دین وزندگی تایباد

دین وزندگی تایباد
اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
قالب وبلاگ

یمن و نقش آن در ظهور ، تاثیر اعتقادات آخرالزمانی بر پیروزیهای درخشان شیعیان یمن

 تحولات این روزهای یمن نفس را در سینه دوست و دشمن حبس کرده و همه ی نگاهها را به خود معطوف داشته است ، آیا روزهای سرنوشت ساز منطقه و جهان فرارسیده است؟ آیا پیش بینی روایات عصر ظهور در حال تحقق است؟

 

به یقین خاورمیانه جدید در حال تولد است ، خاورمیانه اسلامی نه آنچه دشمنان در نظر داشتند ، بعد از تحولات و فتنه های شام و عراق ، اینک آنچنانکه روایات شریف پیش بینی کرده بودند یمن ، این سرزمین پاک اویس قرن ، سرزمینی که مردمانش از کودکی مشق جهاد کرده ، به جهاد  فی سبیل الله عشق می ورزند و همیشه برای آن آماده اند ، قیام همه جانبه خویش را آغاز نموده است ، هرچند شیاطین وهابی در خواب آشفته خویش در نظر دارند تا با رشوه و تطمیع سران مزدور منطقه و همراهی آنان  شعله های این انقلاب مقدس را خاموش سازند ، اما بشارت روایات و واقعیات میدانی منطقه نشان می دهد که این ، خیال خامی بیش نیست و بزودی امواج این انقلاب مقدس شبه جزیره عربستان و کشورهای پیرامون را در بر خواهد گرفت.

به یقین شیعیان به پا خواسته یمن و سران انقلابی آنها که از یک سو طی ماههای گذشته از مرگ عبدالله ، پادشاه عربستان نیروی مضاعف گرفته و از سوی دیگر به نقش افتخارآمیز و تاریخی خود در نهضت جهانی اسلام به خوبی آگاه هستند ، قدرتمند تر از آن هستند که با تهدید و ارعاب دشمنان ترسو و زبون خود پاپس بکشند و میدان را خالی کنند ، فشار و جنگ افروزی دشمنان ، تنها تحقق وعده های روایات عصر ظهور را تسریع خواهد نمود.

از سوی دیگر پیروزی افتخارآمیز انقلاب یمن ، سرمشق و الگوی مناسبی خواهد بود برای ملتهایی که بعد از بیداری اسلامی ، انقلاب آنها مصادره و منحرف شده است ، می توان انتظار داشت بزودی همچون یمن شاهد آغاز و تداوم این انقلابها برای رسیدن به پیروزی باشیم.

بشارت دیگر انقلاب یمن ، بعد ضد صهیونیستی و ضد استکباری پررنگ آن است و ان شاالله با فراگیر شدن سریع آن ، حلقه محاصره صهیونیستهای غاصب تنگ تر و تنگ تر خواهد شد تا زمانی که ارتش های متحد محور مقاومت اسلامی و توده های مردمی برای نابودی مرکز فتنه و فساد در دنیای اسلام و آزادی قدس شریف راهی آن دیار مقدس شوند.

برای درک بهتر تحولات کنونی یمن ، نگاهی خواهیم داشت به روایات عصر ظهور  و تحلیل وقایع چندسال گذشته یمن :

یمن و نقش آن در دوران ظهور

روایات متعددی از اهل‏بیت علیهم السلام، درباره انقلاب اسلامی و زمینه‏ساز ظهور حضرت مهدی (ع) در یمن وارد شده است که برخی از آنها صحیح السند می‏باشد، که حتمی بودن وقوع این انقلاب را تصریح می‏کند و آن را درفش هدایت و زمینه‏ساز قیام حضرت مهدی و یاری کننده آن حضرت توصیف می‏کند.. حتی برخی از روایات انقلاب اسلامی یمن را در زمان ظهور، هدایت بخش‏ترین درفش‏ها بطور مطلق بحساب می‏آورد و در وجوب یاری رساندن به آن، همانگونه تأکید می‏کند که در یاری درفش مشرق ایرانی، بلکه بیش از آن تأکید می‏نماید و وقت آن را همزمان با خروج سفیانی در ماه رجب یعنی چند ماه قبل از ظهور حضرت مهدی (ع) و پایتخت آن را صنعا معرفی می‏کند.
اما نام رهبر آن، در روایات، معروف به یمنی می‏باشد و روایتی نام وی را حسن و یا حسین و از نسل زیدبن علی علیهما السلام یاد می‏کند ولی این روایت از نظر متن و سند قابل بحث است.
اینک مهم‏ترین روایات مربوط به انقلاب یمنی:
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
قبل از قیام قائم وقوع پنج علامت حتمی است: یمنی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در بیابان.
و نیز فرمود:
خروج سفیانی و یمنی و خراسانی در یک سال و یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره‏ ها پشت سرهم خواهد بود. پریشانی و سختی از هر سو پدید می‏آید و ای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند، در میان درفش‏ها، هدایت کننده‏تر از درفش یمین وجود ندارد، چرا که درفش حق است و شما را بسوی صاحب‏تان دعوت می‏کند. وقتی یمنی قیام کند فروش اسلحه به مردم حرام است. و آنگاه که خروج کند بسوی او بشتاب که درفش او درفش هدایت است. و بر هیچ مسلمانی، سر پیچی از او جایز نیست. و اگر کسی چنین کند از اهل آتش خواهد بود، زیرا که او مردم را به حق و به راه مستقیم دعوت می‏کند.
از امام رضا(ع) روایت شده است که فرمود:
قبل از این أمر، سفیانی و مروانی و شعیب بن صالح است پس چگونه می‏گوید این و آن
مجلسی ره گوید: یعنی چگونه محمد بن ابراهیم یا دیگری که خروج می‏کند می‏گوید قائم من هستم و منظور از مروانی یاد شده در روایت، احتمال دارد که أبقع بوده و یا آنکه اصل او خراسانی باشد که از سوی نسخه برادران اشتباهی رخ داده باشد.
از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
خروج این سه تن، خراسانی، سفیانی و یمنی در یک سال و یک ماه و یک روز اتفاق می‏افتد. و درفش یمنی از همه هدایت کننده‏تر است زیرا که دعوت به حق می‏کند.
و از هشام بن حکم نقل شده است که گفت: چون طالب حق خروج کرد به ابوعبدالله (امام صادق (ع)) گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمنی باشد؟ حضرت فرمود: خیر، یمنی دوستدار علی است و این شخص از آن حضرت بیزاری می‏جویدو در همین روایت آمده است که یمنی و سفیانی همچون دو اسب مسابقه هستند و هر یک می‏کوشد که از دیگری سبقت جوید.

و در پاره‏ای از روایات درباره حضرت مهدی (ع) وارد شده است:
او از یمن و آبادی‏ ای به نام کرعه خروج می‏کند.
بعید نیست که منظور از این شخص همان یمنی باشد که قیام خود را از این منطقه آغاز می‏کند، زیرا آنچه در روایات ثابت و متواتر است. این است که مهدی (ع) از مکه و مسجدالحرام قیام می‏کند.
در کتاب بشارة الاسلام آمده است:
آنگاه، فرمانروائی از صنعاء بنام حسین یا حسن، قیام می‏کند و با قیام او فتنه‏ ها از میان می‏رود، خجسته و پاک ظاهر می‏شود و در پرتو او ظلمت از بین می‏رود و حق بعد از پنهان شدن، بوسیله او آشکار می‏گردد.
و اینک، بررسی هایی چند درباره انقلاب و قیام یمنی:
اما نقش آن بطور طبیعی، انقلاب زمینه‏ ساز حضرت مهدی (ع) در یمن که سهم و نقش عمده‏ای در مساعدت نهضت آن حضرت و یاری رساندن به انقلاب حجاز دارد.. و یاد نشدن این نقش در روایات، وجود آن را نفی نمی‏کند. بلکه ممکن است به جهت حفظ و زیان نرسیدن به آن باشد و ما بزودی در مبحث نهضت آن حضرت خواهیم گفت که نیروی انسانی‏ای که در مکه و حجاز قیام می‏کند تشکیل دهنده سپاه حضرت مهدی (ع) است، بطور عمده و اساسی از یاوران حجازی و یمنی وی خواهند بود.
اما نقش یمنی‏های زمینه ‏ساز در عراق:
روایات می‏گوید: یمنی در پی نبرد سفیانی با وی وارد عراق می‏شود. نیروهای یمنی و ایرانی جهت رویارویی با سفیانی وارد عمل می‏شوند و از روایات چنین ظاهر می‏شود که نقش نیروهای یمن در نبرد سفیانی نقش پشتیبانی از نیروهای ایرانی است، زیرا از لحن أخبار چنین فهمیده می‏شود که طرف درگیر با سفیانی، مردم مشرق زمین یعنی یاران خراسانی و شعیب هستند. و گویا یمنی‏ها پس از یاری رساندن به آنان به یمن باز می‏گردند.
اما در منطقه خلیج، علاوه بر حجاز، یمنی‏ها نقش اساسی خواهند داشت،گر چه روایات، آنرا خاطرنشان نساخته‏ اند ولی بطور طبیعی با توجه به روند حوادث ظهور و جغرافیای منطقه، بایستی فرمانروائی یمن و حجاز و کشورهای حوزه خلیج در دست نیروهای یمن، پیرو حضرت مهدی (ع) قرار گیرد.
اما بحث پیرامون اینکه چرا درفش یمنی از درفش خراسانی هدایت بخش‏تر است؟ در حالی که درفش خراسانی و درفش‏های اهل مشرق بطور کلی به درفش هدایت، توصیف شده و کشته شدگان آنها شهید محسوب می‏شوند و خداوند دین خود را بوسیله آنان یاری می‏نماید.. با آنکه تعداد نسبتاً زیادی از ایرانیان وزیران و مشاوران حضرت مهدی (ع) و یاران خاص او خواهند بود، که از جمله آنان فرمانده نیروهای ایرانی، شعیب بن صالح است که امام مهدی (ع) وی را بسمت فرماندهی کل ارتش خود بر می‏گزیند و با آنکه نقش ایرانیان، در زمینه‏ سازی قیام حضرت مهدی (ع) در تمام سطح‏ها، نقش وسیع و فعالی است وآنگهی آنان با قیام و فداکاریهای خود، که آغاز نهضت حضرت مهدی (ع)، بوسیله قیام آنان خواهد بود، برتری خاصی دارند و ما آن را در نقش آنان در دوران ظهور بیان خواهیم کرد. بنابراین چرا انقلاب یمنی و درفش وی هدایت بخش‏تر از ایرانیان و درفش آنهاست؟
ممکن است دلیل آن، این باشد که سیستم اداری که یمنی در رهبری سیاسی و اداره یمن بکار می‏برد صحیح‏تر و از لحاظ سادگی و قاطعیت به روش اداری اسلام نزدیک‏تر باشد. در حالیکه دولت ایرانیان از پیچیدگی و دوباره کاری و شائبه‏ هایی بر کنار نیست، بنابراین تفاوت بین این دو تجربه فرمانروائی به طبیعت سادگی و قبیله‏ ای جامعه یمن و طبیعت وراثت تمدن و ترکیب جامعه ایرانی برمی‏گردد.
و ممکن است انقلاب یمنی از این رو هدایت بخش‏تر بشمار آید که سیاست و دستگاه اجرائی آن قاطع باشد. و نیروهای مخلص و مطیع در اختیار داشته باشد و پیوسته رسیدگی شدید نسبت به آنها کند، البته این همان دستورالعملی است که اسلام به اولیاء امور می‏دهد که با کارمندان و کارگزاران خود عمل نمایند چنانکه در منشور امیرمؤمنان (ع) به مالک اشتر استاندار و نماینده امام در مصر می‏بینیم و همانطور که در صفات حضرت مهدی (ع) آمده است که نسبت به کارگزاران و کارمندان خود سختگیر و نسبت به بینوایان مهربان می‏باشد در حالیکه ایرانیان بر اساس چنین سیاستی عمل نمی‏کنند، مسئول مقصر، یا خیانتکار نسبت به مصالح مسلمانان را در ملا عام، جهت عبرت سایرین مجازات نمی‏کنند. زیرا می‏ترسند این عمل باعث تضعیف دولت اسلامی که مظهر موجودیت اسلام است گردد.
و احتمال دارد، درفش یمنی از این جهت هدایت کننده‏ تر باشد که در ارائه طرح جهانی اسلام رعایت عناوین ثانوی فراوان و ارزیابی‏ها و مفاهیم کنونی (و مقررات بین‏ المللی) را نمی‏کند. در حالیکه انقلاب اسلامی ایران معتقد و ملزم به رعایت آنهاست.
اما آنچه بعنوان دلیل اساسی، پسندیده است این است که انقلاب یمنی اگر هدایت گری بیشتری دارد به این دلیل است که مستقیماً از رهنمودهای حضرت مهدی (ع) برخوردار می‏گردد و جز لاینفک قلمرو و طرح نهضت آن حضرت شمرده می‏شود، همچنین یمنی بدیدار حضرتش نائل می‏شود و کسب شناخت و رهنمود می‏کند.

مؤید این امر روایات مربوط به انقلاب یمنی‏هاست که رهبر انقلاب یمن یعنی شخص یمنی را می‏ستاید و با این عبارات توصیف می‏نماید: بسوی حق هدایت می‏کند و شما را بسوی صاحبتان می‏خواند و اینکه برای هیچ مسلمانی سرپیچی از آن جایز نیست و کسی که چنین کند اهل آتش خواهد بود... اما انقلاب زمینه‏ ساز ایرانیان در روایات آن بیش از ستایش رهبران آن، ستایش از عموم گردیده است، مانند یاوران درفش‏های سیاه و اهل مشرق و قومی از مشرق بجز، شعیب بن صالح که با توجه به روایات، نسبت به بقیه فرماندهان درفش‏های سیاه، امتیاز و برتری ویژه ‏ای دارد و پس از آن سید خراسانی و سپس مردی از قم مورد ستایش قرار گرفته است.
أخبار مؤید این معناست که انقلاب یمنی به نهضت ظهور امام (ع) نزدیکتر است تا انقلاب زمینه ساز ایرانیان، حتی اگر فرض کنیم یمنی قبل از سفیانی قیام می‏کند یا آنکه یمنی دیگری زمینه‏ ساز یمنی وعده داده شده می‏باشد. در حالیکه انقلاب ایرانیان بدست مردی از قم که سرآغاز نهضت و قیام حضرت مهدی (ع) می‏باشد که آغار آن از مشرق است و فاصله بین شروع انقلاب آنها و بین خراسانی و شعیب بیست یا پنجاه سال و یا آنچه خدا اراده کند، بطول می‏انجامد... و آغاز چنین انقلابی بر پایه اجتهاد و فقها و نمایندگان سیاسی آنان قرار دارد و از موقعیتی پاک و خالص آنگونه که انقلاب یمنی بطور مستقیم از ناحیه امام مهدی (ع) رهنمود یافته، بهره ‏مند نیست.
نکته دیگر، درباره اینکه ممکن است یمنی متعدد بوده و دومی، یمنی وعده داده شده و مورد نظر باشد. روایات گذشته خروج یمنی موعود را با صراحت همزمان با ظاهر شدن سفیانی، یعنی سال ظهور حضرت مهدی (ع) بیان کرده است. و روایات دیگری با سند صحیح از امام صادق (ع) وجود دارد که می‏گوید:
مصری و یمنی قبل از سفیانی قیام می‏کنند.
بنا به این روایت، بایستی این شخص یمنی اول باشد که زمینه‏ ساز یمنی موعود خواهد بود، همچنانکه مردی از قم و غیر او از اهل مشرق، زمینه ‏ساز خراسانی و شعیب که هر دو وعده داده شده‏ اند، خواهند بود.
اما هنگام خروج یمنی اول را تنها این روایت، پیش از سفیانی تعیین می‏کند. البته ممکن است اندکی قبل از او و یا سالهای طولانی باشد. والله العالم‏
مطلب دیگر، خبر کاسر عینه در صنعاء است که عبیدبن زرارة آنرا از امام صادق (ع) چنین روایت نموده است، که گفت:
نزد ابو عبدالله (امام صادق (ع)) در مورد سفیانی سخن گفته شد. فرمود: او چگونه خروج می‏کند در حالیکه کاسر عینه در صنعاء هنوز خروج نکرده است.
این خبر از روایات قابل توجه است که در منابع درجه اول همچون کتاب غیبت نعمانی آمده و شاید سند آن صحیح باشد و احتمال دارد مردی که قبل از سفیانی ظاهر می‏شود یمنی اول باشد که زمینه ‏ساز یمنی وعده داده شده است چنانکه ذکر کردیم و ممکن است چند احتمال در تفسیر کاسر عینه وجود داشته باشد که بهترین آنها می‏تواند یک بیان رمزی از ناحیه امام صادق (ع) باشد که معنای آن جز در وقت خود آشکار نمی‏گردد.

حسیاسیت شدید دشمنان به تحولات یمن ، جستجوی یمانی در یمن

سازمان اطلاعات وجاسوسی رژیم صهیونیستی مشهور به موساد تحقیقات گسترده ای را در خصوص حکومت امام زمان(عج) و علایم ظهور آخرین منجی به انجام رسانده است.

 بر اساس تحقیقات سازمان جاسوسی اسرائیل فردی که در اعتقادات کلیه ادیان آسمانی و ملل جهان از او بعنوان آخرین منجی یاد میشود قطعا همان امام زمان شیعیان است.

 همین نتیجه منجر میگردد تا این سازمان جاسوسی به تحقیقات خود با موضوع علایم و چگونگی ظهور امام مهدی(عج) گسترش دهد.

 سه نشانه سید خراسانی،سید یمانی و سفیانی از نکات مورد توجه موساد بعنوان علایم مهم  ظهور آخرین منجی در تحقیقات انجام گرفته بشمار میرود.

نتایج این تحقیقات اخیرا در دست مقامات آمریکایی ، یمنی و عربستانی نیز قرار گرفته تا با اقدام به موقع مانع قیام سید یمانی در عربستان یا یمن گردد.

از همین رو عربستان باهدف جلوگیری از ظهور امام زمان و قیام سید یمانی پیش ازاین ظهور دست به عملیات جدیدی در میان شیعیان مناطق مختلف زده تا به شناسایی پیش از موعد این قیام دست یابد.

 از سوی دیگر این سه کشور با گمان اینکه احتمالا سید یمانی در میان شیعیان انقلابی یمن است دست به کشتار های اخیر در این کشور زدند!

در گزارشی دیگر که چند سال پیش منتشر شد نیروهای اطلاعاتی غربی در یمن مشاهده شده اند که در حال کسب اطلاعات از رهبران شیعی یمن می باشند.

نقش اعتقادات آخرالزمانی در مقاومت و پیروزیهای درخشان شیعیان یمن

 همانطوریکه عرض شد شاید بتوان اصلی ترین فاکتور در جنگ فعلی یمن را اعتقادات آخرالزمانی دانست.

   انسانها اساساً در جنبه فردی و اجتماعی و بر اساس فطرت در هنگام شدت و اضطرار ، از اعماق جان ، خواستار نجات و حضور منجی می شوند  و اگر اخبار گذشته و روایات هم وجود چنین چیزی را تایید کرده و از وقوع حتمی و پیروزی آن سخن گفته باشند ، قطعاً این اضطرار و ترس با نوعی  شوق و امید و قدرت و اراده در می آمیزد و قدرتی شگرف ایجاد می کند.

 نگاهی به تحولات چند ساله یمن نشان می دهد که بحث ظهور و نقش مردم یمن در زمان ظهور در چند ساله گذشته در بین عوام و خواص ، دوستان و دشمنان ، و در بین شیعیان  یمن و رهبران آنها  بسیار داغ بوده است ، چند سال پیش دولت یمن سید حسین طباطبایی الحوثی را به اتهام اینکه او ادعا دارد یمانی موعود است و تصمیم به قیام و کودتا دارد ، شهید کرد زیرا ضمن اینکه الحوثی رهبر برجسته و اثر گذاری در بین شیعیان یمن بود نام او هم حسین بود ، همنام یمانی مطرح شده در روایات که حسن یا حسین ذکر شده است.

 همانطوریکه عرض شد بحث ظهور و انتظار منجی یکی از مهمترین اعتقادات شیعیان در هر نقطه جهان است  علی الخصوص که  این اعتقاد در هنگام بروز شدائد و سختیها و گرفتاری همه جانبه انسانها بیشتر بروز می کند ، حال در نظر بگیرید شیعیان یمن در حالی که این خصوصیت عمومی شیعیان را دارند ، اخبار و روایات متعددی درباره نقش برجسته خود در زمان ظهور دریافت می کنند و این اخبار سینه به سینه در بین عوام و خواص منتقل می شود و با شدت گرفتن اوضاع و بروز جنگ به اوج خود می رسد و هرچه اوضاع وخیم تر شود با منطبق دیدن اوضاع با نشانه های ذکر شده امید بیشتری بر نزدیک بودن فرج ذکر شده در روایات ایجاد می گردد و اگر پیروزیهای پی در پی و درخشانی نیز بدست آید که یقین به موعودی بودن شرایط به شدت بالا می رود و بطور مستقیم قدرت و شجاعت و ابتکار عمل در بین رهبران و رزمندگان یمنی را بالا می برد ، بر اینها  بیفزائید سنت عمومی الهی را که سرانجام مقاومت و پایداری در هر ملتی پیروزی است و امدادهای غیبی حق تعالی را که مخصوص مجاهدان در راه خداست.

 از طرف دیگر شیعیان یمن تاثیر پذیری بسیار بالایی از انقلاب اسلامی شیعیان ایران و حزب الله لبنان و ارادت ویژه ای به ولی امرمسلمین امام خامنه ای و سیدحسن نصرالله داشته و طی سالهای اخیر پیروزیهای چشمگیر جبهه حق علی الخصوص پیروزی طلائی و معجزه آسای حزب الله در مقابل دشمن قدرتمند یهودی و تحولات سوریه و عراق تاثیر فوق العاده ای بر تشکل بخشیدن و سازماندهی رزمندگان شیعه در یمن گذاشته است.

 نقش برجسته شیعیان یمن در ظهور

 روایات معتبر متعددی بر نقش درخشان شیعیان یمن در تحولات ظهور اشاره دارد ، برخی مفسرین وجود دو یمانی را در هنگام ظهور صحیح تر می دانند ، یمانی موعود که از ناحیه شامات قیام می کند و یمانی دیگری که از خود یمن بر می خیزد ، بسیاری از مفسرین اعتقاد دارند وجود مقدس امام زمان(عج) را بعد از ظهور بیش از 10000 رزمنده همراهی می کنند که از عربستان و اطراف آن هستند که شاید بتوان گفت بخش عمده ای از آنها را  شیعیان یمن تشکیل می دهند.

قطعاً فرمانده جوان و دلاور شیعی رزمندگان یمن ، « عبدالمالک الحوثی» نقش برجسته ای در کسب  پیروزیهای پی در پی دارد ولی نباید فراموش کرد که مهمترین عامل اثرگذار در این درگیریها اعتقاد راسخی است که در بین عوام و خواص مبنی بر آرمانی بودن شرایط ، منطبق بودن آن بر عصر ظهور و افتخارآمیز بودن نقش بزرگ آنها دارد ، این تفکر مقدس و بزرگ در بین شیعیان لبنان نیز بصورت بسیار قوی و اثرگذار از مردم عادی تا رزمندگان حزب الله  تا خواص و تا رهبری برجسته آن جریان داشته و دارد حتی رسانه های منطقه نیز چندباره به این نکته اشاره کرده اند که نزدیک شدن ظهور بر قدرت شیعیان افزوده است.

 از طرف دیگر اطلاع دشمنان علی الخصوص رهبران آنها از احتمال وقوع پیش بینی های روایات باعث ایجاد نوعی ترس و اضطراب همراه با وحشیگری ، شدت عمل و دستپاچگی در آنها شده است ،اتحاد همراه با برانگیختگی و ترس سران مرتجع کشورهای منطقه برای مقابله با این قیام همه جانبه شیعیان ، همه و همه حاکی از آن است که مسئله یمن فراتر از جغرافیای کوچک این کشور بوده و تحولات عظیم منطقه ای را در برمی گیرد.

 ارتباط قيام شيعيان يمن با قيام يماني در آستانه ظهور

همان طور كه مطلع هستيد روايات بسيار موثقي درباره قيام يك رهبر شيعه يمني در آخر الزمان وجود دارد كه با جنبش ايرانيان نيز هماهنگ خواهد بود. از سوي ديگر مي‌دانيم كه حوثي‌ها تنها گروه شيعه اثناعشري در يمن هستند كه به انقلاب ايران نيز اعتقاد دارند. با توجه به دو موضوع فوق، حال سؤال اين است که آيا اين امكان وجود دارد كه يماني موعود از ميان همين حوثي‌ها باشد؟ يا شيعيان ديگري از درون حوادث جاري سر برخواهند آورد كه يماني موعود، رهبر آنان خواهد بود؟

براي پاسخ به اين سؤال، بايد گفت: در حقيقت مسأله تشخيص مصداق در مورد يماني كه زمينه ساز ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است و در روايات به او وعده داده شده و اين كه آيا يماني در ميان حوثيان هست يا نه، جزو امور غيبي است. ما نمي‌توانيم به شكل قطعي اين مسأله را اثبات يا رد كنيم. البته مي‌توانيم به قانون مهمي اشاره نماييم كه بايد هميشه در نظر داشته باشيم. اين كه ما پيرو اهل بيت عليهم السلام هستيم و به همين جهت بايد جنبش‌هاي پديد آمده در ايران، عربستان، عراق و يمن را به شكل ويژه مورد توجه قرار دهيم، چون حركت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و ياوران اصلي ايشان در ايران، يمن، عراق و عربستان هستند. همين مسأله باعث مي‌شود تا به جنبش حوثي توجه کنيم.

جنبش حوثي در منطقه‌اي استراتژيك قرار دارد كه در دوران ظهور، محور برخي تحولات عظیم خواهد بود. بنابراين نمي‌توانيم به اين جنبش به چشم حركات ديگر شيعيان مثلاً در ليبي يا فرانسه بنگريم. شكي نيست كه جنبش حوثي، جنبشي پربركت و ياري شده از جانب خداست، ولي اين دليل، كافي نيست كه ادعا كنيم يماني در اين مجموعه قرار دارد.

از گذشته فشارهاي شديدي عليه جمهوري اسلامي ايران در رابطه با شیعیان یمن در سطح بين الملل وجود دارد که در طی ماههای اخیر تشدید شده است البته رسانه‌هاي بين‌المللي ايران به شكل رسمي و علني مظلوميت شيعيان يمن را مطرح مي‌كند. به همين دليل هم عربستان و مصر پخش برنامه‌هاي شبكه العالم را از ماهواره‌هاي عرب ست و نيل‌ ست قطع كرده‌اند، چون شبكه العالم ـ که متعلق به ايران است‌ـ زبان مظلوميت شيعيان يمن است. جالب اين كه اين تصميم تقريباً سه روز قبل از هجوم قبلی عربستان عليه شيعيان يمن اجرايي شد.

آینده تحولات یمن چیست؟

باید منتظر ماند و دید سمت و سوی تحولات یمن چگونه خواهد بود ، اما آنچه روشن است این است که این انقلاب وعده داده شده به لطف حق شکست خوردنی نیست ، یقیناً حتی اگر درگیریهای کنونی با وساطت کشورها بطور موقت نیز خاتمه یابد ، تهاجم حماقت آمیز آل سعود به شیعیان یمن و انصارالله این اختیار را می دهد تا در زمان مناسب که اختلافات شاهزادگان سعودی بر سر قدرت تشدید شده و پایه های حکومتی متزلزل گردیده و حرکت مردمی آغاز شود ، پاسخ متقابل و ضربه نهایی را به پیکره منحوس و فرتوت آل سعود وارد آورد و برای یاری نهضت جهانی اسلام وارد سرزمین وحی شود.

................

منابع : عصر ظهور - علامه کورانی

- http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/6024/7463/92571/

سخنرانی استاد قنبریان درباره یمن و یمانی

 

دانلود

سخنرانیهای بسیار بسیار ارزشمند است که شنیدنشون خالی از لطف نیست


جهت دانلود ودیدن موضوعات دیگر به اینجا مراجعه کنید
yarankohrasani.mihanblog.com/post/category/55
سخنرانی حجةالاسلام قنبریان با موضوع عبدالله عربستان و حوادث کلی ظهور
www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=f0886ae002b84681701d4523bbdabe58
سخنرانی حجةالاسلام قنبریان با موضوع سفیانی-1
www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5eebf4769cd8227dd8fc8c26e7fb48e7
سخنرانی حجةالاسلام قنبریان با موضوع سفیانی-2
www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=1cf6e6f4181db41f2c65d54ca2e2dd33
سخنرانی حجةالاسلام قنبریان با موضوع خراسانی
www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=5852beec2ba7c38115d6fc0b7c2ff2f1
سخنرانی حجةالاسلام قنبریان با موضوع یمانی
www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=49d07fa19fac9861e27b6e5995c7f20e
سخنرانی حجةالالسلام قنبریان با موضوع پدیده های پایانی
www.radepaclip1364.persiangig.com/other/padedehay%20payani%20dar%20ghoran.rar/download

 

 

 


موضوعات مرتبط: مقالات، مقالات مهدویت، سخنراني
[ دوشنبه دهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:30 ] [ گروه دین وزندگی ]
 

 

دانلود بخش اول

دانلود بخش دوم

پایه دوم

پایه سوم

پایه چهارم

سوالات مفهومی پایه اول

سوالات مفهومی پایه دوم

سوالات مفهومی پایه سوم

سوالات مفهومی پایه چهارم

پرسش های چهار گزینه ای

سوالات و راهنمای تصحیح امتحان نهایی 

معارف اسلامی پیش دانشگاهی 

این آزمون در اول شهریور ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.

برای دریافت سوالات و راهنما

سوالات و راهنمای تصحیح امتحان نهایی 

 

 

 

قرآن و تعلیمات دینی ۳ دین و زندگی سال سوم آموزش متوسطه

 

 

 

این آزمون در اول شهریور ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.   

 

برای دریافت سوالات و راهنمای تصحیح اینجا کلیک نمایید. 

 

ی تصحیح اینجا را کلیک نمایید.

هفت کلید طلایی موفقیت

1) امید. ( هیچ گاه نگذارید دیو سیاه یاس بر روی زندگیتان سایه افکند . حتی اگر تنها ترین تنها ها شوم باز هم خدا هست . او جانشین تمام نداشته های من است.)

 

2)باور. (باورهای ما زندگی ما را میسازند . پس باور داشته باشید که انسان قدرتمندی هستید و توانایی انجام کارهایتان را به نحوه احسن دارید.)

3) هدف. ( اهدافتان تعیین میکند که در چه جهتی باید حرکت کنید . این اهداف هستند که تصمیم گیرنده ما هستند . هدفهای مناسب برگزینید تا موفق شوید.)

4)برنامه.( وقتی شیوه خاصی را در زندگی برمیگزینید باقی زندگیتان هم بر اساس این شیوه خاص شکل میگیرد . مواظب انچه که انتخاب میکنید باشید.)

5)تلاش.( تمام تلاش شما برای به دست اوردن هدفتان در زندگی باعث پیروزی تان میشود دلسرد نشوید و به تلاشتان ادامه بدهید . شما برنده خواهید بود و تلاش منظم پاداش چندین برابر دارد

6) پشتکار .( اگر در زندگی انسانهای موفق دقیق شوید خواهید دید که این مردم ممتاز هیچ گاه و تحت سخت ترین شرایط نیز از کاری که میکردند دست بر نداشته اند . موفقیت اصلی در گرو سعی و همت شماست.)

7) نتیجه. ( شما اگر مراحل شش گانه را با روشهای اصولی به کار بسته باشید حالا شیرین ترن میوه هستی را میخورید و ان نتیجه است گوارای وجودتان .)

 

برخی نمونه سوال پیشنهادی قرآن و تعلیمات دینی 3 برای خرداد 94

سوالات تشریحی :

1- کشف راه درست زندگی که یکی از نیاز های برتر انسان است را توضیح دهید ؟

2- ضرورت عصمت در حوزه چه مسئولیتی است و چرا ؟

3- انسجام درونی ، در عین نزول تدریجی که یکی از ویژگی های اعجاز محتوایی قرآن است را توضیح دهید ؟

4-  چرا پیامبر در هر فرصتی فضایل و جایگاه حضرت علی (ع) را بیان می کردند؟

5-  تفاوت اساسی حکومت بنی امیه و بنی عباس با رهبری پیامبر (ص) چه بود ؟

6- اشکالات نگهداری حدیث به شکل حفظ کردن را بیان کنید (دو مورد)

7- امامان از چند جهت با حاکمان زمان خود مبارزه می کردند ؟

8- پویایی جامعه شیعه به چه عواملی بستگی دارد آن ها را بیان کنید ؟

9- راه های شناخت مرجع تقلید را توضیح دهید ؟

10- علت اینکه مرجع تقلید باید عادل و زمان شناس باشد را بیان کنید ؟

11- تفاوت اصلی جمهوری اسلامی با سایر حکومت های رایج را بیان کنید ؟

12-   میان عزت نفس و گناه چه رابطه ای وجود دارد چرا ؟

13- اهداف ازدواج را فقط نام ببرید ؟

14- چرا اجازه پدر برای دختران در هنگام ازدواج ضروری است ؟

15- (نقش مادری) که یکی از نقش های زن در خانواده است را توضیح دهید ؟

 

در مورد کلمات زیر توضیح دهید

- تحدی

- طاغوت

-  ولی فقیه

-  شیعه

-  هدایت عمومی

-  قائده نفی سبیل

 

به سوالات زیر جواب کوتاه دهید

1- وسیله فهم پیام الهی چیست ؟

2- عالی درجه وحی مخصوص چه کسانی است و به چه معناست ؟

3- چرا امام علی (ع) به مالک اشتر فرمودند با ترسو مشورت نکند ؟

4- انواع تمایلات انسان را نام ببرید ؟

5- مهمترین معیار همسر شایسته از نظر قرآن چیست ؟

 

طرح سوال از رقیه میری

سوالات درس سوم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس چهارم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس پنجم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس ششم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس هفتم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس هشتم دین و زندگی پایه دوم

 

سوالات درس نهم دین و زندگی پایه دوم

 


موضوعات مرتبط: دین وزندگی اول، دین وزندگی دوم، دین وزندگی سوم، دین وزندگی چهارم(پیش دانشگاهی)، سئوالات متن دین وزندگی اول، سئوالات متن دین وزندگی دوم، سئوالات متن دین وزندگی سوم، سئوالات متن دین وزندگی چهارم
[ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 20:23 ] [ گروه دین وزندگی ]
من فاطمه‌ام، واژه‌ي حسناي خداوند از ماه نشان دارم و با آينه پيوند من فاطمه‌ام، سرخ تر از خاطره ي سيب من فاطمه ام، سبزتر از واژه‌ي لبخند
به گزارش مشرق، حضرت فاطمه(س)مي‌فرمايند: و من، آن كلمه‌ي نيكوي خداوندم. (الفضائل/۸۰)
 
من فاطمه‌ام، واژه‌ي حسناي خداوند
از ماه نشان دارم و با آينه پيوند
من فاطمه‌ام، سرخ تر از خاطره ي سيب
من فاطمه ام، سبزتر از واژه‌ي لبخند
 
 
حضرت فاطمه(س)مي‌فرمايند: و ما وسيله‌‌ي ارتباط خدا با مخلوقاتيم. (دلائل‌الامامه/۳۲)
 
سرشار نگاه آسمان كن ما را
از خود برهان و بي‌نشان كن ما را
اي واسطه‌ي فيض خداوند كريم
بر سفره‌ي دوست، ميهمان كن ما را
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: و ماييم برگزيدگان خدا و جايگاه پاكي‌ها. (ارشاد شيخ مفيد/۱/۲۷۰)
 
اي محرم راز جمع افلاكي‌ها
چون سرو، رها ز مجمع خاكي‌ها
يك جرعه زلال آفتابم بچشان
اي روح بلند قله‌ي پاكي‌ها
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: ... و ما دليل‌هاي روشن خداييم. (ارشاد شيخ‌ مفيد/۱/۲۷۰)
 
در ظلمت شب، دليل راهم هستيد
چون كوه، هميشه تكيه‌گاهم هستيد
اي حجّت‌هاي روشن خالق مهر
در تيرگي زمانه ما‌هم هستيد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: ... و ما وارثان پيامبران الهي هستيم. (ارشاد شيخ مفيد/۱/۲۷۰)
 
دريا صفتيد و روح باران داريد
چون سبزه طراوت بهاران داريد
هستيد شما وارث پيغامبران
در سينه هميشه نور قرآن داريد
 
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، حج را براي استواري و تحكيم دين قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
تا چشمه‌ي عشق، جاري دين گردد
دل‌هاي همه، بهاري دين گردد
واجب شده حج به امر يكتاي بزرگ
تا مايه‌ي استواري دين گردد
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، رسيدگي به خويشان را براي طول عمر و باعث فزوني در خويشان قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
چونان كه ادب به آبرو افزايد
اخلاص، به قدر هر نكو افزايد
اهل صله‌ي رحم اگر بود كسي
فرمود: خدا بر اهل او افزايد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، اطاعت از ما- اهل‌بيت عليهم‌السلام- را براي ايجاد نظم و همبستگي در مردم قرار داد. 
(بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
خواهي ز گسستگي رهايي يابي
يا جلوه‌اي از نور خدايي يابي
فرمان ببر از اوامر حضرت دوست
تا راه به اوج كبريايي يابي
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، صبر را وسيله‌ي استحقاق و شايستگي پاداش قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
 گر پنجره‌ي نگاه تو غم دارد
صدها گره بزرگ و مبهم دارد
با صبر بر آن، رسي به پاداشي نيك.
كاين راه، هزار پيچ و صد خم دارد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، شرك را به منظور اخلاص بندگي، حرام نمود. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
تا دور شود هر عمل از شيوه‌ي بد
اعمال همه، خالص و زيبا گردد
داناي تواناي عزيز يكتا
.بر دفتر شرك، مهر«باطل شد» زد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، وفاي به نذر را براي رسيدن به مغفرت و آمرزش خويش قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
اي آن‌كه به دل اميد رحمت داري
از حق طلب رحم و عنايت داري
در راه وفا به نذر خود سخت بكوش
گر ميل رسيدن به سعادت داري
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، نيكي به پدر و مادر را سبب امان از خشم خود قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
خواهي برهي ز خشم ايزد، اي دوست
چون برگ، گناه تو بريزد، اي دوست
نيكي به پدر- مادرخود كن بسيار
از كار بدت لطف نخيزد، اي دوست
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، جهاد را مايه‌ي عزّت و شكوه اسلام قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
چون سرو، هميشه آسمان همّت باش
هم‌قامت آسمان پر شوكت باش
وقتي كه جهاد، عزت اسلام است
جهدي كن و هم‌ركاب اين عزت باش
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، امر به معروف را براي حفظ مصالح عمومي جامعه قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
هر جامعه‌اي كه اهل تقوي گردد
سرشار شكوفه و شكوفا گردد
يك قطره نكويي اگر آنجا افتد
با امر به معروف، چو دريا گردد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از مؤمنين نيست كسي كه همسايه‌اش از شر و آزار او در امان نباشد. (دلائل‌الامامه/۱)
 
حيف است طريق عشق را سد باشي
در روشني آب، مردّد باشي
در سايه‌ي سبز زندگاني، اي دوست!
همسايه چو با كسي شدي، بد باشي
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از بخل دوري كن، زيرا بخل درختي است در جهنم كه شاخه‌هايش در دنيا مي‌باشد و هر‌كس به آن شاخه‌ها بياويزد، داخل در جهنم مي‌شود. (دلائل‌الامامه/۴)
 
آن شاخه كه بي ميوه قدي خم دارد
بخل است، كه ريشه در جهنم دارد
هر‌كس كه از آن شاخه بياويزد سخت
شك نيست- زمين خوردن محكم دارد
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: سخاوت، درختي است در بهشت كه شاخه‌هايش در دنيا گسترده است و هر‌كس شاخه‌اي از آن را بگيرد داخل بهشت مي‌شود. (دلائل‌الامامه/۴)
 
اي دوست! سخاوت، آسمان پيوند است
اين شاخه‌ي سبز باغ بي‌مانند است
چيد آن‌كه از اين شاخه گلي- بي ترديد-
در هر دو سرا، عزيز و عزّتمند است
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا از بندگان خدا، تنها دانشمندان از خدا مي‌هراسند. (بحارالانوار/۲/۴۵)
 
زنهار! به جمع جهل، ملحق نشوي
گستاخ، در امر حضرت حق نشوي
با روشني علم، ره صبح بجوي
تا همدم تاريكي مطلق نشوي
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: دو لشكر ظلم، با هم برخورد نمي‌كنند جز اين‌كه خداوند، آن‌ها را به خودشان وا‌مي‌گذارد. (كشف‌الغمه/۲/۵۸۱)
 
در لشكر ظلم، مرد حق‌باور نيست
چون جامعه‌اي كه «نهي از منكر» نيست
وقتي كه به هم دو لشكر ظلم رسند
دستي به عنايت از سوي داور نيست
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بهترين شما كساني هستند كه با تواضع، ديگران را ياري مي‌كنند. (دلائل‌الامامه/۷)
 
پرهيز كن از غرور، از «من» بودن
از سنگ‌شدن، شبيه آهن بودن
خواهي كه به بام رستگاري برسي
بايد كه چو خورشيد، فروتن بودن
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: اگر به آنچه شما را امر نموديم عمل مي‌كني و از آنچه شما را بر حذر داشته‌ايم دوري مي‌كني از شيعيان ما هستي و گرنه هرگز. (بحار‌الانوار/۶۵/۱۵۶)
 
با هر‌چه نكويي‌ست، نكو بايد شد
سرشار زلال آبرو بايد شد
مي‌خواهي اگر شيعه‌ي مولا باشي
فرمانبر امر و نهي او بايد شد
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: از بخل دور باش، زيرا بخل مرضي است كه در شخص كريم وجود ندارد. (دلائل‌الامامه/۴)
 
بخل از قطرات سبز باران دور است
فرياد كويري از بهاران دور است
بخشنده‌تر از بهار بايد بودن
بيماري بخل، از كريمان دور است
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا خداوند، نيكوكار بردبار با‌ عفت را دوست مي‌دارد. (دلائل‌الامامه/۱)
 
در جاده‌ي‌ رنج، نا‌شكيبي نكني
با خواب سراب، خود‌فريبي نكني
از دامن پاكدامني خوشه بچين
تا خويش، دچار بي‌نصيبي نكني
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا حيا از ايمان است و نتيجه‌ي ايمان، بهشت مي‌باشد. (كافي/۲/۱۰۶)
 
در دست سپيده، بركاتي دگر است
پيغام سحر را، كلماتي دگر است
اي آن‌كه اميد زندگاني داري
در روشني حيا، حياتي دگر است
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند. (بحارالانوار/۶۵/۱۵۶)
 
در دامن روشني، كبوتر باشد
در ظلمت روزگار، اختر باشد
در باغ بهشت، شيعه‌ي آل علي
چون سرو سهي از همگان سر باشد
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: همانا خوشبخت واقعي كسي است كه علي را چه در زمان حياتش و چه پس از وفاتش دوست بدارد. (بحارالانوار/۲۷/۷۴)
 
در دفتر روشنايي و برگ سحر
نقل است چنين ز دختر پيغمبر:
آنان كه حقيقتا سعادتمندند
دارند به دل مدام، حبّ حيدر
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: جانم فداي تو و جان و روح من سپر بلاهاي جان تو يا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود- اگر تو در خير و نيكي به سر ببري با تو خواهم زيست و اگر در سختي‌ها و بلاها گرفتار شدي باز هم با تو خواهم بود. (كوكب الدري/۱/۱۹۶)
 
گردم به فداي حضرتت يا مولا
اي روشن از انوار تو تاريكي‌ها
در نيك و بد زمانه همراه توام
هرگز نشوم از تو و عشق تو جدا
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: آن لحظه‌اي كه زن در خانه‌ي خود مي‌ماند- و به امور تربيت فرزند مي‌پردازد- به خدا نزديك‌تر است. (بحارالانوار/۴۳/۹۲)
 
آن‌گاه كه زن جامه‌ي تقوي پوشد
در تربيت صحيح طفلش كوشد
در سايه‌ي قرب خالق بي‌همتاست
از خانه‌ي او چشمه‌ي هستي جوشد
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بعد از غدير خم، خداوند براي هيچ‌كس عذر و بهانه‌اي باقي نگذاشته است. (دلائل‌الامامه/۳۷)
 
بعد از غدير، آينه معنا گرفته است
آري؛ دوباره فصل نوي پا گرفته است
ديگر نمانده جاي دليل و بهانه‌اي
عشق علي‌ست؛ در دل ما جا گرفته است
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: كسي كه عبادت‌هاي خالصانه‌ي خود را به سوي خدا فرستد، پروردگار بزرگ، برترين مصلحت او را به سويش فرو خواهد فرستاد. (بحارالانوار/۶۷/۲۴۹)
 
در خانه‌ي دل ياد خدا جاري ساز
جان و دل خود، به سوي حق ده پرواز
خواهي برسد عاقبت نيك اي دوست
خالص شو و عاشقانه كن راز و نياز
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: اول همسايه بعد اهل خانه. (وسائل‌الشيعه/۷/۱۱۲)
 
اي شمع وجود عشق را پروانه
با بخشش و ايثار مشو بيگانه
همسايه به اهل خانه اولي بشمار
تا نور شود تيرگي كاشانه
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: لذتي كه از خدمت حضرت حق مي‌برم، مرا از هر خواهشي باز‌داشته است. (رياحين‌الشريعه/۱/۱۰۵)
 
شادم به لقاي روي او هر نفسي
جز او نبود براي من دادرسي
شوقي كه براي خدمت حق دارم
بسته است به روي من در هر هوسي
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: بهشت، زير پاي مادران است. (مستدرك/۱۵/۱۸۰)
 
آيينه‌اي از صفات داور باشد
سرچشمه‌اي از حيات كوثر باشد
در خدمت او باش كه فرمود: بهشت
در زير قدوم پاك مادر باشد
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خشنودم به آنچه كه خدا و پيامبر او براي من رضايت دادند. (مناقب ابن‌شهرآشوب/۳/۳۵۱)
 
از دست مده آ‌نچه خدايت داده است
يا معرفتي كه مصطفايت داده است
مردان خدا هميشه راضي هستند
بر آنچه خدا بدان رضايت داده است
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: مثَلَ امام، مانند كعبه است. مردم بايد در اطراف آن طواف كنند نه آن‌ كه دور مردم طواف نمايد. (بحارالانوار/۳۶/۳۵۳)
 
نور است امام، كعبه‌ي اميد است
تابان و فروزنده‌تر از خورشيد است
اندر دل شيعه مهر او كم نشود
چون گرد مدار لطف او چرخيده‌ست
 
 
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: آنچه براي زنان نيكوست اين است كه- بدون ضرورت- مردان نا‌محرم را نبينند، و نامحرمان نيز آن‌ها را ننگرند. (بحارالانوار/۴۳/۵۴)
 
گر زن به حجاب خويش مستور شود
از ديده‌ي آلوده و بد دور شود
نيكوست براي زن كه الگو گيرد
از فاطمه، تا شاخه‌اي از نور شود
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: پاداش خوشرويي در برابر مؤمن، بهشت است. (بحارالانوار/۷۲/۴۰۱)
 
آن‌كس كه گشاده‌رو و خوش‌رفتار است
دل‌خوش نه به اين جهان بي‌مقدار است
در باغ بهشت مي‌دهندش مأوا
سر‌خوش به لقاي حضرت دادار است
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: تا زنده‌ام، همواره به ارزش‌هاي امام علي(ع) معترف خواهم بود. (بحارالانوار/۴۳/۳۸)
 
فرموده چنين گوهر هستي زهرا:
سوگند به آن ‌كه داده هستي ما را
بر ارزش والاي علي معترفم
هرگز نكشم دست ز راه مولا
  
حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند متعال، امامت ما را براي ايمني از تفرقه قرار داد. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
آرام شود تا دل خلق نگران
تا گم نكنيم راه؛ حيّ سبحان
در جامعه ايجاد امامت فرمود
تا تفرقه آتش نزند هستي‌مان
 
 حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند: خداوند، روزه را براي پابرجايي اخلاص واجب نمود. (بحارالانوار/۲۹/۲۲۳)
 
تا پاك‌تر از نگاه مهتاب شويم
چون آينه بي‌رياتر از آب شويم
روزي‌ده خلق،‌روزه واجب فرمود
تا ناب‌تر از گوهر ناياب شويم
 
منبع: بیتوته

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:23 ] [ گروه دین وزندگی ]

پرسش هايِ امتحاناتِ نهایی دین و زندگی (4) همراه با پاسخ به تفکیکِ دروس ( بيش از 420 پرسش از 42 نمونه سؤال در 7 سال امتحاناتِ نهایی

 

تحلیل و بررسی درس دین و زندگی

 

تحلیل و بررسی درس دین و زندگیدر سال ۸۶ برای اولین بار از کتاب های دین و زندگی در کنکور سوالات تستی مطرح شد. درس دین و زندگی با ضریب ۳ در دروس عمومی با توجه به ساختار جدید و طرح تست های مفهومی در آن دروس رتبه ساز است.
کم توجهی به این درس می تواند عواقب جبران ناپذیری داشته باشد.
نکته قابل توجه آن است که حتی اگر تاکنون در این درس به شرایط ایده آل نرسیده اید می توانید با یک برنامه مطالعاتی ویژه در این روزها شرایط خود را بسیار بهبود ببخشید .
با توجه به بودجه بندی کنکور متوجه می شوید که کتاب های درسی پایه بیش از کتاب پیش مورد توجه طراحان است.
کتاب پیش با توجه به دروس مفهومی خود در زمینه توحید، بیشتر توجه دانش آموزان را به خود جلب می کند ولیکن دروس پایه را نباید فراموش کرد و با توجه به آن که این دروس جنبه حفظی دارند کسب درصدهای بالا در آنها ساده تر است.
در درس دین و زندگی به آیات، ترجمه و مفاهیم آیات توجه خاصی داشته باشید چرا که حجم عظیمی از سوالات به نوعی به آیات کتاب درسی مربوط می شود. سعی کنید بین مطالب درس، آیات، تیترها و … ارتباط لازم را کشف کنید و متوجه شوید که مقصود از آوردن هر آیه در قسمت های مختلف درس چیست؟
متن کتاب درسی را مطالعه کنید زیرا بعضی از سوالات به صورت جای خالی از متن کتاب مطرح می شود ،به نویسندگان کتاب ها و اشعار کتاب درسی توجه کنید.
● مهم ترین دروس کتاب درسی در کنکور عبارتند از:
▪ پیش دانشگاهی :۱ ،۴ ،۵ ۲ و ۶
▪ پیش دانشگاهی :۲ ،۹ ۷ و ۸
▪ سال سوم: ،۶ ،۳ ،۱۱ ،۸ ،۱۰ ۷ و ۹
▪ سال دوم: ،۱۴ ،۴ ،۳ ،۱۳ ۱۱ و ۱۶
● روزهای گرم امتحان
اغلب دانش آموزان کنکوری در این زمان در حال سپری کردن دوران امتحانات نیم سال دوم هستند. بسیاری گمان می کنند این امتحانات تشریحی فقط وقت آنها را تلف می کند.
در حالی که باید بدانید مبنای تست زنی صحیح، درک مفهوم درس است که این کار امکان پذیر نیست مگر با مطالعه دقیق کتاب درسی و حل سوالات تشریحی( مثال ها و تمرین های کتاب درسی و سوالات امتحانی سال های گذشته).
سوالی که در این جا مطرح است این که چگونه می توان از دوران امتحانات پایان نیم سال استفاده کامل را کرد؟
▪ در این دوران به نکات زیر توجه کنید:
۱) از مطالعه تشریحی کتاب های درسی خودداری نکنید و به متن کتاب درسی در دروس عمومی و مثال ها و تمرین ها در دروس اختصاصی توجه خاصی داشته باشید. با توجه به روند مفهومی شدن کنکور کتاب درسی مهم ترین منبع شما به حساب می آید.
۲) نقاط ضعف خود را شناسایی و در جهت رفع آنها اقدام کنید.
۳) اگر تاکنون به دروس عمومی اهمیت کافی نداده اید اکنون بهترین زمان جبران کم کاری است.
۴) در این زمان سعی کنید دروس پیش دانشگاهی (۲) را مرور و جمع بندی کنید. بعضی از دروس مثل حساب دیفرانسیل و انتگرال با مباحث نیمسال اول پیوستگی دارد در این دروس سعی کنید مباحث نیم سال اول را نیز جمع بندی کنید.
۵) هنگام مطالعه درس پس بررسی تشریحی درس به حل تست های علامت دار و تست های نکته دار آزمون های آزمایشی بپردازید.
با رفع اشکال مشکلات قبلی نکات لازم را در صفحاتی جمع آوری کنید و اشتباهات متداول خود را شناسایی و دایما مرور کنید.
۶) پس از برگزاری همه امتحانات یک آزمون جمع بندی مطالب پیش ۲ از خودتان برگزار کنید بهتر است تعداد تست های این آزمون برابر با تست های کنکور باشد.
پس از آن به بررسی و رفع اشکال آزمون بپردزاید و مشکلات خود را یادداشت کنید. هرجا که لازم بود با مراجعه به کتاب درسی و یا جزوه به مرور دوباره درس بپردازید.
● اولین ها، دومین ها و آخرین ها
▪ دین وزندگی ۲
۱) اولین پیامد نگرش الهی در مورد مرگ بیرون آمدن زندگی از بن بست ایجاد شور و نشاط انگیزه
۲) اولین حادثه در مرحله اول قیامتنفخ صور است
۳) اولین شرطی که یک کشاورز برای زراعت پرمحصول رعایت می کند انتخاب زمین مناسب
۴) اولین موردی که پیامبران الهی انسان ها را به آن دعوت کرده اند ایمان به خدا
۵) اولین عامل تقویت کننده عزم جهت باقی ماندن بر پیمان و عدم انصراف از آنتسریع در انجام تصمیم
۶) اولین برنامه پیشنهادی برای ارتباط با خداتلاش برای شناخت اوست
۷) اولین برنامه ارتباط با خود تلاش برای شناخت بیشتر خود
۸) اولین برنامه ارتباط با دیگران الگو قرار دادن پیشوایان دین
۹) اولین باری که دختر و پسر خود را در سرنوشت یکدیگر علاقه مند می بینیدزمانی که کانون خانوادگی تشکیل دادند
۱۰) اولین اثر محبت به خدا دوستی با دوستان خدا
۱۱) بر بالای اولین در از هشت در بهشت نوشته اند لااله الالله محمد رسول الله علیا ولی الله
۱۲) دومین موردی که پیامبران الهی انسان ها را به آن دعوت کرده اند جهان آخرت(معاد)
۱۳) دومین عامل تقویت کننده عزم جهت باقی ماندن بر پیمان احساس حضور در پیشگاه خداوند و فرشتگان
۱۴) دومین پیامد نگرش الهی در مورد مرگ نهراسیدن از مرگ فداکاری در راه خدا دل نسپردن به دنیا
▪ دین و زندگی۳
۱) اولین نیاز بنیادین انسان درک هدف زندگی
۲) اولین ویژگی معنایی قرآن کریم انسجام و وحدت درونی در عین نزول تدریجی
۳) اولین و برترین کاتب و حافظ قرآن حضرت علی (ع)
۴) اولین و بزرگ ترین معلم قرآن حضرت محمد (ص)
۵) اولین مرجع علمی برای فهم عمیق آیات الهی گفتار و رفتار پیامبر
۶) اولین کشش و جاذبه را میان زن و مرد ایجاد می کند نیاز جنسی
۷) اولین سنگ بنای خانواده انتخاب همسر خوب
۸) دومین نیاز بنیادین انسان درک درست از آینده خویش
۹) دومین ویژگی معنایی قرآن کریم تاثیرناپذیری و تبعیت نکردن از فرهنگ و عقاید زمان
۱۰) آخرین نیاز بنیادین انسان کشف راه درست زندگی
۱۱) آخرین پیام رسان الهی پیامبر اکرم (ص)
۱۲) آخرین ذخیره الهی امام زمان(عج)
۱۳) آخرین حجت و ودیعه الهی امام زمان (عج)
● پیش دانشگاهی
۱) اولین قدم برای ورود به بندگی و صراط مستقیم حق پذیری
۲) اولین راه برای پیشرفت در توحید عبادی(عملی) تقویت روحیه حق پذیری
۳) اولین رکن توبه پشیمانی از گذشته
۴) اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شد درباره دانش و آموختن
۵) اولین قدم در حوزه خودسازی آماده کردن خود و کسب توانمندی لازم
۶) اولین منبع هدایت و سعادت قرآن
۷) اولین تمدن اروپا قبل از میلاد مسیح
۸) دومین رکن توبه تصمیم به عدم بازگشت به گناه
۹) دومین اثر هنری ـ ادبی نهج البلاغه
۱۰) دومین منبع هدایت و سعادتحدیث
۱۱) دومین تمدن اروپا قرون وسطیگشترش مسیحیت و آغاز حاکمیت کلیسا
 
 
 

منبع : روزنامه جوان

 


موضوعات مرتبط: دین وزندگی چهارم(پیش دانشگاهی)
[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 15:25 ] [ گروه دین وزندگی ]
«الله اکبر، مرگ بر آمریکا و اسرائیل» شعارهایی است که برای نخستین بار در هفدهم نوامبر ۲۰۰۲ در سالن یکی از مدارس «مران» در صعده طنین انداز شد و همین کافی بود تا کسانی که این شعارها را سر داده اند، در معرض حملات شدیدی قرار بگیرند.
به گزارش مشرق به نقل از پایگاه خبری المنار، «الله اکبر، مرگ بر آمریکا و اسرائیل، نفرین بر یهود، اسلام پیروز باد» شعارهایی است که برای نخستین بار در هفدهم نوامبر 2002 در سالن یکی از مدارس «مران» در صعده طنین انداز شد و جنگی طولانی را علیه حوثی‌ها که بعدها جنبش انصار الله را تشکیل دادند، رقم زد.

این جنگی است که به درخواست مستقیم آمریکا از «علی عبدالله صالح» رئیس جمهور برکنار شده یمن آغاز شد و مورد استقبال عربستان قرار گرفت و حمایت سعودی از این جنگ در نقش نظامی حزب الاصلاح (شامل سلفی ها و اخوانی‌ها) نمود یافت.

قدرت گرفتن انصارالله در صحنه سیاسی یمن

از آن پس شش جنگ علیه حوثی‌ها در گرفت و در اولین جنگ هم «حسین الحوثی» بنیانگذار گروهی که حوثی‌ها منسوب به اوست، به شهادت رسید، از آن پس این گروه خود را انصارالله نامید و در هر جنگی پیروزتر از قبل بیرون آمد و به این ترتیب به بازیگر صحنه سیاسی یمن تبدیل شد.

جنبش انصارالله چه کسانی هستند؟


انصار الله از دل سخنرانی‌های «حسین بدالدین الحوثی» سر برآورد، او این سخنرانی ها را برای شاگردان و دوستداران خود در مدرسه امام الهادی در منطقه «مران» از توابع استان صعده ایراد می‌کرد.

به گفته « عبدالملک العجری» پژوهشگر یمنی و رئیس مرکز مطالعات راهبردی و مشاوره‌ای این سخنرانی‌ها شامل خلاصه‌ای از طرح اصلاح طلبانه الحوثی بود که با تکیه بر تجارب فکری، سیاسی و تحقیقات نقادانه فراوان او ایراد می‌شد.

از همین رو می‌توان گفت که گروه انصار الله در واقع زاییده تفکرات الحوثی هستند، کسی که با حملات زیادی روبه رو شد که هدف از آن خدشه دار کردن نام و محبوبیتش بود و در نهایت این حملات در سال 2004 شهادت او را به دنبال داشت.

البته این حملات به اینجا ختم نشد، بلکه آنچه را در مورد زندگی الحوثی به رشته تحریر درآمده و برگرفته از روایت‌هایی بود که در آن به حملات نظام سابق یمن و متحدان آن علیه حوثی‌ها اشاره شده بود، نیز شامل شد.

تا لحظه شهادت الحوثی گروه انصار الله به این نام شناخته نشده و سازمان نیافته بود، حسین الحوثی در این باره می‌گوید: «ما حزب یا سازمان سیاسی نداریم، بلکه گروهی مسلمان هستیم که دلیل دشمنی با ما مبارزه با آمریکا و اسرائیل و تحریم کالاهای آنان و نیز یادآوری قرآن برای مردم است؛ زیرا دشمنان ما مجری خواسته‌های آمریکا هستند.

حسین الحوثی کیست؟

حسین بدرالدین الحوثی پایگذاره جنبش انصارالله یمن

در سال 1959 حسین الحوثی در شهر «الرویس» در استان صعده چشم به جهان گشود و در محیطی علمی پرورش یافت، زیرا وی فرزند بدرالدین امیر الدین الحوثی یکی از سرشناس ترین مراجع دینی زیدی‌ها در یمن بود و به همین دلیل خانواده آنان در کنار علم به مسائل سیاسی نیز توجه داشتند.

به گفته «عبدالرحیم الحمران» که با یکی از خواهران حسین الحوثی ازدواج کرد، پدر بزرگ حسین، علامه امیر الدین بود که در برابر ظالمان قد علم کرده و موضعی قاطعانه داشت و در آن زمان اعلام کرد که نباید در نماز جمعه برای حاکمان ظالمان دعا خوانده شود؛ زیرا دعا برای ستمگران و ظالمان، آنان را روسفید می‌کند.

اما پدر حسین الحوثی نیز به مسائل سیاسی اهمیت زیادی می‌داد و همواره به اخبار رادیو گوش می‌داد و عبدالکریم الحوثی عموی او نیز در جریان حوادث سال 1962 در مسجد به شهادت رسید.

                               جنبش انصارالله از پیدایش تاکنون

محبوبیت امام خمینی (ره) در یمن

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، از نظر الحوثی و پدرش و بسیاری از یمنی ها امام خمینی (ره) شخصیت محبوبی بود و با انقلاب خود ارزش هایی را که زیدی های یمن بر اساس آن تربیت شده بودند، تقویت کرد، تا جایی که بسیاری از علمای یمن اعلام می کردند، امام خمینی (ره) زیدی است زیرا زیدی ها تفکری انقلابی دارند و اصول این دین عبارت است از : باید علیه ظالم قیام کرده  و امر به معروف و نهی از منکر کرد.

یمنی‌ها از جمله خانواده حوثی ها دوستدار امام خمینی (ره)  بودند و به او به عنوان آزادیخواه چشم امید داشته و بر این باور بودند که ایشان مفاهیم قرآنی را به مردم یادآوری کرده  و آرزوی برپایی دولت اسلامی عادلانه به دور از سلطه جویی شرق و غرب را زنده کرده است.

بخشی از سخنرانی حسین الحوثی در تاریخ سوم فوریه 2002


کسانی که با انقلاب اسلامی ایران در دوران امام خمینی (ره) از در مخالفت وارد شدند، همگی نتیجه این مخالفت را دیدند، به این معنی که ایران همچنان سرسخت ترین دشمن آمریکا و اسرائیل است و بنیانگذار انقلاب اسلامی بر آزادی عرب‌ها و مسلمانان از یوغ استعمار آمریکا و غرب تاکید زیادی داشت و در راستای نابودی اسرائیل حرکت می‌کرد؛ اما بسیاری از کشورها و سردمداران آن علیه او قد علم کردند و دیدیم  که این گروه چگونه از سوی کسانی که سنگشان را به سینه می‌زدند ضربه خوردند که نمونه آن حمله آمریکا به عراق بود.

عربستان نیز از این ضربات در امان نماند و از نظر اقتصادی آمریکایی ها بار سنگینی را بر آن تحمیل کردند و یمن نیز با مشارکت تعدادی از نیروهای ارتش خود به جنگ ایران رفت تا با انقلاب اسلامی در ایران مبارزه کند.

در این میان پرواضح است که امام خمینی (ره)  امامی عادل بود که در دعوت خود تردید نکرد و اکنون انتظار می‌رود رئیس جمهور و ارتش یمن مجازات اقدامات خود را ببینند.

سفر حسین الحوثی به ایران

در سال 1986 حسین به همراه عبدالرحیم الحمران همسر خواهرش عازم ایران شد. الحمران در توصیف حال و هوای این سفر می گوید:  حسین که یک انقلابی تمام عیار بود، تمام تلاش خود را کرد تا بتواند وارد ایران شود، زیرا ایران روزهای جنگ را سپری می کرد در نتیجه تدابیر امنیتی شدیدی در آن اعمال می شد و ازآنجا که حسین آن زمان شخصیت معروفی نبود بیش از یک ماه در سوریه صبر کرد تا  اینکه توانست کانالی برای سفر به ایران پیدا کند.

او پس از سفر به ایران 18 روز در آنجا اقامت کرد و توانست با برخی شخصیت های علمی ایرانی و عراقی ملاقات کند.

الحمران به نقل از حسین می گوید: این پرچم، پرچم  امام خمینی (ره) جایگزینی ندارد. او حتی به فکر ملحق شدن به سپاه بدر بود که آن روزها برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی عراق از سوی صدام، تازه در حال تشکیل بود.

در سال 1990 حسین و پدرش به منظور تاسیس حزب الحق به تعدادی از رهبران زیدیه ملحق شدند و در پی تلاش های نظام حاکم یمن و عربستان برای ایجاد دسته بندی بین رهبران این حزب، آنان  به عضویت خود پایان دادند.

علاوه بر آنان یکباره سه هزار نفر از این حزب خارج شدند زیرا تلاش برای اصلاح حزب از درون آن ناکام مانده بود.

                    جنبش انصارالله از پیدایش تاکنون

مقابله با تفکرات وهابی در قالب گروه جوانان مومن

پس از آن حسین با یک گروه چند نفره از جمله عبدالرحیم الحمران به گروه «جوانان مومن» ملحق شدند که محمد الحوثی برادر حسین و جوانان دیگر آن را تشکیل داده بودند. هدف از تشکیل این گروه  توجه به  نوجوانان و دور کردن آنان از افکار ویرانگر و به عبارت بهتر حمله وهابیت علیه زیدی‌ها در یمن بود.

حسین الحوثی از  دانشگاه صنعاء مدرک کارشناسی گرفته و در فاصله سال‌های 1993و 1997 نماینده پارلمان بود. سفر حسین به عتبات عالیات در عراق با حمله صدام به کویت همزمان شد در نتیجه مدت اقامت او در این کشور طولانی شد.

پیش از جنگ 1994 بین ارتش یمن و حزب سوسیالیست، علی عبدالله صالح علمای یمن را گردآورده و از آنان خواست علیه حزب سوسیالیست موضع گیری کرده و حمله نظامی علیه آنان را مشروع اعلام کنند.

در این ارتباط عبدالله الاحمر از اعضای ارشد حزب الاصلاح در خاطرات خود می‌نویسد: علی عبدالله صالح روحانیون را به تحرک علیه حزب سوسیالیست مکلف کرده و از آنان خواست آنان را به دلیل تفکرات مارکسیسمی و الحادی، کافر بدانند.

صالح با روحانیون یمن از جمله شیخ بدرالدین الحوثی تماس گرفت، اما وی درخواست صالح را رد کرد و جنگ علیه سوسیالیست‌ها را ظالمانه دانست و بر موضع خود پابرجا ماند.

حسین الحوثی نیز در آن زمان با برگزاری  تظاهرات،  از داخل پارلمان مخالفت خود را با این جنگ ظالمانه اعلام کرد، اما علی عبدالله صالح همچنان بر خواسته خود پافشاری داشت از همین رو حسین را به ائتلاف با سوسیالیست‌ها متهم کرد. جنگ پایان یافت و دولت یمن تلاش کرد علامه الحوثی را ترور کند از همین رو با آر پی چی اتاق محل استراحت او را هدف حمله قرار داد.

«حمید رزق» از فعالان یمنی در این باره گفت: علامه بدرالدین الحوثی متوجه شد که زندگیش در خطر است و اطرافیانش او را متقاعد کردند که باید از یمن برود از همین رو او کشور را به مقصد عربستان ترک کرد اما ملک فهد بن عبدالعزیز فقط دو روز به او اجازه اقامت داد.

در این شرایط علامه بدرالدین عربستان را به مقصد اردن ترک کرده و از آنجا عازم سوریه شده و سپس به ایران رفت و حدود یک سال در آنجا اقامت داشت. در اواخر سال 1995 حسین الحوثی یک بار دیگر عازم ایران شد تا پدرش را به صعده بازگرداند و بر خلاف شایعه ها او هرگز به لبنان سفر نکرد.

او همراه عبدالرحیم الحمران به مصر رفته و در آنجا با سیف الاسلام البنا فرزند شیخ حسن البنا بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین مصر دیدار کرد و او حسین را با خود به دانشگاه الازهر برد.

حسین الحوثی در مصر کوشید با شیخ محمد عبدالرحمن نویسنده کتابی درباره جهاد تحت عنوان «فریضه غایب» دیدار کند. حسین در نظر داشت تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه دهد از همین رو به منظور تکمیل تحصیلات در سطح کارشناسی ارشد به همراه الحمران از مصر عازم سودان شد و در آنجا از ملاقات با بزرگان و دانشجویان کشورهای مختلف اسلامی بهره برد.

شعار مرگ بر آمریکا

اندکی پیش از حوادث 11 سپتامبر 2011 حسین حوثی به دلیل بیماری همسر پدرش (مادر عبدالملک الحوثی) به مران بازگشت. در آن زمان حسین در واکنش به موضع جرج بوش مبنی بر اینکه جهان یا با ماست یا ضد ما گفت: ما باید در پایگاه اسلام باشیم نه کفر.

وی در آن زمان به فعالیت اجتماعی و خدمت گزاری به مردم مشغول بود، به ویژه اینکه بسیاری از کشورهای منطقه در حاشیه قرار گرفته و با مشکلات زیادی دست به گریبان بودند.

حسین به سخنرانی در مدرسه امام الهادی پرداخته و محور سخنانش این بود که درد اصلی امت مسلمان دور ماندن از اتحاد و قرآن کریم است از همین رو مسلمانان را به تمسک جستن به قرآن فرا خواند و اینجا بود که راه موسوم به «مسیر قرآنی» آغاز شد.

حسین بازگشت به قرآن کریم را طرحی برای وحدت می دانست، زیرا تا زمانی که مسلمانان در مورد متن قرآن مشکل نداشته باشند به آن تمسک جسته و تفسیر های مختلفی را که موجب اختلاف آنان شده است، کنار خواهند گذاشت.

پس از حملات آمریکا علیه آنچه که آن را «تروریسم اسلامی» می‌خوانند و ورود نیروهای آمریکایی به افغانستان و نیز تهدید عراق، حسین شعار «الله اکبر، مرگ بر آمریکا و اسرائیل و نفرین بر یهود و نیز پیروزی از آن اسلام است» سر داد.

در پی این تحولات رئیس جمهور یمن، او را به دست برداشتن از این شعارها فراخوانده و تهدید کرد که در غیر این صورت بدون رحم او را مجازات خواهد کرد و اینجا بود که حسین متوجه شد که علی عبدالله صالح او را به واسطه ژنرال علی محسن الاحمر که تحت تاثیر تفکرات وهابی و حامی عربستان است، تهدید می کند و الاحمر در واقع دست خونین علی عبدالله صالح بود.

حسین الحوثی در واکنش به این تهدیدات گفت: من بر مردم تسلط ندارم تا بتوانم مانع آنان شوم اما شما می‌توانید دستور رسمی صادر کرده و سر دادن این شعارها را جرم اعلام کنید.

او از این شعار دست برنداشت در نتیجه تصمیم جنگ به درخواست مستقیم آمریکا و عربستان اتخاذ شد و صالح نیز یک نفر را نزد حسین الحوثی فرستاده تا پیام او مبنی بر لزوم ملاقات با یکدیگر در صنعاء را به حسین ابلاغ کند.

حسین در پیامی که هنوز نیز موجود است به درخواست رئیس جمهور اینگونه پاسخ داد: اگر خدا بخواهد در زمان مناسب برای تفاهم خواهیم آمد. از آنجا که تصمیم جنگ از قبل گرفته شده بود صالح مدعی شد که حوثی با ملاقات وی مخالفت کرده است در نتیجه دستور جنگ 2004 را صادر کرد.

صالح در نظر داشت با از بین بردن حوثی ها رضایت آمریکا را جلب کند و به منظور جبران حمایت از صدام حسین رضایت عربستان را نیز به دست آورد. از طرف دیگر آمریکا با درک خطر حوثی‌ها در صدد بود این تفکر را تقویت کند که آمریکا و اسرائیل خط قرمز هستند و هیچ کس نباید حتی با سر دادن شعار این خط قرمز را نادیده بگیرد.

در مقابل عربستان نیز از قدیم کینه بدرالدین الحوثی پدر حسین را به دل داشت، زیرا هنگامی که صدام به کویت حمله کرد، صالح به حمایت از صدام حسین برخاست و ملک فهد از بدالدین الحوثی خواست در صف مخالفان صالح قرار بگیرد که او به این درخواست پاسخ منفی داد و تلاش‌های هیئت سعودی در این خصوص ناکام ماند.

جنگ اول عربستان، آمریکا و صالح علیه حوثی‌ها در سال 2004

به گفته عبدالرحیم الحمران در جنگ اول علیه حوثی‌ها علی محسن الاحمر فرمانده وقت منطقه شمالی هدایت این جنگ را در دست داشت و تعداد زیادی از نیروهای ارتش را به کار گرفت.

در آن زمان اخباری مبنی بر این فاش شد که 12 افسر آمریکایی اتاق عملیات ویژه در اختیار داشتند؛ به ویژه اینکه این جنگ به درازا کشید. به گفته الحمران نیروهای الاحمر منطقه را به گونه‌ای به محاصره درآوردند که تا 82 روز یک بسته شیر هم وارد مران نشد و مهاجمان اگر می‌توانستند هوای این منطقه را بگیرند، حتما مردم را از داشتن آن نیز محروم می‌کردند.

رسانه‌ها نیز اجازه نزدیک شدن به این منطقه را نداشتند و نزدیک ترین خبرنگار به مران خبرنگار شبکه العربیه بود که از فاصله 50 کیلومتری حوادث آن را پوشش می داد. مسئولان یمنی در جنگ اول علیه مران جنایت‌های زیادی را مرتکب شدند در آن زمان حسین الحوثی در تماس با شبکه بی.بی سی گفت: حملات آنان علیه ما در یک روز بیش از حملاتی بود که آمریکا علیه بغداد و یا فلوجه داشت، اما با وجود امکانات کم مبارزان الحوثی شجاعانه مقاومت کردند.

در این میان الحوثی به «صخره سلمان» که منطقه کوهستانی و صعب العبور در صعده بود پناه برده بود و افسران ارتش یمن که برای ترور او به خیانت متوسل شدند، یک شب با گروهی از نیروهای ارتش به این محل یورش بردند و آنجا را منفجر کردند.

در اثر این انفجار تعداد زیادی به شهادت رسیده و عده‌ای نیز مجروح شدند از جمله اینکه حسین الحوثی از ناحیه سر و پا مجروح شده و بینایی خود را از دست داد، حتی سلاح از دست مبارزان گرفته شد و تنها سلاحی که برایشان باقی مانده بود یک بمب بود که عبدالحکیم پسرعمومی حسین در اختیار داشت که او نیز پس از پرتاب این بمب به شهادت رسید.

پس از آن فرماندهان ارتش با امان دادن به حسین الحوثی از او خواستند از این محل خارج شود و تاکید کردند که در امان است و آسیبی به او نمی رسد در نتیجه حسین از این محل بیرون آمد در حالی که پسرش و یک نفر دیگر او را برای دیدار با برخی فرماندهان نظامی هدایت می کردند و در این بین ارتش یمن با سوء استفاده از این وضعیت وارد این منطقه شد و مجروحان به اضافه خانواده الحوثی را به اسارت گرفت و الحوثی نیز در دیدار با فرماندهان نظامی اعدام شد.

همسر خواهر حسین در این باره گفت که به آنان گفته شد یکی از افسران ارتش یمن به نام «ثابت جواس» پس از پایان مکالمه تلفنی با طرف نامعلوم تفنگ خود را به سمت حسین نشانه رفته و تیرخلاص را شلیک کرد، بنابراین اتفاقی نیست که همین افسر اخیرا به فرمانده نیروهای ویژه وابسته به عبد ربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن تعیین شد.

اما حمید رزق خبرنگار یمنی در توضیح شعار نفرین بر یهود گفت منظور از آن ظالمان یهود مانند شهرک نشینان و اشغالگران و کسانی هستد که مال و دارایی مسلمانان را تصاحب می‌کنند و این کاملا یک شعار شبیه مرگ بر آمریکا است بنابراین باید پرسید وقتی شعار مرگ برآمریکا سر می‌دهیم، آیا منظور مردم آمریکا هستند یا اینکه منظور سیاست های آمریکا است؟ پاسخ روشن است: ما با سیاست مخالفیم نه با دین و مذهب.

منبع: تسنیم

موضوعات مرتبط: مقالات، سياسي
[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 15:4 ] [ گروه دین وزندگی ]

 

تعدادی از احادیث بی شمار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(درود خدا بر او باد) به نقل از منابع روایی شیعه و سنی آورده ایم که به روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان و ظهور امام عصر( درود خدا بر او باد) مربوط است. مضامین احادیث آنقدر تکان دهنده و به روز هستند که انگار روزگار ما را مرور می کنند:

پیامبر خدا محمد مصطفی ( که درود خدا بر او باد) در روایتی فرمود:
روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیت های بزرگ در نزد آنها حیله گر خوانده می شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند .
مومن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد ، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است .
در آن هنگام خداوند ، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آنها ببارد .


اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند


زمانی بر مردم بیاید که چهره هایشان چهره های آدمیان ولی دل هایشان دل های شیاطین باشد ، بسان گرگان درنده خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغگویی شناسند و چون از آنها غایب باشی غیبتت کنند . افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.
 

شکم هاشان خدایان آنها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دین شان

 
در جایی دیگر رسول خدا فرمود : زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پول شان دین شان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند .
از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خدا خراب شود .

 
در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد .

نخست: تجاوز به ناموسشان

و دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان ،

سوم: خشکسالی،

چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان .

 
اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند : یا رسول الله ! مگر آنها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود : آری هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند .

 

آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد

 
از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود:
روزگاری بیاید که مردم شان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد :

نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد ،

دوم: ستمگران را بر آنها مسلط سازد

و سوم انکه بی ایمان از دنیا بروند .

 
یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردم شان چگونه خواهد بود؟
پیامبر فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دینداری شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.
 

از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند

 
در جایی دیگر در بحارالانوار جلد۵۲ص۱۹۰ پیامبر فرمود : زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند ، آنچنانکه گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد.
در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند ولی براستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند .


به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند

 
در بحار ج ۷۷ص۳۶۹ آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی .
دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبان شان رباخوار و فریبکار ، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .
 

آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که…

 
روزگاری خواهد امد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد بدور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها . از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند.

بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.

 

هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد
 
در کنزالاعمال حدیث ۳۱۰۰۸ آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟
پیامبر(ص) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد .
 
هنگامی که معیشت جز با گناه تامین نگردد ، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود ، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنندو بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه های هلاکت سقوط کند .
 
و نیز از پیامبر خدا در کتاب کنزالاعمال، حدیث ۲۹۰۳۲۴ روایت شده است که فرمود : در آخرالزمان دغلبازان و فریبکارانی بیایند که حدیث هایی نو و روایت هایی جدید از دین بر شما بخوانند، انچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبدا به دام تزویر و فریب شان بیافتید .
 
از علی بن ابی طالب(ع) درباه آخرالزمان پرسیده شد : آیا در آن زمان مومنانی وجود دارند؟ فرمود: آری . باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه ها چیزی کاسته می شود؟ فرمود: نه ، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج بسر برند.
 
امیرالمونین (ع) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی ، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن ، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف وبزرگواری بشمار آید .(نهج/حکمت ۱۰۲)
 
امام سجاد(ع) فرمود : چون خداوند می دانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار ۶۰/۱۸


بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید

 
امام صادق(ع) فرمود : چون قائم ما قیام کند خداوند انچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام اور نیازی نداشته باشند و به هرکجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. بحار ۳۶/۴۵
 
پیامبر (ص) فرمود :« این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کنزالاعمال حدیث۳۴۴۹۹و۳۴۵۰۰
 
در جای دیگری فرمودند: « چون در اخرالزمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید که به دل هایشان دیندارند و دین انها از الایش به افکار مصون ماند." بحار۵۲/۱۱۱

 

منبع : نورالمهدی

پرسش: اگر امام زمان (عج) ظهور کند ، چه حوادثی رخ می دهد ؟

پاسخ: با توجه به روايات به صورت خلاصه مي‌توان چنين گفت:
وقتي مردم جهان آماده پذيرش حضرت شدند، با ديدن علايم ظهور نگاه‌ها متوجه مكه مي‌شود. حضرت مهدي(عج) با اذن و امر خدا همراه با 313نفر از ياران در مسجد الحرام ظاهر مي‌شوند و با معرفي خود ظهور را اعلام كرده و مردم را به سوي خدا و پيروي از خود دعوت مي‌كند. با اعلام ظهور، ياران ديگر حضرت نيز به طرف مكه حركت مي‌كنند تا اينكه جمعيت ياران به ده هزار نفر مي‌رسد و حضرت خروج مي‌كند. مكه را به تصرف در مي‌آورد و پس از اصلاح امور به طرف مدينه حركت مي‌كند. با تصرف اين شهر و اصلاح امور آن به سمت عراق به راه مي‌افتد. البته در طول حركت ياران ديگري نيز به سپاه حضرت افزوده مي‌شود. در عراق پس از ارشاد و راهنمايي، به جنگ با معاندان و لشكر ظالم سفياني مي‌پردازد كه در نهايت به پيروزي حضرت و كشته شدن سفياني و سپاه او مي‌انجامد. سپس حضرت براي فتح بيت المقدس اقدام مي‌كند. نزول حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) باعث مي‌شود افراد زيادي از اهل كتاب به اسلام گرايش پيدا كنند و سر انجام با فرستادن ياران به نقاط مختلف عالم و فتح آن ، پيروزي نهايي براي اسلام رقم مي‌خورد.
آنچه از روايات استفاده مي‌شود اين است كه با ظهور حضرت مهدي(عج) مديريت جامعه انساني در دستان آن امام معصوم قرار مي‌گيرد و با از بين رفتن مظاهر شرك و فساد، جهان به صورت يكپارچه تحت حاكميت آن بزرگوار اداره مي‌شود.
در آن روز؛ دين اسلام استقرار كامل يافته و بر همه دين‌ها غلبه مي‌كند.(توبه، آيه 32و33)
امنيت كامل بر جهان سايه مي‌افكند و عبادت صحيح و خالصانه واقع مي‌شود.(نور، آيه 55)
زمين از آن بندگان صالح خواهد شد(انبياء، آيه 105).
عدالت فراگير شده، علم به بالاترين درجه شكوفايي خواهد رسيد. زمين بركات خود را آشكار مي‌كند، عقول كامل شده و رشد در همه زمينه‌ها اتفاق مي‌افتد.(ر.ك نگين آفرينش نوشته جمي از محققين).
ما اين اميد را داريم كه زمان ظهور را درك كرده و در ركاب حضرت باشيم، ولي اگر عمر ما به زمان ظهور متصل نشد؛ بنابرآنچه از قرآن و روايات استفاده مي‌شود، اين است كه گروهي از مؤمنان ـ كه قبل از ظهور از دنيا رفته‌اند ـ به اذن خدا به دنيا برمي‌گردند و در ركاب حضرت و جزء ياران او خواهند بود. ياران آن بزرگوار هم از افرادي هستند كه در زمان ظهور زنده‌اند و هم از كساني‌اند كه قبل از ظهور از دنيا رفته و دوباره زنده مي‌شوند. لذا از ما خواسته شده كه هر روز صبح دعاي عهد بخوانيم(مفاتيح الجنان، بعد از دعاي ندبه) امام صادق(ع) در روايتي فرمود: هر كس قبل از صبح اين دعا را بخواند؛ از ياران قائم(عج) خواهد بود و اگر پيش از ظهور بميرد، دوباره زنده شده و از قبر خارج مي‌شود. در متن اين دعا نيز ما از خدا مي‌خواهيم اگر قبل از ظهور از دنيا رفتيم دوباره زنده شويم: «اللهم ان حال بيني و بينه الموت...».

اگرچه شهر براي شما چراغان است/ براي كشتن تو نيزه هم فراوان است.

 تمام راه ظهور تو با گنه بستم

دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
دعا براي تو بازيست راست مي گويم 

اگرچه شهر براي شما چراغان است 
براي كشتن تو نيزه هم فراوان است 

من از سرودن شعر ظهور مي ترسم 
دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم 

من از سياهي شب هاي تار مي گويم 
من از خزان شدن اين بهار مي گويم 

درون سينه ما عشق يخ زده آقا 
ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا 

كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست 
ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست

                                  سیدامیرحسین میرحسینی

 

 

موضوعات مرتبط: مقالات، مقالات مهدویت
[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 15:2 ] [ گروه دین وزندگی ]

بسم الله الرحمن الرحیم

«و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحو»

و ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتیم که بندگان نیکوکار من، زمین را به ارث می برند.» (1)

در برابر ما، سه مطلب مربوط به هم قرار دارد:

نخستین مطلب، انقلاب جهانی فراگیری است که قرآن، در چند مورد، بدان اشاره می کند:

«خدا، به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، وعده داد که همان گونه که امت های پیشین را خلافت بخشید، هر آینه، آنان را هم خلافت دهد و دینی را که برای ایشان پسندید، برایشان استوار و حاکم سازد و یقینا، آنان را پس از بیمناکیشان آرام و ایمن قرارشان دهد.» (2)

«و ما اراده کردیم که بر آن طایفه ی ضعیف و ذلیل، در آن سرزمین منت گذاریم و آنان را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملک و جاه فرعونیان گردانیم، و در آن سرزمین، به آنان قدرت و سلطه بخشیم و به فرعون و هامان و لشگریانشان آن چه را که از آن ترسان شوند، نشان دهیم .» (3)

«هر آینه، ما بعد از تورات، در زبور داوود نوشتیم که بندگان نیکوکار من، زمین را به ارث می برند.» (4)

با این اوصاف، این انقلاب وقتی رخ می دهد که مستکبران بر زندگی مردم حکم می رانند و بندگان خدا را به استضعاف می کشانند و ارزش ها و خرد و وجدان مردمان را می ربایند و بشریت به بن بست می رسد. در این هنگام، اراده ی الهی دخالت کرده، توان و سلطنت را از دست ستمگران مستکبر گرفته و به دست مستضعفان صالح می رساند .

چنین انقلابی جهانی، پیش از این نیز در تاریخ رقم خورده است؛ و آن رخداد تاریخی بنی اسراییل است، در آن زمان که فرعون، استکبار ورزید و در زمین فساد کرد. خداوند می فرماید:

«فرعون، در زمین [مصر] تکبر و گردن کشی کرد و مردم اش را گروه گروه کرد و طایفه ای را سخت ضعیف و ذلیل شمرد؛ پسران شان را می کشت و زنان شان را [برای خدمت] زنده می گذاشت. هر آینه، فرعون، از مفسدان بود» (5)

امر حتمی نخست، جا به جایی فرمانروایی از مستکبران به مستضعفان صالح است که انقلابی فراگیر در ارزش ها و در سرزمین ها [ی مختلف] و در فرمانروایی و رهبری است. این، از سنت های حتمی الهی است .

مطلب دوم

کسی که این انقلاب جهانی فراگیر را رهبری و فرماندهی می کند، «مهدی» از ذریه و نوادگان رسول الله صلی الله علیه و آله است . این مطلب، در حد تواتر، در روایات صحیح آمده است . این، همان دومین مطلبی است که حدیث نبوی، آن را ثابت می کند و مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند و آن را مطلبی حق می دانند، همان گونه که آن مطلب نخست را نیز به حکم قرآن شریف، ثابت شده می دانند. در هیچ یک از این دو مطلب، جای کوچک ترین تردیدی نیست .

احادیث مهدی علیه السلام در حدی است که قابل تردید نیست که در اینجا به اختصار به برخی اشاره می کنیم:

در روایات فریقین در حد تواتر آمده است در آخرالزمان شخصی به نام «مهدی» از فرزندان پیامبر قیام خواهد كرد. ابن حجر عسقلانی می‌گوید: اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینكه «مهدی» از این امت است. (6)

از حضرت امیر (علیه السلام) روایت است که فرمودند : یکی از فرزندانم در آخرالزمان قیام می کند که دو اسم دارد : یکی از آن دو اسم مخفی و دیگری آشکار. اسم مخفی اش احمد و نام آشکارش ((م ح م د )) می باشد. (7)

از حضرت علی (علیه السلام) درباره اوصاف حضرت مهدی (عج) پرسیدند؛ ایشان در پاسخ فرمودند: او جوان چار شانه و متوسط القامه، خوش مو و خوش چهره است . موهای او بر روی شانه هایش ریخته و نور چهره اش بر سیاهی موها و محاسن و سرش غلبه دارد . به فدای فرزند بهترین کنیزان گردم. (8)

حضرت علی (علیه السلام) در پاسخ به سوال یکی از افرادی که از حکومت ظالم به ایشان شکایت کرده بود فرمودند: «قسم به خدا، آنچه آرزو می کنید تنها پس از هلاک باطل پیشگان و در هم شکستن و نابودی جاهلان و امنیت تقوا پیشگان واقعی رخ می دهد که چقدر کم است تا جایی که احدی از شما جای پا پیدا نکند و مردم از مرده نزد نزدیکانش کم ارزش تر می شوند. وقتی در چنین شرایطی هستید همان است که خدا فرموده :«وقتی زمان یاری و پیروزی خدا بیاید.» (9)

حضرت علی(علیه السلام) از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که به ایشان فرمودند: ای علی جان، هنگامی که قائم ما قیام کند، سیصد و سیزده مرد به تعداد سپاه بدر به نزد او جمع می شوند. وقتی که زمان خروجش فرا رسید شمشیر در غلاف مانده ای دارد که او را فریاد می کند : ای ولی خدا ، بپا خیز و دشمنان خداوند را هلاک کن(10)

ابوسعید خدری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌كند؛ مهدی از من است. او زمین را از عدل و داد پر می‌كند همان گونه كه از ظلم و جور پر شده است. (11)

 

مهدی منتظر (عج) که رسول الله صلی الله علیه و آله از او خبر داده، محمد بن حسن بن علی علیهم السلام است که در دویست و پنجاه و پنج هجری در سامرا زاده شد و خدای متعال، او را از دید مردمان پنهان کرد . خداوند، برای نجات دادن مردم از ستم و نابود کردن شرک و دوگانگی و استوار ساختن توحید و پرستش خدا از سوی انسان، «مهدی» را می فرستد و او، شریعت و حدود خدا در زندگی مردمان را برپا می دارد .

از روایات فراوان اهل بیت علیهم السلام می فهمیم که مهدی منتظر - که رسول الله صلی الله علیه و آله بدو مژده داده است - محمد بن حسن عسکری، دوازدهمین امام از اهل بیت علیهم السلام است. سخن ما بر این مسئله متمرکز است و مخاطب مان در این بحث، کسانی اند که اعتقاد به حجیت حدیث اهل بیت علیهم السلام دارند و به دنبال دلایل کافی و روشن و صریح برای اثبات علمی عقیده‌ی امامیه، مبنی بر این که مهدی منتظر آل محمد علیهم السلام معین و مشخص شده است، هستند.

اختلاف میان شیعه‌ی امامیه و دیگر فرقه‌های اسلامی، در اصل قضیه‌ی مهدویت نیست؛ زیرا، تمامی مسلمانان - جز گروهی اندک - باور دارند که خدای متعال، از میان اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله «مهدی» را برای انقلاب جهانی بزرگی در زندگی مردمان ذخیره کرده است، تا بشریت را نجات دهد. در این تردیدی نیست و روایات نبوی، در این باره، صحیح و متواتر است. اختلاف میان شیعه‌ی امامیه و دیگر مسلمانان، تنها در تشخیص و تعیین [امام مهدی] است.

شیعه‌ی امامیه، معتقد است که امام مهدی منتظَر علیه السلام، محمد بن حسن بن علی علیهم السلام است که در سال دویست و پنجاه و پنج هجری، در سامرا زاده شد و خداوند تعالی، برای حکمتی که خود می دانست، او را در پس پرده‌ی غیب برد و او، همان کسی است که خدای بلند مرتبه، او را برای نجات بشریت ذخیره کرده است و پیامبران و کتاب های الهی قبلا بدو بشارت داده اند.

غیر شیعیان، معتقدند مهدی که رسول الله صلی الله علیه و آله بدو مژده داده، هنوز به دنیا نیامده، یا زاده شده و ما، نامش را نمی دانیم.

برای اثبات عقیده‌ی امامیه، به دو گروه دلیل، استدلال می‌کنیم:

گروه نخست، روایات عام و کلی است که ویژه‌ی امام علیه السلام نیست، اما قهرا و به ناچار، بر عقیده‌ی امامیه در مورد مهدی علیه السلام منطبق است .

اگر عقیده‌ی امامیه را در این باره به شمار نیاوریم، برای این گونه روایات، توجیه و تفسیری صحیح نمی دانیم. این روایات، یقینا، صحیح اند. بعضی از آن ها، در مصادر و منابع امامیه، در طبقات مختلف راویان سند، متواترند و مناقشه و ایرادی در آن ها نیست. بخش اعظم این روایات را در مدارک و منابع معتبر اهل سنت و به سندهای معتبر یا متواتر نیز می بینیم .

ایمان و اعتقاد به درستی این احادیث، به اثبات علمی عقیده‌ی امامیه در تشخیص و تعیین امام منتظر منجر می شود؛ زیرا این روایات با عقیده‌ی معروف امامیه منطبق است و ما، مصداق و تفسیر دیگری برای این احادیث نمی شناسیم .

مطابقت کامل این روایات با مبنای شیعه‌ی امامیة و عدم مطابقت آن با هیچ مبنای معروف دیگری ما را به طور قطع، به این نتیجه می‌رساند که این روایات، ناظر به همان رای و عقیده‌ی شیعه‌ی امامیه اثنا عشریه است .

نمونه ای از این گروه از احادیث، چنین است:

•    حدیث ثقلین

نخستین حدیثی که در این باره بدان استناد می‌کنیم، حدیث ثقلین است. این حدیث، صحیح است و به تواتر، از رسول الله صلی الله علیه و آله رسیده است. محدثان تمامی فرقه های اسلامی، بر صحیح بودنش، اجماع و اتفاق نظر دارند. از میان علمای مسلمان، کسی نیست که در صحت این روایت و صدور آن از رسول الله صلی الله علیه و آله تردید کند .

برای اثبات سخن ما، همین کفایت می‌کند که افراد زیر، آن را نقل کرده اند:

مسلم در صحیح، ترمذی و دارمی در سنن، احمد بن حنبل در جاهای متعددی از مسندش، نسایی در خصائص، حاکم در مستدرک، ابوداوود و ابن ماجه در سنن .

طرق [و اسناد روایت] این حدیث در کتاب های امامیه، بیش از آن است که در این مختصر شمارش شود .

متن حدیث - چنان که در بیش تر مصادر است - چنین است:

ای مردم! همانا من بشرم [مانند دیگران]، نزدیک است که [از سوی فرشته ی مرگ] خوانده شوم، و من هم پاسخ دهم . من، میان شما دو چیز گران سنگ به جا می گذارم. آن دو، کتاب خدا و عترتم، اهل بیت‌ام، هستند . این دو، هرگز از هم جدا نمی شوند، تا بر من، در حوض [کوثر] آیند. بر آن دو پیشی نگیرید که هلاک می شوید و بدانان چیزی نیاموزید؛ زیرا، از شما داناترند.

این حدیث، به صراحت می گوید:

الف) پیامبر، پس از خود، دو جانشین برای هدایت امت باقی می گذارد که قرآن و اهل بیت‌اش هستند .

ب) هر دو جانشین، باقی اند و تا روز قیامت، هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند .

ج) رسول الله صلی الله علیه و آله فرمان داد به آن دو چنگ* زنند تا از گمراهی مصون نگه داشته شوند .

اگر نکته‌ی نخست (باقی گذاشتن دو چیز گران سنگ) را به دومین نکته (جدانشدن شان از هم) پیوند زنیم، اصل مهمی را به دست می آوریم . آن اصل، این است که «در هر زمان حجت و امامی از اهل بیت علیهم السلام وجود دارد که هرگز از کتاب خدا جدا نمی شود.»

ابن حجر در صواعق می گوید:

احادیثی که مردم را بر لزوم تمسک به کتاب و اهل بیت دعوت می کند، دلالت دارد بر این که هیچ گاه رشت‌ی شایستگان اهل بیت تا روز قیامت بریده نخواهد شد، همان گونه که قرآن هم چنین است. از این رو، اهل بیت، موجب امان و قرار زمینیان بودند، چنان که گفته خواهد شد. گواه بر این، خبر پیشین است که [پیامبر فرمود] : «در هر نسلی از بازماندگان امت‌ام، عادلانی از اهل بیت‌ام هستند .» (1)

بدون تردید، حدیث دلالت دارد که حجتی از اهل بیت علیهم السلام، به عنوان امام مردم، همیشه خواهد بود .

ادامه دارد...

نظري كوتاه بر افكار ملل مختلف جهان



اعتقاد به ظهور مصلح جهاني در پايان دنيا كه اعتقادي بس ديرينه و ريشه دار است نه تنها از اشتياق و ميل دروني هر انساني نشأت مي گيرد، بلكه زاييده نويد هاي پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت به مردم آزادي خواه جهان است.

1- ايرانيان باستان معتقد بودند كه ((گرزاسپه)) قهرمان تاريخي آنان زنده است ودر كابل خوابيده و صد هزار فرشته از اونگهداري مي كنند تا روزي كه بيدار شود و جهان را اصلاح نمايد.

2- گروهي ديگر از ايرانيان عقيده داشتند كه كيخسرو پس ازتنظيم كشور واستوار ساختن شالوده فرمانروايي ديهيم پادشاهي به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آن جا آرميده تا روزي ظاهر شود و اهريمنان را از جهان براند.

3- نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر بر خيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنيا مسلط گرداند.

4- نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و ژرمن را بر دنيا حاكم گرداند.

5- اهالي صربستان انتظار ظهور(( ماركو كراليويچ )) را داشتند.

6- برهمائيان در آخر زمان ((ويشنو)) ظهور مي نمايد و بر اسب سفيدي سوار مي شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت و تمام دنيا برهمن گردد و به اين سعادت برسد.

7- ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش منتظرند كه ((آرتور)) روزي از جزيره آوالون ظهور كند و نژاد ساكسون را بر دنيا پيروز كند و خوشبختي جهان نصيب آن ها گردد.

8- اقوام اروپاي مركزي در انتظار ظهور((لوخص)) هستند.

9- اقوام آمريكاي مركزي معتقدندكه ((كوتزلكوتل)) نجات بخش جهان پس از بروز حوادثي درجهان غالب مي شود.

10- چيني ها معتقدند كه ((كريشنا)) ظهور كرده و جهان را نجات مي دهد.

11- زرتشتي ها معتقدند كه ((سو شيانس نجات دهنده بزرگ جهان)) دين را در جهان رواج داده، فقر و تنگدستي را ريشه كن مي سازد. ايزدان را از دست اهريمن نجات مي دهد ومردم جهان را همفكر وهم گفتار وهم كردارميگرداند

12- قبايل ((اي پوور)) معتقدند روزي خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردي بروز نكند و آن به سبب پادشاهي دادگر در پايان جهان است.

13- گروهي از مصريان كه در حدود سه هزار سال پيش از ميلاد در شهر ممفيس زندگي مي كردند، معتقد بودند كه پادشاهي در آخرالزمان با نيروي غيبي بر جهان مسلط شده، اختلافات بين طبقات اجتماعي را از بين مي برد و مردم را به آرامش و امنيت مي رساند.

14- گروهي ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخرالزمان دركنار خانه خدا پديدار گشته جهان را تسخير مي كند.

15- يونانيان مي گويند ((گالويبرگ)) نجات دهنده بزرگ ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد.

16- يهوديان معتقدند كه در آخرالزمان ((ماشيع، مهدي بزرگ)) ظهور مي كند واو را از اولاد حضرت اسحاق مي پندارند در صورتي كه تورات او را صريحأ از اولاد حضرت اسماعيل مي داند.

17- نصارا نيز به وجود حضرت اعتقاد دارند و مي گويند او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و بر عالم چيره خواهد شد.(او خواهد آمد. داوود الهامي و علي اكبر مهدي پور. دارالتبليغ اسلامي)

اين مطالب هرچند با اوصاف و خصوصيات حضرت مهدي (عج)از ديدگاه دين اسلام مطابقت ندارد،اما نشانگر اين واقعيت است كه از زمان هاي دور نسل بشرمنتظر يك مصلح جهاني و كامل هستند.

 

دجال فرد دو رویی است که در آخرالزمان مردم را گمراه خواهد کرد.

در منابع یهود و مسیحیت هم چنین شخصی با همان نام دجال ذکر شده است.

دجال از نشانه های حتمی ظهور است (البته در بعضی روایات غیر حتمی خوانده شده است)

بر اساس روایات خود دجال یا فتنه ی او یکی نیست، بلکه در روایات از 30یا60 یا70دجال نام برده شده است. چون هر فتنه ای که در آخرالزمان مردم را گمراه کند و به فساد بکشاند میتواند دجال یا فتنه ی دجال باشد.

در میان این فتنه ها و دجال ها، آنکه فتنه اش از همه بیشتر و بزرگتر است نشانه ی ظهور حضرت شمرده شده است. پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) میفرمایند: قبل از خروج دجال بیش از هفتاد دجال خروج خواهد کرد. (فرهنگ الفبایی مهدویت)

امام علی(علیه السلام) راجع به دجال می فرمایند: بیشتر طرفداران او در آخرالزمان زنا زادگانند که پوستین سبز دارند، خدا او را در شام به دست کسی که عیسی(ع) پشت سرش نماز میخواند خواهد کشت.

دجال در منابع اهل سنت هم آمده است که به دست حضرت عیسی(ع) کشته خواهد شد.

اما با کنار هم گذاشتن روایات این مطلب به دست می آید که دجال یک جریان است نه یک شخص. به این معنا که هر شخص یا جریانی که در آخرالزمان علیه دین فتنه به پا کند و باطل را حق جلوه دهد دجال خواهد بود. این جریانات و اشخاص دست به دست هم داده و فتنه ی بزرگ و سختی را در نزدیکی ظهور راه می اندازند که همان دجالی خواهد بود که مد نظر روایات میباشد.

 

 

  رسول خدا(صلّ الله علیه و آله وسلم) خطاب به جابر بن عبدالله انصاری چنین فرمودند ای جابر، در آخرالزمان:

  • مردان لباس زنانه میپوشند؛
  • پرده های حیا از زنان برداشته میشود؛
  • از آخرت غافل شده و سرگرم دنیا میشوند؛
  • ساز و آواز میانشان رواج میابد؛
  • قتل و خونریزی زیاد میشود؛
  • زکات دادن متروک شود؛
  • میوه و نقل مجالسشان غیبت میشود؛
  • کوچکترها احترام بزرگترها را نگاه نمیدارند؛
  • مردان از زنان اطاعت میکنند؛
  • با بستگانشان قطع رحم میکنند؛
  • حیای کوچکترها کم میشود؛
  • شهادت دادنشان از روی هوا و حوس میشود؛
  • برادر به برادر حسادت میورزد؛

 

· وهمچنین رسول گرامی اسلام (صلّ الله علیه و آله وسلم) در حدیث دیگری می‏فرمایند:

«سَیَأْتی‏ عَلی‏ اُمَّتی‏ زَمانٌ لایَبْقی‏ مِنَ الْقُرآنِ اِلاَّ رَسْمُهُ وَلا مِنَ الْاِسْلامِ اِلاَّ اِسْمُهُ یُسَمُّونَ بِهِ وَهُمْ اَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مُساجِدُهُمْ عامِرَةٌ وَهِیَ خَرابٌ مِنَ الْهُدی‏.

بر امت من زمانی پیش می‏آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند، [به ظاهر] مسلمان نامیده می‏شوند در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالی است.( شیخ صدوق، ثواب الاعمال، انتشارات شریف رضی)

 

· رسول خدا(صلّ الله علیه و آله وسلم):

«کَیْفَ بِکُمْ اِذا فَسَدَ نِساؤُکُمْ وَفَسَقَ شُبَّانُکُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ. فَقیلَ لَهُ: وَیَکُونُ ذلِکَ یا رَسُولَ اللَّهُ؟ فَقالَ: نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذلِکَ.

چگونه می‏شود حال شما هنگامی که زن‏های شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق، و شما نه امر به معروف می‏کنید و نه نهی از منکر! به پیامبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله گفته شد که آیا این چنین خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن نیز خواهد شد. (تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسین)

 

· رسول خدا(صلّ الله علیه و آله وسلم):

فعندها تليهم اقوام ان تكلموا قتلوهم و ان سكتوا استباحوهم ليستاثرون بفيئهم.

در آخرالزمان اقوامي بر مسلمانان سيطره يابند كه اگر لب به سخن گشايند آنان را بكشند و اگر لب فرو بندند [خون ] ايشان را مباح شمرند تا منابع و درآمد آنان را تصاحب كنند(منتخب الاثر ص 432.) "اقوامی همانند سوریه، لبنان، فلسطین، مصر، لیبی، بحرین و..."

 

 

· سلمان فارسی(رحمۀ الله علیه) در مورد آخرالزمان از پیامبر اسلام(ص) کرد، ایشان فرمود :

اى سلمان ، سوگند به آنکه جانم در دست اوست ، آن زمان انسان بد، خوب و انسان خوب، بد شمرده میشود و خائن مورد امانت قرار گيرد و امين خيانت ورزد ، و دروغگو تصديق و راستگو تكذيب مى شود.

سلمان گفت : يا رسول الله اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آنكه جانم به دست اوست ، آنگاه زنان فرمانده ، و كنيزان طرف مشورت مى شوند ، بچه ها روى منبر مى روند؛ دروغ زيبا میشود و زكات را ضرر میپندارند و غنيمت مسلمين تاراج مى شود؛ مرد به پدر و مادر خود جفا و به دوستش نيكى مى كند!

سلمان گفت : يا رسول الله ! اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، قسم به آن كه جانم به دست اوست ، آنگاه زنان آوازه خوان ، زياد مى شوند؛ و بدهای امت برخوبها مسلط مى شوند.

سلمان گفت: يا رسول الله ! اين شدنى است ؟ فرمود : آرى سلمان ، سوگند به آن كه جانم به دست اوست ، آنگاه ثروتمندان امتم براى تفريح به مكه مى روند ، و متوسطين ايشان براى تجارت، و فقيران براى نشان دادن به مردم و ریا به حج میروند! آنگاه مردمى پيدا مى شوند كه قرآن را براى غير خدا ياد مى گيرند، و مردمى پيدا مى شوند كه فقه دينى را براى غير خدا ياد مى دهند ، ودر آن دوران اولاد زنا زیاد مى شود.

 

 

و اما ای آقای غریبم، کم کم نشانه های آخرالزمان آشکار میشود؛

و ای آقای مظلومم، کم کم دارد زمان آمدنت دیر میشود؛

کم کم شیعیان تو دارند تحقیر میشوند؛

کم کم دارد زخم زبانها شروع میشود؛

کم کم دارد دین تو فراموش میشود؛

کم کم دارد زمان آمدنت دیر میشود....

 الهم عجل لویک الفرح

 


موضوعات مرتبط: مقالات، مقالات مهدویت
[ جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 15:0 ] [ گروه دین وزندگی ]
از صدیقیت تا شهادت؛
ديد و بازديدهای ما ايرانی‌ها چند روز ديگر آغاز مي‌شود و شايد برود تا سال ديگر؛ اما شما فرزند و مادر، دست‌کم هفته‌ای يک بار، از صبح آماده مي‌شويد و بساط رفتن جور مي‌کنيد تا ديدار تازه کنيد و همديگر را ببينيد.

گروه فرهنگی مشرق - نوشتار زیر که به نشان تبرک‌جویی از آستان امام هشتم، در هشت بند تنظیم شده است، دلنوشته‌هایی است که همزمان با آغاز ایام فاطمیه و در آستانه سال نو خورشیدی، به بررسی شباهت‌های حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها و حضرت امام رضا علیه‌السلام پرداخته است.

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)


نخست؛
از مشهد تا مدينه


پيامبر(که درود خدا بر او باد) دو نفر را پاره تن خود ناميد؛ يکی دخترش(مادرش) فاطمه زهرا و ديگری علی بن موسی الرضا (که درود خدا بر آن دو باد) يکی آنجا که فرمود: "فاطمة ُبَضعة ٌمني" و ديگری آنجا که پيش‌بينی فرمود: "ستُدفن بَضعة ٌمني بأرضِ خراسَان."

در زيارتنامه حضرت شمس‌الشموس هم که مشتمل بر صلوات بر همه چهارده معصوم است، تنها بر دو نفر "صلوات بی‌نهايت" مي‌فرستيم که نخستين آن، مادر امامان است و دوم، مدفون به سرزمين خراسان؛ آنجا که پس از ذکر نام شيرين اين دو بزرگوار، ميگوييم: "صلوةً لا يَقوَى على إحصاءِها غيركَ"

واين گونه است که شباهت‌های مادر و نواده‌اش بی‌شمار است؛ خودت ادامه‌اش را بگير و برو.. برو تا مشهد، برو تا مدينه و اصلاً برو تا بيت‌المعمور و از آنجا تا عرش.. فاطميّه رسيد و از فرش تا عرش، راهی است رفتنی؛ بيا تا برويم.


هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)


دوم؛
کوچه صدق و شهادت


در صلوات خاصه‌ات، تو را "صدّيق" و "شهيد" مي‌خوانيم و در زيارت مادرت فاطمه (که درود خدا بر او) هم عرض مي‌کنيم: "السلام عليکِ أيتها الصدّيقة الشهيدة..."
شما هر دو، تجلى صدق و شهادتيد.

عشق مادرفرزندی است ديگر! خوب از مادرتان ارث برده‌ايد "صدّيقيت" را و "شهادت مظلومانه" را آقاجان..

اما... شما را که مسموم کردند، به "کوچه" که آمديد اباصلت پرستارانه زير شانه‌هاي‌تان را گرفت و آرام‌تان کرد.. اما مادرتان وقتی پهلويش شکست و دامنش سوخت و پسرش شهيد شد، به "کوچه" که آمد، تازه اول مصيبت بود... رگبار تازيانه‌ها و غلاف شمشيرها و کعب ني‌ها بود که فرود می‌آمد و استخوان بازو بود که خرد مي‌شد.. و سيلی‌ها بود که نواخته مي‌شد...

راستی.. چند ساعت تا شهادت مادرتان مانده است...؟

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)


سوم؛
دید و بازدید در وادی عشق


گاه، تو به زيارت مزار پنهان مادر مي‌روی و گاه مادر، به زيارتت در غربت می‌آيد..

اما نيک مي‌دانم که شما پسر و مادر، کی و کجا ديدار تازه مي‌کنيد..

ديد و بازديدهای ما ايرانی‌ها چند روز ديگر آغاز مي‌شود و شايد برود تا سال ديگر؛
اما شما فرزند و مادر، دست‌کم هفته‌ای يک بار، از صبح آماده مي‌شويد و بساط رفتن جور مي‌کنيد تا ديدار تازه کنيد و همديگر را ببينيد.. البته نه با شادی و لبخند.. که با اشک و آه.. با ناله و ضجّه.. با شُهقه و فرياد و گريبان‌دريدن..
کجا..!؟ در سناباد طوس..؟ نه...؛ کنار آرامگاه پنهان مادر...؟ نه..؛ در وادی عشق...؟
آری.. شب‌های جمعه، جمع تان جمع است.. زيارت کربلا باز داغ دل‌تان را تازه کرد آقاجان..
ما اين شب‌ها برای حضرت مادر مي‌گرييم و مادر، بر فرزند بی‌سر..

و اينچنين است که زيارت هفتگی شب جمعه شما و مادرتان، شباهت ديگری بر شباهت‌های بي‌شمارتان می‌افزايد.

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)

چهارم؛
غربت


حضرت أم أبيها، أم‌الأئمه.. مادر همه معصومان عالم است اما غربتش همه‌سويه است و فراگير.. قدرش هم، چون قبرش مجهول است و زمان و مکان دفنش نيز..

او، همه، سرّ است و سر مستور به سرّ؛ سرّي که کليد آن هم سرّ است..

و چنين است که مي گوييم: "اللهم صلّ علی فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها والسرّ المستودع فيها بعدد ما أحاط به علمُك" و ما هنوز نفهميديم که "بنين" در این صلوات، اسم جمعی است که همه فرزندان حضرت کوثر در حوضش مستغرقند..

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)


پنجم؛
نورالنور


مادرت، نوری است که با آموزش دعای نور به سلمان پارسی، همه داغداران تب‌دار عصرش را شفا داد.. بسم الله النور.. بسم الله نورالنور.. بسم الله نورٌ علی نور..

مادرت، نوری است که چون امشبی در تاريکی شب دفن شد..

مادرت نوری است که روزی دو بار، امير مؤمنان علی (که درود خدا بر او) با همه عظمتش، از روشنايی او بهره‌مند مي‌شد..

مادرت نوری است که پيش از تولدش، از شدت نورانيت، "زهراء" نام گرفت..

و باز، اينچنين است که تو ميراث‌دار مادری هستی که نورالأنوار است و تو به پيروی از او شمس‌الشموسی.. و تو چه مي‌دانی که رابطه شمس و نور، چيست؟ نوری که خورشيد، در ژرفای آن غرق است.. نوری که "حجّة الله على الحجج" است..

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)

ششم؛
يابن فاطمة


به رسم ادب، به آستان‌بوسی، پايين پايت مي‌نشينيم.. آنجا که جوادالائمه (که درود خدا بر او باد) پس اسراء از مدينةالنبی به طوس، نشست و رسم محبت و ادب به جا آورد..

آستان‌بوس پايين پايت که مي‌شويم، ياد مثل امشبی مي‌افتيم که حسين (که درود خدا بر او)، چشم بر کف پای مادر نهاد .. او که قتيل‌العبرات است و سلطان اشک.. خود با سرشکش، خاک پای مادر را توتيای چشمانش مي‌کرد.. ما که کاره‌ای نيستيم با آستان پنهان حضرت مادر، چه کنيم..؟

هشت‌گانه‌ای در شباهت‌های حضرت زهرا(ع) و امام رضا(ع)


هفتم؛
معجزه در آرامگاه


شما و مادرتان زهرا (که درود خدا بر او باد) هر دو به يک ويژگی ممتازيد.. ويژگيی که برای معصوم ديگری جز شما و صاحب سينه شکسته، نقل نشده است..

باری.. هنگام خاکسپاری شکوهمند شما، قبر را که کندند آبی روشن و گوارا از ديواره آن بيرون آمد و ماهيانی خارج شدند که در آن آب، شنا کردند.. هرچند در شگفتم که چگونه، اقيانوسی را توان در چشمه‌ساری دفن کرد..

آه... آه... آه... اما... امان از دل گداخته و جگر سوخته پدرتان عليّ بن أبي‌طالب...

هنگام دفن حضرت مادر هم بسان هنگام دفن شما، چيزی از ديواره‌های قبر بيرون آمد،؛ نه از جنس ماهی و آب؛... بلکه از سوی رسول ربّ الارباب..

علی(که درود بر او) دو دستی را ديد که چند ماهی پيش، او را بالا برد تا همه عهدشکنان غدير خم ببينندش.. آری... اکنون همان دو دست، از ديواره قبر، بسوی مظلوم امت دراز شد تا امانتش را پس بگيرد.. امانتی که شکسته و خونين و مجروح و کبود، شده بود..

و هنوز اين راز ناگشوده مانده که آبی که کاوين مادرت بود چگونه در قبر تو جوشيد؟ و ماهی مرده‌ای که زنده شد و از دست غلام "موسای پيامبر" ليز خورد و در آب نيل، گم شد چگونه در مدفن پسر "موسای امام" پيدا شد..؟


هشتم؛
يا وارث َمُحمدٍ رسول ِالله


شما شبيه مادرتان زهرائيد.. "غاصبان خلافت" آن روز در مدينه، ميراث پدرش را که باغی بود فدک نام، خوردند و "غاصبان حکومت" در زمانه شما، حق حکومت شما بر مردم را غصب کردند..

مادرتان، کظم غيظ کرد و با اشاره مولا علي، سکوت.. و لب به نفرين نگشود... و شما نيز چونان مادر، حق مغصوب خلافت را وانهاديد و ولايت‌عهدي شيطانی انسان‌نما را که دون شأن اجلّ‌تان بود گردن گرفتيد..

الحق که "مظلوميت"، ارث خانوادگی شماست که يقيناً تنها ارثی است که از اهل بيت (که درود خدا بر آنان) به موعود منتقم نخواهد رسيد.

لعنت خدا و فرشتگان و خلق خدا بر غاصبان منصب خلافت و بر مأمون بن هارون.


 



موضوعات مرتبط: مقالات
[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:45 ] [ گروه دین وزندگی ]
حمدجواد مروجی طبسی گفت: ساختار ویژه خط کوفی و عدم وجود «نقطه» و «اعراب» در آن باعث شد تا تاریخ‌نگاران مختلف در سده‌های پس از شهادت حضرت زهرا(س)، در خواندن تاریخ شهادت از منابع قدیم‌تر دچار مشکل شوند.

به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام محمدجواد مروجی طبسی، مدرس حوزه علمیه قم گفت: یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها در تاریخ اسلام و تاریخ تشیع، روز شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرای اطهر(س) است. شهادت در سال 11 پس از هجرت رخ داده است، اما روز و ماه آن دقیقا معلوم نیست و بین مورخان اختلاف است.

وی افزود: ابهام در تاریخ دقیق بسیاری از حوادث و رویدادهای مهم در تاریخ اسلام و تاریخ تشیع وجود دارد و این مسئله عجیب نیست. اختلاف در روز دقیق شهادت حضرت فاطمه(س) نیز هم در بین مورخان شیعه و هم در میان مورخان اهل سنت وجود دارد.

دو روایت مهم در تاریخ شهادت حضرت زهراء(س)

مروجی طبسی در ادامه به دو روایت مهم در تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) اشاره کرد و گفت: در میان روایت‌های مختلف و تاریخ‌های ارائه شده در راستای تعیین دقیق روز شهادت حضرت زهرا(س) دو روایت معتبرتر است. در یکی از این دو روایت تاریخ دقیق شهادت را 75 روز پس از رحلت پیامبر(ص) و در دیگری 95 روز پس از رحلت ذکر شده است.

این مدرس حوزه علمیه قم ادامه داد: حال کدامیک از این دو روایت به حقیقت نزدیکتر است؟ حضرت زهرای مرضیه 75 روز پس از شهادت پدر به ایشان پیوستند یا 95 روز؟ به‌یقین ائمه معصومان(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(س) تاریخ دقیق را بیان کرده و یک نقل قول بیشتر ندارند، اما به‌نظر من منشا این اختلاف ساختار خط کوفی قدیم است. این خط فاقد «نقطه» بود، بنابراین هیچ بعید نیست که در سده‌های پس از شهادت «سبعین» را «تسعین» خوانده باشند.

مهم اثبات ارادت به حضرت زهراء(س) است

نویسنده کتاب «سیره حضرت فاطمه» در ادامه گفت‌وگو با اشاره به اهمیت ایام فاطمیه(س)، گفت: علمای شیعه هر دو روایت 75 روز و یا 95 روز را معتبر می‌دانند. به‌نظر من این اختلاف اهمیتی ندارد و مهم این است که ما بتوانیم ارادت خود به حضرت زهرای مرضیه(س) را اثبات کنیم. بنابراین تلاش کنیم تا ایام فاطمیه(س) را پاس بداریم. بنابراین بر هر مسلمانی واجب است که در مناسبت‌های مذهبی ارادت خود را به اهل بیت پیامبر(ص) نشان دهد و ایام فاطمیه(س) یکی از بهترین این مناسبت‌هاست.

نظر آیت‌الله فاضل لنکرانی پاس داشتن ایام فاطمیه همانند عاشورا بود

مروجی طبسی همچنین در پاسخ به این سؤال که «بهترین اعمال در ایام فاطمیه چیست؟» گفت: در طول دوران پس از شهادت حضرت زهرا(س) تا به امروز حتی دشمن‌ترین افراد نسبت به اهل بیت خاندان عصمت و طهارت(ع)، منکر این مسئله نشدند که پس از رحلت حضرت رسول اکرم(ص) به فرزندش بسیار بی‌حرمتی‌هایی شد. بر این اساس از هر دعایی بهتر در این ایام تکریم اهل بیت به ویژه حضرت زهرا(س) است.

وی افزود: استاد ما، مرجع عالیقدر جهان تشیع، مرحوم آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی اعتقاد داشت که باید ایام فاطمیه(س) را درست مانند وقایع عاشورا و ایام عزاداری حضرت سیدالشهدا، پاس بداریم.

نویسنده کتاب «‎فاطمه الگوی حیات زیبا» همچنین با مهم خواندن برگزاری مجالس عزاداری در ایام فاطمیه(س) گفت: دشمنان دین و مذهب ما تمام تلاش‌شان را بر کم کردن جلوه زیاد اهل بیت(ع) در زندگی ما، به کار بسته‌اند. بنابراین برپایی مجالس عزاداری در این ایام و شرکت و خدمت در این مجالس، یکی از بهترین اعمال برای اثبات ارادت به اهل بیت(ع) است.

مروجی طبسی در پایان گفت: در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی ایران، آمار دقیقی از میزان برپایی مجالس عزاداری در ایام فاطمیه(س) وجود نداشت، چرا که تعداد آن مجالس به شدت کم بود، اما امروزه به برکت انقلاب در هر کوی و برزنی پرچم فاطمیه(س) بلند است.

یادآور می‌شود، محمدجواد مروجی طبسی، یکی از مبرزترین مدرسان حوزه علمیه قم در تاریخ و سیره و همچنین فقه است. وی بیش از 30 عنوان کتاب پژوهشی تألیف کرده است که از میان آنها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «تحریف و سرقت در کتاب اهل سنت»، «اصحاب سبت»، «آداب سیر و سیاحت در اسلام»، «جانبازان حماسه عاشورا»، «امام صادق(ع) و دگراندیشان»، «با امام حسین(ع) در محضر قرآن»، «پرسمان مهدویت»، «الشیخ الانصاری من خلال آراء الفقها» و...

مروجی طبسی همچنین یکی از پژوهشگران تخصصی در موضوع حیات طیبه حضرت صدیقه طاهره(س) است؛ نام شماری از تألیفات منتشر شده حجت‌الاسلام مروجی طبسی در این موضوع به این شرح است: «سیره حضرت فاطمه»، حیاةالصدیقه فاطمه؛ سلام الله علیها» و «‎فاطمه الگوی حیات زیبا».

 

منبع: ایکنا

آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت ایام فاطمیه یادداشتی را منتشر کرده است.

به گزارش مشرق، آیت‌الله‌العظمی صافی گلپایگانی به مناسبت ایام فاطمیه یادداشتی را با عنوان «فاطمه (علیهاالسلام)، نسخه‌ای مطابق اصل» منتشر کرده است که در پی مطالعه می‌کنید:

بسم الله الرحمن الرحیم

در مقام بیان عظمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و برکات وجودی آن بزرگواران چه می‌توان گفت و از کجا باید شروع کرد؟

فاطمه علیهاالسلام از اهل بیتی است که خداوند متعال، عالم را به واسطه وجود ایشان خلق فرموده است، آنجا که رسول خدا صلوات الله علیه وآله فرمود: «لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ‏ اللهُ‏ آدَمَ‏ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْض»(۱) و یا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در آن مرقومه‌ای که به معاویه مرقوم نمودند می‌فرماید: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ‏ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا»(۲) این عبارت، از نظر معنا خیلی مهم است. بعضی می‌خواهند بگویند که معنای این روایت این است که مردم تربیت‌شده یا پرورش‌یافته مکتب ما هستند، ولی هیچ مانعی ندارد که به این معنا باشد که هدف غایی از خلقت، وجود محمد و آل محمد علیهم السلام است و یا آن حدیث قدسی که خداوند می‌فرماید: «خَلَقْتُکَ لِأجْلِی»(۳) و در حدیثی دیگر می‌فرماید: «لَوْلَاکَ مَا خَلَقْتُ‏ الْأَفْلَاکَ‏»(۴). اصلاً انسان نمی‌تواند بفهمد که خداوند متعال که می‌فرماید: تو را برای خودم خلق کردم و همه افلاک را برای تو خلق کردم چه معنایی دارد؟

آنچه از همه این سخنان معلوم می‌شود این است که ارتباط آن‌ها با خداوند متعال بسیار بالاست، چرا که خداوند متعال، بالا و  والاست، البته خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله اظهار عجز می‌کند و اظهار می‌دارد: «مَا عَرَفْنَاکَ‏ حَقَ‏ مَعْرِفَتِکَ»(۵)

باید دانست که ما هر چه داریم از اهل بیت علیهم السلام داریم. غیر از آنها هر کس هر چه می‌گوید، وقتی انسان آنها را ملاحظه می‌کند می‌بیند به جایی متصل نیست و نمی‌شود به آن اعتماد کرد.

همه چیز در مکتب اهل بیت علیهم السلام است که پیامبر فرمود: «إنّی تارکٌ فیکُمُ الثّقلین کتاب الله وَ عِتْرَتی» یعنی همه چیز را از اهل بیت بگیرید و از غیر اینها نگیرید.

حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: نه از اینها جلو بیفتید و نه عقب، که اگر جلو بروید گمراه می‌شوید و اگر عقب بیفتید هلاک می‌گردید و نیز می‌فرماید: «لاتُعَلِّمُوهُم» چیزی یادشان ندهید، «فإنَّهُم أعْلَمُ مِنْکُم» از تمام مردم، اینها عالم‌تر هستند.

حال در میان اهل بیت علیهم السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها یک محوریت خاصی دارند؛ ملاحظه کنید وقتی اهل بیت علیهم السلام معرّفی می‌شوند ایشان در صدر هستند؛ «هُمْ ‏فَاطِمَةُ وَ أبُوهَا وَ بَعْلُهَا وَ بَنُوهَا»(۶)

آن حضرت در بین اهل بیت علیهم السلام، مقام و عظمت خاصی دارند که همه ائمه علیهم السلام به وجود ایشان افتخار می‌کنند. در واقع، آن وجود مقدس برای همه اهل بیت علیهم السلام حجت است، یعنی برای حقانیت خودشان و برای بطلان غاصبین و ستمگران به وجود آن بزرگوار احتجاج می‌کنند. همه اهل بیت علیهم السلام حجتند، ولی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از این جهات، حجیتش از همه بیشتر است.

فاطمه زهرا سلام الله علیها سیدة نساء العالمین، بضعة الرسول و قرینة ولیّ الله، بانویی که در مباهله به حکم قرآن مجید، اختصاصِ شرکت داشت، و از اهل بیت علیهم السلام هم، یگانه بانویی بود که به مقام عصمت و طهارت چون پدر و همسر و فرزندانش آراسته بود، و در آن اجتماع که حتی امّ سلمه هم اجازه حضور نیافت و از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جواب «إنّکِ على الخیر» شنید، فقط یگانه بانویی که حضور داشت آن حضرت بود.

او در غیر مقام نبوت، در اخلاق و علم و کمالات نسبت به پدر نسخه‌ای مطابق اصل بود و مثل سائر ائمه علیهم السلام سیره و رفتار و گفتارش، دین و شرع و دلیل احکام الهی است.

او امامت به معنای علم و هدایت را حائز بود، و به عنوان یک بانوی اول اسلام در عفاف و عصمت و کرامت و ستر، وجودش الگو و اسوه است. اشتغال به کارهای بیرون از منزل و همکاری با مردان نامحرم دون شأن هر زن ذی شأن و ملتزم به ستر و عفاف است تا چه رسد به بانویی که شأنش «إنّ اللهَ تَعَالى یَغْضِبُ لِغَضَبِ فَاطِمة وَ یَرْضى لِرِضَاهَا» باشد. اصلاً حضور در جاهایی که مختص به مردان است برای بانویی مانند او تنازل از مقام اجل و امنع و اقدس اوست.

معجزه بزرگ حضرت

یکی از معجزات حضرت زهرا سلام الله علیها، خطبه بالبدیهة آن حضرت بود. آن بزرگوار در آن جوّ اختناق و کودتای بزرگی که شده بود، با آن مصیبت جانکاه و عظمای ارتحال حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم و بعد مصایب دیگر، این خطبه را که در اوج فصاحت و بلاغت است انشاء کرد که امیرالمؤمنین علیه الصلوة و السلام هر چند امام البلغاء و امیر الفصحاء است و می‌فرمود: «إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْکَلَامِ‏ وَ فِینَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَیْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُه‏»(۷) ولی جوّ اجازه نمی‌داد که چنان سخنرانی جامع و گویا و کوبنده و ماندگاری ایراد نماید.

عظمت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها باعث شد که در آن اجتماع تاریخی و محاکمه بزرگ نتوانستند مانع خطبه‌خواندن ایشان شوند، و چنان بود که شخص حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله حضور یافته‌اند و بسیاری از مردم حاضر وقتی آن حقایق بیان می‌شد گریه می‌کردند.

به هر حال، این خطبه متضمن مطالب بسیار بالا است و از معجزات اهل بیت علیهم الصلوة و السلام است و لذا در مثل کتاب بلاغات النساء که در قرن دوم هجری نوشته شده است این خطبه را نقل می‌کند.

البته فضایل آن حضرت بسیار زیاد است؛ همین حدیث مشهور نبوی که «إِنَّ اللهَ تَعَالَى یَغْضَبُ‏ لِغَضَبِ‏ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا»(۸) در عین اختصار، معنای والا و مهمی دارد. حقائق و مطالب مهم ولایی تا حضرت مهدی علیه‌السلام از این روایت استفاده می‌شود، یا این حدیث که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگامی که می‌خواهند حضرت فاطمه را دلداری و تسکین خاطر بدهند می‌‌فرمایند:
«أبشری یا فَاطِمة إنّ المَهْدِیّ منک»(۹) ای فاطمه! بشارت بر تو باد که مهدی از توست؛ این بسیار مهم است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شخص اول عالم امکان، برای آرامش روان و آماده‌ساختن دختر عزیز و یگانه خود برای تحمل مصایب و مسائلی که پیش می‌آید این‌گونه دلداری می‌دهند که مهدی از توست، یعنی همه از تو و برای توست و سیر جهان به سوی تو، و پیروزی حق بر باطل و نور بر ظلمت برای تو است. به هر حال سخن در عظمت حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار زیاد است.

لزوم گرامی‌داشت ایّام فاطمیه

گرامی‌داشت فاطمیه و مواضع فاطمه، سیره فاطمه، زهد فاطمه، عبادت فاطمه، علم و حکمت فاطمه باید همیشه جزء برنامه‌ها باشد و در سخنرانی‌ها، تألیفات و در هر فرصت مناسب باید آن را بازگو کرد.

باید مصایبی که بر آن حضرت وارد شده است و آن‌قدر فاش و آشکار است که حتی در مثل کتاب النهایة ابن اثیر - با این‌که سنّی است و کتابش لغت است- به مناسبت از اشاره به این مصائب پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله نتوانسته خودداری کند و آنها را برای همه بازگو می‌کند.

ابن اثیر در النهایة، لغت (هنبث) این دو شعر را از حضرت زهرا علیها السلام استشهاد می‌‌آورد که اجمالی از آن مصایب و هتک حرمت‌ها به آن بانوی یگانه اسلام است که هر کس و هر شخص آگاهی، همه چیز را از آن می‌فهمد و شدّت ناراحتی زهرا سلام الله علیها و رنج و غم او و اعتراض او را به آنچه واقع شد نشان می‌دهد. آنجا که خطاب به پدر بزرگوارش می‌فرماید:

قَدْ کـانَ بَعْدَک أنباء وَ هَنْبَثة    لَو کُنتَ شاهدَها لم یکثر الخُطَب

إنّا فَقَدْناک فَقْد الأرضِ وابلَها    فَاختل قومُک فاشْهدهم وَ لاتَغب

سپس می‌گوید: «الهَنْبَثَة واحدة الهنابث، و هِی الأمُور الشّداد المختلفة و اشار إلى عتبها على أبی‌بکر: إنها خرجت فی لمة من نسائها تتوطأ ذیلها إلى أبی‌بکر فعاتبته»

باید تاریخ را برای مردم بیان نمود، کلمات حضرت زهرا علیها السلام مخصوصاً آن خطبه عظیمه و بلیغه را که از معجزات ایشان است به گوش جهانیان رساند.

باید در این فاطمیه‌ها، شخصیت ملکوتی آن حضرت تجلیل و تعظیم شود و همه مردم در این ایام، ارادت و مودت خود را به یگانه بانوی اسلام دخت گرامی پیامبر رحمت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام اثبات نمایند. امروز ما به تأسی به آن حضرت احتیاج داریم.

جامعه ما به پیروی از روش همسرداری و تربیت فرزند - که آن حضرت بهترین طریقه و روش را داشتند- احتیاج دارد.

امروز کلمات آن حضرت باید سرمشق زندگی همه بانوان و بلکه مردان باشد. آن حضرت، مقام واقعی و کرامت حقیقی زن را به دنیا ابلاغ نمود و فرمود: بهترین زن آن است که نه او مرد نامحرمی را ببیند و نه مرد نامحرمی او را ببیند. این است که حضرت زهرا علیها السلام را تا امروز و تا قیامت، در دل‌های مردم آگاه و خداپرست و حق‌جو زنده نگه داشته است.

فاطمیه یک تاریخ است، ‌فاطمیه یعنی فریاد بر سر ظالمان، فاطمیه یعنی جهاد برای پیروزی حق بر باطل، و بالاخره فاطمیه یعنی روز حکومت جهانی و الهی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

آری! فاطمیه عاشوراست، ‌فاطمیه شب قدر است، فاطمیه غدیر و نیمه شعبان است و فاطمیه یعنی روز پیروزی نور بر ظلمت.

در پرتو بیان فضائل آن حضرت، همه ابعاد دین و ولایت ائمه طاهرین، و دعوت اسلام و قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام و در کل، رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را باید تبلیغ نمود.

باید با بدعت‌ها، با بیگانه‌گرایی‌ها، با نابسامانی‌ها، با گناه، با شیوع مناهی و ملاهی، با فساد، با جهل و ضلالت مبارزه نمود.

مکتب اهل بیت علیهم السلام، مکتب معرفت، مکتب علم و بیداری، مکتب آگاهی و عدالت و برابری و رشد عقلی و اندیشه‌های نورانی است که همه باید آن را در این فرصت‌ها بازگو کنیم و همه باید قدردان مجالس نورانی فاطمی باشیم و از برکات آن کمال استفاده را نموده و مهمترین وظیفه خود را دعا با تضرّع و انابه به درگاه خداوند متعال برای تعجیل در فرج موفور السرور فرزند عزیز فاطمه، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه قرار دهیم؛ اللّهم عجل فرجه الشریف و اجعلنا من أعوانه و أنصاره و المستشهدین بین یدیه.

 

پی‌نوشت‌ها
۱. عیون اخبار الرضا علیه السلام؛ ج۱، ب۲۶، ح۲۲.

۲. نهج البلاغة، نامه۲۸.

۳. الجواهر السنیة؛ شیخ حر عاملی، ص۷۱۰.

۴. بحار الانوار؛ ج۱۵، ب۱، ح۴۸.

۵. بحار الانوار؛ ج۶۸، ب۶۱، ح۱.

۶. عوالم العلوم، ص۹۳۳.

۷. نهج البلاغة، خ۲۳۳.

۸. صحیفه امام رضا علیه السلام، ص۴۵،ح۲۲.

۹. البرهان متقی هندی، ص۹۴.

 

منبع: ایکنا

پیامبر دستش را بلند كرد و گفت: خدایا! لعنت كن هر كس به فاطمه ظلم كرده؛ و مجازات كن كسی كه حقش را غصب كرده؛ و ذلیل كن هر كس كه زمینه ذلت او را فراهم كرده و...
به گزارش مشرق، عبدالملک بن عبدالله بن یوسف جوینی مشهور به امام الحرمین؛ متوفای 478 هجری؛ از شخصیت‌های برجسته أهل سنت؛ و استاد جمعى از علماى اهل سنت است. 
ذهبی از استوانه های علم رجال در اهل سنت است؛ به شاگردی جوینی  افتخار مى ‏كند و در کتاب تذكره الحفاظ  از او تعبیر می‌كند:
«الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الاسلام  جوینی  امام و پیشوا و محدث یگانه و فخر اسلام بوده است.»1
جوینی (امام الحرمین) در کتاب فرائدالسمطین خود نقل می کند: روزی پیامبر نشسته بود و حسن وارد شد. دیدگان پیامبر كه بر او افتاد، دیدگانش اشك آلود شد. سپس حسین وارد شد و باز هم گریست. علی و فاطمه هم وارد شدند و باز هم پیامبر گریست. وقتی از پیامبر علت گریه را پرسیدند، این‌چنین فرمود:
 
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) : «وَ أَنِّی لِمَا رایتُها ذَكَرتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی كانِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلّ فِی بَیْتِهَا وَ انتَكَهَت حُرْمَتَهَا وَ غَصِبت حَقِّهَا وَ مُنِعَت اِرثها وَ كَسر جَنْبَهَا وَ أَسْقَطَ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّداً فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ فَتَكُونُ أَوَّلُ مَنْ یَلْحَقَنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقَدَّمَ عَلِیَّ محزونَةٌ مكروبةٌ مَغمُومَةٌ مقتولةٌ فاَقُولُ عِنْدَ ذالك : اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلمَهَا وَ عَاقِبْ مِنْ غَضَبَها وَ ذَلَّلَ مِنْ اَذَلَّها وَ خُلِّدَ فِی نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبهَا حتی أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ المَلائِكه عِنْدَ ذالك آمِینَ2
 
وقتی فاطمه را دیدم، به یادم افتاد آنچه كه بعد از من، امت من در حق فاطمه می‌كنند. گویا می‌بینم كه ذلت وارد خانه او شده، حرمت او را پایمال كرده‌اند، حقش را غصب كرده‌اند، ارث او را منع كرده‌اند، پهلویش را شكسته‌اند، جنین او را سقط كرده‌اند در حالی‌كه دخترم فریاد می‌زند یا محمدا! ولی كسی او را جواب نمی‌دهد. هر چه استغاثه می‌كند كسی او را پاسخ نمی‌دهد. اول كسی كه از أهل بیت من به من ملحق می‌شود فاطمه است. پیش من خوهد آمد در حالیكه ناراحت و غمگین و حقش غصب شده و شهید شده است.
پیامبر دستش را بلند كرد و گفت: خدایا! لعنت كن هر كس به فاطمه ظلم كرده؛ و مجازات كن كسی كه حقش را غصب كرده؛ و ذلیل كن هر كس كه زمینه ذلت او را فراهم كرده و در آتش خودت جاودانه نگه دار كسی را كه بر پهلوی فاطمه زد و فرزندش سقط شد. در این هنگام ملائكه گفتند: آمین.»
______________________________________
پی نوشت:
1.  ذهبی؛ تذكرة الحفاظ؛ ج 4، ص 1505؛ رقم24
2. جوینی؛ فرائدالسمطین؛ ج 2؛ ص 35؛ حدیث 371
منبع: جهان
مطالب مرتبط
 
شعر زیبایی از احمد بابایی در وصف حضرت زهرا (س) منتشر می شود.
درسایه ی طوبی اگر عرش، ایستاده ست
یاس و بِه و سیب بهشتی، بار داده ست

با سجده ی زهرا عبادت،جان گرفته
حق، با بتول از انبیا پیمان گرفته

با «هَل اَتی» درهای «بارِ عام» باز است
زهرا که باشد سفره ی ایتام باز است

از نسلِ سلمانیم و یاد اهل بیتیم
ما هم غلامِ خانه زاد اهل بیتیم

هم سایه توحید بود و روح عصمت
هم کارِ خانه با کنیزش قسمت

از عهده ی مدحش دلِ ما بر نیامد!
«زهرا شدن» از غیرِ زهرا بر نیامد…

گرچه ز کارِ خانه، دستش پینه دارد
او مادری بر یازده آئینه دارد

با خون نموده نخلِ دین را آبیاری
او مادرِ نسلِ شهیدان است… آری!

نجمِ شفاعت بود عرشِ مهر و مَه را
پس دومین رکنِ ولایت بود «زهرا»

هفتاد و دو آئینه در دستان زهراست
آری… شهادت، سفره ی احسانِ زهراست

بدمستی آئینه ها، خوشنامی ماست
یک جلوه اش «بیداریِ اسلامی» ماست

بر غیرِ زهرا از ازل گفتیم تا «نه»
ترس از «خدا» داریم و ترس از «کدخدا» ، نه!

در ظلمتی که بارِ اهلِ مکّه، کج بود
منصوره ای آمد که حجّت بر حُجَج بود

بطنِ تکاثر، گور دخترهاست انگار
حق، در ظهورش کوثری می خواست انگار!

محتاج، از انفاق او با تاج می رفت
از دامنِ زن، مرد تا معراج می رفت

گرچه فلَک، در محضر او قدِّ خَم داشت
«حوریه» ، پایش از عبادت ها ورم داشت

آنسان که حیدر در کفَش تیغِ دو دَم داشت،
زهرا هم از «عفّت» ، سلاحی محترم داشت

«چشم خدا» بی فاطمه، آئینه، کم داشت
با این همه… ای کاش زهرا هم «حرم» داشت…

ما لال بودیم… او تبِ فریادمان داد
رسم حمایت از ولی را یادمان داد

حالا که صدها سال زان دوران، گذشته ست
عطر خدا در عصرِ ما آکنده گشته است

این سرزمین، آوازه از «روح خدا» یافت
ایران به هر شهری هزاران کربلا یافت

بر سفره ی حُسن تو مهمانیم، مادر!
سرزنده مانند شهیدانیم، مادر!

با پینه های دست، یار اهل بیتیم
ما کارگرهای دیار اهل بیتیم

آهی که داریم از غمِ قتلش، حماسی ست
زیرا سپاهِ اشکِ زهرا هم سیاسی ست

فرزند زهرا گفت: در صدر است ایران!
«شِعب ابی طالب»…نه! در بدر است ایران!

وقتی پسندیدیم راه کربلا را
از جنگ و از تحریم باکی نیست ما را

حیدر، اگر یکّه سوارِ یکّه تاز است
زهرا که باشد، از سِپر هم بی نیاز است!

بغضِ گلو بر چادرِ زهرا، گِره شد
زهرا به خاک افتاد و حیدر، بی زِره شد

اندوه حیدر تا قیامت رفتنی نیست
«گفتن ندارد!» داغ زهرا گفتنی نیست

احمد بابایی
اى پسر ابوطالب! همانند جنین در شکم مادر پرده‏‌نشین شده، و در خانه اتهام به زمین نشسته‌‏اى، شاه‏پرهاى شاهین را شکسته، و حال آنکه پرهاى کوچک هم در پرواز به تو خیانت خواهد کرد.
مشرق- حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه فدکیه را خواند و سپس رو به سوى قبر پیامبر کرد و فرمود: بعد از تو خبرها و مسائلى پیش آمد، که اگر بودى آنچنان بزرگ جلوه نمى‌‏کرد.... هر خاندانى که نزد خدا منزلت و مقامى داشت، نزد بیگانگان نیز محترم بود، غیر از ما. مردانى چند از امت تو همین که رفتى، و پرده خاک میان ما و تو حائل شد، اسرار سینه‏‌ها را آشکار کردند.

آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام به خانه بازگشت و حضرت على علیه‏‌السلام در انتظار او به سر برده و منتظر طلوع آفتاب جمالش بود، وقتى در خانه آرام گرفت به حضرت على علیه‌‏السلام فرمود:

اى پسر ابوطالب! همانند جنین در شکم مادر، پرده‏‌نشین شده و در خانه اتهام به زمین نشسته‌‏اى، شاه‏پرهاى شاهین را شکسته، و حال آنکه پرهاى کوچک هم در پرواز به تو خیانت خواهد کرد.
این....است که هدیه پدرم و مایه زندگى دو پسرم را از من گرفته، با کمال وضوح با من دشمنى کرد، و من او را در سخن گفتن با خود بسیار لجوج و کینه‏‌توز دیدم، تا آنکه انصار حمایتشان را از من باز داشته، و مهاجران یاریشان را از من دریغ نمودند، و مردم از یاریم چشم‏‌پوشى کردند، نه مدافعى دارم و نه کسى که مانع از کردار آنان گردد، در حالى که خشمم را فروبرده بودم از خانه خارج شدم و بدون نتیجه بازگشتم.
آنروز که شمشیرت را بر زمین نهادى همان روز خویشتن را خانه‌‏نشین نمودى، تو شیرمردى بودى که گرگان را مى‏‌کشتى، و امروز بر روى زمین آرمیده‏‌اى
.....


متن حدیث:

ثم عطفت على قبر النبیّ صلى اللَّه علیه و آله، و قالت:
قَدْ کانَ بَعْدَکَ اَنْباءٌ وَهَنْبَثَةٌ - لَوْ کُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَکْثِرِ الْخُطَبُ اِنَّا فَقَدْ ناکَ فَقْدَ الْاَرْضِ وابِلَها - وَ اخْتَلَّ قَوْمُکَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ وَ کُلُّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبی وَ مَنْزِلَةٌ - عِنْدَ الْاِلهِ عَلَی الْاَدْنَیْنِ مُقْتَرِبُ اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ - لمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ التُّرَبُ تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا - لَمَّا فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْاِرْثِ مُغْتَصَبُ وَ کُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ- عَلَیْکَ تُنْزِلُ مِنْ ذِى‏الْعِزَّةِ الْکُتُبُ وَ کانَ جِبْریلُ بِالْایاتِ یُؤْنِسُنا- فَقَدْ فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْخَیْرِ مُحْتَجَبُ فَلَیْتَ قَبْلَکَ کانَ الْمَوْتُ صادِفُنا- لَمَّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ الْکُتُبُ
ثم انکفأت علیهاالسلام و امیرالمؤمنین علیه‏السلام یتوقّع رجوعها الیه و یتطلّع طلوعها علیه، فلمّا استقرّت بها الدار، قالت لامیرالمؤمنین علیهماالسلام:
یَابْنَ اَبی‏طالِبٍ! اِشْتَمَلْتَ شِمْلَةَ الْجَنینِ، وَ قَعَدْتَ حُجْرَةَ الظَّنینِ، نَقَضْتَ قادِمَةَ الْاَجْدَلِ، فَخانَکَ ریشُ الْاَعْزَلِ.
هذا اِبْنُ اَبی‏قُحافَةَ یَبْتَزُّنی نِحْلَةَ اَبی وَ بُلْغَةَ ابْنَىَّ! لَقَدْ اَجْهَرَ فی خِصامی وَ اَلْفَیْتُهُ اَلَدَّ فی کَلامی حَتَّى حَبَسَتْنی قیلَةُ نَصْرَها وَ الْمُهاجِرَةُ وَصْلَها، وَ غَضَّتِ الْجَماعَةُ دُونی طَرْفَها، فَلا دافِعَ وَ لا مانِعَ، خَرَجْتُ کاظِمَةً، وَ عُدْتُ راغِمَةً.
اَضْرَعْتَ خَدَّکَ یَوْمَ اَضَعْتَ حَدَّکَ، اِفْتَرَسْتَ الذِّئابَ وَ افْتَرَشت التُّرابَ، ما کَفَفْتَ قائِلاً وَ لا اَغْنَیْتَ باطلاً وَ لا خِیارَ لی، لَیْتَنی مِتُّ قَبْلَ هَنیئَتی وَ دُونَ ذَلَّتی، عَذیرِىَ اللَّهُ مِنْکَ عادِیاً وَ مِنْکَ حامِیاً.


« احتجاج،ج1، ص253- شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید،ج 16، صِ263»
 
 

موضوعات مرتبط: مقالات
[ پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 13:39 ] [ گروه دین وزندگی ]
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند: به زودي زمانی بر امت من می‌آید كه پنج چيز را دوست بدارند و پنج چيز را فراموش كنند.
مشرق- رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند:

به زودي زمانی بر امت من می‌آید كه پنج چيز را دوست بدارند و پنج چيز را فراموش كنند.

-دنيا را دوست می‌دارند و آخرت را از یاد می‌برند.

-ثروت را دوست می‌دارند ولي حساب را فراموش مي‌كنند.

-زنان را دوست می‌دارند ولي حور العين را از یاد می‌برند.

-قصرها و کاخ‎ها را دوست می‌دارند ولي قبرها را فراموش می‌کنند.

-جان خود را دوست می‌دارند و پروردگار را از یاد می‌برند.

 آنان از من بيزارند و من هم از آنها بيزار هستم.

متن حدیث:

قال رسول الله صلي الله عليه و اله:
سـَيـَأتي زَمانٌ عليَ اُمتـّي يـُحـِّبونَ خمساً و يـَنـْسـَونَ خـَمـْساً.

- يـُحـِبـُّون الدنيا و يـَنـسـَونَ الـْاخرة.

- وَ يـُحـِّبــُونَ الـْمالَ و يـَنـْسـَونَ الــْحـِسابَ.

- و يـُحـِّبـُونَ النــِّساءَ و يـَنـْسـَونَ الـْحـَوْر.

- و َ يـُحـِّبونَ الـْقـُصـوُرَ و يـََنـْسـَوْنَ الـْقـُبـُور.

- وَ يـُحــِّبـونَ الــّنـْفسَ وَ يــَنــْســَونَ الــّربَ.

اولئكَ بـَريــئونَ منـّي و انا بـَريئٌ مــِنـْهـُمْ.



«کلمة‌الرسول‌الاعظم، صفحه 133 - الاثناعشریه، صفحه202»
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:52 ] [ گروه دین وزندگی ]
تاکنون قدیمی‌‌ترین نسخه قرآن موجود مطابق با قرآن فعلی مربوط به قرن دوم هجری بود. اما تحقیقات یک موسسه آلمانی از جدید قرآن کشف شده نشان می دهد که این کتاب مقدس از قرن اول هجری تا امروز تحریف نشده است.
 به گزارش مشرق، چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه کارشناسان پی برده‌اند قرآنی که در کتابخانه دانشگاه توبینگن آلمان نگهداری می‌شود، بسیار قدیمی و به احتمال قوی، قدیمی‌ترین قرآن موجود است. بر اساس پژوهش های صورت گرفته روی این نسخه قدیمی توسط موسسات غربی، علاوه بر دلایل عقلی و نقلی در زمینه مصونیت قرآن از تحریف، علوم طبیعی و تجربی نیز بر تحقق وعده الهی در حفظ آیات نورانی قرآن شهادت می‌دهد.

تاکنون، قدیمی‌‌ترین نسخه قرآن موجود مطابق با قرآن فعلی یعنی قرآن سمرقند، مربوط به قرن دوم هجری بود. نسخه ای که اکنون در آلمان کشف شده مربوط به نیمه اول قرن اول هجری است و با توجه به این موضوع، توسط صحابه به صورت بلافصل نوشته شده است و تطبیق آن با نسخه فعلی قرآن به جهانیان نشان می‌‌دهد که مطابق با آیات و روایات اسلامی این کتاب مقدس از آن زمان تحریف نشده است.

کارشناسان پس از مطالعه سه برگ از این قرآنی قدیمی به این نتیجه رسیده‌اند که تاریخ نگارش آن به قرن هفتم میلادی یا سرآغاز اسلام برمی‌گردد. قرآن یادشده از ۱۵۰ سال پیش در خزانه کتابخانه دانشگاه توبینگن نگه‌داری می‌شود، اما تاکنون کسی به قدمت و اهمیت آن پی نبرده بود. نسخه‌شناسان با استفاده از تکنیک‌های تازه دریافته‌اند که قرآن مزبور به احتمال بالای ۹۵ درصد، در سال‌های ۶۴۹ تا ۶۷۵ میلادی تحریر شده است، یعنی تنها ۲۰ تا ۴۰ سال پس از وفات حضرت محمد صلی الله علیه و آله. بدین ترتیب این قرآن احتمالا قدیمی‌ترین متن موجود از قرآن کریم است. متن، روی پوستی محکم و مرغوب نوشته شده که توانسته صدها سال دوام بیاورد. دست‌نوشته قسمت پیوسته و بزرگی از کتاب مقدس مسلمانان را در بر دارد: از آیه ۳۷ سوره هفدهم تا آیه ۵۷ سوره سی و ششم.

تحقیقی گسترده و پیشرفته

پروژه کورانیکا (Coranica) در دانشگاه توبینگن، مسئولیت ارزش‌یابی قرآن یادشده و چندین متن دیگر قدیمی را به عهده دارد. در این تحقیقات کارشناسان می‌کوشند در کنار واکاوی و تحلیل شیوه‌ خط و نگارش، با وارسی جنس دست‌نوشته، قدمت آن را هرچه دقیق‌تر مشخص کنند. انستیتوی مطالعات اشعه‌ای دانشگاه زوریخ با استفاده از روش تشعشعات کربنیک که در تعیین قدمت آثار باستانی به کار می‌رود، در ارزیابی قرآن یادشده نقش مهمی ایفا کرد. عناصر کربنیک با گذشت زمان در مواد آلی به میزان بسیار اندکی ایزوتوپ‌های حاوی رادیواکتیو باقی می‌گذارند و با بررسی این مواد می‌توان قدمت و عمر اشیاء را با دقتی بالا تعیین کرد.

به گفته دانشگاه توبینگن، نمونه‌ای از این قرآن قدیمی در پاییز آینده در نمایشگاهی در شهر انتورپ در هلند به تماشا گذاشته می‌شود. قرآن یادشده در سال ۱۸۶۴ در خاورمیانه خریداری و به آلمان منتقل شد و از آن موقع در مخزن کتاب‌های خطی کتابخانه توبینگن نگهداری می‌شود. نسخه‌های قرآن‌ دست‌نویس کتابخانه دانشگاه توبینگن هم در خزانه کتاب‌های عتیقه و برخی از آن‌ها همچنین به طور دیجیتال در اینترنت در اختیار پژوهشگران قرار دارند.

با توجه به کوفی بودن خط این قرآن، زمان نگارش آن و مرغوبیت پوست مکتوبه این احتمال داده شده که چه بسا این قرآن به قلم مبارک حضرت علی علیه السلام باشد چرا که ایشان از معدود افرادی بوده که حافظ کل قرآن بوده و در عین حال قدرت کتابت نیز داشته اند. نوع پوست این قرآن هم به گونه ای ایست که ظاهرا از سوی تشکیلات حکومتی نوشته شده و با توجه به زمان کتابت که منطبق با دوران حکومت حضرت علی می باشد، این احتمال تقویت شده است.

گفتگوی حضوری پژوهشگران ایرانی و آلمانی

حجت الاسلام سید حمید حسینی، محقق حوزوی، در این خصوص در وبلاگ خود می نویسد: «چندی پیش خبر کشف قدیمی‌ترین نسخه قرآن کریم در دانشگاه توبینگن کشور آلمان توجهم را جلب کرد. چرا که این یافته از جنبه‌های گوناگون دارای اهمیت است و مسائل متعددی از دانش‌هایی چون تاریخ اسلام، کلام و علوم قرآنی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با این حال به دلیل فراوانی اخبار و اطلاعات سست و نادرست در خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی نتوانستم اعتماد چندانی به خبر پیدا کنم و از کنار آن گذشتم. اما اخیراً در صفحه شخصی دوست قدیمی و فاضل ارجمند جناب آقای دکتر مهدی غلامعلی با گزارشی از سفر اخیر ایشان به آلمان مواجه شدم که از دیدار و گفتگو با پژوهشگران این طرح تحقیقاتی حکایت داشت و علاوه بر تأیید اصل خبر، جزئیات و نکات جالب‌تری را نیز در این باره مطرح می‌کرد. پس از آن در گفتگویی حضوری نکات بیشتری را در این باره از ایشان جویا شدم و بر شگفتی‌ام از اهتمام مستشرقان و حسرتم نسبت به کوتاهی مسلمانان درباره قرآن افزوده شد. آن‌گونه که از این گزارش برمی‌آید دولت آلمان با اختصاص بودجه‌ای هنگفت، از پروژه‌ای قرآنی در آکادمی علوم براندنبورگ حمایت می‌کند. این طرح تحقیقاتی کرونیکا نامیده می‌شود و هدف آن بررسی تاریخی نسخه‌ها و متون مرتبط با قرآن و شرح و تفسیر این کتاب مقدس است.

جالب اینجاست که نتایج و مستندات بخشی از این پژوهش‌ها در پایگاه اینترنتی این آکادمی به نشانی www.corpuscoranicum.de ارائه شده و تصویر نسخه‌های کهن مربوط به تک‌تک آیات قرآن و اختلاف قرائات آن را می‌توان در این صفحات مشاهده کرد. یکی از اقداماتی که در ضمن این پروژه انجام شده، بررسی آزمایشگاهی دو نسخه قدیمی از قرآن کریم است که با استفاده از روش‌های کربن‌نگاری تاریخ نگارش نسخه‌های خطی را مشخص می‌کند. این نتایج علمی نشان می‌دهد قدیمی‌ترین نسخه شناخته‌شده قرآن که اندکی پس از ارتحال پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نوشته شده و بخش اعظم آن در کتابخانه دانشگاه توبینگن نگهداری می‌شود، با نسخه موجود و متداول این کتاب آسمانی منطبق است. بر این اساس علاوه بر دلایل عقلی و نقلی در زمینه مصونیت قرآن از تحریف، علوم طبیعی و تجربی نیز بر تحقق وعده الهی در حفظ آیات نورانی قرآن شهادت می‌دهد.»

گزارشی از آکادمی علوم براندنبورگ آلمان

حجت الاسلام دکتر مهدی غلامعلی در شرح سفر خود به آلمان می نویسد: صبح روز دوشنبه سوم آذر نود و سه اساتید دانشگاه قرآن و حدیث ایران با مسئولان و پژوهشگران پروژه کرونیکا در محل آکادمی علوم براندنبورگ دیدار کردند و در دو جلسه علمی با روند کار پژوهشی این پروژه آشنا شدند.

گفتنی است پروژه کرونیکا در چهار بخش به بررسی تاریخی قرآن می پردازد. بخش نخست: بررسی تاریخی نسخه ها؛ بخش دوم: بررسی تاریخی متن به سبک شفاهی (توجه به اختلاف قرائات)؛ بخش سوم: بررسی متون پیرامونی قرآن و گردآوری متون ادبی پیش از قرآن در منطقه حجاز به منظور تایید یا رد نظریه تاثیر پذیری قرآن از سایر متون و بخش چهارم: شرح واژگانی قرآن و تفسیر ساختاری و تحلیل ادبی قرآن برای یک خواننده امروزی غیر مسلمان.

پیش از این خانم آنجیلیکا نویورت ریاست پروژه را عهده دار بود که در حال حاضر به جهت بازنشستگی تنها بخش چهارم را عهده دار است. در جلساتی که اساتید دانشگاه در آن حضور داشتند، ابتدا با پرفسور توبی آس یوخام پژوهشگر بخش اول پروژه کرونیکا و سپس با جناب آقای میشائیل مارکس ریاست فعلی پروژه در فضایی صمیمی، ساده و به دور از تشریفات، گفتگوهای خوبی انجام شد که بخشی از آنها در ادامه می آید:

کربن نگاری شیوه ای جدید در عرصه تاریخ گذاری قرآن

پرفسور توبی آس یوخام در جلسه نخست به شیوه بررسی تاریخی نسخه­ ها پرداخت. وی گفت در این شیوه به جنبه الهیاتی قرآن کاری نداریم و این شیوه بیشتر به فعالیتهای باستان شناسان شبیه است. به عبارت دیگر، بررسی نسخه های خطی قرآن به صورت علوم تجربی و بیشتر فیزیکی بوده و این کار برای اولین بار در عرصه قرآن در حال انجام است. به طور کلی در این شیوه، قدمت یک نسخه قرآن به صورت دقیق و با درصد خطای بیست و پنج سال کشف می شود. به طور نمونه ما دو نسخه خیلی قدیمی از قرآن را برای بررسی در این شیوه آزمایشی انتخاب کردیم. یک نسخه مربوط به شهر صنعا بود که در همان سده اول هجری نگاشته شده است و نسخه دیگر مربوط به دانشگاه توبینگن آلمان است.

ما برای اینکه دریابیم این پوستی که قرآن بر روی آن نگاشته شده مربوط به چه تاریخی است، با جدا کردن سه تکه هرکدام به ابعاد یک سانتی متر مربع از سه برگه متفاوت، آن را به آزمایشگاهی در زوریخ می دهیم و آنها با شیوه کربن نگاری (رادیو کربن) و سوزاندن آن و انجام آزمایشهای متعدد در می­ یابند که قدمت این پوست گوسفند به چه دورانی می رسد. به عبارت دیگر آنها زمان قربانی شدن یک گوسفند را تشخیص می دهند و با توجه به اینکه در گذشته برای نگارش روی پوست، تازگی آن ضرورت داشته، می توان دریافت که نگارش بر روی پوست در همان سال هایی رخ داده که پوست آن دباغی شده است. ما دریافتیم که هر یک برگ پوستی که قرآن بر آن نگارش یافته معمولا از یک گوسفند بوده، بنابراین یک جلد قرآن بسیار هزینه بردار بوده و به پوست های متعددی نیازمند بوده است. البته این بستگی به ابعاد صفحات قرآن دارد؛ نسخه صنعا ۲۵ در ۴۰ بوده و تقریبا هر صفحه اش از یک گوسفند است ولی هر صفحه نسخه توبینگن به ابعاد حدودی ۲۰ در ۱۰ بوده که برای هر سه صفحه از یک پوست گوسفند استفاده شده است.

آقای توبی آس یوخام افزود: «به تازگی بخشی از کار ما رسانه ای شده است و آن خبر این بود که یک نسخه قرآنی در کتابخانه دانشگاه توبینگن آلمان، با همین روش آزمایش و روشن شد که زمان تحریر آن به نخستین سال‌های پیدایش دین اسلام برمی‌گردد. یعنی ما با روش‌های علوم طبیعی برآورد کردیم که این نسخه خطی که روی پوست نوشته شده متعلق به قرن هفتم میلادی است. برای این کار، ما سه نمونه از این قرآن را از صفحات مختلف انتخاب کردیم و به آزمایشگاه کربن شناسی در زوریخ تحویل دادیم. آنها پس از آزمایشهایی دریافتند که این کتاب نوشته، مربوط به حدود سال ۶۳۲ میلادی است. به عبارت دیگر با ضریب احتمال بسیار بالا قرآن ۷۷ صفحه ای توبینگن بین ۲۰ تا ۴۰ سال پس از وفات پیامبر اسلام نگاشته شده است. این در حالی بود که تا کنون گمان می‌رفت که این قرآن در قرن هشتم یا نهم میلادی به رشته تحریر درآمده باشد. خط این نسخه قرآن که در کتابخانه دانشگاه توبینگن موجود است نوعی خط حجازی(نمونه ابتدایی خط کوفی) است که پیش از خط کوفی بوده و یکی از قدیمی‌ترین اشکال خطاطی برای عربی و فاقد نقطه است. آنچه این پروژه در بخش اول دنبال می­ کند بازشناسی قدمت نسخه های خطی است. متاسفانه کتابخانه های جهان با ما همکاری نمی کنند و الا ما حاضریم دیگر نسخه های کهن را بررسی کنیم، هر چند اگر بخواهند همه قرآن های قدیمی موجود در جهان را بررسی کنند این کار هزینه بالایی دارد. به عنوان نمونه برای آزمایش هر نسخه باید چند تکه از آن را برید و برای همیشه آنها از بین می روند. از سوی دیگر بررسی هر یک سانت آن حدودا ششصد یورو هزینه دارد.»
منبع: مهر

موضوعات مرتبط: مقالات
[ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:49 ] [ گروه دین وزندگی ]

دانش آموزان گرامی!       

با توجه به تغییر قابل توجه کتاب درس دین و زندگی 3 در سال 89، امتحان های نهایی دوره های قبلی از بخش آرشیو سایت حذف شده اند. در استفاده از امتحان های نهایی سال 90 به بعد توجه داشته باشید که ممکن است تمام سؤال های موجود با سرفصل های کتاب های درسی سال 91 هم  خوانی نداشته باشد، ولی به جهت حفظ یکپارچگی و کلیّت آزمون، امتحان نهایی به صورت کامل در اختیار شما قرار گرفته است؛ لذا توصیه می شود در مراجعه به نمونه سؤال ها، حتماً کتاب درسی را مبنا قرار دهید.

سال
ماه
دي شهريور خرداد
92    
91
90
89
88
87

 

سال
ماه
دي شهريور خرداد
91
90
89
88
87

نمونه سوالات امتحان های نهایی سال سوم تمامی رشته های نظری

برای دریافت نمونه سوالات هر درس روی آن کلیک کنید.

ردیف

نام درس

رشته

1

دین و زندگی 3

تمام رشته‌ها

2

حسابان

ریاضی

3

زیست ‌شناسی و آزمایشگاه 2

تجربی

4

فلسفه و منطق

انسانی

5

ادبیّات فارسی 3

ریاضی و تجربی

6

ادبیّات فارسی 3

انسانی

7

جبرواحتمال

ریاضی

8

زمین شناسی

تجربی

9

جغرافیا 2

انسانی

10

فیزیک 3

ریاضی

11

فیزیک 3

تجربی

12

تاریخ ایران و جهان 2

انسانی

13

زبان انگلیسی 3

تمام رشته‌ها

14

شیمی و آزمایشگاه 3

ریاضی و تجربی

15

جامعه شناسی 2

انسانی

16

هندسه 2

ریاضی

17

ریاضی 3

تجربی

18

ریاضی

انسانی

19

زبان فارسی 3

ریاضی و تجربی

20

زبان فارسی 3

انسانی

21

عربی 3

ریاضی و تجربی

22

عربی 3

انسانی

23

آرایه‌های ادبی

انسانی

 

 

http://hafezhs.blogfa.com

 


موضوعات مرتبط: دین وزندگی سوم، نمونه سئوالات دین وزندگی سوم، بانك سئوال
[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 20:47 ] [ گروه دین وزندگی ]
دانشمندان و علمای اهل سنت زینب کبری(س) را به عنوان نواده پیامبر اسلام، عزیز و گرامی می‌دارند و با تمام وجود در برابر شخصیت آن حضرت کرنش می‌نمایند و اعتقاد درونی خویش و خضوع و خشوع خود را بر زبان و قلم اظهار می کنند.
 به گزارش مشرق، علماء، دانشمندان و ائمه اهل سنت به خاندان عصمت و طهارت نبی مکرم اسلام(ص) عشق و ارادت دارند و زینب کبری(س) را نیز به عنوان نواده رسول گرامی اسلام عزیز و گرامی می‌دارند و با تمام وجود در برابر شخصیت آن حضرت کرنش می‌نمایند و اعتقاد درونی خویش و خضوع و خشوع خود را بر زبان و قلم اظهار می کنند.

از تاریخ درخشان و سراسر شور آفرین زندگی این بانوی سترگ و قهرمان، بیش از 1350 سال می‌گذرد و طبق پژوهشی که انجام گرفته بیش از یکصد و هفتاد کتاب مستقل"1" و صدها مقاله نوشته شده است. اساس این امر دو مطلب ذیل می تواند باشد:

اول: زینب کبری(س) تربیت یافته بیت رسالت و نبوت و آیینه تمام نمای عفت فاطمی و اصالت محمدی و شجاعت علوی است. او دختر امیرمؤمنان علی(ع) و  رسول خدا(ص) است. رسول گرامی اسلام او را تکریم نموده و بر او ارج نهاده، سخن و کلام او را می شنیده و بر آن تحلیل داشته است.

در روایات آمده: آخرین روزهای عمر پیامبراسلام(ص) که زینب کبری(س) حدود 5 سال داشت خدمت آن حضرت آمد. عرض کرد: «جد بزرگوار دیشب در عالم خواب دیدم که تند باد سیاهی همه جا را فرا گرفت به طوری که همه جا تاریک شد و آن باد تند مرا نیز جابجا نمود. خود را به درخت تنومندی رساندم و پناهنده شدم. فاصله ای نشد که آن درخت نیز از جا کنده شد و بر زمین افتاد. من به یکی از شاخه های قوی آن درخت متمسک شدم که او هم قطع گردید. دوباره شاخه قوی دیگری را گرفتم که آن تند باد او را هم شکست. از خواب بیدار شدم ».

رسول خدا سخنان زینب را شنید و اشکهای مبارکش جاری شد. بعد فرمود: آنچه را در خواب دیده‌ای واقعیتی است که آن را توضیح می‌دهم. سپس فرمود: «آن درخت بزرگی را که بدان تکیه کرده بودی، جد توست و بعد هم شاخه قوی بزرگ مادرت، فاطمه زهرا، است و شاخه بزرگ دیگر پدرت، علی بن ابی طالب است و دو شاخه بعد از آن حسن و حسین می‌باشد. با فقدان من و اینان دنیا را ظلمت و ستم فرا خواهد گرفت (و بعد از شهادت فرزندم حسین) عزا و ماتم و حزن همه را فرا خواهد گرفت.»

تحلیل پیامبر خدا(ص) بر رؤیای زینب کبری(س) نواده خویش و متاثر گشتن به هنگام استماع سخنان دختری پنج ساله چیزی جز عزت نهادن و گرامی داشتن آن کریمه نخواهد بود.

دوم: شخصیت ذاتی حضرت زینب کبری(س) از بدو تولد تا لحظه رحلت عامل دیگری بوده که زندگی سراسر افتخار این بانو را از دیگر بانوان جدا ساخته است و در همه فراز و نشیبها فطرت خداشناسی و اوصاف رحمانی در وجودش تبلور یافته است و از این رو در صبر و مقاومت، پاکدامنی و عفاف، پشتکار و ایمان، زهد و پارسایی و ... زبانزد خاص و عام گردیده است.

اینک از باب ذکر نمونه سخنان بعضی از شخصیتهای اهل قلم جامعه اهل سنت را می آوریم:

الف) جلال الدین سیوطی در رساله «زینبیه » خویش می نویسد: «زینب در زمان جدش رسول خدا پا به عرصه جهان گشود و در دامن وی پرورش یافت. او هوشمندی توانا و دوراندیش و دارای قلبی پرقوت و پرصلابت بود». سپس می افزاید: «حسن بن علی هشت سال قبل از رحلت پیامبر خدا و حسین بن علی هفت سال قبل از آن و زینب کبری نیز پنج سال قبل از رحلت آن بزرگوار به دنیا آمده اند، پس زینب پنج سال از عمر خویش را در کنار پیامبر خدا گذرانده و تربیت یافته است ».

زینب، دختـر علـی بن ابـی طالـب، از جـملـه زنان بـا فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حـسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبه‌ای غراء خواند.

ب) شیخ عزالدین معروف به ابن اثیر جزری می نویسد: «زینب دختر علی بن ابی طالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا بود. او در زمان پیامبر خدا به دنیا آمد و مقداری از زندگی آن حضرت را درک نمود. زینب تنها خانم متفکر و دانشمندی بود که از قوت فکر بالایی برخوردار بود. پدرش وی را به ازدواج عبدالله بن جعفر درآورد. خداوند به وی فرزندانی عنایت کرد که نام آنان علی، عون اکبر، عباس، محمد و ام کلثوم بوده است. او در واقعه کربلا همراه برادرش حسین بن علی بود. بعد از شهادتش به همراه قافله روانه شام گشت و در برابر یزید بن معاویه خطبه‌ای شیوا و پرمعنی ایراد کرد که در کتابهای تاریخی ذکر شده. ایراد آن خطبه درایت و عقل و اندیشه و قدرت بالای قلبی وی را می‌رساند.»2

ج) استاد محمد فرید وجدی: «زینب، دختر علی بن ابی طالب، از جمله زنان با فضیلت و بزرگواری است که دوراندیشی و فکر با عظمتی داشت. او همراه برادرش حسین بن علی در واقعه کربلا حضور داشت به امر یزید بن معاویه آن خانم را به همراه دیگر اسراء به شام و شهرهای مختلف بردند که در شام زینب کبری در برابر یزید خطبه‌ای غراء خواند.»3

د) محمد غالب شافعی مصری: او که از نویسندگان مقتدر مصری است در مجله «الاسلام » سال اول شماره 27 علاقه و عشق خود را به زینب چنین می نگارد: «یکی از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهره که دارای روحی بزرگ و مقام تقوی و آیینه سر تا پا نمای رسالت و ولایت بوده، حضرت سیده زینب دختر علی بن ابی طالب می‌باشد که به نحو کامل او را تربیت کرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. به حدی که در فصاحت و بلاغت یکی از آیات بزرگ الهی گردید و در حلم و کرم و بینایی و بصیرت و تدبیر کارها در میان خاندان بنی هاشم و بلکه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را جمع کرده بود. شبها در حال عبادت و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزگاری معروف بود.»4

پی نوشت ها:
1- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ج 2، ص 636-637
2- زینب الکبری، علامه جعفر نقدی، ص 19 - 18.
3- اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، ج 7، شماره 6961
4- دائرة معارف القرن العشرین، ج 4، ص 796 - 795
منبع: تسنیم
 
 
رئیس فرهنگستان هنر به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب(س) اشعار جدیدی سروده است.
 به گزارش مشرق، محمدعلی معلم‌دامغانی رييس فرهنگستان هنر به مناسبت ميلاد فرخنده حضرت زینب (س) بانوی گرامی اسلام، اشعاری سروده است. متن این اشعار در ادامه می آید:

شعر علی معلم در وصف حضرت زینب(س)

گلبانگ سحر بود که یاران پی گلگشت
از خویش برون آمده راندند که زین دشت

خود را برهانید و به جایی برسانید
بسیار ممانید که کس پُر نزد این خشت

کِشت تو دگر گشت و به سَر گشت تو را عمر
تا چند در این غم که دگر بار دگر گشت

صد بار دگر گردد و صد بار دگر هم
زین غم نبری صرفه که ای یار مگر دشت

خوان من درویش غریب است که صد رنگ
نان در وی و گه خالی و گه پُر چو دو و هشت

دو در همه یا نیمه هشت این پر خالی
حالی بنگر قرص خور آنجاست در آن طشت

آن طشت گر از بام فلک افتد دانی
کز چیست که لت خورد به مام اندر و برگشت

تو لت خوری و من خورم این لت که محالست
انگور که ماند به رَز از دولت چرخشت

بر چمبر مرگ ای رسنت راست گذار است
باور کن و بگذر که عناد است سَر و خشت

ای بس که سپیدار شود بید از این باد
شَه سرو شکسته است که بر طرف کُلَه هشت

گر زانکه سپیدار و اگر سرو شکسته است
آن فرصت دل جوش به سرگشت و دگر گشت

******

از خویش برون آمده راندند کزین دشت
گلبانگ سحر به که برانیم به گلگشت

سیر گل و گلشن به بهاریست خوش و کش
کم گیر به غم رفت اگر هفت و اگر هشت

ابر است و گل و نم نم باران بهاریست
ای دوست برون‌آ ز رواق اندر از هشت

گلچین چو پی چیدن گل تیغ برآورد
در صحن چمن قائله یا زیباست یا زشت

زیباست مر آنرا که به سَر بیند زیبا
زشت است مر آنرا که به سِر باشد انگِشت

فرمود ندیدم به جز از زیبا زینب
زیبا نهلد پنبه شود نخ را چون رشت

ای جان به فدای نظرت جان نه جان‌ها
زیباست مه زرد خزان خون در کشت

تا سبز شود کشت مروت وآن شاه
گلبانگ سحر عزم کند زی گلکشت

قسم به عزت اجدات ای امام زمان
سحر بر اسب شهادت چو خور برای از غیب

که صد هزار گل و لاله هر سحر در باغ
به شوق روی تو در باد می دراند جیب

منبع: پارس‌نیوز
 

موضوعات مرتبط: مقالات
[ سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 20:41 ] [ گروه دین وزندگی ]

 جزوه دین وزندگی سال چهارم ، درس 8 و 9 

کاری از جناب زاهد نجفی

 

 

زاهد نجفی – مدرس دین و زندگی

09115214192


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 664 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

جزوه دین وزندگی ، درس 5 سال سوم و درس 6 سال چهارم

کاری از جناب زاهد نجفی

 

زاهد نجفی – مدرس دین و زندگی

09115214192


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 1.09 مگابایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

جزوه خلاصه دین و زندگی 3‎

کاری از جناب سعید شهریار

 


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 779 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

 خلاصه معارف پیش دانشگاهی (دین وزندگی 4)

کاری از جناب بهنام کامجو

 

 

اینجانب دبیر درس دین وزندگی وفلسفه ومنطق هستم که درس دین وزندگی 3 ونیز سوالات نهایی به صورت درس به درس و….جمع آوری کرده ام
آدرس سایت: maarefjahrom.ir


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 493 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

جزوه آموزشی جامع دین و زندگی 3

کاری از جناب رضا جهانی

 

جزوه حاضر مجموعه ای جامع است که تمامی مطالب دین وزندگی سال سوم دبیرستان در برمی گیرد که می تواند منبع مناسبی برای دانش آموزان سال سوم متوسطه و داوطلبان آزمون سراسری قرار گیرد.
مجموعه مطالبی را که این جزوه را تشکیل می دهند عبارتند از : تفسیر و پیام آیات،نمونه سوالات طبقه بندی درسی و نهایی و گنجیه نکات شب کنکوری دین و زندگی سال سوم + نقد وبررسی کتاب درسی سال سوم

 

رضا جهانی
مدرس دین وزندگی کنکور سراسری
شماره تماس : 09103936488


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 1.43 مگابایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

پیام آیات دین وزندگی سال چهارم دبیرستان
مطابق با کتاب درسی چاپ 1393

کاری از جناب رضا جهانی

 

 

 

 


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 718 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

تفسیر آیات دین وزندگی 2‎ 

کاری از جناب رضا جهانی

تفسیر آیات دین وزندگی 2  براساس تفسیر نور حجه السلام قرائتی

 

دروس 9 تا 11 اضافه شد

 

 

پسورد فایل فشرده : www.konkur.in


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

پاسخ اندیشه و تحقیق دین و زندگی سوم دبیرستان

کاری از جناب محمد صدری دهاقانی

 

محمد صدری دهاقانی از استان اصفهان
دانش آموز سوم تجربی


اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 750 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

 

مجموعه ویدیو های آموزش دین و زندگی کنکور

کاری از علیرضا یوسفیانپور و توحید خالدیان

 

دروس هدایت و معادشناسی و هدفمندی درس دینی افزوده شد ( 5 دی 92 )

 

 

 

 

قسمت پنجم : مبحث هدفمندی دین و زندگی یوسفیانپور ( 5 دی 92 )

حجم : 11.09 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

قسمت چهارم : مبحث هدایت ( 5 دی 92 )

حجم : 7.29 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

قسمت سوم : معادشناسی ( 5 دی 92 )

حجم : 9.64 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

قسمت دوم : توحید شناسی

حجم : 8.77 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

قسمت اول : قضا و قدر

حجم : 17.99 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

سؤالات دین و زندگی کنکور 5 گروه آزمایشی سراسری سال 91‎ با فرمت ورد

کاری از جناب قاسم مندوانی ( عبادی )

 

 

 

 

نام فایل : سؤالات دین و زندگی کنکور 5 گروه آزمایشی سراسری سال 91‎

حجم : 135 کیلوبایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

با تشکر از جناب قاسم مندوانی ( عبادی )
شماره تماس : 09166344828
پیام: دبیر معارف اسلامی و فلسفه و منطق شهرستان شادگان و سرگروه معارف اسلامی و فلسفه و منطق این شهرستان می بتشم .


جزوات دین و زندگی مخصوص کنکوری های سال 93

کاری از جناب محمد حسین یمینی نیا

 

بررسی خط مشی دروس دینی برای مرور سریع و یاد آوری 100 %  افزوده شد ( 16 مهر 92 ) 

 

 

بررسی جزءبه جزء روایات و احادیث و تطابق آنها با متن و آیات به صورت کاملا تستی و کلید واژه ای
بررسی نکات و کلید واژه های هر درس و نکات مربوط به پایه های مختلف
بررسی نکات ماهرانه برای تست زنی برای هر درس در بخش روایات

روش تست زنی و نحوه نگرش به یک تست دین و زندگی در هنگام مواجه شدن با آن بررسی ساده وراه های شناسایی کلید واژها در یک تست

 

 

 

 

 

بررسی خط مشی دروس دین و زندگی برای مرور سریع و یاد آوری 100 % ( 16 مهر 92 )

حجم : 593 کیلوبایت

دانلود : لینک مستقیم ‍

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

بررسی 10 تست از کنکورسالهای اخیر برای کاربردی کردن نکات جزوه (16 شهریور 92)

حجم : 1.02 مگابایت

دانلود : لینک مستقیم ‍| پرشین گیگ  

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

نام فایل : درس 2 و 3 دینی سال چهارم دبیرستان – مراتب توحید( 31 مرداد 92 )

حجم : 593 کیلوبایت

دانلود : لینک مستقیم ‍| پرشین گیگ  

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

نام فایل : بررسی دقیق روایات 3 درس اول دینی سال دوم دبیرستان( 9 مرداد 92 )

حجم : 485 کیلوبایت

دانلود : لینک مستقیم ‍| پرشین گیگ  

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

نام فایل :بررسی نکات درسی 2 درس اول دینی سال دوم دبیرستان ( 2 مرداد 92 )

حجم : 533 کیلوبایت

دانلود : لینک مستقیم ‍| پرشین گیگ  

رمز فایل : www.konkur.in 

منبع : سایت کنکور

 

 

با تشکر از جناب محمد حسین یمینی نیا برای ارسال این مطلب به سایت کنکور
شماره تماس : 09356078280 


 روش مطالعه درس دین وزندگی کنکور و دبیرستان

به همراه 13نکته کلیدی درباره ی روش مطالعه دین و زندگی

کاری از جناب رضا جهانی

 

 

 

کنکوری های عزیز، تمامی نکات را با توجه به تجربیات خودم نوشته ام. امیدوارم برایتان مفید باشد.

1) اولین و مهمترین نکته: با نام خدا شروع و با عشق بخوانید. هر اتفاق یا خاطره بدی که از کلاس درس یا امتحان ویا معلمتان دارید را فراموش کنید و فکر کنید برای اولین بار است که این کتاب را میخوانید.

2) همه ی کتاب ( عناوین، سرتیترها، پرسش ها، احادیث و روایات … همه و همه …) براساس آیات ابتدا یا داخل درس است. پس مبنا و اصل یادگیری خود را بر روی آیات قرار دهید. 

3) هر تیتر، پرسش یا حدیثی که درون درس است مطمئنا نتیجه ی از نکات آیات یا مفاهیم آن است. پس حتما نکات آیات را به دقت پیداکنید (بهتر است با معلم خود این کار را انجام دهید) و ارتباط هرآیه را باعنوان و هر پاراگراف پیدا و درک کنید.

4) حتما آیات را حفظ کنید. اما قبل از حفظ آیه و مطالب، سعی کنید به مفهوم آن پی ببرید.

5) نکات را از هرکتاب کمک درسی که دارید جمع آوری کنید. نیازی به خرید ده ها کتاب کمک درسی مختلف برای دین و زندگی نیست، بهتر است کتابی که معلمتان پیشنهاد کرده است را خریده و بقیه کتاب ها را از دوست خود یا کتابخانه محله تان گرفته و نکات را کامل کنید.

6) سعی کنید همه نکات مربوط به هر قسمت را درون همان صفحه (بالا ویا پایین آن) نوشته و یا در قسمتی درون همان درس بنویسید.

7) بهتر است تست های کنکور سالهای اخیر(88-89-90-91-92-93)را دست نخورده بگذارید و نکات تست های سالهای قبل تر را که مربوط به آن درس است به صورت نکته درون کتابتان بنویسید.

8) هرگز دفتر و یا دفترچه نکات، جدا از کتاب دین و زندگی نباشد. کتاب دین و زندگی را حتما حتما حتما از روی خود کتاب خوانده و نکات را نیز درون کتاب نوشته شود.

9) توصیه میکنم دین و زندگی را به شیوه ی تدریس مفهومی استاد کریمی (در سی دی های گزینه2میتوانید تدریس ایشان را ببینید) خوانده و مفهوم را درک کنید.
10) کتاب های دوم و سوم وچهارم دبیرستان را به صورت ادامه دار بخوانید یعنی مطمئن باشید که هیچ کدام از یکدیگر جدا نیستند و در صورت سوال های سخت، تلفیقی از مطالب دو یا هرسه ی کتاب را می بینید.

11) در اوایل شروع مطالعه برای کنکور فقط تست های مبحثی بزنید و هیچگاه از مجموعه ی 3درس بیشتر نزنید؛ سعی کنید تا اوایل بهمن تمامی مباحث و دروس را به صورت مبحثی و درسی، جدا جدا، تست بزنید. پس حتما در برنامه ریزیتان از 3جلسه 5/1ساعته (5/4ساعت درهفته) کمتر وقت نگذارید؛ و هیچگاه1جلسه در هفته نخوانید. هر چه برنامتان خردتر باشد میزان بازدهی بالاتر خواهد بود.

12) و برنامه کلی اینکه بهتر است دین و زندگی سال دوم را در3ماه اول (مهر،آبان،آذر) و دین و زندگی سال سوم را در3ماه دوم (دی،بهمن،اسفند) و ترم اول سال چهارم را با برنامه مدرسه تا امتحانات ترم اول و ترم دوم سال چهارم را نیز با برنامه مدرسه تا امتحانات ترم دوم تمام کنید. هیچگاه زودتر از بهمن و یا دیرتر از فروردین خواندن یک دور کامل دین و زندگی را تمام نکنید!!! هرچه زودتر تمام کنید، مطمئنا کمتر به سراغش می روید و هرچه دیرتر تمام کنید، وقت برای مرورتان کاهش می یابد. پس سعی کنید اصل برنامه ریزیتان بر این اساس باشد که تا پایان اسفند ماه خواندن دروس را تمام کنید و دردوران طلایی نوروز و بعد از آن، مرور و تست زنی کنکوری داشته باشید.

13) و توصیه اصلی ام: هیچوقت ناامید نشوید وهمیشه با انرژی مثبت و امید به فرداهای روشن مطالعه نمائید و به این ایمان داشته باشید؛ هیچ زحمتی بی پاداش نمی ماند!!!

با آرزوی موفقیت همه ی شما عزیزان کنکوری

رضا جهانی،مدرس دین وزندگی کنکور

09103936488



اگر این مطلب برای شما مفید بود با کلیک بر روی +1 به این مطلب امتیاز دهید  


حجم فایل : 567 کیلوبایت
پسورد فایل فشرده : www.konkur.in
تذکر مهم : هرگونه استفاده مادی از مطالب سایت کنکور ، شرعاً و قانوناً حرام بوده و سایت کنکور هیچگونه رضایتی در این مورد ندارد. تنها راه استفاده از جزوات سایت کنکور نشر به صورت رایگان،بدون تغییر در محتوای فایل و با ذکر منبع لینکدار می باشد

روش مطالعه درس دین و زندگی + منابع پیشنهادی

کاری از جناب محمد کاظم میدانی

 

 
 
به نام خدا 

مهم ترین نکته در 25 سوال دینی کنکور شیوه ی طرح سوالات از اون هست ! و دخیل بودن نظر طراح در سوالات ! سوالات تقریبا با بودجه ی مشابهی از سه سال طرح میشن ولی به دلیل مطالب موجود در هر درس سوالات سخت و آسون پیش میان!  شاید در یک نگاه اولیه درس 8 پیش که مربوط به معیارهای تمدن اسلامی هست و دارای چندین صفحه مطلب صرفا حفظی است و آیات زیادی دارد سخت تر از درس 2 سال دوم که در مورد نظم در خلقت و هدف آفرینش هست و به گونه ای همه از قبل با اون آشنا هستند و تشکیل شده از چند تا آیه ی کوچک و متن درس کم و نه چندان حفظی به نظر بیاد ، اما پس از مطالعه ی درس ها و زدن تست های کنکور متوجه خواهید شد که سوالات درس 8 پیش کاملا جواب یکتا و مشخصی دارند ولی اغلب سوالاتی که از درس 2 دوم طرح میشن سوالاتی با ظاهر کلمات دشوار هستند که جواب به اون ها نیاز به استنباط زیاد داره اون هم نه هر استنباطی ! بلکه استنباطی به شیوه ی تفکر طراح سوال !

این شیوه ی طرح سوالات موجب میشه که درصد دینی افراد چندان متناسب با میزان مطالعه و تلاششون نباشه !  به طور مثال یکی از دوستانم در آزمون های آزمایشی درصدهای 100 ونزدیک به اون داشت و به قول خودش کتاب رو خورده بود ! اما در کنکور به درصد 78 رسید و یکی دیگه از دوستام فقط با کلیت درس ها آشنا بوده و روز قبل از کنکور تست های دینی کنکور های اخیر را زده و او هم به درصد 78 رسید ! این درصد برای نفر اول بسیار بد بود و برای نفر دوم یه درصد رویایی !  

اما این حرف ها دلیل بر نخواندن و کم کاری تو درس دینی نیست و این مثال هم همواره درست نیست و خیلی کم اتفاق میفته ! چه معلوم شاید سوالات کنکور شما خیلی هم استاندارد بود ! در ضمن دینی به خاطر ماهیت حفظی بودنش رسیدن به درصد بالایی که به اون مطمئن باشین تنها با تلاش ممکن میشه ! در همین مثال نفر اول شاید پایین ترین درصدی که براش ممکن بود همین درصد بود و ممکن بود 100 بزند ! اما نفر دوم بالاترین درصدی که براش ممکن بود همین درصد بود و ممکن بود زیر 50 بزند ! 

در مورد نحوه ی خوندن دینی ، به دلیل حفظی بودنش نکته ی خاصی نمیشه گفت اما یه سری راهکار برای بهتر حفظ کردن و فهمیدن وجود داره….فرض کنید میخواهید درس 7 دینی 3 رو بخونید ( همین جوری گفتم !) برای اولین بار که با اون مواجه میشید اگه مطالب کلی درس رو نمیدونید یک بار به صورت روزنامه ای بخونید تا با مفاهیم و عنوان هاش آشنا بشین . برای بار دوم این دفعه باید بیفتید به جون کتاب ! ابتدا آیات رو دقیق بخونید و کامل بر نکات و واژه های مهمش مسلط شین…در مورد متن درس هم واو به واو بخونید و مطالب مهم رو مشخص کنید و همچنین جای اومدن مطالب رو هم یاد بگیرید ! یعنی بدونید فلان مطلب به دنبال فلان مطلب و تحت عنوان فلان اومد ! رابظه های علت و معلولی رو خوب تشخیص بدین و با فلش مشخص کنید …هر جا که نکته های ترکیبی با درس های قبل یا بعد یا با تکه ای دیگر از متن به ذهنتون رسید همون جا بنویسید ! اشکالی پیش نمیاد اگه کتابتون تمیز و نو نباشه ! هر چی میتونید نکته ها رو بنویسید…بعد از تموم شدن درس برای یه بار دیگه نکته های آیات و ارتباط با متن درس رو از یه منبع مناسب مطالعه کنید و ارتباط آیات و متن رو در کنار آیه یا متن اضافه کنید. ( منبع پیشنهادی : آیات و نکات گاج یا گاج جامع )  

تا اینجا درس رو مطالعه کردین اما هنوز دو کار مونده : حل تست و مرور . حتما چند روز بعد از مطالعه به سراغ تست های اون درس برید تا با نحوه ی طرح سوال از اون درس آشنا بشین چون غالبا قالب طرح سوال از یک درس خاص زیاد تغییر نمیکنه ! منبع اصلی تست هم تستای کنکورای سال های قبل و سوالات تالیفی واقعا مشابه هست ! (منبع پیشنهادی: گاج جامع – نشرالگو جامع-همگامان جامع) .

همچنین مطلب بسیار مهم تر از مطالعه مروره ! اولین کاری که بسیار بهتون کمک میکنه اینه که هر وقت و هر جا تستی از این درس دیدید که نکته ی جدیدی رو مد نظر داشت اون رو بلافاصله به کتابتون وارد کنید! این جوری تا قبل کنکور تقریبا کل متن کتاب رو شخم زدین! 

یه روش خیلی کار آمد برای مطالب حفظی که نه فقط برای دینی بلکه برای هر مطلب حفظی میتونید استفاده کنید روش نوشتن است ! به همین سادگی ! نوشتن برابر است با 7 بار خواندن ! اگر به مطلبی برخوردین که خیلی حفظی هست و نمیتونین به راحتی حفظ کنید به صورت مفهومی بنویسید و حتی میتونید خلاصه نویسی کنید ! حتی رونویسی از مطلب میتونه به جایگیری مطلب تو حافظه کمک زیادی بکنه ! در ضمن فایده ی دیگری که داره اینه که بازدهی مطالعه رو بالا می بره ! چون مدام دست شما به کاغذ و قلم هست و در حین خوندن مطلب حفظی تکراری که احتمالا علاقه ای هم به اون ندارین حواستون پرت نمیشه ! یکی دیگه از کارهایی که میشه انجام داد مارک دار کردن و خط کشیدن زیر نکات مهم هست. اما باید توجه کنید که مارکدار کردن باید در زمان تسلط بر متن درس و فقط برای نکات مهمش استفاده بشه ! مشخصا کسی که بار اول درس رو میخونه نمیتونه به خوبی نکات مهم رو مارکدار کنه و یا اینکه تمامی متن رو به دلیل جدید بودن مارکدار میکنه !   

اگر دینی رو از تابستون شروع می کنید ( که ضرر هم نمیکنید) دینی 2و3 رو کامل به این شیوه بخونید و با تست ها آشنا باشین ( نیاز به حل تست های خیلی زیاد نیست) و در طی سال هم دینی پیش رو میخونید و دینی ها رو طبق برنامه های آزمون های آزمایشی مرور می کنید … و در دوران جمع بندی هم مروری کلی و حل تست های زیاد شما رو به تسلط بالایی بر دینی میرسونه.( و ان شاء الله که سوالات هم مناسب هست)

محمد کاظم میدانی
تابستان 93

 
 

اگر هر گونه سوالی داشتید می توانید در تاپیک زیر, در انجمن کنکور از شخص ایشون بپرسید

 

http://forum.konkur.in/thread13006.html

 
 
هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر نام نویسنده و سایت کنکور ممنوع می باشد

موضوعات مرتبط: دین وزندگی اول، دین وزندگی دوم، دین وزندگی سوم، دین وزندگی چهارم(پیش دانشگاهی)، اندیشه وتحقیق دین وزندگی اول، اندیشه وتحقیق دین وزندگی دوم، اندیشه وتحقیق دین وزندگی سوم، اندیشه وتحقیق دین وزندگی چهارم، پیام آیات دین وزندگی دوم
[ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:53 ] [ گروه دین وزندگی ]
حوثی‌ها آشکارا از علاقه خود به حزب ا... لبنان سخن مي‌گویند و تلاش کرده اند ساختار و ایدئولوژی انصارا... را شبیه حزب ا... لبنان کنند. آنها « الموت الامریکا و الموت الاسرائیل» را به یکی از شعارهای بنیادین خود تبدیل کرده اند.

مشرق- واردمسجد كه مي شويد گمان مي كنيد اشتباه آمده ايد!؟نمازگزاران دست به سينه و بدون مهردر صفوف نمازايستاده اند؛دقيقا مانند اهل تسنن عبادت مي‌کنند.ولي اينجا مسجد شيعيان است!؟شيعيان يمن؛بغل گوش عربستان،قرن‌هاست که با اهل تسنن یمن درزیست مصلحانه به‌سر مي‌برند. نزدیک به 50 درصد (آمارهای متفاوتی از 42 تا 48 درصد گفته شده است)جمعیت 23 میلیونی یمن زیدیه هستند‌.

یمن فقیرترین کشور حاشیه خلیج فارس است.بخش قابل ملاحظه ای از بودجه سه کشور یمن ، اردن و بحرین از سوی عربستان سعودی باعنوان کمک‌های مالی تامین مي‌شود و در گزارشی که بانک جهانی در سال 2012 منتشر کرده، درآمد سالانه هر یمنی هزار و 110 دلار،هرشهرونداردنی 4 هزارو340 دلاروهرشهروندبحرینی 17 هزار و 730 دلار است.همین فقرموجب شده است که یمن به جولانگاه گروه افراطی القاعده تبدیل شود. در یمن نگهداری و خریدوفروش اسلحه مجاز است وکاشت ومصرف مواد مخدری به نام «قات»(که جویده مي‌شودوکلمه قات زدن در فارسی از این گیاه سرمست کننده گرفته شده است)آزاد است. دقیقا مانند برخی از ایالت‌های آمریکا که خرید و فروش اسلحه و استفاده از ماریجوانا در آنجا آزاد است. هم اکنون قدرت در یمن به دست حوثی‌ها افتاده است. حوث نام شهری در استان صعده یمن است و حوثی‌ها طایفه ای از شیعیان زیدیه‌اند که سال‌ها در صعده قدرت داشتند. صعده در شمال یمن و هم مرز عربستان است امام زیدی‌های یمن برای نخستین بار در این شهر حکومت تشکیل داد و اکنون نیز مقبره وی در این شهر قرار دارد.


ريشه‌هاي مذهبي

برای پی بردن به ایدئولوژی جناح حاکم در یمن ابتدا به خاستگاه فرقه زیدیه و شباهت‌هاو تفاوت‌های آن با دیگر فرق شیعه و سنی پرداخته و سپس ازجایگاه حوثی‌هادرمیان زیدی‌های یمن مي‌گویم.تاریخ ظهوراین فرقه شیعی به نیمه اول قرن دوم هجری برمي‌گردد.زمانی که زیدبن علی(احتمالا 121 هـ.ق)امام باقر‌(ع) را به مماشات متهم کردوبانپذیرفتن امامت امام پنجم شیعیان به خونخواهی امام حسین(ع)قیام کردوخودنیزشهید شد.او براین باوربودکه امام باید«قائم به سیف»باشد یعنی همیشه آماده قیام باشد.به همین دلیل در یمن رایج است که زیدی‌ها همیشه خنجری برکمر بسته در اماکن عمومي‌ترددمي‌کنند.نطفه«زیدیه»اززمان زید بن علی بسته شدولی این فرقه از اواخر قرن سوم هجری قمری در یمن قدرت گرفت. در همان ایام زیدیه ایران در مازندران حکومت علویان طبرستان راتشکیل داده بودند.این سلسله باداعی کبیر(از نوادگان زید)در 250 هـ.ق آغاز شدومناطقی چون آمل، ساری وگرگان رادر برگرفت.درسال 284 ه .ق یحیی بن حسین(یحیی الهادی الی الحق)رهبرفرقه‌هادویه زیدی درصعده یمن توانست با ترویج مذهب‌هادویه،حکومت زیدی تشکیل دهد. حکومت زیدی‌ها بریمن همراه با افت و خیزهایی ادامه یافت تااینکه بعدازتصرف این کشورتوسط عثمانیان زیدی‌هاهم از قدرت کنار گذشته شدندوسقوط عثمانی‌ها، دوره جدیدحاکمیت زیدی‌ها در یمن آغاز شد و تا سال 1962ادامه یافت.دراین سال با اعلام جمهوری زیدی‌ها هم از قدرت کنار گذاشته شدند.این فرقه برخلاف شیعیان اثنی عشری به عصمت و موروثی بودن امامان قائل نیستندومعتقدند هر فرد عادل ، شجاع و اهل علمي‌که پیروانی داشته باشد،  مي‌تواند خود را امام بنامد و حکومت کند . به همین دلیل درزیدیه نزدیک به 110 امام وجود دارند.بیشتر اهل سنت یمن شافعي مسلك هستندولي زیدی‌ها در مباني ايدئولوژيك با حنفيه قرابت دارند.حنفيان اكثريت اهل تسنن عربستان واكثريت اهل تسنن شرق و جنوب شرقي ايران را تشكيل مي دهند.تعدادي ازمردم یمن هم ازاين فرقه مذهب تسنن تبعيت مي كنند.چون چارچوب نظری وتئوریک شیعه دوازده امامي‌در دوره امامان باقر(ع)وصادق (ع) تعیین شده است زیدی‌هاکه علیه امام باقر(ع) قیام کرده بودندازاین مبانی کم بهره شدند، در مقابل از مبانی فکری ابوحنیفه بهره بردند.

از ویژگی‌های ابوحنفیه صراحت و بی باکی او در صدور فتوا و تسامح و اغماض است . پیروان ابوحنفيه، مذهب و روش او را اهل رای مي‌نامند زیرا ابوحنفيه قائل به رای است چنان‌که بعد از صدور هر فتوایی و حکمي‌عنوان می‌کرد این نظر ماست.


فقه سياسي

یحیی بن حسین نخستین امام زیدی‌های یمن هم نسبتا چنین تفکری داشت . او هم مانند ابوحنیفه با اهل حدیث مخالف بود و بر عقل و رای تاکید داشت به گونه ای که به‌نظر مي‌آمد « معتزله» است، هرچند هیچ‌گاه او صریحاً از وابستگی خود به معتزله سخن نگفت . معتزله از جریان‌های اصلی کلامي‌در میان اهل سنت است که بر اصل عقل تاکید دارد.

یحیی بن حسین با وجود نزدیکی‌های فکری که با بزرگ‌ترین فرقه اهل تسنن ( حنفیه ) داشت ابوبکر و عمر را به روشنی به عنوان غاصب محکوم می‌کرد. در مجموع گرایش‌های مختلف فرقه زیدیه به گونه ای است که این فرقه را همچنان مي‌توان نزدیک‌ترین فرقه شیعی به اهل تسنن خواند. هر چند که حوثی‌ها از این خط کلی و اصول تاریخی سرباز زده و اندیشه سیاسی و اعمال مذهبی را ترویج کردند که به شیعه دوازده امامي‌نزدیک‌تر است. برای مثال این جریان سالانه جشن بزرگ عید غدیر را در استادیوم صعده برگزار مي‌کند و این عید مهم‌ترین و بزرگ‌ترین جشن حوثی‌ها به شمار مي‌رود. از طرف دیگر اعضای حزب انصارا... نماز را به شیوه شیعیان مي‌خوانند. عکس‌هایی منتشر شده است که اعضای دفتر سیاسی انصارا... را در صفوف نماز مانند شیعیان جعفری نشان مي‌دهد در حالیکه دیگر زیدی‌ها دست بر سینه نماز مي‌خوانند.


علايق سياسي

حوثی‌ها آشکارا از علاقه خود به حزب ا... لبنان سخن مي‌گویند و تلاش کرده اند ساختار و ایدئولوژی انصارا... را شبیه حزب ا... لبنان کنند. آنها « الموت الامریکا و الموت الاسرائیل» را به یکی از شعارهای بنیادین خود تبدیل کرده اند. سخنرانی‌های عبدالملک بدرالدین الحوثی شباهت زیادی به سخنرانی‌های سید حسن نصرا... دارد و مانند سخنرانی‌های دبیر کل حزب‌ا... لبنان که با نظم خاصی در ضایحه بیروت برگزار مي‌شود سخنرانی‌های رهبر حوثی‌ها هم در ورزشگاه صعده انجام مي‌شود. حوثی‌ها همچنین با راه‌اندازی نهادهای خیریه و مراکز بهداشتی و درمانی به امرار معاش و زندگی اعضا و سمپات‌های این گروه کمک مي‌کنند.عبدالملک برادر کوچکتر حسین الحوثی است که توسط علی عبدا... صالح رئیس جمهور اسبق یمن به شهادت رسید. حسین الحوثی جوانی سخنور و صاحب نظر بود که کوتاه مدتی بعد از حضور پدرش به ایران برای تحصیل علوم دینی به او پیوست و زودتر از پدر پیرش به یمن برگشت و رهبری جریان حوثی‌ها را عهده دار شد. بعد از شهادت حسین قدرت به یحیی برادر دیگرش سپرده نشد بلکه عبدالملک کوچک‌ترین برادر آنها به‌دلیل کاریزما و قدرت سخنوری رهبری حوثی‌ها را عهده دار شد.

علامه بدرالدین الحوثی که از ائمه مذهب جارودی (فرقه ای از زیدیه) بودبرای دوره‌ای هم نمایندگی مجلس را عهده دارشده بود. وی در سال 1990 به ایران آمد و سا‌ل‌ها در ایران به تحقیق و اندیشه ورزی پرداخت. وی در کتابی با عنوان «زیدیه در یمن» با عقیده جاری در بین زیدیه، به مخالفت برخاست . این موضع جدیدمورد نقد مرجع اعلاىشیعیان زیدى،مجدالدین المؤیدىقرارگرفت ونهایتا هم بدرالدین حوثی، ‌مجدالدین المؤیدىرا اقناع کرد در صورتی‌که‌حسین‌الحوثىرا تايید کند ترویج افکارش را به‌کنار می‌نهد که با درگذشت بدرالدین الحوثی و شهادت پسرش این دیدگاه‌ها به‌طور کامل کنار گذاشته نشد.دراندیشه سیاسىحوثىتعریف خاصىازمشروعیت سیاسىشده‌است،وىکوشیده تاپیروان خودرابراساس مبانىنظرىاىتغذیه فکرىکندکه بربخشىازمفهوم سنتىمشروعیت متکىاست. برای مثال در تعریفی که زیدی‌ها از امامت دارد مسئله ظهور و امام زمان (عج) جایگاهی ندارد اما بدرالدین الحوثی و پسرش نظر جدیدی دارند. بدرالدین الحوثی در این‌باره مي‌گوید: «مادونوع حکومت داریم که یک نوع آن،امامت است واین ویژه اهل بیت است نوع دیگراحتساب(حسبه) نامیده مىشودکه هرمؤمن عادلىازاین باب مىتواند حاکم شود،درصورتىکه حساب دین خدا رابکند (حسبه) وازاسلام حمایت کندوبه نیکى امر واز بدى نهىکند،اگرچه ازسلاله امام حسن (ع) وامام حسین(ع) نباشد.»

 وی در ادامه اصالت حکومت در شرایط فعلی را منوط به احراز صلاحیت در عدل‌، شجاعت و علم نمي‌داند و مي‌گوید که وقتی امام حضور ندارد مي‌توان حکومت کرد که به نوعی تايید ظهور و نشانه دیگری از نزدیکی به شیعه جعفری است


استراتژي سياسي

به هرحال ادامه اختلافات فکری سبب شدتاسازمان شباب‌المؤمن بعد از سال 1990 آرام آرام اعلام موجودیت کندواختلافات رابه گزینه فعالیت مسلحانه بکشاند. درگیری نظامي‌اوج این اختلافات شدیددرونى طرفین بودکه درپایان کارجناح حسین حوثىبرجریان دیگرمسلط شد.

در صحنه سیاسی سه جریان زیدی فعال در یمن حضور داشتند نخست علی عبدا... صالح، رئیس جمهور اسبق یمن که زیدی مذهب ولی سکولار و تحت الحمایه نظام سلفی _ وهابی آل سعود بود. دوم حزب الاحمر که در شمال یمن حضوری قوی داشت و سوم جناح حوثی‌ها. طی چندین سال اخیر و بر اثر نزاع‌های نظامي‌و اعتراضات انقلابی علی عبدا... صالح ساقط شد و قدرت به چهره ای نظامي‌از اهل تسنن جنوب یمن (عبد ربه منصور‌هادي معاون وقت علی عبدا... صالح )سپرده شد که وی نیز در موج دوم انقلاب طی ماه‌های اخیر از قدرت خلع و حصر خانگی شد.

 در ماه‌های اخیر بعد از اینکه یگان‌هایی از ارتش درشهرهایی از حوثی‌ها شکست خوردند گروهی نیز از ادامه درگیری سرباز زده و عقب نشینی کردند در نتیجه حوثی‌ها توانستند با شکست قبیله الاحمر _ که منجر به فرار چهره‌های مطرح این قبیله به خارج از یمن شد _ به پایتخت که در شمال یمن است برسند و عملا بر شهرهای اصلی مسلط شوند.

جنوبی‌ها هم دو دسته شدند؛ گروهی خود را برای جنگ برای جدایی از یمن و اعلام کشور یمن جنوبی آماده مي‌کنند و گروهی دیگر در حال مذاکره با حوثی‌ها هستند. حوثی‌ها که مي‌دانند واکنش‌های بین المللی عرصه را برای مشروعیت ایشان تنگ کرده است تلاش مي‌کنند تا حد ممکن از نمایندگان مجلس ، اعضای دولت سابق ، مدیران محلی و چهره‌های ذی‌نفوذ قبیله ای در اداره کشور استفاده کنند تا وارد جنگی تمام عیار با چندین جریان نشوند.شهید حسین حوثی جمله مشهوری دارد که وضعیت فعلی یمن را هم مي‌توان از آن دریافت. هر چند که سال‌ها پیش گفته شده است:«راه شیعه جعفری از شیعه زیدی می‌گذرد و به همین علت با شیعیان زیدی برخورد کرده و تلاش می‌کنند تا آن را به آغوش سلفی‌ها بیندازند.»



منبع: روزنامه قانون


موضوعات مرتبط: مقالات
[ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:22 ] [ گروه دین وزندگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب