تبليغاتX
حرم فلش - کد دعای فرج برای وبلاگ
دین وزندگی تایباد
حرم فلش - کد ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

دین وزندگی تایباد
اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
قالب وبلاگ
چکیده دین وزندگی۲

درس اول : جلوه هاي حکمت و تدبير

 

هدف کلي :

          آشنايي بيشتر با غايت مندي و حکمت و تدبير در خلقت و انس و توجه بيشتر به خالق حکيم و مدبر جهان

اصطلاحات علمي درس :

         * حکمت و حکيم

         * غايت مندي

         * تدبير

         * صانع و صنع

  مرور بر مفاهيم

         1. هر موجودي از اجزاي خاص و معيني تشکيل شده است .

         2. اين اجزا با آرايش مخصوص به خود در کنار يکديگر قرار گرفته اند .

         3. هر يک از اين اجزا ، خواص ويژه اي دارند که با وظيفه ي آن ها هماهنگي دارد .

          4. هر جزئي کار مخصوص انجام مي دهد وظيفه ي معيني بر عهده دارد .

          5. ميان وظايف و مسئوليت ها پيوستگي و ارتباط مشاهده مي شود .

          6. نتيجه ي هر نظمي هدف خاص است .

          7. شاخصه ي اصلي مجموعه ها و موجودات بزرگ و کوچک جهان « هدف » است . 

 

پیام آیات :

         1- آيات شريفه ي 189 تا 191 آل عمران ، دو نشانه را براي صاحبان خرد معرفي مي کند :

                 الف) آفرينش آسمانها و زمين

                 ب) آمد و شد شب و روز

          2- با توجه به آيات شريفه ي فوق ،صاحبان خرد ويژگي هايي دارند از جمله :

                الف) خداوند را در همه حال (ايستاده ، نشسته و در حالي که به پهلوهاي خود آرميدند ) ياد مي کنند.

                ب) در آفرينش آسمان ها و زمين انديشه مي کنند.

         3- از دقت در آيات شريفه ي فوق اين مطلب مستفاد مي شود :

                خداوند خالق حکيم و مدبر است و هيچ امري از طرف او بيهوده و باطل نيست.

جهاني خيالي و بدون قانون و نظم داراي ويژگي هايي مي باشد از جمله:

           در اين جهان ممکن است در هر لحظه و بدون علت خاصي ،حادثه اي رخ دهد ،موجودي پديد آيد يا از بين برود و اشياء خصوصيات خود را از دست بدهند .

          در اين جهان فرضي ،نيروهاي عالم ،در هر گوشه اي به دلخواه خود دخالت مي کنند و حوادثي غيره منتظره را پديد مي آورند. 

  جهان واقعي

          - ميان (( همکاري و نظم )) و (( قانون مندي )) رابطه اي وجود دارد يعني همکاري و ترکيب ميان پديده ها از نظم و قانون مندي خاصي پيروي مي کنند و نتايج معين و مشخصي را به دنبال دارد . اين حالت را مي توانيم در همه موجودات پيرامون خود ، هم چون سنگها ، فلزات ، گياهان ، حيوان ها و انسانها ببينيم .

- ويژگي هاي جهان واقعي عبارتند از :

         الف) هر موجودي از اجزاي خاص و معيني تشکيل شده است .

         ب) اين اجزاء با آرايش مخصوص به خود در کنار يک ديگر قرار گرفته اند .

         پ) هر يک از اين اجزاء ،خواص ويژه اي دارند که با وظيفه ي آنها هماهنگي دارد .

          ج ) هر جزيي کار مخصوصي انجام مي دهد و وظيفه ي معيني بر عهده دارد .

          د ) ميان وظايف و مسئوليت ها پيوستگي و ارتباط مشاهده مي شود ،به گونه اي که کار هر يک مکمل و ادامه ي کار ديگري است و کارها و مسئوليت ها در ارتباط با هم معنا مي يابند و اگر به کار يک جزء به تنهايي نگاه شود ، ناقص و ناتمام به نظر مي آيد.

          هـ) نتيجه ي هر سامان و نظمي و هر همکاري و فعاليتي ،هدف خاصي است که آن را از ساير سامان دهي ها و همکاري ها جدا مي کند .

- از ويژگيهاي جهان واقعي (( پيوستگي و ارتباط ميان وظايف و مسئوليت ها )) را چنين مي توان شرح داد :

           الف ) کار هر يک از اجزاء مکمل و ادامه ي کار جزء ديگر است .

           ب ) کارها و مسئوليت ها در ارتباط با هم معنا مي يابند .

           ج ) اگر به کار يک جزء به تنهايي نگاه شود ،ناقص و ناتمام به نظر مي آيد . 

  شاخصه هاي اصلي

          - شاخصه ي اصلي مجموعه هاي قانون مند و منظم هدف و غايت است .

          - هدف و غايت عنصري است که سبب پيدايش يک نظام مي شود و به تمام فعاليت هاي آن معنا مي بخشد .

          - ويژگي اي که مانند روح در همه ي اجزاء و فعاليت ها حضور دارد هدف است .

          - بدون هدف پيوستگي و ارتباط و هماهنگي معنا ندارد و مجموعه ي داراي نظام شکل نمي گيرد .

          - همکاري و پيوستگي و نظام براي آن ضرورت دارد که به هدف معيني منجر شود و به سرانجام روشني برسد .

   ويژگي هاي خلقت خداوند با توجه به خطبه 90 نهج البلاغه :

          الف ) بديع بودن و بي سابقه بودن خلقت

          ب) استفاده نکردن از طرح و نقشه ي قبلي

          پ) آيت و نشانه بودن همه ي موجودات بر حکمت و تدبير الهي

          ج ) وجود نظم مشخص ،تقدير و اندازه ي معين و متناسب با هدف در هر موجود

          د ) وجود هماهنگي ميان نظم و ساختار هر موجود با نوع کار و فعاليتي که بر عهده دارد و هدفي که تعقيب مي کند .

          هـ) تجاوز نکردن موجودات از تقدير الهي و نظم تعين شده

          و) حرکت موجودات در چهار چوب هدف 

 

  درس دوم : با کاروان هستي

هدف کلي :

           تشخيص جهان به عنوان يک نظام يکپارچه که داراي هدف است .

  مرور بر مفاهيم :

        1. مجموعه ي جهان خلقت نظامي واحد و به هم پيوسسته است .

        2. يک پيوستگي طولي و يک پيوستگي عرض ميان نظام ها برقرار است .

        3. نظام هاي هم طول --> نظام هاي تو در تو .

        4. نظام هاي هم عرض --> نظام هايي که در کنار يکديگرند .

        5. نظام هاي بزرگ از به هم پيوستن نظام هاي کوچک شکل مي گيرند .

        6. فعاليت نظام هاي کوچک هم در خدکت خود اين نظام و هم در خدمت نهايي ترين هدف نظام است .

        7. هر قدر علم و دانش بشر توسعه يابد درک روابط و پيوستگي ميان نظام ها آسانتر مي شود .

       8. از پيوستگي و ارتباط ميان نظام ها ، نظام واحد جهاني حاصل مي شود .

       9. نظام واحد جهاني يک هدف بزرگ را دنبال مي کند و آن سير في الله يعني حرکت تکاملي خلقت است .

      10 . نامحدود بودن عمر نظامهاي دنيوي به معناي نيستي و نابودي نيست ،بلکه براي پيوستن به نظامي ديگر و تجديد سازمان و استمرار در متن نظامهاي ديگر صورت مي گيرد.

      11 -طبق  آيه ي ...ما تري في خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تري من فطور هيچ چيز در متن عالم طبيعت از بين نمي رود بلکه در نظامي تازه تر خود را مي نماياند .

رابطه عرضی و طولی

       يک پيوستگي طولي و يک پيوستگي عرضي ميان نظام ها بر قرار است .

پيوستگي طولي ميان نظام ها :  

        درپيوستگي طولي هدف جز کوچک در طول هدف جز بزرگ قرار دارد و آن نيز در خدمت جز بزرگ تر ، تا به برترين هدف

 

پیوستگی عرضی در نظام ها :

         ميان نظام هااين است که غير از رابطه ي طولي , مجموعه اي از اعضا هستند که به هم مرتبط و پيوسته اند .اين اعظا در عرض يک ديگر و انجام دادن فعاليتي مشترک ,يک مجموعه را مي سازند.

 

ويژگي هاي يک نظام يک پارچه :

        1. فعاليت نظام هاي کوچک هم در خدمت خود اين نظام هاست و هم در خدمت نهايي ترين هدف نظام است .

        2. هر دستگاهي نظم ، قانون مندي و هدف خاص خود را دارد . اما اين امر نه تنها مانع هماهنگي و همکاري سراسري آن ها براي رسيدن به هدف نهايي نيست ، بلکه در خدمت آن است .

        3. نظام هاي بزرگ از به هم پيوستن نظام هاي کوچک شکل مي گيرند .

        4. هر چه دايره ي نظام ، بزرگ تر مي شود ، نظم و قانون مندي گستر ده تري به وجود مي آيد که نظام هاي کوچک تر را در درون خود جاي مي دهد .

       5. نظام هاي پيوسته و تو در تو ، فعاليت هماهنگ و سازمان يافته اي انجام مي دهند که در پايان منجر به رسيدن به هدف نهايي مي شود .

پيامهاي اصلي درس :

          الف) بدن انسان تمثيلي است براي نظام واحد جهاني ،نظامي که اجزاي آن فعاليتهاي معيني را در جهت رشد و بالندگي بر عهده گرفته اند .

          ب) سلولها کوچکترين عضو در ساختمان حيوانها (و گياهان )هستند . هر سلولي داراي نظامي واحد و پيوسته است.

          پ) سلولها خود عضوي از يک نظام بزرگتر هستند که به خاطر نقشي که در آن نظام بزرگ (معده ،روده يا قلب ) دارند ،معنا مي يابند .

         ت) معده ،روده و قلب و ... که نظام بزرگتري را شکل مي دهند عضوي از يک نظام بزرگتر يعني بدن انسانند که به خاطر نقش و جايگاهي که در بدن دارند معنا مي يابند .

         س) مجموعه نظام هاي کوچک و بزرگ داخل بدن انسان با هم پيوسته اند و براي تامين يک هدف نهايي مي کوشند .

         ج) جهان نيز مانند بدن انسان شامل مجموعه ي نظامهاي کوچک و بزرگ است که با هم مرتبط و پيوسته اند .

         د) اگر نظامي به ظاهر از بين برود ،اجزايش نابود نمي شود بلکه در نظامي جديد ظهوري دوباره پيدا مي کند

         ه) فعاليت مجموعه ي نظامهاي به هم پيوسته –نظام واحد جهاني – يک هدف بزرگ دارند که همان حرکت تکاملي خلقت و سير في الله است . 

 

  درس سوم : سرمايه هاي رشد

 

هدف کلي :

         آشنايي با جايگاه انسان در نظام خلقت و ارزشهاي انسان

  مرور مفاهيم

         1- ارزش هر کس به درک و فهم او از حقيقت هستي و جايگاه انسان در کاروان آفرينش بستگي دارد .

         2- وديعه هاي الهي در انسان عبارتند از :

                -سرشت خدا آشنا

                - گرايش به نيکيها و زيبايي ها

                - وجدان اخلاقي

                - قوه ي عقل

         3- از وجدان اخلاقي تعبير به نفس لوامه شده است.

         4 - برترين نعمتي که خدا در وجود انسان قرار داده است قوه ي عقل است

         5- قوه ي عقل تشخيص دهنده ي درستي از نا درستي و خوبي از بدي است

         6- حجت آن چيزي است که با آن عليه انسان دليل مي آورند

         7- حجت آشکار رسولان و انبياء و ائمه

         8- حجت نهان عقل

         9- نتايج پذيرش دعوت انبياء:

                 - تجلي زيبايي هاي ايمان و عمل صالح

                - سرشار شدن زندگي از نيکيها و زيبايي ها

                - بهره مندي از زندگي جاويد در بهشت

1. ارزش هر کس به درک و فهم او از حقيقت هستي و جايگاه انسان در کاروان آفرينش بستگي دارد .

2. امام علي (ع)در مورد حقيقت انسان مي فرمايند :خدا رحمت کند انساني را که بداند از کجا آمده ،در کجا قرار دارد و به سوي کجا رهسپار خواهد شد.

3. خداوند به انسان کرامت بخشيد . و بر بسياري از مخلوقات برتري داده است و آنجه را که در آسمانها و زمين است براي بهره مندي او آفريده است . 

  سوره ي اسراء – آيه ي 70

سوره ي جاثيه – آيه ي 13

سوره ي فجر – آيات 27 تا 30

          پيام اين آيات چنين است که خداوند درميان موجودات جهان ،انسان را براي خود برگزيد و بهشت ويژه اش را به او اختصاص داد و فرمود : (( جهان را براي تو آفريدم و تورا براي خودم )) . 

  سوره ي انسان – آيات 2 و 3

         آيات شريفه ي فوق درباره ي منزلت انسان بيانگر اين مفهوم است که خداوند انسان را صاحب اراده و آزاد آفريد و مسئول سرنوشت خود قرار داد و او از انسان خواسته است با کار و ابتکار خود زمين را آباد سازد و با انتخاب خود ،يکي از دو راه سعادت و شقاوت را اختيار کند .

  سوره ي فصلت – آيه ي 53

 

         آيه ي شريفه ي فوق بيان گر اين مفهوم است که کافي است انسان با ديده ي دل ،در خود و جهان نظر کند و جلوه هاي قدرت ،حکمت ،رحمت و مهرباني خداوند را در آنها ببيند و سرشت خدا آشنا که يکي از وديعه هاي الهي در انسان است از آن مستفاد مي شود.

         امام علي (ع) در خصوص ((سرشت خدا آشنا ))مي فرمايند : در هيچ چيزي نظر نکردم ،مگر اين که خدا را قبل از آن ،بعد از آن و با آن ديدم.

         تدبر در آيه ي سنريهم اياتنا في الافاق و في انفسهم حتي يتبين تهم انه الحق ... ما را به مفهوم ابياتي از عمان ساماني مي رساند که اين ابيات ناظر بر ((سرشت خدا آشنا )) است .

  سوره ي شمس – آيات 7 و 8

          آيات شريفه ي فوق بيانگر اين وديعه ي الهي است :گرايش به نيکي ها و زيبايي ها يعني انسان نيکي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها را درک مي کند و در خود گرايشي به سوي نيکي ها و زيبايي ها احساس مي کند .کرامت ،بزرگواري ،صداقت و عدالت را دوست دارد و از دو رويي ،ذلت ،دون همتي و ظلم بيزار است .

          تدبر در آيه « لا اقسم بيوم القيامه و لا اقسم بالنفس اللوامه » ما را به مفهوم « وجدان اخلاقي » مي رساند .

          در قرآن کريم از وجدان اخلاقي به نفس لوامه تعبير شده است .

          برترين نعمتي که خدا در وجود انسان قرار داده است ، قوه ي عقل است .

          منظور از قوه عقل ، تشخيص دهنده ي درستي از نادرستي و خوبي از بدي است .

          منظور حضرت علي (ع) از قوه ي عقل اين است که اين نعمت بزرگ را پيام آور حقق ، دوست انسان ، نجات دهنده ي وي ، بهترين ثروت و نزديک کننده به خدا ناميده است .

          حجت آن چيزي است که با آن عليه انسان دليل مي آورند .

 دو حجتي که خداوند در روز قيامت عليه گناهکاران با آن ها دليل مي آورد :

الف) ارسال پيامبران در وجود امامان . ب) وجود عقل در انسان

پذيرش دعوت انبيا و بهره بردن از الهامات فرشتگان و امدادهاي آنان نتايجي را براي انسان به دنبال دارد :

          1) زيبايي هاي ايمان و عمل صالح در وجودش تجلي مي کند .

          2) زندگي اش سرشار از نيکي ها و زيبايي ها مي شود .

          3) زندگي جاويد لبريز از سرور و خرسند را در بهشتي که خداوند برايش آماده کرده ، به دست خواهد آورد . 

 

   

  درس چهارم : روزنه های خطا

 

هدف کلي :

 آشنايي با موانع رشد و کامل و عوامل سقوط انسان و گرايش به دوري از آن ها

  مرور بر مفاهيم

         1. موانع رشد و رستگاري عبارتند از :

                 - نفس اماره

                 - جهل از حقايق

                 - غفلت از خدا و آخرت

                 - دام هاي شيطان

        2. تحريک کننده ي دروني به سوي گناه همان نفس اماره است .

        3. قرآن کريم جهل را سرچشمه ي بسياري از گناهان و لغزش ها داند .

        4. ايمان به آخرت سبب دوري از گناه مي گردد .

        5. راه هاي وسوسه کردن انسان توسط شيطان عبارتند از :

               - آراسته و زيبا نشان دادن گناه

               - سرگرم کردن انسان ها به آرزوهاي دور و دراز دنيايي

               - غافل کردن از ياد خدا

               - ايجاد دشمني و کينه ميان افراد

       6. از نظر قرآن کريم عامل اصلي گناه خود انسان است .

       7. ابعا وجود انسان عبارتند از :

               - بعد جسماني

               - بعد روحاني

      8. « ثابت بودن خود » و « روياهاي صادقه » اثبات کننده ي بعد روحاني وجود انسان هستند .

      9. « من » و « هويت » انسان ثابت است و مستقل از جسم اوست .

      10. روح ثابت است يعني اين که تجزيه و تحليل نمي پذيرد و فرسوده و مستهلک نمي شود

      11. در روياي صادقه انسان از زمان حال و مکان خود خارج مي شود که اين دليلي بر بعد روحاني وجود انسان است

      12. ويژگيهاي روح يا بعد روحاني وجود انسان :

              - توانايي انتخاب و تصميم گيري دارد .

              - جاودانگي را طلب مي کند .

              - به دنبال کمالات بي نهايت و نا محدود است .

              - کرامتها يا رزايل اخلاقي را کسب مي کند.

              - اگر به کرامت اخلاقي آراسته شد ،مقرب درگاه خدا مي گردد.

              - اگر به رذيلتها تن داد تا اعماق جهنم سقراط مي کند . 

توضیحات :

1- به اين علت انسانها تن خويش را به گناه آلوده مي کنند و از همراهي با کاروان کمال و فلاح باز مي مانند که زمينه گناه را در خود پرورش مي دهند و دل به دعوت هاي باطل دروني و بيروني مي سپارند .

2- موانع رشد و رستگاري عبارتند از :

          الف ) نفس اماره

                    -  ميل سرکشي که در انسان زبانه مي کشد و وي را به طلب هر چه بيشتر لذت ها فرا مي خواند ،

                    -  ((نفس اماره ))يعني فرمان دهنده به بديها

                    -  تحريک کننده ي دروني به سوي گناه ،همان (( نفس اماره )) است

                    -  حضرت علي (ع) درباره ي آن مي فرمايد : (( دشمن ترين دشمن تو همان نفسي است که در درون توست ))

                    -  ميل سرکشي که در درون انسانها زبانه مي کشد و وي را به طلب هر چه بيشتر لذت ها فرا مي خواند ،نفس اناره يعني فرمان دهنده به بدي ها ناميده مي شود .

          ب ) جهل از حقايق

                 -  قرآن کريم جهل را سرچشمه ي بسياري از گناهان و لغزشها مي داند

                 -  امام صادق (ع) در خصوص نقش جهل در لغزش و گناه مي فرمايند : در لشکر عقل ، هفتادوپنج فضيلت و ارزش وجود دارد که سرچشمه ي همه ي فضايل ديگرند و در لشگر جهل ،هفتادوپنج رزيلت و زشتي وجود دارد که منبع ساير زشتي ها و بدي هاست.

                 - کسي که خدا را فراموش مي کند و از او غافل است ،به راحتي تن به گناه مي دهد.

          ج ) غفلت از خدا و آخرت

                   - عامل ديگر غلطيدن در گناه ،بي توجهي به آخرت است.

ايمان به آخرت به دو علت سبب دوري از گناه مي گردد :

         الف ) کسي که به آخرت ايمان دارد ،گناه را چون آتشي مي بيند که اگر از آن توبه نکند روزي گريبان او را خواهد گرفت .

         ب) شوق رسيدن به پاداش آخرت سبب رغبت در اطاعت خداوند و مواظبت بر پاکيزگي است

          د ) دام هاي شيطان

                -  شيطان دشمن انسان است و خود را از آدميان برتر مي پندارد

                -  سوگند ياد کرده است که فرزندان آدم را فريب دهد و انتقام رانده شدن از درگاه الهي را بگيرد .

                -  کار او وسوسه کردن و دادن وعده هاي دروغين است و جزهمين وسوسه ،راه نفوذ ديگري ندارد .

                -  راه نفوذ او همان هوسها و نفس اماره ي خود انسان است

شيطان از راه هاي زير ، انسان را به نافرماني از خدا وسوسه مي کند .

         - آراسته و زيبا نشان دادن گناه .

         - سرگرم کردن انسان ها به آرزوهاي دور و دراز دنيايي .

        - غافل کردن از ياد خدا و کارهاي که به ياد خدا مي اندازد ، مانند نماز .

        - ايجاد دشمني و کينه ميان افراد . 

3- . وجود انسان از دو بعد جسماني و روحاني تشکيل شده است .

          -  بعد جسماني و مادي انسان ، مانند ساير جسم ها و مواد  

                      دچار تجزيه و تحليل مي شود

                      سرانجام فرسوده و متلاشي مي گردد

                      به مکان خاص و زماني خاص نيازمند و محدود است .

        -  بعد روحاني و غير جسماني انسان :

                     -  تجزيه و تحليل نمي پذيرد ،

               -   متلاشي نمي شود و به همين جهت ، بعد از مرگ بدن باقي مي ماند و آگاهي و حيات خود را از دست نمي دهد .

               -   آگاهي هاي انسان ، قدرت اختيار و تصميم گيري ، عواطف و احساسات و اخلاق ، همه مربوط به اين بعد از وجود انسان است .

3- دو دليل براي اثبات وجود بعد روحاني انسان وجود دارد : 1) ثابت بودن خود . 2) روياهاي صادقه

            -  گرچه انسان در طول زندگيي حالات و تصورات گوناگوني پيدا مي کند ، معلوماتش تغيير مي کند و اخلاقش عوض مي شود ، اما در ميان همه ي اين تغييرات و تحولات ، يک محور ثابت و يک حقيقت تغيير ناپذير دارد که به پشتوانه ي آن مي گويد : اخلاق من تغيير کرده يا افکار من عوض شده است . زيرا در همه ي اين قضايا ، « من » يک حقيقت ثابت و پابرجاست و من به «غيرمن» تبديل نشده است .

           -  . تبديل نشدن «من» به «غيرمن» ، وجود بعد روحاني انسان را ثابت مي کند و به آن ثابت بودن خود مي گويند .

          -  وقتي مي گوييم روح ثابت است ، منظور اين است که «من» يا «روح» تجزيه و تحليل نمي پذيرد و فرسوده و مستهلک نمي شود و به چيز ديگري تبديل نمي گردد ؛ مانند مواد جسماني بدن نيست که جاي خود را به مواد ديگر دهد . چرا که اگر چنين اتفاقي بيفتد ، اين «من» جديد را نمي توان همان «من» قبلي دانست .

          -  ثبات هويت ما ناشي از ثبات اندام هاي ما نيست . ديده ايم که برخي از انسان ها قسمت هايي از بدن خود را در حادثه اي از دست مي دهند ، اما نه خودشان و نه ديگران ، هيچ گاه احساس نمي کنند که قدري از هويت و «من» او کم شده باشد و اين نشان مي دهد که ثبات هويت و «خود» ما ناشي از ثبات اندام هاي ما نيست .

           -  بعضی از خواب ها ، خبر از حوادث گذشته يا رويدادهاي آينده مي دهند يا ويژگي هاي مکاني را بيان کنند که شخص بيننده ي خواب هرگز آن جا را نديده است . بنابراين ، انسان در اين قبيل خواب ها ، از ظرف زمان يا مکان خود خارج مي شود و ره زماني در گذشته يا در آينده مي رود و يا در مکاني که تا به حال نرفته ، قرار مي گيرد .

 

درس پنجم : پنجره اي به روشنايي

 

هدف کلي :

 مقايسه ديدگاه ها درباره ي مرگ و تشخيص مزيت ها و برتري هاي ديدگاه توحيدي و ثمرات آن

مرور مفاهيم :

          1. انسان همواره با حادثه ي عظيمي به نام «مرگ» روبروست .

          2. در مواجهه ي با مرگ دو ديدگاه کلي وجود دارد .

         3. يک ديدگاه مي گويد که مرگ پايان زندگي است .

         4. ديدگاه ديگر مي گويد که مرگ آغاز حيات برتر است .

         5. قرآن کريم اين دو ديدگاه را طرح مي کنند و نتايج هر دو ديدگاه را اعلام مي کند .

         6. هر يک از اين دو ديدگاه داراي پيامدهايي در زندگي انسان است .

         7. دنياي امروز ، با غفلت از جهان آخرت ، زيان سنگين اخلاقي و اجتماعي ديده است .

دو واکنش کساني که مرگ را پايان زندگي مي دانند در برابر موضوع مرگ :

                - اضطراب از فنا و نابودي

               - غفلت و بی توجهی نسبت به مرگ برای رهایی از اضطراب ناشی از آن

پیام آیات    سوره ي روم ، آيه ي 7و8 و سوره ي يونس ، آيه ي 7و8

           اين آيات ديدگاه غير الهي نسبت به مسئله ي مرگ را نقد مي کند و پيام هاي زير از آن مستفاد مي شود:

           1. منکرين آخرت نسبت به زندگي دنيا سطحي نگر هستند و ظاهر اين زندگي را مي بينند .

           2. اين گروه درباره نظام خلقت نمي انديشند : جهان خلقت نظامي حق دارد که لازمه ي آن غايتمندي آن است .

           3. اين گروه ملاقات پروردگار را انکار مي کنند .

           4  . رضايت دادن به زندگي دنيا و قناعت کردن به آن از ويژگي هاي اين گروه است .

           5. از نشانه هاي نظام حکيمانه و غايتمندي در جهان خلقت غفلت مي کنند .

           6. ديدگاه اين گروه آثار گناه آلود دارد و سرنوشت زيانباري در جهان ديگر دارند .

پيامدهاي ديدگاه غير الهي نسبت به مسئله مرگ اين است که :

          - قرار گرفتن زندگي در بن بست و بسته شدن دريچه هاي اميد به روي انسان .

           - بي ارزش شدن زندگي

           - دچار شدن به ياس و نااميدي ، از دست دادن شادابي و نشاط زندگي

           - کناره گيري از ديگران و دچار شدن به انواع بيماري هاي روحي .

           - قدم گذاشتن در راه هايي که سرگرداني بيش تر به دنبال دارد . 

دقت آيات  سوره ي کهف ، آيه ي 103 تا 105  سرنوشت کساني که راه غفلت از مرگ را پيش گرفته اند چنين است که :

           - کوشش آنان در زندگي به جايي نمي رسد .

           - سرمايه ي زندگي را از دست مي دهند .

           - فکر مي کنند که بهترين عملکرد را دارند اما تلاششان بي نتيجه است .

           - اگر اعمال درستي هم داشته باشند به دليل نوع زندگي که انتخاب کرده اند فايده نخواهد داشت .

           - اعمالشان در روز قيامت ارزشي ندارد و راهگشا نخواهد بود .

 

دید گاه الهی نسبت به مرگ :

           - مرگ غروبي است  که طلوعي درخشانتر در پيش دارد .

           -   مرگ ، نسبت به دنيا مرگ و نسبت به جهان ديگر تولد است .

           - آدمي نابود نمي شود و از يک هستي به هستي بالاتري مي رود .

           -  مرگ گذرگاهي به جاودانگي است .

. پيامبر اکرم (ص) درباره ي مرگ مي فرمايد : باي بقا خلق شده ايد ، نه براي نابودي و فنا ، و با مرگ تنها از جهاني به جهان ديگر منتقل مي شويد .

. از ديدگاه پيامبر (ص) با هوش ترين مومنان کساني هستند که : آنان که فراوان به ياد مرگ اند و بهتر از ديگران خود را براي آن آماده مي کنند .

. امير مومنان علي (ع) درباره مرگ مي فرمايد : اي مردم ! آدمي در همان حال از مرگ مي گريزد ، آن را ملاقات مي کند . زندگي ميدان از دست دادن جان ، و فرار از مرگ عين نزديک شده به آن است .

پيامدهاي ديدگاه الهي نسبت به مرگ :

         - بيرون آمدن زندگي از بن بست

         -  باز شدن پنجره ي اميد و روشنايي به روي انسان

         - ايجاد شور و نشاط و انگيزه ي فعاليت و کار در زندگي .

         - نهراسيدن از مگر و آمادگي براي فداکاري در راه خدا .

         -  دفاع از حق و مظلوم و فداکاري در راه خدا آسان تر مي شود

         -  شجاعت به مرحله ي عالي آن می رسد فداکاري در راه خدا ضروري شود

برخي از افراد گرچه منکر آخرت نيستند ولي از آن غافل اند يعني رفتار و کردارشان کم تر از ايمان قلبي و باور جدي به اين انديشه است . بسياري از آنان چنان به زندگي دنيوي خود سرگرم اند که از حيات اخروي غافل مانده اند . اينان در حقيقت داراي ايمان قوي نيستند و صرفا به زبان يا حداکثر در انديشه معاد را قبول دارند و قلبا بدان گرويده اند . 

 

درس ششم : آينده ي روشن

 

هدف کلي :

           توانايي تبيين دلايل ضرورت معاد و امکان معاد جسماني

 مرور مفاهيم :

           1. قرآن کريم حيات اخروي انسان را حتمي مي داند و انسان ها را به انديشه ي در آن دعوت مي کند .

           2. قرآن کريم زندگي دنيايي را عبث و بيهوده نمي داند و خداوند را از بيهوده کاري منزه مي شمارد .

           3. عقل آدمي مي گويد که توجه به خبر انبيا درباره ي آخرت ، ضرورت است و هشدار آنان را بايد جدي گرفت .

           4 . اقتضاي حکمت الهي وجود جهان آخرت و بازگشت انسان به سوي خداست .

           5. اقتضاي عدل الهي وجود جهاني به نام آخرت است نا انسانها به آن چه استحقاقش را دارند ، برسند .

           6. زنده شدن انسان ها پس از مگر با همه ي قوانين علمي سازگار است و امکان تحقق آن وجود دارد .

           7. از ديدگاه انبيا لازمه ي ايمان به خدا ، ايمان به آخرت است .

          8. بعد از توحيد مهم ترين موضوعي که در قرآن کريم سخن رفته ، معاد است .

یک استدلال : دفع خطر احتمالي لازم است

           مقدمه اول : . مهم ترين خبري که انبيا براي بشر آورده اند خبر از معاد و سراي آخرت است و آنها آن را به عنوان یک خطر جدی عنوان کرده اند

           مقدمه دوم  :طبق یک  قاعده عقلي« دفع خطر احتمالي لازم است . »

           نتیجه : پس بر هر انسان عاقلی تحقیق و توجه به آخرت امری واجب و ضروری است

استدلالهايي که بر ضرورت معاد دلالت دارند :

            - راه حکمت الهي

            - راه عدل خداوندي

کار حکيمانه ، کاري است با هدف معقول و شايسته که نتايج صحيح و عاقلانه به دنبال دارد .

کسي که کارهايش حکيمانه است  حکيم مي گويند .

لازمه ي حکمت خدا اين است که هيچ کاري از کارهاي خدا بيهوده و عبث نباشد پس لازمه ي حکمت خدا اين است که زندگي انسان را پاياني نباشد و آن چه در اين جهان به دست مي آورد با مرگ او از بين نرود . 

خدا حکيم است چرا که اگر موجودي را خلق مي کند :

           - هدفي شايسته برايش قرار مي دهد .

          - امکانات رسيدن به هدف را هم به او اعطا مي کند .

          - اگر تمايلات و خواسته هايي در وجودش آفريده ، پاسخ مناسب آن را پيش بيني کرده است .

یک استدلال :

           -  هر انساني ميل به جاودانگي دارد و در آرزوي حياتي جاويدان است

           -  لازمه حکمت الهی این است که اگر میلی را در نهاد انسان قرار داد راه رسیدن به آن را هم داشته باشد

           -   اگر زندگي انسان منحصر به همين دنيا باشد به معني آن است که به اين ميل او پاسخ درستي داده نشده است .

نتیجه :  از آن جايي که هر ميلي که در نهاد انسان است ، پاسخگويي در جهان خارج دارد نتيجه مي گيريم که يک زندگي جاويد در جهان آفرينش وجود دارد .

یک استدلال دیگر : « ميل به کمالات بي نهايت » ضرورت معاد را ثابت مي کند :

           - انسان طالب و خواستار همه ي کمالات و زيبايي ها ست ، اين طالب در هيچ حدي محدود نمي شود و پايان نمي پذيرد .

            - دنيايي که در آن زندگي مي کنيم به تنهايي جاي مناسبي براي پاسخگويي به نيازهاي انسان نيست و عمر محدود انسان نيز با اين گرايش ها تناسب ندارد .

           - ممکن نيست که خداوند عشق به خود و حيات ابدي را در وجود کسي قرار دهد و سپس او را در حالي که هنوز به شدت مشتاق اوست و بدان نرسيده از هستي بيندازد . 

 نتيجه :  اگر مرگ پايان زندگي انسان باشد ، عموم دستورات الهي و سفارش هاي عقل و فطرت بيهوده مي شود و همه ي کمالات کسب شده از دست خواهد رفت . پس ميل به کمالات بي نهايت ضرورت معاد را در پرتو حکمت الهي اثبات مي کند . 

 اثبات ضرورت معاد بر اساس عدل الهی :

یک استدلال :

            -  در این دنیا هم انسان های نیکوکار و هم  انسان های بد کار وجود دارند

            - نظام حاکم بر اين جهان اجازه نمي دهد که هر کس به طور کامل به نتيجه ي اعمال نيک يا بد خود برسد

            - در اين صورت اگر معاد نبود امکان اجراي عدالت ميان مردمان وجود نداشت .

نتیجه :  پس عدل خدا ايجاب مي کند که در پي اين جهان عالمي ديگر وجود داشته باشد تا عدل و داد درباره ي همگان اجرا شود . 

 

درس هفتم : منزلگاه بعد

 

هدف کلي :

           آشنايي با جهان برزخ و توانايي تبيين رابطه ي آن با دنيا و آخرت

  مرور بر مفاهيم :

              1. به فرموده ي قرآن کريم پس از مرگ و قبل از قيامت ، انسان وارد عالم برزخ مي شود .

             2. در دوره ي برزخ ، بدن مادي و دنيايي حيات خود را از دست مي دهد .

             3. در دوره ي برزخ ، روح فعاليت آگاهانه دارد .

            4. پيشوايان معصوم ما را درباره ي سرنوشت مومنان و کافران در برزخ ، راهنمايي کرده اند.

            5. بهره اي از بهشت و جهنم آخرت نيز در دوره ي برزخ نصيب مومنان و کافران مي شود .

            6. دردوره ي برزخ پرونده ي اعمال انسان ها باز است و آثار کارهايي که در دنيا انجام داده به او مي رسد . 

نکات :

1. انسان ها در هنگام مرگ ، از آگاهي و توانايي اي برخوردار هستند که بتوانند با خداوند و ملائکه گفت و گو کنند و پاسخ شان را بشنوند .

2. برزخ در لغت به معناي فاصله و حايل ميان دو چيز است .

3. عالم برزخ عالمي است ميان زندگي دنيايي و حيات اخروي که آدميان پس از مرگ وارد آن مي شوند و تا قيامت در آن جا مي مانند .

4. ويژگي هاي عالم برزخ :

           - روه هم چنان به فعاليت هاي آگاهانه خود پس از مرگ ادامه مي دهد .

           - در اين عالم ، انسان با خداوند و فرشتگان گفتگو مي کند و پاسخ شان را مي شنود .

           - بخشي از پاداش و جزاي مردم در عالم برزخ داده مي شود .

           - ارتباط عالم برزخ با دنيا ، پس از مرگ نيز همچنان برقرار است .

5.  فرشتگان در هنگام مرگ  روح انسان ها را « توفي » مي کنند ، يعني روح انسان را به طور تمام و کمال دريافت مي کنند .

6. دريافت تمام و کمال چيزي را توفي مي گويند .

7. از ويژگي هاي عالم برزخ :

            - انسان با خداوند و فرشتگان گفتگو مي کند و پاسخ شان را مي شنود .

            - مجموعه ي اعمال خود در دنيا را مي بيند و با آن ها گفتگو مي کند .

8. بخشي از پاداش و جزاي مردم در عالم برزخ داده مي شود . مومنان در « بهشت برزخي » و کافران در « جهنم برزخي » که تجلي کوچکي از بهشت و جهنم آخرت است ، روزگار مي گذرانند .

9. پرونده ي اعمال انسان ها با مرگ بسته نمي شود و پيوسته بر آن افزوده مي گردد .

10. آثار ماتقدم به اعمالي گفته مي شود که آثار و نتايج آن ها :

            - محدود به دوران عمر انسان مي باشند .

            - با مرگ شخص پرونده ي آن ها بسته مي شود .

11. آثار ماتاخر به اعمالي گفته مي شود که اثار و نتايج آن ها :

           - حتي بعد از مرگ از بين نمي رود .

           - مردمي که در دنيا هستند تحت تاثير آثار خوب يا بد آن اعمال هستند .

12. مطابق کلام امام صادق (ع) شش چيز است که مومن بعد از مرگ نيز از آن ها بهره مند مي شود شش مورد است که آنها جزء آثار ما تاخر محسوب می شوند  :

- فرزند صالحي که براي او طلب مغفرت کند .

- کتاب قرآن که از آن قرائت کند .

- چاه آبي که حفر کرده ( و به مردم آب مي دهد ) .

- درختي که کاشته است .

- آبي که براي خيرات جاري کرده است .

- روش پسنديده اي بنا نهاده و ديگران پس از وي ، آن را ادامه مي دهند . 

  تفاوت هايي ميان دنيا و برزخ

           1- عالم برزخ جنبه ي مادي ندارد .

           2- نظامي غير از نظام اين عالم برآن حاکم است .

           3- عالم برزخ بسياري از محدوديت هاي عالم ماده را ندارد و از گستردگي و عظمت وصف ناپذيري برخوردار است .

           4- عالم برزخ نسبت به عالم ماده تشبيه شده است به عالم خارج نسبت به محيط داخل رحم . 

 

  درس هشتم : واقعه ي بزرگ

 

هدف کلي :

            آشنايي با مراحل وقوع قيلمت و چگونگي محاکمه ي الهي

  مرور مفاهيم:

           1- قرآن کريم مراحل تکويني قيامت را در سوره هاي مختلف بيان کرده است.

           2- برپايي قيامت دو مرحله دارد،هر مرحله با يک نفخ صور آغاز مي شود.

           3- در مرحله اول بساط حيات روي زمين برچيده مي شود .

           4- در مرحله ي دوم همه ي انسانها زنده مي شوند ،پرده ها کنار مي رود و حقايق آشکار مي گردد .

          5- دادگاه الهي برپا مي گردد و به حساب انسلنها رسيدگي مي شود .

          6- پيامبران و امامان شاهدان دادگاه الهي هستند .

          7- نامه ي اعمال هر کس در اختيارش قرار مي گيرد .

نکات :

          1- قيامت در دو مرحله اتفاق مي افتد.

          2- مرحله اول قيامت با پايان يافتن دنيا آغاز مي شود .

          3- از حوادث مرحله اول قيامت:

                    الف) نفخ صور اول یا بنا به قول قرآن صیحه صداي مهيب آسمانها و زمين را فرا مي گيرد و آنچنان ناگهاني رخ مي دهد که همه را غافلگير مي کند .

                    ب ) مدهوشي اهل آسمان و زمين  و برچيده شدن  بساط حيات انسان و ساير موجودات

                   ج ) تغيير در ساختار زمين و آسمان یعنی  آسمان ها و زمين به آسمان ها و زميني ديگر تبديل مي شوند تا مناسب احوال و شرايط قيامت گردند

 

           4. وقايع مرحله دوم قيامت :

                     - نفخ صور دوم  -   مقدمه ي حيات مجدد انسان ها فراهم مي شود .

                     - زنده شدن همه ي انسان ها

                     - نوراني شدن زمين

                               - سرگذشت انسان ها و حوادث تلخ و شيرين و کارهاي نيک و بد آن ها را که ديده است ، آشکار کند.

                               - پرده کنار رود و واقعيت حوادثي که بر زمين گذشته است ، روشن شود .

                     - بر پا شدن دادگاه عدل الهي

                     - حضور شاهدان و گواهان

                     - دادن نامه ي اعمال.     

 خصوصيات کتاب اعمال : - همه ي اعمال از کوچک و بزرگ ، در آن ثبت است .

                                   - مردم همه ي اعمال خود را در آن مي يابند .

                     - قضاوت بر معيار حق

              5. شاهدان و گواهان روز رستاخيز :

                       - پيامبران و امامان  :   چون ظاهر و باطن اعمال انسان ها را در دنيا ديده اند و از هر خطايي مصون و محفوظ اند ، بهترين گواهان قيامت اند  و شاهد و ناظر همه ي پيامبران و امت ها ، رسول خدا (ص) است

                       - فرشتگان الهي

                       - اعضاي بدن انسان

            6. معيار سنجش اعمال انسان ها در قيامت پيامبران و امامان هستند .

            7 . وزن کننده و سنچش گر اعمال انسان خدا است .

            8. هر نفر تنهايي و فقط با عمل خود حاضر مي شود و ترازوي عدل براي او برپا مي گردد .

            9 . معيار و وسيله سنجش اعمال حق و عدل است .

            10. اعمال پيامبران و امامان معيار و ميزان سنجش اعمال سايرين محسوب مي شود ، چون عين حق و حقيقت است . 



[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 22:44 ] [ گروه دین وزندگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب
بک لينک