اینفوگرافی/ ثمره دو سال جنگ در سوریه

اینفوگرافی/ ثمره دو سال جنگ در سوریه

وهّابیت تکفیری؛ پیدایش، اهداف و ایده ها 1


وهّابیت تکفیری؛ پیدایش، اهداف و ایده ها 1

مسلمانان جهان و ملت های غیر اسلامی این روزها  شاهد اوج گیری حملات ددمنشانه دشمنان جنایت کار وهابیت تکفیری که از سوی استکبار جهانی به رهبری آمریکا، صهیونیزم و کشورهای اروپائی حمایت می شوند، برعلیه مسلمانان و شیعیان مظلوم به ویژه شیعیان پاکستان هستند. در این جنایات مردم بی دفاع در کوچه و بازار و محل کار هدف قرار می گیرند و به خاک و خون کشیده می شوند!؟.

 

اشاره
مسلمانان جهان و ملت های غیر اسلامی این روزها  شاهد اوج گیری حملات ددمنشانه دشمنان جنایت کار وهابیت تکفیری که از سوی استکبار جهانی به رهبری آمریکا، صهیونیزم و کشورهای اروپائی حمایت می شوند، برعلیه مسلمانان و شیعیان مظلوم به ویژه شیعیان پاکستان هستند. در این جنایات مردم بی دفاع در کوچه و بازار و محل کار هدف قرار می گیرند و به خاک و خون کشیده می شوند!؟. دشمنان اسلام که در کشته شدن یک شهروند عادی در بعضی کشورها فریاد اعتراض گونه و حقوق بشری آن ها به آسمان ها می رسد و گوش ها را کَر می کند! در برابر این حوادث نه تنها هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند، بلکه با کمال بی شرمی و جسارت از عاملان این جنایت ها هم دفاع می کنند!؟. با توجه به این حوادث، جهت روشن تر شدن عوامل این رخدادها و افشای چهره ننگین و رسوای فرقه ی وهابیت تکفیری که از سوی استکبار و دولت های دست نشانده آن ها در منطقه مانند عربستان سعودی، قطر و... حمایت تسلیحاتی و مالی و سیاسی می شوند، مقاله ی زیر که به بررسی چگونگی پیدایش وهابیت از سوی محمدبن عبدالوهاب، ایده ها و افکار آن پرداخته شده، تقدیم خوانندگان عزیز می شود.
قبل از ورود به تحقیق، نکاتی را یادآور می شوم:    
1- فرقه وهّابيان كه توسّط محمّدبن عبدالوهّاب تَميمى نَجدى(1115-1206 هـ.ق) در قرن دوازدهم هجرى در جزيرة العرب تولّد يافت، فرقه اى گمراه، انحرافى و به دور از تعاليم والاى اسلامى بود كه تاكنون غير از تفرقه افكنى، تباهى و تخريب و جنایت در جهان اسلام و كشورهاى اسلامى نتيجه اى نداشته است!.
2- ادعاى توحيد خالص و نفى هرگونه شرك و خرافه پرستى و مبارزه با افكار و اعتقادات كفرآميز!، همراه با قشرى گرى، يك سو نگرى، مغالطه گرى و تخريب آثار اسلامى، در عمل، سر از سازش كارى با كفّار و استعمارگران جهان خوارى مانند انگلستان و آمريكا در آورده است!؟.
3- از طرفى استعمارگران به خصوص استعمارِ انگليس، اگر نگوييم در ايجاد و تأسيس اين فرقه تلاش زيادى كرده؛ روشن است كه بهره هاى فراوانى از اين فرقه و فرقه هاى مشابه مانند قاديانه در هند، بهائيت در ايران و... به چنگ آورده است. اين فرقه هم اكنون مهم ترين و بزرگ ترين آلتِ دست كشورهاى استعمارگر آمريكا، انگليس و بزرگ ترين مانع اتحاد مسلمان مى باشد؟.
4- وهابيان، سرزمين وحى و پيامبران الهى را، پايگاه و مركز رفت و آمد كفّار و مشركان و تجمّع نيروها و ابزار و آلات جنگى دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين كرده اند!.
5- از سوى ديگر، سردم داران اين فرقه ضالّه، با انقلاب اسلامى ايران به رهبرى حضرت امام خمينى(ره) كه بزرگ ترين حماسه اسلامى در قرن چهاردهم هجرى / بيستم ميلادى بود، به مخالفت برمى خيزند و از هرگونه مبارزه و تحريك و آشوب در باره مردم مسلمان ايران و رهبران مذهبى كوتاه نمى كنند!. آمار و ارقام منتشره، نشان مى دهد در عربستان سعودى(مركز وهابيان) در طول سال و هر روز و شب، صدها و هزاران مقاله، سخنرانى، اجلاس، كتاب و... از سوی موسسات و مراکز فرهنگی آن کشور به ویژه، رسانه های خبری وابسته به جریان سلفی- وهابی(سایت ها و ماهواره ها) در مخالفت و مبارزه با اصول و مبانى اصیل شيعه اِثنا عشری[اسلام ناب محمّدى"صلّى الله عليه وآله"] چاپ، نشر، ايراد و برگزار می شود!.
6- با توجه به اين مسائل، علي رغم كتب و مقالات بسيارى كه از طرف انديش مندان و شخصيت هاى علمى و دينى ايران اسلامى و بعضى كشورهاى مسلمان در باره تاريخ، عقايد و عمل كرد فرقه وهابيان منتشر شده است، در این تحقیق تلاش شده با توجه به ضرورت آگاهی بخشیدن به نسل جوان و در دفاع از اعتقادات بر حقّ شيعه اثنا عشری و عموم علاقه مندان مباحث تـــاريخى و شيفته گان انقلاب شكوه مند اسلامى ايران، و توضيح و تبيين فرمايش تاريخى امام خمينى(رحمه الله) در مورد مذهبِ سراپا بى اساس و خرافاتى وهّابيت، گامى هر چند كوچك برداشته و دَین خود را اداء نموده باشم. ان شاء الله.
1ـ محمّد بن عبدالوهّاب كيست؟
فرقه ی وهّابیت در نيمه دوم قرن هجدهم ميلادى ـ دوازدهم هجرى در منطقه نَجد(1) جزيرة العرب(عربستان فعلى) ظهور پيدا كرد. مؤسّس(بنيان گذار) اين فرقه، شيخ محمّدبن عبدالوهّاب بن سليمان مى باشد كه در سال 1115 هـ.ق(2) در شهر عُيَيْنِه به دنيا آمد.می گویند، او از كودكى به مطالعه كتب تفسير و حديث و عقايد(مِلَل و نِحَل) علاقه داشت. فقه حنبلى را نزد پدر خود كه از علماى حنبلى و قاضى شهر بود، آموخت. مسافرت هاى مختلفى به حُرَيْملاء(يكى از شهرهاى نجد)،مكّه(سفر حج) مدينه، بصره، أحساء به قصد فراگيرى علم و دانش و آشنا شدن با اعتقادات و سلوك مردم انجام داد. اين مسافرت ها در حدود سال هاى 1139 هـجری قمری به بعد بود. در اين ايّام محمدبن عبدالوهّاب با اظهار بعضى افكار و اعتقادات در مذمّت و بدگويى رفتار عبادى مردم مسلمان در هنگام طواف، زيارت قبور و توسّل و شفاعت خواستن و... باعث ناراحتى و خشم پدرش(عبدالوهاب بن سليمان(3)، برادرش(سليمان بن عبدالوهاب)(4) و علماى اهل تسنّن مكّه و مدينه و شهرهاى ديگر شد. او با پيشوايان دينى به مخالفت برخاست و به تكفير مؤمنان به ويژه شيعيان پرداخت. او اعلام كرد، زيارت قبر پيامبر اعظم"صلّى الله عليه وآله" و توسّل به آن حضرت و ساير انبياء و اولياء و صالحان و زيارت قبور آن ها شرك است!؟
پدر و برادرش با آراء و انحراف فكرى محمدبن عبدالوهاب به مبارزه بر خواستند(5). پدرش از او خواست اين گونه سخنان اختلاف انگيز را به زبان نراند. برادرش دو كتاب، بر ردّ افكار و آراء او به نام الصواعق الإلهية فى الرّد على الوهابية و فَصل الخطاب فى الرّد على محمدبن عبدالوهاب نگاشت. دامنه اختلاف فكرى بين محمدبن عبدالوهّاب، پدر و برادرش در مورد زندگى مردم و اعمال مذهبى مانند مناسك حج، زيارت قبور، توسّل و شفاعت از بزرگان و... در بين مردم نيز طرح گرديد. مردم از اين گونه حرف هاى خشك و ساده ناراحت بودند و در نزد علماء و بزرگان از جمله"عبدالوهّاب" پدر محمّد شكايت مى كردند و او فرزندش را نهى مى كرد ولى فايده اى نداشت!. بالأخره پدر او در سال 1153 هـ. چشم از جهان فرو بست.(6)
پس از درگذشت پدرش، شيخ محمدبن عبدالوهاب قدرت و جرأت زيادى در اظهار و ابراز سخنانش پيدا كرد و تعدادى پيرو و اصحاب به دنبال سخنان اختلاف برانگيز او حركت كردند و تعدادى نيز در مخالفت با او و عقايدش قصد نابودى و قتل او را داشتند، تا اينكه او در حدود سال 1145 هجرى به صورت رسمى و علنى دعوت خود را آشکار و فرقه جديد«وهّابى يا وهّابيون يا وهّابيت» را از عُيَيْنِه(زادگاهش) اعلام نمود.(7)
لازم به ذكر است كه منطقه نَجد و بعضى از مناطق ديگر حجاز، محل زايش و رشد و نموّ مدّعيان نبوّت و پيامبرى بوده و مى گويند؛ محمّدبن عبدالوّهاب به مطالعه سرگذشت آن ها شديداً علاقه داشت، كه به چند نمونه از آن ها اشاره مى شود:
1ـ مُسَيلمه وائلى معروف به مسيلمه كذّاب، در نزديكى عُيَيْنِه متولد شد و پس از ظهور اسلام و تسخير جزيرة العرب توسط مسلمانان، او به محضر پيامبر"صلّى الله عليه وآله" رفت ولى تسليم نشد و در نامه اى به رسول خدا(ص) ادعاى پيامبرى كرد:
«از مُسيلمه، پيامبر خدا به محمّد رسول خدا، سلام بر تو و بعد، من در أمر[نبوّت] با تو شريكم، نصف زمين از آنِ من و نصف ديگرش از آنِ قريش، اگر چه قريش مردمى متجاوزند».
پيامبر اکرم(ص) در جواب او نوشت: «بسم اللّه الرحمن الرحيم... از محمّد[ص] رسول خدا به مُسيلمة كذّاب، سلام بر كسى كه پيرو هدايت باشد، اما بعد، زمين از آنِ خداوند است و آن را به هر كسى از بندگان خويش كه بخواهد به ارث مى گذارد و عاقبت از آن پرهيزگاران است...».(8)
در زمان ابوبكر، سپاهيان اسلام به ديار بنى حنيفه(محل سكونت مُسيلمه) حمله بردند و او در سال 12 هجرى كشته شد.
2ـ سَجاح بِنْتِ حارِث تميمى كه شاعره بود، پس از رحلت پيامبر"صلّى الله عليه وآله"، ادعاى نبوّت كرد. جمعى از قبيله اش با او همراه شدند و با مُسيلمه كذّاب ازدواج كرد، ولى پس از مرگ او به بصره كوچيد و در زمان خلافت معاويه مرد.(9)
3ـ اَسْعد ذُو الْحَنار، اولين مرتد در تاريخ اسلام مى باشد كه ادّعاى پيامبرى كرد، رســـول خدا"صلّى الله عليه وآله" دستور كشتن او را صادر و بالأخره در سال 11 هجرى كشته شد.(10)
4ـ طُليحة بْن خُويلد(كذّاب) كه از شجاعان عرب محسوب مى شد، در سال نهم هجرى با تعداد زيادى نزد پيامبر(ص) آمد و مسلمان شد، ولى پس از بازگشت، مُرتَدّ گرديد و ادعاى پيامبرى نمود و طرف داران زيادى جمع كرد و به مدينه حمله نمود، ولى مسلمانان آن ها را عقب راندند و طيلحه به سرزمين نجد فرار نمود و بالأخره در نهاوند كشته شد.(11)
محمدبن عبدالوهاب پس از مخالفت مردمِ شهر حُريملاء، به عُييَنه كوچيد. حاكم شهر كه «عثمان بن حَمَد ] مَعْمَر[» بود، او را تحريك نمود تا به قصد حاكميت و سلطنت منطقه با او متحد شود و همين طور نيز شد. در اولين گام قبر «شهيد زيد بن الخطّاب»(12) برادر خليفه دوم را خراب نمودند. با رسيدن خبر به حاكم أحساء و قَطيف، «سليمان بن محمدبن عزيز»، نامه اى به حكم ران شهر عُيَينه نوشت و خواستار قتل محمدبن عبدالوهاب شد ولى عثمان نتوانست اين كار را بكند، فقط تصميم گرفت او را از شهر اخراج كند. لذا محمدبن عبدالوهاب در سال 1160 هجرى به شهر«درعيّه» سرزمين«مُسليمه كذّاب» رفت و با محمدبن سعود وارد گفت و گو و معامله سياسى شد!. اتحاد(بيعت) آن دو، باعث رشد و گسترش آيين وهابيت گرديد كه چگونگى آن در بحث هاى آينده ذكر مى شود.
محمدبن عبدالوهّاب از حدود سال 1143 هـ.ق با جدّيت و تلاش زياد مردم شهر و نواحى را به توحيد خالص! فرا خواند و اعلام نمود كه اسلام واقعى و خالص(يعنى اسلام پيامبر"صلّى الله عليه وآله"، و صحابه) را به آن ها مى گويد و مدعى شد، «اين سيره و روش سلف مى باشد».(13)
2ـ اساتيد
محمد بن عبدالوهاب در نَجد(عُيَيْنه) حدود سال هاى 1120 تا 1139 هـ.ق نزد پدرش عبدالوهّاب دروس مختلف تاريخ، حديث و فقه را طبق مذهب احمدبن حنبل فرا گرفت و مى گويند در سال 1135  تا 1149 هـ.ق در سفر حج در مكّه و مدينه نيز نزد بعضى از علماء آن جا مانند شيخ عبدالله بن ابراهيم(م 1140 هـ.ق)، ابراهيم بن عبدالله(م 1189 هـ. ق) و... . درس خوانده است. چنان چه در بعضى از نوشته هاى او ذكر شده است. در شهر بصره نيز نزد «شيخ محمّد المجموعى» مسائلى را فرا گرفته است.(14)
3ـ مسافرت ها
در باره مسافرت هاى محمدبن عبدالوهاب در بين نویسندگان تاريخ وهابيت، اختلافاتى مشاهده مى شود، مانند اينكه آيا او غير از مكّه و مدينه و بصره(حجاز و عراق) به مناطق و شهرهاى ديگر نيز مهـاجرت كرده است يا خير؟. چنانچه در باره مسافرت محمدبن عبدالوهاب به خارج از جزيرة العرب، نيز نظرهاى متفاوتى ديده مى شود.
الف: موافقان
محمدتقى سپهر(ره) مى گويد: «محمدبن عبدالوهاب از عراق به ايران آمد و در اصفهان در نزد علماى آن شهر به تحصيل پرداخت... او بسيار چيز را بدعت دانست. از جمله بناى قُباب عاليه بر قبور ائمه و انبياء"عليهم السلام" و تهذيب بُقاع به زَر[طلا] و سيم[نقره]، موقوف داشتن اشياء نفیسه در مضاجع متبرّكه و طواف مراقِد ايشان و تقبيل عَتَبه را شرك دانست و مرتكبين اين اعمال را با بت پرستان، برابر...».(15)
احمد امين مصری مى نويسد: «شيخ محمّد[بن عبدالوهاب] در بسيارى از بلاد اسلامى گردش كرد، حدود چهار سال در بصره ماند، پنج سال در بغداد، يك سال در كردستان، دو سال در همدان، سپس به اصفهان كوچ كرد و در آن جا فلسفه اشراق و تصوّف را فرا گرفت. وى از اصفهان به قم رفت و از آن جا به شهر خود بازگشت و مدت هشت ماه از مردم دورى گزيد، آن گاه دعوت جديد خود را بر مردم عرضه كرد».(16)
مستر هِمفرى(17)[Mr.Humphrey] مى گويد: «در بصره... با جوانى آشنا شدم. وى به سه زبان تركى، فارسى و عربى آشنا بود و صحبت مى كرد و جامه طلبه علوم دينى را در برداشت، نامش محمّدبن عبدالوهاب بود، او جوانى بسيار بلند پرواز و تندخو بود و از حكومت عثمانى انتقاد مى كرد... محمدبن عبدالوهاب به اصفهان سفر كرده است».(18)
در دانش نامه ايران و اسلام آمده است: «محمدبن عبدالوهاب به بسيارى از سرزمين هاى اسلامى مانند بصره، بغداد، كردستان، همدان، دمشق و قاهره سفر كرده است».(19)
نويسنده ديگرى به نام مرجليوث[Margoliouth] مى گويد: «محمدبن عبدالوهاب در سال تاج گذارى نادرشاه(1148 هـ ـ 1736 م.) به اصفهان رفت و به مدت چهار سال در آن شهر فلسفه مشاء، فلسفه اشراق و تصوف آموخت. به گاه درنگ در ايران به قم نيز رفت و پس از سفرش بدان شهر بود كه اعلام حمايت از مذهب حنبلى كرد».(20)
عبداللطيف شوشترى مى نويسد: «... بعد از آنكه در وطن، پاره اى از علوم عربى و قدرى از فقه حنفى]صحيح، حنبلى[ خوانده، مسافرت به اصفهان و در آن يونان كده، از فضلاى نام دار و حكماى عالي قدر، استفاده حِكَميّات نموده بر مسائل حِكَمى، كه مَدْحض[لغزشگاه] أقدام عوام كالاًَنعامند، فى الجملة بصيرتى به هم رساند و عَود به وطن و در سَنه 1171 هـ. يا يك، دو سال پس و پيش كه ضبط آن درست معلوم نيست،(صحيح 1153 هـ.) مدعى اين ملّت[ مذهب] گرديد».(21)
ابوطالب اصفهانى(معاصر محمدبن عبدالوهاب) نيز مى گويد، محمدبن عبدالوهاب به اصفهان و بيشتر شهرهاى عراق و ايران حتى به «غَزنين» [از شهرهاى افغانستان] سفر كرد.(22)
مدرسی طباطبائی می نویسد: «شیخ[محمدبن عبد الوهاب]از موطن خود به بصره  و از آن جا به بغداد و سپس به کردستان عراق رفته و از کردستان به همدان آمده و دو سال در آن جا اقامت گزیده است. آن گاه به اصفهان مهاجرت نموده و هفت سال در آن شهر و مدرسه عباسیه از بناهای شاه عباس صفوی اقامت کرده و در این مدت شرح تجرید قوشجی و شرح مواقف میر سید شریف و حکمة العین را نزد میرزا جان اصفهانی... خوانده، سپس از اصفهان به ری و از آن جا به قم آمده و با دوست همراه خود که علی(قزّاز) نام داشت، یک ماه در این شهر ماند. او سپس به بلاد عثمانی و شام و مصر رفت و از مصر به جزیرۀ العرب بازگشت».(23)
ب ـ مخالفان
در برابر اين نقل قول ها كه مدعى هستند، محمدبن عبدالوهاب به خارج از جزيرة العرب، از جمله ايران مسافرت كرده و بسيارى از دانستى هاى خود را از شخصيت ها و مراكز مختلف فكرى و دينى خارج جزيرة العرب فرا گرفته است، مورخّان وهّابى مذهب، به طور كلى منكر مسافرت هاى او به ايران و جاهاى ديگر هستند.
براى نمونه يكى از آن ها مى نويسد: «امّا ما تجاوز الحدّ من أنه سافر الى الشام كما ذكره خيرالدين الزركلى فى «الأعلام» و الى فارس و ايران و قم و اصفهان كما يذكره بعض المستشرقين و نحوهم فى مؤلفاتهم المعروفة بالأخطاء و مجانبة الحقيقة كمرجليوث فى دايرة المعارف الاسلامية و بِرائجس و هيوجز و زُويمر و بالغريف و كتاب لُمعَ الشهاب فى سيرة محمدبن عبدالوهاب و من تأثر به فهو امرٌ غير مقبول لانّ حفيد الشيخ ابن حسن و ابنه عبداللطيف و ابن بِشر نصّوا على َانّ الشيخ محمدبن عبدالوهاب لم يتمّكن من السفر الى الشام كما قدمنا. و اما ما زُعم ان الشيخ رحل الى فارس و ايران و قم و اصفهان فاِنّ عبدالحليم الجُندى يذكر فى كتابه الإمام محمدبن عبدالوهاب او انتصار المنهج السلفى انه ناقش فى هذه الواقعة الشيخ عبدالعزيزبن باز فى الرياض فانكر ما أورده المؤلّفون من رحلة الشيخ الى كردستان و ايران و قرّر انه تلقى هذا عن أشياخه و منهم حفدة الشيخ و بخاصّة شيخه محمدبن ابراهيم...».(24)
ترجمه: «آن چه كه فراوان نقل شده كه شيخ به شام، ايران(فارس)، قم و اصفهان مسافرت كرده مانند گفته زركلى در أعلام و بعضى از مستشرقان و مانند آن ها در تأليفات معروف خودشان كه با خطاها و دور بودن از حقيقت همراه است مانند نظر «مِرجليوث در دايرة المعارف الاسلامية» و «بِرائجس» و «هيوجز» و «زويمر» و «بالغريف» و كتاب لُمَع الشهاب فى سيرة محمدبن عبدالوهاب و ديگران، همه قابل قبول نيست، براى اين كه نوه شيخ عبدالوهاب «ابن حسن» و پسر او «عبداللطيف» و «ابن بشر» تصريح كرده اند، بر اينكه شيخ محمدبن عبدالوهاب به شام مسافرت نكرد، چنانچه سابقاً ذكر شد. و آن چه را كه خيال شده كه شيخ محمدبن عبدالوهاب به فارس، ايران[قم و اصفهان] مسافرت كرده، چنانچه عبدالحليم الجندى در كتاب الإمام محمدبن عبدالوهاب أو انتصار المنهج السلفى ذكر كرده است، در حقيقت شيخ عبدالعزيزبن باز در رياض مخالفت نمود و گفت: شيخ به كردستان و ايران مسافرت نكرده است و اظهار داشت اين عقيده و نظر را از اساتيد و نوه هاى شيخ و به ويژه استادش «محمدبن ابراهيم» به دست آورده است.»
مهم ترين سند در مورد مسافرت محمدبن عبدالوهاب از ديدگاه مورخان وهّابى كتاب اللُمعُ الشهاب فى سيرة محمّدبن عبدالوهاب مى باشد كه ديگران نيز مطالب خود را از اين كتاب أخذ كرده اند، مانند احمد اَمين مصرى،(25) شيخ خَزعل(26) و منير العِجلانى(27) كه در اين كتاب، مسافرت محمّدبن عبدالوهاب به ايران و جاهاى ديگر تصريح شده است.(28)
منابع و ارجاعات:
1ـ نجد، يكى از مناطق چهارگانه جزيرة العرب داراى بيشترين خاك از نظر وسعت، از جنوب به رُبع الخالى، از غرب به حجاز، از شرق به اَحساء و از شمال به كويت، عراق و اردن محدود مى شود. در احاديث اهل سنّت وارد شده، كه پيامبراکرم"ص" فرموده است: «خدايا يَمن را بر ما مبارك گردان، خدايا شام را بر ما مبارك فرما». پيامبر(ص) اين سخن را دو بار تكرار فرمودند، اصحاب گفتند: «و نجد را نيز مبارك گردان» پيامبر فرمودند: «لغزش ها و فتنه ها از آن سرزمين برمى خيزد و از همان جاست كه شاخ شيطان نمايان مى شود [سمت مشرق كه خورشيد سَر مى زند]». شبيه اين روايت، روايت هاى ديگرى هم وجود دارد، كه اهل تحقيق آن ها را با ظهور فتنه وهابيان در قرن دوازدهم تطبيق داده اند. در حديث ديگرى از قول پيامبر"ص" در باره قبيله ذِى الخُويَصْرة تميمى نقل شده كه فرمود: «از پيروان و هم فكران اين مرد، كسانى به وجود مى آيند كه قرآن مى خوانند، لكن آيه هاى قرآن از حنجره آنان فراتر نمى رود و در دلشان نمى نشيند، آنان همچون تيرى كه به هدف بخورد و از آن رد شود، از دين فاصله مى گيرند، مسلمانان را مى كُشند و بت پرستان را آزاد مى گذارند هرگاه من آنان را درك كنم، همه شان را مى كشم» و محمدبن عبدالوهاب از همين قبيله تميم بود، پس حديث بر او و پيروانش تطبيق مى كند. [الأمين العاملى; كشف الإرتياب عن[ فی] أتباع محمدبن عبدالوهاب: 100].
2- ـ دحلان، احمد بن زينى; الدرر السنيّة فى الرد على الوهابية: 42; الآلوسى، محمود شكرى; تاريخ نجد: 111; الزركلى، خيرالدين; الأعلام 6: 257; ابن غنام; روضة الأفكار و الافهام لمُرتاد حال الإمام و تعداد غزوات الإسلام 1: 25; ابن بِشر، عثمان; عنوان المجد فى تاريخ نجد 1: 138 به نقل از عقيدة الشيخ محمدبن عبدالوهاب السلفية: 76.
3ـ او در شهر عُيينه متولد شد. فقه حنبلى را فرا گرفت و مدت ها سمت قاضى شهر عُيينه و حُريمَلاء(حُريمله) را داشت و در سال 1153 هـ.ق وفات يافت.
4ـ او پس از كسب علوم مختلف فقه و حديث، بعد از شنيدن سخنان انحرافى برادرش به مخالفت با افكار او برخاست و در سال 1208 هـ. وفات يافت.
5ـ دحلان، احمدبن زينى; الفتوحات الإسلامية 2: 357; العقّاد، عباس محمود; الإسلام فى القرن العشرين: 126.
6ـ الآلوسى، محمود شكرى; تاريخ نجد: 111; العُثيمين، عبدالله; الشيخ محمدبن عبدالوهاب حياته و فكره46.
7ـ أمين، احمد; زعماء الإصلاح فى العصر الحديث: 10. مى گويند، محمّد بن عبدالوهّاب طرف دارانش دعوت خودش را با نام «اهل توحيد»، «سلفّيه»، «موحّدين» شروع كردند و نام هاى ذكر شده را مخالفين او از اهل سنت، شيعيان و اروپائی ها) به كار برده و مى برند. در مورد پيدايش نام وهابيت، وهابية و مانند آن در منابع و كتاب هاى گوناگونى كه در مورد اين مذهب و جنبش او نگاشته شده اند به دليل مهم و قابل اعتنايى برخورد نشد، فقط مى توان اظهار كرد كه در مرور زمان پس از رشد و گسترش اعتقادات محمدبن عبدالوهاب به ويژه پس از اتحاد با محمدبن سعود(حاكم نجد) و تلاش در جهت حاكميت بخشيدن به آن ها و مبارزه با مخالفين و اشغال مكّه و مدينه و... اين نام از طرف مخالفين بر آن ها نهاده شده است. فريد وجدى مى نويسد: علت اينكه اين فرقه را به نام خود شيخ محمّد نسبت نداده يعنى «محمّدية» نگفته اند اين است كه مبادا پيروان اين فرقه و مذهب نوعى شركت با نام پيامبر "ص " پيدا بكنند و از اين نسبت سوء استفاده نمايند!؟. بعضى از مخالفين وهابيان به آن ها لقب «مُدَيّنون»، «دين سازان» داده اند. [دايرة المعارف القرن العشرين 10: 871; آيين وهابيت: 25، شناخت عربستان: 118].
8ـ ابن هشام; السيرة النبوية 3: 74.
9ـ كحالة، عمر; أعلام النساء 2: 177.
10ـ ابن الأثير، عزالدين; الكامل فى التاريخ 2: 336; الزركلى، خيرالدين; الأعلام; 5: 234.
11ـ الدينورى، ابوحنيفه; الأخبار الطِوال: 119[ به منظور مطالعه بيشتر سرگذشت پيامبران دروغين به كتاب هاى: 1) «تاريخ سياسى اسلام» تأليف دكتر حسن ابراهيم حسن و 2) «ترفند پيغمبرسازان و دساتیر آسمانى» تأليف على اصغر مصطفوى مراجعه شود].
12ـ زيد در زمان خلافت ابوبكر، در جنگ يمامه(درگيرى مسلمانان با مسيلمه كذّاب) كشته شد.
13ـ سَلَف در لغت به معناى «پيشين» در مقابل خَلْف بمعنى بعد و جانشين مى باشد و در اصطلاح به كسانى اطلاق مى شود كه در عمل به احكام اسلامى و درك مفاهيم قرآن صلاحيت پيروى دارند و آن ها را به «سلف صالح» مى خوانند و به نهضت بازگشت به قرآن و صدر اسلام، «نهضت سلفيه» مى گويند. [نهضت بيداری گرى در جهان اسلام...: 268].
14ـ ابن بشر، عثمان; عنوان المجد فى تاريخ نجد 1:7 به نقل از عقيدة الشيخ محمدبن عبدالوهاب السلفيه: 105.
15- سپهر، محمدتقى; ناسخ التواريخ، جلد قاجاريه (1): 118; فقيهى، على اصغر; وهابيان...: 76.
16ـ امين، احمد; زعماء الاصلاح فى العصر الحديث: 10، به نقل از وهابیان...؛120.
17ـ مستر هِمفرى! در كتابى كه تحت عنوان خاطرات و يادداشت هاى او به شكل هاى گوناگون توسط مترجمان مختلف، ابتدا به آلمانى، فرانسوى، عربى و سپس به فارسى ترجمه شده، مدعى است در حدود سال هاى 1122 هـ / 1170 م كه حدود بيست سال! سن داشته است از سوى وزارت مستعمرات بريتانيا مأمور جاسوسى در كشورهاى اسلامى مانند:عراق، تركيه، ايران، عربستان و... مى شود و به شهرهاى استانبول، بغداد، بصره، اصفهان، تهران، و مسافرت مى كند. در خلال مأموريت خود در بصره در سال 1126 هـ / 1714 م. با محمدبن عبدالوهاب آشنا می شود. وى را دانا به زبان هاى عربى و تركى و بسيار بلند پرواز و داراى قوه اجتهاد(!) و بي نياز از تقليد در فهم قرآن مى يابد. ايران و جهان اسلام، پژوهش هايى تاريخى پيرامون چهره ها، انديشه ها و جنبش ها; عبدالهادى حائرى، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوى، 1368.[ توضيح بيشتر در باره خاطرات او در فصل سوم خواهد آمد].
18- دست هاى ناپيدا(خاطرات مستر هِمفر؛ جاسوس انگليس در كشورهاى اسلامى)، ترجمه احسان قرنى:32.
19ـ احسان يار شاطر و[ديگران]; دانش نامه ايران و اسلام شماره 5: 6946، تهران، 1356، ترجمه از مقاله:
{679-677 vol.m pp. H.laoust "Lbn  Abdal – Wahaaab" . F. }
20- D.S.Margoliouth. "Wahaaablyn:SEF.PP 618 .
21ـ شوشترى، عبداللطيف؛ تُحفة العالم و ذِيل التحفة(سفرنامه و خاطرات) 477; دنبلى، عبدالرزاق; مآثر سلطانيّة: 82.
22ـ اصفهانى، ميرزا ابوطالب؛ مسير طالبى: 409.
23ـ.فقيهى، على اصغر; وهابيان...:120 (به نقل از مجله بررسی های تاریخی شماره 4، سال 11).
24ـ صالح بن عبداللّه، عقيدة الشيخ محمدبن عبدالوهاب السلفية: 108 و 109 به نقل از محمدبن عبدالوهاب او انتصار المنهج السلفى: 92 هامش 1; رويشد، عبدالله; الإمام الشيخ محمدبن عبدالوهاب فى التاريخ 1:38 به نقل از مقدمه كتاب «المسائل الجاهلية...» 1:25.
25ـ أمين، احمد; زعماء الاصلاح فى العصر الحديث: 10.
26ـ خزعل، حسين; تاريخ الجزيرة العربية فى عصر الشيخ محمدبن عبدالوهاب 1:56.
27ـ العِجلانى، منير; تاريخ البلاد العربية السعوديه: 195.
28ـ صالح بن عبدالله; عقيدة الشيخ محمدبن عبدالوهاب السلفية: 109.
منبع: وبلاگ مقالات تخصصی و اخبار فرهنگی ایران و جهان 
به قلم حجت الاسلام عباس جعفري

دلیل نامگذاری قبرستان «بقیع»


در بخشی از بقیع پیش از دفن امامان شیعه، در آن خانه‌ای متعلق به عقیل برادر امیر‌المؤمنین(ع) وجود داشت که بسیار مورد توجه پیامبر اکرم(ص) بود و محل دعا و مناجات آن حضرت(ص) به شمار می‌آمده است.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، 86 سال پیش با انتشار خبر تخریب قبه و بارگاه ائمه بقیع(ع) در بیستم فروردین سال 1305، موجی از خشم و نفرت سراسر کشورهای اسلامی به ویژه ایران و عراق را فرا گرفت.

نمایی از مزار منور ائمه بقیع(ع) پیش از تخریب

 

«بقیع» قبرستانی بسیار بزرگ و تقریباً مسطحی است که مساحت آن، بیشتر از مساحت مسجد‌النبی(ص) است و تاریخ ساخت آن به دوران قبل از اسلام و زمان جاهلیت بر می‌گردد. در گذشته، این قبرستان پوشیده از درختانی به نام «غرقد» بوده، به این خاطر آن را «بقیع غرقد» نیز می‌نامند، چرا که درختان آن خارهای زیادی داشت، این سرزمین تا پیش از اسلام و بعثت نبی مکرم اسلام، محل دفن اموات شهر یثرب به ویژه مردگان دو طایفه اوس و خزرج بود.

از زمان پیامبر(ص) تا همین امروز، بسیاری از مسلمانان را که در مدینه از دنیا می‌رفتند، در بقیع به خاک می‌سپردند و هم‌ اکنون نیز قبرستان عمومی مدینه به شمار می‌رود، همه روزه در مسجدالنبی پس از نمازهای جماعت، مؤذن با جمله «الصلاة علی المیت»، مردم را به خواندن نماز میت دعوت می‌کند. پس از نماز، جنازه‌ها را به سوی قبرستان بقیع می‌برند، ولی برخلاف شیعیان در تشییع جنازه هیچ‌ کسی سخن نمی‌گوید و سکوت برقرار است.

قبرستان بقیع در طول روز به جز اوقاتی که شخصی را برای دفن کردن می‌آورند، بسته است و تنها، پس از نماز صبح و عصر جمعاً به مدت 3 ساعت، برای زیارت زائران (البته فقط آقایان) باز می‌شود.

در بقیع پیاده‌روهایی برای عبور مردم، ساخته شده است و بر قبور، هیچ‌گونه علامتی یافت نمی‌شود، یعنی پس از دفن، هیچ ‌گونه علامت یا نشانه‌ای برای شناسایی محل دفن میت قرار نمی‌دهند.

 

 

 

از نکات جالب توجه در تاریخچه بقیع این است که در بخشی از بقیع پیش از دفن امامان شیعه، در آن خانه‌ای وجود داشته که متعلق به «عقیل» برادر امیر‌المؤمنین بوده که بسیار مورد توجه پیامبر اکرم(ص) بوده و محل دعا و مناجات آن حضرت به شمار می‌آمده است.

پیامبر اکرم(ص) در زمان حیات خویش مکرراً به قبرستان بقیع می‌رفت و برای مردگان مدفون در آن طلب استغفار می‌کرد تا آنجا که یکی از همسران پیامبر(ص) نقل کرده که آن حضرت، هر شب به زیارت قبور بقیع می‌رفته‌ است.

حتی در منابع متون تاریخی نقل شده است که حضرت زهرا(س) با توجه به سیره پدر بزرگوارش به دو مکان عنایت ویژه‌ای داشتند: نخست احد؛ آن حضرت بعد از رحلت پدرشان به احد، سر قبر حضرت حمزه(ع) می‌رفت و می‌گریست و دوم؛ بقیع که باز هم با اقتدا به پیامبر خدا همواره به بقیع می‌رفت که این مطلب نیز دارای شهرت تاریخی است.

 

 

*گذشته بقیع

قبرستان بقیع در گذشته، به این شکل نبوده و بر اساس کتب تاریخی، بیشتر قبور دارای بارگاه و ضریح بوده‌اند.

میرزا حسین فراهانی در سفرنامه خود می‌نویسد: «چهار ائمه اثنی ‌عشر در بقعه بزرگی که به صورت هشت ضلعی ساخته شده، واقع‌اند و گنبد اندرون آن، سفید کاری است».

ریچارد بورتون (Sir Richard Burton) جهانگرد غربی در سال 1276 هجری قمری، گنبد ائمه بقیع را چنین معرفی می‌کند: «این قبه که در دست راست واردین به بقیع قرار گرفته، بزرگتر و زیباتر از همه قبه‌ها است».

این جبیر، جهانگرد معروف در سال 614 هجری قمری می‌گوید: «آن، قبه‌ای است مرتفع و سر به فلک کشیده که در نزدیکی درب بقیع واقع شده است».

تاریخ ساخت این بنای عظیم را به حدود سال 470 هجری قمری نسبت می‌دهند، یعنی این بارگاه بزرگ، حدود 800 سال پابرجا بوده است. بنابر نقل‌ها، حرم ائمه اطهار در بقیع، دو درب داشته که زائران از یکی وارد و از دیگری خارج می‌شده‌اند، این حرم دارای خادم و متولی و گنبد آن سفید رنگ و از نظر شکل، هشت ضلعی بوده است، بر خلاف حرم سایر ائمه اطهار، صحن در اطراف نداشته است و در داخل آن، محرابی به نام «محراب فاطمه» وجود داشته است.

 

 

سرانجام در هشتم شوال 1344 هجری قمری حکومت وهابی، به دلایل واهی تمامی گنبدها و قبه‌های موجود را تخریب کرد و وسایل قیمتی داخل ضریح به غارت رفت، تنها یادگار حرم بقیع، ضریح فولادی آن است که آن را 8 قسمت کردند و هم‌ اکنون، دور قبور شهدای احد قرار گرفته‌ است، یکی از جهانگردان غربی به نام مستر ریتر (Riter) که به فاصله چند ماه از ویرانی این حرم بقیع را دید، آن را این گونه وصف می‌کند:

«چون وارد بقیع شدم، آنجا را همچون شهری دیدم که زلزله شدیدی به وقوع پیوسته و به ویرانه‌ای، مبدلش ساخته است، زیرا در جای ‌جای بقیع، به جز قطعات سنگ و کلوخ در هم ریخته و خاک‌ها و زباله‌های روی هم انباشته و تیرهای چوبی کهنه و شیشه‌های درهم شکسته و آجرها و سیمان‌های تکه‌تکه شده، چیز دیگر نمی‌توان دید... ولی این ویرانی‌ها و خرابی‌ها، نه در اثر وقوع زلزله یا حادثه‌ای طبیعی، بلکه با عزم و اراده انسان‌ها به وجود آمده و همه آن گنبد و بارگاه‌های زیبا و سفید رنگ که نشانگر قبور فرزندان و یاوران پیامبر اسلام بود، با خاک یکسان شده است، چون برای مشاهده بیشتر این آثار که نشانگر قبور مسلمانان صدر اسلام و تاریخ سازان روزگار است در سنگ و کلوخ حرکت می‌کردم، از زبان راهنمایم می‌شنیدم که از شدت ناراحتی این جملات را تکرار می‌کرد: «استغفرالله، استغفرالله، لا حول و لا قوة الا بالله».

 

 

*خفتگان در بقیع

قبرستان بقیع، مدفن چهار امام شیعه امام حسن مجتبی(ع)، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، «فاطمه بنت اسد» مادر امام علی(ع)، همسران پیامبر(ص) ام‌سلمه، ماریه و ...، «ام‌البنین» مادر حضرت عباس(ع)، عقیل بن ابیطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب، و بسیاری از صحابه پیامبر نظیر عثمان بن مظعون (این شخص با عثمان بن عفان، خلیفه سوم تفاوت دارد)، ابوسعید خدری، همچنین عقیل بن ابیطالب، «عبدالله بن جعفر» همسر حضرت زینب، مقداد بن اسود، عباس ‌بن عبدالمطلب، اسماعیل فرزند امام صادق(ع)، عاتکه و صفیه عمه‌های پیامبر(ص)، جابر بن عبدالله انصاری، شهدای واقعه حره، حسان بن ثابت و ...

 


فیلمی از نمای درونی بقیع

و اینک بقیع همچنان به عنوان یک سند زنده، مظلومیت شیعه را به تصویر می‌کشد و همچنان چشم انتظار موعود امم تا غبار غربت از آن رخ بر بندد.

"بی بی" چگونه نابودی اسرائیل را سرعت می‌دهد؟ + تصاویر

با "بی بی" نخست وزیر تندخو، عصبی و جنگ طلب اسرائیل چقدر آشنا هستید؟ چگونه نتانیاهو اسرائیل را به بدترین دوران خود طی 60 سال گذشته رساند؟ چرا اصلی ترین حامی اسرائیل نیز لب به انتقاد از نتانیاهو و سیاست های اسرائیل گشوده است؟ با گزارش ویژه مشرق از شخصیت بنیامین نتانیاهو همراه شوید....

گروه گزارش ویژه مشرق؛ بنیامین نتانیاهو (معروف به "بی‌بی") نخست وزیر تندخو، عصبی و جنگ طلب اسرائیل و رئیس حزب لیکود یکی از افراطی ترین احزاب این رژیم، دوران پر نشیبی را طی کرد و شرایط بی سابقه ای را برای این کشور جعلی رقم زد.

در دوره چهار ساله اخیر نخست وزیری نتانیاهو، اسرائیل با بدترین شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود از زمان تاسیس روبرو بوده است و پدیده های بی سابقه ای نظیر خودسوزی و تظاهرات را در این سرزمین به خود دید. در بعد سیاسی نیز اسرائیل در منزوی ترین وضعیت بین المللی به سر می برد و حتی با اولین و نزدیکترین هم پیمان خود نیز روابط چندان مناسبی ندارد.

روابط آمریکا و اسرائیل در دوره نتانیاهو به تیره ترین وضعیت خود رسیده است

بسیاری از کارشناسان داخلی این رژیم و مقامات سابق اسرائیل، تندخویی، عصبی بودن و افراطی گری نتانیاهو را مهمترین عامل مشکلات امروز می دانند. مواضع تند نتانیاهو در برخورد با فلسطینیان، - که حتی یکبار بدلیل تصمیم شارون به خروج از نوار غزه به استعفای نتانیاهو انجامید و مواضع خصمانه نسبت به سایر کشورها از جمله ایران و تهدیدهای مکرر نظامی و اصرار بر ادامه غیرقانونی شهرک سازی ها در اراضی اشغالی از جمله مهمترین مواردی است که جامعه بین الملل را نسبت به ماهیت اصلی سران این رژیم اندکی آگاه کرده است.

آخرین اقدام خصمانه نتانیاهو نیز شروع حمله همه جانبه به غزه در سال گذشته جنگ هشت روزه بود که با شکست مفتضحانه و اعلام درخواست آتش بس از سوی اسرائیل همراه شد و موجی از اعتراض و ترس را در میان ساکنان شهرک های اشغالی به وجود آورد.

نمایش مضحک نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل نیز یکی دیگر از اقداماتی بود که با انتقادات بسیاری حتی از سوی اعضای کابینه این رژیم و مقامات سابق اسرائیلی همراه بود.


زندگی شخصی و سوابق نظامی

نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل، یک سال پس از تشکیل دولت غاصب یهودی در سرزمین فلسطین در سال 1949 و در تل آویو متولد شد و دوران کودکی و نوجوانی در بیت المقدس اشغالی گذراند . بنیامین دوره دبیرستان خود را در آمریکا و به همراه پدرش بنزیون نتانیاهو که تحقیقات تاریخی انجام می داد پشت سر گذاشت و در سال 1967 به سرزمین های اشغالی بازگشتند.

نتانیاهو در بازگشت به اسرائیل به نیروهای ویژه ارتش این رژیم پیوست و در بسیار از عملیات های این نیرو از جمله هواپیماربایی سال 1972 شرکت داشت و یکی از اصلی ترین مهره های ترور مبارزان فلسطینی بود. در همان سال در جنگ اعراب و اسرائیل موسوم به یوم کیپور شرکت کرد و درجه کاپیتانی رسید.

نتانیاهو تحصیلات خود را در رشته مهندسی بازرگانی در دانشگاه ام آی تی آمریکا و در علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد ادامه داد.

بین سال های 1979 تا 1984 وی کنفرانس های در خصوص ضرورت مبارزه سازمان های به زعم وی تروریستی و حکومت های پشتیبان آن ها برگزار کرد که به گفته جورج شولتز وزیر امور خارجه وقت آمریکا، فعالیت ها و کتاب های نتانیاهو به شکل قابل توجهی بر سیاست های آمریکا در مبارزه با تروریسم تاثیرگذار بوده است.

در سال 1982 نتانیاهو به عنوان رئیس نیروهای عملیاتی اسرائیل در سفارت این رژیم در واشنگتن انتخاب شد. در سال 1984 وی نماینده اسرائیل در سازمان ملل شد تا در صحنه بین المللی به حفاظت از منافع این رژیم در جامعه بین الملل بپردازد. شش سال بعد و با پایان ماموریتش در سازمان ملل، از حزب لیکود به کنست راه یافت و معاون وزیر امور خارجه کابینه اسرائیل شد.

از 1993 نتانیاهو به ریاست حزب لیکود رسید و تا زمان نخست وزیری اش در سال 1996، رهبر اپوزیسیون داخلی این رژیم محسوب می شد. وی همواره از مخالفان هرگونه سازش و صلح با گروه های فلسطینی بود و در سال 2008 نیز به شدت با آتش بس میان اسرائیل و حماس به مخالفت پرداخت. او همچنین مخالف سرسخت راه حل تشکیل دو دولت اسرائیلی و فلسطینی بوده است و هرگز دولتی فلسطینی را به رسمیت نمی شناسد.

"بی بی" به جز نخست وزیری رژیم صهیونیستی، وزیر سلامت، وزیر امور بازنشستگان و وزارت استراتژی اقتصادی کابینه و نمایندگی اسرائیل در سازمان ملل را نیز در کارنامه سیاسی خود دارد.

نتانیاهو 5 کتاب نیز در زمینه های مختلف سیاسی، بین المللی و تروریسم نوشته است. در سال 2005 و در نظرسنجی پایگاه خبری یدیعوت آحارونوت، وی به عنوان هجدهمین اسرائیلی منتخب تاریخ این رژیم انتخاب شد.

نتانیاهو 5 کتاب در خصوص مبارزه با تروریسم (!) و صلح پایدار (!) تالیف کرده است

در سال 2010 نشریه انگلیسی "نیو استیتسمن" (New Statesman) نتانیاهو را در لیست 50 چهره تاثیرگذار جهان سیاست و در رده 11 قرار داد و در سال 2012 از سوی نشریه صهیونیستی جروزالم پست نامش در بین 50 یهودی تاثیرگذار قرار گرفت.


نتانیاهو و اوباما، تیره ترین روابط مقامات آمریکا و اسرائیل

آرون دیوید میلر مشاور وزرای خارجه آمریکا در دوره های مختلف در مورد رابطه اوباما و نتانیاهو می گوید: "رابطه اوباما و نتانیاهو خراب ترین و ناکارآمدترین رابطه ای است که تا کنون دیده ام."

سابقه روابط مشکل دار رؤسای جمهور آمریکا با نخست وزیران اسرائیل از حزب لیکود به دهه های قبل نیز بازمیگردد. بیل کلینتون نیز بشدت با نتانیاهو مشکل داشته و نخست وزیر اسرائیل وی را تا سر حد عصبانیت پیش برده است. کلینتون پس از اولین جلسه اش با نتانیاهو در سال 1996 که بشدت از مواضع وی عصبانی شده بود بر سر اطرافیانش فریاد زد که "اینجا ابر قدرت کیست؟!"

اما این تفاوت دیدگاه ها از چه زمانی میان مقامات آمریکا و نتانیاهو بوجود آمد؟

جفري گلدبرگ روزنامه‌نگار سرنشان آمريكايي و نزديك به دولت اوباما، در سايت بلومبرگ از اختلاف شديد ميان اوباما و نتانياهو و آخرين صحبت‌هاي اوباما در اين باره نوشته است.

گلدبرگ با اشاره به اختلافات اوباما و نتانياهو طي چهارسال گذشته نوشته است كاخ سفيد تا كنون بارها به نتانياهو در مورد مواضعش در قبال ايران و سوريه تذكر و پيغام داده است.

جفری گلدبرگ: کاخ سفید بارها به نتانیاهو در خصوص مواضعش تذکر داده است

گلدبرگ در مطلب خود در بلومبرگ كه تلويحا از زبان مقامات بلندپايه كاخ سفيد نقل شده است، عدم اطمينان كاخ سفيد به نتانياهو و نااميدي از وي را بازتاب داده است. وي در مقاله خود مي‌نويسد اوباما از تصميم نتانياهو به ادامه شهرك‌سازي در منطقه‌اي نزديك بيت‌المقدس اطلاع داشت اما حتي ناراحتي خود را نيز ابراز نكرد و به خود زحمت عصباني شدن و واكنش نشان دادن را به خود نداد. اوباما به اطرافيان خود صراحتا گفته است كه انتظار اين گونه اقدامات از نتانياهو را دارد و در برابر اقدامات مخرب و متناقض او ديگر مقاوم شده است!


رفتار نتانياهو از تهديد ايران براي اسرائيل خطرناك‌تر است

به گفته گلدبرگ، پس از انتخاب شدن فلسطين به عنوان عضو ناظر در سازمان ملل، اوباما در جمعي خصوصي گفت "اسرائيل نمي‌داند كه منافعش‌ در چه چيزي است". وي همچنين در مورد تصميم نتانياهو به ادامه شهرك‌سازي‌ها گفته است: نتانياهو اسرائيل را به سوي انزواي كامل بين‌المللي مي‌برد.

به اعتقاد اوباما، اگر دولت كوچك اسرائيل كه در منطقه‌اي نه چندان مهمان‌نواز تشكيل شده، تنها دوست و متحد خود آمريكا را از دست بدهد، نابود خواهد شد. ايران تهديدي كوتاه مدت براي اسرائيل است، اما رفتار مقامات خود اسرائيل در بلند مدت دولت اسرائيل را تهديد مي‌كند.

به گفته گلدبرگ اوباما معتقد است نتانياهو سياستمداري بزدل است اما رهبري بلامنازع در اسرائيل است كه با اين حال تمايلي به استفاده از سرمايه سياسي در جهت پيشبرد طرح سازش و توافق با فلسطين ندارد.


انتقام انتخاباتی اوباما از نتانیاهو

به گزارش مشرق، براساس اخبار منتشر شده در زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نتانیاهو تلاش گسترده ای را برای پیروزی میت رامنی رقیب باراک اوباما به کار بسته بود و بدلیل همسویی جمهوری خواهان با سیاست های افراطی نتانیاهو، میت رامنی به نامزد مورد حمایت اسرائیل تبدیل شد.

همین حمایت نتانیاهو از رقیب اوباما، رئیس جمهور آمریکا را به انتخاب وزرای جدید خارجه و دفاعی سوق داد که حداقل در مواضع، بسیار با آنچه لابی اسرائیل می پسندید تفاوت داشت. حتی پیش از انتخابات آمریکا و مشخص شدن نتیجه آن، بسیاری از نزدیکان اوباما وعده انتقام اوباما را به گوش نتانیاهو رسانده بودند. بدین ترتیب سال 2013 با آغاز دوره های مجدد ریاست جمهوری اوباما و نخست وزیری نتانیاهو، احتمالا سالی پر چالش میان این دو خواهد بود و اوباما را در مخالفت با سیاست های افراطی "بی بی" مصمم تر خواهد کرد.

باراک اوباما جزء معدود رؤسای جمهور آمریکاست که طی دوره چهارساله اول ریاست جمهوری خود به اسرائیل سفر نکرد و بارها از ملاقات با نتانیاهو طفره رفت؛ آخرین مورد این عدم تمایل به مذاکره با نتانیاهو به مجمع عمومی سازمان ملل بازمی گردد که اوباما با اطلاع از سفر نتانیاهو به نیویورک، به استراحتگاه خود رفت که با عصبانیت نخست وزیر اسرائیل و نمایش خصمانه وی در مجمع عمومی همراه شد.

باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه‌ای با شبکه ان بی‌سی از دلایل خود در پاسخ به اینکه چرا وی در طول چهار سال ریاست جمهوری به اسرائیل سفر نکرد ه می‌گوید. "من وقتی به اسرائیل خواهم رفت که مطمئن باشم واقعا در مذاکرات حرکتی رو به جلو خواهم داشت". اوباما در این مصاحبه اختصاصی گفت: "من چند ماه پیش از اینکه رئیس جمهور شوم به اسرائیل رفته بودم. الان هم اعلام می‌دارم که اسرائیل بزرگ‌ترین هم پیمان، شریک و متحد ماست و این اتحاد محکمتر خواهد شد. اما زمانی به اسرائیل سفر خواهم کرد که در شرایط کنونی خاورمیانه مطمئن باشم در روند مذاکره ما با اسرائیل حرکت مثبتی صورت خواهد گرفت".

سیاست‌های افراطی و تندخویی نتانیاهو سبب شد اوباما همواره از ملاقات با وی طفره رود

یک از جنبه‌های اختلاف اوباما و نتانیاهو به بحث تعیین خط قرمز از سوی اسرائیل برای ایران و چراغ قرمز آمریکا به اسرائیل در تهدید ایران به حمله نظامی باز می گردد. اسرائیل همواره سعی کرده است با تعیین خط قرمز برای برنامه هسته ای صلح آمیز ایران، وعده حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران در صورت عبور از خط قرمز کذایی را داده است. اما خط قرمز اسرائیل با هر مرحله پیشرفت ایران در مسیر صلح آمیز هسته ای، یه گام به عقب رفته است.

اما نتانیاهو نیز در واکنش به اخطار آمریکا به این رژیم در رابطه با تهدید نظامی ایران گفته بود: "آنهایی که برای ایران خط قرمز تعیین نمی‌کنند حق ندارند برای اسرائیل چراغ قرمز در نظر بگیرند."

سیاست های افراطی نتانیاهو، اسرائیل را به هم پیمانی پر هزینه برای آمریکا تبدیل کرده است که منافع ایالات متحده در خاورمیانه را تحت الشعاع خود قرار داده است.

عصبانیت و ناراحتی آمریکا و شخص اوباما از رفتارهای نتانیاهو وهزینه هایی که بر آمریکا تحمیل کرده است به حدی رسید که وی سال گذشته در دیدار با سارکوزی در حاشیه اجلاس گروه 20 در کن فرانسه، در گفتگویی خصوصی از دروغگویی نتانیاهو به یکدیگر شکایت کردند که روشن ماندن میکروفن باعث فاش شدن این صحبت های خصوصی شد.

سارکوزی در این گفتگو به اوباما می گوید که از دروغ های نتانیاهو خسته شده است...و اوباما نیز اینگونه پاسخ می دهد: من چه باید بگم که هر روز باید با او سر و کله بزنم...!


نمایش مضحک در سازمان ملل و موج تمسخر نتانیاهو

یکی دیگر از اقدامات "بی بی" که با انتقاد توأم با تمسخر مقامات و رسانه های غربی همراه بود، نمایش مضحک در آخرین نشست مجمع عمومی سازمان ملل بود که در آن وی با نمایش دادن یک نقاشی کودکانه سعی در نشان دادن خط قرمز! برنامه هسته ای ایران داشت.

پس از این اقدام بسیاری از رسانه های غربی و شبکه های تلویزیونی به دستمایه قرار دادن این حرکت نتانیاهو، کاریکاتورهای بسیاری را منتشر کردند.

نمایش مضحک نتانیاهو در سازمان ملل سوژه طنز بسیاری از رسانه‌های غربی و حتی اسرائیلی شد

محافل سیاسی و رسانه های داخلی رژیم صهیونیستی نیز پس از این سخنرانی، نتانیاهو را به باد تمسخر گرفتند.


ناآرامی‌های اجتماعی و موج خودسوزی‌ها در سرزمین‌های اشغالی

اما موج بی‌سابقه‌ای که سال گذشته سرزمین‌های اشغالی را فرا گرفت، موج اعتراضات اجتماعی و خودسوزی‌ها در مناطق صهیونیست‌نشین بود که مشکل ناآرامی اجتماعی و بی‌ثباتی داخلی را نیز به معضلات دیگر این رژیم جعلی افزود.

اعتراضات به وضعیت اقتصادی و معیشتی ساکنان سرزمین‌های اشغالی طی دو سال گذشته کابینه اسرائیل را از تهدید‌های بیرونی به تهدیدی در درون خود معطوف کرد که پایه‌های سست این رژیم را به لرزه در آورد. تظاهرات ساکنان مهاجرت داده شده به اسرائیل در اعتراض به نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی باعث شد تا بارها خیابان‌های تل‌آویو و بیت‌المقدس شاهد تظاهرات ده‌ها هزار صهیونیست باشد. اعتراضاتی که هربار با سرکوب شدید پلیس این رژیم روبرو شد تا جایی که صدای سازمان عفو بین الملل نیز از این برخوردهای شدید در آمد.


بحران بی‌سابقه اقتصادی و بیکاری فراگیر در اسرائیل از زمان نخست‌وزیری نتانیاهو روندی صعودی در پیش گرفت و منتقدان سیاست‌های بی‌بی، وی را به بی اعتنایی به مشکلات داخلی و پرداختن به توهمات بین‌المللی خود در برخورد با ایران و دیگر دشمنان اسرائیل متهم می‌کنند.


نرخ بیکاری در اسرائیل در دوره نتانیاهو به بیش از 25 درصد افزایش یافت

این اعتراضات تا جایی ادامه پیدا کرد که معترضان خواستار کناره‌گیری نتانیاهو از قدرت شدند و سریال خودسوزی‌های پیاپی آغاز شد. این خودسوزی یکسال پس از شکل‌گیری اعتراضات اجتماعی و در واکنش به عدم توجه به خواسته‌های معترضان آغاز شد و 12 نفر خود را در خیابان‌های تل‌آویو و دیگر مناطق اشغالی به آتش کشیدند. اقدامی که در نوع خود از زمان شکل‌گیری رژیم جعلی اسرائیل بی‌سابقه بود و فروپاشی این رژیم از درون را کلید زد.


ائتلاف ضعیف و پیروزی خفیف نتانیاهو در انتخابات

یکی دیگر از نشانه‌های رو به زوال و ضعف بودن اسرائیل و شخص نتانیاهو، نتایج انتخابات اخیر در اسرائیل است که حزب نتانیاهو در ائتلاف با حزب لیبرمن با فاصله‌ای اندک توانستند اکثریت کرسی‌های کنست این رژیم را به خود اختصاص دهند. پس از آن نیز این ائتلاف شکننده برای تشکیل کابینه جدید مجبور به ائتلاف با سایر احزاب رقیب شد تا در اولین گام، اختلافات نتانیاهو با کابینه جدید نمایان شود.

در کابینه جدید موشه یعالون به عنوان وزیر جنگ جدید این رژیم انتخاب شده است که در مورد مسئله برخورد با ایران، همانند بسیاری از مقامات این رژیم، با نتانیاهو اختلاف نظر اساسی دارد و هرگز موافق اقدام نظامی و تهدید ایران نیست.

روند رو به زوال نتانیاهو همچنان ادامه دارد و بی‌بی تندخو و افراطی خود و رژیم اشغالگر قدس را روز به روز به سقوط نزدیک‌تر می‌کند. اختلافات با اوباما موجب شده است نتانیاهو نقطه اتکای خود را از آمریکا به سمت اروپا تغییر دهد زیرا پس از دوره چهارساله ریاست جمهوری اوباما و برخورد سرد با وی دریافته است که آمریکا دیگر حامی بی چون و چرای سیاست‌های اسرائیل نخواهد بود.


منابع و مآخذ:

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/09/120912_008-kf-obama-netanyahu.shtml

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/02/130204_u05_israel_obama_trip.shtml

http://www.netanyahu.org/biography.html

http://www.nationalreview.com/articles/338009/who-s-coward-obama-and-netanyahu-mona-charen

http://www.nytimes.com/2012/11/21/world/middleeast/obama-steps-back-into-the-israeli-palestinian-conflict.html

http://www.cnn.com/2011/11/10/opinion/miller-obama-netanyahu-open-mike

حیا زدایی از زن ایرانی بوسیله «ارمیا» + عکس


حضور زنی محجبه به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد.او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند و دین تنها برای عزا و غم نیست.
مشرق؛ یکی از شبکه هایی که در حوزه تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی در تاریخ 28 اکتبر 2010 افتتاح شد شبکه من و تو۱ (Manoto1) است.
 رسالت این شبکه، تغییر سبک زندگی ایرانیان و هجمه به ارزش های دینی و اسلامی بوده و به نوعی مکمل شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی است. حال آنکه در قالب سرگرمی خواسته های خود را در لوای سرگرمی و غفلت به مخاطب خود القا می کند. شبکه من و تو برای اغوا گری هر چه بیشتر، با پخش برنامه های روز دنیا نظیر فیلم، سریال، موسیقی و برنامه هایی نظیر سالی تاک، دکتر کپی و بفرمائید شام، در طول سه سال گذشته مخاطبان خود را جذب کرد.

یکی از برنامه های شبکه من و تو که مخاطبان، این شبکه را با آن شناختند آکادمی موسیقی گوگوش(Googoosh Music Academy) است.

 
این مسابقه از اولین سال تاسیس تا به حال، دو مرتبه اجرا و به پخش در آمده و برای سومین بار در سال 2013 میلادی آکادمی موسیقی گوگوش مجددا برنامه خود را آغاز کرده است. در سری جدید این مجموعه حضور زنی با حجاب به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد. این در حالی که سیاست های شبکه من تو که در تضاد صد در صدی با ملاحظات اسلامی است و با حضور زنی با حجاب در تناقض می‌باشد. از این جهت چرایی این امر در شبکه من و تو قابل بررسی است. با نیم نگاهی به‌ کلیت شبکه من و تو و آکادمی موسیقی گوگوش می توان ابعاد حضور اِرمیا در این مسابقه را واکاوی کرد.

 

شبکه من و تو را چه کسانی مدیریت می‌کنند؟

 
شبکه من و تو وابسته به شرکت تلویزیونی مرجان، توسط کیوان و مرجان عباسی راه اندازی شد. کیوان عباسی در سال های گذشته برای ادامه تحصیل و کار به کشور انگلستان سفر کرده و بعد از مدتی توانست حق اقامت دائم در این کشور را کسب کند. وی فرزند فریبرز عباسی، مدیر تلویزیون شبکه پارس و یک شبکه غیر اخلاقی در کانادا می باشد. او به همراه مرجان عباسی به مدت شش سال در شبکه های وابسته به پدرش فعالیت تبلیغاتی داشته است.

      
کیوان و مرجان عباسی که طبق بعضی از گفته ها و داشتن تشابه فامیلی، خواهر و برادر هستند، در سال 2001 در لندن با یکدیگر ازدواج کردند، هرچنداین امر توسط هیچ یک از آن ها تایید و یا نفی نشده است اما طبق آئین بهایت این امر چندان دور از واقعیت نیست. خانواده عباسی، وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلیس، بودجه خود را توسط فردی به نام «مك وولین» به عنوان رابط میان وزارت خارجه انگلیس و شبکه من و تو تهیه می کنند.
 

کیوان و مرجان عباسی
 


فریبرز عباسی و دو فرزندش (از سمت چپ، کیوان عباسی)
مدیرت شبکه من و تو توسط کیوان عباسی اولین تجربه ‌وی محسوب نمی شود، او پیشتر شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان «ببین تی وی» را راه اندازی کرد و در آنجا با همکاری و تربیت افرادی نظیر رها اعتمادی، تیام بصیر و سیاوش حبیی که از گردانندگان اصلی شبکه من تو هستند، اولین گام رسانه ای خود را برداشت.

   
وابستگی این شبکه به سلطنت طلبان نیز قابل تامل است، حمایت همه جانبه شبکه من و تو از خانواده پهلوی و ساخت و پخش مستند از «تهران تا قاهره» که به طور آشکار به حمایت از دوران پهلوی پرداخته بود وجه دیگری از این شبکه را افشا کرد.
 

فرح دیبا در مستند تهران تا قاهره
این شبکه در جدیدترین مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش زنی با حجاب را وارد بازی خود کرد. اما به راستی هدف مدیران شبکه من و تو از این امر چیست؟

 

آکادمی موسیقی گوگوش چیست؟
آکادمی موسیقی گوگوش یکی از پر بیننده ترین برنامه های این شبکه ماهواره ای است.



 
 
این بخش از برنامه تلویزیونی، با همکاری خواننده فراری و سلطنت طلب، گوگوش، هومن خلعتبری (همسر گوگوش) و همچنین بابک سعیدی به اجرا در می آید، به ادعای گردانندگان این شبکه، هدف از ساخت این مجموعه کشف استعداد های موسیقی می باشد. این آکادمی برای رسیدن به خواسته خود با نام نویسی از افراد علاقه مند و تست افراد در نهایت چهارده نفر را برای مسابقه آماده می کند.

این افراد با تمرین های مداوم و رقابت با یکدیگر و همچنین با گذراندن آموزش های لازم، توسط سه داور و مربی مسابقه یکی پس از دیگری از گردونه مسابقات خارج می شوند. در ابتدای مسابقه چهار نفر از برگزیدگان توسط داوران حذف می شوند و ده نفر باقی مانده نیز با نظر مخاطبان شبکه به رقابت پرداخته و در نهایت توسط آن ها انتخاب می شوند.

این سبک از مسابقات موسیقی تازگی ندارد و در سال های نه چندان دور این سبک برنامه ها، توسط شبکه های ماهواره ای ترکیه، آمریکا و حتی عرب پخش شده است اما کپی ایرانی آن تا به حال وجود نداشته و آکادمی موسیقی گوگوش برای اولین بار با استفاده از خواننده ای معروف اولین قدم را در این باره برداشت.

 
آکادمی موسیقی گوگوش با کپی برداری از مسابقه امریکن آیدل(American Idol) فعالیت خود را آغاز کرد.  امریکن آیدل یکی از پر مخاطب ترین مسابقات تلویزیونی تاریخ آمریکا است که در نهایت، علاقمندان به خوانندگی با رقابت با یکدیگر و رای و نظر مخاطبان توسط، تلفن، اینترت، پیام کوتاه، انتخاب می شوند.
 

امریکن آیدل (American Idol)
 

آکادمی موسیقی گوگوش (Googoosh Music Academy)
هر چند از دیدگاه کیفی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش در نسبت با برنامه امریکن ایدل فاصله قابل توجهی دارد اما در کلیت امر هر دو در یک مسیر و در یک هدف قرار دارند. نکته ای قابل توجه به عنوان وجه تفاوت این دو برنامه مطرح است. برنامه امریکن ایدل مسابقه ی خود را به طور زنده از شبکه فاکس پخش می کند حال آنکه در مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش این امر اتفاق نمی افتد و برنامه ضبط شده در ساعت معین پخش می شود.

این امر(پخش برنامه به صورت ضبط شده) در هر سه دوره آکادمی شائبه تقلب و جهت دهی به مسابقات را برای مخاطبان شبکه من و تو ایجاد کرده است، به نحوی که تعداد زیادی از کاربران در شبکه های اجتماعی بار ها به آن اشاره کرده اند و انتخاب افراد برتر در آکادمی را نه بر اساس انتخاب خود، بلکه به دل خواه مدیران و یا داوران برنامه می دانند.

 

اعتراض مخاطبان مسابقه آکادمی به انتخاب شدن افراد بی صلاحیت
حضور افراد نه چندان قوی در خوانندگی و انتخاب شدن افرادی که به هیچ وجه شایستگی برتر بودن را ندارند از مورادی است که در پخش غیر زنده برنامه آکادمی گوگوش مورد چالش قرار گرفته است، حال آنکه این شبکه با توجه به تجهیزات و کادر و همچنین تجربه به دست آمده در چند سال گذشته، توانایی پخش زنده‌ی این برنامه را دارد. از این حیث است که مخاطب این شبکه، حق شک در به حساب آمدن یا نیامدن رای خود را دارد. اما شبکه من و تو تنها در این ایستگاه متوقف نشده است و با خط و ربط دادن به مسابقه آکادمی، اهداف کلان خود را پیگری می‌کند.

بدون شک، حتی ساده لوح ترین افراد، منکر بی هدف بودن شبکه من و تو  نیستند و هیچ شخصی نمی تواند بپذیرد که این شبکه هر ساله با صرف میلیون ها دلار، تنها برای ایجاد لحظاتی سرگرم کننده برای مردم فارسی زبان تاسیس شده است .در حالیکه نمی توان از حضور عناصر بهایی و سلطنت طلب نظیر کیوان عباسی در راس مجموعه شبکه و و یا رها اعتمادی مجری بهایی برنامه موسیقی آکادمی گوگوش، چشم پوشی کرد.
 

رها اعتمادی و فرح پهلوی

به این دلیل، حضور تعجب آور زنی محجبه در مسابقه خوانندگی، با رعایت حجاب حداقلی را نمی‌توان جزء طبیعیات آکادمی موسیقی دانست چرا که این امر حتی باعث ایجاد بحث و جدل میان مخالفان و موافقان حجاب وی در شبکه های اجتماعی شده است.  گذشته از پرداختن به اظهارات مخاطبان، نکته قابل تامل چرایی پذیرفتن وی در آکادمی، توسط مدیران بالادستی شرکت تلویزیونی مرجان می باشد.

اما به راستی شرکت تلویزیونی مرجان چه هدفی را دنبال می کند و چرا اِرمیا بر خلاف موازین و قوانین جاری در شبکه من و تو وارد مسابقه شده است؟

 


اِرمیا کیست و در آکادمی چه می کند؟
 
"اِرمیا" به صورتی کاملا تصادفی! متولد خمین (زادگاه امام خمینی (ره) ) است؛ او زنی است که مخاطبان شبکه بهایی "من و تو" برای اولین بار با دیدن او دچار تعجب و یا بعضاٌ حیرت شده و همین موضوع سبب شد تا عده ای او را مورد تمسخر قرار داده و عده ای داشتن حجاب و یا نداشتن حجات را حقی انسانی برای وی قلمداد کرده و از ملامت کردن او مانند بسیاری از دیگران خودداری کردند.

 

حضور ارمیا در قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش با حجابی بسیار کامل تر از زنان و دختران داخل کشور چنان شوکه کننده بود که تا به امروز  بعد از گذشته بیش از 15 هفته مهمترین صحبت بین بینندگان آکادمی گوگوش موضوع اِرمیا است.



وی علی رغم داشتن حجاب برای تست به آکادمی ورود کرد و توانست با رها کردن صدایش برای تست خوانندگی و ورود به جرگه مسابقه دهندگان شایستگی خود را به هومن خلعتبری و بابک سعیدی اثبات کند.

 
چهره اِرمیا به اعتراف تمامی بینندگان شبکه خاندان عباسی، معصومانه و حیامندانه بود.

 
او در همان جلسه به هنگام خواندن دچار خجالت شده بود و حتی در روز های بعد از قبولی و به هنگام تمرین برای مسابقه این امر در او مشهود بود.

 
به گفته وی، او همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!
اِرمیا همسری آلمانی دارد و خانواده‌ي آن ها مسیحی می باشند اما وی در صحبت هایش مشخص نکرد که آیا همسرش مسلمان شده است و یا خیر؟!

 
اِرمیا به مانند دیگر زنان آکادمی مردان را درآغوش نمی گیرد، از دست دادن با نامحرم خودداری می کند و در جایی که همگان با یکدیگر در حال رقصند او در انتها ایستاده و دیگران را تماشا می کند.
در واقع او در آکادمی موسیقی گوگوش با حیا ترین فرد محسوب می شود.!!!

 
اِرمیا دین را به زعم خود تفسیر می کند و نه آنچه در قرآن کریم آمده است و گویی نمی داند در آيه 32 سوره احزاب آمده است:

يا نِساءَ النَّبِيّ‏ِ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا

اى همسران پيامبر، شما مانند هيچ يك از زنان [ديگر] نيستيد، اگر سَرِ پروا داريد پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شايسته گوييد

او تنها بخشی از دین را قبول دارد که مورد پسندش واقع شود. اِرمیا علت حضور خود در مسابقه را علاقه زیاد به خوانندگی و همچنین دادن اعتماد به نفس به کسانی که به دلیل موانعی مانند حجاب نمی‌توانند به علاقه خود بپردازند، اعلام کرده است. این جمله او شباهت زیادی با جمله هومن خلعتبری دارد، او در قسمتی از پخش مسابقه، حضور اِرمیا را در آکادمی را همین امر تلقی می کند.

با نگاهی کاملا خوشبینانه و گذشته از تمامی شایعات در رابطه با وی می توان گفت، او در بازی مدیران شبکه من و تو قرار گرفته و از اتفاقات روی داده و استفاده ابزاری از خود بی خبر است.

 
با بررسی قسمت اول آکادمی گوگوش تا قست های پایانی آن می توان به خوبی روند نزولی حیا در اِرمیا را مشاهده کرد.
 
با این ارزیابی به خوبی می توان دریافت او در نسبت به گذشته خود از حیامندی کمتری برخوردار بوده و این تحول ظاهری در حالی است که حضور زنی محجبه و خواننده از اساس در تضاد با یکدیگر و از دیدگاه شرع مقدس حرام واقع شده است.

اما بر فرض آنکه این امر اشکالی نداشته باشد نشان می‌دهد اِرمیا از نقطه گذشته خود نیز به سطح پایین تری افول کرده است و این موضوع دقیقا کلید رمز چرایی حضور اِرمیا در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش است.
 

قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش
 


قسمت شانزدهم آکادمی موسیقی گوگوش
      

تحول ژست و پوشش "ارمیا" طی شانزده جلسه آکادمی
به عبارتی دیگر حیا زدایی زن ایرانی توسط شبکه من و تو برای افرادی نظیر اِرمیا در داخل ایران دلیل اصلی حضور این دختر به ظاهر با حجاب در مسابقات خوانندگی می باشد.
 


با نگاهی واقع بینانه و نداشتن نگاه سیاه و سفید به مخاطبان شبکه، می‌توان تعداد عظیمی از طیف خاکستری را یافت که از مخاطبان اصلی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش هستند که بسیاری از آن ها داری حجاب اسلامی هستند و مدیران شبکه بهایی من و تو با اطلاع از این موضوع و هدف قرار دادن این طیف، تیر بی‌حیایی خود را به سوی این دست افراد رها کرده اند.

"اِرمیا" هر چند با داشتن تنها حجاب سر، فردی محجبه محسوب می شود، اما پوشیدن لباس های بدن نما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استیل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی می‌شود، کاملا در تضاد با احکام دینی است و این دقیقا همان اسلام آمریکایی و اسلام انگلیسی است که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال می کنند.
 

 مدیران شبکه من و تو با هدف ترویج سبک زندگی آمریکایی و بی حیاسازی جامعه اسلامی و خانواده های ایرانی، اِرمیا را به نمایندگی از این طبقه جامعه ایران انتخاب کرده اند تا بتواند با القای بی‌حیایی توسط اِرمیای با حجاب و ایراد نداشتن امری مانند خوانندگی، دختر و زن ایرانی را گام به گام به درّه بی حیایی سوق دهند.

 
اِرمیا با حضور خود در آکادمی موسیقی گوگوش و حمایت تعمدی مدیران شبکه و داوران به مراحل نهایی رسید و این امر پیامی آشکار به دختران محجبه است مبنی بر اینکه شما هم می‌توانید حتی با داشتن حجاب در مسیر های ممنوعه قدم بگذارید، غافل از آنکه قدم برداشتن در این مسیر ها به ناکجا آباد می انجامد.

 
مدیران شبکه من و تو برای پیش برد اهدافشان خود را محدود به اِرمیا نکرده و در بخش صدا های غایب که از آثار دریافتی از داخل کشوراست، دختری که حجابی همانند اِریما دارد را انتخاب و به عنوان بهترین خواننده آن بخش از مسابقه اعلام می‌کنند. منا 25 ساله از تهران را می‌توان نفر دومی نامید که به عنوان دختری نمونه در داخل کشور مهر تایید خود را از این شبکه دریافت کرده است و الگویی مناسب برای دختران جامعه ایران معرفی می شود.

 
"اِرمیا" دانسته و یا ندانسته در زمینی بازی می کند که توسط دشمن طراحی شده است و برنده نهایی آن خاندان عباسی است.
او اما برای ادامه این مسیر و ادامه خوانندگی، نیاز به همراهانی خواهد داشت. همراهانی که روند نزولی حیا در وی را تکمیل خواهند کرد و با القای بی‌حیایی به هواداران و کسانی که بیش از چند ده برنامه با اِرمیا همراه بوده اند ضربه ای مهلک وارد خواهند نمود.

 
"اِرمیا" برای ادامه کار بعد از آکادمی، نیاز به تبرج و خود نمایی بیشتری دارد و این امر تنها با برداشتن کامل حجاب رخ خواهد داد هر چند ممکن است زمان وقوع این امر سریع و فوری نباشد اما بدون شک برنامه ریزان برای رسیدن به اهدافشان، این امر را مد نظر دارند.

چند میلیون ایرانی کاربر فیسبوک هستند؟/ ایران اولین کشور در ضریب نفوذ اینترنت در خاورمیانه + جدول


گزارش‌ مرکز تحقیقاتی "پیو" نشان می‌دهد حدود 67 درصد از کاربران اینترنت در آمریکا عضو فیسبوک هستند. اما تحقیقات این مرکز از کاهش تمایل کاربران فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی حکایت دارد.
گروه بین‌الملل مشرق - موسسه تحقیقاتی "پیو" (Pew) با انتشار آماری، از کاهش گرایش کاربران اینترنت به فیسبوک و افزایش بسته شدن حساب‌های کاربری در این شبکه اجتماعی به دلایل مختلف خبر داده است.

به گزارش مشرق، دو سوم بزرگسالان آمریکایی که کاربر اینترنت هستند (حدود ٪67) کاربر فیسبوک نیز هستند. از این روی، سایت فیسبوک شبکه اجتماعی غالب در این کشور به شمار می‌رود. یافته‌های تازه از پروژه اینترنت و زندگی آمریکاییِ مرکز پژوهشی "پیو حاکی از آن است که جمعیت کاربران فیسبوک دستخوش نوسانات قابل توجهی شده است:

  •  ٪61 از کاربران کنونی فیسبوک ادعا می‌کنند که هر از گاهی در گذشته به مدت چند هفته یا بیشتر به خواست خود از فیسبوک کناره‌گیری کرده‌اند.
  • ٪20 از بزرگسالان آنلاین که در حال حاضر از فیسبوک استفاده نمی‌کنند می‌گویند که زمانی از این سایت استفاده می‌کردند، اما دیگر استفاده نمی‌کنند.
  • ٪8 از بزرگسالان آنلاین که در حال حاضر از فیسبوک استفاده نمی‌کنند تمایل دارند در آینده دوباره به کاربران فیسبوک بپیوندند.

از ٪61 درصد از کاربرانی که مدتی از فیسبوک کناره‌گیری کردند خواستیم با واژگان خود علت این کناره‌گیری را شرح دهند، و آن‌ها دلایل متعددی را عنوان کردند. بیشتر این افراد (٪21) گفتند که "کناره‌گیری‌شان از فیسبوک" به دلیل مشغله زیادشان یا نداشتن زمان کافی برای اختصاص دادن به این سایت بوده است. عده‌ای نیز دلیل این اقدام را بی‌علاقگی خود به سایت (٪10)، عدم جذابیت محتوای سایت (٪10)، شایعه‌پراکنی‌های بیش از حد دوستانشان (٪9)، یا نگرانی از اتلاف وقت و نیاز به مدتی استراحت (٪8) عنوان کردند.

از هر پنج بزرگسال آنلاین یک نفر (٪20) ادعا می‌کنند که قبلاً از فیسبوک استفاده می‌کردند اما دیگر از آن استفاده نمی‌کنند. ما از این گروه نیز خواستیم با واژگان خودش دلیل کناره‌گیریشان را شرح دهند. بیشتر توجیه این افراد شکسته شدن حریم خصوصی آن‌ها، اتلاف وقت، دلزدگی از ارتباطات مجازی گسترده و عدم علاقه به دانستن مسائل شخصی دیگران که معمولا در این شبکه‌ها به اشتراک گذاشته می‌شود، بوده است.

به گفته این کاربران، اینکه برخی از افراد حتی غذایی را که خورده‌اند را نیز به اشتراک می‌گذارند و دیگران نیز شروع به کامنت گذاشتن می‌کنند، بسیار احمقانه و تصنعی به نظر می‌رسد. همچنین اعضای این شبکه از مشکلاتی که در زندگی شخصی و عاطفی خود بدلیل ارتباطات مجازی پیش آمده بود، بسیار نگران و ناراحت هستند.

با این که بسیاری از کاربران فیسبوک زمان‌ اختصاص‌داده خود به این سایت را به دلایل ذکرشده در بالا تنظیم می‌کنند، بخش اعظمی از کاربران شبکه اجتماعی- بنا بر تازه‌ترین یافته‌ها، ٪92 از آن‌ها- پروفایل فیسبوک خود را نگه می‌دارند. یافته‌های دیگر این مطالعه حاکی از اهمیت متداوم شبکه‌های اجتماعی در زندگی آنلاین است:

  • در ماه سپتامبر 2009، ٪47 از بزرگسالان آنلاین از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند. امروزه نیز ٪69 درصد از بزرگسالان آنلاین- بیش از نیمی از کل جمعیت بزرگسالان در آمریکا- از نوعی شبکه اجتماعی استفاده می‌کنند. در یک روز معمولی، نزدیک به نیمی از کاربران بزرگسال اینترنت به یک شبکه اجتماعی دسترسی می‌یابند.
  •  کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به گذشته با بسامد بیشتری به این سایت‌ها دسترسی می‌یابند. در مطالعه جداگانه‌ای در نوامبر 2012، حدود ٪41 از کاربران شبکه‌های اجتماعی ادعا کردند که روزی چند بار به این سایت‌ها وارد می‌شوند- این رقم در آگوست 2011 ٪33 بوده است.


Middle East Internet Stats

نمودار ضریب نفوذ اینترنت در خاورمیانه

* چند میلیون ایرانی عضو فیسبوک هستند؟

فیسبوک در ایران نیز اعضای بسیاری دارد. براساس یکی از آمارهای موجود، بیش از دو میلیون نفر در ایران کاربر فیسبوک هستند که یک میلیون نفر از آنان شهروندان تهرانی هستند. با توجه به جمعیت ایران در مقایسه با کشورهای پرجمعیتی نظیر چین، ایرانیان همچنان نسبت بسیار بالایی از ضریب نفوذ فیسبوک در کاربران اینترنت را به خود اختصاص داده‌اند.

اما بنا بر آمار دیگری که پایگاه World Internet Stats منتشر کرده، جمعیت کاربران فیسبوک در خاورمیانه در حدود 23 میلیون نفر اعلام شده است که کاربران ایرانی 46 درصد آن را تشکیل می‌دهند. بنابراین آمار کاربران ایرانی رقمی در حدود 11 میلیون نفر می‌شود.

بدلیل فیلتر بودن فیسبوک در ایران و اقدام متقابل فیسبوک در حذف نام ایران از لیست کشورهایی که به آن‌ها خدمات می‌دهد، امکان یافتن آمار دقیق کاربران ایرانی این شبکه اجتماعی امکان‌پذیر نیست، اما آمارهای غیر رسمی از 2 میلیون کاربر فعال و حرفه‌ای، و 12 تا 17 میلیون کاربر دیگر حکایت دارد.


جدول تفکیکی کاربران اینترنت و فیسبوک در کشورهای خاورمیانه - منبع: Internet World Stats

* کاربران فیسبوک چقدر وقت صرف آن می‌کنند؟

بخش اعظمی از کاربرانی که از آن‌ها درمورد مدت زمانی که به فیسبوک اختصاص می‌دهند و ارزش فیسبوک در زندگیشان پرسش شد، گفتند که اهمیت این سایت برایشان همان اندازه است که سال گذشته بوده و حدود نیمی از آن‌ها نیز ادعا کردند مدت زمانی که اکنون به این سایت اختصاص می‌دهند نسبت به سال گذشته تغییری نکرده است. با این حال، آمار و ارقام قابل توجهی وجود دارد که از کاهش ارزش این سایت و استفاده از ان طی سال گذشته حکایت می‌کند.

  • ٪59 از کاربران فیسبوک می‌گویند که اهمیت این شبکه اجتماعی برایشان به نسبت سال گذشته تغییری نکرده است. و ٪53 از کاربران کنونی ادعا می‌کنند مدت زمانی که به این سایت اختصاص می‌دهند نیز به نسبت سال گذشته تغییری نکرده است.
  • ٪28 از کاربران فیسبوک می‌گویند که اهمیت این سایت برایشان به نسبت سال گذشته کمتر شده است. و ٪34 از کاربران کنونی نیز ادعا می‌کنند زمانی که به این سایت اختصاص می‌دهند به نسبت سال گذشته کاهش یافته است.
  • ٪12 از کاربران فیسبوک می‌گویند اهمیت این شبکه اجتماعی برایشان به نسبت سال گذشته افزایش یافته است. و ٪13 از کاربران کنونی ادعا می‌کنند زمانی که به این سایت اختصاص می‌دهند به نسبت سال گذشته افزایش یافته است.

افزایش اهمیت این سایت و زمان اختصاص به آن در زنان به نسبت مردان بیشتر گزارش شده است. حدود ٪16 از کاربران زن (و ٪7 از کاربران مرد) ادعا می‌کنند که اهمیت این سایت برایشان به نسبت سال گذشته افزایش یافته است، و ٪16 از کاربران زن (و ٪9 از کاربران مرد) می‌گویند که اکنون زمان بیشتری را به نسبت سال گذشته به این سایت اختصاص می‌دهند.

از سوی دیگر، حدود ٪42 از کاربران 18 تا 29 ساله و ٪34 از کاربران 30 تا 40 ساله فیسبوک می‌گویند مدت زمانی که به طور روزانه به این سایت اختصاص می‌دهند به نسبت سال گذشته کاهش یافته است- این دو آمار به طور چشمگیری به نسبت ٪23 از کاربران 50 سال به بالا که کاهش استفاده از این سایت را طی مدت زمان مشابه گزارش کرده‌اند بیشتر است.


* برنامه‌های آینده برای استفاده از فیسبوک

بیشتر کاربرانی که از آن‌ها درباره برنامه‌شان در سال آینده پرسش شد گفتند که پیش‌بینی‌ می‌کنند میزان استفاده‌شان تغییری نکند. اما حدود یک نفر از هر چهار نفر تصمیم گرفته‌اند استفاده‌شان را از فیسبوک در سال 2013 کاهش دهند:

  •  ٪3 از کاربران فیسبوک می‌گویند که تصمیم دارند زمان بیشتری را در سال آینده به این سایت اختصاص دهند.
  • ٪27 از کاربران فیسبوک می‌گویند که تصمیم دارند زمان کمتری را در سال آینده به این سایت اختصاص دهند.
  • ٪69 از کاربران فیسبوک می‌گویند تصمیم دارند مدت زمان استفاده‌شان از این سایت را در سال آینده تغییری ندهند.

بیشترین احتمال کاهش استفاده در بزرگسالان جوان دیده می‌شود. حدود ٪38 از کاربران 18 تا 29 ساله فیسبوک پیش‌بینی می‌کنند که زمان کمتری را در سال 2013 به این سایت اختصاص دهند، اما اکثر کاربران در تمامی گروه‌های سنی پیش‌بینی می‌کنند این مدت زمان را در سال آینده تغییری ندهند.

شبکه اجتماعی فیس‌بوک در فوریه 2004 وارد دنیای مجازی شد و در آن زمان رقابت با شبکه های قدیمی‌تر چون اورکات، یاهو 360 و بسیاری از شبکه های دوستیابی و اجتماعی دیگر را آغاز کرد و در عین ناباوری در اندک زمانی به پرطرفدارترین شبکه اجتماعی تبدیل شد.

فیس‌بوک هم اکنون در حدود یک میلیارد کاربر دارد و بسیاری فیس‌بوک را پس از چین و هند، سومین کشور پرجمعیت جهان نام گذارده اند.

"سیزده بدر" روز جشن یهود به مناسبت کشتار 500 هزار ایرانی + تصاویر و فیلم


جشن پوریم؛ رقص یهود در هولوکاست ایرانیان
از جشن پوریم چه می دانید؟ هولوکاست واقعی را یهودیان در کجا و علیه چه کسانی اجرا کردند؟ آیا از کشتار ده ها هزار ایرانی به دست یهودیان اطلاعی دارید؟ آیا روز "13 بدر" نوروز و خروج از خانه ها ریشه در قتل عام ایرانیان باستان دارد؟ با گزارش ویژه مشرق از پایکوبی صهیونیست ها در سالروز کشتار ایرانیان همراه شوید.
مشرق-- به مناسبت روز سیزدهم فرودین و فرا رسیدن روز طبیعت و با توجه به استقبال مخاطبان از گزارش ویژه مشرق با عنوان  "جشن پوریم" که به زمینه های وقوع تاریخی این روز و چگونگی نحسی این روز برای ایرانیان پرداخته بود، نگاهی دوباره به این رویداد تاریخی مهم می اندازیم.

جشن «پوریم» یکی از سنت‌های قدیمی قوم یهود است که در دهه‌های اخیر و پس از تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی، رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته است. این به اصطلاح جشن که همزمان با سیزدهمین روز از سال جدید خورشیدی برگزار می‌شود، در حقیقت جشن و پایکوبی بر خون ده‌ها هزار نفر از مردم ایران است که با توطئه و دسیسه دو یهودی نفوذی در دربار خشایارشاه کشته شدند.





نتانیاهو در جشن پوریم - 1999

در کتاب عهد عتیق درباره این داستان آمده است: «شاه ایران زمین که در پایان جشن ۱۸۰ روزه از باده نوشی بدمست شده بود، در هنگام بدمستی، شهبانو "وشتی" را می‌طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می‌زند و شاه خشمگین، او را از شهبانویی ساقط می‌كند و او را به دست جلاد می سپارد.

یهودیان که در سراسر ایران، نفوذ فراوان داشتند، جسارت‌شان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می‌كردند و این استنکاف موجب شده بود که «‌هامان» صدراعظم خشایارشاه علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر كند، البته یهودیان در برخی کتاب‌های خود می‌گویند: "مردخای" که پیشوای دینی یهودیان در عصر خشایارشاه بوده، وقتی حاضر به تعظیم در مقابل ‌هامان نمی‌شود، او و اتباعش مورد غضب‌هامان قرار گرفته و تهدید به مرگ می‌شوند.

یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند، چاره می‌اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام «اِستِر» را به عنوان ملکه و شهبانوی کشور به پادشاه معرفی می‌کنند و به او نیز توصیه می کنند که یهودی بودن خود را پنهان کند.


استر، دخترک یهودی که با پنهان کردن هویت یهودی اش، به دربار خشایارشاه راه یافت و مقدمات کشتار ایرانیان را فراهم کرد

 

فاحشه‌گری حلال در یهودیت

در سال ۲۰۱۰ یک خاخام یهودی در اسرائیل با اشاره به واقعه پوریم و استر، اعلام کرد جاسوسان زن سازمان موساد مجاز به انجام هر گونه عمل جنسی با دشمنان برای انجام ماموریت خود هستند؛ همانگونه که استر هویت یهودی خود را پنهان کرد و با یک دشمن ایرانی یعنی اخشورش (خشایارشاه) ازدواج کرد و با این کار ملت یهود را نجات داد.
 این مورد یکی از موفق ترین عملیات نفوذ زنان جاسوس یهودی در میان مقامات کشورهای دیگر به شمار می رود که با استفاده از زیبایی ظاهر و به خدمت گرفتن جذابیت های جنسی، توطئه های قوم یهود را اجرا کردند و می کنند.

شاه سست عنصر نیز وقتی زیبایی او را می‌بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا برادرزاده «مردخای» رهبر مذهبی یهودیان ایران است. اِستِر ملکه ایران می‌شود و با نقشه‌های «مردخای» عموی خود، صدراعظم خشایارشاه یعنی هامان را از تخت صدر اعظمی به زیر کشیده و بر دار می‌كند و به همراه ۱۰ پسرش به مرگ محکوم می‌کند.


ضیافت شام استر برای هامان در حضور خشایارشاه

در این ضیافت استر خواستار مجازات هامان بدلیل دشمنی با یهودیان شد

نقاش: ژان ویکتور (قرن 17)


یهودیان حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می‌شوند و البته آنان در برخی کتب خود آورده‌اند که ‌هامان در نزد مردخای توبه كرده است که تواریخ دیگر گواهی قتل وی توسط یهودیان را می‌دهند. یهودیان چون بر بلاد ایران حاکم شدند، از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز، بیش از 77  هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام شدند و در برخی نقل‌ها، این تعداد تا 500 هزار نفر نیز عنوان شده است.

از آن زمان تا کنون، این روز به عنوان "عید یهودیان" زنده نگاه داشته شده و هر سال یهودیان سراسر جهان در این روز مراسم مختلفی از قبیل روزه گرفتن، برپایی جشن و پایکوبی، نوشیدن شراب و افراط در مستی، دادن هدیه به یکدیگر و ... گرامی می دارند.



عید پوریم 2012

تل آویو  - بیت المقدس

اما در سرزمین های اشغالی، پوریم رنگ و بوی دیگری دارد که در ادامه و به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد.

واقعه تاریخی؛ هولوکاست ایرانیان به دست یهودیان

در زمان خشایارشاه، یهودیان جزء اقلیت های مذهبی ایران بودند و همواره سعی در نفوذ در دربار شاه ایران داشتند. هامان صدراعظم خشایارشاه بدلیل نافرمانی یهودیان از دستورات و قوانین پادشاهی، از عدم پرداخت مالیات و سرپیچی از فرمان پادشاه این قوم ابراز نگرانی می کند و پادشاه را در جریان توطئه های یهودیان قرار می دهد و  از پادشاه می خواهد تا پیش از آنکه این قوم علیه تاج و تخت شاه اقدامی کنند، با توطئه این قوم مقابله کند.

مردخای رهبر یهودیان آن زمان ایران سرانجام با دسیسه های فراوان و فرستادن یکی از دختران یهودی به دربار، او را جانشین شهبانوی ایران که به جرم سرپیچی از دستور گستاخانه خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی های خود برای حاضرین در دربار شاه برکنار شده بود، می کند.



 مردخای و استر

نقاش: آرنت دی گلدر (قرن 17)


با ورود "استر" دخترک جوان زیباروی یهودی به دربار، مردخای به راحتی نقشه های شوم خود را بوسیله استر و اغوای شاه ایران اجرا می کند. هامان نیز شاه را از توطئه مردخای آگاه می سازد و پادشاه دستور بر دار کردن مردخای را صادر می کند. اما استر که به شدت بر روی شاه سست عنصر تسلط یافته بود، با خائن جلوه دادن هامان و اینکه وی توطئه کشتن شاه را در سر دارد، هامان را بر دار می کنند.




وشتی، شهبانوی ایرانی
وشتی از دستور خشایارشاه برای نمایان کردن زیبایی هایش برای مهمانان شاه خودداری کرد و به دست جلاد شاه کشته شد


نقاش: ادوین لانگ (قرن 19)


توطئه استر و مردخای با کشتن هامان پایان نمی پذیرد و  آنها حکم قتل هر 10 پسر هامان را نیز از پادشاه ایران می گیرند و در قدم بعدی 10 پسر هامان نیز کشته می شوند.

اوج دشمنی یهودیان با ایرانیان پس از کشتن هامان و 10 پسرش آنجا بیشتر آشکار می شود که استر و مردخای با کشته شدن پسران هامان نیز راضی نشده و اجساد آن ها را در شهر بر دار می کنند تا میان ایرانیان رعب و وحشت ایجاد کرده و ناگفته سرنوشت دشمنان و مخالفان یهودیان را به نمایش بگذارند.

هامان به جز این 10 پسر، یک فرزند دختر نیز داشت که پیش از کشته شدن، خود کشی می کند.

کشتار نیمی از جمعیت ایران

پس از کشتن هامان، یهودیان مهاجر ساکن در ایران که اینک در دربار نیز راه یافته بودند، به هجوم به شهرهای ایران، دست به قتل عام گسترده ایرانیان می زنند. در 127 استان ایران آن زمان، طی دو روز بیش از 77 هزار ایرانی - و به روایتی دیگر 500 هزار نفر - کشته می شوند.

در کتب مربوط به یهودیان از جمله کتاب استر، یهودیان به کشتار 80 هزار ایرانی اعتراف می کنند اما محققان مستقل این رقم را تا 500 هزار نفر ذکر کرده اند.

در آن زمان ایران نزدیک به 800 هزار نفر جمعیت داشته و با احتساب 500 هزار نفر، بیش از نیمی از جمعیت آن روز ایران به دست یهودیان قتل عام می شوند.



حمله به منازل فلسطینیان و غارت اموال آن ها

کشتار و غارت اموال از آموزه های استر بوده و ریشه در تاریخ یهود دارد


 یهودیان با حمله به خانه های ایرانیان، مردان، زنان و کودکان را به قتل رسانده و بنا بر برخی از متون موجود اموال آن ها را نیز غارت می کنند. اما یهودیان در متون خود تنها به قتل عام ایرانیان اعتراف کرده و هرگونه غارت اموال آنان را تکذیب می کنند و آن را از افتخارات خود می دانند...!!

آیا پوریم با سیزده فروردین ایرانیان ارتباط دارد؟

گفته می شود این کشتار در روزهای 13 و 14 ماه آدار اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار استر به خشایارشاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود ادامه پیدا می کند. براساس متون تاریخی، نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

* (در تقویم یهودیان دو ماه آدار اول و دوم در تقویم عبری وجود دارد که ماه آدار دوم آن مصادف با اسفند ماه و فروردین ماه خورشیدی است.)

پس از این قتل عام ایرانیان، یهودیان جشن و پایکوبی بر پا کرده و به شکرانه غلبه بر ایرانیان و ریختن خون دشمنان قوم یهود، آن را عید اعلام کرده و روزه می گیرند. مردخای از آن زمان به پیامبر این قوم و استر - دخترک فاسد یهودی که با تکیه بر این حربه به دربار شاه راه یافته بود - نیز به شخصیتی مقدس که مورد لطف خداوند است تبدیل می شوند. استر پس از آن کتابی می نویسد که تمام این وقایع را لطف و رحمت الهی و با اراده خداوندی توصیف می کند. این کتاب اکنون به کتاب مقدس یهودیان تبدیل شده است.





مقبره استر و مردخای یهودی در همدان

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان، این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم برگزیده یهود و نابودی دشمنان آن ها.


پوریم؛ عید یهودیان سراسر جهان

متاسفانه برخی از این تصاویر که در ادامه نیز آمده است مربوط به جشن ایرانیان یهودی در آمریکا می باشد.




پوریم از جمله اعیاد مهم یهودیان در سراسر جهان است. از سرزمین های اشغالی تا آمریکا و حتی یهودیان داخل ایران، به شیوه های مختلفی در این دو روز جشن می گیرند.




اوج این جشن ها در اسرائیل است. جایی که صهیونیست سرمست از کشتار ایرانیان، تا حد جنون شراب نوشیده و بد مستی یکی از سنت های مرسوم آنان در این روز است.




خاخام های یهودی نیز در این جشن ها مراسم ویژه ای برگزار می کنند. خاخام های صهیونیست با برگزاری جشنی، در نوشیدن شراب و رقص و پایکوبی با یکدیگر رقابت می کنند. معمولا  افراط در نوشیدن شراب در این روز به حدی است که قادر به راه رفتن نبوده و در خیابان های تل آویو و دیگر اراضی اشغالی، بیهوش و بی رمق به زمین می خورند.




در آموزه های تلمود یهودیان در یکی از بخش ها به صراحت به نوشیدن شراب تا حد سرمستی توصیه شده است:

"در روز پوریم هر فرد - یهودی - مکلف است به حدی - شراب - بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان" و "درود بر مردخای" را تشخیص ندهد."

 Megillah (7b): Rava said: A person is obligated to drink on Purim until he does not know the difference between "cursed be Haman" and "blessed be Mordechai"



 کودکان اسرائیلی در جشن پوریم 2012 - بیت المقدس

خط و نشان صهیونیست های آدم خوار برای ایرانیان





از دیگر مراسمی که در عید پوریم اجرا می شود، رژه زامبی ها در اسرائیل است. در این رژه صهیونیست ها با گریم خود به شکل زامبی ها - آدم خوارها - اعضای مصنوعی از بدن انسان را به نشان خونخواهی و کشتار ایرانیان بر دهان می گیرند.

برخی از تصاویر این مراسم که قابل انتشار است در ادامه است.

 نوشیدن خون یا نوشیدنی به رنگ خون به عنوان نمادی از خونخواهی و خونخواری یهودیان نسبت به ایرانیان از جمله رسوم یهودیان در این روز است.




پوریم در لس آنجلس؛ پایکوبی ایرانیان به افتخار هولوکاست هموطنانشان


متاسفانه ایرانیان پیرو دین یهود نیز بدون توجه به ریشه تاریخی این واقعه و کشتار ایرانیان و اینکه زنده نگاه داشتن آن تا کنون بیش از هرچیز توهین به ایرانیان بوده، این روز را در نقاط مختلف جهان جشن می گیرند.

کنیسه "نصح"، کنیسه ایرانیان یهودی مقیم آمریکاست که جمعیتی حدود 20 هزار نفری در لس آنجلس را تشکیل می دهند. کنیسه نصح از جمله مکان هاییست که در عید پوریم، جشن برپا کرده و ایرانیان با جمع شدن در این کنیسه، با پختن شیرینی، غذا، تهیه شراب و هدیه دادن به هم، کشتار ایرانیان باستان را به شادی می نشینند.



ایرانیان یهودی در کنیسه نصح لس آنجلس نیز پوریم و کشتار ایرانیان را جشن می گیرند

لینک اعلام برگزاری جشن پوریم 2012 در کنیسه نصح

http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884

"هامان سوزان" و شیرینی "گوش هامان"؛ نمادهای درنده خویی قوم یهود

از دیگر مراسمی که یهودیان در این روز برگزار می کنند، مراسم "هامان سوزان" است. آن ها هامان - و ده پسرش - را نماد دشمنان قوم یهود دانسته و بطور سمبلیک در مراسمی، نمادی و یادبودی از هامان، وزیر الوزاری خشایارشاه را در آتش می سوزانند.

همچنین یهودیان با پختن شیرینی به نام "گوش هامان"، بر دار کردن وزیر ایرانی را جشن می گیرند.



خمیر این شرینی سه گوش از بذر خشخاش است و میان این شیرینی با آلو یا مربا پر شده است. این شیرینی بیشتر توسط یهودیان اشکنازی درست می شود، البته تعدادی از کلیمیان ایران هم به این شرینی علاقه مند هستند. اسم این شرینی گوش هامان است. یهودیان در جشن قتل عام ایرانیان، این شرینی ها را می خورند و همراه خوردن این شرینی شعری اهانت آمیز نسبت به ایرانیان و وزیرالوزاری ایرانی خوانده می شود.




شیرینی معروف به "گوش هامان"


پوریم در ایران


در داخل ایران نیز، اقلیت های یهودی که همواره مورد لطف و میزبانی ایران بوده اند، در این روز روزه گرفته و با پختن غذا و خیرات و برگزاری محدود جشن، عید پوریم را جشن می گیرند.

مقبره استر و مردخای در همدان از جمله مکان هاییست که یهودیان آن را عبادتگاه و زیارتگاه خوانده و مدت ها جشن های خود را در آن برگزار می کردند که با اعتراض مردم به اهانت آمیز بودن این جشن ها برای ایرانیان و برگزاری تجمعاتی در برابر مقبره استر و مردخای، همراه بوده است.


مقبره استر و مردخای دومین مکان مقدس یهودیان جهان که پس از اعتراض مردم همدان، نام "زیارتگاه" آن حذف شد

مقبره استر و مردخای، به ادعای یهودیان، پس از غصب مسجد الاقصی، دومین مکان مقدس این قوم به شمار می رود.

نتانیاهو مردم ایران را به پوریمی دوباره وعده داد

اما به جز مقدس بودن این روز برای یهودیان، با ظهور پدیده منحوس صهیونیسم، پوریم وجهی سیاسی نیز به خود گرفته و سران رژیم صهیونیستی گاه با اشاراتی به آن واقعه، تلویحا ایران و ایرانیان را به تکرار کشتاری مشابه تهدید می کنند.




در روزهای پایانی سال 1390 اتفاقی جالب در عرصه سیاست رخ داد. در 7 مارس، نتانیاهو در دیدار با اوباما نسخه‌ای از کتاب اِستِر (Esther) را به او هدیه داد.  کتاب استر (מגילת אסתר) یکی از بخش‌های عهد عتیق یا همان تورات است و از دیدگاه تاریخی این هدیه بسیار پرمعناست.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام اسرائیلی نقل می‌کند: نتانیاهو به باراک اوباما گفته است: «آن‌ها (ایرانی‌ها)، آن زمان هم می‌خواستند ما را نابود کنند.» یکی از قسمت‌های این کتاب می‌گوید: «... و یهودیان تمام دشمنان را با تیغ شمشیر و کشتار و نابودی درهم کوبیدند و آنچه را انجام دادند که دشمنان‌شان با آنان می‌کردند.» به گزارش رویترز، نتانیاهو با این هدیه، تلویحاً ایران را به نازی ها تشبیه نموده که طی مدعی هستند در جنگ جهانی دوم 6 میلیون یهودی را کشته اند.

2500 سال تهدید و کشتار؛ رمز پوریم
بسیاری از اعمال و سیاست های صهیونیست ها پس از 2500 سال از واقعه پوریم، همچنان حاوی نمادهایی از این کشتار بوده و یادآور روزی است که از هر 11 ایرانی، یک نفر به دست قوم یهود کشته می شود.


ایهود اولمرت در جمع کودکانی که پوریم را جشن گرفته اند

تهدیدهای مقامات اسرائیل، اهدای کتاب استر به اوباما در هنگام مذاکره در مورد ایران، تهدید به حمله به ایران به بهانه اینکه ایران قصد دستیابی به سلاح کشتار جمعی و نابودی اسرائیل را دارد و این توهم که کشورهای اسلامی تلاش می کنند با دستیابی به سلاح کشتار جمعی یهودیان را نابود کنند...اینها همگی یادآور توطئه های مردخای و زمزمه های استر با خشایارشاه در مورد ایرانیان و دشمنان آن زمان یهودیان بود که در نهایت به هولوکاست ده ها هزار نفری تبدیل شد.

مقایسه رفتار یهودیان با هولوکاستی که خود رقم زده اند و استفاده از هولوکاستی جعلی که مدعی هستند 6 میلیون یهودی طی دو سال کشته شده اند، نمایانگر اوج فتنه گری و پلیدی صهیونیست ها در رسیدن به اهداف شومشان در تسلط بر جهان است. آن جا که اجازه سخن گفتن درباره یکی داده نمی شود و دیگری به عنوان عیدی مقدس بزرگ داشته می شود؛ و هر دو در راستای هدفی بزرگتر است.


رمز پوریم

یکی از رمزهای پوریم، پس از پایان جنگ جهانی دوم نمایان شد.


فیلم رمزگشایی از پوریم

لینک دانلود

و همچنان سکوت ایرانیان و مقامات ایرانی، برگزاری جشن های پوریم - حتی در ایران - و رقص و پایکوبی صهیونیست ها بر خون ایرانیان ادامه دارد. هولوکاستی حقیقی که در سایه هیاهوی هولوکاست ساختگی صهیونیست ها نه تنها نادیده گرفته شده، بلکه به شکرانه این کشتار، هرساله جشن برپا می شود و تهدید ها تکرار می شوند.




منابع و مآخذ:

http://www.nessah.org/index.shtml

http://www.iranjewish.com/Essay/Essay_37_poorim.htm

http://www.herealittletherealittle.net/index.cfm?page_name=Bible-Code-Ten-Sons-Haman

http://hezare3.com/cgi-bin/mt/mt-search.cgi?blog_id=1&tag=esther&limit=20

http://www.csmonitor.com/World/Backchannels/2012/0307/Netanyahu-gives-Obama-the-Book-of-Esther.-Biblical-parable-for-nuclear-Iran

http://www.reuters.com/article/2012/03/06/us-usa-israel-gift-idUSTRE82500O20120306

http://www.haaretz.com/jewish-world/israeli-rabbi-honey-pot-sex-is-kosher-for-female-mossad-agents-1.317288

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=120385

http://www.tabletmag.com/jewish-news-and-politics/63673/persian-gulf

http://www.iranjewish.com/essay/Essay82.htm

http://yahadut.persianblog.ir/post/51

http://www.chabad.org/holidays/purim/article_cdo/aid/2814/jewish/The-Purim-Drunk.htm

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/483999/Purim

http://photoblog.nbcnews.com/_news/2011/03/18/6293692-jewish-holiday-of-purim-is-celebrated-in-israel?lite

http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+8&version=NASB

http://www.biblegateway.com/passage/?search=Esther+9&version=NASB

http://www.08.net/08event/EventDetail.aspx?eid=a1fe18d5-5efe-4398-9069-2dd1ba369884
http://www.fardanews.com/fa/news/48142/%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86

http://www.upi.com/News_Photos/gallery/Purim_Celebrations_in_Jerusalem/1646
http://sultanknish.blogspot.de/2012/03/ages-of-purim.html

مطالب مرتبط