع برادران مک‌دونالد

شرکت مک‌دونالد دارای بزرگترین زنجیره‌ رستوران‌های فست فود در سراسر دنیا است. این شرکت با فعالیت در 119 کشور روزانه دارای 68 میلیون مشتری است. تاریخ آغاز به کار این شرکت به 1940 باز می‌گردد، وقتی که برادران ریچارد و موریس مک دونالد در کالیفرنیا اولین رستوران خود را راه‌اندازی کردند. برادران مک‌دونالد، کار خود را با یک دستگاه تولید نوشیدنی‌های «میلک شیک» شروع کردند و آنچه آنان را از سایر اغذیه فروشی‌ها متمایز می‌کرد، الهام گرفتن از خط تولید کارخانجات بود. آن‌ها با استفاده از چنین ویژگی‌ای، می‌توانستند در سال‌های پرمشغله جنگ جهانی دوم، سفارشات را هر چه سریع‌تر در اختیار مشتریان خود قرار دهند و البته افزایش نرخ اشتغال زنان نیز روز به روز بر تعداد طرفداران این نوع تغذیه می‌افزود.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
برادران مک‌دونالد
 
تصمیم آنها به استفاده از «سیستم خدمات رسانی سریع» در سال 1948 پایه و اساس شکل‌گیری رستوران‌های فست فود در آینده را رقم زد. البته این سیستم دو دهه پیش از این توسط رستوران زنجیره‌ای وایت کسل (white castle) مورد استفاده قرار می‌گرفت اما عرضه غذا در زمانی کوتاه با مک‌دونالد شناخته شد. در سال 1955 «ری کراک» به برادران مک‌دونالد پیوست و از آنجا تأسیس شعبه‌های این رستوران شروع شد.

مک‌دونالد؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود + تصاویر و فیلم
اولین فست فود مک‌دونالد - 1955

دفتر مرکزی این شرکت در ایالت ایلینویس ایالات متحده واقع شده است. بر اساس آمار موسسه اینتر‌برند در سال 2011 مک‌دونالد با ارزش سهامی معادل 35,593 میلیون دلار و 6% رشد نسبت به سال 2010 به عنوان ششمین برند تجاری برتر در دنیا شناخته شد.

مک‌ دونالد//
مک‌دونالد، بزرگترین رستوران زنجیره‌ای در جهان با درآمد سالانه بیش از 22 میلیارد دلار است

در سال 1961 مک‌دونالد برای اولین بار نام و لوگوی تجاری خود که به شکل قوس‌های طلایی (Golden Arches) بود و به نوعی حرف M از ابتدای نام مک‌دونالد را تداعی می‌کرد، را ثبت کرد. به عقیده کارشناسان شکل خاص و ترکیب رنگ زرد و قرمز استفاده شده در لوگوی مک‌دونالد خود یکی از دلایل جذب کودکان به سمت این رستوران است. کارشناسان مک‌دونالد را تنها یک پدیده اقتصادی نمی‌دانند بلکه این زنجیره‌ قدرتمند را یک پدیده اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌کنند که حامل ارز‌ش‌های جامعه‌ آمریکایی است؛ ترویج فرهنگ فست‌فودگرایی که خود فرهنگ فردگرایی را بدنبال دارد.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم

بر اساس آماری که کمیسیون تجارت فدرال آمریکا آخرین بار در سال 2006 منتشر کرد، مک‌دونالد بیش از 520 میلیون دلار هزینه صرف تبلیغات خود برای کودکان از طریق ساخت عروسک‌های مجانی کرده‌اند.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
مک‌دونالد طراحی‌های جذابی برای ترغیب کودکان دارد

برادران مک‌دونالد اولین شعبه رستوران‌های زنجیره‌ای خود را با کمک ری کراک (Ray Kroc) در اوریل 1955 در ایالت ایلینویس امریکا افتتاح کردند و این آغازی بود برای گسترش رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد در سراسر دنیا. البته کراک و برادران مک‌دونالد برای توسعه فعالیت تجاری خود همواره با یکدیگر مشکل داشتند، اما از نقش کراک در موفقیت این نام تجاری در دنیا نمی‌توان به سادگی گذشت.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
اولین فست فود مک‌دونالد - 1955

مک‌دونالد دارای بیش از 35هزار شعبه و یک و نیم میلیون کارمند در سراسر دنیاست. این شرکت که به عنوان نماد کاپیتالیسم آمریکایی در جهان شناخته می‌شود که با صرف هزینه های سنگین تبلیغاتی در صدد حفظ موقعیت خود به عنوان رتبه اول در حوزه مواد غذایی است.

البته این شرکت دارای برند‌های دیگری مانند Piles café  نیز است. این شرکت با توجه به تعداد زیاد مشتریان خود، برای کسب سود بیشتر و با تقلید از استار‌باکس (Starbucks) دیگر برند معروف کافی‌شاب زنجیره‌ای، به معرفی کافی‌شاپ مک‌کافی (McCafe) پرداخت.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
ریچارد مک‌دونالد

اولین شعبه مک‌کافی در 1993 در ملبورن استرالیا افتتاح شد. با گذشت زمان بسیاری از رستوران‌های مک‌دونالد با تقلید از شعبه ملبورن به افتتاح کافی‌شاپ مک‌کافی در درون رستوران کردند و برخی از آنها با 60% فروش بیشتر نیز مواجه شدند. در حال حاضر بیش از 600 شعبه مک‌کافی در سراسر دنیا مشغول فعالیت هستند.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
کافی‌شاپ مک کافی که بعضا در خود رستوران‌های مک‌دونالد واقع شده‌اند


این شرکت برای افزایش مشتریان خود به ایده‌های بسیاری مانند ایجاد فضای بازی برای کودکان در کنار رستوران و یا تغییر دکوراسیون دست زد. مک‌دونالد از مدل تجاری جالبی استفاده می‌کند. این شرکت با خرید و افتتاح رستوران‌های خود در نقاط مهم شهرها به نوعی در حوزه املاک نیز فعال می‌باشد. البته این سیاست با توجه به متفاوت بودن شرایط در کشورهای مختلف تغییر می‌کند.

با وجود اینکه مک‌دونالد به عنوان یکی از شرکت‌های بزرگ و به ظاهر موفق دنیا شناخته می‌شود اما تعداد افرادی که نسبت به نوع فعالیت‌ها و محصولات این شرکت انتقاد دارند کم نیست. توسعه شرکت‌ها و محصولاتشان در سطح جهانی اگرچه سود زیادی را برای صاحبان این نوع شرکها همراه دارد اما از طرف دیگر داشتن مشتریان و مخاطبان بیشتر مسلما انتظارات زیادی را نیز به همراه دارد، مسأله‌ای که عمدتا تحت تاثیر سود مالی قرار گرفته و زیاد به آن توجه نمی‌شود و همین موضوع باعث بوجود آمدن و گاها تشدید انتقادات از این شرکت‌ها می‌شود. شرکت مک‌دونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.


روز جهانی ضد مک دونالد

پس از توسعه مک‌دونالد در سطح جهانی، رفته رفته برخی مسائل و مشکلات اخلاقی شهرت این شرکت را تحت تأثیر قرار داد و رفته رفته به تعداد معترضان ضد مک‌دونالد افزود. معترضین حتی روز 16 اکتبر را "روز ضد مک‌دونالد" نامگذاری کردند. این اعتراضات آنجا خود را نشان داد که در شورش‌های ضد سرمایه‌داری در انگلیس، رستوران‌های مک‌دونالد اولین جایی بود که مورد حمله قرار گرفت. البته بیشترین آسیبی که به شهرت مک‌دونالد وارد شد در خصوص دادگاه مک‌لیبل (McLibel) بود. در این پرونده شرکت مک‌دونالد از فعالانی که به توزیع دست‌نوشته‌هایی با موضوع "مشکل مک‌دونالد چیست" کرده بودند شکایت کرد و انتظار داشت که دادگاه به سرعت حکمی سنگین برای متهمان صادر کند. در عوض این پرونده نزدیک به دو سال و نیم در جریان بود و به یکی از طولانی‌ترین پرونده‌های تاریخ قضایی انگلیس تبدیل شد.
 
«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
مخالفان، 16 اکتبر را روز ضد مک‌دونالد نامیدند

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
تجمع مخالفان در مقابل یکی از رستوران‌های مک‌دونالد


مک‌دونالد، دشمن سلامت انسان

یکی از بیشترین انتقاداتی که مک‌دونالد طی 30 سال اخیر با آن مواجه بوده مربوط به غذایی است که در رستوران‌های آن به مشتریان عرضه می‌شود. منتقدین معتقدند که غذاهای عرضه شده در مک‌دونالد یکی از عوامل اصلی شیوع چاقی در میان مردم آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته است. مطالعات پزشکی نشان می‌دهد که میزان افزایش وزن در میان افراد انگلیسی بیش از دیگر کشورهای اروپا در حال بالا رفتن است و یک پنجم از مردم انگلیس به شکل خطرناکی از افزایش وزن رنج می‌برند ( و این در حالی است که مک‌دونالد در انگلیس دارای بیش از 1200 شعبه است).

میزان مرگ و میر ناشی از چاقی مفرط در آمریکا بش از 300 هزار نفر در سال است که درصد بالایی از چاقی افراد ناشی از مصرف فست‌فود است. حال اینکه میزان مرگ‌و‌میر ناشی از مصرف سیگار در همین کشور حدود 400 هزار نفر است. اینجاست که سهم و نقش مک‌دونالد به عنوان بزرگترین رستوران فست‌فود در آمریکا و جهان نمود بیشتری پیدا می‌کند. پس از بررسی ارزش غذایی محصولات مک‌دونالد مشخص شد که غذایی مانند بیگ مک (Big Mac ) و یا مرغ سرخ کرده دارای 910 کالری، 46 گرم چربی (که 13 گرم آن چربی اشباع شده است) است و این بدان معناست که این شرکت استانداردهای رژیم غذایی آمریکا را رعایت نمی‌کند. علاوه بر چاقی مفرط، دیابت، فشار خون، بیماری‌های قلبی و سرطان نتایج استفاده از چربی زیاد، شکر و نمک است ( موادی که به شکل یکجا و به میزان بالا در محصولات مک‌دونالد وجود دارند).

تاثیر استفاده‌ از رژیم غذایی مک‌دونالد در فیلم انتقادی مورگان اسپورلاگ (Morgan Spurlock) به وضوح دیده می‌شود، جایی که او چیزی جز مک‌دونالد را در وعده‌های غذایی خود استفاده نمی‌کند و در نتیجه با 11 کیلو اضافه وزن، افزایش 60 واحدی کلسترول و از دست دادن کبد خود مواجه می‌شود. وی دچار سردرد و افسردگی شده و در نهایت به مصرف مک‌دونالد اعتیاد پیدا می‌کند.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
مورگان اسپورلاک در فیلم من دوبرابر (Supersize me)
تاثیر استفاده از محصولات مک‌دونالد برای کودکان نیز بسیار خطرناک است، حال اینکه این شرکت با تحت تأثیر قرار دادن کودکان از طریق تبلیغات تلوزیونی، وسایل بازی کودکان و از همه مهمتر استفاده از شخصیت دلقک رونالد مک‌دونالد هر ماه حدود 90 درصد کودکان بین 3 تا 9 سال را جذب رستوران‌های خود می‌کند.


«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
دلقک مک دونالد بیش از 90 درصد کودکان را جذب رستوران‌های این شرکت می‌کند


افزایش اعتراضات از سوی حامیان حیوانات

جبهه دیگری از اعتراضات از سوی افرادی است که معتقدند که حیوانات نیز همانند انسان‌ها به عنوان یک موجود زنده بوده شایسته احترام هستند. مک‌دونالد به دلیل نحوه رفتار با حیوانات قبل از کشتن و با هدف لذیذتر شدن غذا، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این شرکت بزرگترین ترویج‌کننده غذاهای گوشتی و بزرگترین مصرف‌کننده گوشت گاو، دومین مصرف‌کننده گوشت مرغ در دنیا برای محصولات خود می‌باشد. هجمه انتقادات مربوط به نحوه برخورد با حیوانات در محل‌های نگهداری و کشتارگاه‌های مک‌دونالد است. بر اساس مطالب ارائه شده در دادگاه مک‌لیبل، در مرغداری‌های مک‌دونالد در فضایی کمتر از یک متر و بدون نور تعداد زیادی از این حیوانات نگهداری می‌شود که نتیجه آن 44 درصد ناهنجاری و مشکلات دیگر بهداشتی برای این حیوانات است. در محل‌های دیگر نگهداری حیوانات متعلق به مک‌دونالد نیز همین شیوه رفتار اعمال می‌شود. علاوه بر شرایط نگهداری، مک‌دونالد برای نحوه کشتن حیوانات در کشتارگاه‌ها نیز با هجمه انتقادات مواجه شده است.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
اعتراض به نحوه برخورد مک‌دونالد با حیوانات


خوراک  Foie Gras برای اشراف و ثروتمندان

یکی دیگر از مواردی که باعث افزایش اعتراض مخالفان مک‌دونالد شده است مربوط به یکی از غذاهای عرضه شده در این رستوران به نام Foie Gras   است.

این غذای گرانقیمت که علاوه بر مک‌دونالد در رستوران‌های KFC نیز عرضه می‌شود از جگر پرندگان تهیه می شود. برای تهیه این غذا، جگر پرنده باید از چربی زیاد و حجم بالایی برخوردار باشد و از آنجا که در حالت طبیعی امکان وقوع این امر وجود ندارد، حجم بالایی از غذای چرب و دارای روغن بالا به وسیله دستگاه و به زور به پرنده خورانده می‌شود.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم

سپس پرنده در قفسی کوچک بدون حرکت قرار داده می‌شود تا چربی بیشتری در بدن او ایجاد شود. این شیوه رفتار با حیوانات که به شکل بیرحمانه‌ای صورت می‌گیرد اعتراضات بسیاری را در پی داشته است.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
مراحل تولید   Foie Gras

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم    
مقایسه جگر معمولی غاز ( راست) با جگر انباشته شده از چربی (چپ)
    
    
«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
جگرهای چرب غاز

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم     

غذای گرانقیمت و لوکس Foie Gras


مک‌دونالد و محیط زیست

شرکت‌ها در قبال محیط زیست نیز مسؤول هستند و نباید به آنها به عنوان یک ابزار سودآور بنگرند. این مسأله از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا منعکس‌کننده تصویر شرکت و احساس و ادراک مشتریان آن شرکت است. برای مثال طی یک نظرسنجی از سوی وال استریت ژورنال 53 درصد از مردم به دلیل مسائل و مشکلات محیطی مربوط به محصول یا تولید کننده از خرید آن محصول امتناع می‌کنند. جدی‌ترین نگرانی محیطی نسبت به مک‌دونالد این است که این شرکت برای ایجاد یک چراگاه وسیع در برزیل به تخریب جنگل‌های بارانی آن منطقه اقدام کرده است. این اقدام نه تنها موجب از بین رفتن منابع طبیعی می‌شود بلکه بر گرم شدن کره زمین نیز تاثیرگذار است، زیرا جنگل‌های بارانی نقش مهمی در مکانیزم جذب دی اکسد کربن هوا دارند.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
تخریب جنگل‌های آمازون برای ایجاد چراگاه‌های مک‌دونالد

مک‌دونالد همچنین سالانه از میلیون‌ها تن بسته‌بندی استفاده می‌کند که تنها برای چند دقیقه مورد استفاده قرار می‌گیرند. به طور معمول بسته‌بندی‌های پلی‌استر مورد استفاده برای محصولات مک‌دونالد موجب از بین رفتن گازهای لایه ازن می‌شود. انتقاد دیگری که از این شرکت می‌شود مربوط به تولید میزان بالای زباله آن است. هر رستوران مک‌دونالد در آمریکا روزانه به طور متوسط نزدیک به 110 کیلوگرم زباله تولید می‌کند که با توجه به تولید 410 کیلوگرمی زباله از طرف مراکز توزیع منطقه‌ای شرکت، تعداد زیاد شعبه‌های این شرکت در سراسر دنیا و هزینه بالای از بین بردن این میزان زباله به اهمیت بالای این موضوع می‌توان پی برد.


نقض حقوق کارگران

یکی دیگر از انتقاداتی که همواره مک‌دونالد با آن مواجه بوده مربوط به شرایط کار و سیاست‌های این شرکت در قبال کارکنانش است. این شرکت دارای بیش از یک و نیم میلیون نفر کارمند در سراسر دنیاست که بیش از نیمی از آنها افراد زیر 21 سال هستند. سیاست شرکت در استخدام افرادی با این محدوده سنی به این معناست که بیش از نیمی از کارکنان مک‌دونالد از حداقل حقوق برخوردار هستند. وارد شدن عبارت McJOB در سال 2003 در فرهنگ لغت وبستر که به معنی نوعی از کار با حقوق پایین است نیز بیانگر این موضوع است.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
عبارت Mcjob که به معنی شغلی با درآمد پایین است

یکی دیگر از مشکلاتی که کارکنان این شرکت با آن مواجه هستند کار در شرایط نامناسب،تبیض نژادی، بالا بودن غیر قانونی ساعت کار و پایین بودن شرایط بهداشتی و ایمنی در محیط کار است. البته به دلیل عدم وجود اتحادیه‌های کارگری در درون مک‌دونالد، اقدامی در خصوص تغییر شرایط کارکنان این شرکت صورت نگرفته است. بر اساس نظریه سهامداران میلتون فریمن، نیازها و انتظارات کارکنان به اندازه انتظارات مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است.



کودکان قربانی سیاست‌های بازاریابی مک‌دونالد

اریک اسکلوسر (Eric Schlosser) در کتاب خود با نام ملت "وابسته به فست‌فود" که در سال 2001 به چاپ رسید به انتقاد از سیاست‌های بازاریابی مک‌دونالد پرداخت. به عقیده وی این شرکت با ایجاد سیاست‌های بازریابی به تقلید از شرکت والت دیزنی و ایجاد شخصیت‌هایی مانند دلقک رونالد مک‌دونالد و همراهش برای جذب بازار کودکان تمرکز ویژه‌ای کرده است. به عقیده کارشناسان بازاریابی این اقدام نه تنها موجب جذب کودکان، بلکه خانواده‌های آنها نیز می‌شود. از همه مهمتر این تاکتیک موجب حفظ محبوبیت این برند در دوره بزرگسالی و ایجاد نوعی حس نوستالژی در میان افراد خواهد بود.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
دلقک مک‌دونالد، شخصیت محبوب کودکان و یکی از ابزارهای اصلی سودجویی و سوء استفاده از کودکان است

به عقیده اسکلوسر، مک‌دونالد با نفوذ در میان مدارس از طریق اسپانسرشیپ موفق به کاهش مالیات‌های خود شده است. بر اساس منابع وی 80% کتاب‌هایی که از سوی فرد یا موسسه‌ای مورد حمایت مالی قرار می‌گیرند حاوی مطالبی به سود حمایت‌کننده کتاب هستند و مسلما مک‌دونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.

به عقیده نویسنده بی احترامی به حامیان مالی در مدارس با مجازات همراه خواهد بود. یکی از این موارد مربوط به دانش آموزی به نام مایک کامرون بود که به دلیل پوشیدن لباسی به رنگ آبی (که نماد شرکت پپسی، رقیب کوکاکولا است) در روز کوکاکولا (Coke Day) و هماهنگ نبودن با لباس مشکی و قرمز دیگر دانش‌آموزان، از تحصیل معلق شد.


با توجه به انتقادات موجود و تلاش‌های مک‌دونالد در جهت رفع کمبودها و بهبود شیوه عملکرد (بر اساس ادعای مدیران شرکت) واضح است که سیاست‌های اخلاقی این شرکت تنها در حد شعار بوده و اقدامی تاثیرگذار در جهت تغییر و بهبود شرایط از سوی شرکت صورت نگرفته است. بیشتر تلاش‌ها حالت توصیفی داشته و بر اساس اهداف آینده ترسیم شده است و نه آنچه تا کنون انجام شده است. به عبارت ساده تر تلاش‌های این شرکت بیشتر در جهت امیدوار نگه داشتن مردم به بهبود شرایط در اینده است تا مطمئن ساختن آنها.


مک‌دونالد، یکی دیگر از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی

افتتاح اولین شعبه مک‌دونالد در اسرائیل به سال 1993 در تل‌آویو بازمی‌گردد. این شرکت دارای 80 رستوران و 3000 کارمند اسرائیلی است. مک‌دونالد نیز همانند دیگر شرکت‌های بزرگ آمریکایی یکی از حامیان بزرگ اسرائیل به شمار می‌رود. جک ام. گرینبرگ (Jack M. Greenberg) که ریاست این شرکت را بر عهده دارد مدیر افتخاری اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل و موسسه Metropolitan Chicago است.بر اساس وبسایت صندوق سرمایه‌گذاری یهودیان شرکت Metropolitan Chicago شرکت مک‌دونالد یکی از حامیان اصلی این صندوق به‌شمار می‌رود. این شرکت از طریق کمیته اسرائیلی خود در این صندوق در راستای حفظ و تقویت حمایت اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک آمریکا از اسرائیل در تلاش بوده و به مانیتورینگ و در صورت لزوم پاسخ به پوشش رسانه‌ای اسرائیل مشغول است.

«مک‌دونالد»؛ کور کردن اشتهای ایرانیان برای لغو تحریم‌ها با طعم فست‌فود آمریکایی + تصاویر و فیلم
قدردانی انجمن یهودیان شیکاگو از حمایت‌های گسترده مک‌دونالد


صندق سرمایه‌گذاری یهود مجری برنامه مسافرت تابستانی خانوادگی به اسرائیل است. در این برنامه خانواده‌ها به بازدید از پایگاه‌های نظامی اسرائیل و ملاقات با سربازان اسرائیلی می‌پردازند. این صندوق در راستای مشارکت در برنامه اسرائیل سالانه 1.3 میلیون دلار برای توسعه شهرک صهیونیستی Kiryat Gat و برنامه های عمرانی در آن کمک مالی اختصاص داده است.

منابع:

1  BurgerBusiness. 2012-01-25. http://www.burgerbusiness.com/?p=9168 McDonald's History". Aboutmcdonalds.com. Retrieved 2011-07-23.

http://www.interbrand.com/en/best-global-brands/best-global-brands-2008/best-global-brands-2011.aspx

McDonald's wants a digital-age makeover".

4 Sweney, Mark (2006-04-20). "Not bad for a McJob?". London: The Guardian. Retrieved 2009-03-30.

5 Allen, R.L. (2004) ‘Act Responsibly: Corporate good deeds help communities and build long term business’, Nation’s Restaurant News (Magazine) 38(36), 22. Purchased and retrieved PDF file from http://archives.lf.com/preview.cfm?ID=2004250169922&SC=Act+Responsibly&CFID=3442278&CFTOKEN=41845483 on 12/11/2005.

6 Baker, G. (2005). ‘From a pioneer to a pariah as Golden Arches celebrates 50 years’, Times Online April 16. Retrieved from http://www.timesonline.co.uk/article/0,,11069-1571623,00.html on 19/04/05.


7 Carroll, A.B. and Buchholtz, A.K. (2000) Business and Society: Ethics and Stakeholder Management. South Western College (Cincinnati).


8 Caterer-online.com (2004). ‘Company A-Z: McDonalds’. Retrieved from http://www.caterer-online.com/facts/companydetail.asp?lSiteSectionID=19&companyID=17 on 12/4/05.
Cochran, P. (1994). ‘Reflections on stakeholder theory’, Business and Society (33) 1, 82-131. Elkington, J. Cannibals With Forks: The triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone (Oxford).

9 ‘Fast Food Pitfalls’ (2005). Retrieved from http://www.hendrickshosp.org/news.htm on 12/3/2005.


10 Freeman, R.E. (1984) Strategic Management: a stakeholder approach. Pitman (Boston).


11 Beauchamp, T. and Bowie, N. (2004). Ethical Theory and Business, Seventh Edition, New Jersey: Pearson Prentice Hall. (anything labelled Friedman)


12 Grarber, A. (2004) ‘Health initiatives catapult McDonald’s to top of corporate citizens list’, Nation’s Restaurant News 38(40). 140.


13 Hawken, Paul. (2002) ‘On Corporate Responsibility: A Ronald McDonald Fantasy’, San Francisco Chronicle, June 2nd. Retrieved from http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/c/a/2002/06/02/ED72039.DTL&hw=Ronald+McDonald+Fantasy&sn=001&sc=1000 on 12/12/2005.


14 Heinrich, M. (2002). ‘Exposing McDonald’s to the law’, Ecologist 32(7).


15 ‘Inside the McLibel trial’ (1995). Earth Island Journal 10(1).


16 Lampe, J. and Finn, D. (1992) ‘A model of auditors' ethical decision processes’, Auditing: A Journal of Practice and Theory (Supplement) 11: 33-59.


17 McDonald’s Worldwide (2004). ‘Corporate Responsibility Report’.


18 McEwan, T. (2001) Managing Values and Beliefs in Organisations. Financial Times/Prentice Hall.


19 McMans Depression and Bipolar Weekly (2004). ‘Diet and Obesity’. Retrieved from http://www.mcmanweb.com/diet_obesity.htm on 12/10/2005.


20 McSpotlight.org (2005) ‘Environment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/environment/index.html on 12/10/05.


21 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Animals’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/animals.html on 12/10/05.


22 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Employment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/employment.html on 12/10/05.


23 McSpotlight.org. (2005) ‘The McLibel Trial’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/case/index.html on 12/10/2005.
Parker, M. (1998) Ethics & Organisations. Sage.

24 Prince, J.S. and Denion, R.A. (1992). ‘Launching a new business ethic’, Industrial Management 34(6). 15-19.


25 Schlosser, E. (2001). Fast Food Nation. Penguin.


26 Smith, S. (2003) ‘McDonald’s’, America’s Greatest Brands II, 80-81. Retrieved from http://www.americasgreatestbrands.com on 12/4/05.


27 Spurlock, M. (2004) ‘Super Size Me (DVD)’.


28 Strategic Direction (2002). ‘McDonalds jumps on the CSR bandwagon’, Strategic Direction 18(9). 8-11. Retrieved from http://www.emeraldinsight.com/Insight/ViewContentServlet?Filename=Published/EmeraldFullTextArticle/Articles/0560180902.html on 12/12/2005.


29 Svoboda, S. and Hart, S. (1995). ‘Case A: A McDonald’s Environmental Strategy’, Pollution Prevention in Corporate Strategy, March. Retrieved from http://www.p2pays.org/ref/12/11858.pdf on 12/10/2005.


30 Teather, D. (2004). ‘McDonald’s seeks to assuage critics’, The Guardian August 6.


31 Sweeney, M. (2004). ‘McDonald’s axes Golden Arches for health focus’, Marketing.


32 Transport and General Workers Union (2004). ‘Government lets McDonald’s get away with low pay shame’. Retrieved from http://www.tgwu.org.uk/Templates/News.asp?NodeID=90633&int1stParentNodeID=42438&int2ndParentNodeID=89397&Action=Display on 12/4/05.


33 Verschoor, C.C. (2001). ‘Why do unfortunate things happen to good corporate citizens?’, Strategic Finance 83(5). 20-21.

Walsh, C. (2003). ‘Big Problems for Big Food as courts reach bursting point’, The Observer, July 13th. Retrieved from http://observer.guardian.co.uk/business/ethics/story/0,12651,997084,00.html on 10/4/2005.

34 Wells, C. (1998) ‘Corporate Responsibility’, Encyclopedia of Applied Ethics, 653-660.


35 Wood, V. (2002). ‘McDonald’s Social Responsibility Report – A Review’, Business Respect, 20th April. Retrieved from http://www.mallenbaker.net/csr/nl/28.html#Anchor-McDonald's-12723 on 12/4/05.

مطالب مرتبط

بررسی نقش حضرت عیسی علیه السلام در حکومت جهانی اسلامی امام عصر(عج)

بررسی نقش حضرت عیسی علیه السلام در حکومت جهانی اسلامی امام عصر(عج)

رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر اولو العزم الهی به همراه آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآ نی، ایشان را یاری می نماید. یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.

 

» ابتدای نظرات (122)

 

بررسی نقش حضرت عیسی علیه السلام در حکومت جهانی اسلامی امام عصر(عج)/ آیا امام زمان و حضرت عیسی، همزمان، ظهور می کنند؟

فرود حضرت مسیح از آسمان، علاوه بر اینکه موجب گرایش غربی ها و مسیحیان جهان به اسلام و انعقاد پیمان صلح میشود، برخی از شبهات پیرامون امام عصر نیز پاسخ داده میشود. با حضور و نزول حضرت مسیح به زمین و آشکار شدن خبر قرآن مبنی بر به صلیب نکشیده شدن حضرت عیسی، پیش از پیش موجب تقویت پایه های حکومت جهانی اسلام شده و نیز بر امامت در سنین کودکی، صحه گذاشته میشود.
باور به ظهور شخصي كه جهان را پر از عدل و داد كرده و ريشه هاي ظلم و ستم را مي چيند اختصاص به اسلام نداشته بلكه، شامل اديان مختلف الهي و آسماني مي شود و در اسلام، مسيحيت، يهوديت، زرتشت و... به ظهور اين شخص نويد داده شده است. خلاصه و حقيقت مهدويت، منتهي شدن سير جوامع جهان به سوي جامعه واحد و سعادت عمومي، امنيت و رفاه، تعاون و همكاري، همبستگي همگاني حكومت حق و عدل جهاني، غلبه حق بر باطل، غلبة جنودالله بر جنود شيطان، نجات مستضعفان و نابودي مستكبران، و خلافت مؤمنان و شايستگان به رهبري يك رجل و ابرمرد الهي است كه موعود انبياء و اديان و دوازدهمين اوصياء و خلفاي پيغمبر آخرالزمان است. رجانیوز با توجه به اهمیت موضوع "مهدویت" درنظر دارد سلسله مقالاتی با عنوان «متی ترانی و نراک» را جهت آشنایی بیشتر مخاطبان خود به این موضوع تا نیمه شعبان سالروز ولادت خاتم الاوصیا حضرت مهدی(عج) منتشر نماید. باشد که مورد مقبول حضرتش قرار گیرد.
 
***
 
رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر اولو العزم الهی به همراه آن حضرت در راه جهانی شدن ارزشهای قرآ نی، ایشان را یاری می نماید. یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.
 
از روایات شیعه و اهل سنت، استفاده می‌شود که هنگام خروج حضرت‌ مهدی علیه‌السلام، حضرت ‌عیسی علیه‌السلام از آسمان فرود آمده، در نماز به امام ‌زمان اقتدا خواهد کرد.
 
بخاری به سند خود از رسول‌ خدا نقل می کند: «کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم؛ چگونه‌ای زمانی که فرزند مریم فرود آید، درحالی‌که امام بر شما فردی از خودتان است». [صحیح بخاری، ج۴، ص۱۴۳.]
 
و نیز در منابع حدیثی شیعه، از امام‌ باقر علیه‌السلام نقل شده است: «القائم منصور بالرعب مؤید بالنصر، تطوی له الارض و تظهر له الکنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر الله عزوجل به دینه و لو کره المشرکون. فلا یبقی فی الارض حزاب الّا عمر و ینزل روح الله عیسی‌بن‌مریم فیصلی خلفه؛ قائم توسط ترس یاری و به نصرت تأیید می‌شود. زمین برای او خواهد چرخید و گنج‌ها برای او ظاهر خواهد شد و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند، هر چند که مشرکان برآن کراهت داشته باشند. در آن هنگام در زمین جای خرابی نیست جز آنکه آباد شود و روح‌الله عیسی‌بن‌مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد».[مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۱]
 
بنابراین، طبق روایات وارده از شیعه و اهل سنت، پس از ظهور حضرت حجت(عج)، حضرت عیسی(ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم(عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب عالم می رسد."[صدوق، کمال الدین، ص ۱۶۳] همچنین در روایتی آمده است: حضرت عیسی در بیت المقدس نزول می‌کند که مردم در حال خواندن نماز جماعت هستند که امام جماعت، خود را کنار می‌کشد و حضرت عیسی را مقدم می‌کند تا امام جماعت شود ولی حضرت عیسی او را به جلو می اندازد به او اقتدا نموده و طبق دین حضرت محمد(ص)، پشت سرش نماز می‌خواند. [بحرانى، حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار‏، ج ۶، ص ۴۳۰] از آنجا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را بعنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی(عج) علاقمند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.
 
می‌‎توان گفت نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام پشت سر امام مهدی علیه‌السلام، آخرین حجت خدا میان مسلمانان و جانشین بر حق پیامبر خاتم، برای اثبات این حقیقت بزرگ است که دین اسلام آخرین دین الهی و پیامبر اسلام‌، آخرین پیامبر از سلسله انبیای‌ الهی است. نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در جایگاه پیشوای گسترده‎ترین دین جهان که بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده است، راه را برای حق‎جویان عالم هموار خواهد کرد و این، بزرگ‎ترین نقشی است که یک پیامبر بزرگ برای هدایت نسل‎ها بر عهده دارد.
 
لازم به ذکر است آنچه از مجموع روایات درباره نزول حضرت عیسی‌ علیه‌السلام استفاده می‌‎شود، اصل فرودآمدن آن بزرگوار و نمازخواندن او پشت سر امام مهدی‌ علیه‌السلام است. در روایات شیعه، چیزی بیش از این مطرح نشده است که بتوان به آن اعتماد کرد. البته در روایات اهل سنت، به نکته‎های دیگری مانند حضور حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در بیت‌المقدس و نیز درگیری و جنگ او با دجال و قتل دجال نیز اشاره شده است. 
 
جایگاه حضرت عیسی در آخرالزمان
 
فرود آمدن حضرت روح الله، عیسی مسیح(علیه السلام) از آسمان، در آخرالزمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را که می فرماید: «هیچ یک از اهل کتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت به آن گواه باشد.» (سوره نساء، آیه ۱۵۹) به همین معنا تفسیر کرده اند. علامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند:
 
«پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یک از ملت های یهود و مسیح نماند؛ مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی (علیه السلام) نماز گزارد.» (بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۵۳۰)
 
روایات فرود آمدن مسیح (علیه السلام) در منابع شیعه و سنّی فراوان است، از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:
 
«چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود ‌آید و پیشوای شما از خود شما باشد.» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۳.)
 
این روایت را جمعی از علمای اهل سنت، از جمله بخاری و دیگران درباره فرود آمدن عیسی آورده اند. (صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۵۶) 
 
بر اساس روایات منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، حضرت مسیح، پشت سر امام مهدی (علیه السلام) نماز می گزارد. از پیامبر اکرم ص نقل شده است: منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه. مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۹۱) و نیز نقل شده است: ... و منكم القائم يصلّي عيسى بن مريم خلفه إذا أهبطه اللّه إلى الأرض من ذريّة على و فاطمة من ولد الحسين‏.  از شما است قائم که از ذریه علی و فاطمه و از فرزندان حسین است و عیسی بن مریم (ع) پشت او نماز می گزارد هنگامی که خدا او را به زمین فرود می آورد. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۷)
 
و هر سال به حجّ خانه خدا مشرف می شود. مسلمانان به همراه او به نبرد با یهود، روم و دجّال می پردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگی رحلت می کند و مسلمانان پیکر او را به خاک می سپارند. (نسخه خطی الفتن ابن حماد، صص ۱۵۹-۱۶۲)
 
در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام)  آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در قبر مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.
 
با توجه به آیه «قرآن» که: «هیچ کس نیست؛ مگر اینکه به او ایمان آورد.»
 
می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، ایمان بیاورند.
 
از این رو، طبیعی است که با ظهور مسیح (علیه السلام)، جهان مسیحیّت خرسندی عمیق خود را با برپایی تظاهرات گسترده مردمی ابراز نماید و فرود عیسی (علیه السلام) را برای خود در برابر ظهور مهدی (علیه السلام) برای مسلمانان، موهبتی الهی پندارند و طبیعی است که حضرت مسیح (علیه السلام) از کشورهای مختلف آنان دیدار کند و خداوند نشانه ها و معجزه هایی را به دست او آشکار سازد و جهت هدایت تدریجی مسیحیان به اسلام در درازمدت اقدام نماید. در نتیجه، نخستین نتایج سیاسی فرود مسیح (علیه السلام) کاهش دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفته روایات، انعقاد پیمان صلح و آتش بس بین آنها و حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.
 
زمان ظهور حضرت مهدی و نزول حضرت عیسی
 
آیا امام زمان و حضرت عیسی، همزمان، ظهور می کنند؟
 
از روایات موجود در این زمینه به دست می ‏آید که بعد از ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری – ارواحنا له الفدا – حضرت مسیح (علیه السلام) از آسمان نزول خواهد کرد و در محضر آن حضرت حضور خواهد داشت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه) می‏فرماید:
 
«لن تُهلک اُمَّةٌ انأ فی اولها و عیسی فی آخرها و المهدی فی وسطها»؛ (کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۴)
 
امتی که من در اول، عیسی (علیه السلام) در آخر و مهدی (علیه السلام) در وسط آن باشیم هرگز به هلاکت نمی‏افتند.
 
این روایت صراحت بیشتری بر این مطلب دارد که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از حضرت عیسی (علیه السلام) انجام می‏گیرد، بنابراین حضرت مهدی (عج) میانه امت پیامبر خواهد بود و منظور از وسط در روایت ذکر شده، ما قبل آخر است و میانه حقیقی نیست چون حضرت عیسی (علیه السلام) پس از حضرت مهدی (عج) خواهد آمد و حضور ایشان با حضور حضرت مهدی (عج) منافاتی نخواهد داشت. از این روایت استفاده می‏شود که حضرت عیسی (علیه السلام) وحضرت مهدی (عج) با هم ظهور نمی‏کنند بلکه نخست حضرت مهدی (عج) و سپس بعد حضرت عیسی (علیه السلام) ظهور می‏کنند. (یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، علیرضا رجایی، ص ۲۱۱.)
 
مکان نزول حضرت عیسی
 
در شماری از روایت های ابن حماد از منابع اهل سنت، به اماکن متعددی به عنوان محلّ فرود عیسی (علیه السلام) اشاره شده است، از جمله «قدس شریف»، پل سفید بر دروازه «دمشق»، کنار مناره ای در محل دروازه شرقی دمشق و «دروازه لُدّ» در «فلسطین».
 
از روایت طبرانی از منابع اهل سنت، استفاده می‌شود که مکان نزول حضرت‌ مسیح در آخرالزمان، دمشق است. طبرانی به سند خود از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده که فرمود: 
 
«ینزل عیسی‌ بن‌ مریم عند المنارة البیضاء شرقی دمشق؛ عیسی‌بن‌مریم کنار مناره سفید قسمت شرق، در سرزمین دمشق فرود خواهد آمد». 
 
ابن‌کثیر از دانشمندان اهل سنت، نیز می‌گوید: «... آنگاه مسیح بر زمین فرود می‌آید و محل فرود او کنار مناره سفید شرقی در دمشق؛ هنگام نماز صبح است». (الفتن و الملاحم ابن‌کثیر، ص۱۷۲.)
 
اما نظر مشهور در نگاه شیعی، این است که حضرت مسیح، نخست در قدس، فرود می آید و پشت سر امام مهدی نماز میگذارد و سپس رهسپار «شام» و دیگر نقاط می شود. 
 
اسلام، دین حضرت عیسی
 
از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود که حضرت ‌عیسی‌ علیه‌السلام بعد از فرودآمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می‌کند، نه به شریعت خود.
 
سمره از رسول خدا نقل کرده که فرمود: «عیسی‌بن‌مریم در حالی ‌که تصدیق‌کننده به محمد و بر دین اوست نزول می‌کند، آنگاه دجال را به قتل می‌رساند...». (صحیح ابن‌حبان، ج۵، ص۲۲۳)
 
حضرت عیسی، وزیر امام مهدی
 
در حکومتی که رهبری آن به‌عهده حضرت‌ مهدی علیه‌السلام است، کارگزاران و مسئولان حکومت او نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند؛ لذا طبق آنچه در روایات آمده است، ترکیب دولت حضرت‌ مهدی علیه‌السلام را پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان و صالحان روزگار تشکیل خواهند داد.
 
در روایتی می‌خوانیم که حضرت‌ عیسی علیه‌السلام به حضرت ‌مهدی علیه‌السلام می‌گوید: «همانا من به‌ عنوان وزیر فرستاده شده‌ام نه امیر و فرمانروا». (ملاحم، ابن‌طاووس، ص۸۳؛  و الفتن، ابن‌حماد، ص۱۶۰)
 
همچنین در روایتی آمده است که حضرت ‌عیسی علیه‌السلام، وزیر حضرت مهدی علیه‌السلام و پرده‌دار و جانشین آن حضرت است. (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ و حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)
 
و نیز در روایتی دیگر آمده است: «... آنگاه عیسی فرود می‌آید و مسئول دریافت اموال حضرت ‌قائم می‌شود و اصحاب کهف نیز در پشت سر او خواهند بود». (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)
 
مدت عمر حضرت عیسی
 
از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود، حضرت‌عیسی علیه‌السلام بعد از نزول به زمین، چهل سال عمر می‌کند و در این مدت، ازدواج نیز می‌کند، بعد رحلت فرموده و مسلمانان بر او نماز می‌گزارند:
 
۱. ابوهریره در حدیثی از رسول خدا‌ نقل کرده که فرمود: «او مسیح چهل سال در روی زمین توقف خواهد کرد و بعد از وفاتش، مسلمانان بر او نماز می‌گزارند».
 
۲. عبدالله‌بن‌عمر از رسول‌ خدا نقل کرده که فرمود: «عیسی‌بن‌مریم به زمین فرود می‌آید و ازدواج می‌کند و صاحب فرزند می‌شود». 
 
در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام)  آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش، حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در کنار قبر حضرت مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.
 
ره یافت ها
 
از مجموعه احادیث و روایات در باب نقش حضرت عیسی مسیح، به نتایجی دست می یابیم، از جمله:
 
۱. فرود حضرت مسیح از آسمان، علاوه بر اینکه موجب گرایش غربی ها و مسیحیان جهان به اسلام و انعقاد پیمان صلح میشود، برخی از شبهات پیرامون امام عصر نیز پاسخ داده میشود. با حضور و نزول حضرت مسیح به زمین و آشکار شدن خبر قرآن مبنی بر به صلیب نکشیده شدن حضرت عیسی، پیش از پیش موجب تقویت پایه های حکومت جهانی اسلام شده و نیز بر امامت در سنین کودکی، صحه گذاشته میشود. زیرا، قرآن آغاز معجزات عیسی(ع) را در نوزادی بیان کرده و بصراحت می‌گوید وقتی به مریم(س) اعتراض کردند که چطور مادر شده‌ای، بصراحت وجود مقدس حضرت عیسی(ع) به سخن آمده و از طهارت و پاکی مادرشان سخن می‌گویند! این یعنی تصریح به مقام نبوت و ولایت ایشان فارغ از سن و زمان و مکان و وابسته به شایستگی‌های الهی. بنابراین، نوع ولادت حضرت مسیح(ع) و آغاز نبوت ایشان در نوزادی با تصریح آیه قرآن، سند محکمی است بر این عقیده شیعه که امام میتواند در سنین کودکی به مقام شامخ امامت برسد.
 
۲. از طرفی بر اساس طول عمر حضرت مسیح(ع) که از دو هزار سال می‌گذرد، می‌توان بر طول عمر حضرت حجت(عج) استدلال کرد، وقتی معتقد هستیم ایشان زنده‌اند و حضرت حجت(عج) را در قیامشان یاری می‌کنند، دیگر طول عمر حضرت ولی عصر(عج)، جای تعجب و عدم باور و شبهه افکنی ندارد.
 
۳. از شگردهای جبهه کفر و شیطان، حذف مشترکات ادیان آسمانی است. اتحاد اسلام و مسیحیت در آخرالزمان، بر خلاف دیدگاه جبهه یهود صهیونیسم، می باشد. از اینرو، تمام سعی خویش را در جهت اختلاف افکنی بین دین اسلام و مسیحیت به کار بسته اند. حضرت مسیح (ع) به تصریح روایات اسلامی، یکی از پیامبران الهی هستند که در عصر ظهور و در ایجاد حکومت عدل جهانی حضرت ولی عصر(عج) نقشی اثرگذار ایفا کرده و آن حضرت(عج) را در ساخت آرمانشهر بشری کمک می‌کنند. 
 
برای آشنایی بیشتر، با احادیث نزول حضرت مسیح از آسمان و نقش ایشان در حکومت اسلامی و جهانی حضرت مهدی علیه السلام، مراجعه کنید به: کتاب دانشنامه امام مهدی بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، محمد محمدی ری شهری، ج ۹، ص ۷-۳۵.  و کتاب المعجم الموضوعی لاحادیث الامام المهدی، علامه علی کورانی عاملی، ص ۶۳۵-۶۵۸.
 
دانش آموخته حوزه علمیه قم

دو شهر اسطوره‌ای که تکفیری‌ها را زمین‌گیر کردند+تصاویر

بیش از سه سال مقاومت در محاصره؛ این شاید بهترین تعریف از پایداری تاریخی دو شهر شیعه نشین «نبل و الزهرا» در شمال سوریه در مقابل تروریست‌هایی باشد که هر روز بر سر زنان و کودکان این دو شهر باران موشک و خمپاره آوار می کنند.

به گزارش مشرق، کودکان هنوز در کوچه‌ها مشغول بازی‌اند، اما هر از گاهی صدای زوزه موشک یا خمپاره، بازی کودکانه شان را بهم می‌زد.

بچه‌ها بعد از سه سال به این ماجرای تکراری انفجار و گلوله و شهادت دوستانشان عادت کرده‌اند؛ در این سه سال پرتاب همین موشک‌ها و خمپاره‌ها تقریباً تنها کاری است که از دست قاتلان آنها برآمده؛ تکفیری‌ها هر روز خواب ورود به این منطقه در شمالی ترین نقطه سوریه را می‌بینند.

دو شهر کوچک اما استراتژیک، «نبل و الزهرا»؛ جایی که تروریست‌های تکفیری جبهه النصره که در برخی مناطق سوریه راحت پیشروی کرده اند،‌ بیش از سه سال است فقط از دور می توانند دیوارهای شهر را ببینند و با گلوله های خمپاره، توپ و موشک های کوتاه برد آنرا هدف قرار دهند؛ امروز اگر از تکفیری های عضو جبهه النصره که 3 سال از عمر خود را پشت دیوارهای این دو شهر گذرانده اند بپرسید تنها آرزویشان چیست، پاسخ می دهند؛ «تسخیر شهرهای شیعه نشین نُبُل و الزهرا»

شیعه نشین ترین شهرهای سوریه را بشناسید

«نبل و الزهرا» دو شهر مهم شیعه نشین در سوریه‌اند که در 20 کیلومتری شمال غربی شهر حلب و 25 کیلومتری مرز ترکیه، در کنار اتوبان بین المللی حلب  ـ  ترکیه واقع شده‌اند. ‌این دو شهر بیش از 65 هزار نفر شیعه 12 امامی دارند که پس از شروع ناآرامی‌ها در سوریه، میزبان نزدیک به 15 هزار پناهنده شیعی و سنی هوادار حکومت بشار اسد شده و جمعیتش به 80 هزار نفر رسیده است.

به لحاظ تقسیمات کشوری، شهر «نبل» مرکز بخش «نبل» از شهرستان اعزاز از توابع استان حلب سوریه است. بخش «نبل» با مساحتی در حدود 175 کیلومتر مربع متشکل از باشمره، زوق الکبیر، برج القاص، بیانون، حردتنین، کفین، معرسة الخان، میاسه، مایر، نُبل، رتیان و الزهراء است.

«نبل و الزهرا»؛ نگین مقاومت در سوریه+تصاویر

شهر الزهراء که به لحاظ اداری زیر مجموعه بخش «نبل» است، با فاصله کمی در کنار شهر «نبل» قرار گرفته است. این منطقه از آنجا که دارای سلسله آثار تاریخی مشهور و مهمی از قبیل شهرهای مرده و یا فراموش شده است، اهمیت وی‍‍ژه ای دارد.

از طرف دیگر، موقعیت جغرافیایی این منطقه و قرار گرفتن آن در میانه راه بین‌المللی حلب تا ترکیه، و واقع شدن آن میان مناطق سنی‌نشین سمت شرق و مناطق کرد نشین سمت غرب و مرتفع بودن آن و همچنین تمرکز بالای جمعیتی آن نسبت به سایر مناطق، باعث شده این منطقه از اهمیت استراتژیک زیادی برخوردار باشد.

اهالی نبل و الزهراء که به حسن تعامل با مناطق مجاور سنی مشهور هستند، عمدتاً در تجارت و امور علمی و فرهنگی مشغول فعالیت بوده‌اند؛ به نحوی که به لحاظ علمی و فرهنگی نزدیک به چهارهزار معلم از این دو شهر آموزش در مدارس شهرهای سنی نشین اطراف را برعهده داشته‌اند و به همین لحاظ مردمی فرهنگی شناخته می شوند.

همچنین بخش عمده‌ای از تجارت کالا و صادرات و واردات استان حلب در دست اهالی نبل و الزهرا بوده است.

شهر نبل دارای 120 پزشک و یک مرکز درمانی مجهز و پیشرفته است و مردم مناطق مختلف سنی، مسیحی و کردنشین اطراف برای مداوا به این شهر مراجعه می کردند.

شهری در محاصره گرگ ها...

چهار سال از خط شروع ناآرامی‌ها در سوریه می گذرد،‌ راهپیمایی‌های پراکنده در استان‌های حمص و حلب با برخی بی‌تدبیری‌ها که دقیقاً مورد بهره‌برداری جریان‌های خارجی قرار گرفت، شعله ور شده و کار به بکارگیری سلاح می‌رسد.

تروریست‌ها از هرگوشه سوریه اعلام موجودیت می‌کردند و حتی از کشورهای خارجی نیز برخی تروریست‌های کارکشته القاعده عازم این کشور ناآرام می‌شدند تا دیدن سرنگونی بشار اسد و حکومتش را از دست ندهند.

آتش درگیری‌ها خیلی زود به استان‌های شمالی سوریه رسید و حلب یکی از استراتژیک ترین استان‌های این کشور را تحت تاثیر قرار داد.

شهرهای استان حلب یکی پس از دیگری توسط گروه جبهه النصره سقوط می کرد و تروریست‌ها هر روز به مرکز این استان نزدیک‌تر می‌شدند.

در راه تروریست‌های جبهه النصره اما در شهر شیعه نشین قرار داشت،‌ شهرهایی که شیعیان آن به حمایت از حکومت بشار، پدرش،‌حزب الله لبنان و ایران عشق می ورزند؛ همین دو شهرت یعنی شیعه و طرفدار بشار بودن کافی بود تا تکفیری ها نُبُل و الزهرا را با 80 هزار نفر جمعیت مورد حمله قرار دهند.

ژوئیه 2012 جبهه النصره حملات سنگینی را برای تسخیر این دو شهر که در 25 کیلومتری شهر حلب قرار دارند، آغاز کرده و با گلوله باران شدید تلاش می کردند دروازه های ورود به حلب را تسخیر کنند.

«نبل و الزهرا»؛ نگین مقاومت در سوریه+تصاویر

اما شیعیان این شهر که از مدت‌ها پیش زمزمه نزدیک شدن تکفیری‌های جبهه النصره را شنیده بودند با همکاری علما و مسئولان شهر گروه های مقاومت مردمی را برای مقابله با تکفیری ها تشکیل داده و منتظر رسیدن آنها به منطقه بودند.

جبهه النصره که بعد از چندین ماه حمله از ورود به شهر های شیعه نشین نبل و الزهرا ناامید شده بود در نهایت با دور زدن این دو شهر اقدام به کامل کردن حلقه محاصره خود در منطقه کرد.

از این نقطه به بعد ماراتن یک جنگ تمام عیار و طاقت فرسا میان اهالی شیعه نشین نبل و الزهرا با تروریست های تکفیری آغاز شد.

تکفیری ها برای رفع محاصره شهرها خواسته‌های مشخصی داشتند؛ «نیروهای مدافع شهر سلاح را بر زمین بگذارند و مردم شهر نیز از بشار اسد، ایران و حزب‌الله ابراز انزجار کنند»؛ خواسته‌ای که مردم بسیاری از شهرهای تسخیر شده قبلی از روی خیانت یا ترس از قتل عام به آن تن داده بودند.

اما پاسخ این دو شهر به تکفیری ها یک «نه» بزرگ بود که البته با بدست گرفتن سلاح و دفاع از شهرشان نمایش داده شد.

شیعیان نبل و الزهرا البته تنها از خود دفاع نمی کردند، آنها میزبان 15 هزار سنی شهرهای اطراف (که از همکاری با تکفیری ها سرباز زده بودند) نیز هستند و این افراد حدود سه سال نیم است که در پناه جوانان شیعه مدافع شهر زندگی می کنند.

مقاومت بدون آب و غذا/ شکنجه و کشته شدن به دلیل داشتن عکس سید حسن نصرالله

حتی تصور جنگیدن در محاصره سخت و دردناک است ولی وقتی رنج کمبود مواد غذایی، دارو و حتی آب شرب را آنهم زیر حملات و موشک باران های دائمی تروریست ها به آن اضافه کنیم، زندگی طاقت فرساتر می شود.

تروریست ها که در روزهای ابتدایی محاصره نُبُل و الزهرا قصد کامل کردن حلقه تسخیر حلب را داشتند، امروز تنها یک هدف را دنبال می کنند؛ «قتل عام شیعیان»، حسی که مقاومت مردم این دو شهر در برابر تروریست‌ها در ایجاد آن بی تاثیر نبوده است.

از همین رو تروریست های جبهه النصره با همراهی برخی گروه های تکفیری همسو در همان روزهای ابتدایی محاصره، تمام راه های ورودی شهر و برخی روستاهای اطراف را تحت کنترل گرفته و مانع ورود و خروج هرگونه منابع دارویی و غذایی بشردوستانه به این دو شهر شدند.

قطع برق این دو شهر در این روزها از سوی تروریست ها که با حمله به مراکز تولید برق این دو شهر انجام می شود، موضوعی طبیعی است و اهالی شهرها به بودن در خاموشی عادت کرده اند.

تروریست ها مانع ورود منابع آب شرب به شهر شده و همین مساله مردم این دو شهر را بیش از 3 سال است که با بحران بی آب روبرو ساخته؛ بحرانی که در کنار صرف آب باران و بعضا آب های آلوده موجود بیماری‌های مختلفی را برای ساکنان نبل و الزهرا به ارمغان آورده است.

حدود دو سال قبل اما خبری تکان دهنده از این دو شهر به گوش رسید، خبری که در عین دردآور بودن مقاومت مثال زدنی شیعیان در مقابل تکفیری ها را زبانزد کرد.

خبر این بود؛ «با تمام شدن منابع غذایی در شهرهای نبل و الزهرا مردم این شهرها به خوردن برگ درختان و گیاهان صحرایی روی آورده اند»؛ حتی تصور این اقدام برای برخی ساکنان شهرهایی که به راحتی کاشانه و دیار خود را تسلیم تکفیری ها کردند قابل فهم نبود.

مقاومت مردم نبل و الزهرا در جایی بیشتر نمایان می شود که نگاهی کوتاه به شیوه تسخیر دیگر شهرهای سوریه داشته باشیم؛ شهرهایی که تروریست ها در آنها تنها با مقاومت شکننده ارتش سوریه مواجه شدند و به دلیل عدم حضور مردم در صحنه درگیری توانستند این شهرها را تسخیر و بر آنها مسلط شوند.

هم اکنون امداد رسانی به مردم نبل و الزهرا تنها از طریق آسمان امکان پذیر است. بالگردهای ارتش سوریه با گذشته از خط آتش تروریست ها خود را به آسمان نبل و الزهرا می رسانند و با پرتاب بشکه های حامل دارو، مواد غذایی و آب به مردم در محاصره امداد رسانی می کنند؛ کمک هایی که به هیچ وجهه کفاف 80 هزار انسان در محاصره را نمی دهد.

«نبل و الزهرا»؛ نگین مقاومت در سوریه+تصاویر

در همین حال تکفیری های تروریست در اطراف شهر بیکار ننشسته و از هر اقدامی برای کشتار مردم شیعه منطقه صرف نظر نمی کنند.

اعضای جبهه النصره با حمله به خانه روستائیان اطراف این دو شهر شیعه نشین، ساکنان خانه هایی را که با آنها همکاری نمی کنند ربوده و مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار می دهند.

همچنین دیده شده که برخی اعضای روستاهای اطراف به دلیل داشتن عکس سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان توسط اعضای جبهه النصره و دیگر گروه های تکفیری شکنجه و در نهایت به شهادت رسیده‌اند.

هدف قرار دادن کشاورزان و اقدام برای ربودن زنان و دختران شهر یکی دیگر از اقدامات معمول تروریست ها در سه سال اخیر است؛ اقدامی که البته چندین بار با مشت محکم نیروهای مردمی پاسخ داده شده است.

تلاش برای رهایی/ اسیر گرفتن از تروریست ها؛ اقدامی قهرمانانه

موقعیت شهرهای نبل و الزهرا کار را برای حمله مستقیم برای آزادسازی آن سخت کرده است؛ قرار داشتن استان ملتهبی مانند حمص  بر سر راه نیروهای ارتش، نزدیکی این دو شهر به مرز ترکیه و پشتیبانی این کشور از تروریست ها تنها بخشی از موانع ارتش و نیروهای مقاومت برای شکست محاصره نبل و الزهرا است.

ترکیه نیز شدیدا از سقوط این دو شهر حمایت می کند و حتی چندی پیش و در بهمن ماه سال 1393پایگاه خبری العهد لبنان خبر از برنامه ریزی ترکیه با همکاری افسران اطلاعاتی آمریکا و جبهه النصره برای طراحی نقشه سقوط این دو شهر خبر داد.

در خبر العهد آمده بود: «پیش از حمله به شهرهای نبل و الزهرا در شمال سوریه، افسران آمریکایی و برخی کشورهای عربی در ترکیه گردهم آمدند تا نقشه سقوط این دو شهر را طراحی کنند؛ این جلسه در راستای تلاش برای تغییر قواعد درگیری در سوریه به ویژه  حلب در شمال این کشور، تشکیل شد و در جریان آن ترکیه میزبان افسران اطلاعاتی آمریکا و همتایان عرب آنان بود تا نقشه سقوط نبل و الزهراء را طراحی کنند.»

بنابر خبر العهد، افسران اطلاعاتی آمریکا و ترکیه حمله غافلگیرانه ای را برای تصرف نبل و الزهرا ترتیب داده بودند که با هوشیاری ارتش سوریه در شناسایی محور اصلی حمله تکفیری های جبهه النصره و گلوله باران این منطقه توسط توپخانه و تانک های ارتش این حمله ناکام ماند.

همین تلاش ها نشان از اهمیت این دو شهر استراتژیک برای تروریست ها و برنامه ریزان منطقه ای آنها دارد.

ارتش سوریه و البته ساکنان نبل و الزهرا تلاش هایی را برای رها شدن از بند محاصره انجام داده اند؛ اقداماتی که با پشتیبانی شدید ترکیه و دیگر گروه های تروریستی از جبهه النصره به عنوان عامل اصلی محاصره شهرها، تنها به صورت محدود توانست حلقه محاصره را بشکند.

در همین راستا نیروهای ارتش سوریه اواخر سال گذشته شمسی توانست با آغاز دور جدید حملات خود برای تنگ کردن حلقه محاصره حلب، روستاهای اطراف شهرهای نبل و الزهرا را تسخیر کنند و حتی برخی منابع میدانی در گزارش های خود از دیده شدن دروازه ورودی نبل و الزهرا از خط اول درگیری با ترویست ها و ارتش سوریه خبر دادند.

در همین راستا برخی واحد های ارتش سوریه توانستند با شکستن بخشی از محاصره شهر الزهرا از جهت غرب وارد شهر شوند اما شکستن کامل محاصره به دلیل حملات خمپاره ای و موشک باران سنگین تروریست‌ها محقق نشده است.

اواخر سال گذشته اما برگی دیگر از مقاومت شیعیان در سوریه رقم خورد؛ نیروهای مقاومت مردمی نبل و الزهرا یوسف زوعه فرمانده میدانی گروه تروریستی «جیش المجاهدین» را در حمله ای غافلگیرانه ربودند.

«نبل و الزهرا»؛ نگین مقاومت در سوریه+تصاویر

کمیته‌های مقاومت مردمی شهر های نبل و الزهرا درست در زمانی که در محاصره کامل به سر می بردند فروردین ماه امسال یک عملیات تبادل اسرای عجیب را رقم زدند.

یوسف زوعه با 15 زن و 10 کودک ربوده شده توسط تکفیری ها مبادله شد؛ مبادله ای که نشان داد محاصره سه ساله این شهر ها نه تنها مقاومت آنها را کم نکرده بلکه مردم منطقه را برای مقاومت مصمم تر ساخته است.

کشتار مردم و سکوت مجامع بین المللی

بروز یک فاجعه انسانی در سوریه برای سازمان های بین المللی و برخی کشورهای منطقه بی اهمیت است، به ویژه اگر شهری که در آن فاجعه در حال رخ دادن است، شیعه هم باشد.

مردم شهرهای نبل و الزهرا به صورت مشخص هدف یک نسل کشی آشکار از سوی تروریست های تکفیری قرار گرفته‌اند و حتی برای برگزاری آداب مذهبی خود نیز باید تاوان سنگینی بدهند.

در آخرین جنایت صورت گرفته، مردم این منطقه محاصره شده در روز عید فطر و در حالی که برای خواندن نماز در مساجد جمع شده بودند، مورد حمله ترویست ها قرار گرفتند.

تروریست‌های تکفیری در صبح روز عید فطر امسال به محض شنیدن صدای تکبیر مردم و نیروهای مقاومت از مساجد این دو شهر با ده ها موشک و خمپاره اقدام به هدف قرار دادن این دو شهر کردند.

در این حمله تعدادی از نمازگزاران عید فطر شدیدا مجروح شدند؛ این حملات در حالی صورت می گیرد که در اکثر مناطق درگیری تروریست ها در روز عید فطر تلویحا آتش بس برقرار بود ولی کینه تروریست ها از مردم نبل و الزهرا  حتی اجازه برگزاری نماز عید را نیز به آنها نداد.

«نبل و الزهرا»؛ نگین مقاومت در سوریه+تصاویر

مقاومت شیعیان،‌ نگینی بر انگشتر مقاومت در سوریه

کودکان نبل و الزهرا هنوز در کوچه پس کوچه های ناامن از انفجار موشک و یا خمپاره ای سرگردان، مشغول بازی هستند.

این روزها دیدن چهره پدر و برادران بزرگترشان که از کوچه ای به کوچه دیگر می دوند تا خود را به نقطه دیگری از شهر رسانده تا جلوی ورود تروریست ها به داخل شهر را بگیرند، دیگر مانند روزهای ابتدایی محاصره برایشان دلهره آور نیست؛ آنها بازی در محاصره و کنار سلاح پدرانشان را به زندگی در کنار تروریست ها و شرکت در مراسم‌های اعدام مانند آنچه در دیگر شهرهای سوریه دیده می شود، ترجیح می دهند.

قطعاً نام نبل و الزهرا تا سال ها در تاریخ مقاومت مردم سوریه باقی خواهد ماند؛ تاریخ قطعا خواهد نوشت که مردم شهری شیعه نشین و در محاصره، گشنگی و تشنگی را تا سر حد مرگ تحمل کردند ولی تسلیم را نه!

مقاومت مردم این دو شهر و تلاش های ارتش سوریه شاید تا چند ماه دیگر نبل و الزهرا را از دست تروریست‌ها رها کند و گزارشگران خبری از نگین مقاومت سوریه بر روی آنتن شبکه خود ظاهر شده و بگویند «اینجا نبل و الزهرا است،‌ شهرهایی آزاد...»

منبع: فارس
مطالب مرتبط

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد

خاطرات خبرنگار ایرانی از ملا عمر؛
ملا محمد عمر ابتدا از راهنما سؤال کرد آيا به اين دوستان ايراني ما رسيده‌ايد؟ آنها جاي خوب و غذاي خوب داشته‌اند؟ بعد از ما سؤال کرد که به شما بد نگذشته است؟ شما را آزار نداده‌اند؟ و سؤالاتي از اين دست.. پاي چپ و يک چشمش آسيب ديده بود.
گروه بین‌الملل مشرق- جنگ ها هر قدر که طولاني باشند بالاخره تمام مي شوند و آدم ها به خانه هايشان بر مي گردند. اما اين آدم ها هيچ گاه نمي توانند خاطراتشان از روزهاي جنگ را فراموش کنند به خصوص اگر حرفه اين آدم ها خبرنگاري باشد و با ذهن کنجکاو ، نگاه تيزبين و دقيق يک خبرنگار، در صحنه جنگ حاضر شده باشند.پس از جنگ 16 ساله ويتنام، دفاع مقدس هشت ساله مردم کشورمان طولاني ترين جنگ قرن بيستم را رقم زد. از اين نبرد طولاني  تصاوير، عکس ها و گزارش هاي خبري بر جاي مانده که بهترين اسناد آن سال ها محسوب مي شوند. خبرنگاران در سختي ها و تلاطم و در هياهوي جنگ آن ها را ثبت نمودند تا مهمترين مقطع تاريخ معاصر اين سرزمين را در ذهن ها و انديشه ها ماندگار کنند. محمدحسين جعفريان يکي از اين خبرنگاران جنگي است که در سال هاي پاياني جنگ پايش به حرفه خبرنگاري باز شد و بخشي از خاطرات جنگي اش را در روزنامه خراسان منتشر کرد، جنگ که تمام شد جعفريان  تا حدود سال 1374 در روزنامه خراسان حرفه خبرنگاري را ادامه داد و در همان زمان هم در جنگ هاي ديگر  کشورها حضور يافت. او جزو معدود خبرنگاران معاصر جهان است که اغلب جنگ هاي معاصر دنيا از افغانستان و کشمير، آذربايجان و عراق گرفته تا بوسني، کوزوو ، سومالي و... را از نزديک شاهد بوده و از آن ها فيلم و عکس و گزارش تهيه کرده است. آثاري که در نوع خود در دنياي رسانه منحصر به فرد هستند و بارها در رسانه هاي جهان بازتاب داشته اند. در آستانه روز خبرنگار و سالگرد شهادت محمود صارمي، خبرنگار واحد مرکزي خبر در مزارشريف که از دوستان نزديک و صميمي جعفريان بود به سراغش رفتيم تا به مرور بخشي از خاطراتش بپردازيم. گفت‌وگو با او به دليل تشديد مجروحيت‌هاي حاصل از حضورش در جنگ‌هاي متعدد به ويژه در ايران و افغانستان به سختي و در کشاکش بين بيمارستان و خانه امکان پذير شد، که در ادامه آن را مي‌خوانيد.

*****

 * آقاي جعفريان از افغانستان، سرزمين جنگ زده اي که با اسم شما گره خورده و هر وقت اسم جعفريان به ميان مي آيد آدم ياد افغانستان، احمد شاه مسعود و ملامحمد عمر مي افتد. به خصوص اينکه شما جزو معدود خبرنگاران جهان هستيد که از نزديک اين دو را ملاقات کرديد. از ديدار ويژه ملامحمد عمر رهبر طالبان برايمان بگوييد؟  

** در اسفند سال 73 ما به مناطق تحت کنترل طالبان رفتيم. آن زمان شش ماه از تشکيل حکومت طالبان مي گذشت و ما در حال توليد مستندي با عنوان سفر به جمهوري طالبان بوديم. به همين مناسبت با چند نفر از مسئولان سرشناس افغاني که بعدها در بين طالبان صاحب مقامات مهمي شدند گفت وگو کرديم. در قندهار ديديم لقب اميرالمؤمنين را براي ملامحمد عمر به کار مي بردند و مي گفتند نمي شود وي را ديد. ضمن اينکه اجازه تصويربرداري در شهر هم به ما داده نشد. گفتند از حيث مذهبي درست نيست. به سختي گاهي تصويربرداري مي کرديم. وقتي کارمان تمام شد و  از قندهار به سمت هرات بر مي گشتيم در جاده ماشيني از روبه رو مي آمد که راهنما گفت: ماشين ملامحمد عمر است. ماشين آن طرف جاده نگه داشت و کسي از آن پياده شد، ما هم پياده شديم. راهنماي طالباني مان به او توضيح داد که اين دو نفر، خبرنگار ايراني هستند و مهمان ما بوده اند. او هم به فارسي خيلي بدي سوالاتي کرد. حدود پانزده دقيقه صحبت کرد و ما فقط صداي او را ضبط کرديم.

 * به  غير از شما چه خبرنگاراني در دنيا تاکنون ملامحمد عمر را ديده اند؟

بعدها وقتي دو خبرنگار از روزنامه ال‌پاييس کشور اسپانيا به تهران آمده بودند، اتفاقا به اين دليل که شنيده بودند که دو خبرنگار ايراني مدعي اند که ملامحمد عمر را ديدند آن ها عکسي را با خودشان آورده بودند و به ما نشان دادند و اين تصوير دقيقا همان آدمي بود که من و آقاي برجي در مسير بازگشت از قندهار او را ديديم.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی بد صحبت می‌کرد

 * گفت وگويتان با فرمانده طالبان چه بود؟  

** آن پانزده دقيقه بيشتر به خوش و بش گذشت. ملا محمد عمر ابتدا از راهنما سؤال کرد آيا به اين دوستان ايراني ما رسيده‌ايد؟ آنها جاي خوب و غذاي خوب داشته‌اند؟ بعد از ما سؤال کرد که به شما بد نگذشته است؟ شما را آزار نداده‌اند؟ و سؤالاتي از اين دست. بعد هم گفت حکومت افغانستان در حال حاضر دست طلبه‌هاست (در افغانستان به کسي که علوم ديني مي خواند طلبه مي گويند) اصلا فرصت سوال و جواب به ما داده نشد. چيزي که در آن لحظه براي ما جالب بود خود او بود به تعبير ما فيلم بردارها دقايقي طول کشيد که ما فوکوس کنيم که آيا اين آدم واقعا ملامحمد عمر است يا نه؟ نکته عجيبش هم اين بود که او خودش راننده بود يعني وقتي ماشين ايستاد يک ماشين دو کابين خالي که هيچ محافظي در آن نبود و اين آدم خودش پشت فرمان نشسته بود. راهنماي ما توضيح داد که اين عادي است و او با خودش محافظ نمي برد. قبلا هم وقتي ما دنبال ملامحمد حسن والي قندهار (استاندار قندهار) مي گشتيم که معاون ملا عمر و نفر دوم طالبان بود، در خيابان کسي را ديديم که پاچه هاي شلوار افغاني اش را بالا کشيده بود پياز و سيب زميني خريده بود که ما با او حرف زديم. از اين جهت هم خيلي عجيب نبود ولي در وهله اول وقتي ما اين آدم را ديديم، حيرت کرديم که آيا واقعا اين آدم ملامحمد عمر است که تنها پشت فرمان نشسته و از اين مسير خلوت دارد مي رود.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد
تنها عکس موجود از دوران جوانی ملا محمد عمر

 * او فارسي حرف مي زد؟  

** بله. ولي فارسي را خيلي بد صحبت مي کرد. چون افغاني هايي که زبان مادريشان پشتو است و فارسي زبان دومشان محسوب مي شود فارسي را خيلي بد حرف مي زنند.

 * به لحاظ ظاهري رهبر طالبان چطور آدمي بود؟  

** از حيث ظاهري آدم چهارشانه و چاقي بود. پاي چپش و يک چشمش آسيب ديده بود که اتفاقا چشم چپش هم بود گويي که ترکش خورده بود. ريش بسيار انبوه و عمامه اي هم به سر داشت شبيه اغلب چهره هايي که از طالبان ديده ايم.

 * آقاي جعفريان اعتقادات ديني و اسلامي شما چقدر در حرفه خبرنگاري جنگي تان تأثير گذار بود. يعني شده جايي به خاطر باورهاي اسلامي از برخي از فرصت هاي طلايي خبرنگاري استفاده نکنيد؟  

** بارها اتفاق افتاده است، مثلا خاطره اي را براي شما نقل مي کنم. وقتي که آمريکايي ها بعد از 11 سپتامبر به افغانستان حمله کردند ما به مزار شريف سفر کرديم در آنجا منطقه اي بود به نام قلاع جنگي که تعدادي اسير آنجا نگهداري مي شد. من با مسئول اردوگاه مصاحبه اي داشتم.

از سفرهاي قبلي هم که به افغانستان رفته بودم او را ديده بودم و مي شناختم. ايشان براي اينکه لطفي در حق من بکند با لهجه افغاني خودش گفت جعفريان بيا من يک گروه از اين اسرا را رها مي کنم تا فرار کنند بعد آن ها را به رگبار مي بندم و تو فيلم بگير.اين فرصت براي خبرنگار جنگي خيلي وسوسه برانگيز است و خبرنگاراني هستند که دهها و صدها هزار دلار خرج مي کنند تا چنين صحنه هايي را شکار کنند و اثرشان به يک اثر ماندگار تاريخي تبديل شود.در کوزوو با چشم خود ديدم که خانم کريستين امانپور خبرنگار مشهور آمريکايي جلوي آمبولانس هايي که مجروحان را به بيمارستان مي رساند گرفت. پول کلاني به راننده يکي از آن ها داد. مجروحان را وسط خيابان ريخت يک سرباز صرب را پيدا کرد باز به او پول داد تا او در حالي که به جسد اين مجروحان لگد مي زند از آن ها عکس بگيرد. يکي از آن عکس ها، مشهورترين عکس هاي جنگي جهان است. عکسي که در آن سرباز صرب که اسلحه روي دوشش و يک سيگار روي لبش است با خشونت به يک جسد که در کنار انبوهي از نعش ها افتاده لگد مي زند. خلاصه مسئول اردوگاه دوباره اصرار کرد که من اين اسيران را به رگبار مي بندم و تو فيلم برداري کن، باز اکراه کردم و  او گفت اينها طالباني هستند که تا آخرين فشنگشان جنگيده اند و محکوم به اعدام هستند و بالاخره به زودي اعدام مي شوند حداقل شما اين تصوير را بگير.چند بار وسوسه شدم که اين اتفاق بيفتد ولي باز ديدم نمي توانم با خودم کنار بيايم. فکر کردم به هر دليلي شايد عمر اين آدم ها به دنيا باشد و خداوند آن ها را نجات دهد چرا من سبب مرگشان باشم.مسئول اردوگاه گفت حکم اعدام اين فرد بايد صبح اجرا شود ولي من الان او را مي آورم و اعدامش مي کنم و تو فيلمش را براي خودت بگير، باز من زير بار نرفتم.

 * آن لحظه چه حسي داشتيد؟ فکر مي کرديد يک موقعيت خوب حرفه اي را داريد از دست مي دهيد؟  

** اصلا لحظاتي که ايشان اين حرف ها را به من مي زد به خصوص لحظه اي که در مورد فرد آخر که فردا بايد اعدام مي شد با من صحبت کرد من ناخودآگاه ياد عکس معروف آن خبرنگار آمريکايي در سايگون ويتنام که در کتب درسي ما هم بود افتادم. اين عکس را يک خبرنگار از يک ويتنامي گرفته که رئيس حکومت نظامي شهر سايگون هفت تير را روي پيشاني او گذاشته و اعدامش مي کند. اين عکس در سه صحنه قبل از شليک، لحظه شليک و بعد که آن مرد روي زمين مي افتد گرفته شده و چقدر همان عکس در جهان مشهور است. از مشهورترين عکس هاي جنگي جهان است ولي باز من نتوانستم خودم را قانع کنم چون نيامده بودم شکاري انجام دهم که خبرنگار جنگي مشهوري باشم يا پول خوبي را به دست بياورم. آمده بودم که يک حقيقت را منعکس کنم و اين مهمترين فرق خبرنگاران جنگي ما با خبرنگاران جنگي معمول دنياست.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد
عکس یادگاری محمدحسین جعفریان و رضا برجی با نیروهای احمد شاه مسعود

 * با وجود اينکه خبرنگاران هم نسل شما در خط مقدم جنگ هاي معاصر دنيا و در قلب حادثه حضور داشتند و فيلم هايي گرفته اند که اين فيلم ها بازتاب جهاني داشته اما در جنگ هاي معاصر دنيا که اتفاقا بيشتر آن ها در کشورهاي اسلامي مثل لبنان و فلسطين در حال وقوع است و يکي دو جنگ هم در همسايگي ما رخ داده، خبرنگاران ما حضور برجسته و به موقع ندارند و ما توليدات رسانه هاي غربي را نشان مي دهيم. چه اتفاقاتي موجب شده به رغم گذشته درخشان در عرصه خبرنگاري جنگ، خبرنگاران  ما در اين زمينه دچار عقب افتادگي شوند؟  

** دفاع مقدس که تمام شد نسل ما که به طرق مختلف در جنگ حضور داشتيم و حال و هواي آن روزها با ما بود و حفظ خطوط برايمان پررنگ و مهم بود همچنان که حالا هم هست و ما با آن آرمانها زندگي مي کنيم و حاضريم زندگي و جانمان را فداي اين آرمان ها بکنيم و اثبات هم کرديم که اين باور ماست. اما به مرور زمان آن احساسات کمرنگ و به نسل بعد منتقل نشد. حال و هواي جنگ فروکش کرد که بخشي از آن طبيعي بود اما مي شد از طريق تربيت خبرنگاران اين شعله را روشن نگه داشت. اما چون آموزش نيرو و تربيت تيم هاي خبري براي مسئولان مهم نبود  تيم هاي خبري پيشکسوت ما از کارافتاده شدند و ما به نوعي مصرف شديم و نتوانستيم نهال هاي جديد را پرورش دهيم.دليل ديگرش هم اين بود که خود مسئولان به اين موضوعات اهميت ندادند. تلويزيون ما وارد عرصه مستندسازي لوکس که معمولا هم در خارج از کشور انجام مي شود، شده است. مستندهايي که يک نوع بيهوده از آن کار است. عمدتا هم روي روابط به مستندسازان سفارش داده مي شود نظير مستند اينجا آفريقاست که گل  هم کرد و جزو مستندهاي بسيار گران قيمت بود. وقتي اين مستندهاي گران وارد تلويزيون شدند و نسلي هم وجود نداشت که مستندهاي داغ آن چناني بسازد طبيعتا هم دست مسئولان خالي بود و هم فکر آن ها توليد اين مستندها نبود. ما هم به مرور زمان فراموش شديم و گرنه نسل ما حتي با همين وضعيت و همين مقدار انرژي که باقي مانده بود مي توانستيم کارهاي جديدي را توليد کنيم. آثاري که بتواند بيننده داشته باشد اما گفتم بي توجهي مسئولان در اين عرصه خيلي دخيل بود. آن ها به آثار داستاني پرخرج روي آوردند در حالي که مي توانستند با يک دهم اين هزينه ها مستندهاي بسيار جالب در حوزه هاي مختلف توليد کنند.خاموش شدن نور روايت فتح و بچه هايي که آنجا کار مي کردند و متفرق شدن مستند سازان خوب آنجا و... همه اين مسائل دست به دست هم داد تا اين اتفاق نامبارک بيفتد و هنوز هم که هنوز است اين وضعيت ادامه دارد و اميدي هم به بهبود آن نيست و به نظر من اگر همچنان اين روند ادامه پيدا کند، معلوم نيست که آيا ما دوباره مي توانيم در عرصه خبرنگاري جنگي حرفي براي گفتن داشته باشيم و آن آرمان هايي را که باور داريم خودمان گوينده اش باشيم نه غول هاي رسانه اي دنيا که با اهداف خودشان آثارشان را مي سازند.من وقتي که شنيدم در درگيري هاي يمن، سومالي و غزه تيم هاي خبري ما حضور نداشتند واقعا زجر کشيدم خيلي برايم تأسف آور بود. احساس مي کردم چقدر جاي ما خالي است و روحم پر مي زد که آنجا باشم. متاسفانه تصاويري که ما مي ديديم از خبرنگاران بقيه کشورها بود که به ما مي دادند حالا شما اين را مقايسه کنيد که در جنگ کوزوو تصاويري که ما آورده بوديم از همه رسانه هاي جهان بهتر بود و اولين تصاويري که از اشغال شهر کريشنا پايتخت کوزوو به جهان مخابره شد تصاويري بود که از ايران رفت. مگر تيم خبري ما نبود که همراه تانک هاي ناتو و با اولين اکيپ نظامي وارد اين شهر شديم و اولين تصاوير را گرفتيم و به تمام دنيا داديم. روزگاري ما در عرصه خبرنگاري جنگي در دنيا مرجع بوديم و با نگاه خودمان به دنيا فيلم مي داديم اما متاسفانه حالا اين طور نيست.

 * خبرنگاران ما که اغلب در جنگ هشت ساله جوان بودند و تجربيات ارزنده اي را از آن سال ها کسب کرده اند در حال پير شدن هستند؟ خيلي از آن ها مانند شما، آقاي برجي و بيژن نوباوه که لطمات شديدي از جنگ ديدند چندان وضعيت جسماني مناسبي ندارند اما اين تجربيات کم نظير به نسل جديد منتقل نشده و ممکن است با از دست رفتن خبرنگاران جنگي پيشکسوت ما اين تجربيات هم براي هميشه از بين برود چه بايد کرد؟  

** من اين حرف شما را کاملا تاييد مي کنم در کشور ما آدمي مثل رضا برجي که رکورددار حضور در جنگ هاي معاصر دنياست وجود دارد ولي به او توجهي نمي شد ايراد اصلي هم اين است که ما فاقد مراکز و مؤسساتي هستيم که به سراغ اين بچه ها بيايند و از اين تجربيات استفاده کنند.خبرنگاران جنگي پيشکسوت ما هر کدام در گوشه اي محدود و دور از آن گذشته درخشان که طي کردند و اتفاقات عظيمي را شاهد بودند روزگار مي گذرانند در حالي که آن ها بايد نيروهايي را تربيت کنند که تا قبل از اينکه ما به خبرنگار جنگي نياز پيدا کنيم بتوانيم نيروهايي از اين دست به اندازه کافي داشته باشيم.متاسفانه ما حتي جنگ را هم خيلي راحت از دست داديم. چون تشکيلاتي وجود نداشت که از خبرنگاران جنگي حمايت کند. مراکزي مثل روايت فتح کارهايي را کردند که آن هم به همت و پافشاري کساني مثل سيدمرتضي آويني بود که با مقاومت، پافشاري و فداکاري و اصرار مسئولان را مجاب کردند که اين چنين فيلم هايي ساخته شود. اگر اصرارهاي آويني نبود الان ما هيچ چيز از جنگ نداشتيم.گرچه اين اواخر به فکر افتاده بودند که چنين مراکزي را به وجود بياورند اما متاسفانه خيلي دير بود.

 * خيلي از خبرنگاران جنگي دنيا خاطراتشان را مکتوب کردند و به خاطر همين به شهرت جهاني رسيده اند، شما هم خاطرات مکتوب داريد؟  

** نه به آن شکل. بخشي از خاطراتم را در سال 68 در روزنامه خراسان منتشر مي کردم و از همان دوران تا حدود سال 74-73 يعني دوره سردبيري آقاي ناصر آملي در روزنامه خراسان بودم. در دوره اي هم که در افغانستان بودم يادداشت هايم را با عنوان «تکر در ولايت جنرال ها» (گشت و گذاري در سرزمين ژنرال ها) در مجله مهر و دو هفته نامه کمان منتشر مي کردم که خيلي هم مورد استقبال واقع شد منتهي به دليل وضعيت بد جسماني فرصت نکردم اين يادداشت ها را به صورت کتاب منتشر کنم در حال حاضر آقاي اميد مهدي نژاد در حال تدوين و انتشار اين خاطرات در قالب کتابي با همين عنوان «تکر در ولايت جنرال ها» است. من امروز که به گذشته نگاه مي کنم مي بينم اگر در حوزه خبرنگاري جنگي ايده هايم را مکتوب مي کردم و همه وقتم را صرف مستندسازي نمي کردم مي توانستم آثار بهتر و بيشتري داشته باشم.

 * خيلي از رسانه هاي خارج از کشور مشتاق هستند از وجود کساني مثل شما استفاده کنند. تا جايي که من خبر دارم بارها به شما و چند نفر از خبرنگاران جنگي با تجربه ديگر ما هم پيشنهادهاي خوبي در اين زمينه از سوي رسانه هاي معتبر جهان ارائه شده چرا اين پيشنهادها را نپذيرفتيد؟  

** بله بارها اين پيشنهادها شده ولي پذيرفتن آن مستلزم خروج از کشور است که عمده بچه هاي ما دوست ندارند اين اتفاق بيفتد به خاطر اينکه اغلب کساني که در کشور ما کار خبرنگاري جنگي را انجام مي دهند از بچه هاي جبهه و جنگ و بسيجي هستندکه آرمان هاي خاصي دارند. اين بچه ها برخلاف باورهاي خودشان مي دانند که بروند جاي ديگر کار کنند ولي به نظر من وقتي اينجا جز توهين و حقارت اين بچه ها چيز ديگري نمي بينند چاره اي جز اين نيست چون زمان را از دست مي دهند اين آدم ها دارند پير مي شوند و وقتي در داخل کسي علاقه مند به آموختن تجربيات آن ها نيست حداقل مي توان آن را به هم نوعان خود ياد داد تا در جاي ديگري اين داشته ها حفظ شود.گفتم چون نگاه ما به خبرنگاري جنگي آرمان خواهي و آرمان طلبي بوده نه نگاه فرصت طلبانه همين ها باعث شده که ما از اين موقعيت ها استفاده نکنيم اما اين نقيصه بايد برطرف شود.وقتي کشور ما مدعي حمايت از ملت هاي مظلوم در سراسر دنياست و معتقد است استکبار خبري باعث شده تا اخبار نبردهاي مظلومان دنيا آن چنان که هست منعکس نشود پس بايد تشکيلاتي درست و حسابي وجود داشته باشد تا اگر اتفاقي افتاد منعکس کننده حقيقت باشد در حالي که ما چنين بخشي را نداريم و از خبرهاي همان رسانه ها که به قول ما غول هاي رسانه اي دنيا هستند استفاده مي کنيم.

 * چطور وارد عرصه خبرنگاري جنگي شديد؟  

** در اواخر جنگ واحدهايي به نام واحد ثبت وقايع در جهاد سازندگي به وجود  آمد که من در يکي از واحدهاي جهاد سازندگي  استان مازندران که آن موقع آنجا مشغول تحصيل بودم مشغول کار شدم از آن زمان بود که به طور جدي خبرنگار جنگي حرفه من شد. بعد که جنگ تمام شد از حدود سال 69 سفرهاي خودم را به بقيه کشورها مثل افغانستان، کردستان عراق، تاجيکستان، کشمير، بوسني، جمهوري آذربايجان و... آغاز کردم به دليل حضورم در روايت فتح مستندهاي مختلفي را براي تلويزيون ساختم. مثل لعل بدخشان (درباره افغانستان سال 72)، نسل گمشده (درباره کوزوو)، شير دره پنج شير (درباره احمد شاه مسعود) و... در اين دو دهه کمتر جنگي بوده که در سطح جهان رخ داده باشد و من در آن حضور پيدا نکنم. خيلي از اين فيلم ها هم در سطح جهان منحصر به فرد بوده اند مثلا اولين بار از درگيري هاي مقتدا صدر در عراق بعد از ورود آمريکا ما فيلم گرفتيم و به ايران آورديم و بعد هم که به تمام رسانه هاي جهان مخابره شد اما بعدها به دليل مجروحيتي که براي من اتفاق افتاد نتوانستم در خيلي از جاها حاضر شوم. من وقتي درگيري هاي غزه را مي ديدم مثل پرنده اي بودم که در قفس گرفتار شدم و نمي تواند کاري انجام دهد در حالي که ديگر خبرنگاران جنگي را در حال پرواز مي ديدم و غبطه مي خوردم به حال آن ها که آنجا حاضر بودند.

 *آقاي جعفريان شما را در دنيا با مستند شير دره پنجشير که درباره احمد شاه مسعود است مي شناسند اولين بار او را کجا ملاقات کرديد؟  

** من سفرهاي زيادي به افغانستان داشتم و همين آشنايي باعث شد که به عنوان رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي در آن کشور انتخاب شوم. در همان دوره مسئوليتم حدود سال 75 براي اولين بار احمد شاه مسعود را در دره پنج شير ديدم. آن زمان من مستندي تحت عنوان چرا مي جنگيم مي ساختم که به سراغ مسعود رفتم و با او مصاحبه گرفتم. بعدها هم مستند شير دره پنج شير يا همان حماسه ناتمام را ساختم که بسيار هم مشهور شد.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد
محمدحسین جعفریان در حال مصاحبه با احمد شاه مسعود، شیر دره پنجشیر


 * آن مستند را در چه شرايطي ساختيد؟  

** آن موقع طالبان بخش اعظم افغانستان را گرفته بود و ده درصد خاک آن کشور در دست مسعود مانده بود. من به تاجيکستان رفتم دوستان مسعود را آنجا پيدا کردم و موافقتشان را جلب کردم تا يک دوربين هميشه همراه مسعود باشد و ايشان اجازه بدهد در حالي که او کارهاي خودش را انجام مي دهد ما هم از اتفاقات پيرامون زندگي اش تصوير بگيريم. کسب اين موافقت خيلي آسان نبود ولي بالاخره اتفاق افتاد.بعد من با کمک خود ايشان با بالگرد بين تاجيکستان و دهکده اي در شمال افغانستان به نام خواجه بهاء الدين که مقر مسعود بود به آنجا رفتم.جايي نزديک خط مقدم خانه اي بود که مقر مسعود محسوب مي شد. او در حالي که کار خودش را انجام مي داد دوربين هميشه همراهش بود. ابتدا اين طور بود که وقتي او کار روزانه اش را آغاز مي کرد من هم به همراه دوربينم به دنبال او مي رفتم شب که مي شد او به مقر خودش مي رفت و من هم به محل اسکانم برمي گشتم.بعد از حدود 4 روز من توانستم اعتماد مسعود را جلب کنم و او پذيرفت دوربين شبانه روز همراه او باشد چون خيلي وقت ها اوبه خط مقدم جبهه سر مي زد ما هم همراه او مي رفتيم.نظر او جلب شد و حتي ما صحنه هاي خيلي خصوصي از مسعود گرفتيم مثلا وقتي مسعود دارد نماز شب مي خواند يا اول سپيده صبح است او براي نماز صبح برخاسته دوربين اين تصاوير را مي گيرد که در فيلم هم موجود است.اين همراهي مسعود باعث شد که فيلم خيلي خوبي ساخته شود و ما حتي از خصوصي ترين زندگي اين آدم حتي در زماني که نقشه هاي جنگي اش را براي سردارانش توضيح مي داد فيلم گرفتيم.قرار بود حاصل اين فيلم ها مستند يک ساعته از زندگي مسعود باشد اما به فاصله کمي از تصويربرداري ما مسعود به شهادت رسيد و چون هيچ تصوير ديگري از او وجود نداشت به تشويق شبکه اول تلويزيون مستند شش قسمتي از اين تصاوير ساخته شد که بارها از شبکه هاي داخلي و خارجي پخش شد.

 * چه شد که به سراغ احمد شاه مسعود رفتيد. شخصيت او چه جاذبه هايي داشت که شما به عنوان يک خبرنگار جنگي وقت زيادي را اختصاص داديد تا بتوانيد با مسعود مصاحبه کنيد و فيلم بگيريد؟  

** جواب اين سئوال را بايد با توجه به شرايط آن زمان داد زماني که تقريبا تمام فرماندهاني که عليه طالبان مي جنگيدند اسلحه هايشان را زمين گذاشته بودند و تنها کسي که مقاومت مي کرد مسعود بود علاوه بر آن پيرامون شخصيت مسعود حرف و حديث هاي فراواني وجود داشت و من دلم مي خواست بدانم اين آدم واقعا کيست؟ در ذهن من هم پيرامون او سوال هاي زيادي وجود داشت. قبلا با اين آدم آشنا بودم و از او مصاحبه گرفته بودم . در دنيا هم مقاومت افغانستان را به نام مسعود مي شناختند به طوري که همان موقع ها پارلمان اروپا وقتي مي خواست يک شخصيت افغاني را به عنوان نماينده براي توضيح وضعيت اين کشور دعوت کند از برهان الدين رباني رئيس جمهور افغانستان دعوت نشد و آن ها از مسعود دعوت کردند.شخصيت او براي من خيلي جذاب بود بعد هم که اين سريال را ساختم ديدم اشتباه نمي کردم اين آدم آنقدر کاريزماتيک بود که ارزش ساختن سريالهاي متعدد يا نوشتن کتاب هاي مختلف را داشت و دارد.در آن شرايط خيلي بعيد بود که خبرنگاري بتواند خودش را به مقر مسعود برساند اگر هم مي توانست برساند شايد انگيزه اين کار را نداشت در تمام مدتي که من آنجا بودم فقط يک خبرنگار انگليسي به آنجا آمد که مسعود هم خيلي به آن علاقه مند نبود و مي خواست زود از شر آن خلاص شود در جايي از فيلم هم هست که به نيروهايش خبرنگار انگليسي را نشان مي دهد و مي گويد اين را هم با خودتان ببريد.اين انگيزه براي من که حالا از قبل مسعود را مي شناختم و اين توان را داشتم که درباره او فيلم بسازم و علاقه شخصي ام به خود مسعود هم خيلي مهم بود من واقعا مسعود را خيلي دوست داشتم و در سفرهاي قبلي که به افغانستان رفته بودم به شخصيت او علاقه مند شده بودم.تصورم اين بود که از تمام نيروهايي که در افغانستان بودند فقط اين آدم مقاوم باقي مانده بود و به تنها چهره مقاومت در افغانستان تبديل شده بود. به اعتقاد من مسعود آدم سالمي بود و شخصيت سالمي داشت.برخلاف خيلي از چهره هاي ديگر افغانستان که دلايل ديگري در کنار جهاد به معني واقعي اش براي جنگيدن داشتند مسعود آدمي بود که خالص تر به نظر مي آمد و واقعا در حال جهاد بود که در فيلم هم اين احساس منعکس شده گرچه ممکن است برخي با اين نظر من موافق نباشند. اما من فکر مي کنم آدم اشتباهي را انتخاب نکرده ام و بعد اينکه فيلمم ساخته شده بيشتر به درستي تصميمم پي بردم.

 * چرا فيلم شير دره پنج شير اينقدر در سطح دنيا مطرح شده است با وجود اينکه شما آثار مستند ديگري هم ساخته ايد؟  

** اين فيلم از آن جهت خيلي اهميت پيدا کرد که به فاصله کمي پس از فيلم برداري آن مسعود به شهادت رسيد و خيلي از خبرگزاري ها سراغ اين تصاوير آمدند. الان هم در سالگرد شهادت مسعود اغلب شبکه هاي خبري دنيا مثل سي ان ان، بي بي سي و... اين تصاوير را پخش مي کنند. خود تلويزيون افغانستان هم که تقريبا هيچ تصويري به غير اين تصاوير ندارد وقتي آقاي خرازي وزير امور خارجه وقت براي تبريک استقلال افغانستان و تبريک به آقاي حامد کرزاي به عنوان نماينده جمهوري اسلامي به کابل رفت هدايايي به آقاي کرزاي تقديم کرد که فيلم شير دره پنج شير يکي از آن ها بود.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد
روبوسی رضا برجی، دوست و همکار جعفریان با وی پس از سال‌ها همکاری


 * به خاطر همين فيلم تابعيت افتخاري کشور افغانستان به شما اهدا شد؟  

** بله در مراسمي که درافغانستان برگزار شد دولت افغانستان پيشنهاد تابعيت افتخاري اين کشور را به سه نفر که در موضوع افغانستان و جنگ هاي اين کشور فيلم ساخته بودند اهدا کرد که من، محسن مخملباف و دوپاني فيلي بوديم.

 * به غير شما کس ديگري هم درباره احمد شاه مسعود فيلم ساخته است؟  

** دوپاني فيلي فيلم ساز فرانسوي هم تصاويري از او گرفته که براساس همين مستند فيلم سينمايي مسعود افغان ساخته شد.اين فيلم ساز سالها قبل حدود بيست و چند سال قبل از شهادت مسعود به افغانستان رفت و آمد داشته است و از مسعود تصاوير را گرفته و خودش مدعي است اصلا به خاطر مسعود به افغانستان رفته دوراني که مسعود هنوز خيلي جوان بوده.

 * از احمد شاه مسعود چه خاطره اي داريد؟  

** يادم هست يک بار مسعود داشت نقشه هاي جنگي اش را براي سردارانش توضيح مي داد که اتفاقا هم در فيلم آمده. او در حالي که مي دانست لو رفتن نقشه هاي جنگي ممکن است جان هزاران نفر از نيروهايش را به خطر بيندازد ولي در مورد فيلم گرفتن به من اعتراضي نکرد.

در فيلم هم هست که بقيه فرماندهان به او تذکر مي دهند که اين دارد فيلم مي گيرد و نقشه ما لو مي رود. ايشان بر مي گردد طرف من و از من مي پرسد فيلم تو چه وقت از تلويزيون ايران پخش مي شود.من مي گويم پاييز. بعد او به فرماندهانش مي گويد عيبي ندارد نگران نباشيد. يعني کاملا او به من اعتماد کرد چون من به معني واقعي کلمه با مسعود دوست شدم در صحنه اي از فيلم هست که سر سفره اي که من و مسعود نشسته ايم و در حال صبحانه خوردن هستيم او خيلي با محبت با من برخورد مي کند. بهرحال همين رفتار متفاوت او و فرصتي که به من داده شد باعث شد تا فيلم مسعود افغان به آن صميميت و واقعيت ساخته شود.

 * چطور مجروح شديد؟  

** وقتي از ساخت سريال لعل بدخشان (سريال هفت قسمتي براي شبکه اول سيما) همراه يک کاميون حاوي مهمات از مرز چين به افغانستان برمي گشتيم کنترل ماشين از دست راننده خارج شد ماشين به کوه برخورد و واژگون شد من حدود نيم ساعت زير چند تن مهمات ماندم. مهمات منفجر نشد وگرنه دکمه لباس من به ايران بر نمي گشت. سي روز طول کشيد که ما خود را از آن جاده هاي دهشت انگيز افغانستان با اسب و قاطر به کابل رسانديم خوب است اينجا به نکته اي اشاره کنم که قبلا از زبان دوستان بيان شده ما وقتي به کابل رسيديم آنجا تيمي از مسئولان وزارت خارجه به سرپرستي يکي از معاونان وزارت خارجه در کابل بودند اما حاضر نشدند من که مجروح شديد بودم و پزشک سفارت براي آن ها توضيح داد که اين آدم تا حالا فوت نشده بسيار حيرت آور است و دارد درد مي کشد.کابل هم در وضعيتي قرار دارد که نيروهاي حکمت يار روزي بيشتر از ده موشک به اين شهر شليک مي کنند ولي اينها حاضر نشدند ما را با هواپيماي اختصاصي خودشان که داشتند به ايران بياورند البته بعدها معلوم شد آن ها براي خريد عازم دبي بودند و خب طبيعتا نمي توانستند ما را با خودشان ببرند .آن موقع من مجبور شدم از کابل به مزار شريف منتقل شوم و اين جابجايي ده روز طول کشيد و اگر من به موقع منتقل شده بودم شايد بخشي از اين آسيب ها مثلا اينکه تا آخر عمر بايد با عصا راه بروم اتفاق نمي افتاد. اين در حالي بود که همان زمان يک خبرنگار جنگي انگليسي که در درگيري هاي بالکان مجروح شده بود وقتي پيکر مجروح او را با هواپيماي اختصاصي به فرودگاه لندن منتقل کردند وزير امور خارجه و وزير فرهنگ انگليس در فرودگاه به استقبال او آمدند و تا بيمارستان او را همراهي کردند.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد

 * 17 مردادماه در بزرگداشت ياد و نام شهيد محمود صارمي به عنوان روز خبرنگار نامگذاري شده است شما صارمي را مي شناختيد و او از دوستان نزديک و صميمي شما بوده که تا روز قبل از شهادت در کنار هم بوده ايد؟ چه اتفاقي افتاد که صارمي و ساير کارکنان کنسولگري ايران در افغانستان به شهادت رسيدند؟  

** من در فاصله سال هاي 75 تا 77 رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي در مزار شريف بوده ام خدا رحمت کند محمود صارمي به اتفاق همکارش از خبرگزاري جمهوري اسلامي در آنجا حضور داشتند. در اين دو سال ما با هم صميمي شديم و مدام به هم رجوع مي کرديم چون کارمان هم به نوعي به هم مرتبط بود.مردادماه سال 77 در حالي که بيشتر افراد از مزار شريف خارج شده بودند چون اين شهر آرام نبود و هر لحظه امکان وقوع چنين حادثه اي مي رفت ايشان به مزار شريف برگشت. ايشان روز شانزده مرداد به مزار شريف برگشت که من با همان هواپيمايي که ايشان آمد به تهران برگشتم. در آن شرايط طالبان به مزار شريف نزديک شده بودند و تحليل من اين بود که اگر طالبان به شهر برسند بچه هاي ما را شهيد مي کنند وقتي برگشتم به تهران با برخي از مسئولان تماس گرفتم و نظرم را گفتم. اما متأسفانه ترتيبي داده نشد تا اينکه در آن اتفاق فجيع بچه هاي ما به شهادت رسيدند و خيلي هم معلوم نشد که چه کساني آن ها را شهيد کردند.بعدها معلوم شد گروه هايي بودند که خيلي هم ربطي به طالبان نداشتند.

 * آن گروه ها به کجا وابسته بودند؟  

** کساني پشت ماجرا بودند که حتي اميد داشتند ايران با طالبان وارد جنگ شوند که امکان وقوع اين جنگ هم بعيد نبود،آن زمان ما حدود هفتاد هزار نيرو را در مرزهاي شرقي مستقر کرديم و اگر درايت و پافشاري مقام معظم رهبري نبود بعيد نبود که جنگ ما با طالبان شروع شود.

رهبر طالبان محافظ نداشت/ ملا عمر فارسی را خیلی‌بد صحبت می‌کرد
شهید محمود صارمی در حال مأموریت در افغانستان/ عکاس: رضا برجی


 * سال‌ها از شهادت محمود صارمي مي گذرد چه تصويري از او در ذهن شما باقي مانده است؟  


** شهيد صارمي بسيار آدم منضبطي بود کارش برايش اهميت داشت و حوزه خبر را خيلي خوب مي شناخت. يادم هست اگر خبري پايه اش سست بود و يا منابع قطعي نداشت ايشان از ارسال آن خودداري مي کرد من هميشه حس مي کردم او چقدر کار خودش را بلد است و به شدت به حرفه خبرنگاري علاقه مند است کسي که در اوج کشمکش هاي شهر مزار شريف کارش را رها نکرد و برنگشت تا اخبار آنجا را مخابره کند نشان دهنده تعهدش به خبر است فکر مي کنم محمود صارمي با خبر زندگي مي کرد و اين حوزه را به معني دقيقش دوست داشت و مي شناخت و به آن اهميت مي داد در مجموع محمود صارمي به تصادف وارد حوزه خبر نشده بود.


منبع: روزنامه خراسان
مطالب مرتبط