دین وزندگی تایباد

دین وزندگی تایباد
اللهم صلی علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
قالب وبلاگ

دلایل ظهور داعش و ضرورت‌های مقابله با آن

 

‏‎ عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه ایران به قلم حیدر علی باقریان که نویسنده در آن نوشته است:
«تحولات چند روز اخیر عراق با حملات تروریستی گروه داعش (دولت اسلامی عراق و شام) به موصل و تصرف آن شهر به عنوان مرکز استان نینوا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. نگاهی به سخنان ابومحمد عدنانی سخنگوی این گروه خطاب به آقای نوری مالکی نخست‌وزیر عراق، چشم‌انداز حرکت خطرناک تروریسم و حامیان آن‌ها را در منطقه به نمایش می‌گذارد. عدنانی با ادبیاتی گستاخانه او را تهدید می‌کند که «محل تسویه حساب با وی نه در بغداد بلکه در نجف و کربلا است». وی به نیروهایش نیز دستور داده است به سوی بغداد و کربلا پیشروی کنند!
داعش به عنوان یک گروه تروریستی تکفیری با ادبیات نوین و البته خطرناک که یادآور حملات وهابیون در قرن ۱۲ به اماکن مقدسه اسلامی است، ضمن دعوت از اعضای گروه برای حفظ موصل اعلام کرده است: «منتظر باشید دولت اسلامی تاریخ را دوباره می‌نویسد و دوباره نقشه را ترسیم می‌کند!»
برخی معتقدند، هدف فعلی از تحرکات داعش و تصرف موصل و حرکت به سمت مرکز عراق، تلاش جهت تجزیه این کشور به سه بخش کردی، شیعی و سنی است. محتوای پیام این گروه تروریستی صرف‌نظر از آن که در عراق به موفقیت دست یابد یا خیر حاوی نکاتی است که همه کشورهای منطقه و بویژه ایران باید آن را جدی‌تر از گذشته مورد رصد قرار دهند و برنامه همه‌جانبه‌ای برای مبارزه و مهار تروریسم در منطقه به کار ببندند.
با این وصف در اینجا به چند مسأله مهم و راهکار اشاره می‌شود:
۱ـ تروریسم اکنون همه توان خود را در منطقه خاورمیانه و بویژه کشورهای اسلامی به کار گرفته است و دیگر خبری از تهدید آن‌ها علیه آنچه کفر می‌خواندند وجود ندارد. اسرائیل به عنوان دشمن شماره یک اعراب و اسلام کماکان از دایره گفتمان تروریسم تکفیری خارج است و به عنوان هدف حال و آینده هم ذکر نمی‌شود.
۲ـ تروریسم تکفیری در منطقه و در راس آن داعش که شکست خود را در سوریه اکنون در عراق جبران می‌کند همه توان خود را معطوف به گسترش نزاع فرقه‌ای کرده است. اظهارات اخیر سخنگوی داعش مبنی بر این که تعیین تکلیف با دولت شیعی عراق در کربلا و نجف صورت خواهد گرفت نشان می‌دهد که این جریان همچنان برای کسب موفقیت‌های بزرگ در صدد شیعی و سنی کردن نبردهای خویش است. آن‌ها با این تئوری یقیناً‌ همچنان در زمین دشمن و به نفع آنان بازیگری می‌کنند. شیعیان عراق و منطقه بایستی ضمن حفظ هوشیاری مراقب باشند تا در دام تحریک‌های قومی و مذهبی نیفتند و اقدام‌های مقابله‌ای را حول مرجعیت خویش در عراق تنظیم نمایند.
۳ـ برخی رسانه‌های غربی با پرهیز از عنوان «تروریسم» و تطبیق آن بر گروه «داعش»، این گروه تروریستی تکفیری را «تندروهای سنی مذهب» نام می‌نهند و این در حالی است که قاطبه اهل سنت و علمای بزرگ آن‌ها از این گروه و اعمال آن‌ها اعلام انزجار کرده و جهاد علیه آن را واجب اعلام کرده‌‌اند. لذا شایسته است همه شیعیان و اهل سنت منطقه ضمن حفظ احترام متقابل و همبستگی با یکدیگر با اعلام تبری سریع و صریح از اقداماتی که به آن‌ها نسبت داده می‌شود، راهبرد تروریسم و دشمن را در شیعه و سنی کردن منازعات منطقه خنثی کنند.
۴ـ چند سال قبل در جریان جنگ ۳۳ روزه و موفقیت‌های حزب‌الله لبنان، پادشاه اردن به مسأله شکل‌گیری هلال شیعی و خطرات ناشی از آن اشاره کرد، گویی اکنون همه تمرکز تروریسم تکفیری و حامیان آن‌ها در تضعیف این محور قرار گرفته است. سوریه با وجود ده‌ها هزار کشته و ویرانی‌های فراوان هرچند موفقیت‌های بزرگی در مقابل تروریسم کسب کرده ولی اکنون آتش ناشی از اقدامات خشونت‌بار در آن کشور شعله‌ور است.
۵ ـ موفقیت نهایی و دائم داعش در عراق هرچند بسیار دور از ذهن است لکن استقرار موقت آن بر بخش‌هایی از آن کشور نیز بر ضد منافع و امنیت ملی ایران است و دولت ایران باید برای تأمین منافع و امنیت خویش، اقدامات مناسبی تدارک ببیند. بسیج ظرفیت‌های منطقه‌ای، نشست با کشورهایی مانند ترکیه برای اقدامات مشترک، فعال‌سازی کنفرانس اسلامی و جنبش‌های غیرمتعهد و حتی مجامع بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل برای مقابله مشترک و مهار تروریسم از جمله راهکارهایی است که دولت ایران باید آن‌ها را مورد پیگیری قرار دهد. اکنون که اعضای شورای امنیت در پنجشنبه گذشته حمایت خود را از دولت و مردم عراق برای مبارزه با تروریسم اعلام کرده‌اند این فرصت را باید غنیمت شمرد.
۶ـ عربستان در منطقه یکی از کشورهایی است که برای دستیابی به جایگاه و منافع خویش و مهار تشیع و جنبش‌های مقاومت اسلامی همواره از گروه‌های تروریستی تکفیری حمایت کرده است. لذا گروه‌های تروریستی اکنون آگاهانه یا ناآگاهانه به نیابت از عربستان در منطقه دست به شرارت می‌زنند. از این رو ایران باید با برنامه‌ای مدون و با استفاده از ظرفیت داخلی و بین‌المللی نسبت به تغییر رویکرد این کشور گام‌های مؤثری بردارد، زیرا این کشور از یک سو منبع مالی و از سوی دیگر منشأ تئوریک و ایدئولوژیک تروریسم شناخته می‌شود.
۷ـ اختلافات فرقه‌ای و مذهبی هرچند ریشه‌ای دیرینه در جهان اسلام دارد اما در سال‌های اخیر به دلیل تضاد منافع کشورها از یک سو و افزایش نقش منفی رسانه‌های جمعی و شبکه‌های ماهواره‌ای تفرقه‌انگیز از سوی دیگر و سودجویی و غفلت برخی محافل و شخصیت‌های مذهبی از نقشه‌های دشمن در تعمیق این شکاف‌ها موجب تشدید اختلافات دیرینه گشته است. علما و دانشمندان کشورهای ایران، مصر، ترکیه، عراق، پاکستان و غیره باید با کنترل و عبور از جریان‌های افراطی گام‌های مؤثری در راه خاموش کردن آتش فتنه‌های مذهبی بردارند. بسیار اسفبار است که اکنون میدان‌داری مسأله بهشت و جهنم امت اسلام در دست عناصر دون‌پایه‌ای مانند عدنانی، ابوبکر بغدادی، مدیران شبکه‌های ماهواره‌ای تفرقه‌انگیز و امثالهم است. امروز راه‌حلی جز بازگشت به گفتگو و تفاهم میان رهبران مذهبی وجود ندارد. متأسفانه اکنون برخی مراکز، محافل دینی، مذهبی و برخی رسانه‌های جمعی و شبکه‌های ماهواره‌ای به منبع تولید خشونت و تروریسم تبدیل شده‌اند. لذا علمای تراز اول طریقین وظیفه دارند با کمک دولت‌ها در جهت تعطیلی این مراکز و یا اصلاح آن‌ها گام‌های مؤثری بردارند.»
چرا تا کسی را جاسوس و همجنس‌باز ننامید روزتان شب نمی‌شود؟
خبرگزاری ایسنا، متن کامل جوابیه محمد مطهری، فرزند شهید مطهری به روزنامه کیهان را منتشر کرده است. این جوابیه، پاسخ فرزند شهید مطهری به مطلبی در روزنامه کیهان با عنوان «دعوت از آمریکایی هم‌جنس‌باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری» است که به گفته محمد مطهری، روزنامه کیهان از انتشار آن استنکاف کرده است:
“جناب آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان،
با عرض سلام، در ستون اخبار ویژه مورخه سه شنبه ۲۰ خرداد ماه ۹۳، خبری تحت عنوان «دعوت از آمریکایی همجنس باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری!» آمده بود. نکات دهگانه ذیل که دو برابر حجم متن حضرتعالی است برای آگاهی خوانندگان شما تقدیم می‌گردد:
۱٫ فرد مورد اشاره که نخواسته‌اید در عنوان شرم‌آور خود حتی نام استاد یا فیلسوف به او بدهید، پروفسور کلی جیمز کلارک فیلسوف خداباور مسیحی و از مقابله‌کنندگان معروف با الحاد در غرب است که کتاب او تحت عنوان «بازگشت به عقل» دو بار به فارسی ترجمه شده، و برای اثبات این ادعا که خداباوری به میان فیلسوفان معاصر غربی بازگشته نیز کتاب نوشته است.وی صریحاً در آثارش همجنس بازی را عملی «غیراخلاقی»، «خلاف تعالیم مسیح» و «خلاف طبیعت انسانی» می داند و در جریان سفر اخیر، در سخنرانی خود در دانشگاه ادیان و مذاهب قم نیز به صراحت علیه همجنس‌بازی موضع گرفت.
کلارک از مخالفان جدی داکینز مشهورترین ملحد جهان است و در ابتدای پاورپوینت خود در دانشگاه تربیت مدرس با کمک گرفتن از یک شخصیت کارتونی وی را به سخره گرفت. لطفا مستند این اتهام که شخص کلارک را در عنوان مطلب صریحا «همجنس باز» خوانده‌اید به روشنی بیان فرمایید.
تنها احتمالی که در مورد منبع کیهان به ذهن می‌رسد شنود، دوربین مخفی یا چیزی از این قماش است. در این صورت نوار را بازبینی فرمایید. حتما تشابه چهره بوده است.
۲٫ جالب است که حتی در «متن» خبری که ذیل عنوان «دعوت از آمریکایی همجنس باز برای تبیین اندیشه شهید مطهری!» آورده اید، هرگز کلارک را «همجنس باز» نخوانده‌اید؛ یعنی متن خودتان هم تیتر شما را باور نکرده است!
در متن، از او فقط با اتهام دروغ دیگری به عنوان «مدافع جدی همجنس بازی» یاد کرده‌اید که توضیح خواهم داد. نمی‌دانستیم «کم‌حافظگی»، در فاصله میان تیتر و متن هم می‌تواند خود را نشان دهد. بعید است «مدافع هم جنس‌بازی» و «همجنس‌باز» در قاموس کیهان به یک معنا باشد. در این صورت باید مثلا «مدافع قتلهای زنجیره ای» را با «قاتل زنجیره ای» یکی دانست که بعید است به آن ملتزم باشید. این تضاد میان تیتر و متن را روشن بفرمایید.
۳٫ این نگاه، یک سکه رایج در غرب است – و البته از نظر اسلامی نامقبول – که حقوق اقلیت‌ها با هر نوع اعتقاد و عملکرد، ولو همجنس بازی باشد، باید محترم شمرده و به رسمیت شناخته شود و اکثر متفکران غربی به شدت به آن اعتقاد دارند.
کلارک نیز همجنس بازی را تقبیح می‌کند ولی معتقد است باید به حقوق آنان احترام گذاشت. اتفاقا او این امتیاز را با یک انگیزه دینی می‌دهد تا امتیازی بگیرد؛ یعنی اینجا کوتاه می‌آید تا در عوض، مسیحیانی که در جوامع مختلف غیرمسیحی در اقلیت هستند، به صرف اقلیت بودن، حقوقشان تضییع نشود.
این نگاه – که البته نادرست است – به معنای دفاع مطلق از حقوق هر نوع اقلیتی، اعم از مسلمان و مسیحی و رنگین پوست و ملحد و شیطان پرست و همجنس باز و… است نه دفاع ازعمل همجنس بازی، چه رسد به اینکه خود فرد را همجنس باز بدانیم!
این مانند آن است که در ایران ما یک بانوی عفیف به هر دلیل بر حفظ حقوق زنان خیابانی تأکید کند و کیهان بلافاصله او را نه تنها «حامی خودفروشی» بلکه «فاحشه» بنامد. کلارک که حامی جدی حقوق اقلیتها به طور مطلق است، چندین بار در دفاع از حقوق مسلمانان در آمریکا، قلم زده و اهانت به قرآن را نیز تقبیح کرده است.
۴٫ قاطعانه و بی‌تأمل بر این باورید که محروم کردن کسی که به نوعی تفکر لیبرالی دارد از ورود به ایران و تماس با متفکران ایرانی، خدمت به اسلام و انقلاب است. مثالی می‌زنم. پروفسور جیمز رایمر از متفکران منونایت، بیش از ده سال متناوبا با مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) جلسات گفتگو داشت و با آیت‌الله مصباح یزدی دیدارهای صمیمانه‌ای داشته است.
پروفسور رایمر که دقیقا مثل کلارک، ضد همجنس بازی و در عین حال حامی حقوق آنان به عنوان یک اقلیت است در ابتدا، مانند اکثر متفکران در غرب و تحت تأثیر تبلیغات غربی، شدیدا از برگزاری جلسات با مسلمانان اکراه داشت. اما در این اواخر چنان شیفته تفکر شیعی شده بود که می‌گفت نمی‌دانم «منونایت شیعه» هستم و یا «شیعه منونایت».
حتی در گفتگوهای خصوصی درباره شرایط شیعه شدن پرسش می‌کرد. در این تکاپو بود که به بیماری سرطان از دنیا رفت. این که دشمنان واقعیِ ایران اسلامی از ورود متفکران خارجی به ایران نگرانی دارند یکی از دلایل اصلی‌اش همین است که نمی‌خواهند تصورها و تصویرهای مغرضانه‌ای که برای القای آن در اذهان فرهیختگان غربی، سالها زحمت کشیده‌اند تغییر یابد.
اتفاقاً پروفسور کلارک قبل از آنکه توسط چند برادر مشهدی و کیهان مورد عنایت ویژه قرار گیرد، گفته بود اولین اقدام من پس از بازگشت به آمریکا، انتشار مقاله‌ای درباب تصورات غلطی است که در ذهن ما از ایران و متفکران ایرانی وجود دارد.
۵٫ نوشته‌اید: «کدام نکته غامض و گفته نشده در اندیشه شهید مطهری است که توسط کلارک حامی رژیم صهیونیستی و مدافع همجنس‌بازان کشف و حل شد!؟». کاملا پیداست که تفاوت میان یک همایش بین‌المللی درباره «اندیشه‌های یک متفکر اسلامی» با یک همایش بین‌المللی درباره موضوعاتی مثل «ارولوژی» و «نانوتکنولوژی» برای جنابعالی روشن نیست.
در همایش نوع دوم است که از مهمان غربی انتظار دارند که آخرین دستاورد‌های علمی در موضوع مورد نظر را تبیین کند، اما در همایش بین‌المللی شخصیتی تقریبا ناشناخته در غرب مثل شهید مطهری، مهمترین هدف آن است که عمق اندیشه او به غربیها معرفی گردد وبه تبع آن مبانی تفکر غربی به چالش کشیده شود تا آن متفکر اسلامی در بالاترین سطح آکادمیک جهان مطرح شود.
بنا براین، هدف آشنا ساختن اندیشمندان جهانی با آن متفکر است و کسی انتظار ندارد یک فیلسوف خارجی با خواندن چند کتاب ترجمه شده، «امری غامض و گفته نشده» از آثار استاد را برای کسانی که بیست یا سی سال در آثار او کار کرده‌اند «تبیین» کند. به همین منظور ماهها پیش از همایش، ترجمه چند اثر استاد از جمله کتاب علل گرایش به مادیگری برای فیلسوفانی مثل چارلز تالیا فرو و جیمز کلارک ارسال شد. جالب اینکه کلارک بدیع ترین نکته استاد در آن کتاب را مطلع مقاله خود قرار داد.
۶٫ یکی از ایرادات جنابعالی به حضور کلارک این است که معتقد است دین نقشی در حاکمیت ندارد و به «دین رحمانی» معتقد است و «قانون ارث» را قبول ندارد.
نمی‌دانم این را از باب رفع خستگی نوشته‌اید یا مقصود جدی داشته اید. اگر فرض دوم صحیح باشد پس لطفا به وزارت خارجه پیشنهاد بفرمایید که در فرم ویزاهایی که برای متفکران خارجی داده می‌شود چند عبارت را با جای تیک مشخص کنند تا آنان قبل از سفر به ایران درباره حاکمیت دین در جامعه، اعتقاد به دین رحمانی، قانون ارث، مسأله قصاص، قطع دست سارق، تفاوت ارث زن و مرد و… نظر خود را اعلام نمایند که از همان ابتدا صدور ویزای آنان منتفی گردد تا پس از ورود، با تهمت همجنس بازی و جاسوسی بدرقه نشوند.
۷٫ آقای کلارک در یک میزگرد با موضوع «عقل و دین» در جریان همایش بین‌المللی اندیشه‌های فلسفی شهید مطهری در قم شرکت کرد و پاسخ مناسب و کاملی هم گرفت.
نمی‌دانم جنابعالی چه برداشتی از قدرت اسلام و متفکران اسلامی در مواجهه با چالش‌های غربی دارید که چنین از حضور یک متفکر غربی در ایران احساس هراس می‌کنید و اسلام را این قدر ذلیل و ترسو به نمایش می‌گذارید؟
وانگهی، فرض کنید جلوی حضور فیزیکی آنان را گرفتیم؛ آیا مطمئن هستید که در عصر اطلاعات که چندین هزار استاد و طلبه و دانشجوی ایرانی به طور همزمان و آنلاین می‌توانند پای صحبت یک متفکر غربی بنشینند، می‌توانید از رسیدن افکار آنان به ایران ممانعت کنید؟
این چه خطری است که مسئولان فهیم جامعه المصطفی العالمیه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع) و چندین مرکز معتبر دیگر که برگزارکنندگان دیگر برنامه‌های کلارک در تهران و مشهد بوده‌اند احساس نمی‌کنند و فقط کیهان، کیان اسلام را در خطر می‌بیند؟
۸٫ بسیاری از متفکران غربی که به ایران نیامده‌اند و بمباران تبلیغاتی غرب اجازه نمی‌دهد تصور درستی از ایران و تشیع داشته باشند فرق چندانی بین طالبان یا به قول خودشان «آیت الله‌های ایران» قائل نیستند.
بنابراین بهترین راه برای آن که زحمات رسانه‌های غربی بر باد نرود و تصور غلط فرهیختگان غربی در همسان دانستن علامه طباطبایی و محمد العریفی و امام خمینی و ایمن الظواهری دست نخورده باقی بماند، ترساندن آنان از ورود به ایران است.
جنابعالی که مدعی هستید از همه طرح‌های گذشته و حال و آینده صهیونیست‌ها آگاهی دارید بررسی بفرمایید آیا جلوگیری از مواجهه مستقیم متفکران خارجی با متفکران ایرانی از برنامه صهیونیست‌ها هست یا خیر؟
با شرمندگی عرض می‌کنم که به خیال خود از مرز‌های دین پاسداری می‌کنید اما نمی‌دانید که در مسیر حفظ کردن تصور منفیِ متفکران غربی درباره تشیع و ایران اسلامی، ناآگاهانه به شکل خدمتگزاری مؤثر به دشمنان درآمده اید که نمونه آن برخوردی است که با مهمان همایش شهید مطهری کردید. خوشحال باشید که خبر اتهام همجنس بازی شما، به خود وی و روزنامه‌های خارجی نیز رسیده است و نام کیهان، در عرصه بین‌الملل مطرح شده است! فقط امیدواریم کلارک از عنوانی که در روزنامه کیهان یدک می‌کشید مطلع نشده باشد.
۹٫ برای من قابل درک نیست که چرا کیهان تا کسانی را جاسوس و همجنس باز و مزدور و ساده‌لوح و … ننامد روزش شب نمی‌شود. در این راستا! توجه جنابعالی را به مصاحبه «اختصاصی» کیهان مورخه ۲۹ آذر ۹۱ با تیری میسان (Thierry Meyssan) روزنامه نگار فرانسوی در جریان سفر به ایران جلب می‌کنم.
وی که به دلیل مواضع ضد آمریکایی‌اش شدیدا مورد اقبال کیهان و برخی رسانه‌های دیگر قرار گرفته بود رسما همجنس‌باز است و در مصاحبه با مجله اختصاصی همجنس بازان تصریح می‌کند که جنس مخالف هیچ جاذبه‌ای برای او ندارد.
بد نیست برادران آن تشکل دانشجویی در مشهد که برای تصفیه حساب با جهاد دانشگاهی، این غائله را با ادعای پوچ حمایت کلارک از همجنس بازی به راه انداختند و نام شریف و عزیز مردان الهی و بی ادعای بسیجی را لکه دار کردند، آگاه باشند که شاخه همین تشکل دانشجویی در دانشگاه تهران برای همین آقای تیری میسان همجنس‌باز، در تاریخ ۲۱ آذر ۹۱ در دانشگاه تهران برنامه سخنرانی برگزار کرد. وی در رسانه ملی در برنامه زنده «راز» هم شرکت کرد!
به همین منوال، وقتی پروفسور جیانی واتیمو (Gianni Vattimo)، فیلسوف ایتالیایی ملحد و همجنس‌باز که به شرکت در راهپیمایی همجنس بازان مقید است، سخنران افتتاحیه همایش بین‌المللی روز جهانی فلسفه در ایران در سال ۱۳۸۹ بود، به دلایل معلوم! صد البته باید سکوت می‌شد.
۱۰٫ ظاهرا در پیشفرض کیهان هر انسان غربی که به سرزمین‌های اشغالی می‌رود برای دهن کجی به مسلمانان است، در حالی که سفر به آن سرزمین از نظر مسیحیان معتقد، از آن جهت که فضایی است که حضرت عیسی در آن زندگی کرده، یک سفر معنوی محسوب می‌شود.
بنابراین طبیعی است که یک متدین مسیحی به سرزمین‌های اشغالی رفته باشد. البته انصاف آنان متفاوت است. برخی معترض به رژیم صهیونیستی و برخی با آن همدل اند. حال فرض کنیم با بررسی پرونده یک فیلسوف غربی معلوم شود به اسرائیل دلبستگی شدید دارد.
چنین شخصی معلوم است که سخت تحت تاثیر تبلیغات جهانی است و بنابراین مادامی که اهل بحث و گفتگوست دعوت از او برای یک همایش علمی و دیدار با متفکران ایرانی و دیدن واقعیت‌ها از نزدیک، در شرایط مساوی نسبت به مهمانان ضد صهیونیست اولویت دارد. بله، هر گاه برای مسئولان ذی‌صلاح مشخص شود که این فرد بحث علمی را پوششی برای فعالیتهای دیگر قرار داده است طبعا ویزا برای وی صادر نمی‌شود.
همان مصلحتی که اقتضا می‌کند برخی شریکان و حامیان رژیم صهیونیستی که بعضا دستشان به خون مسلمانان آغشته است با مقامات ایران دیدار کنند و در مقابل دوربین خبرنگاران لبخند بزنند – که امری درست و در جهت منافع نظام اسلامی است – به طریق اولی اقتضا می‌کند متفکران جهانی که بعضا دلبستگی به این رژیم غاصب دارند برای آگاه شدن از حقایق و تبادل اندیشه با متفکران ایرانی با رعایت جوانب لازم، اجازه حضور در محافل علمی ایران را داشته باشند.
جناب آقای شریعتمداری! نه منکر برخی خدمات کیهان در برخورد با دشمنان انقلاب هستم و نه نافی زحماتی که برای این انقلاب و نظام متحمل شده اید. مانند شما خطر فرهنگی جدی و جدیدی برای انقلاب احساس می‌کنم و نیز می‌دانم نگران نفوذ اندیشه‌های غربی هستید. اما بدون مبالغه و با توجه کامل به پاسخگویی در محضر الهی، عمیقا اعتقاد دارم که در دو دهه اخیر در میان غیراندیشمندان، هیچکس مانند جنابعالی به سبب برخوردهای غیرمنصفانه و غیرعلمی و مملو از تمسخر و افترا و اتهام با دگراندیشان و نواندیشان، در گسترش افکار سکولاریستی و روشنفکرمآبانه غربی در میان جوانان ایرانی و حتی مسأله دار کردن آنان با نظام، مؤثر نبوده است؛ برخوردهایی که برخلاف رهنمودهای رهبر بزرگوار انقلاب همواره «دفع حداکثری» و پشت کردن به «مجادله احسن» سرلوحه آن بوده است.
با تجدید احترام،
محمد مطهری، معاون پژوهشی بنیاد علمی فرهنگی شهید مطهری»
داعش؛ میراث شوم غرب
داعش؛ میراث شوم غرب عنوان یادداشتی است در روزنامه کیهان به قلم مصطفی روزبهانی که متن آن بشرح زیر است:
«سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» غربی که ده‌ها سال است آن را برای خاورمیانه تجویز کرده‌اند تا از این طریق منابع غنی آن را غارت و بر موقعیت ژئو استراتژیک آن غلبه کنند، این بار منطقه را در آستانه انفجار و فروپاشی قرار داده است. دولت اوباما از همان آغاز کار اعلام کرد سیاست بوش پسر برای لشکرکشی به کشورها آنگونه که در افغانستان و عراق به وقوع پیوست را ادامه نخواهد داد. بسیاری این سیاست اوباما را به فال نیک گرفتند و اینگونه پنداشتند که او داناتر از سلفش است و در دوران وی جهان به ویژه خاورمیانه روی آرامش خواهد دید. اما آنان که مسائل را موشکافانه و با ریز جزئیاتش تحلیل می‌کنند، همان زمان هشدار دادند که این سیاست دولت اوباما به معنی تغییر سیاست‌های کاخ‌سفید نیست و اتفاقا همین هم شد. دولتی که ادعا می‌کرد هدفش لشکرکشی به کشورها و ایجاد جنگ‌های جدید نیست، گروه جنایتکار و خون‌آشام به نام داعش را پرورش داد. شگفتا که آمریکا از تجربه تلخی که در این زمینه دارد درس عبرت نگرفت.
همین کشور حدود سه دهه قبل برای بیرون راندن اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان و جلوگیری از گسترش نفوذ مسکو در منطقه، دلارها و سلاح‌هایش را به سوی تندروهای سلفی و وهابی در عربستان سرازیر کرد. نتیجه‌اش ظهور بن‌لادن و حضور گسترده تندروهای تکفیری در افغانستان شد که اگرچه به خروج شوروی از افغانستان انجامید اما این پایان کار نبود زیرا در افغانستان جا خوش کردند و دیگر حاضر به ترک آنجا نبودند تا جایی که حکومت (دولت‌طالبان) نیز تشکیل دادند و زیاد طول نکشید که بلای جان همان غربی‌ها شدند. تکفیری‌های القاعده که با پول و حمایت غرب و البته حامیان منطقه‌ای آنها به قدرت رسیده بودند حالا دیگر همان غربی‌ها را مصداق کفر و ریختن خون آنها را جایز می‌دانستند. حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اگرچه هنوز ابهام‌های زیاد دارد، نخستین ضربه سنگین سلفی‌های تکفیری به غرب بود. از آن زمان تا همین الان که ۱۳ سال می‌گذرد آمریکا با ادعای مبارزه با تروریسم القاعده میلیاردها دلار هزینه کرده و صدها هزار نفر از مردم افغانستان و عراق را به خاک و خون کشیده و هزاران سرباز آمریکایی را نیز به کشتن داده تا به قول خود، القاعده را ریشه‌کن کند. اما با اتخاذ یک سیاست احمقانه و یک بام و دو هوا بار دیگر القاعده را این بار به نام داعش یا همان «دولت اسلامی در عراق و شام» زنده کرد. سوریه نقطه آغاز خوبی بود تا کاخ سفید سیاستش را در این زمینه به اجرا بگذارد و با تقویت داعش در این کشور، تنها به این دلیل که حکومتش حامی مقاومت در منطقه و هم‌پیمان ایران است شهرهای آن را که هر کدام به دلیل قدمت و باستانی بودنش برگی از تاریخ بشمار می‌رود، ویران کرد. اوباما دروغ نگفت که لشکرکشی نخواهد کرد اما شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که هدف او ادامه سیاست هرج و مرج و کشتار در خاورمیانه است اما نه به دست نیروهای آمریکایی، بلکه توسط، گروههای سلفی تندرو در خود منطقه که حاضرند بخاطر یک دلار، سرها از بدن جدا کنند. اوباما دو هدف را در این خصوص دنبال می‌کند: نخست کاهش هزینه نظامی آمریکا و دوم بهبود وجهه کشورش که به دلیل حمله به عراق و افغانستان مخدوش شده بود. در حقیقت اوباما تلاش کرد نشان دهد که داعش از تکفیری‌های همین منطقه تشکیل شده و دیگر کسی در جهان انگشت اتهام را بسوی آمریکا به دلیل ناآرامی در خاورمیانه، نشانه نمی‌رود. البته بر کسی پوشیده نیست که چنین گروههای جنایتکاری بدون کمک مالی و تسلیحات غرب و حمایت برخی رژیم‌های عرب منطقه از آنها شکل نخواهند گرفت. حال، این گروه تروریستی و تبهکار بخشی از فعالیتش را از سوریه به عراق انتقال داده و چند روزی است که برخی مناطق این کشور را نیز ناآرام کرده و دهها نفر از مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشیده است. با اندکی واکاوی می‌توان ردپای غرب و متحدان منطقه‌ای آن را در حوادث کنونی عراق مشاهده کرد. داعش از دو سال قبل فعالیت‌های تروریستی‌اش را در سوریه آغاز کرده اما سوال این است که چرا از حدود ۱۰ روز قبل اقداماتش را در عراق گسترش داده در حالی که نام این گروه «دولت اسلامی در عراق و شام» است و می‌بایست همزمان با سوریه، در عراق نیز شروع به فعالیت می‌کرد؟ پاسخ روشن است. نوری مالکی هم‌پیمان ایران وحامی محور مقاومت در منطقه است و ایران نیز از زمان سقوط صدام نفوذ قابل توجهی در عراق پیدا کرده که این مسئله سبب شده عربستان و اربابان غربی‌اش تاب تحمل آن را نداشته باشند و از هیچ تلاشی برای ساقط کردن دولت مالکی فروگذار نکنند. آنها منتظر نتیجه انتخابات اخیر عراق ماندند تا پس از آن اقدام کنند. وقتی که نتیجه، پیروزی دوباره مالکی را ثبت کرد، زیاد طول نکشید که راه ورود داعش به عراق هموار شد. تا همین لحظه که تروریست‌ها به ویران کردن برخی مناطق عراق و کشتار مردم بی‌دفاع آن می‌پردازند، آن دسته از رژیم‌های عرب منطقه که در تقویت داعش سهم بسزایی ایفا کرده‌اند، سکوت اختیار کرده و اوباما نیز بجای کمک به حل بحران، ادعا کرده که تنش میان احزاب سیاسی عراق سبب بوجود آمدن شرایط جدید این کشور شده است.
غربی‌ها به خصوص آمریکا در عین حال برای آنکه توپ را از زمین خود دور کنند، ادعای تنش مذهبی در عراق را مطرح کرده‌اند و مدعی‌اند که نوری مالکی شیعه اهمیتی به حضور سنی‌ها در ترکیب دولت نداده و همین امر سبب فوران کینه اهل تسنن عراق و بوجود آمدن وضعیت کنونی شده است. این ادعا در حالی است که در روزهای اخیر به کرات شنیده‌ایم عشایر سنی عراق نیز همگام با نیروهای دولتی علیه تکفیری‌های داعش بسیج شده‌اند و برای نابودی این گروه جنایتکار، سلاح به دست گرفته‌اند. تردیدی نیست که داعش و امثال آن، میراث شوم غرب برای این منطقه استراتژیک و ثروتمند است تا از طریق آن، آرامش نیم‌بند خاورمیانه را به هم بریزند و با ایجاد هرج و مرج و اعمال سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، سیاست‌های کثیف و استعماری خود را به پیش ببرند.
غربی‌ها در واقع از دهها سال قبل با تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی آرامش منطقه را به هم زده‌اند، اما در دو دهه اخیر که محور مقاومت به ویژه مثلث ایران – سوریه – حزب‌الله قوی‌تر شده و در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه در لبنان و غزه ضربات سختی به صهیونیست‌ها وارد کرده است، باتشکیل تروریست‌هایی نظیر داعش درصدد ایجاد تفرقه میان مذاهب مختلف در منطقه هستند. غرب و مزدوران منطقه‌ای آن پس از آنکه در لبنان به دلیل هوشمندی و درایت حزب‌الله نتوانستند موفق عمل کنند و در تفرقه‌اندازی میان مردم آن با وجود تعدد مذاهب ناکام ماندند، سیاست کثیف خود را به سوریه منتقل کردند و اکنون که پس از گذشت سه سال، از سقوط اسد ناامید شده‌اند، همان سیاست را به عراق کشانده‌اند. غربی‌ها اما این بار یک موضوع بسیار مهم را نادیده گرفته‌اند و آن حضور گسترده تروریست‌های غربی در میان داعش است. سه دهه قبل سلفی‌هایی که با حمایت آمریکا در افغانستان علیه شوروی وارد عمل شدند فقط از اتباع عرب و افغان بودند که سال‌ها بعد ۱۱ سپتامبر را در قلب آمریکا رقم زدند. باید دید اکنون که از هر ۱۰ عضو داعش در سوریه و عراق یک نفر تبعه آمریکا و اروپاست،‌چه آینده‌ای در انتظار کشورهای غربی خواهد بود؟‏»
موازنه تهاجمی و تدافعی داعش
موازنه تهاجمی و تدافعی داعش عنوان سرمقاله روزنامه مردم‌سالاری است به قلم جواد گیاه‌شناس عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان که متن آن در پی آمده است:
«در کمتر نقطه‌ای از جهان، خشونت مانند غرب آسیا و شمال آفریقا خانمان سوز بوده است. مداخله نظامی در افغانستان، جنگ تحمیلی صدام حسین علیه ایران، اشغال کویت، مداخله نظامی علیه عراق و رفتار خشن سرکوبگرانه علیه مردم فلسطین، ترور شخصیت‌های سیاسی و مردم عادی در ایران و بمب‌گذاری در کشورهای منطقه نظیر عراق، افغانستان و لبنان نمونه‌هایی از خشونت در سه دهه گذشته در این منطقه‌اند… در این سالها، یک صدای مسلط پیاپی شنیده شده است که «گزینه جنگ روی میز است»، اما امروز بگذارید در برابر این سخن ناکارآمد وغیرقانونی بگویم «صلح در دسترس است.» پس به نام جمهوری اسلامی ایران در گام نخست پیشنهاد می‌کنم طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد و همه دولتها و سازمان‌های بین‌المللی و نهاد مدنی تلاش‌های جدیدی را برای سوق دادن جهان به این سو سامان دهند. باید به جای گزینة ناکارآمد «ائتلاف برای جنگ» در مناطق مختلف جهان به «ائتلاف برای صلح پایدار» در سراسر جهان اندیشید. امروز جمهوری اسلامی ایران شما و همه جامعة جهانی را به برداشتن گامی فراپیش می‌خواند؛ دعوتِ «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری». سطور بالا قسمت‌هایی از متن سخنرانی رئیس‌جمهور روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد می‌باشد. نگاهی دقیق به آنچه تحت عنوان مبارزه علیه خشونت و افراطی‌گری مطرح شده است نشان می‌دهد وضعیت کنونی غرب آسیا بویژه در سوریه و عراق ناشی از عدم توجه جهانیان به هشدار‌های جمهوری اسلامی در راه مبارزه با تروریزم و افراطی‌گری است.
بر همگان مسجل است که سوء استفاده گروه‌های تروریستی از فضای چند دستگی ناشی از عدم اجماع جهانی بر علیه خشونت و تروریزم دامن بسیاری از دولت‌ها را گرفته است. اگر اقدامات جهانی در مقابله با داعش و سوء استفاده از این عنوان برای براندازی رژیم قانونی بشار اسد صورت نگرفته بود امواج کوتاه تروریزم اینک با استفاده از فرضیه موازنه تهاجمی – تدافعی به بخش‌های دیگر سرایت نمی‌نمود و تبدیل به مواج بلند هراس و وحشت نمی‌شد. در چند ماه گذشته که دولت نوری المالکی مواضع این گروه را در استان الانبار به سختی سرکوب نمود به همراه پیروزیهای دولت بشار اسد در مبارزه با این گروه تکفیری بر اذهان بسیاری از ناظران بین‌المللی این مهم متبادر گردیده بود که این گروه در سراشیبی سقوط قرار دارد ولیکن به یکباره پارادایم بهترین دفاع حمله می‌باشد از جانب این گروه مورد انتخاب قرار گرفت. حمایت خارجی دولت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای و پیوند این گروه با سایر گروه‌های افراطی زمینه نفوذ خود را در بخش‌های دیگر عراق فراهم ساخت و از یک مار زخم خورده و درمانده یک افعی خطرناک ساخت. اقدامات افراط گرایانه این گروه به همراه ایجاد رعب و تسری خشونت علاوه بر نمودارسازی یک اسلام توام با خشونت و نگرش‌های تکفیری در تکمیل پازل غرب در پروژه اسلام هراسی امروزه نمود عینی می‌یابد. پروژه‌ای که غرب از چندین دهه قبل سعی دارد تا بخش زیادی از مشکلات جهان را به اسلام و برداشت‌های خشونت‌آمیز آن نسبت دهد امروز با انتشار تصاویر خشونت‌های
غیر انسانی و بعضا شیطانی این گروه نمود خارجی می‌یابد و می‌تواند تدوین‌کنندگان تئوری اسلام هراسی را به مستندات جدیدی مجهز نماید. از سوی دیگر موازنه تهاجمی – تدافعی داعش و همپیوندی با گروه‌های تکفیری و القاعده خطری مهلک برای نظام‌های دموکراتیک شکننده در غرب آسیا را ایجاد نموده است. دولت بشار اسد اولین دولت قانونی مستقر در این منطقه بود، نوری المالکی امروز در بحران اقدامات گروههای تروریستی به همراه بحران چند دستگی‌های سیاسی گرفتار آمده و آنچنانکه می‌دانیم برخی گروه‌ها و جناح‌های سیاسی در پی آنند تا دولت وی را غیر مشروع و ناکارآمد جلوه دهند. این تصویر ناکارآمدی از دولت مالکی حتی به بهای از دست رفتن تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دولت عراق نیز از تحلیل رقابت‌های درونی گروه‌های عراقی دور مانده است و نشان می‌دهد تحلیل صحیحی در این مسئله از جانب گروهها و احزاب سیاسی وجود ندارد. در پایان موضوع و سرشت پیشنهاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، دکتر حسن روحانی می‌تواند الزامات بین‌المللی برای سایر کشورها و ماموریت شورای امنیت ملل متحد و قدرت‌های بزرگ را فراهم سازد و دولت جمهوری اسلامی ایران بعنوان ارائه دهنده پیشنهاد تئوریک جهان عاری از خشونت و افراط‌گری سطح عملی تلاش‌های دیپلماتیک را برای محصورسازی خشونت و افراط‌گری به ورطه عمل رسانند. در این راستا جمهوری اسلامی ایران می‌بایست ضمن توجه به پارادایم موازنه تهاجمی – تدافعی، بهترین دفاع را در جلوگیری از تسری بحران به مرزهای غربی ایران ترتیب داده و با توجه به نقش فزاینده و فعال جمهوری اسلامی ایران در این بحران منطقه‌ای زمینه‌های دفع نگرش‌های تکفیری در منطقه را با فعالیت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی صورت دهد. بحرانی که کنش و واکنش‌های به موقع کشورمان می‌تواند ائتلاف برای صلح را با محوریت جمهوری اسلامی ایران تقویت نماید و بالعکس فرصت‌سوزی‌های منطقه‌ای ایران به دامن‌گیر شدن این کشور در درگیری‌های افراطی‌گری و آتش تعصبات فرقه‌ای شکل‌گیری بحران‌های امنیتی مبدل می‌گردد. بنابراین دستگاه دیپلماسی کشور به سرعت می‌بایست نقش خویش را در موضوع عراق به محور فعال ائتلاف برای صلح و مبارزه علیه افراطی‌گری تبدیل نماید موضوعی که علاوه بر گفتمان‌سازی جهان عاری از خشونت دکتر روحانی بسترساز نتایج عملی در منطقه و سطح بین‌المللی برای این کشور خواهد بود.»
‏در دیپلماسی نیز پیشگیری بهتر از درمان است
در دیپلماسی نیز پیشگیری بهتر از درمان است عنوان یادداشت صفحه اول روزنامه شهروند است به قلم متین مسلم کارشناس سیاست خارجی که متن آن بشرح زیر است:
«اوباما در کمال ناباوری آب پاکی روی دستان مالکی ریخت. «لطفا منتظر نباشید.»
آقای رئیس‌جمهور می‌گوید: نیروی نظامی به عراق اعزام نمی‌کند و بنا ندارد میهمانی شام غیر قانونی حمله به عراق که توسط جورج بوش برگزار شده بود را مجددا برپا کند. بسیار خب! مطمئنا این یک تصمیم درست است، اما اگر این نشانی از بی‌تفاوتی او نسبت به تحولات عراق تلقی شود، باید گفت رئیس‌جمهوری درحال ارتکاب همان اشتباهی است که در‌ سال ۱۹۹۶ کلینتون در بی‌تفاوتی نسبت به روی کار آمدن طالبان در افغانستان از خود نشان داد و با چشم‌پوشی منطقه را به القاعده، اجتماعات عربی، پاره‌ای از دول عرب و البته پاکستان واگذار کرد. بقیه ماجرا را حتما می‌دانید. اکنون منتقدان می‌گویند باید مشخص شود دلیل در پیش گرفتن سیاستی مشابه در قبال عراق و گروه‌های تندرو و مشخصا داعش چیست؟ البته اوباما در مقایسه با کلینتون و بوش برای چرایی سیاست خارجی خود دلایل متفاوت‌تری ارایه می‌کند. اما امروز بحث بر سر مشروع بودن و نبودن مداخله یا حمله نظامی مستقیم و اعزام نیرو به عراق نیست. نگرانی بیشتر به بی‌اطلاعی و نحوه ارزیابی‌های مبهم واشنگتن از تحولات منطقه و مشخصا عراق بازمی‌گردد که موجب شده نتوان به درک مناسبی از چرایی سیاست‌های ایالات متحده دست یافت. فارن پالیسی در آخرین شماره خود می‌نویسد «سیاست‌گذاران در واشنگتن و دیگر پایتخت‌های متحد آمریکا از قدرت واقعی داعش آگاه نبوده و مطمئن نبودند که چگونه می‌توانند به آن واکنش نشان دهند.» این نشریه همچنین با اشاره به ملاقات ماه می‌«چک‌هگل» وزیر دفاع آمریکا با همتایان عرب خود منطقه می‌نویسد: «آنها خطرات گروه‌های تندرو را پذیرفتند اما هیچ برنامه‌ای برای مقابله با این گروه‌ها ارائه نکردند و هیچ نشانه‌ای هم وجود ندارد که نشان دهد آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا نظارت بر جنگجویان داعش در عراق را افزایش داده‌اند.»
به اعتقاد بسیاری از آگاهان سیاست خارجی آمریکا، مشکل بیشتر از آن‌جا ناشی می‌شود که کاخ‌سفید همزمان با عدم وجود یک برنامه روشن در سیاست خارجی، توانایی خود را نیز برای اتخاذ تصمیماتی راهبردی و ایجاد یک توازن استراتژیک، حداقل در خاورمیانه از دست داده و اسیر تصمیمات لحظه‌ای شده است. این همان نقطه محوری انتقاد صریح و مستقیم رابرت گیتس وزیر سابق دفاع ایالات متحده از رئیس‌جمهوری در کتاب خاطرات خود «وظیفه» است که مکرر به آن اشاره می‌کند. بی‌شک در سیاست خارجی آمریکا اکنون آنچه بیشتر مشاهده می‌شود اتخاذ سیاست‌هایی متغیر و متناسب با تحولات روز است تا تصمیمات راهبردی که عملا موجب شده کاخ‌سفید در برخورد با مسائل استراتژیک و پیش‌بینی نشده دچار شوک در تصمیم‌گیری شود. چک هگل وزیر دفاع می‌گوید: در مخاطره‌آمیز بودن گروه‌هایی مانند دولت اسلامی عراق و شام تردید ندارد. اما مشخص نمی‌کند در عمل و هنگام وقوع سونامی وحشت (مانند امروز در عراق) راهبرد عملی و تضمین شده دولت چیست؟ آن هم زمانی که پای متحدان منطقه‌ای در میان است و کار با پیچیدگی مضاعفی روبه‌رو می‌شود. منافع ایالات متحده یا رعایت حال متحدان! سیاست راهبردی برای کنترل بحران‌هایی مانند ورود حمایت شده داعش به صحنه امروز عراق و فردا در جای دیگر چیست؟ درحالی آمریکا به خوبی از خطرات تشکیل یک کلونی دیگر از زنبورهای سمی واقف است. روزنامه الشروق چاپ الجزایر در شماره روز شنبه خود به نقل از گزارش‌های منابع اطلاعاتی نوشت: «گروه تروریستی دولت اسلامی در عراق و شام درصدد تأسیس شاخه‌ای جدید در مغرب عربی موسوم به «دامس» و هجوم به الجزایر است. هفته گذشته نشریه فارن پالیسی در گزارش دیگری به نقل از پاره‌ای منابع اطلاعاتی افشا کرده در ‌سال ۲۰۱۱ و همزمان با تلاش‌های ضد حکومت اسد از سوی ریاض، نگرانی سعودی‌ها نسبت به برنامه‌های هسته‌ای ایران نیز افزایش یافت و دستگاه اطلاعاتی سعودی کمک به گروه‌های تندرو در منطقه را آغاز کردند و البته رهبری این ارکستر را شاهزاده بندر بن سلطان برعهده داشت. هرچند که بندرسلطان استعفا داده است ولی حمایت عربستان‌سعودی از نیروهای تندرو چون داعش تداوم خواهد داشت. هنوز اسناد قطعی از این تاکتیک سعودی‌ها در دسترس نیست، اما شواهدی از دست داشتن سعودی‌ها در ماجرای داعش وجود دارد.»
به باور من، مسیر تحولات خونین فعلی عراق در صورتی که کاخ‌سفید سطح و نوع انتظارات خود از تحولات منطقه را مشخص نکند به سمت عمیق‌تر و بغرنج‌تر شدن پیش خواهد رفت، چراکه عراق تمام پتانسیل‌های یک جنگ درازمدت را در درون خود دارد. برای اوباما کافی نیست بگوید به عراق نیرو اعزام نمی‌کند. هیچ‌کس از این اعلام، پیام به یک دولت توانا در برخورد با تروریسم و شبه‌نظامیان وحشت‌آفرین را استنباط نکرد. برعکس، بسیاری اتفاق‌نظر داشتند این یک بلاتکلیفی دیگر در مسائل مهم و بی‌تفاوتی در قبال درخواست مالکی و آینده عراق بود.
زمانی که کاخ‌سفید و وزارت خارجه، مالکی را به دلیل نحوه اداره کشور مورد انتقاد شدید قرار می‌دهند آیا می‌خواهند به او بگویند «آقای نخست‌وزیر اگر بهتر عمل می‌کردی، ما هم آمادگی دخالت مستقیم را داشتیم.»
این‌که یک تناقض عجیب است. البته مالکی این اتهامات را رد و متقابلا بر مسئولیت‌های امنیتی ایالات‌متحده پس ازخروج ارتش این کشور از عراق در دسامبر ۲۰۱۱ تأکید کرده است. با این حال در اثباتی‌ترین حالت، واشنگتن مشخص نمی‌کند اخلاقا چگونه می‌خواهد و می‌تواند میان آنچه انتقاد از نحوه حکومت مالکی خوانده با اقدامات القاعده و داعش و حمایت پاره‌ای متحدان عرب که عراق را در آستانه فروپاشی قرار داده‌اند، توازن برقرار کند. خطر از این آشکارتر! نیاز به واکاوی نیست، آنچه هم‌اکنون در عراق مشاهده می‌شود برگرفته از نوعی انترناسیونالیزم افراطی و بدون مرز مذهبی است که در بر گیرنده طیف وسیعی از نیرو‌های وحشت‌آفرین با ملیت‌های گوناگون است که در تعیین هدف مرز نمی‌شناسد. همان‌گونه که حسن روحانی رئیس‌جمهوری ایران ۲ روز پیش به آن اشاره کرد. واقعا درک سیاست‌های واشنگتن مشکل شده است. شاید به همین دلیل باشد روحانی با درک خطر‌های پیش‌روی ایران از احتمال همکاری تهران با واشنگتن در برخورد با وضعیت عراق سخن گفته است. ایران تجربه و شرایط مشابه تلخ استقرار تروریسم سیستماتیک و حمایتی در افغانستان را فراموش نکرده و حاضر به تکرار آن نیست. تهران به این نتیجه رسیده پیشگیری بهتر از درمان است و روحانی هم از این آشکارتر نمی‌توانست پیام خود را بدهد.‏»
آمریکای آرام و خاورمیانه ناآرام!
سرمقاله روزنامه آفتاب یزد مطلبی است با عنوان آمریکای آرام و خاورمیانه ناآرام! به قلم حسین دهشیار استاد دانشگاه که در آن نوشته است:
«شرایطی در خاورمیانه عربی در حال رقم خوردن است و حوادثی به صحنه می‌آیند که در یک شکل کلی الگوهای رفتاری و ارزشی خاصی را متجلی می‌سازند. این الگوها یکدیگر را تقویت، مستحکم و توجیه می‌نمایند که در نهایت بازتولید را به وسیع‌ترین شکل آن امکان‌پذیر می‌سازند.
این تنیدگی الگوها نمایانگر این واقعیت است که اساس و ماهیت آنها ریشه در ویژگی‌های منطقه دارند و از ظرفیت‌های تاریخی فزاینده برخوردار می‌باشند. این بدان معناست که نزدیکی طبیعی در میان این الگوها وجود دارند و اقتدار یکی بدون دیگری قابل تصور و امکان‌پذیر نیست. از سویی دیگر، نتایجی که از عملیاتی شدن این الگوها در گستره منطقه حادث گشته به وضوح فراوانی محرز می‌سازد که مسیری در حال هموار شدن می‌باشد که تناسب وسیع و عمیقی با نیازها و خط‌مشی‌های تصمیم‌گیرندگان آمریکایی دارد. آمریکا مطرح‌ترین بازیگر بین‌المللی در منطقه محسوب می‌گردد و به این نکته نیز فراوان توجه مبذول شود که به دنبال درهم‌فروریزی نظام دوقطبی در کنار مطرح‌ترین باید آمریکا را مداخله‌گرترین بالاخص در قلمرو نظامی نیز در نظر گرفت. به جهت اینکه آمریکا از ظرفیت بسیار فزاینده برای نمایش قدرت در گستره جهانی بهره‌مند است بالطبع در منطقه نیز این توانایی را قادر به ارائه می‌باشد. اما آنچه آمریکا را وزن فراوان در کسوت یک بازیگر فرامنطقه‌ای اعطا کرده، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بسیار بالای این کشور برای تأثیرگذاری در شکل دادن به معادلات جدید قدرت در میان گروه‌های اجتماعی، درهم فروریزی چیدمان‌های حاکم تاریخی و اعطای جایگاه معتبر به گروه‌های خواهان سهم سیاسی در چانه‌زنی‌های داخلی در کشورهای منطقه می‌باشد. آنچه به تشدید نافذتر شدن هرچه فزونتر آمریکا در این گستره جغرافیایی کمک فراوان نموده ظرفیت‌های نظامی این کشور نباید درنظر گرفته شود بلکه توانمندی‌های بالای آمریکا برای ایفای نقش وسیع و عمیق در جهت دادن به زندگی روزمره مردم این منطقه و تسهیل بحران‌سازی در صورت نیاز برای ساختارهای مستقر سیاسی می‌باشد. از لیبی در شمالی‌ترین منطقه خاورمیانه عربی گرفته تا عراق و کشورهای دیگر در این حدفاصل جغرافیایی آنچه به چشم می‌آید بی‌ثباتی سیاسی، تشدید کینه‌های تاریخی اجتماعی، خصمانه‌تر شدن و عمیق‌تر گشتن گسل‌های سنتی ارزشی و ناتوان‌تر شدن دولتها در ارائه اولین و کلیدی‌ترین وظیفه ساختار قدرت سیاسی یعنی امنیت است. آمریکا بازیگری جهانی با مسئولیت‌های بین‌المللی در بستر تداوم نظم لیبرال می‌باشد، بنابراین هدف غایی این کشور تقویت و بسط مؤلفه‌های حیات‌بخش این نظم باید درنظر گرفته گردد. تنها در بطن توأم و استحکام هرچه بیشتر نظم لیبرال در گستره گیتی است که رفاه وسیع اقتصادی، ثبات نهادینه در بدنه ساختار سیاسی، کارآمدی عمیق قرارداد اجتماعی در گستره داخل آمریکا ماهیت روزمره و طبیعی می‌یابد. لیبی و مانند آن در شرایطی قرار دارند که بسیاری از شاخصه‌های حاکمیت ملی عملاً قابل رؤیت نمی‌باشند. ساختار قدرت سیاسی در این کشورها به جهت تقسیم حاکمیت در معنای «وبری» آن قادر به ایفای وظایف معمولی و روزمره نمی‌باشد. هرچه بی‌ثباتی گسترده‌تر، هرچه ناتوانی قدرت حاکم سیاسی در تهیه نیازهای متعارف توده‌ها مشهودتر و هرچه مراکز متعددتر قدرت افزون‌تر گردند استدلال تئوریک جامع‌تر و توجیه عملیاتی مستحکم‌تری برای تشدید حضور و مداخله‌گری برای آمریکا ترسیم می‌گردد. از سویی دیگر حوادثی که در بسیاری از کشورهای منطقه بالاخص در طول یک دهه اخیر به طور مداوم و مکرر حادث شده به شدت فراوان و جبران‌ناپذیری به بنیان‌های ازرشی در این گستره جغرافیایی لطمه وارد آورده و تضعیف عملیاتی و توجیهی آنها را سبب گشته است. الگوهای رفتاری در کثیری از این کشورها در شکل‌های حکومتی و غیرحکومتی به گونه‌ای بوده که ظرفیت‌های ارزشی در این قلمروها و در بدنه جوامع را به شدت خدشه‌دار نموده است. هرچه این واقعیت‌ها تشدید گردند محققاً منطق آمریکا برای مداخله‌گری و توجیه این کشور برای ایفای نقش وسیع‌تر در معادلات داخلی سرزمین‌های این منطقه به نظر خودشان مشروعیت فزون‌تری خواهد یافت. از سویی هرچه ناآرامی‌ها و خشونت‌ها در کشورهای منطقه افزایش یابد مردم این منطقه را در بلندمدت راغب‌تر می‌سازد که الگوهای الرزشی و رفتاری را که در بسترآن زیست می‌کنند فاقد مشروعیت و اعتبار بیابند. ناآرامی‌ها و ماهیت حوادثی که در گستره وسیعی از منطقه مشهود می‌باشد ظرفیت فزون‌تری برای آمریکا مهیا می‌سازد که حضور خود را توجیه عملیاتی نماید و از سویی دیگر حضور خود را نافذتر جلوه دهد. اگر الگوهای رفتاری و ارزشی در منطقه به تشدید خشونت، بی‌ثباتی، هرج و مرج و فقر و حقارت منجر گردند محققاً انتظاری جز این نباید داشت که آمریکا مداخله‌گرتر ظاهر گردد. به تدریج این باور حاصل می‌گردد شرایط و حوادث منطقه به گونه‌ای پیش می‌روند که در چشم‌انداز تقویت جایگاه منطقه‌ای آمریکا را به شدت فزاینده‌ای تسهیل می‌نمایند.»
‏آنچه انقلاب سرمایه گذاری می‌طلبد
آنچه انقلاب سرمایه‌گذاری می‌طلبد عنوان یادداشتی است در صفحه اول روزنامه اعتماد به قلم علی قنبری که در آن نوشته است:
«یکی از مشکلات عمده اقتصادی کشور در شرایط کنونی، وجود رکود تورمی به معنی نرخ تورم و بیکاری بالاو رشد اقتصادی پایین است. مجموع این سه شاخص بیانگر اقتصاد رکودی در کشور بوده که وضعیت نامطلوبی را در اقتصاد ایران حکمفرما کرده است. واقعیت این است که در پی سیاست‌های غلط دولت گذشته، شاهد یک ابرتورم در اقتصاد بوده‌ایم که حتی گاهی کشور را از نظر رشد اقتصادی بسیار پایین حائز رتبه اول کرده است. اما خوشبختانه با روی کار آمدن دولت یازدهم تحول عظیمی در شاخص‌های اقتصادی که یقینا ناشی از عوامل روانی بود، ایجاد شد که اقتصاد را از ورشکستگی نجات داد. در این برهه زمانی نزدیک به یک سال، سرمایه اجتماعی بالا، شرایط اقتصادی مطلوبی را در کشور ایجاد کرد که پیامد آن ورود سرمایه گذاران خارجی علاقه مند به سرمایه گذاری در ایران و جایگزینی سرمایه گذاری مولد سرمایه گذاران داخلی به جای دلالی بود. در این فضای مثبت، تورم بالای ۴۲ درصد به سمت ۳۰ درصد و رشد منفی اقتصادی هم به سمت صفر حرکت کرده است و به نظر می‌رسد تا اواخر سال جاری به نرخ مثبتی نیز در این زمینه دست یابیم که البته وصول به این هدف به سیاست‌های پولی و مالی دولت بستگی دارد. اگر دولت بخواهد اقتصاد کشور از رکود تورمی خارج شده و بیکاری تا حدودی کاهش یابد و رشد اقتصادی نیز به سمت مثبت حرکت کند، باید سیاست‌های جانب عرضه را تقویت کند. یعنی سیاست‌هایی که موجب تقویت تولید و کنترل تقاضا شده تا به موجب آن فعالیت بخش‌های اقتصادی نظیر کشاورزی، صنعت و خدمات به چرخه اقتصادی بازگردند. البته این کار یک انقلاب سرمایه گذاری در کشور را می‌طلبد. باید تلاش شود تا دولت کمتر متولی امور شده و از هزینه‌های جاری آن کاسته شود. اگر دولت بخواهد در اقتصاد کشور دخالت کند، صرفا باید در امور توسعه یی، زیرساخت‌ها و قسمت‌هایی که بخش خصوصی در آن فعالیت نمی‌کند ورود کند تا موجبات افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشور و بهره برداری از پتانسیل بخش‌های مولد در تمام زمینه‌ها را فراهم سازد. اما در کنار این اقدامات مثبت، دولت باید از سرکوب قیمت‌ها نیز جلوگیری کند. سیاست تقویت عرضه را در پیش گرفته و اگر قصد دارد با افزایش عرضه ارز سبب کاهش قیمت آن شود، تلاش کند سیاست با ثباتی را دنبال کند. از این رو، سیاست تثبیت اقتصادی را در پیش بگیرد و به نحوی عمل کند که موجب ضرر و زیان صادر کنندگان نشده و هم تقویت صادرکنندگان و هم ثبات پولی و ارزی را در پی داشته باشد: اهدافی که در راستای دستیابی به آن نه می‌توان سیاست‌های انبساطی که موجب تورم می‌شود را اجرا کرد و نه می‌توان سیاست‌های سختگیرانه انقباضی را که موجب بیکاری و رکود می‌شود، در پیش گرفت. اما در بخش سیاست‌های مالی هم دولت باید به نحوی عمل کند که با وضع مالیات‌ها موجبات تقویت تولید را فراهم کرده و در زمینه‌هایی نیز سیاست تقویت بخش عرضه را دنبال کند.
از طرفی نیز هزینه‌های دولتی باید کاهش یافته و هزینه‌های عمرانی در بخش سرمایه گذاری‌های توسعه ای، مولد و زیربنایی هزینه کنیم. با این اوصاف اگر دولت و بانک مرکزی به طور هماهنگ در سیاست‌های پولی و مالی حرکت کنند، خواهند توانست حرکت اقتصاد را سمت و سویی هدایت کنند که تا پایان سال از وضعیت رشد منفی رها شده و به سوی رشد مثبت گام نهد. به گونه یی که تورم در حد ۲۰ درصد و بیکاری نیز در حد ۱۰ درصد کنترل شود. در این شرایط مثبت است که رونق می‌تواند در اقتصاد کشور رخ دهد. البته همه این موارد در جهت بهبود وضعیت اقتصادی منوط بر اینکه سیاست‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی همراه و هماهنگ با سیاست‌های اقتصادی حرکت کنند. از این رو است که باید اتحاد، انسجام و هماهنگی ملی را بیشتر تقویت کرده و شاخص حکمرانی خوب را در پیش بگیریم. شاخصی که در آن قانونمندی، مبارزه با فساد، شفاف سازی و پاسخگو بودن مسئولان موجب تقویت کشور و شاخص توسعه انسانی شده و رونق اقتصادی را در کشور تضمین خواهد کرد.‏»
تراژدی بزرگ اجتماعی و جشن‌های شادی!
سرمقاله روزنامه دنیای نوین کسب و کار مطلبی است با عنوان تراژدی بزرگ اجتماعی و جشن‌های شادی! به قلم فاطمه دانشور عضو شورای شهر تهران که متن آن در پی آمده است:
«چند روز پیش، خبری از پخش «کارت‌های جشن طلاق» در سطح شهر تهران دادم و پس از این که بسیاری آن را باور نکردند یا از انتشار چنین خبری شگفت زده شدند، رسانه‌ها با مانور رسانه‌ای روی این خبر، زنگها را به صدا درآورند و مهر تأییدی جدی بر صحت این خبر زدند.‏
وقتی پیش از اعلام این خبر، خود شاهد کارتی بودم که جمعیت زیادی را برای جشن طلاق دعوت کرده بودند، احساس کردم که جریان جدیدی در حال بوجود آمدن است که به زودی همه از آن آگاه خواهند شد؛ جریانی که همانطور که موجب شگفتی و وحشت من شد، در جامعه نیز چنین تبعاتی خواهد داشت.‏
هرچند بسیاری معتقدند که این اخبار را نباید زودتر از پخش طبیعی آن، اعلام کرد، اما من فکر می‌کنم که اعلام زودهنگام آن می‌تواند باعث آگاهی و چاره اندیشی زودتر مسؤولان، و هوشمندی و واکنش مردم شود.‏
متأسفانه طلاق در کشور ما در سال‌های اخیر، آن قدر روند عادی شدن را می‌پیماید که از یک تراژدی بزرگ اجتماعی به مسأله‌ای عادی و قابل اتفاق در بسیاری از خانواده‌ها در حال تغییر چهره است. منفورترین حلالی که عرش خدا را به لرزه می‌اندازد، این روزها به اولین و دم دست‌ترین راه حل برای زوج‌هایی تبدیل شده که تحمل و حوصله آزمودن راه حل‌های دیگر را ندارند.‏
آنچه در این میان جای نگرانی بسیار دارد و هم مسؤولان باید هوشیار باشند و هم مردم نسبت به آن حساس شوند، این است که پخش جشن کارت طلاق در تهران به این معناست که یک تراژدی بزرگ اجتماعی به عامل شادی و پایکوبی بدل شده است و این تغییر چهره طلاق، نه فقط از قبح آن خواهد کاست، بلکه جسورانه آن را موجب شادی و رهایی معرفی خواهد کرد. طلاق به عنوان یک معضل ناپسند و ویران کننده اجتماعی، تاکنون با پیشدرآمدهای سختی چون تصمیم سرنوشت ساز و آزاردهنده دو طرف، مقاومت و مداخله خانواده دوطرف، بازدارنده‌هایی چون سرنوشت کودکان طلاق و تبعات سخت تری چون نگاه اجتماع به زنان مطلقه، آسیب‌های جدی کودکان طلاق، فروپاشی نظام یک خانواده، تخریب روحی و روانی یک خانواده و حتی وابستگان و… مواجه بوده است؛ و حال اگر جای همه این پیش درآمدها و تبعات وحشتناک را – که خود اینها بازدارنده‌های طلاق بوده اند- جشن‌هایی بگیرد که محفلی برای شادی و بریدن کیک و تبریک گفتن (!) است، یعنی بروز فاجعه‌ای که همه آن بازدارنده‌ها را از فعلیت و کارایی می‌اندازد.‏
جشن طلاق یک پدیده نوظهور دونفره نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت؛ بستگانی که به خودشان اجازه می‌دهند در چنین جشنی حضور یابند و برای این فاجعه خداناپسند به مطلّق یا مطلّقه تبریک بگویند، یعنی بسیاری از ساختارها و سنت‌های گرانقدر گذشته را در ذهن خود شکسته اند. بستگانی که پیش از این کارکردشان، وساطت و ریش سفیدی و جلوگیری از فروپاشی خانواده‌ها بود- سنتی حسنه که در احادیث برای آن ثواب فراوان وارد شده است- حال به بستگانی متبسّم و تبریک گو تغییر کاربری داده‌اند که با لباس‌های جشن عروسی در جشن طلاق شرکت می‌کنند و تأسف بارتر این که چه بسا در جشن عروسی همین دو نفر شرکت داشته اند!‏
همه ما چه از مسؤولانیم و چه از مردم، باید چکشی که با آن حلقه ازدواج را در این جشن‌ها خورد می‌کنند و روی آن عکس دلقکی خندان است، کیک‌هایی که تزیین آن با عروسک‌های عروس و دامادی است که روی هم اسلحه کشیده‌اند یا ژله‌های قرمز رنگی است که حاکی از خون عروس یا دامادی است که پایین کیک در خون خود غلتیده است، یا… را جدی بگیریم. هر کدام از ما به اندازه سهمی که داریم نباید بگذاریم منفورترین حلال خدا به شادمان‌ترین جشن زوجی تبدیل شود که تحمل کردن یکدیگر و گذشت را از دست داده‌اند و فراموش کرده‌اند جور دیگری هم می‌توان زندگی کرد.‏»


موضوعات مرتبط: تكفيري(داعش ،.....)
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 22:47 ] [ گروه دین وزندگی ]
* دانلود پاورپوینت “انواع شبکه های اجتماعی”

*دانلود پاورپوینت “خانواده و شبکه های اجتماعی”

*دانلود پاورپوینت “فرصت ها و تهدیدهای شبکه های اجتماعی”

 اورپوینت آموزشی تبار ابلیس (دایره المعارف مباحث آخرالزمان - نسخه جامع)

پاورپوینت آموزشی جهت یابی تخصصی (آمادگی نظامی سربازان منتظر امام مهدی)

فایل پاورپوینت “ شبکه‌های اجتماعی اینترنتی ”

جهت دانلود بر روی لینک های زیر کلیک کنید :

لینک دانلود کلیک کنید

 

پاورپوینت آموزشی جنگ نرم سایبری

پاورپوینت آموزشی جنگ سایبری+دانلود

جنگ ، جنگ اراده هاست ؛ جنگ عزم های راسخ ؛ هر که عزمش بیشتر بود او برنده است . (امام خامنه ای) * دانلود پاورپوینت آموزشی جنگ نرم و سایبری:

پاورپوینت

پاورپوینت “با ماهواره چه کنیم؟” +دانلود

*دانلود پاورپوینت "با ماهواره چه کنیم؟" (لینک غیرمستقیم)

پاورپوینت

پاورپوینت “شبکه های اجتماعی،فرصتها و تهدیدها” +دانلود

* دانلود پاورپوینت "انواع شبکه های اجتماعی" *دانلود پاورپوینت "خانواده و شبکه های اجتماعی" *دانلود پاورپوینت "فرصت ها و تهدیدهای شبکه های اجتماعی"  

ماهواره

پاورپوینت “با شبکه های ماهواره چه باید کرد؟” +دانلود

* دانلود پاورپوینت "با شبکه های ماهواره چه باید کرد؟" (لینک غیرمستقیم)

۲۵۶۴۸

پاورپوینت “انفجارهای بی صدا” +دانلود

*دانلود پاورپوینت "انفجارهای بی صدا" (لینک غیر مستقیم)

روی درایورهای ویندوز رمزگذاری کنید bitlocker

پاورپوینت “آسیب‌های شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت” +دانلود

* دانلود پاورپوینت "آسیب‌های شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت"

آثار سوء و مخرب استفاده از ماهواره

پاورپوینت “آثار سوء و مخرب استفاده از ماهواره” +دانلود

*دانلود پاورپوینت "آثار سوء و مخرب استفاده از ماهواره"

شب قدر

در آستانه لیله القدر:

دانلود پاورپوینت ادعیه و اعمال شب های مبارک قدر

در آستانه لیالی مبارک قدر پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا، بسته اسلاید های مخصوص ایام قدر را منتشر می کند؛ این مجموعه شامل پرونده های پاورپوینت ادعیه و سوره های زیر می باشد: *سوره های عنکبوت، روم و دخان *زیارت امام ...

پرده نگار

پاورپوینت:

با آمریکا چه باید کرد؟

پاورپوینت "با آمریکا چه باید کرد؟" شامل سرفصل های دو ساعت و نیم سخنرانی سردار نقدی ریاست سازمان بسیج مستضعفین در همایش مدیران فرهنگی بسیج می باشد. *دانلود پاورپوینت "با آمریکا چه باید کرد؟ (لینک مستقیم)  


موضوعات مرتبط: پاورپوینت، جنگ نرم
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 22:16 ] [ گروه دین وزندگی ]

آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

1-انجمن حجتیه ۲-جریان شیرازی ها این دو فرقه انحرافی بارها و بارها مورد انتقاد علما و مراجع قرار گرفته اند. در صدر همه ی بزرگواران ، امام راحل (ره) لقب اسلاام آمریکایی را به این ها دادند و هم چنین حضرت امام خامنه ای نیز این جاهلان را شیعیان انگلیسی نامدیدند. در این یاددشات سعی کرده […]

 

1-انجمن حجتیه

۲-جریان شیرازی ها

این دو فرقه انحرافی بارها و بارها مورد انتقاد علما و مراجع قرار گرفته اند. در صدر همه ی بزرگواران ، امام راحل (ره) لقب اسلاام آمریکایی را به این ها دادند و هم چنین حضرت امام خامنه ای نیز این جاهلان را شیعیان انگلیسی نامدیدند.

در این یاددشات سعی کرده ایم اطلاعات مفیدی را به صورت خلاصه ای ارائه دهیم.

انجمن حجتیه  

در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی و شاه نفوذ فراوان بکند. رییس رادیو تلویزیون وقت دکتر شاه قلی، وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش و… هویدا نخست وزیر و بسیاری دیگر بهایی بودند و به سفارش اربابان و شاه در همه امور دخالت داشتند.
در میان ملت، روحانیت و مذهبیون کشور به مقابله با بهائیت پرداختند از جمله آقای فلسفی (خطیب معروف) با اجازه حضرت آیت الله بروجردی علیه بهائیت شروع به سخنرانی می کند و حتی از رادیو پخش می شود (سخنرانی ایشان چنان تأثیر می گذارد که تیمسار باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش کلنگی را بر روی شانه اش گذاشت و به سوی مرکز بهائیت در تهران حرکت کرد و آن جا را تصرف و سپس تخریب کرد). علماء نیز از جمله امام خمینی(ره)، پس از فوت آیت الله بروجردی به صورت فعال از سال ۱۳۴۰ شمسی با مشارکت فعال در اعتراض علیه لایحه انجمن ولایتی و ایالتی در صحنه حضور پیدا کرد و در مواقع مختلف برای آگاهی دادن مردم علیه بهائیان اقدام نمودند، از دیگر معترضین بهائیت در کشور، مرحوم شیخ محمود (ذاکر زاده) تولایی معروف به شیخ محمود حلبی بود. او از اعضای فعال انجمن تبلیغات اسلامی مشهد بود و مأموریت یافت درباره فرقه بهائیت تحقیق کند. ایشان در سال ۱۳۳۵ اقدام به تشکیل انجمن خیریه حجتیه مهدویه کرد و برخی دو علت برای تأسیس آن عنوان کرده اند: ۱٫ دوست و همکار حلبی به نام سید عباس علوی که همراه او مأمور برای تحقیق در مورد بهائیت مورد شده بود، جذب بهائیت شده و از مبلغان آنان گشت؛ ۲٫ مرحوم حلبی در سال ۳۲ مدعی بود که امام زمان ـ علیه السّلام ـ به او امر فرمودند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد.
هدف از تشکیل انجمن اصلی ترین و عمده ترین هدف، فعالیت های فرهنگی برای پیشگیری از تبلیغ و ترویج بهائیت و منزوی نمودن بهائیان در جامعه و دعوت به دین مبین اسلام بود.

کارگردانان انجمن

الف. شیخ محمود ذاکر زاده تولایی معروف به شیخ محمود حلبی؛ ب. سید رضا آل رسول؛ ج. سید محمد حسین عصار؛ د. سید حسین سجادی؛ هـ . غلام حسین حاج محمد تقی تاجر.
عمده ترین نیروهای انجمن معلمان و افراد باسواد بودند به علت حساسیت رژیم شاه، روحانیون کمی در این انجمن حضور داشتند و یا این که چون مرحوم حلبی مخالف سرسخت فلسفه بود اعضای انجمن را از غیر روحانی انتخاب می کرد.
انجمن از بعد تشکیلات تمام دوره های آموزشی خود را که شامل ۴ دوره مقدماتی و یک دوره نهایی می شد بر مبنای بهائیت برنامه ریزی کرده بود: [۱]. تاریخچه تشکیل بهائیه و بابیه؛ [۲]. قائمیه و رد اشکالات در مورد حضرت مهدی (عج)؛[۳]. خاتمیت و رد اشکالات در مورد خاتمیت دین اسلام؛[۴]. ردّیه بر اصول ۱۲ گانه بهائیه و به اصطلاح خودشان منشور بهائیت. در پایان هم دوره ای ویژه مدرسین بود.

افکار و عقاید انجمن

۱٫ با توجه به تبصره ۲ از ماده دوم که در سال ۱۳۳۵ تدوین و تصویب شد به هیچ وجه انجمن در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت چون که دخالت در سیاست زیبنده پیشوایان دینی نیست.
۲٫ مرحوم حلبی تأکید می کرد که دشمن اصلی اسلام بهائیت است. و امروز تکلیف شرعی و دینی همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.۲
۳٫ قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی که بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد (تمسک به روایات رأیت) باید منتظر بود تا خود حضرت بیایند.
۴٫ تشکیل حکومت خالص در زمان امام مهدی (عج) است: استناد به روایت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که می فرماید: “ما خرج و لا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمه البلیه و کان قیامه زیاده فی مکر و هنا و شیعتنا”.۳
۵٫ باید گناه و ستم و معصیت به اوج خود برسد تا زمینه قیام آن حضرت فراهم شود و حضرت بیایند.
۶٫ جهاد در دوران غیبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبی: شیعه می گوید در عصر غیبت امام زمان (عج) جهاد نیست چرا و پاسخ می دهد چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد مصداق پیدا نکرده است.۴
۷٫ تقیه را در مقابل مبارزه قرار می دادند و معتقد بودند که مبارزه هدر دادن نیروهاست. [۵]
۸٫ در عصر غیبت تمام مسئولیتها و وظایف یک انسان مسلمان، انتظار است و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت هاست .
۹٫ بهایی ها وجود امام زمان (عج) را منکرند، انجمنی ها آثار وجودی حضرت را نفی می کنند. [۶]
۱۰٫ یکی دیگر از برخوردها و روش های انجمن که پس از پیروزی انقلاب و حتی هم اکنون به آن دامن می زنند بحث اختلاف شیعه و سنی است.[۷]
۱۱٫ فلسفه را نوعی بدعت و ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرح های استعماری می دانند. [۸]
۱۲٫ هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی وپیشرفت بهائیها خواهد و پیوسته این اندیشه را پراکنده می ساختند که مبارزه با زورمندان و قدرت های جهانی ویژه حضرت مهدی (عج) است [۹] و قرآن با صدای رسا اعلام می دارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید. و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه.
۱۳٫ خود را از علما و فقها، اسلام شناستر، آگاه تر، عالم تر و دلسوزتر برای اسلام می دانستند. [۱۰]
۱۴٫ رهبر و ولی و حاکم جامعه فقط باید معصوم باشد، عدالت تنها کافی نیست، عصمت هم می خواهد. [۱۱]
۱۶٫ اصول سه گانه: ۱٫ خودداری از تعرض به شاه؛ ۲٫ خودداری از تعرض به آمریکا و اسراییل؛ ۳٫ خودداری از تعرض به مسایل سیاسی.

روش برخورد شاه با انجمن

حکومت از آنها حمایت می کرد زیرا از یک سو کاری به سیاست نداشتند و خطری برای رژیم به حساب نمی آمدند و از طرفی نیز می توانستند بستری برای مبارزه با رشد کمونیسم باشند.[۱۲]
مرحوم حلبی می گفت شاه از همه سلاطین قبلی با عفت تر است[۱۳] و در سال ۱۳۵۷ که مردم فوج فوج در خون خویش غوطه ور بودند انگشتری را که روی سطح آن نوشته بود یدالله فوق ایدیهم برای سلامت شاه ارسال کرد.[۱۴]

امام و انجمن حجتیه

امام خمینی(ره) در خواست اجازه مصرف سهم امام را در انجمن در ۲۸ دیماه ۱۳۴۹ برابر شعبان ۱۳۹۰ می دهند ولی در سال ۱۳۵۱ این اجازه را لغو می کند. و امام پس از انقلاب آیت الله خزعلی که برای تهیه گزارش و تکمیل اطلاعات خودشان درباره انجمن به امام مراجعه کرد و امام ایشان را برای نظارت جهت تهیه گزارش بر این گروه تعیین کردند تا انجمن را زیر نظر گرفته وگزارش فعالیت های آن را به امام تقدیم نماید. انجمن نیز اقدام به چاپ و تکثیر سخنرانی های آیت الله خزعلی در تأیید خود نموده و کوشید وانمود کند که امام و نماینده ایشان هوادار انجمن است و امام این نظارت را در ۱۲ رمضان ۶۰ شمسی لغو می کند و به آقای خزعلی می فرمایند شما دیگر در رابطه با آنها ارتباطی نداشته باشید.[۱۵]

و امّا جواب از عقاید انجمن حجتیه

۱٫ عدم مداخله در امور سیاسی:
دخالت نکردن در سیاست به این معنا بود که در مقابل شاه و رژیم او ساکت باشد و در حالی که امام تقیه را حرام کرده بودند.
۲٫ بزرگ نمایی بهائیت و تکلیف فقط مبارزه با بهائیت است:
علت قوت و پرورش بهائیت، شاه و رژیم اسراییل و آمریکا بود اگر شاه از بین می رفت بهائیت هم از بین می رفت، پس باید مبارزه با شاه می شد تا با رفت علت، معلول هم از بین برود.
۳٫ قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد مراد پرچمی است که به نام امام مهدی و با ادعای مهدویت برپا گردد نه هر پرچمی که برای برطرف کردن ظلم و جور برپا شود.
۴٫ باید گناه و ستم و معصیت زیاد بشود تا امام زمان (عج) بیاید
امام در پیام خودشان فرمودند یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای چه چیزی می آید، حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجاجات را بردارید، این دسته بندی ها را برای خاطر خدا اگر مسلمان هستید و برای کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندهای را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می برد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست (پیام امام در ۲۶ تیرماه ۱۳۶۲).
۵٫ جهاد در دوران غیبت معنا ندارد
اولاً که قیامها در زمان شاه، دفاع از اسلام بوده است و ثانیاً دلیل آنها بر عدم جهاد این بود که می گفتند رهبر معصوم نبوده و مصداق حاکم اسلامی وجود ندارد. در جواب باید گفته شود که خود امامان هم نایب داشتند و وکالت در امور را به بعضی از امنا و فقها سپرده بودند و در دوران غیبت امام معصوم امور را به فقها سپرده شده است.
۶٫ تقیه را در مقابل مبارزه قرار دادن و گفتن این که مبارزه، هدر دادن نیروهاست
امام راحل می فرماید: و الله گنهکار است کسی که ساکت بنشیند.[۱۶]
۷٫ تمام مسئولیت و وظیفه یک انسان انتظار است و ندیدن امام بزرگترین گناه است تمام وظیفه یک انسان عمل به تکلیف است و تکلیف در هر زمان فرق می کند و امام زمان (عج) از ما انجام وظیفه را می خواهد و دیدن آن حضرت تکلیف نیست.
۸٫ جدایی دین از سیاست
امام راحل فرمود: دیانت ما عین سیاست ماست، دین بدون سیاست که معنا ندارد یعنی فقط از ما یک نماز و روزه را خواستند شیوه امامان معصوم هم و دخالت در امور اجتماعی و رهبری جامعه را به عهده داشتن این سیاست است پس ائمه ـ علیهم السّلام ـ هم دین و سیاست را با هم عمل می کردند و در سال ۱۳۶۲، ۲۶ تیرماه امام راحل در پیامی که یک دسته دیگر هم تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای وحی می آید، حضرت صاحب می آید که معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجات را بردارید این دسته بندی ها را به خاطر خدا اگر مسلمید و برای کشورتان اگر ملی هستید این دسته بندی ها را بردارید در این موج که الآن این ملت به پیش می برد در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.
و پس از این بود که با پیام مرحوم حلبی جلسات انجمن حجتیه تعطیل اعلام شد. در ضمن باید گفت که انجمن که قبل از انقلاب تز جدایی دین از سیاست را می زد پس از انقلاب رو به پُست های کلیدی آورد که مورد مخالفت شدید روشنفکران قرار گرفت و پس از انقلاب بسیاری از اسناد را در مرکز ساواک که به ضرر خودشان بود از بین بردند.
ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که خط و تز و فکر انجمن خراب بود و عده ای از آقایان به خاطر اعتقاد به وجود امام زمان(عج) شاید چند روزی هم با آنها همکاری می کردند ولی بعد از این که مخالفت انجمن و امام را دیدند از انجمن جدا شدند.
با عرض معذرت این خلاصه و گوشه ای از فعالیت انجمن حجتیه بود در صورت علاقه بیشتر لطفا به کتب و منابع زیر رجوع کنید:
۱٫ در شناخت حزب قاعدین، عماد الدین باقی.
۲٫ نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، ج ۳٫
۳٫ چشم براه مهدی، نوشته گروهی از محققین، نشر دفتر تبلیغات اسلامی قم.
۴٫ در جستجوی قائم مجید پور طباطبایی.
۵٫ مجله پگاه، شماره های ۷۱، ۷۲ و ۷۳، آبان ۱۳۸۱٫
۶٫ روزنامه اعتماد، دوشنبه ۶ آبان ۱۳۸۱٫

جریان شیرازی ها

یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام شیرازی شکل گرفته است. جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی دنبال می­کند. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد. این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.

راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام اسلامی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

 

از نمازخواندن پشت امام تا مقابله با انقلاب اسلامی

آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایه­الاسلام بید آیه الله الخمینی»

 13910830000138 PhotoL آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

 

«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»

در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»

 

آیتالله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است

 البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد… مرحوم آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!

 

بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود

عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

07 500x300 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

 

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه

خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

5 300x203 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

3 300x209 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!

سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.

20080714202813 7 435 22 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام  هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.

02589857565066184219 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

«سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و… توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

 

۱۳ شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!

3essq56dxw30h54axby3 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه  Muharram  در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!

          .  . 1 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند.»

سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

                             آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته‌اند هم آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.

البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است» آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

 

مثل پدراتون گول نخورید!

آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلاب مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»

jh4j8y آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

توهم توطئه یا دست آوریزی برای مظلوم نمایی

آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.

110 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

 

دار و دسته افراطی­ ها

یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین

یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر برود سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت به شمار می‌رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

ejaza agha shirazi آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.

 رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّهخویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و… به همسر پیامبر اسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشنگرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار میرود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.

1 300x169 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

 تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله می­ شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیهالسلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم میدانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

j8lz49zizk4wwpylchew 266x300 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سوره الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعه أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.

 

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.

20151 483 300x146 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیه‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.

 

سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله و مدافع سید حسن خمینی

استدلالات ضعیف و ضعف گفتار این جریان را می‌توان از زبان سید حسین شیرازی وقتی به دلایل تبلیغ علیه نظام و اشاعه بدعت قمه زنی به دادستانی احضار می‌شود به وضوح مشاهده کرد. وی در روایت دیدارش با دادستان ویژه روحانیت قم را چنین روایت می‌کند:

با احترام من رو وارد دفترش کرد یک قاضی نشسته بود دادستان هم پیشش بود، اول کار یکی آمد گفت برای حاج اقا ناهار بیارم دادستان گفت نه نیاز نیست همش پنج دقیقه کارش داریم. بعد شروع کرد و گفت: هر کشوری قانون داره و باید به قانون کشور احترام گذاشت…. شما دارید کارشکنی می‌کنید. من اینجا یک دفعه با حدت گفتم کجا ما کارشکنی کردیم؟ طرف جا خورد و اون هم یک خورده تند شد و گفت رفقاتون ضد ما کار می‌کنند ما یک احضاریه فرستادیم دنیا رو شلوغ کردند. بهش گفتم خوب تقصیر خودتونه چه معنی داره من رو احضار می‌کنید! گفتم عملکردتون دشمن سازه به چه حساب من رو احضار کردید؟! گفت خوب کارت داریم چکار کنیم؟ گفتم به من چه برید یکی دیگه رو پیدا کنید!! گفت چرا افرادتون علیه ما دروغ می‌گن گفتم مگه افراد شما دروغ نمی‌گن؟ گفت کجا؟ گفتم تو گوگل سرچ کن پسر نوح عکس‌های سید حسن خمینی در میاد!! گفت ملاک ما امام خمینیه گفتم مگه سید حسن جزو نظام نیست!!

902s آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر kj1 225x300 آشنایی با دوفرقه ی انحرافی که اینگونه به شایعات و تهمت ها در راستای اهداف خود دامن میزنند+تصاویر

سوال اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که این جریان که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارد چرا چنین از آقای سید حسن خمینی حمایت می‌کند؟

 

یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع

ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی­ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می ­گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت­های جریان شیرازی­ ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی­ های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می­ کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.[۱۷]

پی نوشت :

[۱] . روزنامه جمهوری اسلامی ایران، ۹ آبان ۱۳۸۱ ولی آقای طاهر احمد زاده در نشریه چشم انداز ایارن صفحه اول، ش دوم، ۱۳۷۸ سال تأسیس انجمن را ۱۳۳۶ به بعد می گوید.
[۲] . کتاب نهضت امام خمینی، ج ۳، سید حمید روحانی، ص ۱۳۴٫
[۳] . در شناخت حزب قاعدین، ص ۴۰، روزنامه اعتماد، ص ۳، سال ۱۳۸۱، ۶آبان.
[۴] . پگاه، ش ۷۱، ۴ آبان ۱۳۸۱٫
[۵] . در شناخت حزب قاعدین، ص ۴۴٫
[۶] . کیهان، ۲۶ / ۱۰ / ۶۸٫
[۷] . روزنامه اعتماد، ص ۳، سال ۱۳۸۱، ۶ آبان.
[۸] . روزنامه اعتماد، ص ۳، سال ۱۳۸۱، ۶ آبان.
[۹] . نهضت امام خمینی، ج ۳، حمید روحانی، ص ۱۳۴٫
[۱۰] . همان، ص ۱۳۷٫
[۱۱] . شناخت حزب قاعدین، ص ۱۱۸٫
[۱۲] . روزنامه اعتماد، دوشنبه ۶ آبان، ۱۳۸۱، ش صفحه ۳ ضمیمه.
[۱۳] . شناخت حزب قاعدین، ص ۲۳۹٫
[۱۴] . همان، ص ۲۳۹٫
[۱۵] . در شناخت حزب قاعدین، ص ۲۳۶٫
[۱۶] . در شناخت حزب قاعدین، ص ۴۶٫

[۱۷]مقاله محمد علی الفت پور

منبع: پایگاه خبری تحلیلی بصرنیوز


موضوعات مرتبط: مقالات، سياسي، جنگ نرم، ماهواره وآسيبهاي آن
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 21:56 ] [ گروه دین وزندگی ]
جامع‌ترین فایل های پاورپوینت سیاسی

جهت دانلود فایلها روی لینک ها کلیک راست کنید و گزینه save  link as را انتخاب بفرمائید.

دانلود پاورپوینت فمنیسم

 دانلود پاورپوینت فتنه علیه شیعه

 

پاورپوینت دفاع مقدس

 

 دانلود پاورپوینت مذاکرات هسته ای قسمت اول

دانلود پاورپوینت مذاکرات هسته ای قسمت دوم

 

دانلود پاورپوینت مذاکرات هسته ای قسمت سوم

دانلود پاورپوینت سوریه قسمت اول

دانلود پاورپوینت سوریه قسمت دوم

دانلود پاورپوینت سوریه قسمت سوم

 دانلود پاورپوینت امپراطوری یهود قسمت اول

دانلود پاورپوینت امپراطوری یهود قسمت دوم

 

دانلود پاورپوینت انقلاب اسلامی قسمت اول

 

دانلود پاورپوینت انقلاب اسلامی قسمت دوم

 

دانلود پـــاورپــوینــت وهـــابیت

 

دانلود پاورپوینت عرفان‌های نوظهور

 

دانلود پاورپوینت انجمن حجتیه قسمت اول

 

 دانلود پاورپوینت انجمن حجتیه قسمت دوم

 

دانلود پاورپوینت انجمن حجتیه قسمت سوم

 

دانلود پاورپوینت خانواده هاشمی

 

دانلود پاورپوینت خانواده مقام معظم رهبری

 

دانلود پاورپوینت امام خمینی(ره)

 

 


موضوعات مرتبط: پاورپوینت
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 21:50 ] [ گروه دین وزندگی ]

پوسترهای مفهومی ماه محرم + دانلود

به گزارش اویس، پوسترهای مفهومی محرم که چند روز قبل خبر طراحی و تولید آن توسط جمعی از جوانان خیر و فعال فرهنگی از طریق همین رسانه داده شد. امروز به طور کامل آماده‌شده و جهت دانلود خدمت شما مخاطبین گرامی ارائه می‌شود. شما نیز می‌توانید در این اقدام فرهنگی مذهبی با پخش کردن آن در فضای حقیقی و مجازی شریک باشید. ناگفته نماند افرادی که درخواست دریافت نسخه‌های چاپ‌شده پوسترها را داشته‌اند بزودی با آن‌ها تماس گرفته خواهد شد.

در این پوسترها سعی شده است با استناد به منابع اهل سنت به برخی از شبهات وهابیت پیرامون عزاداری نیز پاسخ داده شود

**برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگ بر روی آن کلیک کنید**


موضوعات مرتبط: اینفوگرافی
[ چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393 ] [ 21:35 ] [ گروه دین وزندگی ]

 

آزمون‌های دین و زندگی(3) و (4) درس‌های 1 و 2  

نمونه سؤال دین و زندگی(3) ، درس های 1 و 2

 

آزمون مستمر دین و زندگی(3) ، مهرماه 93

 

برای دانلود روی لینک ذیل کلیک نمایید:

جزوه‌ی سؤالات نهایی درس به درس دین و زندگی(3)


 

برای دانلود قرآن با فرمت pdf روی عبارت زیر کلیک نمایید:

 

قرآن کریم

 

سؤالات درس اول دین و زندگی (3) + پاسخ تشریحی

سؤالات درس دوم = بدون پاسخ

سؤالات درس سوم = بدون پاسخ

 

سؤالات متن درس اول دین و زندگی 1 + پاسخ

سؤالات متن درس دوم دین و زندگی 1 + پاسخ

سؤالات درس چهارم دین و زندگی 1 + پاسخ

باسمه تعالی

با سلام و احترام

دانش آموزان عزیز و گرامی سال اول تا چهارم متوسطه ( پیش دانشگاهی ) می توانید با دانلود نرم افزارهای زیر مهارت خود را در قرائت آیات برگزیده قرآن دروس دین و زندگی تقویت نمایید و قبل از تدریس دبیر خود این آمادگی را کسب نمایید. برای دانلود روی هر کدام از لینک های مورد نظر کلیک نمایید:

لوح فشرده آموزش قرائت آيات كتاب دين و زندگي 1

لوح فشرده آموزش قرائت آيات كتاب دين و زندگي 2

لوح فشرده آموزش قرائت آيات كتاب دين و زندگي سال سوم

لوح فشرده آموزش قرائت آيات كتاب دين و زندگي پيش دانشگاهي

 

______________________

منبع :

http://quran-dept.talif.sch.ir


باسمه تعالی

با سلام و احترام

به حمد الله تایپ ، ویرایش و تصحیح سؤالات کنکور سراسری دین و زندگی پنج گروه آزمایشی ( علوم انسانی ، علوم تجربی ، علوم ریاضی و فنّی ، هنر و زبان خارجه ) به پایان رسیدو برای استفاده عزیزان آماده شده است؛شما می‌توانید از طریق لینک ذیل اقدام به دریافت آن نمایید :

سؤالات کنکور سراسری 93 ، پنج گروه آزمایشی

 

سؤالات امتحانات نهایی شهریورماه 93 را از لینک‌های

ذیل می‌توانید دانلود کنید:

تاریخ امتحانات 1 / 6 / 93 روز شنبه

قرآن و تعليمات ديني ۳ دين و زندگي(شيعيان)

معارف اسلامی (مسلمانان)

اصول و عقايد ۲ (رشته ي علوم و معارف اسلامي)

 

http://www.dinida59.blogfa.com/



موضوعات مرتبط: دین وزندگی اول، دین وزندگی دوم، دین وزندگی سوم، دین وزندگی چهارم(پیش دانشگاهی)
[ یکشنبه هجدهم آبان 1393 ] [ 10:27 ] [ گروه دین وزندگی ]
شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمدبن موسی (ع) شاهچراغ می‌گویند؟

خبرآنلاین روایتی را در این‌باره منتشر کرده که در ادامه می‌خوانید:

«تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (ع) اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی‌رسید که در اطراف آن، خانه‌های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود.

از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه‌ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می‌دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می‌درخشد و تا طلوع صبح روشن است. چند شب جمعه مراقب می‌بود، روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت. با خود اندیشید شاید در این مکان، مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاءالله باشد، بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم.

هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید. امیر و حاضرین از بیانش در تعجب شدند. درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند. اما امیر که مردی روشن‌ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود: اولین شب جمعه شخصا به خانه پیرزن می‌روم تا از موضوع آگاه شوم.

چون شب جمعه فرا رسید، شاه به خانه پیرزن آمد و دور از خدم و حشم آنجا خوابید و پیرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن شد مرا بیدار کن. چون ثلث آخر شب شد پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی‌تر از دیگر شب‌های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی‌اختیار سه مرتبه فریاد زد: «شاه! چراغ». و از آن به بعد به شاه‌چراغ معروف گردید.»

* کتاب قیام سادات علوی، علی اکبر تشید، صفحه ۱۹۲

موضوعات مرتبط: مقالات، مطالب متنوع، تاريخي
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 10:49 ] [ گروه دین وزندگی ]
آشنایی با "سید عبدالملک الحوثی"؛
سید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های رزمندگان شیعه یمن با رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح، هیچ‌گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.
رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟گروه بین‌الملل مشرق - "سید عبدالملك الحوثی" فرزند "سید بدرالدين الحوثی" و برادر کوچک شهید "سید حسین الحوثی" و متولد سال 1982 میلادی است که پس از شهادت برادرش که بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» بود رهبری این جنبش را از 10 سپتامبر 2004 میلادی و در دور دوم جنگ‌های رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح با رزمندگان شیعه صعده، در دست گرفت.

سید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های شیعیان شمال یمن با دولت، هیچ گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.

سید در مصاحبه‌ای که در نوامبر سال 2008 میلادی با روزنامه لبنانی «الدیار» داشت در پاسخ به درخواست مصاحبه‌کننده برای معرفی خود، گفت: هم‌اکنون (سال 2008 میلادی) 28 سال دارم. آموزش‌های دینی و مذهبی خود را در مدارس دینی و مذهبی زادگاهم فرا گرفتم و در خانواده‌ای کم‌درآمد، اما آرام، نشو و نما یافتم و همانند خانواده‌ام به امور و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی توجه بسیاری داشتم و آنها را پیگیری می‌کردم. متأهل و دارای فرزندانی هستم. بخشی از دوره کودکی خود را در منطقه «مران» از توابع استان «صعده» در شمال غربی یمن و بخش دیگر این دوره را در منطقه «جمعة بن فاصل» از توابع ناحیه «حیدان» در صعده سپری کردم و دوره جوانی‌ام نیز در همین منطقه گذشت.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

سید عبدالملک الحوثي، رهبر فعلي جنبش انصارالله، به دليل دارا بودن شخصيت قوي، پس از شهادت برادرش حسين، به رغم حضور برادر بزرگترش یعنی "سید يحيي"، به رهبري اين جنبش برگزيده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخي از همفکران برادرش در جنبش «الشباب المؤمن»، جنبش بزرگ «انصارالله» را هدايت و رهبري کند.


نگاهی به تاریخچه شیعیان یمن

شيعيان زيدي ساکنان اصلی استان صعده، در شمال غربی یمن و همچنین ديگر مناطق این کشور، شيعه پنج امامي و معتقد به امامت "زيد بن علي بن الحسين(ع) بن علي بن ابی‌طالب(ع) هستند.

حضرت "زيد بن علی" سلام الله علیه که فرزند امام سجاد(ع) بود، خود را امام نمي‌دانست اما به خونخواهي مظلومان عاشورا قيام کرد و اکنون، پيروانش، وي را به عنوان امام پنجم مي‌شناسند و به همين دليل «زيديه» ناميده مي‌شوند.

عقايد خاص حضرت زيد بن علي(ع) از جمله قيام و خروج عليه ظالمان در هر شرايطي و امکان قیام علیه ظلم بدون برخورداري از علم غيب و عصمت، سبب شد با اينکه خود مدعي امامت نباشد، اما پيروانش او را امام بدانند.
 

بزرگداشت مراسم عاشورای پارسال از سوی انصارالله به رغم محاصره شدید

«جاروديه»، «سليمانيه» و «صالحيه» سه شاخه اصلي زيديه هستند که از آن شاخه‌هاي ديگري مانند «هادويه» و «قاسميه» در يمن شکل گرفتند که همه این شاخه‌ها از نزدیک‌ترین شاخه‌ها به شیعیان دوازده‌امامی به شمار می‌آیند و خاندان "الحوثی" از پیروان شاخه جارودیه هستند که البته برخی از آنان به مذهب دوازده امامی گرویده‌اند.


تشکیل حکومت زیدیه در یمن

اولین حکومت زیدیه در یمن توسط «يحيي بن حسين» رهبر فرقه «هادويه» در سال 284 هـ.ق در صعده يمن و پس از ترويج و اشاعه مذهب هادويه در این استان تشکيل شد. حکومت زيدي‌ها با تسلط عثمانی‌ها بر يمن با افت‌وخيزهای بسیاری مواجه شد اما با سقوط عثماني ها، زمينه براي حاکميت مجدد زیدی‌ها در یمن بدون دغدغه و نگرانی فراهم شد و تا سال 1964 میلادی حکومت در دست زيدي‌ها بود تا اينکه در اين سال در یمن اعلام جمهوري شد.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

از حیث اعتقادات، زيدي‌ها در بسياري از معتقدات دینی و مذهبی با شيعيان دوازده امامي مشترک هستند و مراسم عاشورا و جشن‌هاي عید غدير را به طور گسترده برگزار کرده و گرامی مي‌دارند.


انصارالله و رزمندگان شیعه‌ای که از کوهستان‌های صعده سرازیر شدند

«سید بدرالدين الحوثی» از فقهاي برجسته زيديه یمن به شمار می آید که فرزند بزرگش شهید «سید حسين الحوثي»، بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» در سال 2004 میلادی در مبارزه با ارتش يمن به شهادت رسید.

حوثي‌ها را باید شاخه نظامی شيعيان مظلوم استان شيعه‌نشين صعده دانست که در برابر حملات دولت مرکزي از آنها دفاع مي‌کنند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟


اندیشه‌ها و دیدگاه‌های سید عبدالملک الحوثی چیست و رویکرد او چیست؟


سخنرانی سید عبدالملک الحوثی به مناسبت سالگرد شهادت حضرت زيد بن علي(ع) در نوامبر سال گذشته میلادی ایراد کرد، در واقع دیدگاه‌های خود و حامیان جنبش انصارالله را بیان کرد، دیدگاه‌هایی که در واقع نقشه راه نجات کشور به ساحل امنیت و ثبات و استقرار است.

- حفظ وحدت و یکپارچگی یمن

سید عبد الملک الحوثی در سخنرانی خود بیش و پیش از هر چیز از وضعیت داخلی یمن سخن گفت و تاکید کرد که حفظ وحدت و یکپارچگی یمن و سیادت ملی آن، خط قرمز انصارالله است، به ویژه آنکه به عینه مشاهده شده از سوی برخی طرف های منطقه ای از جمله عربستان سعودی و برخی طرف های بین المللی مانند آمریکا توطئه هایی علیه یمن تدارک دیده است.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

به همین منظور تحقق اهداف انقلاب مردمی سال 2011 یمن، حل قضیه جنوبی، حل قضیه صعده و بنای دولتی جدید برپایه حفظ وحدت و یکپارچگی یمن از جمله موضوعات و قضایای مورد تاکید از سوی سید عبد الملک الحوثی بود. 
 
وی بار دیگر تاکید کرد که استان شيعه نشين صعده جزيی از خاک يمن است و انصارالله به هيچ وجه قصد جدايي آن از دولت مرکزی را ندارند.

- رد وابستگی به جمهوری اسلامی ایران

سید عبد الملک الحوثی، رهبر فعلي انصارالله همچون برادرش سید حسين الحوثي و پدر بزرگوارش بارها بر اين موضوع تاکيد کرده است که از سوي هيچ کشوري از جمله جمهوری اسلامی ايران حمايت نمي شود و به آن وابستگی ندارد.
رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

در واقع تحولات فکري زیدی ها باعث شده است که آنها در افکار و عقايد بسياري با شيعه دوازده امامي احساس نزديکي کنند و همين موضوع به عنوان نقطه اتهام آنها به عنوان وابستگی به جمهوری اسلامی ايران بیان شده است.

در حالی که انصارالله اختلاف ديدگاه سياسي با حکومت مرکزي برسر برخی قضایا مانند رابطه با آمريکا و موجودیت رژیم صهیونیستی در منطقه و اشغال فلسطین توسط این رژیم و در کل قضیه فلسطینی و رابطه با عربستان سعودی در عرصه سیاست خارجی و بي توجهي دولت مرکزی به وضعيت استان صعده و عدم عمل به وعده های داده شده به اهالی این استان، در عرصه سیاست داخلی را از مهمترین دلایل مخالفت خود با دولت مرکزی یمن بیان کرده اند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟

- حمایت از مقاومت اسلامی لبنان و حزب‌الله

سید عبد الملک الحوثی، رهبر جنبش انصار الله یمن در سخنراني خود که به مناسبت مراسم ميلاد مبارک رسول رحمت، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم برگزار شد، به حمايت تمام عيار از جنبش مقاومت اسلامي حزب الله لبنان پرداخت و تاکید کرد که «حزب الله» با مبارزه خود عليه رژيم صهیونیستی، به همه اعراب، امت اسلامي، مقاومت و لبنان خدمت مي کند.

درباره میزان ارادت سید عبد الملک الحوثی به حزب الله همین قدر کافی است که به این صحنه اشاره شود که وقتی مجری مصاحبه روزنامه الدیار لبنان با سید عبد الملک الحوثی از وی سوال کرد که آیا صحت دارد، با «سید حسن نصر الله»، دبیرکل حزب الله لبنان ارتباط دارید؛ وی با رد اخبار منتشره در این خصوص و البته در آن برهه زمانی تأکید کرد که حتی هم اگر خبر رابطه انصارالله با سید حسن نصرالله صحت داشته باشد، این افتخار بزرگی برای او و برای انصارالله است.


- حمایت از قضیه فلسطین

همچون حمایت از مقاومت اسلامی در لبنان، سید عبدالملک الحوثی از قضیه فلسطینی حمایتی تام دارد و همواره تاکید می کند که با توجه به افزایش و تشدید سرسپردگی حکومت های عربی که به سرحد توطئه علیه فلسطینی ها و مشارکت در محاصره نوار غزه و هم اکنون حمایت از تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان نوار غزه و قتل عام و کشتار آنها رسیده، به نظر نمی رسد که شرایط مساعدی پیش روی قضیه فلسطینی وجود داشته باشد، مگر آنکه حکومت های عربی بار دیگر به آگاهی و بیداری گذشته خود باز گردند و با چشم دل ببینند که برسر مهمترین قضیه آنها و جهان اسلام چه می گذرد، موضوعی که درباره عراق و سوریه نیز صدق می کند.

رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟/ انصارالله چگونه پدید آمد؟/ موضع شیعیان یمن در قبال تحولات منطقه چیست؟
تظاهرات انصارالله در حمایت از مقاومت فلسطین و محکومیت کشتار فلسطینیان نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی

- حوادث جاری در منطقه و ظهور گروه تکفیری داعش

سید عبد الملک بدر الدین الحوثی درباره تغییر و تحولات جاری در منطقه و ظهور گروه تروریستی تکفیری به نام «داعش» در آن تاکید می کند که آمریکا در پس تمام این رخدادها قرار دارد و یکی از مهمترین اهداف آن هدف قرار دادن عربستان سعودی جهت انزوای این کشور در عرصه منطقه است.

وی با بیان اینکه آنچه که در عراق جریان دارد، ناقوس خطر را برای منطقه به صدا درآورده است، گفت: آمریکا از طریق حمایت از گروه‌های تروریستی تکفیری از جمله «داعش» و با هدف ایجاد هرج و مرج در منطقه در پس حوادث عراق قرار گرفته است.


گزارش تلویزیونی درباره به دست گرفتن کنترل استان عمران از سوی انصارالله
و آزادسازی آن از سیطره گروه‌های تروریستی تکفیری

رهبر جنبش انصار الله یمن در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه فعالیت های زیادی در جهان اسلام تحت عنوان دین جریان دارد که در صدد تثبیت و ارائه بدترین و زشت‌ترین چهره از اسلام است، افزود: پروژه آمریکایی - صهیونیستی در حال اقدام برای انتشار هرج و مرج و تنش در خاورمیانه از طریق تحرکات تکفیری‌ها تحت عنوان دین و با هدف تحقق اهداف خود است.


شایعه‌پراکنی دولت یمن درباره شهادت سید عبدالملک الحوثی

دولت یمن در روز دوم بهمن ماه 1388 اقدام به انتشار خبر مرگ سید عبد الملک الحوثی کرد تا شاید به این طریق بتواند با انتشار شایعات و تضعیف روحیه انصارالله بر آنها غلبه کند، اما سید عبد الملک الحوثی با انتشار فیلمی از خود شایعه کشته و یا مجروح شدن خود را تکذیب کرد.

او که محل زندگی‌اش سال‌ها هدف حملات جنگنده‌های ارتش یمن بود اکنون به قدری از محبوبیت و اقتدار نه‌تنها در کشورش یمن، بلکه در سطح منطقه دست یافته است که رئیس‌جمهور یمن مجبور می‌شود برای کوتاه‌آمدن سیل میلیونی حامیان انقلابی وی،‌ فرستاده ویژه‌اش را با هواپیمایی اختصاصی و با احترام و تشریفات کامل،‌ به حضور سید اعزام کند تا شاید پس از بارها مذاکره، بتواند اندکی نظر مساعد او را جلب کند.

اکنون باید منتظر ماند و دید پس از پایان سومین مرحله از انقلاب دوم یمن، کار به کجا خواهد کشید و آیا انصارالله باز هم رشد و گسترش خواهد یافت که بتواند حکومت آینده یمن را در اختیار بگیرد یا همکاران رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح، باز هم دست به اسلحه خواهد برد و انقلاب نوین ملت یمن را سرکوب خواهند کرد؟ این، پرسشی است که پاسخ آن را در روزهای آینده خواهیم گرفت.

 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، مقالات مهدویت
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 10:20 ] [ گروه دین وزندگی ]
سازمان ملل: داعش سر بیش از هفت هزار شیعه را برید

آمار بریدن سر هفت هزار نفر توسط داعش که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده، بسیار کمتر از آمار واقعی این مسأله است زیرا حدود سه ماه پیش، تنها در شهر شیعه نشین "بشیر" در شمال عراق سر بیش از 9 هزار زن و کودک بریده شد.
به گزارش شیعه آنلاین، سازمان ملل متحد در بیانیه ای رسمی خواستار رسیدگی و محکوم کردن جنایات گروهک تروریستی - تکفیری «دولت اسرائیلی عراق و شام» موسوم به "داعش" در حق شیعیان عراق شد.

در بخشی از این بیانیه آمده: از ابتدای بحران امنیتی عراق و طبق گزارش ها مشخص گردید که تاکنون بیش از هفت هزار شیعه توسط گروهک تروریستی داعش سربریده شده اند.

خانواده شیعیان یا فرار کرده اند یا توسط "داعش" مورد تجاوز قرار گرفته اند و سپس به قتل رسیده اند. بیش از 10 هزار کودک بی سرپرست شده اند.

در همین راستا «نیکولا ملادنوف» از فعالان سازمان ملل می‌گوید گزارش‌های نگران‌کننده‌ ای درباره "رنج غیرقابل توصیف" شهروندان ترکمان شهر آمرلی در عراق دریافت کرده است. شهر آمرلی در شمال عراق است و بیشتر جمعیت آن را ترکمان‌های شیعه تشکیل می‌دهند.

این شهر بیش از دو ماه در محاصره نیروهای گروهک تروریستی داعش قرار داشت و به منابع آب و غذا دسترسی نداشت و برق شهر هم قطع بود اما دو روز پیش محاصره آن شکسته شد.

لازم به ذکر است آمار بریدن سر هفت هزار نفر توسط داعش که از سوی سازمان ملل متحد اعلام شده، بسیار کمتر از آمار واقعی این مسأله است زیرا حدود سه ماه پیش، تنها در شهر شیعه نشین "بشیر" در شمال عراق سر بیش از 9 هزار زن و کودک بریده شد.
بی خبری جهانیان از شیعه کشی در جهان

آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!
به گزارش شيعه آنلاين، سيد «حسن موسوي»‌ از کاربران پايگاه خبري شيعه آنلاين با ارسال اين مطلب، نسبت به وضعيت کشتار شيعيان در نقاط مختلف جهان انتقاد کرد و از بي خبري افکار عمومي جهان از اين مسأله ابراز تأسف کرد. متن کامل مطلب ارسال شده به شرح ذيل است:

ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺒﻌﻮﺙ ﺷﺪﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﻜﺮﻡ ﺍﺳﻼﻡ ﺻﻠﻲ ﺍلله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ، ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻛﻤﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﻭﮔﺬﺍﺭ ﻧﻜﺮﺩﻧﺪ، ﺣﺘﻲ ﻗﺘﻞ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮوﻋﻲ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺯ ﺗﻴﻎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻥ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻭ ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﺎﻥ آﺧﺮﻳﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻴ ﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﻛﺸﻲ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻛﻪ ﻟﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﻨﮕﻴﻨﻲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﻣﺤﺒﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺑﺮ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺸﻬﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻭ ﻛﻠﻲ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ١ - ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ٢ -  ﺗﺸﻜﻴﻜﺎﺕ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ.

ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻛﺴﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻧﻴﺴﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﻛﻤﻲ ﺗﺎﻣﻞ ﺷﻮﺩ. ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﻴﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﺯﺑﺎﻧ ﻬﺎ ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺗﺸﻴﻊ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﻣﺜﺎﻝ ﻋﻴﻨﻲ ﺁﻥ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ علي ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺍﺳﺖ. آﻥ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ.

ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻉ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺳﻮﺍﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ: ﻣﮕﺮ ﻋﻠﻲ ﻧﻤﺎﺯ هم مي خوﺍﻧﺪ؟! ﻳﻌﻨﻲ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﻣﺮﺩﻡ آن زمان ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻴﺎﺕ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻴﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﻳﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻨﻲ ﺍﻣﻴﻪ ﻭ ﺑﻨﻲ ﺍﻟﻌﺒﺎﺱ و غيره ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﻭ ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ، ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﻳﻜﻢ، ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ قدرت هاي ضد ﺷﻴﻌﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺘﺤﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻟﻜﻪ ﻧﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﺎﻧﻲ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺛﺒﺖ ﻛﻨﻨﺪ. در ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﻨﺪﺭﻭ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﻃﻲ ﺑﺎ ﻧﺎﻣ ﻬﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﻲ ﺭﺍ ﺭﻗﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

"ﺟﺒﻬﺔ ﺍﻟﻨﺼﺮ"، "ﺍﻟﻘﺎﻋﺪﻩ" ﻭ غيره ﻧﺎﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ همگان ﺁﺷﻨﺎ ﺍﺳﺖ. ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎل هاي ﺍﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ، ﺳﻮﺭﻳﻪ، اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺟﻮﻱ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻧﺎﻣﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﻫﻮﻟﻨﺎﻛﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻴﻌﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻛﻠﻤﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺑﺎ ﻣﺮﻭﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺻﺪ ﻫﺎ ﺗﻦ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺬﺑﻮﺡ ﺗﻴﻎ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺯﺍﺕ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﻲ ﺗﻴﻎ ﻫﺎﻱ ﺿﺪ ﺷﻴﻌﻪ مي شوند.

آﻧﭽﻪ ﺣﺎﺋﺰ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﺳﺖ، ﻋﺪﻡ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺩﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ آﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻏﺰﻩ بوده ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻧﺎﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﺍﻧﻪ رژيم اشغالگر "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﻠﺴﻄﻴﻦ! ﺑﻪ ﻧﺤﻮﻱ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ ﺗﻌﻘﻴﺐ ﻭ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ مي شود، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻴﻌﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ١٧٠٠ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻋﺮﺍﻕ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ در ايران ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﻨﻌﻜﺲ نمي کنند ﺑﻠﻜﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻧﻌﻜﺎﺱ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻳﻚ ﻛﻮﺩﻙ ﺍﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺷﻬﺮ شيعه نشين "ﺑﺸﻴﺮ" در شمال ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎن ها ﺭﻫﺎ ﺷﺪ، ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﻏﺰﻩ ﺑﻪ ١٥٠ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ!

ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﺣﻜﻢ ﺟﻬﺎﺩ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﻧﻜﺎﺡ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﻣﻴﺲ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻋﻴﺪ ﻓﻄﺮ ﺳﺮﻫﺎﻱ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﭼﺮﺍﻏﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺳﻴﻢ ﻫﺎ ﺁﻭﻳﺰﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ..ﺩﻗﻴﻘﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ اﻳﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﻕ ﻫﺎﻱ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ جهان ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻋﻈﻴﻢ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ را ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ قرار داده اند و ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺭﻭﻱ ﺍﺯ ﺗﺸﻴﻊ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﺰﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﭘﻮﺷﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ!

ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ "ﺩﺍﻋﺶ" ﻭ "ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ" ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ اﻫﺪﺍﻓﻲ ﻫﻤﺴﻮ ﺩﺍﺭﻧد ﺍﻣﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﻱ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﻮﺳﻂ أﻳﺎﺩﻱ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺍﻟﺤﺎﻝ ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺁﻝ ﺳﻌﻮﺩ ﻣﺘﻬﻢ ﺑﻪ ﺑﻲ ﺑﺼﻴﺮﺗﻲ ﻭ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﻭﺣﺪﺕ مي شود ﻭ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﺑﻪ ﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ!

ﺗﻌﺪﺍﺩ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﻏﺰﻩ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺕ ﺍﻳﻦ ﺟﻨﮓ کمي بيش از دو هزار ﻧﻔﺮ ﺭﺳﻴﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻴﻜﻪ آﻣﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﮔﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ تنها در عراق دو هزار ﻧﻔﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻛﺮﺩ!

ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ! ﭼﻨﺪ 10 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﻴﻌﻪ ﺩﺭ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻳﻜﺴﻮ ﻭ ﺗﻌﺮﺽ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﻴﻦ اﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ مي دهد، ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﺎ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟!

ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺳﻜﻮﺕ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ؟! ﺗﺎ ﻛﻲ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﻫﻮﻟﻨﺎﻙ؟! ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻴﻌﻴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﻲ ﺩﺭﻧﮓ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺳﺮ مي دهند. ﺁﻳﺎ ﻓﻘﻂ اﻫﺎﻟﻲ ﻏﺰﻩ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﺄﻣﻮﺭﻳﻢ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﻏﺰﻩ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ؟! ﺁﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ اﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺫﺭﻩ ﺍﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﻭ ﺭﻧﺠﺪﻳﺪﻩ ﻋﺮﺍﻕ و سوريه هم ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ؟! ﺁﻳﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﻋﻼﻡ ﺑﺪﺍﺭﻳﻢ؟ آﻳﺎ ﻋﺮﺍﻕ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻴﺴﺖ؟! آﻳﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺍﻕ، ﺑﺤﺮﻳﻦ ﻭ عربستان ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! اﻧﺴﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﻫﺮ ﻛﺪﺍﻣﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻈﻠﻮﻣﻴﺖ ﺷﻴﻌﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺪﻫﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﺎ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻤﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻛﻨﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ آﻥ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺷﻴﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺳﻴﻢ؟! آﻳﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻳﻜﺼﺪﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺑﺮآﻭﺭﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﻧﺴﻞ ﻛﺸﻲ ﺷﻴﻌﻪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﻮﺩ؟! شاید باز هم دوستان مارا متهم به هزار جرم سیاسی کنند!

عزیزان! بزرگواران !ما از مظلومیت و غربت شیعه فریاد می زنیم !لطفا ما را سیاسی نکنید!!
فروش اعضای کودکان شیعه در بازار سیاه

مستنداتی از این اقدام قبیح و ضد انسانی گروهک تروريستي "داعش" از جمله  تصایر ویدیویی، اعترافات برخي تروریست ها و همچنین اظهارات خانواده های کودکانِ ربوده شده در اختیار ما است ...
به گزارش شيعه آنلاين، کمیسیون حقوق بشر عراق از تجارت اعضای بدن کودکان شيعه در اين کشور توسط گروهک تروريستي – تکفيري «دولت اسرائيلي عراق و شام» موسوم به "داعش" در بازار های ترکیه و سوریه خبر دادند.

در همين راستا «فاضل الغراوی» عضو کمیسون حقوق بشر گفت: گروه تکفیری "داعش" با همکاری برخی پزشکان از کشورهای مختلف منطقه، اقدام به ربودن کودکان و سرقت اعضاي بدن آنها می کنند و در بازارهای سیاه در ترکیه و سوریه اقدام به عرضه آنها می نمایند.

وي در ادامه افزود: مستنداتی از این اقدام قبیح و ضد انسانی گروهک تروريستي "داعش" از جمله  تصایر ویدیویی، اعترافات برخي تروریست ها و همچنین اظهارات خانواده های کودکانِ ربوده شده در اختیار ما است که در نظر داريم تا چند روز ديگر اين مستندات را در جلسه فوق العاده کنوانسیون ژنو مطرح کنيم.
 کدام کشورها نیروهای "داعش" را تأمین می کنند؟

بعد از مراکش تاکنون بیش از هشتصد نفر از روسیه (چچن و قفقاز) و بیش از صد نفر از فرانسه به عراق آمده اند و در قالب گروهک تروریستی "داعش" فعالیت می کنند.
به گزارش شیعه آنلاین، اخبار رسیده از بغداد پايتخت کشور عراق حاکی از آن است که رسانه های این کشور مدعی شدند که تونس، عربستان سعودي و مراکشي، کشورهایی هستند که بيشتر نیروهای گروهک تروريستي - تکفيري «دولت اسرائيلي عراق و شام» موسوم به "داعش" تابعیت این سه کشور را دارند و این کشورها نیروهای "داعش" را پشتیبانی می کنند.

در همين راستا اين رسانه ها فاش کردند که تاکنون بیش از سه هزار تونسی و دو هزار و پانصد عربستانی و هزار و پانصد مراکشي در عراق به هلاکت رسیدند!

گفتني است، بعد از مراکش تاکنون بیش از هشتصد نفر از روسیه (چچن و قفقاز) و بیش از صد نفر از فرانسه به عراق آمده اند و در قالب گروهک تروریستی "داعش" فعالیت می کنند.

لازم به ذکر است،‌ پس از اين کشورها از عراق، سوريه، فلسطين، لبنان، انگليس، الجزاير،‌ اردن،‌ افغانستان،‌ پاکستان، کويت و بسياري از ديگر کشورهاي جهان در گروهک تروريستي داعش،‌ نيرو وجود دارد.
 
مفتی سعودی: داعشی‌ها از بت‌پرستان بدترند

این مفتی عربستانی در ادامه مردم عراق و سوریه را به وحدت در مقابل تروریست ها دعوت کرد و از همه مسلمانان خواست این حقایق را به هر نحو ممکن به گوش کسانی که از آن غافلند، برسانند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از شبکه العالم، مفتی عربستانی و عضو سابق هیات علمای عربستان، اعضای گروهک تروریستی داعش را کافرتر از یهود، نصاری و بت‌پرستان توصیف و این گروهک را به محاربه با خدا و پیامبر اکرم (ص) متهم کرد.

سعد بن ناصر الشثری گفت: گروه داعش با خدا و رسول گرامی اسلام (ص) می جنگد، به مساجد حمله می کند، علما را به قتل می رساند، بندگان خدا را شکنجه می کند و به همین علت گرایش و پیوستن به این گروه گناه کبیره و به عبارتی خروج از دین اسلام است.

وی در گفت وگویی که از شبکه ماهواره ای «المجد» پخش شد با تاکید بر این که هر کس به این گروه پیوسته است باید فورا آن را ترک کند، افزود: از آنجایی که داعشی ها، "جداشدگان" را به قتل می رسانند، پس کسانی که می خواهند این گروه را ترک کنند، ابتدا سرکرده خود و شماری از همراهان او را به هلاکت برسانند تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرند.

الشثری با بیان این که کشته شدگان داعش شهید نیستند و به گمان ما اهل جهنمند، بیان داشت: بیعت با آنها نیز باطل و بی ارزش و هرگونه همکاری با داعشی ها خیانت به خدا و رسول اکرم(ص) و مؤمنان است؛ جنگ با آنها از اوجب واجبات می باشد و از خدا می خواهیم هر کس که در مبارزه با داعشی ها کشته می شود را در شمار شهدا قرار دهد.

این مفتی عربستانی در ادامه مردم عراق و سوریه را به وحدت در مقابل تروریست ها دعوت کرد و از همه مسلمانان خواست این حقایق را به هر نحو ممکن به گوش کسانی که از آن غافلند، برسانند.

الشثری در پایان با اذعان به این که "خوارج" نامیدن این گروهک اشتباه است، گفت: اعضای این گروه، ملحد بوده و زندیق و محارب با خدا و رسول اکرم(ص) هستند و اعتقادی به پروردگار ندارند، اسلام را به عنوان دین و حضرت محمد(ص) را به عنوان پیامبر خدا نمی شناسند...آنها کافرتر از یهود و نصاری و حتی کافرتر از بت پرستان هستند.
جنگ زرگری داعش با مفتی های عربستانی

پادشاه عربستان سعودی در سخنرانی اخیر خود درباره خطر داعش هشدار داده و آنها را خوارج خواند و از مفتی ها و مبلغان سعودی خواست تا با تفکر این گروه مقابله کرده و درصدد تنویر افکار جوانان عربستانی درباره خطر گروه داعش برآیند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از العالم، درحالیکه عربستان سعودی به عنوان یکی از متهمان ردیف اول حمایت از گروه های تروریستی شناخته می شود، با چرخش تبلیغاتی مواضع عربستان در قبال این گروه ها، داعش علیه مفتی ها و مبلغان سعودی اعلام جنگ کرد و آنها را در فهرست ترور خود قرار داد.

روزنامه اینترنتی ˈرای الیومˈ نوشت: بخش اطلاع رسانی گروه داعش حمله معکوسی را علیه مفتی های سعودی مانند ˈناصر العمرˈ، ˈعبدالعزیز الطریفیˈ، ˈعدنان العرعورˈ و ˈعبدالعزیز الفوزانˈ به راه انداخت و آنها را به ارتداد و تشویق جوانان برای ملحق نشدن به ˈجهادˈ متهم، و گروهی از آنها را در فهرست ترور خود قرار داد.

این تهدید آشکار و روشن در پایگاههای گروهک تروریستی داعش در اینترنت و شبکه های اجتماعی مطرح شد.

گروهک تروریستی داعش در بیانیه ای در اینترنت نوشت که پس از پیروزی های اخیر و سقوط (گروهک تروریستی) جبهه النصره .. برای اینها چیزی باقی نمانده بود به جز اینکه برای حمله به جنگجویان (تروریست های) دولت اسلامی (داعش) وارد عمل شوند و آنها را خوارج توصیف کنند و گزارش اهل علم و جوانان یاری کننده جهاد! را به دستگاههای امنیتی بدهند تا اینکه آنها به زندان بیفتند.

گروهک تروریستی داعش، ناصر العمر، عبدالعزیز الطریفی، عدنان العرعور، عبدالعزیز الفوزان، محمد الهبدان، حمد الجمعه و موسی الغنامی را مسؤول دستگیری برخی از عناصر خود از سوی سازمان امنیت کشور عربستان معرفی کرده است.

همزمان نیز در شبکه اجتماعی تویتر هشتگی با عنوان ˈتهدید داعش به قتل العمر و الطریفی و الفوزانˈ به راه افتاد که صدها کاربر در آن به گروه داعش حمله کردند.

یکی از کاربران نوشت: داعش راهکاری به جز قتل ندارد، حتی علیه تندروهایی که همان اصول خودش را دارند.

گروهک داعش در چندین هشتگ در توییتر برخی از شیوخ سعودی را به خبرچینی علیه عناصر خود در شهرک تمیر عربستان متهم کرد.

پادشاه عربستان سعودی در سخنرانی اخیر خود درباره خطر داعش هشدار داده و آنها را خوارج خواند و از مفتی ها و مبلغان سعودی خواست تا با تفکر این گروه مقابله کرده و درصدد تنویر افکار جوانان عربستانی درباره خطر گروه داعش برآیند.

عبدالعزیز آل الشیخ مفتی عربستانی و عبدالرحمن السدیس امام جماعت حرم مکی در قالب گروه اندکی بودند که به درخواست پادشاه عربستان پاسخ مثبت دادند، درحالی که مفتی ها و مبلغان دیگر نظیر سلمان العوده و سفر الحوالی و محمد العریفی سکوت کامل اختیار کردند.

به عقیده بیشتر ناظران، چرخش مواضع عربستان سعودی درخصوص گروهک تروریستی داعش پس از قطعنامه شورای امنیت علیه این گروهک تروریستی، اقدامی رسانه ای و تبلیغاتی از سوی ریاض جهت فرار از فشار افکار عمومی و مجازاتهای احتمالی است، چرا که شمار قابل توجهی از عناصر داعش و دیگر گروه های تروریستی در دنیا عربستانی هستند و این کشور یکی از حامیان اصلی مالی و معنوی مهم این گروه ها به شمار می آید.

روزنامه گاردین چاپ انگلیس امروز در گزارشی تأکید کرد که عربستان سعودی 100 میلیون دلار برای حمایت از برنامه مبارزه با تروریسم کمک کرده، ولی طبق یادداشتهای درز کرده کلینتون (وزیر خارجه سابق آمریکا)، عربستان سعودی بزرگترین حامی گروه های تروریستی در دنیا است.
تلاش وهابیون برای نبش قبر پیامبر(ص) و انتقال پیکر

از آنجا که وهابی‌ها با ساختن بارگاه و مقبره مخالف هستند و آن را به "شرک قبر" تعبیر می‌کنند، معتقدند که پیکر پیامبر (ص) نیز باید به طور ناشناس در قبرستان بقیع دفن شود تا مردم برای زیارت به بارگاه ایشان نروند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایسنا، روزنامه ایندیپندنت در گزارشی اعلام کرد که وهابیان عربستان سعودی طرحی مبنی بر نبش قبر پیامبر(ص) و انتقال پیکر ایشان به قبرستان بقیع را در دست دارند.

بارگاه حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر خدا در مدینه هر سال زیارتگاه میلیون‌ها مسلمان است و دومین مکان مقدس بعد از کعبه برای مسلمانان عنوان شده است.

براساس گزارش روزنامه ایندیپندنت وهابیان عربستان سعودی طرحی جنجالی را ارائه داده‌اند که براساس آن پیکر پیامبر اسلام (ص) از آرامگاهش در مسجد النبی به قبرستان بقیع منتقل شود.

از آنجا که وهابی‌ها با ساختن بارگاه و مقبره مخالف هستند و آن را به "شرک قبر" تعبیر می‌کنند، معتقدند که پیکر پیامبر (ص) نیز باید به طور ناشناس در قبرستان بقیع دفن شود تا مردم برای زیارت به بارگاه ایشان نروند.

هنوز معلوم نیست که پادشاه عربستان و یا خادمان مسجد نبوی با این ایده موافقت خواهند کرد یا خیر.

دولت عربستان سعودی بارها تاکید کرده است که هرگونه طرح توسعه مناطق مقدس باید با نهایت "جدیت و هوشیاری" انجام شود.

دکتر عرفان العربی، مدیر مرکز میراث اسلامی به روزنامه ایندیپندنت گفت: هدف وهابی‌ها ممانعت از حضور زائران در اطراف بارگاه پیامبر است چرا که آن‌ها معتقدند این کار شرک و ممنوع می‌باشد و تنها راه برای ممانعت از حضور مردم در بارگاه پیامبر انتقال پیکر ایشان به قبرستانی دیگر است.

العربی می‌گوید: اگر چنین اتفاتی رخ دهد مسلمانان سراسر جهان شوکه خواهند شد و بی‌تردید خشم عمومی را شاهد خواهیم بود.
 

موضوعات مرتبط: مقالات، وهابيت، سياسي، اجتماعي، تكفيري(داعش ،.....)
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 14:45 ] [ گروه دین وزندگی ]
جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛
آیت‌الله دستغیب: آن‌ها که اینجا می‌روند، نر و ماده با هم از خوک پست‌ترند. ای لعنت بر آن‌ها. موسس آن هم خوک است. لعنت بر آن‌ها باد. تا کی این مملکت و این جوان‌ها را می‌خواهید گمراه کنید و به دست استعمار بدهید و منحرف کنید؟
گروه تاریخ مشرق- تاریخ معاصر: جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.

جشن هنر شیراز و اسلام

فرح پس از مراسم پایان دوره هشتم در تهران گفت: «گفتگو با افرادی که از آسیا و اروپا به جشن هنر می‌آیند ما را واقف می‌کند که هر چه بیشتر برای حفظ فرهنگ و هنر جامعه خودمان زحمت بکشیم.» [1] چه بخواهیم و چه نخواهیم، مذهب و دین یک جامعه –حتی در تفاسیر مدرن جامعه‌شناختی و مردم‌شناسانه- بخش مهمی از فرهنگ آن جامعه به شمار می‌آید. در این مقاله قصد داریم تعاملات میان مذهب و هنر و یا عبارت بهتر، دودمان مدعی هنر پهلوی را با رهبران مذهبی ایران بررسی کنیم و ببنیم آیا جشن هنر شیراز وسیله‌ای بود برای «حفظ فرهنگ و هنر جامعه خودمان» یا خیر.

* جشن هنر و شاخصه‌های فرهنگ بومی

پیش از این و در مقالات گذشته، اشاراتی به تعارض برنامه‌های جشن هنر شیراز با فرهنگ ملی ایران انجام گرفت. گفتیم که بیش از آنکه به فرهنگ و هنر ملی پرداخته شود، سردمداران رژیم پهلوی در آرزوی دیدن آوانگاردترین و بعضا آماتورترین هنرمندان و روشنفکران بیگانه در بقایای تخت جمشید و کوهستان‌های شیراز بودند. برای همین در طول این ادوار یازده‌گانه، به اذعان بسیاری از صاحب نظران، هنرملی رشد چندانی نیافت و هنرمندان بومی به نان و نوایی نرسیدند.

اما باز هم می‌توان برای تصدیق این امر به شواهد بیشتری متوسل شد. مینو صمیمی(یکی از کارمندان دفتر فرح پهلوی) در این رابطه می‌نویسد: « از سال 1973 فستیوال‌های متعدد برای عرضه سینما و هنر اروپایی برگزار شد. موزه‌ها و مراکز فرهنگی بسیار به وجود آمد که اکثرا حال و هوای غربی داشت. آثار نقاشان و مجسمه‌سازان اروپایی به معرض نمایش درآمد. تئاترهای به شیوه اروپایی روی صحنه رفت...» [2]

این تضاد فرهنگ و ضدهنری که ملکه و اطرافیانش به راه انداخته بودند، به نقل شوکراس، مبدل به «لانه لیبرالیسم» در ایران شده بود. او می‌گوید: «ملکه ریاست عالیه جشن هنر شیراز را نیز برعهده داشت. در اواسط سال‌های 70، جشن مزبور یکی از پرجنجال‌ترین رویدادهای فرهنگی کشور به شمار می‌رفت... در سال‌های 70 [میلادی]، دربار فرح، دستکم در نظر دوستان شاه و منتقدان محافظه‌کار او، به صورت "لانه لیبرالیسم" پیشرو شناخته می‌شد.» [3]

در حاشیه همین بیگانگی و استبعاد برنامه‌های جشن هنر با فرهنگ بومی ایرانیان بود که گاه، قلم نویسندگان رنگ مطایبه و طنز هم به خود می‌گرفت. اطلاعات در مطلبی فکاهی پای بهلول را به جشن هنر شیراز باز می‌کند:

«در فاصله انتراکت بهول را دیدم. مرد خوش‌مزه‌ای که نان ریش و سبیلش را می‌خورد و چوب ساده‌لوحی‌اش را. داشت برای جوان‌های ریش و گیس‌دار خوش‌مزگی می‌کرد و قاه قاه می‌خندید. از کنارش که رد می‌شدم گفتم: درویش! یاحق! اینجا چطور پیدایت شده؟ گفت: مردان حق همه جا پیدایشان میشه. گفتم: من فکر نمی‌کردم به گاملان‌بالی(نام یک گروه رقص) این قدر علاقه داشته باشی. گفت: کی میگه علاقه دارم؟ گفتم: به چه منظور به جشن هنر آمده‌ای؟ گفت: کسی برایم بلیط خریده، ما راهی اینجا کرده، تازه من از این برنامه‌ها هیچ خوشم نمی‌آید. تار و سه تاری باشد و رقاصه ایرانی هم باشد بدک نیست. این رقص‌های خارجی به مذاق من درویش خوش نمی‌آید.»

یا در جای دیگر، حاشیه‌نگار همین روزنامه نمی‌توان جلوی مسخرگی و طعن خود را بگیرد: «در حاشیه برنامه پیانوی ایوون لوریو: «باید از خانم عکاس فرانسوی نام برد که با لباسی میکرومینی‌ژوب روی صحنه این طرف و آن طرف می‌پرید و در چنین وضعی می‌بایستی موسیقی کلاسیک گوش کرد!! این را می‌گویند تلفیق هنر دیروز و امروز روی صحنه.» [4]

* تعزیه در جشن هنر شیراز


در برنامه‌های جشن هنر، بخش‌هایی هم به مراسم و اجراهای مذهبی اختصاص داده شده بود. پیش از این به برگزاری نمایشگاه‌های ادوات مذهبی اشاره شد که به گواهی شاهدان بسیار بیش از برنامه‌های اصلی جشن مورد استقبال عموم مردم در شیراز قرار گرفت. اما یکی دیگر از این برنامه‌ها «تعزیه و شبیه‌خوانی» بود. از همان سال‌های نخست برگزاری جشن، فکر اجرای تعزیه در برنامه‌ها وجود داشت و اجراهایی با سرپرستی پرویز صیاد انجام گرفت اما به شکل جدی و گسترده، این نمایش آیینی از سال 55 در برنامه‌های جشن گنجانده شد. [5]

علما و جشن هنر شیرا

علما و جشن هنر شیرا

گروه اجرای تعزیه در جشن هنر به رهبری غفاری
پیرامون تعزیه در جشن هنر شیراز، چند نکته قابل ذکر است. همان گونه که در مقالات پیشین اشاره شد، وضعیت هنرمندان ایرانی در این دوره بسیار اسفناک بود. به اندازه‌ای که حتی پیدا کردن و یافتن آن با دشواری میسر می‌شد و بسیاری‌شان به کارهای نازل مثلا مطربی در کاباره‌ها مشغول شده بودند. محمد باقر غفاری، بانی و مسئول تعزیه در جشن هنر شیراز، همان موقع در گفتگوهای متعددی اذعان کرد که وضعیت تعزیه در ایران بسیار بد است و تشکیل یک گروه که بتواند در جشن هنر برنامه اجرا کند با چه صعوبتی همراه بوده است. او در توضیح مشکلات کار می‌گوید: «می‌باید سفر می‌کردم و کردم. کاشان که بعد از تهران همیشه مرکز تعزیه بوده، قزوین، اراک، اصفهان، گیلان، مازندران، یزد و خراسان را دیدم. بسیاری از روستاها را دیدم چون شهرها دردی را دوا نمی‌کرد زیرا که اجرای تعزیه در شهر قدغن شده بود.»[6]

نکته جالب همین است که مدعیان هنر ملی و سردمداران رزیم پهلوی، از یک سو با اجرای تعزیه در جشن هنر شیراز –که کیفیت آن را در ادامه خواهیم دید- ژست حمایت از تعزیه و هنر بومی و مذهب را می‌گرفتند اما از سوی دیگر، شبیه‌خوانی و تعزیه را در شهرها و معابر و کوچه و بازار قدغن کرده بودند. احمد احرار، نویسنده اطلاعات، که مقاله‌ای پیرامون برنامه تعزیه در دوره دهم جشن نوشته است هم همین عقیده را دارد: «اتفاقا سخنرانان فرنگی هم دقیق‌تر و عمیق‌تر از استادان وطنی در اطراف تعزیه بیان مطلب کرده بودند، هم اینکه پیدا کردنشان زحمتی تولید نکرده بود. در صورتی که تعزیه‌گردان جشن هنر –طبق اظهار خودش- ماه‌ها این طرف و آن طرف دویده و به قزوین و قم و کاشان و یزد و اصفهان سرکشیده و توانسته است گروهی شبیه‌خوان پیدا کند و به «جشن هنر» ببرد!» [7]

علما و جشن هنر شیرا

علما و جشن هنر شیرا

اما جدای از چگونگی شکل‌گیری برنامه شبیه‌خوانی در جشن هنر و دشواری‌های آن، چگونگی اجرای برنامه‌ها هم چندان مناسب نبود. از نظر فنی و هنری، «تعزیه جشن هنر هم در واقع «مونتاژی» بود از سبک و شیوه و اشعار قم و قمشه و تبریز و نیریز و اوشان و کاشان که نقش‌های مختلف آن را به ترتیب شمر یزدی و ابن‌سعد قزوینی و امام حبیب‌ابادی و زینب شیرازی برعهده داشتند. لابد در سنوات آتیه مجبور خواهیم بود شمر و خولی و شبیه ابوالفضل العباس [ع] را نیز از خارج وارد کنم. چون همانطور که کارگردان جشن هنر و متتبعان ذوی‌العز و الاحترام اظهار فرموده‌اند جریانات امسال مقدمه‌ای است برای تحقیقات بیشتر و زنده‌کردن هنر تعزیه. حال آنکه از طرف دیگر کلیه «هنرمندان» تعزیه‌خوان ضمن مصاحبه با روزنامه اطلاعات اعلام کرده‌اند بچه‌هایشان تن به هنر پدری نمی‌دهند و دنبال درس و مشق را گرفته‌اند.» [8]

از سوی دیگر، برای بسیاری از افراد، جایگاه تعزیه در جشن‌های هنر شیراز –با مقایسه‌ای که با دیگر  برنامه‌ها و اساسا ماهیت مدرن و ضدملی جشن داشتند- روشن نبود. ساواک در گزارش جالبی می‌نویسد که «معلوم نیست مشاهده‌کنندگان این تعزیه مانند معمول باید در خاتمه آن گریه کنند یا چون جشن هنر است به افتخار بازی‌کنندگان دست بزنند و شادی کنند... » [اسناد 300] فضاحت و مسخرگی موضوع آن جایی بود که اطلاعات نوشت: «در یکی از بروشورهای تعزیه، در برابر اسم زینب علیهاالسلام نوشته شده بودند: زن امام. و هر کافر محققی می‌داند که زینب خواهر امام است نه زن او.» [9] چنین اتفاقی به‌خوبی ماهیت برگزارکنندگان جشن‌ها را نشان می‌دهد که از عادی‌ترین اطلاعات عمومی مذهبی هم بی‌بهره بوده‌اند.

* علما و جشن هنر شیراز

سیاست‌های ضددین و مذهب‌ستیز حکومت طاغوت بر کسی پوشیده نبود. رواج آزادی‌های دروغین و ترویج فساد و بی‌بندوباری، سال‌ها بود که از زمان پهلوی پدر آغاز شده بود و در دوره فرزند متجددمآب و سوییس درس‌خوانده‌اش به اوج خود می‌رسید. دیگر آوازه‌خوانی زنان و رقاصی‌ها و کلوب‌های عیش و عشرت چیز جدید نبود. با این حال، جشن هنر شیراز هر چه پیش‌تر رفت، از ضوابط اخلاقی و عرفی خود کاست و مردم شیراز این اواخر شاهد بروز برخی حوادث منافی عفت عمومی بودند که واکنش علمای بیدار این دیار را برانگیخت.

نمایش شگفت‌آور «خوک، بچه، آتش»، که شرح جزئیات وقیحانه آن قابل نشر در فضای عمومی نیست، دیگر مجالی برای سکوت عالمان دینی و پاسداران اخلاق اجتماعی باقی نگذاشت. با اینکه علما از همان ابتدا نگاه خوش‌بینانه‌ای به بزم هنر پهلوی‌ها نداشتند و ضددینی بودن سیاست‌های فرهنگی آن‌ها را به حق‌الیقین می‌دانستند، اما چنین بی‌عفتی‌هایی دیگر سکوت‌بردار نبود. برای همین، علمای شیراز و از جمله آیات عظام دستغیب و محلاتی به میدان آمدند و ضمن آگاهی‌بخشی به مردم، دست اندرکاران امر را تهدید و افشا کردند.

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

آیات عظام دستغیب و محلاتی

در اسناد ساواک، از سال 1356 و ضمن حوادث دوره یازدهم جشن تا سال 1357 و زمزمه‌های تحریم دور دوازدهم، اسناد فراوانی از واکنش علما به جشن هنر شیراز یافت می‌شود. با اینکه مطبوعات و رسانه‌های جمعی، زیر فشار رژیم شاهنشاهی از انعکاس کوشش‌ها و واکنش‌های مردم و به‌ویژه علماء محروم بودند، اما رژیم و نهادهای امنیتی حکومت پهلوی به خوبی می‌دانست که چه موج عظیمی از مساجد و پای منابر علما و واعظان دینی در حال راه افتادن است.

در نخستین این اسناد در شهریور 1356 نکات جالبی از مخالفت و اعتراض علماء با جشن هنر وجود دارد. همزمانی برنامه‌های جشن با ماه مبارک رمضان بیش از پیش بر آتش خشم مومنین و رهبران دین دامن زده بود.آیت‌الله بهاءالدین محلاتی، آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی و غیره به لعن و نفرین مسببین جشن هنر در منابر پرداختند. این علما با ذکر فجایع جشن هنر مردم را آگاه می‌کردند. آیت‌الله دستغیب در روز سوم شهریور 1356 در مسجد جامع شیراز بالای منبر رفت و فرمود:

«... یک چیزی شنیدم. جشن خوک. جشن خوک. عجب اسمی هم دارد. آن‌ها که اینجا می‌روند، نر و ماده با هم از خوک پست‌ترند. ای لعنت بر آن‌ها. موسس آن هم خوک است. لعنت بر آن‌ها باد. تا کی این مملکت و این جوان‌ها را می‌خواهید گمراه کنید و به دست استعمار بدهید و منحرف کنید؟ این اولیاء چه کار می‌خواهند بکنند ماه مبارک رمضان و این رقاصه‌ها آن‌ها که می‌روند می‌خرند. شیراز اهل علم بوده حال کرده‌اندش رقاصخانه نمی‌گذارند دهن ما بسته باشد...» [10]

علمای شیراز تهدید کردند که در صورتی ادامه برنامه‌ها، بازار و مساجد را تعطیل خواهند کرد. براساس آنچه در اسناد ساواک آمده است، «بنا به اظهار آیت‌الله بهاءالدین محلاتی قرار بود به عنوان اعتراض به برنامه‌های جشن مذکور بازار و مساجد شیراز روز 5/6/36 [11] تعطیل شود که به علت پایان گرفتن برنامه و جشن [و] اقدامات مقامات مسئول منطقه این اقدام عملی نگردید.» [12]

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

سند اول: تعاون علما در مقابله با جشن هنر
سند دوم: اعتراض به جشن هنر،
گاه به عمل علیه رژیم می‌انجامید

جدای از واکنش‌هایی که به جشن هنر سال 56 شد، علما برای دوره بعد جشن هم برنامه داشتند. هدف آن‌ها جلوگیری از برگزاری جشن هنر شیراز در سال 1357 بود. افتضاحاتی که در سال 56 رخ داد، آنچنان فضای عمومی را ملتهب کرد که سایه سنگینش تا سال بعد هم بر سر برگزارکنندگان جشن قرار داشت. علمای شیراز به جد تاکید کردند که جشن هنر شیراز باید برای همیشه پایان گیرد. آیت‌الله دستغیب در یازده تیر 2537 (1357) در مسجد جامع شیراز خطابه‌ای غرا ایراد فرمود. او گفت: «برای سومین بار اخطار می‌کنم که امسال برنامه جشن هنر یا جشن بی‌هنری نباید در شیراز برگزار گردد... ما جشن هنر (بی‌هنری) را محکوم نموده و نمی‌گذاریم امسال برپا شود... پادشاه مسلمین در تخت جمشید پشت سر زرتشتیان عکس گرفته.» [13]

افزون بر آیت‌الله دستغیب و آیت‌الله محلاتی، عالمان دیگری چون شیخ مجدالدین محلاتی (فرزند بهاءالدین)، سید مجدالدین مصباحی، سید ساجدی و شبخ یحیی فلسفی هم در این مبارزه شرکت داشتند. هر چه روزها گذشت و پیش‌ رفت، اعتراض‌ها و هیجانات درباره جشن هنر، به بهانه‌ای برای ادام علیه رژیم تبدیل شد. همزمان با برگزاری سخنرانی‌ها و مجالس، جمعیت به خیابان می‌ریخت و به اعتراض می‌پرداخت. [14] از این رو علمای شیراز در نامه‌ای به آموزگار، نخست وزیر وقت نقطه نظرات خود را به او انتقال دادند. در ای نامه آمده است:

«اکنون با توجه به وضع روز و هیجان احساسات مذهبی مردم ما وظیفه خود می‌دانیم به هیئت دولت تذکر دهیم که از این کار که مورد تنفر عموم مردم مسلمان ایران به‌خصوص مردم شیراز است خودداری نمایند.» [15]


جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛


* تعطیلی جشن هنر

همان گونه که گفته شد، فشارها بر برگزارکنندگان جشن هنر به‌شدت افزایش یافت. این که چگونه باید دور بعدی جشن تحت‌الشعاع این هیجانات و اعتراضات گشایش یابد پرسش بزرگی بود که پیش روی سردمداران حکومت پهلوی قرار داشت. به همین منظور نقشه‌های عمل گوناگونی را به بررسی گذاشتند. در ابتدا تصمیم بر آن شد که «لزوما» جشن هنر در ماه رمضان برگزار نشود. اما این کافی نبود. برای همین در طرح‌های بعدی، تلاش شد که مقدمات برگزاری جشن در سکوت و بی‌خبری مطلق اطلاع‌رسانی و با حداقل برنامه‌ها اتفاق بیفتد. چنین توصیه‌ای را سید کاظم شریعتمداری به گوش روسای رژیم طاغوت رساند. هوشنگ نهاوندی در خاطراتش اذعان می‌کند:

« یک روز، اوایل سپتامبر، تقریبا ساعت 9 صبح تلفن دفتر من زنگ زد. آیت‌الله «شریعتمداری» بود که گفت: «به من گفته‌اند که قرار است تصمیمی برای جشن هنر شیراز گرفته شود. می‌دانید، من چیزی از این برنامه‌ها نمی‌دانم ولی قضیه پارسال تکان‌دهنده بود و غیرقابل تحمل. امیدوارم حرفم را خوب بفهمید. ولی به اعلیحضرت یا هر کسی که به او مربوط می‌شود، بگویید که لغو برنامه جشن هنر شیراز اشتباه بزرگی است. تحول اوضاع چنان است که هر عقب‌نشینی یا امتیازدادنی، نشانی از ضعف تلقی خواهد شد. بنابراین از این به بعد حکومت باید استحکام خود را نشان دهد و قدرت‌نمایی کند. آیا نخست وزیر از این چیزها آگاه است؟... افزود: با این حال شهبانو نباید به شیراز برود. برنامه‌ها را سبک کنند. چند برنامه سنگین و به‌ویژه ایرانی را حفظ کنند.» [16]

جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛جشن هنر و واکنش علمای اسلام؛

دلسوزی‌های کاظم شزیعتمداری هم سودی به حال
 جشن هنر و ملکه و پهلوی‌ها نداشت, رژیم پهلوی
چندی پس از سقوط جشن، خود نیز سقوط کرد

با این حال دلسوزی‌های شریعتمداری برای ملکه و اطرافیانش چندان سودی نداشت. تنها چند روز دیگر، ناگهان دستور داده شد که تمام برنامه‌های جشن لغو شود؛ دوازدهمین دوره جشن هنر شیراز تعطیل شده بود. نهاوندی می‌گوید: «دو روز بعد [از نصایح شریعتمداری]، جلسه‌ای به ریاست شهبانو، تصمیم به لغو جشنواره گرفت. تصمیمی که در لحظه آخر و مخفیانه گرفته شد. حتی آن را رسما اعلام نکردند. فقط مطبوعات خیلی کوتاه به آن اشاره کردند.» [17] پرونده جشن هنر شیراز و سودای بزرگ فرح پهلوی برای همیشه بسته شد اما تنها چند ماه زمان باقی مانده بود که پرونده حکومت پهلوی هم به دست مردم ایران بسته و در بایگانی تاریخ گذاشته شود.

* منابع:
1. اطلاعات 3شهریور53
2. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 188
3. آخرین سفر شاه، سرنوشت یک متحد آمریکا؛ ویلیام شوکراس نشر البرز، تهران، 1369، ص 115و116
4. اطلاعات، 12شهریور 48
5. اسناد ساواک ص 298
6. اطلاعات، 1 شهریور 55
7. اطلاعات، 4 شهریور 55
8. همان
9. اطلاعات، 2شهریور 55
10. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص 391
11. براساس تاربخ جعلی شاهنشاهی است.
12. اسناد ساواک، ص 395
13. اسناد ساواک، ص 418
14. برای نمونه نگاه کنید به اسناد ساواک، ص 421و 423
15. اسناد ساواک، ص 428
16. آخرین روزها، هوشنگ نهاوندی، شرکت کتاب، 1383، ص 168
17. همان، ص 169
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، اجتماعي، هنري
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:54 ] [ گروه دین وزندگی ]
در سال‌1363 مزدوران‌ بعثي‌ عراق‌ در يك‌ حمله‌ناجوانمردانه‌، 70 نفر از خانواده‌ وي را كه‌ دربين‌ آنان‌ كودكان‌ و افراد مسني‌ چون‌ سيد يوسف‌ حكيم‌، سيد محمد حسين‌حكيم‌ و محمد علي‌ حكيم‌ بودند، دستگيركرده‌ و به‌ زندان‌ انداختند و 90 نفر از خانواده وي به‌ دست‌ رژيم‌ بعثي‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ رسيدند.
گروه تاریخ مشرق- محمد باقرحكيم‌، فرزند آيت‌ الله العظمي‌ سيد محسن‌ حكيم‌ از مراجع‌ عظام‌ تقليد در 25 جمادي‌ الاول‌ سال‌1358 هجري‌ قمري‌ (1939 ميلادي‌) درنجف‌ اشرف‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. محمد باقر پنجمين فرزند پدرش بود و مادرش از خانواده‌اي سرشناس در لبنان به شمار مي آمد.
وي از 14 سالگي به عرصه سياست گام نهاد و در سال 1959 در بنيانگذاري "حزب الدعوه الاسلاميه" زير نظر پدرش مشاركت داشت. محمد باقر حكيم در خلال سال هاي 1962 تا 1975، در حالي كه در سن 24 سالگي به درجه اجتهاد دست يافته بود، به عنوان استاد علوم قرآني در كليه اصول دين دانشكده الهيات بغداد به تدريس اشتغال داشت. او در مدت اقامت در عراق طي همان سال ها سه مرتبه از سوي نيروهاي حزب بعث دستگير و در آخرين مرتبه محكوم به اعدام گرديد كه البته پس از گذراندن 18 ماه زندان در پي صدور عفو عمومي آزاد شد.

سيد محمد باقر حكيم‌ در سال‌ 1359 به‌ ايران‌ آمد و رژيم‌ بعث‌ او را به‌ اتهام‌ همكاري‌ با دشمن ‌به ‌طور غيابي‌ به‌ اعدام‌ محكوم‌ كرد. حكيم در سال‌ 1362 مجلس‌ اعلاي‌ انقلاب‌اسلامي‌ عراق‌ را در ايران‌ تشكيل‌ داد كه‌ در ابتدا به ‌عنوان‌ سخنگو و از سال‌ 1366 رياست‌ اين‌ مجلس‌ را بر عهده‌ گرفت‌، تا بتواند از اين‌ طريق‌ فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ خود را ادامه‌ دهد.

در سال‌1363 مزدوران‌ بعثي‌ عراق‌ در يك‌ حمله‌ناجوانمردانه‌، 70 نفر از خانواده‌ وي را كه‌ دربين‌ آنان‌ كودكان‌ و افراد مسني‌ چون‌ سيد يوسف‌ حكيم‌، سيد محمد حسين‌حكيم‌ و محمد علي‌ حكيم‌ بودند، دستگيركرده‌ و به‌ زندان‌ انداختند و 90 نفر از خانواده وي به‌ دست‌ رژيم‌ بعثي‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ رسيدند. حكيم‌ در مدت‌ 22 سال‌ تبعيد از هفت‌ حادثه‌ سوء قصدكه‌ توسط رژيم‌ بعثي‌ ترتيب‌داده‌ شده‌ بود، جان‌ سالم‌ به‌ در برد.
با توجه‌ به‌ اين‌كه‌ وي جهاد مسلحانه‌ را از مهمترين‌ راههاي‌ مبارزه‌ با رژيم‌ بعث‌ عراق‌ مي‌دانست‌، اقدام‌ به ‌تشكيل‌ سپاه‌ بدر، شاخه‌ نظامي‌ مجلس‌ اعلاي‌انقلاب‌ اسلامي‌ عراق‌ نمود كه‌ خود مستقيما رياست‌ آن‌ را برعهده‌ داشت‌.
سيدمحمدباقر حكيم بيش از 60 كتاب و رساله در رشته هاي مختلف علوم اسلامي شامل فقه، تفسير، علوم قرآني، جامعه شناسي، اقتصاد، تاريخ و علوم سياسي به رشته تحرير درآورد. بر اساس اعلام دفتر حكيم در تهران وي از علما و مراجع بزرگ نظير آيت‌الله سيدمحسن حكيم، امام خميني(رض)، آيت الله گلپايگاني، شهيد سيدمحمدباقر صدر، آيت الله سيدابوالقاسم خويي، آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري و برخي ديگر از علما و مراجع داراي اجازه بود. از شاگردان‌ محمد باقر حكيم‌ مي‌توان‌ به‌ شهيد سيد عبدالصاحب‌ حكيم‌، محمدباقر مهدي‌ و شهيد سيد عباس‌ موسوي‌ (اولين دبير كل حزب‌الله لبنان) اشاره‌ كرد.

(برای دیدن تصاویر در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید)
 
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، سياسي، اجتماعي
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:53 ] [ گروه دین وزندگی ]
نقدی بر جشن‌های هنر شیراز/4؛
هر یک از سفرهای شهبانو به شیراز که عمدتا برای افتتاحیه و اختتامیه صورت می‌گرفت و همراه با مشایعت ملازمان و پادررکابان او بود، هزینه‌ایی را بر دوش نهادهای مختلف می‌گذاشت.
گروه تاریخ مشرق- تاریخ معاصر:جشن هنر شیراز، گردهم‌آیی بود که از تاریخ 1346 تا 1356 شمسی، در شیراز برگزار شد. یازده بار گردهم‌آیی به اصطلاح هنرمندان ایرانی و خارجی در خرابه‌های تخت جمشید و نقش رستم، تالارهای هنری شیراز و خانه‌های قدیمی و خیابان‌های شهر گل و بلبل. اقدامات به ظاهر هنردوستانه دولت پهلوی بخش مهمی از پروژه مدرنیزاسیونی بود که برنامه اصلی حاکمان ایران در این دوره بود. برنامه‌ای که یک سوی آن را صنعتی شدن شتابان و ادغام در اقتصاد جهانی تشکیل می‌داد و سوی دیگرش را دانشگاه‌ها و جشن‌های هنری و فرهنگی در دست گرفته بودند. با این حال، در میان همه این فعالیت‌های فرهنگی و هنری، پدیده جشن هنر شیراز هم سروصدای بیشتری پیدا کرد و هم با گذشت ایام، از اهمیت سیاسی هم برخوردار شد. گزارش‌های تفصیلی مشرق قصد دارد ابعاد مختلفی از این گردهم‌آیی تاریخی را به بررسی بگذارد.


چند نقد باقی‌مانده بر جشن هنر شیراز

در مقاله قبلی، پنج انتقاد بر جشن هنر شیراز را مطرح کردیم. از فاصله بعید جشن و سیاست‌های هنری رزیم پهلوی با مردم گفتیم و ادعاهای بزرگی که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نگرفت. از ناکامی جشن در معرفی هنرملی و رسیدگی به امور هنرمندان بومی گفتیم و اشاراتی به علل و زمنه‌های برگزاری جشن‌ها کردیم. اکنون، در این مقاله هم به پنج نقد باقی مانده می‌پردازیم.


6. هزینه های بیهوده

شاید یکی از رایج‌ترین نقدها به جشن‌های هنر شیراز، هزینه‌های آن باشد. گروه‌ها و جناح‌های مختلفی چنین نقدی را به جشن هنر وارد کرده‌اند و حتی در میانشان، سرکردگان رژیم سابق هم دیده می‌شوند. مینو صمیمی معتقد است که سیاست‌های هنری و فرهنگی رژیم که به خلاقیت و مدیریت فرح پهلوی انجام می‌شد از بودجه‌های قابل توجهی برخوردار بوده است: «از سال 1973 –متعاقب افزایش درآمد کشور- هرساله بودجه هنگفتی در اختیار روسای سازمان‌های فرهنگی و هنری قرار گرفت تا برای رسیدن به هدف بلندپروازانه –ولی بی‌پایه- شهبانو و ایجاد «هویت جدید فرهنگی برای ایران» فعالیت‌های خود را هر چه بیشتر توسعه دهند، که آن‌ها نیز مبالغ کلانی از این بودجه را برای رواج هنر و فرهنگ غربی در کشور به مصرف می‌رساندند.» [1]
 
هوشنگ ابتهاج، از مسئولان رده اول رژیم پهلوی هم معتقد است که جشن هنر شیراز در عین صرف هزینه‌های فراوان نتیجه قابل توجهی به بار نیاورد:«جشن هنر شیراز با صرف هزینه‌های هنگفت و به ترتیبی که انجام شد، یعنی ارائه مبتذل‌ترین جوانب فرهنگ غرب، اجرای نمایشات مهمل و بی‌بند و بار و در مواردی قبیح توسط هنرپیشه‌های دست دوم خارجی به‌خصوص در ماه رمضان، اجرای موسیقی ناشناخته بی‌سر و ته و ناهنجار خارجی بر سر قبر حافظ بدون تردید اثر سوء در بر داشت و گذشته از آن برداشت مردم عادی از تمدن و فرهنگ غرب، دیدن و شنیدن همین گونه برنامه‌ها بود... این‌ها همه پل‌هایی بود برای رسیدن به «دروازه‌های تمدن بزرگ» که شاه نوید آن را به مردم ایران می‌داد و عاقبت شوم آن به چشم مشاهده شد.» [2]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

آمار ملازمان ملکه و هزینه‌هایشان
تنها در یکی از سفرها به شیراز


هر یک از سفرهای شهبانو به شیراز که عمدتا برای افتتاحیه و اختتامیه صورت می‌گرفت و همراه با مشایعت ملازمان و پادررکابان او بود، هزینه‌ایی را بر دوش نهادهای مختلف می‌گذاشت. در یک مورد سفر ملکه به شیراز، شانزده نفر از جمله شهرام پهلوی، خانم‌ها قطبی، علم، دیبا، نازعلم، نازی دیبا، الی آنتونیادیس (یونانی)، سمیعی و آقایان اقبال، نبیل، بهادری و یک آرایشگر او را همراهی کردند. در سال 1346، به‌تنهایی 006/452/3 ریال هزینه سفر فرح پهلوی به شیراز بود. [3] در یک فقره دیگر، «هزینه‌های پذیرایی در تشریف‌فرمایی علیاحضرت شهبانوی گرامی و ملتزمین رکاب در جشن هنر 1350 که بالغ بر 524075 ریال» برآورد شده بود به معضلی برای دستگاه‌ها تبدیل شد که برای جبران آن به همدیگر نامه‌ می‌نوشتند. [4]

درباره این هزینه‌ها، اسکندر دلدم از گفتگویی که میان او و مهندس عبدالله والا –نماینده مجلس شورای ملی و مدیرمسئول مجله تهران‌مصور- رخ داده نکات جالبی را نقل می‌کند. پس از آنکه کنسرت موسیقی «دمیس روسس»، خواننده یونانی‌الاصل فرانسوی در تهران شکست مالی خورد، دفتر فرح تمام هزینه‌ها آن را جبران کرد. دلدم علت این کار را از مهندس والا جویا می‌شود. والا در پاسخ می‌گوید: «فرح علاقه زیادی دارد که فرهنگ فرانسه را در ایران جا بیندازد و به خاطر سال‌ها اقامت در فرانسه با خلق و خوی فرانسوی‌اش انس گرفته و خود را سفیر فرهنگی فرانسه در ایران می‌داند.» [5]

نمونه‌های این هزینه‌های گزاف متعددند. یک نمونه آن تئاتر «هفت‌تپه» ویلسون آمریکایی است که برای ایجاد مقدمات آن، باید هفت تپه مصنوعی در بیابان‌های شیراز احداث می‌شد و رعد و برق و دیگر ملزومات نمایش تدارک دیده می‌شد. هزینه‌های این تئاتر –که بسیار هم مورد وهن تماشاگران قرار گرفت و اعتراضاتی را به دنبال داشت- حتی مدیران جشن را هم نگران کرده بود. فرخ غفاری درباره تئاتر هفت تپه و ویسلون می‌گوید: «وقتی که ویلسون را کشف کردیم و گفتیم بیا شیراز را ببین. او در سفر اول حافظیه را دید، چهل تن را دید و هفت را. از هفت تن سئوال کرد گفته شد که هفت تن جایی است که هفت تن از دراویش در آنجا خاک شده‌اند و از نظر مردم و دراویش محترم است. با اطلاعاتی که راجع به دراویش و صوفیگری به دست آورد تصمیم گرفت خودش تئاتری بنویسد... او هفت تپه ساخت تا هفت شب به عنوان صعود تئاتر را اجرا کند و مرحله به مرحله پیش برود و به مقصد برسد. برای شب آخر احتیاج به یک رعد و برق دارد. ما هم مقداری رنگ در اختیارش گذاشتیم که کوه‌ها را رنگ کند تا در ایجاد رعد و برق شکل دلخواه او به وجود بیاید. ولی برای تکمیل پروژه او احتیاج به مخارج بیشتری هست که معلوم نیست تا چه حد در اتجام آن موفق شود.» [6]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تئاتر هفت‌تپه


تحلیلی بر جشن هنر شیراز

موریس بژار و گروهش به نماد شکم‌بارگی
از بریز و بپاش‌های پهلوی در جشن مبدل شدند

نمونه دیگر این ولخرجی‌ها، عیش و عشرتی بود که به‌واسطه پول مردم ایران، هنرمندان آوانگارد و آماتور خارجی را بهره‌مند و مسرور می‌کرد. به گزارش کیهان، «با اینکه نوشابه گازدار برای رقاصان خطرناک است و ضرر دارد اما رقاصان آقای موریس بژار هر شب 400 کولای گازدار مختلف را مصرف می‌کنند. به هر حال پروه بژار هم توانسته‌اند به نوعی رکورد در شکم‌بارگی دست یابند حال در رقص نه، مهم نیست.» [7]

مجله فردوسی هم در مقاله‌ای طنزآمیز، با اشاره به گفتگویی از فرخ غفاری می‌نویسد: «آقای فرخ غفاری در مصاحبه با روزنامه اطلاعات فرموده بودند که «جشن هنر، صرفه‌جو و سهت‌گیر شده است» که مفهوم مخالفش از سخاوت و دست و دل بازی مسئولین این جشن در گذشته حکایت دارد.» [8]

همه این هزینه‌های مربوط به اصطلاح «سیاست‌های فرهنگی و هنری» در شرایطی انجام می‌شد که وضعیت اقتصادی و شاخص‌های زندگی در برخی نقاط کشور در شرایط خیلی بدی قرار داشت. مینو صمیمی در این باره حکایت تکان‌دهنده‌ای را نقل می‌کند: «جوانی که به عنوان سپاهی دانش در آن روستا خدمت می‌کرد در پاسخ سوال من راجع به حال و روز مردم روستا، با لحنی تمسخرآمیز گفت: «اینجا نه حمام دارد، نه بهداشت، و نه حتی جایی که بتواند کمک‌های اولیه پزشکی در اختیار روستاییان بگذارد. ولی در عوض –همانطور که می‌بینید- شعبه‌ای از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برایشان دایر کرده‌اند.» [9]

7. ترویج نگاه دکوری و مستشرقانه از ایران

یکی از افتخارات برگزارکنندگان جشن هنر شیراز، معرفی و انتقال هنرملی و فرهنگ ملی ایران بوده و هست. و برای این موضوع به برنامه‌هایی می‌بالند که به وسیله هنرمندان خارجی طراحی و اجرا شد و به اقتباس داستان‌ها و اساطیر ایرانی می‌پرداخت. اما این مساله کاملا برخلاف این ادعاها است. این برنامه‌های به‌اصلاح ایرانی که هنرمندان خارجی می‌ساختند، هیچگاه نمی‌توانست فرهنگ ناب ایرانی را نشان دهد. شاید اگر بخواهیم مقایسه کنیم، نگاه و رویکرد این هنرمندان به فرهنگ ایرانی، همان‌قدر اصالت داشت و درست بود که نگاه مستشرقان به فرهنگ ایرانی درست بوده است. نگاهی ظاهربینانه، سطحی و اتفاق بسیار غربی از فرهنگ ایرانی. به عنوان شاهد به تعدادی از این برنامه‌ها اشاره می‌کنیم.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تصاویری از پوستر و صحنه
تئاتر ظاهرا عرفانی «گلستان»

تئاتر گلستان، از آثار پرمدعای جشن هنر بود که موریس بژار، هنرمند بلژیکی مورد علاقه فرح بود که قصد داشت «عرفان ایرانی» را به روی صحنه ببرد. بژار، خود در رابطه به عشق و علاقه‌اش به ایران و فرهنگ ایرانی می‌گوید: «سه سال پیش که در ایران بودم موسیقی فولکوریک شما مرا چنان تحت تاثیر قرار داد که تصمیم گرفتم براساس آن باله‌ای درست کنم.» [10] اما نتیجه چه شد؟ به گفته شخص بژار: «در یکی از قسمت‌های گلستان، درویشی در یک صحرای بی‌آب و علف گم می‌شود و به عالم خلسه فرو می‌رود. وقتی که سر بلند می‌کند مردم را دور و بر خود می‌بیند و با آن‌ها شروع به رقصیدن می‌کند. در این هنگام گلستانی از گل سرخ ظاهر می‌شود و بوی گلستان آنچنان صوفی را سرمست می‌کند که به پایکوبی می‌پردازد.» [11] چنین عرفان ایرانی کم‌نظیری سابقه نداشته است!

نویسنده اطلاعات هم که گویی تحت تاثیر این عرفان ناب ایرانی قرار گرفته این گونه از آن تمجید می‌کند: «برای نخستین بار چه زیبا و ظریف و دقیق، موسیقی ایرانی شکل جسمی می‌گیرد و حرکت ظاهری می‌یابد و به چهچهه خواننده و ضجه ساز، عرفانی‌ترین موسیقی جهان به صورت رقص آیینی تجسم می‌یابد.» یک تئاتر عرفانی، که دخترکان رقاص در آن نماد گل‌های شرقی هستند! [12]

نمایش دیگر، نمایش رستم و سهراب بود که گروهی هندی به اجرای آن پرداخت و آن قدر ایرانی و مطابق با فرهنگ ایرانی بود که صدای ساواک را هم در آورد! این هنرمندان علاقه‌مند به فرهنگ ایرانی، ممکن بود حتی البسه ایرانی هم بپوشند. مثلا؛ «از دیگر نکته‌های جالب، گیوه‌های سفیدی بود که ویلسون، کارگردان آمریکایی به پا داشت [و] او حتی گیوه‌هایش را در شب افتتاحیه نیز از پایش در نیاورده بود.» [13] اما همین جناب ویلسون، آثاری در جشن ارائه داد که خرد و کلان را از هنر مدرن بیزار کرد.

نویسنده روزنامه اطلاعات، به‌خوبی به این «عرفان‌بازی»ها پی برده بود و نمی‌توانست واکنش خود را مخفی کند. او می‌نویسد: « از عجایب روزگار آنکه چند نویسنده خارجی مقیم ایران هر سال از خوان جشن متنعم می‌شوند، داعیه صوفی‌گری و عرفان هم دارند، یعنی علاوه بر اینکه بلندگوی جشن در داخل و خارج‌اند و در نوشتن بروشور و کاتالوگ و بولتن شایستگی به‌سزایی از خود نشان می‌دهند. چنان هر برنامه ایرانی را به ریش عرفان می‌بندند که تو ایرانی که قضایا را با خون و پوستت حس می‌کنی از این همه تاکید و عرفان‌بازی به حیرت دچار می‌شوی. اما وقتی کارنامه حضرات صوفی‌مشرب را بررسی می‌کنی می‌بینی از تصدق سر این تظاهرات درویش‌مسلکانه به عرب و عجمی بند شده و در صدر خوان نشسته‌اند و به دوستان می‌گویند: بفرما.» [14]

8. آیا هنر ما به جهانیان معرفی شد؟

ادعای دیگری که گوش جهان را کر کرده این است که با جشن هنر شیراز همه دنیا به بزرگی و والایی هنر و فرهنگ ایرانی شیرفهم شد. چنانچه که در مقاله پیشین گذشت، فرح معتقد بود به‌زودی زود جشن هنر شیراز بزرگترین جشن هنری تاریخ خواهد شد.

اما خوب است ببینیم که این ادعاها چه اندازه واقعیت دارد. برای یافتن پاسخ، لازم نیست که به اقوال مخالفان داخلی جشن اعم از نویسندگان، صاحب‌نظران و علما رجوع کنیم. حتی ناظران خارجی هم می‌توانند به ما بگویند که ایا جشن هنر شیراز برایشان نکته‌ای در بر داشته است یا خیر. آیا جشن هنر را در حهان به عنوان بزرگترین فستیوال هنری تاریخ شناخته‌اند و هنر ایرانی را درک کرده‌اند یا خیر. در این جا به تحلیل برخی از نویسندگان خارجی اشاره می‌کنیم.

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

پارسونز سفیر وقت انگلیس، در این رابطه معتقد است: «آیا تشکیل فستیوال‌های بین‌المللی سالانه فرهنگی شیراز با نمایش‌های بی‌معنی و مبتذل آن، سودی برای ایران در بر داشت؟... به نظر من و دیپلمات‌های کشورهای غربی که از حضور در مراسم پذیرایی به مناسبت پایان کنگره زرتشتیان خودداری کردند این قبیل کارهای غیرضروری بیش از شکست بعضی از برنامه‌های اقتصادی افکار عمومی را جریحه‌دار می‌ساخت و بر نارضایی توده‌های مذهبی و رهبران آن‌ها می‌افزود.» [15]

اسکندر دلدم به نقل از کتاب یورش پول (money rush)  نوشته اندرو دانکن، روزنامه‌نگار انگلیسی می‌نویسد: «در ایران کارهایی انجام می‌شود که در اروپا غیرقابل تصور است. مثلا در فستیوال هنر شیراز نمایشنامه‌ای اجرا شده که حرکات و عملیات در آن بسیار جسورانه و در عین حال واقعی بوده است. داستان سربازی که از کشتن بچه‌ای صرف‌نظر می‌کند و در مقابل این گذشت به مادرش تجاوز می‌کند. در پایان همین نمایش، مردی در مقابل تماشاچیان ظاهر می‌شود و شلوار را پایین می‌کشد، لوله هفت‌تیر را در ...  و به این روش خودکشی می‌کند.» [16]

پروفسور جولیو کوگنی، یکی از حاضران در جشن هنر هم در اظهارنظری گفت: «برای ما اروپایی‌ها آنچه که از غرب به این فستیوال می‌آید تازگی ندارد، مهم عنصر فرهنگ شرقی این جشنواره است که متاسفانه روی آن تاکید و تبلیغی نشده است. وقتی من در اروپا با بسیاری از منتقدین بزرگ درباره این فستیوال صحبت می‌کردم هیچکدام متوجه اهمیت سهم هنر شرق در این فستیوال نبودند... بهتر است در این فستیوال توجه بیشتر و عمیقتری به عرضه موسیقی شرقی شود.» [17]

برای همین است که دلدم اعتقاد دارد: «از یکی دو سال اول برگزاری جشن هنر که بگذریم در سال‌های بعد محافل هنری جهان متوجه شدند که در جشن هنر شیراز آنچه که اصلا مطرح نیست همانا هنر» است. از این رو دیگر اصلا توجهی به آن نکردند و یا اگر گروه‌هایی را به عنوان نمایندگان هنری برای شرکت در جشن هنر شیراز فرستادند اغلب عده‌ای مطرب و بی‌هنر و سودجو می‌آمدند.» [18]

نکته جالب‌تر این است که دستکم در سال‌های نخستین جشن، برگزارکنندگان جشن هم توجه خاصی به فراهم کردن امکانات برای انعکاس برنامه‌ها نداشتند. در اسناد ساواک، از قول پرویز رائین نماینده خبرگزاری آسوشیتدپرس در ایران آمده است: «سازمان جشن هنر در سال جاری توجهی به خبرگزاری‌های خارجی در ایران ننمود و نماینده‌ها را از نظر مسائل مربوط به جشن بی‌خبر گذارد.تا جایی که من می‌دانم هیچ یک از نماینده‌ها، خبری در این مورد به مراکز خود که جنبه بین‌المللی دارند مخابره نکرده‌اند.» [19]

برخی رسانه‌های خارجی هم حتی دست به تحریم جشن یا انتقاد از آن می‌زدند. مثلا نشریه «نوول ابزرواتور» -البته با تحریک و سفارش اتحادیه سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا از حضور در جشن و انعکاس آن خودداری کرد. [20] یا روزنامه neue hannoversche در مقاله‌ای با عنوان «بازیچه بزرگ شهبانو» به انتقاد از رویه‌های حاکم در جشن هنر پرداخت. [21]

9. آیا واقعا هنرمندان برجسته خارجی حضور داشتند؟

برگزارکنندگان جشن هنر، به‌شدت تلاش داشتند تا هنر آوانگارد را ترویج کنند. آنان که خود شدیدا تحت تاثیر این قسم ظهورات هنری مغرب زمین قرار داشتند می‌خواستند عموم هنرمندان و مردم ایران را نیز با آن‌ها آشنا کنند. فرخ غفاری در یکی از بیاناتش گفت: «جشن هنر با برنامه‌های کلاسیک کاری ندارد و دیگر به عقب بر نخواهد گشت. و آنچه خواهیم دید از دنیای مدرن خواهد بود....» [22] او پیش‌تر درباره فیلم‌های به نمایش درآمده در جشن اظهار داشته بود: «فیلم‌هایی را در این فستیوال خواهید دید که امکان دیدن آن را در سینمای بازار نخواهید داشت و کوشش شده است که این فیلم‌ها نشان‌دهنده آخرین تمایلات سینمای نو در جهان باشد.» [23]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

فرخ غفاری از حامیان و مروجان هنر آوانگارد غربی در جشن هنر بود

یکی از واژه‌هایی که از جشن هنر شیراز وارد دایره واژگان اهل هنر ایران شد، «هنر آزمایشگاهی» بود. (شاید معادل واژه هنر تجربی باشد که امروزه به کار برده می‌شود.) روتوسکی، یکی از پرسروصداترین نمایندگان این تئاتر «آزمایشگاهی» بود. او در گفتگو با جواد مجابی، شاخصه‌های این هنر آزمایشگاهی را معرفی کرد: «برای من جالب نیست که با هیولایی هزار چشم به نام تماشاگر عام روبرو شوم. ما در جستجوی تماشاگر هستیم نه مردم.» [24] برای همین این کارگردان برای تماشای تئاترش از پذیرش تماشاگرانی با تعداد بیشتر از پنجاه نفر ممناعت به عمل می‌آورد. [25]

یکی دیگر از این صاحب‌نظران هنر فوق‌مدرن، کانتور لهستانی بود. او با افتخار اعلام می‌کرد که «برای من مساله هنر مطرح است. کار من تئاتر نیست، ضدتئاتر است و هدف از این ضدتئاتر گسترش اندیشه‌های هنری است. قصد من از کار تئاتر ارائه یک هنر نمایشی و یا یک ادعانامه نیست. برای من هنر در کل آن مطرح است.» کانتور می‌گوید: «تاکنون سبک‌های بسیاری را دنبال کرده و چون آن‌ها را پس از مدتی کهنه‌ یافته است دنبال یک سبک جدید را گرفته.» [26]

این آوانگاردیسم گاهی برای مخاطبان تعجب‌برانگیز و متناقض‌نما می‌شد. خبرنگار یکی از مطبوعات می‎نویسد: «بعد از میزگردی که درباره بروک [یکی از آوانگاردهای حاضر در جشن] تشکیل شد با خانمی که مهمان رسمی جشن هنر است و خود از مقامات فرهنگی است صحبت می‌کنیم. می‌گوید: نمی‌دانم این چه دنیایی است؟ شب می‌رویم نمایش، بازیگرها چیزی می‌خورند و به مردم تف می‌کنند ( در نمایش زارتان برادر تارزان، هنرپیشه‌ها مقداری میوه و خیار می‌خوردند و هرجا و هر وقت به هر کسی که دلشان می‌خواست تف می‌کردند). این هم از صبح که می‌آییم میزگرد به زور می‌خواهند به خوردمان بدهند که زبانی که تا به حال با آن تئاتر اجرا می‌شده ناقص است؛ بشتابید که ما زبان تازه‌ای اختراع کرده‌ایم!» [27]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

تادائوس کانتور؛ از آوانگاردهای پرسروصدای جشن هنر

گاهی هم مخاطبان و حاشیه‌نگاران این قسم تظاهرات روشنفکری و فوق مدرن مجبور بودند از زبانی نرم‌تر و مطایبه‌آمیزتر استفاده کنند: «اصطلاحی داریم که فلانی خاکی است که متواضع و مردم‌جوش و اهل دل است. که فاصله خود را با مردم کم کرده است... بیشتر گردانندگان تئاترهای امسال خاکی هستند. کارشان کم کردن فاصله است بین ما تماشاگران و خودشان. (در تئاتر تارزان): آقا بفرمایید همینجا روی زمین، کف سالن... (در تئاتر آلیس و ...): آقا روی این جعبه میوه بنشینید... (درقوزآباد): آقا بیا باغ خسروی، وسط درخت‌ها، بنشین با هم حرف داریم. » [28]

این آوانگاردیسم به شکل مسخره‌ای به هنرمندان ایرانی هم سرایت کرده بود. در گزارش اطلاعات از نمایشگاه نقاشی سال 47 می‌خوانیم: «خود وزیری این‌ها را نقاشی نمی‌داند اما چرا آن را در نمایشگاه نقاشی به اکسپوزسیون می‌گذارد؟ شاید می‌خواهد موجب شگفتی خلق‌الله بشود که شده است. تابلوهای ناصر عصار که از پاریس رسیده بود هنوز به دیوار نصب نشده بود. تابلوها عموما رنگ تیره کثیفی داشتند. برای اولین بار بود که آثار این حضرات را ملاحظه می‌کردیم. تابلوهایی با یک رنگ مسلط و ابعادی بزرگ و نامناسب. به نظر می‌رسید که نمایش سخت گرفتار کمبود مضمون است که به صخره‌ای و درختی متوسل شده بود آن هم در شیوه ژاپنی که کمی لوس می‌نمود. به هر حال فضای تابلو حرام شده درست مثل وقت تماشاچیان محترم. البته برای کسانی که هنوز دبستان طبیعت‌پردازی آن هم در سطحی اولیه خود برایشان ارجی دارد از دیدن این تابلوها، حس بازگشت به دوران روستایی را در خود زنده می‌یافتند.» [29] نویسنده درباره نقاشی‌های معصومه سیحون، حسین زنده‌رودی و لیلی متین دفتری هم شبیه همین نظرات را دارد.

اما این هنرمندان، همگی هم آوانگارد نبودند. برخی از آن‌ها به‌شدت آماتور می‌زدند و با ذره‌بین برگزارکنندگان جشن پیدا شده بودند: «نمی‌دانم به چه علت سازمان جشن هنر به جای دعوت از خوانندگان طراز اول مملکت چند هنرمند درجه دو را که هیچکدام در نوع خود تکنواز یا خواننده پرباری نیستند به شیراز فراخوانده است... جا دارد کسانی که یک سال وقت دارند تا لااقل از لحاظ موسیقی ایرانی هنرمند یا خواننده‌ای را برای جشن هنر که برنامه‌های آن در سطح بین‌المللی عرضه می‌شود انتخاب نمایند.» [30]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

اندی دوگروت یک بندباز مبتدی آمریکایی بود
که به جشن هنر شیراز دعوت شده بود

یکی از این آماتورها که به‌شدت انتقادبرانگیز شد «اندی دوگروت» فرانسوی و نمایش‌ها و رقاصی‌های تک نفرهاش بوذد که در سرای مشیر شیراز برگزار می‌شد.  نویسنده‌ای درباره حرکات موزون و بندبازی‌های دوگروت می‌نویسد: «نفس عمل قبیح است که آدم را نیمه‌شب –به کمک تبلیغات- بکشانند به سرای مشیر در تاریکی و خاک و خل بنشینی که نمایشی، رقصی، چیزی ببینی و از اول تا آخر، چیزی ببینی که به لعنت خدا هم نمی‌آورد. نفس عمل قبیح است که پول بدهیم، کمکشان کنیم از هر خراب‌آبادی بیایند از نجابت و خوش‌باوری ما سوئ استفاده کنند دو ساعت هیچ و پوچ را به خورد آن‌ها بدهند... نفس عمل قبیح است که یک بابای فرنگی اسم بازی «چرخ چرخ عباسی» و چرخ خوردن زورخانه‌ای را بگذارد نمایش و رص، آن وقت در بدترین ساعت شب و روز به نحوی احمقانه به خورد آن‌هایی بدهد که از دوره چرخ چرخ عباسی‌شان مدتی گذشته است.» [31]

10. سانسور و ادعای آزادی

جشن هنر شیراز ادعای آزادی و سانسور نکردن داشت. سردمداران مخلوع رزیم شاهنشاهی، امروز هم هر کجا که می‌نشینند از آزادی از کف رفته مردم ایران صحبت می‌کنند و خود را آزادی‌خواهانی معرفی می‌کنند که به مردم بد معرفی شده‌اند. در ادامه به چند مورد نقض اشاره می‌کنیم تا درستی یا نادرستی این ادعا روشن شود:

در چند گزارش ساواک به‌صراحت از سانسور و کنترل امنیتی رژیم شاهنشاهی و حتی تعقیب‌های قانونی آن نسبت به هنرمندان جشن هنر شیراز سخن به میان آمده است. در یک نمونه درباره تئاتر «بنگاه تئاترال» ساخته علی نصیریان می‌خوانیم:

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

نزدیک بود علی نصیریان برای اجرای تئاتر
«بنگاه تئاترال» به ساواک احضار شود.

«در جریان اجرای آن بازیگران اشعاری می‌خواندند و عبارت (نه این طرف باش نه آن طرف باش بزن به سیم آخر) را تکرار می‌کردند. در قسمت‌های دیگر این برنامه علی نصیریان مطالب مبتذل و مسخره‌ای ظاهرا از زبان دیالوگ نمایش و در معنی تند و انتقادآمیز از اوضاع و احوال حاوی کشور بر زبان می‌آورد مثل، (وعده‌های نافرجام اولیای امور – اطلاق اصناف و گرانی)... با توجه به این مراتب مجموعا ترتیب اجرای نمایشنامه به نحوی بود که متصدیان مربوط به تلویزیون ملی ناگزیر به قطع بقیه برنامه شدند... پیشنهاد می‌شود چنانچه تصویب فرمایند جهت بررسی‌های لازم روی نمایشنامه منظور، علی نصیریان برای ارائه اشعار نمایشنامه به ساواک احضار شود. [البته این پیشنهاد رد شد.] ضمنا به عرض می‌رساند در جریان جشن هنر سال گذشته نیز نمایشنامه دیگری تحت عنوان (بزک نمیز بهار میاد) به وسیله بیژن مفید روی صحنه آمد چون مربوط موضوع آن با مصالح سیاسی تطبیق نداشت در اجرای دستور سناریوی مربوط از سازمان رادیو تلویزیون ملی خواسته شد.»  [32]

تحلیلی بر جشن هنر شیراز

نمونه دیگر پیرامون فستیوال سینماگران جوان آسیا است که در ذیل برنامه‌های سینمایی جشن هنر از اواسط دهه پنجاه برگزار می‌شد. نیروهای امنیتی رژیم محتوای این فیلم‌ها را به‌دقت زیر نظر داشتند: «خواهشمند است دستور فرمایند فیلم‌هایی را که سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران جهت شرکت در فستیوال سینماگران جوان آسیا و جشن هنر شیراز تهیه  و یا در نظر گرفته به طور غیرمحسوس و از طریق منابع مشخص در اسرع وقت اسامی و خلاصه‌ای از محتوای نامناسب فیلم‌های شرکت‌کننده را به این اداره ارسال دارند.» [33]

نتیجه‌گیری

طی دو مقاله اخیر، به ذکر ده نقطه ضعف جشن‌ هنر شیراز پرداختیم. به‌طور کلی این جشن‌ها، «شترگاوپلنگ»ی بود که قصد داشت همه چیز را در خود جمع کرده باشد. از هنر سنتی تا مدرن و بعضا فرامدرن، از هنر ایرانی و هنرهای صددرصد معارض بیگانه با فرهنگ ملی و از تئاتر سینما تا موسیقی و تعزیه و این اواخر حتی قصد داشتند روضه‌خوانی را هم به نمایش‌های جشن اضافه کنند. چنانچه در آغاز دو مقاله گفته شد، ایده جشن‌های هنر، ایده نو و دست‌نخورده‌ای بود که می‌شد بهتر و عاقلانه‌تر از آن بهره برد اما به هر ترتیب، سیاست‌های برگزارکنندگان جشن و بی‌توجهی‌های ملکه باعث شد روز به روز بر جدایی مردم از جشن، و نیز عادی‌شدن، پرهزینه‌شدن و خار در چشم شدن جشن افزوده شود. آنچه اهمیت دارد، افزون بر افزایش آگاهی‌ها از آنچه در تاریخ معاصر ایران رخ داده است، برای سیاست‌های فرهنگی امروزمان هم می‌توانیم از تجربه عبرت‌انگیز «جشن هنر شیراز» بهره‌های خوبی ببیریم که مبادا سیاست‌های فرهنگی جشن هنری، دوباره در مملکت تکرار شود.

*منایع
1. پشت پرده تخت طاووس؛ مینو صمیمی، چاپ هشتم، 1374، انتشارات اطلاعات، ص 188
2. خاطرات ابوالحسن ابتهاج؛ به کوشش علیرضا عروضی، چاپ اول، بهار 1371، انتشارات علمی، صص 560 و 561
3. جشن هنر شیراز به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، زمستان 1381، ص 136
4. همان، صص 180، 190 194 و 197
5. خاطرات من و فرح پهلوی؛ اسکندر دلدم، انتشارات به‌آفرین، چاپ سوم، ص 1050
6. اطلاعات، 14 شهریور 51
7. کیهان، 6شهریور 55
8. اسناد ساواک، ص 303
9. صمیمی، ص 154
10. اطلاعات، 7شهریور 52
11. همان
12. اطلاعات، 12 شهریور 52
13. اطلاعات، 26 مرداد 53
14. اطلاعات، 7 شهریور 55
15. پارسونز ص 49
16. دلدم، ص481 و 482
17. اطلاعات، 19 شهریور 52
18. دلدم، ص 480
19. اسناد ساواک، ص 204
20. همان، ص307
21. همان، ص 380
22. اطلاعات، 14 شهریور 51
23. کیهان، 21 شهریور 47
24. اطلاعات، 8 شهریور 49
25. اطلاعات، 7شهریور 49
26. کیهان، 21مرداد 53
27. اطلاعات، 11شهریور 50
28. اطلاعات، 13 شهریور 50
29. اطلاعات، 14 شهریور 1347
30. اطلاعات، 8شهریور 50
31. اطلاعات، 3 شهریور 54
32. اسناد ساواک، ص 246 و 247
33. اسناد ساواک، ص 267
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات، تاريخي، سياسي، هنري
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:52 ] [ گروه دین وزندگی ]
رمزگشایی از خیزش دوباره ملت یمن؛
بیش از یک‌سوم ساکنان شمال و بیش از نیمی از ساکنان جنوب یمن، از انصارالله و طرح سیاسی این جنبش فراگیر حمایت می‌کنند که این نسبت هر روز در حال افزایش است؛ اما پرسش این است که انصارالله، این حمایت وسیع مردمی را از کجا به دست آورده است؟
گروه بین‌الملل مشرق - معادلات داخلی یمن به‌سرعت در حال فروپاشی و تغییر است. ناظران این عرصه در صنعا، پایتخت یمن و دیگر شهرهای این کشور تأکید می‌‌کنند که محبوبیت و جایگاه مردمی جنبش «انصار الله» یمن به‌سرعت و هر روز در حال افزایش است و هواداران و طرفداران این جنبش به طور مستمر در حال افزایش است، تا جایی که تظاهرات مسالمت‌آمیز میلیونی صبح امروز این جنبش در میدان مرکزی پایتخت یمن، امری طبیعی و معمولی قلمداد شده است!

در یمن، معمول است که بخشی از بازی سیاسی در قالب «آمار و ارقام» آورده شود، به گونه‌ای که صفوف میلیونی و به‌هم‌پیوسته یمنی‌ها از هر مذهب و قبیله‌ای در کنار جنبش شیعی "انصارالله" برای تحقق خواسته‌ها و مطالبات برحقش واقعیتی انکارناپذیر است که حکومت یمن به هیچ وجه نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد.

در حالی که بیش از یک‌سوم ساکنان یمن شمالی از جنبش انصارالله و طرح سیاسی این جنبش فراگیر حمایت می‌کنند، بیش از نیمی از ساکنان جنوب یمن نیز از حامیان انصارالله به شمار می‌آیند و این نسبت هر روز در حال افزایش است، به‌گونه‌ای که اکنون مردم، خواسته‌‌ها و مطالبات جنبش را برحق می‌دانند و تأکید می‌کنند که باید دولت با آنها تعامل داشته باشد.

محبوبیت میلیونی

این صحنه‌ها و داده‌ها ما را در برابر سؤالات بی‌شماری قرار می‌‌دهد از جمله اینکه جنبش انصارالله، این حمایت وسیع مردمی را از کجا به دست آورده است؟ این جنبش، چگونه وارد رویارویی‌های نظامی و سیاسی با حکومت شده است؟

با توجه به مخالفت‌های گسترده عربی و منطقه‌ای و بین‌المللی که با این جنبش وجود دارد، انصارالله چگونه توانسته، میلیون‌ها شهروند یمنی را جذب اهداف خود کند؟


سیره خوش‌نام جنبش انصارالله در طول زمان

نگاهی سریع به تاریخ این جنبش خوشنام سیاسی نشان می‌دهد که جنبش انصارالله در طول تاریخ فعالیت خود در عرصه سیاسی یمن همواره متعهد به شعارها و اقدامات مسالمت‌آمیز و برقراری آرامش برای حل مسائل و قضایای داخلی یمن بوده و تا به امروز به تمام قراردادها و توافقنامه‌های آتش‌بسی که با دولت‌های یمن امضا کرده، پایبند و متعهد بوده و خط مشی نیرنگ و فریب و حیله را پیش نگرفته است. همان گونه که این جنبش برای تحقق مطالبات و خواسته‌های بر حق خود همواره خط مشی شرافتمندانه تظاهرات مردمی مسالمت‌آمیز را در پیش گرفته که قانون اساسی یمن آن را مجاز دانسته و آن را خلاف ضوابط و قوانین عمومی در یمن ندانسته است.


برحق بودن خواسته‌ها و مطالبات انصارالله
 
نگاهی به خواسته‌ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی جنبش انصارالله که تا امروز ندای آنها را در تظاهرات‌ مسالمت‌آمیز خود سر داده، همواره مطالباتی برحق و خواسته‌‌هایی مشروع بوده‌اند. جنبش در طول مدت فعالیت خود در عرصه سیاسی یمن هیچ‌گاه خواسته‌ای غیرمنطقی یا غیر قابل گفت‌‌وگو و مذاکره و غیر قابل تحقق نداشته است.

محبوبیت میلیونی

در طول مدت فعالیت، جنبش انصارالله بارها به تلاش برای مشارکت در حکومت با مانع‌تراشی بر سر راه فعالیت دولت متهم شده که آخرین نمونه آن اعتراض این جنبش به افزایش قیمت مواد سوختی در یمن و ممانعت از اجرای قیمت‌های جدید توسط دولت است اما انصارالله هیچ گاه موضع منفی و خشونت‌آمیز در برابر حکومت اتخاذ نکرده و حتی هنگامی که نیروهای سیاسی یمن به طرح ایجاد جنگ فرسایشی برای رهبران جنبش و ترور آنها روی آورده و نمونه آن ترور نماینده این جنبش در کنفرانس گفت‌وگوی ملی یمن است، باز جنبش هیچ‌گاه موضعی منفی اتخاذ نکرده و روی به گزینه مبارزه مسلحانه همانند دیگر جنبش‌ها و احزاب سیاسی یمنی مانند حزب اصلاح یمن نیاورده است.

محبوبیت میلیونی

انصارالله ثابت کرده که خواسته‌ها و مطالباتش نشأت یافته از خواست و اراده‌ای سیاسی است که هدف آن بهبود اوضاع در یمن و پیشرفت و رشد آن است و نگاهی سریع به روند تحولات اخیر یمن نشان می‌دهد، تظاهراتی که جنبش در روزهای اخیر برگزار کرده، نه‌تنها با استقبال و مشارکت طرفداران و هواداران جنبش مواجه شده، بلکه بسیاری از شرکت‌کنندگان در این اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به صورت مستقیم در جنبش عضویت ندارند و مشارکت آنها اغلب به این دلیل صورت می ‌گیرد که منافع و خواسته‌های مشترکی میان خود و جنبش ملاحظه می‌کنند.

 
مردمی‌بودن رهبران و سیاستگذاران انصارالله

در یمن کسی را نمی‌توان یافت که منکر این امر باشد که رهبران جنبش انصارالله بخشی جدایی‌ناپذیر از جامعه هستند.

محبوبیت میلیونی

تصمیم‌گیرندگان این جنبش، اغلب افرادی از طبقات و اقشار پایین و مستمند جامعه هستند که در تمام فعالیت‌های مردمی و عمومی مشارکت و در تمام بحران‌ها در کنار مردم قرار دارند. در حالی‌ که کسانی که روند امور جاری در یمن را دنبال می‌کنند، به خوبی از شکاف میان رهبران جنبش‌ها و احزاب سیاسی این کشور و مردم عادی و پایگاه مردمی آنها مطلع و آگاه هستند و همواره این سیاستمداران مورد انتقاد مردم بوده‌اند.
 
 
حمایت انصارالله از آزادسازی فلسطین و توجه به مسائل مهم جهان اسلام
 
جنبش انصارالله از جمله معدود جنبش‌‌های یمنی و عربی است که همواره از قضایای جهان عرب و اسلام از جمله فلسطین حمایت کرده و موضع حامیانه و جانبدارانه در قبال ملت فلسطین در برابر تجاوزات مستمر رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه و کرانه باختری داشته و در کنار اعراب در نبردهای سیاسی و نظامی با هدف یاری رساندن به ملت فلسطین و دیگر قضایای جهان اسلام و عرب حضور فعالانه داشته است.

جنبش انصار الله در طول فعالیت سیاسی خود توانسته، ارتباطی موفق بین قضایا و مسائل داخلی و عربی و اسلامی برقرار کند و بزرگ‌ترین دلیل این مدعا سخنرانی‌های سید عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش انصارالله است که تمام سخنرانی‌های اخیر خود را از یک سو به حقوق مشروع و برحق یمنی‌ها و از سوی دیگر حقوق غصب‌شده ملت فلسطین مرتبط کرده است.

محبوبیت میلیونی

کارشناسان و ناظران اتفاق نظر دارند، سید عبدالملک الحوثی در بسیاری از سخنرانی‌های خود به این نکته اشاره کرده که قضیه فلسطینی، قضیه‌ای داخلی است، چون از اهمیت بسیاری برای جهان عرب و اسلام برخوردار است و بر این باور است که پایه و اساس حل قضایای یمن، قضیه فلسطین است.

انصارالله امروز بخش مهمی از واقعیت سیاسی یمن است و با توجه به تظاهرات میلیونی که حامیان این جنبش در پایتخت یمن برگزار کردند، دولت یمن باید در نگاه خود نسبت به جنبش و جایگاه آن بازنگری کند و به گزینه مشارکت‌دادن آن در بازی سیاسی روی آورد، به خصوص با توجه یه شرایط حاکم بر شبه‌جزیره عربی که شاهد ناآرامی‌ها و جنگ برسر قدرت میان خاندان سعودی از یک سو و جنگ برسر غارت ثروت‌های یمن توسط این خاندان از سوی دیگر و تلاش آنها برای تسلط بر تنگه «باب المندب» به هر قیمت ممکن است.



منبع: العهد
 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:52 ] [ گروه دین وزندگی ]
تحولات امروز سوریه؛
گروه تروریستی جبهة النصرة برای ایجاد رعب و وحشت، اجساد نیروهای ارتش سوریه را طعمه سگ‌های ولگرد می‌کند.این گروه تکفیری صراحتاً اعلام کرده انداختن اجساد کشته شده‌ها جلوی سگ‌ها، سیاستی است که برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌های دشمنانش اتخاذ شده است.
تحولات امروز سوریه؛گروه بین الملل مشرق- برای مخاطبان گزارش‌های تحولات سوریه، از شش جبهه متفاوت گزارش‌هایی رسیده است که مطالعه آنها را به علاقه‌مندان "تحولات در صحنه" سوریه توصیه می‌کنیم. تحولات میدانی «دیرالزور»، تحولات میدانی جبهه «دمشق» و حاشیه آن، تحولات میدانی جبهه «رقه»، تحولات میدانی جبهه «ادلب»،  تحولات میدانی جبهه «حلب» و تحولات میدانی جبهه «حسکه» رئوس گزارش امروز ما را تشکیل می دهد. با ما همراه باشید.

تحولات میدانی دیرالزور

درگیری میان ارتش سوریه و گروه تروریستی داعش در دو منطقه الحویقه در داخل شهر و فرودگاه نظامی در 10 کیلومتری شهر نفت خیز دیرالزور در جریان است که ارتش سوریه در اولی مهاجم و در دومین جبهه مدافع است.

درگیریها در محله "حویقه" شهر دیرالزور میان دو طرف با برتری ارتش سوریه و پیشروی ارتش در بخشهای وسیعی از این منطقه تداوم دارد. همچنین درگیریهای پراکنده ای میان ارتش سوریه با عناصر گروه داعش در محلات دیگر شهر دیرالزور مانند "رشدیه" و "کنامات" به وقوع پیوسته است.

تحولات امروز سوریه؛
در نقشه موقعیت دو محله حویقه و رشدیه با دایره به رنگ زرد مشخص شده است.

 نیروی هوایی ارتش سوریه روز گذشته 12 بار مراکز  نظامی  گروه داعش  را در دو شهر "عکیدات" و "موح حسن" با دقت بمباران کرد که منجر به هلاکت افراد حاضر در آن شد. از این تعداد 7 حمله هوایی به موح حسن، 2 حمله هوایی به دو محل استقرار داعش در اطراف فرودگاه و 3 حمله به محله الجبلیه در داخل شهر دیرالزور انجام شد.

گروه تروریستی داعش از چند روز پیش تلاشها برای محاصره و تصرف فرودگاه نظامی دیرالزور آغاز کرده است. این حملات در قالب پرتاب موشک و خمپاره و سازماندهی نیروهای این گروه در سراسر استان دیرالزور صورت می گیرد. به موازات اقدامات نظامی، رسانه های داعش با اعلام قریب الوقوع بودن "غزوه فرودگاه دیرالزور" برای راه انداختن جنگ روانی علیه نیروهای ارتش سوریه و تضغیف روحیه آنها تلاش می  کنند.

در مقابل ارتش سوریه با بمبارانهای شدید و پی در پی مقرهای نظامی، انبارهای تسلیحاتی، کاروانهای تدارکاتی و نظامی و همچنین تثبیت موقعیت در مناطق تحت سیطره اش در داخل شهر و روستاهای اطراف فرودگاه نظامی دیرالزور تلاش کرده تا جلوی هرگونه تغییر توازن عملیاتی– تدارکاتی– تسلیحاتی عناصر داعش را برای حمله به مراکز استقرار نیروهای ارتش و فرودگاه را بگیرد.

تحولات امروز سوریه؛
درنقشه موقعیت دوشهر جدید عکیدات و موح حسن واقع در حاشیه شرقی شهر دیرالزور مشخص شده است.

تحولات امروز سوریه؛

31 اعدام در عرض 1 ماه


مرکز حقوق بشر سوریه (وابسته به مخالفان دولت، مستقر در لندن) امروز با ارائه آماری اعلام کرد که گروه داعش در یک ماه اخیر 31 نفر را به اتهامهای مختلف اعدام کرده است.

در این گزارش آمده است که این افراد شامل عناصر گروههای رقیب داعش مانند جبهه النصره، ارتش آزاد و جبهه اسلامی، اساتید دانشگاه، افسران جداشده از پلیس و ارتش سوریه و کسبه بازار هستند. همه این افراد در ملا عام و در شهرهای مختلف استان دیرالزور، حلب و رقه اعدام شده اند.

این گزارش می افزاید همکاری با دولت و ارتش، جنگ با خدا و رسول خدا (ص) از طریق مخالفت با داعش و نشانه گذاری مراکز استقرار داعش برای بمباران آنها توسط نیروی هوایی ارتش سوریه از شایع ترین اتهامات این گروه به شهروندان سوری و اعدام آنها است.

تحولات امروز سوریه؛

خبرگزاری "فرانس پرس" از تهیه گزارشی 45 صفحه ای توسط کمیسیون تخصصی حقوق بشر سازمان ملل متحد خبر داده است. در این گزارش آمده است: «در مناطق تحت کنترل"دولت اسلامی" هر چند روز یکبار در میدانها اعدام های عمومی، قطع اعضای بدن و اجرای مجازات شلاق انجام می شود. اجساد کشته شدگان برای چند روز در میادین عمومی به صلیب کشیده می شود تا بنابر ادعای گروه تروریستی داعش "موجب ترس و عبرت" سایر مردم ساکن در این مناطق باشند».

در این سند رسمی بیان شده که چنین اقداماتی به "یک منظره عادی" در مناطق تحت سیطره گروه تروریستی داعش تبدیل شده است .

اعدام یک استاد دانشگاه دیرالزور توسط داعش

صبح امروز گروه تروریستی داعش یکی از اساتید دانشکده حقوق دانشگاه دولتی دیرالزور را در شهر "موح حسن" واقع در حاشیه شرقی دیرالزور به اتهام ارتداد از طریق عضویت در حزب حاکم بعث سوریه در میدان مرکزی این شهر اعدام کرد.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه دمشق و حاشیه آن

 عملیات ارتش سوریه در منطقه جوبر واقع در حاشیه شمالی شهر دمشق پایتخت سوریه وارد پنجمین روز خود شد.

نیروی زمینی ارتش سوریه با پشتیبانی هواپیماهای نیروی هوایی در دو محور شمالی و شرقی به سمت عمق منطقه جوبر پیشروی کردند در این پیشروی ها مسجد جامع طیبه و تعدادی از ساختمانهای محل استقرار تروریستهای تکفیری النصره و ارتش اسلام بود به تصرف نیروهای ارتش سوریه در آمد.

نیروی هوایی ارتش سوریه در دو روز اخیر بیش از 24 بار (15 حمله هوایی در روز گذشته و 9 حمله هوایی از ساعات ابتدایی صبح امروز) مراکز استقرار تروریستهای ارتش اسلام و جبهه النصره را هدف بمباران سنگین قرار دادند. یگان موشکی ارتش سوریه بیش از 40 موشک از نوع کاتیوشا به جوبر شلیک کرده است.

هم زمان ارتش سوریه حملاتی را به منطقه "عین ترما" در مرز غوطه شرقیه دمشق با محله  جوبر که به عنوان عقبه تدارکاتی– نیرویی تروریستهای مسلح در جوبر عمل می کند، انجام داده است.

در درگیریهای امروز تعدادی از فرماندهان غیر سوری گروههای تروریستی فعال در جوبر به نامهای "سعید جاسم طباطبایی (اهل کویت) نادر عجاج (فلسطینی) و ولید حمامه" به هلاکت رسیده اند  که اسامی آنها در رسانه های وابسته به این گروهها اعلام شده است.

منطقه جوبر واقع در حاشیه شمالی شهر دمشق در دوسال اخیر عرصه فعالیتهای خطرناکترین گروههای تروریستی تکفیری بوده است. عملیات ارتش سوریه در ماههای اخیر با نام "درع العاصمه (سپر پایتخت)"با هدف پاکسازی این منطقه و جلوگیری از پرتاب موشک و خمپاره های تروریستها به محلات امن و مسکونی شهر دمشق در جریان بوده اما  به دلیل وجود شبکه هایی از تونلهای زیر زمینی و تعبیه استحکامات فراوان از سوی گروه های مسلح ، با کندی به پیش می رود.

حساسیتها بر منطقه جوبر و مناطقی همچون غوطه شرقی دمشق، برزه، قابون، داریا، اردوگاه آوارگان فلسطینی یرموک و قدم- که در مناطق مختلف شمالی، جنوبی، شرقی و غربی پایتخت سوریه قرار دارند- به این دلیل است که این مناطق در بر گیرنده شهر دمشق هستند و با هدف ایفای نقش در طرح هجوم سراسری گروههای مسلح تروریستی به شهر دمشق  برای ساقط کردن نظام حاکم بر کشور سوریه به اشغال این گروهها درآمده بودند.

اما با عدم موفقیت این گروهها در تصرف مناطق از پیش تعیین شده شهر دمشق و مقاومت ارتش، ورود حزب الله و مجاهدان شیعه عراقی، نه تنها در رسیدن به اهداف تعیین شده از سوی اربابان عربی و غربی ناکام ماندند بلکه خود نیز در همین مناطق در محاصره ارتش و نیروهای مجاهد شیعه قرار گرفته و به هدفی مشروع برای بمبارانها و موشک بارانهای روزانه تبدیل شدند.

با افزایش فشارهای نظامی و تکمیل محاصره جغرافیایی، دارویی، غذایی و تسلیحاتی بر گروههای تروریستی و تشدید درگیریهای داخلی میان آنها بر سر عواملی چون حاکمیت بر قلمرو، مسایل اعتقادی و میزان بهره مندی از دلارهای شیوخ خلیج فارس حامی تروریسم تکفیری در برخی از مناطق شهر دمشق توافق نامه هایی میان ارتش با گروههای تروریستی مسلح بومی در این مناطق حاصل شده که به خلع سلاح و بازگشت امنیت و آرامش در این مناطق در مقابل اخراج تروریستهای تکفیری از گروههای داعش و جبهه النصره منجر گردید.

لازم به ذکر است که دور جدید درگیریها در منطقه جوبر 5 روز پیش پس از انهدام دو ساختمان محل استقرار نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه توسط عناصر گروه تروریستی تکفیری "ارتش اسلام" آغاز و با تهاجم همه جانبه ارتش سوریه از زمین و هوا علیه مراکز تروریستها همچنان در حال پیگیری است.

فایل ویدیویی مرتبط با انهدام دو ساختمان محل استقرار نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه در محله جوبر دمشق را از اینجا دریافت کنید.


تحولات امروز سوریه؛
موقعیت منطقه جوبر ، زملکا و عین ترما  در روی نقشه مشخص شده است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛
 تصاویری از عملیات زمینی و هوایی ارتش سوریه علیه تروریستهای لانه کرده در جوبر

فایل ویدیوی مرتبط با بمباران محله جوبر دمشق را هم از اینجا دریافت کنید.

پرتاب خمپاره به محله المزه

گروههای تروریستی مستقر در منطقه جوبر امروز چند حمپاره به محله "المزه" دمشق پرتاب کردند که منجر به وارد آمدن خسارات مالی به منازل و مغازه های اطراف محل اصابت گردید.


تحولات امروز سوریه؛
محل اصابت خمپاره به محله المزه در همسایگی منطقه جوبر

غوطه شرقیه دمشق

همزمان با عملیات ارتش سوریه در منطقه جوبر دمشق، منطقه غوطه شرقیه نیز شاهد شدیدترین زد و خوردها میان ارتش با تروریستهای گروه تروریستی "ارتش اسلام" و گروههای هم پیمان آن بود. به موازات درگیریها یگان موشکی ارتش سوریه 9 موشک زمین به زمین (احتمالا از نوع کاتیوشا) به مزارع شمال شهرک ملیحه شلیک کرد.

به گزارش منابع میدانی نزدیک به ارتش سوریه ، کانون این درگیریها  در مناطق دوما ، جسرین ، زبدین ، دیرالعصافیر و مزارع عین ترما  واقع در غوطه شرقیه شهر دمشق میان ارتش و دفاع طنی با تروریستهای تکفیری همچنان ادامه دا¬رد.در اثر این درگیریها 23 نفر از تروریستها از جمله شش نفر از فرماندهان میدانی آنها به نامهای "محمد عمر خبيه" ، "وليد دلوان"، "علي عليوی" ، "راتب سليك"، "محمود بكری" و "منير فواز" به هلاکت رسیده و تعدادی نیز مجروح شدند.


تحولات امروز سوریه؛
کانون درگیریها در مناطق مختلف غوطه شرقیه با دایره هایی به رنگ زرد مشخص شده است.

فایل ویدیوی مرتبط با درگیری در غوطه شرقی را از اینجا دریافت کنید.

آمادگی جبهه النصره برای "غزوه صیدنایا"

گروه تروریستی "جبهه النصره" در دو روز اخیر بارها مردم منطقه "صیدنایا" واقع در حاشیه شمالی دمشق را تهدید به حمله نظامی کرده است.

رسانه های نزدیک به گروه جبهه النصره (شاخه رسمی شبکه تروریستی القاعده در سوریه) در دو روز اخیر بر حملات و تهدیدهای رسانه ای خود علیه مردم مسیحی ساکن در منطقه صیدنایا  به دلیل آنچه حمله نیروهای دفاع وطنی مقیم در این شهر به روستای "عین قنین" که پیش از این در اشغال این گروه تروریستی بوده است، افزایش داده و آنها را به حمله قریب الوقوع تهدید کرده است.

در مقابل جوانان منطقه صیدنایا با بدست گرفتن سلاح و راه اندازی کمیته های دفاع مردمی زیر نظر تشکیلات دفاع وطنی اعلام کردند برای مبارزه با تروریستهای النصره و چشاندن طعم شکست به آنها مشابه آنچه در سال گذشته میلادی در منطقه "دیرشیروبیم" بر سر عناصر این گروه آوردند آمادگی کامل دارند. ساکنین منطقه صیدنایا و دیر شیروبیم همگی از مسیحیان و حامیان نظام و ارتش سوریه هستند و مناطق اطراف آن  سال گذشته در جریان عملیات ارتش سوریه در منطقه القلمون هدف پاکسازی نیروهای ارتش و دفاع وطنی سوریه و رزمندگان حزب الله قرار گرفته بود.

تحولات امروز سوریه؛
موقعیت شهر صید نایا و منطقه دیرشیروبیم در نقشه با دایره به رنگ قرمز مشخص شده است.

تحولات میدانی جبهه رقه

داعش 30 نفر از نیروهایش را اعدام کرد!

منابع رسانه ای نزدیک به گروه تروریستی داعش امروز اعلام کردند که این گروه 30 نفر از اعضایش را به اتهام ارتباط و همکاری با ارتش و دولت سوریه اعدام کرده است.

این منابع افزودند در میان این 30 نفر دو نفر از فرماندهان ارشد گروه تروریستی داعش حضور داشتند که نام یکی از آنها ابوجعفر تونسی بوده است که وی از فرماندهان ارشد میدانی داعش در استان دیرالزور بوده است.

علت اعدام این افراد بنابر آنچه هیئت به اصطلاح شرعی گروه تروریستی داعش در بیانیه ای اعلام کرده است، اقدام آنها در اجازه عبور به کاروان مدافعان فرودگاه نظامی طبقه حین عقب نشینی به سوی مرکز نظامی ارتش سوریه در منطقه "اثریا" بدون وقوع هرگونه درگیری با آنان بوده است.در این بیانیه نوع اعدام این افراد نیز شلیک گلوله به سر عنوان شده است.

تحولات امروز سوریه؛

بمباران مراکز و کاروانهای نظامی داعش

صبح امروز هواپیماهای نیروی هوایی ارتش سوریه حملات سنگینی را به مراکز استقرار داعش در مناطق "سبخه"، "سباهیه" و روستای "عکیرشی" انجام دادند.

تحولات امروز سوریه؛

در تحولی دیگر ارتش سوریه امروز طی عملیاتی جاده مواصلاتی حلب – رقه را دوسال پس از سیطره داعش برآن بازگشایی کردند.

سرنوشت تلخ باقیمانده مدافعان فرودگاه نظامی طبقه


رسانه های گروه تروریستی داعش تصاویر جدیدی از درگیریهای میان این گروه با گروهی از نیروهای ارتش مدافع فرودگاه طبقه که پس از اشغال آن به دست عناصر گروه تروریستی داعش به منطقه عجراوی عقب نشینی کرده بودند را منتشر کرده اند.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

طبق این تصاویر کلیه مدافعانی که وارد این منطقه شده بودند توسط عناصر گروه داعش تحت تعقیب فوری قرار گرفته و پس از درگیریهای سنگین میان دوطرف، همگی به شهادت رسیدند.

اما آنچه که در این میان ناراحتی بیشتر هر بیننده برخوردار از روح انسانی را موجب می شود، کشتن و آتش زدن تعدادی از مدافعان زخمی توسط تروریستهای داعش است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه ادلب


درگیریها میان ارتش سوریه و تروریستهای تکفیری در مناطق اطراف شهر "معره النعمان" وارد مراحل جدیدی شده است.

درگیریها میان طرفین با اقدام گروههای تروریستی در محاصره دو پادگان ارتش سوریه در اطراف شهر معره النعمان از توابع استان ادلب به نامهای پادگان "وادی الضیف" و "حامدیه" و تلاش برای تصرف آنها تداوم دارد.

شدت گلوله باران یگان توپخانه و بمباران هواپیماهای نیروی هوایی ارتش سوریه موجب شد تا تروریستهای تکفیری برای در امان مانده از این حملات از اطراف پادگانهای حامدیه و وادی الضیف عقب نشینی کنند.

تحولات امروز سوریه؛
در نقشه، موقعیت دو پادگان وادی الضیف و حامدیه در حاشیه شهر معره النعمان از توابع ادلب با رنگ زرد مشخص شده است.

بنابر گزارش یک منبع میدانی هواپیماهای ارتش سوریه امروز مواضع تروریستها در روستاهای "کفرومه ، حاس ، معرشورین  را 10 بار هدف سنگین ترین بمباران قرار دادند.

تروریستها  به یکی از نقاط تفتیش ارتش سوریه به نام "عین قریع" حمله کردند که با پاسخ شدید نیروهای مستقر در این مرکز تلفاتی شامل 10 کشته و تعدادی مجروح به آنها وارد گردید.

گروه تروریستی "جبهه النصره" در انتقام این تلفات ، بیش از 25 گلوله خمپاره به شهر شیعه نشین "فوعه" واقع در شمال ادلب پرتاب کردند که موجب شهادت یک نفر و جراحت 8 نفر دیگر شامل چند زن و کودک شد.

تحولات امروز سوریه؛

اعدام 4 جوان سوری بدست جبهه النصره

همزمان با تنگ شدن عرصه میدانی بر گروه تروریستی جبهه النصره این گروه روز گذشته و پس از عقب نشینی از مناطق حاشیه دو پادگان ارتش سوریه 4 نفر از شهروندان سوری را به اتهام "همکاری با سازمان امنیت سوریه" اعدام کرد.

بنابر گزارشهای میدانی این 4 جوان از عناصر مرتبط با گروه جبهه النصره بودند و دو ماه پیش دستگیر شده و در زندانهای این گروه نگهداری می شدند. 

تحولات میدانی جبهه حلب

درگیریهای داخلی میان گروههای تروریستی مسلح داعش و ائتلاف جبهه النصره و جبهه اسلامی در اطراف روستای دابق واقع در حاشیه شمالی شهر حلب با شدت ادامه دارد.

دو گروه جبهه النصره و جبهه اسلامی از هفته گذشته و در پی شکستهای مکرر و پیشروی های داعش در مناطق حاشیه شمالی شهر حلب، در پی چاره جویی برآمدند و پس از برگزاری نشستهایی، اقدام به تشکیل اتاق عملیات مشترک نموده و عملیاتی با نام "نهروان شام" علیه آنچه که خوارج زمان (گروه داعش) می نامیدند، آغاز کردند.

طی این عملیات، تا کنون صدها نفر از دوطرف به هلاکت رسیده و صدها نفر دیگر نیز مجروح شده اند.

تحولات امروز سوریه؛

ویدیوی مرتبط با درگیریها میان داعش با النصره و جبهه اسلامی در حاشیه شمالی شهر حلب را از اینجا دریافت کنید.

درگیریها میان ارتش سوریه با تروریستها در محورهای مختلف شهر حلب شامل مناطق غربی زندان مرکزی حلب، زكوانية، خان العسل، عربيد، ارشاف، مارع، باب، تل علم، قاضي عسكر، كفر كار، فافين، بابنس، مسلمية، ليرمون، معارة الأرتيق، خالدية، جمعیت الزهراء و اطراف اردوگاه "بریج" و ورودی شمال شرقی شهر "حندرات" با شدت هر چه تمام تر ادامه دارد.

هواپیماهای ارتش سوریه مراکز استقرار تروریستهای داعش و النصره و جبهه اسلامی در اطراف حاشیه غربی شهر حلب را به شدت بمباران کردند.

مرکز حقوق بشر سوریه در گزارشی اعلام کرد که گروههای تروریستی امروز به انتقام شکستهای پی در پی از ارتش و دفاع وطنی سوریه  در جبهات مختلف شهر حلب، اقدام به خمپاره باران مناطق مسکونی دو شهر شیعه نشین نبل و الزهراء واقع در شمال شهر حلب نمودند. از تلفات و خسارات این گلوله باران آماری منتشر نشده است.

تحولات امروز سوریه؛

تحولات امروز سوریه؛

تحولات میدانی جبهه حسکه

روز گذشته یگان "دفاع مردمی کردهای سوریه" سیطره خود را بر روستای "جزعه" در نزدیکی مرز سوریه با عراق را پس از درگیریهای شدید با تروریستهای گروه تروریستی داعش اعلام کردند. در این درگیریها سیلوهای گندم این روستا و برخی روستاهای همجوار آن مانند "العرجه، اکراشی، سفانه و پنج مزرعه دیگر اطراف آنها" نیز به تصرف کردهای سوری در آمد.

درگیریها از 19 مرداد امسال میان دو طرف شدت گرفته بود. گروه داعش با هدف تکمیل حلقه محاصره بر شهر کرد نشین سنجار واقع در کشور عراق (همجوار استان حسکه سوریه) و بستن تنها مسیر فرار کردهای عراقی به سمت شهر کردنشین حسکه واقع در شمال سوریه به روستای جزعه حمله ور شده بود که کردهای منطقه حسکه به مقابله با آنها برخواسته و عناصر گروه تروریستی داعش را وادار به ترک منطقه کردند.

درتحولی دیگر روز گذشته یگانهای حمایت مردمی کردهای سوریه با اجرای کمین علیه کاروان خودروهای زرهی گروه  داعش در دو منطقه کوع "شلاح و حلو" در حاشیه جنوبی شهر راس العین تعدادی از آنها را منهدم کردند.

همچنین عملیات ارتش سوریه با پشتیبانی یگانهای حمایت مردمی کردهای سوری در منطقه "غویران" واقع در جنوب شرقی حسکه آغاز شده است.

تحولات امروز سوریه؛

این منطقه تنها منطقه ای است که گروههای مسلح محلی هم پیمان با تروریستهای تکفیری داعش در آن حضور فعال دارند.

یکی از فرماندهان گردان حفظ نظم و امنیت در شهر حسکه به خبرنگاران گفت که در روزهای اخیر گروهی از ریش سفیدان منطقه به نمایندگی از مردم شهر حسکه با تروریستهای گروه داعش مستقر در منطقه غویران وارد مذاکره شده بودند و آنها را برای پذیرش یکی از سه شرط زیر مخیر کرده بودند:

1 – تسلیم شدن به مقامات دولتی  و تحویل تسلیحات.

2 – خروج کامل از منطقه غویران با سلاح هایشان.

3 – آماده شدن برای جنگ و هلاکت به دست واحدهای ارتش و نیروهای مردمی.

این تروریستها در پاسخ به این پیشنهادات، اقدام به خمپاره باران محلات مختلف شهر و اماکن تردد مردم عادی مانند بازار و خیابان های حسکه نمودند. طی این خمپاره باران، 1 پیرمرد شهید و 9 نفر دیگر شامل یک زن و یک کودک خردسال و یک عضو کمیته حفظ نظم منطقه به شدت زخمی شدند.

در پاسخ ارتش اقدام به گلوله باران مناطق شمالی محله "غویران" نموده و حلقه محاصره بر تروریستهای موجود در آن را  تنگ نموده و شمارش معکوس برای آغاز عملیات ارتش و نیروهای بومی در این منطقه آغاز شده است.

در دیگر سو، مرکز حقوق بشر سوریه (وابسته به مخالفان دولت سوریه مستقر در لندن) خبر از فرار گروهی مردم منطقه غویران از منازلشان برای دورماندن از آتش درگیریهای نظامی دوطرف داده است.


تحولات امروز سوریه؛

بنابر اعلام این مرکز بیش از 60 هزار نفر از مردم ساکن در غویران اقدام به ترک منازلشان و حرکت به سمت مناطق امن نموده اند.

تحولات امروز سوریه؛

اطعام سگهای ولگرد با پیکر کشته شدگان جنگ!


گروه تروریستی جبهة النصرة برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌ آنچه "دشمنان" می نامد، اجساد نیروهای ارتش سوریه را طعمه سگ‌های ولگرد می‌کند.

این گروه تکفیری صراحتاً اعلام کرده انداختن اجساد کشته شده‌ها جلوی سگ‌ها، سیاستی است که برای ایجاد رعب و وحشت در قلب‌های دشمنانش اتخاذ شده است.

تحولات امروز سوریه؛

جبهة النصرة و داعش گروه‌های تروریستی هستند که رفتارهای بسیار وحشیانه و خونین از آن‌ها سر می‌زند؛ با این حال، غذا دادن سگ‌ها با اجساد، رفتاری است که تا کنون فقط از جبهة النصرة (شاخه رسمی گروه شبکه تروریستی القاعده در سوریه) سر زده است.


 
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: سياسي، تكفيري(داعش ،.....)
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 13:50 ] [ گروه دین وزندگی ]
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.
نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
به گزارش مشرق، در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم امام رضا(ع) تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است که برخی از اسن اقدمات را دز ذیل می خوانید:

نکته۱
در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

نکته۲
در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

نکته۳
سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

نکته۴
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.


نکته ۵
مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نکته۶
۲۸ هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر ۲۸ هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته۷
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال ۹۵۷ هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال ۱۳۱۱ همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.


نکته۸
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال ۱۱۶۰ به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به ۲۰۰۰ بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه ۱۱۶۰قمری) »

نکته۹
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

نکته۱۰
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (۳×۴) و ارتفاع ۲ متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.


نکته۱۱

سقف ضریح سوم با چوب‎های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نکته۱۲
ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال ۱۳۳۸ بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎گردد.

نکته۱۳
طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.


نکته۱۴
ضریح چهارم دارای ۰۵/۴ متر طول و ۰۶/۳ متر عرض و ۹۰/۳ ارتفاع و ۱۴دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎برداری از طلا و نقره و جواهرات .

نکته ۱۵
پایه‎ها، ستون‎ها، کتیبه‎های سیمین با نقش‎های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است .

نکته ۱۶
بر روی هر یک از دهانه‎های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

نکته ۱۷
در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

نکته ۱۸
پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎های نقره‎ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎نمود.


نکته ۱۹
به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال ۱۳۷۲ مطالعات و بررسی‎های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)
 
نکته۲۰
به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.


نکته۲۱
با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ ۱۲/۱۱/۷۵ تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

نکته ۲۲
پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎رسد.

نکته ۲۳
عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه ۲۱/۱۰/۷۹، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی – تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

نکته ۲۴

محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

نکته ۲۵
از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ها و کاشی‎کاری‎ها و کتیبه‎های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

نکته ۲۶
سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از ۱۲ قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول ۲۰/۲ و عرض ۱۰/۱ و ارتفاع ۹۰ سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

نکته ۲۷
در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ها و جهت قوس‎های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎سازد.

نکته ۲۸
در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

نکته ۲۹
دو سوره مبارکه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه «یس» دارای ۶۶/۱۷ و عرض ۱۸ سانتیمتر و طول کتیبه «هل اتی» ۷۶/۱۶ و عرض آن ۱۴ سانت می‎باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نکته۳۰
برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

نکته۳۱
ضریح مطهر جدید حدود ۱۲ تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ای و طلایی آن و اتصال روکش‎های بدون پیچ یکی از ویژگی‎های این ضریح است. طول ضریح ۷۸/۴ و عرض آن ۳۷/۳ و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه ۹۶/۳ متر می‎باشد.

نام های حرم مقدس امام رضا(ع)

نکته۳۲
حرم مطهر مجموعه‎ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

نکته۳۳
سالانه در این حرم مطهر بیش از ۷۰۰ هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎شود.

نکته۳۴
نام‎های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎باشد:

آستان ملائک پاسبان – ارض اقدس – بقعة مبارکه – حرم مطهر – روضة رضویه – روضة مقدسه – روضة منوره – عتبة عالیه – قبلة هفتم – کعبة آمال – مرقد ملکوتی – مرقد منور – مضجع شریف – معین الضعفاء.

نکته ۳۵
سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف ۸۰/۱۸ متر می‎باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

نکته ۳۶
حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به ۱۳۹ متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

نکته ۳۷
از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

نکته ۳۸
حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ ۶۱۲ هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎شاه می‎باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نکته ۳۹
حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎هایی تعبیه شده، در مکان‎هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل ۱۰۴ قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ترین آنها سلیمانیه‎هایی است، با دور نقره، مربوط به ۵۵۰ سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

نکته۴۰
گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال ۱۰۱۰ تا ۱۰۱۶، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎های محققان بر می‎آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎کاری بوده است.
 
برچسب ها: امام رضا ، حرم ، طوس ، مشرق
مطالب مرتبط

موضوعات مرتبط: مقالات
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 15:21 ] [ گروه دین وزندگی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب