فيلم/ نگاهي به ريشه هاي تخريب بارگاه ائمه اطهار(ع) توسط وهابيون


فيلم/ نگاهي به ريشه هاي تخريب بارگاه ائمه اطهار(ع) توسط وهابيون


 
به گزارش خبرگزاري اهل‏بيت(ع) ـ ابنا ـ حجت الاسلام والمسلمين دکتر سيد محمد حسيني قزويني پژوهشگر برجسته ديني که فعاليت‏هاي تأليفي و تبليغي گسترده اي نيز به صورت حضوري، اينترنتي و ماهواره اي داشته و دارد؛ در سخناني به بررسي ريشه هاي تخريب بارگاه ائمه اطهار(ع) در بقيع بدست وهابيون پرداخته است.

همچنين در اين بررسي حجت الاسلام والمسلمين عباس جعفري فراهاني پژوهشگر مجمع جهاني اهل بيت(ع) نيز به ريشه يابي اين اتفاق تلخ پرداخته است. 
 
قسمت اول
 
 

دانلود اين کليپ
 
 
قسمت دوم
 
 
 
s player.

سالروز تخريب غمبار حرم اهل بيت در قبرستان بقيع/ وهابيت يا صهيونيسم اسلامي!؟

  قبرستان بقيع قبل از تخريب توسط وهابيون

  قبرستان بقيع

  تازه‏ها و ناگفته‏هاى بقيع

  هشت پرسش آيت‌الله سبحاني از سلفيه

زوج آلمانی:هزاران بار به‌اسلام ایمان آوردیم

زوج آلمانی:هزاران بار به‌اسلام ایمان آوردیم

در آلمان با دین شخصی و فردی مشکلی ندارند؛ اما چنانچه در مسائل اجتماعی ورود کنند همگی به نوعی توبیخ می‌شوند؛ آنها فردی را قبول دارند که سرش در لاک خودش باشد.

به گزارش مشرق به نقل از صاحب نیوز، در بخش رهیافتگان نمایشگاه بین المللی قرآن کریم به گفت‌وگو با یک زوج آلمانی به نام های الکساندر لُو و تنیا گایتس نشستیم تا از ماجرای اسلام آوردنشان بیشتر بدانیم. مصاحبه ای سراسر ایمان و یقین که خواندن آن را به همه توصیه می‌کنیم.

* در ابتدا خود را به طور مختصر معرفی فرمایید.

- تانیا گویتس هستم که پس از اسلام آوردن نام مریم را برای خود انتخاب کردم. خوشحال هستم که در ایام ماه مبارک رمضان در ایران هستم. من یکی مسیحی بودم و خانواده مذهبی و مقیدی داشتم. در دوران دانشجویی با دانشجویانی آشنا شدم که مسلمان بودند و بعضی رفتارهای خاص آنها مثل حجاب یا دست ندادن دخترها با پسرها برایم عجیب بود. بارها تحریک شدم نزدشان بروم و دلیل کارهایشان را بپرسم تا اینکه بالاخره با یک دختر مراکشی ارتباط گرفتم و پس از مدتی بسیار با هم صمیمی و دوست شدیم. مهربانی، گذشت و رفتارهای خوب او مرا به او نزدیک می کرد و کم کم از طریق وی با اسلام آشنا شدم.

* پس از این طریق اسلام آوردید؟

- بله، هر روز در مورد اسلام با یکدیگر صحبت می کردیم و نظرم جلب اسلام شد و بخاطر دوستم که اهل سنت بود من هم سنی شدم و الآن 14سال است که با افتخار مسلمانم.

* آقای علی اسکندر چطور با خانم گایتس آشنا شدید؟

- بنده 12سال است مسلمان شده ام و به دنبال یک دختر مسلمان بودم و از طریق دوستانی که داشتم با ایشان آشنا شدم و ازدواج کردیم، آن موقع پیدا کردن یک دختر مسلمان برایم سخت بود.

* خانم گایتس چطور شد با مذهب تشیع آشنا شدید؟

- چند سال پیش شوهرم با مسلمانانی آشنا شد که آنها شیعه بودند. روزی شوهرم نزدم آمد و از شیعه شدن خود سخن گفت. اوایل بسیار با او و دوستانش بحث می کردم و برایم پذیرش تشیع قابل قبول نبود تا اینکه با گفتگوهای بسیار و تحت تاثیر اهل بیتی که نقشی در مذهب اهل سنت نداشتند به تشیع گرویدم. من مذهب شیعه را منطقی دیدم و همه آموزه های آن را آموزه هایی عقلانی یافتم که روح تازه ای به من می داد و الآن حدود یک سال است که به همراه شوهرم شیعه هستیم.

* خانم گایتس چگونه خبر اسلام آوردن خود را به خانواده اطلاع دادید؟

- زمانی که تصمیم خود برای اسلام آوردن را به خانواده ام اعلام کردم برخورد تندی با من داشتند و حتی از سوی آنها تهدید به طرد شدم، البته پدرم رفتار ملایم تر و معقول تری داشت ولی مادرم برخورد تندی با من داشتند، البته با مرور زمان و توضیحات بنده اوضاع بهتر شد.

* آقای الکساندر شما چطور به خانواده اعلام کردید؟

- پدر و مادر من هم برخورد سختگیرانه ای کردند ولی ماجرا در خانه ما برعکس ماجرای همسرم بود و پدرم سرسختی بیشتری با من انجام می داد. آنها می گفتند اسلام آوردن من آنها را شوکه کرده است. خوردن گوشت خوک در خانه به معضل بزرگی تبدیل شده بود و من ضمن احترام به آنها همیشه مانع تهیه گوشت خوک می شدم ولی الآن اوضاعمان خوب است و مادرم به عقاید من احترام می گذارد و حتی دیگر خودشان از گوشت خوک استفاده نمی کنند.

* اسلام چه چیز جذابی برای شما داشت که مصمم به پایبندی بر آن شدید؟

- الکساندر: وقتی که من با این خانم آشنا شدم در کنار هم پایبندی بیشتری به اسلام پیدا کردیم. همیشه این حس را داشتم که خود خداوند مرا به دین اسلام دعوت کرده است. خدا به دنبال من بود و برای همین آیه آیه ای که از سخنانش در قرآن می خواندم برایم جذاب بود و به محض خواندن آیات همان لحظه آن آیات را با دل و جان و تمام وجود می پذیرفتم. من نه اینکه یک بار ایمان آورده باشم بلکه با آیه آیه قرآن هزاران بار تا به حال به مسیری که در آن قرار گرفته ام ایمان آورده ام. همه آیات قرآن برایم مثل روز روشن هستند و منطقی وعقلانی بودن آنها علت اصلی ایمان من به خدا و سخنانشان است.

* خانم گویتس شما چطور با سختی ها کنار آمدید؟

- خیلی سخت بود ولی صدای الله و روح پروردگار به گونه ای همیشه در درون من فریاد می زد. همیشه یک حسی مرا به طرف خود می کشید و مرا آسوده نمی گذاشت، همیشه مشتاق تر و مشتاق تر می شدم و همین اشتیاق مرا هر روز بیشتر مصمم می کرد تا در مقابل سختی ها بایستم. حجاب گذاشتن در محیط زندگی ما فضای سنگینی برایم ایجاد کرده بود ولی با اشتیاقی که داشتم هر روز نفوذ بیشتری در اعتقاداتم پیدا می کرد.

* در کشور آلمان با چه مشکلاتی مواجه هستید؟

- مریم: اگر ما بخواهیم فقط در کشور خود نماز و قرآن بخوانیم و در همین حد واجبات فردی مان را انجام دهیم هیچ خطر و مشکلی برایمان نیست ولی اگر بخواهیم در مورد اسلام و دیگر آموزه های آن صحبت کنیم و تبلیغ این دین را در اجتماع انجام دهیم مشکلات بسیاری برای ما به وجود می آورند. در آلمان کسی با اسم ادیان مشکلی ندارد و عنوان مسیحی و مسلمان و یهودی و… برایشان فرقی نمی کند تا جاییکه شخصی و فردی باشند اما چنانچه در مسائل اجتماعی ورود کنند همگی به نوعی توبیخ می شوند. آنها فردی را قبول دارند که سرش به لاک خودش باشد.

* دلیل سفر شما برای آمدن به ایران چیست؟

- مریم: ما به قصد زیارت امام رضا (ع) به ایران سفر کردیم و با آنکه تا به حال به زیارت این امام بزرگ نرفته ام الآن در آستانه زیارت ایشان حس بسیار خوبی دارم و امیدوارم زودتر بتوانم نزد امام خود به آرامش و حیات برسم.

- علی اسکندر: همیشه دوست داشتم در مورد ایران اطلاعات بیشتری داشته باشم و می دانستم که در ایران می توانم با تشیع بیشتر آشنا شوم، چراکه ایران تنها منبع و سرچشمه تشیع در دنیاست. درضمن علاقه بسیاری برای آشنایی بیشتر با انقلاب اسلامی ایران و آیت الله خمینی (ره) داشتم و همه اینها به علاوه دلیلی که همسرم گفت دلیل سفر ما به ایران است.

* کدام یک از ائمه شما را بیشتر تحت تاثیر قرار می دهد؟

- مریم: من حس خاصی نسبت به امام صادق (ع) و مادر ایشان حضرت فاطمه زهرا (س) دارم و همیشه در خلوت های خودم یاد آنها می کنم.

- علی اسکندر: امام حسین (ع) روح دیگری به من می دهد. اسلامی که از ایشان شناختم مرا آسوده نمی گذارد و همیشه مرا در جوش و خروش دوست داشتنی قرار می دهد، اسلام حسین صفای دیگری دارد.

* در آخر در مورد این گردنبند برایمان بگویید.

- این گردنبند ذوالفقار شمشیر امام علی (ع) است که به من آرامش خاصی می دهد و همیشه آن را به همراه دارم.

«ویژه نامه 8شوال، سالروز تخریب حرم ائمه بقیع علیهم السلام»2


وهابیت و تخریب قبور متبرکه

تخریب قبور ائمه بقیع و نقش بهائیت

تخریب قبور ائمه اطهار (شعر)

سرزمین نور (سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم‏ السلام)

بقیع، آرامگاه پاکان (تخریب بقاع متبرکه بقیع)

متن ادبی «اينجا بقيع است»

متن ادبی «مزرعه غم»

شعر «خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع»

مقالات در مورد تخریب قبور ائمه اطهار (علیهم السلام)

مجموعه تصاویر از قبرستان بقیع

پیامک بمناسبت تخریب قبرستان ائمه بقیع علیهم السلام

متن زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام) به همراه صوت

کلیپ های تصویری بمناسبت تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السلام

غربت بی انتها ₪❖ ویژه نامه هشتم شوال سالروز تخریب حرم بقیع


غربت بی انتها ₪❖ ویژه نامه هشتم شوال سالروز تخریب حرم بقیع

بقیع




کلیپ های مربوط به بقیع و وهابیت

 

نواهنگ های مربوط به بقیع

جنایات وهابیت در طول تاریخ

 

تکفیر شیعه؛ مهمترین ابزار وهابیون

 

انحراف فرقه وهابیت در نگاه اهل تسنن

 

شباهت های خوارج با وهابیت

 

شفاعت و وهابیت

 

جایگاه توسل در نگرش وهابیت

 

زیارت در نگاه وهابیت

 

سرشاخه وهابیت

 

وهابیت؛ فرقه‎ای علیه شیعه و سنی

 

دستاویز وهابیان در توحید 

 

وهابی‎ها و تبرک به قبر پیامبر اکرم

 

زیارت پیامبر ممنوع!

 

چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناك بودن آن

 

پیشینه قبرستان بقیع

 

فضیلت بقیع

 

بقیں بغض شیعه در گلوی تاریخ

 


ویژه نامه های گذشته

خلوتگه افلاکیان

 

قطعه ای از بهشت

 




 

«ویژه نامه 8شوال، سالروز تخریب حرم ائمه بقیع علیهم السلام»

«ویژه نامه 8شوال، سالروز تخریب حرم ائمه بقیع علیهم السلام»



 

ویژه نامه فرقه ی ضاله ی وهابیت
بررسي تاريخ حرم ائمه بقيع
8 شوال سالروز تخريب بقيع / يوم الهدم
دریغ از یک سخنرانی 
انتشار تصاوير كم‌نظير از بقيع پيش از تخريب
بغض مسافرین بقیع دریغ
بــــقیـــع(شعر)
گلخانه ویران شده 
گفت و گویى با بقیع (شعر)
والپیپر از مقبره بقیع (از سایت شیعه والپیپر)
تصاویر قدیمی و جدید از مقبره های بقیع
 

برای ارسال نظرات و اطلاعات خود، از اینجا با ما در ارتباط باشید.

ناگفته‌های موشک باران شبکه المنار در جنگ 33 روزه


شبکه خبری المنار به‌رغم موشک‌باران‌های متعدد صهیونیست‌ها در جنگ 33 روزه به صورت معجره‌آسا پخش برنامه‌هایش را ادامه داد. آنچه می‌خوانید ناگفته‌هایی از موشک‌باران ساختمان اصلی المنار از زبان مدیر و کارکنان این شبکه محبوب تلویزیونی جهان اسلام است.
گروه بین‌الملل مشرق - شبکه المنار لبنان در جنگ 33 روزه سردمداری مبارزه با دروغ پردازی ها و جنگ رسانه‌ای و روانی علیه رژیم صهیونیستی نقش مهمی را بر عهده داشت، نقش این شکبه خبری بدان حد بود که دشمن اسرائیلی بارها در طول این جنگ ساختمان مرکزی این شبکه را موشک‌باران کرد، اما جز چند ثانیه محدود، هرگز موفق نشد پخش این شبکه تلویزیونی و خبری را متوقف سازد.

دشمن به اشتباه تصور می‌کرد که ساختمان شبکه المنار که شامل تجهیزات و دستگاه های ضبط و پخش برنامه‌ها و اخبار است؛ تنها در حد همین اشیای مادی است، دشمن تصور می کرد که کارمندان این موسسه تنها خبرنگارانی هستند که برای کسب روزی در این مرکز کار می‌کنند؛ آنها به اشتباه تصور می کردند که هنگامی که این مرکز را موشک باران کنند، کارمندان المنار فراری می شود، آنها نمی دانستند که در این مرکز عناصری از مقاومت کار می کنند که صدای هواپیماهای اسرائیلی آنها را نمی ترساند و ریختن ساختمان‌های اطراف آنها نیز رعب در دلشان ایجاد نمی‌کند.

المنار چیزی بیشتر از یک شبکه تلویزیونی بود، عناصر این مرکز عناصری از مقاومت بودند که لباس غیر نظامی داشتند و سلاحی مهم داشتند که پشت جبهه‌های دشمن را هدف قرار داده بود، مقاومت المنار مانند مقاومت جهادی حزب‌الله است، در المنار قهرمانانی هستند که با قلم ها و صدای خود و دوربین‌هایشان روایت های مارون‌الرأس و عیناتا و سهل الخیام را منتشر کرده و پیروزی ها را به تصویر کشیدند و صلابت جنوب و بقاع و ضاحیه را در تمام طول 33 روز تجاوز صهیونیست‌ها علیه لبنان ثبت کردند.

اسرائیلی‌ها در روز 16 ژولای 2006 با حمله هوایی به ساختمان المنار سعی کردند تا ابزار اطلاع‌رسانی مقاومت و نوک پیکان جنگ روانی حزب‌الله لبنان علیه اسرائیل را ناکام بگذارند. اما المنار در برابر حملات موشکی اسرائیلی‌ها مقاومت کرد و این حملات نتوانست اراده آهنین مردان مقاومت در این مرکز اطلاع‌رسانی را بشکند.

عبدالله القصیر مدیر شبکه المنار در رابطه با تجاوزهای رژیم صهیونیستی به المنار در زمان جنگ 33روزه گفت: دشمن اسرائیلی تنها از طریق موشک‌باران به المنار تجاوز نمی‌کرد؛ بلکه از طریق لابی‌های صهیونیستی در آمریکا و اروپا فشار خود را برای پارازیت انداختن در این شبکه تلویزیونی و ممانعت از پخش این شبکه از طریق ماهواره‌های بین المللی اقدام کرده بود.


قصیر با اشاره به اینکه "ما احساس می کردیم هدف مستقیم اسرائیل قرار داریم"، تاکید کرد که اسرائیل می‌خواست المنار را هدف قرار دهد تا جنایت خود را در لبنان بدون وجود این شبکه خبری دنبال کند، چرا که المنار جنایات اسرائیل در این کشور را رسوا می‌کرد، اما رسانه‌ها هم بخش جدایی‌ناپذیر از این جنگ بودند و نقش آنها از نقش نیروهای نظامی کمتر نبود.

وی در گفتگو با المنار ادامه داد که این شبکه خبری موفق شد موشک‌باران را پشت سر بگذارد و با پایمردی موجود در نزد کارکنان خود از بین خرابه های باقیمانده در جنگ 33 روزه پخش برنامه های خود را ادامه دهد، به این ترتیب این شبکه موفق شد با همت بالای موجود در میان کادر خود در تمامی بخش‌ها و مدیریت ها، تهدید را به فرصت تبدیل کند. به این ترتیب بود که در تمام طول جنگ از معجزه المنار و ادامه پخش برنامه‌های این شبکه با وجود موشک باران ها سخن به میان می‌آمد و این شبکه شهرتی جهانی برای خود کسب کرده بود که آن را به اسطور‌ه‌ای در میان رسانه‌های دیگر تبدیل کرد.

قصیر رمز موفقیت المنار در طول جنگ لبنان را دو نکته دانست و گفت: مورد اول توفیق و عنایت الهی بود، ما اعتقاد داشتیم که امدادهای غیبی و توفیق الهی در این مسیر موثر است، ما اعتقاد داشتیم که در خدمت آرمانی بر حق و عادلانه هستیم. دومین عنصر موفقیت المنار در این میدان، اراده آهنین و صلابت کارکنان آن بود.

وی درباره ترفندهای این شبکه برای ادامه پخش برنامه‌ها، همزمان با موشک باران اسرائیل گفت که بعد از موشک باران ساختمان المنار، کارمندان آن در بیش از 15 ساختمان مختلف که فاصله جغرافیای زیادی از هم داشت، مستقر شدند، البته هماهنگی و ارتباط بین این گروه‌ها به صورت مستمر همچنان در بالاترین حد خود بود. وی تاکید کرد که خود نیز با وجود تمامی هشدارهای امنیتی به صورت مستمر از کارمندان المنار بازدید می‌کرد، چرا که اعتقاد داشت وظیفه شرعی و اخلاقی وی این است که در محل کار کارمندان خود حضور داشته باشد، علاوه بر اینکه این اقدام وی روحیه خوبی به کارمندان المنار می‌داد و آنها را در مواضع خود ثابت قدم‌تر می‌کرد.

مدیر شکبه المنار با اشاره به اینکه این شبکه از تجربه جنگ 33 روزه استفاده کرده است، گفت که المنار الان آمادگی دارد تحت هر شرایط و وضعیتی به پخش برنامه های خود ادامه دهد، این ما را نسبت به هر جنگ و تجاوز احتمالی آینده مطمئن می کند و ما همچنان رسالت و وظیفه خود را به بهترین و بالاترین کیفیت ممکن دنبال خواهیم کرد.


وی تاکید کرد که هر اندازه ما در این مسیر تلاش کرده و موفقیت به دست آوریم، فضیلت اول و آخر این پیروزی‌ها برای شهدا و مجروحان و مجاهدانی است که در میدان حضور داشتند، چرا که المنار در واقع انعکاسی از خون‌های پاکی است که در این مسیر تقدیم شده است.

یکی از کارمندان المنار که در زمان موشک باران ساختمان اصلی در آن حضو داشت، درباره این حادثه گفت: روحیه کارمندان در جنگ 33 روزه عالی بود و بعد از موشک باران این شبکه بهتر هم شد. وی تاکید کرد که ایمان در نزد کادر المنار باعث شده بود با وجود موشک باران‌ها و ویرانی های موجود در اطراف آنها و با وجود موشک باران ساختمان در حالی که آنها در داخل آن بودند، به کار خود ادامه دهند.

وی تاکید کرد که این لطف الهی بود که تمامی کارمندان المنار در زمان حمله موشکی هواپیماهای صهیونیستی در حارة حریک شهید نشدند.

م. ش. از کارمندان المنار در بیان خاطره‌ای از این اتفاق می‌گوید که در زمان تخلیه این مرکز یکی از کارمندان برای تخلیه کامل ساختمان به داخل آن بازگشت؛ وی یکی از مهم ترین وسایلی که در کار ما نیاز است و حمل آن با دست ممکن است را برداشت، ما بعد از آن در محل جایگزین از این وسیله خیلی استفاده کردیم؛ این نشان می‌داد که این کارمند المنار، اهمیت زیادی و تمرکز عالی و اراده‌ای آهنین برای کار داشت و بقیه کارمندان المنار نیز به همین شکل هستند.



وی افزود که محمد عفیف مدیر اخبار آن روزهای المنار آخرین نفری بود که از ساختمان خارج شد، او بعد از اینکه از سلامتی تمام کارکنان و خارج شدن آنها از ساختمان اطمینان پیدا کرد، ‌از آن خارج شد. این اقدام وی درس خوبی برای جوانان بود که از مرگ نترسند و تحت موشک باران ها و خرابی‌ها ثابت قدم بمانند.

وی می‌افزاید به این ترتیب بود که حمله موشکی عزم و اراده همه کارکنان را تقویت کرد و پایمردی ما را بیشتر کرد تا این مسیر را تا زمان پیروزی در این جنگ ادامه دهیم.

وی تاکید کرد که در تمام طول جنگ چه قبل از موشک باران ساختمان المنار، چه بعد از آن هیچ یک از کارکنان این شبکه از مسئولیت و تکلیف خود فرار نکردند، این پایمردی در تمامی جبهه‌های مقاومت قابل مشاهده بود و همین پایمردی بود که پیروزی بزرگ الهی را در سال 2006 رقم زد.

به این ترتیب بود که المنار به عنوان یک نور فروزان در تحقق نصرت الهی در سال 2006 نقش داشت و سید حسن نصرالله در یکی از سخنرانی‌های خود گفت که اگر المنار نبود پیروزی حزب الله از بین می‌رفت، این یک مدال افتخار است که بر سینه المنار و کارمندان آن نقش بسته است.

حدیث روز/ ذکری که موجب می‌شود در دنیا و آخرت با اهل بیت(ع) باشیم


امام جواد علیه السلام در حدیثی زیبا پاسخ نامه اسماعیل بن سهل را درباره ذکری که موجب همراهی با ایشان در دنیا و آخرت است را پاسخ گفته‌اند.
مشرق- اسماعیل بن سهل مى‌گويد: در نامه به محمد بن علی امام جواد عليه السلام نوشتم : چيزى به من بياموز كه با گفتن آن در دنيا و آخرت با شما باشم.
حضرت عليه‌السلام درجواب نامه كه با خط خودشان بود و من خط او را مى شناختم ، برايم نوشتند: سوره (انا انزلناه ) را زياد تلاوت كن و لبانت را با استغفار تر كن.

متن حدیث:


ابى رحمه الله قال حدثنى سعد بن عبدالله عن الهيثم بن ابى مسروق النهدى عن اسماعيل بن سهل قال كتبت الى ابى جعفر الثانى عليه السلام علمنى شيئا اذا انا قلته كنت معكم فى الدنيا و الاخره قال فكتب بخطه اعرفه اكثر من تلاوه انا انزلناه و رطب شفتيك بالاستغفار.


« ثواب الاعمال؛صفحه 353»

شیخ فتنه؛ از حمایت مالی القاعده تا فتوای جهاد علیه بشار اسد


آشنایی با مواضع و دیدگاه های قرضاوی؛
از جمله علما و افراد سرشناسی که هم اکنون در جهان اسلام به نقش آفرینی در پازل غرب می پردازد، شیخی از شیوخ الازهر است که از سویی داعیه رهبری بیداری اسلامی یا به قول خودشان بهار عربی را دارد و از سوی دیگر با اظهارات و موضع گیری های خود عملا به اختلاف میان مسلمین دامن می زند. با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با زندگی و زمانه قرضاوی آشنا شوید ....
گروه گزارش ویژه مشرق- اختلاف و تفرقه میان امت اسلام از جمله دستاویزهایی است که غرب از ابتدای اسعمار تاکنون با تمسک به آن در حکمرانی میان مسلمین موفق بوده است و تعبیر مشهور «فرق تسد»(تفرقه بینداز و حکومت کن) به راهبرد اصلی غرب در جهان اسلام بدل گشته است.

این استراتژی زمانی خطر بیشتری را متوجه امت اسلام می نماید که علمای اسلام نیز وارد این بازی خطرناک شوند و با توجه به نقش تعیین کننده آنها در رهبری امت، به افزایش دامنه اختلافات دامن زنند و بدین تربیب آب در آسیاب دشمن بریزند.

از جمله علما و افراد سرشناسی که هم اکنون در جهان اسلام به نقش آفرینی در پازل غرب می پردازد، شیخی از شیوخ الازهر است که از سویی داعیه رهبری بیداری اسلامی یا به قول خودشان بهار عربی را دارد و از سوی دیگر با اظهارات و موضع گیری های خود عملا به اختلاف میان مسلمین دامن می زند.


از جمله علما و افراد سرشناسی که هم اکنون در جهان اسلام
 به نقش آفرینی در پازل غرب می پردازد، شیخی از شیوخ الازهر است؛
نام او قرضاوی است

«یوسف محمد قرضاوی» از جمله تاثیرگذارترین افراد در سطح جهان اسلام شناخته می شود که اظهارات او پیرامون سوریه، ایران، حزب الله و نوری مالکی بسیار مورد توجه رسانه های غرب قرار دارد و در این گزارش سعی داریم که به بررسی ابعاد شخصیتی او بپردازیم.

تولد در سزمین نیل و پرورش در قطر

قرضاوی در سال 1962 در روستای «صافات تراب» مصر در خانواده ای فقیر و دهقان متولد شد. وی در دو سالگی پدر خود را از دست داد و یتیم شد و پس از فوت پدرش نزد عموی خود بزرگ شد. او در سن 9 سالگی توانست تمام قرآن را حفظ کند.

قرضاوی پس از حفظ قرآن به موسسه مطالعات مذهبی در «طنطا» پیوست و به مدت 10 سال در آنجا آموزش دید و پس از آن به الازهر رفت و در رشته الهیات به تحصیل پرداخت و در سال 1953 از آنجا فارغ التحصیل شد. او همچنین در سال 1958 موفق به دریافت دیپلم زبان و ادبیات عرب از سوی موسسه مطالعات عربی شد.

 
قرضاوي در سال هاي تحصيل در الازهر
او در ادامه تحصیلات تکمیلی خود در گروه علوم قرآن و سنت دانشکده اصول الدین الازهر ثبت نام کرد و در سال 1960 با مدرک کارشناسی ارشد در مطالعات قرآنی فارغ التحصیل شد.

قرضاوی در سال 1962 از سوی دانشگاه الازهر به قطر اعزام شد تا سرپرستی دومین موسسه مطالعات دینی قطر را بر عهده گیرد. او دکترای تخصصی خود را در سال 1973 و با رساله«زکات و اثر آن بر حل مشکلات اجتماعی» با رتبه عالی از دانشگاه الازهر دریافت نمود.

او در سال 1977 دانشکده شریعت و مطالعات اسلامی قطر را پایه گذاری و تاسیس کرد و به عنوان رئیس دانشکده برگزیده شد و در همان سال مرکز تحقیقاتی «سیره و سنت» را پایه گذاری کرد.
او همچنین تا سال 1990 در موسسه ائمه مصر(زیر نظر وزارت اوقاف مصر) به عنوان ناظر خدمت کرد.

منصب بعدی قرضاوی (1990-91) در الجزایر بود که در آنجا در سمت رئیس شورای علمی دانشگاه اسلامی و موسسات عالی به کار خود ادامه داد.

در سال 1991 یکبار دیگر به قطر بازگشت و به عنوان رئیس مرکز سیره و سنت دانشگاه قطر منصوب شد و تا به امروز در این سمت قرار دارد.



قرضاوی هم اکنون رئیس شورای اروپایی «فتوا و تحقیق»(یک نهاد علمی اسلامی مستقر در ایرلند) است و همچنین اداره «اتحادیه بین المللی علمای مسلمان»(IUMS) را نیز بر عهده دارد.

وی در زمان پادشاهی ملک فاروق(1949) زندانی شد و پس از آن در زمان جمال عبدالناصر، سه بار از مصر به قطر عزیمت کرد و در سال 2011 هم زمان با انقلاب مردم مصر به کشور خود بازگشت.

القرضاوی سهامدار اصلی و مشاور پیشین شریعت بانک «التقوی» می باشد که این بانک عضو لوگانوی سوییس بوده و در لیست حامیان تروریسم و القاعده(که از سوی آمریکا و شورای امنیت سازمان ملل منتشر شده است) می باشد. البته در اگوست سال 2012 نام این موسسه مالی از لیست حامیان ترورسیم شورای امنیت حذف گردید.

قرضاوی در سال 2008 در نظر سنجی که از خوانندگان مجله های چشم انداز(انگلستان) و سیاست خارجی(آمریکا) انجام گردید در میان 100 تن از روشنفکران عمومی رتبه سوم را در راهبری افکار عمومی در جهان کسب کرد.

در یک نظرسنجی، قرضاوی در میان 100 تن از روشنفکران
 رتبه سوم را در راهبری افکار عمومی در جهان کسب کرد.

نگاهی به اعضای خانواده قرضاوی


قرضاوی از معدود علمای الازهر به حساب می آید که حواشی زیادی در ارتباط با خانواده وی در رسانه های عربی منشر شد.

یکی از این حواشی به ازدواج سوم او با خانم دکتر "أسماء بن قاده" دختر "محمد بن قاده" پدر علم ریاضیات در الجزایر و نوه شاهزاده "عبدالقادر" باز می گردد.

شیخ یوسف قرضاوی در بیان خاطرات خود که در سال 2008 میلادی منتشر شد، مطالبی در مورد زندگی شخصی خود با این خانم الجزایری را فاش کرد. پس از آن زمان، هر از چند گاهی نیز خبری در یکی از رسانه های جهان عرب در مورد آنان منتشر می شد و گوشه ای از این داستان عاشقانه و ازدواج عجیب را فاش می کرد.
 

بن قاده در توضیح نحوه آشنایی خود با شیخ در مصاحبه با روزنامه الشروق می گوید:
«من و شیخ در سال 1984 میلادی در یک کنفرانس دینی با هم آشنا شدیم. دقیقا محل آشنایی ما روی تریبون سخنرانی آن کنفرانس بود. در آن کنفرانس بیش از 2000 نفر مهمان و شرکت کننده حضور داشت. بسیاری از مطبوعات و رسانه های مختلف الجزایر نیز برای پوشش آن، در محل حاضر شده بودند. من در آن کنفرانس پس از سخنرانی شیخ "قرضاوی" روی تریبون رفتم و اشکالات کوچکی گرفتم و نکاتی را هم بیان کردم.

پس از پایان سخنرانی، شیخ "قرضاوی" فورا جلو آمد تا بخاطر اظهارات زیبایم به من تبریک بگوید اما پیش از رسیدن او، خبرنگاران دور من حلقه زدند. همان شب، شیخ مرا در محل اقامت دانشجویان دید. از پرسید: آیا شما همان خانم "أسماء" نیستی که امروز پس از سخنرانی من صحبت کردی؟! گفتم: بله. بخاطر مطالب و نکاتی که مطرح کرده بودم، از من خیلی تشکر کرد. از آن لحظه به بعد، شیخ بیشتر به من نزدیک شد. هر به هر بهانه ای سعی می کرد سر حرف را با من باز کند. گاهی هم که بهانه نداشت، کتاب های خود را به من هدیه می داد، و این کار را بهانه می کرد تا باز هم با من صحبت کند. شیخ برای اینکه مرا با لفظ "عزیزم" خطاب کند، روی کتاب های خود می نوشت: «هدیه ای به دختر عزیز ...». ارتباط ما تا پنج سال به همان منوال ادامه داشت.»

از انتطار طولانی شیخ و سه بار به خواستگاری رفتن در راه به دست آوردن اسماء(به دلیل اختلاف سنس میان شیخ و اسماء، خانواده وی علاقه چندانی به این وصلت نداشتند) که بگذریم، مهم ترین حاشیه ای که بن قاده برای شیخ ایجاد کرد، پرده برداری از روابط قرضاوی با موساد در سال 2010 میلادی بود که در ادامه مطلب به طور تقضیلی بدان اشاره خواهد شد.

شیعه شدن فرزند قرضاوی

دومین وابسته خانوادگی قرضاوی که بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت فرزند اوست که ماجرای شیعه شدن او موقعیت قرضاوی را به عنوان یکی از شیوخ الازهر بسیار تهدید کرد.

اگر چه در مصر واکنش های منفی فراوانی نسبت به این موضوع پدید آمد و حتی بسیاری سعی کردند که شیعه شدن عبدالرحمان قرضاوی را انکار کنند تا جایی که خود عبدالرحمان در این باره می گوید:« از من خواسته اند تا از شیعه بودنم دست بردارم‏.»
عبدالرحمان که برای حضور در آیین روز شهید به جنوب لبنان (شهرستان صور) سفر کرده بود این موضوع را در جمع برخی مقام های شیعه در منطقه مطرح کرده است ‏.‏
 

عبدالرحمان قرضاوی راه پدر را در پیش نگرفت
او «شیعه» شد
وی انکار شیعه بودن خود را رد کرده و چنین درخواستی را توهینی به شیعیان دانسته است ‏.‏
عبدالرحمان افزوده است بیش از دو ماه است که پدرم ( شیخ یوسف ) را ندیده ام ، اما قصد دارم بزودی به دیدارش بروم ، او پیر شده و همسرش بر وی سیطره دارد‏.‏
به گفته وی همسر جدید شیخ یوسف قرضاوی، خواهر خدیجه بن قنه، گوینده اخبار تلویزیون الجزیره قطر است.  ‏

بازگشت به مصر دز سال 2011

اما از خانواده پر حاشیه قرضاوی که بگذریم، زندگی و حیات سیاسی او نیز دارای حواشی فراوانی است که از متواری بودن او در حکومت های پیشین آغاز و به اظهارات تفرقه برانگیز در جهان اسلام ختم می گردد.

همانطور که پیش از این یاد شد، وی در زمان ملک فاروق چندبار دستگیر شد و پس از آزاد شدن به قطر رفت و تا زمان انقلاب مردم مصر در سال 2011 در این کشور باقی ماند و به همین دلیل است که برخی از علمای الازهر پیش از آنکه او را مصری بدانند، وی را عامل تقویت قطر و پایگاه پادشاه این کشور به حساب می آورند.

پس از انقلاب مردم مصر در سال 2011 و سرنگونی رژیم حسنی مبارک، قرضاوی پس از 30 سال خودش را در مصر ظاهر کرد. او در نخستین حضور خود به عنوان امام جماعت نماز جمعه 17 فوریه در مصر سخنرانی کرد و در تشبیه اوضاع مصر اذعان داشت: «مردم مصر مانند جنی هستند که پس از 30 سال از چراغ بیرون آمده اند!»


قرضاوی پس از سقوط مبارک به مصر بازگشت و گفت:
«مردم مصر مانند جنی هستند که پس از 30 سال از چراغ بیرون آمده اند!»

او همچنین در آن سخنرانی آزادی زندانیان سیاسی بازگشت به حالت معمولی و غیر حکومت نظامی را خواستار شد.

از این پس بود که قرضاوی به عنوان یکی از رهبران نهضت بیداری در جهان اسلام شناخته شد و به اظهار نظر پیرامون کشورهای مختلف جهان اسلام پرداخت.


فتوای قتل معمر قذافی


قرضاوی در 21 فوریه(تنها 3 روز پس از ورود به عرصه سیاسی مصر) در حمایت از محالفان لیبیایی سخن گفت و فتوای حلیت قتل معمر قذافی را صادر کرد.

او در این باره گفت:
«افسران و سربازانی که قادر به کشتن قذافی هستند و هر کسی که می تواند با شلیک یک گلوله به کشور و بندگان خدا خدمت کند، این کار را انجام دهد که من این فتوا را صادر کردم.
همانطور که من با این فتوا می خواهم از مردم محافظت کنم، این مرد(قذافی) نابودی مردم را می خواهد.  هيچ کس نبايد از اين فرد گناهکار و ظالم که در حال فساد است اطاعت کند.
کشتار زيردستان توسط حاکم با اين ابزار جهنمي، از بزرگترين گناه ها نزد خداوند است. قذافي عاقل نيست و از قديم او را فردي ديوانه توصيف کرده اند.»
قرضاوی همچنین از سفرای لیبی در سراسر جهان خواست که از رژیم قرضاوی فاصله بگیرند.


قرضاوی و شیطان خواندن حزب الله


با وجود آنکه قرضاوی در غرب به عنوان یکی از تئورسین های تروریسم شناخته می شود که کمک به گروه های اسلامی مبارز در نوار غزه از جمله اتهامات وی بود و بانک وی(بانک التقوی) تا مدتها در لیست موسسات مالی حمایت کننده از سازمان های تروریستی قرار داشت، اما در عین حال او با حزب الله لبنان به عنوان یکی از مهم ترین گروه های مبارز در برابر رژیم صهیونیستی، تنها به دلیل شیعه بودن به شدت در مبارزه است و حتی آن را حزب شیطان می خواند.


قرضاوی حزب الله لبنان را حزب الشیطان نامید
به اعتقاد محققین، دلیل اصلی چنین سخن گزافی «شیعه» بودن حزب الله است

وي در سال 2006 در پاسخ به سوال محقق سعودي «عبدالله بن جبرين» در رابطه با كمك به حزب الله و پشتيباني از اين گروه مبارز لبناي صريحا مي گويد كه حمايت از آنها حرام است چرا كه آنها شيعه هستند.

قرضاوی در یکی از خطبه های نماز جمعه ضمن رد سید حسن نصرالله، گفت:« نصرالله مرا متهم می کند که به قتل شهروندان دعوت می کنم، ممکن نیست که من به چنین چیزی دعوت کنم، بلکه به کشتار کسانی که شهروندان را می کشند دعوت می کنم. در حزب الله هیچ اثری از خیر و دین نیست چرا که در راه طاغوت و کمک به سوریه می جنگد و در واقع حزب الله، حزب شر، طغیان و شیطان است. نصرالله هزاران سرباز را به سوریه اعزام می کند و خداوند آنها را نابود خواهد کرد چرا که در راه طاغوت می جنگند. نظام سوریه، کمک های مالی و تسلیحاتی را از ایزان، عراق و حزب الله دریافت می کند و از دولت های عربی و اروپایی می خواهد که به نابودی معارضین اهتمام ورزند.»


قرضاوی و دخالت در امور عراق


این ستیز قرضاوی با شیعیان و اختلاف انگیزی های او تنها به حزب الله لبنان ختم نمی شود و هرگاه که بویی از تشیع را در کسی حس کند به سرعت ورود می کند.


قرضاوی: همه شیعیان بر ضد اهل تسنن عمل می کنند،
 اینها مفسد فی الارض هستند

قرضاوی با هجوم به نخست وزیر عراق نوری مالکی و اتهام به او مبنی بر کشتار اهل تسنن با همکاری ایران و حزب الله، تصریح می کند:
«برادران اهل سنت ما در عراق می جنگند و از جان و دین شان دفاع می کنند، عراق تنها برای شیعیان و مالکی زورگو شده است.
برادران ما مدت هاست که در این باره صبر می کنند و نوری مالکی نیز همچنان به کار خود ادامه می دهد... او آنچه که در سوریه اتفاق می افتد را می بیند و در همین حال با ایران و حزب الله شریک شده است. همه شیعیان بر ضد اهل تسنن عمل می کنند، اینها مفسد فی الارض هستند... به مالکی و هر کسی که او را تایید می کند هشدار می دهیم که این خطر بزرگی است که شما به جنگ با امتی به پا خاسته اید که 90 درصد آن را اهل تسنن تشکیل می دهند و تا زمانی که این راه را در پیش گیرید و اهل سنت را به قتل رسانید ما این را نمی پذیریم.»


دعوت دکتر قرضاوی برای مقابله با نظام سوریه


قرضاوی از جمله فعالان سیاسی است که در عمل معتقد به وجود و لزوم نابودی مثلث شیعی در منطقه است و در همین راستا علاوه بر حمله به حزب الله و نوری مالکی در عراق، به سراغ حکومت سوریه رفته و با قدرت هر چه تمام تر در راه تحقق نقشه امنیتی غرب ئر خاورمیانه بازی می کند.

قرضاوی از هر کسی که توان جهاد و مبارزه را دارد خواست که به نفع مردم سوریه مدت دو سال است توسط نظام و حزب الله لبنان به قتل می رسند، بایستد.

قرضاوی همچنین از امیر دولت قطر به دلیل حمایت از انقلاب های مردمی و خصوصا انقلاب مردم سوریه !!! تشکر و قدردانی کرد.


قرضاوی همچنین از امیر دولت قطر به دلیل حمایت از انقلاب های مردمی
 و خصوصا انقلاب مردم سوریه !!! تشکر و قدردانی کرد.
وی در سخنرانی خود در جشنواره ای که توسط اتحادیه علمای جهان اسلام  در دوحه قطر برگزار شد، گفت:  «بر همه دولت های عربی و اسلامی واجب است که به یاری ملت مظلوم سوریه برخیزند که حکومت آنها روزانه دهها تن از فرزندان شان را می کشد و هزاران تن را آواره می کند. تاکید می کنم که از امور واجب جهان مساعدت به انقلاب سوریه و ملت سوریه است که تاکنون میلیون ها نفر از آنها آوره و صدهزار نفر از آنها کشته شده اند.»

قرضاوی با اشاره به آغاز بحران در سوریه یادآور شد زمانی که انقلاب های عربی در تونس، مصر، لیبی و یمن آغاز شد، ملت سوریه نیز بدون سلاح خواهان تغییر و آزادی شدند و در این هنگام نظام بشار اسد با حمایت مالی عراق، روسیه، ایران و حزب الله، به مقابله با مردم و کشتار آنها پرداخت.


قرضاوی: همانا کسانی که بشار را تایید می کنند، لعنت و غضب خداوند به آنها می رسد
 و خداوند از آنها انتقام خواهد گرفت

قرضاوی گفت: همانا کسانی که بشار را تایید می کنند، لعنت و غضب خداوند به آنها می رسد و خداوند از آنها انتقام خواهد گرفت و از همه مسلمین در همه سرزمین ها دعوت می کنم هر گاه که می توانند برای دفاع از برادرانشان به آنجا بروند و اگر می توانند بجنگند پس برای جنگ بروند.

قرضاوی از دول غربی خواست که به تجهیز تسلیحاتی معارضین سوری بپردازند و در کنار آنها بایستند.
همچنین قرضاوی در خطبه های نماز جمعه در مسجد «عمر ابن خطاب» دوحه از مردم خواست که به جهاد در مقابله با بشار اسد و نیروهایش و حزب الله بپردازند که مسیحیان، اهل تسنن و کردها را می کشند.
قرضاوی در این خطبه به حزب الله، ایران و نوری مالکی به شدت حمله کرد و گفت که آنها به مبارزه با اهل سنت و قتل آنها می پردازند.


 اختلاف با علمای الازهر


قرضاوی با اظهارات تند و بی پروای خود در رابطه با مسائل داخلی مصر و جهان اسلام مورد انتقاد علمای مصر و الازهر قرار گرفته است و بارها او را به دلیل این اظهارات مورد شماتت قرار داده اند.
در ماجرای یکی از اظهارات تند، قرضاوی به تعریف و تمجید فراوان از حسن البنا(موسس اخوان المسلمین) پرداخت که این موضوع واکنش هایی را  در داخل مصر در بر داشت.

