دین وزندگی تایباد

دین وزندگی تایباد
اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
قالب وبلاگ
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.
نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
به گزارش مشرق، در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم امام رضا(ع) تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است که برخی از اسن اقدمات را دز ذیل می خوانید:

نکته۱
در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

نکته۲
در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

نکته۳
سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

نکته۴
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.


نکته ۵
مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نکته۶
۲۸ هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر ۲۸ هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته۷
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال ۹۵۷ هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال ۱۳۱۱ همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.


نکته۸
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال ۱۱۶۰ به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به ۲۰۰۰ بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه ۱۱۶۰قمری) »

نکته۹
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

نکته۱۰
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (۳×۴) و ارتفاع ۲ متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.


نکته۱۱

سقف ضریح سوم با چوب‎های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نکته۱۲
ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال ۱۳۳۸ بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎گردد.

نکته۱۳
طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.


نکته۱۴
ضریح چهارم دارای ۰۵/۴ متر طول و ۰۶/۳ متر عرض و ۹۰/۳ ارتفاع و ۱۴دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎برداری از طلا و نقره و جواهرات .

نکته ۱۵
پایه‎ها، ستون‎ها، کتیبه‎های سیمین با نقش‎های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است .

نکته ۱۶
بر روی هر یک از دهانه‎های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

نکته ۱۷
در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

نکته ۱۸
پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎های نقره‎ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎نمود.


نکته ۱۹
به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال ۱۳۷۲ مطالعات و بررسی‎های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
 
نکته۲۰
به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.


نکته۲۱
با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ ۱۲/۱۱/۷۵ تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

نکته ۲۲
پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎رسد.

نکته ۲۳
عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه ۲۱/۱۰/۷۹، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی – تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

نکته ۲۴

محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

نکته ۲۵
از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ها و کاشی‎کاری‎ها و کتیبه‎های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

نکته ۲۶
سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از ۱۲ قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول ۲۰/۲ و عرض ۱۰/۱ و ارتفاع ۹۰ سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

نکته ۲۷
در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ها و جهت قوس‎های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎سازد.

نکته ۲۸
در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

نکته ۲۹
دو سوره مبارکه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه «یس» دارای ۶۶/۱۷ و عرض ۱۸ سانتیمتر و طول کتیبه «هل اتی» ۷۶/۱۶ و عرض آن ۱۴ سانت می‎باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نکته۳۰
برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

نکته۳۱
ضریح مطهر جدید حدود ۱۲ تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ای و طلایی آن و اتصال روکش‎های بدون پیچ یکی از ویژگی‎های این ضریح است. طول ضریح ۷۸/۴ و عرض آن ۳۷/۳ و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه ۹۶/۳ متر می‎باشد.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)

نکته۳۲
حرم مطهر مجموعه‎ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

نکته۳۳
سالانه در این حرم مطهر بیش از ۷۰۰ هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎شود.

نکته۳۴
نام‎های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎باشد:

آستان ملائک پاسبان – ارض اقدس – بقعة مبارکه – حرم مطهر – روضة رضویه – روضة مقدسه – روضة منوره – عتبة عالیه – قبلة هفتم – کعبة آمال – مرقد ملکوتی – مرقد منور – مضجع شریف – معین الضعفاء.

نکته ۳۵
سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف ۸۰/۱۸ متر می‎باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

نکته ۳۶
حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به ۱۳۹ متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

نکته ۳۷
از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

نکته ۳۸
حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ ۶۱۲ هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎شاه می‎باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نکته ۳۹
حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎هایی تعبیه شده، در مکان‎هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل ۱۰۴ قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ترین آنها سلیمانیه‎هایی است، با دور نقره، مربوط به ۵۵۰ سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

نکته۴۰
گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال ۱۰۱۰ تا ۱۰۱۶، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎های محققان بر می‎آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎کاری بوده است.
 
برچسب ها: امام رضا ، حرم ، طوس ، مشرق
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:21 ] [ گروه دین وزندگی ]
برخی منابع به شهر آمرلی لقب استالینگراد عراق داده بودند، ‌زیرا توانست بیش از ۸۰ روز در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی مقاومت کند.
به گزارش مشرق، نام آمرلی از زمانی بر سر زبان ها افتاد که حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر از ساکنان آن بیش از دو ماه در برابر وحشی ترین گروه تروریستی جهان ایستادگی و مقاومت کردند و با اهدای صدها شهید و مجروح اجازه اشغال شهرشان را به تکفیری ها دودستی تقدیم نکردند و ثمره این ایستادگی، اعلام خبر شکست محاصره آمرلی در روز یکشنبه نهم شهریور بود.

بی شک اگر ایستادگی جانانه مردم مظلوم آمرلی که همگی شیعه هستند، ‌در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی نبود، نیروهای مردمی و ارتش عراق نمی توانستند اقدام قابل توجهی برای نجات این شهر انجام  دهند و تروریست های مزدور جنایت هولناک دیگری را مرتکب می شدند.

آمرلی شهر کوچک در شمال طوزخورماتو و در ۲۴۰ کیلومتری شمال بغداد واقع است، جمعیت آن را ترکمان های شیعه تشکیل می دهند، جمعیت آن، ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر برآورد شده است، آمرلی از نظر اداری تابع شهرستان طوزخورماتو است که در حال حاضر تحت سیطره نیروهای منطقه کردستان عراق معروف به پیشمرگه قرار دارد.تروریست های تکفیری با حمایت بعثی های صدامی توانسته بودند سه روستای مجاور آمرلی به نام های قره ناز، بروجلی و جرادغلی را در حالی اشغال کنند که مردم این روستاها به سبب نرسیدن کمک های تسلیحاتی و مهمات پس از مقاومت شدید نتوانستند از ورود تروریست های متجاوز جلوگیری کنند، اما داستان آمرلی با دیگر مناطق تفاوت مهمی دارد و آن ایستادگی و مقاومت بی نظیر شیعیان ساکن آن در برابر داعشی هاست. آمرلی بیش از هشتاد روز توانست در مقابل گروه تروریستی تکفیری شرور داعش مقاومت کند.

آمرلی از تمام جهات در محاصره تروریست های داعش قرار گرفت، چرا که تمام روستاها و مناطق اطراف آن به اشغال تکفیری ها درآمده بود و به همین سبب حلقه محاصره آمرلی هر روز تنگ تر از قبل می شد و هر لحظه بیم آن می رفت که تکفیری ها با توجه به حمایت های گسترده مالی و تسلیحاتی حامیانشان از آنها، این شهر را هم همانند دیگر مناطق به اشغال خود درآورند و جنایت هولناک دیگری مرتکب شوند.

تروریست های داعش، ‌اتاق عملیات خود را در منطقه سلیمان بیگ در اطراف آمرلی ایجاد کرده بودند، هر چند از عراق خبر رسید که بخش های زیادی از سلیمان بیگ هم از اشغال داعش آزاد شده است.

آمرلی تا روز یکشنبه ۳۱ آگوست(نهم شهریور) که حصر آن شکسته شد، در مقابل تروریست های متجاوز ایستادگی کرد، تکفیری ها تمام راه های ورود کمک های غذایی، فراورده های نفتی و دیگر موارد مورد نیاز آمرلی و حتی برق و‌آب آن را قطع کرده بودند و ساکنان این شهر تنها به اتکای کمک های غذایی که از راه هوایی توسط ارتش عراق برای آنها ارسال می شد، توانستند زنده بمانند.

منابع حقوق بشری پیش از شکستن شدن حلقه محاصره آمرلی درباره بروز کشتار وحشیانه در صورت ورود تروریست های داعش به آن هشدار داده بودند.

برخی منابع به شهر آمرلی لقب استالینگراد عراق داده بودند، ‌زیرا توانست بیش از ۸۰ روز در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی مقاومت کند، مردم این شهر معتقد بودند که قرار است قربانی توطئه جدیدی شوند که حامیان تروریست های تکفیری و بعثی صدامی قصد دارند توسط مزدورانشان اجرا کنند به همین سبب با تمام وجود و با تکیه بر اراده و ایمان خود مقاومت کردند و پا پس نکشیدند.
 
شهر آمرلی با بدترین شرایط انسانی روبرو بود و از کمبود شدید مواد غذایی، دارویی و آب بهداشتی برای نوشیدن رنج می برد، با این حال مردم مقاوم و شجاع آن در دو جبهه جنگیدند، یکی با گرسنگی و تشنگی و شرایط دشوار ناشی از محاصره و دیگری مقابله با حملات بی امان تروریست های داعش، اما حتی یک گام هم عقب نشینی نکردند.

نام این شهر از بیشترین اسامی بود که طی بیش از دو ماه اخیر بر زبان ها جاری بود، بیشترین شهری بود که مردم آن از جهانیان و مدعیان دفاع از حقوق بشر درخواست کمک می کردند، مرگ در کمین همه آنها بود، سایه ترس و گرسنگی، بیماری و کشتار هم آنها را رها نمی کرد، با این حال با دستان خالی و شکم های گرسنه و لب های تشنه مقاومت کردند.

عباس شیاع از شهروندان ترکمان عراق گفته بود آمرلی بیش از دو ماه است که در محاصره درندگان وحشی قرار دارد، بارها از جهانیان درخواست کمک فوری شد، اما وجدان هیچ یک از مدعیان بیدار نشد.

بنا به گفته بهجت حسن از ساکنان آمرلی که به بغداد رفته است، تروریست ها روزانه با دست کم ۲۵۰ گلوله خمپاره، این شهر را گلوله باران می کردند، شهری که مردم و برخی داوطلبان شریف از آن حمایت می کردند، ۲۰ هزار نفر از ساکنان این شهر بدون برق، آب شرب و دستگاه های ارتباطاتی بیش از ۸۰ روز مقاومت کردند، تنها مرکز بهداشت این شهر هم از امکانات لازم بی بهره بود.

تروریست های داعش عزم خود را جزم کرده بودند تا با اشغال آمرلی، ساکنان آن را قتل عام و ذبح کنند.

نکته تاسف بار سکوت شرم آور مجامع و نهادهای بین المللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر در قبال اوضاع وخیم انسانی آمرلی در طول بیش از هشتاد روز محاصره بود، نیازی محمد اوغلو از نمایندگان پارلمان عراق با انتقاد از سکوت منطقه ای و بین المللی در خصوص حملات تروریست ها به آمرلی هشدار داده بود که فاجعه بزرگی، حدود ۲۰ هزار نفر از ساکنان آمرلی را تهدید می کند که با کمبود شدید آب، مواد غذایی و دارو روبرو بودند.

البته حملات تروریست ها به شیعیان عراق از جمله منطقه آمرلی از سال ۲۰۰۳ تا کنون ادامه داشته است.

شهری که داعش را تحقیر کرد

داستان هشتاد روز دلهره آور

از ۱۲ ژوئن گذشته که تروریست های  داعش بر ناحیه سلیمان بیگ در همسایگی آمرلی سیطره یافتند، محاصره شدید آمرلی هم آغاز شد، تکفیری ها بارها برای در هم شکستن مقاومت مردم آمرلی تلاش کردند، اما تلاش آنها به صخره محکم مقاومت و اراده آهنین ساکنان این شهر شیعه نشین روبرو شد تا این شهر به نماد ایستادگی و مقاومت در برابر داعش تبدیل شود، این شهر با طولانی ترین و وحشیانه ترین محاصره ای روبرو شد که عراق پس از سال ۲۰۰۳، آن را شناخته است.

در گرمای سوزان تابستان، قطع آب و برق و کمبود شدید مواد غذایی و دارویی، مردم در کنار نیروهای دولتی و عشایر بیش از هشتاد روز محاصره و گلوله باران و درگیری های سخت، سرافرازانه تکفیری ها و بعثی های صدامی را وادار به پذیرش شکست کردند.

ابوزهراء از ساکنان آمرلی می گوید ما در سایه محاصره ای که بیش از دو ماه طول کشیده، زندگی کردیم و با تروریست هایی که می خواستند به مردم شیعه شهر حمله کرده و آنها را قتل عام کنند، جنگیدیم.

ابوزهراء در حالی که در طول هشتاد روز جنگ با تروریست های تکفیری از ناحیه پا مجروح شد، تاکید کرد وحشی گری داعش هیچ تاثیری بر اراده و روحیه مردم آمرلی نگذاشت و آنها را وادار به تسلیم نکرد.

مردم آمرلی طی این هشتاد روز بارها حملات تروریست های تکفیری را با حمایت نیروهای پلیس و نیروهای داوطلب مردمی که در لبیک به ندای مرجعیت عالی دینی به جنگ با تکفیری ها آمدند، دفع و تلفات سنگینی هم به دشمنان وارد کردند.

عبدالله شکور زین العابدین عضو شورای شهر آمرلی گفته بود تروریست ها با تعداد بسیار زیادی به شهر ما حمله می کردند، اما شجاعت رزمندگان ما، آنها را زمینگیر کرده بود.
البته دولت نوری المالکی هم با توجه به محاصره شدید آمرلی، کمک های غذایی، ‌ دارویی و  تسلیحاتی را به صورت هوایی برای مردم مقاوم این شهر ارسال می کرد و نیروهای داوطلب مردمی هم در پاسخ به ندای مرجعیت، در کنار نیروهای ارتش و پلیس، عملیات شکستن حصر آمرلی و سرکوب تروریست ها را با قدرت آغاز کردند که در روز یکشنبه نهم شهریور(۳۱ آگوست) با متواری شدن تروریست ها متواری شدند.

علی البیاتی رئیس جمعیت حقوق ترکمان ها از دوران سخت هشتاد روزه محاصره سخن گفته بود و اینکه زنان و کودکان و بیماران و سالخوردگان به کمک های انسانی فوری نیاز دارند.

سرکردگان داعش در طول دوران محاصره تلاش کرده بودند از طریق مذاکره با بزرگان و شیوخ ترکمان آمرلی بدون درگیری بر این شهر مسلط شوند و وعده دروغین عدم آزار رساندن یا کشتار مردم را در صورت تحویل افراد تحت پیگرد خود داده بودند، اما بزرگان شهر با توجه به شناختی که از وحشی گری و بی رحمی تکفیری ها پیدا کرده بودند، ‌هرگز در دامی که آنها برایشان پهن کرده بودند، ‌نیفتادند و مقاومت و ایستادگی را به تسلیم و سازش ترجیح دادند و البته ثمره آن را پس از هشتاد روز مقاومت با رسیدن کمک های مردمی و دولتی چشیدند.

محاصره تحمیلی داعش نتوانست مردم شهر را وادار به تسلیم کند. وهاب صالح ۴۰ ساله که در یک شرکت نفتی کار می کند، درباره سختی های دوران محاصره آمرلی گفته بود ما از آب های غیر بهداشتی چاه ها می نوشیدیم که سبب بیمار شدن بسیاری از مردم شده و امکان درمان در تنها درمانگاه شهر هم به سبب نبود دارو و تجهیزات پزشکی وجود ندارد.

البته بر خلاف جوسازی ها و  تبلیغات فتنه گران علیه دولت مرکزی عراق، کمک های فوری از طریق هوایی به طور مستمر برای مردم آمرلی ارسال می شد و این کمک ها نقش بسزایی در مقاومت و تقویت روحیه مردم برای مبارزه با تروریست ها داشت و دولت نوری المالکی، سلاح و مهمات و نیروهای ارتش و داوطلب و غذا را از طریق بالگرد به آمرلی می فرستاد.

اکثریت مردان آمرلی برای دفاع از شهر، سلاح به دست گرفته بودند، با وجودی که تنها ۴۰۰ نفر از آنها آموزش دیده بودند، با این حال آنها با حمایت نیروهای داوطلب شیعه، مقابل حملات خمپاره ای و تک تیراندازهای داعش ایستادگی کردند.

شهر آمرلی در هفتم جولای ۲۰۰۷ میلادی هم در معرض وحشیانه ترین حمله تروریستی قرار گرفته بود به طوری که یک تروریست انتحاری، کامیون بمب گذاری شده را در مرکز شهر منفجر کرد که بر اثر آن، ‌۱۲۷ نفر از زنان و کودکان و سالخوردگان به شهادت رسیده و بیش از ۴۰۰ نفر دیگر زخمی و ده ها باب منزل و ساختمان تجاری تخریب شد. در سوم مارس همان سال هم مردم آمرلی در نبردی سخت، با گروه های مسلح مبارزه کردند.
منبع: تسنیم
 
برچسب ها: آمرلی ، داعش ، مشرق
مطالب مرتبط
دبیرکل سازمان بدر چگونگی آزاد سازی منطقه آمرلی از دست تروریستهای داعش را بازگو کرد.
به گزارش مشرق، "هادی العامری" تأکید کرد با عملیات نیروهای عراقی علیه تروریستهای داعش، محاصره این شهر پس از گذشت بیش از 70 روز شکسته شد.

هادی العامری به سایت خبری "الغد پرس" گفت که این عملیات با پشتیبانی نیروهای داوطلب مردمی به سرانجام رسید.

العامری که در حال فرماندهی عملیات علیه تروریستهای داعش در شمال شرقی عراق است، تأکید کرد: ارتش عراق و نیروهای داوطلب برای آزاد سازی منطقه آمرلی از تروریستها، از روشهای کلاسیک استفاده نکردند بلکه نقشه‌های جدیدی را ابتکار کردند. وی افزود: آزادسازی آمرلی بخشی مهم و بزرگ از عملیات پایان دادن به حضور گروه‌های تروریستی در عراق است.

یکی از نیروهای داوطلب مردمی هم که در این عملیات حضور داشت، تأکید کرد: کسانی که تا پیش از این ارتش را تهدید می کردند و خواستار نفوذ تروریستها به شهر آمرلی و کشتار مردم بودند، امروز و پس از ورود نیروهای عراقی به آمرلی و مناطق اطراف آن، از فرار تروریستهای داعش خبر می دهند.

وی افزود: عناصر داعش به وسیله بلندگو درخواست کردند که به آنها امان دهیم تا بتوانند فرار کنند؛ ولی فرماندهان با این موضوع مخالفت کردند؛ به همین دلیل تروریستها پس از به هلاکت رسیدن شمار قابل توجهی از همقطارانشان به دست نیروهای ارتش و داوطلبان، مجبور شدند به سوی کوه حمرین بگریزند.

عملیات پاکسازی آمرلی و مناطق اطراف آن از وجود تروریستهای داعش، از نخستین ساعات بامداد دیروز با حمله هوایی ارتش عراق به مواضع این گروه تروریستی آغاز شد.

نیروهای ارتش و داوطلبان نیز پس از آزاد سازی روستاهای جردغلی و السلام در محدوده آمرلی، توانستند وارد این شهر شوند.

شهر ترکمان نشین آمرلی بیش از 75 روز تحت محاصره تروریستهای داعش بود، و ساکنان این شهر با وجود نقص شدید آب، غذا و دارو در مقابل حملات تروریستها مقاومت کردند و مانع از نفوذ آنان شدند.
منبع: العالم
منابع عراقی از شکسته شدن محاصره منطقه شیعه نشین آمرلی از سوی نیروهای امنیتی و مردمی و فرار دسته جمعی تروریستهای تکفیری خبر دادند.
به گزارش مشرق به نقل از شبکه السومریه، جاسم محمد جعفر از مسئولان ترکمان اعلام کرد: نیروهای امنیتی با کمک نیروهای مردمی محاصره منطقه آمرلی را شکسته اند.این نیروها پس از این اقدام به برقراری امنیت در جاده ارتباطی میان بغداد و کرکوک خواهند کرد.
 
برخی منابع امنیتی همچنین خبر دادند: هادی العامری رئیس سازمان بدر و فرزندان وی در راس نیروهایی که حصر آمرلی را شکسته اند قرار داشته اند.
 
خاطر نشان می شود با تاکید مرجعیت عالی شیعیان و درخواست فزاینده مردم آمرلی برای نجات آنها از شر تروریستهای تکفیری داعش، نیروهای ارتش عراق با حمایت نیروهای مردمی شیعه و کردی از روز شنبه 30 آگوست، عملیات گسترده ای را برای پایان دادن به محاصره آمرلی و سرکوب تروریستهای تکفیری آغاز کردند.
 
آمرلی محل سکونت حدود ۱۵ هزار نفر از اقلیت ترکمان عراق است که شیعه مذهب هستند، و نهادهای حقوق بشری بارها درباره وخامت اوضاع آمرلی و مردم مظلوم تحت محاصره آن هشدار داده بودند.
 
مردم منطقه آمرلی، هشتاد روز در محاصره تروریست های وابسته به گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام قرار داشتند منطقه آمرلی است. منطقه آمرلی منطقه زیبایی است. بر اساس آمار اعلام شده در سال 1977 تعداد ساکنان آن 15104، در سال 1987 تعداد آنها 22522 نفر در سال1997 تعداد 30173 نفر اعلام شده است که در حال حاضر این آمار را نزدیک به بیست هزار نفر می دانند.
 
روستاهای وابسته به این منطقه بوسطاملی، پیر احمدلی، عبود، زنگیلی، پیرآوچولو،قره ناز، چارداغلی، بیگ البو حسن، دره اوباسی، ثعیلب هستند.
 
ساکنان این منطقه از هشتاد روز قبل در محاصره داعش بودند که امروز محاصره آنها با رسیدن نیروهای ارتش و نیروهای مردمی در هم شکسته شد و تروریستهای داعش هم متواری شدند. موضوع قابل تامل عدم واکنش جدی از سوی آمریکایی ها است زیرا آنها در حالی که در سنجار و برای حمایت از اربیل دست به حملات هوایی زدند به مردم این منطقه توجهی نشان ندادند و گویا سرنوشت آن اهمیتی برای واشنگتن ندارد.
 
عباس البیاتی نماینده وابسته به ائتلاف دولت قانون از آمریکا خواسته بود که مشابه سنجار حملاتی برای شکستن محاصره ناحیه آمرلی انجام دهد.وی افزود: آمریکا نباید برخورد دوگانه ای داشته باشد و باید به شیعیان، مسیحیان، صائبین، ایزدی ها و دیگر طیفهای عراقی نگاه یکسانی داشته باشد. حیدر الملا رئیس علمای عراق نیز از برخورد دوگانه آمریکا انتقاد کرد.
 
حسن الخفاجی نویسنده عراقی در این باره می نویسد: گرچه مقاومت استالینگراد در مقابل ارتش نازی معروف است اما این منطقه بیش اینکه از نظر جغرافیایی، تاریخی و موارد دیگر قابل مقایسه با استالینگراد باشد شبیه حادثه کربلاست. اما علت اصرار داعش برای به زانو درآوردن ساکنان این منطقه به اوج نفرت و کینه داعشی ها از اهل بیت(ع) و اتباع آن مربوط می شود.
 
مقاومت ساکنان ناحیه آمرلی قابل ستایش است. مقاومت بی نظیر آنها در برابر گروهی خونریز بی شک آن را در تاریخ جاودانه می کند ساکنان این منطقه به خوبی این نکته را درک کرده بودند که در صورت تسلیم شدن چه سرنوشتی در انتظار آنهاست زیرا آثار ویرانگر داعشی قبلا در سنجار و بسیاری از مناطق تحت اشغال داعشی ها آشکار است. آنها می دانستند تروریستها در صورتی که به این ناحیه وارد شوند کشتاری عظیم به راه می اندازند و همه اماکن مذهبی را تخریب می کنند و همه چیز را می سوزانند و تخریب می کنند.
 
ساکنان این منطقه مورد بی مهری کسانی که دم از حقوق بشر می زنند قرار گرفته بودند. آمریکا نیروی هوایی خود را برای حمایت از اربیل که منافع واشنگتن در آن نهفته است بلافاصله پس از اینکه داعشی ها در سی کیلومتری این شهر قرار گرفتند فعال کرد اما سرنوشت ساکنان آمرلی برای آمریکا اهمیتی ندارد.
 
در پی موفقیت نیروهای مردمی و امنیتی در شکستن محاصره منطقه شیعه نشین آمرلی و بیرون رانده شدن تروریستهای تکفیری، موجی از شادی مردم مظلوم این منطقه را فرا گرفته است.
منبع: مهر
سخنگوی وزارت پیشـمرگ منطقه کردستان عراق در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد جزئیات بیشتری از آزاد سازی شهر شیعه نشین آمرلی راکه از دو ماه پیش در کنترل نیروهای داعش بود، تشریح کرد.
به گزارش مشرق، سرتیپ "هلگورد حکمت" سخنگوی وزارت پیشـمرگ منطقه کردستان عراق در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد اعلام کرد: ظهر امروز ساعت ١٢ و ٣٠ دقیقه به وقت محلی عراق ، نیروهای مشترک پیشمرگ و ارتش عراق پس از جنگی ٦ ساعته وارد شهر شیعه نشین آمرلی شدند.

وی افزود: در این حمله مشترک ، 62 تن از تروریست های داعش کشته شده و 18 نفر از آنها نیز دستگیر شده و طبق اطلاعاتی که در اختیار داریم شمار زیادی از آنها زخمی شده‌اند.

سخنگوی وزارت پیشمرگ منطقه کردستان ضمن تاکید پاکسازی کامل آمرلی از لوث گروهای تروریستی ، تصریح کرد: شهر از وجود نیروهای داعش پاکسازی شده اما به نیروهای خود دستور داده‌ایم فعلا پیشروی نکنند زیرا بمب‌های بسیار زیادی را در نقاط مختلف شهر تعبیه کردند که باید ابتدا گروههای متخصص کشف بمب شهر را پاکسازی کنند و بعد از آن بتوانیم وارد شهر شویم.

هلگورد حکمت بر ضرورت هماهنگی بیشتر نیروهای پیشمرگ کُرد و ارتش عراق تاکید کرد و گفت: به هماهنگی موجود تا آزادسازی کامل استان موصل ادامه می‌دهیم.

شهر شیعه نشین آمرلی از توابع استان موصل محل سکونت 18 هزار نفر از اقلیت‌های ترکمن عراق است که از دو ماه پیش در اختیار نیروهای داعش بود.

به گفته  شاهدان عینیریال مردم شهر امرلی از پشت بام‌های خود آزادی شهر را جشن می‌گیرند و هم اکنون صدای شلیک هوایی در بسیاری از نقاط شهر شنیده می‌شود.

بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به بروز جنایت جنگی در این شهر هشدار داده بودند.
منبع: تسنیم
یک مرد 44 ساله در ترکیه با شکایت به دادگاه از ربودن پسر سه ساله اش از سوی همسر سابقش و پیوستن آنها به گروه تروریستی داعش شکایت کرد.
به گزارش مشرق، روزنامه حریت با انتشار گزارشی از شکایت " شاهین آکتان " مرد ترکیه ای صاحب نمایشگاه اتومبیل و رستوران به دادگاه خبر داد.

آکتان با اشاره به اینکه همسر قرقیز تبار 23 ساله خود را طلاق داده است گفت او پسر 3 ساله اش را ربوده و برای جهاد با خود به منطقه تحت سلطه داعش در رقه سوریه برده است.

این مرد ترکیه ای با اشاره به اینکه اخلاق همسر سابقش در یک سال گذشته کاملا عوض شده بود ، گفت : او از یک سال پیش محجبه شد و نماز می خواند و در سایت های اینترنتی به دنبال جستجوی سایت های اسلامی بود.

ماجرای جالب چت یک مرد ترکیه ای با اعضای داعش: به شدت دنبال جهاد نکاح هستند.

منبع: عصرایران

این مرد ترکیه ای افزود: همسر سابقم به یکباره از تاریخ 1 جولای ناپدید شد. من با ایجاد یک صفحه جعلی در فیسبوک توانستم خودم را به عنوان زن جا بزنم و با او چت کردم. او به من گفت در رقه سوریه است و اگر می خواهم در جهاد نکاح شرکت کنم می توانم برای ازدواج با یکی از مجاهدان ! به سوریه بروم.

او گفت: همسر سابقم هم در شهر قاضی آنتپ در قالب جهاد نکاح با یکی از اعضای داعش ازدواج کرد. زنان ترکیه ای که برای جهاد نکاح به سوریه می روند نخست به صورت قاچاق به حلب می روند و از آنجا به مناطق تحت تسلط داعش فرستاده می شوند.

این مرد ترکیه ای افزود: "اعضای داعش به شدت دنبال پیدا کردن زنانی برای جهاد نکاح هستند . من در چت هایم با اعضای داعش بسیاری از آنها را مشتاق به ازدواج دیدم. حتی یکی از آنها عاشق من شده است و به شدت اصرار دارد برای ازدواج با او به سوریه بروم."

* منبع: پارسینه
از جمله نکات قابل توجه و هولناک در این مستند٬ شیوه‎هایی است که داعش برای فشار بر نیروها خود استفاده می‎کند.
به گزارش مشرق، شبکه ماهواره‎ای Sterk TV ترکیه با پخش مستندی درباره گروه تروریستی داعش پرده از چهره واقعی آن برداشت. در این فیلم که با حضور و اعتراف ۲۰ عضو سابق داعش ساخته شده است مطالب هولناکی مطرح گردیده است.

یکی از اعضای سابق داعش در این مستند با بیان اینکه "بزرگترین سلاح داعش در برابر مردم استفاده از شیوه ایجاد رعب و وحشت است” گفت: آنها به ما دستور می‎دادند که هنگام ورود به شهر موصل٬ برای ارعاب مردم هرکس را که در کوچه دیدم بُکشیم یا مورد تجاوز قرار دهیم.

دیگر عضو سابق داعش نیز با اشاره به حمایت‎های همه جانبه ترکیه از تروریست‎ها خاطرنشان کرد: شهرهای آدانا، جیزره و اورفا اصلی‎ترین نقاط ارتباطی ما با سایر نیروها بود. همچنین سیستم اطلاعاتی ترکیه کمک‎های بسیار قابل توجهی را از جهت اطلاعاتی و عملیاتی برای ما انجام می‎داد.

وی ادامه داد: باید بگویم ترکیه برای ما نه تنها یک معبر بلکه یک مرکز حمایتی لجستیکی بود. هر زمان که نیاز داشتیم می‎توانستیم براحتی وارد ترکیه شده و سلاح های مورد نیاز را تهیه کنیم.

از جمله نکات قابل توجه و هولناک در این مستند٬ شیوه‎هایی است که داعش برای فشار بر نیروها خود استفاده می‎کند.

یکی دیگر از اعتراف کنندگان با بیان اینکه "اعضای داعش از هیچ تجاوز به عنفی هراس ندارند” تصریح کرد: سران داعش برای پیشگیری از جدا شدن و یا فرار کردن فرماندهان و نیروهای این گروه تروریستی٬ آن‎ها را مورد تجاوز قرار می‎دهند و از این عمل شنیع فیلمبرداری می‎کنند. با این عمل٬ شخص مورد نظر همواره زیر فشار بوده و تنها راه رهایی‎اش خودکشی است.

وی با بیان اینکه "در این مجموعه تروریستی٬ لواط امری عادی به حساب می‎آید” اظهار داشت: بارها تهدید به تجاوز شدم تا اینکه روزی مرا بیهوش کردند و پس از به هوش آمدن٬ خود را در اتاقی آلوده یافتم.

این عضو سابق داعش افزود: مورد شکنجه‎های فجیعی قرار گرفتم و ۱۵ مرتبه به من تجاوز شد. آنها از همه این اتفاقات فیلم گرفتند و تا مدتها از این فیلم جهت تحت فشار قرار دادنم برای ادامه همکاری بهره می‎بردند.

منبع: نهضت جهانی مقاومت

موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:15 ] [ گروه دین وزندگی ]
مشخصات کامل رهبران "داعش" منتشر شد

ابو نبیل، که نام اصلی وی وسام عبد زید الزبیدی بوده و استاندار صلاح الدین به شمار می رفت اما چندی پیش توسط نیروهای امنیتی عراق به هلاکت رسید.
به گزارش شیعه آنلاین، وزارت کشور عراق با انتشار گزارشی، هویت کامل رهبران و مقامات مختلف گروهک تروریستی - تکفیری «دولت اسرائیلی عراق و شام» موسوم به "داعش" را فاش کرد.

بررسی های اولیه انجام شده نشان می دهد که بیشتر سران این گروهک تروریستی، وابسته به رژیم منحله بعث بوده اند و از افسران دوران صدام به شمار می روند که به خیال خود می توانند دوباره بر عراق تسلط یابند.
اسامی سران گروهک تروریستی داعش به شرح ذیل است:

* ابوبکر البغدادی: نام اصلی وی ابراهیم البدری بوده و اکنون سرکرده گروهک داعش است.

* ابومسلم الترکمانی: نام اصلی وی فاضل الحیالی بوده و در زمان صدام مسئول اداره امنیت حزب بعث در منطقه ی تلعفر بود.

اسامی از ردیف اول از راست به چپ:

* أبو عبدالرحمن البيلاوی: نام اصلی وی عدنان اسماعیل نجم است و عضو برجسته رژیم بعث در استان موصل بود.

* أبو قاسم: نام اصلی وی عبدالله أحمد المشهدانی بوده و اکنون مسئول تشریفات داعش و مسئول امور انتحاری ها است.

* أبو هاجر العسافي: نام اصلی وی محمد حميد الدليمي است و مسئول امور هماهنگی و تنظیم عملیات های گروهک تروریستی داعش به شمار می رود.

* ابوصلاح: نام اصلی وی موفق مصطفی الکرموش بوده و در حال حاضر امور مالی گروهک تروریستی داعش در دست وی است.

* ابو لؤی: نام اصلی وی عبدالواحد خضیر احمد است و در حال حاضر حفاظت اطلاعات گروهک تروریستی داعش را بر عهده دارد.

* ابو محمد: وی اکنون مدیر امور زندانیان و اسراء در گروهک تروریستی - تکفیری داعش به شمار می رود.

* ابو عبدالقادر: نام اصلی وی شوکت حازم الفرحات است و در حال حاضر امور اداری و اداره امور عملیاتی داعش در دست اوست.

* ابو کفاح: نام اصلی وی خیری عبدحمود الطایی است. او اکنون مسئول شناسایی مناطق عملیاتی است.

* ابو سجی: نام اصلی وی عوف عبدالرحمن العفری است و در حال حاضر امور اجتماعی داعش بر عهده اوست.

* ابو شیماء: نام اصلی وی فارس ریاض النعیمی است و او اکنون مسئول انبار سلاح و مهمات گروهک ترویستی داعش و مسئول استانداران به شمار می رود.

* ابو میسره، نام اصلی وی احمد عبدالقادر الجزاع است و در حال حاضر به عنوان استاندار بغداد و مسئول عملیات های تروریستی در پایتخت عراق تعیین شده است.

* ابو مهند السویداوی که نام اصلی وی عدنان لطیف السویداوی است. او به عنوان استاندار الانبار تعیین شده و یکی از سران حزب منحله بعث بوده است.

* ابو جرناس، نام اصلی وی رضوان طالب الحمدونی است و در حال حاضر مدیر و حفاظت مرز عراق و سوریه به حساب می آید.

* ابو فاطمه که نام اصلی وی احمد محسن الجحیشی است و اکنون مدیر داعش در استان های مرکزی عراق به شمار می رود.

* ابو فاطمه، نام اصلی وی نعمه عبدنایف الجبوری است و به عنوان استاندار داعش در استان کرکوک تعیین شده است.

* ابو نبیل، که نام اصلی وی وسام عبد زید الزبیدی بوده و استاندار صلاح الدین به شمار می رفت اما چندی پیش توسط نیروهای امنیتی عراق به هلاکت رسید.

موضوعات مرتبط: تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:38 ] [ گروه دین وزندگی ]
بی خبری جهانیان از شیعه کشی در جهان

آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!
به گزارش شيعه آنلاين، سيد «حسن موسوي»‌ از کاربران پايگاه خبري شيعه آنلاين با ارسال اين مطلب، نسبت به وضعيت کشتار شيعيان در نقاط مختلف جهان انتقاد کرد و از بي خبري افکار عمومي جهان از اين مسأله ابراز تأسف کرد. متن کامل مطلب ارسال شده به شرح ذيل است:

ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﻜﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻲ ﺍلله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻛﻤﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ، ﺣﺘﻲ ﻗﺘﻞ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮوﻋﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻴ ﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﻛﺸﻲ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻛﻪ ﻟﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﻨﮕﻴﻨﻲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﺮ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻭ ﻛﻠﻲ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ١ - ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ٢ -  ﺗﺸﻜﻴﻜﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ.

ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻛﺴﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻤﻲ ﺗﺎﻣﻞ ﺷﻮﺩ. ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﻴﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻧ ﻬﺎ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺗﺸﻴﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﻣﺜﺎﻝ ﻋﻴﻨﻲ ﺁﻥ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ. آﻥ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ.

ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻉ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ: ﻣﮕﺮ ﻋﻠﻲ ﻧﻤﺎﺯ هم مي خوﺍﻧﺪ؟! ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﻡ آن زمان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﻣﻴﻪ ﻭ ﺑﻨﻲ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ و غيره ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻳﻜﻢ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ قدرت هاي ضد ﺷﻴﻌﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺘﺤﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻟﻜﻪ ﻧﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺛﺒﺖ ﻛﻨﻨﺪ. در ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﺑﺎ ﻧﺎﻣ ﻬﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﻲ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

"ﺟﺒﻬﺔ ﺍﻟﻨﺼﺮ"، "ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ" ﻭ غيره ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ همگان ﺁﺷﻨﺎ ﺍﺳﺖ. ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ، ﺳﻮﺭﻳﻪ، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺟﻮﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻴﻌﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺻﺪ ﻫﺎ ﺗﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺬﺑﻮﺡ ﺗﻴﻎ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻴﻎ ﻫﺎﻱ ﺿﺪ ﺷﻴﻌﻪ مي شوند.

آﻧﭽﻪ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﺳﺖ، ﻋﺪﻡ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ آﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﺰﻩ بوده ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ رژيم اشغالگر "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ! ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ مي شود، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ١٧٠٠ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻋﺮﺍﻕ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ در ايران ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﻜﺲ نمي کنند ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻳﻚ ﻛﻮﺩﻙ ﺍﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺷﻬﺮ شيعه نشين "ﺑﺸﻴﺮ" در شمال ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎن ها ﺭﻫﺎ ﺷﺪ، ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻏﺰﻩ ﺑﻪ ١٥٠ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺣﻜﻢ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﻧﻜﺎﺡ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﻣﻴﺲ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻋﻴﺪ ﻓﻄﺮ ﺳﺮﻫﺎﻱ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺳﻴﻢ ﻫﺎ ﺁﻭﻳﺰﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﻕ ﻫﺎﻱ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ جهان ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ را ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ قرار داده اند و ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺭﻭﻱ ﺍﺯ ﺗﺸﻴﻊ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺰﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﭘﻮﺷﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ!

ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﻭ "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ اﻫﺪﺍﻓﻲ ﻫﻤﺴﻮ ﺩﺍﺭﻧد ﺍﻣﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﻮﺳﻂ أﻳﺎﺩﻱ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﻟﺤﺎﻝ ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺁﻝ ﺳﻌﻮﺩ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ ﻭ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻭﺣﺪﺕ مي شود ﻭ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ!

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ کمي بيش از دو هزار ﻧﻔﺮ ﺭﺳﻴﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ آﻣﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ تنها در عراق دو هزار ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺮﺩ!

ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ! ﭼﻨﺪ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻳﻜﺴﻮ ﻭ ﺗﻌﺮﺽ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﻴﻦ اﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ مي دهد، ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﺎ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟!

ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ؟! ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند. ﺁﻳﺎ ﻓﻘﻂ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ؟! ﺁﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺫﺭﻩ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻭ ﺭﻧﺠﺪﻳﺪﻩ ﻋﺮﺍﻕ و سوريه هم ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ؟ آﻳﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺍﻕ، ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ عربستان ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! اﻧﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻣﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻤﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻛﻨﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!

عزیزان! بزرگواران !ما از مظلومیت و غربت شیعه فریاد می زنیم !لطفا ما را سیاسی نکنید!!

موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:34 ] [ گروه دین وزندگی ]
الجزیره پیش‌بینی کرد:
پایگاه اینترنتی شبکه "الجزیره" قطر نوشت: سقوط صنعا، کشور یمن را به دو بخش "یمن شمالی" و "یمن جنوبی" تقسیم خواهد کرد که هر دو بخش مورد حمایت گسترده ایران خواهند بود.
گروه بین‌الملل مشرق - تحولات اخیر یمن که از آن تحت عنوان «انقلاب دوم یمن» پس از انقلاب فوریه 2011 از آن یاد شده، در حالی در این کشور همچنان ادامه دارد و مردم این کشور به رهبری سید عبدالملک حوثی، رهبری جنبش انصارالله یمن همچنان به اعتراض‌ های خود ادامه می ‌دهند و بر مطالبات خویش پافشاری می‌ کنند که تحلیل‌ های متفاوتی از این خیزش مردمی تاکنون ارائه شده است.

پایگاه اینترنتی انگلیسی‌زبان شبکه "الجزیره" قطر درباره آخرین تحولات یمن، تحلیلی درباره احتمال سقوط صنعا توسط جنبش مردمی انصارالله و روی کار آمدن یک دولت همراه با ایران ارائه داده و در آن پیش بینی کرده که در صورت عدم توافق دولت یمن با معترضان و ناتوانی دولت در فرونشاندن آتش بحرانی که این کشور را فرا گرفته است، باید در انتظار بر افروخته شدن آتش جنگ داخلی در این کشور باشیم.

احتمال سقوط صنعا و قدرت‌یابی جنبش انصارالله
سید عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش مردمی انصارالله یمن

الجزیره توضیح می‌دهد: در صورتی‌ که مذاکرات دولت یمن با انصارالله به شکست منجر شود، اختلافات طایفه‌ ای و قبیله‌ ای در این کشور افزایش یافته و تعمیق خواهد شد که رهاورد آن تشدید احساسات مردمی در یمن و به دنبال آن برافروخته شدن آتش جنگ داخلی در این کشور را در پی دارد، در حالی که این امکان وجود دارد، همه طرف‌ ها به توافقی دست یابند که از شدت بحران در این کشور بکاهد.

این تحلیل تأکید می‌‌کند: رهبران یمن صرف نظر از عده ‌ای انگشت شمار از آنها، به دوری و اجتناب از اتخاذ تصمیم در قضایا و مسائل مهم و امور اساسی معروف هستند و ترجیح می ‌دهند، به جای پرداختن به این امور، به مسائل و موضوعات حاشیه‌ ای و بی ‌اهمیت بپزدازند، اما دوری و اجتناب آنها از پرداختن به بحرانی که هم اکنون یمن را درگیر خود کرده، کشور را فلج و شکاف‌ ها و اختلافات طایفه‌ ای را تعمیق خواهد کرد که این امر به دنبال خود، جنگ برسر قدرت در یمن را به دنبال دارد.

در ادامه این تحلیل ادعا شده است که معترضان شیعی یمن همچون دلالان جدید قدرت در این کشور ظاهر شده‌‌اند، به ویژه در این برهه از زمان که دولت یمن تمام تلاش خود را برای آرام کردن اعتراضات انصارالله به کار می‌‌برد.

الجزیره در ادامه با اشاره به تسلط انصارالله بر استان عمران و زاغه‌های بزرگ تجهیزات نظامی و ذخایر تسلیحاتی ارتش یمن و کشته‌شدن فرمانده ارتش این کشور در این استان، می‌افزاید: اگرچه «عبدربه منصور هادی»، رئیس جمهوری یمن تهدید کرده بود که استان عمران را مورد حمله قرار خواهد داد، اما هیچ گاه به درخواست‌ های اعزام نیرو به این استان و بازپس‌گیری عمران از انصارالله پاسخ مثبت نداد و هم‌اکنون به‌شدت در معرض فشار برای مقابله با انصارالله و کاستن از قدرت رو به افزایش آنها قرار دارد.

احتمال سقوط صنعا و قدرت‌یابی جنبش انصارالله
رزمندگان جنبش مردمی انصارالله یمن

این تحلیل مدعی شده است: این تنها رئیس جمهوری یمن نبوده که نسبت به تلاش فزاینده انصارالله برای رسیدن به قدرت در یمن هشدار داده، بلکه مشایخ و بزرگان قبایل سنتی و گارد سابق ریاست جمهوری این کشور نیز همگی از قدرت‌یافتن انصارالله و تلاش برای به دست گرفتن زمام امور در این کشور ابراز نگرانی کرده‌‌اند.

الجزیره می‌‌افزاید: حامیان انصارالله می‌گویند که خواسته‌‌های آنها مشروع و اعتراض‌‌های آنها مسالمت‌آمیز است اما مخالفان آنها می‌گویند که حضور رزمندگان انصارالله در پیرامون صنعا، پایتخت یمن، نشان از تلاش آنها برای به دست‌گرفتن قدرت دارد.

این تحلیل ادامه می‌دهد: دولت یمن انصارالله را به گسترش تشیع در این  کشور متهم می‌کند و این احساس وجود دارد که آنها روابط عمیق و گسترده با ایران و حزب‌الله ‌دارند، در حالی که عربستان سعودی پارسال، حزب‌الله لبنان را در لیست گروه‌‌‌های تروریستی خویش قرار داد.

الجزیره نتیجه می ‌گیرد که در صورت سقوط صنعا به دست انصارالله بی‌‌شک رئیس‌جمهور یمن باید از قدرت کناره بگیرد و در این صورت تنها گزینه پیش رو، تقسیم یمن به دو بخش شمالی و جنوبی است که بالطبع اداره بخش شمالی در دست انصارالله خواهد بود و دیگری بخش جنوبی که اداره آن را «علی سالم البیض» عهده‌دار خواهد شد که ایران از هر دو بخش، حمایت گسترده خواهد کرد.


 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:0 ] [ گروه دین وزندگی ]
بررسی مالکیت فلسطین در تورات/ 6
مناجات دانیال نبی: تماميِ‌ بنی‌اسرائيل‌ از شريعت‌ تو تجاوز نموده‌ و به‌ آواز تو گوش‌ نگرفته‌اند. بنابراين‌ لعنت‌ و سوگندي‌ كه‌ در تورات‌ موسي‌ بندة‌ خدا مكتوب‌ است‌ بر ما مستولي گرديده‌ چونكه‌ به‌ او گناه‌ ورزيده‌ايم‌. و او بلاي‌ عظيمي‌ بر ما وارد آورده‌ است‌. زيرا كه‌ زيرِ تمامي‌ِ آسمان‌ حادثه‌اي‌ واقع‌ نشده‌ مثل‌ آنكه‌ بر اورشليم‌ واقع‌ شده‌ است‌. تماميِ‌ اين‌ بلا بر وفق‌ آنچه‌ در تورات‌ موسي‌ مكتوب ‌است‌ بر ما وارد شده‌ است‌.
 

 

گروه فرهنگی مشرق ـ صهیونیست‌ها با استناد به تورات، مدعی مالکیت فلسطین هستند. مطالعه تورات نشان می‌دهد که خداوند زمین فلسطین را به ابراهیم(ع) عطا فرمود و به او تأکید کرد که نسل او باید موحد باشند وگرنه خداوند آنها را از این زمین اخراج خواهد فرمود. این شرط به وسیلۀ حضرت موسی(ع) نیز مؤکد شد و خدای حکیم در این خصوص از یهود پیمان محکمی گرفت. اما این شرط رعایت نشد و خداوند دو نوبت بنی‌اسرائیل را از فلسطین تبعید فرمود و در نوبت سوم آنها را برای همیشه نفی بلد کرد. بنی‌اسرائیل نخستین مرتبه در زمان یوسف(ع) به مصر تبعید شدند و تا چهار نسل در آنجا ماندند تا وقتی که خداوند به واسطۀ حضرت موسی(ع) آنها را به فلسطین باز آورد. نوبت دومِ تبعید یهود، در سال 586 قبل از میلاد به بابل بود البته بعد از آنکه بخت النصر اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را تخریب نمود. و نهایتاً در سال هفتاد میلادی، چهل سال بعد از آنکه حضرت عیسی(ع) با یهودیان اتمام حجّت کرد، بلای بزرگ خداوند به توسط رومیان و سردار آنها تیتوس بر این قوم نازل گشت و یهودیان برای ابد از فلسطین اخراج شدند. خداوند در قرآن یهودیان را مخاطب ساخته حکم می‌فرماید که تنها راه بازگشت یهود به فلسطین آن است که توبه کنند و از راه پدران خود بازگشت نمایند. این موضوع از آیۀ هشتم سوره إسراء استنباط می‌شود (عَسىَ‏ رَبُّكُم‏ أَن يَرْحَمَكُم وَ إنْ عُدتُم عُدْنَا).

یهودیان بهتر از هر کس دیگر، به این حقایق واقفند و برای همین است که تا هجده قرن بعد از اخراجشان از فلسطین برای بازگشت به آن زمین مقدس اقدامی نکردند. اما بدعت گذاران یهود در اواخر قرن 19 مدعی مالکیت فلسطین بر اساس تورات شدند. این سلسله مقالات، سعی دارد با زبانی ساده این ادعای صهیونیست‌ها را بررسی کند.

********

 

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

سپاهیان بخت النصر، شهر اورشلیم و معبد سلیمان را سوختند

 

تأدیب یهود به توسط اقوام خونریز

بخت ‌النصر به حکم دل خود، در سال 586 قبل از میلاد به اورشليم حمله آورد و آن را بیترحم ویران کرد و معبد سليمان را آتش زد و بسیاری از يهودیان را از دم تیغ گذراند. در خصوص اینکه چرا بخت النصر با این قوم دشمنی ورزیده است اختلاف نظر وجود دارد. بهترین جوابی که می‌توان یافت این است که بگوییم در واقع خداوند در دل بخت النصر افکنده بود تا چنين كند. برای این موضوع دلایل زیادی در قرآن و عهدین موجود است. ما ابتدا به دلایل قرآنی می‌پردازیم.

یکی از سنتهای خداوند این است که ظالمان را با ظالمان دیگر تأدیب میکند. در قرآن بر این مفهوم کریم تأکید شده است:

و اين گونه بعضى از ستمكاران را بر بعضى ديگر مسلّط میگردانيم، به كيفر آنچه مى‏كردند (انعام/ 129). وَ كَذَالِكَ نُوَلىِّ بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضَاً بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون.

تفسیر المیزان در ذیل این آیه، حدیثی به نقل از کتاب الکافی از سخنان امام محمد باقر(ع) آورده است:

خداوند هيچ وقت از ظالمى انتقام نكشيده مگر به دست ظالمى ديگر، و همين است معناى آيه «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً».

و اما متن این حدیث در کتاب شریف الکافی چنین است:

عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا انْتَصَرَ اللهُ مِنْ ظَالِمٍ إلاَّ بِظَالِمٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي‏ بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً».[1]

قرآن مجید به غیر از این حکم کلی، در آیات آغازینِ سوره إسراء از واقعۀ تخریب اورشلیم و تأدیب یهود، سخن گفته است. ترتیب این آیات بدین گونه است که خداوند تعالی به مناسبت سفر شبانۀ پیامبر اکرم(ص) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی، از مبارک بودن آن مسجد و پیرامونش خبر داده آنگاه به ماجرای موسی(ع) و بنی‌اسرائیل می‌پردازد و اینکه خداوند به یهودیان تورات را عطا فرمود و در آن از دو نوبت فساد ایشان خبر داد. سپس در آیات 4 تا 7 هر دو واقعه را ذکر می‌فرماید که خداوند پس از هر فساد یهود، ایشان را به توسط افراد خون‌ریز تأدیب کرده است.

لازم به ذکر است که این دو واقعه، توسط بخت النصر و تیتوس در قبل از اسلام رخ داده‌اند. اما متأسفانه برخی مفسران معتقد شده‌اند که این وقایع یا حداقل یکی از آنها، هنوز به وقوع نپیوسته‌اند. دلایل زیادی علیه این برداشت، وجود دارد مخصوصاً اینکه در قرآن ذکر شده که آن مهاجمان هر چیزی را که به آن دست بیابند نابود میکنند که واضحاً این از مشخصات سپاه حق نیست، که زنان و اطفال و پیران را بکشند یا درختان و ابنیه را نابود کنند. لذا باید گفت که این وقایع به جنگ سپاه اسلام با یهود در آخر الزمان اشاره ندارند و احادیث ذکر شده در این خصوص به «تأویل» این آیات اشاره دارند و نه «تفسیر» آنها. باید دقت کرد که در متن این احادیث به قوم «یهود» اشاره نشده است. ثالثاً اینکه کلمۀ «عباد» در قرآن عموماً به معنای «عباد» تکوینی به کار رفته است که باید آن را به «مخلوقات» یا «انسانها» ترجمه کرد و نه به معنای «مؤمنان». راقم در این خصوص مقاله جداگانه‌ای نگاشته است که محققان را به مطالعه آن دعوت میکنم: آیا دو عقوبت یهود در سورۀ إسراء، تحقق یافته است؟

 

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

سپاهیان امپراتوری آشور، زن و کودک و مرد یهودی را به اسارت می‌برند

 

اسارت بابلي یهود

همانطور كه خداوند تحذير داده بود در عقوبتي كه به یهودیان به توسط قوم كلداني رسيد نه‌تنها اكثر يهودیان با شمشير ایشان و به بلاهاي مهلك ديگر مردند، بلكه حق تعالي شهرهاي یهود و از همه مهم‌تر معبد سليمان را نيز به بخت النصر و یارانش تسليم كرد. و اين امر پيش‌تر از سوي خداوند به توسط حضرت موسي(ع) انذار شده بود:

و شهرهاي شما را خراب خواهم ساخت و مكان‌هاي مقدس شما را ويران خواهم كرد و بوي عطرهاي شما را نخواهم بوييد. و من زمين را ويران خواهم ساخت به حدّي كه دشمنان شما كه در آن ساكن باشند متحير خواهند شد. و شما را در ميان امّت‌ها پراكنده خواهم ساخت و شمشير را در عقب شما خواهم كشيد و زمين شما ويران و شهرهاي شما خراب خواهد شد. آنگاه زمين در تماميِ روزهاي ويراني‌اش حينيكه شما در زمين دشمنان خود باشيد از سبت‌هاي خود تمتّع خواهد برد. پس زمين آرامي خواهد يافت ... يعني آن آرامي‌اي كه در سبت‌هاي شما حينيكه در آن ساكن بوديد نيافته بود. (سفر لاويان 26/ 31 تا 35)

در بخش دوم از کتاب تواریخ ایام در مجموعۀ عهد عتیق، از این واقعه چنین یاد شده است:

صدقیا بیست‌ و یك ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و یازده‌ سال‌ در اورشلیم‌ سلطنت‌ نمود. و در نظر یهُوَه‌ خدای‌ خود شرارت‌ ورزیده‌، در حضور ارمیای‌ نبی‌ كه‌ از زبان‌ خداوند به‌ او سخن‌ گفت‌، تواضع‌ ننمود. و نیز بر نَبُوكَدْ نَصَّر [= بخت النصر] پادشاه‌ كه‌ او را به‌ خدا قسم‌ داده‌ بود عاصی‌ شد و گردن‌ خود را قوی‌ و دل‌ خویش‌ را سخت‌ ساخته‌، به‌ سوی‌ یهُوَه‌ خدای‌ اسرائیل‌ بازگشت‌ ننمود. و تمامی‌ رؤسای‌ كهنه‌ و قوم‌، خیانتِ بسیاری‌ موافق‌ همۀ رجاسات‌ امّت‌ها ورزیدند و خانۀ خداوند را كه‌ آن‌ را در اورشلیم‌ تقدیس‌ نموده‌ بود، نجس‌ ساختند [یعنی بتپرست شدند]. و یهُوَه‌ خدای ایشان‌ به‌ دست‌ رسولان‌ خویش‌ نزد ایشان‌ فرستاد، زیرا كه‌ بر قوم‌ خود و بر مسكن‌ خویش‌ شفقت‌ نمود. اما ایشان‌ رسولان‌ خدا را اهانت‌ نمودند و كلام‌ او را خوار شمرده‌، انبیایش‌ را استهزا نمودند، چنانكه‌ غضب‌ خداوند بر قوم‌ او افروخته‌ شد، به‌ حدّی‌ كه‌ علاجی‌ نبود. پس‌ پادشاه‌ كلدانیان‌ را كه‌ جوانان‌ ایشان‌ را در خانۀ مقدسِ ایشان‌ به‌ شمشیر كشت‌ و بر جوانان‌ و دوشیزگان‌ و پیران‌ و ریش‌سفیدان‌ ترحم‌ ننمود، بر ایشان‌ آورد و همه‌ را به‌ دست‌ او تسلیم‌ كرد. و او سایر ظروف‌ خانۀ خدا را از بزرگ‌ و كوچك‌ و خزانه‌های‌ خانۀ خداوند و گنج‌های‌ پادشاه‌ و سرورانش‌ را تماماً به‌ بابل‌ برد. و خانۀ خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم‌ را منهدم‌ ساختند و همۀ قصرهایش‌ را به‌ آتش‌ سوزانیدند و جمیع‌ آلات‌ نفیسۀ آنها را ضایع‌ كردند. و بقیۀ السیف‌ را به‌ بابل‌ به‌ اسیری‌ برد كه‌ ایشان‌ تا زمان‌ سلطنت‌ پادشاهان‌ فارس‌ او را و پسرانش‌ را بنده‌ بودند. تا كلام‌ خداوند به‌ زبان‌ اِرْمیا كامل‌ شود و زمین‌ از سَبَّت‌های‌ خود تمتّع‌ بَرَد زیرا در تمامی‌ ایامی‌ كه‌ ویران‌ ماند آرامی‌ یافت‌، تا هفتاد سال‌ سپری‌ شد (2تواریخ ایام 36/ 11 تا 21).

از سوی خداوند به یهودیان اعلام شده بود که هر كس در این بلایای عظیم، كشته شود به شرارت خود مرده است و هر كس كه زنده ماند به جهت صلاحيتش بوده است. اگرچه اكثر آنان كه اسير گشتند در همان مملكت غربت مردند (ارمياء22/ 26). قول خداوند این است:

و خداوند مرا گفت اگرچه هم موسي و سموئيل به حضور من مي‌ايستادند جان من به اين قوم مايل نمي‌شد. ايشان را از حضور من، دور انداز تا بيرون روند. و اگر به تو بگويند كجا بيرون رويم به ايشان بگو خداوند چنين مي‌فرمايد: آن كه مستوجب موت است به موت، و آن كه مستحقّ شمشير است به شمشير، و آن كه سزاوار قحط است به قحط، و آن كه لايق اسيري است به اسيري (ارمياء 15/ 1 و 2).

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود ///آماده انتشار//// آقای شیخ‌پور

امپراتوری بابل یهودیان را به اسارت برد و بیت المقس را ویران کرد

 

و اين حقيقت در كتاب حزقيال نبي(ع) با بياني ديگر به تفصيل پيشگويي شده بود و خداوند سه فرد صالح را مثال آورده كه اگر در اين شهر باشند فقط جان آنها در امنیت خواهد بود و بس:

و كلام خداوند بر من نازل شده گفت: اي پسر انسان! اگر زميني خيانت كرده به من خطا ورزد و اگر من دست خود را بر آن دراز كرده و عصاي نانش را بشكنم و قحطي در آن فرستاده ... و اگر حيوانات درنده به آن زمين بياورم ... يا اگر شمشيري به آن زمين آورم ... يا اگر وبا در آن زمين بفرستم و خشم خود را بر آن با خون بريزم و انسان و بهايم را از آن منقطع بسازم، اگرچه نوح و دانيال و ايوب در ميانش باشند خداوند يهوه مي‌گويد: به حيات خودم قسم كه [آنها] نه پسري و نه دختري را رهايي خواهند داد بلكه ايشان (فقط) جان‌هاي خود را به عدالت خويش خواهند رهانيد. پس خداوند يهوه چنين مي‌گويد: چه قدر زياده حينيكه چهار عذاب سخت خود يعني شمشير و قحط و حيوان درنده و وبا را بر اورشليم بفرستم تا انسان و بهايم را از آن منقطع سازم (حزقيال 14/ 12 تا 21).

طبق‌ آنچه‌ در كتاب‌ دانيال‌ مذكور است‌ بخت‌ النصر بعدها به‌ عقوبتي‌ از سوي خداوند دچار گشت‌، به طوری که به‌ مانند‌ گاوان‌ علف‌ مي‌خورد و با حيوانات‌ صحرا منزل‌ مي‌كرد. ليكن پس از مدتي‌ عقل‌ به او بازگشت‌ و خداوندِ خود را شناخت‌ و عاقبتش‌ به خير شد. اما قبل از نزول این بلا، بخت النصر خوابی دید که درختی تناور که تا آسمان بلند است قطع میشود ولی کُندهاش میماند. حضرت دانیال این خواب را برایش تعبیر کرد که آن درخت، تو هستی:

ای‌ پادشاه‌ تعبیر این‌ است‌ و فرمان‌ حضرت‌ متعال‌ كه‌ بر آقایم‌ پادشاه‌ وارد شده‌‌ همین‌ است‌، كه‌ تو را از میان‌ مردمان‌ خواهند راند و مسكن‌ تو با حیوانات‌ صحرا خواهد بود و تو را مثل‌ گاوان‌ علف‌ خواهند خورانید و تو را از شبنم‌ آسمان‌، تر خواهند ساخت‌ و هفت‌ زمان‌ بر تو خواهد گذشت‌ تا بدانی‌ كه‌ حضرت‌ متعال‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و آن‌ را به‌ هر كه‌ می‌خواهد عطا می‌فرماید. و چون‌ گفتند كه‌ كُندۀ‌ ریشه‌های‌ درخت‌ را واگذارید، پس‌ سلطنت‌ تو برایت‌ برقرار خواهد ماند بعد از آنكه‌ دانسته‌ باشی كه آسمان‌ها حكمرانی‌ می‌كنند. لهذا ای‌ پادشاه‌ نصیحت‌ من،‌ تو را پسند آید و گناهان‌ خود را به‌ عدالت‌ و خطایای‌ خویش‌ را به‌ احسان‌ نمودن‌ بر فقیران‌ فدیه‌ بده‌ كه‌ شاید باعث‌ طول‌ اطمینان‌ تو باشد.» این‌ همه‌ بر نَبوكَد نَصَّر پادشاه‌ واقع‌ شد.

بعد از انقضای‌ دوازده‌ ماه‌، او بالای‌ قصر خسروی‌ در بابل‌ می‌خرامید. و پادشاه‌ متكلم‌ شده‌، گفت‌: «آیا این‌ بابل‌ عظیم‌ نیست‌ كه‌ من‌ آن‌ را برای‌ خانۀ‌ سلطنت‌ به‌ توانایی‌ قوّت‌ و حشمت‌ جلال‌ خود بنا نموده‌ام‌؟» این‌ سخن‌ هنوز بر زبان‌ پادشاه‌ بود كه‌ آوازی‌ از آسمان‌ نازل‌ شده‌، گفت‌: «ای‌ پادشاه‌ نَبوْكَدْ نَصَّر به‌ تو گفته‌ می‌شود كه‌ سلطنت‌ از تو گذشته‌ است. و تو را از میان‌ مردم‌ خواهند راند و مسكن‌ تو با حیوانات‌ صحرا خواهد بود و تو را مثل‌ گاوان‌ علف‌ خواهند خورانید و هفت‌ زمان‌ بر تو خواهد گذشت‌ تا بدانی‌ كه‌ حضرت‌ متعال‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و آن‌ را به‌ هر كه‌ می‌خواهد می‌دهد.» در همان‌ ساعت‌ این‌ امر بر نَبوْكَد ْنَصَّر واقع‌ شد و از میان‌ مردمان‌ رانده‌ شده‌، مثل‌ گاوان‌ علف‌ می‌خورد و بدنش‌ از شبنم‌ آسمان‌ تر می‌شد تا موی‌هایش‌ مثل‌ پرهای‌ عقاب‌ بلند شد و ناخن‌هایش‌ مثل‌ چنگال‌های‌ مرغان‌ گردید.

و بعد از انقضای‌ آن‌ ایام‌ من‌ كه‌ نَبوكَد نَصَّر هستم‌، چشمان‌ خود را به سوی‌ آسمان‌ برافراشتم‌ و عقل‌ من‌ به‌ من‌ برگشت‌ و حضرت‌ متعال‌ را متبارك‌ خواندم‌ و حیّ سرمدی‌ را تسبیح‌ و حمد گفتم‌. زیرا كه‌ سلطنت‌ او سلطنت‌ جاودانی‌ و ملكوت‌ او تا ابدالآباد است‌ (دانيال‌ 4/ 24 تا 37).

البته در اين‌ خصوص‌ روايت ‌موجود در كتاب‌هاي‌ قانوني ثاني‌ مفصل‌تر و دقيق‌تر است.[2]

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

یهودیان در اسارت بابل: در کنار نهرها نشستیم و چون مملکت خود را به یاد آوردیم گریستیم

 

حضرت دانيال‌ در‌ چهار سالگي‌ با جمع‌ اين‌ اسیران به‌ بابل‌ برده شد‌ و در آنجا در پناه‌ خداوند با علم‌ و حكمت‌ خاصة خداوند پرورش‌ يافت‌، چنانكه در صحیفۀ او در عهد عتیق از قول وی چنین نقل شده است:

و نزد یهوه خدای خود دعا کردم و اعتراف نموده گفتم: «اي‌ خداوند! خداي‌ عظيم‌ و مُهيب‌ كه‌ عهد و رحمت‌ را با محبّان‌ خويش‌ و آناني‌ كه ‌فرايض‌ تو را حفظ‌ مي‌نمايند نگاه‌ مي‌داري‌. ما گناه‌ و عصيان‌ و شرارت‌ ورزيده‌ و تمرّد نموده‌ و از اوامر و احكام‌ تو تجاوز كرده‌ايم‌ و به بندگانت [يعني] انبيايي كه به اسم تو به پادشاهان و سروران و پدران ما و به تماميِ قوم [در اين] زمين سخن گفتند گوش نگرفته‌ايم. اي خداوند! عدالت از آن توست و رسوايي از آن ما است چنانكه امروز شده است [مراد، اسارت بابلی یهود است] ... و تماميِ‌ اسرائيل‌ از شريعت‌ تو تجاوز نموده‌ و روگردان‌ شده‌ به‌ آواز تو گوش‌ نگرفته‌اند. بنابراين‌ لعنت‌ و سوگندي‌ كه‌ در تورات‌ موسي‌ بندة‌ خدا مكتوب‌ است‌ [نگا. سفر تثنيه‌ باب‌ 27] بر ما مستولي گرديده‌ چونكه‌ به‌ او گناه‌ ورزيده‌ايم‌. و او كلام‌ خود را كه‌ بر ضدّ ما و به‌ ضدّ داوران‌ ما، كه‌ بر ما داوري‌ مي‌نمودند، گفته‌ بود استوار نموده‌ و بلاي‌ عظيمي‌ بر ما وارد آورده‌ است‌. زيرا كه‌ زيرِ تمامي‌ِ آسمان‌ حادثه‌اي‌ واقع‌ نشده‌ مثل‌ آنكه‌ بر اورشليم‌ واقع‌ شده‌ است‌. تماميِ‌ اين‌ بلا بر وفق‌ آنچه‌ در تورات‌ موسي‌ مكتوب ‌است‌ بر ما وارد شده‌ است‌. (دانيال‌ 9/ 4 تا 7 و 11 تا 13)

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

کورش در خصوص بازگشت یهودیان به فلسطین حکم می‌کند

 

اگرچه خداوند مدت اسارت ايشان در بابل را هفتاد سال مقرر كرده بود (ارمياء 25/ 11 و 12)، لكن آن دوران فقط 48 سال طول كشيد. پس آنگاه، خداوند متعال كورش‌ ايراني‌ را در سال‌ 538 قبل‌ از ميلاد بر شهر بابل‌ پيروز كرد و او با فرماني‌ كه‌ در مورد اسراي‌ يهود،‌ از خداوند گرفته‌ بود ايشان‌ را رخصت‌ داد تا به‌ اورشليم ‌برگردند و معبد خداوند را بنا نموده‌ به‌ عبادت‌ او مشغول‌ گردند (‌2تواريخ ايام 36/ 20 تا 23‌ ـ كتاب‌ عزرا، باب اول). با اين‌ همه‌ بسياري ‌از يهوديان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ ايران‌ از بابل‌ و شوش‌ گرفته‌ تا همدان،‌ باقي‌ ماندند و به بلاد خود نرفتند. اغلبِ این یهودیان انسان‌های صالحی بودند که تقدیر خود را از این قوم جدا کردند و نخواستند تا خود و نسلشان در گناهان آیندۀ این قوم شریک باشند. به نظر راقم، آن سه مجوسی که به وقت تولد حضرت عیسی(ع) به هدایت ستاره به اورشلیم رفتند و هدایایی به حضرت مریم(س) تقدیم کردند از نسل این یهودیان مؤمنی بودند که در ایران میزیستند. در این خصوص به مقالۀ مجزای راقم رجوع فرمایید: مجوسانِ ستایشگر عیسای نوزاد، که بودند؟

 

باید توجه کرد که آزادی یهودیان از بابل، مصداق امداد خداوند بر یهود است که در سوره إسراء آمده است.
ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيهِْمْ وَ أَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْنَاكُمْ أَكْثرََ نَفِيرًا (إسراء/ 6). بار ديگر شما را بر آنها غلبه داديم و به مال و فرزند مدد كرديم و بر شمارتان افزوديم.
همانطور که در قرآن تأکید شده، این واقعه در در تورات موسی(ع) مذکور است و حتی در تورات کنونی نیز دیده می‌شود:
و چون‌ جمیع‌ این‌ چیزها، یعنی‌ بركت‌ و لعنتی‌ كه‌ پیش‌ روی‌ تو گذاشتم‌ بر تو عارض‌ شود، و آنها را در میان‌ جمیع‌ امت‌هایی‌ كه‌ یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ آنجا خواهد راند، بیاد آوری‌، و تو با فرزندانت‌ با تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ خود به‌ سوی‌ یهُوَه‌ خدایت‌ بازگشت‌ نموده‌، قول‌ او را موافق‌ هر آنچه‌ كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌، اطاعت‌ نمایی‌، آنگاه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ اسیری‌ تو را برگردانیده‌، بر تو ترحم‌ خواهد كرد، و رجوع‌ كرده‌، تو را از میان‌ جمیع‌ امت‌هایی‌ كه‌ یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ آنجا پراكنده‌ كرده‌ است‌، جمع‌ خواهد نمود. اگر آوارگی‌ تو تا كران‌ آسمان‌ بشود، یهُوَه‌، خدایت‌، تو را از آنجا جمع‌ خواهد كرد و تو را از آنجا خواهد آورد. و یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ زمینی‌ كه‌ پدرانت‌ مالك‌ آن‌ بودند خواهد آورد، و مالك‌ آن‌ خواهی‌ شد، و بر تو احسان‌ نموده‌، تو را بیشتر از پدرانت‌ خواهد افزود. « و یهُوَه‌ خدایت‌ دل‌ تو و دل‌ ذریت‌ تو را مختون‌ خواهد ساخت‌ تا یهُوَه‌ خدایت‌ را به‌ تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ خود دوست‌ داشته‌، زنده‌ بمانی. و یهُوَه‌ خدایت‌ جمیع‌ این‌ لعنتها را بر دشمنان‌ و بر خصمانت‌ كه‌ تو را آزردند، نازل‌ خواهد گردانید. و تو بازگشت‌ نموده‌، قول‌ خداوند را اطاعت‌ خواهی‌ كرد، و جمیع‌ اوامر اورا كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌، بجا خواهی‌ آورد. و یهُوَه‌، خدایت‌، تو را در تمامی‌ اعمال‌ دستت‌ و در میوۀ بطنت‌ و نتایج‌ بهایمت‌ و محصول‌ زمینت‌ به‌ نیكویی‌ خواهد افزود، زیرا خداوند بار دیگر بر تو برای‌ نیكویی‌ شادی‌ خواهد كرد، چنانكه‌ بر پدران‌ تو شادی‌ نمود، اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را اطاعت‌ نموده‌، اوامر و فرایض‌ او را كه‌ در طومار این‌ شریعت‌ مكتوب‌ است‌، نگاه‌ داری‌، و به‌ سوی‌ یهُوَه‌، خدای‌ خود، با تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ بازگشت‌ نمایی‌ (تثنیه 30/ 1 تا 10).

حضرت نحمياء(ع) پیامبر خدا در مناجاتش با حضرت حق به این وعده اشاره می‌کند. در ابتدای صحیفه نحمیاء چنین آمده است:
دعاي‌ بنده خود را كه‌ در اين‌ وقت‌ نزد تو روز و شب‌ درباره بندگانت‌ بني‌اسرائيل مي‌نمايم‌ اجابت‌ فرمايي‌ و به‌ گناهان‌ بني‌اسرائيل‌ كه‌ به‌ تو ورزيده‌ايم‌ اعتراف مي‌نمايم‌ زيرا كه‌ هم‌ من‌ و هم‌ خاندان‌ پدرم‌ گناه‌ كرده‌ايم‌. به‌ درستي‌ كه‌ به‌ تو مخالفت ‌عظيمي‌ ورزيده‌ايم‌ و اوامر و فرايض‌ و احكامي‌ را كه‌ به‌ بندۀ‌ خود موسي‌ فرموده ‌بودي‌ نگاه‌ نداشته‌ايم‌. پس‌ حال‌، كلامي‌ را كه‌ به‌ بندة‌ خود موسي‌ امر فرمودي‌ به‌ يادآور كه‌ گفتي‌ شما خيانت‌ خواهيد ورزيد و من‌ شما را در ميان‌ امّت‌ها پراكنده‌ خواهم ساخت‌. اما چون‌ به‌ سوي‌ من‌ بازگشت‌ نماييد و اوامر مرا نگاه‌ داشته‌ به‌ آنها عمل نماييد (آنگاه‌) اگر چه‌ پراكندگان‌ شما در اقصاي‌ آسمان‌ها باشند من‌ ايشان‌ را از آنجا جمع‌ خواهم‌ كرد و به‌ مكاني‌ كه‌ آن‌ را برگزيده‌ام‌ تا نام‌ خود را در آن‌ ساكن‌ سازم‌ [يعني‌ فلسطین] در خواهم‌ آورد. و ايشان‌ بندگان‌ و قوم‌ تو مي‌باشند... (نحميا 1/ 6 تا 10)
نکته مهم این است که صهیونیست‌ها این بشارت موسی(ع) برای بازگشت به فلسطین را که بعد از خرابی معبد اول بوده است را به زمان اکنون تطبیق می‌کنند و ادعای رجعت به فلسطین را دارند. در حالیکه این وعده در 2500 سال قبل به توسط کورش محقق شده است.

ادامه دارد...

امیر اهوارکی

پانوشت‌ها:

[1]. کلینی، الکافی، 8 ج، اسلامیه، ج 2، ص 334؛ باب الظلم، حدیث 19

[2]. نگا. كتاب‌هاي قانوني ثاني، ترجمه پيروز سيّار، تهران، نشر ني، 1380، صص 665 و 666؛ کتاب دانیال 4/ 30 تا 33

توضیحاً اینکه کتاب عهد عتیقِ کاتولیک‌ها هفت‌ رساله بر عهد عتیق پروتستان‌ها افزون دارد که در ایران با عنوان «کتاب‌های قانونی ثانی» به چاپ رسیده‌اند. علاوه بر این هفت رساله، کتاب‌های دانیال و استر در نزد کاتولیک‌ها نیز مفصل‌تر از پروتستان‌ها است. در ضمن، این رسائل با عنوان دیگری نیز به فارسی ترجمه شده‌اند:

اپوكريفاي عهد عتيق، ترجمه عباس رسول‌زاده و جواد باغباني، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1380

 

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:59 ] [ گروه دین وزندگی ]
جشن‌های هنر شیراز/3
اغلب مردم شیراز و بافت فرهنگی آن‌، مذهبی-سنتی بود و مردم شیراز در واقع در جشن شرکت نمی‌کردند و اکثر تماشاچیان هرساله به صورت مشخص و مداوم از تهران در زمان برگزاری جشن به شیراز می‌آمدند.
گروه تاریخ مشرق-تاریخ معاصر: جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های تفصیلی مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.


* تحلیلی بر جشن هنر شیراز
جشن‌های هنر شیراز، اتفاق تازه‌ای بود که در تاریخ معاصر ایران رخ می‌داد. یک گرد‌هم‌هایی بزرگ که از یک ایده ذهنی بلندپروازانه حاصل شده بود. ملکه رژیم شاهنشاهی ایران، در سر داشت که کاری بزرگ کرده باشد. او هنردوست بود و فستیوال‌های هنری خارجی را دیده بود. جشن هنر شیراز می‌توانست عرصه‌ای برای تجلی هنر شرق و غرب، بدون پیرایه‌های بیگانه‌پرستانه و روشنفکرانه باشد. جشنی که در آن هنرملی ایرانی رشد و شکوفایی پیدا کند و هنرمندان حرفه‌ای دنیا، با حفظ شان و احترام هنر اصیل، به عرضه آثار خود بپردازند.

شاید در نگاه اول، ایده فرح پهلوی چندان هم ناپسند نبود اما اتفاقاتی که بر سر این ایده هنری افتاد نه تنها خشم عمومی را برانگیخت و آن را از یک محفل هنری به محلی برای عیش و عشرت و تباهی مبدل کرد، بلکه پس از مدتی آن را به ورطه نابودی کشاند و در سال 1357، عملا امکان تداوم آن از برگزارکنندگان سلب شد. این نوشتار قصد دارد به برخی معایب و نقاط ضعف این جشن بپردازد که برخی از این موارد در این مقاله و برخی دیگر در مقاله‌ای جداگانه ارائه خواهد شد. اگر چه بررسی و تحلیل آن با توجه به انتشار اسناد جشن هنر، اسناد فرح پهلوی و... کاری مشکل و نیاز به تدوین و تبیین مقالات متعددی دارد.

1. مردم و جشن هنر شیراز

شاید یکی از مهم‌ترین انتقادات به این جشن‌ها – وبه طور کلی این طور محافل هنری-، فاصله بعیدی است که میان آن‌ها و مردم وجود دارد. از این کلیت، جشن‌های هنر شیراز هم مستثنا نیست. از یک سو فضای روشنفکرزده و طبقاتی جشن‌ها مانع از حضور مردمی می‌شد که دل در گرو این چنین آمال و دغدغه‌هایی نداشتند و از سویی هم برخی موانع تراشیده‌شده از سوی برگزارکنندگان این تصور را تقویت می‌کرد که آن‌ها هم چندان تمایلی به حضور مردم در جشن‌ها ندارند.

مینو صمیمی، از کارمندان دفتر فرح پهلوی و نویسنده و مترجم ایرانی پیرامون کلیت فعالیت‌های فرهنگی رژیم پهلوی، مخاطبان آن و نسبت آن با عامه مردم می‌نویسد: «این برنامه‌ها اغلب مورد استقبال افراد به‌خصوصی در جامعه ایران قرار می‌گرفت که یا در سلک نخبگان غرب‌گرا قرار داشتند یا از طبقه سرمایه‌داران تازه به‌دوران‌رسیده محسوب می‌شدند. و در حالی که آن‌ها به این ترتیب درصدد یافتن هویت فرهنگی جدیدی برای خود بودند، مردم عادی کشور اصلا به چنین برنامه‌هایی اعتنا نمی‌کردند و خیلی به‌ندرت در آن‌ها حضور می‌یافتند. بین تدارک‌کنندگان برنامه‌های فرهنگی مدرن (روشنفکران فرصت‌طلب اطراف ملکه) و مشتریان این برنامه‌ها (ثروتمندان تازه‌کار و مقامات سطح بالای رژیم) تشابه فراوانی وجود داشت؛ که از جمله مهم‌ترین‌اش باید به بی‌توجهی هر دو گروه به نیازهای واقعی مردم عادی کشور و ترجیح ‌دادن امیال خود بر دیگران، اشاره کرد.» [1]  خصوصا حضور افراد وابسته به تشکیلات بهائیت در دفتر ملکه ایران پیامدهای دیگری هم داشت(رجوع شود به کتاب فرح پهلوی به روایت اسناد/ج 1-3 /تهران/ مرکز بررسی اسناد تاریخی)



تحلیلی بر جشن هنر شیراز

طیف علاقه‌مند و شرکت‌کننده در جشن هنر، یا غربگرا بودند
یا از طبقات مرفه؛ زنان چادری اجازه حضور در جشن را نداشتند!!

البته چنین فرآیندی چندان هم بی‌دلیل نبود. اساسا سردمداران رژیم پهلوی بیش از هر چیز به دنبال برنامه‌ها و آرزوهای خود بودند و این آرزوها ربط وثیقی با آرزوهای مردم ایران نداشت. شوکراس با اشاره به برخی از گزارش‌های سفارت آمریکا در ایران می‌نویسد، در یکی از بررسی‌های سفارت آمریکا آمده است: «بسیاری از اعضای خاندان سلطنت آموخته‌اند که به درجات مختلف فاسد و بداخلاق و تا حدود زیادی بی‌علاقه به ایران و ملت ایران باشند.» [2]

این بی‌علاقگی به مردم در جریان جشن هنر شیراز هم به‌روشنی دیده می‌شد. شرایط برگزاری جشن‌ها به گونه‌ای بود که هر چه بیشتر مردم را از خود می‌راند. برخی دست اندرکاران این جشن‌ها به این موضوع اشاره دارند: «مردم چندان مشتاق نبودند آن هم به لحاظ عدم تناسخ فرهنگی با موضوعات و برنامه‌های اجراشده بود. اغلب مردم شیراز و بافت فرهنگی آن‌، مذهبی-سنتی بود و مردم شیراز در واقع در جشن شرکت نمی‌کردند و اکثر تماشاچیان هرساله به صورت مشخص و مداوم از تهران در زمان برگزاری جشن به شیراز می‌آمدند... و فقط یکی دو برنامه مانند موسیقی سنتی ایران و نمایشنامه «شهر قصه» با اقبال عمومی مواجه شد.» [3]

حسن راه‌ساز، از کارمندان بخش تعمیرات تخت جمشید در این باره می‌گوید: «حضور مردم در جشن با رعایت اول فرهنگی ترویج‌یافته غرب قابل انجام بود، یعنی تنها کسانی می‌توانستند به جشن بروند که فرهنگ غربی را پذیرفته و سنت‌های مذهبی و بومی خود را کنار گذاشته بودند. برای مثال زنان چادری بایستی بدون چادر در محل جشن حضور داشته باشد.» [4]

با این وجود، بر فرض که مردم عادی اجازه حضور در جشن را داشتند، شرایط حاکم بر برنامه‌های جشن فرصتی برای استفاده عموم فراهم نمی‌کرد؛ مثلا فیلم‌های سینمایی جشنواره غالبا با زبان اصلی اکران می‌شدند و لذا تماشاگران هیچ ارتباطی با آن برقرار نمی‌کردند. [5] این وضعیت به‌گونه‌ای بود که برخی معتقدند «معلوم نیست که اگر چهارتا و نصفی هنرمند تهرانی را هم دعوت نمی‌کردند، چه کسی به دیدن برنامه‌ها می‌رفت.» [6]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

مردم شیراز عموما از سوی روشنفکران و سران پهلوی به خاطر
 استقبال نکردن از جشن هنر متهم به بی‌سوادی می‌شدند!

از همین جا است که سینه‌چاکان هنر و فرهنگ، شروع به زبان‌درازی و ناسزاگویی به مردم کردند که عوام نمی‌فهمند و باید آن‌ها را تربیت کرد تا از این هنرها سر در بیاوردند. این جملات و نگرش درست در تقابل با هویت و فرهنگ جمعه ایرانی بود. کریم امامی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در کیهان نوشت: «اشکال کار وجود نداشتن آمادگی کافی در جماعت بهره‌گیرنده است و اگر بنا باشد جشن هنر شیراز با خط مشی فعلی، پا به پای پیشگام‌ترین مراکز هنری جهان پیش بتازد و از آسان‌پسندی کناره بجوید، باید برای آموزش هنری مردم شیراز فکری کرد.» [7]

یا در مقاله‌ای دیگر آمده است: «با تغییری که در کیفیت تماشاگران نسبت به سال‌های قبل مشهود بود امیدواری بیشتر شد که جشنواره از صورت تفننی دور شده است. این بار قیافه‌های آشنایی می‌دیدیم که بهتر [به] این سرزمین عشق می‌ورزند و آن را جدی می‌گیرند. شرکت هنرمندان، دانشجویان، و طبقات متوسط با درصد بیشتری نسبت به پارسال در این جشنواره نشان می‌داد که به قول یکی از دوستان گرچه خلق‌الله به قسمت جشن توجه دارند اما هنر را هم جدی گرفته‌اند.» [8]

فرح دیبا هم در واکنش به همین انتقادها گفت: «در بسیاری از موارد سلیقه‌های هنری مردم از بین رفته، باید به دنبال این مساله بود که چرا سلیقه را در هنر از دست داده‌ایم. بهترین راه این است که آموزش هنری را از مدارس شروع کنیم... باید به موسیقی ایرانی اهمیت بیشتری داده شود. امیدوارم در آینده در یکی از شهرهای ایران جشنواره موسیقی ایجاد شود.» [9]

اما نکته جالب دیگری که در این میان جلب توجه می‌کند آن است که با وجود استقبال کمرنگ مردم از جشن‌های هنر شیراز، همان موارد قلیلی هم که به‌شدت مورد توجه آن‌ها قرار می‌گرفت، نمایشگاه‌ها، نمایش‌ها و اثاری بود که به‌نوعی با مذهب و آیین مردم هماهنگ بود. برای نمونه، در سال 54 نمایشگاهی از «ادوات مذهبی» و نیز یک «نمایشگاه فرش» برپا شد که به‌شدت مردم کوچه و بازار از آن استقبال کردند. به گزارش روزنامه‌ها؛

«اگر از سالن‌های جشن هنر عطر روشنفکری می‌تراود و در آن‌ها هنرمند، دانشجویان، نوخاستگان و دانشمندان در پرتو شمع جشن چهره خود را روشن می‌کنند، در یک دو جای دیگرِ قلمرو جشن هنر، مردم عادی کوچه و بازار را می‌بینیم. مرد روحانی، زن چادری، پیرمرد و نوه‌هایش، کاسب‌کار، سرباز، دهقان در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند... این‌ها را در نمایشگاه آثار و ادوات مذهبی و نمایشگاه شرکت فرش می‌بینیم.»[10]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تنها مواردی که از برنامه‌های جشن هنر مورد استقبال
گشترده عموم مردم قرار می‌گرفت، برنامه‌های آیینی بود.

در نمایش «ادوات مذهبی»، شمایل ائمه اطهار (علیهم‌السلام) و نقاشی‌هایی از وقایع کربلا و نوشته‌هایی از احادیث و اقوال دینی گرد هم آمده بود. در این نمایشگاه آثاری از فرصت شیرازی، محمدعلی مسعودی، ظریف‌حسین غفاری و ... در معرض دید عموم قرار گرفته بود. به قول روزنامه اطلاعات، «نمایشگاهی بود که بیشتر زن‌ها و مردها به «زیارت» آمده بودند تا به تماشا. دور تا دور حسینیه قوام [محل برگزاری نمایشگاه ادوات مذهبی] را علامت‌های سوگواری چیده بودند.» [11] در یک سند دیگر، به گزارش ساواک: «اجرای برنامه تئاتر روحوضی در محل قهوه‌خانه مورد توجه بسیار قرار گرفت.» [12]

2. جشن هنر چقدر به رشد هنر ملی کمک کرد؟

یکی از اهدافی که برگزارکنندگان جشن هنر در سر داشتند، ارتقا هنر ملی و شناساندن آن به جهانیان بود. اما پرسشی که به طور طبیعی مطرح می‌شود این است که آیا این «ارتقا و معرفی» اتفاق افتاد و اگر آری، تا چه اندازه محقق شد؟ برای پاسخ به این پرسش، تنها نیازمندیم که نگاهی گذرا بر اقوال و تحلیل‌هایی که همان زمان از برنامه‌های جشن هنر می‌شد بیندازیم. در سالیان مختلف از ادوار جشن‌های هنر، صاحب‌نظران بر این باور بودند که هنر ملی چندان عملکرد خوبی از خود نشان نداده است.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

وضعیت موسیقی در جشن هنر
هر سال بدتر از از سال قبل بود

در سال 1347 اطلاعات نوشت: «بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه‌های فستیوال ضعیف بود و نمونه‌های خوب و بدی که با هم ارائه شد نتوانست موقعیت ممتازی برای خویش به وجود آورد.»[13] وضعیت ارکستر سمفونیک ایران در این دوره به‌قدری خنده‌دار بود که کیهان به طعن نوشت: «اما شیرینکاری ارکستر سمفونیک خودی در تخت جمشید بحثی است که فقط یک طرف دارد، چون ارکستر بیچاره مدافعی پیدا نمی‌کند. حتی چگونگی بازگشت اعضاء ارکستر به تهران با یک جور شعف خبیثانه مثل یک انگدت دهان به دهان می‌گردد. از قرار معلوم 80 نوازنده ارکستر که با هواپیما برای اجرای برنامه افتتاحیه رهسپار شیراز شده بودند روز بعد از کنسرت با اتوبوس به تهران بازگردانده می‌شوند.» [14]

یک سال بعد، همان مطبعه نوشت: «در جشن هنر امسال به موسیقی ایرانی یا به طور کلی به هنرمندان ایرانی توجه چندانی نشد. به نظر می‌آید که بعضی از گردانندگان جشن هنر زیاد هم با موسیقی کشور خودمان میانه‌ای ندارند.» [15] این مساله در سال‌های دیگر هم تکرار شد: «موسیقی ایرانی امسال فقیر بود. این را با تاسف می‌گویم. ما که آثار برگزیده جهان را به شیراز می‌آوریم باید در برابر آن برنامه‌های ممتازی عرضه کنیم تا این دادوستد فرهنگی یکجانبه نباشد. موسیقی ایرانی با اجراهای ضعیف تکراری‌اش مایه ناخرسندی شنوندگان می‌شد... متاسفانه هیچکدام از برنامه‌های اجراشده در حافظیه از نظر کیفیت و ترکیب به پای برنامه‌های هفتگی تلویزیونی این اساتید هم نمی‌رسید... بخش سینمای جشن هنر ضعیف بود جز نمایش «در غربت» از شهید ثالث، چیز تازه‌ای در آن نبود. .. کاشکی سال دیگر فکری به حال سینمای جشن هنر بکنند که کمیتی کاهنده و کیفیتی فزون‌تر داشته باشد....» [16]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

جواد مجابی (نویسنده و روشنفکر و عضو حزب توده) با توجه به اینکه اساس و بنیان و هدف جشن توجه لازم را ندارد و شاید تنها برایش مهم نبود که چه فاجعه‌ای در حال شکل گرفتن است!! وی در تحلیل وضعیت موسیقی جشن در سال 55 نوشت: «در دو شب پی‌در‌پی دو برنامه موسیقی در حافظیه اجرا شد که هیچکدام به هدف خود که رضایت خاطر شنوده آگاه و مشتاق است نرسید... صدای خانم پریسا شاید در حد یک برنامه رادیویی روز جمعه خوب باشد... کارش در حدی نبود که با آن اجرای متوسط در جشن هنر برنامه‌ای اجرا کند مگر اینکه ما توقع زیاد از جشن هنر داشته باشیم و فکر کنیم برنامه‌هایش باید همه خوب باشد و یا دستکم برنامه‌های ایرانی‌اش مایه سرشکستگی هنرمندان بومی نشود.» [17]

اما این مساله صرفا به موسیقی محدود نمی‌شود. وضعیت تئاترهای ایرانی هم چنگی به دل نمی‌زد. رضا براهنی، روشنفکر چپ آن زمان در میزگرد تئاتر در ایران، در حضور آربی آوانسیان، از کارگردانان تئاترهای ایرانی در جشن‌های هنر گفت: «اینجا تئاتری که به عنوان تئاتر ایرانی عرضه شد آن هم در اولین شب فستیوال چیزی بی‌ارزش بوده و این تئاتر را که از طرف جشن هنر ارائه شد اگر نه یک نویسنده درجه سه سفارش می‌داد بهتر نوشته می‌شد.[18]

یا درباره وضعیت تئاترهای سال 55 می‌خوانیم: «امسال نمایش‌های ایرانی با شکست کامل روبرو شد. نمایش آشوربانیپال بابلا جان سالم به‌در برد که اصلا در جشن هنر پذیرفته نشد. و نمایش اثری از محمد صالح‌علاء «اسکی روی آتش»، «سواری درآمد» مهین تجدد و آوانسیان، «شباة» اسماعیل خلج، هیچ نقد مساعدی را از سوی نویسندگان مطبوعات به دنبال نداشت. البته اگر بولتن جشن هنر را از این مقوله مستثنی کنیم.» [19]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

افزون بر موسیقی، تئاترهای ایرانی هم
 رضایت مخاطبان را تامین نمی‌کرد.

هوشنگ اسدی (روزنامه‌نگار و ضدانقلاب کنونی) در همین باره، در نقد یکی از تئاترهای ایرانی جشن نوشت: «با اجازه تمام خشک‌اندیشان معاصر، سوپر انتلکتوئل‌های دولوکس، صاحبان دکان‌های هنری و مبصر منتقدان، می‌خواهم عرض کنم: نمایش «شباة» اثر اسماعیل خلج هم پیش «آبروی هنر» مهر باطل خورد.... این بازی به ظاهر مردمی، سومین دکان هنری این جسن را –در زمینه نمایش- با سلام و صلوات گشود، دکانی در کنار آقایان صالح‌علاء و آوانسیان با همان کالای معروف: کلای عوام‌فریبی و شبه‌روشنفکر رنگ‌کنی، اما در هیاتی دیگر.» [20]

اما آیا، «اساسا» راهکار ارتقای هنرملی ایران چنین برنامه‌های نمایشی و ویترینی بود؟ آیا با برگزار کردن چند کنسرت موسیقی و چند تئاتر از کارگردان‌هایی که هر سال حضورشان تضمین شده بود، هنر ملی ارتقا می‌یافت؟ آیا بهتر نبود به جای خرج هزینه‌های بعضا گزاف و بیهوده برای دعوت از هنرمندان خارجی و تامین امکانات اجرای آثار آوانگارد آن‌ها– اگر به مبتذل‌ها و آماتورها اشاره نکنیم- قدری به فکر هنرمندان داخلی و تقویت آن‌ها می‌بودند؟ فرخ غفاری می‌گوید این جشن‌ها «برای این بود که [هنرمندان ایرانی] ترسشان بریزد!» مگر میدان کشتی یا تکواندو بوده که ترسشان بریزد؟ به جای این قسم توهمات باید به تقویت هنر و هنرمندان پرداخته می‌شد. عرصه هنر عرصه ترس نیست، اگر مهارت‌های آن‌ها، و وضع زندگی آن‌ها بهبود یابد آثارشان هم بهتر می‌شود. آن وقت برای پیدا کردن هنرمند بومی ذره‌بین به دست نمی‌گیرند تا چارت برنامه‌های بومی و ملی جشن‌ هنر را «پر» کنند.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

بهتر بود سران پهلوی به جای خرج‌های بیهوده؛ برای
 تقویت هنرملی به وضع هنرمندان رسیدگی می‌کردند

در همین رابطه سیاوش (محمدرضا) شجریان در گفتگویی با روزنامه اطلاعات اذعان کرد: «نیاز مادی و خواسته‌های معنوی، نوازندگان و خوانندگان ما را به کاباره‌ها و مهمانی‌ها کشانده است. اگر کسی امروز خوب ساز بزند یا صدایی خوش داشته باشد و به این محافل نگراید در نظر مردم عجیب جلوه می‌کند. اگر جامعه فرهنگی ما با گوشه چشم دولت به موسیقی ملی به گونه‌ای بود که نیازهای معنوی و مادی هنرمند را برمی‌آورد و هنرمندان مجبور نبودند برای رفاه بیشتر به کاباره‌ها بروند شاید از میان همین خوانندگان راه‌گم‌کرده، کسانی بر می‌آمدند که موسیقی ایران را چنانکه شایسته آن است گسترش دهند.» [21]

4. آیا جشن هنر اولویتی برای جامعه ایران بود؟

پرسش مهم دیگری که در تحلیل جشن‌های هنر شیراز مطرح است این است که اصلا چنین جشن‌های چقدر برای جامعه ایران اولویت داشت؟ شهبانوی ایران، در سال 1346 هم هنوز همان دخترک دانشجویی بود که در خیابان‌های پاریس قدم می‌زند و از تماشای بوتیک‌ها و گالری‌ها شگفت‌زده می‌شود و گاهی برای تفنن و ذوق هنری به دیدن یک تئاتر مدرن یا رقص باله چشم‌نواز می‌رود. قدرتی که ناگهان بر ملکه جوان –و بعد، نایب‌السلطنه کشور شاهنشاهی ایران- سرریز کرده بود، بهترین و بیشترین وسایل را برای دیدن و لذت بردن از همان «آرزو»ها و «تفنن»ها در تهران و شیراز فراهم می‌کرد. اما شاید فرح دیبا خبر نداشت که برای مردمی که شیوه زندگی‌شان را از مراجع تقلید می‌پرسند و ماه‌ها و مناسک مذهبی را مبارک و محترم می‌شناسند چنین خواطری اصلا به ذهن نمی‌آید.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرح پهلوی آرزوهایی در سر داشت که با آرزوهای و نیازهای
 جامعه هماهنگ نبود
؛ مانند هنر مدرن و آوانگارد پاریسی.

مینو صمیمی معتقد است، «از سال 1973 –متعاقب افزایش درآمد کشور- هرساله بودجه هنگفتی در اختیار روسای سازمان‌های فرهنگی و هنری قرار گرفت تا برای رسیدن به هدف بلندپروازانه –ولی بی‌پایه- شهبانو و ایجاد «هویت جدید فرهنگی برای ایران» فعالیت‌های خود را هر چه بیشتر توسعه دهند، که آن‌ها نیز مبالغ کلانی از این بودجه را برای رواج هنر و فرهنگ غربی در کشور به مصرف می‌رساندند.» [22]

ویلیام شوکراس نیز درباره این دغدغه‌های متعالی ملکه و سنخیت نداشت آن با وضع و اوضاع جامعه ایرانی می‌نویسد: «اگرچه فرح سال‌های 60 [میلادی] را با سبک و سلیقه پاریسی آغاز کرد ولی در سال‌های 70 رو به سوی تولیدات و طرح‌های ایرانی نمود... با این وصف گاهی به نظر می‌رسید که سلیقه فرح تغییر جهت داده است. هرچند او مصمم بود گذشته تاریخی ایران را حفظ نماید ولی سلیقه او درباره هنر معاصر در نظر بسیاری از هم‌میهنانش بیش از حد پیشرو و جهانی به نظر می‌رسید. اندی وارهول، اشتوکهاوزن، پیتر بروک توجه او و پاره‌ای روشنفکران و هنرمندان دور و بر او را جلب می‌کردند که در نظر بسیاری از ایرانیان ناشناس بودند. یک بازرگان ایرانی می‌گوید: «ما تازه شروع به شنیدن موسیقی باخ کرده بودیم؛ درک اشتوکهاوزن برای ما غیرممکن بود.» [23]


5. ادعاهای تبلیغاتی بزرگ اما توخالی!

در کنار برگزاری جشن هنر شیراز، ادعاهایی که از سوی برگزارکنندگان آن مطرح می‌شد بخش دیگری از ماجرا بود. ادعاهایی که هم بزرگ، خیالی و غرورآور بود و هم تعجب‌برانگیز. برای نمونه، در آیین افتتاح دور نخست جشن هنر شیراز، که شور و شعف بسیاری در درباریان و سردمداران پهلوی وجود داشت، فرح دیبا گفت: «جشن هنر در تخت جمشید بزرگترین رویداد هنری سال‌های اخیر است و من فکر می‌کنم با ابتکاری که در انتخاب محل [شیراز و تخت جمشید] شده، جشن هنر شیراز عنوان مهم‌ترین فستیوال تاریخ را پیدا کند.» [24] او افزود: «جشن هنر در شیراز بزرگترین قدمی است که در زمینه شناساندن هنر ایران به دنیای خارج و آشنا ساختن مردم کشور ما با پدید‌های تازه هنری برداشته شده است.» [25]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرح پهلوی معتقد بود جشن هنر شیراز
بزرگترین فستیوال هنری تاریخ خواهد شد

فرح در جای دیگری با اشاره به بحران‌های جهانی غرب ایده «گفتگوی فرهنگ‌ها» را مطرح کرد: «همین طور که می‌دانید دنیای فرهنگ غرب به دلایل مختلف دچار بحران‌هایی شده است. ترس از آینده، ترس از جنگ هسته‌‎ای، ترس از آلودگی محیط زیست، ترس از شکاف عمیقی که بین ممالک پیشرفته و در حال توسعه پیدا شده است و برای این است که الآن برای ایجاد مراکزی برای گفتگوی فرهنگ‌ها فکر می‌شود.» [26]

اما آنچه پرسش‌برانگیز است آن است که این ادعاها چه نتیجه ملموسی داشت؟ آیا واقعا جشن هنر شیراز مهم‌ترین فستیوال هنری تاریخ شد؟ آیا جهانیان همین نگاه را به فستیوال خانم ملکه داشتند؟ آیا گفتگوی فرهنگ‌ها با اجرای چند هنرمند آماتور فرانسوی و آمریکایی محقق می‌شد؟ در مقاله بعدی، نشان خواهیم داد که این ادعاها چه بازتابی در میان صاحب‌نظران جهانی داشت و ضمنا، به چند انتقاد دیگر از جشن‌های هنر شیراز اشاره خواهیم کرد.

* منابع:
1. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 189
2. آخرین سفر شاه، سرنوشت یک متحد آمریکا؛ ویلیام شوکراس نشر البرز، تهران، 1369، ص 108
3. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص هفت
4. همان
5. اطلاعات، 12شهریور 49
6. اطلاعات، 7 شهریور 55
7. کیهان، 26 شهریور 47
8. اطلاعات، 18 شهریور 49
9. اطلاعات، 10 شهریور 55
10. اطلاعات، 5 شهریور 54
11. همان
12. اسناد ساواک، ص 225
13. اطلاعات، 28 شهریور 47
14. کیهان، 26 شهریور 47
15. اطلاعات، 17شهریور 48
16. اطلاعات، 13شهریور 54
17. کیهان، 1 شهریور 55
18. اطلاعات، 9شهریور49
19. اطلاعات، 7 شهریور 55
20. کیهان، 6 شهریور 55
21. اطلاعات، 13 شهریور 55
22. صمیمی، ص 188
23. شوکراس، ص 114و 115
24. اطلاعات، 21 شهریور 46
25. همان
26. کیهان، 11شهریور 55
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، سياسي، اجتماعي، هنري
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:58 ] [ گروه دین وزندگی ]
"عادل فلیفل" کیست؟
گزارش‌های سرویس‌های بین‌الملل جاسوسی از بحرین حاکی از آن است که «عادل فلیفل» افسر سابق سرویس اطلاعاتی بحرین - که نزد اکثریت مردم بحرین به جلاد معروف است - این روزها در تلاش برای تشکیل گروه موسوم به داعش بحرین است.
چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویرگروه بین‌الملل مشرق - بسترسازی برای استقرار گروهک تروریستی داعش در بحرین این روزها نگرانی افکار عمومی منطقه را برانگیخته است، با وجودی که تحرکات امنیتی از تلاش گسترده و اقدامات زیر زمینی برای تقویت تروریست‌های خفته با رویکردهای تکفیری در بحرین حکایت دارد، مقامات رژیم آل خلیفه گویا حساسیتی نسبت به این تحرکات ندارند.

گزارش‌های سرویس‌های بین‌الملل جاسوسی از بحرین حاکی از آن است که «عادل فلیفل» افسر سابق سرویس اطلاعاتی بحرین - که نزد اکثریت مردم بحرین به جلاد معروف است - این روزها در تلاش برای تشکیل گروه موسوم به داعش بحرین است.
بر اساس این گزارش‌ها داعش بحرین هم‌اکنون به صورت مخفیانه در حال تشکیل شدن است و شامل سلفیون افراطیِ مجهز به سلاح‌های سرد است که قرار است به ترور شهروندان شیعه و رهبران مردمی و اجرای حملات انفجاری در مناطق شیعه نشین بحرین بپردازند.

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر
عادل فلیفل
 
فلیفل به صورتی کاملا آشکار و به وسیله شبکه‌های اجتماعی شروع به تهدید علمای بزرگ میانه روی بحرین کرده است، علمایی که دارای وزن سیاسی سنگین و پایگاه مردمی مستحکمی هستند. وی علمایی همچون آیت‌الله عیسی قاسم را تهدید به مرگ کرده و علمای شیعه را با صفاتی زشت و شنیع خطاب می‌کند.

مرکز فعالیت جمعیت‌های تکفیری حامی رژیم که در راس آنها داعش قرار دارد، مسجد جامع الفاتح در منامه است. با این وجود دولت بحرین که کوچکترین اعتراض مسالمت‌آمیز شهروندان خود را با گلوله و گاز اشک‌آور سرکوب می‌کند، در برابر حامیان تروریست‌های داعش که این روزها سعی در علنی کردن اقدامات خود دارند و آرم داعش را در اتومبیل‌ها هک کرده یا پرچم این گروهک تروریست را در بزرگترین مسجد منامه بالا بردند، تنها به "نظارت" و "مراقبت" اکتفا می‌کنند.

طارق الحسن، رئیس امنیت عمومی بحرین با اذعان به این که پرچم داعش در روزهای گذشته در مناسبت‌های مختلف در این کشور مشاهده شده است، تاکید کرده که "حامیان و طرفداران داعش در بحرین را تحت نظر داریم".

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر

پرچم تروریست‌های داعش در مراسم نماز عید فطر امسال در مسجد الفاتح، بزرگ ترین مسجد بحرین بالا رفت و هواداران داعش به تبلیغ و سخنرانی به نفع این گروهک پرداختند. گزارش وزارت خارجه آمریکا از ۱۳۱ حامی مالی گروه‌های تروریستی حاکی است که در ۳۱ کشور حضور دارند که دو نفر از آنان دو مبلغ بحرینی به نامهای شوقی بن عبدالرحمن المناعی و عادل بن علی الشیخ هستند.

عبدالحلیم مراد نماینده سلفی بحرینی اذعان کرده که اعضای گروه البسیتین در بازدیدهایی از مدارس پسرانه، تلاش کرده‌اند که جوانان را برای عضویت در گروه های تکفیری مسلح در عراق و سوریه، ترغیب کنند. مبلغی به نام صلاح الجودر نیز اعتراف کرده که جوانان زیر ۱۷ سال هدف جذب نیرو برای شرکت در "جنگهای مقدس"! هستند.

نبیل رجب فعال سیاسی و رئیس مرکز حقوق بشری بحرین در گفتگو با العهد با اشاره به تحرکات گروهک تروریستی داعش در بحرین تصریح کرد که تفکرات داعش الان در بحرین موجود است و رویکردهایی که در مساجد وابسته به دولت این کشور مطرح می شود، تفاوت زیادی با افکار داعشی ندارد. وی تصریح کرد که خطیبان و روحانیون این مساجد رویکردهای افراط گرایانه دارند و حتی افرادی مانند محمد العریفی و شیخ عرعور نیز برای سخنرانی‌های مختلف در بحرین دعوت می‌شوند.

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر
طارق الحسن رئیس امنیت عمومی بحرین شمار داعشی های بحرین را بسیار اندک خواند و در واکنشی بسیار ضعیف گفت: هر شخصی که دخالتش در این امور ثابت شود نماینده دولت و رویکرد دولت بحرین نیست.

این البته تنها موضع دولت بحرین در قبال داعش نیست، خانم سمیره رجب سخنگوی دولت بحرین بدون اشاره به جنایت‌های چند ماه اخیر داعش در عراق مدعی شده که داعش نامی برای سرپوش گذاشتن بر اراده مردم عراق جهت رسیدن به آزادی و کرامت است.

خالد آل‌خلیفه رئیس کمیسیون خارجی و دفاعی و امنیت ملی مجلس شورای بحرین هم با تمجید از نتایج اقدامات داعش در عراق!، ضمن ادعایی مضحک در صفحه توییتر خود نوشت: داعش طی ۳ سال اخیر در سوریه حتی یک اسیر هم نگرفته است؛ پس چگونه در عراق اسیر گرفته است ... آیا داعش واقعا در عراق است؟


رسانه‌های عربی همچنین به نقل از بشار الحادی پژوهشگر عرب تأکید کرده‌اند که اداره اوقاف اهل تسنن بحرین از سال ۲۰۱۲ در حال تدریس همان کتابی است که داعش تدریس آن را پس از اشغال مناطقی در عراق و سوریه اجباری کرده است.

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر

انگیزه‌های همگرایی رژیم آل خلیفه و تروریست‌های داعش

بحرین از 14 فوریه سال 2011 میلادی شاهد اعتراضات مسالمت آمیز گسترده مردمی به منظور برپایی نظامی منتخب، برقراری دموکراسی و رفع تبعیض و بی عدالتی است که با سرکوب شدید رژیم بحرین همراه شده است.

در جریان این سرکوب، شمار زیادی از معترضان شهید یا زخمی شده و یا به زندان افتاده اند. رژیم بحرین همچنین رهبران مخالفان و معترضان بحرینی را برای تلاش جهت خاموش کردن شعله اعتراضات بازداشت و شکنجه کرده و به زندان های طولانی مدت محکوم کرده است. اقدام جدید دولت بحرین در حمایت از داعش که البته اشتباهی مرگبار ناشی از عدم شناخت عمیق متغیرات منطقه‌ای است، با سه انگیزه و برای مهار انقلاب مردمی در این کشور صورت گرفته است.

الف: نگاهی به عملکرد تروریست‌های داعش و رژیم آل خلیفه نشان از مشترکاتی دارد که در رفتار سیاسی- امنیتی آن‌ها به چشم می‌خورد. رژیم آل خلیفه نیز مانند داعش در جهت اقدامات فرقه گرایانه دست به تخریب مساجد می‌زند و مساجدی را که شیعیان در آن نماز به جای می‌آورند، ویران می‌کند. مزدوران آل خلیفه حتی اقدام به آتش زدن قرآن کریم نیز کرده‌اند. آل خلیفه نیز مانند سران داعش انتقاد را از معترضان بر نمی‌تابد و با خشن‌ترین روش‌ها اقدام به سرکوب معترضان می کند.

همین نقاط اشتراکی می‌تواند توهم دوستی با داعش را در بین مقامات آل خلیفه ایجاد کند، غافل از اینکه ارابه برنامه‌های توسعه طلبانه داعش در صورتی که بتواند محور مقاومت منطقه‌ای را از هم بپاشد، استخوان‌های رژیم کوچک شبه جزیره را نیز مانند اربابان سعودی و قطری آن خرد خواهد کرد.

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویر

ب: دولت بحرین که با ابزارهای مختلف از جمله سرکوب و قلع‌وقمع تظاهرات، تلاش برای فریب سران انقلاب در میز مذاکرات، عوام فریبی با تشکیل کمیته حقیقت‌یاب و موارد متعدد دیگری نتوانسته آتش انقلاب مردمی را خاموش کند، این بار متوسل به گروهی شده که مجری بسیاری از طرح‌های آمریکایی- صهیونیستی در منطقه است. همانطور که از اظهارات برخی سران تروریستی تکفیری داعش پیداست، چراغ سبز آل خلیفه به سران تروریستی داعش برای استفاده از پتانسیل کینه این گروه تروریستی علیه شیعیان و تحت الشعاع قرار دادن انقلاب مردم بحرین است.

فلیفل رهبر شبکه‌های زیرزمینی داعش در بحرین به مخالفت شدید با اعتراضات 14 فوریه مشهور است و اخیراً به صورت علنی خواستار تشکیل گروهی شبه نظامی برای سرکوب مخالفان و معترضان شد. وی گفته است: دولت باید معترضان را زنده یا مرده بازداشت کند.

البته انقلابیون بحرینی اعم از شیعه و سنی و حتی اقلیت کنونی حامی دولت به خوبی می‌دانند که پر و بال دادن به گروهک تروریستی داعش در کشور کوچک بحرین، تر و خشک ملت را با هم می سوزاند، به همین علت انتظار می‌رود، سهل انگاری رژیم آل خلیفه در برخورد با نمادهای داعشیسم در کوچه و خیابان‌های بحرین اقلیت خاکستری شهروندان بحرینی را نیز به مخالفان دولت تبدیل کرده و دامنه اعتراضات را تشدید کند.

چراغ سبز آل‌خلیفه به داعش برای حضور در بحرین/ برخورد متفاوت با دو اعتراض خیابانی +تصاویرج: حضور تروریست‌های داعش در بحرین می‌تواند پوشش لازم برای کشورهای مداخله‌جوی غربی و منطقه‌ای از جمله آمریکا و عربستان سعودی برای مداخله نظامی در بحرین جهت ناکارآمد کردن انقلاب مردمی این کشور را فراهم کند. البته این نقشه راه در صورتی کلید می‌خورد که اقدامات تروریستی و هرج و مرج مهندسی شده رژیم آل خلیفه علیه انقلابیون و شیعیان بحرینی نتواند عزم جدی آن‌ها در ادامه انقلاب مردمی را تحت الشعاع قرار دهد.

سناریو پردازان این توطئه بین‌المللی معتقدند توجیهاتی از جمله حمایت از ناوگان پنجم دریایی آمریکا و نظامیان سپر جزیره در بحرین بهانه های خوبی برای مداخله قدرت های خارجی جهت از بین بردن انقلاب مردمی در این کشور است.

مخالفان این دیدگاه معتقدند که یورش بین‌المللی به بحرین برای سرکوب انقلاب مردمی تحت هر بهانه‌ای که صورت گیرد، به بالا رفتن تعداد قربانيان منجر می‌شود و به جای فروکش کردن انقلاب مردمی که اینک ریشه در اعتقادات آنها دوانده است، مطالبات انقلابیون را بالا برده و تبديل پادشاهي به نظام جمهوري به خواست عمومي تبديل شود.

امروز رژیم آل خلیفه در خطایی استراتژیک می خواهد به داعش اجازه دهد چنگال خود را در پیکر ملت بحرین فرو برد تا شاید بتواند برون رفتی از انتفاضه مسالمت آمیز مردمی بیابد، انتفاضه‌ای که گلوی رژیم مستبد آل خلیفه را سخت می فشارد. آل خلیفه نمی داند سرطان «داعش» اگر به جان مردم بحرین بیفتد، در گام نخست موجب فروپاشی نظام حاکم خواهد شد، همان سرنوشتی که ارتش آزاد سوریه و بعثی‌های عراق بدان گرفتار شدند.

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:57 ] [ گروه دین وزندگی ]
آنچه درون "داعش" می‌‌گذرد
«داعش» از دو هفته پیش، اقدام به اتخاذ تدابیر و تصمیماتی علیه گروهی از سرگردگان خود گرفته که از توبیخ تا بازداشت در نوسان است تا جایی که که دستور اعدام یکی از آنها هم صادر شد.

گروه بین‌الملل مشرق - گروه تروریستی تکفیری «امارت اسلامی عراق و شام» موسوم به «داعش» اقدام به اتخاذ تدابیر و تصمیماتی علیه گروهی از سرگردگان خود چه سرکردگان شرعی و چه سرکردگان امنیتی گرفت که از توبیخ تا بازداشت در نوسان بود و حتی در خبری ذکر شده بود که دستور اعدام یکی از این سرکردگان صادر شده است.

صرف نظر از موارد مزبور، این گروه تکفیری اطلاعیه‌‌ای منتشر و در آن از عناصر و گروه ‌های وابسته خواسته است از انتشار و پخش تصاویر ذبح و سر بریدن افراد خود داری کنند. در حالی ‌که برخی از سرکردگان ارشد و تئوریسین‌ های داعش درباره مسئله «تکفیر» نیز به شدت اختلاف نظر وجود داشته و جریانی که اعتقاد دارد، نیازی به تکفیر همه نیست، بر جریان افراط گرای دیگر موجود در این گروه تکفیری غلبه کرد و اعتراض و نارضایتی آنها را در پی داشت.

علل برخورد داعش با سرکردگان خود چیست؟در همین راستا «داعش» از حدود دو هفته پیش تعدادی از سرکردگان خود را بازداشت کرده بود که در میان آنها چهره‌ هایی مانند «ابو جعفر الحطاب» (امير شرعی) و «ابو مصعب التونسی»، (امير سابق داعش در دير الزور) و «ابو اسيد المغربی» و «ابو حوراء الجزائری» و «ابو خالد الشرقی» و ابو عبد الله المغربی» (امير عناصر امنیتی داعش في حلب) مشاهده می‌ شوند که اتهامات وارده به آنها مبالغه در تکفیر افراد بود.

نکته قابل تأمل آنکه از ابو مصعب التونسی، فیلمی به پایگاه ‌های خبری و صفحات اینترنتی سرایت کرده بود که در آن وی «ایمن الظواهری»، رهبر سازمان تروریستی القاعده را تکفیر می‌‌کرد.

همچنین «ابو جعفر الحطاب»، یکی از اعضای «کمیته شرعی» داعش بود که گزارش مشروح و مفصلی را تدوین کرد که در آن به تکفیر تمام سرکردگان گروه تروریستی تکفیری «جبهه اسلامی» و «ارتش آزاد» حکم داده بود.

اطلاعات موجود به این نکته اشاره می ‌کند که الحطاب عقل مدبر این گزارش بود، اما بازداشت وی به معنای بازگشت و تجدید نظر «داعش» در حکم تکفیر و مرتد دانستن آن سرکردگان نیست، بلکه اعلام پایان نقش وی در این مرحله در این گروه تکفیری است.

اما درباره «ابو عبد الله المغربی» در این اواخر شایع شده بود که پس از افشای رابطه‌ اش با دستگاه اطلاعات و امنیت انگلیس توسط «داعش» به قتل رسیده بود، بدون این که این گروه تکفیری بیانیه رسمی در این‌ باره منتشر کند.


ماجرای مجازات الکویتی، سرکرده جند الخلافه

همچنین از سوی «امارت حلب» حکمی مبنی بر حبس انفرادی «ابو عمر الکویتی» به اتهام عدم توجه و نادیده گرفتن دستورات سرکردگان گروه در خصوص عدم بیان دیدگاه‌ها و آرای شخصی‌اش در پایگاه‌های اینترنتی صادر شده بود.

علل برخورد داعش با سرکردگان خود چیست؟درباره ابو عمر الکویتی باید گفت که وی مؤسس گروه تروریستی موسوم به «جند الخلافه» بود که پیش از اعلام بیعت با «داعش» به «جماعة المسلمين» تغییر نام داده بود و اعتقاد داشت که خلافت مسلمانان نه از آن «ابو بکر البغدادی»، سرکرده داعش که «ابو محمد الرفاعی»، حامی وی است که در انگلیس اقامت دارد و تاکنون افشا نشده که در پس بیعت وی با البغدادی و روی گردانی وی از خلیفه سابقش چه بوده است.

اختلاف داعش با الکویتی از آنجا آغاز شد که وی به صورت علنی از تکفیر ایمن الظواهری سخن می ‌گفت، به این بهانه که وی فتوای تکفیری شیعیان را نمی ‌دهد و با آنها بر اساس اصل «معذور بودن به دلیل جهل و نادانی» برخورد می ‌‌کند.

در حالی ‌که کویتی بر این باور بود که عذری برای شرک به خدا به خصوص به خاطر جهل و نادانی وجود ندارد و فراتر از آن حکم به تکفیر کسی داد که از تکفیر افراد به بهانه جهل و نادانی طفره می ‌رود و از اینجا اختلاف بر سر مسئله «عدم تکفیر جاهل و نادان» در داخل این گروه تکفیری شکل گرفت که یکی از مهمترین نظریه پردازان آن «شیخ احمد الحازمی»، از مفتی‌ه ای ساکن کشورهای عربی حوزه خلیج بود و نظریه وی هرج و مرج وبلوای بسیاری در صفوف گروه تکفیری داعش در این اواخر ایجاد کرد و این گروه تکفیری را واداشت تا تدابیری برای حفظ جان شیخ الحازمی اتخاذ کند.

الکویتی که به گرایش‌ های تکفیری ‌اش نزد همه معروف است، از زمان ورودش به خاک سوریه در دو سال پیش در مواردی با گروه تروریستی موسوم به «كتيبه ابو البنات» ائتلاف کرد که سرکردگی آن را یک داغستانی تندرو ملقب به «ابو البنات» برعهده داشت که پس از دستگیری و بازداشت در ترکیه گروهش منحل شد و او ماه‌هاست که در اختیار دولت ترکیه قرار دارد.

الکویتی همچنین نقش بارزی در حوادث منطقه «دانا» در ریف ادلب در سال گذشته داشت که موجب بروز درگیری‌ های مسلحانه شدید و گسترده میان داعش و گروه‌ های تروریستی وابسته به ارتش آزاد شد.

در این اواخر کمیته عمومی داعش اطلاعیه ‌ای را تحت عنوان اطلاعیه شماره 7 صادر کرد و در آن دستور به «عدم فیلم‌برداری و عکس‌برداری از صحنه‌‌های ذبح عناصر وابسته به این گروه طی نبردها و یا خارج از آن دست به آن می‌زنند و انتشار تصاویر و فیلم‌‌های مربوط در پایگاه‌‌ها و صفحات اینترنتی کنند. در این اطلاعیه تاکید شده بود که انتشار چنین صحنه‌هایی نیازمند کسب مجوز و اجازه ویژه از کمیته عمومی داعش دارد و با متخلفان برخورد خواهد شد.

این اطلاعیه پس از آن صادر شد که صفحات و پایگاه‌ های اینترنتی پر از تصاویر و فیلم‌ هایی از صدها و هزاران عملیات ذبحی شده بود که عناصر این گروه طی دوره‌ های مختلف و با شعار «با ایجاد رعب و وحشت پیروز شدیم» دست به آن زده بودند.

انتشار این اطلاعیه موجب شد تا شک و تردیدها درباره تصاویر منتشره در روزهای گذشته از عملیات بریدن سر سرباز لبنانی در اسارت داعش افزایش یابد، به ویژه آن که صفحات اینترنتی رسمی داعش تاکنون مسئولیت این عملیات را برعهده نگرفته است.


آیا داعش واقعاً از فراگیر شدن پدیده تکفیر می‌ترسد؟

این مسائل و قضایا موجب شد تا برخی تاکید کنند که این اقدامات و حوادث در داعش بر این امر دلالت دارد که سرکردگان این گروه تکفیری در حال بازنگری در برخی دیدگاه‌ ها و باورهای اعتقادی خود هستند تا پدیده تکفیر و خشونت فزاینده حاکم بر این گروه را کاهش دهد، به ویژه پس از آنکه بازتاب‌ های این خشونت‌ ها و تکفیرها دامن گیر خود گروه شد.

علل برخورد داعش با سرکردگان خود چیست؟در حالی‌ که برخی دیگر بر این باورند که هیچ بازنگری و تجدید نظر واقعی و اساسی در این گروه صورت نگرفته و یا در حال انجام نیست، بلکه رخ دادهای اخیر به اعتقاد و باور سرکردگان داعش مرتبط است که اعتقاد دارند، در این مرحله باید از میزان خشونت ‌های گروه‌ های کاست و با به دست آوردن رضایت مردم جایگاهی مردمی برای خود در میان آنها دست و پا کرد، به ویژه آن که داعش با توجه به تصمیم آمریکا در حمله به این گروه روزهای سختی را پیش رو دارد و منافع گروه اقتضا می ‌کند که مردم را با خود همراه کرد تا با ائتلاف جدیدی که علیه داعش در حال شکل گیری است و هدف آن مبارزه با داعش در عراق و سوریه است، همکاری نکنند.

مهمترین بازتاب چنین اقدامی از سوی داعش آن بود که ده ‌ها سرکرده بارزترین گروه رقیب داعش در عراق یعنی «انصار الإسلام» با داعش بیعت کرده و به آن ملحق شدند و دور از انتظار نیست که اتخاذ این تدابیر از سوی این گروه تکفیری تلاش برای بهبود وجهه آن باشد، افزون بر این که فراخواندن شیخ بحرینی «ترکی البنعلی»، یکی از امرای شرعی بزرگ داعش از سوریه به عراق توسط این گروه تکفیری برای بحث و مناقشه قضایا و مسائل مختلف با امرای شرعی گروه‌ های تروریستی دیگر، تاثیر و بازتاب مستقیمی بر تصمیم سرکردگان گروه تروریستی «انصار الإسلام» در بیعت با داعش داشت، در حالی‌ که اختلاف این دو گروه و قتل و ترور سرکردگان آنها به دست یکدیگر برای همه آشکار و عیان بود.

طی روزهای اخیر حدود 50 سرکرده میدانی وابسته به گروه تروریستی مسلح «انصار الإسلام» در عراق که در میان آنها یکی از اعضای «مجلس شوراى» این گروه نیز مشاهده می ‌‌شد، با انتشار بیانیه‌ ای انحلال کامل این گروه و بیعت خویش با ابو بکر البغدادی، سرکرده داعش و پذیرفتن وی به عنوان خلیفه‌ و پیوستن به صفوف داعش را اعلام کردند.

با اینکه گروهی از «انصار الإسلام» این اطلاعیه را رد کردند، اما انتشار آن ضربه سخت و سنگینی ابتدا به گروه تکفیری «جبهه النصره» و در پس آن سازمان «القاعده» وارد شد، چون ماه ‌های گذشته این گروه و این سازمان تروریستی تلاش بسیاری برای جذب گروه تروریستی «انصار الإسلام» در عراق و پایه گذاری کانون و هسته گروه‌ های مخالف داعش و مبارزه با آن در عراق کرده بودند.





منبع: السفیر


موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:56 ] [ گروه دین وزندگی ]
همسر سابقم به یکباره از تاریخ 1 جولای ناپدید شد. من با ایجاد یک صفحه جعلی در فیسبوک توانستم خودم را به عنوان زن جا بزنم و با او چت کردم. او به من گفت در رقه سوریه است و اگر می خواهم در جهاد نکاح شرکت کنم می توانم برای ازدواج با یکی از مجاهدان ! به سوریه بروم.

یک مرد 44 ساله در ترکیه با شکایت به دادگاه از ربودن پسر 3 ساله اش از سوی همسر سابقش و پیوستن آنها به گروه تروریستی داعش شکایت کرد.

به گزارش عصر ایران روزنامه حریت با انتشار گزارشی از شکایت " شاهین آکتان " مرد ترکیه ای صاحب نمایشگاه اتومبیل و رستوران به دادگاه خبر داد.

آکتان با اشاره به اینکه همسر قرقیز تبار 23 ساله خود را طلاق داده است گفت او پسر 3 ساله اش را ربوده و برای جهاد با خود به منطقه تحت سلطه داعش در رقه سوریه برده است.

این مرد ترکیه ای با اشاره به اینکه اخلاق همسر سابقش در یک سال گذشته کاملا عوض شده بود ، گفت : او از یک سال پیش محجبه شد و نماز می خواند و در سایت های اینترنتی به دنبال جستجوی سایت های اسلامی بود.

همسر سابق قرقیزتبار آکتان که برای جهاد نکاح به سوریه رفته است

ماجرای جالب چت یک مرد ترکیه ای با اعضای داعش: به شدت دنبال جهاد نکاح هستند

این مرد ترکیه ای افزود: همسر سابقم به یکباره از تاریخ 1 جولای ناپدید شد. من با ایجاد یک صفحه جعلی در فیسبوک توانستم خودم را به عنوان زن جا بزنم و با او چت کردم. او به من گفت در رقه سوریه است و اگر می خواهم در جهاد نکاح شرکت کنم می توانم برای ازدواج با یکی از مجاهدان ! به سوریه بروم.

او گفت: همسر سابقم هم در شهر قاضی آنتپ در قالب جهاد نکاح با یکی از اعضای داعش ازدواج کرد. زنان ترکیه ای که برای جهاد نکاح به سوریه می روند نخست به صورت قاچاق به حلب می روند و از آنجا به مناطق تحت تسلط داعش فرستاده می شوند.

این مرد ترکیه ای افزود: "اعضای داعش به شدت دنبال پیدا کردن زنانی برای جهاد نکاح هستند . من در چت هایم با اعضای داعش بسیاری از آنها را مشتاق به ازدواج دیدم. حتی یکی از آنها عاشق من شده است و به شدت اصرار دارد برای ازدواج با او به سوریه بروم."


موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:54 ] [ گروه دین وزندگی ]
هواپیماهای آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی و استرالیایی کمک های آب و غذا را از طریق هوا برای افراد در محاصره در منطقه آمرلی پرتاب کرده اند.

مردم ساکن در منطقه آمرلی عراق همچنان در محاصره داعش قرار دارند.

به گزارش عصر ایران، ساکنان منطقه آمرلی از حدود 70 روز پیش تاکنون در برابر اعضای داعش دست به مقاومت مسلحانه زده اند.
ارتش عراق در کنار نظامیان کردستان عراق (پیشمرگه) نیز همچنان به عملیات نظامی خود علیه داعش برای شکستن محاصره آمرلی ادامه می دهند.

منطقه آمرلی در شمال عراق محل سکونت ترکمن های شیعه است.

هواپیماهای آمریکایی، فرانسوی، انگلیسی و استرالیایی کمک های آب و غذا را از طریق هوا برای افراد در محاصره در منطقه آمرلی پرتاب کرده اند.

"جان کربی" سخنگوی وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در بیانیه ای اعلام کرد: به درخواست دولت عراق، آمریکا روز شنبه کمک های انسان دوستانه را از طریق هوا برای مردم منطقه آمرلی محل سکونت هزاران نفر از ترکمن های شیعه پرتاب کرد. داعش این افراد را از دست یابی به آب و غذا و نیازهای پزشکی منع می کند.

اعضای مسلح داعش سوار بر خودروی به غنیمت گرفته شده از ارتش عراق در خیابان های شهر موصل

 

 ب

حدود 15 هزار نفر در شهر آمرلی در محاصره داعش قرار دارند. پیش بینی می شود در صورت اشغال این شهر به دست داعش، قتل عام گسترده ای روی دهد.

همزمان سازمان "دیده بان حقوق بشر سوریه" مستقر در لندن اعلام کرد داعش در روزها و هفته های اخیر حدود 300 زن و دختر از پیروان دین ایزدی در عراق را در میان اعضای خود توزیع کرده است.

داعش این زنان را به عنوان کنیز و برده به غنیمت گرفته شده در "جنگ با کفار" توزیع می کند.
شهر سنجر مهمترین شهر محل سکونت پیروان دین ایزدی در شمال عراق ماه گذشته به اشغال داعش درآمد.

در این گزارش آمده است: برخی اعضای داعش این زنان را  به قیمت 1000 دلار برای هر نفر، به دیگران فروخته اند.
برخی از افراد پس از خرید آنها گفته اند که این زنان مسلمان شده اند و با آنها ازدواج کرده اند. 

دیده بان حقوق بشر سوریه گفته است حداقل 27 مورد خرید و فروش زنان و ازدواج با آنها را در حومه شهرهای حلب، الرقه و الحسکه سوریه ثبت کرده اند.                            

همچنین سه هفته قبل برخی از شخصیت های کُرد و عرب سوریه تلاش کردند با پرداخت پول از طریق واسطه ها به اعضای داعش بتوانند به بهانه خرید این زنان برای ازدواج، آنها را آزاد و تحویل خانواده های خود در عراق دهند.

 
---------


موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:52 ] [ گروه دین وزندگی ]

 

کل فایل صوتی قران با صدای استاد عبدالباسط  فایل ها ام پی تری و به تفکیک سوره ها جدا شده اند . نظر یادتون نره !

دانلود

رمزش هم www.hellolove.ir


موضوعات مرتبط: قرآن
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:49 ] [ گروه دین وزندگی ]
آنچه پیش روی دارید تصاویری است عمدتا نادیده از امام موسی صدر که بخش مهم آن از آرشیو شخصی آقای دکتر سید صادق طباطبایی انتخاب شده است. این یادگارهای ارجمند را به مناسبت سالروز ربوده شدن امام صدر،به شما تقدیم می‌کنیم.
(برای دیدن تصاویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید)

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: گالري عكس
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:47 ] [ گروه دین وزندگی ]
شهید محمدجواد باهنر، دومین نخست وزیر ایران پس از پیروزی انقلاب بود که توسط منافقین ترور شد. وی دارای فوق لیسانس علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران بود که پس از فارغ‌التحصیلی، به حرفه معلمی روی آورد و در دوران پهلوی به تدوین کتب درسی دینی و قرآن پرداخت. وی پیش از کسب سمت نخست‌وزیری، به عنوان سومین وزیر آموزش و پروش ایران مشغول به کار بود. باهنر را می‌توان از نخستین تدوینگران و مولفان کتب مذهبی مدارس ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی دانست.
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: گالري عكس
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 18:13 ] [ گروه دین وزندگی ]
نبرد قهرمانانه‌ای که بار دیگر فلسطین را به مسئله‌ی اصلی جهان اسلام تبدیل کرد و خباثت دشمن اصلی مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار را بار دیگر نمایان ساخت.
به گزاش مشرق، با به وقوع پیوستن نبرد سوم غزه که بار دیگر اقتدار و شجاعت گروه‌های مقاومت اسلامی را در برابر خوی توحش و کودک‌کشی سگ هار و گرگ درنده‌ی منطقه به نمایش گذاشت، دستاورد و برگ برنده‌ی جدیدی را در کارنامه‌ی محور مقاومت اسلامی به ثبت رساند.
 
نبرد قهرمانانه‌ای که بار دیگر فلسطین را به مسئله‌ی اصلی جهان اسلام تبدیل کرد و خباثت دشمن اصلی مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار را بار دیگر نمایان ساخت. رژیم صهیونیستی که با تحرکات دشمن فرعی مسلمانان یعنی گروه‌های تکفیری و تروریستی در منطقه، در حاشیه‌ای از امنیت به سر می‌برد و صورت بندی فتنه‌ی مذهبی در منطقه را به امید فراموشی دشمن مشترک مسلمانان دنبال می‌کرد، به یکباره در نبرد 51 روزه‌ی غزه، شکست سنگین و جبران‌ناپذیری را از سوی گروه‌های مقاومت اسلامی پذیرا شد و ضمن نرسیدن این رژیم به هیچ یک از اهدافش، تا مدت‌ها باید پس لرزه‌های چنین شکستی را متحمل شود.
 
«واکاوی ابعاد و پیامدهای نبرد سوم غزه»+دانلود
 
در همین راستا و با توجه به اهمیت و ارزش راهبردی چنین نبردی، اندیشکده راهبردی تبیین اثر پیش رو را در جهت واکاوی ابعاد، لایه‌ها و دستاوردهای پیروزی جدید محور مقاومت، تقدیم خوانندگان گرامی می‌نماید.
 

موضوعات مرتبط: مقالات، دانلودکتاب، سياسي
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 18:11 ] [ گروه دین وزندگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب