دین وزندگی تایباد

دین وزندگی تایباد
اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
قالب وبلاگ
شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمدبن موسی (ع) شاهچراغ می‌گویند؟

خبرآنلاین روایتی را در این‌باره منتشر کرده که در ادامه می‌خوانید:

«تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (ع) اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی‌رسید که در اطراف آن، خانه‌های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود.

از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه‌ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می‌دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می‌درخشد و تا طلوع صبح روشن است. چند شب جمعه مراقب می‌بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاءالله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم.

هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش در تعجب شدند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند. اما امیر که مردی روشن‌ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصا به خانه پیرزن می‌روم تا از موضوع آگاه شوم.

چون شب جمعه فرا رسید، شاه به خانه پیرزن آمد و دور از خدم و حشم آنجا خوابید و پیرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن شد مرا بیدار کن. چون ثلث آخر شب شد پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی‌تر از دیگر شب‌های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی‌اختیار سه مرتبه فریاد زد: «شاه! چراغ». و از آن به بعد به شاه‌چراغ معروف گردید.»

* کتاب قیام سادات علوی، علی اکبر تشید، صفحه ۱۹۲

موضوعات مرتبط: مقالات، مطالب متنوع، تاريخي
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 10:49 ] [ گروه دین وزندگی ]
آشنایی با "سید عبدالملک الحوثی"؛
سید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های رزمندگان شیعه یمن با رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح، هیچ‌گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.
رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟گروه بین‌الملل مشرق - "سید عبدالملك الحوثی" فرزند "سید بدرالدين الحوثی" و برادر کوچک شهید "سید حسین الحوثی" و متولد سال 1982 میلادی است که پس از شهادت برادرش که بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» بود رهبری این جنبش را از 10 سپتامبر 2004 میلادی و در دور دوم جنگ‌های رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح با رزمندگان شیعه صعده، در دست گرفت.

سید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های شیعیان شمال یمن با دولت، هیچ گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.

سید در مصاحبه‌ای که در نوامبر سال 2008 میلادی با روزنامه لبنانی «الدیار» داشت در پاسخ به درخواست مصاحبه‌کننده برای معرفی خود، گفت: هم‌اکنون (سال 2008 میلادی) 28 سال دارم. آموزش‌های دینی و مذهبی خود را در مدارس دینی و مذهبی زادگاهم فرا گرفتم و در خانواده‌ای کم‌درآمد، اما آرام، نشو و نما یافتم و همانند خانواده‌ام به امور و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی توجه بسیاری داشتم و آنها را پیگیری می‌کردم. متأهل و دارای فرزندانی هستم. بخشی از دوره کودکی خود را در منطقه «مران» از توابع استان «صعده» در شمال غربی یمن و بخش دیگر این دوره را در منطقه «جمعة بن فاصل» از توابع ناحیه «حیدان» در صعده سپری کردم و دوره جوانی‌ام نیز در همین منطقه گذشت.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

سید عبدالملک الحوثي، رهبر فعلي جنبش انصارالله، به دليل دارا بودن شخصيت قوي، پس از شهادت برادرش حسين، به رغم حضور برادر بزرگترش یعنی "سید يحيي"، به رهبري اين جنبش برگزيده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخي از همفکران برادرش در جنبش «الشباب المؤمن»، جنبش بزرگ «انصارالله» را هدايت و رهبري کند.


نگاهی به تاریخچه شیعیان یمن

شيعيان زيدي ساکنان اصلی استان صعده، در شمال غربی یمن و همچنین ديگر مناطق این کشور، شيعه پنج امامي و معتقد به امامت "زيد بن علي بن الحسين(ع) بن علي بن ابی‌طالب(ع) هستند.

حضرت "زيد بن علی" سلام الله علیه که فرزند امام سجاد(ع) بود، خود را امام نمي‌دانست اما به خونخواهي مظلومان عاشورا قيام کرد و اکنون، پيروانش، وي را به عنوان امام پنجم مي‌شناسند و به همين دليل «زيديه» ناميده مي‌شوند.

عقايد خاص حضرت زيد بن علي(ع) از جمله قيام و خروج عليه ظالمان در هر شرايطي و امکان قیام علیه ظلم بدون برخورداري از علم غيب و عصمت، سبب شد با اينکه خود مدعي امامت نباشد، اما پيروانش او را امام بدانند.
 

بزرگداشت مراسم عاشورای پارسال از سوی انصارالله به رغم محاصره شدید

«جاروديه»، «سليمانيه» و «صالحيه» سه شاخه اصلي زيديه هستند که از آن شاخه‌هاي ديگري مانند «هادويه» و «قاسميه» در يمن شکل گرفتند که همه این شاخه‌ها از نزدیک‌ترین شاخه‌ها به شیعیان دوازده‌امامی به شمار می‌آیند و خاندان "الحوثی" از پیروان شاخه جارودیه هستند که البته برخی از آنان به مذهب دوازده امامی گرویده‌اند.


تشکیل حکومت زیدیه در یمن

اولین حکومت زیدیه در یمن توسط «يحيي بن حسين» رهبر فرقه «هادويه» در سال 284 هـ.ق در صعده يمن و پس از ترويج و اشاعه مذهب هادويه در این استان تشکيل شد. حکومت زيدي‌ها با تسلط عثمانی‌ها بر يمن با افت‌وخيزهای بسیاری مواجه شد اما با سقوط عثماني ها، زمينه براي حاکميت مجدد زیدی‌ها در یمن بدون دغدغه و نگرانی فراهم شد و تا سال 1964 میلادی حکومت در دست زيدي‌ها بود تا اينکه در اين سال در یمن اعلام جمهوري شد.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

از حیث اعتقادات، زيدي‌ها در بسياري از معتقدات دینی و مذهبی با شيعيان دوازده امامي مشترک هستند و مراسم عاشورا و جشن‌هاي عید غدير را به طور گسترده برگزار کرده و گرامی مي‌دارند.


انصارالله و رزمندگان شیعه‌ای که از کوهستان‌های صعده سرازیر شدند

«سید بدرالدين الحوثی» از فقهاي برجسته زيديه یمن به شمار می آید که فرزند بزرگش شهید «سید حسين الحوثي»، بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» در سال 2004 میلادی در مبارزه با ارتش يمن به شهادت رسید.

حوثي‌ها را باید شاخه نظامی شيعيان مظلوم استان شيعه‌نشين صعده دانست که در برابر حملات دولت مرکزي از آنها دفاع مي‌کنند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟


اندیشه‌ها و دیدگاه‌های سید عبدالملک الحوثی چیست و رویکرد او چیست؟


سخنرانی سید عبدالملک الحوثی به مناسبت سالگرد شهادت حضرت زيد بن علي(ع) در نوامبر سال گذشته میلادی ایراد کرد، در واقع دیدگاه‌های خود و حامیان جنبش انصارالله را بیان کرد، دیدگاه‌هایی که در واقع نقشه راه نجات کشور به ساحل امنیت و ثبات و استقرار است.

- حفظ وحدت و یکپارچگی یمن

سید عبد الملک الحوثی در سخنرانی خود بیش و پیش از هر چیز از وضعیت داخلی یمن سخن گفت و تاکید کرد که حفظ وحدت و یکپارچگی یمن و سیادت ملی آن، خط قرمز انصارالله است، به ویژه آنکه به عینه مشاهده شده از سوی برخی طرف های منطقه ای از جمله عربستان سعودی و برخی طرف های بین المللی مانند آمریکا توطئه هایی علیه یمن تدارک دیده است.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

به همین منظور تحقق اهداف انقلاب مردمی سال 2011 یمن، حل قضیه جنوبی، حل قضیه صعده و بنای دولتی جدید برپایه حفظ وحدت و یکپارچگی یمن از جمله موضوعات و قضایای مورد تاکید از سوی سید عبد الملک الحوثی بود. 
 
وی بار دیگر تاکید کرد که استان شيعه نشين صعده جزيی از خاک يمن است و انصارالله به هيچ وجه قصد جدايي آن از دولت مرکزی را ندارند.

- رد وابستگی به جمهوری اسلامی ایران

سید عبد الملک الحوثی، رهبر فعلي انصارالله همچون برادرش سید حسين الحوثي و پدر بزرگوارش بارها بر اين موضوع تاکيد کرده است که از سوي هيچ کشوري از جمله جمهوری اسلامی ايران حمايت نمي شود و به آن وابستگی ندارد.
رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

در واقع تحولات فکري زیدی ها باعث شده است که آنها در افکار و عقايد بسياري با شيعه دوازده امامي احساس نزديکي کنند و همين موضوع به عنوان نقطه اتهام آنها به عنوان وابستگی به جمهوری اسلامی ايران بیان شده است.

در حالی که انصارالله اختلاف ديدگاه سياسي با حکومت مرکزي برسر برخی قضایا مانند رابطه با آمريکا و موجودیت رژیم صهیونیستی در منطقه و اشغال فلسطین توسط این رژیم و در کل قضیه فلسطینی و رابطه با عربستان سعودی در عرصه سیاست خارجی و بي توجهي دولت مرکزی به وضعيت استان صعده و عدم عمل به وعده های داده شده به اهالی این استان، در عرصه سیاست داخلی را از مهمترین دلایل مخالفت خود با دولت مرکزی یمن بیان کرده اند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

- حمایت از مقاومت اسلامی لبنان و حزب‌الله

سید عبد الملک الحوثی، رهبر جنبش انصار الله یمن در سخنراني خود که به مناسبت مراسم ميلاد مبارک رسول رحمت، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم برگزار شد، به حمايت تمام عيار از جنبش مقاومت اسلامي حزب الله لبنان پرداخت و تاکید کرد که «حزب الله» با مبارزه خود عليه رژيم صهیونیستی، به همه اعراب، امت اسلامي، مقاومت و لبنان خدمت مي کند.

درباره میزان ارادت سید عبد الملک الحوثی به حزب الله همین قدر کافی است که به این صحنه اشاره شود که وقتی مجری مصاحبه روزنامه الدیار لبنان با سید عبد الملک الحوثی از وی سوال کرد که آیا صحت دارد، با «سید حسن نصر الله»، دبیرکل حزب الله لبنان ارتباط دارید؛ وی با رد اخبار منتشره در این خصوص و البته در آن برهه زمانی تأکید کرد که حتی هم اگر خبر رابطه انصارالله با سید حسن نصرالله صحت داشته باشد، این افتخار بزرگی برای او و برای انصارالله است.


- حمایت از قضیه فلسطین

همچون حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان، سید عبدالملک الحوثی از قضیه فلسطینی حمایتی تام دارد و همواره تاکید می کند که با توجه به افزایش و تشدید سرسپردگی حکومت های عربی که به سرحد توطئه علیه فلسطینی ها و مشارکت در محاصره نوار غزه و هم اکنون حمایت از تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان نوار غزه و قتل عام و کشتار آنها رسیده، به نظر نمی رسد که شرایط مساعدی پیش روی قضیه فلسطینی وجود داشته باشد، مگر آنکه حکومت های عربی بار دیگر به آگاهی و بیداری گذشته خود باز گردند و با چشم دل ببینند که برسر مهمترین قضیه آنها و جهان اسلام چه می گذرد، موضوعی که درباره عراق و سوریه نیز صدق می کند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟
تظاهرات انصارالله در حمایت از مقاومت فلسطین و محکومیت کشتار فلسطینیان نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی

- حوادث جاری در منطقه و ظهور گروه تکفیری داعش

سید عبد الملک بدر الدین الحوثی درباره تغییر و تحولات جاری در منطقه و ظهور گروه تروریستی تکفیری به نام «داعش» در آن تاکید می کند که آمریکا در پس تمام این رخدادها قرار دارد و یکی از مهمترین اهداف آن هدف قرار دادن عربستان سعودی جهت انزوای این کشور در عرصه منطقه است.

وی با بیان اینکه آنچه که در عراق جریان دارد، ناقوس خطر را برای منطقه به صدا درآورده است، گفت: آمریکا از طریق حمایت از گروه‌های تروریستی تکفیری از جمله «داعش» و با هدف ایجاد هرج و مرج در منطقه در پس حوادث عراق قرار گرفته است.


گزارش تلویزیونی درباره به دست گرفتن کنترل استان عمران از سوی انصارالله
و آزادسازی آن از سیطره گروه‌های تروریستی تکفیری

رهبر جنبش انصار الله یمن در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه فعالیت های زیادی در جهان اسلام تحت عنوان دین جریان دارد که در صدد تثبیت و ارائه بدترین و زشت‌ترین چهره از اسلام است، افزود: پروژه آمریکایی - صهیونیستی در حال اقدام برای انتشار هرج و مرج و تنش در خاورمیانه از طریق تحرکات تکفیری‌ها تحت عنوان دین و با هدف تحقق اهداف خود است.


شایعه‌پراکنی دولت یمن درباره شهادت سید عبدالملک الحوثی

دولت یمن در روز دوم بهمن ماه 1388 اقدام به انتشار خبر مرگ سید عبد الملک الحوثی کرد تا شاید به این طریق بتواند با انتشار شایعات و تضعیف روحیه انصارالله بر آنها غلبه کند، اما سید عبد الملک الحوثی با انتشار فیلمی از خود شایعه کشته و یا مجروح شدن خود را تکذیب کرد.

او که محل زندگی‌اش سال‌ها هدف حملات جنگنده‌های ارتش یمن بود اکنون به قدری از محبوبیت و اقتدار نه‌تنها در کشورش یمن، بلکه در سطح منطقه دست یافته است که رئیس‌جمهور یمن مجبور می‌شود برای کوتاه‌آمدن سیل میلیونی حامیان انقلابی وی،‌ فرستاده ویژه‌اش را با هواپیمایی اختصاصی و با احترام و تشریفات کامل،‌ به حضور سید اعزام کند تا شاید پس از بارها مذاکره، بتواند اندکی نظر مساعد او را جلب کند.

اکنون باید منتظر ماند و دید پس از پایان سومین مرحله از انقلاب دوم یمن، کار به کجا خواهد کشید و آیا انصارالله باز هم رشد و گسترش خواهد یافت که بتواند حکومت آینده یمن را در اختیار بگیرد یا همکاران رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح، باز هم دست به اسلحه خواهد برد و انقلاب نوین ملت یمن را سرکوب خواهند کرد؟ این، پرسشی است که پاسخ آن را در روزهای آینده خواهیم گرفت.

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، مقالات مهدویت
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 10:20 ] [ گروه دین وزندگی ]
سازمان ملل: داعش سر بیش از هفت هزار شیعه را برید

آمار بریدن سر هفت هزار نفر توسط داعش که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده، بسیار کمتر از آمار واقعی این مسأله است زیرا حدود سه ماه پیش، تنها در شهر شیعه نشین "بشیر" در شمال عراق سر بیش از 9 هزار زن و کودک بریده شد.
به گزارش شیعه آنلاین، سازمان ملل متحد در بیانیه ای رسمی خواستار رسیدگی و محکوم کردن جنایات گروهک تروریستی - تکفیری «دولت اسرائیلی عراق و شام» موسوم به "داعش" در حق شیعیان عراق شد.

در بخشی از این بیانیه آمده: از ابتدای بحران امنیتی عراق و طبق گزارش ها مشخص گردید که تاکنون بیش از هفت هزار شیعه توسط گروهک تروریستی داعش سربریده شده اند.

خانواده شیعیان یا فرار کرده اند یا توسط "داعش" مورد تجاوز قرار گرفته اند و سپس به قتل رسیده اند. بیش از 10 هزار کودک بی سرپرست شده اند.

در همین راستا «نیکولا ملادنوف» از فعالان سازمان ملل می‌گوید گزارش‌های نگران‌کننده‌ ای درباره "رنج غیرقابل توصیف" شهروندان ترکمان شهر آمرلی در عراق دریافت کرده است. شهر آمرلی در شمال عراق است و بیشتر جمعیت آن را ترکمان‌های شیعه تشکیل می‌دهند.

این شهر بیش از دو ماه در محاصره نیروهای گروهک تروریستی داعش قرار داشت و به منابع آب و غذا دسترسی نداشت و برق شهر هم قطع بود اما دو روز پیش محاصره آن شکسته شد.

لازم به ذکر است آمار بریدن سر هفت هزار نفر توسط داعش که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده، بسیار کمتر از آمار واقعی این مسأله است زیرا حدود سه ماه پیش، تنها در شهر شیعه نشین "بشیر" در شمال عراق سر بیش از 9 هزار زن و کودک بریده شد.
بی خبری جهانیان از شیعه کشی در جهان

آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!
به گزارش شيعه آنلاين، سيد «حسن موسوي»‌ از کاربران پايگاه خبري شيعه آنلاين با ارسال اين مطلب، نسبت به وضعيت کشتار شيعيان در نقاط مختلف جهان انتقاد کرد و از بي خبري افکار عمومي جهان از اين مسأله ابراز تأسف کرد. متن کامل مطلب ارسال شده به شرح ذيل است:

ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﻜﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻲ ﺍلله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻛﻤﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ، ﺣﺘﻲ ﻗﺘﻞ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮوﻋﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻴ ﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﻛﺸﻲ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻛﻪ ﻟﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﻨﮕﻴﻨﻲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﺮ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻭ ﻛﻠﻲ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ١ - ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ٢ -  ﺗﺸﻜﻴﻜﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ.

ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻛﺴﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻤﻲ ﺗﺎﻣﻞ ﺷﻮﺩ. ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﻴﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻧ ﻬﺎ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺗﺸﻴﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﻣﺜﺎﻝ ﻋﻴﻨﻲ ﺁﻥ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ. آﻥ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ.

ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻉ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ: ﻣﮕﺮ ﻋﻠﻲ ﻧﻤﺎﺯ هم مي خوﺍﻧﺪ؟! ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﻡ آن زمان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﻣﻴﻪ ﻭ ﺑﻨﻲ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ و غيره ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻳﻜﻢ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ قدرت هاي ضد ﺷﻴﻌﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺘﺤﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻟﻜﻪ ﻧﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺛﺒﺖ ﻛﻨﻨﺪ. در ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﺑﺎ ﻧﺎﻣ ﻬﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﻲ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

"ﺟﺒﻬﺔ ﺍﻟﻨﺼﺮ"، "ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ" ﻭ غيره ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ همگان ﺁﺷﻨﺎ ﺍﺳﺖ. ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ، ﺳﻮﺭﻳﻪ، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺟﻮﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻴﻌﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺻﺪ ﻫﺎ ﺗﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺬﺑﻮﺡ ﺗﻴﻎ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻴﻎ ﻫﺎﻱ ﺿﺪ ﺷﻴﻌﻪ مي شوند.

آﻧﭽﻪ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﺳﺖ، ﻋﺪﻡ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ آﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﺰﻩ بوده ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ رژيم اشغالگر "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ! ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ مي شود، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ١٧٠٠ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻋﺮﺍﻕ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ در ايران ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﻜﺲ نمي کنند ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻳﻚ ﻛﻮﺩﻙ ﺍﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺷﻬﺮ شيعه نشين "ﺑﺸﻴﺮ" در شمال ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎن ها ﺭﻫﺎ ﺷﺪ، ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻏﺰﻩ ﺑﻪ ١٥٠ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺣﻜﻢ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﻧﻜﺎﺡ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﻣﻴﺲ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻋﻴﺪ ﻓﻄﺮ ﺳﺮﻫﺎﻱ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺳﻴﻢ ﻫﺎ ﺁﻭﻳﺰﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﻕ ﻫﺎﻱ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ جهان ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ را ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ قرار داده اند و ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺭﻭﻱ ﺍﺯ ﺗﺸﻴﻊ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺰﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﭘﻮﺷﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ!

ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﻭ "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ اﻫﺪﺍﻓﻲ ﻫﻤﺴﻮ ﺩﺍﺭﻧد ﺍﻣﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﻮﺳﻂ أﻳﺎﺩﻱ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﻟﺤﺎﻝ ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺁﻝ ﺳﻌﻮﺩ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ ﻭ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻭﺣﺪﺕ مي شود ﻭ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ!

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ کمي بيش از دو هزار ﻧﻔﺮ ﺭﺳﻴﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ آﻣﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ تنها در عراق دو هزار ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺮﺩ!

ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ! ﭼﻨﺪ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻳﻜﺴﻮ ﻭ ﺗﻌﺮﺽ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﻴﻦ اﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ مي دهد، ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﺎ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟!

ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ؟! ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند. ﺁﻳﺎ ﻓﻘﻂ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ؟! ﺁﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺫﺭﻩ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻭ ﺭﻧﺠﺪﻳﺪﻩ ﻋﺮﺍﻕ و سوريه هم ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ؟ آﻳﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺍﻕ، ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ عربستان ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! اﻧﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻣﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻤﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻛﻨﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!

عزیزان! بزرگواران !ما از مظلومیت و غربت شیعه فریاد می زنیم !لطفا ما را سیاسی نکنید!!
فروش اعضای کودکان شیعه در بازار سیاه

مستنداتی از این اقدام قبیح و ضد انسانی گروهک تروريستي "داعش" از جمله  تصایر ویدیویی، اعترافات برخي تروریست ها و همچنین اظهارات خانواده های کودکانِ ربوده شده در اختیار ما است ...
به گزارش شيعه آنلاين، کمیسیون حقوق بشر عراق از تجارت اعضای بدن کودکان شيعه در اين کشور توسط گروهک تروريستي – تکفيري «دولت اسرائيلي عراق و شام» موسوم به "داعش" در بازار های ترکیه و سوریه خبر دادند.

در همين راستا «فاضل الغراوی» عضو کمیسون حقوق بشر گفت: گروه تکفیری "داعش" با همکاری برخی پزشکان از کشورهای مختلف منطقه، اقدام به ربودن کودکان و سرقت اعضاي بدن آنها می کنند و در بازارهای سیاه در ترکیه و سوریه اقدام به عرضه آنها می نمایند.

وي در ادامه افزود: مستنداتی از این اقدام قبیح و ضد انسانی گروهک تروريستي "داعش" از جمله  تصایر ویدیویی، اعترافات برخي تروریست ها و همچنین اظهارات خانواده های کودکانِ ربوده شده در اختیار ما است که در نظر داريم تا چند روز ديگر اين مستندات را در جلسه فوق العاده کنوانسیون ژنو مطرح کنيم.
 کدام کشورها نیروهای "داعش" را تأمین می کنند؟

بعد از مراکش تاکنون بیش از هشتصد نفر از روسیه (چچن و قفقاز) و بیش از صد نفر از فرانسه به عراق آمده اند و در قالب گروهک تروریستی "داعش" فعالیت می کنند.
به گزارش شیعه آنلاین، اخبار رسیده از بغداد پايتخت کشور عراق حاکی از آن است که رسانه های این کشور مدعی شدند که تونس، عربستان سعودي و مراکشي، کشورهایی هستند که بيشتر نیروهای گروهک تروريستي - تکفيري «دولت اسرائيلي عراق و شام» موسوم به "داعش" تابعیت این سه کشور را دارند و این کشورها نیروهای "داعش" را پشتیبانی می کنند.

در همين راستا اين رسانه ها فاش کردند که تاکنون بیش از سه هزار تونسی و دو هزار و پانصد عربستانی و هزار و پانصد مراکشي در عراق به هلاکت رسیدند!

گفتني است، بعد از مراکش تاکنون بیش از هشتصد نفر از روسیه (چچن و قفقاز) و بیش از صد نفر از فرانسه به عراق آمده اند و در قالب گروهک تروریستی "داعش" فعالیت می کنند.

لازم به ذکر است،‌ پس از اين کشورها از عراق، سوريه، فلسطين، لبنان، انگليس، الجزاير،‌ اردن،‌ افغانستان،‌ پاکستان، کويت و بسياري از ديگر کشورهاي جهان در گروهک تروريستي داعش،‌ نيرو وجود دارد.
 
مفتی سعودی: داعشی‌ها از بت‌پرستان بدترند

این مفتی عربستانی در ادامه مردم عراق و سوریه را به وحدت در مقابل تروریست ها دعوت کرد و از همه مسلمانان خواست این حقایق را به هر نحو ممکن به گوش کسانی که از آن غافلند، برسانند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از شبکه العالم، مفتی عربستانی و عضو سابق هیات علمای عربستان، اعضای گروهک تروریستی داعش را کافرتر از یهود، نصاری و بت‌پرستان توصیف و این گروهک را به محاربه با خدا و پیامبر اکرم (ص) متهم کرد.

سعد بن ناصر الشثری گفت: گروه داعش با خدا و رسول گرامی اسلام (ص) می جنگد، به مساجد حمله می کند، علما را به قتل می رساند، بندگان خدا را شکنجه می کند و به همین علت گرایش و پیوستن به این گروه گناه کبیره و به عبارتی خروج از دین اسلام است.

وی در گفت وگویی که از شبکه ماهواره ای «المجد» پخش شد با تاکید بر این که هر کس به این گروه پیوسته است باید فورا آن را ترک کند، افزود: از آنجایی که داعشی ها، "جداشدگان" را به قتل می رسانند، پس کسانی که می خواهند این گروه را ترک کنند، ابتدا سرکرده خود و شماری از همراهان او را به هلاکت برسانند تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرند.

الشثری با بیان این که کشته شدگان داعش شهید نیستند و به گمان ما اهل جهنمند، بیان داشت: بیعت با آنها نیز باطل و بی ارزش و هرگونه همکاری با داعشی ها خیانت به خدا و رسول اکرم(ص) و مؤمنان است؛ جنگ با آنها از اوجب واجبات می باشد و از خدا می خواهیم هر کس که در مبارزه با داعشی ها کشته می شود را در شمار شهدا قرار دهد.

این مفتی عربستانی در ادامه مردم عراق و سوریه را به وحدت در مقابل تروریست ها دعوت کرد و از همه مسلمانان خواست این حقایق را به هر نحو ممکن به گوش کسانی که از آن غافلند، برسانند.

الشثری در پایان با اذعان به این که "خوارج" نامیدن این گروهک اشتباه است، گفت: اعضای این گروه، ملحد بوده و زندیق و محارب با خدا و رسول اکرم(ص) هستند و اعتقادی به پروردگار ندارند، اسلام را به عنوان دین و حضرت محمد(ص) را به عنوان پیامبر خدا نمی شناسند...آنها کافرتر از یهود و نصاری و حتی کافرتر از بت پرستان هستند.
جنگ زرگری داعش با مفتی های عربستانی

پادشاه عربستان سعودی در سخنرانی اخیر خود درباره خطر داعش هشدار داده و آنها را خوارج خواند و از مفتی ها و مبلغان سعودی خواست تا با تفکر این گروه مقابله کرده و درصدد تنویر افکار جوانان عربستانی درباره خطر گروه داعش برآیند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از العالم، درحالیکه عربستان سعودی به عنوان یکی از متهمان ردیف اول حمایت از گروه های تروریستی شناخته می شود، با چرخش تبلیغاتی مواضع عربستان در قبال این گروه ها، داعش علیه مفتی ها و مبلغان سعودی اعلام جنگ کرد و آنها را در فهرست ترور خود قرار داد.

روزنامه اینترنتی ˈرای الیومˈ نوشت: بخش اطلاع رسانی گروه داعش حمله معکوسی را علیه مفتی های سعودی مانند ˈناصر العمرˈ، ˈعبدالعزیز الطریفیˈ، ˈعدنان العرعورˈ و ˈعبدالعزیز الفوزانˈ به راه انداخت و آنها را به ارتداد و تشویق جوانان برای ملحق نشدن به ˈجهادˈ متهم، و گروهی از آنها را در فهرست ترور خود قرار داد.

این تهدید آشکار و روشن در پایگاههای گروهک تروریستی داعش در اینترنت و شبکه های اجتماعی مطرح شد.

گروهک تروریستی داعش در بیانیه ای در اینترنت نوشت که پس از پیروزی های اخیر و سقوط (گروهک تروریستی) جبهه النصره .. برای اینها چیزی باقی نمانده بود به جز اینکه برای حمله به جنگجویان (تروریست های) دولت اسلامی (داعش) وارد عمل شوند و آنها را خوارج توصیف کنند و گزارش اهل علم و جوانان یاری کننده جهاد! را به دستگاههای امنیتی بدهند تا اینکه آنها به زندان بیفتند.

گروهک تروریستی داعش، ناصر العمر، عبدالعزیز الطریفی، عدنان العرعور، عبدالعزیز الفوزان، محمد الهبدان، حمد الجمعه و موسی الغنامی را مسؤول دستگیری برخی از عناصر خود از سوی سازمان امنیت کشور عربستان معرفی کرده است.

همزمان نیز در شبکه اجتماعی تویتر هشتگی با عنوان ˈتهدید داعش به قتل العمر و الطریفی و الفوزانˈ به راه افتاد که صدها کاربر در آن به گروه داعش حمله کردند.

یکی از کاربران نوشت: داعش راهکاری به جز قتل ندارد، حتی علیه تندروهایی که همان اصول خودش را دارند.

گروهک داعش در چندین هشتگ در توییتر برخی از شیوخ سعودی را به خبرچینی علیه عناصر خود در شهرک تمیر عربستان متهم کرد.

پادشاه عربستان سعودی در سخنرانی اخیر خود درباره خطر داعش هشدار داده و آنها را خوارج خواند و از مفتی ها و مبلغان سعودی خواست تا با تفکر این گروه مقابله کرده و درصدد تنویر افکار جوانان عربستانی درباره خطر گروه داعش برآیند.

عبدالعزیز آل الشیخ مفتی عربستانی و عبدالرحمن السدیس امام جماعت حرم مکی در قالب گروه اندکی بودند که به درخواست پادشاه عربستان پاسخ مثبت دادند، درحالی که مفتی ها و مبلغان دیگر نظیر سلمان العوده و سفر الحوالی و محمد العریفی سکوت کامل اختیار کردند.

به عقیده بیشتر ناظران، چرخش مواضع عربستان سعودی درخصوص گروهک تروریستی داعش پس از قطعنامه شورای امنیت علیه این گروهک تروریستی، اقدامی رسانه ای و تبلیغاتی از سوی ریاض جهت فرار از فشار افکار عمومی و مجازاتهای احتمالی است، چرا که شمار قابل توجهی از عناصر داعش و دیگر گروه های تروریستی در دنیا عربستانی هستند و این کشور یکی از حامیان اصلی مالی و معنوی مهم این گروه ها به شمار می آید.

روزنامه گاردین چاپ انگلیس امروز در گزارشی تأکید کرد که عربستان سعودی 100 میلیون دلار برای حمایت از برنامه مبارزه با تروریسم کمک کرده، ولی طبق یادداشتهای درز کرده کلینتون (وزیر خارجه سابق آمریکا)، عربستان سعودی بزرگترین حامی گروه های تروریستی در دنیا است.
تلاش وهابیون برای نبش قبر پیامبر(ص) و انتقال پیکر

از آنجا که وهابی‌ها با ساختن بارگاه و مقبره مخالف هستند و آن را به "شرک قبر" تعبیر می‌کنند، معتقدند که پیکر پیامبر (ص) نیز باید به طور ناشناس در قبرستان بقیع دفن شود تا مردم برای زیارت به بارگاه ایشان نروند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، روزنامه ایندیپندنت در گزارشی اعلام کرد که وهابیان عربستان سعودی طرحی مبنی بر نبش قبر پیامبر(ص) و انتقال پیکر ایشان به قبرستان بقیع را در دست دارند.

بارگاه حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر خدا در مدینه هر سال زیارتگاه میلیون‌ها مسلمان است و دومین مکان مقدس بعد از کعبه برای مسلمانان عنوان شده است.

براساس گزارش روزنامه ایندیپندنت وهابیان عربستان سعودی طرحی جنجالی را ارائه داده‌اند که براساس آن پیکر پیامبر اسلام (ص) از آرامگاهش در مسجد النبی به قبرستان بقیع منتقل شود.

از آنجا که وهابی‌ها با ساختن بارگاه و مقبره مخالف هستند و آن را به "شرک قبر" تعبیر می‌کنند، معتقدند که پیکر پیامبر (ص) نیز باید به طور ناشناس در قبرستان بقیع دفن شود تا مردم برای زیارت به بارگاه ایشان نروند.

هنوز معلوم نیست که پادشاه عربستان و یا خادمان مسجد نبوی با این ایده موافقت خواهند کرد یا خیر.

دولت عربستان سعودی بارها تاکید کرده است که هرگونه طرح توسعه مناطق مقدس باید با نهایت "جدیت و هوشیاری" انجام شود.

دکتر عرفان العربی، مدیر مرکز میراث اسلامی به روزنامه ایندیپندنت گفت: هدف وهابی‌ها ممانعت از حضور زائران در اطراف بارگاه پیامبر است چرا که آن‌ها معتقدند این کار شرک و ممنوع می‌باشد و تنها راه برای ممانعت از حضور مردم در بارگاه پیامبر انتقال پیکر ایشان به قبرستانی دیگر است.

العربی می‌گوید: اگر چنین اتفاتی رخ دهد مسلمانان سراسر جهان شوکه خواهند شد و بی‌تردید خشم عمومی را شاهد خواهیم بود.
 

موضوعات مرتبط: مقالات، وهابيت، سياسي، اجتماعي، تكفيري(داعش ،.....)
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 14:45 ] [ گروه دین وزندگی ]
جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛
آیت‌الله دستغیب: آن‌ها که اینجا می‌روند، نر و ماده با هم از خوک پست‌ترند. ای لعنت بر آن‌ها. موسس آن هم خوک است. لعنت بر آن‌ها باد. تا کی این مملکت و این جوان‌ها را می‌خواهید گمراه کنید و به دست استعمار بدهید و منحرف کنید؟
گروه تاریخ مشرق- تاریخ معاصر: جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.

جشن هنر شیراز و اسلام

فرح پس از مراسم پایان دوره هشتم در تهران گفت: «گفتگو با افرادی که از آسیا و اروپا به جشن هنر می‌آیند ما را واقف می‌کند که هر چه بیشتر برای حفظ فرهنگ و هنر جامعه خودمان زحمت بکشیم.» [1] چه بخواهیم و چه نخواهیم، مذهب و دین یک جامعه –حتی در تفاسیر مدرن جامعه‌شناختی و مردم‌شناسانه- بخش مهمی از فرهنگ آن جامعه به شمار می‌آید. در این مقاله قصد داریم تعاملات میان مذهب و هنر و یا عبارت بهتر، دودمان مدعی هنر پهلوی را با رهبران مذهبی ایران بررسی کنیم و ببنیم آیا جشن هنر شیراز وسیله‌ای بود برای «حفظ فرهنگ و هنر جامعه خودمان» یا خیر.

* جشن هنر و شاخصه‌های فرهنگ بومی

پیش از این و در مقالات گذشته، اشاراتی به تعارض برنامه‌های جشن هنر شیراز با فرهنگ ملی ایران انجام گرفت. گفتیم که بیش از آنکه به فرهنگ و هنر ملی پرداخته شود، سردمداران رژیم پهلوی در آرزوی دیدن آوانگاردترین و بعضا آماتورترین هنرمندان و روشنفکران بیگانه در بقایای تخت جمشید و کوهستان‌های شیراز بودند. برای همین در طول این ادوار یازده‌گانه، به اذعان بسیاری از صاحب نظران، هنرملی رشد چندانی نیافت و هنرمندان بومی به نان و نوایی نرسیدند.

اما باز هم می‌توان برای تصدیق این امر به شواهد بیشتری متوسل شد. مینو صمیمی(یکی از کارمندان دفتر فرح پهلوی) در این رابطه می‌نویسد: « از سال 1973 فستیوال‌های متعدد برای عرضه سینما و هنر اروپایی برگزار شد. موزه‌ها و مراکز فرهنگی بسیار به وجود آمد که اکثرا حال و هوای غربی داشت. آثار نقاشان و مجسمه‌سازان اروپایی به معرض نمایش درآمد. تئاترهای به شیوه اروپایی روی صحنه رفت...» [2]

این تضاد فرهنگ و ضدهنری که ملکه و اطرافیانش به راه انداخته بودند، به نقل شوکراس، مبدل به «لانه لیبرالیسم» در ایران شده بود. او می‌گوید: «ملکه ریاست عالیه جشن هنر شیراز را نیز برعهده داشت. در اواسط سال‌های 70، جشن مزبور یکی از پرجنجال‌ترین رویدادهای فرهنگی کشور به شمار می‌رفت... در سال‌های 70 [میلادی]، دربار فرح، دستکم در نظر دوستان شاه و منتقدان محافظه‌کار او، به صورت "لانه لیبرالیسم" پیشرو شناخته می‌شد.» [3]

در حاشیه همین بیگانگی و استبعاد برنامه‌های جشن هنر با فرهنگ بومی ایرانیان بود که گاه، قلم نویسندگان رنگ مطایبه و طنز هم به خود می‌گرفت. اطلاعات در مطلبی فکاهی پای بهلول را به جشن هنر شیراز باز می‌کند:

«در فاصله انتراکت بهول را دیدم. مرد خوش‌مزه‌ای که نان ریش و سبیلش را می‌خورد و چوب ساده‌لوحی‌اش را. داشت برای جوان‌های ریش و گیس‌دار خوش‌مزگی می‌کرد و قاه قاه می‌خندید. از کنارش که رد می‌شدم گفتم: درویش! یاحق! اینجا چطور پیدایت شده؟ گفت: مردان حق همه جا پیدایشان میشه. گفتم: من فکر نمی‌کردم به گاملان‌بالی(نام یک گروه رقص) این قدر علاقه داشته باشی. گفت: کی میگه علاقه دارم؟ گفتم: به چه منظور به جشن هنر آمده‌ای؟ گفت: کسی برایم بلیط خریده، ما راهی اینجا کرده، تازه من از این برنامه‌ها هیچ خوشم نمی‌آید. تار و سه تاری باشد و رقاصه ایرانی هم باشد بدک نیست. این رقص‌های خارجی به مذاق من درویش خوش نمی‌آید.»

یا در جای دیگر، حاشیه‌نگار همین روزنامه نمی‌توان جلوی مسخرگی و طعن خود را بگیرد: «در حاشیه برنامه پیانوی ایوون لوریو: «باید از خانم عکاس فرانسوی نام برد که با لباسی میکرومینی‌ژوب روی صحنه این طرف و آن طرف می‌پرید و در چنین وضعی می‌بایستی موسیقی کلاسیک گوش کرد!! این را می‌گویند تلفیق هنر دیروز و امروز روی صحنه.» [4]

* تعزیه در جشن هنر شیراز


در برنامه‌های جشن هنر، بخش‌هایی هم به مراسم و اجراهای مذهبی اختصاص داده شده بود. پیش از این به برگزاری نمایشگاه‌های ادوات مذهبی اشاره شد که به گواهی شاهدان بسیار بیش از برنامه‌های اصلی جشن مورد استقبال عموم مردم در شیراز قرار گرفت. اما یکی دیگر از این برنامه‌ها «تعزیه و شبیه‌خوانی» بود. از همان سال‌های نخست برگزاری جشن، فکر اجرای تعزیه در برنامه‌ها وجود داشت و اجراهایی با سرپرستی پرویز صیاد انجام گرفت اما به شکل جدی و گسترده، این نمایش آیینی از سال 55 در برنامه‌های جشن گنجانده شد. [5]

علما و جشن هنر شیرا

علما و جشن هنر شیرا

گروه اجرای تعزیه در جشن هنر به رهبری غفاری
پیرامون تعزیه در جشن هنر شیراز، چند نکته قابل ذکر است. همان گونه که در مقالات پیشین اشاره شد، وضعیت هنرمندان ایرانی در این دوره بسیار اسفناک بود. به اندازه‌ای که حتی پیدا کردن و یافتن آن با دشواری میسر می‌شد و بسیاری‌شان به کارهای نازل مثلا مطربی در کاباره‌ها مشغول شده بودند. محمد باقر غفاری، بانی و مسئول تعزیه در جشن هنر شیراز، همان موقع در گفتگوهای متعددی اذعان کرد که وضعیت تعزیه در ایران بسیار بد است و تشکیل یک گروه که بتواند در جشن هنر برنامه اجرا کند با چه صعوبتی همراه بوده است. او در توضیح مشکلات کار می‌گوید: «می‌باید سفر می‌کردم و کردم. کاشان که بعد از تهران همیشه مرکز تعزیه بوده، قزوین، اراک، اصفهان، گیلان، مازندران، یزد و خراسان را دیدم. بسیاری از روستاها را دیدم چون شهرها دردی را دوا نمی‌کرد زیرا که اجرای تعزیه در شهر قدغن شده بود.»[6]

نکته جالب همین است که مدعیان هنر ملی و سردمداران رزیم پهلوی، از یک سو با اجرای تعزیه در جشن هنر شیراز –که کیفیت آن را در ادامه خواهیم دید- ژست حمایت از تعزیه و هنر بومی و مذهب را می‌گرفتند اما از سوی دیگر، شبیه‌خوانی و تعزیه را در شهرها و معابر و کوچه و بازار قدغن کرده بودند. احمد احرار، نویسنده اطلاعات، که مقاله‌ای پیرامون برنامه تعزیه در دوره دهم جشن نوشته است هم همین عقیده را دارد: «اتفاقا سخنرانان فرنگی هم دقیق‌تر و عمیق‌تر از استادان وطنی در اطراف تعزیه بیان مطلب کرده بودند، هم اینکه پیدا کردنشان زحمتی تولید نکرده بود. در صورتی که تعزیه‌گردان جشن هنر –طبق اظهار خودش- ماه‌ها این طرف و آن طرف دویده و به قزوین و قم و کاشان و یزد و اصفهان سرکشیده و توانسته است گروهی شبیه‌خوان پیدا کند و به «جشن هنر» ببرد!» [7]

علما و جشن هنر شیرا

علما و جشن هنر شیرا

اما جدای از چگونگی شکل‌گیری برنامه شبیه‌خوانی در جشن هنر و دشواری‌های آن، چگونگی اجرای برنامه‌ها هم چندان مناسب نبود. از نظر فنی و هنری، «تعزیه جشن هنر هم در واقع «مونتاژی» بود از سبک و شیوه و اشعار قم و قمشه و تبریز و نیریز و اوشان و کاشان که نقش‌های مختلف آن را به ترتیب شمر یزدی و ابن‌سعد قزوینی و امام حبیب‌ابادی و زینب شیرازی برعهده داشتند. لابد در سنوات آتیه مجبور خواهیم بود شمر و خولی و شبیه ابوالفضل العباس [ع] را نیز از خارج وارد کنم. چون همانطور که کارگردان جشن هنر و متتبعان ذوی‌العز و الاحترام اظهار فرموده‌اند جریانات امسال مقدمه‌ای است برای تحقیقات بیشتر و زنده‌کردن هنر تعزیه. حال آنکه از طرف دیگر کلیه «هنرمندان» تعزیه‌خوان ضمن مصاحبه با روزنامه اطلاعات اعلام کرده‌اند بچه‌هایشان تن به هنر پدری نمی‌دهند و دنبال درس و مشق را گرفته‌اند.» [8]

از سوی دیگر، برای بسیاری از افراد، جایگاه تعزیه در جشن‌های هنر شیراز –با مقایسه‌ای که با دیگر  برنامه‌ها و اساسا ماهیت مدرن و ضدملی جشن داشتند- روشن نبود. ساواک در گزارش جالبی می‌نویسد که «معلوم نیست مشاهده‌کنندگان این تعزیه مانند معمول باید در خاتمه آن گریه کنند یا چون جشن هنر است به افتخار بازی‌کنندگان دست بزنند و شادی کنند... » [اسناد 300] فضاحت و مسخرگی موضوع آن جایی بود که اطلاعات نوشت: «در یکی از بروشورهای تعزیه، در برابر اسم زینب علیهاالسلام نوشته شده بودند: زن امام. و هر کافر محققی می‌داند که زینب خواهر امام است نه زن او.» [9] چنین اتفاقی به‌خوبی ماهیت برگزارکنندگان جشن‌ها را نشان می‌دهد که از عادی‌ترین اطلاعات عمومی مذهبی هم بی‌بهره بوده‌اند.

* علما و جشن هنر شیراز

سیاست‌های ضددین و مذهب‌ستیز حکومت طاغوت بر کسی پوشیده نبود. رواج آزادی‌های دروغین و ترویج فساد و بی‌بندوباری، سال‌ها بود که از زمان پهلوی پدر آغاز شده بود و در دوره فرزند متجددمآب و سوییس درس‌خوانده‌اش به اوج خود می‌رسید. دیگر آوازه‌خوانی زنان و رقاصی‌ها و کلوب‌های عیش و عشرت چیز جدید نبود. با این حال، جشن هنر شیراز هر چه پیش‌تر رفت، از ضوابط اخلاقی و عرفی خود کاست و مردم شیراز این اواخر شاهد بروز برخی حوادث منافی عفت عمومی بودند که واکنش علمای بیدار این دیار را برانگیخت.

نمایش شگفت‌آور «خوک، بچه، آتش»، که شرح جزئیات وقیحانه آن قابل نشر در فضای عمومی نیست، دیگر مجالی برای سکوت عالمان دینی و پاسداران اخلاق اجتماعی باقی نگذاشت. با اینکه علما از همان ابتدا نگاه خوش‌بینانه‌ای به بزم هنر پهلوی‌ها نداشتند و ضددینی بودن سیاست‌های فرهنگی آن‌ها را به حق‌الیقین می‌دانستند، اما چنین بی‌عفتی‌هایی دیگر سکوت‌بردار نبود. برای همین، علمای شیراز و از جمله آیات عظام دستغیب و محلاتی به میدان آمدند و ضمن آگاهی‌بخشی به مردم، دست اندرکاران امر را تهدید و افشا کردند.

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

آیات عظام دستغیب و محلاتی

در اسناد ساواک، از سال 1356 و ضمن حوادث دوره یازدهم جشن تا سال 1357 و زمزمه‌های تحریم دور دوازدهم، اسناد فراوانی از واکنش علما به جشن هنر شیراز یافت می‌شود. با اینکه مطبوعات و رسانه‌های جمعی، زیر فشار رژیم شاهنشاهی از انعکاس کوشش‌ها و واکنش‌های مردم و به‌ویژه علماء محروم بودند، اما رژیم و نهادهای امنیتی حکومت پهلوی به خوبی می‌دانست که چه موج عظیمی از مساجد و پای منابر علما و واعظان دینی در حال راه افتادن است.

در نخستین این اسناد در شهریور 1356 نکات جالبی از مخالفت و اعتراض علماء با جشن هنر وجود دارد. همزمانی برنامه‌های جشن با ماه مبارک رمضان بیش از پیش بر آتش خشم مومنین و رهبران دین دامن زده بود.آیت‌الله بهاءالدین محلاتی، آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی و غیره به لعن و نفرین مسببین جشن هنر در منابر پرداختند. این علما با ذکر فجایع جشن هنر مردم را آگاه می‌کردند. آیت‌الله دستغیب در روز سوم شهریور 1356 در مسجد جامع شیراز بالای منبر رفت و فرمود:

«... یک چیزی شنیدم. جشن خوک. جشن خوک. عجب اسمی هم دارد. آن‌ها که اینجا می‌روند، نر و ماده با هم از خوک پست‌ترند. ای لعنت بر آن‌ها. موسس آن هم خوک است. لعنت بر آن‌ها باد. تا کی این مملکت و این جوان‌ها را می‌خواهید گمراه کنید و به دست استعمار بدهید و منحرف کنید؟ این اولیاء چه کار می‌خواهند بکنند ماه مبارک رمضان و این رقاصه‌ها آن‌ها که می‌روند می‌خرند. شیراز اهل علم بوده حال کرده‌اندش رقاصخانه نمی‌گذارند دهن ما بسته باشد...» [10]

علمای شیراز تهدید کردند که در صورتی ادامه برنامه‌ها، بازار و مساجد را تعطیل خواهند کرد. براساس آنچه در اسناد ساواک آمده است، «بنا به اظهار آیت‌الله بهاءالدین محلاتی قرار بود به عنوان اعتراض به برنامه‌های جشن مذکور بازار و مساجد شیراز روز 5/6/36 [11] تعطیل شود که به علت پایان گرفتن برنامه و جشن [و] اقدامات مقامات مسئول منطقه این اقدام عملی نگردید.» [12]

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

سند اول: تعاون علما در مقابله با جشن هنر
سند دوم: اعتراض به جشن هنر،
گاه به عمل علیه رژیم می‌انجامید

جدای از واکنش‌هایی که به جشن هنر سال 56 شد، علما برای دوره بعد جشن هم برنامه داشتند. هدف آن‌ها جلوگیری از برگزاری جشن هنر شیراز در سال 1357 بود. افتضاحاتی که در سال 56 رخ داد، آنچنان فضای عمومی را ملتهب کرد که سایه سنگینش تا سال بعد هم بر سر برگزارکنندگان جشن قرار داشت. علمای شیراز به جد تاکید کردند که جشن هنر شیراز باید برای همیشه پایان گیرد. آیت‌الله دستغیب در یازده تیر 2537 (1357) در مسجد جامع شیراز خطابه‌ای غرا ایراد فرمود. او گفت: «برای سومین بار اخطار می‌کنم که امسال برنامه جشن هنر یا جشن بی‌هنری نباید در شیراز برگزار گردد... ما جشن هنر (بی‌هنری) را محکوم نموده و نمی‌گذاریم امسال برپا شود... پادشاه مسلمین در تخت جمشید پشت سر زرتشتیان عکس گرفته.» [13]

افزون بر آیت‌الله دستغیب و آیت‌الله محلاتی، عالمان دیگری چون شیخ مجدالدین محلاتی (فرزند بهاءالدین)، سید مجدالدین مصباحی، سید ساجدی و شبخ یحیی فلسفی هم در این مبارزه شرکت داشتند. هر چه روزها گذشت و پیش‌ رفت، اعتراض‌ها و هیجانات درباره جشن هنر، به بهانه‌ای برای ادام علیه رژیم تبدیل شد. همزمان با برگزاری سخنرانی‌ها و مجالس، جمعیت به خیابان می‌ریخت و به اعتراض می‌پرداخت. [14] از این رو علمای شیراز در نامه‌ای به آموزگار، نخست وزیر وقت نقطه نظرات خود را به او انتقال دادند. در ای نامه آمده است:

«اکنون با توجه به وضع روز و هیجان احساسات مذهبی مردم ما وظیفه خود می‌دانیم به هیئت دولت تذکر دهیم که از این کار که مورد تنفر عموم مردم مسلمان ایران به‌خصوص مردم شیراز است خودداری نمایند.» [15]


جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛


* تعطیلی جشن هنر

همان گونه که گفته شد، فشارها بر برگزارکنندگان جشن هنر به‌شدت افزایش یافت. این که چگونه باید دور بعدی جشن تحت‌الشعاع این هیجانات و اعتراضات گشایش یابد پرسش بزرگی بود که پیش روی سردمداران حکومت پهلوی قرار داشت. به همین منظور نقشه‌های عمل گوناگونی را به بررسی گذاشتند. در ابتدا تصمیم بر آن شد که «لزوما» جشن هنر در ماه رمضان برگزار نشود. اما این کافی نبود. برای همین در طرح‌های بعدی، تلاش شد که مقدمات برگزاری جشن در سکوت و بی‌خبری مطلق اطلاع‌رسانی و با حداقل برنامه‌ها اتفاق بیفتد. چنین توصیه‌ای را سید کاظم شریعتمداری به گوش روسای رژیم طاغوت رساند. هوشنگ نهاوندی در خاطراتش اذعان می‌کند:

« یک روز، اوایل سپتامبر، تقریبا ساعت 9 صبح تلفن دفتر من زنگ زد. آیت‌الله «شریعتمداری» بود که گفت: «به من گفته‌اند که قرار است تصمیمی برای جشن هنر شیراز گرفته شود. می‌دانید، من چیزی از این برنامه‌ها نمی‌دانم ولی قضیه پارسال تکان‌دهنده بود و غیرقابل تحمل. امیدوارم حرفم را خوب بفهمید. ولی به اعلیحضرت یا هر کسی که به او مربوط می‌شود، بگویید که لغو برنامه جشن هنر شیراز اشتباه بزرگی است. تحول اوضاع چنان است که هر عقب‌نشینی یا امتیازدادنی، نشانی از ضعف تلقی خواهد شد. بنابراین از این به بعد حکومت باید استحکام خود را نشان دهد و قدرت‌نمایی کند. آیا نخست وزیر از این چیزها آگاه است؟... افزود: با این حال شهبانو نباید به شیراز برود. برنامه‌ها را سبک کنند. چند برنامه سنگین و به‌ویژه ایرانی را حفظ کنند.» [16]

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

دلسوزی‌های کاظم شزیعتمداری هم سودی به حال
 جشن هنر و ملکه و پهلوی‌ها نداشت, رژیم پهلوی
چندی پس از سقوط جشن، خود نیز سقوط کرد

با این حال دلسوزی‌های شریعتمداری برای ملکه و اطرافیانش چندان سودی نداشت. تنها چند روز دیگر، ناگهان دستور داده شد که تمام برنامه‌های جشن لغو شود؛ دوازدهمین دوره جشن هنر شیراز تعطیل شده بود. نهاوندی می‌گوید: «دو روز بعد [از نصایح شریعتمداری]، جلسه‌ای به ریاست شهبانو، تصمیم به لغو جشنواره گرفت. تصمیمی که در لحظه آخر و مخفیانه گرفته شد. حتی آن را رسما اعلام نکردند. فقط مطبوعات خیلی کوتاه به آن اشاره کردند.» [17] پرونده جشن هنر شیراز و سودای بزرگ فرح پهلوی برای همیشه بسته شد اما تنها چند ماه زمان باقی مانده بود که پرونده حکومت پهلوی هم به دست مردم ایران بسته و در بایگانی تاریخ گذاشته شود.

* منابع:
1. اطلاعات 3شهریور53
2. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 188
3. آخرین سفر شاه، سرنوشت یک متحد آمریکا؛ ویلیام شوکراس نشر البرز، تهران، 1369، ص 115و116
4. اطلاعات، 12شهریور 48
5. اسناد ساواک ص 298
6. اطلاعات، 1 شهریور 55
7. اطلاعات، 4 شهریور 55
8. همان
9. اطلاعات، 2شهریور 55
10. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص 391
11. براساس تاربخ جعلی شاهنشاهی است.
12. اسناد ساواک، ص 395
13. اسناد ساواک، ص 418
14. برای نمونه نگاه کنید به اسناد ساواک، ص 421و 423
15. اسناد ساواک، ص 428
16. آخرین روزها، هوشنگ نهاوندی، شرکت کتاب، 1383، ص 168
17. همان، ص 169
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، اجتماعي، هنري
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:54 ] [ گروه دین وزندگی ]
در سال‌1363 مزدوران‌ بعثي‌ عراق‌ در يك‌ حمله‌ناجوانمردانه‌، 70 نفر از خانواده‌ وي را كه‌ دربين‌ آنان‌ كودكان‌ و افراد مسني‌ چون‌ سيد يوسف‌ حكيم‌، سيد محمد حسين‌حكيم‌ و محمد علي‌ حكيم‌ بودند، دستگيركرده‌ و به‌ زندان‌ انداختند و 90 نفر از خانواده وي به‌ دست‌ رژيم‌ بعثي‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ رسيدند.
گروه تاریخ مشرق- محمد باقرحكيم‌، فرزند آيت‌ الله العظمي‌ سيد محسن‌ حكيم‌ از مراجع‌ عظام‌ تقليد در 25 جمادي‌ الاول‌ سال‌1358 هجري‌ قمري‌ (1939 ميلادي‌) درنجف‌ اشرف‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. محمد باقر پنجمين فرزند پدرش بود و مادرش از خانواده‌اي سرشناس در لبنان به شمار مي آمد.
وي از 14 سالگي به عرصه سياست گام نهاد و در سال 1959 در بنيانگذاري "حزب الدعوه الاسلاميه" زير نظر پدرش مشاركت داشت. محمد باقر حكيم در خلال سال هاي 1962 تا 1975، در حالي كه در سن 24 سالگي به درجه اجتهاد دست يافته بود، به عنوان استاد علوم قرآني در كليه اصول دين دانشكده الهيات بغداد به تدريس اشتغال داشت. او در مدت اقامت در عراق طي همان سال ها سه مرتبه از سوي نيروهاي حزب بعث دستگير و در آخرين مرتبه محكوم به اعدام گرديد كه البته پس از گذراندن 18 ماه زندان در پي صدور عفو عمومي آزاد شد.

سيد محمد باقر حكيم‌ در سال‌ 1359 به‌ ايران‌ آمد و رژيم‌ بعث‌ او را به‌ اتهام‌ همكاري‌ با دشمن ‌به ‌طور غيابي‌ به‌ اعدام‌ محكوم‌ كرد. حكيم در سال‌ 1362 مجلس‌ اعلاي‌ انقلاب‌اسلامي‌ عراق‌ را در ايران‌ تشكيل‌ داد كه‌ در ابتدا به ‌عنوان‌ سخنگو و از سال‌ 1366 رياست‌ اين‌ مجلس‌ را بر عهده‌ گرفت‌، تا بتواند از اين‌ طريق‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ خود را ادامه‌ دهد.

در سال‌1363 مزدوران‌ بعثي‌ عراق‌ در يك‌ حمله‌ناجوانمردانه‌، 70 نفر از خانواده‌ وي را كه‌ دربين‌ آنان‌ كودكان‌ و افراد مسني‌ چون‌ سيد يوسف‌ حكيم‌، سيد محمد حسين‌حكيم‌ و محمد علي‌ حكيم‌ بودند، دستگيركرده‌ و به‌ زندان‌ انداختند و 90 نفر از خانواده وي به‌ دست‌ رژيم‌ بعثي‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ رسيدند. حكيم‌ در مدت‌ 22 سال‌ تبعيد از هفت‌ حادثه‌ سوء قصدكه‌ توسط رژيم‌ بعثي‌ ترتيب‌داده‌ شده‌ بود، جان‌ سالم‌ به‌ در برد.
با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ وي جهاد مسلحانه‌ را از مهمترين‌ راههاي‌ مبارزه‌ با رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مي‌دانست‌، اقدام‌ به ‌تشكيل‌ سپاه‌ بدر، شاخه‌ نظامي‌ مجلس‌ اعلاي‌انقلاب‌ اسلامي‌ عراق‌ نمود كه‌ خود مستقيما رياست‌ آن‌ را برعهده‌ داشت‌.
سيدمحمدباقر حكيم بيش از 60 كتاب و رساله در رشته هاي مختلف علوم اسلامي شامل فقه، تفسير، علوم قرآني، جامعه شناسي، اقتصاد، تاريخ و علوم سياسي به رشته تحرير درآورد. بر اساس اعلام دفتر حكيم در تهران وي از علما و مراجع بزرگ نظير آيت‌الله سيدمحسن حكيم، امام خميني(رض)، آيت الله گلپايگاني، شهيد سيدمحمدباقر صدر، آيت الله سيدابوالقاسم خويي، آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري و برخي ديگر از علما و مراجع داراي اجازه بود. از شاگردان‌ محمد باقر حكيم‌ مي‌توان‌ به‌ شهيد سيد عبدالصاحب‌ حكيم‌، محمدباقر مهدي‌ و شهيد سيد عباس‌ موسوي‌ (اولين دبير كل حزب‌الله لبنان) اشاره‌ كرد.

(برای دیدن تصاویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید)
 
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، سياسي، اجتماعي
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:53 ] [ گروه دین وزندگی ]
نقدی بر جشن‌های هنر شیراز/4؛
هر یک از سفرهای شهبانو به شیراز که عمدتا برای افتتاحیه و اختتامیه صورت می‌گرفت و همراه با مشایعت ملازمان و پادررکابان او بود، هزینه‌ایی را بر دوش نهادهای مختلف می‌گذاشت.
گروه تاریخ مشرق- تاریخ معاصر:جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های تفصیلی مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.


چند نقد باقی‌مانده بر جشن هنر شیراز

در مقاله قبلی، پنج انتقاد بر جشن هنر شیراز را مطرح کردیم. از فاصله بعید جشن و سیاست‌های هنری رزیم پهلوی با مردم گفتیم و ادعاهای بزرگی که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفت. از ناکامی جشن در معرفی هنرملی و رسیدگی به امور هنرمندان بومی گفتیم و اشاراتی به علل و زمنه‌های برگزاری جشن‌ها کردیم. اکنون، در این مقاله هم به پنج نقد باقی مانده می‌پردازیم.


6. هزینه های بیهوده

شاید یکی از رایج‌ترین نقدها به جشن‌های هنر شیراز، هزینه‌های آن باشد. گروه‌ها و جناح‌های مختلفی چنین نقدی را به جشن هنر وارد کرده‌اند و حتی در میانشان، سرکردگان رژیم سابق هم دیده می‌شوند. مینو صمیمی معتقد است که سیاست‌های هنری و فرهنگی رژیم که به خلاقیت و مدیریت فرح پهلوی انجام می‌شد از بودجه‌های قابل توجهی برخوردار بوده است: «از سال 1973 –متعاقب افزایش درآمد کشور- هرساله بودجه هنگفتی در اختیار روسای سازمان‌های فرهنگی و هنری قرار گرفت تا برای رسیدن به هدف بلندپروازانه –ولی بی‌پایه- شهبانو و ایجاد «هویت جدید فرهنگی برای ایران» فعالیت‌های خود را هر چه بیشتر توسعه دهند، که آن‌ها نیز مبالغ کلانی از این بودجه را برای رواج هنر و فرهنگ غربی در کشور به مصرف می‌رساندند.» [1]
 
هوشنگ ابتهاج، از مسئولان رده اول رژیم پهلوی هم معتقد است که جشن هنر شیراز در عین صرف هزینه‌های فراوان نتیجه قابل توجهی به بار نیاورد:«جشن هنر شیراز با صرف هزینه‌های هنگفت و به ترتیبی که انجام شد، یعنی ارائه مبتذل‌ترین جوانب فرهنگ غرب، اجرای نمایشات مهمل و بی‌بند و بار و در مواردی قبیح توسط هنرپیشه‌های دست دوم خارجی به‌خصوص در ماه رمضان، اجرای موسیقی ناشناخته بی‌سر و ته و ناهنجار خارجی بر سر قبر حافظ بدون تردید اثر سوء در بر داشت و گذشته از آن برداشت مردم عادی از تمدن و فرهنگ غرب، دیدن و شنیدن همین گونه برنامه‌ها بود... این‌ها همه پل‌هایی بود برای رسیدن به «دروازه‌های تمدن بزرگ» که شاه نوید آن را به مردم ایران می‌داد و عاقبت شوم آن به چشم مشاهده شد.» [2]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

آمار ملازمان ملکه و هزینه‌هایشان
تنها در یکی از سفرها به شیراز


هر یک از سفرهای شهبانو به شیراز که عمدتا برای افتتاحیه و اختتامیه صورت می‌گرفت و همراه با مشایعت ملازمان و پادررکابان او بود، هزینه‌ایی را بر دوش نهادهای مختلف می‌گذاشت. در یک مورد سفر ملکه به شیراز، شانزده نفر از جمله شهرام پهلوی، خانم‌ها قطبی، علم، دیبا، نازعلم، نازی دیبا، الی آنتونیادیس (یونانی)، سمیعی و آقایان اقبال، نبیل، بهادری و یک آرایشگر او را همراهی کردند. در سال 1346، به‌تنهایی 006/452/3 ریال هزینه سفر فرح پهلوی به شیراز بود. [3] در یک فقره دیگر، «هزینه‌های پذیرایی در تشریف‌فرمایی علیاحضرت شهبانوی گرامی و ملتزمین رکاب در جشن هنر 1350 که بالغ بر 524075 ریال» برآورد شده بود به معضلی برای دستگاه‌ها تبدیل شد که برای جبران آن به همدیگر نامه‌ می‌نوشتند. [4]

درباره این هزینه‌ها، اسکندر دلدم از گفتگویی که میان او و مهندس عبدالله والا –نماینده مجلس شورای ملی و مدیرمسئول مجله تهران‌مصور- رخ داده نکات جالبی را نقل می‌کند. پس از آنکه کنسرت موسیقی «دمیس روسس»، خواننده یونانی‌الاصل فرانسوی در تهران شکست مالی خورد، دفتر فرح تمام هزینه‌ها آن را جبران کرد. دلدم علت این کار را از مهندس والا جویا می‌شود. والا در پاسخ می‌گوید: «فرح علاقه زیادی دارد که فرهنگ فرانسه را در ایران جا بیندازد و به خاطر سال‌ها اقامت در فرانسه با خلق و خوی فرانسوی‌اش انس گرفته و خود را سفیر فرهنگی فرانسه در ایران می‌داند.» [5]

نمونه‌های این هزینه‌های گزاف متعددند. یک نمونه آن تئاتر «هفت‌تپه» ویلسون آمریکایی است که برای ایجاد مقدمات آن، باید هفت تپه مصنوعی در بیابان‌های شیراز احداث می‌شد و رعد و برق و دیگر ملزومات نمایش تدارک دیده می‌شد. هزینه‌های این تئاتر –که بسیار هم مورد وهن تماشاگران قرار گرفت و اعتراضاتی را به دنبال داشت- حتی مدیران جشن را هم نگران کرده بود. فرخ غفاری درباره تئاتر هفت تپه و ویسلون می‌گوید: «وقتی که ویلسون را کشف کردیم و گفتیم بیا شیراز را ببین. او در سفر اول حافظیه را دید، چهل تن را دید و هفت را. از هفت تن سئوال کرد گفته شد که هفت تن جایی است که هفت تن از دراویش در آنجا خاک شده‌اند و از نظر مردم و دراویش محترم است. با اطلاعاتی که راجع به دراویش و صوفیگری به دست آورد تصمیم گرفت خودش تئاتری بنویسد... او هفت تپه ساخت تا هفت شب به عنوان صعود تئاتر را اجرا کند و مرحله به مرحله پیش برود و به مقصد برسد. برای شب آخر احتیاج به یک رعد و برق دارد. ما هم مقداری رنگ در اختیارش گذاشتیم که کوه‌ها را رنگ کند تا در ایجاد رعد و برق شکل دلخواه او به وجود بیاید. ولی برای تکمیل پروژه او احتیاج به مخارج بیشتری هست که معلوم نیست تا چه حد در اتجام آن موفق شود.» [6]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تئاتر هفت‌تپه


تحلیلی بر جشن هنر شیراز

موریس بژار و گروهش به نماد شکم‌بارگی
از بریز و بپاش‌های پهلوی در جشن مبدل شدند

نمونه دیگر این ولخرجی‌ها، عیش و عشرتی بود که به‌واسطه پول مردم ایران، هنرمندان آوانگارد و آماتور خارجی را بهره‌مند و مسرور می‌کرد. به گزارش کیهان، «با اینکه نوشابه گازدار برای رقاصان خطرناک است و ضرر دارد اما رقاصان آقای موریس بژار هر شب 400 کولای گازدار مختلف را مصرف می‌کنند. به هر حال پروه بژار هم توانسته‌اند به نوعی رکورد در شکم‌بارگی دست یابند حال در رقص نه، مهم نیست.» [7]

مجله فردوسی هم در مقاله‌ای طنزآمیز، با اشاره به گفتگویی از فرخ غفاری می‌نویسد: «آقای فرخ غفاری در مصاحبه با روزنامه اطلاعات فرموده بودند که «جشن هنر، صرفه‌جو و سهت‌گیر شده است» که مفهوم مخالفش از سخاوت و دست و دل بازی مسئولین این جشن در گذشته حکایت دارد.» [8]

همه این هزینه‌های مربوط به اصطلاح «سیاست‌های فرهنگی و هنری» در شرایطی انجام می‌شد که وضعیت اقتصادی و شاخص‌های زندگی در برخی نقاط کشور در شرایط خیلی بدی قرار داشت. مینو صمیمی در این باره حکایت تکان‌دهنده‌ای را نقل می‌کند: «جوانی که به عنوان سپاهی دانش در آن روستا خدمت می‌کرد در پاسخ سوال من راجع به حال و روز مردم روستا، با لحنی تمسخرآمیز گفت: «اینجا نه حمام دارد، نه بهداشت، و نه حتی جایی که بتواند کمک‌های اولیه پزشکی در اختیار روستاییان بگذارد. ولی در عوض –همانطور که می‌بینید- شعبه‌ای از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برایشان دایر کرده‌اند.» [9]

7. ترویج نگاه دکوری و مستشرقانه از ایران

یکی از افتخارات برگزارکنندگان جشن هنر شیراز، معرفی و انتقال هنرملی و فرهنگ ملی ایران بوده و هست. و برای این موضوع به برنامه‌هایی می‌بالند که به وسیله هنرمندان خارجی طراحی و اجرا شد و به اقتباس داستان‌ها و اساطیر ایرانی می‌پرداخت. اما این مساله کاملا برخلاف این ادعاها است. این برنامه‌های به‌اصلاح ایرانی که هنرمندان خارجی می‌ساختند، هیچگاه نمی‌توانست فرهنگ ناب ایرانی را نشان دهد. شاید اگر بخواهیم مقایسه کنیم، نگاه و رویکرد این هنرمندان به فرهنگ ایرانی، همان‌قدر اصالت داشت و درست بود که نگاه مستشرقان به فرهنگ ایرانی درست بوده است. نگاهی ظاهربینانه، سطحی و اتفاق بسیار غربی از فرهنگ ایرانی. به عنوان شاهد به تعدادی از این برنامه‌ها اشاره می‌کنیم.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تصاویری از پوستر و صحنه
تئاتر ظاهرا عرفانی «گلستان»

تئاتر گلستان، از آثار پرمدعای جشن هنر بود که موریس بژار، هنرمند بلژیکی مورد علاقه فرح بود که قصد داشت «عرفان ایرانی» را به روی صحنه ببرد. بژار، خود در رابطه به عشق و علاقه‌اش به ایران و فرهنگ ایرانی می‌گوید: «سه سال پیش که در ایران بودم موسیقی فولکوریک شما مرا چنان تحت تاثیر قرار داد که تصمیم گرفتم براساس آن باله‌ای درست کنم.» [10] اما نتیجه چه شد؟ به گفته شخص بژار: «در یکی از قسمت‌های گلستان، درویشی در یک صحرای بی‌آب و علف گم می‌شود و به عالم خلسه فرو می‌رود. وقتی که سر بلند می‌کند مردم را دور و بر خود می‌بیند و با آن‌ها شروع به رقصیدن می‌کند. در این هنگام گلستانی از گل سرخ ظاهر می‌شود و بوی گلستان آنچنان صوفی را سرمست می‌کند که به پایکوبی می‌پردازد.» [11] چنین عرفان ایرانی کم‌نظیری سابقه نداشته است!

نویسنده اطلاعات هم که گویی تحت تاثیر این عرفان ناب ایرانی قرار گرفته این گونه از آن تمجید می‌کند: «برای نخستین بار چه زیبا و ظریف و دقیق، موسیقی ایرانی شکل جسمی می‌گیرد و حرکت ظاهری می‌یابد و به چهچهه خواننده و ضجه ساز، عرفانی‌ترین موسیقی جهان به صورت رقص آیینی تجسم می‌یابد.» یک تئاتر عرفانی، که دخترکان رقاص در آن نماد گل‌های شرقی هستند! [12]

نمایش دیگر، نمایش رستم و سهراب بود که گروهی هندی به اجرای آن پرداخت و آن قدر ایرانی و مطابق با فرهنگ ایرانی بود که صدای ساواک را هم در آورد! این هنرمندان علاقه‌مند به فرهنگ ایرانی، ممکن بود حتی البسه ایرانی هم بپوشند. مثلا؛ «از دیگر نکته‌های جالب، گیوه‌های سفیدی بود که ویلسون، کارگردان آمریکایی به پا داشت [و] او حتی گیوه‌هایش را در شب افتتاحیه نیز از پایش در نیاورده بود.» [13] اما همین جناب ویلسون، آثاری در جشن ارائه داد که خرد و کلان را از هنر مدرن بیزار کرد.

نویسنده روزنامه اطلاعات، به‌خوبی به این «عرفان‌بازی»ها پی برده بود و نمی‌توانست واکنش خود را مخفی کند. او می‌نویسد: « از عجایب روزگار آنکه چند نویسنده خارجی مقیم ایران هر سال از خوان جشن متنعم می‌شوند، داعیه صوفی‌گری و عرفان هم دارند، یعنی علاوه بر اینکه بلندگوی جشن در داخل و خارج‌اند و در نوشتن بروشور و کاتالوگ و بولتن شایستگی به‌سزایی از خود نشان می‌دهند. چنان هر برنامه ایرانی را به ریش عرفان می‌بندند که تو ایرانی که قضایا را با خون و پوستت حس می‌کنی از این همه تاکید و عرفان‌بازی به حیرت دچار می‌شوی. اما وقتی کارنامه حضرات صوفی‌مشرب را بررسی می‌کنی می‌بینی از تصدق سر این تظاهرات درویش‌مسلکانه به عرب و عجمی بند شده و در صدر خوان نشسته‌اند و به دوستان می‌گویند: بفرما.» [14]

8. آیا هنر ما به جهانیان معرفی شد؟

ادعای دیگری که گوش جهان را کر کرده این است که با جشن هنر شیراز همه دنیا به بزرگی و والایی هنر و فرهنگ ایرانی شیرفهم شد. چنانچه که در مقاله پیشین گذشت، فرح معتقد بود به‌زودی زود جشن هنر شیراز بزرگترین جشن هنری تاریخ خواهد شد.

اما خوب است ببینیم که این ادعاها چه اندازه واقعیت دارد. برای یافتن پاسخ، لازم نیست که به اقوال مخالفان داخلی جشن اعم از نویسندگان، صاحب‌نظران و علما رجوع کنیم. حتی ناظران خارجی هم می‌توانند به ما بگویند که ایا جشن هنر شیراز برایشان نکته‌ای در بر داشته است یا خیر. آیا جشن هنر را در حهان به عنوان بزرگترین فستیوال هنری تاریخ شناخته‌اند و هنر ایرانی را درک کرده‌اند یا خیر. در این جا به تحلیل برخی از نویسندگان خارجی اشاره می‌کنیم.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

پارسونز سفیر وقت انگلیس، در این رابطه معتقد است: «آیا تشکیل فستیوال‌های بین‌المللی سالانه فرهنگی شیراز با نمایش‌های بی‌معنی و مبتذل آن، سودی برای ایران در بر داشت؟... به نظر من و دیپلمات‌های کشورهای غربی که از حضور در مراسم پذیرایی به مناسبت پایان کنگره زرتشتیان خودداری کردند این قبیل کارهای غیرضروری بیش از شکست بعضی از برنامه‌های اقتصادی افکار عمومی را جریحه‌دار می‌ساخت و بر نارضایی توده‌های مذهبی و رهبران آن‌ها می‌افزود.» [15]

اسکندر دلدم به نقل از کتاب یورش پول (money rush)  نوشته اندرو دانکن، روزنامه‌نگار انگلیسی می‌نویسد: «در ایران کارهایی انجام می‌شود که در اروپا غیرقابل تصور است. مثلا در فستیوال هنر شیراز نمایشنامه‌ای اجرا شده که حرکات و عملیات در آن بسیار جسورانه و در عین حال واقعی بوده است. داستان سربازی که از کشتن بچه‌ای صرف‌نظر می‌کند و در مقابل این گذشت به مادرش تجاوز می‌کند. در پایان همین نمایش، مردی در مقابل تماشاچیان ظاهر می‌شود و شلوار را پایین می‌کشد، لوله هفت‌تیر را در ...  و به این روش خودکشی می‌کند.» [16]

پروفسور جولیو کوگنی، یکی از حاضران در جشن هنر هم در اظهارنظری گفت: «برای ما اروپایی‌ها آنچه که از غرب به این فستیوال می‌آید تازگی ندارد، مهم عنصر فرهنگ شرقی این جشنواره است که متاسفانه روی آن تاکید و تبلیغی نشده است. وقتی من در اروپا با بسیاری از منتقدین بزرگ درباره این فستیوال صحبت می‌کردم هیچکدام متوجه اهمیت سهم هنر شرق در این فستیوال نبودند... بهتر است در این فستیوال توجه بیشتر و عمیقتری به عرضه موسیقی شرقی شود.» [17]

برای همین است که دلدم اعتقاد دارد: «از یکی دو سال اول برگزاری جشن هنر که بگذریم در سال‌های بعد محافل هنری جهان متوجه شدند که در جشن هنر شیراز آنچه که اصلا مطرح نیست همانا هنر» است. از این رو دیگر اصلا توجهی به آن نکردند و یا اگر گروه‌هایی را به عنوان نمایندگان هنری برای شرکت در جشن هنر شیراز فرستادند اغلب عده‌ای مطرب و بی‌هنر و سودجو می‌آمدند.» [18]

نکته جالب‌تر این است که دستکم در سال‌های نخستین جشن، برگزارکنندگان جشن هم توجه خاصی به فراهم کردن امکانات برای انعکاس برنامه‌ها نداشتند. در اسناد ساواک، از قول پرویز رائین نماینده خبرگزاری آسوشیتدپرس در ایران آمده است: «سازمان جشن هنر در سال جاری توجهی به خبرگزاری‌های خارجی در ایران ننمود و نماینده‌ها را از نظر مسائل مربوط به جشن بی‌خبر گذارد.تا جایی که من می‌دانم هیچ یک از نماینده‌ها، خبری در این مورد به مراکز خود که جنبه بین‌المللی دارند مخابره نکرده‌اند.» [19]

برخی رسانه‌های خارجی هم حتی دست به تحریم جشن یا انتقاد از آن می‌زدند. مثلا نشریه «نوول ابزرواتور» -البته با تحریک و سفارش اتحادیه سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا از حضور در جشن و انعکاس آن خودداری کرد. [20] یا روزنامه neue hannoversche در مقاله‌ای با عنوان «بازیچه بزرگ شهبانو» به انتقاد از رویه‌های حاکم در جشن هنر پرداخت. [21]

9. آیا واقعا هنرمندان برجسته خارجی حضور داشتند؟

برگزارکنندگان جشن هنر، به‌شدت تلاش داشتند تا هنر آوانگارد را ترویج کنند. آنان که خود شدیدا تحت تاثیر این قسم ظهورات هنری مغرب زمین قرار داشتند می‌خواستند عموم هنرمندان و مردم ایران را نیز با آن‌ها آشنا کنند. فرخ غفاری در یکی از بیاناتش گفت: «جشن هنر با برنامه‌های کلاسیک کاری ندارد و دیگر به عقب بر نخواهد گشت. و آنچه خواهیم دید از دنیای مدرن خواهد بود....» [22] او پیش‌تر درباره فیلم‌های به نمایش درآمده در جشن اظهار داشته بود: «فیلم‌هایی را در این فستیوال خواهید دید که امکان دیدن آن را در سینمای بازار نخواهید داشت و کوشش شده است که این فیلم‌ها نشان‌دهنده آخرین تمایلات سینمای نو در جهان باشد.» [23]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرخ غفاری از حامیان و مروجان هنر آوانگارد غربی در جشن هنر بود

یکی از واژه‌هایی که از جشن هنر شیراز وارد دایره واژگان اهل هنر ایران شد، «هنر آزمایشگاهی» بود. (شاید معادل واژه هنر تجربی باشد که امروزه به کار برده می‌شود.) روتوسکی، یکی از پرسروصداترین نمایندگان این تئاتر «آزمایشگاهی» بود. او در گفتگو با جواد مجابی، شاخصه‌های این هنر آزمایشگاهی را معرفی کرد: «برای من جالب نیست که با هیولایی هزار چشم به نام تماشاگر عام روبرو شوم. ما در جستجوی تماشاگر هستیم نه مردم.» [24] برای همین این کارگردان برای تماشای تئاترش از پذیرش تماشاگرانی با تعداد بیشتر از پنجاه نفر ممناعت به عمل می‌آورد. [25]

یکی دیگر از این صاحب‌نظران هنر فوق‌مدرن، کانتور لهستانی بود. او با افتخار اعلام می‌کرد که «برای من مساله هنر مطرح است. کار من تئاتر نیست، ضدتئاتر است و هدف از این ضدتئاتر گسترش اندیشه‌های هنری است. قصد من از کار تئاتر ارائه یک هنر نمایشی و یا یک ادعانامه نیست. برای من هنر در کل آن مطرح است.» کانتور می‌گوید: «تاکنون سبک‌های بسیاری را دنبال کرده و چون آن‌ها را پس از مدتی کهنه‌ یافته است دنبال یک سبک جدید را گرفته.» [26]

این آوانگاردیسم گاهی برای مخاطبان تعجب‌برانگیز و متناقض‌نما می‌شد. خبرنگار یکی از مطبوعات می‎نویسد: «بعد از میزگردی که درباره بروک [یکی از آوانگاردهای حاضر در جشن] تشکیل شد با خانمی که مهمان رسمی جشن هنر است و خود از مقامات فرهنگی است صحبت می‌کنیم. می‌گوید: نمی‌دانم این چه دنیایی است؟ شب می‌رویم نمایش، بازیگرها چیزی می‌خورند و به مردم تف می‌کنند ( در نمایش زارتان برادر تارزان، هنرپیشه‌ها مقداری میوه و خیار می‌خوردند و هرجا و هر وقت به هر کسی که دلشان می‌خواست تف می‌کردند). این هم از صبح که می‌آییم میزگرد به زور می‌خواهند به خوردمان بدهند که زبانی که تا به حال با آن تئاتر اجرا می‌شده ناقص است؛ بشتابید که ما زبان تازه‌ای اختراع کرده‌ایم!» [27]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تادائوس کانتور؛ از آوانگاردهای پرسروصدای جشن هنر

گاهی هم مخاطبان و حاشیه‌نگاران این قسم تظاهرات روشنفکری و فوق مدرن مجبور بودند از زبانی نرم‌تر و مطایبه‌آمیزتر استفاده کنند: «اصطلاحی داریم که فلانی خاکی است که متواضع و مردم‌جوش و اهل دل است. که فاصله خود را با مردم کم کرده است... بیشتر گردانندگان تئاترهای امسال خاکی هستند. کارشان کم کردن فاصله است بین ما تماشاگران و خودشان. (در تئاتر تارزان): آقا بفرمایید همینجا روی زمین، کف سالن... (در تئاتر آلیس و ...): آقا روی این جعبه میوه بنشینید... (درقوزآباد): آقا بیا باغ خسروی، وسط درخت‌ها، بنشین با هم حرف داریم. » [28]

این آوانگاردیسم به شکل مسخره‌ای به هنرمندان ایرانی هم سرایت کرده بود. در گزارش اطلاعات از نمایشگاه نقاشی سال 47 می‌خوانیم: «خود وزیری این‌ها را نقاشی نمی‌داند اما چرا آن را در نمایشگاه نقاشی به اکسپوزسیون می‌گذارد؟ شاید می‌خواهد موجب شگفتی خلق‌الله بشود که شده است. تابلوهای ناصر عصار که از پاریس رسیده بود هنوز به دیوار نصب نشده بود. تابلوها عموما رنگ تیره کثیفی داشتند. برای اولین بار بود که آثار این حضرات را ملاحظه می‌کردیم. تابلوهایی با یک رنگ مسلط و ابعادی بزرگ و نامناسب. به نظر می‌رسید که نمایش سخت گرفتار کمبود مضمون است که به صخره‌ای و درختی متوسل شده بود آن هم در شیوه ژاپنی که کمی لوس می‌نمود. به هر حال فضای تابلو حرام شده درست مثل وقت تماشاچیان محترم. البته برای کسانی که هنوز دبستان طبیعت‌پردازی آن هم در سطحی اولیه خود برایشان ارجی دارد از دیدن این تابلوها، حس بازگشت به دوران روستایی را در خود زنده می‌یافتند.» [29] نویسنده درباره نقاشی‌های معصومه سیحون، حسین زنده‌رودی و لیلی متین دفتری هم شبیه همین نظرات را دارد.

اما این هنرمندان، همگی هم آوانگارد نبودند. برخی از آن‌ها به‌شدت آماتور می‌زدند و با ذره‌بین برگزارکنندگان جشن پیدا شده بودند: «نمی‌دانم به چه علت سازمان جشن هنر به جای دعوت از خوانندگان طراز اول مملکت چند هنرمند درجه دو را که هیچکدام در نوع خود تکنواز یا خواننده پرباری نیستند به شیراز فراخوانده است... جا دارد کسانی که یک سال وقت دارند تا لااقل از لحاظ موسیقی ایرانی هنرمند یا خواننده‌ای را برای جشن هنر که برنامه‌های آن در سطح بین‌المللی عرضه می‌شود انتخاب نمایند.» [30]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

اندی دوگروت یک بندباز مبتدی آمریکایی بود
که به جشن هنر شیراز دعوت شده بود

یکی از این آماتورها که به‌شدت انتقادبرانگیز شد «اندی دوگروت» فرانسوی و نمایش‌ها و رقاصی‌های تک نفرهاش بوذد که در سرای مشیر شیراز برگزار می‌شد.  نویسنده‌ای درباره حرکات موزون و بندبازی‌های دوگروت می‌نویسد: «نفس عمل قبیح است که آدم را نیمه‌شب –به کمک تبلیغات- بکشانند به سرای مشیر در تاریکی و خاک و خل بنشینی که نمایشی، رقصی، چیزی ببینی و از اول تا آخر، چیزی ببینی که به لعنت خدا هم نمی‌آورد. نفس عمل قبیح است که پول بدهیم، کمکشان کنیم از هر خراب‌آبادی بیایند از نجابت و خوش‌باوری ما سوئ استفاده کنند دو ساعت هیچ و پوچ را به خورد آن‌ها بدهند... نفس عمل قبیح است که یک بابای فرنگی اسم بازی «چرخ چرخ عباسی» و چرخ خوردن زورخانه‌ای را بگذارد نمایش و رص، آن وقت در بدترین ساعت شب و روز به نحوی احمقانه به خورد آن‌هایی بدهد که از دوره چرخ چرخ عباسی‌شان مدتی گذشته است.» [31]

10. سانسور و ادعای آزادی

جشن هنر شیراز ادعای آزادی و سانسور نکردن داشت. سردمداران مخلوع رزیم شاهنشاهی، امروز هم هر کجا که می‌نشینند از آزادی از کف رفته مردم ایران صحبت می‌کنند و خود را آزادی‌خواهانی معرفی می‌کنند که به مردم بد معرفی شده‌اند. در ادامه به چند مورد نقض اشاره می‌کنیم تا درستی یا نادرستی این ادعا روشن شود:

در چند گزارش ساواک به‌صراحت از سانسور و کنترل امنیتی رژیم شاهنشاهی و حتی تعقیب‌های قانونی آن نسبت به هنرمندان جشن هنر شیراز سخن به میان آمده است. در یک نمونه درباره تئاتر «بنگاه تئاترال» ساخته علی نصیریان می‌خوانیم:

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

نزدیک بود علی نصیریان برای اجرای تئاتر
«بنگاه تئاترال» به ساواک احضار شود.

«در جریان اجرای آن بازیگران اشعاری می‌خواندند و عبارت (نه این طرف باش نه آن طرف باش بزن به سیم آخر) را تکرار می‌کردند. در قسمت‌های دیگر این برنامه علی نصیریان مطالب مبتذل و مسخره‌ای ظاهرا از زبان دیالوگ نمایش و در معنی تند و انتقادآمیز از اوضاع و احوال حاوی کشور بر زبان می‌آورد مثل، (وعده‌های نافرجام اولیای امور – اطلاق اصناف و گرانی)... با توجه به این مراتب مجموعا ترتیب اجرای نمایشنامه به نحوی بود که متصدیان مربوط به تلویزیون ملی ناگزیر به قطع بقیه برنامه شدند... پیشنهاد می‌شود چنانچه تصویب فرمایند جهت بررسی‌های لازم روی نمایشنامه منظور، علی نصیریان برای ارائه اشعار نمایشنامه به ساواک احضار شود. [البته این پیشنهاد رد شد.] ضمنا به عرض می‌رساند در جریان جشن هنر سال گذشته نیز نمایشنامه دیگری تحت عنوان (بزک نمیز بهار میاد) به وسیله بیژن مفید روی صحنه آمد چون مربوط موضوع آن با مصالح سیاسی تطبیق نداشت در اجرای دستور سناریوی مربوط از سازمان رادیو تلویزیون ملی خواسته شد.»  [32]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

نمونه دیگر پیرامون فستیوال سینماگران جوان آسیا است که در ذیل برنامه‌های سینمایی جشن هنر از اواسط دهه پنجاه برگزار می‌شد. نیروهای امنیتی رژیم محتوای این فیلم‌ها را به‌دقت زیر نظر داشتند: «خواهشمند است دستور فرمایند فیلم‌هایی را که سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران جهت شرکت در فستیوال سینماگران جوان آسیا و جشن هنر شیراز تهیه  و یا در نظر گرفته به طور غیرمحسوس و از طریق منابع مشخص در اسرع وقت اسامی و خلاصه‌ای از محتوای نامناسب فیلم‌های شرکت‌کننده را به این اداره ارسال دارند.» [33]

نتیجه‌گیری

طی دو مقاله اخیر، به ذکر ده نقطه ضعف جشن‌ هنر شیراز پرداختیم. به‌طور کلی این جشن‌ها، «شترگاوپلنگ»ی بود که قصد داشت همه چیز را در خود جمع کرده باشد. از هنر سنتی تا مدرن و بعضا فرامدرن، از هنر ایرانی و هنرهای صددرصد معارض بیگانه با فرهنگ ملی و از تئاتر سینما تا موسیقی و تعزیه و این اواخر حتی قصد داشتند روضه‌خوانی را هم به نمایش‌های جشن اضافه کنند. چنانچه در آغاز دو مقاله گفته شد، ایده جشن‌های هنر، ایده نو و دست‌نخورده‌ای بود که می‌شد بهتر و عاقلانه‌تر از آن بهره برد اما به هر ترتیب، سیاست‌های برگزارکنندگان جشن و بی‌توجهی‌های ملکه باعث شد روز به روز بر جدایی مردم از جشن، و نیز عادی‌شدن، پرهزینه‌شدن و خار در چشم شدن جشن افزوده شود. آنچه اهمیت دارد، افزون بر افزایش آگاهی‌ها از آنچه در تاریخ معاصر ایران رخ داده است، برای سیاست‌های فرهنگی امروزمان هم می‌توانیم از تجربه عبرت‌انگیز «جشن هنر شیراز» بهره‌های خوبی ببیریم که مبادا سیاست‌های فرهنگی جشن هنری، دوباره در مملکت تکرار شود.

*منایع
1. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 188
2. خاطرات ابوالحسن ابتهاج؛ به کوشش علیرضا عروضی، چاپ اول، بهار 1371، انتشارات علمی، صص 560 و 561
3. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص 136
4. همان، صص 180، 190 194 و 197
5. خاطرات من و فرح پهلوی؛ اسکندر دلدم، انتشارات به‌آفرین، چاپ سوم، ص 1050
6. اطلاعات، 14 شهریور 51
7. کیهان، 6شهریور 55
8. اسناد ساواک، ص 303
9. صمیمی، ص 154
10. اطلاعات، 7شهریور 52
11. همان
12. اطلاعات، 12 شهریور 52
13. اطلاعات، 26 مرداد 53
14. اطلاعات، 7 شهریور 55
15. پارسونز ص 49
16. دلدم، ص481 و 482
17. اطلاعات، 19 شهریور 52
18. دلدم، ص 480
19. اسناد ساواک، ص 204
20. همان، ص307
21. همان، ص 380
22. اطلاعات، 14 شهریور 51
23. کیهان، 21 شهریور 47
24. اطلاعات، 8 شهریور 49
25. اطلاعات، 7شهریور 49
26. کیهان، 21مرداد 53
27. اطلاعات، 11شهریور 50
28. اطلاعات، 13 شهریور 50
29. اطلاعات، 14 شهریور 1347
30. اطلاعات، 8شهریور 50
31. اطلاعات، 3 شهریور 54
32. اسناد ساواک، ص 246 و 247
33. اسناد ساواک، ص 267
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، سياسي، هنري
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:52 ] [ گروه دین وزندگی ]
رمزگشایی از خیزش دوباره ملت یمن؛
بیش از یک‌سوم ساکنان شمال و بیش از نیمی از ساکنان جنوب یمن، از انصارالله و طرح سیاسی این جنبش فراگیر حمایت می‌کنند که این نسبت هر روز در حال افزایش است؛ اما پرسش این است که انصارالله، این حمایت وسیع مردمی را از کجا به دست آورده است؟
گروه بین‌الملل مشرق - معادلات داخلی یمن به‌سرعت در حال فروپاشی و تغییر است. ناظران این عرصه در صنعا، پایتخت یمن و دیگر شهرهای این کشور تأکید می‌‌کنند که محبوبیت و جایگاه مردمی جنبش «انصار الله» یمن به‌سرعت و هر روز در حال افزایش است و هواداران و طرفداران این جنبش به طور مستمر در حال افزایش است، تا جایی که تظاهرات مسالمت‌آمیز میلیونی صبح امروز این جنبش در میدان مرکزی پایتخت یمن، امری طبیعی و معمولی قلمداد شده است!

در یمن، معمول است که بخشی از بازی سیاسی در قالب «آمار و ارقام» آورده شود، به گونه‌ای که صفوف میلیونی و به‌هم‌پیوسته یمنی‌ها از هر مذهب و قبیله‌ای در کنار جنبش شیعی "انصارالله" برای تحقق خواسته‌ها و مطالبات برحقش واقعیتی انکارناپذیر است که حکومت یمن به هیچ وجه نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

در حالی که بیش از یک‌سوم ساکنان یمن شمالی از جنبش انصارالله و طرح سیاسی این جنبش فراگیر حمایت می‌کنند، بیش از نیمی از ساکنان جنوب یمن نیز از حامیان انصارالله به شمار می‌آیند و این نسبت هر روز در حال افزایش است، به‌گونه‌ای که اکنون مردم، خواسته‌‌ها و مطالبات جنبش را برحق می‌دانند و تأکید می‌کنند که باید دولت با آنها تعامل داشته باشد.

محبوبیت میلیونی

این صحنه‌ها و داده‌ها ما را در برابر سؤالات بی‌شماری قرار می‌‌دهد از جمله اینکه جنبش انصارالله، این حمایت وسیع مردمی را از کجا به دست آورده است؟ این جنبش، چگونه وارد رویارویی‌های نظامی و سیاسی با حکومت شده است؟

با توجه به مخالفت‌های گسترده عربی و منطقه‌ای و بین‌المللی که با این جنبش وجود دارد، انصارالله چگونه توانسته، میلیون‌ها شهروند یمنی را جذب اهداف خود کند؟


سیره خوش‌نام جنبش انصارالله در طول زمان

نگاهی سریع به تاریخ این جنبش خوشنام سیاسی نشان می‌دهد که جنبش انصارالله در طول تاریخ فعالیت خود در عرصه سیاسی یمن همواره متعهد به شعارها و اقدامات مسالمت‌آمیز و برقراری آرامش برای حل مسائل و قضایای داخلی یمن بوده و تا به امروز به تمام قراردادها و توافقنامه‌های آتش‌بسی که با دولت‌های یمن امضا کرده، پایبند و متعهد بوده و خط مشی نیرنگ و فریب و حیله را پیش نگرفته است. همان گونه که این جنبش برای تحقق مطالبات و خواسته‌های بر حق خود همواره خط مشی شرافتمندانه تظاهرات مردمی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته که قانون اساسی یمن آن را مجاز دانسته و آن را خلاف ضوابط و قوانین عمومی در یمن ندانسته است.


برحق بودن خواسته‌ها و مطالبات انصارالله
 
نگاهی به خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی جنبش انصارالله که تا امروز ندای آنها را در تظاهرات‌ مسالمت‌آمیز خود سر داده، همواره مطالباتی برحق و خواسته‌‌هایی مشروع بوده‌اند. جنبش در طول مدت فعالیت خود در عرصه سیاسی یمن هیچ‌گاه خواسته‌ای غیرمنطقی یا غیر قابل گفت‌‌وگو و مذاکره و غیر قابل تحقق نداشته است.

محبوبیت میلیونی

در طول مدت فعالیت، جنبش انصارالله بارها به تلاش برای مشارکت در حکومت با مانع‌تراشی بر سر راه فعالیت دولت متهم شده که آخرین نمونه آن اعتراض این جنبش به افزایش قیمت مواد سوختی در یمن و ممانعت از اجرای قیمت‌های جدید توسط دولت است اما انصارالله هیچ گاه موضع منفی و خشونت‌آمیز در برابر حکومت اتخاذ نکرده و حتی هنگامی که نیروهای سیاسی یمن به طرح ایجاد جنگ فرسایشی برای رهبران جنبش و ترور آنها روی آورده و نمونه آن ترور نماینده این جنبش در کنفرانس گفت‌وگوی ملی یمن است، باز جنبش هیچ‌گاه موضعی منفی اتخاذ نکرده و روی به گزینه مبارزه مسلحانه همانند دیگر جنبش‌ها و احزاب سیاسی یمنی مانند حزب اصلاح یمن نیاورده است.

محبوبیت میلیونی

انصارالله ثابت کرده که خواسته‌ها و مطالباتش نشأت یافته از خواست و اراده‌ای سیاسی است که هدف آن بهبود اوضاع در یمن و پیشرفت و رشد آن است و نگاهی سریع به روند تحولات اخیر یمن نشان می‌دهد، تظاهراتی که جنبش در روزهای اخیر برگزار کرده، نه‌تنها با استقبال و مشارکت طرفداران و هواداران جنبش مواجه شده، بلکه بسیاری از شرکت‌کنندگان در این اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به صورت مستقیم در جنبش عضویت ندارند و مشارکت آنها اغلب به این دلیل صورت می ‌گیرد که منافع و خواسته‌های مشترکی میان خود و جنبش ملاحظه می‌کنند.

 
مردمی‌بودن رهبران و سیاستگذاران انصارالله

در یمن کسی را نمی‌توان یافت که منکر این امر باشد که رهبران جنبش انصارالله بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه هستند.

محبوبیت میلیونی

تصمیم‌گیرندگان این جنبش، اغلب افرادی از طبقات و اقشار پایین و مستمند جامعه هستند که در تمام فعالیت‌های مردمی و عمومی مشارکت و در تمام بحران‌ها در کنار مردم قرار دارند. در حالی‌ که کسانی که روند امور جاری در یمن را دنبال می‌کنند، به خوبی از شکاف میان رهبران جنبش‌ها و احزاب سیاسی این کشور و مردم عادی و پایگاه مردمی آنها مطلع و آگاه هستند و همواره این سیاستمداران مورد انتقاد مردم بوده‌اند.
 
 
حمایت انصارالله از آزادسازی فلسطین و توجه به مسائل مهم جهان اسلام
 
جنبش انصارالله از جمله معدود جنبش‌‌های یمنی و عربی است که همواره از قضایای جهان عرب و اسلام از جمله فلسطین حمایت کرده و موضع حامیانه و جانبدارانه در قبال ملت فلسطین در برابر تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه و کرانه باختری داشته و در کنار اعراب در نبردهای سیاسی و نظامی با هدف یاری رساندن به ملت فلسطین و دیگر قضایای جهان اسلام و عرب حضور فعالانه داشته است.

جنبش انصار الله در طول فعالیت سیاسی خود توانسته، ارتباطی موفق بین قضایا و مسائل داخلی و عربی و اسلامی برقرار کند و بزرگ‌ترین دلیل این مدعا سخنرانی‌های سید عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش انصارالله است که تمام سخنرانی‌های اخیر خود را از یک سو به حقوق مشروع و برحق یمنی‌ها و از سوی دیگر حقوق غصب‌شده ملت فلسطین مرتبط کرده است.

محبوبیت میلیونی

کارشناسان و ناظران اتفاق نظر دارند، سید عبدالملک الحوثی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به این نکته اشاره کرده که قضیه فلسطینی، قضیه‌ای داخلی است، چون از اهمیت بسیاری برای جهان عرب و اسلام برخوردار است و بر این باور است که پایه و اساس حل قضایای یمن، قضیه فلسطین است.

انصارالله امروز بخش مهمی از واقعیت سیاسی یمن است و با توجه به تظاهرات میلیونی که حامیان این جنبش در پایتخت یمن برگزار کردند، دولت یمن باید در نگاه خود نسبت به جنبش و جایگاه آن بازنگری کند و به گزینه مشارکت‌دادن آن در بازی سیاسی روی آورد، به خصوص با توجه یه شرایط حاکم بر شبه‌جزیره عربی که شاهد ناآرامی‌ها و جنگ برسر قدرت میان خاندان سعودی از یک سو و جنگ برسر غارت ثروت‌های یمن توسط این خاندان از سوی دیگر و تلاش آنها برای تسلط بر تنگه «باب المندب» به هر قیمت ممکن است.



منبع: العهد
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:52 ] [ گروه دین وزندگی ]
تحولات امروز سوریه؛
گروه تروریستی جبهة النصرة برای ایجاد رعب و وحشت، اجساد نیروهای ارتش سوریه را طعمه سگ‌های ولگرد می‌کند.این گروه تکفیری صراحتاً اعلام کرده انداختن اجساد کشته شده‌ها جلوی سگ‌ها، سیاستی است که برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌های دشمنانش اتخاذ شده است.
تحولات امروز سوریه؛گروه بین الملل مشرق- برای مخاطبان گزارش‌های تحولات سوریه، از شش جبهه متفاوت گزارش‌هایی رسیده است که مطالعه آنها را به علاقه‌مندان "تحولات در صحنه" سوریه توصیه می‌کنیم. تحولات میدانی «دیرالزور»، تحولات میدانی جبهه «دمشق» و حاشیه آن، تحولات میدانی جبهه «رقه»، تحولات میدانی جبهه «ادلب»،  تحولات میدانی جبهه «حلب» و تحولات میدانی جبهه «حسکه» رئوس گزارش امروز ما را تشکیل می دهد. با ما همراه باشید.

تحولات میدانی دیرالزور

درگیری میان ارتش سوریه و گروه تروریستی داعش در دو منطقه الحویقه در داخل شهر و فرودگاه نظامی در 10 کیلومتری شهر نفت خیز دیرالزور در جریان است که ارتش سوریه در اولی مهاجم و در دومین جبهه مدافع است.

درگیریها در محله "حویقه" شهر دیرالزور میان دو طرف با برتری ارتش سوریه و پیشروی ارتش در بخشهای وسیعی از این منطقه تداوم دارد. همچنین درگیریهای پراکنده ای میان ارتش سوریه با عناصر گروه داعش در محلات دیگر شهر دیرالزور مانند "رشدیه" و "کنامات" به وقوع پیوسته است.

تحولات امروز سوریه؛
در نقشه موقعیت دو محله حویقه و رشدیه با دایره به رنگ زرد مشخص شده است.

 نیروی هوایی ارتش سوریه روز گذشته 12 بار مراکز  نظامی  گروه داعش  را در دو شهر "عکیدات" و "موح حسن" با دقت بمباران کرد که منجر به هلاکت افراد حاضر در آن شد. از این تعداد 7 حمله هوایی به موح حسن، 2 حمله هوایی به دو محل استقرار داعش در اطراف فرودگاه و 3 حمله به محله الجبلیه در داخل شهر دیرالزور انجام شد.

گروه تروریستی داعش از چند روز پیش تلاشها برای محاصره و تصرف فرودگاه نظامی دیرالزور آغاز کرده است. این حملات در قالب پرتاب موشک و خمپاره و سازماندهی نیروهای این گروه در سراسر استان دیرالزور صورت می گیرد. به موازات اقدامات نظامی، رسانه های داعش با اعلام قریب الوقوع بودن "غزوه فرودگاه دیرالزور" برای راه انداختن جنگ روانی علیه نیروهای ارتش سوریه و تضغیف روحیه آنها تلاش می  کنند.

در مقابل ارتش سوریه با بمبارانهای شدید و پی در پی مقرهای نظامی، انبارهای تسلیحاتی، کاروانهای تدارکاتی و نظامی و همچنین تثبیت موقعیت در مناطق تحت سیطره اش در داخل شهر و روستاهای اطراف فرودگاه نظامی دیرالزور تلاش کرده تا جلوی هرگونه تغییر توازن عملیاتی– تدارکاتی– تسلیحاتی عناصر داعش را برای حمله به مراکز استقرار نیروهای ارتش و فرودگاه را بگیرد.

تحولات امروز سوریه؛
درنقشه موقعیت دوشهر جدید عکیدات و موح حسن واقع در حاشیه شرقی شهر دیرالزور مشخص شده است.

تحولات امروز سوریه؛

31 اعدام در عرض 1 ماه


مرکز حقوق بشر سوریه (وابسته به مخالفان دولت، مستقر در لندن) امروز با ارائه آماری اعلام کرد که گروه داعش در یک ماه اخیر 31 نفر را به اتهامهای مختلف اعدام کرده است.

در این گزارش آمده است که این افراد شامل عناصر گروههای رقیب داعش مانند جبهه النصره، ارتش آزاد و جبهه اسلامی، اساتید دانشگاه، افسران جداشده از پلیس و ارتش سوریه و کسبه بازار هستند. همه این افراد در ملا عام و در شهرهای مختلف استان دیرالزور، حلب و رقه اعدام شده اند.

این گزارش می افزاید همکاری با دولت و ارتش، جنگ با خدا و رسول خدا (ص) از طریق مخالفت با داعش و نشانه گذاری مراکز استقرار داعش برای بمباران آنها توسط نیروی هوایی ارتش سوریه از شایع ترین اتهامات این گروه به شهروندان سوری و اعدام آنها است.

تحولات امروز سوریه؛

خبرگزاری "فرانس پرس" از تهیه گزارشی 45 صفحه ای توسط کمیسیون تخصصی حقوق بشر سازمان ملل متحد خبر داده است. در این گزارش آمده است: «در مناطق تحت کنترل"دولت اسلامی" هر چند روز یکبار در میدانها اعدام های عمومی، قطع اعضای بدن و اجرای مجازات شلاق انجام می شود. اجساد کشته شدگان برای چند روز در میادین عمومی به صلیب کشیده می شود تا بنابر ادعای گروه تروریستی داعش "موجب ترس و عبرت" سایر مردم ساکن در این مناطق باشند».

در این سند رسمی بیان شده که چنین اقداماتی به "یک منظره عادی" در مناطق تحت سیطره گروه تروریستی داعش تبدیل شده است .

اعدام یک استاد دانشگاه دیرالزور توسط داعش

صبح امروز گروه تروریستی داعش یکی از اساتید دانشکده حقوق دانشگاه دولتی دیرالزور را در شهر "موح حسن" واقع در حاشیه شرقی دیرالزور به اتهام ارتداد از طریق عضویت در حزب حاکم بعث سوریه در میدان مرکزی این شهر اعدام کرد.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه دمشق و حاشیه آن

 عملیات ارتش سوریه در منطقه جوبر واقع در حاشیه شمالی شهر دمشق پایتخت سوریه وارد پنجمین روز خود شد.

نیروی زمینی ارتش سوریه با پشتیبانی هواپیماهای نیروی هوایی در دو محور شمالی و شرقی به سمت عمق منطقه جوبر پیشروی کردند در این پیشروی ها مسجد جامع طیبه و تعدادی از ساختمانهای محل استقرار تروریستهای تکفیری النصره و ارتش اسلام بود به تصرف نیروهای ارتش سوریه در آمد.

نیروی هوایی ارتش سوریه در دو روز اخیر بیش از 24 بار (15 حمله هوایی در روز گذشته و 9 حمله هوایی از ساعات ابتدایی صبح امروز) مراکز استقرار تروریستهای ارتش اسلام و جبهه النصره را هدف بمباران سنگین قرار دادند. یگان موشکی ارتش سوریه بیش از 40 موشک از نوع کاتیوشا به جوبر شلیک کرده است.

هم زمان ارتش سوریه حملاتی را به منطقه "عین ترما" در مرز غوطه شرقیه دمشق با محله  جوبر که به عنوان عقبه تدارکاتی– نیرویی تروریستهای مسلح در جوبر عمل می کند، انجام داده است.

در درگیریهای امروز تعدادی از فرماندهان غیر سوری گروههای تروریستی فعال در جوبر به نامهای "سعید جاسم طباطبایی (اهل کویت) نادر عجاج (فلسطینی) و ولید حمامه" به هلاکت رسیده اند  که اسامی آنها در رسانه های وابسته به این گروهها اعلام شده است.

منطقه جوبر واقع در حاشیه شمالی شهر دمشق در دوسال اخیر عرصه فعالیتهای خطرناکترین گروههای تروریستی تکفیری بوده است. عملیات ارتش سوریه در ماههای اخیر با نام "درع العاصمه (سپر پایتخت)"با هدف پاکسازی این منطقه و جلوگیری از پرتاب موشک و خمپاره های تروریستها به محلات امن و مسکونی شهر دمشق در جریان بوده اما  به دلیل وجود شبکه هایی از تونلهای زیر زمینی و تعبیه استحکامات فراوان از سوی گروه های مسلح ، با کندی به پیش می رود.

حساسیتها بر منطقه جوبر و مناطقی همچون غوطه شرقی دمشق، برزه، قابون، داریا، اردوگاه آوارگان فلسطینی یرموک و قدم- که در مناطق مختلف شمالی، جنوبی، شرقی و غربی پایتخت سوریه قرار دارند- به این دلیل است که این مناطق در بر گیرنده شهر دمشق هستند و با هدف ایفای نقش در طرح هجوم سراسری گروههای مسلح تروریستی به شهر دمشق  برای ساقط کردن نظام حاکم بر کشور سوریه به اشغال این گروهها درآمده بودند.

اما با عدم موفقیت این گروهها در تصرف مناطق از پیش تعیین شده شهر دمشق و مقاومت ارتش، ورود حزب الله و مجاهدان شیعه عراقی، نه تنها در رسیدن به اهداف تعیین شده از سوی اربابان عربی و غربی ناکام ماندند بلکه خود نیز در همین مناطق در محاصره ارتش و نیروهای مجاهد شیعه قرار گرفته و به هدفی مشروع برای بمبارانها و موشک بارانهای روزانه تبدیل شدند.

با افزایش فشارهای نظامی و تکمیل محاصره جغرافیایی، دارویی، غذایی و تسلیحاتی بر گروههای تروریستی و تشدید درگیریهای داخلی میان آنها بر سر عواملی چون حاکمیت بر قلمرو، مسایل اعتقادی و میزان بهره مندی از دلارهای شیوخ خلیج فارس حامی تروریسم تکفیری در برخی از مناطق شهر دمشق توافق نامه هایی میان ارتش با گروههای تروریستی مسلح بومی در این مناطق حاصل شده که به خلع سلاح و بازگشت امنیت و آرامش در این مناطق در مقابل اخراج تروریستهای تکفیری از گروههای داعش و جبهه النصره منجر گردید.

لازم به ذکر است که دور جدید درگیریها در منطقه جوبر 5 روز پیش پس از انهدام دو ساختمان محل استقرار نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه توسط عناصر گروه تروریستی تکفیری "ارتش اسلام" آغاز و با تهاجم همه جانبه ارتش سوریه از زمین و هوا علیه مراکز تروریستها همچنان در حال پیگیری است.

فایل ویدیویی مرتبط با انهدام دو ساختمان محل استقرار نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه در محله جوبر دمشق را از اینجا دریافت کنید.


تحولات امروز سوریه؛
موقعیت منطقه جوبر ، زملکا و عین ترما  در روی نقشه مشخص شده است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛
 تصاویری از عملیات زمینی و هوایی ارتش سوریه علیه تروریستهای لانه کرده در جوبر

فایل ویدیوی مرتبط با بمباران محله جوبر دمشق را هم از اینجا دریافت کنید.

پرتاب خمپاره به محله المزه

گروههای تروریستی مستقر در منطقه جوبر امروز چند حمپاره به محله "المزه" دمشق پرتاب کردند که منجر به وارد آمدن خسارات مالی به منازل و مغازه های اطراف محل اصابت گردید.


تحولات امروز سوریه؛
محل اصابت خمپاره به محله المزه در همسایگی منطقه جوبر

غوطه شرقیه دمشق

همزمان با عملیات ارتش سوریه در منطقه جوبر دمشق، منطقه غوطه شرقیه نیز شاهد شدیدترین زد و خوردها میان ارتش با تروریستهای گروه تروریستی "ارتش اسلام" و گروههای هم پیمان آن بود. به موازات درگیریها یگان موشکی ارتش سوریه 9 موشک زمین به زمین (احتمالا از نوع کاتیوشا) به مزارع شمال شهرک ملیحه شلیک کرد.

به گزارش منابع میدانی نزدیک به ارتش سوریه ، کانون این درگیریها  در مناطق دوما ، جسرین ، زبدین ، دیرالعصافیر و مزارع عین ترما  واقع در غوطه شرقیه شهر دمشق میان ارتش و دفاع طنی با تروریستهای تکفیری همچنان ادامه دا¬رد.در اثر این درگیریها 23 نفر از تروریستها از جمله شش نفر از فرماندهان میدانی آنها به نامهای "محمد عمر خبيه" ، "وليد دلوان"، "علي عليوی" ، "راتب سليك"، "محمود بكری" و "منير فواز" به هلاکت رسیده و تعدادی نیز مجروح شدند.


تحولات امروز سوریه؛
کانون درگیریها در مناطق مختلف غوطه شرقیه با دایره هایی به رنگ زرد مشخص شده است.

فایل ویدیوی مرتبط با درگیری در غوطه شرقی را از اینجا دریافت کنید.

آمادگی جبهه النصره برای "غزوه صیدنایا"

گروه تروریستی "جبهه النصره" در دو روز اخیر بارها مردم منطقه "صیدنایا" واقع در حاشیه شمالی دمشق را تهدید به حمله نظامی کرده است.

رسانه های نزدیک به گروه جبهه النصره (شاخه رسمی شبکه تروریستی القاعده در سوریه) در دو روز اخیر بر حملات و تهدیدهای رسانه ای خود علیه مردم مسیحی ساکن در منطقه صیدنایا  به دلیل آنچه حمله نیروهای دفاع وطنی مقیم در این شهر به روستای "عین قنین" که پیش از این در اشغال این گروه تروریستی بوده است، افزایش داده و آنها را به حمله قریب الوقوع تهدید کرده است.

در مقابل جوانان منطقه صیدنایا با بدست گرفتن سلاح و راه اندازی کمیته های دفاع مردمی زیر نظر تشکیلات دفاع وطنی اعلام کردند برای مبارزه با تروریستهای النصره و چشاندن طعم شکست به آنها مشابه آنچه در سال گذشته میلادی در منطقه "دیرشیروبیم" بر سر عناصر این گروه آوردند آمادگی کامل دارند. ساکنین منطقه صیدنایا و دیر شیروبیم همگی از مسیحیان و حامیان نظام و ارتش سوریه هستند و مناطق اطراف آن  سال گذشته در جریان عملیات ارتش سوریه در منطقه القلمون هدف پاکسازی نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه و رزمندگان حزب الله قرار گرفته بود.

تحولات امروز سوریه؛
موقعیت شهر صید نایا و منطقه دیرشیروبیم در نقشه با دایره به رنگ قرمز مشخص شده است.

تحولات میدانی جبهه رقه

داعش 30 نفر از نیروهایش را اعدام کرد!

منابع رسانه ای نزدیک به گروه تروریستی داعش امروز اعلام کردند که این گروه 30 نفر از اعضایش را به اتهام ارتباط و همکاری با ارتش و دولت سوریه اعدام کرده است.

این منابع افزودند در میان این 30 نفر دو نفر از فرماندهان ارشد گروه تروریستی داعش حضور داشتند که نام یکی از آنها ابوجعفر تونسی بوده است که وی از فرماندهان ارشد میدانی داعش در استان دیرالزور بوده است.

علت اعدام این افراد بنابر آنچه هیئت به اصطلاح شرعی گروه تروریستی داعش در بیانیه ای اعلام کرده است، اقدام آنها در اجازه عبور به کاروان مدافعان فرودگاه نظامی طبقه حین عقب نشینی به سوی مرکز نظامی ارتش سوریه در منطقه "اثریا" بدون وقوع هرگونه درگیری با آنان بوده است.در این بیانیه نوع اعدام این افراد نیز شلیک گلوله به سر عنوان شده است.

تحولات امروز سوریه؛

بمباران مراکز و کاروانهای نظامی داعش

صبح امروز هواپیماهای نیروی هوایی ارتش سوریه حملات سنگینی را به مراکز استقرار داعش در مناطق "سبخه"، "سباهیه" و روستای "عکیرشی" انجام دادند.

تحولات امروز سوریه؛

در تحولی دیگر ارتش سوریه امروز طی عملیاتی جاده مواصلاتی حلب – رقه را دوسال پس از سیطره داعش برآن بازگشایی کردند.

سرنوشت تلخ باقیمانده مدافعان فرودگاه نظامی طبقه


رسانه های گروه تروریستی داعش تصاویر جدیدی از درگیریهای میان این گروه با گروهی از نیروهای ارتش مدافع فرودگاه طبقه که پس از اشغال آن به دست عناصر گروه تروریستی داعش به منطقه عجراوی عقب نشینی کرده بودند را منتشر کرده اند.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

طبق این تصاویر کلیه مدافعانی که وارد این منطقه شده بودند توسط عناصر گروه داعش تحت تعقیب فوری قرار گرفته و پس از درگیریهای سنگین میان دوطرف، همگی به شهادت رسیدند.

اما آنچه که در این میان ناراحتی بیشتر هر بیننده برخوردار از روح انسانی را موجب می شود، کشتن و آتش زدن تعدادی از مدافعان زخمی توسط تروریستهای داعش است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه ادلب


درگیریها میان ارتش سوریه و تروریستهای تکفیری در مناطق اطراف شهر "معره النعمان" وارد مراحل جدیدی شده است.

درگیریها میان طرفین با اقدام گروههای تروریستی در محاصره دو پادگان ارتش سوریه در اطراف شهر معره النعمان از توابع استان ادلب به نامهای پادگان "وادی الضیف" و "حامدیه" و تلاش برای تصرف آنها تداوم دارد.

شدت گلوله باران یگان توپخانه و بمباران هواپیماهای نیروی هوایی ارتش سوریه موجب شد تا تروریستهای تکفیری برای در امان مانده از این حملات از اطراف پادگانهای حامدیه و وادی الضیف عقب نشینی کنند.

تحولات امروز سوریه؛
در نقشه، موقعیت دو پادگان وادی الضیف و حامدیه در حاشیه شهر معره النعمان از توابع ادلب با رنگ زرد مشخص شده است.

بنابر گزارش یک منبع میدانی هواپیماهای ارتش سوریه امروز مواضع تروریستها در روستاهای "کفرومه ، حاس ، معرشورین  را 10 بار هدف سنگین ترین بمباران قرار دادند.

تروریستها  به یکی از نقاط تفتیش ارتش سوریه به نام "عین قریع" حمله کردند که با پاسخ شدید نیروهای مستقر در این مرکز تلفاتی شامل 10 کشته و تعدادی مجروح به آنها وارد گردید.

گروه تروریستی "جبهه النصره" در انتقام این تلفات ، بیش از 25 گلوله خمپاره به شهر شیعه نشین "فوعه" واقع در شمال ادلب پرتاب کردند که موجب شهادت یک نفر و جراحت 8 نفر دیگر شامل چند زن و کودک شد.

تحولات امروز سوریه؛

اعدام 4 جوان سوری بدست جبهه النصره

همزمان با تنگ شدن عرصه میدانی بر گروه تروریستی جبهه النصره این گروه روز گذشته و پس از عقب نشینی از مناطق حاشیه دو پادگان ارتش سوریه 4 نفر از شهروندان سوری را به اتهام "همکاری با سازمان امنیت سوریه" اعدام کرد.

بنابر گزارشهای میدانی این 4 جوان از عناصر مرتبط با گروه جبهه النصره بودند و دو ماه پیش دستگیر شده و در زندانهای این گروه نگهداری می شدند. 

تحولات میدانی جبهه حلب

درگیریهای داخلی میان گروههای تروریستی مسلح داعش و ائتلاف جبهه النصره و جبهه اسلامی در اطراف روستای دابق واقع در حاشیه شمالی شهر حلب با شدت ادامه دارد.

دو گروه جبهه النصره و جبهه اسلامی از هفته گذشته و در پی شکستهای مکرر و پیشروی های داعش در مناطق حاشیه شمالی شهر حلب، در پی چاره جویی برآمدند و پس از برگزاری نشستهایی، اقدام به تشکیل اتاق عملیات مشترک نموده و عملیاتی با نام "نهروان شام" علیه آنچه که خوارج زمان (گروه داعش) می نامیدند، آغاز کردند.

طی این عملیات، تا کنون صدها نفر از دوطرف به هلاکت رسیده و صدها نفر دیگر نیز مجروح شده اند.

تحولات امروز سوریه؛

ویدیوی مرتبط با درگیریها میان داعش با النصره و جبهه اسلامی در حاشیه شمالی شهر حلب را از اینجا دریافت کنید.

درگیریها میان ارتش سوریه با تروریستها در محورهای مختلف شهر حلب شامل مناطق غربی زندان مرکزی حلب، زكوانية، خان العسل، عربيد، ارشاف، مارع، باب، تل علم، قاضي عسكر، كفر كار، فافين، بابنس، مسلمية، ليرمون، معارة الأرتيق، خالدية، جمعیت الزهراء و اطراف اردوگاه "بریج" و ورودی شمال شرقی شهر "حندرات" با شدت هر چه تمام تر ادامه دارد.

هواپیماهای ارتش سوریه مراکز استقرار تروریستهای داعش و النصره و جبهه اسلامی در اطراف حاشیه غربی شهر حلب را به شدت بمباران کردند.

مرکز حقوق بشر سوریه در گزارشی اعلام کرد که گروههای تروریستی امروز به انتقام شکستهای پی در پی از ارتش و دفاع وطنی سوریه  در جبهات مختلف شهر حلب، اقدام به خمپاره باران مناطق مسکونی دو شهر شیعه نشین نبل و الزهراء واقع در شمال شهر حلب نمودند. از تلفات و خسارات این گلوله باران آماری منتشر نشده است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه حسکه

روز گذشته یگان "دفاع مردمی کردهای سوریه" سیطره خود را بر روستای "جزعه" در نزدیکی مرز سوریه با عراق را پس از درگیریهای شدید با تروریستهای گروه تروریستی داعش اعلام کردند. در این درگیریها سیلوهای گندم این روستا و برخی روستاهای همجوار آن مانند "العرجه، اکراشی، سفانه و پنج مزرعه دیگر اطراف آنها" نیز به تصرف کردهای سوری در آمد.

درگیریها از 19 مرداد امسال میان دو طرف شدت گرفته بود. گروه داعش با هدف تکمیل حلقه محاصره بر شهر کرد نشین سنجار واقع در کشور عراق (همجوار استان حسکه سوریه) و بستن تنها مسیر فرار کردهای عراقی به سمت شهر کردنشین حسکه واقع در شمال سوریه به روستای جزعه حمله ور شده بود که کردهای منطقه حسکه به مقابله با آنها برخواسته و عناصر گروه تروریستی داعش را وادار به ترک منطقه کردند.

درتحولی دیگر روز گذشته یگانهای حمایت مردمی کردهای سوریه با اجرای کمین علیه کاروان خودروهای زرهی گروه  داعش در دو منطقه کوع "شلاح و حلو" در حاشیه جنوبی شهر راس العین تعدادی از آنها را منهدم کردند.

همچنین عملیات ارتش سوریه با پشتیبانی یگانهای حمایت مردمی کردهای سوری در منطقه "غویران" واقع در جنوب شرقی حسکه آغاز شده است.

تحولات امروز سوریه؛

این منطقه تنها منطقه ای است که گروههای مسلح محلی هم پیمان با تروریستهای تکفیری داعش در آن حضور فعال دارند.

یکی از فرماندهان گردان حفظ نظم و امنیت در شهر حسکه به خبرنگاران گفت که در روزهای اخیر گروهی از ریش سفیدان منطقه به نمایندگی از مردم شهر حسکه با تروریستهای گروه داعش مستقر در منطقه غویران وارد مذاکره شده بودند و آنها را برای پذیرش یکی از سه شرط زیر مخیر کرده بودند:

1 – تسلیم شدن به مقامات دولتی  و تحویل تسلیحات.

2 – خروج کامل از منطقه غویران با سلاح هایشان.

3 – آماده شدن برای جنگ و هلاکت به دست واحدهای ارتش و نیروهای مردمی.

این تروریستها در پاسخ به این پیشنهادات، اقدام به خمپاره باران محلات مختلف شهر و اماکن تردد مردم عادی مانند بازار و خیابان های حسکه نمودند. طی این خمپاره باران، 1 پیرمرد شهید و 9 نفر دیگر شامل یک زن و یک کودک خردسال و یک عضو کمیته حفظ نظم منطقه به شدت زخمی شدند.

در پاسخ ارتش اقدام به گلوله باران مناطق شمالی محله "غویران" نموده و حلقه محاصره بر تروریستهای موجود در آن را  تنگ نموده و شمارش معکوس برای آغاز عملیات ارتش و نیروهای بومی در این منطقه آغاز شده است.

در دیگر سو، مرکز حقوق بشر سوریه (وابسته به مخالفان دولت سوریه مستقر در لندن) خبر از فرار گروهی مردم منطقه غویران از منازلشان برای دورماندن از آتش درگیریهای نظامی دوطرف داده است.


تحولات امروز سوریه؛

بنابر اعلام این مرکز بیش از 60 هزار نفر از مردم ساکن در غویران اقدام به ترک منازلشان و حرکت به سمت مناطق امن نموده اند.

تحولات امروز سوریه؛

اطعام سگهای ولگرد با پیکر کشته شدگان جنگ!


گروه تروریستی جبهة النصرة برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌ آنچه "دشمنان" می نامد، اجساد نیروهای ارتش سوریه را طعمه سگ‌های ولگرد می‌کند.

این گروه تکفیری صراحتاً اعلام کرده انداختن اجساد کشته شده‌ها جلوی سگ‌ها، سیاستی است که برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌های دشمنانش اتخاذ شده است.

تحولات امروز سوریه؛

جبهة النصرة و داعش گروه‌های تروریستی هستند که رفتارهای بسیار وحشیانه و خونین از آن‌ها سر می‌زند؛ با این حال، غذا دادن سگ‌ها با اجساد، رفتاری است که تا کنون فقط از جبهة النصرة (شاخه رسمی گروه شبکه تروریستی القاعده در سوریه) سر زده است.


 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: سياسي، تكفيري(داعش ،.....)
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:50 ] [ گروه دین وزندگی ]
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.
نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
به گزارش مشرق، در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم امام رضا(ع) تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است که برخی از اسن اقدمات را دز ذیل می خوانید:

نکته۱
در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

نکته۲
در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

نکته۳
سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

نکته۴
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.


نکته ۵
مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نکته۶
۲۸ هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر ۲۸ هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته۷
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال ۹۵۷ هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال ۱۳۱۱ همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.


نکته۸
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال ۱۱۶۰ به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به ۲۰۰۰ بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه ۱۱۶۰قمری) »

نکته۹
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

نکته۱۰
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (۳×۴) و ارتفاع ۲ متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.


نکته۱۱

سقف ضریح سوم با چوب‎های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نکته۱۲
ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال ۱۳۳۸ بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎گردد.

نکته۱۳
طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.


نکته۱۴
ضریح چهارم دارای ۰۵/۴ متر طول و ۰۶/۳ متر عرض و ۹۰/۳ ارتفاع و ۱۴دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎برداری از طلا و نقره و جواهرات .

نکته ۱۵
پایه‎ها، ستون‎ها، کتیبه‎های سیمین با نقش‎های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است .

نکته ۱۶
بر روی هر یک از دهانه‎های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

نکته ۱۷
در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

نکته ۱۸
پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎های نقره‎ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎نمود.


نکته ۱۹
به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال ۱۳۷۲ مطالعات و بررسی‎های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
 
نکته۲۰
به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.


نکته۲۱
با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ ۱۲/۱۱/۷۵ تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

نکته ۲۲
پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎رسد.

نکته ۲۳
عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه ۲۱/۱۰/۷۹، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی – تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

نکته ۲۴

محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

نکته ۲۵
از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ها و کاشی‎کاری‎ها و کتیبه‎های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

نکته ۲۶
سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از ۱۲ قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول ۲۰/۲ و عرض ۱۰/۱ و ارتفاع ۹۰ سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

نکته ۲۷
در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ها و جهت قوس‎های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎سازد.

نکته ۲۸
در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

نکته ۲۹
دو سوره مبارکه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه «یس» دارای ۶۶/۱۷ و عرض ۱۸ سانتیمتر و طول کتیبه «هل اتی» ۷۶/۱۶ و عرض آن ۱۴ سانت می‎باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نکته۳۰
برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

نکته۳۱
ضریح مطهر جدید حدود ۱۲ تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ای و طلایی آن و اتصال روکش‎های بدون پیچ یکی از ویژگی‎های این ضریح است. طول ضریح ۷۸/۴ و عرض آن ۳۷/۳ و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه ۹۶/۳ متر می‎باشد.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)

نکته۳۲
حرم مطهر مجموعه‎ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

نکته۳۳
سالانه در این حرم مطهر بیش از ۷۰۰ هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎شود.

نکته۳۴
نام‎های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎باشد:

آستان ملائک پاسبان – ارض اقدس – بقعة مبارکه – حرم مطهر – روضة رضویه – روضة مقدسه – روضة منوره – عتبة عالیه – قبلة هفتم – کعبة آمال – مرقد ملکوتی – مرقد منور – مضجع شریف – معین الضعفاء.

نکته ۳۵
سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف ۸۰/۱۸ متر می‎باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

نکته ۳۶
حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به ۱۳۹ متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

نکته ۳۷
از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

نکته ۳۸
حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ ۶۱۲ هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎شاه می‎باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نکته ۳۹
حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎هایی تعبیه شده، در مکان‎هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل ۱۰۴ قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ترین آنها سلیمانیه‎هایی است، با دور نقره، مربوط به ۵۵۰ سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

نکته۴۰
گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال ۱۰۱۰ تا ۱۰۱۶، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎های محققان بر می‎آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎کاری بوده است.
 
برچسب ها: امام رضا ، حرم ، طوس ، مشرق
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:21 ] [ گروه دین وزندگی ]
برخی منابع به شهر آمرلی لقب استالینگراد عراق داده بودند، ‌زیرا توانست بیش از ۸۰ روز در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی مقاومت کند.
به گزارش مشرق، نام آمرلی از زمانی بر سر زبان ها افتاد که حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر از ساکنان آن بیش از دو ماه در برابر وحشی ترین گروه تروریستی جهان ایستادگی و مقاومت کردند و با اهدای صدها شهید و مجروح اجازه اشغال شهرشان را به تکفیری ها دودستی تقدیم نکردند و ثمره این ایستادگی، اعلام خبر شکست محاصره آمرلی در روز یکشنبه نهم شهریور بود.

بی شک اگر ایستادگی جانانه مردم مظلوم آمرلی که همگی شیعه هستند، ‌در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی نبود، نیروهای مردمی و ارتش عراق نمی توانستند اقدام قابل توجهی برای نجات این شهر انجام  دهند و تروریست های مزدور جنایت هولناک دیگری را مرتکب می شدند.

آمرلی شهر کوچک در شمال طوزخورماتو و در ۲۴۰ کیلومتری شمال بغداد واقع است، جمعیت آن را ترکمان های شیعه تشکیل می دهند، جمعیت آن، ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر برآورد شده است، آمرلی از نظر اداری تابع شهرستان طوزخورماتو است که در حال حاضر تحت سیطره نیروهای منطقه کردستان عراق معروف به پیشمرگه قرار دارد.تروریست های تکفیری با حمایت بعثی های صدامی توانسته بودند سه روستای مجاور آمرلی به نام های قره ناز، بروجلی و جرادغلی را در حالی اشغال کنند که مردم این روستاها به سبب نرسیدن کمک های تسلیحاتی و مهمات پس از مقاومت شدید نتوانستند از ورود تروریست های متجاوز جلوگیری کنند، اما داستان آمرلی با دیگر مناطق تفاوت مهمی دارد و آن ایستادگی و مقاومت بی نظیر شیعیان ساکن آن در برابر داعشی هاست. آمرلی بیش از هشتاد روز توانست در مقابل گروه تروریستی تکفیری شرور داعش مقاومت کند.

آمرلی از تمام جهات در محاصره تروریست های داعش قرار گرفت، چرا که تمام روستاها و مناطق اطراف آن به اشغال تکفیری ها درآمده بود و به همین سبب حلقه محاصره آمرلی هر روز تنگ تر از قبل می شد و هر لحظه بیم آن می رفت که تکفیری ها با توجه به حمایت های گسترده مالی و تسلیحاتی حامیانشان از آنها، این شهر را هم همانند دیگر مناطق به اشغال خود درآورند و جنایت هولناک دیگری مرتکب شوند.

تروریست های داعش، ‌اتاق عملیات خود را در منطقه سلیمان بیگ در اطراف آمرلی ایجاد کرده بودند، هر چند از عراق خبر رسید که بخش های زیادی از سلیمان بیگ هم از اشغال داعش آزاد شده است.

آمرلی تا روز یکشنبه ۳۱ آگوست(نهم شهریور) که حصر آن شکسته شد، در مقابل تروریست های متجاوز ایستادگی کرد، تکفیری ها تمام راه های ورود کمک های غذایی، فراورده های نفتی و دیگر موارد مورد نیاز آمرلی و حتی برق و‌آب آن را قطع کرده بودند و ساکنان این شهر تنها به اتکای کمک های غذایی که از راه هوایی توسط ارتش عراق برای آنها ارسال می شد، توانستند زنده بمانند.

منابع حقوق بشری پیش از شکستن شدن حلقه محاصره آمرلی درباره بروز کشتار وحشیانه در صورت ورود تروریست های داعش به آن هشدار داده بودند.

برخی منابع به شهر آمرلی لقب استالینگراد عراق داده بودند، ‌زیرا توانست بیش از ۸۰ روز در برابر تروریست های تکفیری و بعثی صدامی مقاومت کند، مردم این شهر معتقد بودند که قرار است قربانی توطئه جدیدی شوند که حامیان تروریست های تکفیری و بعثی صدامی قصد دارند توسط مزدورانشان اجرا کنند به همین سبب با تمام وجود و با تکیه بر اراده و ایمان خود مقاومت کردند و پا پس نکشیدند.
 
شهر آمرلی با بدترین شرایط انسانی روبرو بود و از کمبود شدید مواد غذایی، دارویی و آب بهداشتی برای نوشیدن رنج می برد، با این حال مردم مقاوم و شجاع آن در دو جبهه جنگیدند، یکی با گرسنگی و تشنگی و شرایط دشوار ناشی از محاصره و دیگری مقابله با حملات بی امان تروریست های داعش، اما حتی یک گام هم عقب نشینی نکردند.

نام این شهر از بیشترین اسامی بود که طی بیش از دو ماه اخیر بر زبان ها جاری بود، بیشترین شهری بود که مردم آن از جهانیان و مدعیان دفاع از حقوق بشر درخواست کمک می کردند، مرگ در کمین همه آنها بود، سایه ترس و گرسنگی، بیماری و کشتار هم آنها را رها نمی کرد، با این حال با دستان خالی و شکم های گرسنه و لب های تشنه مقاومت کردند.

عباس شیاع از شهروندان ترکمان عراق گفته بود آمرلی بیش از دو ماه است که در محاصره درندگان وحشی قرار دارد، بارها از جهانیان درخواست کمک فوری شد، اما وجدان هیچ یک از مدعیان بیدار نشد.

بنا به گفته بهجت حسن از ساکنان آمرلی که به بغداد رفته است، تروریست ها روزانه با دست کم ۲۵۰ گلوله خمپاره، این شهر را گلوله باران می کردند، شهری که مردم و برخی داوطلبان شریف از آن حمایت می کردند، ۲۰ هزار نفر از ساکنان این شهر بدون برق، آب شرب و دستگاه های ارتباطاتی بیش از ۸۰ روز مقاومت کردند، تنها مرکز بهداشت این شهر هم از امکانات لازم بی بهره بود.

تروریست های داعش عزم خود را جزم کرده بودند تا با اشغال آمرلی، ساکنان آن را قتل عام و ذبح کنند.

نکته تاسف بار سکوت شرم آور مجامع و نهادهای بین المللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر در قبال اوضاع وخیم انسانی آمرلی در طول بیش از هشتاد روز محاصره بود، نیازی محمد اوغلو از نمایندگان پارلمان عراق با انتقاد از سکوت منطقه ای و بین المللی در خصوص حملات تروریست ها به آمرلی هشدار داده بود که فاجعه بزرگی، حدود ۲۰ هزار نفر از ساکنان آمرلی را تهدید می کند که با کمبود شدید آب، مواد غذایی و دارو روبرو بودند.

البته حملات تروریست ها به شیعیان عراق از جمله منطقه آمرلی از سال ۲۰۰۳ تا کنون ادامه داشته است.

شهری که داعش را تحقیر کرد

داستان هشتاد روز دلهره آور

از ۱۲ ژوئن گذشته که تروریست های  داعش بر ناحیه سلیمان بیگ در همسایگی آمرلی سیطره یافتند، محاصره شدید آمرلی هم آغاز شد، تکفیری ها بارها برای در هم شکستن مقاومت مردم آمرلی تلاش کردند، اما تلاش آنها به صخره محکم مقاومت و اراده آهنین ساکنان این شهر شیعه نشین روبرو شد تا این شهر به نماد ایستادگی و مقاومت در برابر داعش تبدیل شود، این شهر با طولانی ترین و وحشیانه ترین محاصره ای روبرو شد که عراق پس از سال ۲۰۰۳، آن را شناخته است.

در گرمای سوزان تابستان، قطع آب و برق و کمبود شدید مواد غذایی و دارویی، مردم در کنار نیروهای دولتی و عشایر بیش از هشتاد روز محاصره و گلوله باران و درگیری های سخت، سرافرازانه تکفیری ها و بعثی های صدامی را وادار به پذیرش شکست کردند.

ابوزهراء از ساکنان آمرلی می گوید ما در سایه محاصره ای که بیش از دو ماه طول کشیده، زندگی کردیم و با تروریست هایی که می خواستند به مردم شیعه شهر حمله کرده و آنها را قتل عام کنند، جنگیدیم.

ابوزهراء در حالی که در طول هشتاد روز جنگ با تروریست های تکفیری از ناحیه پا مجروح شد، تاکید کرد وحشی گری داعش هیچ تاثیری بر اراده و روحیه مردم آمرلی نگذاشت و آنها را وادار به تسلیم نکرد.

مردم آمرلی طی این هشتاد روز بارها حملات تروریست های تکفیری را با حمایت نیروهای پلیس و نیروهای داوطلب مردمی که در لبیک به ندای مرجعیت عالی دینی به جنگ با تکفیری ها آمدند، دفع و تلفات سنگینی هم به دشمنان وارد کردند.

عبدالله شکور زین العابدین عضو شورای شهر آمرلی گفته بود تروریست ها با تعداد بسیار زیادی به شهر ما حمله می کردند، اما شجاعت رزمندگان ما، آنها را زمینگیر کرده بود.
البته دولت نوری المالکی هم با توجه به محاصره شدید آمرلی، کمک های غذایی، ‌ دارویی و  تسلیحاتی را به صورت هوایی برای مردم مقاوم این شهر ارسال می کرد و نیروهای داوطلب مردمی هم در پاسخ به ندای مرجعیت، در کنار نیروهای ارتش و پلیس، عملیات شکستن حصر آمرلی و سرکوب تروریست ها را با قدرت آغاز کردند که در روز یکشنبه نهم شهریور(۳۱ آگوست) با متواری شدن تروریست ها متواری شدند.

علی البیاتی رئیس جمعیت حقوق ترکمان ها از دوران سخت هشتاد روزه محاصره سخن گفته بود و اینکه زنان و کودکان و بیماران و سالخوردگان به کمک های انسانی فوری نیاز دارند.

سرکردگان داعش در طول دوران محاصره تلاش کرده بودند از طریق مذاکره با بزرگان و شیوخ ترکمان آمرلی بدون درگیری بر این شهر مسلط شوند و وعده دروغین عدم آزار رساندن یا کشتار مردم را در صورت تحویل افراد تحت پیگرد خود داده بودند، اما بزرگان شهر با توجه به شناختی که از وحشی گری و بی رحمی تکفیری ها پیدا کرده بودند، ‌هرگز در دامی که آنها برایشان پهن کرده بودند، ‌نیفتادند و مقاومت و ایستادگی را به تسلیم و سازش ترجیح دادند و البته ثمره آن را پس از هشتاد روز مقاومت با رسیدن کمک های مردمی و دولتی چشیدند.

محاصره تحمیلی داعش نتوانست مردم شهر را وادار به تسلیم کند. وهاب صالح ۴۰ ساله که در یک شرکت نفتی کار می کند، درباره سختی های دوران محاصره آمرلی گفته بود ما از آب های غیر بهداشتی چاه ها می نوشیدیم که سبب بیمار شدن بسیاری از مردم شده و امکان درمان در تنها درمانگاه شهر هم به سبب نبود دارو و تجهیزات پزشکی وجود ندارد.

البته بر خلاف جوسازی ها و  تبلیغات فتنه گران علیه دولت مرکزی عراق، کمک های فوری از طریق هوایی به طور مستمر برای مردم آمرلی ارسال می شد و این کمک ها نقش بسزایی در مقاومت و تقویت روحیه مردم برای مبارزه با تروریست ها داشت و دولت نوری المالکی، سلاح و مهمات و نیروهای ارتش و داوطلب و غذا را از طریق بالگرد به آمرلی می فرستاد.

اکثریت مردان آمرلی برای دفاع از شهر، سلاح به دست گرفته بودند، با وجودی که تنها ۴۰۰ نفر از آنها آموزش دیده بودند، با این حال آنها با حمایت نیروهای داوطلب شیعه، مقابل حملات خمپاره ای و تک تیراندازهای داعش ایستادگی کردند.

شهر آمرلی در هفتم جولای ۲۰۰۷ میلادی هم در معرض وحشیانه ترین حمله تروریستی قرار گرفته بود به طوری که یک تروریست انتحاری، کامیون بمب گذاری شده را در مرکز شهر منفجر کرد که بر اثر آن، ‌۱۲۷ نفر از زنان و کودکان و سالخوردگان به شهادت رسیده و بیش از ۴۰۰ نفر دیگر زخمی و ده ها باب منزل و ساختمان تجاری تخریب شد. در سوم مارس همان سال هم مردم آمرلی در نبردی سخت، با گروه های مسلح مبارزه کردند.
منبع: تسنیم
 
برچسب ها: آمرلی ، داعش ، مشرق
مطالب مرتبط
دبیرکل سازمان بدر چگونگی آزاد سازی منطقه آمرلی از دست تروریستهای داعش را بازگو کرد.
به گزارش مشرق، "هادی العامری" تأکید کرد با عملیات نیروهای عراقی علیه تروریستهای داعش، محاصره این شهر پس از گذشت بیش از 70 روز شکسته شد.

هادی العامری به سایت خبری "الغد پرس" گفت که این عملیات با پشتیبانی نیروهای داوطلب مردمی به سرانجام رسید.

العامری که در حال فرماندهی عملیات علیه تروریستهای داعش در شمال شرقی عراق است، تأکید کرد: ارتش عراق و نیروهای داوطلب برای آزاد سازی منطقه آمرلی از تروریستها، از روشهای کلاسیک استفاده نکردند بلکه نقشه‌های جدیدی را ابتکار کردند. وی افزود: آزادسازی آمرلی بخشی مهم و بزرگ از عملیات پایان دادن به حضور گروه‌های تروریستی در عراق است.

یکی از نیروهای داوطلب مردمی هم که در این عملیات حضور داشت، تأکید کرد: کسانی که تا پیش از این ارتش را تهدید می کردند و خواستار نفوذ تروریستها به شهر آمرلی و کشتار مردم بودند، امروز و پس از ورود نیروهای عراقی به آمرلی و مناطق اطراف آن، از فرار تروریستهای داعش خبر می دهند.

وی افزود: عناصر داعش به وسیله بلندگو درخواست کردند که به آنها امان دهیم تا بتوانند فرار کنند؛ ولی فرماندهان با این موضوع مخالفت کردند؛ به همین دلیل تروریستها پس از به هلاکت رسیدن شمار قابل توجهی از همقطارانشان به دست نیروهای ارتش و داوطلبان، مجبور شدند به سوی کوه حمرین بگریزند.

عملیات پاکسازی آمرلی و مناطق اطراف آن از وجود تروریستهای داعش، از نخستین ساعات بامداد دیروز با حمله هوایی ارتش عراق به مواضع این گروه تروریستی آغاز شد.

نیروهای ارتش و داوطلبان نیز پس از آزاد سازی روستاهای جردغلی و السلام در محدوده آمرلی، توانستند وارد این شهر شوند.

شهر ترکمان نشین آمرلی بیش از 75 روز تحت محاصره تروریستهای داعش بود، و ساکنان این شهر با وجود نقص شدید آب، غذا و دارو در مقابل حملات تروریستها مقاومت کردند و مانع از نفوذ آنان شدند.
منبع: العالم
منابع عراقی از شکسته شدن محاصره منطقه شیعه نشین آمرلی از سوی نیروهای امنیتی و مردمی و فرار دسته جمعی تروریستهای تکفیری خبر دادند.
به گزارش مشرق به نقل از شبکه السومریه، جاسم محمد جعفر از مسئولان ترکمان اعلام کرد: نیروهای امنیتی با کمک نیروهای مردمی محاصره منطقه آمرلی را شکسته اند.این نیروها پس از این اقدام به برقراری امنیت در جاده ارتباطی میان بغداد و کرکوک خواهند کرد.
 
برخی منابع امنیتی همچنین خبر دادند: هادی العامری رئیس سازمان بدر و فرزندان وی در راس نیروهایی که حصر آمرلی را شکسته اند قرار داشته اند.
 
خاطر نشان می شود با تاکید مرجعیت عالی شیعیان و درخواست فزاینده مردم آمرلی برای نجات آنها از شر تروریستهای تکفیری داعش، نیروهای ارتش عراق با حمایت نیروهای مردمی شیعه و کردی از روز شنبه 30 آگوست، عملیات گسترده ای را برای پایان دادن به محاصره آمرلی و سرکوب تروریستهای تکفیری آغاز کردند.
 
آمرلی محل سکونت حدود ۱۵ هزار نفر از اقلیت ترکمان عراق است که شیعه مذهب هستند، و نهادهای حقوق بشری بارها درباره وخامت اوضاع آمرلی و مردم مظلوم تحت محاصره آن هشدار داده بودند.
 
مردم منطقه آمرلی، هشتاد روز در محاصره تروریست های وابسته به گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و شام قرار داشتند منطقه آمرلی است. منطقه آمرلی منطقه زیبایی است. بر اساس آمار اعلام شده در سال 1977 تعداد ساکنان آن 15104، در سال 1987 تعداد آنها 22522 نفر در سال1997 تعداد 30173 نفر اعلام شده است که در حال حاضر این آمار را نزدیک به بیست هزار نفر می دانند.
 
روستاهای وابسته به این منطقه بوسطاملی، پیر احمدلی، عبود، زنگیلی، پیرآوچولو،قره ناز، چارداغلی، بیگ البو حسن، دره اوباسی، ثعیلب هستند.
 
ساکنان این منطقه از هشتاد روز قبل در محاصره داعش بودند که امروز محاصره آنها با رسیدن نیروهای ارتش و نیروهای مردمی در هم شکسته شد و تروریستهای داعش هم متواری شدند. موضوع قابل تامل عدم واکنش جدی از سوی آمریکایی ها است زیرا آنها در حالی که در سنجار و برای حمایت از اربیل دست به حملات هوایی زدند به مردم این منطقه توجهی نشان ندادند و گویا سرنوشت آن اهمیتی برای واشنگتن ندارد.
 
عباس البیاتی نماینده وابسته به ائتلاف دولت قانون از آمریکا خواسته بود که مشابه سنجار حملاتی برای شکستن محاصره ناحیه آمرلی انجام دهد.وی افزود: آمریکا نباید برخورد دوگانه ای داشته باشد و باید به شیعیان، مسیحیان، صائبین، ایزدی ها و دیگر طیفهای عراقی نگاه یکسانی داشته باشد. حیدر الملا رئیس علمای عراق نیز از برخورد دوگانه آمریکا انتقاد کرد.
 
حسن الخفاجی نویسنده عراقی در این باره می نویسد: گرچه مقاومت استالینگراد در مقابل ارتش نازی معروف است اما این منطقه بیش اینکه از نظر جغرافیایی، تاریخی و موارد دیگر قابل مقایسه با استالینگراد باشد شبیه حادثه کربلاست. اما علت اصرار داعش برای به زانو درآوردن ساکنان این منطقه به اوج نفرت و کینه داعشی ها از اهل بیت(ع) و اتباع آن مربوط می شود.
 
مقاومت ساکنان ناحیه آمرلی قابل ستایش است. مقاومت بی نظیر آنها در برابر گروهی خونریز بی شک آن را در تاریخ جاودانه می کند ساکنان این منطقه به خوبی این نکته را درک کرده بودند که در صورت تسلیم شدن چه سرنوشتی در انتظار آنهاست زیرا آثار ویرانگر داعشی قبلا در سنجار و بسیاری از مناطق تحت اشغال داعشی ها آشکار است. آنها می دانستند تروریستها در صورتی که به این ناحیه وارد شوند کشتاری عظیم به راه می اندازند و همه اماکن مذهبی را تخریب می کنند و همه چیز را می سوزانند و تخریب می کنند.
 
ساکنان این منطقه مورد بی مهری کسانی که دم از حقوق بشر می زنند قرار گرفته بودند. آمریکا نیروی هوایی خود را برای حمایت از اربیل که منافع واشنگتن در آن نهفته است بلافاصله پس از اینکه داعشی ها در سی کیلومتری این شهر قرار گرفتند فعال کرد اما سرنوشت ساکنان آمرلی برای آمریکا اهمیتی ندارد.
 
در پی موفقیت نیروهای مردمی و امنیتی در شکستن محاصره منطقه شیعه نشین آمرلی و بیرون رانده شدن تروریستهای تکفیری، موجی از شادی مردم مظلوم این منطقه را فرا گرفته است.
منبع: مهر
سخنگوی وزارت پیشـمرگ منطقه کردستان عراق در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد جزئیات بیشتری از آزاد سازی شهر شیعه نشین آمرلی راکه از دو ماه پیش در کنترل نیروهای داعش بود، تشریح کرد.
به گزارش مشرق، سرتیپ "هلگورد حکمت" سخنگوی وزارت پیشـمرگ منطقه کردستان عراق در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد اعلام کرد: ظهر امروز ساعت ١٢ و ٣٠ دقیقه به وقت محلی عراق ، نیروهای مشترک پیشمرگ و ارتش عراق پس از جنگی ٦ ساعته وارد شهر شیعه نشین آمرلی شدند.

وی افزود: در این حمله مشترک ، 62 تن از تروریست های داعش کشته شده و 18 نفر از آنها نیز دستگیر شده و طبق اطلاعاتی که در اختیار داریم شمار زیادی از آنها زخمی شده‌اند.

سخنگوی وزارت پیشمرگ منطقه کردستان ضمن تاکید پاکسازی کامل آمرلی از لوث گروهای تروریستی ، تصریح کرد: شهر از وجود نیروهای داعش پاکسازی شده اما به نیروهای خود دستور داده‌ایم فعلا پیشروی نکنند زیرا بمب‌های بسیار زیادی را در نقاط مختلف شهر تعبیه کردند که باید ابتدا گروههای متخصص کشف بمب شهر را پاکسازی کنند و بعد از آن بتوانیم وارد شهر شویم.

هلگورد حکمت بر ضرورت هماهنگی بیشتر نیروهای پیشمرگ کُرد و ارتش عراق تاکید کرد و گفت: به هماهنگی موجود تا آزادسازی کامل استان موصل ادامه می‌دهیم.

شهر شیعه نشین آمرلی از توابع استان موصل محل سکونت 18 هزار نفر از اقلیت‌های ترکمن عراق است که از دو ماه پیش در اختیار نیروهای داعش بود.

به گفته  شاهدان عینیریال مردم شهر امرلی از پشت بام‌های خود آزادی شهر را جشن می‌گیرند و هم اکنون صدای شلیک هوایی در بسیاری از نقاط شهر شنیده می‌شود.

بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به بروز جنایت جنگی در این شهر هشدار داده بودند.
منبع: تسنیم
یک مرد 44 ساله در ترکیه با شکایت به دادگاه از ربودن پسر سه ساله اش از سوی همسر سابقش و پیوستن آنها به گروه تروریستی داعش شکایت کرد.
به گزارش مشرق، روزنامه حریت با انتشار گزارشی از شکایت " شاهین آکتان " مرد ترکیه ای صاحب نمایشگاه اتومبیل و رستوران به دادگاه خبر داد.

آکتان با اشاره به اینکه همسر قرقیز تبار 23 ساله خود را طلاق داده است گفت او پسر 3 ساله اش را ربوده و برای جهاد با خود به منطقه تحت سلطه داعش در رقه سوریه برده است.

این مرد ترکیه ای با اشاره به اینکه اخلاق همسر سابقش در یک سال گذشته کاملا عوض شده بود ، گفت : او از یک سال پیش محجبه شد و نماز می خواند و در سایت های اینترنتی به دنبال جستجوی سایت های اسلامی بود.

ماجرای جالب چت یک مرد ترکیه ای با اعضای داعش: به شدت دنبال جهاد نکاح هستند.

منبع: عصرایران

این مرد ترکیه ای افزود: همسر سابقم به یکباره از تاریخ 1 جولای ناپدید شد. من با ایجاد یک صفحه جعلی در فیسبوک توانستم خودم را به عنوان زن جا بزنم و با او چت کردم. او به من گفت در رقه سوریه است و اگر می خواهم در جهاد نکاح شرکت کنم می توانم برای ازدواج با یکی از مجاهدان ! به سوریه بروم.

او گفت: همسر سابقم هم در شهر قاضی آنتپ در قالب جهاد نکاح با یکی از اعضای داعش ازدواج کرد. زنان ترکیه ای که برای جهاد نکاح به سوریه می روند نخست به صورت قاچاق به حلب می روند و از آنجا به مناطق تحت تسلط داعش فرستاده می شوند.

این مرد ترکیه ای افزود: "اعضای داعش به شدت دنبال پیدا کردن زنانی برای جهاد نکاح هستند . من در چت هایم با اعضای داعش بسیاری از آنها را مشتاق به ازدواج دیدم. حتی یکی از آنها عاشق من شده است و به شدت اصرار دارد برای ازدواج با او به سوریه بروم."

* منبع: پارسینه
از جمله نکات قابل توجه و هولناک در این مستند٬ شیوه‎هایی است که داعش برای فشار بر نیروها خود استفاده می‎کند.
به گزارش مشرق، شبکه ماهواره‎ای Sterk TV ترکیه با پخش مستندی درباره گروه تروریستی داعش پرده از چهره واقعی آن برداشت. در این فیلم که با حضور و اعتراف ۲۰ عضو سابق داعش ساخته شده است مطالب هولناکی مطرح گردیده است.

یکی از اعضای سابق داعش در این مستند با بیان اینکه "بزرگترین سلاح داعش در برابر مردم استفاده از شیوه ایجاد رعب و وحشت است” گفت: آنها به ما دستور می‎دادند که هنگام ورود به شهر موصل٬ برای ارعاب مردم هرکس را که در کوچه دیدم بُکشیم یا مورد تجاوز قرار دهیم.

دیگر عضو سابق داعش نیز با اشاره به حمایت‎های همه جانبه ترکیه از تروریست‎ها خاطرنشان کرد: شهرهای آدانا، جیزره و اورفا اصلی‎ترین نقاط ارتباطی ما با سایر نیروها بود. همچنین سیستم اطلاعاتی ترکیه کمک‎های بسیار قابل توجهی را از جهت اطلاعاتی و عملیاتی برای ما انجام می‎داد.

وی ادامه داد: باید بگویم ترکیه برای ما نه تنها یک معبر بلکه یک مرکز حمایتی لجستیکی بود. هر زمان که نیاز داشتیم می‎توانستیم براحتی وارد ترکیه شده و سلاح های مورد نیاز را تهیه کنیم.

از جمله نکات قابل توجه و هولناک در این مستند٬ شیوه‎هایی است که داعش برای فشار بر نیروها خود استفاده می‎کند.

یکی دیگر از اعتراف کنندگان با بیان اینکه "اعضای داعش از هیچ تجاوز به عنفی هراس ندارند” تصریح کرد: سران داعش برای پیشگیری از جدا شدن و یا فرار کردن فرماندهان و نیروهای این گروه تروریستی٬ آن‎ها را مورد تجاوز قرار می‎دهند و از این عمل شنیع فیلمبرداری می‎کنند. با این عمل٬ شخص مورد نظر همواره زیر فشار بوده و تنها راه رهایی‎اش خودکشی است.

وی با بیان اینکه "در این مجموعه تروریستی٬ لواط امری عادی به حساب می‎آید” اظهار داشت: بارها تهدید به تجاوز شدم تا اینکه روزی مرا بیهوش کردند و پس از به هوش آمدن٬ خود را در اتاقی آلوده یافتم.

این عضو سابق داعش افزود: مورد شکنجه‎های فجیعی قرار گرفتم و ۱۵ مرتبه به من تجاوز شد. آنها از همه این اتفاقات فیلم گرفتند و تا مدتها از این فیلم جهت تحت فشار قرار دادنم برای ادامه همکاری بهره می‎بردند.

منبع: نهضت جهانی مقاومت

موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:15 ] [ گروه دین وزندگی ]
مشخصات کامل رهبران "داعش" منتشر شد

ابو نبیل، که نام اصلی وی وسام عبد زید الزبیدی بوده و استاندار صلاح الدین به شمار می رفت اما چندی پیش توسط نیروهای امنیتی عراق به هلاکت رسید.
به گزارش شیعه آنلاین، وزارت کشور عراق با انتشار گزارشی، هویت کامل رهبران و مقامات مختلف گروهک تروریستی - تکفیری «دولت اسرائیلی عراق و شام» موسوم به "داعش" را فاش کرد.

بررسی های اولیه انجام شده نشان می دهد که بیشتر سران این گروهک تروریستی، وابسته به رژیم منحله بعث بوده اند و از افسران دوران صدام به شمار می روند که به خیال خود می توانند دوباره بر عراق تسلط یابند.
اسامی سران گروهک تروریستی داعش به شرح ذیل است:

* ابوبکر البغدادی: نام اصلی وی ابراهیم البدری بوده و اکنون سرکرده گروهک داعش است.

* ابومسلم الترکمانی: نام اصلی وی فاضل الحیالی بوده و در زمان صدام مسئول اداره امنیت حزب بعث در منطقه ی تلعفر بود.

اسامی از ردیف اول از راست به چپ:

* أبو عبدالرحمن البيلاوی: نام اصلی وی عدنان اسماعیل نجم است و عضو برجسته رژیم بعث در استان موصل بود.

* أبو قاسم: نام اصلی وی عبدالله أحمد المشهدانی بوده و اکنون مسئول تشریفات داعش و مسئول امور انتحاری ها است.

* أبو هاجر العسافي: نام اصلی وی محمد حميد الدليمي است و مسئول امور هماهنگی و تنظیم عملیات های گروهک تروریستی داعش به شمار می رود.

* ابوصلاح: نام اصلی وی موفق مصطفی الکرموش بوده و در حال حاضر امور مالی گروهک تروریستی داعش در دست وی است.

* ابو لؤی: نام اصلی وی عبدالواحد خضیر احمد است و در حال حاضر حفاظت اطلاعات گروهک تروریستی داعش را بر عهده دارد.

* ابو محمد: وی اکنون مدیر امور زندانیان و اسراء در گروهک تروریستی - تکفیری داعش به شمار می رود.

* ابو عبدالقادر: نام اصلی وی شوکت حازم الفرحات است و در حال حاضر امور اداری و اداره امور عملیاتی داعش در دست اوست.

* ابو کفاح: نام اصلی وی خیری عبدحمود الطایی است. او اکنون مسئول شناسایی مناطق عملیاتی است.

* ابو سجی: نام اصلی وی عوف عبدالرحمن العفری است و در حال حاضر امور اجتماعی داعش بر عهده اوست.

* ابو شیماء: نام اصلی وی فارس ریاض النعیمی است و او اکنون مسئول انبار سلاح و مهمات گروهک ترویستی داعش و مسئول استانداران به شمار می رود.

* ابو میسره، نام اصلی وی احمد عبدالقادر الجزاع است و در حال حاضر به عنوان استاندار بغداد و مسئول عملیات های تروریستی در پایتخت عراق تعیین شده است.

* ابو مهند السویداوی که نام اصلی وی عدنان لطیف السویداوی است. او به عنوان استاندار الانبار تعیین شده و یکی از سران حزب منحله بعث بوده است.

* ابو جرناس، نام اصلی وی رضوان طالب الحمدونی است و در حال حاضر مدیر و حفاظت مرز عراق و سوریه به حساب می آید.

* ابو فاطمه که نام اصلی وی احمد محسن الجحیشی است و اکنون مدیر داعش در استان های مرکزی عراق به شمار می رود.

* ابو فاطمه، نام اصلی وی نعمه عبدنایف الجبوری است و به عنوان استاندار داعش در استان کرکوک تعیین شده است.

* ابو نبیل، که نام اصلی وی وسام عبد زید الزبیدی بوده و استاندار صلاح الدین به شمار می رفت اما چندی پیش توسط نیروهای امنیتی عراق به هلاکت رسید.

موضوعات مرتبط: تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:38 ] [ گروه دین وزندگی ]
بی خبری جهانیان از شیعه کشی در جهان

آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!
به گزارش شيعه آنلاين، سيد «حسن موسوي»‌ از کاربران پايگاه خبري شيعه آنلاين با ارسال اين مطلب، نسبت به وضعيت کشتار شيعيان در نقاط مختلف جهان انتقاد کرد و از بي خبري افکار عمومي جهان از اين مسأله ابراز تأسف کرد. متن کامل مطلب ارسال شده به شرح ذيل است:

ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﻜﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻲ ﺍلله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻛﻤﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ، ﺣﺘﻲ ﻗﺘﻞ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮوﻋﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻴ ﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﻛﺸﻲ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻛﻪ ﻟﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﻨﮕﻴﻨﻲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﺮ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻭ ﻛﻠﻲ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ١ - ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ٢ -  ﺗﺸﻜﻴﻜﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ.

ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻛﺴﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻤﻲ ﺗﺎﻣﻞ ﺷﻮﺩ. ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﻴﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻧ ﻬﺎ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺗﺸﻴﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﻣﺜﺎﻝ ﻋﻴﻨﻲ ﺁﻥ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ. آﻥ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ.

ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻉ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ: ﻣﮕﺮ ﻋﻠﻲ ﻧﻤﺎﺯ هم مي خوﺍﻧﺪ؟! ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﻡ آن زمان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﻣﻴﻪ ﻭ ﺑﻨﻲ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ و غيره ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻳﻜﻢ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ قدرت هاي ضد ﺷﻴﻌﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺘﺤﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻟﻜﻪ ﻧﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺛﺒﺖ ﻛﻨﻨﺪ. در ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﺑﺎ ﻧﺎﻣ ﻬﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﻲ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

"ﺟﺒﻬﺔ ﺍﻟﻨﺼﺮ"، "ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ" ﻭ غيره ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ همگان ﺁﺷﻨﺎ ﺍﺳﺖ. ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ، ﺳﻮﺭﻳﻪ، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺟﻮﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻴﻌﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺻﺪ ﻫﺎ ﺗﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺬﺑﻮﺡ ﺗﻴﻎ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻴﻎ ﻫﺎﻱ ﺿﺪ ﺷﻴﻌﻪ مي شوند.

آﻧﭽﻪ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﺳﺖ، ﻋﺪﻡ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ آﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﺰﻩ بوده ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ رژيم اشغالگر "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ! ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ مي شود، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ١٧٠٠ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻋﺮﺍﻕ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ در ايران ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﻜﺲ نمي کنند ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻳﻚ ﻛﻮﺩﻙ ﺍﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺷﻬﺮ شيعه نشين "ﺑﺸﻴﺮ" در شمال ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎن ها ﺭﻫﺎ ﺷﺪ، ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻏﺰﻩ ﺑﻪ ١٥٠ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺣﻜﻢ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﻧﻜﺎﺡ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﻣﻴﺲ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻋﻴﺪ ﻓﻄﺮ ﺳﺮﻫﺎﻱ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺳﻴﻢ ﻫﺎ ﺁﻭﻳﺰﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﻕ ﻫﺎﻱ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ جهان ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ را ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ قرار داده اند و ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺭﻭﻱ ﺍﺯ ﺗﺸﻴﻊ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺰﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﭘﻮﺷﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ!

ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﻭ "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ اﻫﺪﺍﻓﻲ ﻫﻤﺴﻮ ﺩﺍﺭﻧد ﺍﻣﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﻮﺳﻂ أﻳﺎﺩﻱ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﻟﺤﺎﻝ ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺁﻝ ﺳﻌﻮﺩ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ ﻭ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻭﺣﺪﺕ مي شود ﻭ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ!

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ کمي بيش از دو هزار ﻧﻔﺮ ﺭﺳﻴﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ آﻣﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ تنها در عراق دو هزار ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺮﺩ!

ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ! ﭼﻨﺪ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻳﻜﺴﻮ ﻭ ﺗﻌﺮﺽ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﻴﻦ اﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ مي دهد، ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﺎ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟!

ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ؟! ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند. ﺁﻳﺎ ﻓﻘﻂ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ؟! ﺁﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺫﺭﻩ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻭ ﺭﻧﺠﺪﻳﺪﻩ ﻋﺮﺍﻕ و سوريه هم ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ؟ آﻳﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺍﻕ، ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ عربستان ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! اﻧﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻣﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻤﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻛﻨﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!

عزیزان! بزرگواران !ما از مظلومیت و غربت شیعه فریاد می زنیم !لطفا ما را سیاسی نکنید!!

موضوعات مرتبط: مقالات، تكفيري(داعش ،.....)
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:34 ] [ گروه دین وزندگی ]
الجزیره پیش‌بینی کرد:
پایگاه اینترنتی شبکه "الجزیره" قطر نوشت: سقوط صنعا، کشور یمن را به دو بخش "یمن شمالی" و "یمن جنوبی" تقسیم خواهد کرد که هر دو بخش مورد حمایت گسترده ایران خواهند بود.
گروه بین‌الملل مشرق - تحولات اخیر یمن که از آن تحت عنوان «انقلاب دوم یمن» پس از انقلاب فوریه 2011 از آن یاد شده، در حالی در این کشور همچنان ادامه دارد و مردم این کشور به رهبری سید عبدالملک حوثی، رهبری جنبش انصارالله یمن همچنان به اعتراض‌ های خود ادامه می ‌دهند و بر مطالبات خویش پافشاری می‌ کنند که تحلیل‌ های متفاوتی از این خیزش مردمی تاکنون ارائه شده است.

پایگاه اینترنتی انگلیسی‌زبان شبکه "الجزیره" قطر درباره آخرین تحولات یمن، تحلیلی درباره احتمال سقوط صنعا توسط جنبش مردمی انصارالله و روی کار آمدن یک دولت همراه با ایران ارائه داده و در آن پیش بینی کرده که در صورت عدم توافق دولت یمن با معترضان و ناتوانی دولت در فرونشاندن آتش بحرانی که این کشور را فرا گرفته است، باید در انتظار بر افروخته شدن آتش جنگ داخلی در این کشور باشیم.

احتمال سقوط صنعا و قدرت‌یابی جنبش انصارالله
سید عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش مردمی انصارالله یمن

الجزیره توضیح می‌دهد: در صورتی‌ که مذاکرات دولت یمن با انصارالله به شکست منجر شود، اختلافات طایفه‌ ای و قبیله‌ ای در این کشور افزایش یافته و تعمیق خواهد شد که رهاورد آن تشدید احساسات مردمی در یمن و به دنبال آن برافروخته شدن آتش جنگ داخلی در این کشور را در پی دارد، در حالی که این امکان وجود دارد، همه طرف‌ ها به توافقی دست یابند که از شدت بحران در این کشور بکاهد.

این تحلیل تأکید می‌‌کند: رهبران یمن صرف نظر از عده ‌ای انگشت شمار از آنها، به دوری و اجتناب از اتخاذ تصمیم در قضایا و مسائل مهم و امور اساسی معروف هستند و ترجیح می ‌دهند، به جای پرداختن به این امور، به مسائل و موضوعات حاشیه‌ ای و بی ‌اهمیت بپزدازند، اما دوری و اجتناب آنها از پرداختن به بحرانی که هم اکنون یمن را درگیر خود کرده، کشور را فلج و شکاف‌ ها و اختلافات طایفه‌ ای را تعمیق خواهد کرد که این امر به دنبال خود، جنگ برسر قدرت در یمن را به دنبال دارد.

در ادامه این تحلیل ادعا شده است که معترضان شیعی یمن همچون دلالان جدید قدرت در این کشور ظاهر شده‌‌اند، به ویژه در این برهه از زمان که دولت یمن تمام تلاش خود را برای آرام کردن اعتراضات انصارالله به کار می‌‌برد.

الجزیره در ادامه با اشاره به تسلط انصارالله بر استان عمران و زاغه‌های بزرگ تجهیزات نظامی و ذخایر تسلیحاتی ارتش یمن و کشته‌شدن فرمانده ارتش این کشور در این استان، می‌افزاید: اگرچه «عبدربه منصور هادی»، رئیس جمهوری یمن تهدید کرده بود که استان عمران را مورد حمله قرار خواهد داد، اما هیچ گاه به درخواست‌ های اعزام نیرو به این استان و بازپس‌گیری عمران از انصارالله پاسخ مثبت نداد و هم‌اکنون به‌شدت در معرض فشار برای مقابله با انصارالله و کاستن از قدرت رو به افزایش آنها قرار دارد.

احتمال سقوط صنعا و قدرت‌یابی جنبش انصارالله
رزمندگان جنبش مردمی انصارالله یمن

این تحلیل مدعی شده است: این تنها رئیس جمهوری یمن نبوده که نسبت به تلاش فزاینده انصارالله برای رسیدن به قدرت در یمن هشدار داده، بلکه مشایخ و بزرگان قبایل سنتی و گارد سابق ریاست جمهوری این کشور نیز همگی از قدرت‌یافتن انصارالله و تلاش برای به دست گرفتن زمام امور در این کشور ابراز نگرانی کرده‌‌اند.

الجزیره می‌‌افزاید: حامیان انصارالله می‌گویند که خواسته‌‌های آنها مشروع و اعتراض‌‌های آنها مسالمت‌آمیز است اما مخالفان آنها می‌گویند که حضور رزمندگان انصارالله در پیرامون صنعا، پایتخت یمن، نشان از تلاش آنها برای به دست‌گرفتن قدرت دارد.

این تحلیل ادامه می‌دهد: دولت یمن انصارالله را به گسترش تشیع در این  کشور متهم می‌کند و این احساس وجود دارد که آنها روابط عمیق و گسترده با ایران و حزب‌الله ‌دارند، در حالی که عربستان سعودی پارسال، حزب‌الله لبنان را در لیست گروه‌‌‌های تروریستی خویش قرار داد.

الجزیره نتیجه می ‌گیرد که در صورت سقوط صنعا به دست انصارالله بی‌‌شک رئیس‌جمهور یمن باید از قدرت کناره بگیرد و در این صورت تنها گزینه پیش رو، تقسیم یمن به دو بخش شمالی و جنوبی است که بالطبع اداره بخش شمالی در دست انصارالله خواهد بود و دیگری بخش جنوبی که اداره آن را «علی سالم البیض» عهده‌دار خواهد شد که ایران از هر دو بخش، حمایت گسترده خواهد کرد.


 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 15:0 ] [ گروه دین وزندگی ]
بررسی مالکیت فلسطین در تورات/ 6
مناجات دانیال نبی: تماميِ‌ بنی‌اسرائيل‌ از شريعت‌ تو تجاوز نموده‌ و به‌ آواز تو گوش‌ نگرفته‌اند. بنابراين‌ لعنت‌ و سوگندي‌ كه‌ در تورات‌ موسي‌ بندة‌ خدا مكتوب‌ است‌ بر ما مستولي گرديده‌ چونكه‌ به‌ او گناه‌ ورزيده‌ايم‌. و او بلاي‌ عظيمي‌ بر ما وارد آورده‌ است‌. زيرا كه‌ زيرِ تمامي‌ِ آسمان‌ حادثه‌اي‌ واقع‌ نشده‌ مثل‌ آنكه‌ بر اورشليم‌ واقع‌ شده‌ است‌. تماميِ‌ اين‌ بلا بر وفق‌ آنچه‌ در تورات‌ موسي‌ مكتوب ‌است‌ بر ما وارد شده‌ است‌.
 

 

گروه فرهنگی مشرق ـ صهیونیست‌ها با استناد به تورات، مدعی مالکیت فلسطین هستند. مطالعه تورات نشان می‌دهد که خداوند زمین فلسطین را به ابراهیم(ع) عطا فرمود و به او تأکید کرد که نسل او باید موحد باشند وگرنه خداوند آنها را از این زمین اخراج خواهد فرمود. این شرط به وسیلۀ حضرت موسی(ع) نیز مؤکد شد و خدای حکیم در این خصوص از یهود پیمان محکمی گرفت. اما این شرط رعایت نشد و خداوند دو نوبت بنی‌اسرائیل را از فلسطین تبعید فرمود و در نوبت سوم آنها را برای همیشه نفی بلد کرد. بنی‌اسرائیل نخستین مرتبه در زمان یوسف(ع) به مصر تبعید شدند و تا چهار نسل در آنجا ماندند تا وقتی که خداوند به واسطۀ حضرت موسی(ع) آنها را به فلسطین باز آورد. نوبت دومِ تبعید یهود، در سال 586 قبل از میلاد به بابل بود البته بعد از آنکه بخت النصر اورشلیم را فتح کرد و معبد سلیمان را تخریب نمود. و نهایتاً در سال هفتاد میلادی، چهل سال بعد از آنکه حضرت عیسی(ع) با یهودیان اتمام حجّت کرد، بلای بزرگ خداوند به توسط رومیان و سردار آنها تیتوس بر این قوم نازل گشت و یهودیان برای ابد از فلسطین اخراج شدند. خداوند در قرآن یهودیان را مخاطب ساخته حکم می‌فرماید که تنها راه بازگشت یهود به فلسطین آن است که توبه کنند و از راه پدران خود بازگشت نمایند. این موضوع از آیۀ هشتم سوره إسراء استنباط می‌شود (عَسىَ‏ رَبُّكُم‏ أَن يَرْحَمَكُم وَ إنْ عُدتُم عُدْنَا).

یهودیان بهتر از هر کس دیگر، به این حقایق واقفند و برای همین است که تا هجده قرن بعد از اخراجشان از فلسطین برای بازگشت به آن زمین مقدس اقدامی نکردند. اما بدعت گذاران یهود در اواخر قرن 19 مدعی مالکیت فلسطین بر اساس تورات شدند. این سلسله مقالات، سعی دارد با زبانی ساده این ادعای صهیونیست‌ها را بررسی کند.

********

 

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

سپاهیان بخت النصر، شهر اورشلیم و معبد سلیمان را سوختند

 

تأدیب یهود به توسط اقوام خونریز

بخت ‌النصر به حکم دل خود، در سال 586 قبل از میلاد به اورشليم حمله آورد و آن را بیترحم ویران کرد و معبد سليمان را آتش زد و بسیاری از يهودیان را از دم تیغ گذراند. در خصوص اینکه چرا بخت النصر با این قوم دشمنی ورزیده است اختلاف نظر وجود دارد. بهترین جوابی که می‌توان یافت این است که بگوییم در واقع خداوند در دل بخت النصر افکنده بود تا چنين كند. برای این موضوع دلایل زیادی در قرآن و عهدین موجود است. ما ابتدا به دلایل قرآنی می‌پردازیم.

یکی از سنتهای خداوند این است که ظالمان را با ظالمان دیگر تأدیب میکند. در قرآن بر این مفهوم کریم تأکید شده است:

و اين گونه بعضى از ستمكاران را بر بعضى ديگر مسلّط میگردانيم، به كيفر آنچه مى‏كردند (انعام/ 129). وَ كَذَالِكَ نُوَلىِّ بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضَاً بِمَا كاَنُواْ يَكْسِبُون.

تفسیر المیزان در ذیل این آیه، حدیثی به نقل از کتاب الکافی از سخنان امام محمد باقر(ع) آورده است:

خداوند هيچ وقت از ظالمى انتقام نكشيده مگر به دست ظالمى ديگر، و همين است معناى آيه «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً».

و اما متن این حدیث در کتاب شریف الکافی چنین است:

عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا انْتَصَرَ اللهُ مِنْ ظَالِمٍ إلاَّ بِظَالِمٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ كَذلِكَ نُوَلِّي‏ بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً».[1]

قرآن مجید به غیر از این حکم کلی، در آیات آغازینِ سوره إسراء از واقعۀ تخریب اورشلیم و تأدیب یهود، سخن گفته است. ترتیب این آیات بدین گونه است که خداوند تعالی به مناسبت سفر شبانۀ پیامبر اکرم(ص) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی، از مبارک بودن آن مسجد و پیرامونش خبر داده آنگاه به ماجرای موسی(ع) و بنی‌اسرائیل می‌پردازد و اینکه خداوند به یهودیان تورات را عطا فرمود و در آن از دو نوبت فساد ایشان خبر داد. سپس در آیات 4 تا 7 هر دو واقعه را ذکر می‌فرماید که خداوند پس از هر فساد یهود، ایشان را به توسط افراد خون‌ریز تأدیب کرده است.

لازم به ذکر است که این دو واقعه، توسط بخت النصر و تیتوس در قبل از اسلام رخ داده‌اند. اما متأسفانه برخی مفسران معتقد شده‌اند که این وقایع یا حداقل یکی از آنها، هنوز به وقوع نپیوسته‌اند. دلایل زیادی علیه این برداشت، وجود دارد مخصوصاً اینکه در قرآن ذکر شده که آن مهاجمان هر چیزی را که به آن دست بیابند نابود میکنند که واضحاً این از مشخصات سپاه حق نیست، که زنان و اطفال و پیران را بکشند یا درختان و ابنیه را نابود کنند. لذا باید گفت که این وقایع به جنگ سپاه اسلام با یهود در آخر الزمان اشاره ندارند و احادیث ذکر شده در این خصوص به «تأویل» این آیات اشاره دارند و نه «تفسیر» آنها. باید دقت کرد که در متن این احادیث به قوم «یهود» اشاره نشده است. ثالثاً اینکه کلمۀ «عباد» در قرآن عموماً به معنای «عباد» تکوینی به کار رفته است که باید آن را به «مخلوقات» یا «انسانها» ترجمه کرد و نه به معنای «مؤمنان». راقم در این خصوص مقاله جداگانه‌ای نگاشته است که محققان را به مطالعه آن دعوت میکنم: آیا دو عقوبت یهود در سورۀ إسراء، تحقق یافته است؟

 

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

سپاهیان امپراتوری آشور، زن و کودک و مرد یهودی را به اسارت می‌برند

 

اسارت بابلي یهود

همانطور كه خداوند تحذير داده بود در عقوبتي كه به یهودیان به توسط قوم كلداني رسيد نه‌تنها اكثر يهودیان با شمشير ایشان و به بلاهاي مهلك ديگر مردند، بلكه حق تعالي شهرهاي یهود و از همه مهم‌تر معبد سليمان را نيز به بخت النصر و یارانش تسليم كرد. و اين امر پيش‌تر از سوي خداوند به توسط حضرت موسي(ع) انذار شده بود:

و شهرهاي شما را خراب خواهم ساخت و مكان‌هاي مقدس شما را ويران خواهم كرد و بوي عطرهاي شما را نخواهم بوييد. و من زمين را ويران خواهم ساخت به حدّي كه دشمنان شما كه در آن ساكن باشند متحير خواهند شد. و شما را در ميان امّت‌ها پراكنده خواهم ساخت و شمشير را در عقب شما خواهم كشيد و زمين شما ويران و شهرهاي شما خراب خواهد شد. آنگاه زمين در تماميِ روزهاي ويراني‌اش حينيكه شما در زمين دشمنان خود باشيد از سبت‌هاي خود تمتّع خواهد برد. پس زمين آرامي خواهد يافت ... يعني آن آرامي‌اي كه در سبت‌هاي شما حينيكه در آن ساكن بوديد نيافته بود. (سفر لاويان 26/ 31 تا 35)

در بخش دوم از کتاب تواریخ ایام در مجموعۀ عهد عتیق، از این واقعه چنین یاد شده است:

صدقیا بیست‌ و یك ساله‌ بود كه‌ پادشاه‌ شد و یازده‌ سال‌ در اورشلیم‌ سلطنت‌ نمود. و در نظر یهُوَه‌ خدای‌ خود شرارت‌ ورزیده‌، در حضور ارمیای‌ نبی‌ كه‌ از زبان‌ خداوند به‌ او سخن‌ گفت‌، تواضع‌ ننمود. و نیز بر نَبُوكَدْ نَصَّر [= بخت النصر] پادشاه‌ كه‌ او را به‌ خدا قسم‌ داده‌ بود عاصی‌ شد و گردن‌ خود را قوی‌ و دل‌ خویش‌ را سخت‌ ساخته‌، به‌ سوی‌ یهُوَه‌ خدای‌ اسرائیل‌ بازگشت‌ ننمود. و تمامی‌ رؤسای‌ كهنه‌ و قوم‌، خیانتِ بسیاری‌ موافق‌ همۀ رجاسات‌ امّت‌ها ورزیدند و خانۀ خداوند را كه‌ آن‌ را در اورشلیم‌ تقدیس‌ نموده‌ بود، نجس‌ ساختند [یعنی بتپرست شدند]. و یهُوَه‌ خدای ایشان‌ به‌ دست‌ رسولان‌ خویش‌ نزد ایشان‌ فرستاد، زیرا كه‌ بر قوم‌ خود و بر مسكن‌ خویش‌ شفقت‌ نمود. اما ایشان‌ رسولان‌ خدا را اهانت‌ نمودند و كلام‌ او را خوار شمرده‌، انبیایش‌ را استهزا نمودند، چنانكه‌ غضب‌ خداوند بر قوم‌ او افروخته‌ شد، به‌ حدّی‌ كه‌ علاجی‌ نبود. پس‌ پادشاه‌ كلدانیان‌ را كه‌ جوانان‌ ایشان‌ را در خانۀ مقدسِ ایشان‌ به‌ شمشیر كشت‌ و بر جوانان‌ و دوشیزگان‌ و پیران‌ و ریش‌سفیدان‌ ترحم‌ ننمود، بر ایشان‌ آورد و همه‌ را به‌ دست‌ او تسلیم‌ كرد. و او سایر ظروف‌ خانۀ خدا را از بزرگ‌ و كوچك‌ و خزانه‌های‌ خانۀ خداوند و گنج‌های‌ پادشاه‌ و سرورانش‌ را تماماً به‌ بابل‌ برد. و خانۀ خدا را سوزانیدند و حصار اورشلیم‌ را منهدم‌ ساختند و همۀ قصرهایش‌ را به‌ آتش‌ سوزانیدند و جمیع‌ آلات‌ نفیسۀ آنها را ضایع‌ كردند. و بقیۀ السیف‌ را به‌ بابل‌ به‌ اسیری‌ برد كه‌ ایشان‌ تا زمان‌ سلطنت‌ پادشاهان‌ فارس‌ او را و پسرانش‌ را بنده‌ بودند. تا كلام‌ خداوند به‌ زبان‌ اِرْمیا كامل‌ شود و زمین‌ از سَبَّت‌های‌ خود تمتّع‌ بَرَد زیرا در تمامی‌ ایامی‌ كه‌ ویران‌ ماند آرامی‌ یافت‌، تا هفتاد سال‌ سپری‌ شد (2تواریخ ایام 36/ 11 تا 21).

از سوی خداوند به یهودیان اعلام شده بود که هر كس در این بلایای عظیم، كشته شود به شرارت خود مرده است و هر كس كه زنده ماند به جهت صلاحيتش بوده است. اگرچه اكثر آنان كه اسير گشتند در همان مملكت غربت مردند (ارمياء22/ 26). قول خداوند این است:

و خداوند مرا گفت اگرچه هم موسي و سموئيل به حضور من مي‌ايستادند جان من به اين قوم مايل نمي‌شد. ايشان را از حضور من، دور انداز تا بيرون روند. و اگر به تو بگويند كجا بيرون رويم به ايشان بگو خداوند چنين مي‌فرمايد: آن كه مستوجب موت است به موت، و آن كه مستحقّ شمشير است به شمشير، و آن كه سزاوار قحط است به قحط، و آن كه لايق اسيري است به اسيري (ارمياء 15/ 1 و 2).

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود ///آماده انتشار//// آقای شیخ‌پور

امپراتوری بابل یهودیان را به اسارت برد و بیت المقس را ویران کرد

 

و اين حقيقت در كتاب حزقيال نبي(ع) با بياني ديگر به تفصيل پيشگويي شده بود و خداوند سه فرد صالح را مثال آورده كه اگر در اين شهر باشند فقط جان آنها در امنیت خواهد بود و بس:

و كلام خداوند بر من نازل شده گفت: اي پسر انسان! اگر زميني خيانت كرده به من خطا ورزد و اگر من دست خود را بر آن دراز كرده و عصاي نانش را بشكنم و قحطي در آن فرستاده ... و اگر حيوانات درنده به آن زمين بياورم ... يا اگر شمشيري به آن زمين آورم ... يا اگر وبا در آن زمين بفرستم و خشم خود را بر آن با خون بريزم و انسان و بهايم را از آن منقطع بسازم، اگرچه نوح و دانيال و ايوب در ميانش باشند خداوند يهوه مي‌گويد: به حيات خودم قسم كه [آنها] نه پسري و نه دختري را رهايي خواهند داد بلكه ايشان (فقط) جان‌هاي خود را به عدالت خويش خواهند رهانيد. پس خداوند يهوه چنين مي‌گويد: چه قدر زياده حينيكه چهار عذاب سخت خود يعني شمشير و قحط و حيوان درنده و وبا را بر اورشليم بفرستم تا انسان و بهايم را از آن منقطع سازم (حزقيال 14/ 12 تا 21).

طبق‌ آنچه‌ در كتاب‌ دانيال‌ مذكور است‌ بخت‌ النصر بعدها به‌ عقوبتي‌ از سوي خداوند دچار گشت‌، به طوری که به‌ مانند‌ گاوان‌ علف‌ مي‌خورد و با حيوانات‌ صحرا منزل‌ مي‌كرد. ليكن پس از مدتي‌ عقل‌ به او بازگشت‌ و خداوندِ خود را شناخت‌ و عاقبتش‌ به خير شد. اما قبل از نزول این بلا، بخت النصر خوابی دید که درختی تناور که تا آسمان بلند است قطع میشود ولی کُندهاش میماند. حضرت دانیال این خواب را برایش تعبیر کرد که آن درخت، تو هستی:

ای‌ پادشاه‌ تعبیر این‌ است‌ و فرمان‌ حضرت‌ متعال‌ كه‌ بر آقایم‌ پادشاه‌ وارد شده‌‌ همین‌ است‌، كه‌ تو را از میان‌ مردمان‌ خواهند راند و مسكن‌ تو با حیوانات‌ صحرا خواهد بود و تو را مثل‌ گاوان‌ علف‌ خواهند خورانید و تو را از شبنم‌ آسمان‌، تر خواهند ساخت‌ و هفت‌ زمان‌ بر تو خواهد گذشت‌ تا بدانی‌ كه‌ حضرت‌ متعال‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و آن‌ را به‌ هر كه‌ می‌خواهد عطا می‌فرماید. و چون‌ گفتند كه‌ كُندۀ‌ ریشه‌های‌ درخت‌ را واگذارید، پس‌ سلطنت‌ تو برایت‌ برقرار خواهد ماند بعد از آنكه‌ دانسته‌ باشی كه آسمان‌ها حكمرانی‌ می‌كنند. لهذا ای‌ پادشاه‌ نصیحت‌ من،‌ تو را پسند آید و گناهان‌ خود را به‌ عدالت‌ و خطایای‌ خویش‌ را به‌ احسان‌ نمودن‌ بر فقیران‌ فدیه‌ بده‌ كه‌ شاید باعث‌ طول‌ اطمینان‌ تو باشد.» این‌ همه‌ بر نَبوكَد نَصَّر پادشاه‌ واقع‌ شد.

بعد از انقضای‌ دوازده‌ ماه‌، او بالای‌ قصر خسروی‌ در بابل‌ می‌خرامید. و پادشاه‌ متكلم‌ شده‌، گفت‌: «آیا این‌ بابل‌ عظیم‌ نیست‌ كه‌ من‌ آن‌ را برای‌ خانۀ‌ سلطنت‌ به‌ توانایی‌ قوّت‌ و حشمت‌ جلال‌ خود بنا نموده‌ام‌؟» این‌ سخن‌ هنوز بر زبان‌ پادشاه‌ بود كه‌ آوازی‌ از آسمان‌ نازل‌ شده‌، گفت‌: «ای‌ پادشاه‌ نَبوْكَدْ نَصَّر به‌ تو گفته‌ می‌شود كه‌ سلطنت‌ از تو گذشته‌ است. و تو را از میان‌ مردم‌ خواهند راند و مسكن‌ تو با حیوانات‌ صحرا خواهد بود و تو را مثل‌ گاوان‌ علف‌ خواهند خورانید و هفت‌ زمان‌ بر تو خواهد گذشت‌ تا بدانی‌ كه‌ حضرت‌ متعال‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و آن‌ را به‌ هر كه‌ می‌خواهد می‌دهد.» در همان‌ ساعت‌ این‌ امر بر نَبوْكَد ْنَصَّر واقع‌ شد و از میان‌ مردمان‌ رانده‌ شده‌، مثل‌ گاوان‌ علف‌ می‌خورد و بدنش‌ از شبنم‌ آسمان‌ تر می‌شد تا موی‌هایش‌ مثل‌ پرهای‌ عقاب‌ بلند شد و ناخن‌هایش‌ مثل‌ چنگال‌های‌ مرغان‌ گردید.

و بعد از انقضای‌ آن‌ ایام‌ من‌ كه‌ نَبوكَد نَصَّر هستم‌، چشمان‌ خود را به سوی‌ آسمان‌ برافراشتم‌ و عقل‌ من‌ به‌ من‌ برگشت‌ و حضرت‌ متعال‌ را متبارك‌ خواندم‌ و حیّ سرمدی‌ را تسبیح‌ و حمد گفتم‌. زیرا كه‌ سلطنت‌ او سلطنت‌ جاودانی‌ و ملكوت‌ او تا ابدالآباد است‌ (دانيال‌ 4/ 24 تا 37).

البته در اين‌ خصوص‌ روايت ‌موجود در كتاب‌هاي‌ قانوني ثاني‌ مفصل‌تر و دقيق‌تر است.[2]

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

یهودیان در اسارت بابل: در کنار نهرها نشستیم و چون مملکت خود را به یاد آوردیم گریستیم

 

حضرت دانيال‌ در‌ چهار سالگي‌ با جمع‌ اين‌ اسیران به‌ بابل‌ برده شد‌ و در آنجا در پناه‌ خداوند با علم‌ و حكمت‌ خاصة خداوند پرورش‌ يافت‌، چنانكه در صحیفۀ او در عهد عتیق از قول وی چنین نقل شده است:

و نزد یهوه خدای خود دعا کردم و اعتراف نموده گفتم: «اي‌ خداوند! خداي‌ عظيم‌ و مُهيب‌ كه‌ عهد و رحمت‌ را با محبّان‌ خويش‌ و آناني‌ كه ‌فرايض‌ تو را حفظ‌ مي‌نمايند نگاه‌ مي‌داري‌. ما گناه‌ و عصيان‌ و شرارت‌ ورزيده‌ و تمرّد نموده‌ و از اوامر و احكام‌ تو تجاوز كرده‌ايم‌ و به بندگانت [يعني] انبيايي كه به اسم تو به پادشاهان و سروران و پدران ما و به تماميِ قوم [در اين] زمين سخن گفتند گوش نگرفته‌ايم. اي خداوند! عدالت از آن توست و رسوايي از آن ما است چنانكه امروز شده است [مراد، اسارت بابلی یهود است] ... و تماميِ‌ اسرائيل‌ از شريعت‌ تو تجاوز نموده‌ و روگردان‌ شده‌ به‌ آواز تو گوش‌ نگرفته‌اند. بنابراين‌ لعنت‌ و سوگندي‌ كه‌ در تورات‌ موسي‌ بندة‌ خدا مكتوب‌ است‌ [نگا. سفر تثنيه‌ باب‌ 27] بر ما مستولي گرديده‌ چونكه‌ به‌ او گناه‌ ورزيده‌ايم‌. و او كلام‌ خود را كه‌ بر ضدّ ما و به‌ ضدّ داوران‌ ما، كه‌ بر ما داوري‌ مي‌نمودند، گفته‌ بود استوار نموده‌ و بلاي‌ عظيمي‌ بر ما وارد آورده‌ است‌. زيرا كه‌ زيرِ تمامي‌ِ آسمان‌ حادثه‌اي‌ واقع‌ نشده‌ مثل‌ آنكه‌ بر اورشليم‌ واقع‌ شده‌ است‌. تماميِ‌ اين‌ بلا بر وفق‌ آنچه‌ در تورات‌ موسي‌ مكتوب ‌است‌ بر ما وارد شده‌ است‌. (دانيال‌ 9/ 4 تا 7 و 11 تا 13)

بخت النصر، تأدیب خداوند بر سر یهود

کورش در خصوص بازگشت یهودیان به فلسطین حکم می‌کند

 

اگرچه خداوند مدت اسارت ايشان در بابل را هفتاد سال مقرر كرده بود (ارمياء 25/ 11 و 12)، لكن آن دوران فقط 48 سال طول كشيد. پس آنگاه، خداوند متعال كورش‌ ايراني‌ را در سال‌ 538 قبل‌ از ميلاد بر شهر بابل‌ پيروز كرد و او با فرماني‌ كه‌ در مورد اسراي‌ يهود،‌ از خداوند گرفته‌ بود ايشان‌ را رخصت‌ داد تا به‌ اورشليم ‌برگردند و معبد خداوند را بنا نموده‌ به‌ عبادت‌ او مشغول‌ گردند (‌2تواريخ ايام 36/ 20 تا 23‌ ـ كتاب‌ عزرا، باب اول). با اين‌ همه‌ بسياري ‌از يهوديان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ ايران‌ از بابل‌ و شوش‌ گرفته‌ تا همدان،‌ باقي‌ ماندند و به بلاد خود نرفتند. اغلبِ این یهودیان انسان‌های صالحی بودند که تقدیر خود را از این قوم جدا کردند و نخواستند تا خود و نسلشان در گناهان آیندۀ این قوم شریک باشند. به نظر راقم، آن سه مجوسی که به وقت تولد حضرت عیسی(ع) به هدایت ستاره به اورشلیم رفتند و هدایایی به حضرت مریم(س) تقدیم کردند از نسل این یهودیان مؤمنی بودند که در ایران میزیستند. در این خصوص به مقالۀ مجزای راقم رجوع فرمایید: مجوسانِ ستایشگر عیسای نوزاد، که بودند؟

 

باید توجه کرد که آزادی یهودیان از بابل، مصداق امداد خداوند بر یهود است که در سوره إسراء آمده است.
ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيهِْمْ وَ أَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْنَاكُمْ أَكْثرََ نَفِيرًا (إسراء/ 6). بار ديگر شما را بر آنها غلبه داديم و به مال و فرزند مدد كرديم و بر شمارتان افزوديم.
همانطور که در قرآن تأکید شده، این واقعه در در تورات موسی(ع) مذکور است و حتی در تورات کنونی نیز دیده می‌شود:
و چون‌ جمیع‌ این‌ چیزها، یعنی‌ بركت‌ و لعنتی‌ كه‌ پیش‌ روی‌ تو گذاشتم‌ بر تو عارض‌ شود، و آنها را در میان‌ جمیع‌ امت‌هایی‌ كه‌ یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ آنجا خواهد راند، بیاد آوری‌، و تو با فرزندانت‌ با تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ خود به‌ سوی‌ یهُوَه‌ خدایت‌ بازگشت‌ نموده‌، قول‌ او را موافق‌ هر آنچه‌ كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌، اطاعت‌ نمایی‌، آنگاه‌ یهُوَه‌ خدایت‌ اسیری‌ تو را برگردانیده‌، بر تو ترحم‌ خواهد كرد، و رجوع‌ كرده‌، تو را از میان‌ جمیع‌ امت‌هایی‌ كه‌ یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ آنجا پراكنده‌ كرده‌ است‌، جمع‌ خواهد نمود. اگر آوارگی‌ تو تا كران‌ آسمان‌ بشود، یهُوَه‌، خدایت‌، تو را از آنجا جمع‌ خواهد كرد و تو را از آنجا خواهد آورد. و یهُوَه‌، خدایت‌، تو را به‌ زمینی‌ كه‌ پدرانت‌ مالك‌ آن‌ بودند خواهد آورد، و مالك‌ آن‌ خواهی‌ شد، و بر تو احسان‌ نموده‌، تو را بیشتر از پدرانت‌ خواهد افزود. « و یهُوَه‌ خدایت‌ دل‌ تو و دل‌ ذریت‌ تو را مختون‌ خواهد ساخت‌ تا یهُوَه‌ خدایت‌ را به‌ تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ خود دوست‌ داشته‌، زنده‌ بمانی. و یهُوَه‌ خدایت‌ جمیع‌ این‌ لعنتها را بر دشمنان‌ و بر خصمانت‌ كه‌ تو را آزردند، نازل‌ خواهد گردانید. و تو بازگشت‌ نموده‌، قول‌ خداوند را اطاعت‌ خواهی‌ كرد، و جمیع‌ اوامر اورا كه‌ من‌ امروز به‌ تو امر می‌فرمایم‌، بجا خواهی‌ آورد. و یهُوَه‌، خدایت‌، تو را در تمامی‌ اعمال‌ دستت‌ و در میوۀ بطنت‌ و نتایج‌ بهایمت‌ و محصول‌ زمینت‌ به‌ نیكویی‌ خواهد افزود، زیرا خداوند بار دیگر بر تو برای‌ نیكویی‌ شادی‌ خواهد كرد، چنانكه‌ بر پدران‌ تو شادی‌ نمود، اگر آواز یهُوَه‌ خدای‌ خود را اطاعت‌ نموده‌، اوامر و فرایض‌ او را كه‌ در طومار این‌ شریعت‌ مكتوب‌ است‌، نگاه‌ داری‌، و به‌ سوی‌ یهُوَه‌، خدای‌ خود، با تمامی‌ دل‌ و تمامی‌ جان‌ بازگشت‌ نمایی‌ (تثنیه 30/ 1 تا 10).

حضرت نحمياء(ع) پیامبر خدا در مناجاتش با حضرت حق به این وعده اشاره می‌کند. در ابتدای صحیفه نحمیاء چنین آمده است:
دعاي‌ بنده خود را كه‌ در اين‌ وقت‌ نزد تو روز و شب‌ درباره بندگانت‌ بني‌اسرائيل مي‌نمايم‌ اجابت‌ فرمايي‌ و به‌ گناهان‌ بني‌اسرائيل‌ كه‌ به‌ تو ورزيده‌ايم‌ اعتراف مي‌نمايم‌ زيرا كه‌ هم‌ من‌ و هم‌ خاندان‌ پدرم‌ گناه‌ كرده‌ايم‌. به‌ درستي‌ كه‌ به‌ تو مخالفت ‌عظيمي‌ ورزيده‌ايم‌ و اوامر و فرايض‌ و احكامي‌ را كه‌ به‌ بندۀ‌ خود موسي‌ فرموده ‌بودي‌ نگاه‌ نداشته‌ايم‌. پس‌ حال‌، كلامي‌ را كه‌ به‌ بندة‌ خود موسي‌ امر فرمودي‌ به‌ يادآور كه‌ گفتي‌ شما خيانت‌ خواهيد ورزيد و من‌ شما را در ميان‌ امّت‌ها پراكنده‌ خواهم ساخت‌. اما چون‌ به‌ سوي‌ من‌ بازگشت‌ نماييد و اوامر مرا نگاه‌ داشته‌ به‌ آنها عمل نماييد (آنگاه‌) اگر چه‌ پراكندگان‌ شما در اقصاي‌ آسمان‌ها باشند من‌ ايشان‌ را از آنجا جمع‌ خواهم‌ كرد و به‌ مكاني‌ كه‌ آن‌ را برگزيده‌ام‌ تا نام‌ خود را در آن‌ ساكن‌ سازم‌ [يعني‌ فلسطین] در خواهم‌ آورد. و ايشان‌ بندگان‌ و قوم‌ تو مي‌باشند... (نحميا 1/ 6 تا 10)
نکته مهم این است که صهیونیست‌ها این بشارت موسی(ع) برای بازگشت به فلسطین را که بعد از خرابی معبد اول بوده است را به زمان اکنون تطبیق می‌کنند و ادعای رجعت به فلسطین را دارند. در حالیکه این وعده در 2500 سال قبل به توسط کورش محقق شده است.

ادامه دارد...

امیر اهوارکی

پانوشت‌ها:

[1]. کلینی، الکافی، 8 ج، اسلامیه، ج 2، ص 334؛ باب الظلم، حدیث 19

[2]. نگا. كتاب‌هاي قانوني ثاني، ترجمه پيروز سيّار، تهران، نشر ني، 1380، صص 665 و 666؛ کتاب دانیال 4/ 30 تا 33

توضیحاً اینکه کتاب عهد عتیقِ کاتولیک‌ها هفت‌ رساله بر عهد عتیق پروتستان‌ها افزون دارد که در ایران با عنوان «کتاب‌های قانونی ثانی» به چاپ رسیده‌اند. علاوه بر این هفت رساله، کتاب‌های دانیال و استر در نزد کاتولیک‌ها نیز مفصل‌تر از پروتستان‌ها است. در ضمن، این رسائل با عنوان دیگری نیز به فارسی ترجمه شده‌اند:

اپوكريفاي عهد عتيق، ترجمه عباس رسول‌زاده و جواد باغباني، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1380

 

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:59 ] [ گروه دین وزندگی ]
جشن‌های هنر شیراز/3
اغلب مردم شیراز و بافت فرهنگی آن‌، مذهبی-سنتی بود و مردم شیراز در واقع در جشن شرکت نمی‌کردند و اکثر تماشاچیان هرساله به صورت مشخص و مداوم از تهران در زمان برگزاری جشن به شیراز می‌آمدند.
گروه تاریخ مشرق-تاریخ معاصر: جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های تفصیلی مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.


* تحلیلی بر جشن هنر شیراز
جشن‌های هنر شیراز، اتفاق تازه‌ای بود که در تاریخ معاصر ایران رخ می‌داد. یک گرد‌هم‌هایی بزرگ که از یک ایده ذهنی بلندپروازانه حاصل شده بود. ملکه رژیم شاهنشاهی ایران، در سر داشت که کاری بزرگ کرده باشد. او هنردوست بود و فستیوال‌های هنری خارجی را دیده بود. جشن هنر شیراز می‌توانست عرصه‌ای برای تجلی هنر شرق و غرب، بدون پیرایه‌های بیگانه‌پرستانه و روشنفکرانه باشد. جشنی که در آن هنرملی ایرانی رشد و شکوفایی پیدا کند و هنرمندان حرفه‌ای دنیا، با حفظ شان و احترام هنر اصیل، به عرضه آثار خود بپردازند.

شاید در نگاه اول، ایده فرح پهلوی چندان هم ناپسند نبود اما اتفاقاتی که بر سر این ایده هنری افتاد نه تنها خشم عمومی را برانگیخت و آن را از یک محفل هنری به محلی برای عیش و عشرت و تباهی مبدل کرد، بلکه پس از مدتی آن را به ورطه نابودی کشاند و در سال 1357، عملا امکان تداوم آن از برگزارکنندگان سلب شد. این نوشتار قصد دارد به برخی معایب و نقاط ضعف این جشن بپردازد که برخی از این موارد در این مقاله و برخی دیگر در مقاله‌ای جداگانه ارائه خواهد شد. اگر چه بررسی و تحلیل آن با توجه به انتشار اسناد جشن هنر، اسناد فرح پهلوی و... کاری مشکل و نیاز به تدوین و تبیین مقالات متعددی دارد.

1. مردم و جشن هنر شیراز

شاید یکی از مهم‌ترین انتقادات به این جشن‌ها – وبه طور کلی این طور محافل هنری-، فاصله بعیدی است که میان آن‌ها و مردم وجود دارد. از این کلیت، جشن‌های هنر شیراز هم مستثنا نیست. از یک سو فضای روشنفکرزده و طبقاتی جشن‌ها مانع از حضور مردمی می‌شد که دل در گرو این چنین آمال و دغدغه‌هایی نداشتند و از سویی هم برخی موانع تراشیده‌شده از سوی برگزارکنندگان این تصور را تقویت می‌کرد که آن‌ها هم چندان تمایلی به حضور مردم در جشن‌ها ندارند.

مینو صمیمی، از کارمندان دفتر فرح پهلوی و نویسنده و مترجم ایرانی پیرامون کلیت فعالیت‌های فرهنگی رژیم پهلوی، مخاطبان آن و نسبت آن با عامه مردم می‌نویسد: «این برنامه‌ها اغلب مورد استقبال افراد به‌خصوصی در جامعه ایران قرار می‌گرفت که یا در سلک نخبگان غرب‌گرا قرار داشتند یا از طبقه سرمایه‌داران تازه به‌دوران‌رسیده محسوب می‌شدند. و در حالی که آن‌ها به این ترتیب درصدد یافتن هویت فرهنگی جدیدی برای خود بودند، مردم عادی کشور اصلا به چنین برنامه‌هایی اعتنا نمی‌کردند و خیلی به‌ندرت در آن‌ها حضور می‌یافتند. بین تدارک‌کنندگان برنامه‌های فرهنگی مدرن (روشنفکران فرصت‌طلب اطراف ملکه) و مشتریان این برنامه‌ها (ثروتمندان تازه‌کار و مقامات سطح بالای رژیم) تشابه فراوانی وجود داشت؛ که از جمله مهم‌ترین‌اش باید به بی‌توجهی هر دو گروه به نیازهای واقعی مردم عادی کشور و ترجیح ‌دادن امیال خود بر دیگران، اشاره کرد.» [1]  خصوصا حضور افراد وابسته به تشکیلات بهائیت در دفتر ملکه ایران پیامدهای دیگری هم داشت(رجوع شود به کتاب فرح پهلوی به روایت اسناد/ج 1-3 /تهران/ مرکز بررسی اسناد تاریخی)



تحلیلی بر جشن هنر شیراز

طیف علاقه‌مند و شرکت‌کننده در جشن هنر، یا غربگرا بودند
یا از طبقات مرفه؛ زنان چادری اجازه حضور در جشن را نداشتند!!

البته چنین فرآیندی چندان هم بی‌دلیل نبود. اساسا سردمداران رژیم پهلوی بیش از هر چیز به دنبال برنامه‌ها و آرزوهای خود بودند و این آرزوها ربط وثیقی با آرزوهای مردم ایران نداشت. شوکراس با اشاره به برخی از گزارش‌های سفارت آمریکا در ایران می‌نویسد، در یکی از بررسی‌های سفارت آمریکا آمده است: «بسیاری از اعضای خاندان سلطنت آموخته‌اند که به درجات مختلف فاسد و بداخلاق و تا حدود زیادی بی‌علاقه به ایران و ملت ایران باشند.» [2]

این بی‌علاقگی به مردم در جریان جشن هنر شیراز هم به‌روشنی دیده می‌شد. شرایط برگزاری جشن‌ها به گونه‌ای بود که هر چه بیشتر مردم را از خود می‌راند. برخی دست اندرکاران این جشن‌ها به این موضوع اشاره دارند: «مردم چندان مشتاق نبودند آن هم به لحاظ عدم تناسخ فرهنگی با موضوعات و برنامه‌های اجراشده بود. اغلب مردم شیراز و بافت فرهنگی آن‌، مذهبی-سنتی بود و مردم شیراز در واقع در جشن شرکت نمی‌کردند و اکثر تماشاچیان هرساله به صورت مشخص و مداوم از تهران در زمان برگزاری جشن به شیراز می‌آمدند... و فقط یکی دو برنامه مانند موسیقی سنتی ایران و نمایشنامه «شهر قصه» با اقبال عمومی مواجه شد.» [3]

حسن راه‌ساز، از کارمندان بخش تعمیرات تخت جمشید در این باره می‌گوید: «حضور مردم در جشن با رعایت اول فرهنگی ترویج‌یافته غرب قابل انجام بود، یعنی تنها کسانی می‌توانستند به جشن بروند که فرهنگ غربی را پذیرفته و سنت‌های مذهبی و بومی خود را کنار گذاشته بودند. برای مثال زنان چادری بایستی بدون چادر در محل جشن حضور داشته باشد.» [4]

با این وجود، بر فرض که مردم عادی اجازه حضور در جشن را داشتند، شرایط حاکم بر برنامه‌های جشن فرصتی برای استفاده عموم فراهم نمی‌کرد؛ مثلا فیلم‌های سینمایی جشنواره غالبا با زبان اصلی اکران می‌شدند و لذا تماشاگران هیچ ارتباطی با آن برقرار نمی‌کردند. [5] این وضعیت به‌گونه‌ای بود که برخی معتقدند «معلوم نیست که اگر چهارتا و نصفی هنرمند تهرانی را هم دعوت نمی‌کردند، چه کسی به دیدن برنامه‌ها می‌رفت.» [6]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

مردم شیراز عموما از سوی روشنفکران و سران پهلوی به خاطر
 استقبال نکردن از جشن هنر متهم به بی‌سوادی می‌شدند!

از همین جا است که سینه‌چاکان هنر و فرهنگ، شروع به زبان‌درازی و ناسزاگویی به مردم کردند که عوام نمی‌فهمند و باید آن‌ها را تربیت کرد تا از این هنرها سر در بیاوردند. این جملات و نگرش درست در تقابل با هویت و فرهنگ جمعه ایرانی بود. کریم امامی، نویسنده و روزنامه‌نگار، در کیهان نوشت: «اشکال کار وجود نداشتن آمادگی کافی در جماعت بهره‌گیرنده است و اگر بنا باشد جشن هنر شیراز با خط مشی فعلی، پا به پای پیشگام‌ترین مراکز هنری جهان پیش بتازد و از آسان‌پسندی کناره بجوید، باید برای آموزش هنری مردم شیراز فکری کرد.» [7]

یا در مقاله‌ای دیگر آمده است: «با تغییری که در کیفیت تماشاگران نسبت به سال‌های قبل مشهود بود امیدواری بیشتر شد که جشنواره از صورت تفننی دور شده است. این بار قیافه‌های آشنایی می‌دیدیم که بهتر [به] این سرزمین عشق می‌ورزند و آن را جدی می‌گیرند. شرکت هنرمندان، دانشجویان، و طبقات متوسط با درصد بیشتری نسبت به پارسال در این جشنواره نشان می‌داد که به قول یکی از دوستان گرچه خلق‌الله به قسمت جشن توجه دارند اما هنر را هم جدی گرفته‌اند.» [8]

فرح دیبا هم در واکنش به همین انتقادها گفت: «در بسیاری از موارد سلیقه‌های هنری مردم از بین رفته، باید به دنبال این مساله بود که چرا سلیقه را در هنر از دست داده‌ایم. بهترین راه این است که آموزش هنری را از مدارس شروع کنیم... باید به موسیقی ایرانی اهمیت بیشتری داده شود. امیدوارم در آینده در یکی از شهرهای ایران جشنواره موسیقی ایجاد شود.» [9]

اما نکته جالب دیگری که در این میان جلب توجه می‌کند آن است که با وجود استقبال کمرنگ مردم از جشن‌های هنر شیراز، همان موارد قلیلی هم که به‌شدت مورد توجه آن‌ها قرار می‌گرفت، نمایشگاه‌ها، نمایش‌ها و اثاری بود که به‌نوعی با مذهب و آیین مردم هماهنگ بود. برای نمونه، در سال 54 نمایشگاهی از «ادوات مذهبی» و نیز یک «نمایشگاه فرش» برپا شد که به‌شدت مردم کوچه و بازار از آن استقبال کردند. به گزارش روزنامه‌ها؛

«اگر از سالن‌های جشن هنر عطر روشنفکری می‌تراود و در آن‌ها هنرمند، دانشجویان، نوخاستگان و دانشمندان در پرتو شمع جشن چهره خود را روشن می‌کنند، در یک دو جای دیگرِ قلمرو جشن هنر، مردم عادی کوچه و بازار را می‌بینیم. مرد روحانی، زن چادری، پیرمرد و نوه‌هایش، کاسب‌کار، سرباز، دهقان در آن‌ها رفت و آمد می‌کنند... این‌ها را در نمایشگاه آثار و ادوات مذهبی و نمایشگاه شرکت فرش می‌بینیم.»[10]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تنها مواردی که از برنامه‌های جشن هنر مورد استقبال
گشترده عموم مردم قرار می‌گرفت، برنامه‌های آیینی بود.

در نمایش «ادوات مذهبی»، شمایل ائمه اطهار (علیهم‌السلام) و نقاشی‌هایی از وقایع کربلا و نوشته‌هایی از احادیث و اقوال دینی گرد هم آمده بود. در این نمایشگاه آثاری از فرصت شیرازی، محمدعلی مسعودی، ظریف‌حسین غفاری و ... در معرض دید عموم قرار گرفته بود. به قول روزنامه اطلاعات، «نمایشگاهی بود که بیشتر زن‌ها و مردها به «زیارت» آمده بودند تا به تماشا. دور تا دور حسینیه قوام [محل برگزاری نمایشگاه ادوات مذهبی] را علامت‌های سوگواری چیده بودند.» [11] در یک سند دیگر، به گزارش ساواک: «اجرای برنامه تئاتر روحوضی در محل قهوه‌خانه مورد توجه بسیار قرار گرفت.» [12]

2. جشن هنر چقدر به رشد هنر ملی کمک کرد؟

یکی از اهدافی که برگزارکنندگان جشن هنر در سر داشتند، ارتقا هنر ملی و شناساندن آن به جهانیان بود. اما پرسشی که به طور طبیعی مطرح می‌شود این است که آیا این «ارتقا و معرفی» اتفاق افتاد و اگر آری، تا چه اندازه محقق شد؟ برای پاسخ به این پرسش، تنها نیازمندیم که نگاهی گذرا بر اقوال و تحلیل‌هایی که همان زمان از برنامه‌های جشن هنر می‌شد بیندازیم. در سالیان مختلف از ادوار جشن‌های هنر، صاحب‌نظران بر این باور بودند که هنر ملی چندان عملکرد خوبی از خود نشان نداده است.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

وضعیت موسیقی در جشن هنر
هر سال بدتر از از سال قبل بود

در سال 1347 اطلاعات نوشت: «بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه‌های فستیوال ضعیف بود و نمونه‌های خوب و بدی که با هم ارائه شد نتوانست موقعیت ممتازی برای خویش به وجود آورد.»[13] وضعیت ارکستر سمفونیک ایران در این دوره به‌قدری خنده‌دار بود که کیهان به طعن نوشت: «اما شیرینکاری ارکستر سمفونیک خودی در تخت جمشید بحثی است که فقط یک طرف دارد، چون ارکستر بیچاره مدافعی پیدا نمی‌کند. حتی چگونگی بازگشت اعضاء ارکستر به تهران با یک جور شعف خبیثانه مثل یک انگدت دهان به دهان می‌گردد. از قرار معلوم 80 نوازنده ارکستر که با هواپیما برای اجرای برنامه افتتاحیه رهسپار شیراز شده بودند روز بعد از کنسرت با اتوبوس به تهران بازگردانده می‌شوند.» [14]

یک سال بعد، همان مطبعه نوشت: «در جشن هنر امسال به موسیقی ایرانی یا به طور کلی به هنرمندان ایرانی توجه چندانی نشد. به نظر می‌آید که بعضی از گردانندگان جشن هنر زیاد هم با موسیقی کشور خودمان میانه‌ای ندارند.» [15] این مساله در سال‌های دیگر هم تکرار شد: «موسیقی ایرانی امسال فقیر بود. این را با تاسف می‌گویم. ما که آثار برگزیده جهان را به شیراز می‌آوریم باید در برابر آن برنامه‌های ممتازی عرضه کنیم تا این دادوستد فرهنگی یکجانبه نباشد. موسیقی ایرانی با اجراهای ضعیف تکراری‌اش مایه ناخرسندی شنوندگان می‌شد... متاسفانه هیچکدام از برنامه‌های اجراشده در حافظیه از نظر کیفیت و ترکیب به پای برنامه‌های هفتگی تلویزیونی این اساتید هم نمی‌رسید... بخش سینمای جشن هنر ضعیف بود جز نمایش «در غربت» از شهید ثالث، چیز تازه‌ای در آن نبود. .. کاشکی سال دیگر فکری به حال سینمای جشن هنر بکنند که کمیتی کاهنده و کیفیتی فزون‌تر داشته باشد....» [16]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

جواد مجابی (نویسنده و روشنفکر و عضو حزب توده) با توجه به اینکه اساس و بنیان و هدف جشن توجه لازم را ندارد و شاید تنها برایش مهم نبود که چه فاجعه‌ای در حال شکل گرفتن است!! وی در تحلیل وضعیت موسیقی جشن در سال 55 نوشت: «در دو شب پی‌در‌پی دو برنامه موسیقی در حافظیه اجرا شد که هیچکدام به هدف خود که رضایت خاطر شنوده آگاه و مشتاق است نرسید... صدای خانم پریسا شاید در حد یک برنامه رادیویی روز جمعه خوب باشد... کارش در حدی نبود که با آن اجرای متوسط در جشن هنر برنامه‌ای اجرا کند مگر اینکه ما توقع زیاد از جشن هنر داشته باشیم و فکر کنیم برنامه‌هایش باید همه خوب باشد و یا دستکم برنامه‌های ایرانی‌اش مایه سرشکستگی هنرمندان بومی نشود.» [17]

اما این مساله صرفا به موسیقی محدود نمی‌شود. وضعیت تئاترهای ایرانی هم چنگی به دل نمی‌زد. رضا براهنی، روشنفکر چپ آن زمان در میزگرد تئاتر در ایران، در حضور آربی آوانسیان، از کارگردانان تئاترهای ایرانی در جشن‌های هنر گفت: «اینجا تئاتری که به عنوان تئاتر ایرانی عرضه شد آن هم در اولین شب فستیوال چیزی بی‌ارزش بوده و این تئاتر را که از طرف جشن هنر ارائه شد اگر نه یک نویسنده درجه سه سفارش می‌داد بهتر نوشته می‌شد.[18]

یا درباره وضعیت تئاترهای سال 55 می‌خوانیم: «امسال نمایش‌های ایرانی با شکست کامل روبرو شد. نمایش آشوربانیپال بابلا جان سالم به‌در برد که اصلا در جشن هنر پذیرفته نشد. و نمایش اثری از محمد صالح‌علاء «اسکی روی آتش»، «سواری درآمد» مهین تجدد و آوانسیان، «شباة» اسماعیل خلج، هیچ نقد مساعدی را از سوی نویسندگان مطبوعات به دنبال نداشت. البته اگر بولتن جشن هنر را از این مقوله مستثنی کنیم.» [19]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

افزون بر موسیقی، تئاترهای ایرانی هم
 رضایت مخاطبان را تامین نمی‌کرد.

هوشنگ اسدی (روزنامه‌نگار و ضدانقلاب کنونی) در همین باره، در نقد یکی از تئاترهای ایرانی جشن نوشت: «با اجازه تمام خشک‌اندیشان معاصر، سوپر انتلکتوئل‌های دولوکس، صاحبان دکان‌های هنری و مبصر منتقدان، می‌خواهم عرض کنم: نمایش «شباة» اثر اسماعیل خلج هم پیش «آبروی هنر» مهر باطل خورد.... این بازی به ظاهر مردمی، سومین دکان هنری این جسن را –در زمینه نمایش- با سلام و صلوات گشود، دکانی در کنار آقایان صالح‌علاء و آوانسیان با همان کالای معروف: کلای عوام‌فریبی و شبه‌روشنفکر رنگ‌کنی، اما در هیاتی دیگر.» [20]

اما آیا، «اساسا» راهکار ارتقای هنرملی ایران چنین برنامه‌های نمایشی و ویترینی بود؟ آیا با برگزار کردن چند کنسرت موسیقی و چند تئاتر از کارگردان‌هایی که هر سال حضورشان تضمین شده بود، هنر ملی ارتقا می‌یافت؟ آیا بهتر نبود به جای خرج هزینه‌های بعضا گزاف و بیهوده برای دعوت از هنرمندان خارجی و تامین امکانات اجرای آثار آوانگارد آن‌ها– اگر به مبتذل‌ها و آماتورها اشاره نکنیم- قدری به فکر هنرمندان داخلی و تقویت آن‌ها می‌بودند؟ فرخ غفاری می‌گوید این جشن‌ها «برای این بود که [هنرمندان ایرانی] ترسشان بریزد!» مگر میدان کشتی یا تکواندو بوده که ترسشان بریزد؟ به جای این قسم توهمات باید به تقویت هنر و هنرمندان پرداخته می‌شد. عرصه هنر عرصه ترس نیست، اگر مهارت‌های آن‌ها، و وضع زندگی آن‌ها بهبود یابد آثارشان هم بهتر می‌شود. آن وقت برای پیدا کردن هنرمند بومی ذره‌بین به دست نمی‌گیرند تا چارت برنامه‌های بومی و ملی جشن‌ هنر را «پر» کنند.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

بهتر بود سران پهلوی به جای خرج‌های بیهوده؛ برای
 تقویت هنرملی به وضع هنرمندان رسیدگی می‌کردند

در همین رابطه سیاوش (محمدرضا) شجریان در گفتگویی با روزنامه اطلاعات اذعان کرد: «نیاز مادی و خواسته‌های معنوی، نوازندگان و خوانندگان ما را به کاباره‌ها و مهمانی‌ها کشانده است. اگر کسی امروز خوب ساز بزند یا صدایی خوش داشته باشد و به این محافل نگراید در نظر مردم عجیب جلوه می‌کند. اگر جامعه فرهنگی ما با گوشه چشم دولت به موسیقی ملی به گونه‌ای بود که نیازهای معنوی و مادی هنرمند را برمی‌آورد و هنرمندان مجبور نبودند برای رفاه بیشتر به کاباره‌ها بروند شاید از میان همین خوانندگان راه‌گم‌کرده، کسانی بر می‌آمدند که موسیقی ایران را چنانکه شایسته آن است گسترش دهند.» [21]

4. آیا جشن هنر اولویتی برای جامعه ایران بود؟

پرسش مهم دیگری که در تحلیل جشن‌های هنر شیراز مطرح است این است که اصلا چنین جشن‌های چقدر برای جامعه ایران اولویت داشت؟ شهبانوی ایران، در سال 1346 هم هنوز همان دخترک دانشجویی بود که در خیابان‌های پاریس قدم می‌زند و از تماشای بوتیک‌ها و گالری‌ها شگفت‌زده می‌شود و گاهی برای تفنن و ذوق هنری به دیدن یک تئاتر مدرن یا رقص باله چشم‌نواز می‌رود. قدرتی که ناگهان بر ملکه جوان –و بعد، نایب‌السلطنه کشور شاهنشاهی ایران- سرریز کرده بود، بهترین و بیشترین وسایل را برای دیدن و لذت بردن از همان «آرزو»ها و «تفنن»ها در تهران و شیراز فراهم می‌کرد. اما شاید فرح دیبا خبر نداشت که برای مردمی که شیوه زندگی‌شان را از مراجع تقلید می‌پرسند و ماه‌ها و مناسک مذهبی را مبارک و محترم می‌شناسند چنین خواطری اصلا به ذهن نمی‌آید.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرح پهلوی آرزوهایی در سر داشت که با آرزوهای و نیازهای
 جامعه هماهنگ نبود
؛ مانند هنر مدرن و آوانگارد پاریسی.

مینو صمیمی معتقد است، «از سال 1973 –متعاقب افزایش درآمد کشور- هرساله بودجه هنگفتی در اختیار روسای سازمان‌های فرهنگی و هنری قرار گرفت تا برای رسیدن به هدف بلندپروازانه –ولی بی‌پایه- شهبانو و ایجاد «هویت جدید فرهنگی برای ایران» فعالیت‌های خود را هر چه بیشتر توسعه دهند، که آن‌ها نیز مبالغ کلانی از این بودجه را برای رواج هنر و فرهنگ غربی در کشور به مصرف می‌رساندند.» [22]

ویلیام شوکراس نیز درباره این دغدغه‌های متعالی ملکه و سنخیت نداشت آن با وضع و اوضاع جامعه ایرانی می‌نویسد: «اگرچه فرح سال‌های 60 [میلادی] را با سبک و سلیقه پاریسی آغاز کرد ولی در سال‌های 70 رو به سوی تولیدات و طرح‌های ایرانی نمود... با این وصف گاهی به نظر می‌رسید که سلیقه فرح تغییر جهت داده است. هرچند او مصمم بود گذشته تاریخی ایران را حفظ نماید ولی سلیقه او درباره هنر معاصر در نظر بسیاری از هم‌میهنانش بیش از حد پیشرو و جهانی به نظر می‌رسید. اندی وارهول، اشتوکهاوزن، پیتر بروک توجه او و پاره‌ای روشنفکران و هنرمندان دور و بر او را جلب می‌کردند که در نظر بسیاری از ایرانیان ناشناس بودند. یک بازرگان ایرانی می‌گوید: «ما تازه شروع به شنیدن موسیقی باخ کرده بودیم؛ درک اشتوکهاوزن برای ما غیرممکن بود.» [23]


5. ادعاهای تبلیغاتی بزرگ اما توخالی!

در کنار برگزاری جشن هنر شیراز، ادعاهایی که از سوی برگزارکنندگان آن مطرح می‌شد بخش دیگری از ماجرا بود. ادعاهایی که هم بزرگ، خیالی و غرورآور بود و هم تعجب‌برانگیز. برای نمونه، در آیین افتتاح دور نخست جشن هنر شیراز، که شور و شعف بسیاری در درباریان و سردمداران پهلوی وجود داشت، فرح دیبا گفت: «جشن هنر در تخت جمشید بزرگترین رویداد هنری سال‌های اخیر است و من فکر می‌کنم با ابتکاری که در انتخاب محل [شیراز و تخت جمشید] شده، جشن هنر شیراز عنوان مهم‌ترین فستیوال تاریخ را پیدا کند.» [24] او افزود: «جشن هنر در شیراز بزرگترین قدمی است که در زمینه شناساندن هنر ایران به دنیای خارج و آشنا ساختن مردم کشور ما با پدید‌های تازه هنری برداشته شده است.» [25]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرح پهلوی معتقد بود جشن هنر شیراز
بزرگترین فستیوال هنری تاریخ خواهد شد

فرح در جای دیگری با اشاره به بحران‌های جهانی غرب ایده «گفتگوی فرهنگ‌ها» را مطرح کرد: «همین طور که می‌دانید دنیای فرهنگ غرب به دلایل مختلف دچار بحران‌هایی شده است. ترس از آینده، ترس از جنگ هسته‌‎ای، ترس از آلودگی محیط زیست، ترس از شکاف عمیقی که بین ممالک پیشرفته و در حال توسعه پیدا شده است و برای این است که الآن برای ایجاد مراکزی برای گفتگوی فرهنگ‌ها فکر می‌شود.» [26]

اما آنچه پرسش‌برانگیز است آن است که این ادعاها چه نتیجه ملموسی داشت؟ آیا واقعا جشن هنر شیراز مهم‌ترین فستیوال هنری تاریخ شد؟ آیا جهانیان همین نگاه را به فستیوال خانم ملکه داشتند؟ آیا گفتگوی فرهنگ‌ها با اجرای چند هنرمند آماتور فرانسوی و آمریکایی محقق می‌شد؟ در مقاله بعدی، نشان خواهیم داد که این ادعاها چه بازتابی در میان صاحب‌نظران جهانی داشت و ضمنا، به چند انتقاد دیگر از جشن‌های هنر شیراز اشاره خواهیم کرد.

* منابع:
1. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 189
2. آخرین سفر شاه، سرنوشت یک متحد آمریکا؛ ویلیام شوکراس نشر البرز، تهران، 1369، ص 108
3. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص هفت
4. همان
5. اطلاعات، 12شهریور 49
6. اطلاعات، 7 شهریور 55
7. کیهان، 26 شهریور 47
8. اطلاعات، 18 شهریور 49
9. اطلاعات، 10 شهریور 55
10. اطلاعات، 5 شهریور 54
11. همان
12. اسناد ساواک، ص 225
13. اطلاعات، 28 شهریور 47
14. کیهان، 26 شهریور 47
15. اطلاعات، 17شهریور 48
16. اطلاعات، 13شهریور 54
17. کیهان، 1 شهریور 55
18. اطلاعات، 9شهریور49
19. اطلاعات، 7 شهریور 55
20. کیهان، 6 شهریور 55
21. اطلاعات، 13 شهریور 55
22. صمیمی، ص 188
23. شوکراس، ص 114و 115
24. اطلاعات، 21 شهریور 46
25. همان
26. کیهان، 11شهریور 55
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، سياسي، اجتماعي، هنري
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 14:58 ] [ گروه دین وزندگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب