جوانی که با سخنان نصرالله شیعه شد


گروه گزارش ویژه مشرق - هرچند به تعبير يكي از انديشمندان مصري «علماي وهابي» در حد واندازههاي «طلبههاي الازهر» هم سواد ندارند، به همين خاطر اساساً شايد پرداختن به چنين شخصيتهاي چيزي جز اتلاف وقت نباشد، اما از آنجا كه برخي از همين به اصطلاح علماء سلفي – بهتر است بگوييم علماي تكفيري وهابي- در جهت آتشافروزي ميان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شيعه و سني و اعلام جهاد عليه مقاومت در راستاي نقشههاي شوم دشمنان امت اسلامي گام برميدارند، لازم است كه براي آگاه نمودن اذهان به صورت اجمالي با سابقه، تحصيلات، مواضع و رفتارهاي يكي از همين شيوخ به نام «محمد العريفي» آشنا شويم.
محمد عريفي كيست؟

«محمد بن عبدالرحمن العريفي» مبلغ و عالم جوان سعودي است كه در 15 جولاي 1970 در شهر دمام واقع در استان شرقي عربستان به دنيا آمد.

وي
ليسانس خود را در سال 1991 در رشته اصول دين از دانشگاه امام محمد بن سعود
در رياض و فوق ليسانس خود را در سال 1996 در اصول دين با گرايش عقيده و
مذاهب معاصر از همين دانشگاه اخذ كرد. عنوان پايان نامه وي پژوهش و بررسي
«الكافية الشافية في الانتصار الفرقه الناجية ابن قيم» بود كه با رتبه
ممتاز دفاع كرد. عريفي تحصيلات خود را ادامه داد و توانست در سال 2001
دكتراي خود را در اصول دين با گرايش عقيده و مذاهب معاصر از همان دانشگاه
محمد بن سعود به پايان برساند. عنوان تز دكتري وي نيز «نظريات شيخ الاسلام
بن تيمية درباره صوفيه» ميباشد.

عريفي
عضو هيات امناي كميته عالي رسانههاي اسلامي وابسته به «رابطة العالم
الاسلامي» و عضو تعدادي از دفاتر تبليغي و انجمنهاي اسلامي و مشاور در
تعدادي از مراكز اسلامي و استاد مدعو تعدادي از دانشگاهها در عربستان و
خارج از آن است.
علاوه بر اين عريفي عضو وزارت امور
اسلامي است و با بخشهاي عقيدتي و ديني امنيت كشور، دفاع ملي، وزارت دفاع،
دانشكده هوايي ملك فيصل و گارد ملي و وزارت آموزش و پرورش همكاري ميكند.
عريفي كه خطيب مسجد جامع «بواردي» در جنوب رياض است، تفسير و فقه را نزد
شيخ بن باز، فقه و توحيد را نزد شيخ عبدالله بن جبرين و توحيد را نزد شيخ
عبدالله بن قعود و فقه را نزد شيخ عبدالرحمن بن ناصر براك گذرانده است. وي
در زمينه تلاوت و قرائت قرآن و حديث از استادادن مصري و عربستاني
اجازهنامه شرعي دارد. او همچنين در زمينه فقه، اصول، تفسير و سيره نبوي
مشغول به تدريس ميباشد. عريفي در كنفرانسهاي متعددي در داخل و خارج
عربستان شركت كرده است و تاكنون بيش از بيست عنوان كتاب و كتابچه با
موضوعات ديني به رشته تحرير در آورده است.

عريفي همچنين بالغ بر 120 خطبه و بيش از پنجاه سخنراني ضبط شده در اينترنت دارد. وي مقالات متنوعي در روزنامهها و مجلات عربي به چاپ رسانده و در كشورهاي امارات، قطر و عمان و كويت بويژه در ماه رمضان برنامههاي تلويزيوني دارد. وي هم اكنون عضو هيات علمي بخش مطالعات اسلامي دانشكده معلمين در رياض و امام و خطيب مسجد دانشكده امنيتي ملك فهد ميباشد.
عريفي
كه حضور فعالي نيز در تويتر دارد و روز به روز بر طرفدارانش افزوده
ميشود، در ميان ساكنان كشورهاي حاشيه خليج فارس با 5 ميليون و ششصد هزار
طرفدار جايگاه اول را به خود اختصاص داده است. پس از وي نيز سلمان العوده
با 3 ميليون طرفدار قرار دارد.

عريفي عاشق فيسبوك و تويتر است.
عريفي متاهل بوده و پنج دختر و سه پسر و يك نوه دختري از دختر بزرگش دارد. عريفي در فتواهاي خود بر لزوم داشتن فرزندان زياد و عدم جلوگيري از بارداري زنان تاكيد ميورزد.

عريفي همچنين به همراه برخي از شيوخ عربستاني از جمله سلمان العوده، عائض القرني، محسن العوجي كه ذيل جريان موسوم به «الصحوة» تعريف ميشوند، به اتحاديه جهاني علماي مسلمانان به رياست يوسف قرضاوي پيوستهاند. اين اتحاديه ويترين رسانهاي سازمان بين المللي اخوان است. جريان الصحوة جريان فكري سعودي است كه در اوايل دهه هشتاد قرن گذشته ايجاد شد و به دنبال سازش ميان تفكر وهابي و تفكر اخواني بود، به گونهاي كه تفكر وهابي را در زمينه اعتقادي و تفكر اخواني را در زمينه سياسي پذيرفت.

از دهه نود قرن گذشته، علماي الصحوه كه خود را تحت سلطه علماي سنتي وابسته به نهاد ديني وهابيت ميديدند، عليه آنان به پا خاستند. شيوخ الصحوة درون منظومه آموزشي سعودي تربيت يافته و از دانشكدههاي ديني وابسته به دانشگاههاي سعودي فوق ليسانس و دكتراي خود را گرفتهاند. اين روند نقش بازيگران مذهبي را درون عرصه ديني سعودي به آنان بخشيده و آنان توانستهاند خود را بر عرصه ديني تحميل نمايند. علماي الصحوه در دانشكدههاي ديني وابسته به دانشگاههاي سعودي به تدريس پرداخته و در نظام آموزشي تاثيرگذار بوده و برخي پستهاي متوسط درون نهادهاي ديني مختلف نظير هيتهاي امر به معروف و نهي از منكر را در اختيار گرفتهاند. اما با اين وجود، كانون عرصه ديني دور از دسترس اينان باقي مانده و همين مسأله نارضايتي علماي صحوه را برانگيخته است؛ چرا كه رياست تمامي نهادهاي مهم اسلامي نظير شوراي عالي قضايي، هيات علماي بزرگ و مجمع پژوهشهاي علمي و افتاء و دعوت و ارشاد بدون استنثاء همچنان در انحصار علماي سنتي وهابيون قرار دارد.

صالح فوزان از علماي سنتي وهابيت و عريفي: شيوخ جوان الصحوة تلاش ميكنند تا جايگزين علماي سنتي شوند.
علماي سنتي از تمامي امتيازات و تشريفات برخودار هستند، اما شيوخ الصحوه در پروتكل ديني در جايگاه ثانويه قرار دارند. علماي الصحوه ميخواهند كه رسيدن به قله عرصههاي ديني براي همگان فراهم باشد، نه اينكه صرفاً علماي سنتي وهابيت شايسته چنين امتيازي باشند.
از اين رو
افرادي نظير العريفي و العوده تلاش ميكنند تا چهرهاي جوان از خود به
نمايش بگذارند، با جوانان نشست و برخاست كنند، براي جذب مخاطبان حضور
گستردهاي در فضاي مجازي و نيز كانالهاي ماهوارهاي و تلويزيوني داشته
باشند تا بدين ترتيب زمينه افزايش طرفداران خود را فراهم نموده و جايگاه
بالاتري را در نهادهاي ديني سعودي بدست آورند.

فتواهاي عجيب/ از جهاد نكاح تا جعل سوره سيب و توهين به پيامبر (ص)
عريفي
تاكنون چندين فتواي عجيب و غريب صادر كرده است كه جنجاليترين فتواي وي
همان است که در آن به شورشيان سوری، اجازه میدهد تا با زنان ازدواج کوتاه و
چندساعته داشته باشند. شیخ عریفی در این فتوا گفته است که بهترين جهادها،
جهاد نكاح است و ازدواج بین این مجاهدین و زنان میتواند تمایلات شهوانی
این جنگجویان را برآورده کرده و عزم آنها را برای جنگ با دولت بشار اسد
افزایش دهد.

فتواي جنجالي عريفي درباره جهاد نكاح در سوريه كه با واكنشهاي شديدي روبه رو شد.
این ازدواجها که وی آن را ازدواجهای مناکحه یا موقتی مینامد، شامل زنان و دختران 14 سال به بالا، مطلقهها و بيوهها میشود. او همچنین در این فتوا، بهشت را به آن دسته از زنانی که به این نوع ازدواج با شبه نظامیان رضایت میدهند، وعده داده است.

پس
از اين فتوا موج عظيمي از خشم جهان اسلام را فراگرفت و حتي بسياري از
علماي حتي اهل سنت عليه اين فتوا موضع گرفتند و آن را نوعي زنا و ترويج
فساد و فحشا دانستند تا اينكه عريفي تحت فشارهاي اسلامي و عربي ناگزير شد
فتواي خود را پس گرفته و اعلام كند كه اين فتوا از وي صادر نشده است. اما
اين انكار عريفي مانع از آن نشد كه شورشيان سوري آن را تحريم كنند بلكه
همچنان بسياري از آنها به اين فتوا عمل ميكنند.
اين فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در ميان شورشيان سوري گرديد و بسياري از آنان پدران سوري را مجبور ميكنند تا دخترانشان را در اختيار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا بوده و مستحق مرگ هستند. اين فتوا تنها به نكاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلكه منجر به ظهور پديدهي لواط و همجنسبازي در ميان گردانهاي شورشي نيز گرديد. اخيرا تصاويري منشتر شده است كه نشان از گسترش اين پديده شوم در ميان شورشيان سوري دارد.


از سوي ديگر، العریفی مدتی پیش در برنامه ای تحت عنوان «پایان جهان» ادعاهایی تعجب برانگیز مطرح کرد و گفت: حدیثی در مورد آخرالزمان و حوادث پایان جهان از «أبو هریره» وجود دارد که در آن نام افرادی همچون "جمال عبدالناصر" و "انور سادات" رؤسای جمهور سابق مصر و نیز "صدام حسین" دیکتاتور سابق عراق آمده است.
عريفي همچنين در اقدامي جنجالي كه واكنش مفتیهای افراطی سعودي نظير صالح فوزان را برانگيخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سورهاي به نام «تفاح» (سوره سيب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآني، قرائت نمود. وي در اين سوره جعلي به زبان عربي ميگويد: «ذهب احمد إلى السوق ، واشترى تفاحة ، ثم ركب الأتوبيس، ثم رجع إلى شقته وضيع المفتاح، ثم دخل إلى بيت جيرانهم ودخل إلى بيته و ارتاح» «احمد به بازار رفت، يك سيب خريد، سپس سوار اتوبوس شد، سپس به آپارلمان خود بازگشت و كليدش را گم كرد، سپس به خانه همسايگانش رفت و وارد منزل خود شد و به استراحت پرداخت».
فيلم تحريف قرآن از سوي عريفي (لینک دانلود)
وي
به تمسخر قرآن اكتفا نكرده و در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه تلويزيوني
اماراتی، مدعی شد قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند،
پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد. این مفتی وهابی
همچنین مدعی شد شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب
را در معابر و كوچهها خالی ميكردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن
به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد، ولی با همین لباس آلوده به شراب به
مسجد رفته و نماز می خواندند؛ این امر بیانگر آن است که شراب نجس نیست!.
در اثر واكنشهاي شديد به اين اظهارات، محمد عریفی سرانجام در بیانیه ای با اعتراف به اینکه در اظهارات خود به پیامبر اسلام (ص) توهین کرده است، به خاطر این اشتباه عذرخواهی کرده و گفت: «پس از تأمل دریافتم که در اظهارات خود دچار اشتباه شدم، و به درگاه خداوند به خاطر این اظهارات توبه می کنم .. تأکید دارم که سنی ها به مقام پیامبر (ص) احترام می گذارند و قدر ایشان را می دانند».
همچنين شیخ محمد عریفي در اقدامي كمسابقه و عجيب در ميان علماي سعودي، از طريق تويتر احلام خواننده زن مشهور عرب را به ترک خوانندگی و پیوستن به راه دعوت فرا خواند. شيخ به احلام گفته بود: آیا این روز را به عنوان نقطه تحولی در زندگیات قرار نمیدهی؟ تا رمضان این سال به جای احلام خواننده، احلام دعوتگر داشته باشیم؟ احلام نيز در پاسخ از خداوند براي وي درخواست پاداش كرد.
وي در فتواي عجيب ديگري در پاسخ به سوالي درباره آزار و اذيت دختر از سوي پدرش گفت دختر نبايد به تنهايي با پدرش بنشيند مگر آنكه مادر يا برادرانش نيز حضور داشته باشند. وي گفت: «هيچ دختري نبايد در برابر پدرش لباس نامناسب بپوشد، چرا كه برخي دختران داراي اندام زيبايي هستند ... لباس تنگ ميپوشند و با همين لباس در مقابل پدرشان ظاهر ميشوند و آنها را در معرض گناه قرار ميدهند». آنچه شگفتيآور است بقيه سخنان وي است كه ميگويد: «پدر ممكن است جوان باشد و هنگامي كه به دخترش سلام ميدهد يا او را ميبوسد يا در بغل ميگيرد شايد شيطان او را به گناه بياندازد». عريفي در نهايت خطاب به دختر ميگويد: «دختر نبايد با پدرش خلوت كند و به تنهايي با او بنشيند بلكه بايد مادر يا برادران وي حضور داشته باشند»

كينه شديد عريفي نسبت به سوريه و حزب الله/ ملائكه در كنار شورشيان سوري ميجنگند!
عريفي
كه روابط نزديكي با بندر بن سلطان دارد، تنها به صدور فتوا عليه سوريه
اكتفا نكرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمعآوری کمک از سوی
وهابیها برای حمایت مالی از گروههای شورشي در سوریه مشغول بوده است. این
مبلغ وهابی سعودی از حاميان سرسخت شورشيهاي سوريه است و درباره سوریه و
نظامیان بشار اسد در اظهاراتي جنجالي مدعی شد که جنیان در کنار او هستند و
با تروریستها مبارزه میکنند و با مبارزه جنیان، فرشتههای وهابی از ترس
مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشتهاند! این مفتی وهابی سعودی مدعی شد
که جنیان سوار بر اسب سفید به کمک ارتش سوریه می آیند تا افراد مسلح را
شکست دهند.
اين اظهارات باز با واكنش علماي وهابي همراه شد. عادل
الکلبانی و صالح فوزان دو تن از علماي برجسته وهابي داستان روایت شده از
سوی محمد العریفی درباره نزول فرشتگان و جنگ آنها در کنار کسانی که آنها را
«انقلابیون» سوریه نامید، محكوم كردند. كلباني در واكنش به سخنان عريفي
تأکید کرد: ای مردم فقط اندکی مغز خود را به کار بیندازید .. آیا ارتش
سوریه تا آن حد قوی است که فرشتگان نیز در برابر آن ناتوانند.!!

كاريكاتور: فرشته ايهود باراك و فرشته نتانياهو در كنار شورشيان سوري عليه سوريه ميجنگند
العریفی
حتي مدعی شده است؛ نقشی که دبیرکل حزب الله برای ایران ایفا می کرد، پایان
یافته است، تاثیرگذاری عربی وی از بین رفته است، بعید نمی دانم ایران سید
حسن نصرالله را ترور کند تا وی با اسرارش بمیرد! این شیخ وهابی با توهین بی
شرمانه به سید حسن نصرالله ادعا کرده، او معتقد به کافر بودن ما و مباح
دانستن خون ما است، امروز شام (در اشاره به سوریه) او را رسوا کرده است،
کودکان را می کشد و نوامیس را هتک حرمت می کند و با این کارها به
مجوس(اشاره به ایران) تقرب می جوید.
افترائات عريفي نسبت به تشیع/ از توهين به آيت الله سيستاني تا رفتن به نبرد با حوثيها براي گرفتن عكس يادگاري
عريفي ديدگاهي منفي نسبت به شيعيان دارد و تاكنون چندين بار با الفاظ اهانتآميز شيعيان و مراجع شيعي را خطاب قرار داده است. وي هنگامي كه دولت يمن به شيعيان حوثي حمله برد، ضمن محكوم نمودن مقاومت حوثیهاي یمن در برابر حملات دولت آن کشور که با حمایت و دخالت مستقیم دولت عربستان صورت پذيرفت، اساس مذهب شیعه را مجوس نامید و آیت الله العظمی سیستانی را در جملاتی اهانتآمیز این گونه توصیف نمود: «شَیخٌ کَبیرٌ زِندِیقٌ وَ فَاسِقٌ فِی طَرَفٍ مِن أطرَافِ العِرَاقِ؛ پیر مرد کافر، فاسق و زندیقی که در گوشهای از کشور عراق به سر می برد»

عريفي
در تاريخ 14/1/1431هـ از سربازان عربستان واقع در مرزهاي جنوب كشور كه در
حال نبرد با حوثيها بودند، ديدن كرد. بسياري گفتند كه هدف وي از اين
ديدار، گرفتن عكس يادگاري با سربازان و نشان دادن خود به عنوان يك فرد
مبارز بوده است.

شيخ
در اين ديدار از اين قهرمانان! تشكر كرد و گفت كه از صميم قلب دوست داشت
كه يكي از اين سربازان باشد. شيخ عريفي در اين سفر اصرار كرد كه لباس نظامي
بر تن كرده و سلاح به دست بگيرد و با سربازان و نيروهاي ارتش عكس يادگاري
بگيرد.

وي مانند اظهارات بيپايه ديگر خود، اساس مذهب تشيع را آيين «زردتشت» ميدانست و مدعي شد اين آيين قبل از اسلام در سرزمين ايران جاري بود. وي پيروان تشيع را «اهل بدعت» دانست كه امامان خود را تا مرتبه نبوت و بلكه الوهيت بالا ميبرند. وي در اظهاراتي سخيف مدعي شد شيعه در طول تاريخ عليه اسلام توطئه كرده است و براي اين كار مثلا با مغولها عليه خلافت عباسي متحد شده است. وي درباره شيعيان سعودي نيز مدعي شد «اگر هوشياري دستگاه امنيتي نبود اين افراد چه كارهاي عجيبي كه نميكردند» بسياري از شخصيتهاي اسلامي سني و شيعي به اين اظهارات عريفي واكنش نشان دادند و حتي شيعيان خليج فارس از دولتهاي خود خواستند تا مانع از ورود عريفي به كشورشان جهت ايراد سخنراني شود. وي بار ديگر تحت فشارهاي عربي و اسلامي مانند گذشته مجبور به عدول از سخنان خود شد و در اظهاراتي متفاوت گفت: «آيت الله سيستاني بر مدار فرمايشات الهي گام برميدارد و به همين دليل است که ايشان را بر بسياري از علماي اهلسنت ترجيح ميدهم». وي با چرخشي آشکار نسبت به مواضع خود تاکيد کرده که شخصيت عالمان شيعه را نسبت به علماي اهلسنت، به هدايت رسول الله و فرمايشات ايشان در زهد، نزديکتر ميداند. گفته ميشود وي به دليل ترس از واكنش شيعيان كشورهاي حاشيه خليج فارس و ترس از دست دادن تريبونها و برنامههاي تلويزيوني خود در اين كشورها از اظهارات پيشين خود عدول كرده است.

عريفي؛ اولين شيخي كه درخواست سفر به سرزمينهاي اشغالي كرد
عريفي را اولين مبلغ ديني سعودي ميدانند كه اعلام كرد قصد دارد از بيت المقدس ديدن كند. وي چندي پيش در سخناني گفت: براي تاكيد بر اين مطلب كه بيت المقدس حق مسلمانان است، قصد دارم از اين مكان مقدس ديدن كنم.
اين اظهارات با استقبال گرم وزرات خارجه رژيم صهيونيستي و رسانههاي اين رژيم همراه شد. روزنامه «اورشليم پست» اسرائيل به نقل از مقامات اسرائيلي گفت: «قدس متعلق به اسرائيل است و تمامي افراد از اديان مختلف ميتوانند به اينجا بيايند و از آن لذت ببرند» وزارت خارجه اسرائيل نيز از اين درخواست عريفي استقبال كرد.

اين
اظهارات عريفي بار ديگر با واكنش شديد، انتقادات و حملات تندي مواجه شد.
شيخ حامد بيتاوي رئيس انجمن علماي فلسطين و خطيب مسجد الاقصي در اين باره
گفت: «اين ملاقات كه در چارچوب عاديسازي روابط با اشغالگران صورت ميگيرد،
بدون هماهنگي با اشغالگران مهيا نيست و باعث ميشود كه ساير علما و مشايخ
ديني به شيخ عريفي اقتدا نمايند. چنين ديداري زمينه را براي پذيرش حاكميت
رژيم صهيونيستي بر قدس اشغالي فراهم نموده و سنت سيئةاي را بنيان
ميگذارد». وي خطاب به شيخ عريفي تاكيد كرد: «اي شيخ ما اجتهاد كردي اما
اجتهادت اشتباه بود»
عريفي همچنين در فتوايي بيان كرد كه هك سايتها و
پايگاههاي صهيونيستي شرعاً جايز نيست و از اهل سنت و جماعت خواست كه در
اين باره از ايرانيان و مجوسيهاي كافر تقليد نكنند.

عالم بي عمل/ حمله به عريفي در لندن/ عريفي عامل شكاف ميان اهل سنت و شيعيان در انگليس
چندي پيش برخي رسانههاي عربي خبر دادند كه محمد عريفي هنگام خروج از رستوان مك دونالدز ( كه يك رستوران اسرائيلي است) در لندن مورد حمله شديد از سوي دو تن از جوانان شيعه عراقي قرار گرفت. كاربران شبكه اجتماعي توئيتر نيز تصويري از او در بيمارستان منتشر كردند كه بعداً مشخص شد آن عكس مربوط به چند سال قبل است. اين سايتها با اشاره به تناقض موجود در فراخوان العريفي برای جهاد در سوريه و سفر وی به لندن، او را "عالم بي عمل" توصيف كردند. خبرهاي منتشر شده در رسانه هاي سعودي حاکي از آن بود که شيخ "محمد العريفي" براي گذراندن تعطيلات تابستاني خود، به لندن سفر کرده است. در پي انتشار خبر سفر العريفي به لندن، هزاران تن از کاربران اينترنتي با انتشار مطالبي در اين باره در صفحات شخصي خود در سايتهاي اجتماعي، او و ديگر مفتيهاي وهابي را به باد تمسخر گرفتند.

يکي از جالب ترين مطالب نوشته شده در اين باره اين است که مي گويد: «جوانان براي جهاد به سوريه مي روند و العريفي براي "جهاد نکاح" به لندن مي رود! اکنون اين چند پرسش مطرح مي شود که آيا خود اين مفتي ها براي جهاد به سوريه مي روند؟! آيا اگر جهاد در سوريه واجب است، خودشان به اين واجب و وظيفه عمل مي کنند؟! چرا اين مفتي ها مانند محمد العريفي که جوان هم هستند و توانايي جنگيدن هم دارند، به سوريه نمي روند؟! چرا جوانان مردم را براي کشته شدن در سوريه دعوت مي کنند اما خودشان براي خوش گذراني به لندن مي روند؟» اين خبر در حالي مطرح شد كه تعدادي از سايتهاي خبري ديگر از قول شیخ تکفیری سعودي نوشتند كه مورد حمله هيچ كس قرار نگرفته است.
در
همين راستا پس از سفر عريفي به لندن، روزنامه انگليسي "اينديپندنت" با
انتشار گزارشي به موضوع شکاف ميان شيعه و سني در لندن پرداخت و "محمد
العريفي" مفتي سرشناس وهابيت در عربستان را عامل دامن زدن به اختلاف و
تفرقه ميان اهل سنت و شيعيان آنجا معرفي کرد. در اين گزارش مفصل، به
اظهارنظرها، افکار، فتواها و اقدامات افراطگرايانه عريفي اين شيخ افراطي
اشاره شده است. از جمله عوامل اصلي که در اين گزارش به آن اشاره شده،
فتواهاي جهادي العريفي است. اين گزارش در بخشي ديگر نيز به درگيري هاي رخ
داده ميان شيعيان و اهل سنت در لندن و ديگر شهرهاي انگليس اشاره کرده و علت
اصلي هر کدام را بيان کرده است. در بيشتر اين حوادث، اظهارنظر مستقيم و
گاهي غير مستقيم افرادي مانند محمد العريفي موجب رخ دادن درگيري ميان شيعه و
سني شده است.
منتقدان درباره عريفي چه ميگويند؟ شيفته حضور در شبكههاي ماهوارهاي، خود بزرگبين، علامه دهر!، سارق آثار ادبي
مخالفان عريفي معتقدند كه وي براي حضور در برنامههاي مختلف ماهوارهاي و تلويزيوني علاقه زيادي دارد و اين به خاطر كسب درآمد است. دكتر آل زلفه عضو هيات علمي دانشگاه ملك سعود ميگويد: «از عريفي بپرسيد در طول عمرش به جايي رفته است كه خبري از پول نبوده باشد»

در عين حال بسياري عريفي را به خود بزرگبيني و توهين به ديگران متهم ميكنند. در همين رابطه عمار بوقيس نويسنده سعودي از عريفي انتقاد كرد و گفت: «متاسفانه عريفي از اينكه با من در تلويزيون ظاهر شود، اجتناب ورزيد، به اين بهانه كه ظاهر من براي حضور در تلويزيون نامناسب است، من اين توهين وي را تحمل و تلاش كردم تا با وي وارد درگيري نشوم» وي افزود: «فكر كردم موضوع تمام شده است تا اينكه ديدم وي به صراحت ميگويد اشتباه نكرده است و من از اين رفتار وي شگفتزده شدم چرا كه وي مثلا مبلغ است در حالي كه با اين روش زشت با من برخورد ميكند».

منتقدان عريفي را كسي ميدانند كه ادعا ميكند علامه دهر است و همه چيز را ميداند و به تمامي علوم احاطه دارد. خود را هم فقيه، هم شاعر، محدث، واعظ، انديشمند سياسي، كارشناس اقتصادي، جامعه شناس و عالمي كه در جهت ياري رساندن به ملتها تلاش ميكند و در كنار آنان ميايستد، ميپندارد. عريفي دچار بيماري خودبزرگ بيني و غرور است. يك جا ادعا ميكند كه افرادي را در كمتر از پنج دقيقه به راه راست هدايت كرده، جاي ديگر با لباسهاي نظامي در كوههاي جنوب عربستان براي مبارزه با حوثيها ظاهر ميشود و هدف وي نيز همان عكسي است كه ميگيرد و آن را در پايگاههاي اينترنتي پخش ميكند و ميخواهد به مردم بگويد من تنها مرد حرف نيستم بلكه مردم عملم. وي فتواهاي عجيب و غريبي ميدهد كه توهين به اخلاق و ارزشهاي جامعه است.
با روي كار آمدن اخوان المسلمين مصر، عريفي فرصت را براي نشر افكار و ايدههاي مخرب وهابي خود و تبليغ عليه ايران و تشيع در مصر مناسب ديد و با ايراد چندين خطبه درباره فضايل مصر جاي پاي خود را در اين كشور مستحكم نمود. وي به بسيج سلفيها عليه شيعيان پرداخت و با تلاشهاي خود چندين كنفرانس ضد شيعي و ضد ايراني و ضد سوري برگزار نمود.

اكنون
عريفي به يك چهره شناخته شده در ميان مصريها تبديل شده است و اين پس از
آن بود كه در دسامبر گذشته وي در مسجد بورادي خطبه اي درباره فضايل مصر
ايراد كرد و اين خطبه به سرعت برق در پايگاههاي ارتباط جمعي پخش شد و مورد
استقبال مصريها قرار گرفت. وي در اوايل ژانويه گذشته براي ايراد چندين
خطبه به مصر رفت. البته گفته ميشود وي متن اين خطبه را از فرد ديگري به
سرقت برده است.
منتقدان عريفي را فردي ميدانند كه
آثار و افكار ديگران را به سرقت برده و به نام خودش منتشر ميكند. وي
تاكنون چندين بار افكار و متون شعري و پژوهشها و مقالاتي را از ديگران
ربوده و به مخاطبان خود گفته است كه از ابداعات خودم است. حتي خطبه وي با
عنوان «فضائل مصر» نيز از مقالات پژوهشگر سعودي دكتر محمد موسي شريف ربوده
شده است كه در مجله سعودي «جامعه» تحت عنوان «فضائل مصر و مزاياي مردمان
آن» منتشر ميشده است.

يكي
از همين كنفرانسهاي ضد ايراني در 10 ژانویه 2013 با عنوان "یاری مردم عرب
اهواز"! در یکی از هتل های بزرگ مصر برگزار شد. العریفی، از سخنرانان اصلي
اين کنفرانس بود که بیش از هر سخنران دیگری حرف های تند بر ضد عملکرد دولت
ایران در داخل این کشور بر زبان آورد. او گفت: «فشار و موارد اعدام در
ایران بالاتر از آن است که ما در فلسطین شاهد هستیم و آنچه یهودیها در حق
برادران فلسطینی ما انجام می دهند، یا در بسیاری دیگر از کشورها که
مسلمانان در آن رنج می برند».
وي همچنين در نشست علماي اسلامي در قاهره خواستار جهاد با مال و جان و سلاح عليه نظام بشار اسد و حزب الله لبنان شد.


متاسفانه
در كشوري مانند مصر که دانشگاه ریشه دار «الازهر» در آن قرار دارد و نیازی
به علما و مبلغان سلفی و وهابی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ندارد،
ميبينيم كه شيوخ وهابي در اين نهاد ميانهرو هم نفوذ كرده و جولان
ميدهند. به ویژه که شيوخ وهابي نظير العريفي بر این باورند که به علت کاهش
نقش نهادهای دینی مصر، این کشور فضای مناسبی برای انتشار افکار اندیشه های
وهابیت و سلفیگری است.
البته سفرهاي العریفی به مصر و سخنرانی جنجالی و جوسازی وی علیه ایران با انتقادات زيادي از سوی محافل مصری و برخی منتقدین در عربستان روبرو شده است. يكي از مصريها در اين باره ميگويد: «العریفی بعد از اتمام خطبه خود سوار بر اتومبیل آخرین مدل خود شده و به سوی قصرش حرکت کرد در حالی که از مسلمانان فقیر و عموم مردم خواست تا خود را برای جهاد آماده كنند».

عريفي در مصر تلاش ميكند تا بر تنش میان مسلمانان اهل تسنن و شیعیان بیفزاید.
جمعبندي
العريفي مبلغ تندروي وهابي اخواني وابسته به جريان الصحوة عربستان است كه تلاش ميكند با صدور برخي فتاواي جنجالي نظير فتواي جهاد نكاح و برخي اظهارات عجيب و غريب نظير جعل سوره سيب، توهين به پيامبر اكرم (ص) و ... توجهات را به سوي خود معطوف ساخته و بدين ترتيب جايگاه بالاتري را در ميان علماي وهابي سعودي براي خود دست و پا نمايد.
منتقدان عريفي را فردي خود بزرگ بين ميدانند كه ادعا ميكند به همه علوم تسلط دارد حال آنكه وي بسياري از آثار خود را از ديگران به سرقت برده است. وي ادعا ميكند در راستاي دفاع از حقوق ملتها گام بر ميدارد حال آنكه با اظهارات و فتواهايش در جهت شعلهور نمودن آتش اختلاف ميان اهل سنت و شيعيان حركت ميكند. يكي از ويژگيهاي عريفي آن است كه وي بارها به انکار حرفهای خود و پسگرفتن فتواهایش اقدام كرده است كه اين نشان از بياساس بودن بسياري از اظهاراتش است. عريفي همچنين در جهت انتشار افکار فرقه گرایانه «وهابیت» در ميان ساير كشورهاي اسلامي نظير مصر و تونس فعاليت ميكند، حال آنكه این تفكرات سلفی افراطی خطر ویرانگری برای مردم اين كشورها به شمار میآیند.
منابع:
[1] http://www.arefe.com/
[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=595
[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=631
[1] http://www.rasid.com/?act=artc&id=646
[1] http://www.vetogate.com/345872
[1] http://arabi-press.com/?page=article&id=58450
[1] http://www.sharmlifeblog.com/2011/04/blog-post_210.html#axzz2XIp4awNC
[1] http://www.assakher.com/news-action-show-id-390.htm
[1] http://www.zahran.org/vb/zahran69133.html
[1] http://www.al-shia.org/html/far/14news/melal/113.htm
[1] http://arabic.cnn.com/2010/world/4/6/Wpress.Ap6/
[1] http://www.aawsat.com/details.asp?issueno=11700&article=564199
[1] http://www.shia-online.ir/article.asp?id=29300&cat=1
[1] http://www.al-madina.com/node/414157
[1] http://www.alriyadh.com/2013/01/16/article801958.html
[1] http://www.masrawy.com/ketabat/ArticlesDetails.aspx?AID=193436
[1] http://www.alriyadh.com/2013/01/16/article801958.html
[1] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911027000764
[1] http://www.shia-online.ir/article.asp?id=29172



عید آمدو خنده به لبان شد / در ساز دلم شاد و روان شد
از تشنگی وسوز نخوردن / گوهر به کلامم رمضان شد
عید سعید فطر مبارک
.
.
.
خدایا
سی شب به تو التماس کردم / این لحظه جواب طالب ام من
خواهی بنواز و خواه رد کن / احسان و عتاب طالب ام من . . .
عید سعید فطر مبارک
.
.
.
عید صیام آمد و ماه صیام رفت / لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد / گرد غم گناه ز جان عوام رفت!
عید سعید فطر مبارک
.
.
.
بر ملک دلم روی تو خورشید شود / بر جان و دلم عشق تو امید شود
می نوش یکی جام سلامت ای دوست / خوش باشی و هرروز توچون عید شود . . .
.
.
.
هزاران آفرین بر جانت ای ماه / روان عاشقان قربانت ای ماه
مبارک باد ماه عشق بازان / که بنشینند در ایوانت ای ماه
مبارک باد عید روزه داران / نکویان جهان مهمانت ای ماه . . .
.
.
.
عید آمد و عید آمد با نقل و نبیدآمد / رمضان مبارک رفت این فطر سعید آمد
دنیا شده یکسر گل هرگوشه پرازبلبل / هر خاک شده بستان چون نور امیدآمد . . .
0
.
.
خوش بر کسی که سفره نشین خدا بود
از هرچه غیر خواسته ی او گر ، جدا بود
درب کلاس درس خدا چون گشوده شد
خوش بر مطلبی که قبول انتها بود
عید شما مبارک
.
.
.
برگ تحویل می کند رمضان / بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت/ دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده روی برپیچید / و علیک السلام یا رمضان
عید رمضان بر شما مبارک
.
.
.
به حکم مرجع اعلم که عشق نامش هست
لب تو فطریه اش بوسه های کشدار است !
.
.
.
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است / ماه مهمانی تمام و مهنگارم رفته است
با گل این بوستان تازه انسی داشتم / گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است
عید شما مبارک
.
.
0
نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .
عید سعید فطر بر شما مبارک
.
.
.
خدایا
این همه روزه بگیریم, گشنگی بکشیم, آخرشم پول بدیم تا قبول شه !؟
آخه این چه مهمونی بود !؟
عید فطر مبارک !
.
.
.
قـربان هـلالت بـروم ای مـه شـوال
آورده ام از فـرط خوشـی در دو سـه تـا بـــال
ســی روز به امید وصالت سپری شد
خـم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال
انســان از ایـــن روی بُـــود شـاد در این روز
چون باز شکم در جلــو واوسـت به دنبال . . .
.
.
.
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است . . .
.
.
.
دلها همه بهاران شد از شمیم باران / مه رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران / شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران . . .
.
.
.
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا
.
.
.
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا
.
.
.
بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد / بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد / معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
مسجدهای کوفه، سهله، جمکران و صعصعه از جمله مکانهاى مقدس و منتسب به امام زمان(عج) است. به این فهرست باید قبرستان وادیالسلام و سرداب امام زمان(عج) را نیز اضافه کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، اماکن فراوانی به قدوم مبارک امام زمان(عج) زینت یافتهاند که هر کدامشان امروزه به صورت نمادهاى انتظار تجلی کردهاند و به شیعیان منتظر تأکید شده است که در آن مکانها حضور یابند و از غیبت طولانى و وضعیّت آشفته جهان با حضرت درد دل کنند و از خداوند تعجیل فرج حضرت را بخواهند. اینک برخى آنها به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج به صورت اختصار بیان مىشود:
۱) مسجد مقدس جمکران: مسجد جمکران در ۶ کیلومترى شهر مقدس قم به طرف جادّه ى کاشان واقع شده است این مکان با عظمت، تحت توجّهات و عنایات خاصّه حضرت قرار دارد و خود آن حضرت از شیعیانش خواسته اند که به این مکان روى آورند و آن را عزیز بدارند. حضرت به حسن بن مُثله خطاب فرمود:
«به مردم بگو به این موضع (مسجد مقدس جمکران) رغبت کنند و آن را عزیز دارند…»
آنگاه نماز تحیّت مسجد و نماز امام زمان(عج) را تعلیم داده سپس فرمودند:
«هرکس این دو نماز را بخواند همانند این است که در خانه کعبه نمازگزارده باشد». [۱]
از دیر زمانى است که منتظران عاشق و دل باخته، از سراسر ایران اسلامى و جهان اسلام در شب هاى چهارشنبه هر هفته، با چشمان اشک بار و قلب هاى مالامال از محبّت اهل بیت(علیه السلام) در مسجد مقدّس جمکران، مشرف مى شوند و اعمال مسجد و نماز امام زمان(عج) را بجا مى آورند و دست به دعا بر مى دارند و از طولانى شدن دوران غیبت، مظلومیّت شیعیان و وضعیّت آشفته ى جهان با حضرت درد دل مى کنند و براى حل مشکلات جوامع اسلامى و شفاى مرض ها به حضرت متوسّل مى شوند و تعجیل فرج حضرت را مصرّانه از خداوند مى خواهند.

۲) مسجد کوفه: مسجد کوفه، از مکانهاى مقدس و بارزترین نماد انتظار است. این مسجد مقدس در هنگامه ى ظهور، پایگاه تبلیغاتى امام زمان(عج) قرار مى گیرد. روزگارى شیفتگان خاندان عصمت در مسجد اعظم کوفه پیرو آن منبر مولاى متقیان(علیه السلام) گرد مى آمدند و از بیانات گهربارش کسب نور مىکردند. در هنگامه ظهور نیز پیرامون منبر آخرین امام نور، گرد مىآیند و از سخنان گهربارش فیض مىبرند. امام صادق(علیه السلام) مىفرماید: «گویى به سوى قائم(عج) مى نگرم که بر فراز مسجد کوفه قرار گرفت، تعداد ۳۱۳ تن یارانش در اطراف او حلقه زده اند که پرچم داران، و فرمان روایان خداوند بر فراز گیتى در میان بندگان خدایند».[۲]
امام باقر(علیه السلام) نیز در همین رابطه مىفرماید: «مهدى(عج) وارد کوفه مىشود سه گروه درگیر در یک صف براى او گرد مىآیند او بر فراز منبر مىرود خطبه مىخواند و مردم آن قدر أشک شوق مى ریزند که متوجّه سخنان او نمىشوند».[۳]
فضیلت عبادت در مسجد کوفه: از حضرت ابى جعفر(علیه السلام) در مورد فضایل مسجد کوفه نقل شده است: «اگر مردم به فضیلتى که در مسجد کوفه است واقف بودند از راه دور توشه برداشته و بر مرکب سوار شده و به آنجا مى رفتند و سپس فرمودند: یک فریضه در آن بجا آوردن مساوى با یک حج بوده و یک نافله در آن خواندن معادل با یک عمره مى باشد».[۴]
نیز آن حضرت فرمودند: «یک نماز واجب در مسجد کوفه معادل با یک حج مقبول بوده و یک نماز مستحبى در آن برابر با یک عمره قبول شده مى باشد».[۵]
شیوه صالحین از علماء و شیعیان منتظر بر این استوار است که تشرّف به دیدار حضرت قائم(عج) را از دیرباز درخواست مى کرده اند به طورى که بعضى از آنان چهل شب جمعه از مسجد کوفه به مسجد سهله رفته و یا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته کرده و تضرّع و زارى و عبادت مى نمودند تا به این فیض عظیم نایل شوند[۶] و با حضرت قائم(عج) درد دل نماید و پایان غیبت او را از خدا بخواهند.

۳) مسجد سهله: مسجد سهله، مهمترین مسجد پس از مسجد کوفه است که در حدود سه کیلومترى شمال غربى مسجد کوفه(در کشور عراق) قرار دارد. و از نمادهاى انتظار به شمار مى آید. منتظران ظهور حضرت، در مسجد سهله که خانه امام قائم(عج) است حضور مى یابند و از خداوند تعجیل ظهور حضرت را مى طلبند.

در مسجد سهله بُقعهاى معروف به مقام مهدى(عج) وجود دارد و زیارت آن حضرت در آن محل شریف براى منتظران مناسب است و از بعضى کتب مزاریه نقل شده که شایسته است حضرت ولى عصر(عج) را در این محل در حالیکه ایستاده باشند با این استغاثه زیارت کنند: «سلام الله الکامل التام الشّامل العام و…».[۷]
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «گویا حضرت قائم را در مسجد سهله همراه خانواده خود مى بینیم».
سپس فرمود: «هیچ پیامبرى مبعوث نشد مگر اینکه در این مسجد نماز خواند».
یکى از یاران حضرت به نام ابوبصیر عرض کرد: «آیا امام قائم(عج) همواره در این مسجد خواهد بود؟ فرمود: «آرى مسجد سهله خانه امام قائم(عج) است».[۸]

۴ – مسجد صعصعه: مسجد صعصعه، از مساجد شریف کوفه است، جماعتى از منتظران حضرت قائم(عج) را در ماه رجب در آن مسجد مبارک مشاهده کرده اند که دو رکعت نماز بجا آورده و این دعا را خوانده است:
«اللهم یا ذالمن السابغه والالاء الوازعه…» ظاهر عمل آن است که این دعاء مخصوص این مسجد شریف و از اعمال آن است، نظیر دعاهاى مسجد سهله و… و لیکن چون در ماه رجب بوده که آن حضرت این دعا را خوانده اند، احتمال داده شده که شاید این دعا از دعاهاى ایام رجب باشد و لذا در کتب علما در اعمال ماه رجب نیز ذکر شده است.[۹]
در مسجد صعصعه نیز منتظران دل باخته حضور مى یابند دست به دعا و نیایش بر مى دارند و در فراق امام غایب شان اشک مى ریزند و از خداوند تعجیل ظهور حضرت را مى خواهند.

۵- وادی السلام: یکی از بزرگترین قبرستانها در جهان اسلام، قبرستان وادی السلام در نجف اشرف می باشد. این گورستان علاوه بر وسعت از لحاظ قدمت نیز کهن ترین گورستان جهان می باشد. وجود مقام هود و صالح و تصریح معصومان بر دفن آن دو بزرگوار در این مکان، از قدمت بسیار زیاد این مکان حکایت می کند.[۱۰]
دفن آدم ابوالبشر و نوح پیامبر در نجف اشرف و در داخل ضریح امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ دلیل روشنی است بر این که قدیمی ترین مقبره بر فراز کره خاکی در همین منطقه است.[۱۱]
وادی السلام در دوران عهد حضرت امیر ـ علیه السلام ـ بارها و ساعتها راز و نیاز حضرت علی ـ علیه السلام ـ را به خود دیده است و این مطلب در احادیث فراوانی بیان شده است[۱۲].
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: هیچ مؤمنی در شرق یا غرب دنیا نمی میرد، جز این که روحش را خداوند متعال به سوی وادی السلام گسیل می دارد.[۱۳]
راوی پرسید وادی السلام کجاست؟ فرمود: در میان صحرای کوفه و نجف می باشد، گویی با چشم خود می بینم که مخلوقات بسیاری بر فراز منبرهایی از نور نشسته با یکدیگر سخن می گویند.
از ویژگیهای وادی السلام این است که هر کس در آن جا دفن شود عذاب قبر و سؤال نکیر و منکر از او برداشته می شود زیرا تربت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ چنین خاصیتی را دارد[۱۴] و به همین علت بسیاری از بزرگان وصیت می کردند که جنازه شان را به نجف اشرف منتقل کنند و در جوار حرم ملکوتی حضرت علی ـ علیه السلام ـ در بهشت روی زمین (وادی السلام) به خاک بسپارند.

۶- مقام صاحب الزمان(عج) در وادی السلام: محدث نوری در مورد تاریخچه مقام حضرت مهدی (عج) می نویسد: در بیرون شهر نجف در سمت غربی قبرستان معروف وادی السلام مقام مقدس حضرت مهدی (عج) واقع است که از برای آن، صحن، گنبد، مقام و بارگاهی است و در آنجا محرابی است منتسب به حضرت مهدی (عج) که علت این انتساب معلوم نیست، نمی دانیم که آیا در آن جا کسی آن سرور (امام) را دیده است، یا کرامتی از آن حضرت در آن مکان مقدس ظاهر گشته؟ جز آن که این مقام شریف از قدیم الایام وجود داشته است.[۱۵]
مرحوم محمدتقی مجلسی (ره) در کتاب (لوامع صاحب قرانی) که در سال ۱۰۶۶ هجری قمری نوشته است سفر به عتبات عالیات را به طور مشروح آورده و در ضمن آن فرموده: ۲۸ سال پیش از این به زیارت امام علی ـ علیه السلام ـ مشرف شدم … اکثر ایام در مقام حضرت صاحب الامر ـ علیه السلام ـ می بودم که در خارج نجف اشرف واقع است … شب ها پروانه وار بر دور روضه مقدسه می گشتم … روزها در مقام حضرت صاحب الامر …[۱۶]
در کتاب لؤلؤ الصدف فی تاریخ النجف تألیف سید عبدالله مشهور به ثقه الاسلام، که در تاریخ ۱۳۲۲ هجری قمری تألیف شده[۱۷] آمده است که در مقام حضرت مهدی (عج) سنگ مرمری هست که زیارتنامه آن حضرت بر آن حک شده است و تاریخ کنده کاری آن ۹۱۲ هجری می باشد.
از این نوشته ها نتیجه میگیریم که این مقام در طول قرون و اعصار به عنوان مقام حضرت مهدی (عج) اشتهار داشته و همه روزه پذیرای خیل عاشقان حضرت بوده است. و کرامات و معجزات بی شماری از آن بزرگوار در این مقام مشاهده شده، بیماران صعب العلاجی با نفس مسیحایی اش شفا یافته است.

داستان سرداب
امام مهدی (عج) در کجا و چگونه غایب شد؟ آیا در سرداب منزل پدرش غایب شد و هنوز نیز در آنجاست؟ در این باره به شیعه تهمت هایی زده اند؛ می گویند شیعه معتقد است مأموران خلیفه عباسی به منزل حضرت در سامرا هجوم آوردند تا او را دستگیر کنند و آن حضرت در آن هنگام در (سرداب) از دیده ها پنهان شد این داستان چنان شهرت یافته که وی را (صاحب سرداب) لقب داده اند.
در حالی که در منابع شیعی هیچ نامی از (سرداب) نیست. نویسندگان اهل سنت بر این نظر اصرار می ورزند و متأسفانه این سخن دستاویزی برای حمله برخی از آنان به تشیع گردیده است.[۱۸] آنان پنداشته اند که شیعیان در میان سرداب امام خود را می جویند و ظهورش را از آن نقطه انتظار می کشند.
واقع قضیه این است که امام مهدی (عج) از هنگام ولادت در اختفا به سر می برد و بعد از نماز گزاردن به پیکر پاک پدر و دفن آن حضرت وارد منزل شد و دیگر کسی آن حضرت را در اجتماع و در جمع مردم ندید.[۱۹]
خانهای که از آن سخن گفته می شود، دو قسمت داشت، یک قسمت برای مردان و قسمت دیگر برای خانم ها و یک سرداب هم زیر اتاقها قرار داشت که در ایام گرما اهل خانه در آن سرداب زندگی می کردند.
شیعه این خانه و سرداب را محترم می دارد؛ زیرا برخی از امامانشان در این خانه زندگی می کردند و امام هادی و امام عسکری و نیز امام مهدی (عج) در همین خانه، خداوند سبحان را عبادت می کردند. این یک امر عقلانی و طبیعی است که به جهت علاقه ای که به پیشوای دینی خود دارند متعلقات او را هم محترم بشمارند و خلاصه سخن غیبت حضرت در سرداب بهتانی بیش نیست و هیچ یک از بزرگان شیعه چنین باوری ندارند.[۲۰]
پینوشتها:
[۱] . میرزا حسین طبرسى نورى، نجم الثاقب، چاپ اسلامیه، ص ۲۱۲٫
[۲] . محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، (بیروت، مؤسسه الوفاء) ج ۵۲، ص ۳۲۶٫
[۳] . ابى الحسن على بن عیسى بن ابى الفتح الاربیلى، کشف الغمه، قم، مکتبه بنى هاشم، المطبعه العلمیه، ج ۲، ص ۴۶۳٫
[۴] . جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، مترجم جواد ذهنى تهرانى، ناشر، گنجینه ذهن، چاپ اول ۱۳۸۱، ص ۷۰۳٫
[۵] . همان، ص ۷۴، ح ۵٫
[۶] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان.
[۷] . همان.
[۸] . علامه مجلسى، بحار الانوار، پیشین، ج ۴، ص ۴۳۶٫
[۹] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان- حسین کریمى بیدگلى، فرهنگ موعود. قم، انتشارات حر، ص ۲۲۲٫
[۱۰] . تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳۴٫
[۱۱] . همان.
[۱۲] . کلینی، کافی، ج ۳، ص ۲۴۳٫
[۱۳] . ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۴۴۱٫ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۴٫
[۱۴] . ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۴۳۹، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۳۳٫
[۱۵] . محدث نوری، کشف الاستار، ص ۲۰۶؛ رخسار پنهان، ص ۳۶۸٫
[۱۶] . محمدتقی مجلسی، لوامع صاحب قرآنی، ج ۸، ص ۸۱۷٫
[۱۷] . الذریعه، ج ۱۸، ص ۳۸۳٫
[۱۸] . منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص ۳۷۲٫
[۱۹] . باقر شریف قریشی، حیاه امام المهدی، ص ۱۱۵ – ۱۲۰٫
[۲۰] . درسنامه تاریخ عصر غیبت، مؤلفان، آقائی، جباری، عاشوری، حکیم، چاپ شریعت، نشر دفتر تحقیقات و تدوین کتب درسی، ص ۱۷۷٫