امام‌خمینی(ره): آثار شهید مطهری بی‌استثناء خوب و انسان‌ساز است+ پی‌دی‌اف همه آثار استاد شهید


خدمتی که مرحوم مطهری به نسل جوان و دیگران کرده...
گروه فرهنگی مشرق - خدمتی که مرحوم مطهری به نسل جوان و دیگران کرده است، کم کسی کرده است. آثاری که از او هست، بی استثناء ، همه ی آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم: «بی استثناء آثارش خوب است». ایشان بی استثناء آثارش خوب است، انسان ساز است، برای کشور خدمت کرده است. در آن حال خفقان خدمت های بزرگ کرده است این مرد عالیقدر.خداوند به حق رسول اکرم، او را با رسول اکرم محشور بفرماید. امام خمینی(ره)
مرحوم شهید مطهری از اول حساسیت عجیبی روی تفکر التقاطی داشت و آن وقت که همه با تفکرات التقاطی برخوردهای سطحی داشتند او با کمال سختگیری روی جا به جای این تفکر می ایستاد و آن را مردود می شمرد که در این زمینه نمونه های بی شماری از ایشان به یاد دارم. در همان جلسه ای که گفتم قرار شده بود که شرکت کنندگان هر کدام که آمادگی دارند متنی را به عنوان زمینه جهان بینی اسلام تهیه کنند. چند نفر متنی تهیه کردند از جمله آن چند نفر یکی من بودم. در این متن ویژگیهای اندیشه اسلامی را ذکر کرده بودم : اندیشه اسلامی، ضد استعماری، ضد استبدادی و در آخر اضافه کرده بودم اندیشه اسلامی ضدالحادی است. یادم نمی رود که ایشان از این قسمت خیلی خوششان آمده بود و بارها به خود من گفتند که این نکته ضدالحادی نکته دقیق و بسیار ظریفی بود که شما مطرح کردید زیرا هر اندیشه ای هر فصلی از فصول جهان بینی که اندک گرایش به زمینه های تفکر الحادی داشته باشد جزء جهان بینی اسلامی نیست.
"مقام معظم رهبری"

درباره تاثیر آثار استاد شهید حرف ها به غایت زده شده است و بسیاری از بزرگان کشور توصیفات بحقی درباره کتب شهید مطهری داشته‌اند که از آن می گذریم. حالا بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری با همکاری انتشارات صدرا برای اولین بار اقدام به تهیه نسخه pdf  همه آثار استاد مطهری باکیفیت بالا و عرضه رایگان آن در فضای مجازی نموده است. لازم به ذکر است که تاکنون نسخه های گوناگونی از متن و فایل pdf کتاب های استاد در محیط مجازی منتشر شده بود که اولا شامل همه آثار آن استاد شهید نمی شد. ثانیا دارای اغلاط فراوان تایپی و نگارشی بود و ثالثا با نسخه چاپی کتاب ها منطبق نبود. از امکانات و مزایای نسخه فعلی می توان موارد زیر را برشمرد:

- تطبیق کامل نسخه pdf کتاب ها با آخرین نسخه چاپی آنها
- درج فهرست تفصیلی کتاب ها در کنار متن هر کتاب
- حجم پایین اغلب فایل ها



دسته بندي موضوعي كتاب‌هاي شهيد مطهري

بد نيست در ابتدا براي آشنايي كلي با كتاب‌هاي اين استاد شهيد، در يك دسته بندي كلي با تنوع موضوعي كتابهاي ايشان آشنا شويم:
الف) بخش سیره معصومین و بزرگان (داستان راستان، سیرى در سیره نبوى(ص)، سیرى در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام، جاذبه و دافعه على‏علیه السلام، حماسه حسینى، سیرى در نهج البلاغه، پیامبر امّى)

ب) بخش گفتارها (ده گفتار، پانزده گفتار، بیست گفتار، حکمت‏ها و اندرزها)

پ) بخش انسان‏شناسى (ولاءها و ولایت‏ها، امدادهاى غیبى در زندگى بشر، تکامل اجتماعى انسان، نبرد حقّ و باطل، فطرت)

ت) بخش اخلاقى تربیتى (آزادى معنوى، تعلیم و تربیت در اسلام، انسان کامل، عرفان حافظ، فلسفه اخلاق)

ث) بخش زنان (نظام حقوق زن در اسلام، مسأله حجاب، پاسخهاى استاد، اخلاق جنسی)

ج) بخش سیاسى اجتماعى (اسلام و نیازهاى زمان، احیاى تفکر اسلامى، جهاد، قیام و انقلاب مهدى‏علیه السلام، پیرامون جمهورى اسلامى، پیرامون انقلاب اسلامی)

چ) بخش تاریخ (نهضتهاى اسلامى در صد ساله اخیر، خدمات متقابل اسلام و ایران، فلسفه تاریخ)

ح) بخش جهان بینى (6 جلد مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى که مقام معظم رهبرى (دام ظله) در مورد آنها فرموده‏اند: اعتقاد من این است که طلاّب باید کتابهاى جهان بینى شهید مطهرى را مباحثه کنند)

خ) بخش اصول عقاید
(توحید، عدل الهى، نبوت، ختم نبوت، خاتمیت، امامت و رهبرى، انسان و سرنوشت، معاد، علل گرایش به مادیگری)

د) بخش تفسیر (شامل دوره 14 جلدى آشنایى با قرآن)

ذ) بخش اقتصاد (مسأله ربا و بانک، مسأله بیمه، نظرى به نظام اقتصادى اسلام)

ر) بخش آشنایى با علوم اسلامى (منطق و فلسفه، فقه و اصول فقه، کلام، عرفان و حکمت عملی)

ز) بخش فلسفه
(اصول فلسفه و روش رئالیسم، شرح منظومه، مقالات فلسفى، درسهاى اسفار، مسأله شناخت، نقدى بر مارکسیسم)

 
1/ سیر مطالعاتی مرحله‌اي - موضوعي
در اين شيوه به پايبندي در رعايت تقدم و تاخر مراحل ذكر شده، تاكيد مي‌شود. از محاسن این روش اینکه در هر مرحله ترتیب مهم نیست و افراد با توجه تمایل و نیازی که به هر موضوع دارند می‌توانند کتاب مورد نظر را انتخاب نمایند.

مرحله اول:

1-داستان و راستان (2جلد )

2-حکمتها و اندرزها

3-حماسه حسینی (3جلد)

4-گفتارهای معنوی

6-پانزده گفتار

7-بیست گفتار

8-سیری در سیره نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم)

9-سیری در سیره ائمه اطهار (علیه السلام)

10-جاذبه و دافعه علی (علیه السلام)

11-ولاها و ولایت‌ها

12-خاتمیت

13-ختم نبوت

14-پیامبر امی (صلی الله علیه و آله و سلم)

15-اسلام و مقتضیات زمان

16-امدادهای غیبی در زندگی بشر

17-توکل و رضا

18-گریز از ایمان و گریز از عمل

19-تکامل اجتماعی انسان

20- انسان کامل

21-انسان شناسی

22-تعلیم و تربیت در اسلام

23-عرفان حافظ

24-حق و باطل

25-مسأله حجاب

26-پاسخ‌های استاد

27-نظام حقوق زن در اسلام

28- اخلاق جنسی در ایران و غرب

29-نهضت‌های اسلامی درصد سال اخیر

30-پیرامون جمهوری اسلامی

31-پیرامون انقلاب اسلامی

32-خدمات متقابل اسلام و ایران

33-سیری در نهج البلاغه

34-جهاد
 

مرحله دوم:

1-آشنایی با قرآن (15جلد)

2-مسأله شناخت

3-شناخت در قرآن

4-فطرت

5-فلسفه اخلاق

6-انسان و سرنوشت

7-عدل الهی

8-علل گرایش به مادیگری

9-علوم اسلامی

10-توحید

11-نبوت

12-معاد

13-آشنایی با جهان بینی اسلامی (6جلد)

14-امامت و رهبری

 
مرحله سوم:

1-قیام و انقلاب مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)

2-تاریخ عقاید اقتصادی

3-نظام اقتصادی اسلام

4-مسأله ربا

5-مقالات فلسفی
 

مرحله چهارم:

1-فلسفه تاریخ

2-تعارضات منطقی

3-اصول فلسفه و روش رئالیسم (5جلد)

4-شرح منظومه

5-شرح مبسوط منظومه (4جلد)

6-حرکت زمان (4جلد)

7-الهیات و شفاء (2جلد)‌

8-نقدی بر فلسفه هگل

 

2/ سير مطالعاتي آسان به مشكل

 1- داستان و راستان

2- حکمت ها و اندرزها

3- حماسه حسینی

4- ازادی معنوی

5- ده گفتار

6- پانزده گفتار

7- بیست گفتار

8- سیری درسیره نبودی

9- سیری در سیره ائمه اطهار(علیهم السلام)

10 – جاذبه و دافعه علی علیه اسلام

11- ولائها و ولایتها

12- خاتمیت

13- ختم نبوت

14- پیامبر امی

15- اسلام و مقتضیات زمان (2جلد)

16 – امدادهای غیبی در زندگی بشر

17- توکل و رضا

18- گریز از ایما و گریز از عمل

19- تکامل اجتماعی انسان

20- انسان کامل

21- انسان شناسی

22- تعلیم و تربیت در اسلام

23- عرفان حافظ

24- حق و باطل

25- مساله حجاب

26- پاسخ های استاد

27- نظام حقوق زن در اسلام

28- اخلاق جنسی در ایران و غرب

29- نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر

30- پیرامون جمهوری اسلامی

31- پیرامون انقلاب اسلامی

32- خدمات متقابل اسلام و ایران

33- سیری در نهج البلاغه

34- جهاد

35- آشنایی با قرآن (15 جلد)

36- مساله شناخت

37- شناخت در قرآن

38- فطرت

39- فلسفه اخلاق

40- انسان و سرنوشت

41- عدل الهی

42- علل گرایش به مادیگری

43- علوم اسلامی (3 جلد)

44- توحید

45- نبوت

46- معاد

47- آشنایی با جهان بینی اسلامی (6 جلد)

48- امامت و رهبری

49- قیام و انقلاب مهدی (عج)

50- تاریخ عقاید اقتصادی

51- نظام اقتصادی اسلام

52- مساله ربا

53- نقدی بر مارکسیسم

54- فلسفه تاریخ (4 جلد)

55- مقالات فلسفی

56- تعارضات منطقی

57- اصول فلسفه و روش رئالیسم (5 جلد)

58- شرح منظومه

59- شرح مبسوط منظومه (4 جلد)

60- حرکت و زمان (4 جلد)

61- الهیات شفا (2جلد)


کتابها را از اینجا دانلود کنید

***تذکر مهم
برای باز کردن pdf کتاب ها از نرم افزارهای pdf خوان با ورژن بالا استفاده نمایید. نرم افزارهای pdf خوان با ورژن قدیمی قادر به باز کردن قفل فایل ها نمی باشد. لطفا در صورت بروز هر گونه مشکل نرم افزار خود را از طریق لینک زیر بروز نمایید.



احیای تفکر اسلامی
اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
آزادی معنوی
اسلام و نیازهای زمان (1)
اسلام و نیازهای زمان (2)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (1)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (2)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (3)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (4)
اصول فلسفه و روش رئالیسم (5)
امامت و رهبری
امدادهای غیبی در زندگی بشر
انسان کامل
انسان و سرنوشت
آشنایی با قرآن (1)
آشنایی با قرآن (2)
آشنایی با قرآن (3)
آشنایی با قرآن (4)
آشنایی با قرآن (5)
آشنایی با قرآن (6)
آشنایی با قرآن (7)
آشنایی با قرآن (8)
آشنایی با قرآن (9)
آشنایی با قرآن (10)
آشنایی با قرآن (11)
آشنایی با قرآن (12)
آشنایی با قرآن (13)
آشنایی با قرآن (14)
آینده انقلاب اسلامی ایران
آیینه جام
بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر
بیست گفتار
پاسخ های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب
پانزده گفتار
پنج مقاله
پیامبر امین
تعلیم و تربیت در اسلام
توحید
جاذبه و دافعه علی علیه السلام
جهاد
حج
حکمت ها و اندرزها (1)
حکمت ها و اندرزها (2)
حماسه حسینی (1)
حماسه حسینی (2)
خاتمیت
ختم نبوت
خدمات متقابل اسلام و ایران
داستان راستان (1)
داستان راستان (2)
درس های اسفار (1)
درس های اسفار (2)
درس های اسفار (3)
درس های اسفار (4)
درس های اسفار (5)
درس های اسفار (6)
ده گفتار
زن و مسایل قضایی و سیاسی
سیری در سیره ائمه اطهار
سیری در سیره نبوی
سیری در نهج البلاغه
شرح منظومه
شش مقاله
عدل الهی
عرفان حافظ
علل گرایش به مادیگری
فطرت
فلسفه اخلاق
فلسفه تاریخ (1)
فلسفه تاریخ (2)
فلسفه تاریخ (3)
فلسفه تاریخ (4)
قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ
کلیات علوم اسلامی1(منطق، فلسفه)
کلیات علوم اسلامی2(کلام، عرفان، حکمت عملی)
کلیات علوم اسلامی3(اصول فقه، فقه)
گفتارهایی در اخلاق اسلامی
گفت وگوی چهارجانبه
مسئله حجاب
مسئله ربا و بانک به ضمیمه مسئله بیمه
مسئله شناخت
معاد
مقالات فلسفی
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (1): انسان و ایمان
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (2): جهان بینی توحیدی
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (3): وحی و نبوت
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (4): انسان در قرآن
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (5): جامعه و تاریخ
مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی (6): زندگی جاوید یا حیات اخروی
نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی
نبرد حق و باطل (به ضمیمه تکامل اجتماعی انسان در تاریخ)
نبوت
نظام حقوق زن در اسلام
نظری به نظام اقتصادی اسلام
نقدی بر مارکسیسم
هدف زندگی
ولاءها و ولایت ها

«تکفیر» گذشته، حال، آینده


«تکفیر» گذشته، حال، آینده

 

حسن اسکندری

مقدمه

پیشینة تکفیر در جهان اسلام ، به صدر اسلام بازمی­گردد. برخی حوادث مهم تاریخ اسلام به سبب تکفیر روی داده، همچنانکه برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمینة تکفیر را فراهم آورده است . از جمله رویدادهای مهم دوران پس از رحلت پیامبر اکرم ، جنگهای «رِدّه» در زمان ابوبکر بود که در این جنگها دستگاه خلافت معارضانِ خود را کافر و خارج از دین خواند.[1] در بارة اینکه واقعاً تمامی یا بعضی از کسانی که در آن دوره تکفیر شده­اند، از دیدگاه فقه اسلامی کافرند یا خیر، تردید جدّی وجود دارد و برخی گزارشهای تاریخی تردیدهای بسیار در این باره ، حتی تردید افراد نزدیک به خلیفه، را نشان می دهد.[2] بنا بر برخی منابع تاریخی ، عواملی مانند ندادن زکات و نپذیرفتن اصل خلافت یا در نظر گرفتن کسانی دیگر برای این مقام ، در انتساب کفر به «اهل رِدّه » یا دست کم دسته­هایی از آنان نقش مهمی داشته است.[3] البته ادعای پیامبری نیز در میان آنان بسیار گزارش شده است که می تواند تکفیر را از دیدگاه فقهی توجیه کند.[4]

واقعة مهم تاریخی دیگر در بارة تکفیر، غائلة خوارج است . بسیاری از فرقه های خوارج کسی را که مرتکب یکی از گناهان کبیره می­شد، و حتی امت پیامبر را، تکفیر می­کردند.[5] در مقابل ، بعضی از مسلمانان، از جمله برخی مذاهب اهل سنّت، خوارج را تکفیر می­کردند.[6] همچنین در احادیث، غالیان یا غُلات (آنان که در بارة شخصیت امامان علیهم السلام غلوّ و زیاده روی می کردند) و قائلان به تفویض (مفوّضه) خارج از ایمان خوانده شده­اند.[7] بعضی از معتزله و اشاعره نیز مشبّهه را تکفیر می­کردند.[8]

 در طول تاریخ اسلام شاهدیم که یکی از زمینه­های تکفیر، پیدایش و تطور مکاتب ظاهرگرا است که برخی مسلمانان را دچار تعصب ناروا و عشق و علاقه کورکورانه گرداند.[9] سلفیه که پدیده­ای سخت و خشونت­گرا است، از دل جنبشهای ظاهرگرا برخاسته و مدعی انحصارطلبانه مسلمانی بوده و همه را جز خود مشرک می­خواند.[10] امروزه مهم‌ترین و موثرترین مبنای کلامی سلفیان جدید، الهام گرفتن از سلفیان گذشته و توسعه معنایی و مصداقی کفر است. آنها، به قدری دایره کفر را گسترده‌اند که هر کسی غیر از خودشان را در بر می‌گیرد. علت و منشأ این اختلاف نظر می‌تواند بعنوان مرحله نخستین در سیر تحول تاریخی بحث توحید و شرک و بدعت مطرح شود. که ما آن را تحلیلی کوتاه از گذشته تا حال ارائه می‌دهیم.

 

احمد بن حنبل «مرحله اول ـ دوران بنیادین»

در سنت نبوی (ص) بخصوص در کتب صحاح عامّة روایاتی موجود می‌باشند که حاکی از نادرست بودن برخی افعال در ارتباط با اموات است، این روایات مورد توّجه برخی از پیشوایان مذاهب عامّه قرار گرفت.[11] قشری نگری در مورد اعمال مسلمین و عدم توجه به کنه و واقعیّت آنها و نیز اتکاء شدید به الفاظ و ظواهر لغوی احادیث بدون توجه به تحلیل­های عقلی و سایر قرائن موجود سبب تحریم مطلق افعال مشارالیه از سوی آن عدّه شد. تعصّب شدید مذهبی و وجود نزاعهای زیاد بین مذاهب اسلامی بخصوص بین شیعه و سنی از سوئی و نیز رواج اعمال مورد اشاره در بین مسلمین و شباهت ظاهری آن اعمال با اعمال شرک آلود مشرکین عصر جاهلی از سوی دیگر دو عامل مؤیّد در تحریم آن اعمال از سوی بعضی از پیشوایان مذاهب اربعه شد.

احمد بن حنبل باایجاد یک طرز فکر قشری گرائی و ظاهر گرائی و خلاصه نوعی اخباریگری افراطی، سبب شد که برخی متفکران حنبلی تفاوت میان اعمال مسلمین و اعمال مشرکین جاهلی را درک نکرده، و فقط با توجه به ظاهر، اعمال مسلمین را از مصادیق شرک خوانده، و در نتیجه سبب پدیدار شدن یک تعریف از شرک شوند، که دائره شمول آن بسیاری از اعمال مسلمین را در بر گرفت. این نهضت فکری به همین جا منتهی نگشت بلکه موجب بروز یک شورش نظامی و خونریزیهای اسفناک از سوی عدّ‌ه‌ای کوتاه فکر گشت.[12]

 

ابومحمد بر بهاری «233ـ329»

نغمه‌های شوم تفکرات نو ظهور و خشونت بار در باب توحید و شرک در کشتزاری که احمد بن حنبل دانه‌های آن را پاشیده بود، از قرن چهارم روبه جوانه زدن می‌نهند. با ظهور ابو محمد بربهاری ما با نخستین تحرّکات در مورد تخطئه اعمال مسلمین در ارتباط با اولیاء خدا پس از مرگ مواجه می‌شویم. این شخص در قرن چهارم می‌زیسته و از علمای حنبلی بغداد و می‌توان او را تنها محرک و پیشوای فعّال حنبلیان بغداد دانست. چرا که وی هدایت کامل افکار و اعمال اهل سنت بغداد را در خصوص مذهب حنبلی در دست داشت. وی عزاداریها و روضه خوانیها و مرثیه سرائیها را بشدّت مورد انکار و تخطئه قرار می‌داد، و حتی در این راه از قتل و کشتار مرتکبین آن اعمال خودداری نمی‌نمود. ابن اثیر درباره وی می‌گوید:

«خلیفه الرازی یاران بربهاری را سخت توبیخ کرد بدین علت که برای خداوند مانند و شبیهی قائل بودند، و ذات احدیت را داری کف و دست و انگشتان و دو پا با کفشی از طلا و نیز دارای موهای بلند تصوّر می‌‌کردند.

و می‌گفتند که خداوند به آسمان بالا می‌رود و بدنیا فرود می‌آید، هم چنین بر برگزیدگان از امامان طعن می‌زدند و شیعه آل محمد(ص) را به کفر و گمراهی نسبت می‌دادند.»[13]

 

ابن تیمیة «661ـ728» «مرحله دوم ـ دوران تکامل»

در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم فردی را می‌یابیم که تأثیرات شگرفی در تحقق دیدگاه جدیدی در مورد توحید و شرک گذارد. ابن تیمیه یکی از بزرگترین و معروف‌ترین علمای حنبلی در قرن هفتم و هشتم هجری قمری می‌باشد. ابن تیمیه را که از اخلاف تندرو سلفیون می‌باشد، می‌توان نظریه پرداز و تحلیل‌گر و کامل کننده یک نهضت فکری در باب توحید و شرک دانست که در نهایت به تکفیر دیگر مسلمانان منتهی گشت. او صراحتاً در مورد توحید و شرک تحلیلی ارائه داد که در آن تحلیل تفکیک بین توحید ربویی و توحید عبادی بطور کامل صورت گرفت، و ابراز شد که هیچ گونه تلازمی بین اعتقاد به ربوبیت یا خالقیت با تحقق عبادت نیست. او تحلیل کاملی از تعریف خود از شرک عبادی ارائه نداد و ادّله او بر تحلیل جدیدش وافی نبود، و این امر خود نشان دهنده ضعف مبنائی وی می‌باشد. ابن تیمیه با ذکر مصادیق شرک عصر جاهلی و نیز آیاتی که به آن مصادیق اشاره دارد مرتباً سعی در تبیین مبنای خود می‌کند.[14]

 

ابن قیم جوزیة 691ـ751 (مرحله سوم ـ انتقال)

ابن قیم از مروّجان سر سخت عقاید ابن تیمیه بوده و نظرات ابن تیمیه را ضابطه­مند و شاکله‌ای جدید بخشید. وی پس از مرگ ابن تیمیه از زندان آزاد شد و به مصر رفت و در همانجا به تدریس مشغول شد و سرانجام در گذشت. ابن قیم جوزیه به پیروی از استاد خویش سرسختانه با مذهب وحدت وجود مخالفت کرده و ابن عربی را تکفیر می‌نمود. اما بر خلاف استاد خویش علاقه شدیدی به تصوف و عرفان نشان می‌داد و از آن طرفداری می‌کرد.[15]

از قرن هشتم تا قرن12 را ما مرحله انتقال می‌نامیم چرا که در این سالها گروهی وجود داشتند که سعی در احیاء و تبیین آثار و افکار و نوظهور ابن تیمیه نمودند، که در میان آنها محمدبن حیاه السندی[16] و عبدالله بن ابراهیم نجدی از استادان محمدبن عبدالوهاب را می­توان نام برد.

 

«محمد بن عبدالوهاب» (مرحله چهارم ـ تبلور)

قرن دوازدهم قرن تظاهر عملی و افراطی یک نهضت فکری طغیانگر بود که 11 قرن در زمینه فکری حنبلیان مخفیانه ریشه دوانیده بود. بحث‌ها و تبیین‌های تعقلی و تحلیلی عمقی که در این باب از سوی علمای مذاهب اسلامی بالاخص شیعه مطرح گشت سبب عدم رواج آن در میان آن مذاهب گشت ولیکن مذهب حنبلی تا حدودی آسیب­پذیر می‌نمود. محمد بن عبدالوهاب را می‌بایست مجری طرح‌های پیشینیان نامید. از نظر محمد بن عبدالوهاب شرک مسلمین که مرتکب اعمال ـ به اصطلاح وی ـ  شرک آمیز می‌شوند بسیار أشدّ و مهم­تر از شرک مشرکین جاهلی است.[17]

ابن­عبدالوهاب از طریق پیوستن به حاکم محلی درعیه محمدبن سعود و تحریک او برای قتل و نهب مسلمانان، موجبات دل آزردگی بسیاری از مسلمانان را در شهرهای مختلف حجاز و عراق و ایران و شامات و هندوستان فراهم و تفرق و تشتت را حاکم کرد. در چند حمله ویرانگر پیروان محمد بن عبدالوهاب به شهرهای مکه، مدینه، کربلا، نجف و طائف، چه بسیار عالمان که کشته شدند و چه مزارات و مقابر امامان و اولیا و صحابیان ویران شد و قلوب مردمی مؤمن را جریحه‌دار کرد. تفکرات او که شکوفائی تام یک سیر فکری طولانی و مرموز بود در میان برخی از متفکرّان معاصر و جنبش­های اسلامی رخ نمود.[18]

 

سلفیان معاصر (مرحله پنجم ـ اغراق در تکفیر)

به دنبال فتح ریاض توسط عبدالعزیز معروف به ابن سعود در1319ق و تداوم مبارزه کسب قدرت که تا 1351ق برای فتح کامل سرزمین عربستان ادامه یافت، یک رژیم سیاسی مبتنی بر نظام پادشاهی در قالب قبیله ای وبا تکیه بر اصول وهابیت در سرزمین حجاز استقرار یافت.

ابن سعود برای توسعه و تثبیت نیروی خود به ایجاد آبادی‌های وهابی دست زد و ساکنان آنها را «اخوان التوحید» یا «برادران یکتاپرستی» که در حقیقت سازمانِ دینی ـ نظامیِ وهابیان بود نامید. علمای وهابی و پیران قبایل نجد نیز در همایشی که ابن سعود بر پا کرد، قطعنامه‌ای دربارۀ حمله به حجاز گذراندند و او در صفر 1343ق بر شریف حسین تاخت. وهابیان در آغاز طایف را اشغال کردند و چند روز بعد به دروازه‌های مکه رسیدند. حجاج یمنی نیز از حمله­های وهابیان در امان نماندند  و برخی از قبایل شرق اردن هم مورد تاراج قرار گرفتند.[19]

شاخصه این جنبش درآن است که درمعنای بدعت توسعه زیادی داده واین حرکت را انتفاضه­ای برای ازبین بردن مظاهر ثنویت وشرک وآنچه بدعت دردین نامیده می شد بنامند. حساسیت جدی سیاستگذاران سعودی در اجرای فرامین وهابیت باعث شد که بصورت یک جنبش سلفی اصلاحی همراه با مدافعان عربی این تفکر مانند محب الدین خطیب، شکری آلوسی، رشیدرضا درجهان اسلام مطرح گردد.[20]

 از آن سوی هجوم گسترده استعمار غربی به جهان اسلام و انحطاط و عقب ماندگی داخلی مسلمانان برخی از اقشار گوناگون جوامع مسلمان را به واکنش واداشت. ظهور گروه‌های سلفی در مصر مربوط به اواخر دهه بیست تا دهه هشتاد میلادی است. اهداف عمده این گرو‌ه‌ها را می­توان در این موارد خلاصه کرد:‌ اصلاح جوامع مسلمان، احیای عظمت مسلمین، اتحاد سرزمین‌های عربی و بازگشت به خلافت عثمانی از طریق تمسک به قدرت و در مواردی به خشونت.[21] پیدایش حرکت‌های اسلامی معاصر با شعار «لا حاکمیة الا لله» در مصر آغاز شد. نتیجه عملی این شعار آن بود که جماعت‌های دینی، زبان به تکفیر اعضای جامعه گشودند و معتقد شدند با دست یافتن به قدرت در جامعه می‌توانند حاکمیت خداوند را مستقر کنند. گرو‌ه صالح سریه از نخستین جماعت‌هایی بود که این اندیشه‌ را پی گرفت. پس از آن، شکری مصطفی در کنار اندیشه حاکمیت، به طرح ایده جدید «هجرت» پرداخت. هجرت از «دار الحرب» «دار الکفر» به «دار الاسلام»، با هدف کسب آمادگی برای جهاد و دستیابی به قدرت مطرح شد. جماعت اسلامی نیز از گرو‌ه‌هایی بود که در امتداد اندیشه‌های صالح به سریه حرکت می‌کرد و جهاد علیه حکومت کافر را هدف اصلی این سازمان می‌دانست.[22] آنان رهبران کنونی جهان اسلام  را به دلیل تمکین در برابر صلیبیان،‌کمونیست‌ها یا صهونیست‌ها مرتد دانسته و جاهلیت دنیوی و نوین آنان را خطرناک‌تر از جاهلیت قبل از اسلام می­خوانند. تکفیر آنان برای غیر مشروع کردن تبعیت از حاکمان و تعیین «کافران داخلی» به عنوان اولین هدف جهادی که طاغوت را از میان بر می‌دارد، است.

تکفیر در عقاید گروه‌های تندرو از قبیل جهاد، جند الله، طلائع الجهاد و حزب التحریر الاسلامی در مصر که عقاید ابن تیمیّه، ابن کثیر، مودودی و قطب را منعکس می‌کنند، مفهومی بسیار مهم است. سختی کشیدن در زندانها بر دیدگاه آنان درباره تکفیر تأثیر داشته است.

شرک و کفر نزد ابن­تیمیه و پیروان او، بیشتر گونه‌ای از عبادات و عقاید فردی بود، مثل توسل به اولیا، نذر، شفاعت، زیارت قبور، ولی شرک و کفری که سلفیان جدید به آن معتقدند و از آن به «کفر جدید» تعبیر می‌کنند، تقریباً همه شؤون زندگی اجتماعی و مدنی شخص را در بر می‌گیرد. در نظر سلفیان جدید پیروی از اندیشه‌های نو یا گرویدن به مکاتب‌ فکری و فلسفی،[23] عضویت در احزاب سیاسی،[24] اشتغال در ادارات و سازمان‌های دولتی چنان چه در جهت اهداف و منافع گرو‌ه‌ههای سلفی نباشد،[25] و انجام برخی از مراسم و آیین‌های مذهبی و دیپلماتیک،[26] از اعمال مشرکان و کافران به حساب می‌آید. سلفیه، همه دولت‌های اسلامی از جمله دولت مصر را کافر می‌داند[27] و هرگونه حمایت از دولت یا همکاری با آن[28] و حتی اجرای قوانین دولتی[29] را ممنوع کرده است. در واقع اندیشه‌ها و آرای سلفیان، این نکته را تصدیق می‌کند که حربه تکفیر، جوازی است برای انجام هرگونه عملیات جهادی.

 

پیامدهای دینی و اجتماعی تکفیر

نخست: خطر محور قرار گرفتن «تکفیر» در تعاملات و گسترش عرصه آن

عنصر اصلی و شالوده اساسی تکفیر این ویژگی است. در حقیقت محور قرار گرفتن «تکفیر» مبتنی بر هیچ‏گونه اندیشه‏ای نیست و کم‏ترین خردورزی در آن به کار نرفته و اگر بر فرض بپذیریم که مبتنی بر ایده و اندیشه‏ای است، نوعی از اندیشه است که از متون دینی، قالب‏های خشکی می‏سازد که هیچ چشم اندازی را نمی‏بیند.

پیامبراکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) فرمود:

هرکس برادرش را «ای کافر!» خطاب کند اگر درست گفته بود یکی از آن دو، گرفتار پیامدهای آن می‏شوند و در غیر این صورت، به خودش باز می‏گردد.[30] همچنین در روایتی دیگر نقل شده که فرمود: هر مسلمانی که مسلمان دیگری را تکفیر کند و او را کافر بخواند اگر کافر نبود، خود کافر می‏گردد.[31]

 

دوم: عدم اعطای فرصت اندیشه و حق اظهارنظر به دیگران

وقتی «تکفیری‏ها» مخالفان خود را با عناوین ویژه‏ای که خود برمی‏گزینند به قتل می‏رسانند، روشن است که فرصت طرح دیدگاه‏ها و مناقشه و بحث و گزینش به دیگران نمی­دهند و این اصل، با قرآن و سنت نبوی نیز کاملاً مغایرت دارد. مخالفت این امر با قرآن، به دلیل مغایرت کامل آن با دو اصلی است که قرآن مطرح کرده است:

اصل اول: عدم اجبار در دین. خداوند متعال می‏فرماید: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ؛ در کار دین هیچ اکراه نیست.»[32]

اصل دوم: لزوم گوش دادن به سخنان «دیگران» برای پیروی از بهترین آنها.

خداوند متعال می‏فرماید: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الأَْلْبابِ؛ کسانی که گفتار را می‏شنوند آن‏گاه از بهترین آن، پیروی می‏کنند، آنانند که خداوند راهنمایی‏شان کرده است و آنانند که خردمنداند». کاملاً روشن است که حکم به لزوم شنیدن سخنان، هیچ سنخیتی با اینگونه رفتارهای تکفیریون ندارد.

در مخالفت اعمال تکفیری‏ها با سنت شریف نبوی (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) ، باید گفت که پیامبراکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) اقدام به اجبار کسی برای پذیرش اسلام نکرده، و گواهی تاریخ شاهد آن بوده است. در ذیل به دو نمونه تاریخی در تأیید این ادّعا اشاره می‏شود:

نمونه اول: پیامبراکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) پس از پیروزی بر مشرکان در فتح مکه، می‏توانست با یاری گرفتن از شمشیر خود، افراد را وادار به پذیرش اسلام کند ولی جز هدایت آنان به راه حق، کار دیگری نکرد. شاهد این امر نیز این بود که نفرمود: «هرکس اسلام آورد، در امان خواهد بود» بلکه فرمود: «هرکس درب خانه خود را بست، در امان است و هرکس سلاح بر زمین گذاشت، در امان است و هرکس وارد خانه ابوسفیان شد، در امان است.»[33]

نمونه دوم: روایت شده که وقتی یکی از شعرا، خدمت ایشان رسید و گفت: «من از قرآن بهتر می‏آورم» فرمان قتل او را نداد بلکه در جوابش فرمود: بگو! چه داری؟ او نیز گفت: «دنت الساعة وانشق القمر لغزال فرّ منی ونفر؛ روز رستاخیز نزدیک شد و ماه دوپاره گردید به خاطر آهویی که از دستم گریخت و گریزان شد». رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در پاسخ وی فرمود: سخنت زیباست ولی کلام خدا زیباتر است.[34]

 

سوم: ایجاد تفرقه و پراکندگی میان مسلمانان

درگیری میان فرقه‏های اسلامی مخالف قرآن و مغایر با کوشش‏ها و پافشاری‏های پیامبراکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) در تشکیل امت و برقراری برادری اسلامی میان افراد آن است.کافی است تنها به برخی روایات نبوی برای اثبات لزوم وحدت واجتناب از تفرقه، اشاره نمود:

«بندگان خدا! برادر یک‏دیگر باشید»[35] «به هم‏دیگر خشم نگیرید، رشک مبرید، پشت به یک‏دیگر نکنید و بندگان خدا! برادر هم‏دیگر باشید و روا نیست که مسلمانی بیش از سه شب از برادر خود بی‏خبر بماند.»[36]

 

چهارم: زشت نشان­دادن چهره اسلام

از جمله پیامدهای فاجعه بار گسترش این پدیده شوم، مشوه ساختن چهره اسلام است. حقیقت آن است که اعمال خشونت‏آمیز تکفیری‏ها، سهم بسزایی در خدشه‏دار ساختن چهره این دین پاک، داشته است. تکفیری‏ها در زمانی که دشمنان اسلام سعی در جنگ تبلیغاتی علیه اسلام دارند با این گونه اعمال خشونت آمیز، بهترین خوراک تبلیغی را برای رسانه‏های غرب فراهم آورده‏اند و به طور ملموس و در راستای ادعای خصمانه غربی‏ها ثابت کردند که اسلام به دور از صلح و به مثابه خطری علیه بشریت به شمار می‏رود. این خیانت بزرگی علیه اسلامی است که پیامبر گرامی (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله) کوشش کرد آن‏را دینی هم‏سو با فطرت آدمی و کامل کننده اخلاق، معرفی نماید.

 

پنجم: هدف قرار گرفتن زنان، کودکان و سالمندان و قتل آنها

الف: ریختن خون کودکان و زنان و سالخوردگان که گروه‏های افراطی همه روزه آن را دنبال می‏کنند چیزی است که اسلام به شدت مسلمانان را از آن بر حذر داشته است. پیش از تکفیری‏ها نیز «خوارج» یا گروهی از ایشان دست به چنین کارهایی می‏زدند؛ «فضل بن شاذان» می‏گوید: «و از ایشان، یعنی خوارج، کسانی هستند که قتل زنان و فرزندان را روا می‏دارند و می‏گویند: جایگاه آنان نیز هم‏چون نطفه‏ها در پشت مشرکان است. و می‏گوید: «لا حکم الا الله» و خود در تمامی این گفته‏ها وکرده‏ها، به نظرخویش عمل می‏کنند وبنابراین طبق رأی خود، می‏کشند و حلال و حرام می‏کنند و با این حال، خوارج نیز یکسان نیستند و هم‏دیگر را می‏کشند و از یک‏دیگر تبرّی می‏جویند»[37]

 

ب: عدم تفکیک میان گناهکار و بی‏گناه

کشتار جمعی متضمن درهم آمیختن گناهکار و بی‏گناه است. این درهم‏آمیزی با اصل قرآنی که می‏گوید: «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری؛ هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‏کشد»[38]  کاملاً مخالف است.

 

توصیه و راهکار

تکفیر را با تکفیر نباید پاسخ داد.

نخستین نکته­ای که باید به آن توجه کنیم، آن است که تکفیر را نباید با تکفیر متقابل پاسخ داد، زیرا این کار نه مشکلی را حل می­کند و نه باوری را تغییر می­دهد، بلکه مشکل را پیچیده­تر و باور را راسخ­تر می­گرداند. بر ما لازم است که به امیرالمومنین(علیه السلام) اقتدا کنیم، که خوارج او را تکفیر کرده و دشنام دادند، لیک آن حضرت با آنان مقابله به مثل نکرد.[39] از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود: «علی (علیه السلام) احدی از کسانی که با او می­جنگیدند، به شرک یا نفاق نسبت نمی­داد، لیکن می­فرمود: برادران ما بر ما تعدی کردند.»[40]

 

مدیریت عوامل تکفیر و زدودن آنها

دومین گام لازم در این راه، واکاوی عوامل تکفیر و شناخت خاستگاه­های آن است. گاهی شرایط اجتماعی سیاسی در رشد اندیشه­های تکفیری اثرگذار است. گاهی عوامل تکفیر فرهنگی است که درمان در این موارد دشوارتر است. در این وضعیت، بر ما لازم است که با بررسی مورد آن را با دلیل و برهان و بدون خشونت ریشه­کن گردانیم، زیرا تاریخ به ما آموخته است که شمشیر سرکوب می­کند ولی قانع نمی­سازد.   

  مردی یهودی پس از رحلت رسول خدا به امیرالمومنین علی گفت: هنوز پیامبرتان را به خاک نسپرده درباره­اش  اختلاف ورزیدید؟ آن حضرت فرمود: «ما درباره آنچه از او رسیده اختلاف ورزیدیم، نه درباره او، اما شما پایتان از تری دریا به خشک نگردیده، پیامبر خود را گفتید: برای ما خدایانی بساز چنان که ایشان را خدایان است و او گفت: شما مردمی نادانید.»[41]

 

 

 

 



[1] . تاریخ طبری، ج3، ص250ـ252؛ الفتوح، ج1، ص15ـ16، 23؛ تاریخ خلفاء، سیوطی، ص69ـ71

[2] . تاریخ خلفاء، جعفریان، ص 35

[3] . الامامة و السیاسة، ج1، ص34؛ فرق الشیعة ، ص4؛ الفتوح ، ج1، ص16، 20؛ تاریخ خلفاء، جعفریان، ج 2، ص 29

[4] . تاریخ طبری، ج3، ص256؛ تاریخ خلفاء، جعفریان، ص29ـ32

[5] . الملل و النحل ، ج1، ص 122، 128، 135؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 8، ص 113؛ بحارالانوار، ج 33، ص 373

[6] . الصّوارم المهرقة، ص 221

[7] . وسائل الشیعه، ج 28، ص 348؛ بحارالانوار، ج 25، ص 265

[8] . الطرائف، ج 2، ص355؛ بنگرید: دانشنامه جهان اسلام، ج8، ص37

[9] . ریشه یابی رویکرد ظاهرگرایانه در فهم قرآن، معرفت، ش73؛ ریشه های ظاهر گرایی در فهم قرآن، پژوهش های قرآنی، ش33.

[10] . نقد مبانی سلفیه در توحید، مقالات و بررسی‌ها، ش74.

[11] . برای نمونه رجوع کنید به زیاره القبور و استنجاد بالمقبور، ابن تیمیه، سراسر کتاب، تحذیر الساجد من اتخاذ القبور مساجد، البانی سراسر کتاب

[12] . رجوع کنید به السلفیه بین اهل السنه و الامامیه، ص97-202

[13]. بربهاری از کهن‌ترین تئوریسین‌های وهابیت، سراج منیر، ش4؛  سلفی گری و وهابیت، ج1، ص

[14] . بحوث فی الملل و النحل، ص83-95؛ نقدالخطاب السلفی، ابن تیمیه نموذجا، ص51-91

[15] . دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص498

[16]. رجوع کنید به محمدبن عبدالوهاب، محمدبن حیات السندی و روش شناسی اصحاب حدیث، پیام بهارستان، ش6؛سرچشمه اندیشه وهابیت، میقات حج، ش65

[17] . مولفات محمد بن عبدالوهاب، ج1، ص334؛ الجامع الفرید فی شرح کتاب التوحید، ج1، ص550.

[18] . خاندان آل سعود و عربستان سعودی، مشکات؛ شماره 25

[19] . نظری بر تاریخ وهابیت، ص88-98

[20]- السعودیه سیره دوله ومجتمع،50

[21] .  ضوابط التکفیر بین الأمس و الیوم، ص135

[22] . همان، ص177- 179؛ بنگرید: سلفیان تکفیری یا الجهادیون: خاستگاه و اندیشه‌ها، تاریخ و تمدن اسلامی ،ش13

[23]. النبی المسلح(1): الرافضون، ص42.

[24]. همانجا.

[25]. نک: همان، 42، 43، 44.

[26]. همان، 46.

[27]. همان، 39.

[28]. همان، 43.

[29]. همان، 44.

[30] . صحیح مسلم، ج1، ص 79، ح 111

[31] . سنن ابی داود، ج4، ص221

[32] . بقره/256

[33] . تاریخ طبری، ج14، ص312

[34] . همان، ج5، ص31

[35] . بخاری، ج6، ص137ـ136؛ مسند احمد، ج1، ص5

[36] . سنن ابی داود ، ج2، ص459ـ458

[37] . الایضاح، ص50ـ48

[38] . فاطر/18

[39] . بنگرید: نهج البلاغه، حکمت 420

[40] . وسائل الشیعه، ج15، ص83

[41] . نهج البلاغه، حکمت 317

 

 

منابع:

الامامة و السیاسة، المعروف بتاریخ الخلفاء، ابن قتیبه، قاهره، 1388، چاپ افست قم 1363ش؛

الایضاح، فضل بن شاذان نیشابوری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1363.

بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، 1403، 110ج؛

بحوث فی الملل و النحل، جعفر سبحانی، موسسه الامام الصادق، قم، 1427ق

بربهاری از کهن‌ترین تئوریسین‌های وهابیت، محسن نبی نژاد، سراج منیر، ش4

تاریخ الطبری، طبری، محمد بن جریر، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، 1382-1387ق؛

تاریخ سیاسی اسلام، تاریخ خلفاء، رسول جعفریان ،قم، 1377ش؛

تحذیر الساجد من اتخاذ القبور مساجد، محمد ناصرالدین البانی، المکتب الاسلامی، بیروت، چاپ چهارم، 1403ق

الجامع الفرید فی شرح کتاب التوحید ، گروهی از نویسندگان، دارابن حزم ، قاهره ،1429ق/2008م

خاندان آل سعود و عربستان سعودی، محمدحسین مشایخ فریدنی، مجله مشکات، شماره 25، 1386ش

دائره المعارف بزرگ اسلامی، مدخل ابن­قیم، نجیب مایل هروی، زیرنظر کاظم بجنوردی، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، 1383ش

دانشنامه جهان اسلام، زیرنظر غلامعلی حدادعادل، بنیاد دائره المعارف اسلامی، تهران، 1375ش؛

ریشه‌های ظاهرگرایی در فهم قرآن، علیرضا عقیلی، پژوهشهای قرآنی، ش11و12

ریشه‌یابی رویکرد ظاهرگرایانه در فهم قرآن، علی اسعدی، معرفت، ش73

زیاره القبور و استنجاد بالمقبور، ابن تیمیه، دارابن الاثیر، ریاض، 1421ق

سرچشمه اندیشه وهابیت، مایکل کوک، ترجمه محمدحسین رفیعی، میقات حج، شماره 65، 1387

سلفی گری و وهابیت، جلدیکم، تبارشناسی، سیدمهدی علیزاده موسوی، الهادی، قم، دوم، 1389ش

سلفیان تکفیری یا الجهادیون: خاستگاه و اندیشه‌ها، سعید عدالت نژاد ، سیدحسین نظام الدینی ، تاریخ و تمدن اسلامی ،ش13، 1390ش

السلفیه بین اهل السنه و الامامیه، السید محمد الکثیری، الغدیر، بیروت، 1429ق

سنن ابی داود، سجستانی، ابوداود، دار الفکر، بیروت، ج 4.

شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، قم، 1404ق؛

صحیح مسلم، مسلم بن حجّاج، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم.

الصّوارم المهرقة فی نقد الصّواعق المحرقة، نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، تحقیق جلال الدین محدث ارموی ، تهران، 1367ش؛

الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ابن طاووس، تحقیق جلال الدین حسینی، قم، 1400ق؛

عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، تاریخ الخلفاء ، بیروت 1394؛

الفتوح، ابن اعثم کوفی، چاپ علی شیری، بیروت، 1411؛

فرق الشیعة، حسن بن موسی نوبختی، تحقیق محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف 1355؛

محمدبن عبدالوهاب، محمدبن حیات السندی و روش شناسی اصحاب حدیث، مایکل کوک، ترجمه محمدحسین رفیعی، پیام بهارستان، شماره 6، زمستان 1388ش

الملل و النحل، محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، تحقیق محمد سیّدکیلانی ، قاهره 1387؛

مولفات الشیخ الامام محمد بن عبدالوهاب، تحقیق عبدالعزیز بن زید و دیگران، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیة، ریاض، بی­تا

النبی المسلح (1): الرافضون، [جمعه ودقم علیه سیداحمد رفعت]،لندن،ریاض الریس للکتب والنشر،1991.

النبی المسلح (2):‌الثائرون،[جمعه ودقم علیه سیداحمدرفعت]،لندن،ریاض الریس للکتب والنشر،1991.

نظری بر تاریخ وهابیت، زهرا مسجدجامعی، صریر دانش، تهران، 1380ش

نقد مبانی سلفیه در توحید، علی اله‌بداشتی، مقالات و بررسی‌ها، ش74

نقدالخطاب السلفی، ابن تیمیه نموذجا، رائد السمهوری، طوی، بیروت، 2010م

 

 

منبع: پایگاه پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی

 

خیال تاجگذاری سلفی‌ها در سوریه

خیال تاجگذاری سلفی‌ها در سوریه

خیال تاجگذاری سلفی‌ها در سوریه

هر چند عربستان و ایالات متحده به مرور بیشتر در مسائل سوریه درگیر می‌شوند، آنها تنها بازیگران این صحنه نیستند. شواهد جدید با ادعای تحویل پرونده سوریه به عربستان از سوی قطر در تناقض است و نشان می‌دهد، همچنان رقابت میان عربستان سعودی و قطر ادامه دارد.

به گزارش «تابناک» به نقل از فارین پالیسی، پیروزی حزب‌الله در نبرد القصیر در سوریه، باعث به پا خاستن حامیان جریان‌های سلفی در سوریه شده است. در واکنش به این رویداد، قطر از طریق یوسف القرضاوی و شبکه الجزیره به همراه شخصیت‌های مهم سلفی مصری حالت تهاجمی به خود گرفتند. این جمع به طرفداری و تبلیغ جبهه اسلامی سوریه (SIF) مشغول شده‌اند و جهاد علیه حکومت سوریه را واجب اعلام کردند. از این طریق، جبهه اسلامی سوریه که مجموعه‌ای برای اتحاد گروه‌های سلفی است و ادعا می‌شود بهترین نیروهای معارض در سوریه را در اختیار دارد، دست به بهره‌برداری زده است.

جبهه اسلامی سوریه یا SIF که رهبری آن در ست اصلی‌ترین گروه تشکیل دهنده آن یعنی جنبش اسلامی احرار الشام (HASI) است، همکاری گسترده‌ای با گروه وابسته به القاعده یعنی جبهه ‌النصره و سایر گروه‌های شورشی سوریه دارد. این جبهه هرچند با ارتش آزاد سوریه (FSA) و ائتلاف ملی سوریه نیز همکاری می‌کند، آنها را به ‌نمایندگی همه معارضین سوری به رسمیت نمی‌شناسد.

هدف نهایی SIF ایجاد حکومتی بر پایه عقاید مذهبی خود در سوریه است. این گروه تاکنون در مواردی گفته ‌که با هر دخالت خارجی توسط کشورهای در سوریه مخالف است و رهبران آن تهدید کرده‌اند که به هر نیروی خارجی که چه به قصد حمایت یا دشمنی وارد سوریه شود، حمله می‌کنند.

این جبهه در ویدئویی در آخر سال 2012 و در 22 دسامبر این سال، تشکیل خود را اعلام کرد و از زمان تشکیل آن با حضور یازده گروه مسلح تاکنون، نیروهای آن در دوازده استان از سیزده استان سوریه فعالیت داشته‌اند.

در دو هفته گذشته، حسان عبود ابو‌عبدالله الحماوی، رهبر این جبهه برای نخستین بار آشکارا در شبکه تلویزیونی الجزیره ظاهر شد، در یک کنفرانس در قاهره درخواست پیوستن به جهاد در مصر را مطرح نموده و در شبکه تلویزیونی سلفی‌های مصر یعنی شبکه الناس سخنرانی کرده است. به این ترتیب بازیگران اصلی جریان سلفی که در قاهره و قطر نفوذ دارند، می‌کوشند این جبهه را به عنوان رهبر نهایی معارضین سوری جا بزنند.

در اوضاع کنونی، جبهه اسلامی سوریه‌ با هر راهکار سیاسی و نیز مداخله بین‌المللی مخالفت می‌کند؛ برای ‌نمونه در سیزدهم ژوئن عبود در کنفرانس قاهره در حالی که اعلام جهاد کرد، ولی اظهار داشت ‌هر نیروی خارجی که پای خود را چه به حمایت و چه به مخالفت با دولت سوریه در این کشور بگذارد، نیروی اشغالگر فرض خواهد شد. این در حالی است که بعدها وی از فرستادن سلاح به سوریه برای تقویت مخالفین ابراز خوشحالی کرد.

جنبش اسلامی احرار الشام (HASI)که اولین حضور جدی قوای آن به آغاز سال 2012 مربوط می‌شود، به جایی رسیده که ادعا می‌شود ‌قوی‌ترین گروه در بین مخالفان مسلح شده است. عبود رهبر این گروه، فرماندهی نظامی آن را نیز در دست دارد و شخصیت‌های مهم آن در ساختار فرماندهی آن نقش دارند. در منشور سیاسی این جبهه، ابهاماتی هست و در حالی که مفهوم دمکراسی در آن رد شده، ‌ولی به تعیین انتخابی رهبران مادامی که در چهارچوب مذهبی مورد نظر باشند، اشاره شده است.

در این باره باید گفت که دست‌کم ‌از سپتامبر 2012 (شهریور 91) به این طرف؛ نیروهای احرار الشام در همه پیروزی‌هایی که شورشیان سوری به دست آوردند، نقش داشته است و از جمله در چهارم ماه آوریل، نیروهای سلفی در کنار همدیگر توانستند رقه تنها مورد مرکز استانی را‌ از کنترل نیروهای دولتی به در آورند.

از نقطه نظر سیاسی، نیروهای احرار الشام بهترین تسلیحات را در میان نیروهای مخالف در اختیار دارند. آنها معمولا از تانک و ادوات نظامی (T-72s, T-62s, T-54s ,2S1 Gvozdikas)، موشک‌های هدایت شونده ضدتانک (AT-3 "Saggers" , AT-5 "Spandrels") و در مواردی راکت‌اندازهای ساخت کرواسی استفاده می‌کنند.
خیال تاجگذاری سلفی‌ها در سوریه

این در حالی است که تحرکات این جنبش سلفی به مسائل نظامی محدود نمی‌شود. آنها از منابع مالی گسترده پمپاژ شده خارجی برای به دست آوردن دل مردم محلی و انجام خدمات اجتماعی استفاده می‌کنند که البته بخشی از این فعالیت‌ها مورد حمایت سازمان‌های ترکیه و قطری است. جنبش در برخی ویدئوهای منتشره از فعالیت‌های خود به این حمایت‌های خارجی اعتراف کرده است. احرار الشام شبکه گسترده‌ای برای پخش سهمیه‌های غذا، آب و سوخت در مناطق شمالی سوریه راه انداخته است.

در هشتم ماه ژوئن، عبود رهبر این گروه، مصاحبه‌ 48 دقیقه‌ای با شبکه الجزیره انجام داد؛ این ‌نخستین باری بود که هویت واقعی وی اعلام می‌شد. در این مصاحبه وی هر گونه ارتباط تشکیلاتی با القاعده را تکذیب‌ و‌ به عملیات مشترک با گروه جبهه النصره اعتراف‌ و از سرسختی آنها تقدیر کرد. یک تفاوت بین احرار الشام و جبهه النصره آن است که احرار الشام تاکنون تمایلی به فعالیت در بیرون ‌سوریه از خود نشان نداده است.
خیال تاجگذاری سلفی‌ها در سوریه

بنا به گزارش فارین پالیسی، مهمترین منابع مالی این گروه، کمک‌های شبکه وابسته به شیخ سلفی کویتی حجاج العجمی، شیخ سوری مستقر در عربستان یعنی عدنان العرور، سیاستمدار سلفی کویتی حکیم المطیری و افراد دیگری در قطر هستند.

شبکه الجزیره، علاوه بر عبود‌ در هفته بعد برنامه سی دقیقه‌ای را به رهبران چهار گروه مسلح سلفی دیگر یعنی لوا التوحید، صقور الشام، کتائب الفاروق و لوا الاسلام اختصاص داد. این حرکت الجزیره نشانه‌ای از گرایش این شیخ‌نشین به حمایت همه‌جانبه از این گروه‌ها و تقویت آنها در مقابل ارتش آزاد سوریه دانسته شده است.

در مورد دیگر، در بیست و سوم ژوئن، پیش از این که حتی ویدئو تهیه شده از بمب‌گذاری در حلب توسط احرار الشام در وب‌سایت‌های این گروه منتشر شود، در شبکه الجزیره نمایش داده شد.

این رفتار قطر و سلفی‌های مصر، نشان دهنده آن است که هر چند عربستان و ایالات متحده به مرور بیشتر در مسائل سوریه درگیر می‌شوند، آنها تنها بازیگران این صحنه نیستند؛ افزون بر این، شواهد نامبرده با ادعای تحویل پرونده سوریه به عربستان از سوی قطر در تناقض است و نشان می‌دهد، همچنان رقابت بین عربستان سعودی و قطر ادامه دارد.

آنچه درباره آرماگدون می‌گویند


آرماگدون واژه‌ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه‌ای که در ۲۰ مایلى جنوب، جنوب‌شرقى حیفا قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود ۱۵ مایل است. . .
مشرق- آرماگدون واژه ای عبری است به معنای تپه شریفان یا کوه. تپه ای که در 20 مایلى جنوب، جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است و از طرف دیگر در فاصله ی 55 مایلی تل آویو قرار دارد. گفته شده که در گذشته مکانی استراتژیک در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیک نظامى و کاروان رو قرار داشت. این مکان که یکی از شاه راه های اصلی بوده که مصر را به دمشق و مشرق مربوط می ساخت جنگ های بسیاری را به خود دیده .حتی برخى از تاریخ­نویسان اعتقاد دارند که در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان کهن همیشه مى‏گفتند، "هر فرماندهى که مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى مي‌کند."

مانند جنگ بین یهودیان و کنعانیان که در آخر یهودیان پیروز جنگ بودن "و بعد چنانکه مى‏دانیم، شاه سلیمان این شهر را مستحکم ساخت و به مرکزى براى اسب­ها و ارابه­هایش بدل کرد." آنچه قابل توجه است اینکه این منطقه بسیار محدود و کوچک است. به هر حال آنچه مهم است اینکه امروزه این مکان به عنوان مکانی برای جنگ آخرالزمان بنیادگرایان انتخاب شده است. منطقه آرماگدون در غرب رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد.

اما بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و به واسطه این نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.

در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:" ...و آنها را در جایی گرد آورد که به زبان عبرانی آرماگدون می نامند."

در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده و در منابع اسلامی همچون قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است. حال آنکه در میان مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این میان به چشم نمی خورد.

 

این ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.


جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید:" روسیه و هم پیمانان آنها(ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی است و عده زیادی از بین خواهند رفت.

 

صهیونیست:
اما گروه مقابل نیروهای خیر هستند که همان حامیان اسرائیل هستند که به رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه را با سلاح های کشنده ی خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به را افتد که تا افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.

در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند چنین عباراتی را بیان می کند:

"بیایید و قربانی که را برای شما آماده کرده ام، بخورید. به کوه های اسرائیل بیایید و گوشت بخورید و خون بنوشید! گوشت جنگاوران را بخورید و خون رهبران جهان را بنوشید که مانند قوچ ها و بره ها و گاوهای پرواری شده اند.
نهایتا جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح، به عنوان منجی ایشان، به پایان خواهد رسید، پس از آنکه دو سوم آنها در این نبرد از بین می روند. سپس مسیح، مومنان به خویشتن را همراه خود به آسمانها می برد و اینان از بالای آسمان درحالی که در راحتی و خوشی هستند، نظاره گر نبرد آرماگدون خواهند بود و بعد از اتمام جنگ به همراه مسیح به زمین بازمی گردند تا برای مدتی طولانی زندگانی سرشار از سعادت و آسایش را سپری کنند.

این بود قسمتی از وقایع آرماگدون که به اعتقاد مسیحیان و مکتب نوظهور صهیونیسم مسیحی به زودی رخ می دهد.

 

اما برای ما مسلمانان جهان و علی الخصوص شیعیان این داستان، داستان ساختگی است که به دست یهودیان و مسیحیان شکل گرفته ولی آیا به واقع این جنگ رخ می دهد؟!
برای پاسخ به این سوال ابتدا بهتر است که کمی اطلاعات و دانسته های خودمان درباره ظهور با هم مرور کنیم.
همه ما می دانیم که ظهور امام زمان، حضرت مهدی(عج) در روز 10 ماه محرم و روز عاشورا صورت می گیرد. اما قبل از آن در روز 23 ماه مبارک رمضان همان سال ندای ظهور حضرت بلند می شود( که فقط منتظران حقیقی آن را می شنوند).

امام جعفر صادق(ع) می فرماید:
قائم(عج) درود خدا بر او باد در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام (شریفش) ندا می شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی(ع) در آن کشته شد، قیام خواهد کرد. منبع: غیبة طوسی، صفحه 274 / بحارالانوار، جلد 52، صفحه 290

امام محمدباقر(ع)می فرماید:
گویا حضرت قائم(عج) را می بینم که روز عاشورا، بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود. منبع: غیبة طوسی، صفحه 274 /کشف الغمه، جلد 3، صفحه 252/ بحارالانوار، جلد 52، صفحه 290

حضرت حجت(عج) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم(ع) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت دعوت می کنند.
"هل من ناصر ینصرنی" کیست که مرا یاری کند. امام زمان (عج) همانند امام حسین (ع)در صحنه ی کربلا، این جمله را 3 مرتبه فریاد می زنند. با این تفاوت که امام حسین(ع) در عین مظلومیت جوابی به جز سنگ و توهین های یزیدیان نشنید اما هنگامی که امام زمان ندای "هل من ناصر ینصرنی" را فریاد می زنند، تمام مردم حاضر لبیک کنان به سمت منجی خود می روند.

 

دجال:

در بعضی از روایات اشاره شده است که در آخرالزمان دجال خواهد آمد. منظور از دجال چیست؟ آیا در جامعه کنونی ما مصداق دارد؟

دجال از ریشه "دجل" به معنای دروغگوی حیله گر است. اصل داستان دجال در کتاب های مقدس مسیحیان است. (رساله یوحنا، بابا 2، آیه 18و22 ) در انجیل این واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا "پدر و پسر" را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت در ترجمه انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست ( (Antichrist) یعنی ضد مسیح به کار رفته است.

در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی قیامت دانسته شده است. (سنن ترمذی، ج 4، ص 507 - 519) در کتاب های روایی شیعه، تنها دو روایت در مورد خروج دجال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی(عج) آمده است. (کمال الدین صدوق، ص 525 و 526) که هیچ یک از آن ها از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست . بنابراین از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر اینکه خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد اما در عین حال با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال اینکه اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت داشته باشد، وجود دارد. البته حتی اگر اصل قضیه دجال صحت داشته باشد، بی تردید بسیاری از ویژگی هایی که برای آن بیان شده، افسانه به نظر می رسد.


پس اصل قضیه دجال امری محتمل و ممکن، می نماید. اکنون این سؤال مطرح است که مقصود از دجال چیست؟ درباره مصداق این واژه دو احتمال وجود دارد:

1. با توجه به معنای لغوی "دجال" مقصود از آن نام شخص معینی نیست، بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله گری و نیرنگ درصدد فریب مردم باشد، دجال است.

براین اساس، دجال ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن سخن از دجال های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می کند. مانند: "قال رسول الله (ص): یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا(کنزالعمال 14، ص 200) پیش از خروج دجال، بیش از 70 دجال خروج خواهند کرد".

بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی(عج) افراد حیله گر برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می گیرند تا با تزویر و حیله گری مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواری رهبریش، دچار تردید سازند. اینکه در همین روایات تاکید شده است: هر پیامبری امت خویش را از خطر بر حذر داشته است،، خود تاییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجال، هر شخص حیله گر و دروغ گویی است که قبل از خروج حضرت مهدی(عج) درصدد فریب مردم است.

2. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان است.

استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی، صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس است که پیامبران امت های خود را از فتنه دجال بیم داده اند: "ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال ...، (بحارلانوار، ج 52، ص 205) هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه دجال برحذر داشت، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته اند. پس احتمال می رود منظور از دجال با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده، همان استکبار جهانی باشد، مثلا در اوصاف دجال گفته شده "کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد" کنایه از امکانات عظیم و گسترده ای که استکبار در اختیار دارد.

 

سفیانی:

اخبار و روایاتی که گویای خصوصیات سفیانی و خروج او هستند، بدین ترتیب می‌باشد:

حتمی بودن خروج سفیانی:

امام صادق(ع) فرموده اند: "پیش از قیام قائم(ع) 5 علامت حتمی است: یمانی‌، سفیانی، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه، و فرورفتن سرزمین بیداء" (کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ص650)
سفیانی مردی از نسل ابوسفیان.

امیرالمؤمنین فرمودند: "فرزند خورنده جگرها، از وادی یابس خارج می‌شود …اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابوسفیان است." (همان، ص651)

خصوصیات فردی سفیانی:
امام باقر(ع) در این رابطه می‌فرمایند: "سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم است، هرگز خدا را پرستش نکرده، و هرگز مکه و مدینه را ندیده است و …"
حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: "او چشم راست ندارد و در چشم چپش چیزی است که گویی آمیخته به خون است."(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص965)

و از برخی روایات چنین استفاده می‌شود که وی مسلمان منحرفی است که کینه حضرت علی(ع) را به دل دارد. چنان که امام صادق(ع) می‌فرمایند: "گویا سفیانی را می‌بینم که در میدان کوفه جایگاه خود را گسترده، و منادی او فریاد می‌زند: هرکس سر شیعه علی بن ابی طالب را بیاورد‌، هزار درهم خواهد گرفت. همسایه به همسایه می‌جهد و گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد. آگاه باشید که در آن روز حکومت شما فقط به دست زنازادگان خواهد بود."(کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص273)

عقیده سفیانی:
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: "او با صدای بلندی فریاد می‌زند بین مشرق و مغرب، که صدایش را جن و انس و شیاطین می‌شنوند ـ نگارنده می گوید: به فرض صحت این روایت، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد ـ و می‌گوید: ای دوستان من! به سوی من آئید، من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم."(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص965)

مدت حکومت و محل مرگ سفیانی:
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در ذیل آیه شریفه "و لو تری إذا فزعوا فلا فوت" می‌فرمایند: "کمی پیش از قیام مهدی(ع) سفیانی خروج می‌کند؛ سپس به اندازه دوران حاملگی یک زن که 9 ماه باشد، حکومت می‌کند؛ لشکریان او به مدینه وارد می‌شوند، تا اینکه به "بیداء" می‌رسند، و خداوند آنها را در زمین فرومی‌برد."(تاریخ غیبت کبری، سید محمد صدر، ص648)

شبستان

اقسام نشانه‌های ظهور امام زمان(عج)


استاد مرکز تخصصی مهدویت ضمن بیان اقسام نشانه‌های ظهور، نشانه‌هایی نظیر «ندای آسمانی، خروج سفیانی، خروج یمانی، قتل نفس زکیه، سید خراسانی و ...» را توضیح داد.
به گزارش مشرق به نقل از فارس، یکی از مسائل مهم مهدویت، علائم و نشانه‌های ظهور حضرت مهدی (عج) است. به همین مناسبت گفتگوی مشروحی با حجت‌‌الاسلام سید حسن زمانی استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم و پژوهشگر مسائل مهدویت، انجام دادیم که ماحصل آن از نظر می‌گذرد.

ادیان الهی نشانه‌های ظهور منجی را برای مردم بیان کرده‌اند

وعده آمدن موعود و نجات دهنده جهانی و برپایی دولت کریمه بر محوریت عدالت، وعده‌ای است که در ادیان الهی، مطرح و برای آن نشانه‌هایی بیان شده است.

از طرف دیگر، انسان‌ها همواره مشتاق دانستن آینده و سرنوشت خود و دنیای اطراف بوده و هستند.

آینده‌نگر آسمانی و زمینی

آینده‌نگران را می‌توان به آسمانی و زمین تقسیم کرد. آینده‌بینانِ آسمانی از طرف پروردگار آفرینش برگزیده شده‌اند و حجّت‌های او بر آدمیان هستند. کلام آنان، ریشه در وحی آسمانی دارد و از افق بالا به هستی می‌نگرند.

خبر دادن از گذشته، حال یا آینده، برایشان تفاوتی نمی‌کند و اخبار آنان از آینده، به میزان گفتارشان درباره گذشته و حال حقیقت دارد.

ولی آینده نگران زمینی - با دید محدودی که دارند- سوداگرانی هستند که با سوء استفاده از ساده اندیشان، بازار خود را رونق می‌دهند.

در دین اسلام نیز بخش زیادی از روایات پیشوایان دین در بحث مهدویت، مربوط به علامت‌های قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

اقسام نشانه‌های ظهور

در کتاب‌‌های مختلف، تقسیم‌هایی برای نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مطرح شده است؛

نشانه‌های متصل و منفصل

نشانه‌های عادی و غیر عادی

نشانه‌های آسمانی و زمینی

نشانه‌های عام و خاص

نشانه‌های حتمی و غیر حتمی 

نشانه‌های متصل و منفصل

نشانه‌های متصل، علامت‌هایی است که نزدیک قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – واقع می‌شوند؛ به صورتی که فاصله زمانی میان آنها و قیام حضرت، مشخص است. مانند قتل نفس زکیه که پانزده شب با قیام فاصله دارد.

علائم منفصل، نشانه‌هایی است که فاصله زمانی آنها با قیام امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مشخص نیست؛ اما تحقق آنها باعث اطمینان قلبی مؤمنان و ایجاد روحیه امید در میان آنان می‌شود؛ مانند اختلاف بنی‌عباس.

نشانه‌های عادی و غیرعادی

نشانه‌های عادی، نشانه‌هایی هستند که واقع شدن آنها، مانند پیدایش سایر پدیده‌ها روال عادی و طبیعی دارد؛ مانند خروج سفیانی و قتل نفس زکیه.

اما نشانه‌های غیر عادی، نشانه‌هایی هستند که واقع شدن آنها از راه عادی و طبیعی ممکن نیست؛ مانند ندای آسمانی

نشانه‌های آسمانی و زمینی

برخی نشانه‌ها در آسمان پدید می‌آیند؛ مانند خورشید و ماه گرفتگی در ماه رمضان یا ندای آسمانی.

و محل وقوع برخی علامت‌ها، زمین است؛ مانند خسف بیداء و قتل نفس زکیه.

نشانه‌های عام و خاص

نشانه‌های عام به بیان موضوع عمومی قبل از ظهور می‌پردازد؛ مانند افزایش فساد، ناامنی، بیماری‌ها و واقع شدن زلزله‌های ویران گر.

در مقابل، برخی از نشان‌ها مواردی خاص را مطرح می‌کنند که قبل از ظهور یا قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – رخ خواهد داد. مانند خروج سفیانی

بیان نشانه‌های ظهور چه فوایدی دارد؟

بخش زیادی از روایت‌های مهدویت، مربوط به نشانه‌های قیام امام مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف – است.

امید بخشی

امید بخشی یکی از آثار طرح نشانه‌های قیام است. نقش حیاتی و شگفت انگیز امید در سعادت فرد و جامعه بر کسی پوشیده نیست. زیرا انسان به امید زنده است. وقتی امید می‌آید، تلاش و حرکت جایگزین رخوت و سستی می‌شود. 

نشانه‌های قیام، علامت‌های نزدیک شدن برپایی دولت کریمه اهل بیت علیهم‌السلام است.

با پدیدار شدن هر یک از نشانه‌ها، نور امید در دل‌های مؤمنان، پر فروغ تر می‌شود و بر اثر آن، مقاومت آنان در برابر سختی‌های دوران غیبت و حیرت، بیشتر و تلاش شان برای آمادگی جهت همراهی امامشان فزونی می‌گیرد.

آماده شدن برای ظهور

آماده شدن برای ظهور، یکی دیگر از آثار طرح نشانه‌های ظهور است. اهل ایمان بر اثر پدیدار شدن هر یک از نشانه‌ها می‌بایست خود را از جهت روحی و جسمی و نیز فردی و اجتماعی، برای شرکت در دولت کریمه آماده‌تر کنند.

از طرف دیگر، بخشی از نشانه‌های قیام مانند سفیانی و یمانی، از امور سیاسی اسلام به حساب می‌آیند که همگان، به خصوص مسئولان، باید به آن‌ها توجه کنند و با برنامه ریزی درست، خطر دشمنان را به حداقل برسانند و به یاران و همفکران خود بپردازند.

جلوگیری از انحراف‌ها، و شناخت مدعیان

سومین اثر از آثار طرح نشانه‌های قیام، جلوگیری از انحراف‌ها و شناخت مدعیان است.

آدمی همواره مشتاق شنیدن خبرهایی درباره آینده است. با طرح اخبار واقعی از آینده در روایت‌های اسلامی، جلوی پخش اخبار کاهنان و غیب گویان شیّاد گرفته می‌شود و انسان‌های با ایمان، شناخت درستی از حوادث آینده پیدا می‌کنند.

علاوه بر این، با شناخت نشانه‌های واقعی قیام، دروغین بودن ادعای کسانی که ادعای مهدویت می‌کنند، روشن می‌شود.

نشانه‌های حتمی و غیر حتمی

نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به علائم حتمی و غیر حتمی تقسیم می‌شوند. از طرف دیگر، یکی از باورهای شیعه، مسئله «بَداء» است. بنابراین احتمال دارد در برخی از نشانه‌ها بداء حاصل شود.

نشانه غیر حتمی، به علامتی می‌گویند که اگر شرایط آن فراهم باشد و مانعی ایجاد نشود، به وجود می‌آیند. در روایات از این نشانه‌ها تعبیر به «موقوفه» شده است؛ یعنی نشانه‌ای که آمدنش، متوقف بر چیز دیگری است.

امّا نشانه حتمی، به علامتی می‌گویند که به طور حتم و صد در صد واقع شود.

مراد از بداء چیست؟

مقصود از بَداء در نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – رخ ندادن برخی از خصوصیات و یا تغییر در آن‌هاست؛ یا اینکه آن نشانه اصلاً اتفاق نیفتد.

رخ دادن بَداء در نشانه‌های غیر حتمی، امری قابل قبول است؛ زیرا ممکن است شرایط وقوع آن‌ها محقق نباشد و یا مانعی از رخ دادنشان جلوگیری کند.

اما وقوع بَداء در نشانه‌های حتمی را نمی‌توان پذیرفت؛ زیرا شرایط واقع شدن آن‌ها آماده است و مانعی برای وقوعشان وجود ندارد. بنابراین، با توجّه به حتمی بودن اصل وقوع علائم در نشانه‌های حتمی، احتمال بَداء فقط در برخی از خصوصیات آن‌ها می‌رود.

اوضاع جهان و خاورمیانه، قبل از ظهور

قبل از ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – جهان و به خصوص، منطقه خاورمیانه، دارای اوضاع و شرایط خاصی چون فتنه و آشوب، کشتار و ناامنی، ستم و بیدادگری، یأس و ناامیدی از گشایش می‌شود که در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام به آن‌ها اشاره شده است.

فتنه قبل از ظهور

یکی از شرایط عمومی جهان قبل از ظهور، ظهور فتنه است. «فتنه» به معنای ابتلا و آزمایش، استعمال شده و در اصل، به معنای قرار دادن طلا در آتش برای جدایی ناخالصی از آن است.

پروردگار بلند مرتبه، انسان‌ها را در این دنیا با وسایل مختلف می‌آزماید تا انسان‌های خوب و نیک سرشت از بدان و زشت کرداران، جدا و هر کدام مطابق رفتارشان جزا داده شوند.

یکی از این فتنه‌ها و آزمایش‌ها در احادیث اهل بیت، غیبت امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – معرفی شده است.

برای نمونه حسن بن محبوب روایت کرده است که امام رضا علیه‌السلام به من فرمود:

«به ناچار فتنه‌ای سخت و هولناک اتفاق خواهد افتاد که در آن هر صمیمیت و دوستی ساقط می‌شود و آن هنگامی است که شیعه، سومین نفر از نوادگان مرا از دست بدهد و اهل آسمان و زمین و هر دلسوخته و اندوهناکی بر او بگرید»

اکثر شیعیان در ابتدای غیبت با هدایت امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و به وسیله نایبان خاص و بزرگان شیعه، شرایط حساس و فتنه انگیز را پشت سر گذاشتند؛ ولی تا وقت ظهور، فتنه و آزمایش برای انسان‌ها به وسیله امامی که از دیدگان آنان پنهان است همچنان ادامه دارد.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرموده‌اند: «قسم به کسی که مرا بشیر مبعوث کرد، به تحقیق، قائم از فرزندان من است و طبق پیمانی که از جانب من بر عهده اوست، غایب می‌شود تا جایی که اکثر مردم گویند خدا را به خاندان محمّد علیهم‌السلام نیازی نیست و دیگران در اصل ولادت او شک کنند.

پس هر کس در زمان او واقع شود، باید به دین او متمسک شود و به واسطه شک خود، راه شیطان را باز نسازد تا شیطان او را از آیین من زایل ساخته و از دین من بیرون ببرد که او پیش‌تر، پدر و مادر شما از بهشت بیرون کرد و خدای تعالی شیطان‌ها را سرپرست انسان‌های بی ایمان قرار داده است.»

گسترش ظلم، از نشانه‌های عام ظهور

گسترش ظلم و ستم از جمله شرایط عمومی قبل از ظهور است.

بیشتر احادیثی که عدالت گستری امام عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – را بیان داشته‌اند، در کنار آن، گسترش بیداد و ستمگری در زمان قبل از ظهور را آورده‌اند.

در آن زمان، حقوق انسان‌ها رعایت نمی‌شود و بی دلیل، خونشان ریخته، مالشان غارت و به ناموس آنان تجاوز می‌شود و این مسئله فراگیر است و در همه جا مشاهده می‌‌شود.

اصبغ بن نباته می‌گوید: «نزد امیرمؤمنان علی علیه‌السلام رفتم و دیدم در حال تفکر، بر زمین می‌‌زند. گفتم: ای امیرمؤمنان؛ چرا با حال تفکر، بر زمین نشانه می‌گذاری؟ آیا به آن میل داری؟! فرمود: به خدا سوگند، هرگز؛ حتّی یک روز هم به زمین و دنیا رغبت نداشته‌ام؛ ولی اندیشه من درباره فرزندی است که از پشت من است. او مهدی یازدهمین نفر از نوادگان من است. او کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌‌کند، همچنان که پر از ستم شده باشد».

ناامنی و کشتار از نشانه‌های عام ظهور

یکی از حوادث قبل از ظهور، افزایش و تداوم قتل و غارت در میان مردم، به خصوص در منطقه خاورمیانه است. این مسئله، باعث ترس همگانی، سلب آسایش و سختی برای همه می‌شود.

عبدالله بن سنان روایت کرده است که امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: مرگ و کشتار، مردم را فرا می‌‌گیرد تا اینکه مردم در آن وقت به حرم الهی پناه می‌‌برند. در آن هنگام خبر دهنده راستگویی به دلیل شدت کشتار، ندا می‌دهد: برای چه قتل و کشتار؟! امامتان فلانی است.

در حدیثی دیگر، امام رضا علیه‌السلام فرمود: «پیش از این امر، کشتار بیوح است». پرسیدم: بیوح چیست؟ فرمود: «دائمی است و قطع نمی‌شود».

یعنی قبل از ظهور، کشتار و غارتی دامن گیر مردم می‌شود که تمامی ندارد.

فساد و بی بند و باری رواج پیدا می‌‌کند

فساد و بی بند و باری، یکی دیگر از شرایط عمومی قبل از ظهور است.

در دوره قبل از ظهور، فساد‌های اخلاقی افزایش می‌یابد؛ به صورتی که حتی نگاه‌ها وارونه می‌شود و مردم، خوب را بد و زشتی را زیبا می‌بینند.

این مطلب، به دلیل فاصله گرفتن جوامع از اخلاق و معنویت، کنار گذاشتن انسان‌های با ایمان از قدرت و ترک امر به معروف و نهی از منکر است.

امام جعفر صادق علیه‌السلام به نقل از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: چگونه خواهید بود وقتی زنان شما فاسد و جوانان شما اهل گناه شوند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید؟

به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا چنین خواهد شد؟ بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی امر به منکر کنید و نهی از معروف کنید؟

به ایشان گفته شد: ای رسول خدا؛ آیا چنین خواهد شد؟

فرمود: بله و بدتر از آن خواهد شد و آن اینکه چگونه خواهید بود وقتی منکر را معروف ببینید؟

زلزله و بلاهای طبیعی افزایش می‌یابد

پیش از ظهور، به دلیل استفاده کردن نادرست از طبیعت، دخالت در نظم آن و افزایش ظلم و فساد، بلایای طبیعی مانند زلزله افزایش می‌یابد.

ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند: شما را به مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – مژده می‌دهم؛ او در امّت من هنگام اختلاف مردم و وقوع زلزله‌ها می‌‌آید.»

در روایت دیگری ابوبصیر از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده است: حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – قیام نمی‌کند مگر وقتی که ترس شدید، زلزله‌ها، فتنه و بلا مردم را فرا گرفته باشد.»

گسترش بیماری‌های سخت و ناعلاج

یکی از حوادث قبل از ظهور، گسترش بیماری‌های سخت و ناعلاج است.

شیوع این بیماری‌‌ها می‌تواند به خاطر آلودگی طبیعت باشد؛ یعنی به دلیل آلودگی طبیعت، بدی آب و هوا و غذای ناسالم؛ بیماری‌ها دامن گیر انسان‌ها می‌شود.

همچنین امکان دارد بیماری‌های خطرناک توسط برخی انسان‌های فاسد در دوره آخر الزمان میان مردم پخش شود. در چندین روایت به شیوع طاعون در دوران قبل از ظهور اشاره شده است.

از امیرالمؤمنان علی علیه‌السلام نقل شده است که در این باره فرمود: پیش از آمدن قائم، مرگ سرخ و مرگ سفید ملخ فصل و ملخ غیر فصل که مانند خون، سرخ رنگ است، خواهد بود. مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سفید به وسیله طاعون است.»

ناامیدی از اوضاع، زمینه گرایش به امام خواهد شد

در دوره پیش از ظهور حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - یأس و ناامیدی بر جهانیان، سایه می‌افکند. آنان علاوه بر خسته شدن از وضع وجود، امید خود را از دستیابی به وضع مطلوب از دست می‌دهند و این ناامیدی به سبب قتل و غارت‌ها، ناامنی، گرفتاری‌ها، بیماری و فسادی است که بر همه جا حاکم است و همگان را از گشایش در امورشان مأیوس می‌کند.

ناامیدی آنان از آن وضع باعث می‌شود که پس از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و مشاهده دادگری ایشان، برای رهایی از وضع ناهنجار، با سرعت به او بپیوندند.

در روایت معتبری، امام رضا علیه‌السلام بعد از دعوت به صبر می‌‌فرماید: «همانا گشایش هنگام ناامیدی می‌آید».      

حسن بن محبوب نقل کرده است که امام رضا علیه‌السلام به من فرمود: «... هنگام از دست دادن ماء معین (آب گوارا که کنایه از غیبت امام است) بسیاری از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و اندوهناک خواهند بود. گویا آنان را در ناامیدترین حالتشان می‌بینم که ناگهان ندایی داده می‌شود که از دور، مانند نزدیک، شنیده می‌شود؛ آن ندا رحمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران است»

ندای آسمانی از علام حتمی ظهور

یکی از نشانه حتمی و خاص قیام، ندای آسمانی است.

ندای آسمانی، صدایی است که از آسمان، توسط جبرئیل امین علیه‌السلام بلند می‌شود و در آن به معرفی حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – و بیان نام و نسب و حقانیت او و پیروانش می‌‌پردازد و پس از آن، امام عصر – عجل الله تعالی فرجه الشریف – ظهور می‌کند.

ندای آسمانی با الفاظ «ندا»، «صحیه»، «صوت»، «اعلان»، «فزعه» و «هدّه» در احادیث شیعه و عامه مطرح شده است.

نکاتی درباره ندای آسمانی

نکته‌هایی درباره ندای آسمانی از روایت‌های اهل بیت علیهم‌السلام استفاده می‌شود:

عبارت‌های مختلف در روایات اهل بیت علیهم‌السلام دلالت بر حتمی بودن وقوع ندای آسمانی می‌کنند؛ مثل واژه «محتوم».

برخی احادیث - که از جهت سند، معتبر هستند - حتمی بودن اصل ندای آسمانی را می‌رسانند؛ ولی بیان کننده حتمی بودن خصوصیات ندای آسمانی نیستند.

به عنوان مثال، زمان وقوع این ندا مشخص نیست. یعنی اگر زمان ندا، شب جمعه و بیست و سوم ماه مبارک رمضان معرفی می‌شود این مطلب، حتمی نیست و احتمال بداء در آن می‌رود.

نکته بعدی این است که چند حدیث، ندا دهنده را جبرئیل امین معرفی می‌کنند؛ که به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌شود.

نقل شده است که امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمود: «ندای جبرئیل از آسمان خواهد بود.»

امام محمد باقر علیه‌السلام فرمود: صیحه مگر در ماه رمضان نیست. چون ماه رمضان، ماه خدا است و صیحه در این ماه، صدای جبرئیل بر این مردم است.

نکته دیگر که از محتوای روایات برداشت می‌‌شود در مورد محتوای ندای آسمانی است.

مضمون ندای آسمانی را می‌توان به دو قسمت اخباری و انشائی تقسیم کرد. مراد از محتوای اخباری، مطالبی است که قالب دستوری ندارد و برای آگاهی مخاطبان است و مراد از محتوای انشایی، مطالبی است که قالب دستوری دارد و شنونده را به انجام اموری فرا می‌خواند.

بیشترین محتوای اخباری ندای آسمانی

بیشترین مطالبی که به عنوان محتوای اخباری در روایات ندای آسمانی مطرح شده، معرفی حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به نام و نسب است و پس از آن، در ندای دوّم، حق بودن حضرت علی علیه‌السلام و پیروانشان مطرح می‌شود تا کسانی که حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – را با نام و نسب نشناخته‌اند، به وسیله شیعیان حضرت علی علیه‌السلام که در جهان شناخته شده‌اند، ایشان را بشناسند.

هشام بن سالم درباره ندای آسمانی از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که ایشان فرمود: «آن صیحه از آسمان به اسم صاحب الامر خواهد بود».

هم چنین محمد بن علی حلبی نقل می‌کند امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرمود: «منادی از آسمان در ابتدای روز، ندا می‌دهد: آگاه باشید همانا علی و شیعه او، همان رستگاران هستند».

مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی

دستور پیروی از حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف- مهمترین محتوای دستوری ندای آسمانی است.

ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: «...حضرت مهدی قیام نمی‌کند مگر اینکه به نام او از آسمان، در شب جمعه، شب بیست و سوم ماه رمضان نداد داده شود. گفتم: به چه چیزی ندا می‌دهند؟ فرمود: به نام او و نام پدر او؛ و آن اینکه آگاه باشید فلانی فرزند فلانی، قائم آل محمّد است. سخن او را بشنوید و از او پیروی کنید.»

همه مردم دنیا مخاطب ندای آسمانی هستند

تمام اهل زمین، ندای آسمانی را می‌شنوند. این مطلب در احادیث اهل بیت علیهم‌السلام با تعبیرهای مختلفی بیان شده است.

ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: چیزی از مخلوقات پروردگار که روح داشته باشد، نمی‌ماند، مگر اینکه صیحه را می‌شنود.

ویژگی مهم ندای آسمانی برای مخاطبان، شنیدن محتوای آن به زبان‌های مختلف است؛ یعنی اگر زبان مادری کسی عربی باشد، صوت را به زبان عربی می‌شنود و اگر فارسی باشد، فارسی می‌شنود و ...

خروج سفیانی از علائم حتمی است

یکی دیگر از نشانه‌های حتمی قیام امام زمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف - خروج سفیانی است.

حتمی بودن خروج سفیانی با عبارت‌های مختلفی، چون «إنه لمن المحتوم الذی لابدّ منه»، «السفیانی لابدّ منه» و «أمر السفیانی حتم  من الله و لا یکون القائم الا بسفیانی» از زبان اهل بیت بیان شده است.

عبارت‌های «المحتوم»، «لابدّ منه» و «حتم من الله»، همگی بیانگر حتمی و صد در صدی بودن آمدن سفیانی، به عنوان یکی از نشانه‌های قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- است.

البته اصل خروجی سفیانی حتمی است؛ اما برخی خصوصیات آن، مانند زمان خروج، می‌تواند قابل تغییر و بداء قرار گیرد.

چرا نام سفیانی، سفیانی است؟

نام سفیانی، نشانگر انتساب او به ابوسفیان است. این مطلب به دو صورت می‌‌تواند قابل تفسیر باشد:

اینکه نسب سفیانی به خاندان ابوسفیان می‌رسد و واقعاً او از نوادگان ابوسفیان است.

برخی از احادیث، او را از بنی امیه، نسل ابوسفیان و از فرزندان زن جگر خوار معرفی می‌کنند.

ممکن است مقصود از انتساب سفیانی به خاندان ابوسفیان، توجه دادن مسلمانان به عملکرد او است. یعنی او روشی چون ابوسفیان و خاندان او دارد.

سفیانی مانند بنی امیه – که تمام تلاش خود را برای مقابله با اسلام و اهل بیت به صورت آشکار و پنهان به کار گرفت – نهایت تلاش خود را برای مقابله با حضرت مهدی – عجل الله فرجه - به کار می‌گیرد. هدف او جلوگیری از برپایی دولت کریمه مهدوی است و به همین دلیل، دست به کشتار پیروان آن حضرت می‌زند و به دنبال دستگیری امام مهدی است.

در حدیث جالبی، امام جعفر صادق علیه‌السلام در این باره می‌فرماید: ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به خاطر خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم، ما خدا را تصدیق کردیم و آنان خداوند را تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول خدا، معاویه با علی بن ابی طاب، یزید بن معاویه با حسین بن علی نبرد کرد و سفیانی نیز با قائم، جنگ خواهد کرد.

خروج سفیانی کی خواهد بود؟

خروج سفیانی در ماه رجب خواهد بود. همزمان با حرکت یمانی و خراسانی و قبل از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- سفیانی خروج خواهد کرد.

از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است که سفیانی از امور حتمی است و خروج او در ماه رجب است.

از ابتدای خارج شدن تا آخر حرکت او، پانزده ماه طول می‌کشد. شش ماه به جنگ می‌پردازد و وقتی بر پنج منطقه (شام) حاکم شد، نه ماه حکومت می‌کند و به آن، حتی یک روز اضافه نمی‌شود.

البته زمان خروج سفیانی قابل تغییر و بداء است.

آغاز خروج سفیانی از مناطق خشک سرزمین شام خواهد بود و کشورهای سوریه، اردن و فلسطین را به تصرف خود در خواهد آورد.

عبدالله بن أبی منصور گوید: از امام جعفر صادق علیه‌السلام درباره نام سفیانی سؤال کردم؛ ایشان فرمود: به نام او چه کار داری؟ وقتی او پنج منطقه شام، یعنی دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را اشغال کرد، در آن هنگام، منتظر گشایش باشید.

بنا بر آنچه در برخی روایت‌ها به آن اشاره شده است، سفیانی ابتدا بر منطقه شام حاکم می‌شود رقیبان را از میان بر می‌دارد. سپس در راه عراق، درگیر جنگی در شمال سوریه (منطقه قرقیسیا) می‌شود که در آن نبرد، صد هزار نفر از ستمگران کشته می‌شوند.

بعد از آن، سفیانی حمله خود به عراق را آغاز می‌کند و در کوفه و اطراف آن دست به کشتار و غارت شیعیان می‌زند.

او زمانی که با خبر می‌شود حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- در مدینه است، برای مقابله با ایشان، سپاهی به مدینه می‌فرستد. هم زمان، حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- از مدینه به سوی مکّه رهسپار می‌شود. لشکر سفیانی که حضرت را در مدینه نمی‌یابند، دست به غارت شهر می‌زنند و سپس به سوی مکّه حرکت می‌کنند که در میان راه، در سرزمین بیداء گرفتار می‌شوند.

در روایتی که تفسیر عیاشی آن را از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده، به کشته شدن سفیانی در سرزمین شام؛ به دست حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- و پیروان ایشان اشاره شده است.

خسف بیداء، یکی دیگر از علائم حتمی ظهور

یکی از نشانه‌های حتمی قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - «خسف بیداء» معرفی شده است.

خسف به معنای فرو رفتن و بیداء نام سرزمینی بیابانی و خالی از آب و گیاه، میان مکّه و مدینه است. مقصود از فرو رفتن در سرزمین بیداء، حادثه‌ای است که برای سپاه سفیانی در آن منطقه رخ می‌‌دهد.

زمانی که برای دستگیری حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - راهی مکه می‌شوند، برای استراحت در منطقه بیداء توقف می‌کنند که از آسمان به زمین بیداء دستور داده می‌شود تا آنان را در خود فرو برد و جز چند نفر برای عبرت دیگران بقیه لشکر سفیانی به زمین فرو می‌روند.

حدیثی زیبا و طولانی که با سندهای مختلف و معتبر، در کتاب غیبت نعمانی آمده و از جابربن یزید جعفی از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل شده است، این حادثه را در کنار سایر حوادث دوره ظهور مطرح می‌کند.

خروج یمانی از نشانه‌های حتمی ظهور

از جمله نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - خروج یمانی شمرده شده است.

عمر بن حنظله از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: پیش از قیام قائم، پنج نشانه حتمی یمانی، سفیانی، صیحه (ندای آسمانی)، قتل نفس زکیه و خسف بیداء خواهد بود.

در روایت دیگری نیز به حتمی بودن این نشانه اشاره شده است. البته حتمی بودن خروج یمانی دلالت بر حتمی بودن خصوصیات خروج او، مانند زمان خروجش نمی‌کند.

یمانی از کجاست؟

یمانی چنانکه از نامش پیداست از منطقه یمن خروج می‌کند و به یاری حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - بر می‌‌خیزد.

خروج یمانی همزمان با خروج سفیانی و خراسانی گزارش شده است.

در حدیثی که ابوبصیر از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده است، می‌خوانیم: خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال و در یک ماه و یک روز خواهد بود؛ مانند دانه‌‌های تسبیح که برخی به دنبال برخی دیگر است.

این حدیث و روایت‌های مشابه، بیانگر این مطلب هستند که آنان، مقدمات خروج را از قبل آماده کرده‌اند و ممکن است این امر، در زمان‌های متفاوتی باشد؛ ولی با خروج یکی از آنان، دیگران حرکت خود را شرع می‌کنند.

در حدیثی، یمانی از فرزندان زید بن علی بن حسین معرفی شده است.

یمن یکی از مناطقی که به یاری امام بر می‌خیزد

یکی از مناطقی که مردم آن، بنابر چند روایت، برای یاری امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - بر می‌خیزند، منطقه یمن است.

از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که در وصف اهل یمن فرمود: اهل یمن قومی هستند که دل‌هایشان نرم و ایمانشان استوار است و از میان آنان، منصور با هفتاد هزار نفر خارج می‌شود و جانشین من و جانشین وصی مرا یاری می‌کنند.

بنابر چند روایت، یمانی به سوی حق دعوت می‌کند و پرچم او هدایت گر معرفی شده است.

یمانی با سفیانی به مقابله بر می‌خیزد. در حدیثی عبید بن زراره گوید: نام سفیانی را نزد امام جعفر صادق علیه‌السلام بر زبان آوردم. ایشان فرمود: چگونه او خروج می‌کند، در حالی که در آورنده چشمانش، هنوز از صنعا (پایتخت کشور یمن) قیام نکرده است.

قتل نفس زکیه از نشانه‌های حتمی ظهور

یکی از علامت‌های قبل از قیام حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- کشته شدن انسان پاکی میان رکن و مقام است.

احتمالاً در آن زمان، کشته شدن این شخص، امر مهمی خواهد بود؛ به صورتی که همگان، از آن آگاه می‌شوند و به همین دلیل، به عنوان نشانه معرفی شده است.

محمد بن مسلم از امام محمد باقر علیه‌السلام می‌پرسد: «قائم شما اهل بیت چه وقت قیام می‌کند؟» امام علامت‌هایی را مطرح می‌کنند که یکی از آن‌ها قتل نفس زکیه است. ایشان می‌فرماید: «کشته شدن شخصی از خاندان پیامبر، میان رکن و مقام که نام او محمد بن حسن است و او همان نفس زکیه است».

گروهی از مشرق‌زمین قیام خواهند کرد

از نشانه ظهور قیام گروهی از مشرق زمین است.

طبق چند روایت، مردمی از مشرق قیام خواهند کرد و یاری گر حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - خواهند بود.

در روایت معتبری که ابوخالد کابلی از امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده، آمده است:

گویا می‌نگرم قومی از مشرق، قیام کرده‌اند، آنان حقشان را می‌خواهند، ولی به آنان نمی‌دهند؛ دوباره آن را طلب می‌کنند، ولی باز به آنان داده نمی‌شود وقتی اوضاع را این گونه می‌بینند سلاح‌هایشان را بر می‌دارند. در آن هنگام، آن چه می‌خواهند به آنان می‌دهند، ولی آنان نمی‌پذیرند و استوار می‌ایستند و قدرتشان را به کسی جز صاحب شما تحویل نمی‌دهند. کشته‌های آنان، شهید هستند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک می‌کردم، خود را برای صاحب این امر نگه می‌‌داشتم.

در حدیثی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است، می‌خوانیم: گروهی از اهل مشرق قیام می‌کنند و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- فراهم می‌کنند.

خراسانی برای یاری حضرت مهدی حرکت می‌کند

خراسانی، منسوب به خراسان است و خراسان، نامی است که به دو عنوان، اطلاق شده است.

به قسمتی از سرزمین فعلی ایران که از کوه‌های زاگرس شروع می‌شود و تا قسمتی از شهر هرات در کشور افغانستان و اطراف آن، ادامه پیدا می‌کند و از شمال، شهرهای نیشابور، مروه، سرخس و قسمتی از سرزمین‌های شمال شرقی ایران را در بر می‌گیرد و از جنوب، تا کرمان و سیستان ادامه می‌یابد.

همچنین به مناطق و سرزمین‌های اطراف خراسان که حاکمان خراسان در آن منطقه‌ها حاکمیت داشته‌اند اطلاق شده است.

حرکت خراسانی همزمان با خروج یمانی و سفیانی معرفی شده است.

بکر بن محمد ازدی از امام جعفر صادق علیه‌السلام نقل کرده است: خروج سه گروه سفیانی، خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه، و در یک روز خواهد بود.

خراسانی برای مقابله با سفیانی، یاری کردن اهل عراق و همراهی با حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- حرکت خود را آغاز می‌کند.

در حدیث معتبری که از جابر بن یزید جعفی به نقل از امام محمد باقر علیه‌السلام با سندهای مختلف وارد شده، آمده است:

«سفیانی سپاهی به سوی کوفه می‌فرستد که تعداد آنان هفتاد هزار نفر است. آنان در کوفه به قتل و تجاوز و غارت می‌پردازند. در آن حال (برای کمک به اهل عراق) نیروهایی از طرف خراسان با سرعت به سوی کوفه می‌آیند و در میان آنان، تعدادی از اصحاب حضرت مهدی  وجود دارند».

دانش از کوفه رخت بر می‌بندد و در قم ظاهر می‌شود

بنابر آنچه از برخی روایات استفاده می‌شود، شهر قم یکی از شهرهایی است که نقش محوری در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف- دارد.

این شهر از ابتدای حکومت عباسیان، خاستگاه و منطقه امنی برای شیعیان و مورد عنایت و توجّه اهل بیت علیهم‌السلام بوده است.

اهل قم در معراج پیامبر اکرم صلوات الله علیه به ولایت مداری ستوده شده‌اند. شهر قم با آغاز غیبت صغری به عنوان مرجع علمی شیعیان مطرح شد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: کوفه از مؤمنان، خالی خواهد شد و دانش از آن مکان جمع می‌شود؛ مانند جمع شدن مار در لانه‌اش، سپس دانش در شهری که به آن قم گویند، آشکار شود و آن مکان، معدن دانش و فضیلت می‌شود؛ به صورتی که در زمین، مستضعف دینی – حتی در بانوان پشت پرده – باقی نمی‌ماند. و این اتفاق نزدیک ظهور قائم ما رخ خواهد داد. خداوند قم و اهلش را در آن زمان، جانشینان حجّت قرار می‌دهد.

بنابراین حدیث و روایت‌های مشابه، قم به وسیله گسترش معارف اهل بیت علیهم‌السلام همگان را با حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - آشنا می‌کند و به پذیرش عمومی و پرورش نیرو جهت یاری امام عصر می‌پردازد.

مردی از قم قیام واهد کرد که مردم را به سوی حق می‌خواند

در حدیثی که از امام موسی کاظم علیه‌السلام نقل شده، به تشکیل حکومت توسط فردی از اهل قم برای برپایی حق اشاره شده است.

در این روایت می‌خوانیم: مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می‌خواند. گروهی مانند پاره‌‌های آهن، همراه او جمع می‌شوند که بادهای تند، آنان را منحرف نمی‌کند، از نبرد، خسته نمی‌شوند و نمی‌ترسند و بر خداوند توکل می‌کنند و عاقبت برای اهل تقوا است.

البته در این حدیث، اشاره‌ای به نزدیکی قیام مردی از قم، به ظهور حضرت مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف - نشده است.

آخرالزمان و رویدادهای آن به ترتیب کدامند؟


در حکومت حضرت مهدی(ع) تولید و توزیع به گونه‌ای ساماندهی می‌شود که همه جا به نعمت و آبادانی می‌رسد. امام باقر(ع) می‌فرمایند: در تمام زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند جز اینکه آباد می‌شود.
به گزارش مشرق به نقل از شبستان، ترسیم کامل و درست دوران ظهور، چندان امکان پذیر نیست، اما به صورت خلاصه، می توان گفت، پس از آنکه شرایط و زمینه های ظهور، مانند تعداد مناسب یاران و آمادگی مردم برای پذیرش حضرت فراهم گشت امام در مکه ظاهر می شود و با معرفی خود ظهور منجی را اعلام می دارد. این در زمانی است که قدرت طلبان و سودجویان، به خاطر منافع مادی خود به ظلم و فساد دامن زده اند و جنگ ها و خونریزی های متعددی را ایجاد می کنند که نتیجه آن چیزی جز عقب ماندگی و شیوع بیماری ها، فقر اکثریت و کم رنگ شدن حقایق و مظاهر دین نیست.

البته باید توجه داشت که در چنین وضع اسفباری، انسان های پاک و وارسته ای پیدا می شوند که با تمام تلاش و کوشش خود، سعی در آگاهی دادن به مردم و زمینه سازی برای ظهور دارند. در روایات از زمینه سازی مردم ایران اشاره به میان آمده است و این که علم و معارف دین در قم ظاهر می شود و از آنجا به دنیا پخش می شود.

با ظهور حضرت در مکه و تجمع یاران 313 نفری بر گرد او و بیعت با آن بزرگوار، همه نگاه ها، چه دوستان و چه دشمنان، به سمت مکه دوخته می شود. لشکری از سفیانی که برای مقابله با حضرت به سمت مکه به راه افتاده در سرزمین بیداء به زمین فرومی رود. در همین حال یاران امام نیز به سمت مکه حرکت می کنند تا جمعیتی بالغ بر 10 هزار نفر شکل می گیرد و در این هنگام، خروج صورت می گیرد. امام مهدی(ع) با یاران خود چه از افراد بشر و چه از ملائکه پس از تسلط بر مکه و اصلاحات در آن، ازجمله کوتاه کردن دست افرادی که به بیت المال تجاوز کرده اند، به طرف مدینه و سپس عراق حرکت می کند و در این سیر، یاران و دوستان دیگری نیز به جمع لشکر حضرت اضافه می شوند.

 

در عراق، با دو مشکل روبه رو می شود:

1. گروهی به ظاهر دیندار مقابل ایشان قرارمی گیرند. وقتی نصایح حضرت و موعظه ایشان در دل آنان اثر نمی گذارد، کار به جنگ می کشد و همه آنان کشته می شوند.2

2. با لشکر سفیانی مقابله می کند. این در زمانی است که حضرت کوفه را نیز به تصرف خود درآورده است. گفت و گوها و اندرزهای حضرت، در دل چون سنگ آنان نیز اثر نمی گذارد و جنگ شعله ور می شود که منجر به هلاکت سفیانی و یاران او می شود.

*ناگفته نماند سفیانی فردی از تبار بنی امیه است که حدود یکسال قبل در حدود سوریه سر به طغیان می گذارد و بخش هایی از سرزمین اسلامی، مانند سوریه و اردن و عراق را تحت حکومت خود درمی آورد.

پس از تسلط بر عراق، دو برنامه دیگر در دستور کار حضرت قرارمی گیرد:

1. اعزام یاران به نقاط مختلف جهان برای گسترش حاکمیت عدل الهی؛

2. برخورد با مسیحیان و یهودیان. نزول حضرت عیسی(ع) و نماز خواندن ایشان پشت سر امام مهدی(ع) را در این باره، باید ارزیابی کرد. در مورد چگونگی برخورد حضرت مهدی(ع) با مسیحیان و یهودیان، به صورت شفاف و روشن روایات معتبری نداریم، ولی از مجموع روایات استفاده می شود که در طی مدت نه چندان طولانی، آنان تسلیم می شوند و دین اسلام سراسر عالم را فرامی گیرد.

 

هرچند اصل رجعت مورد پذیرش شیعه است و اعتقاد به آن بر اساس آیات و روایات است؛ ولی جزئیات این مسأله چندان شفاف و روشن نیست. ازجمله آنها رجعت ائمه معصومین(ع) است. در روایات تصریح روشنی به رجعت امام حسین(ع) شده است، اما درمورد رجعت سایر ائمه و ویژگی‌های آن، مطلب به طور دقیق و روشن نیست.

مناسب است سیمای دوران ظهور را به صورت خلاصه مرور می کنیم:

هدف از آفرینش مجموعه بزرگ هستی، کمال و نزدیکی هر چه بیشتر انسان‌ به منبع همه کمالات یعنی خداوند است و نیل به این آرمان بزرگ نیازمند ابزار و وسایلی است که حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) در پی فراهم آوردن اسباب تقرب به سوی خداوند متعال و برداشتن موانع از این مسیر است.

و با توجه به اینکه انسان موجودی است ترکیب یافته از جسم و جان، بنابراین رسیدن به کمال لازمه، همان عدالت است که ضامن سلامت رشد انسان در سیر مادی و معنوی است و اهداف حکومت حضرت مهدی(ع) نیز در دو محور رشد معنوی و اجرای عدالت و گسترش آن قابل طرح است.

امام حسین(ع) می‌فرمایند: اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی کند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم آکنده شده باشد. این چنین از پیامبر اکرم(ص) شنیدم.

امام کاظم(ع) در تفسیر آیه شریفه" اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ"(حدید/17) فرموده‌اند: مقصود این نیست که زمین را از باران زنده می‌کند بلکه خداوند مردانی را بر می‌انگیزد که عدالت را زنده می‌کنند پس به سبب جان گرفتن عدل در جامعه، زمین زنده می‌شود.

اما با توجه به روایات فراوانی که درباره دوران حکومت حضرت مهدی(ع) موجود است، برنامه‌های حکومتی حضرت را در 3 محور می‌توان خلاصه کرد:

1. برنامه فرهنگی 2. برنامه اقتصادی؛ 3. برنامه‌های اجتماعی.

 

1. برنامه فرهنگی:

در انجام برنامه فرهنگی، مهمترین محوری این برنامه عبارتند از:

الف. احیای کتاب و سنت:

امام علی(ع) می‌فرمایند: در روزگاری که هوای نفس حکومت می‌کند(امام مهدی(ع) ظهور می‌کند) و هدایت و رستگاری را جایگزین هوای نفس می‌سازد و در عصری که نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افکار را متوجه قرآن می‌گرداند و آن را حاکم بر جامعه می‌سازد.

ب. گسترش معرفت و اخلاق:

امام باقر(ع) می‌فرماید: زمانی که قائم ما قیام می‌کند دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل‌های ایشان را جمع کرده و اخلاق آنها را به کمال خواهد رساند.

ج. رشد دانش بشر به طور چشمگیر و بی سابقه:

امام باقر(ع) فرموده‌اند: در زمان امام مهدی(ع) به شما حکمت و دانش داده می‌شود تا آنجا که زن در درون خانه‌اش مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر قضاوت(رفتار) می‌کند.

می‌دانیم که رفتار صحیح ریشه در علم و دانش گسترده دارد که این روایت شریف حکایت از آگاهی و شناخت عمیق از آیات قرآن و روایات اهلبیت(ع) دارد.

د. مبارزه با بدعت‌ها:

بدعت به معنای داخل کردن اندیشه و آرای شخصی در دین و دین داری است. آنچه از تمایلات شخصی و هواهای نفسانی وارد دین شده، حضرت مهدی(ع) با آن مبارزه می‌کنند.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: هیچ بدعتی را وانگذارد. مگر اینکه آن را از ریشه برکند و از هیچ سنتی (پیامبر) نمی‌گذرد مگر اینکه آن را برپا خواهد داشت.

 

2. برنامه‌های اقتصادی:

برنامه‌های اقتصادی در حکومت حضرت مهدی(ع) به صورت مطلوبی تدوین شده تا اولا امر تولید سامان یابد و از منابع طبیعی بهره بردای شود و ثانیا ثروت به دست آمده به شکل عادلانه بین همه طبقات توزیع شود.

موارد اقتصادی دوران حاکمیت حضرت:

الف. بهره‌وری از منابع طبیعی:

در زمان حضرت مهدی(ع) و به برکت حکومت ایشان آسمان سخاوتمندانه می‌بارد و زمین بی دریغ ثمر می‌دهد.

امام علی(ع) فرمودند: و چون قائم ما قیام کند آسمان باران می‌ریزد و زمین گیاه بیرون می‌آورد.

امام باقر(ع) فرمودند: تمام گنج‌های زمین برای او آشکار می‌گردد.

ب. توزیع عادلانه ثروت:

از عوامل اقتصاد بیمار، انباشته شدن ثروت در نزد گروه خاصی است. در دوران حکومت عدل مهدوی اموال و ثروت بیت المال به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌شود. امام باقر(ع) می‌فرمایند: وقتی قائم خاندان پیامبر قیام کند،(اموال را) به طور مساوی تقسیم می‌کند و در میان خلق به عدالت رفتار می‌کند.

و همچنین فرمودند: امام مهدی(ع) میان مردم به مساوات رفتار می‌کند به گونه‌ای که کسی پیدا نشود که نیازمند زکات باشد.

ج. عمران و آبادی:

در حکومت حضرت مهدی(ع) تولید و توزیع به گونه‌ای ساماندهی می‌شود که همه جا به نعمت و آبادانی می‌رسد.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: در تمام زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند جز اینکه آباد می‌شود.

 

3. برنامه‌های اجتماعی:

در حکومت عدالت گستر حضرت مهدی(ع) برنامه‌هایی براساس تعالیم قرآن و عترت(ع) اجرا می‌شود که به سبب اجرای آنها محیط زندگی زمینه‌ای برای رشد و تعالی افراد خواهد بود. در این زمینه روایات فراوانی رسیده است. که به پاره‌ای از آنها اشاره می‌کنیم.

الف. احیاء و گسترش امر به معروف و نهی از منکر:

در حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد.

امام باقر(ع) می‌فرمایند: مهدی(ع) و یاران او، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.

ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقی:

حضرت مهدی(ع) در عمل به مبارزه با فساد و تباهی و زشتی می‌پردازد، چنانچه در دعای شریف ندبه می‌خوانیم: "این قاطع حبائل الکذب و الافتراء این طامس آثار الزیغ و الاهواء ...؛ کجاست آن که ریسمان‌های دروغ و افتراء را ریشه کن خواهد کرد. کجاست آن که آثار گمراهی و هوای و هوس را نابود خواهد ساخت".

ج. عدالت قضایی:

اوست که قسط و عدل را در سطح جامعه حاکم می‌کند و همه عالم را پر از عدالت و دادگری می‌کند.

امام رضا(ع) فرمودند: وقتی او قیام کند زمین به نور پروردگارش روشن گردد و آن حضرت ترازوی عدالت را در میان خلق نهد. پس (چنان عدالت را جاری کند که) هیچ کس بر دیگری ظلم و ستم روا ندارد.

مناسب است در پایان به یکی از تحولات چشمگیر زمان حضرت مهدی(ع) که همانا بهداشت طبیعت و بهداشت روان است اشاره‌ای گذرا داشته باشیم. زیرا یکی از مشکلات جامعه بیش از ظهور امام زمان(ع) وضع تأسف بار بهداشت طبیعت و روان است که در نتیجه بیماری‌های واگیر و مشکلات روانی زیادی جامعه بشریت را فرا می‌گیرد. بیماری‌‌هایی مانند جذام، طاعون، وبا، فلج، سکته، سرطان و صدها بیماری خطرناک دیگر. این اوضاع دلخراش و دردناک در اثر آلودگی محیط زیست و در نتیجه به کارگیری سلاح‌های شیمیایی. اتمی و میکربی پدید می‌آید.

امام سجاد(ع) در این باره می‌فرمایند: هنگامی که قائم(ع) ما قیام کند خداوند عزوجل بیماری و بلا را از شیعیان ما دور می‌سازد...

امام صادق(ع) می‌فرمایند: هنگامی که حضرت قائم(ع) قیام کند خداوند بیماری‌ها را از مؤمنان دور می‌سازد و تندرستی را به آنان باز می‌گرداند.

به امید روزی که بتوانیم آن دوران نورانی و سراسر معنوی را درک کنیم.

 

اصطلاح "آخر الزمان" در گفتار‌های ادیان آسمانی مطرح شده است و مراد از آن روز پایانی عمر دنیا (معنای لغوی) نیست؛ بلکه مراد از آن دوره زمانی خاص است که به نحوی معنای آخر بودن را دارد. اصطلاح آخرالزمان به 3 دوره اطلاق شده است:

1. دوره پیامبر خاتم(ص) که دوران پیامبر اسلام تا قیامت را شامل می‌شود. در این صورت آخرالزمان، یعنی، بعد از آن بزرگوار پیامبر و شریعت دیگری نخواهد آمد و دوره آخرین شریعت است.

2. دوره غیبت و سال‌های قبل از ظهور؛ آخرالزمان طبق این معنا پایان دوره ظلم‌ها و فساد‌ها و حکومت‌های غیر الهی است و با ظهور، همه مظاهر شرک و ظلم و فساد از بین می‌رود.

3.دوران ظهور؛ یعنی زمان تشکیل دولت عدل الهی و این حاکمیت تا آخر عمر دنیا برقرار می‌ماند و دیگر از بین نمی‌رود.

رجعت در نگاه علمای شیعه


این پندار که رجعت نیز از قبیل تناسخ است، تصور باطلى است. چون تناسخ به معناى بازگشتِ فعلیّت به قوّه و بازگشت انسان به دنیا از راه نطفه و گذراندن دوباره تکوّن بشرى است تا دوباره انسان شود.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از فارس، یکی از سؤالات درباره رجعت این است که چه دلیلی بر آن داریم و چگونه رجعت با برخی آیات قرآن کریم که می‌فرماید «کسی از مردگان باز نمی‌گردد» سازگار است؟

آیت‌الله جعفر سبحانی از مراجع عظام تقلید در کتاب «سیمای عقائد شیعه» این مسأله را بررسی کرده است.

رجعت در اصطلاح علما

رجعت به معناى بازگشت است.

در اصطلاح، به بازگشت زندگى به مجموعه‏‌اى از مردگان پس از نهضت جهانى حضرت مهدى علیه‌السلام گفته مى‏‌شود.

این بازگشت، پیش از فرارسیدن روز قیامت است و بنابراین، سخن از بازگشت و رجعت، از نشانه‏‌هاى قیامت است.

ظهور امام مهدى علیه‌السلام، چیزى است، بازگشت حیات به شمارى از مرده‏‌ها چیز دیگر، همچنان که رستاخیز هم مسأله سومى است که باید همه اینها را از هم تفکیک کرد.

شیخ مفید گفته است: خداوند، گروهى از امت محمد صلى الله علیه و آله را پس از مرگشان، قبل از روز قیامت بر مى‏‌انگیزد. این عقیده به آل ‏محمد صلى الله علیه و آله اختصاص دارد و قرآن هم گواه آن است.

سید مرتضى هم درباره رجعت نزد شیعه مى‏‌گوید: عقیده شیعه امامیه این است که خداوند، هنگام ظهور امام زمان، گروهى از پیروان او را که پیشتر در گذشته‏‌اند بر مى‏‌گرداند، تا به ثواب یارى او و دیدار دولتش برسند. بعضى از دشمنانش هم بر مى‏‌گردند، تا از آنان انتقام گرفته شود. آنگاه پیروان آن حضرت از دیدن ظهور و غلبه حق‏ و برترى حق‌پرستان لذت مى‏‌برند.

علامه ‏مجلسى می‌گوید: رجعت‏ مخصوص کسانى ‏است که‏ مؤمن خالص ‏یا منافقِ محض از امت اسلام باشند، نه از امت‌‏هاى پیشین.

پس عقیده به رجعت، از امور مسلم و قطعى است و روایات فراوانى ‏که ‏از ائمه معصومین آمده، جایى براى تردید در آن باقى نمى‏گذارد.

علامه مجلسى مى‏‌گوید: چگونه یک مؤمن در حق بودن ائمه اطهار شک مى‏‌کند، در حالى که حدود دویست حدیث صریح از آنان در این زمینه نقل شده و سى و چند نفر از بزرگان در بیش از پنجاه تألیف خود آنها را روایت کرده‏‌اند، همچون کلینى و صدوق و ...

شیخ حرّ عاملى هم درباره روایات مربوط به رجعت مى‏‌گوید: آنها بیش از حدّ شمارش است و تواتر معنوى دارد.

اینک، پس از نقل بعضى از کلمات بزرگانِ علما و محدثان شیعه در باره رجعت، مى‏‌گوییم که سخن در باره رجعت در چند محور مطرح است:

1- امکان رجعت‏

در امکان رجعت، امکان برانگیختن زندگى نو در قیامت کافى است، چرا که رجعت و معاد، دو پدیده همگون و از یک نوع‏‌اند، با این تفاوت که رجعت از نظر کیفیت و کمیت محدود است و پیش از قیامت رخ مى‏‌دهد، اما در معاد، همه مردم برانگیخته مى‏‌شوند تا زندگى ابدى خود را آغاز کنند.

پس پذیرش امکان حیات مجدد در قیامت، با اعتراف به امکان رجعت در زندگى دنیوى ما ملازم است و چون سخن ما با مسلمانانى است که ایمان به معاد را از اصول دین خود مى‏‌دانند، پس باید امکان رجعت را هم بپذیرند.

2- رجعت در امت‏هاى گذشته‏

در امت‏هاى پیشین، رجعت‏‌هاى بسیارى اتفاق افتاده است، همچون:

1- احیاى گروهى از بنى‏‌اسرائیل «بقره/ 55 و 56»

2- احیاى کشته بنى‏‌اسرائیل «بقره/ 72 و 73»

3- مرگ هزاران نفر و زنده شدن دوباره آنان «بقره/ 243»

4- برانگیختگى عُزیر پس از گذشت صدسال از مرگ وى «بقره/ 259»

5- زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسى علیه‌السلام. «آل عمران/49»

پس از وقوع رجعت در امت‏هاى پیشین، آیا مجالى براى شک در امکان آن باقى مى‌‏ماند؟

این پندار که رجعت نیز از قبیل تناسخ است که عقلاً محال است، تصور باطلى است. چون تناسخ به معناى بازگشتِ فعلیّت به قوّه و بازگشت انسان به دنیا از راه نطفه و گذراندن دوباره تکوّن بشرى است تا دوباره انسان گردد، چه روح او در جسم انسانى حلول کرده باشد یا در حیوانى. کجاى این مثل بازگشت روح به بدنى است که از هر جهت به کمال رسیده است، بى‏‌آنکه پس از فعلیت دوباره به مرحله قوه برسد؟

رجعت در امت اسلامى‏

دلیل بر وقوع رجعت در این امت، این آیه است:

«وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اْلأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ» «نمل/82 و 83»؛ (و هنگامى که فرمان عذاب آنها رسد (در آستانه رستاخیز) جنبنده‌‏اى را از زمین براى آنان بر مى‏آوریم که با آنان تکلّم مى‏‌کند (و مى‏‌گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمى‏‌آورند. روزى که ما از هر امتى گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى‏‌کردند محشور مى‏‌کنیم و آنان را نگه مى‏‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند.)

از مفسران کسى شک ندارد که آیه اول مربوط به حوادث قبل از روز قیامت است، از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله هم روایت است که بیرون آمدن جنبنده از زمین از علایم قیامت است، جز این که میان مفسران اختلاف نظر است که مقصود از «دابّة الأرض» (جنبنده زمین) کیست و چگونه بیرون مى‏‌آید و چگونه حرف مى‏‌زند و مطالب دیگر که نیازى به طرح آنها نیست.

مسلم روایت کرده است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت برپا نمى‏‌شود تا آنکه 10 نشانه پدید آید: فرو رفتن زمین در مشرق، در مغرب و در جزیرة العرب، دود، دجّال، دابّة الأرض، یأجوج و مأجوج، طلوع خورشید از مغرب و آتشى که از قعر عدن بیرون مى‏‌آید و مردم را مى‏‌کوچاند.» (صحیح مسلم جلد 8 ص 179)

سخن در آیه دوم است. حق آن است که آیه ظهور دارد در حوادث پیش از قیامت، چرا که آیه، بیانگر زنده شدن گروهى از هر جماعت است. یعنى همه برانگیخته نمى‏‌شوند، روشن است که زنده شدن در قیامت مربوط به همه است نه برخى.

خداوند مى‏‌فرماید: «روزى است که کوه‏ها را جابه‏ جا مى‏‌کنیم و زمین را آشکار و مسطح مى‏‌بینى و همه آنان را بر مى‏‌انگیزیم و احدى از آنان را فروگذار نخواهیم کرد» «... وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً». (کهف/47)

آیا پس از این بیان صریح، مى‏توان آیه مورد بحث را به روز رستاخیز و قیامت تفسیر کرد؟ دو قرینه دیگر هم هست که ظرف زمانى حادثه را بیان مى‏‌کند:

اول: آیه پیش از آن یکى از علایم قیامت را که خروج جنبنده زمین است براى مردم بیان مى‏‌کند، طبیعى آن است که زنده شدن گروهى از مردم به همین مسأله مربوط باشد.

دوم: در همان سوره در آیه 87 یعنى پس از سه آیه، سخن از قیامت و دمیده شدن در صور و وحشت همه اهل آسمان‏ها و زمین است و این نشان مى‏‌دهد که حوادث پیش از آن مربوط به قبل از آن روز است و زنده شدن گروهى از تکذیب کنندگان آیات خدا حتماً پیش از قیامت رخ خواهد داد و از علایم آن روز است و در وقتى پدید خواهد آمد که جنبنده‏‌اى از زمین بیرون مى‏‌آید و با مردم حرف مى‏‌زند.

شگفت از سخن فخر رازى که مى‏‌گوید: زنده شدن گروهى از هر امت پس از برپایى قیامت واقع خواهد شد. (مفاتیح الغیب، جلد 4 ص 218)

این سخن بى‏‌اساس است و ترتیب و پیوند آیات با هم آن را نفى مى‏‌کند و بر اعتقاد شیعه که آیه مربوط به پیش از قیامت است تأکید مى‏‌کند. به علاوه، زنده شدن گروهى از مردم با اعتقاد به حیات مجدد همه انسان‏ها در قیامت ناسازگار است.

آرى، آیه از حشر دروغگویان سخن مى‏‌گوید، اما رجعت گروهى دیگر از صالحان بر عهده روایات رجعت است.

قرآن در باره کیفیت وقوع رجعت و خصوصیات آن چیزى نگفته است، مثل برزخ و حیات برزخى.

وقوع رجعت در امت‏هاى پیشین، وقوع آن را در این امت نیز تأیید مى‌‏کند

ابو سعید خدرى روایت کرده است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

«شما وجب به وجب و ذراع به ذراع از سنت‏‌هاى پیشینیان پیروى خواهید کرد، حتى اگر آنان وارد سوراخ سوسمارى هم شده باشند، شما نیز چنین خواهید کرد. گفتیم: دنباله‏ روى از یهود و نصارا اى رسول خدا؟ فرمود: پس کى؟» (صحیح بخاری جلد 9 ص 112)

و نیز به روایت ابوهریره، پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت برپا نخواهد شد مگر آنکه امت من مثل امت‏‌هاى گذشته وجب به وجب و ذراع به ذراع گرفتار خواهند شد. گفتند: یا رسول‏ اللَّه، مثل ایرانیان و رومیان؟ فرمود: مگر مردم جز آنانند؟ (صحیح بخاری جلد 9 ص 112)

صدوق نیز روایت کرده است که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «هر چه در امت‏‌هاى گذشته بوده، در این امت هم همانند آن خواهد بود، گام به گام و مو به مو.» (کمال الدین، ص 567)

از آنجا که رجعت در امت‏‌هاى گذشته از حوادث مهم بوده، پس باید مانند آن در این امت هم به دلیل همگونى و مشابهت پیش آید.

مأمون عباسى از حضرت رضا علیه‌السلام در باره رجعت پرسید. آن حضرت جواب فرمود: حق است، در امت‏‌هاى گذشته هم بوده، قرآن هم از آن سخن گفته و پیامبر خدا صلى الله علیه و آله هم فرموده است: در این امت، هر چه در امت‏‌هاى پیشین بوده خواهد بود، گام به گام و مو به مو. (بحارالانوار، جلد 53 ص 59)

این حقیقت رجعت و دلایل آن است.

معتقدان به آن هم بیش از این ادعایى ندارند و خلاصه‏‌اش بازگشت حیات به دو گروه از نیکان و بدان پس از ظهور امام مهدى علیه‌السلام و پیش از قیامت است و آن را جز کسى که به دلایل آن دقت نکند، انکار نمى‏‌کند.

چند سؤال و پاسخ آن‌ها

سؤال اول: بازگشت ظالمان با آیه‏‌اى که مى‏‌گوید: «مردمى را که هلاکشان کردیم، بازگشت بر آنان حرام است» «انبیا/95» چگونه قابل جمع است؟ این آیه، با قاطعیت رجوع آنان را نفى مى‏‌کند.

جواب: این آیه مخصوص ظالمانى است که در این دنیا به کیفر ظلمشان هلاک شده‏‌اند که آنان بر نمى‏‌گردند. اما ستمگرانى که بدون مؤاخذه از دنیا رفته‏‌اند، برخى بر مى‏‌گردند تا کیفر عملشان را ببینند، سپس در آخرت هم به عذاب شدیدتر گرفتار مى‏‌شوند. پس آیه ارتباطى به بحث رجعت ندارد.

سؤال دوم: ظاهر آیه‏‌اى که مى‏‌فرماید: «وقتى مرگ یکى از آنان مى‏‌رسد، مى‏‌گوید: خدایا مرا برگردانید تا کار نیک انجام دهم. هرگز! این سخنى است که مى‏‌گویند و پس از مرگشان برزخى است تا روز قیامت» «مومنون/99 و 100» آن است که پس از مرگ، بازگشتى به دنیا نیست.

جواب: آیه از یک قانون کلى حکایت مى‏‌کند که قابل استثناء در برخى موارد است و دلیل آن زنده شدن بعضى از مردگان در امت‏‌هاى پیشین است.

اگر عدم بازگشت به دنیا یک قانون و سنت کلى و استثناء ناپذیر بود، بازگشت برخى به دنیا با عموم آیه تناقض داشت. این آیه هم مثل سنت‏‌هاى دیگر الهى در مورد انسان است و مى‏‌رساند که طبیعتاً پس از مرگ، حیاتى نیست تا قیامت و این منافاتى ندارد که در بعضى موارد به خاطر مصالح برتر، رجعتى صورت بگیرد.

سؤال سوم: استدلال به رجعت، مبتنى بر این است که آیه «وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً ...» «نمل/83» را حاکى از وقوع حادثه پیش از قیامت بدانیم. ولى ممکن است آیه، درباره حادثه‏‌اى در روز قیامت باشد که قبل از آیه «وَیَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» «نمل/87» ذکر شده و طبیعى آن بود که پس از آن ذکر شود و مراد از فوجى از هر امت، گروهى از ستمگران و سران‏ آن اقوام باشند.

جواب: اولًا: بر فرض آنکه آیه «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ ...» حکایت‏گر واقعه‏‌اى در روز قیامت باشد، تقدم آن بر آیه نفخ صور، اختلالِ بى‏‌دلیل در آهنگ کلام است.

ثانیاً: ظاهر آیات مى‏‌رساند که دو روز وجود دارد: یکى روزى که از هر امتى گروهى زنده مى‏‌شوند و دیگرى روزى که در صور دمیده مى‏‌شود. این که آن روز را از متمم‏‌هاى روز قیامت بشماریم، لازمه‏‌اش آن است که آن دو روز، یک روز باشد و این خلاف ظاهر آیات است.

رجعت در کلام علامه طباطبایی(ره)


اتحاد این قیامت، رجعت و ظهور امام زمان، بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور، باعث شده که در تفسیر ائمه (ع) بعضى آیات، گاهى به روز قیامت، و گاهى به روز رجعت، و گاهى به روز ظهور مهدى (عج) تفسیر شود.

به گزارش سرویس فرهنگی مشرق به نقل از فارس، یکی از سؤالات درباره مسأله رجعت این است که نظر علامه طباطبایی در این‌باره چیست؟ همچنین برخی می‌پرسند چرا در روایات، برخی وقت‌ها، یک آیه هم تفسیر به قیامت شده است و هم تفسیر به رجعت و هم تفسیر به ظهور امام زمان (عج)؟

علامه سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر المیزان (ترجمه المیزان جلد دوم صفحه 159) این سؤال را پاسخ گفته است که حاوی نظر ایشان درباره اصل مسال رجعت نیز است که متن آن تقدیم می‌شود.

 

تقریر اشکال برخی نسبت به مسأله رجعت 

فرقه‏‌هاى اسلامى غیر شیعه که عامه مسلمین را تشکیل مى‌‏دهد، هر چند ظهور مهدى علیه‌السلام را قبول دارند، و روایاتش را به طرق متواتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل‏ کرده‌‏اند و لیکن مسأله رجعت را انکار نموده، آن را از مختصات شیعه دانسته‏‌اند، و چه بسا بعضى از کسانى که شیعه زاده‌‏اند، و اسما خود را شیعه مى‏‌شمارند، در این اعصار پیدا شده‏‌اند که مى‌‏گویند: روایات شیعه از احادیث دروغى است که دست یهود و یا کفارى که تظاهر به اسلام مى‌‏کردند، مانند عبد اللَّه سبا و یارانش آنها را داخل در احادیث ما کرده‌‏اند.

و بعضى دیگر در مقام ابطال رجعت از راه دلیل عقلى وارد شده و بطور خلاصه گفته‌‏اند: «مرگ امرى است که با در نظر گرفتن عنایت پروردگار هرگز بر هیچ زنده‌‏اى عارض نمى‏‌شود مگر بعد از آنکه آن موجود زنده به حد کمال رسیده باشد، و زندگیش کامل شده، آنچه در قوه داشته به فعلیت رسیده باشد، و چنین موجودى که تمامى کمالات بالقوه‌‏اش فعلیت یافته، اگر بعد از مردن به دنیا برگردد، در حقیقت دوباره به حالت قوه و استعداد برگشته است، و اینکه چیزى که فعلیت یافته برگردد و بالقوه شود امرى است محال، مگر اینکه مخبرى صادق که یا خود خداست و یا خلیفه‌‏اى از خلفاى او، از چنین برگشتى خبر دهند، هم چنان که در داستان‏‌هاى موسى، و عیسى، و ابراهیم و داستانهایى از دیگران چنین خبرهایى آمده، ولى نه از خدا، و نه از یکى از خلفاى او خبر معتبرى نیامده که دلالت بر رجعت داشته باشد، و روایاتى که قائلین به رجعت به آن تمسک مى‏‌کنند تمام نیست» آنگاه شروع کرده‏‌اند به تضعیف روایات، و یکى یکى را رد کرده‏‌اند، نه صحیحى باقى گذاشتند و نه سقیمى.

نقد دلیل‌های مخالفان رجعت

خوب توجه کن که این بیچاره نفهمیده که اگر دلیلش درست باشد، و راستى دلیل عقلى باشد صدر دلیلش ذیل آن را باطل مى‌‏کند، چون اگر چیزى محال ذاتى شد، دیگر استثنا بر نمى‌‏دارد، که با خبر دادن مخبر صادق از محال بودن برگشته و ممکن شود، بلکه مخبر هر که باشد وقتى از وقوع امرى محال خبر مى‌‏دهد، باید فورا صادق بودنش را تخطئه کرد، و به فرضى که نتوانیم در صادق بودنش شک کنیم، ناگزیر باید خبرش را تاویل کنیم، و معنایى به آن بدهیم که ممکن باشد، مثل اینکه اگر خبر داد که عدد یک نصف عدد دو نیست، و یا خبر داد که تمامى خبرهاى صادق در عین صادق بودن کاذب است، که گفتیم اگر بتوانیم در راستگویى این مخبر تشکیک مى‌‏کنیم، و اگر نتوانستیم ناگزیر کلامش را توجیه مى‌‏کنیم، به طورى که از محال بودن در آید.

و اما اینکه گفت: چیزى که از قوه به فعلیت در آمده، دیگر محال است بالقوه شود، مطلبى است صحیح، و لیکن قبول نداریم که مسأله مورد بحث ما (رجعت) از این باب باشد، براى اینکه مورد فرض او با مورد فرض ما مختلف است، مورد فرض او کسى است که عمر طبیعى خود را کرده، و به مرگ طبیعى از دنیا رفته باشد، که برگشتن او به دنیا مستلزم آن امر محال است، و اما مرگ اخترامى که عاملى غیر طبیعى از قبیل قتل و یا مرض باعث آن شود برگشتن انسان بعد از چنین مرگى به دنیا مستلزم هیچ محذور و اشکالى نیست، چون ممکن است انسان بعد از آنکه به مرگ غیر طبیعى از دنیا رفته در زمانى دیگر مستعد کمالى شود، که در زمانى غیر از زمان زندگیش موجود و فراهم باشد، و بعد از مردن دوباره زنده شود تا آن کمال را بدست آورد.

و یا ممکن است اصل استعدادش مشروط باشد به اینکه مقدارى در برزخ زندگى کرده باشد، چنین کسى بعد از مردن و دیدن برزخ داراى آن استعداد مى‌‏شود، و دوباره به دنیا بر مى‌‏گردد، که آن کمال را به دست آورد، که در هر یک از این دو فرض مسأله رجعت و برگشتن به دنیا جایز است، و مستلزم محذور محال نیست، این گفتارى خلاصه و فشرده بود، در باره مسأله رجعت، و تمام حرف‏‌هاى آن موکول است به مقامى دیگر.

نقد ضعیف دانستن روایات رجعت

و اما اینکه در یک یک روایات مناقشه کرده، و آنها را ضعیف شمرده، در پاسخش مى‌‏گوئیم: هر چند هر یک از روایت‏‌ها روایت واحد است، و لیکن روایات ائمه اهل بیت علیهم‌السلام نسبت به اصل رجعت متواتر است، به حدى که مخالفین مسأله رجعت از همان صدر اول این مسأله را از مسلمات و مختصات شیعه دانسته‌‏اند، و تواتر با مناقشه و خدشه در تک تک احادیث باطل نمى‏‌شود، علاوه بر اینکه تعدادى از آیات قرآنى و روایات که در باب رجعت وارد شده دلالتش تام و قابل اعتماد است، که ان شاء اللَّه به زودى در موردى مناسب متعرض آنها مى‏‌شویم، مانند آیه: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» و آیات دیگر.

علاوه بر اینکه آیات دیگرى از قرآن دلالت اجمالى بر وقوع رجعت دارد مانند آیه: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ» که مى‏‌فهماند آنچه در امت‏‌هاى گذشته رخ داده، در این امت نیز رخ خواهد داد، و یکى از آن وقایع مسأله رجعت و زنده شدن مردگانى است که در زمان ابراهیم و موسى و عیسى و عزیر و ارمیا و غیر ایشان اتفاق افتاده، باید در این امت نیز اتفاق بیفتد.

همچنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله هم کلامى دارند که بطور اجمال مى‏‌فهماند آنچه در امت‏‌هاى سابق اتفاق افتاده در این امت نیز اتفاق خواهد افتاد، و آن این است که فرمود: به آن خدایى که جانم به دست اوست، که شما مسلمانان با هر سنتى که در امت‏‌هاى‏ گذشته جریان داشته روبرو خواهید شد، و آنچه در آن امت‌‏ها جریان یافته مو به مو در این امت جریان خواهد یافت، بطورى که نه شما از آن سنت‏‌ها منحرف مى‌‏شوید، و نه آن سنت‌‏ها که در بنى اسرائیل بود شما را نادیده مى‌‏گیرد. [بحار الانوار ج 53 ص 127]

از اینهم که بگذریم این قضایایى که ائمه اهل بیت علیهم‌السلام خبر داده‏‌اند جزء ملاحم و اخبار غیبى مربوط به آخر الزمان است، و راویانى آنها را آورده‌‏اند که مربوطند به قرن‌‏ها قبل از این، و کتبشان از زمان تالیف تا کنون محفوظ مانده، و نسخه آنها دست نخورده، و ما تا کنون به چشم خود دیده‌‏ایم پاره‌‏اى از آنچه آن حضرات پیشگویى کردند بدون کم و زیاد به وقوع پیوست، قهرا باید نسبت به بقیه آنها نیز اعتماد کنیم، و به صحت همه آنها ایمان داشته باشیم.

چرا بعضی وقت‌ها یک آیه‌، هم به قیامت تفسیر می‌شود هم به رجعت و هم به ظهور امام زمان (عج)؟

حال به آغاز سخن برگردیم، که مى‏‌گفتیم: یک آیه گاهى تفسیر مى‏‌شود به روز قیامت، و گاهى به رجعت، و گاهى به روزگار ظهور مهدى علیه‌السلام.

آنچه از کلام خداى تعالى درباره قیامت و اوصاف آن به دست مى‌‏آید، این است که قیامت روزى است که هیچ سببى از اسباب، و هیچ کارى و شغلى از خداى سبحان پوشیده نیست، روزى است که تمامى اوهام از بین مى‌‏رود، و آیات خدا در کمال ظهور ظاهر مى‌‏شود، و در سراسر آیات قرآنى و روایات هیچ دلیلى به چشم نمى‌‏خورد که دلالت کند بر اینکه در آن روز عالم جسمانى به کلى از بین مى‌‏رود، بلکه بر عکس ادله‌‏اى به چشم مى‌‏خورد که بر خلاف این معنا دلالت دارد، چیزى که هست این معنا استفاده مى‌‏شود که در آن روز بشر یعنى این نسلى که خداى تعالى از یک مرد و زن به نام آدم و همسرش پدید آورده قبل از قیامت از روى زمین منقرض مى‌‏شود.

و خلاصه میان نشاه دنیا و نشاه قیامت مزاحمت و مناقضتى نیست تا وقتى قیامت بیاید دنیا به کلى از بین برود، هم چنان که میان برزخ که هم اکنون اموات در آن عالمند، با عالم دنیا مزاحمتى نیست و دنیا هم مزاحمتى با آن عالم ندارد، هم چنان که از آیه: «تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى‏ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ» (به خدا سوگند که ما به سوى امت‌‏هاى گذشته که قبل از تو بودند رسولانى فرستادیم، ولى شیطان اعمال ایشان را در نظرشان زینت داد، و در نتیجه شیطان در امروز هم سرپرست ایشان شد، و ایشان عذابى دردناک دارند.) (نحل/ 63) این نبودن‏ مزاحمت، استفاده مى‌‏شود.

این حقیقت روز قیامت است، روزى که مردم براى رب العالمین بپا مى‌‏خیزند روزى که همه اسرارشان آشکار مى‌‏شود، چیزى از ایشان بر خدا پوشیده نمى‌‏ماند، و بهمین جهت است که گاهى از روز مرگ به روز قیامت تعبیر مى‌‏شود چون روز مرگ هم روزى است که پرده‌‏ها از روى اسباب براى میت کنار مى‏رود، همچنان که از على علیه‌السلام روایت شده که فرمود: «من مات قامت قیامته» (هر کس بمیرد قیامتش بر پا مى‌‏شود) که ان شاء اللَّه بیان همه اینگونه روایات خواهد آمد.

و روایاتى که رجعت را اثبات مى‏‌کند هر چند آحاد آن با یکدیگر اختلاف دارند، الا اینکه با همه کثرتش (که در سابق گفتیم متجاوز از پانصد حدیث است) در یک جهت اتحاد دارند، و آن یک جهت این است که سیر نظام دنیوى متوجه به سوى روزى است که در آن روز آیات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى‌‏شود، روزى که در آن روز دیگر خداى سبحان نافرمانى نمى‌‏شود، بلکه به خلوص عبادت مى‏‌شود، عبادتى که مشوب و آمیخته با هواى نفس نیست، عبادتى که شیطان و اغوایش هیچ سهمى در آن ندارد، روزى که بعضى از اموات که در خوبى و یا بدى برجسته بودند، یا ولى خدا بودند، و یا دشمن خدا، دوباره به دنیا بر مى‏‌گردند تا میان حق و باطل حکم شود.

و این معنا به ما مى‌‏فهماند روز رجعت خود یکى از مراتب روز قیامت است، هر چند که از نظر ظهور به روز قیامت نمى‏‌رسد، چون در روز رجعت، باز شر و فساد تا اندازه‏‌اى امکان دارد، به خلاف روز قیامت که دیگر اثرى از شر و فساد نمى‏‌ماند و باز بهمین جهت روز ظهور مهدى علیه‌السلام هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى‌‏شود، هر چند که باز ظهور حق در آن روز کمتر از ظهور در روز رجعت است.

و از ائمه اهل بیت علیهم‌السلام نیز روایت شده که فرموده‏‌اند ایام خدا سه روز است، روز ظهور مهدى (ع) و روز رجعت، و روز قیامت.

و در بعضى از روایات آمده: ایام خدا سه روز است، روز مرگ و روز رجعت و روز قیامت. [بحار الانوار ج 53 ص 63]

روز ظهور امام مهدى (ع) و روز رجعت و روز قیامت، مراتب مختلف یک حقیقت هستند

و این معنا یعنى اتحاد این سه روز بر حسب حقیقت، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده که در تفسیر ائمه علیهم‌السلام بعضى آیات، گاهى به روز قیامت، و گاهى به روز رجعت، و گاهى به روز ظهور مهدى (عج) تفسیر شود، و در سابق هم گذشت که گفتیم چنین روزى فى نفسه ممکن است، بلکه واقع هم هست، و منکر آن هیچ دلیلى بر نفى آن ندارد.

خلاصه نظر علامه طباطبایی درباره رجعت

على رمضان اوسی، در کتاب «روش علامه طباطبایى در تفسیر المیزان» صفحه 367 درباره نظر علامه طباطبایی درباره رجعت می‌نویسد: علّامه بحث رجعت را مطرح ساخته و در توضیح‏ آن می‌گوید: روایات بسیارى به طور متواتر از ائمه (ع) درباره رجعت وارد شده است. ( کافى، کلینى، کتاب الرجعة.) و اشاره مى‌‏کند که حوادث زیادى از این قبیل در امّت‌‏هاى قبل به وقوع پیوسته است مانند زنده کردن مردگان ...

علّامه هر گونه مانعى در وقوع رجعت را  که نوعى از معاد جسمانى است نفى مى‏‌کند چرا که رجعت با عوالم دیگر تزاحمى ندارد.

ایشان رجعت را از آیه: «وَ یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا فَهُمْ یُوزَعُونَ» استفاده کرده و مى‌‏گوید: «از ظاهر آیه بر مى‏‌آید که مقصود از این حشر، گرد آمدن در روز قیامت نیست زیرا حشر در این آیه براى گروه‌هایى از امّت‏‌هاست نه براى همه. در حالى‏ که خداى تعالى در وصف حشر در روز قیامت مى‌‏فرماید: «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» مؤیّد این نظر اینست که این آیه و دو آیه بعد از آن خبر از برانگیخته شدن جنبده‏‌اى در روى زمین مى‌‌‏دهد که خود یکى از علائم وقوع قیامت است.

از سوى دیگر این آیه قبل از آیه «وَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» تا پایان، آیاتى است که وقایع روز قیامت را توصیف مى‏‌نماید. بنابراین، معنا ندارد که قبل از شروع بیان اصل قیامت یکى از وقایع آن را قبلا ذکر کند چون ترتیب وقوعى اقتضاء دارد که: اگر برانگیختن و جمع شدن هر امّتى جزء وقایع قیامت باشد آن را بعد از مسئله «نفخ صور» و بازگشت بسوى خدا ذکر کند. (المیزان: 15/ 397، نمل: 83، کهف: 47 و نمل: 87) (ولى این‌‏طور ذکر نکرده بلکه قبل از نفخ صور مسئله حشر گروهى از هر امّتى را آورده است. پس معلوم مى‌‏شود این حشر، جزء وقایع قیامت نیست).

مخالفان مرسي چه کساني هستند؟


مصر در سالگرد به قدرت رسيدن محمد مرسي شاهد موج جديدي از درگيري هاي خونين است.
به گزارش مشرق به نقل از مثلث آنلاین، مصر در سالگرد به قدرت رسيدن محمد مرسي شاهد موج جديدي از درگيري هاي خونين است.

به گزارش مثلث آنلاین، قرار است فردا (يکشنبه) مخالفان و در واقع اپوزيسيون دولت قاهره، تظاهراتي عظيم در سالگرد رياست جمهوري محمد مرسي برگزار کنند. اين در حالي است که طي روزهاي گذشته شهرهاي مختلف مصر ، به صحنه اردو کشي هاي خياباني بين موافقان و مخالفان حاکميت کنوني اين کشور تبديل شده است . طي روزهاي اخير موافقان و مخالفان دولت مصر بر ابعاد تحرکات خود افزوده اند و اين نيز به درگيريهاي خونين بين طرفين منجر شده است.

وزات بهداشت مصر ، آمار تلفات درگيريهاي چند روز اخير در مصر را سه کشته و 467 زخمي اعلام کرده است . استانهاي قاهره ، الدقهليه ، الشرقيه ، الغربيه واسکندريه ، در روزهاي گذشته کانون تظاهرات و درگيريها در مصر بوده است.

اين وضعيت درحالي روي داده است که مقرهاي اخوان المسلمين و همچنين حزب عدالت و آزادي در مناطق مختلف مصر ، مورد حمله قرار گرفته است . در شهر قاهره نيز چند روز است که تظاهر کنندگان با استقرار چادر در ميدان التحرير ، تحصن کرده و تاکيد نموده اند تا تحقق خواسته هايشان به تظاهرات ادامه مي دهند . مخالفاني که در ميدان التحرير تجمع کرده اند ، برکناري محمد مرسي را خواستار شده اند.

مخالفان دولت مرسي
از زمان آغاز قيام مردمي عليه حسني مبارک در مصر، اين کشور در عرصه سياسي خود داراي سه نقطه عطف مهم بوده است. کناره گيري حسني مبارک از قدرت، برگزاري نخستين انتخابات پارلماني پس از مبارک و انتخاب محمد مرسي به عنوان نخستين رئيس جمهوري منتخب مصر ، سه نقطه عطف در حيات سياسي جديد مصر هستند.

نکته مهم اين است که پس از هر سه رويداد ، خشونت هاي گسترده، ناامني و بي ثباتي سياسي به ويژگي برجسته جامعه مصر تبديل شدند. مخالفان انقلاب مردمي مصر پس از دو رويداد نخست يعني کناره گيري حسني مبارک و برگزاري نخستين انتخابات پارلماني ، تلاش کردند مانع گسترش انقلاب و تحقق اهداف آن شوند.

مخالفان اصلي و جدي دولت مرسي در ائتلاف جبهه ملي مصر حضور دارند.

جبهه نجات ملي مصر
 ائتلاف جبهه نجات ملي مصر که متشکل از نيروهاي مخالف دولت اين کشور است و پس از انتخاب محمد مرسي به عنوان رئيس جمهوري مصر ايجاد شد.

در واقع بخشي از کساني که در جريان انقلاب مصر نقش برجسته‏ اي داشتند با بازماندگان و مخالفان انقلاب ، عليه رئيس جمهوري جديد ائتلاف کردند. اين ائتلاف که جبهه نجات ملي مصر نام دارد ، از آغاز شکل گيري خواستار کناره گيري محمد مرسي از قدرت شد .

اگرچه چگونگي عملکرد محمد مرسي و اخوان المسلمين در دوران کوتاه قدرت ، عامل اصلي شکل گيري چنين خواستي بود ، اما بيرون ماندن سکولارها و غربگرايان مصري از قدرت موجب تداوم تحرکات ضد اخواني و ضد دولتي شده است .

برخي از نامزدهاي ناکام رياست‌جمهوري نظير عمرو موسي، حمدين صباحي و شخصيتهايي نظير محمد البرادعي و شماري از احزاب ليبرال و سکولار و حتي پاره‌اي از شخصيتهاي انشعابي اخوان‌المسلمين در اين ائتلاف ضد دولتي مصر حضور دارند.

برخي از شخصيت هاي حاضر در اين جبهه از جمله عمرو موسي خود را يک وزنه سياسي مهم و داراي تفکر در تحولات مصر مي دانند.

جبهه نجات ملي با کمک قدرت هاي غربي و برخي کشورهاي مرتجع عربي براي متوقف کردن فعاليت دولت تازه تاسيس مصر همه نوع تلاش انجام داد. رهبران جبهه نجات ملي که در عرصه انتخابات ، بازي قدرت را به اخوان المسلمين باختند ، به راههاي غير دموکراتيک براي ورود به قدرت متوسل شدند ، در حالي که شعار اصلي شان دموکراسي است.

ايجاد درگيري هاي قومي و خياباني، اختلال در روند فعاليت دولت، ممانعت از برگزاري انتخابات پارلماني جديد و همچنين اعمال فشار براي تغيير برخي از وزراي کابينه از مهمترين تحرکات و اقدام هاي جبهه نجات ملي عليه دولت محمد مرسي است.

بنابراين  هدف مشترک مخالفان در جبهه نجات ملي ، سرنگوني دولت محمد مرسي و تشکيل دولت جديد است . مخالفان ادعا مي کننند که اخوان المسلمين درصدد ايجاد ديکتاتوري حزبي در مصر است و رفتارها و انتصاب هاي محمد مرسي نيز گوياي اين موضوع است.

جبهه نجات ملي براي دستيابي به هدف خود از راهکارهايي نظير ايجاد اعتراض هاي گسترده مردمي، استفاده از نيروهاي مسلح به ويژه نيروها و فرماندهان ارشد نظامي و همچنين ممانعت از برگزاري انتخابات استفاده مي کنند.

در همين راستا جبهه نجات ملي، متشکل از ليبرالها و چپ گراهاي مصري براي برگزاري تظاهراتي در روز سي ژوئن، فراخوان داده اند . احزاب مخالف مصري از مردم اين کشور خواسته اند همزمان با اولين سالگرد رياست جمهوري مرسي ، تظاهرات ضد دولتي برگزار کرده و برکناري وي و برگزاري انتخابات رياست جمهوري زود هنگام را فرياد بزنند .

عمرو موسي
يکي از مخالفان اصلي محمد مرسي، عمرو موسي رئيس حزب کنگره و عضو ارشد جبهه نجات ملي مصر است. او پيش از اين دبير کل اتحاديه عرب بوده و قبل از آن سال ها وزير امور خارجه مصر بوده است. وي از دهه هفتاد وارد وزارت امور خارجه مصر و از ابتداي دهه هشتاد وارد دنياي سياست شد. البته دوران سياسي او با تصدي پست وزارت خارجه مصر در ابتداي دهه نود ميلادي آغاز شد. موسي که متولد 1936 است، يکي از مهم ترين و بارزترين مقام هاي عالي رتبه دوران رياست جمهوري سي ساله حسني مبارک محسوب مي شود.


در ابتداي انقلاب مصر در ژانويه 2011 موسي به جمع مخالفان او پيوست و خود را به عنوان يک چهره انقلابي مخالف حکومت نشان داد. موسي در انتخابات اخير رياست جمهوري مصر نيز نامزد شد و به رغم اين که گمان مي رفت برنده اصلي انتخابات باشد، شکست سنگيني خورد و از ميان آراي حدود 51 درصدي راي دهندگان مصري رتبه چهارم را به دست آورد و از گردونه رقابت ها حذف شد.

اکنون او خواستار برگزاري زودهنگام انتخابات رياست جمهوري در مصر است.
او اخيراً در گفت و گو با خبرگزاري اسو شيتد پرس گفته است: مخالفان برگزاري انتخابات زود هنگام را خواستار هستند . به گفته عمرو موسي هر گونه تغيير و تحول در مصر بايد به شيوه هاي دموکراتيک ايجاد شود.

رئيس حزب کنگره مصر گفت "محمد مرسي" رئيس جمهوري با جديت به مطالبات مخالفان رسيدگي نمي کند و نمي خواهد اذعان کند که نارضايتي در کشور وجود دارد .

عمرو موسي در تازه ترين مصاحبه خود با روزنامه الحيات گفته است:  واقعا از تغيير مصر در نبود soft power و آينده نگري و تصميم هاي سرنوشت ساز مي ترسم. لازم است که در اولويت هاي سياسي مصر تجديد نظر شود و آموزش و پژوهش علمي را قبل از هر چيز مد نظر داشته باشيم، براي اين که چيزهاي بسياري هستند که از نزد مردم گم شده اند، گم شده اند چون سوء مديريت حاکميت مسبب آن شده است.

محمد البرادعي
يکي از برجسته ترين مخالفان دولت مصر و جماعت اخوان المسلمين، محمد البرادعي رئيس حزب الدستور و از رهبران جبهه معارض نجات ملي مصر است. ديپلمات و سياستمدار مصري، دارنده جايزه صلح نوبل در سال 2005 مي باشد. البرداعي در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي (IAEA) بين سالهاي 1997 تا 2009 به عنوان دبير کل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بوده است.

اکنون محمد البرادعي از سياستمداران مخالف نظام اخواني حاكم بر مصر به شمار مي رود. محمد البرادعي رئيس حزب الدستور مصر اخيراً در گفتگو با روزنامه الحيات چاپ لندن گفته است: گروه اخوان المسلمين به طور کامل شکست خورده است و مرسي در حال تبديل شدن به فرعوني ديگر در اين کشور است.


 وي با بيان اينکه ما از زماني که اين گروه -اخوان المسلمون - حکومت را در مصر بدست گرفته است از عنادورزي آنها و عدم دريافت پيام مخالفان رنج مي بريم، گفته است: اين شوراي نظامي بود که در نتيجه ناآگاهي از چگونگي اداره کشور و ترس از دست دادن دستاوردهايشان و از باج خواهي اخوان المسلمين از آنها زمينه ساز اين امر شد و ما را به بن بست رساند.

البرادعي در اين مصاحبه با تاکيد بر اين مساله مي گويد: اينکه بعد از آنها اخوان المسلمين روي کار آمدند تا مرسي را به فرعون جديدي تبديل کند که قواي مقننه و مجريه را بدست بگيرد و قوه قضائيه را به حاشيه براند و شکاف و درگيري و مشکل ايجاد کند؛ به جاي اينکه با يکديگر درباره چگونگي تلاش براي آموزش و بهداشت و اقتصاد کشور تمرکز کنيم.
وي با اشاره به نگراني خود درقبال اوضاع مصر مي گويد: ديدگاه روشن نيست و کشور دچار شکاف است و ما چندين دهه حکومت استبدادي را به ارث برده ايم. خشم و نارضايتي شديدي در بين جواناني که انقلاب کردند وجود دارد زيرا احساس مي کنند که انقلاب از آنها به سرقت رفته است يا اينکه اميد يا روياي آنها به سرقت رفته است زيرا اين جوانان روياي آينده داشتند و نوعي خشم و نااميدي در بين جوانان است که 60 درصد ملت مصر را تشکيل مي دهند و زير 30 سال سن دارند. انقلاب به دلايل مختلف و براي تحقق آزادي سياسي بوقوع پيوست و اکثريت ملت مصر براي تامين نيازهاي اساسي و حق معيشت و زندگي و کرامت و برخورد انساني قيام کردند و اينها الان احساس مي کنند که همان رژيم ادامه دارد؛ اما با رنگ و بوي ديني يا آنچه به آن رنگ و بوي ديني اطلاق مي شود. طبيعي است اخوان المسلمين و کساني که با آنها هستند؛ انقلاب را به سرقت بردند.

وي همچنين گفته است: زمان آن فرا رسيده که مرسي به ملت بگويد که شکست خورده است.

حمدين صباحي
از ديگر مخالفان محمد مرسي، حمدين صباحي مؤسس جريان مردمي و نامزد سابق رياست جمهوري مصر، است.

حمدين صباحي متولد سال 1954 در استان کفرالشيخ است. وي يکي از فعالان رسانه اي است، که به دليل مخالفت با رژيم حسني مبارک مشهور شد.

صباحي مؤسس حزب "الکرامه" است و در اولين انتخابات رياست جمهوري پس از سقوط حسني مبارک بعنوان يک نامزد مستقل  حاضر شد اما شکست را از محمد مرسي پذيرفت.

صباحي مردم مصر را عليه جماعت اخوان‌المسلمين تحريک مي کند.
مؤسس جريان مردمي و نامزد سابق رياست جمهوري مصر مي گويد: مصري‌ها همگي در انقلاب شرکت کردند اما انقلاب از جانب گروه اخوان‌المسلمين و مرسي که قدرت را به دست گرفته‌اند، به سرقت رفت. ملت مصر بايد براي تکميل انقلاب و ايستادگي در برابر حکومت متحد شود زيرا هيچ قدرتي نمي‌تواند در برابر ملت انقلابي بايستد.


 وي همچنين تهديد به تحصن در ميدان التحرير تا برگزاري انتخابات زودهنگام رياست جمهوري کرده و گفته است:توافق براي تحصن در ميادين و مقابل کاخ الاتحاديه و استفاده از سلاح تحصن در ميدان که در جريان انقلاب 25 ژانويه نيز از آن استفاده شد، وجود دارد.تظاهر‌کنندگان چند روز در چادرها سر مي‌کنند و حتي اگر ماه رمضان هم فرا رسد به تحصن خود ادامه مي‌دهند و هرگز از آن منصرف نخواهند شد تا اينکه مرسي برگزاري انتخابات زودهنگام رياست جمهوري و زمان آن را اعلام کند.
 
 سران جنبش تمرد و ششم آوريل
گروه ديگر که براي مخالفت با دولت مرسي در مصر بوجود آمده است؛ جنبش جديد التاسيس تمرد (شورش ) است که گفته تاکنون پانزده ميليون امضا جمع کرده است و از موضوعات مرتبط با بحران اقتصادي کنوني، کمبود فراورده هاي نفتي، قطعي مکرر برق و افزايش قيمت کالاهاي اساسي ، براي گرد آوردن مصري هاي خشمگين در روز سي ژوئن ، استفاده مي کند .

اين گروه با بيان اين نکته که مرسي در سخنراني اخير خود تنها به مخالفان حمله کرد و به آنها اتهام دشمني با دمکراسي را زد، سخنان دير هنگام رئيس جمهور مصر را سرپوشي بر ناکامي ها ي دولت قاهره قلمداد کرده است.

جنبش ششم آوريل نيز موضعي مشابه ، در قبال تحولات مصر دارد و با دولت مرسي مخالفت مي کند.

محمد عادل از موسسان جنبش ششم آوريل و همچنين محمد بدر ، موسس جنبش تمرد از ديگر شخصيتهايي کساني هستند که  مستقيم و يا غير مستقيم در شکل گيري تظاهرات ضد دولتي در مصر نيز نقش داشته اند و اکنون به مخالفان جدي مرسي تبديل شده اند.

تحليل آريا؛
 بسياري از آگاهان سياسي براين باورند ،التهاب سياسي و اجتماعي حاکم بر مصر ، ناشي از آن است که رهبران برخي گروههاي سياسي ، ساختار کنوني قدرت را برنتابيده اند . اگر چه وضعيت سياسي فعلي و درواقع ترکيب کنوني هرم قدرت در مصر نتيجه مراجعه به آراي عمومي بوده است ، اما اين براي پاره اي سياستمداران مصري که در زمان رژيم سابق از جايگاه و پستهاي قابل قبولي برخوردار بودند ، قابل تحمل نبوده است.

سياستمداراني همچون البرادعي و عمروموسي ، اکنون خود را حاشيه نشين مي بينند ، خصوصاً آنکه مشاهده مي کنند ازطريق آراي مردمي حزبي اکنون در مصر از بيشترين وزن سياسي برخوردار است که پيش از اين جايگاهي در ساختار قدرت ، نداشت . اين موضوع به اضافه ، مطالباتي که آنان از نظام جديد مصر دارند ، بستري را براي رويارويي با حاکمان کنوني اين کشور بوجود آورده است.

برخي از ديگر تحليل گران سياسي ، بحران حاکم بر مصر را ناشي از عملکرد مرسي و جناح حاکم بر اين کشور مي دانند . مرسي ،نماينده حزب عدالت و آزادي ، شاخه سياسي اخوان المسلمين مصر است که با اکثريت آراي مردمي به کرسي رياست جمهوري دست يافت . وي قول داده بود دولت ائتلافي تشکيل دهد و از همه جريانهاي سياسي در ساختار نظام جديد اين کشور استفاده کند. اين وعده تا حدودي محقق شد و مرسي نيز از جناحهاي فکري مختلف در دولت و در هيئت وزيران استفاده کرد . اما در اين بين برخي گروههاي سياسي نظير ليبرالها و چپ گراها که در نهادهاي قانوني نظير پارلمان و مجلس موسسان با اقبال عمومي روبر نشدند ، حاشيه نشين گريدند . اين گروه ، حاشيه نشيني را برنتافتند وبا طرح پاره اي موضوعات تحريک آميز واتهام زني به دولت و حاکميت مصر ، به سنگ اندازي در مسير روند سياسي اين کشور پرداختند . در اين بين پاره اي اقدامات دولت قاهره و شخص مرسي نيز بهانه را به دست آنان داد و سيل انتقادات عليه رئيس جمهور و حاکميت آغاز شد . تغيير جمعي فرماندهان ارتش ، بازنشسته کردن اجباري برخي نظاميان که غالباً در زمان رژيم سابق از موقعيت ويژه اي برخوردار بودند ، تغيير برخي قضات دادگاهها و درعين حال تغيير بيشتر استانداران ، جملگي اقداماتي بود که از جانب مخالفان دولت قاهره ، تحرکي در جهت يکدست کردن نهادهاي دولتي و مدني از جانب مرسي تلقي مي شود.

برخي از تحليلگران نيز معتقدند رئيس جمهوري مصر از عمل کردن به وعده هايي که در گذشته داده بود به ويژه وعده هايي که با زندگي هر روزه مردم مصر سروکار دارد ، سر باز زده است.

در حال حاضر مخالفان دولت مرسي از جمله جبهه نجات ملي مصر از نارضايتي مردم مصر از سياست هاي مرسي مي گويند.

شهاب وجيه، سخنگوي حزب مصريان آزاد و عضو جبهه نجات ملي مصر اخير در گفتگويي گفته است : مصري‌ها ديگر از سياست‌هاي مرسي راضي نيستند.حقيقت اين است که محمد مرسي در تمامي زمينه‌هايي که مصر تا کنون از آن‌ها رنج مي‌برده ناکام بوده است. اين توطئه نيست. اين يک ناکامي و شکست بسيار ساده است. اين همان چيزي است که ما در قاهره از آن رنج مي‌بريم.

در همين راستا  نتايج نظرسنجي در مصر نشان مي دهد فقط 30 درصد مردم اين کشور از عملکرد محمد مرسي ، رئيس جمهوري مصر راضي هستند.

نتايج نظرسنجي که اخيرا موسسه افکار سنجي آمريکايي "پيو" انجام داده است نشان مي دهد 30 درصد مردم مصر معتقدند کشورشان در مسير درست حرکت مي کند.

بر اساس نتايج اين نظر سنجي ، اين ميزان در سال گذشته ، 53 درصد و در سال 2011، 56 درصد بود ، اين در حالي است که ، فقط 39 درصد مردم مصر معتقدند وضعيت اين کشور اکنون بهتر از زمان رژيم حسني مبارک ، ديکتاتور مخلوع مصر است.


در حال حاضر در شرايط بحراني قرار گرفته است؛ مخالفان هر روز بيش از روز قبل در حال فاصله گرفتن از حاکميت مصر هستند . آناني که زماني منتقد مرسي بودند اکنون اپوزيسيون هستند و تلاش مي کنند ، دولت قاهره را سرنگون کنند . محمد البرادعي و حمدين صباحي از شخصيتهاي ذي نفوذ جبهه نجات ملي ، علناً خواهان استعفاي محمد مرسي شده اند و حتي برخي از ليبرالهاي مصري از مرسي بعنوان فرعون جديدمصر ياد کرده اند . اين تعابير اگر بيش از اين در مصر اشاعه يابد ، خطرناک خواهد بود . خصوصاً آنکه هنوز پايه هاي نظام سياسي جدبد مصر محکم نشده و در واقع روند سياسي اين کشور تکميل نشده است .

از سوي ديگر " آن پاترسون " سفير امريکا در قاهره ، ماموريت يافته تا هر روز گزارشي از اوضاع مصر به وزارت خارجه امريکا در واشنگتن ارائه دهد. درعين حال تماسهاي پاترسون با فرماندهان نظامي مصر افزايش يافته است. اين تحرکات خود نشان از آن دارد که امريکا نسبت به تحولات اخير مصر حساس تر شده است . شايد هم امريکا مترصد فرصتي است تا بعنوان يک بازيگر اصلي در تحولات آتي اين کشور به ايفاي نقش بپردازد . مصر تا پيش از پيروزي انقلاب مردمي اين کشور ، يکي از متحدان اصلي امريکا در منطقه بوده است و واشنگتن نيز بي ميل نيست تا اين موقعيت دوباره احيا شود .

آنچه مسلم است اين است که امروز مصر در شرايطي حساس قرار دارد و اگر براي وضعيتي که اکنون بر اين کشور حاکم شده ، راهکاري انديشه نشود و در واقع اگر توافق ملي در مصر بوجود نيايد ، دور نماي مصر جديد چندان روشن نخواهد بود و سرنوشت مبارک براي مرسي رقم خواهد خورد.

علل شیعه‎کشی در مصر


قتل دردناک شیخ حسن شحاته یکی از رهبران شیعیان و4 تن از پیروان اهل البیت علیهم السلام در مصر فاجعه دردناکی است که بی تردید پی بردن به چرائی شکل گیری این حادثه نیازمند یک تجزیه وتحلیل جسورانه است.
به گزارش مشرق، حسن هانی زاده در خبرآنلاین نوشت: اساسا پس از پیروزی انقلاب اسلامی بدون مبالغه شرایط سیاسی جدیدی بر منطقه حاکم شد. جهان اسلام وبطور مشخص مسلمانان پس از 1400 سال که ازظهور اسلام می‎گذشت به ظرفیت‎ها ی دینامیکی اسلام برای دولت سازی ومقابله با استعمارخارجی پی بردند.

لذا شورش‎ها و قیام‎های پراکنده ای در جهان اسلام به ویژه در یمن ، مصر ، سوریه ، عراق و عربستان صورت گرفت اما این شورش‎ها به سر انجام قابل قبولی نرسید.

دلیل این شکست چیست؟ اولا این شورش‎ها نوعا بصورت هرم وارونه وبدون وجود یک رهبری کاریزماتیک صورت گرفت ولذا از سوی حاکمان این کشورها بیرحمانه سرکوب شدند.

حلقه مفقوده این قیام‎ها تکیه مردم مسلمان به برخی از جریان‎های سیاسی مانند اخوان المسلمین بود که نوعا فاقد مرجعیت لازم وپایگاه مردمی بودند.

هر چند آموزه‎های دینی جوهره این قیام‎ها را تشکیل می‎داد اما سازمان یافتگی این نوع حرکت‎ها بشکلی غیر منسجم وتحت تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی و بصورتی احساسی صورت گرفت وبهمین دلیل با ناکامی مواجه شدند.

برخی قدرت‎ها که به ماهیت ضد استکباری انقلاب اسلامی پی برده بودند با بهره گیری از سازوکارهای خشونت آمیز تلاش کردند تا از تکرار تجربه ایران در کشورهای منطقه جلوگیری کنند.

یکی از رهبران جریان اخوان المسلمین سوریه می‎گوید زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد اخوان المسلمین سوریه آن را سر آغازی برای سرنگونی رژیم‎های لائیک عرب تلقی کردند .

وی می‎افزاید با همین نگاه اخوان المسلمین سوریه در سال 1982 در شهرهای حماء و حمص علیه دولت وقت سوریه شورش کردند اما به دلیل این که این حرکت فاقد یک مرجعیت قابل قبول مردمی بود با شکست مواجه شد. لذا جریان‎های سکولار عربی ، لیبرال‎ها و قومیت‎گراها سریعا خلاء‎های سیاسی را با حذف جریان‎های اسلام‎گرا پر کردند .

علیرغم بی اعتقادی قومیت گرایان عرب به ظرفیت‎های اسلام برای دولت سازی ،تلاش کردند تا نوعی تقابل ایدئو لوژیکی میان اسلام‎گرایان سنتی وسلفی با تشیع به میدان داری ایران ایجاد کنند.

در عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس نگاه تهاجمی و پرخاشگرانه اسلام‎گرایان سلفی نسبت به شیعیان پر رنگتر از سایر کشورهای عربی بود اما این نگاه به مرحله تخاصم وتصادم میان شیعه و سنی نرسید.

با این حال زمینه سازی فرهنگی و روانی برای ایجاد یک تقابل قهری میان شیعه وسنی آغاز شد که شبکه‎های ماهواره ای و فضای مجازی با بهره گیری ظریف و ماهرانه از حوادث تاریخی در ایجاد زیر بنای فکری میان اسلام‎گرایان سنتی وشیعیان نقش دارند.

در عربستان یکصد شبکه ماهواره ای با چرخش مالی سالانه 10 میلیارد دلار در تشدید جریان‎های ضد شیعی وتقویت انگیزه‎های سلفی گری در میان جوانان عرب مشارکت فعال داشته اند.

عربستان در طول 30 سال گذشته بیش از 60 میلیارد دلار برای شکل دهی جریان‎های فکری وهابی در جامعه الازهر مصر وتقویت شیوخ سلفی در این کانون دینی- فرهنگی مهم جهان اسلام هزینه کرده است.

شیعیان پاکستان ، افغانستان ، عراق وحوثی‎های یمن نخستین قربانیان تقویت جریان‎های سلفی ووهابی بودند . متاسفانه جهان غرب با این تلقی که همه شیعیان به نوعی وابسته به ایران هستند وایران نیز طبیعت ضد استکباری دارد ، در مقابل این جنایات سکوت کرد زیرا این کشتارها را نوعی انتقام جوئی از ایران می‎داند.

در قطر نیز بزرگترین کانون فتنه ضد شیعی با تاسیس شبکه الجزیره وحضور جریان‎های وابسته به اخوان المسلمین شکل گرفت.

حضور شیخ یوسف القرضاوی مفتی مصری الاصل قطردر برنامه‎های ثابت وهفتگی شبکه الجزیره صرفا برای دادن مشروعیت مردمی به این شیخ سلفی فتنه‎گر بود که به حق برخی رسانه‎های عربی به وی لقب مفتی ناتو داده‎اند.

شیخ یوسف القرضاوی نفوذ فوق‎العاده‎ای روی سلفی‎ها داشت هر چند به ظاهر سعی می‎کرد تا فاصله خود را از شیوخ وهابی عربستان حفظ کند.

وی برای تاثیر گذاری سیاسی بر جریان‎های دینی عربی، اتحادیه علمای مسلمین را در دوحه پایه گذاری کرد. از آنجائی که متاسفانه در ایران همواره نگاه رهبران دینی به جریان‎های دارای شاکله دینی یک نگاه احساسی وعاطفی است لذا برخی از شخصیت‎های محترم مذهبی در ایران از هیچ تلاشی برای تقویت اتحادیه علمای مسلمین که یک تشکل کاملا هدایت شده ومشکوک است فروگذاری نکردند.

شیخ یوسف القرضاوی که بدون هیچ تردیدی دست پرورده سازمان‎های فراماسونری، صهیونیستی و جاسوسی غرب است نهایت استفاده سیاسی را از حضور شخصیت‎های مورد احترام ایرانی در اتحادیه علمای مسلمین به عمل آورد.

وی هیچگاه نسبت به کشتار الحوثی‎های یمن و شیعیان عراق و بحرین موضع شفافی نگرفت بلکه در تشدید فضای ضد شیعی نقشی کاملا تخریبی ایفا کرد.

از اشتباهات استراتژیکی در ایران ،محاسبات کاملا شکلی وظاهری است که تصور می‎شود مساله وحدت اسلامی با تشکیل برخی کنفرانس‎ها ودعوت از رهبران اسلامی کشورهای مسلمان به این کنفرانس‎ها قابل تحقق است .

این مساله اساسا بنا به دلایل تاریخی هیچگاه تحقق نخواهد یافت زیرا یقینا غرب و سازمان‎های جاسوسی ودستگاه‎های فراماسونری از وجود شکاف عمیق تاریخی میان مذاهب مختلف اسلامی آگاهی دارند وعناصر خود را برای تشدید این اختلاف در نهادهای اسلامی نفوذ می‎دهند.

شیخ یوسف القرضاوی در قطر، شیخ سلمان العوده ، شیخ محمد العریفی در عربستان شیخ ولید الطباطبائی در کویت وشیخ محمد حسان در مصر از جمله شخصیت‎هایی هستند که با قطب نمای سیاسی سازمان‎های فراماسونری حرکت می‎کنند .

این در حالی است که در ایران همه تحت تاثیر شعار فریبنده وحدت اسلامی صادقانه اما ساده‎لوحانه برای تحقق این شعار تلاش می‎کردند اما در نهایت شیعیان در جریان وقایع اخیر منطقه بار دیگر به اصطلاح از پشت خنجر خوردند.

یکی از اشتباهات بزرگ، تقویت جنبش‎های به ظاهر جهادی فلسطین از جمله حماسبود که همه شاهد بودند که چگونه این جنبش راه خود را از حزب الله شیعه جدا کرد ودر صف وهابی‎ها وسلفی‎ها علیه دولت سوریه قرار گرفت.

عبدالعزیز الدویک رئیس سابق پارلمان فلسطین ویکی از رهبران پر نفوذ حماس اخیرا در یک اظهار نظرعجیب اعلام کرد که جهاد علیه دولت سوریه واجب تر ازجهاد علیه اسرائیل است!

خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی و اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس نیز صریحا از گروه‎های سلفی تکفیری سوریه جانبداری کردند وحتی نیروهای خود راعلیه دولت علوی سوریه بسیج کردند.

این امر وحوادث بحرین ، یمن ، سوریه ، عراق ، لبنان ومصر باید به تغییر نگاه رهبران سیاسی و دینی ایران نسبت به همنوائی با برخی جریان‎های سلفیگرا کمک کند.

بدون هیچگونه مجامله وخارج از الفاظ دیپلماتیک وبدون پرده پوشی اساسا خط شیعه با خط سلفی‎های تکفیری که لعابی اسلامی هم دارند هیچگاه در یک نقطه تلاقی نمی کنند.

شیعیان منطقه مخصوصا حزب الله باید ازهدر دادن ظرفیت‎‎‎های خود برای کمک به فلسطنیان پرهیز کنند و خط کشی جدیدی را با جنبش‎‎های فلسطین ایجاد کنند.

شیعیان مصر را می‎توان نخستین قربانیان جریان‎‎های اسلام‎گرا پس از موج بیداری اسلامی تلقی کرد که اگر دولت اخوان المسلمین مصر به رهبری محمد مرسی تقویت شود بسیاری از شیعیان مصر در آتش این دولت اموی خواهند سوخت.

لذا ذوق زدگی در مورد تشکیل دولت‎‎های اسلام‎گرا در مصر و تونس و لیبی با واقعیت‎‎های میدانی وعقیدتی موجود در جهان عرب سازگاری ندارد زیرا تجربه ثابت کرده که سکولار‎های عرب حداقل با مذهب شیعه دشمنی آشکار ندارند اما اسلام‎گرایان حاضرند با شیطان پرستان همکاری کنند اما با شیعیان در یکمسجد نماز نخوانند!.

به همین دلیل باید نگاه دستگاه دیپلماسی ایران به اسلام‎گرایان مصر تغییر کند و سازوکار جدیدی را برای همکاری با لیبرال‎هائی مانند محمد البرادعی، حمدین صباحی وعمرو موسی تعریف کند.

در غیر این صورت منطقه در آینده شاهد کشتار شیعیان بیشتری خواهد بود که در آنصورت تقابل جریان‎های شیعه واسلام‎گرایان سنتی که خواست آمریکا وصهیونیست‎ها است تشدید خواهد شد.