هراسی که سخنان رهبری درباره «مهدویت و آخر الزمان» به جان غرب انداخت/سند
10 وضعیت مهم و خطرناک برای انتخاب همسر
تکنولوژی 4 بعدی برای شکار پرندههای پنهانکار + عکس
از ذبيح الله بخشي تا "حاجي بخشي"
وضعیت هولناک حقوق بشر در عربستان
قطیف کابوس این روزهای آل سعود
انتقاد رسانههای مصری از آلسعود
وضعیت هولناک حقوق بشر در عربستان
7 راهکار برای کنترل گرانیهای اخیر
"رائد" و "عمار" کابوس مرگ در اسراییل را کلید می زنند + عکس
مشخصات کامل گنبد و بارگاه ابا عبدالله الحسین (ع)
مقاله
در کجای قرآن از امام زمان( یاد شده است؟ لطفاً نام سوره وآیه آن را بنویسید؟
متن پاسخ: قبل از پاسخ به سؤال شما نکته مهم این است که
تطبیق آیات نورانی قرآن بر وجود مقدس امام زمان( و حکومت جهانی آن حضرت
تنها از راه روایات رسول گرامی اسلام( و ائمه معصومین( امکان پذیر است.
و از جمله آیات قرآن که به مسأله مهدویت و امام زمان( تفسیر شده است این آیات شریفه است.
۱. سوره قصص آیه ۵ :"و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ...."
۲. سوره نمل آیه ۶۲ : "امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء...."
۳. سوره نور آیه ۵۵ : "وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستظفنهم"
۴. سوره انبیاء آیه ۱۱ : "و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض ..."
۵. سوره اسراء آیه ۸۱ : "وقل جاء الحق زهق الباطل إن الباطل کان رهوقا..."
۶. سوره اسراء آیه ۳۳ : "و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً..."
۷. سوره حجر آیات ۳۶تا ۳۸ : "قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون ..."
۸.
سوره بقره ۱تا ۳ : "الم : ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین
یؤمنون بالغیب ..." که امام صادق ( فرمودند : "مراد از غیب،حجت غایب است."
۹. سوره حدید آیه ۷۱ : "اعلموا أن الله یحیی الارض بعد موتها..."
۱۰. سوره بقره آیه ۱۵۵ : "و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع..."
۱۱. سوره بقره آیه ۱۴۸ : "فاستبقوا الخیرات ..."
۱۲. سوره آل عمران آیه ۸۳ : "وله اسلم من فی السموات ..."
۱۳. سوره ابراهیم آیه ۵ : "و ذکرهم بایام الله"
. سوره آل عمران آیه ۲۰۰ : "یا ایها الذین آمنوا اصبروا و ..."
۱۵. سوره نساء آیه ۴۷ : "یا ایها الذین اوتوا الکتاب ..."
۱۶. سوره نساء آیه ۵۹ : "یا ایها الذین آمنوا اطیعو الله و ..."
۱۷. سوره نساء آیه ۶۹ : "و من یصلح الله و الرسول فاولئک ..."
۱۸. سوره انعام آیه ۱۵۸ : "هل ینظرون الا ان تاتیهم ..."
۱۹. سوره اعراف آیه ۵۳ : "ه ل ینظرون الا تأویله یوم ..."
۲۰. سوره یونس آیه ۲۰ : "و یقولون لو لا انزل علیه آیه ..."
۲۱. سوره طه آیه ۱۳۵ : "فستعلمون من اصحاب الصراط..."
۲۲. سوره انبیاء آیات ۱۱ تا ۱۵ : "و کم من قریه ..."
۲۳. سوره توبه آیه ۳۳ : "هو الذی ارسل رسوله بالهدی و ..."
۲۴. سوره تکویر آیه ۱۵ ـ ۱۶ : "فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس ..."
۲۵. سوره حدید آیه ۲۶ : "اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها ..."
۲۶. سوره مائده آیه ۱۴ : "و من الذین قالو انا نصاری ..."
۲۷. سوره ذاریات آیات ۲۲ ـ ۲۳ : "و فی السماء رزقکم و ماتوعدون ..."
۲۸. سوره نساء آیه ۷۷ : "الم تر الی الذین ..."
۲۹. سوره تبارک آیه ۳۰ : "قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غوراً ..."
۳۰. سوره صف آیه ۹ : "هو الذی ارسل رسوله بالهدی ..." "۱"
نکته : آیات مربوط به امام عصر ارواحنا فداء بیشتر از آنچه هست که بیان کردیم و برای مطالعه بیشتر به کتب معرفی شده مراجعه کنید.
۱. امام مهدی( از دیدگاه قرآن و عترت، علمه مجلسی، ترجمه علی دوانی
* مجله مبلغان شماره ۲۲ شعبان ۱۴۲۲، ص۳۴ ـ ۳۰
منابع دیگر جهت مطالعه بیشتر :
۱. سیمای مهدی( در قرآن، سید هاشم حسینی بحرانی، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی
شيخ نمر النمر؛ آيت الله رزمنده +تصاوير
امپراتور مشعل کيست؟ + عکس
حريري؛ جوان خوشگذران با تابعیت سهگانه + تصاویر
اپیدمی ریا و تزویر ؛ مرگ اعتماد!
آخرین وضعیت سوریه از نگاه اسد؛ مردم بخواهند کناره گیری می کنم
مروری بر دیدگاه های رهبر انقلاب درباره صدا و سیما
+تصاویری زیبا از بلندترین قله ایران برگ زرین دیگری از پاسداشت محیط زیست در ایران: "قله دماوند" تا 20
انسانیت، ساده یا پیچیده!
ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و ...
بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم
به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیره زن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد
خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه 4-5 ساله ایستاده بود تو صف از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه
دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش به محض اینکه برگشت من رو شناخت یه ذره رنگ و روش پرید اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم ماشالله از 2-3 هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت داداش او جریان یه دروغ بود یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم
دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم پیر مرده در جوابش گفت ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه 18 هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده
همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار
من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین
ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم گفت داداشمی پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم این و گفت و رفت
یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم
منبع: داستانک
دانلود نرم افزار آیین نامه راهنمایی و رانندگی
نگاهی به "عصابه" یکی از پوشش های زنان عرب خوزستان
همه چیز درباره پسران عبدالعزیز از ۲۲ همسرش!
باربی سعودی از بریتانیا درخواست پناهندگی کرد
ثروتمندترین زن جهان (+عکس)
مهدی نصیری از کودتایش ـ به گفته سید محمد خاتمی ـ در کیهان می گوید
چطور با رئیس خود صحبت كنیم؟
زیباترین طاووس جهان! (عکس)
آموخته ام که...!
آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی
آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است
آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت
آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم
آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم
آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی
آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است
آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند
آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد
آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند
آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد
آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان
آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد
آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم
آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم
آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم
آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد
چارلی چاپلین



