جوانی که با سخنان نصرالله شیعه شد


در حاشیه دوازدهمین اعتکاف دانشجویی ماه رمضان که در جوار بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج علیه آلاف تحیه و السلام و به همت هیئت دانشجویی ودیعة الحسین(ع) در روزهای 27ٰ 28 و 29 ماه رمضان امسال برگزار شد، هم­کلام شدیم با مسافری از غزه، شهر مظلومیت و استقامت، فردی که برای اولین بار پای در آستان ملک پاسبان، حضرت علی بن موسی علیه السلام گذاشته بود.
به گزارش وبلاگستان مشرق، حسین اسدی در وبلاگ گفتمان برتر نوشت: محمد جوان 28 ساله اهل فلسطین که بتازگی و پس از تحقیقات بسیار زیاد به مذهب تشیع گرویده و مدتی است که برای فراگرفتن علوم و معارف حقه ی شیعی در شهر مقدس قم و در جوار کریمه اهل بیت (علیها سلام) سکنی گزیده، توضیحاتی بسیار تکان دهنده و قابل تأمل درباره نحوه شیعه شدنش و اتفاقات پیرامون آن و همچنین اوضاع سیاسی فلسطین و کشورهای منطقه داشت که خلاصه ای از آنرا با هم مرور میکنیم:


اسمم محمد است، 28 سال دارم، در لیبی بدنیا آمدم، پدرم در لیبی دانشجو بود و پس از اتمام تحصیلات بعنوان استاد دانشگاه در همان جا مشغول بکار شد تا اینکه معمر قذافی دستور اخراج فلسطینیان را صادر کرد و ما به کشورمان بازگشتیم.

در فلسطین تحت حکومت تشکیلات خودگردان بودیم تا اینکه شارون وارد قدس شد و انتفاضه ی فلسطین شکل گرفت. در ابتدای شکل گیری انتفاضه  تنها سلاح ما سنگ بود و شرایط طوری بود که فقط فلسطینی ها کشته میشدند. روز دهم انتفاضه مسلحانه شد، 2 سرباز اسرائیلی کشته و تعداد زیادی جوان فلسطینی هم شهید شدند. گروه های فلسطینی درگیری مسلحانه را شروع کردند. عملیات های استشهادی و ساخت موشک های دست ساز و با برد کم آغاز شد. گروه های فلسطینی درگیری مسلحانه را شروع کردند. عملیات های استشهادی و ساخت موشک های دست ساز و با برد کم آغاز شد.

درگیری ها که شدت گرفت اسرائیلی ها دست بکارهای دیگری زدند، از جمله بستن راه ها و تقسیم کردن غزه، که این حرکت کار را برای مردم بسیار سخت کرد، بطوریکه حتی برخی دانشجویان برای رفتن به دانشگاه خود که در شرق غزه بود نمیتوانستند راهی پیدا کنند.

اولین تلنگر

در سال 2006 با دستگیری 2 سرباز اسرائیلی، جنگ 33 روزه بین حزب الله و رژیم اشغالگر قدس آغاز شد. من در آن زمان جزء اهل سنت بودم، البته همه ی ما به حزب الله و سید حسن نصرالله حفظه الله بعنوان جریانات مقاومتی و ضد اسرائیلی علاقه مند بودیم و آنها را مثل خودمان مسلمانی با مذهب دیگر میدانستیم اما ارادتمان بیشتر از جنبه ی مقاومتی بود.

من تمام وقت شبکه المنار لبنان و شبکه های اسرائیلی را رصد میکردم، صحبت های نصرالله را مداوم پیگیری میکردم و برایم جالب بود که چقدر اسرائیلی ها از جنگ با حزب الله و طولانی شدن آن هراس دارند! در ابتدا تصورم این بود که قدرت حزب الله بخاطر موشک ها و تسلیحات زیادی است که از طرف ایران به آنها داده شده و ربطی به عقائد و نگرش های آنان ندارد. ولی هنگامیکه این صحبت نصرالله را شنیدم که گفت: « شما نمیدانید که دارید با فرزندان محمد، علی،  فاطمه، حسن و حسین(علیهم صلوات الله و سلامه) میجنگید» تحلیلم نسبت به حزب الله، تحلیل دینی شد، این را که شنیدم تأثیر خاصی بر روی من گذاشت و احساس کردم که یک چیزی وارد قلب من شد.

این سؤال در درون من بوجود آمد که چرا اینها مثل ما، نسبت به صحابه ی رسول الله(ص) احساس فخر نمیکنند و چرا نسبت به فرزندان پیغمبر(ص) و این اسامی احساس عزت میکنند؟ بخاطر جو رسانه ای حاکم، اطلاعات ما راجع به این اشخاص(اهل بیت پیامبر) خیلی کم بود و فقط در همین حد میدانستیم که اینها فرزندان رسول خدایند. از آنجا با خودم قرار گذاشتم که یک جستجوی جدی انجام دهم که این اهل بیت کی هستند؟ و این سؤال برایم بوجود آمد که چرا حضورشان در زندگی ما و در رسانه های ما اینقدر کم رنگ است و هیچ چیزی راجع به آنها نمیدانیم؟

 اینترنت، دروازه ای به توحید

تنها راهی که در دسترس من بود اینترنت بود و تلویزیون، چرا که هیچ کتابی با این موضوع در دسترس ما نبود، بخاطر شیعه هراسی ای که در منطقه صورت گرفته، گاهی حتی خطر میدانند و اجازه ورود بعضی از کتاب ها را نمیدهند و من اجباراً از طریق شبکه های تلویزیون و اینترنت جستجوی خود را شروع کردم. اسامی اهل بیت را در اینترنت جستجو کردم و به بعضی سایتها رسیدم که مطالب آن بسیار غافلگیرکننده و تعجب آور بود، مثلا وقتی که فهمیدم امام حسین(ع) اینقدر وحشیانه کشته شده، سرش از تنش جدا شده، بدنش تکه تکه شده و بعد اهل بیتش را به اسارت برده اند، برایم بسیار جای تعجب و سؤال داشت چرا که در بین ما این مسائل مطرح نبود و حتی بعضی ها اجازه نمیدادند که اینها برای ما بیان شود. تصمیم گرفتم که خودم را، از آنچه که بعنوان اعتقادات تاکنون داشته ام، خالی بکنم و دوباره وارد فضای تحقیق در مورد اسلام شوم و این قسم را هم با خودم خوردم که اگر براساس عقلم به حقانیت شیعه پی بردم، شیعه شوم وگرنه همان مسیر قبلی خود را ادامه دهم.

 محبت به اهل بیت پیامبر، اذن ورود به تشیع

تعدادی سخنرانی از بزرگان شیعه که در اینترنت پیدا کردم را گوش دادم، در بعضی ازین سخنرانی ها، یک حس آرامش قلبی پیدا کردم و نسبت به مطالبی که در اطراف خودم میشنیدم، که حکایت از خواب بودن و غافل بودن و بیخیال بودن اطرافیانم داشت، برایم جذابیت خاصی داشت و باعث جذب من شد.
وقتی از صفات، مناقب، سختی ها و آنچه که بر اهل بیت گذشته میشنیدم، با کلمه کلمه ی این حرفها قلبم تکان میخورد و احساس میکردم این مطالب واقعیت دارد، البته راجع به آنها بیشتر تحقیق میکردم و نسبت به حقیقت آنها مطمئن میشدم.

شبانه روز مسائلی که به اهل بیت ربط داشت را پیگیری میکردم، سخنرانی ها، سایتها و... همانند فرد تشنه ای که برای رفع عطش و رهایی از تشنگی و رسیدن به التیام و آرامش، بدنبال جرعه ای آب میگردد.

 آنگاه که هدایت شدم...

تصمیم گرفتم که شیعه بشوم، اما یک ترس جدی در من وجود داشت که آیا حقیقت این چیزیست که الان به آن رسیدم یا همانی که از قبل معتقد بودم، من قبلا زندگی صحابه را تدریس میکردم اما اکنون با اهل بیت آشنا شده ام، واقعا حیران شده بودم و نمیدانستم که چکار کنم؟

عقلم قانع شده بود که حق با اهل بیت است، تصمیم گرفتم که قلبم را نیز متوجه و مطمئن کنم، بسیار نماز خواندم و دعا کردم و به درگاه الهی تضرع نمودم که به من نشانه ای دهد و بر اساس آن نشانه بفهمم که این مذهب حق است یا خیر.

همان شب خوابی دیدم به این شکل که فردی دست مرا گرفته بود و مرا بدنبال خود میکشید، مرا به بالای کوهی برد، از آنجا که نگاه میکردم تمام زمین خرابه بود الا حرم های اهل بیت! فقط آنها بود که سالم بود و نورانی و در داخل آنها کسانی مشغول به دعا و نماز بودند که عمامه های مشکی به سر داشتند و مشهور بود که اینها شیعه اند; و این در حالی بود که من هیچ آشنایی با این اماکن نداشتم! و اصلا نمیدانستم که اینچنین جاهایی وجود دارد که مثلا گنبدهای زرد رنگی دارد و... اینها را نمیشناختم.
از خواب که بیدار شدم آرامشی پیدا کردم و حس کردم که این همان نشانه ایست که بدنبال آن بودم، تصمیم جدی گرفتم برای یادگیری فقه شیعه و طبعا از طریق اینترنت بعنوان تنها ابزار موجود احکام شیعه را یاد گرفتم و از آن پس نماز و روزه و...را بر طبق فقه شیعه انجام میدادم. البته این برایم کافی نبود و نمیتوانستم به طور دقیق همه ی جزئیات را فرا بگیرم، لذا بدنبال این بودم که به جایی مثل عراق یا ایران بروم و بصورت دقیق تر این مکتب را بشناسم و بتوانم به دیگران نیز بیاموزم. این شد که به ایران آمدم و اکنون در قم مشغول به تحصیل هستم. از خانواده ام هم غیر از پدرم همگی شیعه شدند.

 رویکرد رسانه های عربی درقبال تشیع چگونه است؟

در رسانه های عربی حملات گسترده ای علیه تشیع صورت میگیرد که 3 علت اصلی دارد: تاریخی، سیاسی و مذهبی. اما بنده معتقدم که این حملات عمدتاً به دلایل سیاسی است، چراکه میبینیم از بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران این حملات کماً و کیفا گسترده تر و جدی تر شده است. همه اش هم به این خاطر است که ایران و حزب الله قدرتمند اند و تبدیل به خطری برای صهیونیست ها شده اند و این موضوع را عملا در مقاطع مختلف ثابت کرده اند. لذا وهابیت به میدان آمده تا از جهل و سادگی مردم استفاده کرده و بین شیعه و سنی اختلاف بیندازد. توصیفی که این رسانه ها از شیعه دارند اینست که: شیعه کسی است که صبح تا شب کارش سبّ اصحاب و همسران رسول خداست و هیچ فقهی و احکام عملی هم ندارند، دقیقاً مثل اینکه به شیعیان میگویند سنی ها سب اهل بیت میکنند که دروغ است. اهل سنت برخلاف وهابیت مشکلی با شیعیان ندارند، صحابه در نزد آنها مقدس اند، آنها معتقد اند که صحابه سختی کشیدند و آنها بودند که که جنگیدند و اسلام را حفظ کردند و به دست ما رساندند، لذا کسی که به آنها توهین بکند را محترم نمی­دانند. بنده هم معتقدم کسانی که به اهل سنت و صحابه توهین میکنند و فحش میدهند(مثل بعضی از روحانیون و علما) اینها شیعه ی واقعی نیستند و درواقع دارند شیعه را بدنام میکنند و مانع تشیع دیگران میشوند، چون در دنیا معروف است که شیعیان برخلاف وهابیون اهل تکفیر نیستند، باهمه مدارا کرده ولی متأسفانه بعضی برخلاف این حرکت کرده اند، البته علمای حقیقی مشی متفاتی دارند، بمانند مقام معظم رهبری که سب صحابه و همسران پیامبر (ص) را حرام اعلام کردند. شبیه همین نگاه را حضرت آیت الله سیستانی دارند که فرمودند:«اهل سنت را برادر ما نخوانید، آنها نفس ما هستند» ازین طرف میبینیم که متأسفانه برخی که شیعه نیستند و آخوندهای انگلیسی اند، در شبکه هایشان (یاسر الحبیب و شبکه فدک) صبح تا شب، به اسم شیعه، همسران پیامبر و صحابه ی رسول خدا را لعن میکنند و وهابیت هم ازین مسئله استفاده میکند و میگوید این منطق شیعه است و سیدناالقائد(مقام معظم رهبری) و سید حسن نصرالله هم که شما به آنها علاقه دارید تقیه میکنند، این فرض را، با استفاده از جهل مردمی که اهل تحقیق نیستند، بصورت گسترده پخش کرده اند و بدینوسیله ضدیت با شیعه را ایجاد میکنند. بد نیست خاطره ای را برایتان نقل کنم، در ایام جنگ 33 روزه مردم در مساجد شهر تجمع میکردند و برای سید حسن نصرالله و پیروزی حزب الله دعا میکردند، در یکی از مساجد فردی وهابی به مردم اعتراض کرده که چرا برای اینها دعا میکنید؟ اینها کافراند، الان اللهم اشغل الظالمین بالظالمین شده، بگذارید یکدیگر را بکشند، مردم هم اورا کتک زده و از مسجد بیرون کرده بودند! اما از زمانی که یاسر الحبیب علنا در شبکه ی فدک لعن میکند صحابه را و بحث تقیه سید حسن نصرالله و سیدناالقائد را مطرح کرده اند مردم هم نسبت به اینها سرد شده اند، متأسفانه چهره ی شیعه با این رفتارها خراب شده است.

 وهابیت دست آمریکا و اسرائیل در منطقه است

باید بدانیم که بعضی ازین شیعه هراسی نان میخورند و لذا برای مقابله ی با آن قدمی بر نمیدارند، نمیخواهند که مردم متوجه نقش ایران و حزب الله و جریان مقاومت شیعی شوند، دیدید که سید حسن نصرالله در روز قدس اعلام کرد که ما شیعیان علی ابن ابی طالب هستیم اما به هیچ وجه از قضیه فلسطین کوتاه نخواهیم آمد، و البته بعضی سعی میکنند که همین موضع گیری را هم اینطور تفسیر کنند که حزب الله و ایران بخاطر منافعشان از فلسطین حمایت میکنند.

ما همه میدانیم که وهابیت دست آمریکا و اسرائیل در منطقه است و اصلا مسئله، مسئله ی مذهبی نیست و کاملا سیاسی است، میخواهند بجای خطر اسرائیل در منطقه، خطر دشمن ساختگی یعنی شیعیان را در دل اهل سنت ایجاد بکنند، لذاست که میبینید سالهاست مردم و کودکان و زنان در فلسطین کشته میشوند، هزاران اسیر در زندانها هستند و شکنجه میشوند و علمای وهابی حتی یکبار هم حکم جهاد نمیدهند، اما در مسئله ی سوریه همگی حکم جهاد مقدس دادند!و جالب است که برای فلسطین میگویند بیایید کشور اسراطین را ایجاد کنید! بیایید صلح کنید و...

 اوضاع در غزه چگونه است؟

مشکل اصلی غزه اینست که مثل یک زندان است و مردم در آن حصر شده اند و هیچ ارتباطی با جهان بیرون خود ندارند، ارتباطات انسانی وجود ندارد و صرفا از طریق بعضی رسانه ها کسب اطلاع میکنند. و این خودش برای غزه یک معضل بزرگ است. هرچه که رسانه ها میگویند بر روی عقائد و عواطف آنها تأثیر دارد، مثلا در خصوص قضایای سوریه، الجزیره میگوید بشار اسد کودکان سوری را میکشد، مردم اینجا با کسانی که کشته میشوند همدردی میکنند. البته تیپ های مختلفی وجود دارد، اما مشکل اصلی اینست که شناخت آنها صرفا از طریق رسانه هایی مثل الجزیره و فدک و... است.

 مقام معظم رهبری فخر عزت انسانیت اند

معتقدم که سیدالقائد نائب امام زمان اند و کسی است که پرچم را بدست حضرت خواهند داد، ایشان فخر عزت انسانیت اند و به نظر میرسد اگر کل مذاهب بیایند و رهبری ایشان را بپذیرند حال مسلمین از اینی که هست بهتر خواهد شد. حس قلبی ام نسبت به ایشان را نمیتوانم به زبان بیان کنم.


نويسنده: حسين اسدي

هفت باور اشتباه در مورد رویت هلال ماه


حرف‌ و حدیث‌های زیادی درمورد ماه رمضان و تفاوت این ماه با دیگر ماه‌های قمری بین مردم رواج پیدا کرده که اغلب آن‌ها نادرست است.
به گزارش ویژه نامه ضیافت مشرق به نقل از خبرآنلاین، حرف‌وحدیث‌های زیادی درمورد ماه رمضان و تفاوت این ماه با دیگر ماه‌های قمری بین مردم رواج پیدا کرده که اغلب آن‌ها نادرست است. پاسخ علمی به 7 باور نادرست مشهور را بخوانید.
 
1- آیا ماه رمضان همیشه 29 روزه است؟

ماه قمری که برابر دوره هلالی (فاصله زمانی وقوع دو هلال کاملا یکسان) است، به طور متوسط 29.53 روز طول می‌کشد. اما از آن‌جا که تعداد روزهای ماه در تقویم باید عددی صحیح باشد، بنابراین ماه قمری یا 29 روزه است و یا 30 روزه. در کشورهای اسلامی، طول ماه‌های قمری بر اساس معیارهای نجومی پیش‌بینی می‌شود و طول یک ماه در یک سال ارتباطی به سال‌های دیگر ندارد. بنابراین ماه رمضان می‌تواند مثل هر ماه دیگری 29 یا 30 روزه باشد.
 
2- آیا اگر ماه شعبان 30 روزه باشد، ماه بعد (رمضان) 29 روزه خواهد بود؟

خیر. مدت هر ماه قمری مستقل از ماه قبل است. محاسبات نشان می‌دهد ماه قمری می‌تواند تا 3 ماه متوالی 29 روزه یا تا 4 ماه متوالی 30 روزه باشد.

3- چرا با اینکه مقارنه ماه و خورشید اتفاق افتاده، هنوز اول ماه اعلام نشده است؟
 
مقارنه ماه و خورشید معیار ماه نجومی است. اما معیار شرعی آغاز ماه قمری، رویت هلال است. طبق محاسبات نجومی، در بهترین وضعیت جوی هم تا چندین ساعت بعد از مقارنه امکان تشکیل هلال وجود ندارد، چراکه خورشید هنوز از پشت رشته‌کوه‌های لبه ماه طلوع نکرده تا نور بر سطح ماه بتابد و هلال تشکیل شود. به‌همین دلیل حتی با تلسکوپ هم نمی‌توان ماه را مشاهده کرد.

4- آیا همیشه شروع ماه قمری (مثلا رمضان یا شوال) در ایران بعد از عربستان است؟

شروع ماه قمری در هر نقطه‌ای بستگی به مشخصه‌های نجومی در آن کشور و البته ملاک شرعی فقهای آنجا دارد. بنابراین ممکن است شروع ماه در ایران و عربستان یکی باشد (مثل ماه رمضان امسال) یا متفاوت باشد. توجه داشته باشید که بروز 1 روز اختلاف در سطح زمین کاملا طبیعی است، ضمن این‌که اگر به نقشه رویت‌پذیری هلال ماه توجه کنید، الگوی هذلولی شکل رویت‌پذیری ماه نشان می‌دهد نمی‌توان حکم قطعی و همیشگی در مورد رویت‌پذیری هلال ماه بر اساس موقعیت جغرافیایی صادر کرد.
 
5- چرا کشورهای غربی ما (مثل ترکیه و آذربایجان) و همین‌طور شرق ایران (مثل افغانستان و اندونزی) عید فطر را اعلام کردند ولی هلال در ایران دیده نشده است؟!
 
معمولا برخی کشورهای همسایه از کشورهای دیگر (مثل عربستان) تبعیت می‌کنند و این به معنی رویت هلال در آن کشورها نیست. ضمن آن‌که ممکن است به دلیل گزارش‌های اشتباه رویت هلال، آغاز ماه به اشتباه اعلام شده باشد. آمارها نشان می‌دهد 15 درصد از افرادی که به استهلال می‌پردازند، دچار توهم رویت می‌شوند و گزارش اشتباه ارسال می‌کنند. یعنی اگر مثلا 1000 نفر برای استهلال اقدام کرده‌اند، از نظر آماری باید بیش از 150 نفر گزارش رویت ارسال کنند تا مطمئن شویم گزارش‌ها درست است. اگر 1000 نفر به استهلال اقدام کرده باشند و تعداد انگشت‌شماری گزارش رویت ارسال شده باشد، از نظر آماری جزو خطای توهم رویت محسوب می‌شود.
 
6- چرا مشکلات آغاز و پایان ماه قمری فقط برای ماه رمضان اتفاق می‌افتد و در دیگر ماه‌های قمری تغییری اتفاق نمی‌افتد؟
 
ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری و گروه‌های رصدی در آغاز و پایان تمام 12 ماه قمری سال فعال هستند و به رصد هلال اقدام می‌کنند. البته گروه‌های مجهز در ماه‌هایی اعزام می‌شوند که هلال دشوار یا بحرانی است.

اما دلیل آن‌که تغییرات احتمالی در آغاز و پایان ماه قمری بیشتر در مورد ماه رمضان رسانه‌ای می‌شود، به دو عامل برمی‌گردد؛ نخست این‌که قبل از تاسیس مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، معیارهای دقیق برای تعیین آغاز و پایان ماه قمری در تقویم وجود نداشت و به همین دلیل در بعضی موارد تقویم با رصدها مغایرت داشت. اما دلیل دوم، این است که برای آغاز و پایان ماه رمضان، گروه زیادی از مردم عادی نیز به استهلال اقدام می‌کنند و همان‌طور که در سوال 6 اشاره شد، تعداد گزارش‌های اشتباه بسیار افزایش می‌یابد. در سال‌های اخیر، مشکل مشابهی در برخی کشورهای همسایه باعث برخی اشتباه‌ها در آغاز و پایان ماه‌های قمری شده است.
 
ذکر این نکته هم الزامی است که در سال‌های گذشته مواردی بوده که پیش‌بینی آغاز ماه قمری با رصد هلال بحرانی تغییر کرده و درنتیجه تقویم هم تغییر یافته است.

7- ضخیم بودن هلال ماه در شب دو یا سوم ماه می‌تواند دلیلی بر شروع اشتباه اول ماه باشد؟
 
خیر. ماه نزدیک‌ترین جرم سماوی به زمین است و در طی یک شبانه‌روز با سرعت زاویه‌ای زیادی جابه‌جا می‌شود، به‌همین دلیل به سرعت از خورشید فاصله می‌گیرد و بر ضخامت بخش روشن آن افزوده می‌شود. ضمن آنکه مدار ماه به دور زمین بیضوی است و این جابه‌جایی در زمان‌های مختلف یکسان نخواهد بود. بنابراین با نگاه بصری به ماه به دقت نمی‌توان تعیین کرد که شب چندم ماه قمری است.

از جعل سوره سيب و صدور فتواي جهاد نكاح تا سرقت آثار ادبي ديگران


این شيخ وهابي تكفيري را بشناسيد؛
عريفي در اقدامي جنجالي كه واكنش مفتی‌های افراطی سعودي نظير صالح فوزان را برانگيخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سوره‌اي به نام «تفاح» (سوره سيب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآني، قرائت کرد.

گروه گزارش ویژه مشرق - هرچند به تعبير يكي از انديشمندان مصري «علماي وهابي» در حد واندازه‌هاي «طلبه‌هاي الازهر» هم سواد ندارند، به همين خاطر اساساً شايد پرداختن به چنين شخصيت‌هاي چيزي جز اتلاف وقت نباشد، اما از آنجا كه برخي از همين به اصطلاح علماء سلفي بهتر است بگوييم علماي تكفيري وهابي- در جهت آتش‌افروزي ميان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شيعه و سني و اعلام جهاد عليه مقاومت در راستاي نقشه‌هاي شوم دشمنان امت اسلامي گام برمي‌دارند، لازم است كه براي آگاه نمودن اذهان به صورت اجمالي با سابقه، تحصيلات، مواضع و رفتارهاي يكي از همين شيوخ به نام «محمد العريفي» آشنا شويم.

محمد عريفي كيست؟


«محمد بن عبدالرحمن العريفي» مبلغ و عالم جوان سعودي است كه در 15 جولاي 1970 در شهر دمام واقع در استان شرقي عربستان به دنيا آمد.
 


عريفي در سنين نوجواني


وي ليسانس خود را در سال 1991 در رشته اصول دين از دانشگاه امام محمد بن سعود در رياض و فوق ليسانس خود را در سال 1996 در اصول دين با گرايش عقيده و مذاهب معاصر از همين دانشگاه اخذ كرد. عنوان پايان نامه وي پژوهش و بررسي «الكافية الشافية في الانتصار الفرقه الناجية ابن قيم» بود كه با رتبه ممتاز دفاع كرد. عريفي تحصيلات خود را ادامه داد و توانست در سال 2001 دكتراي خود را در اصول دين با گرايش عقيده و مذاهب معاصر از همان دانشگاه محمد بن سعود به پايان برساند. عنوان تز دكتري وي نيز «نظريات شيخ الاسلام بن تيمية درباره صوفيه» مي‌باشد. 


عريفي عضو هيات امناي كميته عالي رسانه‌هاي اسلامي وابسته به «رابطة العالم الاسلامي» و عضو تعدادي از دفاتر تبليغي و انجمن‌هاي اسلامي و مشاور در تعدادي از مراكز اسلامي و استاد مدعو تعدادي از دانشگاه‌ها در عربستان و خارج از آن است. 

علاوه بر اين عريفي عضو وزارت امور اسلامي است و با بخش‌هاي عقيدتي و ديني امنيت كشور، دفاع ملي، وزارت دفاع، دانشكده هوايي ملك فيصل و گارد ملي و وزارت آموزش و پرورش همكاري مي‌كند. عريفي كه خطيب مسجد جامع «بواردي» در جنوب رياض است، تفسير و فقه را نزد شيخ بن باز، فقه و توحيد را نزد شيخ عبدالله بن جبرين و توحيد را نزد شيخ عبدالله بن قعود و فقه را نزد شيخ عبدالرحمن بن ناصر براك گذرانده است. وي در زمينه تلاوت و قرائت قرآن و حديث از استادادن مصري و عربستاني اجازه‌نامه شرعي دارد. او همچنين در زمينه فقه، اصول، تفسير و سيره نبوي مشغول به تدريس مي‌باشد. عريفي در كنفرانس‌هاي متعددي در داخل و خارج عربستان شركت كرده است و تاكنون بيش از بيست عنوان كتاب و كتابچه با موضوعات ديني به رشته تحرير در آورده است.
 


كتاب «از زندگي‌ات لذت ببر» تاليف شيخ عريفي

عريفي همچنين بالغ بر 120 خطبه و بيش از پنجاه سخنراني ضبط شده در اينترنت دارد. وي مقالات متنوعي در روزنامه‌ها و مجلات عربي به چاپ رسانده و در كشورهاي امارات، قطر و عمان و كويت بويژه در ماه رمضان برنامه‌هاي تلويزيوني دارد. وي هم اكنون عضو هيات علمي بخش مطالعات اسلامي دانشكده معلمين در رياض و امام و خطيب مسجد دانشكده امنيتي ملك فهد مي‌باشد.  


عريفي كه حضور فعالي نيز در تويتر دارد و روز به روز بر طرفدارانش ‌افزوده مي‌شود، در ميان ساكنان كشورهاي حاشيه خليج فارس با 5 ميليون و ششصد هزار طرفدار جايگاه اول را به خود اختصاص داده است. پس از وي نيز سلمان العوده با 3 ميليون طرفدار قرار دارد.
 

عريفي عاشق فيسبوك و تويتر است.

عريفي متاهل بوده و پنج دختر و سه پسر و يك نوه دختري از دختر بزرگش دارد. عريفي در فتواهاي خود بر لزوم داشتن فرزندان زياد و عدم جلوگيري از بارداري زنان تاكيد مي‌ورزد.


عريفي در كنار فرزندانش

عريفي همچنين به همراه برخي از شيوخ عربستاني از جمله سلمان العوده، عائض القرني، محسن العوجي كه ذيل جريان موسوم به «الصحوة» تعريف مي‌شوند، به اتحاديه جهاني علماي مسلمانان به رياست يوسف قرضاوي پيوسته‌اند. اين اتحاديه ويترين رسانه‌اي سازمان بين المللي اخوان است. جريان الصحوة جريان فكري سعودي است كه در اوايل دهه هشتاد قرن گذشته ايجاد شد و به دنبال سازش ميان تفكر وهابي و تفكر اخواني بود، به گونه‌اي كه تفكر وهابي را در زمينه اعتقادي و تفكر اخواني را در زمينه سياسي پذيرفت.  


 
سلمان العوده و محمد العريفي از شيوخ الصحوة

از دهه نود قرن گذشته، علماي الصحوه كه خود را تحت سلطه علماي سنتي وابسته به نهاد ديني وهابيت مي‌ديدند، عليه آنان به پا خاستند. شيوخ الصحوة درون منظومه آموزشي سعودي تربيت يافته و از دانشكده‌هاي ديني وابسته به دانشگاه‌هاي سعودي فوق ليسانس و دكتراي خود را گرفته‌اند. اين روند نقش بازيگران مذهبي را درون عرصه ديني سعودي به آنان بخشيده و آنان توانسته‌اند خود را بر عرصه ديني تحميل نمايند. علماي الصحوه در دانشكده‌هاي ديني وابسته به دانشگاه‌هاي سعودي به تدريس پرداخته و در نظام آموزشي تاثيرگذار بوده و برخي پست‌هاي متوسط درون نهادهاي ديني مختلف نظير هيت‌هاي امر به معروف و نهي از منكر را در اختيار گرفته‌اند. اما با اين وجود، كانون عرصه ديني دور از دسترس اينان باقي مانده و همين مسأله نارضايتي علماي صحوه را برانگيخته است؛ چرا كه رياست تمامي نهادهاي مهم اسلامي نظير شوراي عالي قضايي، هيات علماي بزرگ و مجمع پژوهش‌هاي علمي و افتاء و دعوت و ارشاد بدون استنثاء همچنان در انحصار علماي سنتي وهابيون قرار دارد.   

صالح فوزان از علماي سنتي وهابيت و عريفي: شيوخ جوان الصحوة تلاش مي‌كنند تا جايگزين علماي سنتي شوند.

علماي سنتي از تمامي امتيازات و تشريفات برخودار هستند، اما شيوخ الصحوه در پروتكل ديني در جايگاه ثانويه قرار دارند. علماي الصحوه‌ مي‌خواهند كه رسيدن به قله عرصه‌هاي ديني براي همگان فراهم باشد، نه اينكه صرفاً علماي سنتي وهابيت شايسته چنين امتيازي باشند.  


از اين رو افرادي نظير العريفي و العوده تلاش مي‌كنند تا چهره‌‌اي جوان از خود به نمايش بگذارند، با جوانان نشست و برخاست كنند، براي جذب مخاطبان حضور گسترده‌اي در فضاي مجازي و نيز كانال‌هاي ماهواره‌اي و تلويزيوني داشته باشند تا بدين ترتيب زمينه افزايش طرفداران خود را فراهم نموده و جايگاه بالاتري را در نهادهاي ديني سعودي بدست آورند.


العريفي سعي مي‌كند به جوانان نزديك شود


فتواهاي عجيب/ از جهاد نكاح تا جعل سوره سيب و توهين به پيامبر (ص)
عريفي تاكنون چندين فتواي عجيب و غريب صادر كرده است كه جنجالي‌ترين فتواي وي همان است که در آن به شورشيان سوری، اجازه می‌دهد تا با زنان ازدواج کوتاه و چندساعته داشته باشند. شیخ عریفی در این فتوا گفته است که بهترين جهادها، جهاد نكاح است و ازدواج بین این مجاهدین و زنان می‌تواند تمایلات شهوانی این جنگجویان را برآورده کرده و عزم آنها را برای جنگ با دولت بشار اسد افزایش دهد.
 

فتواي جنجالي عريفي درباره جهاد نكاح در سوريه كه با واكنش‌هاي شديدي روبه رو شد.

 این ازدواج‌ها که وی آن را ازدواج‌های مناکحه یا موقتی می‌نامد، شامل زنان و دختران 14 سال به بالا، مطلقه‌ها و بيوه‌ها می‌شود. او همچنین در این فتوا، بهشت را به آن دسته از زنانی که به این نوع ازدواج با شبه نظامیان رضایت می‌دهند، وعده داده است. 


پس از اين فتوا موج عظيمي از خشم جهان اسلام را فراگرفت و حتي بسياري از  علماي حتي اهل سنت عليه اين فتوا موضع گرفتند و‌ آن را نوعي زنا و ترويج فساد و فحشا دانستند تا اينكه عريفي تحت فشارهاي اسلامي و عربي ناگزير شد فتواي خود را پس گرفته و اعلام كند كه اين فتوا از وي صادر نشده است. اما اين انكار عريفي مانع از آن نشد كه شورشيان سوري آن را تحريم كنند بلكه همچنان بسياري از آنها به اين فتوا عمل مي‌كنند.

 

اين فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در ميان شورشيان سوري گرديد و بسياري از آنان پدران سوري را مجبور مي‌كنند تا دخترانشان را در اختيار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا بوده و مستحق مرگ هستند. اين فتوا تنها به نكاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلكه منجر به ظهور پديده‌ي لواط و همجنس‌بازي در ميان گردان‌هاي شورشي نيز گرديد. اخيرا تصاويري منشتر شده است كه نشان از گسترش اين پديده شوم در ميان شورشيان سوري دارد.




گسترش پديده شوم هم‌جنس‌بازي در ميان شورشيان سوري

از سوي ديگر، العریفی مدتی پیش در برنامه ای تحت عنوان «پایان جهان» ادعاهایی تعجب برانگیز مطرح کرد و گفت: حدیثی در مورد آخرالزمان و حوادث پایان جهان از «أبو هریره» وجود دارد که در آن نام افرادی همچون "جمال عبدالناصر" و "انور سادات" رؤسای جمهور سابق مصر و نیز "صدام حسین" دیکتاتور سابق عراق آمده است.

عريفي همچنين در اقدامي جنجالي كه واكنش مفتی‌های افراطی سعودي نظير صالح فوزان را برانگيخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سوره‌اي به نام «تفاح» (سوره سيب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآني، قرائت نمود. وي در اين سوره جعلي به زبان عربي مي‌گويد: «ذهب احمد إلى السوق ، واشترى تفاحة ، ثم ركب الأتوبيس، ثم رجع إلى شقته وضيع المفتاح، ثم دخل إلى بيت جيرانهم ودخل إلى بيته و ارتاح» «احمد به بازار رفت، يك سيب خريد، سپس سوار اتوبوس شد، سپس به آپارلمان خود بازگشت و كليدش را گم كرد، سپس به خانه همسايگانش رفت و وارد منزل خود شد و به استراحت پرداخت».


فيلم تحريف قرآن از سوي عريفي (لینک دانلود)

وي به تمسخر قرآن اكتفا نكرده و در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه تلويزيوني اماراتی، مدعی شد قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند، پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد. این مفتی وهابی همچنین مدعی شد شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب را در معابر و كوچه‌ها خالی مي‌كردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد، ولی با همین لباس آلوده به شراب به مسجد رفته و نماز می خواندند؛ این امر بیانگر آن است که شراب نجس نیست!.


عريفي به پيامبر (ص) توهين كرده و ايشان را تاجر شراب - نعوذ بالله - معرفي مي‌كند (لینک)

در اثر واكنش‌هاي شديد به اين اظهارات، محمد عریفی سرانجام در بیانیه ای با اعتراف به اینکه در اظهارات خود به پیامبر اسلام (ص) توهین کرده است، به خاطر این اشتباه عذرخواهی کرده و گفت: «پس از تأمل دریافتم که در اظهارات خود دچار اشتباه شدم، و به درگاه خداوند به خاطر این اظهارات توبه می کنم .. تأکید دارم که سنی ها به مقام پیامبر (ص) احترام می گذارند و قدر ایشان را می دانند».

همچنين شیخ محمد عریفي در اقدامي كم‌سابقه و عجيب در ميان علماي سعودي، از طريق تويتر احلام خواننده زن مشهور عرب را به ترک خوانندگی و پیوستن به راه دعوت فرا خواند.  شيخ به احلام گفته بود: آیا این روز را به عنوان نقطه تحولی در زندگیات قرار نمیدهی؟ تا رمضان این سال به جای احلام خواننده، احلام دعوتگر داشته باشیم؟ احلام نيز در پاسخ از خداوند براي وي درخواست پاداش كرد.

 
عريفي و احلام خواننده مشهور عرب

وي در فتواي عجيب ديگري در پاسخ به سوالي درباره آزار و اذيت دختر از سوي پدرش گفت دختر نبايد به تنهايي با پدرش بنشيند مگر آنكه مادر يا برادرانش نيز حضور داشته باشند. وي گفت: «هيچ دختري نبايد در برابر پدرش لباس نامناسب بپوشد، چرا كه برخي دختران داراي اندام زيبايي هستند ... لباس تنگ مي‌پوشند و با همين لباس در مقابل پدرشان ظاهر مي‌شوند و آنها را در معرض گناه قرار مي‌دهند». آنچه شگفتي‌آور است بقيه سخنان وي است كه مي‌‌گويد: «پدر ممكن است جوان باشد و هنگامي كه به دخترش سلام مي‌دهد يا او را مي‌بوسد يا در بغل مي‌گيرد شايد شيطان او را به گناه بياندازد». عريفي در نهايت خطاب به دختر مي‌گويد: «دختر نبايد با پدرش خلوت كند و به تنهايي با او بنشيند بلكه بايد مادر يا برادران وي حضور داشته باشند»


بازتاب فتواي عجيب عريفي در رسانه هاي عربي

كينه شديد عريفي نسبت به سوريه و حزب الله/ ملائكه در كنار شورشيان سوري مي‌جنگند!

عريفي كه روابط نزديكي با بندر بن سلطان دارد، تنها به صدور فتوا عليه سوريه اكتفا نكرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمع‌آوری کمک از سوی وهابی‌ها برای حمایت مالی از گروه‌های شورشي در سوریه مشغول بوده است. این مبلغ وهابی سعودی از حاميان سرسخت شورشي‌هاي سوريه است و درباره سوریه و نظامیان بشار اسد در اظهاراتي جنجالي مدعی شد که جنیان در کنار او هستند و با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند و با مبارزه جنیان، فرشته‌های وهابی از ترس مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشته‌اند! این مفتی وهابی سعودی مدعی شد که جنیان سوار بر اسب سفید به کمک ارتش سوریه می آیند تا افراد مسلح را شکست دهند.
اين اظهارات باز با واكنش علماي وهابي همراه شد. عادل الکلبانی و صالح فوزان دو تن از علماي برجسته وهابي داستان روایت شده از سوی محمد العریفی درباره نزول فرشتگان و جنگ آنها در کنار کسانی که آنها را «انقلابیون» سوریه نامید، محكوم كردند. كلباني در واكنش به سخنان عريفي تأکید کرد: ای مردم فقط اندکی مغز خود را به کار بیندازید .. آیا ارتش سوریه تا آن حد قوی است که فرشتگان نیز در برابر آن ناتوانند.!!

كاريكاتور: فرشته ايهود باراك و فرشته نتانياهو در كنار شورشيان سوري عليه سوريه مي‌جنگند


العریفی حتي مدعی شده است؛ نقشی که دبیرکل حزب الله برای ایران ایفا می کرد، پایان یافته است، تاثیرگذاری عربی وی از بین رفته است، بعید نمی دانم ایران سید حسن نصرالله را ترور کند تا وی با اسرارش بمیرد! این شیخ وهابی با توهین بی شرمانه به سید حسن نصرالله ادعا کرده، او معتقد به کافر بودن ما و مباح دانستن خون ما است، امروز شام (در اشاره به سوریه) او را رسوا کرده است، کودکان را می کشد و نوامیس را هتک حرمت می کند و با این کارها به مجوس(اشاره به ایران) تقرب می جوید.


افترائات عريفي نسبت به تشیع/ از توهين به آيت الله سيستاني تا رفتن به نبرد با حوثي‌ها براي گرفتن عكس يادگاري

عريفي ديدگاهي منفي نسبت به شيعيان دارد و تاكنون چندين بار با الفاظ اهانت‌آميز شيعيان و مراجع شيعي را خطاب قرار داده است. وي هنگامي كه دولت يمن به شيعيان حوثي حمله برد، ضمن محكوم نمودن مقاومت حوثی‌هاي یمن در برابر حملات دولت آن کشور که با حمایت و دخالت مستقیم دولت عربستان صورت پذيرفت، اساس مذهب شیعه را مجوس نامید و آیت الله العظمی سیستانی را در جملاتی اهانت‌آمیز این گونه توصیف نمود: «شَیخٌ کَبیرٌ زِندِیقٌ وَ فَاسِقٌ فِی طَرَفٍ مِن أطرَافِ العِرَاقِ؛ پیر مرد کافر، فاسق و زندیقی که در گوشه‌ای از کشور عراق به سر می برد»  

 عريفي در تاريخ 14/1/1431هـ از سربازان عربستان واقع در مرزهاي جنوب كشور كه در حال نبرد با حوثي‌ها بودند، ديدن كرد. بسياري گفتند كه هدف وي از اين ديدار، گرفتن عكس يادگاري با سربازان و نشان دادن خود به عنوان يك فرد مبارز بوده است.
 


شيخ در اين ديدار از اين قهرمانان! تشكر كرد و گفت كه  از صميم قلب دوست داشت كه يكي از اين سربازان باشد. شيخ عريفي در اين سفر اصرار كرد كه لباس نظامي بر تن كرده و سلاح به دست بگيرد و با سربازان و نيروهاي ارتش عكس يادگاري بگيرد.  


عريفي در خط مقدم: «با حوثي‌هاي گمراه مبارزه مي‌كنيم»

وي مانند اظهارات بي‌پايه ديگر خود، اساس مذهب تشيع را آيين «زردتشت» مي‌دانست و مدعي شد اين آيين قبل از اسلام در سرزمين ايران جاري بود. وي پيروان تشيع را «اهل بدعت» دانست كه امامان خود را  تا مرتبه نبوت و بلكه الوهيت بالا مي‌برند. وي در اظهاراتي سخيف مدعي شد شيعه در طول تاريخ عليه اسلام توطئه كرده است و براي اين كار مثلا با مغول‌ها عليه خلافت عباسي متحد شده است. وي درباره شيعيان سعودي نيز مدعي شد «اگر هوشياري دستگاه امنيتي نبود اين افراد چه كارهاي عجيبي كه نمي‌كردند» بسياري از شخصيت‌هاي اسلامي سني و شيعي به اين اظهارات عريفي واكنش نشان دادند و حتي شيعيان خليج فارس از دولت‌هاي خود خواستند تا مانع از ورود عريفي به كشورشان جهت ايراد سخنراني شود. وي بار ديگر تحت فشارهاي عربي و اسلامي مانند گذشته مجبور به عدول از سخنان خود شد و در اظهاراتي متفاوت گفت: «آيت الله سيستاني بر مدار فرمايشات الهي گام برمي‏دارد و به همين دليل است که ايشان را بر بسياري از علماي اهل‏سنت ترجيح مي‏دهم». وي با چرخشي آشکار نسبت به مواضع خود تاکيد کرده که شخصيت عالمان شيعه را نسبت به علماي اهل‏سنت، به هدايت رسول الله و فرمايشات ايشان در زهد، نزديک‏تر مي‏داند.  گفته مي‌شود وي به دليل ترس از واكنش شيعيان كشورهاي حاشيه خليج فارس و ترس از دست دادن تريبون‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني خود در اين كشورها از اظهارات پيشين خود عدول كرده است.


عريفي و تبليغ وهابيت در يمن: عريفي از تعيين ده مبلغ در روستاهاي حوثي نشين يمن براي تبليغ وهابيت و ميزان دستمزد هر يك از اين مبلغان خبر مي‌دهد.

عريفي؛ اولين شيخي كه درخواست سفر به سرزمين‌هاي اشغالي كرد

عريفي را اولين مبلغ ديني سعودي مي‌دانند كه اعلام كرد قصد دارد از بيت المقدس ديدن كند. وي چندي پيش در سخناني گفت: براي تاكيد بر اين مطلب كه بيت المقدس حق مسلمانان است، قصد دارم از اين مكان مقدس ديدن كنم.

اين اظهارات با استقبال گرم وزرات خارجه رژيم صهيونيستي و رسانه‌هاي اين رژيم همراه شد. روزنامه «اورشليم پست» اسرائيل به نقل از مقامات اسرائيلي گفت: «قدس متعلق به اسرائيل است و تمامي افراد از اديان مختلف مي‌توانند به اينجا بيايند و از آن لذت ببرند» وزارت خارجه اسرائيل نيز از اين درخواست عريفي استقبال كرد.


رژيم صهيونيستي از اظهارات عريفي استقبال كرد

اين اظهارات عريفي بار ديگر با واكنش شديد، انتقادات و حملات تندي مواجه شد. شيخ حامد بيتاوي رئيس انجمن علماي فلسطين و خطيب مسجد الاقصي در اين باره گفت: «اين ملاقات كه در چارچوب عادي‌سازي روابط با اشغالگران صورت مي‌گيرد، بدون هماهنگي با اشغالگران مهيا نيست و باعث مي‌شود كه ساير علما و مشايخ ديني به شيخ عريفي اقتدا نمايند. چنين ديداري زمينه را براي پذيرش حاكميت رژيم صهيونيستي بر قدس اشغالي فراهم نموده و سنت سيئة‌اي را بنيان مي‌گذارد». وي خطاب به شيخ عريفي تاكيد كرد: «اي شيخ ما اجتهاد كردي اما اجتهادت اشتباه بود»
عريفي همچنين در فتوايي بيان كرد كه هك سايت‌ها و پايگاه‌هاي صهيونيستي شرعاً جايز نيست و از اهل سنت و جماعت خواست كه در اين باره از ايرانيان و مجوسي‌هاي كافر تقليد نكنند.

 
فتواي عريفي در ممنوعيت هك سايت‌هاي صهيونيستي


عالم بي عمل/ حمله به عريفي در لندن/ عريفي عامل شكاف ميان اهل سنت و شيعيان در انگليس

چندي پيش برخي رسانه‌هاي عربي خبر دادند كه محمد عريفي هنگام خروج از رستوان مك دونالدز ( كه يك رستوران اسرائيلي است) در لندن مورد حمله شديد از سوي دو تن از جوانان شيعه عراقي قرار گرفت. كاربران شبكه اجتماعي توئيتر نيز تصويري از او در بيمارستان منتشر كردند كه بعداً مشخص شد آن عكس مربوط به چند سال قبل است. اين سايت‌ها با اشاره به تناقض موجود در فراخوان العريفي برای جهاد در سوريه و سفر وی به لندن، او را "عالم بي عمل" توصيف كردند. خبرهاي منتشر شده در رسانه هاي سعودي حاکي از آن بود که شيخ "محمد العريفي" براي گذراندن تعطيلات تابستاني خود، به لندن سفر کرده است. در پي انتشار خبر سفر العريفي به لندن،‌ هزاران تن از کاربران اينترنتي با انتشار مطالبي در اين باره در صفحات شخصي خود در سايت‌هاي اجتماعي، او و ديگر مفتي‌هاي وهابي را به باد تمسخر گرفتند.


كاربران اينترنتي عريفي را به باد تمسخر گرفته و گفتند كه وي براي جهاد نكاح به لندن سفر كرده است

يکي از جالب ترين مطالب نوشته شده در اين باره اين است که مي گويد: «جوانان براي جهاد به سوريه مي روند و العريفي براي "جهاد نکاح" به لندن مي رود! اکنون اين چند پرسش مطرح مي شود که آيا خود اين مفتي ها براي جهاد به سوريه مي روند؟! آيا اگر جهاد در سوريه واجب است، خودشان به اين واجب و وظيفه عمل مي کنند؟! چرا اين مفتي ها مانند محمد العريفي که جوان هم هستند و توانايي جنگيدن هم دارند، به سوريه نمي روند؟! چرا جوانان مردم را براي کشته شدن در سوريه دعوت مي کنند اما خودشان براي خوش گذراني به لندن مي روند؟» اين خبر در حالي مطرح شد كه تعدادي از سايت‌هاي خبري ديگر از قول شیخ تکفیری سعودي نوشتند كه مورد حمله هيچ كس قرار نگرفته است.


در همين راستا پس از سفر عريفي به لندن، روزنامه انگليسي "اينديپندنت" با انتشار گزارشي به موضوع شکاف ميان شيعه و سني در لندن پرداخت و "محمد العريفي" مفتي سرشناس وهابيت در عربستان را عامل دامن زدن به اختلاف و تفرقه ميان اهل سنت و شيعيان آنجا معرفي کرد. در اين گزارش مفصل، به اظهارنظرها، افکار، فتواها و اقدامات افراط‌گرايانه عريفي اين شيخ افراطي اشاره شده است. از جمله عوامل اصلي که در اين گزارش به آن اشاره شده، فتواهاي جهادي العريفي است.  اين گزارش در بخشي ديگر نيز به درگيري هاي رخ داده ميان شيعيان و اهل سنت در لندن و ديگر شهرهاي انگليس اشاره کرده و علت اصلي هر کدام را بيان کرده است. در بيشتر اين حوادث،‌ اظهارنظر مستقيم و گاهي غير مستقيم افرادي مانند محمد العريفي موجب رخ دادن درگيري ميان شيعه و سني شده است.

منتقدان درباره عريفي چه مي‌گويند؟ شيفته حضور در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، خود بزرگ‌بين، علامه دهر!، سارق آثار ادبي

مخالفان عريفي معتقدند كه وي براي حضور در برنامه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و تلويزيوني علاقه زيادي دارد و اين به خاطر كسب درآمد است. دكتر آل زلفه عضو هيات علمي دانشگاه ملك سعود مي‌گويد: «از عريفي بپرسيد در طول عمرش به جايي رفته است كه خبري از پول نبوده باشد»


عريفي شيفته حضور در تلويزيون و شبكه‌هاي ماهواره‌اي است

در عين حال بسياري عريفي را به خود بزرگ‌بيني و توهين به ديگران متهم مي‌كنند. در همين رابطه عمار بوقيس نويسنده سعودي از عريفي انتقاد كرد و گفت: «متاسفانه عريفي از اينكه با من در تلويزيون ظاهر شود، اجتناب ورزيد، به اين بهانه كه ظاهر من براي حضور در تلويزيون نامناسب است، من اين توهين وي را تحمل و تلاش كردم تا با وي وارد درگيري نشوم» وي افزود: «فكر كردم موضوع تمام شده است تا اينكه ديدم وي به صراحت مي‌گويد اشتباه نكرده است و من از اين رفتار وي شگفت‌زده شدم چرا كه وي مثلا مبلغ است در حالي كه با اين روش زشت با من برخورد مي‌كند».


عريفي از حضور در تلويزيون در كنار بوقيس به دليل ظاهر وي اجتناب ورزي

منتقدان عريفي را كسي مي‌دانند كه ادعا مي‌كند علامه دهر است و همه چيز را مي‌داند و به تمامي علوم احاطه دارد. خود را هم فقيه، هم شاعر، محدث، واعظ، انديشمند سياسي، كارشناس اقتصادي، جامعه شناس و عالمي كه در جهت ياري رساندن به ملت‌ها تلاش مي‌كند و در كنار آنان مي‌ايستد، مي‌پندارد. عريفي دچار بيماري خودبزرگ بيني و غرور است. يك جا ادعا مي‌كند كه افرادي را در كمتر از پنج دقيقه به راه راست هدايت كرده، جاي ديگر با لباس‌هاي نظامي در كوه‌هاي جنوب عربستان براي مبارزه با حوثي‌ها ظاهر مي‌شود و هدف وي نيز همان عكسي است كه مي‌گيرد و آن را در پايگاه‌هاي اينترنتي پخش مي‌كند و مي‌خواهد به مردم بگويد من تنها مرد حرف نيستم بلكه مردم عملم. وي فتواهاي عجيب و غريبي مي‌دهد كه توهين به اخلاق و ارزش‌هاي جامعه است.


عريفي و انتخاب مصر به عنوان زمين بازي جديد خود

با روي كار آمدن اخوان المسلمين مصر، عريفي فرصت را براي نشر افكار و ايده‌هاي مخرب وهابي خود و تبليغ عليه ايران و تشيع در مصر مناسب ديد و با ايراد چندين خطبه درباره فضايل مصر جاي پاي خود را در اين كشور مستحكم نمود. وي به بسيج سلفي‌ها عليه شيعيان پرداخت و با تلاش‌هاي خود چندين كنفرانس ضد شيعي و ضد ايراني و ضد سوري برگزار نمود.


عريفي هرگونه برقراري روابط با ايران را اشتباهي بزرگ مي‌داند


 اكنون عريفي به يك چهره شناخته شده در ميان مصري‌ها تبديل شده است و اين پس از آن بود كه در دسامبر گذشته وي در مسجد بورادي خطبه اي درباره فضايل مصر ايراد كرد و اين خطبه به سرعت برق در پايگاه‌هاي ارتباط جمعي پخش شد و مورد استقبال مصري‌ها قرار گرفت. وي در اوايل ژانويه گذشته براي ايراد چندين خطبه به مصر رفت.   البته گفته مي‌شود وي متن اين خطبه را از فرد ديگري به سرقت برده است.


منتقدان عريفي را فردي مي‌دانند كه آثار و افكار ديگران را به سرقت برده و به نام خودش منتشر مي‌كند. وي تاكنون چندين بار افكار و متون شعري و پژوهش‌ها و مقالاتي را از ديگران ربوده و به مخاطبان خود گفته است كه از ابداعات خودم است. حتي خطبه وي با عنوان «فضائل مصر» نيز از مقالات پژوهشگر سعودي دكتر محمد موسي شريف ربوده شده است كه در مجله سعودي «جامعه» تحت عنوان «فضائل مصر و مزاياي مردمان آن» منتشر مي‌شده است.


خطبه عريفي درباره مصر كه گفته مي‌شود متن آن را از يك انديشمند عربستاني به سرقت برده است.

يكي از همين كنفرانس‌هاي ضد ايراني در 10 ژانویه 2013 با عنوان "یاری مردم عرب اهواز"! در یکی از هتل های بزرگ مصر برگزار شد. العریفی، از سخنرانان اصلي اين کنفرانس بود که بیش از هر سخنران دیگری حرف های تند بر ضد عملکرد دولت ایران در داخل این کشور بر زبان آورد. او گفت: «فشار و موارد اعدام در ایران بالاتر از آن است که ما در فلسطین شاهد هستیم و آنچه یهودیها در حق برادران فلسطینی ما انجام می دهند، یا در بسیاری دیگر از کشورها که مسلمانان در آن رنج می برند».
وي همچنين در نشست علماي اسلامي در قاهره خواستار جهاد با مال و جان و سلاح عليه نظام بشار اسد و حزب الله لبنان شد.


عريفي در كنفرانس حمايت از سوريه، عليه حزب الله، سوريه و ايران اعلام جهاد كرد.

آيا شيوخ تندروي سلفي در نهاد معتدل الازهر نيز رسوخ پيدا كرده‌اند؟


متاسفانه در كشوري مانند مصر که دانشگاه ریشه دار «الازهر» در آن قرار دارد و نیازی به علما و مبلغان سلفی و وهابی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ندارد، مي‌بينيم كه شيوخ وهابي در اين نهاد ميانه‌رو هم نفوذ كرده و جولان مي‌دهند. به ویژه که شيوخ وهابي نظير العريفي بر این باورند که به علت کاهش نقش نهادهای دینی مصر، این کشور فضای مناسبی برای انتشار افکار اندیشه های وهابیت و سلفی‌گری است.

البته سفرهاي العریفی به مصر و سخنرانی جنجالی و جوسازی وی علیه ایران با انتقادات زيادي از سوی محافل مصری و برخی منتقدین در عربستان روبرو شده است. يكي از مصري‌ها در اين باره مي‌گويد: «العریفی بعد از اتمام خطبه خود سوار بر اتومبیل آخرین مدل خود شده و به سوی قصرش حرکت کرد در حالی که از مسلمانان فقیر و عموم مردم خواست تا خود را برای جهاد آماده كنند».

عريفي در مصر تلاش مي‌كند تا بر تنش میان مسلمانان اهل تسنن و شیعیان بیفزاید.

جمع‌بندي

العريفي مبلغ تندروي وهابي اخواني وابسته به جريان الصحوة عربستان است كه تلاش مي‌كند با صدور برخي فتاواي جنجالي نظير فتواي جهاد نكاح و برخي اظهارات عجيب و غريب نظير جعل سوره سيب، توهين به پيامبر اكرم (ص) و ... توجهات را به سوي خود معطوف ساخته و بدين ترتيب جايگاه بالاتري را در ميان علماي وهابي سعودي براي خود دست و پا نمايد.

منتقدان عريفي را فردي خود بزرگ بين مي‌دانند كه ادعا مي‌كند به همه علوم تسلط دارد حال آنكه وي بسياري از آثار خود را از ديگران به سرقت برده است. وي ادعا مي‌كند در راستاي دفاع از حقوق ملت‌ها گام بر مي‌دارد حال آنكه با اظهارات و فتواهايش در جهت شعله‌ور نمودن آتش اختلاف ميان اهل سنت و شيعيان حركت مي‌كند. يكي از ويژگي‌هاي عريفي آن است كه وي بارها به انکار حرف‌های خود و پس‌گرفتن فتواهایش اقدام كرده است كه اين نشان از بي‌اساس بودن بسياري از اظهاراتش است. عريفي همچنين در جهت انتشار افکار فرقه گرایانه «وهابیت» در ميان ساير كشورهاي اسلامي نظير مصر و تونس فعاليت مي‌كند، حال آنكه این تفكرات سلفی افراطی خطر ویرانگری برای مردم اين كشورها به شمار می‌آیند.

منابع:

[1] http://www.arefe.com/

[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=595

[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=631

[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=646

[1] http://www.vetogate.com/345872

[1] http://arabi-press.com/?page=article&id=58450

[1] http://www.sharmlifeblog.com/2011/04/blog-post_210.html#axzz2XIp4awNC

[1] http://www.assakher.com/news-action-show-id-390.htm

[1] http://www.zahran.org/vb/zahran69133.html

[1] http://www.al-shia.org/html/far/14news/melal/113.htm

[1] http://arabic.cnn.com/2010/world/4/6/Wpress.Ap6/

[1] http://www.aawsat.com/details.asp?issueno=11700&article=564199

[1] http://www.shia-online.ir/article.asp?id=29300&cat=1

[1] http://www.al-madina.com/node/414157

[1] http://www.alriyadh.com/2013/01/16/article801958.html

[1] http://www.masrawy.com/ketabat/ArticlesDetails.aspx?AID=193436

[1] http://www.alriyadh.com/2013/01/16/article801958.html

[1] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911027000764

[1] http://www.shia-online.ir/article.asp?id=29172

خون‌های پاکی که طالبان را رسوا کرد

یادبود شهدای دیپلمات جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف؛
حکایت غریبی است که روزهای تقویم انقلاب، همواره با خون فرزندان عزیز آن رنگین و ماندگار شده است. با پایان یافتن جنگ تحمیلی در سال 1367، عده ای گمان کردند که باب جهاد و شهادت بسته شد اما سید شهیدان اهل قلم چه زیبا این شبهه را پاسخ داد "باب شهادت هرگز مسدود نخواهد شد و اگر خداوند، گوهر وجود تو را خريدني يابد، هر جا كه باشي تو را به بهشت خاص خويش فرا خواهد خواند."
گروه بین الملل مشرق - حکایت غریبی است که روزهای تقویم انقلاب، همواره با خون فرزندان عزیز آن رنگین و ماندگار شده است. با پایان یافتن جنگ تحمیلی در سال 1367، عده ای گمان کردند که باب جهاد و شهادت بسته شد اما سید شهیدان اهل قلم چه زیبا این شبهه را پاسخ داد:" باب شهادت هرگز مسدود نخواهد شد و اگر خداوند، گوهر وجود تو را خريدني يابد، هر جا كه باشي تو را به بهشت خاص خويش فرا خواهد خواند."

آری، هر جا که باشی اگر لیاقت داشته باشی خدا تو را به جنه المأوای خود فرا می خواند. مهم نیست که در معرکه جنگ باشی یا در محل کار، مهم نیست که لباس رزم بر تن داشته باشی یا نه، مهم نیست که در کشور خود باشی یا در سرزمینی دیگر، مهم این است که گوهر وجودت خریدنی شده باشد. آن گونه که ده سال پس از پایان جنگ تحمیلی، رزمندگانی در جبهه سیاست خارجی، به دوستان شهیدشان پیوستند.
 
*** 17 مرداد 1377؛ مزار شریف افغانستان
در هفدمین روز مرداد سال 1377 خبر سقوط شهر مزار شریف و تسلط گروه طالبان بر آن به سرعت مخابره شد. طالبان تا پیش از این به رغم حملات گسترده نتوانسته بود بر این شهر تسط پیدا کند و مقاومت جانانه جبهه متحد شمال در هماهنگي با مردم و گروه هاي مختلف افغان سبب شده بود تا شهر سقوط نکند. براساس گزارش ها، حدود يك ماه جنگ طالبان با گروه هاي افغان در مزارشريف ادامه داشت تا اينكه به علت خيانت برخي افراد، طالبان توانستند از يك بخش وارد شهر شوند.


اگرچه خبر ورود طالبان به مزار شریف تکان دهنده و دردناک بود، اما خبر دردناک تری در راه بود. هشت ديپلمات و يك خبرنگار ايراني بر خلاف قوانین بین المللی و مصونیت دیپلماتیک با حمله عناصر طالبان به کنسولگری بازداشت شده و به شکل مظلومانه ای تیرباران شدند. هنوز در ایران کسی از این ماجرا خبر نداشت، محمود صارمی، خبرنگار ایرنا در آخرین تماس تلفنی با ایران گفته بود: من محمود صارمي خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي هستم، گروه طالبان چند ساعت پيش وارد مزارشريف شدند، خبر فوري: مزارشريف سقوط كرد؛ اينجا محل كنسولگري ايران در مزارشريف است، عده اي از افراد طالبان در محوطه كنسولگري ديده مي شوند به من بگوييد چه وظيفه اي ... . شهيد صارمي همچنين گفته بود: طالبان به زور وارد كنسولگري شدند، صدايشان در حياط به گوش مي رسد، من بايد بروم، بايد قطع كنم..... .

متحجرین طالبان حتی به کشتن این افراد بسنده نکرده بودند و بعد از این جنایت، پيكر شهدا را به گودالي در خارج از كنسولگري با اهداف مشخص منتقل کردند تا نشان دهند كه اين افراد در بيرون از كنسولگري بوده اند و اين جنايت كار آنان نبوده است. 

تا یک ماه از سرنوشت اين 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا اين كه اجساد آنان در يک گور دسته جمعی در خرابه‌های پشت كنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پيكر آنان 24 شهريور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مقام معظم رهبری به شکل با شکوهی تشییع شد.
 
***پشت پرده جنایت هولناک طالبان
اگرچه جزئیات حادثه مزار شریف طی سال های گذشته بارها و بارها نقل شده است، اما در این باره که چرا طالبان در آن مقطع زمانی این اقدام را انجام داد، کمتر سخنی به میان آمده است. ' وحيد مژده' كارشناس امور سياسي افغانستان، كه به مسائل دوران حاكميت طالبان آگاهي كامل دارد، در گفت و گويي اختصاصي با خبرنگار ايرنا به بيان واقعه پشت پرده اين جنايت پرداخت و از نيت اصلي طالبان پرده برداشت. 


وی در پاسخ به نخستين پرسش خبرنگار ايرنا دفتر كابل اينگونه پاسخ داد: "برخي جريان ها داخل طالبان نمي‏خواستند اين افراد به‏ غير از اين كشور دريچه ديگري براي ارتباط با كشورهاي همسايه و خارجي داشته باشند". وي افزود: "از سوي ديگر تعدادي از همين جريان هاي داخل طالبان كه يكسر آن به بعضي حلقه ها در پاكستان وصل بود مي‏خواستند با شهادت ديپلمات‏هاي ايراني جنگ ايجاد كنند. شهادت ديپلمات‏ها و خبرنگار ايراني، به زعم طالبان افكندن دامي براي ايران و كشاندن اين كشور در جنگي ناخواسته بود كه اگر رخ مي داد بايد سال‏ها در آن مصروف مي‏ماند."

مژده تصريح كرد: "همه شواهد موجود بود كه اين افراد بصورت خودسر دست به چنين اعمالي (شهادت ديپلمات هاي ايراني) نبرده بودند و دست‏هاي قدرتمند پشت پرده، اين روند را رهبري مي‏كرد." اين كارشناس افغان در پاسخ به اين پرسش كه "ماجراي پيگيري اين موضوع چه شد"، گفت: "طالبان بايد موضوع قتل ديپلمات‏هاي ايراني را پيگيري مي‏كردند اما آنان چنين كاري را انجام ندادند، اين موضوع نشانگر دست‏هاي پشت پرده است كه نمي‏گذاشتند قضيه پيگيري شود."
 
***مقاومت تا لحظه آخر
محسن پاک آيين، که در زمان حادثه، سفير جمهوري اسلامي ايران در ازبکستان، در همسایگی مزار شریف بود، خاطرات خواندنی را از شهدای ایران بیان می کند. پاک آیین در کتاب خاطراتش می گوید: "روز 13 مرداد 1377 با آقاي "ناصر ريگي" سرکنسول ايران در مزار شريف صحبت کرده و گفتم ما نگران جان شما هستيم به همين دليل رواديد ورود شما به ترمذ (يک نقطه مرزي ميان دو کشور افغانستان و ازبکستان)‌ را گرفته ايم و بهتر است در اولين فرصت و تا امن شدن شهر شما و بقيه همکاران از جمله آقاي صارمي به ترمذ بيايند. آقاي ريگي گفت نه ما بايد اينجا بمانيم چون اگر سرکنسولگري تعطيل شود مردم مي ترسند و از مقاومت دست مي کشند. صحبت هاي ريگي که نشانه اي از ايمان و ايثار داشت، حاکي از اين بود که وي و همکارانش، مصمم به حضور در کنسولگري و انجام وظايف خود هستند."

پاک آیین به نقل از فردی به نام شاهسون، درباره آخرین لحظه های شهید ناصری این گونه می گوید: " او درحالي که ذکر مقدس سيدالشهدا(ع) را بر لب داشت، روحش به اوج آسمان‌ها پرکشيد؛ طنين صداي ناصري که در آن لحظه‌ها، با آخرين رمقش، «يا حسين، يا حسين»‌ مي‌گفت، هنوز هم در گوشم مانده است."



مقام معظم رهبري پس از این حادثه هولناک و شهادت این عزیزان پيامي صادر کرده و فرمدند:" کشتار وسيع مردم غير نظامي و به شهادت رسانيدن جوانان پاک و مؤمن ايراني که در مشاغل سياسي و خبري به انجام وظيفه مشغول بودند، در نوع خود فاجعه اي بي نظير بود که بايد دولتها و ملتهاي مسلمان را به حرکت جدي در برابر اين قوم متعصب و وحشي و بيگانه از تعاليم نوراني اسلام و بي خبر از قوانين عمومي جهان بر مي انگيخت ".

اسامی شهدای ایرانی که در فاجعه حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزار شریف به شهادت رسیدند، به این شرح است: 1. شهید ناصر ريگی (سرپرست)، 2. شهید مجيد نوری نیاركی (مسئول امور مالی)، 3. شهید محمدناصر ناصری (كارشناس امور فرهنگی)، 4ـ شهید كريم حيدريان (كارشناس امور كنسولی‌)، 5ـ شهید محمدعلی قياسی (كارشناس امور كنسولی)، 6ـ شهید رشيد پارياوفلاح (كارشناس امور كنسولی)، 7ـ شهید نورالله نوروزی (كارشناس امور كنسولی)، 8ـ شهید حيدرعلی باقری (كارمند فنی) و 9ـ شهید محمودصارمی (خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی).

امروز و در پانزدهمین سالگرد شهادت هشت دیپلمات و خبرنگار ایرانی در مزار شریف، به برکت خون این عزیزان، گروه تروریستی طالبان بیش از هر زمان دیگری منفور و مطرود است و حامیان غربی آن نیز در هراس از افراط گری های این گروه، به دنبال تأمین جانی اتباع خود در سراسر جهان هستند. 

اس ام اس تبریک عید فطر

عید آمدو خنده به لبان شد /  در ساز دلم شاد و روان شد
از تشنگی وسوز نخوردن /  گوهر به کلامم رمضان شد
عید سعید فطر مبارک
.
.
.
خدایا
سی شب به تو التماس کردم / این لحظه جواب طالب ام من
خواهی بنواز و خواه رد کن / احسان و عتاب طالب ام من  . . .
عید سعید فطر مبارک
.
.
.
عید صیام آمد و ماه صیام رفت / لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
 شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد /  گرد غم گناه ز جان عوام رفت!
عید سعید فطر مبارک
.
 .
.
بر ملک دلم روی تو خورشید شود /  بر جان و دلم عشق تو امید شود
 می نوش یکی جام سلامت ای دوست / خوش باشی و هرروز توچون عید شود . . .
.
 .
.
هزاران آفرین بر جانت ای ماه / روان عاشقان قربانت ای ماه
مبارک باد ماه عشق بازان / که بنشینند در ایوانت ای ماه
مبارک باد عید روزه داران / نکویان جهان مهمانت ای ماه . . .
.
 .
.
عید آمد و عید آمد با نقل و نبیدآمد /  رمضان مبارک رفت این فطر سعید آمد
 دنیا شده یکسر گل هرگوشه پرازبلبل /  هر خاک شده بستان چون نور امیدآمد . . .
0
.
.
 
خوش بر کسی که سفره نشین خدا بود
از هرچه غیر خواسته ی او گر ، جدا بود
درب کلاس درس خدا چون گشوده شد
خوش بر مطلبی که قبول انتها بود
عید شما مبارک
.
.
.
برگ تحویل می کند رمضان / بار تودیع بر دل اخوان
 یار نادیده سیر، زود برفت/  دیر ننشست نازنین مهمان
 ماه فرخنده روی برپیچید /  و علیک السلام یا رمضان
عید رمضان بر شما مبارک
.
 .
.
 به حکم مرجع اعلم که عشق نامش هست
 لب تو فطریه اش بوسه های کشدار است !
.
.
.
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است / ماه مهمانی تمام و مه‌نگارم رفته است
با گل این بوستان تازه انسی داشتم /  گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است
عید شما مبارک
.
.
0
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .
عید سعید فطر بر شما مبارک
.
 .
.
خدایا
این همه روزه بگیریم, گشنگی بکشیم, آخرشم پول بدیم تا قبول شه !؟
آخه این چه مهمونی بود !؟
عید فطر مبارک !
.
.
.
قـربان هـلالت بـروم ای مـه شـوال
آورده ام از فـرط خوشـی در دو سـه تـا بـــال
ســی روز به امید وصالت سپری شد
خـم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انســان از ایـــن روی بُـــود شـاد در این روز
چون باز شکم در جلــو واوسـت به دنبال . . .
.
.
.
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است . . .
.
.
.
دلها همه بهاران شد از شمیم باران / مه رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران / شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران . . .
.
.
.
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
.
.
.
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا
.
.
.
بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد


اماکن منسوب به حضرت صاحب‌الامر(عج)+تصاویر

اماکن منسوب به حضرت صاحب‌الامر(عج)+تصاویر

اماکن منسوب به حضرت صاحب‌الامر(عج)+تصاویر

مسجدهای کوفه، سهله، جمکران و صعصعه از جمله مکان‌هاى مقدس و منتسب به امام زمان(عج) است. به این فهرست باید قبرستان وادی‌السلام و سرداب امام زمان(عج) را نیز اضافه کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، اماکن فراوانی به قدوم مبارک امام زمان(عج) زینت یافته‌اند که هر کدامشان امروزه به صورت نمادهاى انتظار تجلی کرده‌اند و به شیعیان منتظر تأکید شده است که در آن مکان‌ها حضور یابند و از غیبت طولانى و وضعیّت آشفته جهان با حضرت درد دل کنند و از خداوند تعجیل فرج حضرت را بخواهند. اینک برخى آنها به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج به صورت اختصار بیان مى‌شود:

 
عتغنذتانت.

۱) مسجد مقدس جمکران: مسجد جمکران در ۶ کیلومترى شهر مقدس قم به طرف جادّه ى کاشان واقع شده است این مکان با عظمت، تحت توجّهات و عنایات خاصّه حضرت قرار دارد و خود آن حضرت از شیعیانش خواسته اند که به این مکان روى آورند و آن را عزیز بدارند. حضرت به حسن بن مُثله خطاب فرمود:

«به مردم بگو به این موضع (مسجد مقدس جمکران) رغبت کنند و آن را عزیز دارند…»

آنگاه نماز تحیّت مسجد و نماز امام زمان(عج) را تعلیم داده سپس فرمودند:

«هرکس این دو نماز را بخواند همانند این است که در خانه کعبه نمازگزارده باشد». [۱]

از دیر زمانى است که منتظران عاشق و دل باخته، از سراسر ایران اسلامى و جهان اسلام در شب هاى چهارشنبه هر هفته، با چشمان اشک بار و قلب هاى مالامال از محبّت اهل بیت(علیه السلام) در مسجد مقدّس جمکران، مشرف مى شوند و اعمال مسجد و نماز امام زمان(عج) را بجا مى آورند و دست به دعا بر مى دارند و از طولانى شدن دوران غیبت، مظلومیّت شیعیان و وضعیّت آشفته ى جهان با حضرت درد دل مى کنند و براى حل مشکلات جوامع اسلامى و شفاى مرض ها به حضرت متوسّل مى شوند و تعجیل فرج حضرت را مصرّانه از خداوند مى خواهند.

 13920402000443_PhotoL

۲) مسجد کوفه: مسجد کوفه، از مکان‌هاى مقدس و بارزترین نماد انتظار است. این مسجد مقدس در هنگامه ى ظهور، پایگاه تبلیغاتى امام زمان(عج) قرار مى گیرد. روزگارى شیفتگان خاندان عصمت در مسجد اعظم کوفه پیرو آن منبر مولاى متقیان(علیه السلام) گرد مى آمدند و از بیانات گهربارش کسب نور مى‌کردند. در هنگامه ظهور نیز پیرامون منبر آخرین امام نور، گرد مى‌آیند و از سخنان گهربارش فیض مى‌برند. امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید: «گویى به سوى قائم(عج) مى نگرم که بر فراز مسجد کوفه قرار گرفت، تعداد ۳۱۳ تن یارانش در اطراف او حلقه زده اند که پرچم داران، و فرمان روایان خداوند بر فراز گیتى در میان بندگان خدایند».[۲]

امام باقر(علیه السلام) نیز در همین رابطه مى‌فرماید: «مهدى(عج) وارد کوفه مى‌شود سه گروه درگیر در یک صف براى او گرد مى‌آیند او بر فراز منبر مى‌رود خطبه مى‌خواند و مردم آن قدر أشک شوق مى ریزند که متوجّه سخنان او نمى‌شوند».[۳]

فضیلت عبادت در مسجد کوفه: از حضرت ابى جعفر(علیه السلام) در مورد فضایل مسجد کوفه نقل شده است: «اگر مردم به فضیلتى که در مسجد کوفه است واقف بودند از راه دور توشه برداشته و بر مرکب سوار شده و به آنجا مى رفتند و سپس فرمودند: یک فریضه در آن بجا آوردن مساوى با یک حج بوده و یک نافله در آن خواندن معادل با یک عمره مى باشد».[۴]

نیز آن حضرت فرمودند: «یک نماز واجب در مسجد کوفه معادل با یک حج مقبول بوده و یک نماز مستحبى در آن برابر با یک عمره قبول شده مى باشد».[۵]

شیوه صالحین از علماء و شیعیان منتظر بر این استوار است که تشرّف به دیدار حضرت قائم(عج) را از دیرباز درخواست مى کرده اند به طورى که بعضى از آنان چهل شب جمعه از مسجد کوفه به مسجد سهله رفته و یا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته کرده و تضرّع و زارى و عبادت مى نمودند تا به این فیض عظیم نایل شوند[۶] و با حضرت قائم(عج) درد دل نماید و پایان غیبت او را از خدا بخواهند.

 13910423000095_PhotoL

۳) مسجد سهله: مسجد سهله، مهمترین مسجد پس از مسجد کوفه است که در حدود سه کیلومترى شمال غربى مسجد کوفه(در کشور عراق) قرار دارد. و از نمادهاى انتظار به شمار مى آید. منتظران ظهور حضرت، در مسجد سهله که خانه امام قائم(عج) است حضور مى یابند و از خداوند تعجیل ظهور حضرت را مى طلبند.

 13910423000088_PhotoL

در مسجد سهله بُقعه‌اى معروف به مقام مهدى(عج) وجود دارد و زیارت آن حضرت در آن محل شریف براى منتظران مناسب است و از بعضى کتب مزاریه نقل شده که شایسته است حضرت ولى عصر(عج) را در این محل در حالیکه ایستاده باشند با این استغاثه زیارت کنند: «سلام الله الکامل التام الشّامل العام و…».[۷]

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «گویا حضرت قائم را در مسجد سهله همراه خانواده خود مى بینیم».

سپس فرمود: «هیچ پیامبرى مبعوث نشد مگر اینکه در این مسجد نماز خواند».

یکى از یاران حضرت به نام ابوبصیر عرض کرد: «آیا امام قائم(عج) همواره در این مسجد خواهد بود؟ فرمود: «آرى مسجد سهله خانه امام قائم(عج) است».[۸]

 13920402000438_PhotoL

۴ – مسجد صعصعه: مسجد صعصعه، از مساجد شریف کوفه است، جماعتى از منتظران حضرت قائم(عج) را در ماه رجب در آن مسجد مبارک مشاهده کرده اند که دو رکعت نماز بجا آورده و این دعا را خوانده است:

«اللهم یا ذالمن السابغه والالاء الوازعه…» ظاهر عمل آن است که این دعاء مخصوص این مسجد شریف و از اعمال آن است، نظیر دعاهاى مسجد سهله و… و لیکن چون در ماه رجب بوده که آن حضرت این دعا را خوانده اند، احتمال داده شده که شاید این دعا از دعاهاى ایام رجب باشد و لذا در کتب علما در اعمال ماه رجب نیز ذکر شده است.[۹]

در مسجد صعصعه نیز منتظران دل باخته حضور مى یابند دست به دعا و نیایش بر مى دارند و در فراق امام غایب شان اشک مى ریزند و از خداوند تعجیل ظهور حضرت را مى خواهند.

 13920302173154894_PhotoL

۵- وادی السلام: یکی از بزرگترین قبرستان‌ها در جهان اسلام، قبرستان وادی السلام در نجف اشرف می باشد. این گورستان علاوه بر وسعت از لحاظ قدمت نیز کهن ترین گورستان جهان می باشد. وجود مقام هود و صالح و تصریح معصومان بر دفن آن دو بزرگوار در این مکان، از قدمت بسیار زیاد این مکان حکایت می کند.[۱۰]

دفن آدم ابوالبشر و نوح پیامبر در نجف اشرف و در داخل ضریح امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ دلیل روشنی است بر این که قدیمی ترین مقبره بر فراز کره خاکی در همین منطقه است.[۱۱]

وادی السلام در دوران عهد حضرت امیر ـ علیه السلام ـ بارها و ساعتها راز و نیاز حضرت علی ـ علیه السلام ـ را به خود دیده است و این مطلب در احادیث فراوانی بیان شده است[۱۲].

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ مؤمنی در شرق یا غرب دنیا نمی میرد، جز این که روحش را خداوند متعال به سوی وادی السلام گسیل می دارد.[۱۳]

راوی پرسید وادی السلام کجاست؟ فرمود: در میان صحرای کوفه و نجف می باشد، گویی با چشم خود می بینم که مخلوقات بسیاری بر فراز منبرهایی از نور نشسته با یکدیگر سخن می گویند.

از ویژگی‌های وادی السلام این است که هر کس در آن جا دفن شود عذاب قبر و سؤال نکیر و منکر از او برداشته می شود زیرا تربت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ چنین خاصیتی را دارد[۱۴] و به همین علت بسیاری از بزرگان وصیت می کردند که جنازه شان را به نجف اشرف منتقل کنند و در جوار حرم ملکوتی حضرت علی ـ علیه السلام ـ در بهشت روی زمین (وادی السلام) به خاک بسپارند.

 13920402000463_PhotoL

۶- مقام صاحب الزمان(عج) در وادی السلام: محدث نوری در مورد تاریخچه مقام حضرت مهدی (عج) می نویسد: در بیرون شهر نجف در سمت غربی قبرستان معروف وادی السلام مقام مقدس حضرت مهدی (عج) واقع است که از برای آن، صحن، گنبد، مقام و بارگاهی است و در آنجا محرابی است منتسب به حضرت مهدی (عج) که علت این انتساب معلوم نیست، نمی دانیم که آیا در آن جا کسی آن سرور (امام) را دیده است، یا کرامتی از آن حضرت در آن مکان مقدس ظاهر گشته؟ جز آن که این مقام شریف از قدیم الایام وجود داشته است.[۱۵]

مرحوم محمدتقی مجلسی (ره) در کتاب (لوامع صاحب قرانی) که در سال ۱۰۶۶ هجری قمری نوشته است سفر به عتبات عالیات را به طور مشروح آورده و در ضمن آن فرموده: ۲۸ سال پیش از این به زیارت امام علی ـ علیه السلام ـ مشرف شدم … اکثر ایام در مقام حضرت صاحب الامر ـ علیه السلام ـ می بودم که در خارج نجف اشرف واقع است … شب ها پروانه وار بر دور روضه مقدسه می گشتم … روزها در مقام حضرت صاحب الامر …[۱۶]

در کتاب لؤلؤ الصدف فی تاریخ النجف تألیف سید عبدالله مشهور به ثقه الاسلام، که در تاریخ ۱۳۲۲ هجری قمری تألیف شده[۱۷] آمده است که در مقام حضرت مهدی (عج) سنگ مرمری هست که زیارتنامه آن حضرت بر آن حک شده است و تاریخ کنده کاری آن ۹۱۲ هجری می باشد.

از این نوشته ها نتیجه می‌گیریم که این مقام در طول قرون و اعصار به عنوان مقام حضرت مهدی (عج) اشتهار داشته و همه روزه پذیرای خیل عاشقان حضرت بوده است. و کرامات و معجزات بی شماری از آن بزرگوار در این مقام مشاهده شده، بیماران صعب العلاجی با نفس مسیحایی اش شفا یافته است.

 13911102000329_PhotoL

داستان سرداب

امام مهدی (عج) در کجا و چگونه غایب شد؟ آیا در سرداب منزل پدرش غایب شد و هنوز نیز در آنجاست؟ در این باره به شیعه تهمت هایی زده اند؛ می گویند شیعه معتقد است مأموران خلیفه عباسی به منزل حضرت در سامرا هجوم آوردند تا او را دستگیر کنند و آن حضرت در آن هنگام در (سرداب) از دیده ها پنهان شد این داستان چنان شهرت یافته که وی را (صاحب سرداب) لقب داده اند.

در حالی که در منابع شیعی هیچ نامی از (سرداب) نیست. نویسندگان اهل سنت بر این نظر اصرار می ورزند و متأسفانه این سخن دستاویزی برای حمله برخی از آنان به تشیع گردیده است.[۱۸] آنان پنداشته اند که شیعیان در میان سرداب امام خود را می جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار می کشند.

واقع قضیه این است که امام مهدی (عج) از هنگام ولادت در اختفا به سر می برد و بعد از نماز گزاردن به پیکر پاک پدر و دفن آن حضرت وارد منزل شد و دیگر کسی آن حضرت را در اجتماع و در جمع مردم ندید.[۱۹]

خانه‌ای که از آن سخن گفته می شود، دو قسمت داشت، یک قسمت برای مردان و قسمت دیگر برای خانم ها و یک سرداب هم زیر اتاقها قرار داشت که در ایام گرما اهل خانه در آن سرداب زندگی می کردند.

شیعه این خانه و سرداب را محترم می دارد؛ زیرا برخی از امامانشان در این خانه زندگی می کردند و امام هادی و امام عسکری و نیز امام مهدی (عج) در همین خانه، خداوند سبحان را عبادت می کردند. این یک امر عقلانی و طبیعی است که به جهت علاقه ای که به پیشوای دینی خود دارند متعلقات او را هم محترم بشمارند و خلاصه سخن غیبت حضرت در سرداب بهتانی بیش نیست و هیچ یک از بزرگان شیعه چنین باوری ندارند.[۲۰]

پی‌نوشت‌ها:

[۱] . میرزا حسین طبرسى نورى، نجم الثاقب، چاپ اسلامیه، ص ۲۱۲٫

[۲] . محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، (بیروت، مؤسسه الوفاء) ج ۵۲، ص ۳۲۶٫

[۳] . ابى الحسن على بن عیسى بن ابى الفتح الاربیلى، کشف الغمه، قم، مکتبه بنى هاشم، المطبعه العلمیه، ج ۲، ص ۴۶۳٫

[۴] . جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، مترجم جواد ذهنى تهرانى، ناشر، گنجینه ذهن، چاپ اول ۱۳۸۱، ص ۷۰۳٫

[۵] . همان، ص ۷۴، ح ۵٫

[۶] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان.

[۷] . همان.

[۸] . علامه مجلسى، بحار الانوار، پیشین، ج ۴، ص ۴۳۶٫

[۹] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان- حسین کریمى بیدگلى، فرهنگ موعود. قم، انتشارات حر، ص ۲۲۲٫

[۱۰] . تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳۴٫

[۱۱] . همان.

[۱۲] . کلینی، کافی، ج ۳، ص ۲۴۳٫

[۱۳] . ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۴۴۱٫ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۴٫

[۱۴] . ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۴۳۹، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۳٫

[۱۵] . محدث نوری، کشف الاستار، ص ۲۰۶؛ رخسار پنهان، ص ۳۶۸٫

[۱۶] . محمدتقی مجلسی، لوامع صاحب قرآنی، ج ۸، ص ۸۱۷٫

[۱۷] . الذریعه، ج ۱۸، ص ۳۸۳٫

[۱۸] . منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص ۳۷۲٫

[۱۹] . باقر شریف قریشی، حیاه امام المهدی، ص ۱۱۵ – ۱۲۰٫

[۲۰] . درسنامه تاریخ عصر غیبت، مؤلفان، آقائی، جباری، عاشوری، حکیم، چاپ شریعت، نشر دفتر تحقیقات و تدوین کتب درسی، ص ۱۷۷٫