قرضاوی در توصیف حسن البنا گفته بود:
«او از معدود افرادي است كه ارزش آن براي امت ما در طي دورها شناخته مي شود و براي حركت از جمود به سمت قيام تلاش كرده است، حسن بنا آمد و براي ادامه حيات از روح خود در امت بزرگ ما دميد و از خون خود درخت آن را آبياري كرد تا رشد كند و امتداد يابد.» تعریف و تمجید قرضاوی از «حسن البنا»(موسس گروه اخوان المسلمین) خشم برخی از علمای الازهر را برانگیخت.

شیخ محمد شحات الجندی، عضو مجمع گفتگوهای اسلامی در این باره گفت:
«بر ماست که به قرضاوی یادآوری کنیم که اشخاص الگو و پیشوای ما نیستند بلکه اسلام پیشوای ماست، اسلام دینی است که به اجتماع بین مسلمین دعوت می کند نه تفرقه میان آنها و بین مردم مساوات برقرار می کند و به توسعه و رفاه دعوت می نماید.» الجندی اضافه کرد:«قرضاوي بنا را به صفات بزرگي تشبيه كرد و اين در حالي است كه او مي بايست در ابتدا مردم را به اخوان المسلمين دعوت كند و در اين شرايط مصلحت كشور را به هر چيزي ترجيح دهد و مردم را به راه و روش بنا بازگرداند.


همچنین شیخ عبدالحمید الاطرش(رئیس سابق گروه فتوای الازهر)، قرضاوی را به دلیل چنین حمایتی از حسن البنا مورد عتاب قرار داد و به کلام خداوند متعال استناد کرد که«فلا تزکوا انفسکم».

دومین اختلاف جدی قرضاوی با علمای مصر در ماجرای ایراد خطبه وی در زمان بازدید اردوغان از مصر بروز کرد.
شيخ محمد البسطويسي رئيس اتحاديه ائمه جماعات و روحانيون مصر در حاشیه این ماجرا گفت: شيخ يوسف القرضاوي را از سخنراني در الازهر منع خواهيم كرد.
روزنامه "اخبار اليوم" به نقل از البسطويسي نوشت: «وزير اوقاف مصر از القرضاوي خواسته است خطبه نماز جمعه آتي الازهر را هنگام سفر رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه ايراد كند.»

وي افزود: «اتحاديه ائمه جماعات به دلايل مختلف با سخنراني القرضاوي مخالف است. مهمترين اين دلايل اين است كه نفوذ قطر در مصر از طريق القرضاوي زياد نشود و دليل دوم اين است كه وي وابسته به اخوان المسلمين است و اعطاي خطبه به وي به معني تشويق وابستگي هاي سياسي در ميان روحانيون است.»


قرضاوی و رابطه با اسرائیل


اگرچه ژست ضد صهیونیستی قرضاوی بسیار مورد توجه جهان اسلام قرار گرفته است. در سال های اخیر اسنادی از رابطه قرضاوی با رژیم صهیونیستی منتشر شده است که قرضاوی تا کنون هیچ موضعی در برابر این شایعات نگرفته است.

ماجرا از زمانی جالب شد که در سال 2010 میلادی کتابی در فرانسه با عنوان« قطر؛ دوستی که برای ما شر می خواهد» منشر شد که در آن داستان تاسیس شبکه الجزیریه قطر و اهداف آشکار و پنهانی آن و نقش خبیثش در تحریف بهار عربی سخن گفت.
«نیکولا پو» و «ژاک ماری بورژیه» به عنوان مولفان کتاب، از رابطه پنهانی میان امیر قطر و یوسف قرضاوی از یک سو، و میان موساد و کنگره آمریکا از سوی دیگر سخن گفتند.

مولفان این کتاب در اثبات ادعای خود در خصوص بازدید قرضاوی از تل آویو، به سخنان نائب رئیس مجلس الجزایر و همسر سوم قرضاوی، «اسماء بن قاده» استناد می کنند که تاکید کرده بود که قرضاوی در سال 2010 به طور پنهانی به اسرائیل رفته است.

بن قاده از رابطه میان شیخ با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل سخن گفت و اینکه این رابطه پنهانی به واسطه امیر قطر برای استفاده از موقعیت دینی شیخ در جهان اسلام جهت استمرار خط صهیونیستی آمریکایی، در کنست اسرائیل به وجود آمد.
نکته اعجاب برانگیز برای رسانه های عرب آن بود که شیخ حتی پس از انتشار تصاویر دیدارش با خاخام های یهود هیچ عکس العملی در رد این گفته همسرش نشان نداد و با سکوت از کنار ماجرا گذشت.
 
در سال های اخیر اسنادی از رابطه قرضاوی با رژیم صهیونیستی منتشر شده است که قرضاوی تا کنون هیچ موضعی در برابر این شایعات نگرفته است.
و این چنین است که یوسف قرضاوی با اتهام جدی رابطه با رژیم صهیونیستی همچنان به اظهارات تفرقه انگیز خود ادامه می دهد و به خیال خود به مقابله با رژیم صهیونیستی نیز می پردازد.

اما تناقض جدی در اعمال قرضاوی آن هنگامی ظاهر می شود که او ضمن خط بطلان کشیدن بر آرمان امت واحده، مهم ترین دشمان رژیم صهیونیستی را تنها به اتهام شیعه بودن حذف می کند و به خوبی به نقشه صهیونیست ها تحقق می بخشد.



منابع و مآخذ:


  - http://shia-online.ir/article.asp?id=15324&cat=4

- http://www.csmonitor.com/World/Middle-East/2011/0218/Egypt-revolution-unfinished-Qaradawi-tells-Tahrir-masses
 
 - http://www.scribd.com/doc/51219918/The-fatwa-of-Shaykh-Yusuf-al-Qaradawi-against-Gaddafi
 
 - http://islamicfoundationofthemaldives.org/node/207

  -   - http://www.aliraqnet.net/home/index.php/ilan3/1850-2013-04-26-18-49-04
 
 - http://www.qaradawi.net/news/6666--q-q-.html
 
 - http://www.qaradawi.net/news/6668-2013-06-01-04-45-05.html
 
 http://www.gololy.com
 
 - http://www.memri.org/bin/articles.cgi?Page=archives&Area=sd&ID=SP218309
 
 http://www.assdae.com

چرا موفق به خواندن نماز شب نمی‌شویم

علامه طباطبایی می‌گوید: یک روز در مدرسه ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می‌کردند، چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‌خواهی، نماز شب بخوان و آخرت می‌خواهی، نماز شب بخوان!

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از فارس، علامه حسن حسن‌زاده آملی متولد 1307، روحانی مجتهد، عارف، فیلسوف متأله و مدرس دروس حوزوی است، وی که تاکنون 85 بهار را پشت سر گذاشته است، یکی از اساتید مطرح اخلاق است که در فلسفه، عرفان، فقه، اصول، ادبیات، ریاضیات، علم فیزیک و شیمی و بسیار علوم دیگر نیز تخصص دارد. بازخوانی سخنان اخلاقی این عارف بالله که در سومین همایش طبیب روحانی تجلیل شده است، خالی از لطف نیست.

 

 

*نماز شب در آیات:

خداوند متعال می‌فرماید: «وَمِنْ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»؛ ای رسول ما در پاره‌ای از شب به نماز برخیز تا خدایت تو را به مقام محمود نایل گرداند و بگو خدایا مرا (همیشه به هر جا روم به مکه یا مدینه یا عالم قبر یا قیامت) به قدم صدق داخل و به قدم صدق خارج گردان و به من از جانب خود بصیرت و حجت روشنی که دائم یار و مددکار باشد عنایت بفرما.

خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَعُیُونٍ آخِذِینَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُحْسِنِینَ کَانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»؛ آن روز متقیان همه در بهشت و بر لب چشمه‌های آب آرمیده‌اند همان نعمت‌ها که خدا به آن‌ها عطا کرده است چرا که در دنیا مردمی نیکوکار بودند و در شب اندکی می‌آرمیدند و در سحرگاهان از درگاه خدا طب آمرزش و استغفار می‌کردند.

و خداوند می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِیلًا إِنَّ لَکَ فِی اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا»؛ ای رسولی که در جامه (فکرت و خاموشی) خفته‌ای، شب را به نماز و طاعت خدای برخیز، مگر کمی از آن را که نصف یا چیزی کمتر از نصف باشد (به استراحت بپرداز) یا چیزی بر نصف بیفزا و به تلاوت آیات قرآن با توجه کامل مشغول باش ما به وحی خود کلام بسیار سنگین (و گرانمایه قرآن را) بر تو القاء می‌کنیم، البته نماز شب و دعا و ناله سحر بهترین شاهد اخلاص و صفای قلب و دعوی صدق ایمان است تو را روز روشن (در طلب روزی) وقت، کافی و فرصت وسیع است و دائم در شب و روز نام خدای را یاد کن و به کلی از غیر او ببر و به او بپرداز (که بی‌انقطاع از خلق اتصال به حق میسر نشود).

خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:«وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَأَصِیلًا وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا إِنَّ هَؤُلَاء یُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَیَذَرُونَ وَرَاءهُمْ یَوْمًا ثَقِیلًا»؛ این رسول ما، نام پروردگارت را هر صبح و شام به عظمت یاد کن و شب را به سجده و تسبیح الهی سپری کن و بدین گونه شب‌های طولانی را بگذران، این مردم غافل همه دنیای نقد و عاجل را دوست دارند و روز سخت و سنگین قیامت را به کلی از یاد برده‌اند.

*چرا موفق به نماز شب نمی‌شویم؟

شیخ صدوق از سلمان فارسی نقل می‌کند: مردی نزد سلمان فارسی آمد و گفت‌: ای ابوعبدالله(کینه سلمان فارسی است) من موفق نمی‌شوم نماز شب بخوانم، سلمان در جوابش فرمود: در روز خدای را معصیت نکن.

شیخ صدوق روایت می‌کند، مردی نزد حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) آمد و عرضه داشت: ای امیرالمؤمنین من از نماز شب محرومم چه کنم؟ حضرت فرمود: تو کسی هستی که گناهانت تو را به بنده کشیده است.

مرحوم کلینی نقل می‌کند: امام صادق(ع) فرمودند: کسی که مرتکب گناه شود از فیض نماز شب محروم خواهد، زیرا نفوذ کار زشت در جان آدمی از نفوذ کارد در گوشت بیشتر است.

*مناجات حضرت موسی(ع)

شیخ صدوق روایت می‌کند: مفضل گوید از مولایم امام صادق(ع) شنیدم می‌فرمودند: خداوند به حضرت موسی(ع) که در حال مناجات بودند فرمود: ای پسر عمران، دروغ می‌گوید آن کس که گمان می‌کند مرا دوست دارد، اما شب‌ها می‌خوابد مگر نه این است که هر محبی با محبوبش خلوت می‌کند! ای پسر عمران بدان که من بر محبان خودم آگاهم، اینان کسانی‌اند که وقتی شب فرا می‌رسد چشم‌های دلشان باز می‌شود و مجازات مرا می‌نگرند و مرا می‌بینند مخاطبم قرار می‌دهند و در حضورم با من سخن می‌گویند، «یا‌بن عمران هب لی من قلبک الخشوع ومن بدنک الخضوع ومن عینک الدموع فی ظلم اللیل وادعنی فانک تجدنی قریباً مجیباً»؛ ای پسر عمران از قلبت به من تواضع و خشوع و از بدن به من فروتنی و خضوع و از دیدگانت اشک و دموع به من اهدا کن و در دل شب مرا صدا بزن که خواهی دید با تو نزدیکم و پاسخت را می‌دهم.

*نماز شب و انس با ملکوت

یکی از مستحباتی که برای سالکین الی‌الله در حد وجوب است (البته نه واجب تکلیفی) نماز شب است، نماز شب آب حیات است و دل شب، ظلمات و استاد سلوک حضر، این راه که اگر کسی از آب حیات نوشید به سعادت جاوید و حیات ابدی می‌رسد.

مرا در این ظلمات آنکه رهنمائی کرد/نماز نیمه شب بود و گریه سحری

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «لیس من شیعتنا من لم یصل صلاة اللیل»؛ کسی که نماز شب نمی‌خواند از شیعیان واقعی ما نیست.

مگر فراموشم می‌شود آن روز را که حضرت استاد(دام عزه) چه زیبا و با صلابت می‌فرمود:

عزیزان وقت نیست ... دیر می‌شود!! به انتظار ننشینید، انسان با 40 ـ 50 سال عمر می‌خواهد خودش را برای ابد بسازد، کم کم مزاج جواب می‌کند، البته با مزاج مخالفت هم نکنید، ثلث آخر شب بسیار خوب است، غذا هضم شده، هوا تلطیف گشته، خلوت با شب داشته باشید که انس با عالم غیب و ملکوت به بار می‌آورد.

*گنج سعادت

مرحوم ملکی تبریزی می‌گوید: استادم-ملا حسینقلی(قدس سره)‌- به من فرمودند: فقط متهجدین هستند که به مقاماتی نائل می‌شوند و غیر آن‌ها به هیچ جایی نخواهند رسید.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ/از یمن دعای شب و ورد سحری بود

*در پرتو نماز شب

علامه طباطبایی می‌گوید: چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی و رحمیت گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می‌شدم تا یک روز در مدرسه ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آنجا عبور می‌کردند، چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان و آخرت می خواهی نماز شب بخوان.

این سخن آن قدر در من اثر کرد که از آن روز به بعد تا زمانی که به ایران مراجعت کردم، پنج سال تمام در محضر قاضی روز و شب به سر می‌بردم و آنی از ادراک فیض ایشان دریغ نمی‌کردم و از آن وقتی که به وطن مألوف بازگشتم تا وقت رحلت استاد، پیوسته روابط ما برقرار بود و مرحوم قاضی طبق روال استاد و شاگردی، دستوراتی می‌دادند و مکاتبات از طرفین برقرار بود.

جهادنکاح    سفر 90 زن از اروپا به شام برای جهاد زنا

به دنبال فتوای مفتی‌های وهابی درباره «جهاد نکاح»، تعداد 90 زن چچنی از انگلیس و دیگر شهرهای اروپایی عازم استانبول شده تا به سوریه اعزام شوند.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، به دنبال فتوای مفتی‌های وهابی درباره «جهاد نکاح»، تعداد 90 زن چچنی از انگلیس و دیگر شهرهای اروپایی عازم  استانبول شده تا به سوریه اعزام شوند.

این زنان از طریق فرودگاه استانبول به شهر مرزی «هاتای» رفته و از طریق مرزهای زمینی وارد سوریه شده و به گروه های سلفی پیوسته‌اند.

چندی پیش نیز از تونس خبر رسیده بود که برخی گروه های تروریستی که علیه نظام سوریه شورش مسلحانه کرده‌اند، با فتوای یک مفتی وهابی دختران و زنان مطلقه تونسی را به «جهاد نکاح» (جهاد جنسی) در سوریه تشویق می‌کنند.

در همان زمان خانواده‌های تونسی نیز اعلام کردند که دختران نوجوانشان داوطلبانه به سوریه سفر کرده‌اند تا نیازهای جنسی شورشیانی را که با نیروهای نظامی سوریه می‌جنگند، برطرف سازند.

علمای تکفیری وهابی- در جهت آتش‌افروزی میان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شیعه و سنی و اعلام جهاد علیه مقاومت در راستای نقشه‌های شوم دشمنان امت اسلامی گام برمی‌دارند.

در همین راستا با صدور فتوایی عجیب از دختران و زنان عرب خواسته شده تا برای «جهاد نکاح» یعنی تن فروشی به جنگجویان مسلح به سوریه سفر کنند. بر اساس این فتوا حتی زنان شوهردار هم جایز هستند که برای «جهاد نکاح» به سوریه بروند، یکی از همین شیوخ «محمد العریفی» نام دارد.

عریفی تاکنون چندین فتوای عجیب و غریب صادر کرده که جنجالی‌ترین فتوای وی همان است که در آن به شورشیان سوری، اجازه می‌دهد تا با زنان ازدواج کوتاه و چندساعته داشته باشند.

شیخ عریفی در این فتوا گفته است که بهترین جهادها، جهاد نکاح است و ازدواج بین این مجاهدین و زنان می‌تواند تمایلات شهوانی این جنگجویان را برآورده کرده و عزم آنها را برای جنگ با دولت بشار اسد افزایش دهد.

این ازدواج‌ها که وی آن را ازدواج‌های مناکحه یا موقتی می‌نامد، شامل زنان و دختران 14 سال به بالا، مطلقه‌ها و بیوه‌ها می‌شود. او همچنین در این فتوا، بهشت را به آن دسته از زنانی که به این نوع ازدواج با شبه نظامیان رضایت می‌دهند، وعده داده است.

پس از این فتوا، موج عظیمی از خشم جهان اسلام را فراگرفت و حتی بسیاری از علمای حتی اهل سنت علیه این فتوا موضع گرفتند و‌ آن را نوعی زنا و ترویج فساد و فحشا دانستند تا اینکه عریفی تحت فشارهای اسلامی و عربی ناگزیر شد فتوای خود را پس گرفته و اعلام کند که این فتوا از وی صادر نشده است. اما این انکار عریفی مانع از آن نشد که شورشیان سوری آن را تحریم کنند بلکه همچنان بسیاری از آنها به این فتوا عمل می‌کنند.

این فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در میان شورشیان سوری گردید و بسیاری از آنان پدران سوری را مجبور می‌کنند تا دخترانشان را در اختیار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا بوده و مستحق مرگ هستند.

این فتوا تنها به نکاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلکه منجر به ظهور پدیده‌ی لواط و همجنس‌بازی در میان گردان‌های شورشی نیز گردید. اخیراً تصاویری منشتر شده که نشان از گسترش این پدیده شوم در میان شورشیان سوری دارد.

عریفی که روابط نزدیکی با بندر بن سلطان دارد، تنها به صدور فتوا علیه سوریه اکتفا نکرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمع‌آوری کمک از سوی وهابی‌ها برای حمایت مالی از گروه‌های شورشی در سوریه مشغول بوده است.

این مبلغ وهابی سعودی از حامیان سرسخت شورشی‌های سوریه است و درباره سوریه و نظامیان بشار اسد در اظهاراتی جنجالی مدعی شد که جنیان در کنار او هستند و با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند و با مبارزه جنیان، فرشته‌های وهابی از ترس مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشته‌اند!

این مفتی وهابی سعودی مدعی شد که جنیان سوار بر اسب سفید به کمک ارتش سوریه می آیند تا افراد مسلح را شکست دهند.

سفر 90 زن از اروپا به شام برای جهاد زنا

اعتراف تروریستهای تونسی درباره سوریه

از جعل سوره سيب و صدور فتواي جهاد نكاح تا سرقت آثار ادبي ديگران

عکس مفتی شرابخوار و خواننده زن

افشاگری یک جهادگر نکاح درباره رسوایی تروریست‌ها

زنان‌ مصنوعی برای تروریست‌های سوری




اینفوگرافی/کلید وزارت‌به چه کسانی‌رسید؟


نمایندگان مجلس شورای اسلامی پس از هشت جلسه علنی بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی به 15 وزیر پیشنهادی رای اعتماد دادند و همچنین جعفر میلی منفرد، محمد علی نجفی و مسعود سلطانی فر نتوانستند رای لازم را کسب نمایند.
برای مشاهده در سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید
برای مشاهده در سایز اصلی بر روی عکس کلیک کنید

۳ وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری و ورزش و جوانان نتوانستند از‌ نمایندگان مجلس رای اعتماد بگیرند.


جدول رای اعتماد به کابینه یازدهم
ردیف نام وزارتخانه ماخوذه موافق مخالف ممتنع وضعیت
1 محمد علی نجفی آموزش و پرورش 284 142 133 9 _
2 محمود واعظی ارتباطات و فناوری اطلاعات 284 218 45 20 وزیر
3 سید محمود علوی اطلاعات 283 227 38 18 وزیر
4 علی طیب‌نیا اقتصاد و امور دارایی 284 274 7 3 وزیر
5 محمد جواد ظریف امور خارجه 281 232 36 13 وزیر
6 سید حسن قاضی‌زاده هاشمی بهداشت،درمان و آموزش پزشکی 284 260 18 6 وزیر
7 علی ربیعی تعاون،کار رفاه اجتماعی 284 163 100 21 وزیر
8 محمد حجتی جهاد کشاورزی 284 177 81 26 وزیر
9 مصطفی پورمحمدی دادگستری 284 201 64 19 وزیر
10 حسین دهقان دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح 284 269 10 5 وزیر
11 عباس آخوندی راه و شهرسازی 284 159 107 18 وزیر
12 محمدرضا نعمت‌زاده صنعت،معدن و تجارت 283 199 60 24 وزیر
13 جعفر میلی منفرد علوم تحقیقات و فناوری 282 105 162 15 _
14 علی جنتی فرهنگ و ارشاد اسلامی 284 234 36 12 وزیر
15 عبدالرضا رحمانی فضلی کشور 284 256 19 9 وزیر
16 بیژن نامدار زنگنه نفت 283 166 104 13 وزیر
17 حمید چیت‌چیان نیرو 284 272 7 5 وزیر
18 مسعود سلطانی فر ورزش و جوانان 283 117 148 18 _

15 نفر از گزینه‌های پیشنهادی دولت با کسب حد نصاب آرای موافق نمایندگان به عنوان وزرای کابینه یازدهم انتخاب شدند.

بنا بر این گزارش، علی طیب نیا گزینه پیشنهادی وزارت اقتصاد با کسب 274 رای موافق، بیشترین رای را در بین وزرای تاریخ جمهوری اسلامی ایران کسب کرد.

حمید چیت چیان گزینه پیشنهادی وزارت نیرو با کسب 272 رای و حسین دهقان گزینه پینهادی وزارت دفاع نیز با کسب 269 رای موافق، بعد از طیب نیا بیشترین آرای موافق را کسب کردند.

قبور ائمه بقیع چگونه و چندبار تخریب شد؟


تا پیش از تخریب و ویرانی قبور مطهر بقیع توسط وهابیت متعصب که براساس معتقدات خود، به تخریب بسیاری از آثار تاریخی پرداختند، بر روی قبور پیشوایان و سایر بزرگان اسلام که در مدینه مدفون بودند گنبدها و بناهایی قرار داشت. ائمه بقیع در بقعه بزرگی که به‏ طور هشت ضلعی ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفیدکاری شده بود مدفون بودند.
به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، هشتم شوال سال 1344 هجری قمری مصادف است با سالروز یک اتفاق تلخ در تاریخ بشریت، که دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد، در این روز قبرستان بقیع به عنوان مهم‌ترین قبرستان اسلام به دست وهابیون تخریب شد.

برای درک میزان دردناکی و شنیع بودن این اقدام باید توجه کرد که در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چراکه زادگاه اصلی اسلام آن‌جاست و آثار گرانبهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می‌شود. ولی متأسفانه، متعصّبان خشک مغز وهّابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان برده‌اند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهم‌ترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار می‌آید.

وضعیت بقیع قبل از تخریب

پس از تسلط وهابیون بر مدینه آن‌ها ضمن تخریب قبور، آثاری که بر روی قبور قرار داشت را نیز از بین بردند. در جریان این واقعه بارگاه امام حسن مجتبی (ع)، امام سجاد (ع)، امام محمدباقر (ع) و امام جعفر صادق(ع) ویران شد. آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین (ع)، دیگر قبور را هم تخریب کردند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا (س)، عبدالله بن عبدالمطلب و آمنه پدر و مادر پیامبر اسلام، قبر مطهر فاطمه بنت‌اسد (ع) مادر امیرالمومنین (ع)، قبر مطهر حضرت ام‌البنین (ع)، قبرعباس عموی پیامبر، ابراهیم پسر پیامبر (ع)، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق (ع)، قبر دختر خواندگان پیامبر (ع)، قبر حلیمه سعدیه مرضعه پیامبر (ع) و قبور شهدای زمان پیامبر (ع).

نخستین تخریب قبور ائمه بقیع

نخستین تخریب قبور مطهر ائمه‌ بقیع به دست وهابیون سعودی در سال 1220 هجری یعنی زمان سقوط دولت اول سعودی‌ها توسط حکومت عثمانی روی‌ داد، پس از این واقعه‌ تاریخی - اسلامی با سرمایه‌گذاری مسلمانان شیعه و به‌ کار بردن امکانات ویژه‌ای، مراقد تخریب‌ شده به زیباترین شکل بازسازی‌ شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقیع به یکی از زیباترین مراقد زیارتی و در واقع مکان زیارتی - سیاحتی مسلمانان تبدیل‌ شد.

دومین تخریب بقیع

دومین و در واقع دردناک‌ترین حادثه تاریخی - اسلامی معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روی‌ کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط ‌می‌شود؛ سالی که وهابیون به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بیت ‌پیامبر(ص) را مورد دومین هجوم وحشیانه‌ خود قرار دادند و بقیع را به مقبره‌ای ویران‌ شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل‌ کردند.

تخریب قبور در مکه، مدینه، جده و کربلا

وهابیون در سال 1343 هجری قمری در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب (ع)، ابی‌طالب (ع)، خدیجه (ع) و زادگاه پیامبر (ع) و فاطمه زهرا (ع) و "خیزران" عبادتگاه سری پیامبر (ع) را با خاک یکسان کردند و در جده نیز قبر "حوا" و دیگر قبور را تخریب کردند. در مدینه نیز گنبد منور نبوی را به توپ بستند، ولی از ترس مسلمانان، قبر شریف نبوی را تخریب نکردند آن‌ها همچنین در شوال 1343 با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (ع) اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند و قبر حضرت حمزه (ع) و شهدای احد را با خاک یکسان و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر (ع) و دیگر قبور را هم خراب کردند.

وهابیون متعصب در همان سال به کربلای معلی حمله کردند و ضریح مطهرحضرت امام حسین(ع) را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثرا از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود، غارت کردند و قریب به 7000 نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.

منابع:

ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی

جعفر سبحانی، آیین وهابیت

اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره

علی اصغر رضوانی، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات